﻿1
00:00:07,200 --> 00:00:09,200
‫تـو هم لایقِ یه زندگی شـاد و بی‌دغدغه‌ای.

2
00:00:22,188 --> 00:00:35,452
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

3
00:04:06,310 --> 00:04:08,960
‫19 ماه روی آب!

4
00:04:08,960 --> 00:04:12,570
‫با این امید که از این فاجعه در امان باشیم.

5
00:04:14,750 --> 00:04:17,750
‫هیچ‌جا امن نیست.

6
00:04:17,750 --> 00:04:20,010
‫مقصد بعدی‌مون «مارسل»ـه.

7
00:04:20,010 --> 00:04:22,800
‫شاید جنوبِ فرانسه جای امنی باشه.

8
00:04:25,190 --> 00:04:27,940
‫بلاخره که باید یه‌جایی باشه.

9
00:04:40,470 --> 00:04:43,690
‫«سو» سکته قلبی کرد.

10
00:04:43,690 --> 00:04:46,430
‫کاری از دست‌مون برنمی‌اومد.

11
00:04:46,430 --> 00:04:49,700
‫باید...راحت‌ش می‌کردم.

12
00:04:51,830 --> 00:04:54,700
‫اگه زنده بود، 10 جـون می‌شد
‫دهمین سالگرد ازدواج‌مون.

13
00:04:57,400 --> 00:04:59,140
‫«هانی» همه‌ش گریه می‌کنه.

14
00:05:01,530 --> 00:05:03,230
‫بهونه مامان‌ش رو می‌گیره.

15
00:05:04,710 --> 00:05:08,110
از این آشوب خسته شده،
‫مثل دنیای قبلی.

16
00:05:10,280 --> 00:05:12,240
‫می‌خواد بره خونه.

17
00:05:40,790 --> 00:05:43,050
‫من «دریل دیکسون» ام.

18
00:05:44,100 --> 00:05:46,670
‫از جایی به اسم «کامن‌ولث» به اینجا اومدم.

19
00:05:49,100 --> 00:05:50,840
‫یه‌جایی توی آمریکاست.

20
00:05:56,760 --> 00:05:58,290
‫یه‌روز رفتم بیرون دنیال یه‌چیزی،

21
00:05:58,290 --> 00:06:01,120
‫و هیچ‌چیز جز دردسر دستگیرم نشد.

22
00:06:03,120 --> 00:06:06,340
‫اگه زنده نموندم،

23
00:06:06,340 --> 00:06:08,210
‫می‌خوام بدونید که تلاشم رو کردم.

24
00:06:11,210 --> 00:06:12,870
‫آخه من هنوز دارم تلاش می‌کنم.

25
00:11:06,613 --> 00:11:09,613
«مـــردگـان مــتـحرک: دریل دیکسون»
" فصل اول / قسمت یک "

26
00:12:31,720 --> 00:12:33,330
‫«خـدا دوستت داره»

27
00:13:48,020 --> 00:13:51,240
‫آهای؟

28
00:13:53,370 --> 00:13:55,720
‫ســلام؟

29
00:14:04,470 --> 00:14:06,080
‫جناب؟

30
00:14:06,080 --> 00:14:09,560
‫ببخشید. متوجه نمی‌شم چی می‌گین.

31
00:14:09,560 --> 00:14:12,870
‫اع پس آمریکایی هستی.

32
00:14:12,870 --> 00:14:16,220
‫اتفاقاً من انگلیسی‌ام خیلی خوبه.

33
00:14:16,220 --> 00:14:18,920
‫حال و احوالت داداش؟

34
00:14:22,140 --> 00:14:28,410
‫مَچ پای پدربزرگم...پیچ خورده!

35
00:14:30,490 --> 00:14:34,060
‫انگلیسی هم زیاد بلد نیست.

36
00:14:34,060 --> 00:14:35,150
‫سلام.

37
00:14:39,070 --> 00:14:42,070
‫تجهیزات پزشکی نداری؟

38
00:14:42,070 --> 00:14:47,640
‫اگه داری می‌تونیم با سیب یا خرگوش
‫معاوضه کنیم.

39
00:14:47,640 --> 00:14:49,340
‫آره. خرگوش.

40
00:14:57,520 --> 00:14:59,780
‫- ممنون.
- ممنون.

41
00:14:59,780 --> 00:15:01,530
‫غذا اونجاست.

42
00:15:07,310 --> 00:15:10,320
‫خب بگو ببینم، کجا می‌ری؟

43
00:15:10,320 --> 00:15:13,020
‫برمی‌گردم همون‌جایی که ازش اومدم.

44
00:15:13,020 --> 00:15:15,500
‫- اون سمت دنیا؟
‫- آره.

45
00:15:23,110 --> 00:15:25,850
‫من «ماری‌بل» ام.

46
00:15:25,850 --> 00:15:27,900
‫و ایشون هم «گیـوم»

47
00:15:27,900 --> 00:15:30,470
‫نظرت چیه ما هم باهات بیایم؟

48
00:15:31,770 --> 00:15:35,170
‫مثلاً بریم یه‌جای امنی چیزی.

49
00:15:35,170 --> 00:15:37,470
‫تو به ما کمک می‌کنی.

50
00:15:37,470 --> 00:15:40,560
‫ما هم راه رو بلدیم بهت کمک می‌کنیم.

51
00:15:40,560 --> 00:15:42,480
‫آهای آمریکایی!

52
00:15:45,530 --> 00:15:47,920
‫شب و روز درمورد جنگ جهانی دوم
‫صحبت می‌کنه.

53
00:15:47,920 --> 00:15:52,050
‫جبهه مقاومت آمریکا. سرباز قدیمی
‫توی جنگ.

54
00:15:52,050 --> 00:15:55,670
‫کشور تو و کشور ما،
‫دوست هستند.

55
00:15:59,710 --> 00:16:01,410
تو دوست ما نیستی.

56
00:16:01,410 --> 00:16:03,890
‫دیگه کشوری هم وجود نداره.

57
00:16:32,360 --> 00:16:35,270
‫فرانسوی نمی‌فهمه!
‫گفت «بشینید»

58
00:17:32,110 --> 00:17:35,640
‫شلیک نکن. باروت رو هدر نده.

59
00:17:41,080 --> 00:17:42,250
‫ممنون.

60
00:17:45,950 --> 00:17:48,340
‫می‌شه کیف تجهیزات پزشکی‌ام رو بدی؟

61
00:19:00,590 --> 00:19:03,460
‫تـو هم لایقِ یه زندگی شـاد و بی‌دغدغه‌ای.

62
00:19:04,900 --> 00:19:08,510
‫دوتاشون رو پیدا می‌کنم و برشون می‌گردونم.

63
00:19:08,510 --> 00:19:11,990
‫حالا قرار نیست که تا ابد هم رو نبینیم.

64
00:20:24,800 --> 00:20:26,330
‫حالت بهتره؟

65
00:20:28,160 --> 00:20:31,160
‫من «ایزابل» ام.

66
00:20:31,160 --> 00:20:33,200
‫نیازی نیست بترسی.
‫تو مهمون مایی.

67
00:20:35,120 --> 00:20:37,160
‫همیشه مهمون‌هاتون رو غل و زنجیر می‌کنید؟

68
00:20:37,160 --> 00:20:40,120
‫اینکار برای سلامت خودتونه.

69
00:20:40,120 --> 00:20:41,950
‫دستم رو به‌گا دادم.

70
00:20:41,950 --> 00:20:45,610
‫حداقل هنوز سرجاشه.

71
00:20:45,610 --> 00:20:47,650
‫«بئولانت» گازت گرفته بود.

72
00:20:47,650 --> 00:20:50,440
‫«داغ کردن زخم» بهترین روش برای جلوگیری
‫شیوع ویروسه.

73
00:20:51,700 --> 00:20:53,750
‫بئوــ چی؟

74
00:20:53,750 --> 00:20:55,790
‫بئولانت.

75
00:20:55,790 --> 00:20:58,270
‫به انگلیسی می‌شه «برنر»

76
00:20:58,270 --> 00:20:59,750
‫واکرهای توی فروشگاه رو می‌گی؟

77
00:21:01,410 --> 00:21:04,930
‫ما اینجا بهشون می‌گیم «افامیز»
‫یعنی «گشنه‌ها»

78
00:21:04,930 --> 00:21:08,150
‫«برنر» هم یه نوع‌شونه.

79
00:21:08,150 --> 00:21:09,680
‫که اینطور.

80
00:21:09,680 --> 00:21:11,370
‫اجازه هست؟

81
00:21:11,370 --> 00:21:13,110
‫بله.

82
00:21:16,550 --> 00:21:20,080
‫اینجا کجاست؟ صومعه‌ست؟

83
00:21:20,080 --> 00:21:22,780
‫ما یه جامعه کوچیک، متشکل
‫از چندتا راهبه‌ایم.

84
00:21:22,780 --> 00:21:25,950
‫12 سال گذشته، الان دیگه
‫خیلی کم شدیم.

85
00:21:28,220 --> 00:21:33,530
‫همینجا زندگی می‌کنیم، کشاورزی، باغ‎بانی
‫غذامون رو خودمون تولید می‌کنیم.

86
00:21:33,530 --> 00:21:35,350
‫اهل آمریکایی؟

87
00:21:35,350 --> 00:21:38,700
‫همون‌جایی که بهش می‌گن «کامن‌ولث»
‫درسته؟

88
00:21:38,700 --> 00:21:41,320
‫نواری که ضبط کرده بودی رو پیدا کردم.

89
00:21:43,540 --> 00:21:46,500
‫چطوری کارـت به فرانسه کشید؟

90
00:21:46,500 --> 00:21:49,320
‫با تصمیمات اشتباه‌‌ام.

91
00:21:53,020 --> 00:21:56,330
‫درمان دستت پیشرفت خوبی داشته.

92
00:21:56,330 --> 00:21:59,940
‫بهترین موقع‌ست برای تمیز کردن زخم،
‫تا عفونت نکنه.

93
00:21:59,940 --> 00:22:01,900
‫می‌رم پانسمان بیارم.

94
00:22:01,900 --> 00:22:03,690
‫آقای دیکسون.

95
00:22:05,820 --> 00:22:07,340
‫دریل.

96
00:22:09,870 --> 00:22:12,000
‫دریل صدام کنید.

97
00:22:12,780 --> 00:22:14,870
‫خوشبختم.

98
00:24:04,330 --> 00:24:06,160
‫اجازه هست سرتون رو ببینم؟

99
00:24:09,030 --> 00:24:11,420
‫این معجون سیر و عسله.

100
00:24:11,420 --> 00:24:13,900
‫جلوی عفونت رو می‌گیره.

101
00:24:16,430 --> 00:24:19,170
می‌بینم نماد هر دین و ایمونی رو
‫نصب کردید اون بالا.

102
00:24:24,480 --> 00:24:26,000
‫سال‌ها پیش صومعه مـا

103
00:24:26,000 --> 00:24:28,440
‫زیر نظر گروهی به نام
‫ «یونیون د لس پـوا» قرار گرفت.

104
00:24:28,440 --> 00:24:31,490
‫یعنی «اتحاد امید»

105
00:24:31,490 --> 00:24:34,750
‫پذیرای پیغام هر انسان سخت‌کوشی، با هر دینی.

106
00:24:34,750 --> 00:24:37,880
‫ما باور داریم خـدا داره بنده‌هاش
‫رو مورد آزمایش قرار می‌ده

107
00:24:37,880 --> 00:24:40,360
‫و بزودی عدالت و آرامش برقرار می‌شه.

108
00:24:44,020 --> 00:24:45,500
‫بالا رو نگاه کن.

109
00:24:47,550 --> 00:24:50,810
‫خب راستش من زیاد باور ندارم به...

110
00:24:50,810 --> 00:24:54,200
‫خـدا؟

111
00:24:54,200 --> 00:24:56,120
‫اما اون به تو باور داره.

112
00:24:56,120 --> 00:24:58,300
‫بلند شو.

113
00:25:04,820 --> 00:25:06,610
‫زخم‌های روی کمـرت...

114
00:25:10,130 --> 00:25:12,610
‫بابا جـونم معتاد بود.
‫[اشاره به بچگی دریل که باباش آزارش می‌داده]

115
00:25:14,400 --> 00:25:15,530
‫خواهر برادر هم داری؟

116
00:25:15,530 --> 00:25:19,140
‫یدونه برادر داشتم.

117
00:25:19,140 --> 00:25:21,490
‫منم یه خواهر داشتم.

118
00:25:24,630 --> 00:25:26,320
‫دوباره تکیه بده.

119
00:25:34,980 --> 00:25:36,680
‫ظاهراً تو هم داری.

120
00:25:42,600 --> 00:25:44,950
‫کشیش کلیسامون می‌گفت
‫ «زخم‌های آدم نشون‌دهنده...

121
00:25:44,950 --> 00:25:48,950
‫گذشته تلخ‌ ماست، اما مهم تر اون

122
00:25:48,950 --> 00:25:51,570
‫نشون می‌دن که اون گذشته تلخ رو
‫پشت سر گذاشتیم.

123
00:25:54,090 --> 00:25:57,480
‫بهتره یه‌هوایی تازه کنی.

124
00:25:57,480 --> 00:25:59,400
‫بیرون منتظرم.

125
00:26:04,710 --> 00:26:08,190
‫خواهرها اون طرف حیاط زندگی می‌کنن.

126
00:26:08,190 --> 00:26:10,240
‫ورود آقایون ممنوعه.

127
00:26:10,240 --> 00:26:12,200
‫پس اون پسر کوچولو ایی که دیدم چی؟

128
00:26:12,200 --> 00:26:14,720
‫لوارنت از نوزادی اینجا بوده.

129
00:26:14,720 --> 00:26:16,630
‫پیش ما. مادر پدرش فوت شدن.

130
00:26:22,950 --> 00:26:24,860
‫فعلاً ازت می‌ترسن.

131
00:26:24,860 --> 00:26:26,600
‫یکم دیگه می‌رم.

132
00:26:33,040 --> 00:26:35,610
‫کلیساهای قرون وسطایی اکثراً
‫اتاق اسلحه دارن.

133
00:26:35,610 --> 00:26:37,440
‫ظاهراً اون موقع‌ها نیاز بوده.

134
00:26:37,440 --> 00:26:39,000
‫حق داشتن.

135
00:26:39,000 --> 00:26:41,180
‫یاد گرفتیم که چطوری ازشون استفاده کنیم،

136
00:26:41,180 --> 00:26:43,710
‫محض احتیاط.

137
00:26:43,710 --> 00:26:45,970
‫راهبه‌های قاتل؟

138
00:26:45,970 --> 00:26:48,800
‫بهتره بگیم اگه اتفاقی بیوفته
‫بلدیم از خودمون دفاع کنیم.

139
00:26:51,360 --> 00:26:53,670
‫«پـر ژان» یه کلکسیونر بود.

140
00:26:53,670 --> 00:26:57,460
‫پدر بزرگ‌ش توی جنگ «ماکی» حضور داشته.

141
00:26:57,460 --> 00:27:00,460
‫- یکی‌شون نیست.
‫- اون رو خودم استفاده می‌کنم.

142
00:27:03,460 --> 00:27:04,990
‫اونجا دفتر «پر ژان»ــه.

143
00:27:08,600 --> 00:27:10,380
‫بلدین چطوری از اون رادیو استفاده کنین؟

144
00:27:10,380 --> 00:27:12,650
‫مدتیه نمی‌تونم با کسی ارتباط برقرار کنم.

145
00:27:12,650 --> 00:27:14,470
‫اشکال نداره من یه نگاهی بندازم؟

146
00:27:14,470 --> 00:27:17,000
‫وقتی حالت بهتر شد حتماً.

147
00:27:24,010 --> 00:27:26,570
‫آخرین نفری که باهاش حرف زدم
‫یه مرد اسپانیایی بود.

148
00:27:26,570 --> 00:27:28,270
‫چندماه پیش.

149
00:27:28,270 --> 00:27:30,670
‫یکم انگلیسی بلد بود، می‌تونیم
‫دوباره به اون بی‌سیم بزنیم.

150
00:27:30,670 --> 00:27:32,320
‫خوب انگلیسی حرف می‌زنی‌ها.

151
00:27:32,320 --> 00:27:33,930
‫مادر پدرم پزشک‌ سـیار بودن.

152
00:27:33,930 --> 00:27:36,190
‫به جاهای زیادی سفر کردن.

153
00:27:36,190 --> 00:27:38,370
‫بوسنی، چچن، رواندا.

154
00:27:40,630 --> 00:27:43,590
‫من و خواهرم هم توی پاریس درس می‌خوندیم.

155
00:27:43,590 --> 00:27:45,940
‫چطوری کارـت به اینجا کشید؟

156
00:27:45,940 --> 00:27:48,550
‫با تصمیمات درست.

157
00:27:48,550 --> 00:27:52,820
‫صومعه از همون اول که پیداش کردم
‫جای مدرن و پیشرفته‌ای بود،

158
00:27:52,820 --> 00:27:54,430
‫هدف‌مون این بود اینجا رو

159
00:27:54,430 --> 00:27:56,950
‫به یه زمین کشاورزی تبدیل کنیم تا
‫جواب‌گوی نیازهامون باشه.

160
00:27:56,950 --> 00:27:59,220
‫پایه‌های ماموریت‌مون رو محکم کنه.

161
00:27:59,220 --> 00:28:00,700
‫موفقیت‌آمیز بود و همچنان هست.

162
00:28:04,310 --> 00:28:07,220
‫یکم بشین. الان برمی‌گردم.

163
00:28:59,646 --> 00:29:01,513
<b><font color="#fff019">این مرد به اینجا تعلق نداره.</font></b>

164
00:29:02,688 --> 00:29:05,556
<b><font color="#fff019">اگه حتی نمی‌تونیم به یه مسافر زخمی
پناه بدیم، پس فایده‌مون چیه؟</font></b>

165
00:29:06,479 --> 00:29:07,812
<b><font color="#fff019">فکر می‌کنی این مرد قاصدیه
که منتظرش بودیم.</font></b>

166
00:29:09,688 --> 00:29:11,832
<b><font color="#fff019">دیدم چطوری با سربازها مبارزه می‌کنه،
خیلی قویه.</font></b>

167
00:29:18,354 --> 00:29:21,330
<b><font color="#fff019"> به همون دنیای بیرون تعلق داره؛
دنیای کافران و خشونت.</font></b>

168
00:29:21,696 --> 00:29:22,796
<b><font color="#fff019">از ما نیست.</font></b>

169
00:29:23,313 --> 00:29:24,993
<b><font color="#fff019">به خدا اعتقادی نداره.</font></b>

170
00:29:26,604 --> 00:29:28,204
<b><font color="#fff019">منم زمانی به خدا اعتقاد نداشتم.</font></b>

171
00:30:10,480 --> 00:30:12,130
‫نوبت توئه.

172
00:30:15,870 --> 00:30:19,010
‫رکورد من 3 دقیقه و 12 ثانیه‌ست.

173
00:30:22,790 --> 00:30:25,320
‫من زیاد توی این چیزها خوب نیستم.

174
00:30:25,320 --> 00:30:26,800
‫واقعاً؟

175
00:30:26,800 --> 00:30:29,630
‫ولی من خوراک‌ام این چیزهاست.

176
00:30:29,630 --> 00:30:33,110
‫ریاضی، علـوم، موسیقی و جغرافیا.

177
00:30:33,110 --> 00:30:36,070
‫تازه اسم همه کشورها و پایتخت‌شون
‫وقتی دنیا اینطوری نشده بود

178
00:30:36,070 --> 00:30:37,850
‫رو هم بلدم.

179
00:30:37,850 --> 00:30:40,940
‫«پر ژان» همه این‌ها رو بهم یاد داد.

180
00:30:40,940 --> 00:30:42,860
‫بابت رفتارم عذر می‌خوام جناب،
‫خوشبختم.

181
00:30:42,860 --> 00:30:45,030
‫واقعاً از آشنایی‌تون خوشحالم.

182
00:30:48,380 --> 00:30:51,170
‫می‌دونی وقتی اوضاع اینطوری نبود

183
00:30:51,170 --> 00:30:54,650
‫چند نفر توی فرانسه زندگی می‌کردن؟

184
00:30:54,650 --> 00:30:58,310
‫قبل از فروپاشی، 67 میلیون نفر جمعیت داشته.

185
00:30:58,310 --> 00:31:02,570
‫حدس می‌زنم جمعیت فعلی‌اش 200 هزار نفر باشه.

186
00:31:03,790 --> 00:31:06,050
‫حدس می‌زدم کمتر باشه.

187
00:31:06,050 --> 00:31:08,670
خیلی کم‌تر.

188
00:31:08,670 --> 00:31:10,060
‫می‌دونی چقدر طول می‌کشه

189
00:31:10,060 --> 00:31:12,670
‫تا دوباره جمعیت بشه 67 میلیون؟

190
00:31:12,670 --> 00:31:15,020
‫نـه.

191
00:31:15,020 --> 00:31:17,670
‫اندازه شش نسل کامل.

192
00:31:17,670 --> 00:31:19,720
‫شایدم هفت.

193
00:31:21,980 --> 00:31:25,550
‫حتی فکرکردن بهش هم
دل‌ام رو به درد میاره.

194
00:31:26,550 --> 00:31:28,380
‫آره، گُـه تو ریاضی.

195
00:31:33,730 --> 00:31:36,260
‫بچه دارید جناب؟

196
00:31:36,260 --> 00:31:38,130
‫همسر؟

197
00:31:38,130 --> 00:31:40,260
‫مادر و پدر؟

198
00:31:41,740 --> 00:31:43,050
‫نه.

199
00:31:43,050 --> 00:31:44,610
‫نه، ندارم اینایی که می‌گی رو.

200
00:31:44,610 --> 00:31:46,790
‫اما دلت برای خونه‌ات تنگ شده.

201
00:31:46,790 --> 00:31:48,270
‫توی چشم‌هات می‌بینیم.

202
00:31:48,270 --> 00:31:49,790
بچه جون روان‌شناسی چیزی هستی؟

203
00:31:49,790 --> 00:31:53,190
‫من همه‌چی رو حس می‌کنم.
‫توی دل‌ام.

204
00:31:53,190 --> 00:31:55,020
‫غم و اندوهی که داری رو حس می‌کنم.

205
00:31:57,500 --> 00:31:59,930
‫نا اُمید نشو آقای دریل،

206
00:31:59,930 --> 00:32:01,940
‫تـو هم لایقِ یه زندگی شـاد و بی‌دغدغه‌ای.

207
00:32:05,900 --> 00:32:10,070
‫لوارنت زودباش بیا.

208
00:32:10,070 --> 00:32:12,600
‫وقت اشعاره. پر ژان منتظرمه.

209
00:32:17,210 --> 00:32:18,780
‫امتحان کن ببین می‌تونی.

210
00:32:28,880 --> 00:32:30,620
‫خب، «همه‌چی....»

211
00:32:30,620 --> 00:32:35,580
‫«‌همه‌چی از بین رفته، به کریه‌ترین
‫شکل ممکن»

212
00:32:36,750 --> 00:32:38,450
‫یعنی بد.

213
00:32:38,450 --> 00:32:40,100
‫«کریه» ؟

214
00:32:40,100 --> 00:32:42,190
‫آره. یعنی کریه یعنی بد.

215
00:33:14,438 --> 00:33:16,018
<b><font color="#fff019">‫ما دنبال دوتا مرد هستیم</font></b>

216
00:33:16,104 --> 00:33:18,837
<b><font color="#fff019">‫ظاهراً از همین مسیر عبور می‌کردن</font></b>

217
00:33:20,254 --> 00:33:21,254
<b><font color="#fff019">‫چند روز پیش.</font></b>

218
00:33:21,604 --> 00:33:23,371
<b><font color="#fff019">‫عذر می‌خوام جناب، ما ندیدیم‌شون.</font></b>

219
00:33:24,896 --> 00:33:25,896
<b><font color="#fff019">‫ممنون.</font></b>

220
00:33:39,813 --> 00:33:41,921
<b><font color="#fff019">‫اگه اطلاعاتی در اختیار ما بذارید،
‫پاداش می‌گیرید.</font></b>

221
00:33:42,021 --> 00:33:43,921
<b><font color="#fff019">‫این بنده‌خدا پیر و ضعیفه؛
‫دنبال دردسر نیست.</font></b>

222
00:33:46,604 --> 00:33:48,304
<b><font color="#fff019">‫اگه هم ما رو بپیچونید؛
‫مجازات می‌شید.</font></b>

223
00:33:52,438 --> 00:33:57,378
<b><font color="#fff019">‫یکی می‌خواست ازمون دزدی کنه،
‫دوتا مرد شبیه شما اومدن کمک‌مون.</font></b>

224
00:34:00,313 --> 00:34:01,313
<b><font color="#fff019">‫بعدش چی شد؟</font></b>

225
00:34:01,521 --> 00:34:03,454
<b><font color="#fff019">‫دیگه ندیدیم‌مشون، فرار کردیم.</font></b>

226
00:34:03,771 --> 00:34:04,811
<b><font color="#fff019">‫ترسیده بودیم.</font></b>

227
00:34:09,729 --> 00:34:11,162
<b><font color="#fff019">‫یادته این اتفاق کجا افتاد؟</font></b>

228
00:34:16,063 --> 00:34:17,283
<b><font color="#fff019">‫جناب می‌شه بدونم...</font></b>

229
00:34:18,796 --> 00:34:19,796
<b><font color="#fff019">‫پاداش چیه؟</font></b>

230
00:34:34,996 --> 00:34:36,376
<b><font color="#fff019">‫می‌بریمون اونجا.</font></b>

231
00:34:36,813 --> 00:34:37,813
<b><font color="#fff019">‫یالا.</font></b>

232
00:35:12,000 --> 00:35:14,560
‫« بر روی کوه‌های مجنون...

233
00:35:14,560 --> 00:35:16,740
‫روی دریا، روی قایق »

234
00:35:18,180 --> 00:35:20,660
‫- چیکار می‌کنی؟
‫- این «پر ژان»ـه.

235
00:35:20,660 --> 00:35:23,790
‫تا روزی که دوباره زنده بشه
‫اینجا نگه‌ش می‌داریم.

236
00:35:23,790 --> 00:35:25,010
‫لوارنت!

237
00:35:25,146 --> 00:35:26,146
<b><font color="#fff019">‫کافیه!</font></b>

238
00:35:26,896 --> 00:35:28,429
<b><font color="#fff019">‫برو توی حیاط و منتظرم بمون.</font></b>

239
00:35:32,620 --> 00:35:34,100
‫بذار توضیح بدم.

240
00:35:41,160 --> 00:35:43,330
‫این کسشعرها چیه واسه
‫خودتون راه انداختین.

241
00:35:43,330 --> 00:35:45,900
‫یه کشیش مُرده رو نگه داشتین؛
‫اون پسره هم که عجیب‌غریب می‌زنه

242
00:35:45,900 --> 00:35:47,290
‫نه ممنون.

243
00:35:47,290 --> 00:35:48,770
‫اونطوری که فکر می‌کنی نیست.

244
00:35:48,770 --> 00:35:50,900
‫مهم نیست من چی فکر می‌کنم،
‫دارم می‌رم.

245
00:35:54,470 --> 00:35:57,130
‫نمی‌تونی جایی بری!
‫نه بدون ما.

246
00:35:57,130 --> 00:35:58,300
‫ما مدت‌هاست منتظرتیم.

247
00:36:01,390 --> 00:36:02,790
‫تو قاصدی!

248
00:36:02,790 --> 00:36:04,660
‫قاصد؟

249
00:36:04,660 --> 00:36:06,350
‫قاصدی که لوارنت رو تحویل می‌ده.

250
00:36:07,790 --> 00:36:09,490
‫لوارنت این رو کشیده.

251
00:36:14,190 --> 00:36:16,150
‫بهتره بچسبه به همون ریاضی.

252
00:36:16,150 --> 00:36:19,410
‫سه هفته قبل از اینکه تو
‫سر و کله‌ات پیدا بشه.

253
00:36:19,410 --> 00:36:21,760
‫یکی رو کشیده توی آب.
‫خب که چی؟

254
00:36:21,760 --> 00:36:23,020
‫دیدم چطوری با اون سربازها جنگیدی.

255
00:36:23,020 --> 00:36:24,330
‫مطمئنم می‌تونی صحیح و سالم تحویل‌ش بدی.

256
00:36:24,330 --> 00:36:25,940
‫روحمم خبر نداره درمورد چی حرف می‌زنی.

257
00:36:25,940 --> 00:36:27,460
‫رهبرمون یه راهب بودایی‌ـیه.

258
00:36:27,460 --> 00:36:29,380
‫چند سال پیش که اومده بود از اینجا بازدید کنه،

259
00:36:29,380 --> 00:36:31,160
‫توی لوارنت یه چیزی دید!

260
00:36:31,160 --> 00:36:33,080
‫پاسخی به یک پیشگویی.

261
00:36:33,080 --> 00:36:34,600
‫اتحاد امید توی شمال
‫یه پایگاه داره،

262
00:36:34,600 --> 00:36:36,380
‫جامعه‌ای که بزرگش می‌کنن
‫و پرورشش می‌دن

263
00:36:36,380 --> 00:36:38,210
‫تا به کسی که خداوند
‫ترتیب داده تبدیل بشه.

264
00:36:38,210 --> 00:36:39,870
« کسی که خداوند ترتیب داده » ؟

265
00:36:39,870 --> 00:36:42,480
‫«لاما رینپوش» شش ماه پیش گفت
‫که زمان‌ش فرا رسیده.

266
00:36:42,480 --> 00:36:45,040
‫قرار بود «پر ژان» ببردش اونجا که...

267
00:36:45,040 --> 00:36:46,260
‫خودت دیدی.

268
00:36:46,260 --> 00:36:47,870
‫آره. دیدم زندانی‌اش کرده بودین.

269
00:36:47,870 --> 00:36:51,360
‫با خودتون فکرکردین دعا کردن و
‫شعر خوندن‌تون زنده‌ش می‌کنه.

270
00:36:51,360 --> 00:36:55,010
‫لوارنت یه پسر استثنایی‌ـیه.
مطمئنم این رو حس کردی.

271
00:36:55,010 --> 00:36:57,540
‫- جدی؟
‫- مادرش موقع زایمان از دنیا رفت.

272
00:36:57,540 --> 00:36:59,100
‫اونم باید مثل مادرش می‌مرد.

273
00:36:59,100 --> 00:37:00,670
‫زنده موندن‌ش یه معجزه‌ست.

274
00:37:00,670 --> 00:37:02,280
‫می‌شه این رو قرض بگیرم؟

275
00:37:02,280 --> 00:37:03,980
‫توانایی های خاصی از خودش
‫نشون داده؛ درایتی صریح

276
00:37:03,980 --> 00:37:06,810
‫شفقتی داره که تو
‫هیچ بچه دیگه‌ای ندیدم.

277
00:37:06,810 --> 00:37:08,420
‫درون انسان‌ها رو می‌بینه.

278
00:37:08,420 --> 00:37:10,550
‫یادمه یکی از هم‌مدرسه‌ای‌هـام
‫توی دبستان همینطوری بود.

279
00:37:10,550 --> 00:37:12,990
زیاد به خاطر این کسشعرها
کتک می خورد.

280
00:37:12,990 --> 00:37:15,070
‫- اینارو می‌برم. اشکالی نداره؟
‫- باید آموزش ببینه.

281
00:37:15,070 --> 00:37:16,510
‫راهنمایی‌ هایی نیاز داره
‫که از پس ما بر نمیاد.

282
00:37:16,510 --> 00:37:19,560
‫اونجا جاش امنه. پرورشش می‌دن
‫تا وقتی که آماده بشه.

283
00:37:19,560 --> 00:37:22,820
‫آماده برای چی؟

284
00:37:22,820 --> 00:37:25,820
‫تا به «مسیح» جدید تبدیل بشه.

285
00:37:25,820 --> 00:37:29,090
‫تا به بشریت جون تازه‌ای ببخشه.

286
00:37:34,050 --> 00:37:36,440
‫واقعاً نمی‌فهمی؟ دلیل
‫اینجا اومدنت همینه.

287
00:37:36,440 --> 00:37:38,180
‫برای همین دریا تو رو آورده اینجا.

288
00:37:38,180 --> 00:37:40,140
‫برای همین اون روز اتفاقی
‫تو رو دیدم.

289
00:37:40,140 --> 00:37:41,970
‫برای همین نجات پیدا کردی.

290
00:37:41,970 --> 00:37:43,060
‫هر اتفاقی یه دلیلی داره!

291
00:37:43,060 --> 00:37:45,930
‫می‌تونی روشنش کنی؟

292
00:37:45,930 --> 00:37:48,410
‫لامپش یه ماه پیش سوخت.

293
00:37:48,410 --> 00:37:49,760
‫چی؟

294
00:37:49,760 --> 00:37:52,200
‫از اون موقع تا حالا
‫دنبال یه لامپ دیگه‌ام.

295
00:37:53,810 --> 00:37:55,550
‫پس کسشعر تحویلم دادی.

296
00:37:59,340 --> 00:38:01,990
‫یه بندر توی شمال هست که
‫ممکنه رادیوـش هنوز فعال باشه.

297
00:38:01,990 --> 00:38:04,040
‫نشونم بده.

298
00:38:07,690 --> 00:38:10,000
‫«لــو آور»

299
00:38:10,000 --> 00:38:14,050
‫می‌گن کشتی‌ها اونجا رفت و آمد دارن.

300
00:38:14,050 --> 00:38:15,480
‫اما در حد شایعه‌ست.

301
00:38:17,400 --> 00:38:19,400
‫این چیه این وسط وصل کردید؟

302
00:38:19,400 --> 00:38:22,190
‫مسیری بود که پر ژان می‌خواست
‫لوارنت رو ببره شمال.

303
00:38:22,190 --> 00:38:23,930
‫مکان‌هایی که دوست‌هامون هستن

304
00:38:23,930 --> 00:38:27,630
‫و می‌تونیم با بی‌سیم
‫از وضعیت هم باخبر بشیم.

305
00:38:27,630 --> 00:38:32,110
‫خیلی خطرناکه. رسیدن به شمال کار سختیه.

306
00:38:32,110 --> 00:38:35,150
‫اگه فرانسوی بلد نباشی سخت‌تره.

307
00:38:49,354 --> 00:38:51,254
<b><font color="#fff019">‫سرمون توی کار خودمون بود.</font></b>

308
00:38:51,563 --> 00:38:54,296
<b><font color="#fff019">‫که یکی اومد و غذا می‌خواست</font></b>

309
00:38:55,354 --> 00:38:56,354
<b><font color="#fff019">‫هنری...</font></b>

310
00:38:56,854 --> 00:38:58,587
<b><font color="#fff019">‫از مدرسه با هم دوست بودیم.</font></b>

311
00:38:59,863 --> 00:39:00,863
‫برادرم کجاست؟

312
00:39:02,479 --> 00:39:03,479
<b><font color="#fff019">‫میشل کجاست؟</font></b>

313
00:39:06,880 --> 00:39:09,010
‫میشل!

314
00:39:09,010 --> 00:39:11,230
‫میشل؟

315
00:39:11,230 --> 00:39:12,670
‫میشل؟

316
00:40:32,013 --> 00:40:33,613
<b><font color="#fff019">‫کسی که اینکارو کرده...</font></b>

317
00:40:35,446 --> 00:40:36,486
<b><font color="#fff019">‫آمریکایی بود.</font></b>

318
00:40:39,354 --> 00:40:40,654
<b><font color="#fff019">‫اینجا خون ریخته.</font></b>

319
00:40:43,771 --> 00:40:44,771
<b><font color="#fff019">‫اینم هست.</font></b>

320
00:40:45,013 --> 00:40:46,941
<b><font color="#fff019">‫اینارو یه دختره نصب می‌کنه
‫که توی صومعه زندگی می‌کنه.</font></b>

321
00:40:47,313 --> 00:40:48,353
<b><font color="#fff019">‫خواهر ایزابل.</font></b>

322
00:40:52,104 --> 00:40:54,071
<b><font color="#fff019">‫باید یه‌سر بریم به دیدار خواهرها.</font></b>

323
00:41:05,570 --> 00:41:09,220
‫چیزی نمی‌شه. تازه پسرـه
‫عاشق اینجاست.

324
00:41:09,220 --> 00:41:10,570
‫جاش امنه، شانس باهاش یار بوده.

325
00:41:10,570 --> 00:41:12,620
‫تنهاست.

326
00:41:12,620 --> 00:41:15,140
‫از بچگی نه دوستی داشته
‫نه پدری.

327
00:41:15,140 --> 00:41:18,400
‫باید پیش بقیه بچه‌ها باشه،
‫معلم می‌خواد.

328
00:41:18,400 --> 00:41:21,190
‫والا همین که زنده بمونی خودش خیلیه.

329
00:41:21,190 --> 00:41:24,280
‫سرنوشتی بزرگ‌تر از فقط «زنده موندن»
‫در انتظارشه.

330
00:41:25,410 --> 00:41:28,110
‫نظر خودش درمورد این نقشه‌هات چیه؟

331
00:41:28,110 --> 00:41:32,070
‫خداحافظ آقای دریل.

332
00:41:32,070 --> 00:41:34,460
‫یعنی «امیدوارم دوباره هم رو ملاقات کنیم»

333
00:41:34,460 --> 00:41:36,640
‫از هیچی خبر نداره.

334
00:41:36,640 --> 00:41:39,250
‫هنوز بچه‌ست. نباید همچین باری
‫رو روی شونه‌ش حس کنه.

335
00:41:39,250 --> 00:41:41,730
‫ببین، من برنامه‌هام رو چیدم.

336
00:41:41,730 --> 00:41:43,430
‫قرار هم نیست تغییرش بدم.

337
00:41:43,430 --> 00:41:45,080
‫دنیا از دست رفته.
‫همه‌مون این رو می‌دونیم.

338
00:41:45,080 --> 00:41:47,350
‫امید داره کم‌کم از بین می‌ره،
‫بعدش هم همه‌مون.

339
00:41:47,350 --> 00:41:49,130
‫حتی اگه اشتباه هم کرده باشیم؛
‫حداقل این وسط

340
00:41:49,130 --> 00:41:50,520
‫به یه پسر بچه برای
‫زندگی‌ای بهتر کمک کردیم.

341
00:41:50,520 --> 00:41:52,790
‫اما اگه حق با ما باشه،

342
00:41:52,790 --> 00:41:54,620
‫چرا حداقل امیدوار نباشیم؟

343
00:41:56,270 --> 00:41:58,010
‫به من ربطی نداره.

344
00:42:10,938 --> 00:42:13,438
<b><font color="#fff019">‫خجالتی برای خواست این موجود لازم نیست</font></b>

345
00:42:15,154 --> 00:42:16,554
<b><font color="#fff019">‫اما اون رفت.</font></b>

346
00:42:19,021 --> 00:42:21,154
<b><font color="#fff019">‫اون قاصدی که انتظار داشتیم نیست.</font></b>

347
00:43:15,538 --> 00:43:16,538
<b><font color="#fff019">‫عصرتون به‌خیر راهبه اعظم.</font></b>

348
00:43:17,438 --> 00:43:19,705
<b><font color="#fff019">‫ما دنبال یه آمریکاییِ فراری هستیم.</font></b>

349
00:43:20,271 --> 00:43:22,404
<b><font color="#fff019">‫الان وسط دعای عصرگاه هستیم جناب کدرون.</font></b>

350
00:43:27,588 --> 00:43:29,068
<b><font color="#fff019">‫باید بیایم داخل مادر.</font></b>

351
00:43:30,563 --> 00:43:32,243
<b><font color="#fff019">‫هرطور شده میایم داخل.</font></b>

352
00:43:34,904 --> 00:43:35,904
<b><font color="#fff019">‫در رو باز کنید.</font></b>

353
00:43:39,313 --> 00:43:41,380
<b><font color="#fff019">‫پسر رو قایم کنید و آماده باشید.</font></b>

354
00:44:02,479 --> 00:44:03,479
<b><font color="#fff019">‫گوش کن.</font></b>

355
00:44:03,646 --> 00:44:05,713
<b><font color="#fff019">‫از اینجا جم نخور، اصلاً بیرون نیا.</font></b>

356
00:44:06,154 --> 00:44:06,954
<b><font color="#fff019">‫فهمیدی؟</font></b>

357
00:44:07,104 --> 00:44:08,848
<b><font color="#fff019">‫کی قراره ازـمون در مقابل سربازها
‫محافظت می‌کنه؟</font></b>

358
00:44:09,563 --> 00:44:10,896
<b><font color="#fff019">‫ما خودمون از خودمون محافظت می‌کنیم.</font></b>

359
00:44:15,313 --> 00:44:16,353
<b><font color="#fff019">‫در رو قفل کن.</font></b>

360
00:44:17,354 --> 00:44:18,334
<b><font color="#fff019">‫اصلاً بیرون نیا.</font></b>

361
00:44:49,979 --> 00:44:51,579
<b><font color="#fff019">‫هیچ مردی اینجا نیست.</font></b>

362
00:44:54,646 --> 00:44:55,913
<b><font color="#fff019">‫شما باید خواهر ایزابل باشید.</font></b>

363
00:44:56,404 --> 00:44:57,404
<b><font color="#fff019">‫این‌ها رو پیدا کردیم.</font></b>

364
00:44:58,979 --> 00:45:00,712
<b><font color="#fff019">‫جایی که دو نفر از افرادم به قتل رسیدن.</font></b>

365
00:45:00,771 --> 00:45:01,971
<b><font color="#fff019">‫از جمله برادرم.</font></b>

366
00:45:03,688 --> 00:45:05,055
<b><font color="#fff019">‫من این‌ها رو همه‌جا نصب می‌کنم.</font></b>

367
00:45:06,104 --> 00:45:07,104
<b><font color="#fff019">‫مارتین؟</font></b>

368
00:45:07,529 --> 00:45:08,529
<b><font color="#fff019">‫دورو برو بپا</font></b>

369
00:45:08,979 --> 00:45:10,612
<b><font color="#fff019">‫ریچارد، فلیپ
‫شما برید سمت چپ.</font></b>

370
00:45:11,063 --> 00:45:12,263
<b><font color="#fff019">‫بقیه هم با من بیاین.</font></b>

371
00:45:35,313 --> 00:45:36,313
<b><font color="#fff019">‫پخش بشین.</font></b>

372
00:45:36,429 --> 00:45:37,949
<b><font color="#fff019">‫جرمی، تو با من بیا.</font></b>

373
00:46:49,704 --> 00:46:51,440
<b><font color="#fff019">‫این چه کاریه! واسه چی این هیولا
‫رو اینجا نگه می‌دارین؟</font></b>

374
00:46:52,938 --> 00:46:54,738
<b><font color="#fff019">‫« خوشا به حال مهربانان »</font></b>

375
00:46:55,188 --> 00:46:57,652
<b><font color="#fff019">‫ما یه سری اعتقادات داریم...در رابطه با رستگاری روح.</font></b>

376
00:46:58,563 --> 00:46:59,603
<b><font color="#fff019">‫حتی اهل خباثت.</font></b>

377
00:47:00,346 --> 00:47:01,346
<b><font color="#fff019">‫حتی گشنه‌ها.</font></b>

378
00:47:03,021 --> 00:47:04,021
<b><font color="#fff019">‫با نیزه...</font></b>

379
00:47:04,271 --> 00:47:05,271
<b><font color="#fff019">‫بزن توی سرش.</font></b>

380
00:47:05,854 --> 00:47:06,794
<b><font color="#fff019">‫این پدر ژانه!</font></b>

381
00:47:07,313 --> 00:47:08,493
<b><font color="#fff019">‫توروخدا اینکارو نکنید.</font></b>

382
00:47:09,479 --> 00:47:11,946
<b><font color="#fff019">‫وقتی افراد من کشته شدن تو اونجا بودی.</font></b>

383
00:47:13,229 --> 00:47:14,409
<b><font color="#fff019">‫پس یا دهن باز می‌کنی</font></b>

384
00:47:14,896 --> 00:47:16,296
<b><font color="#fff019">‫یا کار خودمون رو می‌کنیم.</font></b>

385
00:47:19,604 --> 00:47:20,644
<b><font color="#fff019">‫کارشو یه‌سره کنید.</font></b>

386
00:47:22,354 --> 00:47:23,854
<b><font color="#fff019">‫فلیپ پولین، من تو رو می‌شناسم.</font></b>

387
00:47:23,921 --> 00:47:25,421
<b><font color="#fff019">‫خانواده‌ات برای
‫عبادت می‌اومدن اینجا.</font></b>

388
00:47:25,463 --> 00:47:26,163
‫انجامش بده.

389
00:47:26,188 --> 00:47:27,621
<b><font color="#fff019">‫خودم بهت درس دین و مذهب دادم.</font></b>

390
00:47:27,979 --> 00:47:29,579
<b><font color="#fff019">‫همیشه پیش پدر ژان به گناه‌هات
‫اعتراف می‌کردی.</font></b>

391
00:47:37,310 --> 00:47:38,570
‫فلیپ.

392
00:47:38,771 --> 00:47:39,771
<b><font color="#fff019">‫بُکشش!</font></b>

393
00:47:41,270 --> 00:47:42,480
‫فلیپ.

394
00:47:45,396 --> 00:47:46,676
<b><font color="#fff019">‫من رو ببخش، پدر.</font></b>

395
00:47:50,771 --> 00:47:53,038
<b><font color="#fff019">‫نــه پدر ژان! نــه. اینکارو نکنید.</font></b>

396
00:47:54,146 --> 00:47:55,146
<b><font color="#fff019">‫نه. خدای من.</font></b>

397
00:47:57,021 --> 00:47:58,021
‫پدر ژان...

398
00:48:01,738 --> 00:48:02,838
<b><font color="#fff019">‫این پسر بچه اینجا چیکار می‌کنه؟</font></b>

399
00:48:03,304 --> 00:48:04,644
<b><font color="#fff019">‫مامان‌باباش کجـان؟</font></b>

400
00:48:05,071 --> 00:48:05,871
<b><font color="#fff019">‫مُردـن.</font></b>

401
00:48:05,938 --> 00:48:07,305
<b><font color="#fff019">‫ما سرپرستی‌ش رو به عهده گرفتیم.</font></b>

402
00:48:07,646 --> 00:48:08,396
<b><font color="#fff019">‫با خودمون می‌بریمش.</font></b>

403
00:48:08,420 --> 00:48:09,370
‫نـه.

404
00:48:09,396 --> 00:48:10,663
<b><font color="#fff019">‫یکی از سربازهای «جنت» می‌شه.</font></b>

405
00:48:12,896 --> 00:48:13,796
<b><font color="#fff019">‫ولم کنید.</font></b>

406
00:48:23,363 --> 00:48:24,383
<b><font color="#fff019">‫برید دنبال خواهرها.</font></b>

407
00:48:24,521 --> 00:48:25,601
<b><font color="#fff019">‫بقیه‌تون با من بیاین.</font></b>

408
00:50:35,790 --> 00:50:39,700
‫نه؛ نه، نه. رحم کن.

409
00:50:44,146 --> 00:50:45,346
<b><font color="#fff019">‫صدمه دیدی مادر؟</font></b>

410
00:51:58,870 --> 00:52:01,350
‫تو به خدا اعتقاد نداری.

411
00:52:01,350 --> 00:52:04,700
‫شاید چون هیچوقت دلیلی
‫برای اعتقاد پیدا نکردی.

412
00:52:06,490 --> 00:52:09,790
‫اما از یه‌چیزی مطمئنم...

413
00:52:09,790 --> 00:52:13,450
‫همیشه و هرجا دلیلی وجود داره.

414
00:52:22,213 --> 00:52:23,393
<b><font color="#fff019">‫تو شفاء‌دهنده...</font></b>

415
00:52:23,804 --> 00:52:25,304
<b><font color="#fff019">‫این دنیای آشفته‌ای.</font></b>

416
00:52:36,521 --> 00:52:37,521
<b><font color="#fff019">‫شـاید،</font></b>

417
00:52:38,104 --> 00:52:40,237
<b><font color="#fff019">‫این همون قاصدیه که
‫منتظرش بودیم.</font></b>

418
00:53:17,813 --> 00:53:19,493
<b><font color="#fff019">‫خواهران‌مون رو خاک کردیم.</font></b>

419
00:53:28,530 --> 00:53:30,400
‫الان دیگه پیش فرشته‌ها هستن.

420
00:53:34,270 --> 00:53:36,840
‫ما شکست خوردیم ایزا؟

421
00:53:36,840 --> 00:53:39,230
‫ما هرگز شکست نمی‌خوریم عزیزم.

422
00:54:17,440 --> 00:54:19,580
‫ازم پرسیدی چطور کارم به اینجا کشید،

423
00:54:23,320 --> 00:54:25,060
‫خونه‌ام رو ترک کردم؛

424
00:54:25,060 --> 00:54:28,020
‫دنبال یه‌چیزی می‌گشتم.

425
00:54:28,020 --> 00:54:29,760
‫با خودم گفتم اون بیرون حتماً
‫یه‌چیزی هست که

426
00:54:29,760 --> 00:54:32,680
‫ارزش پیدا کردن داشته باشه.

427
00:54:32,680 --> 00:54:34,680
‫کارـم افتاد به یه‌سری حروم‌زاده.

428
00:54:34,680 --> 00:54:36,550
‫من رو سوار یه قایق کردن.

429
00:54:38,380 --> 00:54:40,030
‫اوضاع اصلاً خوب پیش نرفت.

430
00:54:42,600 --> 00:54:44,990
‫امواج دریا من رو به اینجا کشوند؛

431
00:54:44,990 --> 00:54:46,780
‫بعدش با یه راهبه آشنا شدم.

432
00:54:52,130 --> 00:54:54,610
‫می‌تونی من رو ببری اونجا؟

433
00:54:54,610 --> 00:54:56,480
‫همون بندری که گفتی.

434
00:54:58,790 --> 00:55:00,570
‫آره.

435
00:55:04,580 --> 00:55:07,230
‫خیلی‌خب پس.

436
00:55:07,230 --> 00:55:09,150
‫منم می‌برمتون همون‌جایی که می‌گفتی.

437
00:56:03,854 --> 00:56:05,534
‫[ لو آور / شمال فرانسه ]

438
00:56:08,030 --> 00:56:10,690
‫وقتی زندانی‌ها فرار کردن
‫ توی خلیج «کادیز» بودیم.

439
00:56:12,210 --> 00:56:14,740
‫کاری از دست‌مون برنمی‌اومد.

440
00:56:21,050 --> 00:56:23,660
‫اگه کاری از تو برنیاد،
‫از کی بربیاد؟

441
00:56:23,660 --> 00:56:27,700
‫جنت، نـاخدا بدون خدمه‌ـش
‫هیچی نیست.

442
00:56:35,630 --> 00:56:39,190
‫پدرم همیشه از این
‫دریا ماهی می‌گرفت.

443
00:56:39,190 --> 00:56:41,540
‫یه تـور کوچیک داشت.

444
00:56:41,540 --> 00:56:43,980
‫روزها می‌رفت بیرون،

445
00:56:43,980 --> 00:56:45,680
‫و اصلاً براش مهم نبود
‫اوضاع چقدر سخت بشه

446
00:56:45,680 --> 00:56:48,460
‫یه‌چیزی آویزه گوشش بود،

447
00:56:48,460 --> 00:56:51,210
‫نـاخدا و خدمه هیچ فرقی با هم ندارن.

448
00:56:57,130 --> 00:56:58,610
‫دکتر؟

449
00:57:02,563 --> 00:57:03,563
<b><font color="#fff019">‫اوضاع در چه حاله؟</font></b>

450
00:57:05,521 --> 00:57:07,521
<b><font color="#fff019">‫تحقیقات‌مون تماماً از بین رفته.</font></b>

451
00:57:09,229 --> 00:57:12,085
<b><font color="#fff019">‫ممکنه بعضی نمونه‌های آزمایشگاهی
‫هنوز قابل استفاده باشن.</font></b>

452
00:57:15,754 --> 00:57:19,054
<b><font color="#fff019">‫هرکسی پشت این قضیه‌ست،
‫کارـمون رو حسابی زار کرده.</font></b>

453
00:57:20,371 --> 00:57:21,371
<b><font color="#fff019">‫عجله کنید.</font></b>

454
00:57:21,896 --> 00:57:23,396
<b><font color="#fff019">‫همه‎‌شون رو از کشتی پیاده کنید.</font></b>

455
00:57:30,200 --> 00:57:32,940
‫سه سال طول کشید تا این کشتی
‫آماده دریاپیمایی بشه.

456
00:57:32,940 --> 00:57:35,640
‫و حالا...

457
00:57:35,640 --> 00:57:39,250
‫به‌خاطر چی تمام برنامه‌هامون بهم ریخت؟

458
00:57:39,250 --> 00:57:41,130
‫یه آمریکایی؟

459
00:57:43,130 --> 00:57:46,260
‫اما تونستیم جلوی
‫شورش رو بگیریم.

460
00:57:46,260 --> 00:57:49,570
‫واقعاً؟
‫تبریک می‌گم!

461
00:57:49,570 --> 00:57:52,530
‫یارو چی شد؟

462
00:57:52,530 --> 00:57:54,140
‫فکرکنم افتاد توی آب.

463
00:57:54,140 --> 00:57:57,190
‫فکر میکنی؟

464
00:57:57,190 --> 00:57:58,620
‫کی انداختش تو آب؟ خودت؟

465
00:58:02,930 --> 00:58:04,410
‫کی بود حالا؟

466
00:58:05,890 --> 00:58:07,890
‫اسمش...

467
00:58:07,890 --> 00:58:09,680
‫دیکسون بود.

468
00:58:09,680 --> 00:58:11,550
‫دیکسون.

469
00:58:13,904 --> 00:58:14,904
<b><font color="#fff019">‫واسه شروع کافیه.</font></b>

470
00:58:15,563 --> 00:58:17,243
<b><font color="#fff019">‫اگه نمرده، پیداش کنید.</font></b>

471
00:58:20,521 --> 00:58:28,785
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

472
00:58:35,438 --> 00:58:49,971
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

473
00:58:53,330 --> 00:58:55,550
‫خداوندا؛ می‌دونم برای نابود کردن این دنیا

474
00:58:55,680 --> 00:58:58,330
‫دلایل خودت رو داری.

475
00:58:58,510 --> 00:59:00,860
‫اما اگه درست‌کاری ما برات کافی نیست،

476
00:59:01,030 --> 00:59:02,510
‫دیگه نمی‌دونم باید چیکار کرد.

477
00:59:04,510 --> 00:59:07,730
‫می‌شنوی؟ پاریس داره گریه می‌کنه.

478
00:59:07,910 --> 00:59:09,260
‫دلم براشون می‌سوزه.

479
00:59:09,390 --> 00:59:11,430
‫چون نمی‌دونن دنیا قبلاً چه شکلی بوده.

480
00:59:11,610 --> 00:59:13,570
‫آدم دلش برای چیزی که
‫تجربه نکرده تنگ نمی‌شه.

481
00:59:13,700 --> 00:59:16,610
‫عجیبه که بعد این همه سال
‫دوباره می‌بینمت.

482
00:59:16,740 --> 00:59:19,310
‫کسی رو نمی‌شناسی بتونه
‫بهم کمک کنه برگردم خونه‌ام؟

483
00:59:19,480 --> 00:59:21,360
‫من رسیدم «مین»، نزدیک ساحل.

484
00:59:21,530 --> 00:59:22,620
‫دیدمت کامل برات تعریف می‌کنم.

485
00:59:22,790 --> 00:59:24,100
‫یه هفته دیگه می‌رسیم.

486
00:59:27,813 --> 00:59:29,493
<b><font color="#fff019">‫دنیا دیگه برای مـاست.</font></b>

487
00:59:29,613 --> 00:59:31,613
<b><font color="#fff019">‫پس حالا وقتشه که کاری کنیم
‫دشمنان‌مون تقاص پس بدن.</font></b>

488
00:59:32,646 --> 00:59:34,579
<b><font color="#fff019">‫بهت ثابت می‌کنم آدم مفیدی‌ام.</font></b>

489
00:59:35,590 --> 00:59:37,290
‫حقشه بدونه کِیه!

490
00:59:38,188 --> 00:59:40,456
<b><font color="#fff019">‫بهت قول می‌دم توی شمال
‫زندگی واقعی‌مون رو تجربه کنیم</font></b>

491
00:59:40,980 --> 00:59:41,990
‫امروز، روز مَرگته!

492
00:59:46,510 --> 00:59:48,120
‫من اینجا نمی‌میرم.

