﻿1
00:00:34,360 --> 00:00:39,600
‫« سارقان زمان »
‫« فصل ۱، قسمت ۱»

2
00:00:39,600 --> 00:00:46,600
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

3
00:00:46,600 --> 00:00:53,600
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

4
00:00:56,780 --> 00:00:58,780
‫« شخصیت‌های تاریخی »

5
00:01:01,670 --> 00:01:08,670
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

6
00:01:14,910 --> 00:01:16,530
‫ایول!

7
00:01:20,160 --> 00:01:21,330
‫مامان!
‫بابا!

8
00:01:22,410 --> 00:01:23,580
‫تولدمـه

9
00:01:23,660 --> 00:01:26,250
‫- می‌دونیم کوین
‫- می‌دونیم، فقط یه لحظه

10
00:01:27,630 --> 00:01:30,300
‫- این هم از این
‫- این یکم سکسیـه، عزیزم

11
00:01:30,300 --> 00:01:32,210
‫آره، بیش از حد پر حرارتـه.
‫الان شب مناسبی نیست.

12
00:01:32,300 --> 00:01:34,100
‫یه رنگ شاد بذار.
‫ناسلامتی تولدشـه.

13
00:01:34,100 --> 00:01:34,970
‫این چطوره؟

14
00:01:35,050 --> 00:01:36,590
‫نه،‌ این...

15
00:01:38,010 --> 00:01:40,140
‫- این قشنگـه، بفرما
‫- آماده‌ای؟

16
00:01:41,640 --> 00:01:43,350
‫تولدت مبارک

17
00:01:43,350 --> 00:01:46,190
‫امسال هم برنامه داری که
‫ببری‌مون یه مشت سنگ ببینیم؟

18
00:01:46,190 --> 00:01:47,480
‫سنگ نیست بابا

19
00:01:48,230 --> 00:01:49,190
‫چوبـه

20
00:01:50,610 --> 00:01:51,480
‫چوب؟

21
00:01:51,570 --> 00:01:55,400
‫وودهنج!
‫واقعاً اومدیم وودهنج.

22
00:01:55,490 --> 00:01:57,780
یه مکان از دوران نوسنگیـه
که قبل از استون‌هنج بوده

23
00:01:57,860 --> 00:02:00,030
‫چطوری میگین خسته‌کننده‌س؟
‫فوق‌العادس.

24
00:02:00,120 --> 00:02:01,490
‫فوق‌العاده خسته‌کننده

25
00:02:01,580 --> 00:02:03,120
‫سفرون، ترکیدم از خنده

26
00:02:03,200 --> 00:02:05,870
‫- اینا اصلاً چوب نیستن
‫- آره سَف. کاملاً درست میگی

27
00:02:05,870 --> 00:02:08,500
‫این ستون‌های سیمانی نشون میدن
‫که قبلاً اینجا چوب بوده

28
00:02:08,500 --> 00:02:09,830
‫باید می‌رفتیم استون‌هنج

29
00:02:09,920 --> 00:02:11,960
‫لااقل اونجا یه کادو فروشی داشت

30
00:02:12,050 --> 00:02:13,760
‫استون‌هنج رو می‌ذارم واسه تولد بعدیم

31
00:02:13,840 --> 00:02:17,260
‫اصلاً بر فرض هم اینجا کادو فروشی داشت،
‫چی می‌خواستن بفروشن؟ هیزم؟

32
00:02:17,340 --> 00:02:19,260
‫شاید هم کیسه سیمان

33
00:02:19,340 --> 00:02:21,350
‫باستانی‌ها که کادو فروشی نداشتن مامان

34
00:02:21,430 --> 00:02:23,430
‫اینجا کلی رمز و راز هست

35
00:02:23,520 --> 00:02:25,640
‫مثلاً اصلاً چرا وودهنج رو ساختن؟

36
00:02:25,730 --> 00:02:27,270
‫معبد بوده؟
‫بازار بوده؟

37
00:02:27,850 --> 00:02:32,020
‫شاید اینجا رو واسه اعدام کردن ساختن

38
00:02:32,110 --> 00:02:33,820
‫اوه! آره، شاید.
‫آره بابا، ممکنـه...

39
00:02:33,820 --> 00:02:37,260
‫مردم رو میوردن اینجا تا
‫اینقدر حوصله‌شون سر بره که بمیرن

40
00:02:37,740 --> 00:02:39,410
‫خیلی بی‌ادبی مایک

41
00:02:39,490 --> 00:02:42,490
‫من که فکر می‌کنم این گردمان‌ها
‫نقشه‌ی ستاره‌ها بودن

42
00:02:45,250 --> 00:02:46,250
‫خلاصه

43
00:02:47,540 --> 00:02:48,960
‫تولدت مبارک کِو جان

44
00:02:49,040 --> 00:02:52,090
‫آره، تولدت مبارک،
‫کِوستر

45
00:02:52,090 --> 00:02:55,630
‫بیا رفیق.
‫دیگه باید راه بیفتیم.

46
00:02:56,520 --> 00:02:58,930
‫سلام دخترا.
‫ای وای، بالاخره.

47
00:02:59,010 --> 00:03:02,010
‫سلام آجی کوچولو.
‫جشن تولدم بهت خوش گذشت؟

48
00:03:02,100 --> 00:03:05,350
‫آره بابا.
‫وودهنج عالی بود.

49
00:03:05,430 --> 00:03:08,020
‫آره واقعاً‌ خوب...
‫طعنه زدی.

50
00:03:09,020 --> 00:03:14,110
‫چرا نمی‌تونی یه جشن تولد معمولی
‫مثل یه آدم معمولی با دوستای معمولی بگیری؟

51
00:03:14,730 --> 00:03:17,240
‫سفرون، وقتی بزرگ‌تر شدی
‫خودت می‌فهمی

52
00:03:18,740 --> 00:03:20,490
‫یه دانستنی فوتبالی باحال

53
00:03:20,490 --> 00:03:25,370
‫قدیمی‌ترین زمین فوتبالی توی آمریکای میانه
‫سال ۴۰۰ میلادی ساخته شده

54
00:03:25,450 --> 00:03:30,080
‫بعضی از دانشمندها معتقدن که مایاها
‫با سر قطع شده دشمنان‌شون بازی می‌کردن

55
00:03:30,080 --> 00:03:34,270
‫اون موقع‌ها، چیزی به‌عنوانِ
‫بازی دوستانه وجود نداشته

56
00:03:36,960 --> 00:03:39,880
‫اما جدی بخوایم باشیم،
‫بازی‌های امروزی...

57
00:03:39,880 --> 00:03:41,640
‫ما اسکات رو برمی‌داریم

58
00:03:44,720 --> 00:03:47,270
‫خیلی‌خب.
‫خوشحالم که عضوی از تیمم بچه‌ها.

59
00:03:48,680 --> 00:03:49,730
‫آخ!

60
00:04:18,170 --> 00:04:22,970
‫به‌نظرم این بهترین و بزرگ‌ترین کلفت‌پوستیـه
‫که تاحالا رنگش کردی کوین

61
00:04:23,720 --> 00:04:25,600
‫وای، خیلی ممنون

62
00:04:26,560 --> 00:04:30,230
‫یه ماموت رومانوس خوشگلـه

63
00:04:30,890 --> 00:04:33,980
‫«با این که انسان‌ها و ماموت‌ها
‫با یکدیگر همزیستی داشتند،

64
00:04:34,040 --> 00:04:40,020
‫اما مدرکی وجود ندارد که نشان بدهد انسان‌ها
‫آن‌ها را رام کرده یا سوارشان می‌شدند»

65
00:04:40,570 --> 00:04:41,570
‫جالبـه

66
00:05:01,090 --> 00:05:01,920
‫ایول!

67
00:05:02,010 --> 00:05:04,590
‫از ژاپن حمله می‌کنم کامچاتکا

68
00:05:04,680 --> 00:05:07,260
‫البته ژاپن هم به کامچاتکا حمله کرده

69
00:05:07,350 --> 00:05:10,310
‫به مدت کوتاه و در زمان جنگ روسیه و ژاپن

70
00:05:12,820 --> 00:05:14,880
‫درستـه.
‫نوبت منـه.

71
00:05:26,740 --> 00:05:29,950
‫تعریف از خود نباشه
‫اما خیلی قشنگ شده

72
00:05:30,040 --> 00:05:31,080
‫که واقعاً هم قشنگ شده

73
00:05:31,160 --> 00:05:32,330
‫جداً کوین؟

74
00:05:32,410 --> 00:05:33,500
‫آره، شده دیگه

75
00:05:51,470 --> 00:05:54,680
‫مامان، کمد لباسیم داره تکون می‌خوره

76
00:06:01,690 --> 00:06:04,150
‫وای!

77
00:06:08,070 --> 00:06:10,780
‫لاکردار رو نگاه کن

78
00:06:12,160 --> 00:06:14,200
‫وای!

79
00:06:18,710 --> 00:06:19,710
‫وای

80
00:06:26,380 --> 00:06:27,380
‫سلام

81
00:06:53,990 --> 00:06:55,660
‫من میرم مامان‌بابام رو صدا کنم

82
00:06:59,460 --> 00:07:02,590
‫مامان! مامان! بابا!
‫یه مرد تو اتاقمـه!

83
00:07:02,670 --> 00:07:04,960
‫- یه مرد؟
‫- فکر کنم یه جنگجوی وایکینگی باشه

84
00:07:05,050 --> 00:07:07,550
‫آها. درسته.
‫جنگجوی وایکینگی.

85
00:07:07,630 --> 00:07:10,470
‫چندتا ساکسون خیلی عصبانی
‫دنبالش بودن

86
00:07:10,550 --> 00:07:11,890
‫خواب دیدی

87
00:07:12,400 --> 00:07:14,760
‫تو رو خدا یکم یواش‌تر کوین

88
00:07:14,850 --> 00:07:16,850
‫من نیستم.
‫من هنوز اینجام.

89
00:07:16,850 --> 00:07:18,850
‫- آره،‌ اینطوری بهتر شد. آره
‫- آره، برگرد بخواب عزیزم

90
00:07:18,850 --> 00:07:21,900
نزدیک بود ‫ساکسون‌ها
‫یه تیر تو جمجمه‌م بزنن

91
00:07:21,980 --> 00:07:24,020
‫خودت چه احتمالی میدی کوین؟

92
00:07:25,440 --> 00:07:26,860
‫که خواب دیدم

93
00:07:26,940 --> 00:07:29,490
‫درستـه.
‫فقط یه خواب حوصله‌سربر بوده.

94
00:07:29,570 --> 00:07:30,570
‫حالا هم برو...

95
00:07:31,280 --> 00:07:32,950
‫...جنگجوی کوچولو

96
00:07:33,450 --> 00:07:34,580
‫شب‌بخیر

97
00:07:34,660 --> 00:07:35,790
‫شب‌بخیر رفیق

98
00:07:36,400 --> 00:07:37,790
‫شرمنده

99
00:07:37,790 --> 00:07:40,560
‫پدرمادرم بهم اطلاع دادن
‫که این یه خوابـه

100
00:07:42,670 --> 00:07:44,130
‫معنی حرفت رو نمی‌دونم

101
00:07:44,210 --> 00:07:47,510
‫اما من نباید بعد از ساعت ۷‌ و نیم
‫مهمون داشته باشم

102
00:07:47,590 --> 00:07:49,520
‫هرکاری می‌خوای باهاش بکن

103
00:07:51,540 --> 00:07:54,140
‫می‌تونی بهم بگی که چرا وایکینگ‌ها

104
00:07:54,140 --> 00:07:58,340
‫یهو دست از قتل و کشتار برداشتن
‫و به زراعت‌گرایی رو آوردن؟

105
00:08:00,230 --> 00:08:02,310
‫داشتم با معملمم،
‫خانم موری بحث می‌کردم

106
00:08:02,400 --> 00:08:05,360
‫و اون گفت که به‌خاطر توسعه‌ی
‫شهرهای مستحکم بوده

107
00:08:05,440 --> 00:08:06,690
‫و من گفتم...

108
00:08:08,070 --> 00:08:10,200
‫این دیگه چه لامصبیـه؟

109
00:08:12,450 --> 00:08:13,820
‫وای!

110
00:08:15,950 --> 00:08:19,160
‫ببخشید.
‫کمک من رو نمی‌خوای؟

111
00:08:19,540 --> 00:08:20,540
‫نِی!
‫نِی!

112
00:08:20,620 --> 00:08:23,380
‫به گمونم «نِی» توی نورس باستان
‫به معنی «آره» بوده.

113
00:08:23,460 --> 00:08:25,420
‫- نِی!
‫- جداً؟

114
00:08:25,500 --> 00:08:26,960
‫باشه، پس منتظر بمون

115
00:08:28,710 --> 00:08:32,420
‫ببخشید مامان، ببخشید بابا.
‫ماجرا جویی من رو فرا خونده.

116
00:08:34,840 --> 00:08:36,560
‫کوین،‌ آروم‌تر

117
00:08:37,060 --> 00:08:38,680
‫حالت چطوره عزیزم؟

118
00:08:38,770 --> 00:08:40,890
‫سرم درد می‌کنه

119
00:08:40,980 --> 00:08:42,190
‫ضربه‌مغزی خفیفی داشتی

120
00:08:42,270 --> 00:08:43,520
‫می‌دونی چرا؟

121
00:08:44,100 --> 00:08:45,150
‫دویدم سمت کمد...

122
00:08:45,230 --> 00:08:46,900
‫- و پشت سرت رو نگاه می‌کردی
‫- نه

123
00:08:46,960 --> 00:08:48,360
‫تو توی گذشته گیر کردی کوین

124
00:08:48,360 --> 00:08:50,150
‫دونستن تاریخ به چه دردی می‌خوره؟

125
00:08:50,240 --> 00:08:52,900
‫آخه گذشته به درد کی می‌خوره؟
‫دیگه تموم شده.

126
00:08:52,990 --> 00:08:55,280
‫باید بری سراغ آینده.
‫تکنولوژی.

127
00:08:55,370 --> 00:08:58,159
‫- آره. به‌روز بودن. ارتقاء دادن
‫- آره، صفحه لمسی

128
00:08:58,160 --> 00:08:59,160
‫- آره، موسیقی
‫- آره، آره

129
00:08:59,240 --> 00:09:02,500
‫- می‌تونیم واست گوشی جدید بخریم
‫- گوشی جدید لازم ندارم

130
00:09:02,580 --> 00:09:04,500
‫- ازش استفاده نمی‌کنه
‫- واسه چی؟ واسه تو خریدیم

131
00:09:04,580 --> 00:09:06,460
‫- واست گوشی خریدیم
‫- چرا با گوشیت کار نمی‌کنی؟

132
00:09:06,540 --> 00:09:08,920
‫- با گوشیت کار کن
‫- احتمالاً اصلاً بلد نیست

133
00:09:09,000 --> 00:09:11,550
‫- آخه کی به من زنگ می‌زنه؟
‫- من می‌دونم. هیشکی

134
00:09:11,550 --> 00:09:13,360
‫می‌تونیم باهاش با همدیگه چت کنیم

135
00:09:13,360 --> 00:09:14,970
‫نمیشه به همون روش قدیمی چت کنیم؟

136
00:09:14,970 --> 00:09:16,840
‫مثل همین الان.
‫همینطوری چت کنیم.

137
00:09:16,840 --> 00:09:18,260
‫نه، این فقط حرف زدنـه

138
00:09:18,260 --> 00:09:19,470
‫اگه از گوشیت استفاده کنی،

139
00:09:19,470 --> 00:09:22,810
‫می‌تونی وقتی داریم حرف می‌زنیم
‫همزمان با یکی دیگه چت کنی، مثل من

140
00:09:22,890 --> 00:09:24,060
‫برنامه‌ت چیـه؟

141
00:09:24,140 --> 00:09:27,150
‫تو توی گذشته گیر کردی کوین.
‫باید بیای سراغ قرن ۲۱.

142
00:09:27,230 --> 00:09:30,820
‫اگه وایکینگ‌ بودن با‌حال‌تر از
‫حسابداری واسه یه شرکت مشاور

143
00:09:30,900 --> 00:09:32,940
‫یا مشاور واسه یه شرکت حسابداری بود

144
00:09:32,940 --> 00:09:35,110
‫الان همه‌مون کلاه‌خود شاخ‌دار
 سرمون کرده بودیم، نه؟

145
00:09:35,110 --> 00:09:38,410
‫وایکینگ‌ها کلاه‌خود شاخدار سرشون نمی‌کردن.
‫این یه تصور غلط...

146
00:09:38,490 --> 00:09:40,290
‫- نه، کوین، نه! لا لا لا!
‫- نه

147
00:09:40,370 --> 00:09:43,370
‫باید دست از سر این وایکینگ‌ها
‫و رایانه‌های باستانی برداری

148
00:09:43,460 --> 00:09:45,870
‫- یونانی
‫- اصلاً هرچی

149
00:09:45,960 --> 00:09:47,330
‫بیخیال میشم

150
00:09:47,420 --> 00:09:49,960
‫پس این حرفا یه ارزشی داشته،
‫چون یه درس مهم یاد گرفتی

151
00:09:50,050 --> 00:09:51,760
‫بعضی‌وقتا باید بیخیال شی

152
00:09:52,510 --> 00:09:54,980
‫چی.
‫این درسیـه که یاد گرفتم؟

153
00:09:55,220 --> 00:09:56,720
‫که بعضی‌وقتا بیخیال شم؟

154
00:09:58,640 --> 00:09:59,680
‫آره

155
00:09:59,760 --> 00:10:01,720
‫انتخاب خونواده دست خودت نیست

156
00:10:01,810 --> 00:10:03,730
‫انتخاب بچه هم دست خودت نیست

157
00:10:03,730 --> 00:10:05,340
‫همم، هیشکی به این موضوع اشاره نمی‌کنه

158
00:10:05,340 --> 00:10:06,900
‫مگه نه؟
‫اوه، برام پیام اومده

159
00:10:06,980 --> 00:10:08,520
‫از طرف توئه مایک

160
00:10:08,610 --> 00:10:11,610
‫«برنامه‌ت چیـه؟»
‫هیچی.

161
00:10:49,150 --> 00:10:51,860
‫در. هلش بده.
‫هلش بده.

162
00:10:53,820 --> 00:10:55,280
‫موفق شدیم.
‫گمش کردیم.

163
00:10:55,360 --> 00:10:56,530
‫فرار کردیم

164
00:10:56,610 --> 00:10:57,990
‫اگه نمی‌تونستیم گمش کنیم چی؟

165
00:10:58,070 --> 00:10:59,950
‫- خب دخل‌مون اومده بود
‫- مثل وایکینگ‌ها

166
00:11:00,030 --> 00:11:01,490
‫قادر مطلق از همه‌چی خبر داره

167
00:11:01,490 --> 00:11:04,160
‫اگه اون می‌تونه ذهن‌مون رو بخونه،
‫نمی‌فهمه که کجاییم؟

168
00:11:04,160 --> 00:11:06,270
‫اگه بتونه ذهن‌مون رو بخونـه
‫پس هیچی نمی‌دونه

169
00:11:06,290 --> 00:11:08,420
‫پس اون هم مثل ما نادونـه

170
00:11:08,500 --> 00:11:09,420
‫اوهوم

171
00:11:09,500 --> 00:11:12,670
‫مگه این که واقعاً بتونه ذهن‌مون رو بخونه

172
00:11:12,750 --> 00:11:15,420
‫که در این صورت با تموم چیزایی که
‫الان گفتی مخالفم. آره

173
00:11:15,420 --> 00:11:16,090
‫آره

174
00:11:16,170 --> 00:11:17,720
‫ما گم شدیم.
‫اینجا کجاس؟

175
00:11:17,800 --> 00:11:19,800
‫- اینجا
‫- نمی‌دونم اینجا کجاس

176
00:11:19,890 --> 00:11:22,260
‫اینجا پیدامون نمی‌کنـه.
‫می‌تونیم مطمئن باشیم.

177
00:11:22,350 --> 00:11:23,430
‫سلام؟

178
00:11:23,510 --> 00:11:25,390
‫- پیدامون کرد
‫- نقشه‌ی پنه‌لوپه بود

179
00:11:25,390 --> 00:11:27,100
‫اون رهبرمونـه.
‫اون نقشه رو دزدید.

180
00:11:27,100 --> 00:11:31,100
‫نه، من... من رهبر نیستم.
‫ما همه‌مون برابریم.

181
00:11:31,100 --> 00:11:33,060
‫و بهت دستور میدم حرف نزنی

182
00:11:33,060 --> 00:11:34,820
‫من که نبودم.
‫اونا بودن.

183
00:11:34,900 --> 00:11:36,820
‫تبدیل به نمک‌مون نکن

184
00:11:42,700 --> 00:11:45,410
‫لازم نیست از من بترسین.
‫من فقط یه بچه‌م.

185
00:11:46,430 --> 00:11:47,120
‫اوه

186
00:11:47,120 --> 00:11:49,290
‫اوه، فقط یه بچه‌س

187
00:11:49,370 --> 00:11:51,710
‫وای. فکر کردیم قادر مطلقی
‫و صدات رو عوض کردی

188
00:11:51,790 --> 00:11:54,000
‫- کی؟
‫- خب، درهرصورت اون نیست

189
00:11:54,090 --> 00:11:56,420
‫- همونطور که گفتم. ویجیت، نقشه
‫- درسته

190
00:11:57,020 --> 00:11:59,120
‫آره. خب...

191
00:11:59,340 --> 00:12:01,550
‫ممکنـه اینجا باشه.
‫خب؟

192
00:12:01,640 --> 00:12:04,930
‫شاید هم اونجا اما من واقعاً...
‫ببخشید، میشه دست نزنی؟

193
00:12:05,010 --> 00:12:08,020
‫- نقشه رو درست گرفتی؟
‫- آره، نه. درست نیست

194
00:12:08,100 --> 00:12:09,770
‫- درست نیست؟ خیلی‌خب
‫- نه، نه، نه

195
00:12:09,850 --> 00:12:13,650
‫خب، بذار درستش کنم...

196
00:12:13,730 --> 00:12:16,940
‫این...
‫این هیچ فایده‌ای نداشت

197
00:12:17,690 --> 00:12:22,030
‫به‌نظرم اگه می‌خوایم اون اسب رو بدزدیم
‫باید اینجا باشیم

198
00:12:22,110 --> 00:12:24,450
‫- درستـه
‫- شما اسب دزدین؟ دزد احشام؟

199
00:12:24,530 --> 00:12:26,560
‫- تو کی هستی؟
‫- من کوین هداکم

200
00:12:26,560 --> 00:12:28,260
‫خیلی‌خب.
‫اون‌وقت اینجا چی‌کار می‌کنی؟

201
00:12:28,260 --> 00:12:30,760
‫اینجا اتاق‌خواب منـه.
‫شما اینجا چی‌کار می‌کنین؟

202
00:12:30,760 --> 00:12:34,000
‫راستش اجازه ندارم بعد از ۷ و نیم
‫مهمون داشته باشم

203
00:12:34,080 --> 00:12:36,710
‫خیلی‌خب.
‫دوون هولاک...

204
00:12:36,800 --> 00:12:38,670
‫- پداک
‫- مهم نیست. برام مهم نیست

205
00:12:38,760 --> 00:12:39,630
‫ویجیت، مهم نیست

206
00:12:39,710 --> 00:12:42,970
‫شاید اینجا اتاق تو باشه
‫اما یه خروجی زمان هم هست

207
00:12:43,050 --> 00:12:47,010
‫یه پورتال بین‌زمانی
‫و یه جای به‌شدت خطرناک برا زندگی کردن

208
00:12:47,010 --> 00:12:50,180
‫پس اگه یه لحظه آروم بگیری،
‫من و ویجیت می‌تونیم بفهمیم

209
00:12:50,180 --> 00:12:53,020
‫که چطوری از اینجا بریم
‫و از دست قادر مطلق فرار کنیم

210
00:12:53,020 --> 00:12:55,020
‫- و بعدش...
‫- قادر چی چی؟

211
00:12:57,690 --> 00:12:59,940
‫قادر مطلق به همه‌چیز آگاهـه

212
00:13:06,320 --> 00:13:07,780
‫انگار خیلی ناراحتـه!

213
00:13:07,870 --> 00:13:09,910
‫نقشه رو برگردونید

214
00:13:10,000 --> 00:13:11,960
‫بیخیالش شو،
‫نقشه رو بده بهش

215
00:13:12,040 --> 00:13:13,790
‫نه، ما سارقیم،
‫هیچوقت تسلیم نمیشیم

216
00:13:15,080 --> 00:13:16,670
‫جلوم زانو بزنید

217
00:13:18,130 --> 00:13:21,210
‫اون دیوار رو هُل بده بیتلیگ.
‫نقشه میگه که یه خروجیـه.

218
00:13:22,130 --> 00:13:25,820
‫دیوار رو هُل بده.
‫هُل بده.

219
00:13:32,930 --> 00:13:34,310
‫تا حالا اینطوری نشده بود

220
00:13:35,940 --> 00:13:38,570
‫شما دارایی من رو دزدیدید

221
00:13:38,650 --> 00:13:41,280
‫کوین، داری بازی می‌کنی؟

222
00:13:41,360 --> 00:13:42,940
‫خوبه کوین.
‫خیلی مدرنـه.

223
00:13:43,030 --> 00:13:45,740
‫ما داراییت رو قرض گرفتیم.
‫بهت پسش میدیم.

224
00:13:45,820 --> 00:13:47,370
‫این... این خداس؟

225
00:13:47,450 --> 00:13:49,080
‫کوین، ما تازه آشنا شدیم

226
00:13:49,160 --> 00:13:51,870
‫و تو همین مدت کُلی سوال پرسیدی رفیق

227
00:13:51,950 --> 00:13:54,500
‫من به همه‌چیز... آگاهم

228
00:13:55,670 --> 00:13:57,210
‫بپرین!

229
00:13:59,380 --> 00:14:02,340
‫نقشه رو برگردونید!
‫نقشه رو برگردونید!

230
00:14:02,420 --> 00:14:03,800
‫چه اتفاقی داره میفته؟

231
00:14:03,880 --> 00:14:06,260
‫نقشه رو برگردونید!

232
00:14:28,070 --> 00:14:29,450
‫- خدای من!
‫- اوه. چه خوب.

233
00:14:29,530 --> 00:14:31,200
‫خب،
‫من حالم خوبه بچه‌ها

234
00:14:31,280 --> 00:14:33,750
‫منظورم این بود که حال همه خوبه؟
‫چون حال من خوبه

235
00:14:33,750 --> 00:14:35,870
‫انگار یه بار دیگه هم تونستیم
‫از دستش در بریم

236
00:14:35,870 --> 00:14:38,330
‫خیلی نزدیک بود.
‫نفس‌هاش رو احساس می‌کردم.

237
00:14:38,420 --> 00:14:41,250
‫نباید قانع باشیم بچه‌‌ها.
‫همش دارم همین رو میگم، نه؟

238
00:14:41,340 --> 00:14:44,210
‫دارم خواب می‌بینم.
‫دارم خواب می‌بینم.

239
00:14:44,300 --> 00:14:46,340
‫دارم خواب می‌بینم.
‫حتماً دارم خواب می‌بینم.

240
00:14:46,420 --> 00:14:48,890
‫وایسا ببینم.
‫این چطوری اومده اینجا؟

241
00:14:48,970 --> 00:14:50,470
‫چطوری...
‫تو اینجا چی‌کار می‌کنی؟

242
00:14:50,550 --> 00:14:51,510
‫نـ-نمی‌دونم

243
00:14:52,390 --> 00:14:55,060
‫همم، نمی‌دونـه.
‫باهات هم‌دردی می‌کنم.

244
00:14:55,140 --> 00:14:58,480
‫- من هم همینطوری بودم
‫- خیلی‌خب. پس اینطوریاس

245
00:14:58,560 --> 00:14:59,900
‫این طرف کیـه؟

246
00:14:59,900 --> 00:15:01,500
‫جایگزینت واسه سوزانـه؟

247
00:15:01,520 --> 00:15:03,020
‫جانشین غیرقابل جایگزینـه

248
00:15:03,110 --> 00:15:05,530
‫- اون سوزان نیست
‫- نمی‌دونم چه خبره

249
00:15:05,610 --> 00:15:07,070
‫خب، داریم درمورد تو

250
00:15:07,150 --> 00:15:10,450
‫و همکار سارق‌مون سوزان
‫که بهترین‌مون بود و مُرد، حرف می‌زنیم

251
00:15:10,530 --> 00:15:12,280
‫- بهتر از تو بود
‫- خیلی به‌دردبخور بود

252
00:15:12,280 --> 00:15:14,330
‫بیاین فکر کنیم اینجا کجاس
‫و چه زمانیـه

253
00:15:14,330 --> 00:15:18,250
‫بهش می‌خوره یه اتاق لرزون بدون دیوار باشه

254
00:15:18,330 --> 00:15:21,419
فرض رو بر این می‌ذارم که
 ...بر اساس الگوریتم

255
00:15:21,420 --> 00:15:22,420
‫الگوریتم؟

256
00:15:29,590 --> 00:15:30,800
‫یه لحظه صبر کن ببینم

257
00:15:31,640 --> 00:15:36,100
‫این پرچم دزدهای دریایی چینیـه
‫و ‌این‌ها هم دزدهای دریایی چینی‌ان

258
00:15:36,180 --> 00:15:38,390
‫این‌ها هم طوطی‌های چینی‌ان

259
00:15:39,310 --> 00:15:42,690
‫فکر کنم اون هم مادام ژنگ باشه
‫اما امکان نداره

260
00:15:47,150 --> 00:15:48,820
‫لاکردار!

261
00:15:48,900 --> 00:15:52,410
‫ما وسط نبرد نهایی بین مادام ژنگ
‫و نیروی دریایی بریتانیاییم

262
00:15:52,490 --> 00:15:55,160
‫- یعنی کِی؟
‫- ۱۸۱۰. توی ماکائو.

263
00:15:55,240 --> 00:15:58,830
‫- بچه‌ها، فهمیدم. ۱۸۱۰، ماکائو
‫- ایول!

264
00:15:58,910 --> 00:16:00,870
‫- آفرین
‫- کارت عالی بود ویجیت

265
00:16:00,870 --> 00:16:03,040
‫- دوست دارین یه چیزی درمورد ماکائو بدونین؟
‫- نه!

266
00:16:03,040 --> 00:16:05,550
‫- متجاوز‌ها!
‫- چی؟ چی؟

267
00:16:05,630 --> 00:16:06,630
‫جاسوس‌ها!

268
00:16:06,710 --> 00:16:08,300
‫کسی داره سمت من تیر می‌زنه؟

269
00:16:08,380 --> 00:16:09,470
‫آخ!

270
00:16:09,550 --> 00:16:12,090
‫- حالت خوبه؟
‫- خوبم. من نمی‌تونم بمیرم

271
00:16:12,180 --> 00:16:13,180
‫همه‌ می‌تونن بمیرن

272
00:16:13,260 --> 00:16:15,680
‫- نه، چون این یه خوابـه
‫- من که خیلی مطمئن نیستم رفیق

273
00:16:15,760 --> 00:16:18,480
‫نه، این خواب نیست رفیق

274
00:16:18,560 --> 00:16:19,940
‫آتش!

275
00:16:22,100 --> 00:16:24,110
‫حرف نزنین.
‫پناه بگیرین!

276
00:16:28,490 --> 00:16:29,490
‫آتش!

277
00:16:32,860 --> 00:16:34,370
‫اون در یه پورتالـه

278
00:16:34,450 --> 00:16:37,240
‫- بدویین، بدویین! برین،‌ برین!
‫- بدویین!

279
00:16:38,950 --> 00:16:41,250
‫به سمت اون در.
‫بدویین بچه‌ها!

280
00:16:46,210 --> 00:16:47,380
‫خب، این فقط...

281
00:16:47,460 --> 00:16:48,630
‫یه در معمولیـه

282
00:16:48,710 --> 00:16:51,090
‫آره. اشتباه شد.
‫دیگه کشش ندین.

283
00:16:51,170 --> 00:16:54,970
‫نه، نه. ولی حالا که اینجاییم
‫بیاین تا جایی که می‌تونیم بدزدیم. این رو نگاه.

284
00:16:55,050 --> 00:16:56,640
‫این جالبـه

285
00:16:58,680 --> 00:17:00,520
‫بذارین سر جاش.
‫بذارین سر جاش.

286
00:17:00,600 --> 00:17:02,190
‫داریم می‌ذاریم سر جاش

287
00:17:03,940 --> 00:17:05,020
‫شانس‌مون گفت

288
00:17:05,110 --> 00:17:06,270
‫وای

289
00:17:06,270 --> 00:17:09,440
‫خب، فهمیدم اشتباهم کجا بود.
‫پورتال ۸۰ کیلومتر با اینجا فاصله داره.

290
00:17:09,440 --> 00:17:11,360
‫اما اگه بتونیم برسیم اونجا...
 ...کارمون راحت نیست

291
00:17:11,360 --> 00:17:13,860
‫چون میریم به سال ۱۲۰۰‌پیش از میلاد

292
00:17:13,860 --> 00:17:16,200
‫داریم میریم سال ۱۲۰۰‌ پیش از میلاد؟

293
00:17:16,280 --> 00:17:17,910
‫ما میریم.
‫تو رو بعید می‌دونم.

294
00:17:17,990 --> 00:17:19,620
‫خب اون چیـه؟
‫نقشه‌س؟

295
00:17:19,700 --> 00:17:22,040
‫جوابش رو نده ویجیت.
‫شاید نقشه‌دزد باشه.

296
00:17:22,120 --> 00:17:23,790
‫- پس نقشه‌س
‫- آره، نقشه‌س

297
00:17:23,870 --> 00:17:24,880
‫ویجیت!

298
00:17:24,960 --> 00:17:28,170
‫فقط یه نقشه که نیست.
‫نموداره، خب؟

299
00:17:28,250 --> 00:17:30,340
‫- آره، آسمان...
‫- آسمان... خودم بلدم

300
00:17:30,420 --> 00:17:33,130
‫یه نمودار آسمان از چیزهای غیرعادی

301
00:17:33,220 --> 00:17:36,890
‫و پورتال‌های پیچیدگی‌های به‌شدت در هم تنیده‌ی

302
00:17:36,970 --> 00:17:41,390
‫زمان، فضا، خیر و شر
‫و تموم بُعدهاس

303
00:17:41,470 --> 00:17:43,310
‫از جمله بُعد یک و دو و سه و چهار

304
00:17:43,390 --> 00:17:47,400
‫و باهاش می‌تونیم به کل جهان سفر کنیم

305
00:17:47,400 --> 00:17:48,730
‫وای

306
00:17:48,820 --> 00:17:51,780
‫به‌جز اون گوشه‌ش که کَنده شد

307
00:17:52,650 --> 00:17:53,610
‫یه نقشه‌س

308
00:17:59,160 --> 00:18:00,540
‫خدایا

309
00:18:01,370 --> 00:18:02,330
‫ایشون مادام ژنگـن

310
00:18:07,670 --> 00:18:10,090
‫آره،‌ آره، صد در صد خودشـه.
‫سر آذینـش رو ببینین.

311
00:18:19,100 --> 00:18:20,220
‫همه‌تون چینی بلدین؟

312
00:18:20,310 --> 00:18:21,850
‫- نه
‫- معلومه که نه

313
00:18:30,650 --> 00:18:32,570
‫چرا،
‫همه‌تون بلدین

314
00:18:32,650 --> 00:18:34,690
‫- فکر نکنم. اوه فهمیدم. ببخشید
‫- نه

315
00:18:36,070 --> 00:18:37,360
‫کلاه ترجمه

316
00:18:37,450 --> 00:18:41,030
‫واضحـه؟
‫نکنه می‌خواین دو شقه‌تون کنم؟

317
00:18:42,910 --> 00:18:44,750
‫چشماتون رو بخورم

318
00:18:48,420 --> 00:18:50,340
‫نظر خونواده‌هاتون چیـه؟

319
00:18:50,960 --> 00:18:53,090
‫خیلی‌خب.
‫واقعاً باید از اینجا بریم.

320
00:18:53,170 --> 00:18:55,380
‫۳۰‌ثانیه وقت دارین خودتون رو معرفی کنین

321
00:18:55,470 --> 00:18:59,760
‫و بگین تو کابین من چی‌کار دارین
‫وگرنه می‌کشم‌تون

322
00:19:00,760 --> 00:19:01,890
‫اسم من پنه‌لوپه‌س،

323
00:19:01,970 --> 00:19:05,310
‫اگرچه ما ساز و کار مرسومی
‫برای انتخاب رهبر نداریم

324
00:19:05,390 --> 00:19:06,890
‫اما در حال حاضر من رهبرم

325
00:19:07,690 --> 00:19:09,310
‫اوه

326
00:19:09,400 --> 00:19:11,770
‫اما اساساً همه‌مون برابریم

327
00:19:12,400 --> 00:19:15,990
‫اساساً تفاوتی قائل نمیشم
‫و همه‌تون رو می‌کشم

328
00:19:16,070 --> 00:19:19,570
‫اوه، ببخشید مادام ژنگ.
‫من از طرفدارهای دو آتیشه‌تونـم.

329
00:19:19,660 --> 00:19:20,490
‫کوین هداک

330
00:19:20,550 --> 00:19:25,200
‫توی کتاب «دزدان دریایی، شمشیر به دستان و
‫اوباش پلید» ‌همه‌چی رو درموردتون خوندم

331
00:19:25,200 --> 00:19:27,160
‫شما باید مسیرتون رو عوض کنین

332
00:19:27,250 --> 00:19:30,880
‫شما به بریتانیایی‌ها، چینی‌ها و
‫پرتغالی‌ها برمی‌خورین

333
00:19:30,960 --> 00:19:32,340
‫خودم می‌دونم

334
00:19:33,170 --> 00:19:35,050
‫خب این...
‫این با ما نیست

335
00:19:35,130 --> 00:19:38,880
‫مادام ژنگ، شما می‌خواین توی
‫رود مروارید قایم شین، درستـه؟

336
00:19:38,970 --> 00:19:40,760
‫تو فکرش بودم

337
00:19:41,600 --> 00:19:44,010
‫مطمئن نبودم که حرکت درستی باشه

338
00:19:44,100 --> 00:19:44,930
‫هست

339
00:19:44,990 --> 00:19:48,140
‫کشتی‌های اونا تسلیحات بهتری داره
‫اما شما دریاها رو می‌شناسین

340
00:19:48,140 --> 00:19:49,440
‫می‌دونستم.
‫می‌دونستم.

341
00:19:49,520 --> 00:19:52,060
‫کشتی‌های گنده‌ی انگلیسی‌شون گیر میفته

342
00:19:53,000 --> 00:19:54,880
‫صبر کن ببینم

343
00:19:54,900 --> 00:19:56,070
‫خودت یکم شبیه...

344
00:19:57,070 --> 00:19:58,070
‫انگلیسی‌هایی

345
00:19:58,780 --> 00:20:01,530
‫از کجا معلوم این یه تله نباشه و
‫تو هم یه جاسوس نباشی؟

346
00:20:01,620 --> 00:20:04,780
‫همم، آره، ممکنـه.
‫گفتم که، نمی‌شناسیمش.

347
00:20:04,870 --> 00:20:06,410
‫خب مگه چاره‌ی دیگه‌ای دارین؟

348
00:20:11,670 --> 00:20:14,640
‫سرملوان، مسیر رو عوض می‌کنیم

349
00:20:24,930 --> 00:20:26,140
‫تحسین‌برانگیزه

350
00:20:27,270 --> 00:20:28,730
‫از کجا این فکر به ذهنت رسید؟

351
00:20:28,810 --> 00:20:31,270
‫این استراتژی خودتونـه.
‫افتخارش نصیب من نمیشه.

352
00:20:31,810 --> 00:20:33,650
‫- آفرین کلوین
‫- ایول تازه‌وارد

353
00:20:33,730 --> 00:20:35,440
‫حرکتت خیلی مثل کارهای سوزان بود

354
00:20:35,440 --> 00:20:37,190
‫بچه‌ها، داریم می‌رسیم به همون نقطه

355
00:20:37,190 --> 00:20:40,240
‫می‌خواین همینجا ول‌تون کنیم؟
‫وسط ناکجا آباد؟

356
00:20:40,320 --> 00:20:42,860
‫- بله مادام، لطفاً
‫- عالیـه، بریم

357
00:20:43,060 --> 00:20:46,780
‫خداحافظ، توی زدن حرفایی به مردم
‫که قبلاً به ذهن خودشون رسیده، موفق باشی

358
00:20:46,780 --> 00:20:47,910
‫دارین تنهام می‌ذارین؟

359
00:20:47,910 --> 00:20:49,870
‫حس خوبی ندارم که یه پسربچه رو رها کنم

360
00:20:49,960 --> 00:20:50,960
‫بی‌رحمانه‌س

361
00:20:51,040 --> 00:20:52,870
‫آره.
‫شاید پسره به یه دردی بخوره.

362
00:20:52,960 --> 00:20:54,250
‫- فایده‌ای نداره
‫- نه

363
00:20:54,330 --> 00:20:56,000
‫به درد من که می‌خوره

364
00:20:56,090 --> 00:20:58,380
‫چنین آدم با دانشی،
‫می‌تونه مشاورم باشه.

365
00:20:59,130 --> 00:21:01,420
‫دوست داری کنار من بمونی کِوین؟

366
00:21:01,510 --> 00:21:05,050
‫با طالع‌بینی مثل تو، می‌تونم دریاها رو
‫کنترل کنم و به جهان حکومت کنم

367
00:21:05,720 --> 00:21:07,810
‫اینقدر پول‌دار میشی که فکرش هم نمی‌کنی

368
00:21:07,890 --> 00:21:10,060
‫- چی؟
‫- پیشنهاد خیلی وسوسه‌کننده‌ایـه...

369
00:21:10,140 --> 00:21:13,560
‫اما اون با ماس.
‫شرمنده، طالع‌بین خودمون می‌مونـه.

370
00:21:13,650 --> 00:21:16,270
‫بریم کپلر یا کمتن

371
00:21:18,730 --> 00:21:20,530
‫یه همچین جایی

372
00:21:21,240 --> 00:21:22,570
‫درستـه، خودشـه

373
00:21:27,370 --> 00:21:30,200
‫برو کرمین.
‫بریم!

374
00:21:30,290 --> 00:21:32,620
‫اوه!

375
00:21:33,644 --> 00:21:40,644


376
00:21:42,880 --> 00:21:46,260
‫خب، بلند شو و آینده‌مون رو بخون

377
00:21:46,340 --> 00:21:48,720
‫جای گنجی که قراره پیدا کنیم رو
‫بهمون بگو

378
00:21:48,810 --> 00:21:52,100
‫من که نمی‌تونم آینده رو بخونم.
‫من فقط درمورد گذشته خوندم.

379
00:21:52,180 --> 00:21:54,270
‫گذشته؟
‫خب همه می‌تونن درمورد گذشته بخونن

380
00:21:54,350 --> 00:21:56,350
‫گفتم که آدم خاصی نیست

381
00:21:56,440 --> 00:22:00,030
‫- آره، گفتی
‫- اون مادامـه بهمون قالبش کرد

382
00:22:00,110 --> 00:22:01,110
‫واقعاً کارش رو بلده

383
00:22:01,190 --> 00:22:03,360
‫دیگه مجبوری تنها باشی

384
00:22:03,450 --> 00:22:07,160
‫چون ما یه تیم خفن
 از دزدهای حرفه‌ای هستیم

385
00:22:07,240 --> 00:22:11,950
‫و تند حرکت می‌کنیم و نمی‌تونیم بذاریم
‫یه کتاب‌خون سرعت‌مون رو کم کنه

386
00:22:12,040 --> 00:22:14,920
‫پخش بشین.
‫ببینیم چیزی برای دزدی پیدا میشه؟

387
00:22:20,270 --> 00:22:21,400
‫چیـه؟
‫اونا چی‌ان؟

388
00:22:21,420 --> 00:22:23,300
‫- با ارزشن؟
‫- بی‌نهایت

389
00:22:25,880 --> 00:22:29,850
‫استون‌هنج‌های درحال ساخت!

390
00:22:31,470 --> 00:22:34,310
‫درسته، خب...
‫چطوری از اینجا بریم؟

391
00:22:34,390 --> 00:22:37,270
‫خب، طبق محاسباتم
‫و بر اساس علم،

392
00:22:37,350 --> 00:22:41,020
‫پورتال بعدی حدوداً...
‫فردا صبح باز میشه

393
00:22:41,110 --> 00:22:43,650
‫خب می‌تونیم استراحت کنیم
‫چون اینجا گنجی نیست

394
00:22:44,280 --> 00:22:47,030
‫گنجی نیست؟
‫منظورت چیـه که گنجی نیست؟

395
00:22:47,110 --> 00:22:50,580
‫استون‌هنج بزرگ‌ترین گنجینه‌ایـه
‫که میشه تصور کرد

396
00:22:50,660 --> 00:22:53,160
‫می‌تونیم بفهمیم که استون‌هنج رو
‫واسه چی ساختن

397
00:22:53,250 --> 00:22:56,620
‫چیزی که ۴ هزار سالـه راز باقی مونده

398
00:22:56,710 --> 00:22:58,250
‫این گنج نیست

399
00:22:59,080 --> 00:23:01,000
‫برای من هست

400
00:23:03,210 --> 00:23:04,300
‫این فسقلی دیگه کیـه؟

401
00:23:04,380 --> 00:23:05,380
‫نمی‌دونم

402
00:23:06,510 --> 00:23:08,640
‫شاید سوزان جدیده

403
00:23:13,060 --> 00:23:14,180
‫- نه، نه
‫- نه

404
00:23:14,270 --> 00:23:17,100
‫بجنبین پسرا!
‫زور بزنین

405
00:23:17,100 --> 00:23:18,770
‫بجنبین دیگه،
‫یه کاریش بکنین

406
00:23:18,770 --> 00:23:20,190
‫خب؟
‫به گشتن ادامه بدین

407
00:23:20,270 --> 00:23:21,980
‫آره... همه‌ش رو می‌خوام

408
00:23:27,530 --> 00:23:28,990
‫عالی شد.
‫یه‌نفر دیگه هم مُرد.

409
00:23:29,070 --> 00:23:32,030
‫الن، الن. به پسرهات بگو
‫انگشتاشون رو در بیارن رفیق.

410
00:23:32,120 --> 00:23:35,160
‫نمی‌تونن. واقعاً نمی‌تونن.
‫انگشتاشون گیر کرده.

411
00:23:35,250 --> 00:23:37,160
‫آخرین برده‌هات که مُردن، کدوم‌ها بودن؟

412
00:23:38,000 --> 00:23:39,210
‫خب، زیر همین سنگ‌هان

413
00:23:39,290 --> 00:23:41,330
‫اوم، ببخشید

414
00:23:41,420 --> 00:23:45,050
‫ببین، باید عجله کنیم رفیق.
‫خب؟ تا سه‌شنبه باید آماده شیم.

415
00:23:45,130 --> 00:23:48,630
‫فقط می‌خواستم بگم که
‫به‌نظرم اینجا واقعاً جادوییـه

416
00:23:48,720 --> 00:23:50,390
‫جداً؟
‫امیدوارم این یکی سر جاش وایسه

417
00:23:50,470 --> 00:23:52,470
‫قطعاً وایمیسه

418
00:23:52,550 --> 00:23:55,060
‫خب، درمورد بقیه‌ی گردمان‌ها هم
‫همین رو می‌گفتن، نه؟

419
00:23:55,140 --> 00:23:56,810
‫- مثل وودهنج
‫- آره، مثل همون

420
00:23:56,810 --> 00:23:57,890
‫همه‌شون رو امتحان کردیم رفیق

421
00:23:57,890 --> 00:24:00,400
‫وودهنج، کاه‌هنج، ریگ‌هنج

422
00:24:00,480 --> 00:24:02,400
‫آدم‌هنج،
‫حتی اون رو هم امتحان کردیم

423
00:24:02,480 --> 00:24:06,030
‫خود من و الن و یه مشت برده بودیم
‫و همه‌مون اینطوری وایساده بودیم

424
00:24:06,110 --> 00:24:07,820
‫فقط همین...
‫می‌بینی؟

425
00:24:07,900 --> 00:24:09,450
‫جواب نداد.
‫بازوهام درد گرفتن.

426
00:24:09,530 --> 00:24:12,120
‫تونستین حرکت ستاره‌ها رو دنبال کنین؟

427
00:24:12,200 --> 00:24:13,030
‫چی؟

428
00:24:13,120 --> 00:24:16,240
‫مگه استون‌هنج قرار نیست
 نقشه‌ی ستاره‌ها باشه؟

429
00:24:16,240 --> 00:24:18,160
‫اوه، چرا، چرا.
‫می‌تونه باشه.

430
00:24:18,250 --> 00:24:19,410
‫اما باید باشه

431
00:24:19,500 --> 00:24:23,960
‫موقع انقلابین، خورشید مستقیماً
‫بالای سنگ هیل طلوع می‌کنه

432
00:24:24,040 --> 00:24:27,420
‫جداً؟ راست میگی.
‫چه جالب.

433
00:24:28,170 --> 00:24:29,670
‫سنگ هیل کدومـه؟

434
00:24:29,760 --> 00:24:31,840
‫واسه پیشکشی ازش استفاده میشه؟

435
00:24:31,840 --> 00:24:34,400
‫ممکنـه. می‌تونیم واسه پیشکشی کردن هم
‫ازش استفاده کنیم. آره.

436
00:24:34,400 --> 00:24:37,200
‫می‌تونیم این استون‌هنج رو
واسه مناسبت‌های مختلف اجاره بدیم

437
00:24:37,220 --> 00:24:40,140
‫واسه ضیافت‌ها، مراسم‌های عروسی، پیشکشی‌ها

438
00:24:40,230 --> 00:24:43,270
‫یه مکان دیدنیـه، نه؟
‫یکم متفاوتـه

439
00:24:43,270 --> 00:24:47,380
‫مشتری میاریم تا ازمون چیزی بخرن، نه؟

440
00:24:47,380 --> 00:24:48,650
‫منظورتون چیـه؟

441
00:24:48,980 --> 00:24:50,120
‫کادو فروشی

442
00:24:50,600 --> 00:24:51,950
‫استون‌هنج‌های کوچولو

443
00:24:51,950 --> 00:24:53,900
‫پول‌هاشون رو می‌چاپیم.
‫تو هم می‌خوای؟

444
00:24:53,900 --> 00:24:58,370
‫با یه کَلَم معاوضه‌ش می‌کنم. دیگه پیشنهادِ
‫منصفانه‌تر پیدا نمی‌کنی. دشت اول صبح‌مونـه.

445
00:24:58,370 --> 00:24:59,870
‫حق با بابا بود

446
00:24:59,960 --> 00:25:02,500
‫اینجا فقط یه مشت سنگ
‫با یه کادو فروشیـه

447
00:25:05,960 --> 00:25:08,000
‫آره، اما نبوغ استون‌هنج به همینـه دیگه، نه؟

448
00:25:08,740 --> 00:25:10,050
البته هنوز خیلی باحالـه

449
00:25:10,050 --> 00:25:10,970
‫آره

450
00:25:11,620 --> 00:25:14,010
‫اشکالی نداره یکم این دور و بر بگردم و
‫نگاه کنم؟

451
00:25:14,010 --> 00:25:15,180
‫راحت باش آقا پسر

452
00:25:15,260 --> 00:25:17,390
‫فقط مواظب باش چیزی روت نیفته

453
00:25:18,100 --> 00:25:20,600
‫بدو دیگه الن.
‫یکم زور بزن رفیق.

454
00:25:23,810 --> 00:25:28,400
‫سارقان، به سلامتی فردا.
‫به سلامتی دزدی‌های قرن.

455
00:25:28,480 --> 00:25:29,480
‫فردا

456
00:25:29,570 --> 00:25:35,990
‫مردم درمورد دستاوردهامون و رهبریِ من...
‫یعنی ما، در طول تاریخ حرف می‌زنن

457
00:25:35,990 --> 00:25:37,910
‫به سلامتی بزرگ‌ترین دزدهای تاریخ

458
00:25:37,990 --> 00:25:41,250
‫- به سلامتی ما
‫- نه، هنوز زوده. به سلامتی ما

459
00:25:41,250 --> 00:25:42,840
‫- حالا بخورین
‫- می‌تونیم بخوریم؟

460
00:25:42,840 --> 00:25:45,170
‫- شماها کی هستین؟
‫- داستانم رو بگم؟

461
00:25:45,250 --> 00:25:47,210
‫آره، باید داستانم رو بشنوی

462
00:25:47,290 --> 00:25:50,010
‫- راستش داستان همه‌تون
‫- اسم من پنه‌لوپه‌س،

463
00:25:50,090 --> 00:25:52,920
‫اما «توفان آتش» لقبیـه بهش معروف شدم.
‫مگه نه بچه‌ها؟

464
00:25:53,010 --> 00:25:54,930
‫- آره. همینطوره. آره
‫- آره

465
00:25:55,010 --> 00:25:57,800
‫دلـم چطور؟
‫خب، یکم قضیه شخصی شد

466
00:25:57,890 --> 00:26:01,980
‫دلـم شکسته و نمی‌خوام
‫درمورد عشق گمشده‌م حرف بزنم

467
00:26:02,060 --> 00:26:04,779
همون ‫نامزدم که غیبش زد

468
00:26:04,780 --> 00:26:06,080
‫خیلی‌خب

469
00:26:06,080 --> 00:26:09,270
‫من رهبر نیستم
‫اما مسئولـم

470
00:26:09,360 --> 00:26:11,440
‫خب، هنوز درموردش حرف نزدیم

471
00:26:11,530 --> 00:26:14,280
‫این هم جودیـه.
‫هیچ احترامی برای رهبری قائل نیست.

472
00:26:15,030 --> 00:26:19,160
‫روانشناس برجسته‌مونـه.
‫می‌تونه وارد ذهنت بشه.

473
00:26:19,160 --> 00:26:20,950
‫می‌دونه داری به چی فکر می‌کنی

474
00:26:20,950 --> 00:26:21,830
‫ناراحتی

475
00:26:21,910 --> 00:26:24,040
‫امروز شادترین روز عمرمـه

476
00:26:24,280 --> 00:26:25,460
‫تازه شروع کردم

477
00:26:25,460 --> 00:26:29,210
‫این هم آلتوئـه. هیشکی آلتوی اصلی رو
‫نمی‌شناسه، از جمله خود آلتو

478
00:26:29,290 --> 00:26:30,710
‫استاد تغییر چهره‌س

479
00:26:30,710 --> 00:26:32,840
‫به‌خاطر قدیم‌ها که توی تئاتر کار می‌کردم،
‫حالیتـه؟

480
00:26:32,840 --> 00:26:35,470
‫سلام. اسم من والتره.
‫یه کوله‌گردم.

481
00:26:36,640 --> 00:26:37,510
‫وُلا!

482
00:26:37,590 --> 00:26:40,510
‫منم، آلتو،
‫مردی چه چندلحظه پیش باهاش آشنا شدی

483
00:26:40,600 --> 00:26:41,640
‫عالی بود

484
00:26:41,640 --> 00:26:43,059
‫- پر از احساسات و چیزای دیگه بود
‫- ممنون

485
00:26:43,060 --> 00:26:46,060
‫- حرف نداشت
‫- این هم ویجیتـه

486
00:26:46,140 --> 00:26:49,730
‫اون استاد نقشه‌خونیـه.
‫ازت خوشش نمیاد و بهت اعتماد نداره.

487
00:26:49,730 --> 00:26:52,840
‫- نه ازت خوشم میاد و نه بهت اعتماد دارم
‫- اما تو که تازه باهام آشنا شدی

488
00:26:52,840 --> 00:26:56,520
‫این هم یه دلیل دیگه که بهت
‫اعتماد نکنم کوین، البته اگه اسم واقعیت باشه

489
00:26:56,520 --> 00:26:59,070
‫به پشت لباس خوابم دوخته شده

490
00:26:59,910 --> 00:27:04,120
‫- داستانش جور در میاد
‫- این هم بیتلیگـه

491
00:27:04,870 --> 00:27:08,830
‫به اندازه میانگین هفت‌تا مرد تنومنده

492
00:27:08,920 --> 00:27:10,670
‫هفت‌ها خوبـه؟

493
00:27:11,250 --> 00:27:14,030
‫میانگین هفت‌تا مرد خوبه...

494
00:27:14,030 --> 00:27:17,800
‫خودت که دیدی با دستاش
‫دیوار اتاق‌خوابت رو انداخت

495
00:27:17,880 --> 00:27:20,430
‫البته روحیه‌ی حساسی هم داره

496
00:27:21,680 --> 00:27:23,470
‫نداره.
‫طرف روانیـه.

497
00:27:26,310 --> 00:27:29,100
‫اون‌وقت واسه‌چی داشتین
‫از دست اون کله‌گنده‌هه فرار می‌کردین؟

498
00:27:29,100 --> 00:27:32,320
‫خب، چون داشتیم
‫از دستِ قادر مطلق فرار می‌کردیم

499
00:27:32,400 --> 00:27:34,530
‫قادر مطلق هم کله‌گنده‌س؟

500
00:27:34,610 --> 00:27:36,190
‫خب، تو این مورد آره

501
00:27:36,280 --> 00:27:40,660
‫آره، قادر مطلق از دست‌مون عصبانیـه.
‫اون رئیس‌مون بود. ما هم ناراحتش کردیم.

502
00:27:40,660 --> 00:27:42,940
‫- مگه چی‌کار کردین؟
‫- خب، اون بهمون احترام نمی‌ذاشت

503
00:27:42,940 --> 00:27:46,780
‫همیشه مجبورمون می‌کرد کارها رو
‫دقیقاً اونطوری که می‌خواد انجام بدیم

504
00:27:46,780 --> 00:27:48,060
‫برای همین نقشه رو دزدیدیم

505
00:27:48,060 --> 00:27:49,250
‫و با همدیگه فرار کردیم

506
00:27:49,250 --> 00:27:51,040
‫و می‌دونـه کار ما بوده
‫چون به همه‌چیز آگاهـه

507
00:27:51,040 --> 00:27:53,210
‫پس چرا نمی‌دونه که
چطوری گیرتون بندازه؟

508
00:27:53,300 --> 00:27:55,380
‫بدون نقشه کار سختیـه

509
00:27:55,460 --> 00:27:58,510
‫غذا آماده‌س پنه‌لوپه

510
00:27:59,700 --> 00:28:00,470
‫مرسی

511
00:28:00,470 --> 00:28:03,350
‫- این واسه توئه. آره
‫- اوه، ممنون

512
00:28:04,430 --> 00:28:06,350
‫یه کاسه دوتایی مخصوص تو

513
00:28:08,230 --> 00:28:10,020
‫این که یه ظرف سگـه

514
00:28:14,080 --> 00:28:19,700
‫خب، شاید تو جایگاهی نباشم که این رو بگم
‫اما به‌نظرم دزدی کار خوبی نیست

515
00:28:19,700 --> 00:28:23,460
‫...مخصوصاً دزدی از تاریخ

516
00:28:24,050 --> 00:28:26,600
‫- نمیشه از شرش خلاص شیم؟
‫- یا همینجا ولش کنیم

517
00:28:26,600 --> 00:28:31,120
‫پنه‌لوپه، ویجیت.
‫باید برش گردونیم خونه‌ش.

518
00:28:31,120 --> 00:28:35,000
‫باشه. خب بعد از این که اسب رو دزدیدیم،
‫تو رو برمی‌گردونیم به...

519
00:28:35,590 --> 00:28:37,510
‫بینگلی، ۲۰۲۴

520
00:28:37,590 --> 00:28:41,480
‫آهان.
‫پس شد بینگرلی ۲۰۲۲.

521
00:28:55,110 --> 00:28:58,240
‫اصلاً بیاین و لحظه‌ای یاد سوزان رو زنده کنیم

522
00:28:58,320 --> 00:28:59,440
‫به سوزان فکر کنین

523
00:28:59,530 --> 00:29:01,110
‫- شروع کنین
‫- سوزان دخترِ...

524
00:29:01,200 --> 00:29:02,610
‫فقط فکر کنین

525
00:29:35,400 --> 00:29:37,730
‫دیمون

526
00:29:37,820 --> 00:29:39,900
‫نه، تو نه دیمن.
‫گفتم دیمون.

527
00:29:41,550 --> 00:29:43,480
‫البته خیلی شبیه به‌همدیگه‌ن

528
00:29:43,740 --> 00:29:45,370
‫دیمون!

529
00:29:45,450 --> 00:29:47,530
‫تاریک‌ترینِ تاریکی‌ها

530
00:29:49,040 --> 00:29:50,580
‫شر مطلق

531
00:29:50,660 --> 00:29:54,620
‫جاسوسی چطور پیش میره؟
‫چه‌خبر از قلعه‌ی آسمانی؟

532
00:29:54,710 --> 00:29:55,830
‫طبق معمول

533
00:29:56,540 --> 00:29:57,880
‫گل جدید ابداع می‌کنن،

534
00:29:58,840 --> 00:30:00,760
‫پرنده‌ها رو به آواز خوندن وا می‌دارن

535
00:30:00,840 --> 00:30:02,510
‫اه، چه حال بهم‌زن

536
00:30:03,550 --> 00:30:06,680
‫اگه من حاکم این دنیا بشم
‫زیر و روش می‌کنم

537
00:30:07,470 --> 00:30:08,720
‫آره

538
00:30:09,760 --> 00:30:11,140
‫اگه برنامه‌هاش رو داشتم

539
00:30:11,640 --> 00:30:15,400
‫سایه‌ی سایه‌ها،
‫راستش برنامه‌ها وجود دارن

540
00:30:15,480 --> 00:30:17,860
‫خودم می‌دونم.
‫خودم بهت گفتم دیمون.

541
00:30:17,940 --> 00:30:21,540
‫نیا اینجا تا چیزایی که خودم بهت گفتم رو
‫ به‌عنوان اطلاعات جدید

542
00:30:21,540 --> 00:30:22,650
‫بکنی تو پاچه‌م

543
00:30:22,650 --> 00:30:26,490
‫البته، اما شَرالمقام، چیزی که
‫ شاید بخواین بدونین

544
00:30:26,490 --> 00:30:29,934
‫اینـه که برنامه‌ها دزدیده شدن

545
00:30:30,260 --> 00:30:31,450
‫چی گفتی؟

546
00:30:31,450 --> 00:30:36,420
‫شنیدم که قادر مطلق به این اشاره کرد
‫که نقشه‌ها رو دزدیدن

547
00:30:36,500 --> 00:30:38,960
‫یکی نقشه‌های ساخت دنیا رو دزدیده...

548
00:30:39,860 --> 00:30:41,580
‫از قادرِ...

549
00:30:44,320 --> 00:30:47,700
بله، یه گروه سرکش از بخش گیاه‌ها

550
00:30:48,930 --> 00:30:53,600
‫من نمی‌تونم از اون بدزدمش
‫اما شاید بتونم از اونا بگیرمش

551
00:30:56,390 --> 00:31:00,230
‫باید قبل از قادرِ... برم سراغ‌شون

552
00:31:00,320 --> 00:31:01,610
‫کارت خوب بود دیمون

553
00:31:02,940 --> 00:31:03,990
‫تو نه دیمن

554
00:31:05,110 --> 00:31:10,580
‫با اون برنامه‌ها،
می‌تونم یه جهان از شر مطلق خلق کنم

555
00:31:11,160 --> 00:31:13,370
‫جایی که موش‌ها گربه‌‌ها رو می‌خورن،

556
00:31:13,450 --> 00:31:17,210
‫طوطی‌ها تمام شب بهت فحاشی می‌کنن،

557
00:31:17,290 --> 00:31:18,960
‫هیچوقت نمی‌ذارن بخوابی

558
00:31:19,040 --> 00:31:21,710
‫هرجا که میری همه بیدارن

559
00:31:21,800 --> 00:31:25,840
‫از نقطه‌ی الف که به نقطه‌ی ب میری
‫همه بیدارن

560
00:31:25,920 --> 00:31:30,260
‫و وقتی از نقطه‌ ب به نقطه‌ی الف برمی‌گردی
‫باز هم همه بیدارن

561
00:31:31,980 --> 00:31:33,640
‫فکرش رو کردم.
‫جواب میده.

562
00:31:33,640 --> 00:31:35,680
‫به‌جای آب، اسید هست

563
00:31:35,770 --> 00:31:38,270
‫به‌جای گل، خار هست

564
00:31:38,350 --> 00:31:40,810
‫بعضی‌ها توی ماتحت‌شون چشم‌ دارن

565
00:31:40,900 --> 00:31:42,110
اینطوری ‫انتخابش با خودتـه

566
00:31:42,190 --> 00:31:46,150
‫لخت راه بری و ببینی
‫یا این که شلوار بپوشی و کور باشی

567
00:31:46,700 --> 00:31:50,700
‫و همه‌چیز...
‫همه‌چیز تیز خواهد بود

568
00:31:52,140 --> 00:31:52,990
‫چه وحشتناک

569
00:31:53,080 --> 00:31:54,790
‫ممنون دیمون

570
00:31:54,870 --> 00:31:55,750
‫ممنون دیمن

571
00:31:55,830 --> 00:31:58,000
‫شَرالمقام، شنیدم که قادر مطلق

572
00:31:58,080 --> 00:32:02,000
‫درمورد این صحبت می‌کرد که
‫ واسه پیدا کردن نقشه، کجا می‌خواد بره

573
00:32:02,000 --> 00:32:04,500
‫یه جای کوچیکی به اسم...

574
00:32:09,090 --> 00:32:11,970
‫بینگلی، ۲۰۲۴

575
00:32:12,050 --> 00:32:13,050
‫اوه

576
00:32:13,930 --> 00:32:15,400
‫بانوشکارچی رو صدا بزن

577
00:32:16,890 --> 00:32:22,650
‫فیانا!

578
00:32:22,730 --> 00:32:25,070
 به‌نظرت می‌تونی
‫ ما رو برگردونی اتاق خوابش؟

579
00:32:25,150 --> 00:32:28,150
‫آره اما تاحالا اینقدر پورتال
‫تو یه جا ندیدم

580
00:32:28,240 --> 00:32:29,650
‫شاید اتاقش جای خاصیـه

581
00:32:29,740 --> 00:32:31,320
‫- باشه اما خودش خاص نیست
‫- نه

582
00:32:31,410 --> 00:32:33,990
‫- ...مگه نه؟ چی میشه اگه...
‫- آخ! موهام زیر یه سنگ گیر کرده

583
00:32:34,080 --> 00:32:36,330
‫- آخ
‫- چرا موهات زیر یه سنگ گیر کردن؟

584
00:32:36,410 --> 00:32:38,080
‫چون کل شب باد می‌زد زیرشون

585
00:32:38,080 --> 00:32:40,980
‫باید یه چیزی می‌ذاشتم روشون
‫تا تکون نخورن

586
00:32:42,080 --> 00:32:43,880
‫- بهتر شد
‫ - آره!

587
00:32:43,960 --> 00:32:46,000
‫پورتال داره باز میشه.
‫اونجاس.

588
00:32:46,090 --> 00:32:48,920
‫بریم، بریم، بریم.
‫پورتال اونجاس.

589
00:32:49,010 --> 00:32:53,720
‫نه، نه، نه.
‫گندش بزنن.

590
00:32:53,800 --> 00:32:57,020
‫نتونستیم گذاشتن «سنگ سردر» رو ببینیم

591
00:32:57,020 --> 00:32:58,850
‫مطمئنم حسابی افسوس می‌خوریم

592
00:32:58,850 --> 00:33:00,560
‫نه، برامون مهم نیست.
‫بریم.

593
00:33:00,640 --> 00:33:03,730
‫- وایسا، وایسا ویجیت. هروقت من گفتم میریم
‫- اوه

594
00:33:06,440 --> 00:33:10,890
‫- بریم. باید به دزدی اسب‌مون برسیم
‫- آره

595
00:33:17,370 --> 00:33:20,330
‫خب، اگه هم این یه خواب باشه
‫دلم نمی‌خواد تموم شه

596
00:33:40,140 --> 00:33:44,400
‫باید دنبال یه چیزی مثلِ...
‫اوه، اوناهاش

597
00:33:44,480 --> 00:33:46,900
‫- وای، بی‌نظیره
‫- چی؟

598
00:33:46,980 --> 00:33:50,530
‫اوه

599
00:33:50,610 --> 00:33:53,110
‫- موفق شدم. موفق شدیم. همه‌مون
‫- آره

600
00:33:53,110 --> 00:33:54,220
‫- نه فقط من
‫- آره

601
00:33:54,220 --> 00:33:56,120
‫یه کار گروهی بود، نه؟

602
00:34:01,290 --> 00:34:04,500
‫ای لاکردار!

603
00:34:05,670 --> 00:34:08,460
‫ببخشید که بی‌ادبی کردم،
‫اما تروآی لاکرداره

604
00:34:08,550 --> 00:34:10,170
‫معلومـه که تروآس

605
00:34:18,600 --> 00:34:22,810
‫وایسین ببینم، اسبی که می‌خواین بدزدین
‫اسب تروجانـه؟

606
00:34:22,890 --> 00:34:25,190
‫معلومـه.
‫مشهورترین اسب دنیا.

607
00:34:25,270 --> 00:34:26,860
‫واسه دزدیدن خیلی بزرگه‌ها

608
00:34:26,860 --> 00:34:29,560
برای دزدی
هیچی واسه‌مون بزرگ نیست

609
00:34:38,720 --> 00:34:41,870
‫خب، حالا که از نزدیک می‌بینم
‫شاید واسه دزدیدن خیلی بزرگ باشه

610
00:34:41,870 --> 00:34:44,290
‫- تو نقاشی‌ها که کوچیک‌تر بود
‫- خود نقاشی‌ها کوچیک نبودن؟

611
00:34:44,290 --> 00:34:45,870
‫همه‌ی نقاشی‌ها باید اندازه‌ی واقعی باشن

612
00:34:45,870 --> 00:34:47,830
‫می‌تونیم تیکه تیکه‌ش کنیم
‫بعد دوباره سرهم‌شون کنیم

613
00:34:47,830 --> 00:34:51,000
‫خب بعدش چی؟
‫تمام عمرمون با خودمون هیزم حمل کنیم؟

614
00:34:51,090 --> 00:34:55,470
‫می‌تونیم هر تیکه رو علامت‌گذاری کنیم،
‫با سین، دال، عین، ف، گاف

615
00:34:55,550 --> 00:34:56,590
‫- آلتو
‫- سرهم‌شون کنیم

616
00:34:56,680 --> 00:34:58,350
‫- آلتو
‫- با اعداد هم میشه. هرچی تو بگی

617
00:34:58,430 --> 00:35:00,470
‫نمی‌خوام بگم پیشنهاد احمقانه‌ایـه

618
00:35:00,560 --> 00:35:02,520
‫اما کلمه‌ی دیگه‌ای به ذهنم نمی‌رسه

619
00:35:02,600 --> 00:35:04,560
‫خب، فکر تو بود که این اسب رو بدزدیم

620
00:35:04,560 --> 00:35:06,420
‫باورم نمیشه تو اولین دزدی‌مون
 شکست خوردیم

621
00:35:06,420 --> 00:35:07,650
‫اولین دزدی‌تون؟

622
00:35:07,650 --> 00:35:10,860
‫من شغل راحتم توی بخش بوته‌زار رو ول نکردم
‫که بیام اسب تیکه تیکه کنم

623
00:35:10,860 --> 00:35:13,070
‫- حالا شد شغل راحت؟
‫- نمی‌تونین تیکه تیکه‌ش کنین

624
00:35:13,150 --> 00:35:16,150
‫- آدم توشونن
‫- چرا باید توش آدم بذارن؟

625
00:35:16,780 --> 00:35:19,030
‫- واسه غافلگیری؟
‫- دقیقا بیتلیگ

626
00:35:19,120 --> 00:35:21,990
‫یونانی‌ها قراره وارد شهر بشن،

627
00:35:22,080 --> 00:35:25,410
‫دروازه رو برای بقیه باز کنن
‫و صبح به تروجان‌ها شبیخون بزنن

628
00:35:25,480 --> 00:35:28,820
‫این سفر در زمان
‫بزرگ‌ترین وقت تلف کردن عمرم بود

629
00:35:28,820 --> 00:35:30,420
‫ویجیت،
‫پورتال بعدی کجاس؟

630
00:35:30,500 --> 00:35:33,710
‫نقشه که میگه حدود ۱۵ متری اینجاس یعنی...

631
00:35:35,010 --> 00:35:37,300
‫- توی تروآس
‫- اوه

632
00:35:37,380 --> 00:35:41,180
‫خب، باید خودمون رو به پورتال برسونیم.
‫چطوری وارد شیم؟

633
00:35:41,180 --> 00:35:43,920
‫تنها راه ورود اینه که بریم توی اون اسب

634
00:35:44,770 --> 00:35:48,900
‫- هیس، میشه لطفاً ساکت باشین؟
‫- امکان نداره درست بگی

635
00:35:48,900 --> 00:35:52,070
‫- شما اهل تروجانین؟
‫- نه،‌ ما سارقیم

636
00:35:52,150 --> 00:35:55,440
‫خوبه، چون می‌خوایم یه کلک بزرگ
‫به تروجانی‌ها بزنیم

637
00:35:55,530 --> 00:35:58,660
‫یه نقشه‌ی فوق‌العادس و
‫ شما دارین با اونجا وایسادن خرابش می‌کنین

638
00:35:58,740 --> 00:36:02,700
‫ما فقط می‌خوایم داخلش رو ببینیم
‫چون می‌خوایم ببینیم چقدر زیرکانه‌س

639
00:36:02,780 --> 00:36:05,870
‫جدی؟ خب، بیاین تو.
‫اما زود باشین

640
00:36:05,950 --> 00:36:06,910
‫بیا کوچولو

641
00:36:09,180 --> 00:36:12,340
‫بیا بالا!
‫خیلی‌خب

642
00:36:12,420 --> 00:36:14,340
‫آجاکس، این کیـه؟

643
00:36:14,420 --> 00:36:16,970
‫توریستن. می‌خوان فقط یه نگاه بندازن

644
00:36:17,050 --> 00:36:19,220
‫- خیلی‌خب
‫- این رو نگه دار

645
00:36:20,470 --> 00:36:22,470
‫- بیاین. جا باز کنین
‫- وای

646
00:36:22,550 --> 00:36:25,560
‫مواظب سرت باش،
‫مواظب سرت باش. دیدین؟

647
00:36:25,980 --> 00:36:28,360
‫هیشکی اینقدر احمق نیست
‫که گول این رو بخوره

648
00:36:28,360 --> 00:36:29,770
‫جدی؟

649
00:36:29,770 --> 00:36:34,150
‫هیشکی اینقدر احمق نیست
‫که گول یه نقشه‌ی هوشمندانه رو بخوره؟ باشه

650
00:36:34,230 --> 00:36:36,650
‫چیـه؟
‫یعنی یه اسب گنده رو می‌برن داخل؟

651
00:36:36,650 --> 00:36:40,280
‫آره، خودت هم بودی یه اسب خوشگل و
‫ گُنده با همچین چشمای قشنگی رو راه می‌دادی

652
00:36:40,280 --> 00:36:44,200
‫باشه. اون‌وقت می‌خوان کجا بذارنش؟
‫تو یه زمین چوبی گنده؟

653
00:36:44,820 --> 00:36:45,660
‫جواب میده

654
00:36:45,740 --> 00:36:47,200
‫ممنون

655
00:36:47,290 --> 00:36:48,330
‫از کجا می‌دونی؟

656
00:36:48,410 --> 00:36:49,250
‫توی تاریخـه

657
00:36:49,330 --> 00:36:53,200
‫تاریخ نیست. آینده‌س.
‫آینده‌ی جنگ‌افزاری.

658
00:36:53,540 --> 00:36:55,880
‫هی

659
00:36:55,960 --> 00:36:58,170
‫هی.
‫برو اونور لطفاً.

660
00:36:58,170 --> 00:37:00,180
‫- خیلی خاصـه
‫- بیا یه نگاه به این بندازیم

661
00:37:00,180 --> 00:37:03,160
‫این یونانی‌ها تاوان همه‌ی کارهاشون رو میدن

662
00:37:03,340 --> 00:37:06,060
‫خب، خب، خب.
‫نگاه کن.

663
00:37:06,060 --> 00:37:08,890
‫معلومه که خیلی روش وقت گذاشتن، نه؟

664
00:37:08,980 --> 00:37:09,980
‫آره

665
00:37:10,060 --> 00:37:11,520
‫این رو نگاه.
‫نقش و نگارش رو ببین.

666
00:37:11,600 --> 00:37:13,440
‫پیکره‌ی قشنگی داره

667
00:37:13,520 --> 00:37:15,690
‫قشنگـه اما محکم هم هست

668
00:37:15,690 --> 00:37:16,940
‫کَنده‌کاری‌هاش رو نگاه کن

669
00:37:16,940 --> 00:37:19,110
‫آره خب، یونانی‌ها به همین کار معروفن

670
00:37:19,190 --> 00:37:20,240
‫عاشق اسب شدن

671
00:37:20,320 --> 00:37:22,660
‫عاشقش شدن

672
00:37:22,740 --> 00:37:26,410
‫- هی، هیس!
‫- عالیـه

673
00:37:27,290 --> 00:37:29,450
‫هی، چشماش رو نگاه

674
00:37:29,540 --> 00:37:30,790
‫خدای من

675
00:37:32,340 --> 00:37:34,580
‫چقدر خوشگلن اوفلستیس

676
00:37:34,580 --> 00:37:36,500
‫حرف ندارن

677
00:37:36,590 --> 00:37:38,960
‫هی، اودیسیوس،
‫از چشماش گفتن

678
00:37:39,050 --> 00:37:40,090
‫چشما رو من درست کردم

679
00:37:45,010 --> 00:37:47,010
‫به‌نظرت یکم مشکوک نیست، زانتوس؟

680
00:37:47,100 --> 00:37:49,980
‫مشکوک‌ترین چیزیـه که
‫ تاحالا دیدم، اوفلستیس

681
00:37:50,770 --> 00:37:53,440
‫- به‌نظر من که باید بسوزونیمش
‫- بسوزونیمش

682
00:37:53,440 --> 00:37:54,940
‫من هم دقیقاً همین فکر رو کردم

683
00:37:54,940 --> 00:37:57,570
‫خب، حالا راست، راست.
‫حالا چپ، چپ...

684
00:37:57,650 --> 00:37:59,230
‫خیلی بد شد که

685
00:38:00,320 --> 00:38:01,610
‫چی شده اودیسیوس؟

686
00:38:01,610 --> 00:38:02,780
‫از اسب خوش‌شون نمیاد؟

687
00:38:02,780 --> 00:38:03,990
‫اسب رو آتیش زدن

688
00:38:04,070 --> 00:38:05,700
‫چی؟

689
00:38:05,780 --> 00:38:06,780
‫وای، نگاه کن

690
00:38:06,870 --> 00:38:07,950
‫نگاه کن.
‫معرکه‌س.

691
00:38:08,030 --> 00:38:09,950
‫- واقعاً آتیشش زدیم
‫- معلومـه

692
00:38:10,040 --> 00:38:12,540
‫- داری کم کم یاد می‌گیری‌ها
‫- کارمون داره خوب میشه

693
00:38:12,620 --> 00:38:14,620
‫به همه‌تون گفتم به حرفم گوش کنین.
‫جواب میده.

694
00:38:14,710 --> 00:38:16,920
‫از اسب چوبی می‌پریم بیرون
‫و غافلگیرشون می‌کنیم

695
00:38:17,000 --> 00:38:18,340
‫گند زدم.
‫شرمندم.

696
00:38:18,420 --> 00:38:20,670
‫دومیدیس، ببخشید.
‫دوستت دارم.

697
00:38:20,760 --> 00:38:23,380
‫اسب رو که ندزدیدیم هیچ،
‫حالا قراره توش هم بمیریم

698
00:38:23,470 --> 00:38:26,140
‫دارم خواب می‌بینم.
‫دارم خواب می‌بینم.

699
00:38:26,220 --> 00:38:29,180
‫خواب نمی‌بینی.
‫ببین چقدر واقعیـه.

700
00:38:29,260 --> 00:38:30,850
‫دلم برای همه‌مون می‌سوزه

701
00:38:30,930 --> 00:38:33,480
‫- دلم می‌خواد جیغ بزنم
‫- باید بی‌صدا این کار رو بکنی

702
00:38:33,560 --> 00:38:36,150
‫آروم‌تر

703
00:38:39,360 --> 00:38:40,730
‫آروم

704
00:38:41,000 --> 00:38:42,280
‫من می‌ترسم

705
00:38:43,950 --> 00:38:45,110
‫زود پخش شد، نه؟

706
00:38:45,200 --> 00:38:46,660
‫خب چوبه دیگه اوفلستیس

707
00:38:46,660 --> 00:38:49,030
‫اشتعال‌زاترین ماده شناخته شده
‫توی دنیای امروزی...

708
00:38:49,030 --> 00:38:52,450
‫هی، هی! واسه چی دارین
‫این اثر هنری قشنگ رو می‌سوزونین؟

709
00:38:52,540 --> 00:38:54,330
‫سریع آتیش رو خاموش کنین!

710
00:38:54,410 --> 00:38:56,290
‫چشم قربان،
‫الان خاموشش می‌کنیم

711
00:38:56,370 --> 00:38:58,130
‫به‌نظرمون مشکوک میومد قربان

712
00:38:58,210 --> 00:39:00,840
‫تاحالا همچین چیزی دیدی؟

713
00:39:00,920 --> 00:39:03,550
‫تاحالا که نه.
‫برای همین گفتیم مشکوکـه.

714
00:39:03,630 --> 00:39:07,010
‫پیشکشی از ارتش شکست‌خورده
‫به نشونه‌ی مهارت‌هامون تو جنگـه

715
00:39:07,090 --> 00:39:09,390
‫چقدر خوشگلـه

716
00:39:09,470 --> 00:39:10,640
‫دروازه‌ها رو باز کنین...

717
00:39:10,720 --> 00:39:13,730
‫- و همین حالا بیارینش تو شهر!
‫- باشه. دروازه‌ها رو باز کنین! سریع!

718
00:39:13,810 --> 00:39:15,810
‫هی، بچه‌ها.
‫مگه نمی‌بینین؟

719
00:39:15,890 --> 00:39:17,230
‫خیلی مشکوکـه

720
00:39:17,600 --> 00:39:22,140
‫این اسب باعث سقوط تروآ میشه!

721
00:39:23,150 --> 00:39:25,490
‫دست بردار کاساندرا.
‫اشتباه می‌کنی.

722
00:39:25,550 --> 00:39:27,280
‫مسخره‌س.
‫دوباره یه چیزی رو گُنده کردی؟

723
00:39:27,280 --> 00:39:29,280
‫- این حرفا رو از کجا می‌زنی؟
‫- فراموشش کنین

724
00:39:35,080 --> 00:39:36,410
‫همه خفه شن

725
00:39:37,790 --> 00:39:40,380
‫دارن آتیش رو خاموش می‌کنن.
‫دارن می‌برن‌مون تو شهر.

726
00:39:40,960 --> 00:39:42,590
‫کوین، حق با تو بود

727
00:39:42,670 --> 00:39:45,170
‫جدی؟

728
00:39:45,260 --> 00:39:47,930
‫شاید استعداد سارق شدن رو داشته باشه

729
00:39:48,010 --> 00:39:49,430
‫- هی، هی، هی
‫- آروم باشین

730
00:39:49,510 --> 00:39:52,890
‫عضو شدن توی «سارقین زمان»
‫فرایند انتخابی خیلی دقیقی داره

731
00:39:52,890 --> 00:39:56,120
‫جداً؟ فکر می‌کردم به همه پیشنهاد دادی
‫و فقط ما بودیم که قبول کردیم

732
00:39:56,140 --> 00:39:57,600
‫خب فرایند هم همین بود

733
00:39:57,690 --> 00:39:58,690
‫همینـه

734
00:39:58,770 --> 00:40:03,070
‫هیس! ساکت باشین لطفاً.
‫ماموریت مخفیانه‌ایـه.

735
00:40:12,950 --> 00:40:14,660
‫می‌دونستم از پسش برمیایم

736
00:40:15,080 --> 00:40:17,190
‫اما بهت نمیومد که بدونی.
‫اشکت داشت در میومد.

737
00:40:17,190 --> 00:40:18,870
‫- اما تو کتاب‌ها...
‫- همش میگه تو کتاب‌ها

738
00:40:18,870 --> 00:40:21,630
‫اسمی از تو توی کتاب‌ها اومده؟
‫اسمی از ما توی کتاب‌ها اومده؟

739
00:40:21,630 --> 00:40:24,950
‫چون فقط با حضورمون توی انجا،
‫ممکنه یه چیزایی تغییر کنه. معلوم نیست

740
00:40:24,950 --> 00:40:27,090
‫خیلی‌خب،
‫همه یکم مضطراب شدن

741
00:40:27,090 --> 00:40:28,760
‫نظرتون یه تمرین تنفس انجام بدیم؟

742
00:40:28,840 --> 00:40:30,260
‫وقتی با خواهرم بحث می‌کنم

743
00:40:30,340 --> 00:40:33,850
‫پدرمادرم میگن استراحت کنین
‫تا این که دوباره بهم احترام بذاریم

744
00:40:33,930 --> 00:40:37,270
‫خب، وقتی تو رو به زمانت برگردونیم
‫دیگه از زندگی‌هامون خارج میشی

745
00:40:37,350 --> 00:40:38,850
‫قشنگ بود

746
00:40:38,850 --> 00:40:40,310
‫بی‌رحمانه بود پنه‌لوپه

747
00:40:40,310 --> 00:40:42,140
‫نزدیک بود زنده زنده آتیش‌ بگیریم

748
00:40:42,140 --> 00:40:43,820
‫نه، عصبانیتت رو درک می‌کنم

749
00:40:43,900 --> 00:40:48,490
‫اما فکر می‌کنم همه‌مون رو
‫ بحز ویجیت ناراحت کردی

750
00:40:48,570 --> 00:40:51,900
‫ویجیت، پنج دقیقه وقت داریم تا
‫قبل از پیدا کردن پورتال بعدی

751
00:40:51,900 --> 00:40:52,780
‫چیزی بدزدیم؟

752
00:40:52,870 --> 00:40:55,240
‫- آره، پنج دقیقه رو وقت داریم
‫- عالیـه. جدا شین

753
00:40:55,240 --> 00:40:57,540
‫پنج دقیقه دزدی کنین
‫و بعدش دم فواره هم رو می‌بینیم

754
00:40:57,540 --> 00:40:58,660
‫- آره
‫- خوبـه

755
00:40:59,290 --> 00:41:01,630
‫نه بیتلیگ.
‫کوچیک‌تر. کوچیک‌تر.

756
00:41:03,210 --> 00:41:04,960
‫- جدا شین! بجنبین!
‫- باشه، باشه

757
00:41:12,510 --> 00:41:13,760
‫هی

758
00:41:18,850 --> 00:41:20,350
‫حرفت رو باور نکردن

759
00:41:20,440 --> 00:41:21,770
‫نه، اما راست می‌گفتم

760
00:41:22,350 --> 00:41:25,770
‫هم‌دردیم.
‫نفرین بزرگی روی من هم هست.

761
00:41:25,860 --> 00:41:29,400
‫می‌تونم آینده رو ببینم
‫اما هیشکی حرفم رو باور نمی‌کنه

762
00:41:29,490 --> 00:41:31,610
‫- نه
‫- دیدی؟

763
00:41:32,280 --> 00:41:34,240
‫یعنی تو باید...

764
00:41:35,080 --> 00:41:36,580
‫- کاساندرا باشی
‫- کاساندرا

765
00:41:36,660 --> 00:41:38,200
‫اسمم رو شنیدی؟

766
00:41:38,790 --> 00:41:42,080
‫وای.
‫آره من... کاساندرام

767
00:41:42,170 --> 00:41:44,670
‫صبر کن. نه، امکان نداره.
‫اون فقط یه افسانه‌س.

768
00:41:44,750 --> 00:41:46,090
‫باز هم حرفم رو باور نکردی

769
00:41:47,880 --> 00:41:50,050
‫مواظب باش پنتوس.
‫داری از روی دیوار میفتی.

770
00:41:50,130 --> 00:41:54,140
‫دست بردار کاساندرا

771
00:41:55,520 --> 00:41:57,100
‫چیزیش نیست.
‫حالش خوبـه.

772
00:41:57,180 --> 00:41:59,890
‫- واقعاً چیزیش نیست. حرفم رو باور نکرد
‫- حواسم رو پرت کردی

773
00:41:59,980 --> 00:42:02,020
‫خیلی رومخـه، نه؟

774
00:42:02,020 --> 00:42:04,230
‫که حق با تو باشه
‫اما هیشکی به حرفت گوش نکنـه

775
00:42:04,230 --> 00:42:06,860
‫تو تموم عمرم
‫آرزو داشتم به زمان گذشته برگردم

776
00:42:06,860 --> 00:42:09,820
‫حالا که اومدم
‫مطمئن نیستم به اینجا تعلق داشته باشم

777
00:42:09,820 --> 00:42:11,680
‫تو آدم مهمی هستی

778
00:42:12,530 --> 00:42:13,410
‫اصلاً نیستم

779
00:42:13,490 --> 00:42:18,030
‫چند دفعه باید بهت بگم؟
‫من آینده رو می‌بینم، خب؟

780
00:42:18,120 --> 00:42:20,950
‫قراره برای پادشاه‌ها داستان تعریف کنی

781
00:42:21,040 --> 00:42:23,710
‫قراره با همدیگه از یه پرتگاه بلند بپرین

782
00:42:23,790 --> 00:42:25,460
‫و حتی یه استخون‌‌تون هم نشکنه

783
00:42:25,540 --> 00:42:29,250
‫قراره ساختمان‌های بزرگی رو
‫قبل این که بزرگ بشن، ببینی

784
00:42:29,250 --> 00:42:31,260
‫موجوداتی رو می‌بینی که
‫ خیلی وقتـه از بین رفتن

785
00:42:31,260 --> 00:42:34,550
‫تو جاهایی رو می‌بینی
‫که من فقط تو خیالاتم می‌بینم

786
00:42:34,550 --> 00:42:36,340
‫ناراحتی رو می‌چشی

787
00:42:36,430 --> 00:42:39,220
‫اما باید کنار همین دزدای احمق بمونی

788
00:42:39,310 --> 00:42:42,310
‫چون قراره دنیا رو نجات بدی

789
00:42:43,060 --> 00:42:46,940
‫به‌نظر نمی‌رسه هیچ‌کدوم از حرفات
‫ممکن باشه اما نفرینت همینـه دیگه، نه؟

790
00:42:46,940 --> 00:42:48,730
‫هی، هی

791
00:42:48,820 --> 00:42:52,070
‫- کِو... کوین، منم بیتلیگ
‫- بیا کوین، بجنب

792
00:42:52,150 --> 00:42:54,820
‫هی. پورتال رو پیدا کردیم.
‫بیا. می‌بریمت خونه.

793
00:42:55,740 --> 00:42:58,660
‫برو قهرمان کوچولو.
‫دوباره همدیگه رو می‌بینیم.

794
00:43:00,580 --> 00:43:02,250
‫درمورد اون اسبـه درست می‌گفتی

795
00:43:03,040 --> 00:43:04,770
‫مطمئن بودم

796
00:43:06,710 --> 00:43:08,210
‫شماها چی دزدیدین؟

797
00:43:08,290 --> 00:43:10,210
‫- من این کوزه قشنگ رو دزدیدم
‫ - کوزه

798
00:43:10,300 --> 00:43:11,500
‫- من هم کوزه دزدیدم
‫- کوزه

799
00:43:11,590 --> 00:43:14,010
‫- آره، من هم کوزه
‫- همه؟ همه کوزه دزدیدن؟

800
00:43:14,090 --> 00:43:16,640
‫- آره
‫- تو چی دزدیدی؟

801
00:43:16,720 --> 00:43:18,600
‫هیچی.
‫دزدی کار اشتباهیـه.

802
00:43:21,720 --> 00:43:24,430
‫- آره باشه. ببریمـش خونه‌شون
‫- آره

803
00:43:24,520 --> 00:43:26,270
‫- بالاخره
‫- خب ویجیت...

804
00:43:26,350 --> 00:43:29,480
‫- «بینگرلی، ۲۰۲۲»
‫- خیلی‌خب «کلوین»

805
00:43:29,980 --> 00:43:31,610
‫- کوین
‫- آره، برام مهم نیست

806
00:43:42,540 --> 00:43:43,750
‫فیانا، بانوشکارچی

807
00:43:43,830 --> 00:43:45,120
‫وای، فیانا نه

808
00:43:45,210 --> 00:43:47,420
‫- مگه فیانا چشـه؟
‫- اون روانیـه

809
00:44:00,140 --> 00:44:03,010
‫برنامه‌های دنیا رو برمی‌گردونی،

810
00:44:03,100 --> 00:44:05,560
‫که به نقشه هم معروفـه

811
00:44:05,640 --> 00:44:08,100
‫زیر سنگ محبوس میشی

812
00:44:08,190 --> 00:44:12,320
‫منتظر می‌مونی تا وارد جایی به اسمِ...

813
00:44:12,400 --> 00:44:14,440
‫- بینگلی
‫- بینگلی بشی

814
00:44:14,530 --> 00:44:15,990
‫۲۰۲۴

815
00:44:16,070 --> 00:44:18,700
‫هزاران سال دیگه

816
00:44:18,780 --> 00:44:21,120
‫منتظر می‌مونی تا زمانش برسه

817
00:44:21,200 --> 00:44:24,830
‫بعدش برنامه‌ها رو می‌گیری
‫و میدی‌شون به من

818
00:44:25,410 --> 00:44:28,330
‫و هرچیزی که توی راهت
‫ قرار بگیره رو نابود می‌کنی

819
00:44:30,330 --> 00:44:33,380
‫یادت باشه فیانا،
‫این دزدها از...

820
00:44:33,460 --> 00:44:38,340
‫خودِ قادرِ... دزدی کردن

821
00:44:39,590 --> 00:44:41,850
‫با استادهای نابغه سر و کار داریم

822
00:44:43,180 --> 00:44:46,620
‫بهشون فرصت نده

823
00:44:47,144 --> 00:45:07,144
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

