﻿1
00:00:05,500 --> 00:00:16,500
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

2
00:00:16,524 --> 00:00:23,524
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

3
00:00:33,832 --> 00:00:39,678
« سارقان زمان »
« فصل ۱، قسمت ۳»

4
00:00:41,293 --> 00:00:43,628
‫مامان، بابا، من برگشتم.

5
00:00:45,547 --> 00:00:46,923
‫خودم تنهایی رفتم مدرسه.

6
00:00:48,383 --> 00:00:49,384
‫قابلتونو نداشت.

7
00:00:51,386 --> 00:00:52,387
‫کجایین؟

8
00:00:58,143 --> 00:01:01,688
‫مامان، بابا، هیچی واسه خوردن نیست.

9
00:01:10,488 --> 00:01:11,740
‫ایش.

10
00:01:14,784 --> 00:01:16,494
‫کجایین پس؟

11
00:01:16,578 --> 00:01:18,622
‫الان این یه شوخی خیلی بی‌مزه‌ست؟

12
00:01:24,002 --> 00:01:25,086
‫کوین؟

13
00:01:25,170 --> 00:01:26,504
‫کجایی خنگول؟

14
00:01:30,342 --> 00:01:31,801
‫پیدات کردم کوین.

15
00:01:31,908 --> 00:01:41,247
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

16
00:01:41,394 --> 00:01:42,395
‫اتفاقی بود.

17
00:02:15,011 --> 00:02:18,473
‫اون موجودی که خونه‌ی من بود چی بود
‫که مامان و بابامو به زغال‌‌سنگ تبدیل کرد؟

18
00:02:18,557 --> 00:02:21,768
‫فیانا بود. اون یه شیطانه.
‫به بانوشکارچی معروفه.

19
00:02:21,851 --> 00:02:24,187
‫وای وقتی دیدمش مور مورم شد.

20
00:02:24,271 --> 00:02:26,690
‫- وحشتناک بود.
‫- فقط بوی تعفنش!

21
00:02:26,773 --> 00:02:28,483
‫- اه.
‫- قبلاً باهاش دوست بودم.

22
00:02:28,567 --> 00:02:29,568
‫ولی موهای معرکه‌ای داره.

23
00:02:29,651 --> 00:02:32,028
‫- چشماش شگفت‌انگیزن. قدرتمند به نظر می‌رسه.
‫- خیلی خفنه آره. نگاه نافذی داره.

24
00:02:32,112 --> 00:02:34,990
‫چرا بهمون نگفته بودی
‫که قبلاً با اون شیطان قرار می‌ذاشتی؟

25
00:02:35,073 --> 00:02:38,559
‫خجالت می‌کشیدم.
‫دیدین که چه شکلیه. زیادی تنده.

26
00:02:38,584 --> 00:02:41,204
‫اون والدینم رو به تیکه‌های زغال‌سنگ
‫تبدیل کرد.

27
00:02:41,288 --> 00:02:43,915
‫- دقیقاً.
‫- بچه‌ها. برگ خوراکی پیدا کردم.

28
00:02:43,999 --> 00:02:44,916
‫- اما...
‫- نه.

29
00:02:45,000 --> 00:02:46,877
‫ما نمی‌خوایم برگ بخوریم، بیتلیگ.

30
00:02:46,960 --> 00:02:48,587
‫به نظرتون «شر مطلق» اونو فرستاده؟

31
00:02:48,670 --> 00:02:50,171
‫شر مطلق؟

32
00:02:50,255 --> 00:02:51,798
‫اون دنبال نقشه بود.

33
00:02:51,882 --> 00:02:53,383
‫حتماً شر مطلق می‌دونه دست ماست.

34
00:02:53,466 --> 00:02:55,886
‫چی؟ نه بابا. عمراً.

35
00:02:55,969 --> 00:02:58,555
‫نه... اما اشکال نداره.
‫من می‌دونم چی کار کنیم.

36
00:02:58,638 --> 00:03:00,724
‫خب... نه معلومه که نمی‌دونم.

37
00:03:00,807 --> 00:03:01,641
‫نه نمی‌دونم.

38
00:03:01,725 --> 00:03:05,186
‫اما... یه راهی پیدا می‌کنیم و...
‫آروم باشید دیگه خب؟

39
00:03:05,270 --> 00:03:07,689
‫- از پسش برمیایم.
‫- این ریشه‌های عجیب و غریب چی؟

40
00:03:07,772 --> 00:03:09,816
‫نه، مرسی.

41
00:03:09,900 --> 00:03:13,528
‫پس والدین من مردن؟

42
00:03:13,612 --> 00:03:14,863
‫حالشون خوب به نظر نمی‌رسه.

43
00:03:14,946 --> 00:03:16,364
‫ولی ما یه برنامه داریم...

44
00:03:16,448 --> 00:03:19,451
‫چون یه نقشه داریم
‫که می‌تونیم باهاش توی زمان سفر کنیم.

45
00:03:19,534 --> 00:03:22,287
‫اگه بتونیم به موقع برسیم اونجا.

46
00:03:22,370 --> 00:03:23,955
‫آره و می‌تونیم سعی کنیم جلوشو بگیریم.

47
00:03:24,039 --> 00:03:25,582
‫به نظرتون جواب می‌ده؟

48
00:03:25,665 --> 00:03:27,417
‫- نه.
‫- خب اون اینطور فکر نمی‌کنه.

49
00:03:27,500 --> 00:03:28,710
‫اما من؟ شاید.

50
00:03:28,793 --> 00:03:31,379
‫نمی‌دونیم که می‌تونیم زمان رو تغییر بدیم
‫یا اصلاً تاثیری روش بذاریم یا نه.

51
00:03:31,463 --> 00:03:35,759
‫نه ولی ما ویجیت رو داریم
‫که نقشه رو مثل کف دستش بلده.

52
00:03:35,842 --> 00:03:37,177
‫ویجیت الان کجاییم؟

53
00:03:37,260 --> 00:03:41,264
‫طبق محاسبات من، پاریس مرکزی، سال ۱۹۶۸.

54
00:03:41,848 --> 00:03:43,391
‫درست نیست نه؟

55
00:03:43,475 --> 00:03:44,976
‫هنوز دارم سعی می‌کنم یادش بگیرم.

56
00:03:46,699 --> 00:03:49,827
‫یه خوراکی پیدا کردم.

57
00:03:56,238 --> 00:03:57,489
‫فسیل.

58
00:03:57,989 --> 00:03:59,491
‫چقدر خفن!

59
00:03:59,574 --> 00:04:00,575
‫تخم.

60
00:04:00,659 --> 00:04:03,078
‫- وای. چه معرکه.
‫- وای.

61
00:04:03,161 --> 00:04:05,789
‫شماها چی دوست دارین؟
‫می‌تونم نیمرو درست کنم.

62
00:04:05,872 --> 00:04:07,165
‫می‌تونم نیمرو با نون تست درست کنم.

63
00:04:07,249 --> 00:04:08,500
‫کوکوی فریتاتا چی؟

64
00:04:08,583 --> 00:04:10,210
‫- اوه. کوکو.
‫- اوه کوکو.

65
00:04:10,293 --> 00:04:12,087
‫به نظرتون تخم چیه؟
‫یه شترمرغ با جثه‌ی دو برابر؟

66
00:04:12,170 --> 00:04:13,964
‫احتمالاً یه شترمرغ با جثه‌ی چهار برابر.

67
00:04:14,047 --> 00:04:17,800
‫بیتلیگ. خطر احتمالی پشت سرته.

68
00:04:22,639 --> 00:04:26,810
‫بیتلیگ می‌شه لطفاً تخم‌ها رو بذاری زمین و...

69
00:04:26,893 --> 00:04:29,521
‫مسئله خیلی مهمه... نذار بشکنن.

70
00:04:36,611 --> 00:04:38,780
‫شترمرغ با جثه‌ی چهار برابره؟

71
00:04:39,656 --> 00:04:40,824
‫گمون نکنم.

72
00:04:41,324 --> 00:04:42,993
‫فکر کنم باید فرار کنی.

73
00:04:43,076 --> 00:04:44,744
‫به نظرم نباید از جات تکون بخوری.

74
00:04:44,828 --> 00:04:46,288
‫کدومشو انجام بدم.

75
00:04:47,497 --> 00:04:50,250
‫خب...

76
00:04:52,085 --> 00:04:53,295
‫- اوه.
‫- ای وای.

77
00:04:55,672 --> 00:04:56,548
‫آخ.

78
00:04:56,631 --> 00:04:58,466
‫چرا تو می‌گی آخ؟ اون داره زخمی می‌شه.

79
00:04:58,550 --> 00:05:02,178
‫من آدم همدلی‌ام.
‫وقتی بقیه دردشون می‌گیره منم حسش می‌کنم.

80
00:05:02,262 --> 00:05:05,140
‫اوه باشه. حس کردنش باشه واسه فردا.

81
00:05:05,223 --> 00:05:09,394
‫- من... من خوبم. خوبم.
‫- ای وای. حالت خوبه؟ آره؟

82
00:05:12,397 --> 00:05:15,859
‫فرار کنید! فرار کنید! بدویید!

83
00:05:15,942 --> 00:05:18,194
‫ویجیت، پورتال کجاست؟

84
00:05:18,278 --> 00:05:21,114
‫- نمی‌دونم. باید دنبالش بگردم.
‫- کجاییم؟

85
00:05:21,197 --> 00:05:22,532
‫- اونجا.
‫- نه.

86
00:05:22,616 --> 00:05:23,450
‫کوین کجاست؟

87
00:05:23,533 --> 00:05:25,201
‫بچه‌ها این فسیل نیست.

88
00:05:25,285 --> 00:05:27,329
‫ما تو دوران ماقبل تاریخیم.

89
00:05:27,412 --> 00:05:28,997
‫کوین فرار کن!

90
00:05:29,706 --> 00:05:31,583
‫جمجمه رو ولش کن کوین.

91
00:05:31,666 --> 00:05:32,584
‫عمراً.

92
00:05:32,667 --> 00:05:34,920
‫بندازش! اونجا یه دایناسور هست. فرار کن!

93
00:05:35,003 --> 00:05:36,421
‫- دایناسور!
‫- دایناسور!

94
00:05:36,504 --> 00:05:38,673
‫- دایناسور!
‫- در واقع پتروسوره!
‫(پتروسور: دایناسور پرنده)

95
00:05:38,757 --> 00:05:41,343
‫- پترو...
‫- پتروسور! فرار!

96
00:05:41,426 --> 00:05:43,595
‫به سمت پورتال!

97
00:05:43,678 --> 00:05:46,348
‫فرار کن کوین!

98
00:06:06,409 --> 00:06:07,702
‫- خیلی خب خوبه.
‫- من خوبم.

99
00:06:07,786 --> 00:06:08,912
‫مراقب باش.

100
00:06:08,995 --> 00:06:10,997
‫واقعاً شرمنده.

101
00:06:11,081 --> 00:06:12,082
‫این باید جبران کنه.

102
00:06:13,750 --> 00:06:15,168
‫آره.

103
00:06:15,252 --> 00:06:17,254
‫ظاهراً کوین نتونست خودشو برسونه.

104
00:06:17,337 --> 00:06:19,339
‫اوه. چه غم‌انگیز.

105
00:06:19,422 --> 00:06:24,010
‫خیلی خب... ظاهراً یه سارق دیگه رو
‫از دست دادیم.

106
00:06:24,094 --> 00:06:26,972
‫پس بیاین یادش رو گرامی بداریم.

107
00:06:34,271 --> 00:06:35,897
‫اوه نگاه کنین، خودشو رسوند.

108
00:06:36,815 --> 00:06:38,191
‫خیلی خب خوبه.

109
00:06:39,484 --> 00:06:42,529
‫می‌تونید توشون شمع بذارین
‫و همه جا روشن می‌شه...

110
00:06:43,947 --> 00:06:46,116
‫کوین، اون جمجمه‌ی مسخره رو ولش کن.

111
00:06:59,462 --> 00:07:01,882
‫شر مطلق، خبر آوردم.

112
00:07:01,965 --> 00:07:04,175
‫سرم شلوغه، دیمون.

113
00:07:06,386 --> 00:07:08,305
‫- هفت.
‫- اون هشته.

114
00:07:09,381 --> 00:07:11,675
‫چکمه‌ی کوچولوت رو بکش کنار.

115
00:07:12,654 --> 00:07:14,603
‫چیه دیمون؟

116
00:07:14,686 --> 00:07:16,605
‫با تو نیستم دیمن.

117
00:07:16,688 --> 00:07:20,734
‫قادر مطلق یه پروژه‌ی محرمانه داره.

118
00:07:20,817 --> 00:07:24,029
‫قادر... یه پروژه‌ی محرمانه داره؟

119
00:07:24,112 --> 00:07:25,780
‫- اوهوم.
‫- چه چیزیش محرمانه‌ست؟

120
00:07:25,864 --> 00:07:27,324
‫نمی‌دونم. محرمانه‌ست.

121
00:07:33,288 --> 00:07:34,873
‫جان می‌شه جواب بدی لطفاً؟

122
00:07:38,501 --> 00:07:42,047
‫آخ.

123
00:07:43,465 --> 00:07:45,300
‫فیانا، نقشه رو گرفتی؟

124
00:07:45,383 --> 00:07:46,509
‫نه.

125
00:07:46,593 --> 00:07:48,929
‫این جوابی نیست که می‌خواستم.

126
00:07:49,012 --> 00:07:52,265
‫والدین پسره مانعم شدن
‫واسه همین به زغال‌سنگ تبدیلشون کردم.

127
00:07:52,349 --> 00:07:53,934
‫گمونم باز این خوبه.

128
00:07:54,017 --> 00:07:56,144
‫بوی تعفن پسره رو می‌شناسم...

129
00:07:57,145 --> 00:07:59,064
‫و پیداش می‌کنم.

130
00:08:01,775 --> 00:08:03,151
‫نباید شکست بخوری فیانا.

131
00:08:20,710 --> 00:08:22,003
‫بیگانه!

132
00:08:22,087 --> 00:08:24,798
‫من همیشه می‌گم...

133
00:08:24,881 --> 00:08:27,968
‫- یه بیگانه دوستیه که...
‫- جادوگر.

134
00:08:28,051 --> 00:08:30,887
‫بیگانه‌ن، پس جادوگرن.

135
00:08:31,513 --> 00:08:34,808
‫- خشم رو حس می‌کنم.
‫- اون فکر ما رو می‌خونه.

136
00:08:34,890 --> 00:08:37,644
‫چون یه جادوگره.

137
00:08:37,726 --> 00:08:39,688
‫- اوه نه، قرون وسطی.
‫- اوه.

138
00:08:39,770 --> 00:08:41,690
‫- یه پسر جادوگر.
‫- چه خفن. کجاست؟

139
00:08:44,234 --> 00:08:46,695
‫من؟ اوه.

140
00:08:51,366 --> 00:08:53,618
‫من یه پسر جادوگر نیستم.
‫کوین هداکم.

141
00:08:53,702 --> 00:08:56,413
‫اون دیگه چیه؟

142
00:08:56,496 --> 00:08:58,707
‫اوه... این...

143
00:08:58,790 --> 00:09:00,750
‫اژدها؟

144
00:09:03,837 --> 00:09:05,964
‫نه نه. چیزی نیست. چیزی نیست.
‫آروم باشید.

145
00:09:06,047 --> 00:09:09,342
‫ای پسر، آیا این سر یک اژدهاست؟

146
00:09:09,426 --> 00:09:11,469
‫فکر کنم جمجمه‌ی دایناسور سه‌شاخ باشه.

147
00:09:12,596 --> 00:09:15,974
‫این بیگانه‌ها یه اژدها کشتن!

148
00:09:16,057 --> 00:09:19,311
‫نه، من این جمجمه رو پیداش کردم
‫و تا اینجا آوردمش.

149
00:09:19,394 --> 00:09:20,645
‫ما نکشتیمش.

150
00:09:20,729 --> 00:09:23,607
‫چرا ما کشتیم.
‫همه‌مون باهم اژدها رو کشتیم.

151
00:09:23,690 --> 00:09:27,360
‫همه‌مون توش سهم داشتیم به جز کوین
‫که فقط سرش رو حمل کرد.

152
00:09:27,444 --> 00:09:30,739
‫- درسته.
‫- پس خوش اومدین، اژدهاکش‌های شجاع.

153
00:09:32,866 --> 00:09:34,910
‫و کوین...

154
00:09:34,993 --> 00:09:37,787
‫که فقط سرش رو حمل کرده. آره.

155
00:09:39,122 --> 00:09:44,085
‫به بازار شهرک خوش اومدین.
‫ما توی مغازه چه چیزهایی داریم؟

156
00:09:44,586 --> 00:09:49,132
‫این الیزابتاست و کلکسیون حیرت‌انگیزی
‫از شاخه‌های فروشی داره.

157
00:09:49,216 --> 00:09:53,094
‫اوه، یه خوک کلاه‌گیس‌دار اینجاست.
‫خوک کلاه‌گیسی. آره.

158
00:09:53,178 --> 00:09:55,847
‫اوه این مرکه، تردست حلزون.

159
00:09:57,015 --> 00:09:59,517
‫- حلزون‌ها دوباره فرار کردن مرک؟
‫- آره.

160
00:09:59,601 --> 00:10:01,436
‫- مجبور شدم بخورمشون، شهردار.
‫- اوه.

161
00:10:01,519 --> 00:10:03,355
‫اما انقدر اداشو دربیار
‫تا به واقعیت تبدیل شه.

162
00:10:03,438 --> 00:10:05,732
‫- همیشه همینو می‌گم.
‫- آره.

163
00:10:05,815 --> 00:10:07,317
‫چه نگرش درجه یکی.

164
00:10:07,400 --> 00:10:11,613
‫شما تو دوران فقر اومدین سراغمون، دوستانم.

165
00:10:11,696 --> 00:10:13,323
‫شرایط... شرایط سخته.

166
00:10:14,714 --> 00:10:15,450
‫گربه!

167
00:10:15,533 --> 00:10:17,452
‫گربه! گربه!

168
00:10:18,286 --> 00:10:20,121
‫با گربه‌ها چه مشکلی دارین؟

169
00:10:20,205 --> 00:10:21,456
‫مگه نشنیدی؟

170
00:10:21,539 --> 00:10:25,001
‫پاپ اعلام کرده که گربه‌ها ابزار شیطانن.

171
00:10:25,085 --> 00:10:27,420
‫پس... ما گربه‌ها رو می‌کشیم.

172
00:10:27,504 --> 00:10:28,922
‫گربه‌ها رو نکشین.

173
00:10:29,005 --> 00:10:31,174
‫اونا موش‌هایی که طاعون رو
‫ گسترش میدن می‌کشن.

174
00:10:31,258 --> 00:10:32,551
‫نه نه نه نه نه.

175
00:10:32,634 --> 00:10:36,388
‫طاعون مجازات خدا به خاطر شایعه‌پراکنیه.

176
00:10:36,930 --> 00:10:38,014
‫ظاهراً.

177
00:10:42,018 --> 00:10:44,062
‫اون شبیه نامزد سابقم گوینه.

178
00:10:44,145 --> 00:10:45,814
‫اونی که کلاه کوچیکی داره.

179
00:10:45,897 --> 00:10:48,525
‫به نظرت اینجا بوده
‫و اونا فرشینهش رو درست کردن؟

180
00:10:49,541 --> 00:10:52,028
‫من فکر می‌کنم همه‌ی اینا شبیه همن.

181
00:10:52,112 --> 00:10:55,365
‫مثل گلوله‌های پشمی‌ای که دماغ دارن.

182
00:10:56,658 --> 00:10:58,159
‫متوجهم چی می‌گی.

183
00:10:58,243 --> 00:11:02,122
‫دل‌شکستگی من داره گوین رو
‫روی تصویر همه‌ی این افراد فرافکنی می‌کنه.

184
00:11:02,205 --> 00:11:03,206
‫کارت خیلی درسته.

185
00:11:05,208 --> 00:11:06,543
‫ولی نه واقعاً فکر می‌کنم اون خودشه.

186
00:11:08,169 --> 00:11:10,213
‫ببخشید آقای شهردار.
‫غذا خوشمزه‌ست.

187
00:11:10,297 --> 00:11:12,257
‫- عاشق این میوه‌های بلوطم.
‫- خوبه.

188
00:11:12,340 --> 00:11:14,718
‫چیزی دارین که...

189
00:11:14,801 --> 00:11:16,845
‫- چیزی؟
‫- آره، چیزی به جز میوه‌ی بلوط؟

190
00:11:16,928 --> 00:11:18,972
‫متاسفانه باید بگم نداریم.

191
00:11:19,055 --> 00:11:20,599
‫در حال حاضر به قحطی کوچیکی خوردیم.

192
00:11:20,682 --> 00:11:22,601
‫- قحطی کوچیک؟
‫- قحطی کوچیک؟

193
00:11:22,684 --> 00:11:26,187
‫بله، یه قحطی کوچیک.
‫دسر و ناهار نمی‌خوریم.

194
00:11:26,271 --> 00:11:28,523
‫و صبحانه. و شام.

195
00:11:28,607 --> 00:11:30,692
‫اما بینشون میان‌وعده هم نداریم.

196
00:11:30,775 --> 00:11:32,485
‫اوه، راستش یه چیزی یادم افتاد.

197
00:11:32,569 --> 00:11:35,655
‫ما یه تقاضای کوچیکی ازتون داریم.

198
00:11:35,739 --> 00:11:37,616
‫- نمی‌تونم...
‫- فقط لب تر کن دوست من.

199
00:11:37,699 --> 00:11:40,327
‫شما اژدهاکش‌های شجاع و قدری هستین،

200
00:11:40,410 --> 00:11:42,579
‫به جز کوین که فقط سرش رو حمل کرده.

201
00:11:43,957 --> 00:11:47,626
‫و ما ازتون خواهش می‌کنیم کمک کنید
‫که با دشمنی مقابله کنیم

202
00:11:47,709 --> 00:11:50,337
‫که انقدر برای ما سختی به بار میاره.

203
00:11:51,652 --> 00:11:52,881
‫باشه.

204
00:11:52,964 --> 00:11:54,841
‫بذارید با افرادم مشورت کنم.

205
00:11:54,925 --> 00:11:55,967
‫- حتماً.
‫- باشه.

206
00:11:59,387 --> 00:12:04,059
‫بیاین انجامش بدیم. بیاین واسه این آدما
‫اژدهاکش بشیم و پاداش‌بارونمون کنن.

207
00:12:04,142 --> 00:12:07,187
‫- اما اژدهاها وجود ندارن.
‫- دقیقاً پسرک.

208
00:12:07,687 --> 00:12:09,022
‫قبوله!

209
00:12:09,105 --> 00:12:11,399
‫هورا!

210
00:12:11,483 --> 00:12:16,529
‫من قسم می‌خورم که ما
‫اژدهایانتون رو برای شما بکشیم.

211
00:12:16,613 --> 00:12:19,532
‫خب این عالیه. آره.

212
00:12:19,616 --> 00:12:20,909
‫اگرچه... اون...

213
00:12:20,992 --> 00:12:23,370
‫مشکلی که در حال حاضر باهاش مواجهیم
‫در رابطه با اژدها نیست.

214
00:12:23,453 --> 00:12:25,872
‫- اوه.
‫- نه، ما می‌خوایم شما داروغه...

215
00:12:25,956 --> 00:12:29,042
‫و ارتش بزرگ و مسلح
‫و تشنه‌به‌خونش رو پیدا کنین.

216
00:12:29,751 --> 00:12:30,919
‫چه متفاوت.

217
00:12:31,002 --> 00:12:33,088
‫اگه ما بهشون غذا ندیم شکنجه‌مون می‌دن.

218
00:12:34,089 --> 00:12:36,633
‫ببینید، مرک الان شکنجه شده و اومده.

219
00:12:36,716 --> 00:12:38,760
‫دیگه نمی‌تونم تردستی کنم.

220
00:12:42,639 --> 00:12:45,308
‫باید بخندین. وگرنه گریه می‌کنین.

221
00:12:46,313 --> 00:12:48,440
‫هرچند ما زیاد گریه می‌کنیم.

222
00:12:49,396 --> 00:12:52,357
‫به افتخار اژدهاکش‌های قدر!

223
00:12:54,484 --> 00:12:56,653
‫نه ببخشید. ببخشید. ببخشید.

224
00:12:56,736 --> 00:13:00,824
‫ما... ما... اژدهاکش‌های قدر نیستیم! نیستیم.

225
00:13:00,907 --> 00:13:04,786
‫پس حتماً شما جادوگرین.

226
00:13:04,869 --> 00:13:06,580
‫اوه...

227
00:13:06,663 --> 00:13:11,334
‫ما... ما اژدهاکش‌های فروتنیم.

228
00:13:17,382 --> 00:13:19,968
‫به افتخار اژدهاکش‌های فروتن.

229
00:13:23,471 --> 00:13:25,015
‫هورا!

230
00:13:25,098 --> 00:13:28,101
‫- خیلی خب، حالا می‌خوایم چی کار کنیم؟
‫- فرار کنیم و توی جنگل قایم شیم؟

231
00:13:28,184 --> 00:13:29,394
‫می‌تونیم وانمود کنیم مردیم.

232
00:13:29,477 --> 00:13:32,063
‫- می‌تونیم مشکلاتمون رو نادیده بگیریم.
‫- آره.

233
00:13:33,982 --> 00:13:37,110
‫طاعون گرفت نه؟ واقعاً متاسفم.

234
00:13:37,193 --> 00:13:38,653
‫زیاد معطلتون نمی‌کنیم.

235
00:13:38,737 --> 00:13:41,990
‫فقط می‌‌خواستیم بهترین سلاحمون رو
‫بهتون بدیم.

236
00:13:42,073 --> 00:13:43,158
‫الیزابتا.

237
00:13:44,451 --> 00:13:46,995
‫اینا؟ واقعاً؟ این شاخه‌ها؟

238
00:13:47,078 --> 00:13:49,915
‫داروغه نقطه ضعف یا نقصی داره؟

239
00:13:49,998 --> 00:13:51,666
‫یه نقصی داره.

240
00:13:51,750 --> 00:13:55,712
‫- چه نقصی؟
‫- نمی‌دونه کی شکنجه رو متوقف کنه.

241
00:13:55,795 --> 00:13:56,796
‫این نقطه ضعف نیست.

242
00:13:56,880 --> 00:13:58,506
‫این نقصشه؟

243
00:13:58,590 --> 00:14:01,259
‫امیدوارم به دردتون بخوره.
‫بیا الیزابتا.

244
00:14:04,679 --> 00:14:06,431
‫- جواب داد؟
‫- آره.

245
00:14:06,514 --> 00:14:08,725
‫فرار می‌کنیم و توی جنگل قایم می‌‌شیم.
‫ بیاین بریم.

246
00:14:09,768 --> 00:14:12,312
‫وای ما عاشقتونیم، پنه‌لوپه‌ی شجاع.

247
00:14:24,115 --> 00:14:25,116
‫بایستید.

248
00:14:27,285 --> 00:14:28,828
‫فرار نکنید.

249
00:14:29,913 --> 00:14:31,164
‫می‌دونین که وقت چیه.

250
00:14:31,665 --> 00:14:34,125
‫وقتشه محصولاتتون رو بیارید، رعیت!

251
00:14:35,335 --> 00:14:38,296
‫یا محصولاتتون یا بچه‌ی اولتون.

252
00:14:38,380 --> 00:14:40,924
‫و خب مسلماً اگه قبلاً بچه‌ی اولتون رو بردیم

253
00:14:41,007 --> 00:14:45,178
‫بچه‌ی دوم و سوم و چهارم
‫...الی آخرتون رو می‌دین.

254
00:14:45,929 --> 00:14:47,617
‫تا الان دیگه روش کارو فهمیدین.

255
00:14:48,723 --> 00:14:50,850
‫ببخشید حرفم واضح نیست؟

256
00:14:50,875 --> 00:14:54,670
‫لوازم مشمول مالیاتتون رو فوراً بیارید اینجا.

257
00:14:57,440 --> 00:15:00,443
‫نه. ما محافظان جدید داریم.

258
00:15:00,527 --> 00:15:04,114
‫اژدهاکش‌هایی که به حساب شما
‫و داروغه می‌رسن.

259
00:15:04,197 --> 00:15:06,491
‫اژدهاکش؟ عجب.

260
00:15:06,575 --> 00:15:09,744
‫این اژدهاکش‌ها کجان؟

261
00:15:11,413 --> 00:15:15,250
‫اونا...

262
00:15:15,333 --> 00:15:17,460
‫- اونا...
‫- کجان؟

263
00:15:17,961 --> 00:15:21,756
‫اوناهاشن. همه‌ی اژدهاکش‌های شجاع.

264
00:15:21,840 --> 00:15:24,976
‫و کوین که فقط سرش رو حمل کرده.

265
00:15:25,001 --> 00:15:31,466
‫خب اژدهاکش‌ها، یعنی باور کنم
‫که امروز ما رو به چالش دعوت می‌کنید؟

266
00:15:32,434 --> 00:15:34,436
‫امروز شما رو به چالش دعوت می‌کنیم؟ نه.

267
00:15:34,519 --> 00:15:35,896
‫امروز روز مناسبی واسه این کار نیست.

268
00:15:35,979 --> 00:15:37,564
‫ببخشید ناامیدتون کردم.

269
00:15:37,647 --> 00:15:40,150
‫اما شاید هفته‌ی‌ دیگه یا بعدیش.

270
00:15:40,233 --> 00:15:42,152
‫به هر حال باهاتون تماس می‌گیریم.
‫خیلی خب.

271
00:15:42,235 --> 00:15:44,321
‫پس ترسویین.

272
00:15:44,404 --> 00:15:45,697
‫- چی؟
‫- ترسو.

273
00:15:45,780 --> 00:15:49,075
‫- اوه نه.
‫- نیازی نیست بهتون توجه کنیم. اصلاً.

274
00:15:49,576 --> 00:15:54,581
‫آقایون، میوه‌ها، سبزیجات ریشه‌ای
‫و بچه‌ها رو بگیرین.

275
00:15:54,664 --> 00:15:56,249
‫گفتی ترسو؟

276
00:15:56,750 --> 00:15:59,294
‫پس بهمون توجه می‌کنین.

277
00:15:59,377 --> 00:16:03,381
‫ما اژدهاکش و سارقیم و میایم سراغتون.

278
00:16:03,465 --> 00:16:05,342
‫بیتلیگ به تنهایی از پستون برمیاد.

279
00:16:05,425 --> 00:16:07,719
‫اون اندازه‌ی هفت نفر قدرت داره.

280
00:16:09,471 --> 00:16:10,889
‫هشت تا بودن.

281
00:16:20,690 --> 00:16:22,943
اصلاً از این وضعیت لذت نمی‌برم.
‫غل و زنجیر زنگ‌زده،

282
00:16:23,026 --> 00:16:24,236
‫قبل از همه چی خطر کزاز داره.

283
00:16:24,319 --> 00:16:25,445
‫خب پنه‌لوپه...

284
00:16:25,528 --> 00:16:27,906
‫فقط باید بگم همه‌مون
‫احساس ناامنی زیادی داریم

285
00:16:27,989 --> 00:16:32,494
‫و از طرف دوستم جودی هم
‫دارم این  رو می‌گم.

286
00:16:33,703 --> 00:16:36,998
‫باشه، اوضاع داره بد پیش می‌ره
‫ولی تقصیر من نیست.

287
00:16:37,082 --> 00:16:38,124
‫پس تقصیر کیه؟

288
00:16:38,208 --> 00:16:40,669
‫پس تقصیر کیه پنه‌لوپه؟

289
00:16:42,754 --> 00:16:44,839
‫مامان بابا، متاسفم.

290
00:16:44,923 --> 00:16:50,262
‫متاسفم که با یه گروه دزد پست
‫پام به زندان باز شد.

291
00:16:50,345 --> 00:16:52,347
‫کیگان، می‌شنویم ها!

292
00:16:52,430 --> 00:16:54,516
‫حتماً خیلی ازم ناامید شدین.

293
00:16:55,527 --> 00:16:58,812
‫جنبه‌ی مثبتش اینه که فکر می‌کنم
‫خیلی خفنه که پیشمین.

294
00:16:58,895 --> 00:17:00,188
‫نگاه کنید.

295
00:17:00,689 --> 00:17:01,690
‫اینجا یه سیاه‌چاله!

296
00:17:01,773 --> 00:17:03,525
‫اینجا آدما رو شکنجه می‌دن.

297
00:17:03,608 --> 00:17:04,651
‫خیلی خفنه.

298
00:17:06,695 --> 00:17:08,196
‫با کی حرف می‌زنی؟

299
00:17:08,280 --> 00:17:12,242
‫با والدینم. اونا زغال‌سنگن
‫و من در تلاشم نجاتشون بدم.

300
00:17:13,952 --> 00:17:15,078
‫داروغه می‌خواد ببینتتون.

301
00:17:28,049 --> 00:17:28,884
‫اینه؟

302
00:17:45,442 --> 00:17:46,526
‫اونه.

303
00:17:47,027 --> 00:17:48,111
‫مرسی.

304
00:17:51,239 --> 00:17:52,574
‫وای خدا.

305
00:18:00,123 --> 00:18:03,126
‫حالا این که شما یه مشت سارقین

306
00:18:03,195 --> 00:18:06,699
‫و می‌خواین روستا رو از استبداد من
‫نجات بدین جریانش چیه؟

307
00:18:06,796 --> 00:18:09,841
‫اوه فکر کنم اشتباه برداشت شده.

308
00:18:09,925 --> 00:18:11,843
‫مگه انگلیسی حرف نمی‌زنیم؟

309
00:18:11,927 --> 00:18:14,095
‫منطقیه. بله.

310
00:18:14,179 --> 00:18:16,640
‫اوه پس منکرش نمی‌شی؟

311
00:18:16,723 --> 00:18:21,144
‫پس طرح شکنجه‌ها رو بیارید.

312
00:18:21,228 --> 00:18:25,982
‫همونطور که می‌بینید
‫این فقط گلچین کوچیکی از شکنجه‌هاییه

313
00:18:26,066 --> 00:18:28,652
‫که مخصوصاً برای شما تدارک دیدم.

314
00:18:29,152 --> 00:18:30,278
‫وقتی اون میخ بیاد بالا...

315
00:18:30,362 --> 00:18:32,405
‫- آخ.
‫- مشمئزکننده‌ست.

316
00:18:33,031 --> 00:18:36,993
‫حالا شاید این ظاهراً بی‌خطر به نظر برسه
‫اما اونی که اونجاست...

317
00:18:38,495 --> 00:18:40,872
‫پر قرقاوله.

318
00:18:40,956 --> 00:18:43,500
‫نمی‌دونم چقدر پرنده‌شناسی بلدین،

319
00:18:43,583 --> 00:18:45,460
‫اما اونا فوق‌العاده قلقلک‌آورن.

320
00:18:46,843 --> 00:18:48,380
‫ببینید. حالا این...

321
00:18:48,463 --> 00:18:49,881
‫- اوه.
‫- اوه.

322
00:18:49,965 --> 00:18:50,966
‫من قبلاً تجربه‌ش کردم.

323
00:18:51,049 --> 00:18:54,177
‫آره، جرمی قبلاً تجربه‌ش کرده.

324
00:18:54,261 --> 00:18:56,888
‫و دیگه هرگز مثل سابق نشدی، مگه نه جرمی؟

325
00:18:56,972 --> 00:18:58,014
‫نه نشدم.

326
00:18:58,039 --> 00:19:03,669
‫خب این فقط ذره‌ای از کارهاییه
‫که اینجا با سارق‌ها می‌کنیم،

327
00:19:03,812 --> 00:19:05,188
‫باشه؟

328
00:19:05,272 --> 00:19:06,231
‫لذتشو ببرید.

329
00:19:07,065 --> 00:19:08,942
‫- جناب.
‫- بله؟

330
00:19:09,025 --> 00:19:12,571
‫این جماعت نه تنها ادعا می‌کنن سارقن بلکه...

331
00:19:12,654 --> 00:19:15,031
‫اینجا رو گوش کنید...
‫می‌گن اژدهاکش هم هستن!

332
00:19:16,055 --> 00:19:23,055


333
00:19:24,332 --> 00:19:25,750
‫این چیه؟

334
00:19:25,834 --> 00:19:29,129
‫خب اونا ادعا می‌کنن جمجمه‌ی یه اژدهاست.

335
00:19:29,212 --> 00:19:30,714
‫این جمجمه‌ی اژدها نیست.

336
00:19:30,797 --> 00:19:32,966
‫درست می‌گین، چون اژدهاها وجود ندارن.

337
00:19:33,049 --> 00:19:37,429
‫نه، چون من خودم یکی اینجا دارم!

338
00:19:38,221 --> 00:19:41,558
‫تماشا کنید، اژدهای زبان‌آتشین مخوف!

339
00:19:41,641 --> 00:19:42,559
‫- اوه.
‫- اوه.

340
00:19:42,642 --> 00:19:48,023
‫شجاعانه به دست من و توسط
‫شمشیر خودم کشته شده،

341
00:19:48,106 --> 00:19:50,233
‫فافنیر!

342
00:19:55,405 --> 00:19:57,407
‫- وای حیرت‌انگیزه. چه جالب.
‫- جالبه.

343
00:19:57,490 --> 00:19:58,742
‫- معرکه‌ست.
‫- و همونطور که می‌بینید،

344
00:19:58,825 --> 00:20:05,832
‫به اون چیز مزخرفی که
‫ بهش می‌گین جمجمه‌ی اژدها هیچ شباهتی نداره.

345
00:20:05,916 --> 00:20:09,252
‫اونا شبیه هم نیستن چون مال ما
‫جمجمه‌ی یه دایناسوره

346
00:20:09,336 --> 00:20:14,591
‫و مال شما فقط اجزای حیوونای مختلفه
‫که با شاخه و طناب به هم وصل شدن.

347
00:20:14,674 --> 00:20:16,092
‫اوه نه.

348
00:20:16,117 --> 00:20:21,080
‫تو، کوچولوی چهارچشمی.

349
00:20:21,223 --> 00:20:22,224
‫نزدیک شو.

350
00:20:24,226 --> 00:20:25,936
‫واقعاً به خاطرش عذر می‌خوام.

351
00:20:26,019 --> 00:20:27,604
‫اه.

352
00:20:29,940 --> 00:20:31,650
‫تو کی هستی که در حدی جسارت داری...

353
00:20:31,733 --> 00:20:34,903
‫که حاضری داروغه‌ی بزرگ ناتینگهام رو
‫به چالش بکشی؟

354
00:20:34,986 --> 00:20:38,073
‫- کوین. کوین اهل بینگلی.
‫- بینگلی؟

355
00:20:38,782 --> 00:20:43,286
‫یه روستای کوچیک تجاری
‫که رعیت کوته‌فکر و نفرت‌انگیزی داره.

356
00:20:43,370 --> 00:20:44,371
‫آره خودشه.

357
00:20:44,454 --> 00:20:49,668
‫کوینِ اهل بینگلی، محض اطلاعت...

358
00:20:50,460 --> 00:20:52,504
‫من واقعاً اون اژدها رو کشتم.

359
00:20:53,004 --> 00:20:55,924
‫هیچکس موقع کشتنش من رو ندید
‫اما صد درصد خودم کشتمش.

360
00:20:56,007 --> 00:20:57,133
‫واسه همینه که داروغه‌م.

361
00:20:58,009 --> 00:21:02,514
‫مردم هم ترس کاملاً به جایی از من دارن

362
00:21:02,597 --> 00:21:07,894
‫چون من می‌تونم مرد خیلی خیلی بی‌رحمی باشم.

363
00:21:13,441 --> 00:21:18,405
‫شما سارق‌ها به چه جرئتی
‫به شورش روستایی‌ها کمک می‌کنید؟

364
00:21:18,488 --> 00:21:21,074
‫اما روستایی‌ها دارن از گرسنگی تلف می‌شن.

365
00:21:21,157 --> 00:21:22,242
‫نهایتاً یه کم دلشون ضعف می‌ره.

366
00:21:23,493 --> 00:21:24,494
‫بذار توضیح بدم.

367
00:21:25,495 --> 00:21:30,166
‫روستا و روستایی‌ها برده هستن.

368
00:21:31,084 --> 00:21:35,839
‫مزارع و مردم متعلق به منن.

369
00:21:35,922 --> 00:21:38,633
‫- باشه. کاملاً مشخصه بله.
‫- منطقیه.

370
00:21:38,717 --> 00:21:41,720
‫ما دیگه می‌ریم. چه اشتباهی کردیم.

371
00:21:42,918 --> 00:21:46,099
‫ما فردا صبح به روستا برمی‌گردیم.

372
00:21:46,182 --> 00:21:50,687
‫و اگه محصولات صبح علی‌الطلوع
‫آماده نباشن،

373
00:21:50,770 --> 00:21:56,234
‫خودم شخصاً روستا رو به آتیش می‌کشم.

374
00:21:56,318 --> 00:21:59,446
‫بله. سبک شخصی خیلی مهمه.

375
00:21:59,529 --> 00:22:02,657
‫پس یعنی... ما رو شکنجه نمی‌کنید؟

376
00:22:02,741 --> 00:22:04,951
‫نخیر. شما همچنان شکنجه می‌شید.

377
00:22:06,369 --> 00:22:08,705
‫باشه. البته، فقط می‌خواستم مطمئن شم.

378
00:22:14,169 --> 00:22:17,339
‫خب، نمی‌دونم چه جوری اومدم اینجا

379
00:22:17,422 --> 00:22:19,132
‫اما دنبال والدینم می‌گردم.

380
00:22:19,216 --> 00:22:22,298
‫اونا هم توی این کشتی اومدن؟
‫تقریباً این شکلی بودن.

381
00:22:22,323 --> 00:22:23,225
[گمشده]

382
00:22:23,261 --> 00:22:25,096
‫باستانی‌طوری.

383
00:22:26,181 --> 00:22:27,265
‫نه؟

384
00:22:28,516 --> 00:22:31,811
‫باشه. این کوینه.

385
00:22:34,085 --> 00:22:35,003
‫اون بچه مثبته.
[کوین]

386
00:22:38,068 --> 00:22:38,985
‫کوین بچه ‌مثبت.

387
00:22:39,069 --> 00:22:41,529
‫- کوین بچه ‌مثبت.
‫- بچه مثبت؟

388
00:22:41,613 --> 00:22:44,991
‫اون خیلی حرف می‌زنه.
‫راستشو بخواین بیش از حد!

389
00:22:45,293 --> 00:22:47,827
‫از این پسره خوشم میاد.

390
00:22:47,911 --> 00:22:49,340
‫اما خیلی حرف می‌زنه.

391
00:22:49,365 --> 00:22:51,617
‫نمی‌دونم چی می‌گین ولی عالیه.

392
00:22:54,376 --> 00:22:55,941
‫تو برای چی اومدی اینجا؟

393
00:22:55,966 --> 00:22:57,426
‫می‌گن من یه جادوگرم.

394
00:22:57,754 --> 00:22:59,339
‫مگه جادوگرها رو نمی‌سوزونن؟

395
00:22:59,422 --> 00:23:02,092
‫معمولاً آره ولی منو اینجا نگه می‌دارن
‫تا زگیل‌‌هاشونو درمان کنم.

396
00:23:02,175 --> 00:23:03,885
‫چه دورو.

397
00:23:03,969 --> 00:23:06,012
‫دورویی از همه چی بیشتر درد داره.

398
00:23:06,096 --> 00:23:07,472
‫واقعاً؟

399
00:23:07,556 --> 00:23:09,099
‫نه، شکنجه بیشتر درد داره.

400
00:23:09,585 --> 00:23:10,934
‫همگی شنیدین؟

401
00:23:11,017 --> 00:23:12,060
‫ما باید فرار کنیم.

402
00:23:12,143 --> 00:23:13,311
‫بیتلیگ.

403
00:23:23,110 --> 00:23:25,946
‫دارو درست کنی. تو یه جادوگری.

404
00:23:26,575 --> 00:23:32,080
‫عریان دور آتیش برقصی.
‫جادوگری. بز رو بپرستی. جادوگری.

405
00:23:32,163 --> 00:23:35,000
‫با یه گربه‌ی سخنگو طلسم کنی. جادوگری.

406
00:23:36,001 --> 00:23:40,881
‫نیم ساعت کف یه دریاچه غرق شی
‫و بعد روی آشب شناور شی.

407
00:23:41,798 --> 00:23:42,924
‫جادوگری.

408
00:23:43,675 --> 00:23:46,136
‫پس بیاین وسایلامونو جمع کنیم
‫و دزدکی بزنیم به چاک.

409
00:23:46,219 --> 00:23:49,514
‫قهرمان‌ها! بهتون نمیاد شکنجه شده باشین!

410
00:23:49,598 --> 00:23:51,600
‫- مرسی.
‫- این به این معنی نیست که شما...

411
00:23:51,683 --> 00:23:52,934
‫که شما شکستشون دادین؟

412
00:23:53,018 --> 00:23:54,686
‫خب نمی‌شه اینجوری گفت.

413
00:23:54,769 --> 00:23:56,688
‫نابودشون کردین؟

414
00:23:56,771 --> 00:23:58,523
‫- به حسابشون رسیدین؟
‫- نه.

415
00:23:58,607 --> 00:23:59,691
‫- کشتینشون؟
‫- نه.

416
00:23:59,774 --> 00:24:01,192
‫- بهشون گوشمالی دادین؟
‫- نه بابا.

417
00:24:01,276 --> 00:24:02,903
‫- خوارشون و خفیفشون کردین؟
‫- خب...

418
00:24:02,986 --> 00:24:04,362
‫- آبروشونو بردین؟
‫- نه.

419
00:24:04,446 --> 00:24:06,448
‫- شرمنده‌شون کردین؟
‫- نه دقیقاً. نه.

420
00:24:06,531 --> 00:24:09,075
‫- باهاشون حرف زدین؟
‫- آره. باهاشون حرف زدیم.

421
00:24:09,159 --> 00:24:11,578
‫عالیه! خوبه پس حسابی
‫باهاشون حرف زدین.

422
00:24:11,661 --> 00:24:15,040
‫خب، پس دیگه برنمی‌گردن تا این روستا رو
‫به وحشت بندازن.

423
00:24:15,123 --> 00:24:17,375
‫اونم حالا که باهاشون حرف زدین.

424
00:24:17,459 --> 00:24:20,253
‫داروغه گفت بهتون بگیم...

425
00:24:20,337 --> 00:24:23,173
‫- که روستاتونو به آتیش می‌کشه.
‫- ببخشید چی؟

426
00:24:23,256 --> 00:24:25,800
‫- واسه همین می‌خوایم وسایلامونو جمع کنیم.
‫- درست متوجه نشدم.

427
00:24:25,884 --> 00:24:26,927
‫باید واضح بگی.

428
00:24:27,010 --> 00:24:30,096
‫اونا قرار روستاتونو به آتیش بکشن.

429
00:24:31,723 --> 00:24:32,974
‫متاسفم.

430
00:24:33,058 --> 00:24:36,971
‫این... فاجعه‌ست.
‫این روستا کل دار و ندارمونه.

431
00:24:36,996 --> 00:24:38,456
‫آره.

432
00:24:39,272 --> 00:24:40,565
‫نمی‌تونید کمکمون کنید؟

433
00:24:40,649 --> 00:24:42,192
‫فکر کنم باید کمک کنیم.

434
00:24:42,275 --> 00:24:45,654
‫چی؟ اینا همونایین که می‌خواستن
‫به عنوان جادوگر محاکمه‌مون کنن.

435
00:24:45,737 --> 00:24:47,280
‫- اوهوم. اوهوم.
‫- اونا ترسیده بودن.

436
00:24:47,364 --> 00:24:49,908
‫شاید بتونیم از ترس
‫به عنوان سلاح استفاده کنیم.

437
00:24:49,991 --> 00:24:53,703
‫- بس کن.
‫- من... نه نه نه.

438
00:24:53,787 --> 00:24:55,705
‫می‌تونیم بله.

439
00:24:55,789 --> 00:24:58,541
‫ولی احیاناً سلاحی ندارین
‫که به عنوان سلاح ازش استفاده کنیم؟

440
00:25:06,716 --> 00:25:10,929
‫به پیش!

441
00:25:26,861 --> 00:25:30,407
‫محصولاتم رو نمی‌بینم، شهردار!

442
00:25:32,742 --> 00:25:39,708
‫فکر کنم همه‌ی شما مردم تو دردسر افتادین.

443
00:26:07,861 --> 00:26:13,366
‫منم، پنه‌لوپه،
‫اژدها کش و بانوجادوگر.

444
00:26:18,830 --> 00:26:24,727
‫اون انگشتش رو از دستش جدا می‌کنه
‫و دوباره می‌ذاره سر جاش.

445
00:26:24,752 --> 00:26:25,962
‫ما باید از اینجا بریم.

446
00:26:25,987 --> 00:26:28,447
‫خطای دیده، احمق‌ها.

447
00:26:29,507 --> 00:26:31,134
‫من می‌دونم چه جوری این کارو کرد.

448
00:26:31,218 --> 00:26:33,511
‫آسونه. انگشت شستش رو می‌بره.

449
00:26:33,595 --> 00:26:34,804
‫اینجوری.

450
00:26:35,847 --> 00:26:39,392
‫- اوه...
‫- عجب.

451
00:26:39,476 --> 00:26:42,437
‫محصولاتم رو به من بدین...

452
00:26:43,647 --> 00:26:48,985
‫وگرنه این روستا رو به آتیش می‌کشم.

453
00:26:50,487 --> 00:26:51,947
‫فکر نکنم این کارو بکنی.

454
00:26:53,782 --> 00:26:58,370
‫هشدار! پسرِ جادوگر!

455
00:26:58,453 --> 00:27:01,623
‫درسته. بترسید.

456
00:27:07,963 --> 00:27:08,964
‫اون چیه؟

457
00:27:09,923 --> 00:27:11,841
‫یه جور...

458
00:27:12,370 --> 00:27:14,372
‫جعبه جواهرات عقیق؟

459
00:27:17,097 --> 00:27:20,183
‫اوه، کمکمون کنید.

460
00:27:20,267 --> 00:27:24,646
‫ما توی زندون کوچولوی این پسر جادوگر
‫گیر افتادیم.

461
00:27:24,729 --> 00:27:25,730
‫اوه نه.

462
00:27:25,814 --> 00:27:27,941
‫این جادوی شیطانه.

463
00:27:28,024 --> 00:27:29,985
‫کاملاً درسته رفیق.

464
00:27:38,618 --> 00:27:41,746
‫مراقب باش وگرنه تو رو هم میندازم داخلش.

465
00:27:41,830 --> 00:27:45,458
‫پس همه‌شون توی این جعبه‌ی شیطانی
‫گیر افتادن؟

466
00:27:45,542 --> 00:27:46,877
‫آره.

467
00:27:46,960 --> 00:27:50,922
‫تو هم اگه مراقب نباشی توش گیر میفتی رفیق.

468
00:27:51,506 --> 00:27:54,092
‫اوه نگاه کن، یه توله گرگ.

469
00:27:55,260 --> 00:27:56,261
‫آهای!

470
00:27:59,014 --> 00:28:01,016
‫حالا جعبه‌ی جادویی مال منه.

471
00:28:04,936 --> 00:28:09,900
‫ببخشید، جسارت نباشه
‫ولی جای این طناب می‌سوزه.

472
00:28:09,983 --> 00:28:11,151
‫نگران جای سوختگی طناب نباش.

473
00:28:11,234 --> 00:28:12,903
‫اصل کاری سوختن با آتیشه.

474
00:28:12,986 --> 00:28:15,780
‫درسته. آره.

475
00:28:15,864 --> 00:28:19,409
‫کاش الان لباس شاخه‌ای تنم نبود.

476
00:28:24,331 --> 00:28:26,333
‫این بالا رو. ما یه نقشه داریم.

477
00:28:26,416 --> 00:28:29,794
‫می‌خوایم از پورتال برگردیم
‫و از جنگجویان «هون» کمک بگیریم.

478
00:28:29,878 --> 00:28:31,254
‫تو جنگجویان هون رو می‌شناسی؟

479
00:28:31,338 --> 00:28:34,549
‫آره بابا. از دوستان خوبمن.
‫نه ما باهاشون سفر کردیم و اعتمادشونو جلب کردیم.

480
00:28:34,633 --> 00:28:37,093
‫من... فکر نکنم وقت این کارو داشته باشیم.

481
00:28:37,177 --> 00:28:38,678
‫این چند ماه زمان نمی‌بره؟

482
00:28:38,762 --> 00:28:40,472
‫اگه محاسباتم درست باشن

483
00:28:40,555 --> 00:28:42,265
‫باید چند لحظه بعد رفتنمون برسیم.

484
00:28:42,349 --> 00:28:44,351
‫واقعا؟ پس باشه.

485
00:28:44,434 --> 00:28:46,019
‫یعنی نقشه رو یاد گرفتی؟

486
00:28:46,102 --> 00:28:47,270
‫یاد می‌گیریم.

487
00:28:47,295 --> 00:28:50,173
‫- چی؟ چی؟
‫- لفتش بدین.

488
00:28:50,315 --> 00:28:52,734
‫سه سوته با یه لشکر هون برگشتیم.

489
00:28:55,487 --> 00:28:56,863
‫آهای آهای.

490
00:28:56,947 --> 00:28:58,490
‫ما نجاتتون می‌دیم بچه‌ها.

491
00:28:58,573 --> 00:29:00,283
‫آره، می‌تونید بهمون اعتماد کنید.

492
00:29:01,870 --> 00:29:02,994
‫من گیر کردم.

493
00:29:03,078 --> 00:29:05,580
‫من... توی توالت گیر کردم.

494
00:29:05,664 --> 00:29:07,123
‫توش گیر کردم.

495
00:29:07,207 --> 00:29:11,461
‫خیلی خب. برمی‌گردیم بچه‌ها.

496
00:29:11,545 --> 00:29:15,882
‫نجاتتون می‌دیم. بهمون اعتماد کنید.

497
00:29:15,966 --> 00:29:17,050
‫می‌میریم.

498
00:29:18,009 --> 00:29:21,221
‫خب، چه آتیش خوشگلی بشه!

499
00:29:21,304 --> 00:29:25,433
‫بعد با داد و فریاد مردمی که می‌گن:
‫«وای کمک کمک کمک کمک،

500
00:29:25,517 --> 00:29:28,520
‫من آتیش گرفتم.» خراب می‌شه.

501
00:29:28,603 --> 00:29:30,480
‫نیازی به این کارها نیست.

502
00:29:30,564 --> 00:29:31,773
‫نه نه نه، نیازه.

503
00:29:31,856 --> 00:29:34,484
‫- چرا؟
‫- چون داروغه گفت باید بکنم.

504
00:29:34,568 --> 00:29:36,444
‫شماها خودتون عقل دارین.

505
00:29:36,528 --> 00:29:38,989
‫می‌تونین برای خودتون تصمیم‌گیری کنین.

506
00:29:53,003 --> 00:29:55,547
‫منظورم اینه نیازی نیست کسی رو بسوزونین.

507
00:29:56,047 --> 00:29:59,718
‫خب اگه من نسوزونم
‫تیموتی من رو شکنجه می‌ده.

508
00:29:59,801 --> 00:30:00,886
‫آره شکنجه می‌دم.

509
00:30:00,969 --> 00:30:03,930
‫- تیموتی یه شکنجه‌گر بی‌رحمه.
‫- درسته.

510
00:30:04,014 --> 00:30:06,516
‫تازه خوبمون منم.

511
00:30:06,600 --> 00:30:07,934
‫باشه.

512
00:30:08,018 --> 00:30:10,729
‫ولی اگه هیچ شکنجه‌ای ندی چی، تیموتی؟

513
00:30:10,812 --> 00:30:14,065
‫خب اون‌وقت جیمز منو شکنجه می‌ده.

514
00:30:14,149 --> 00:30:15,650
‫آره، یا من یا لورا.

515
00:30:15,734 --> 00:30:16,735
‫و من باید بیشتر شکنجه بدم...

516
00:30:16,818 --> 00:30:18,361
‫چون زن‌های کمی این شغل رو دارن

517
00:30:18,445 --> 00:30:19,796
‫- حتی توی دنیای مدرن امروزی.
‫- باز شروع شد.

518
00:30:19,821 --> 00:30:22,407
‫من باید دو برابر بدتر شکنجه بدم
‫تا مورد توجه قرار بگیرم.

519
00:30:22,741 --> 00:30:25,327
‫و اگه جیمز و لورا تیموتی رو شکنجه ندن

520
00:30:25,410 --> 00:30:26,369
‫اون‌وقت من شکنجه‌شون می‌دم.

521
00:30:26,453 --> 00:30:27,621
‫به خاطر این نظام مزخرفه.

522
00:30:27,704 --> 00:30:29,331
‫آره مشکل از نظامه.

523
00:30:29,414 --> 00:30:30,832
‫هیچ‌وقت با این دید بهش نگاه نکرده بودم.

524
00:30:30,916 --> 00:30:35,128
‫باشه ولی اگه همه‌تون توافق کنین
‫که هیچ شکنجه‌ای نکنین چی؟

525
00:30:35,212 --> 00:30:38,131
‫- شکنجه می‌شیم.
‫- شکنجه می‌شیم آره.

526
00:30:38,215 --> 00:30:39,424
‫کی شکنجه‌تون می‌کنه؟

527
00:30:40,258 --> 00:30:42,719
‫صبر کن. فهمیدم می‌خواد به چی برسه.

528
00:30:42,802 --> 00:30:47,933
‫اگه هیچکدوممون شکنجه ندیم
‫اون‌وقت هیچکس شکنجه نمی‌شه.

529
00:30:48,016 --> 00:30:51,061
‫یعنی می‌گی داروغه از قدرت ما
‫علیه خودمون استفاده می‌کنه؟

530
00:30:51,144 --> 00:30:52,771
‫پس یعنی خودش هیچ قدرتی نداره؟

531
00:30:52,854 --> 00:30:53,730
‫آره.

532
00:30:55,899 --> 00:30:59,069
‫وای.

533
00:31:00,070 --> 00:31:03,448
‫انگار یه تیرهایی داره از ذهنم میاد بیرون.

534
00:31:04,491 --> 00:31:09,037
‫درسته. من ازتون می‌خوام
‫همه‌ی این افراد رو بسوزونید.

535
00:31:09,120 --> 00:31:12,832
‫و البته این روستا رو هم به آتیش بکشید.
‫ همه‌ جاش رو.

536
00:31:12,916 --> 00:31:15,914
‫البته به میخونه کاری نداشته باشید
‫چون یه جا رو واسه جشن گرفتن لازم داریم.

537
00:31:16,909 --> 00:31:20,090
‫راستش قربان...
‫امیدوارم اشتباه متوجه نشده باشم

538
00:31:20,173 --> 00:31:22,926
‫اما گمونم ما تصمیم گرفتیم
‫که این آدما رو نسوزونیم.

539
00:31:26,638 --> 00:31:27,973
‫- درسته؟
‫- اوهوم.

540
00:31:28,056 --> 00:31:31,851
‫من.. فکر کردم اونا می‌گن:

541
00:31:31,935 --> 00:31:33,853
‫«نه، فقط تو جیمز.»

542
00:31:35,689 --> 00:31:39,901
‫آره. می‌دونی خب مشکل اینجاست
‫که اگه حرفمو مو به مو انجام ندین

543
00:31:40,569 --> 00:31:42,779
‫داروغه می‌گه شکنجه‌م بدن.

544
00:31:42,862 --> 00:31:44,447
‫کی شکنجه‌ت بده؟

545
00:31:44,531 --> 00:31:45,699
‫سربازهاش...

546
00:31:47,364 --> 00:31:48,198
‫اوه...

547
00:31:49,452 --> 00:31:50,495
‫آهان...

548
00:31:51,871 --> 00:31:53,790
‫آره.

549
00:31:53,873 --> 00:31:55,166
‫اوه عجب.

550
00:31:55,250 --> 00:31:56,209
‫- درسته؟
‫- درسته.

551
00:31:56,293 --> 00:31:59,337
‫که اینطور... پس شما... آره.

552
00:31:59,838 --> 00:32:01,923
‫عجب.

553
00:32:03,717 --> 00:32:06,052
‫وای خدا. می‌دونین چیه؟

554
00:32:12,642 --> 00:32:13,768
‫بازشون کنین.

555
00:32:13,852 --> 00:32:15,061
‫واقعاً؟

556
00:32:15,145 --> 00:32:17,022
‫بذارین همه‌شون برن. همه‌شون.

557
00:32:17,647 --> 00:32:20,400
‫می‌دونی، من توی این سال‌ها
‫افراد زیادی رو شکنجه دادم.

558
00:32:20,483 --> 00:32:25,822
‫شمار کسایی که دار زدم، غرق کردم
‫و شقه کردم از دستم در رفته.

559
00:32:25,906 --> 00:32:32,078
‫اما گمونم حالا دارم می‌فهمم
‫که قربانی اصل این شکنجه خودمم.

560
00:32:32,162 --> 00:32:34,039
‫قطعاً کسایی بودن که شکنجه‌شون دادی.

561
00:32:34,122 --> 00:32:36,207
‫آره، با به میخ کشیدنشون.

562
00:32:37,042 --> 00:32:39,920
‫آره، مسلماً اونا هم بودن.

563
00:32:40,754 --> 00:32:42,672
‫اون داروغه‌ی وحشتناک کجاست؟

564
00:32:57,961 --> 00:32:59,176
‫آخ.

565
00:32:59,201 --> 00:33:01,291
‫داشتم باهاش بازی می‌کردما.

566
00:33:01,316 --> 00:33:03,109
‫من و تو باید یه گپی بزنیم.

567
00:33:05,362 --> 00:33:10,951
‫ما اینجا ولشون کردیم.

568
00:33:11,034 --> 00:33:16,706
‫اونا پریدن توی آب و دریا بلعیدشون!

569
00:33:16,790 --> 00:33:18,333
‫اون پرید اینجا؟

570
00:33:18,416 --> 00:33:20,418
‫تو همون کارو نکنی ها.

571
00:33:20,502 --> 00:33:22,379
‫منم همین کارو می‌کنم. مرسی.

572
00:33:22,462 --> 00:33:24,047
‫نمی‌دونم چی می‌گی.

573
00:33:24,130 --> 00:33:25,465
‫باشه.

574
00:33:25,549 --> 00:33:26,800
‫ازش خوشم میاد.

575
00:33:26,883 --> 00:33:29,052
‫از قبلی خیلی بهتره.

576
00:33:29,135 --> 00:33:31,846
‫خب اون یه شیطان بود.

577
00:33:36,017 --> 00:33:37,727
‫ای بابا پس کجایی؟

578
00:33:44,067 --> 00:33:46,987
‫پس اون موجودات تکامل پیدا کردن...

579
00:33:48,196 --> 00:33:50,198
‫و دایناسور شدن.

580
00:33:50,282 --> 00:33:53,159
‫و اونا تکامل پیدا کردن و پرنده شدن.

581
00:33:53,243 --> 00:33:56,329
‫جالبه. فقط به نظر من یه کمی کفرگوییه.

582
00:33:56,413 --> 00:33:59,833
‫منظور من اینه
‫که چیزی به اسم اژدها وجود نداره.

583
00:33:59,916 --> 00:34:02,669
‫- ولی هنوزم باید از اژدهاها بترسیم.
‫- نه.

584
00:34:02,752 --> 00:34:04,546
‫- از جادوگرها؟
‫- نه.

585
00:34:04,629 --> 00:34:07,090
‫- از تکامل؟
‫- نه.

586
00:34:07,173 --> 00:34:08,592
‫ما اومدیم!

587
00:34:08,675 --> 00:34:11,052
‫درست به موقع برگشتیم!

588
00:34:12,679 --> 00:34:13,680
‫آزادشون کنین.

589
00:34:13,762 --> 00:34:14,806
‫شما چند هفته پیش رفتین.

590
00:34:14,890 --> 00:34:16,182
‫- واقعاً؟ عجب.
‫- اوهوم.

591
00:34:16,266 --> 00:34:19,853
‫من این تخم‌ها رو آوردن
‫تا به قحطی‌زدگی روستاییا کمک کنم.

592
00:34:19,936 --> 00:34:21,313
‫جنگجویان هون چی؟

593
00:34:21,396 --> 00:34:22,689
‫اون مسئله خوب پیش نرفت.

594
00:34:23,315 --> 00:34:24,316
‫عجب.

595
00:34:24,399 --> 00:34:25,858
‫عجب.

596
00:34:25,942 --> 00:34:29,028
‫آره اونا فهمیدن که چند تا از
‫لوازمشون رو قرض کردم.

597
00:34:29,112 --> 00:34:32,740
‫اما نیمه‌ی پر لیوان اینه که
‫تجربه‌ی بیشتری توی نقشه به دست آوردیم.

598
00:34:32,824 --> 00:34:36,577
‫و کوین، مطمئنم می‌تونیم به موقع
‫بریم پیش والدینت و نجاتشون بدیم.

599
00:34:36,661 --> 00:34:39,039
‫- خب ما...
‫- مطمئنیم.

600
00:34:39,122 --> 00:34:40,832
‫ما فکر کردیم شما برنمی‌گردین.

601
00:34:40,916 --> 00:34:43,168
‫اونا دارن مجبورم می‌کنن فردا ازدواج کنم.

602
00:34:43,251 --> 00:34:46,503
‫خب دیگه ۱۱ سالت شده کوین.
‫نمی‌خوای که بترشی.

603
00:34:46,588 --> 00:34:47,963
‫من اصلاً درست نمی‌شناسمش.

604
00:34:48,048 --> 00:34:49,423
‫وقتی ازدواج کردین می‌تونین باهم حرف بزنین.

605
00:34:49,507 --> 00:34:52,177
‫به لطف همه‌ی شما
‫روستای ما به صلح و آرامش رسیده.

606
00:34:52,260 --> 00:34:56,347
‫اوه پس کارم خوب بود...
‫پس کارمون خوب بود.

607
00:34:56,431 --> 00:34:57,724
‫خیلی خب. دستمزدمون چی می‌شه؟

608
00:34:57,807 --> 00:34:59,601
‫هر چی که داریم مال شماست.

609
00:34:59,684 --> 00:35:02,312
‫یعنی اون فرشینه‌ای
‫که نقش یه مرد خوشگل روشه؟

610
00:35:02,395 --> 00:35:03,772
‫هر چی دوست دارین ببرین.

611
00:35:03,855 --> 00:35:05,857
‫چه عالی. چون خودم دزدیده بودمش.

612
00:35:05,941 --> 00:35:07,025
‫- عجب.
‫- آره.

613
00:35:07,108 --> 00:35:08,276
‫پس توی وقتتون صرفه‌جویی شد.

614
00:35:09,027 --> 00:35:11,363
‫اوه پس از وسط بریدیش آره؟

615
00:35:11,446 --> 00:35:13,114
‫- آره.
‫- اوه.

616
00:35:13,615 --> 00:35:14,824
‫می‌دونین چیه رفقا؟

617
00:35:17,577 --> 00:35:21,039
‫امروز صبح مثل هر روز داشتم از جنگل اشک‌ها
‫می‌گذشتم

618
00:35:21,122 --> 00:35:22,666
‫ و می‌رفتم سر کار.

619
00:35:23,164 --> 00:35:25,541
‫برای اولین بار من...

620
00:35:26,169 --> 00:35:30,924
‫می‌دونین، نفس خنک مادر طبیعت رو
‫روی گونه‌م حس می‌کردم.

621
00:35:31,007 --> 00:35:33,510
‫اما فقط روی صورتم نبود.

622
00:35:33,593 --> 00:35:37,806
‫یه جورهایی توی وجودم حس می‌کنم،
‫نمی‌دونم قابل‌فهمه یا نه.

623
00:35:37,889 --> 00:35:38,807
‫آره.

624
00:35:38,890 --> 00:35:43,061
‫باعث شد فکر کنم که
‫که همه‌ی ما درخت‌، آسمون،

625
00:35:43,144 --> 00:35:45,730
‫مورچه‌ها، حشرات و پرنده‌ایم.

626
00:35:45,814 --> 00:35:48,733
‫همه‌ی ما مجموعه‌ی بزرگی از آگاهی هستیم.

627
00:35:49,480 --> 00:35:52,483
‫ما یه انرژی بزرگ و یکپارچه‌ایم.

628
00:35:54,501 --> 00:35:56,378
‫اوه.

629
00:35:56,866 --> 00:35:58,285
‫چه به موقع.

630
00:35:59,369 --> 00:36:00,954
‫سلام کوچولو.

631
00:36:01,746 --> 00:36:03,164
‫سلام، نگاهش کن.

632
00:36:03,999 --> 00:36:07,502
‫واقعاً فکر نکنم چیزی قشنگ‌تر از
‫زمین سرسبز خدا باشه...

633
00:36:07,586 --> 00:36:10,714
‫قشنگ‌تر منظره‌ی...

634
00:36:16,303 --> 00:36:18,096
‫اژدها!

635
00:36:19,264 --> 00:36:20,849
‫اونا واقعین!

636
00:36:25,437 --> 00:36:26,980
‫- سریع بگو ویجیت...
‫- بله؟

637
00:36:27,063 --> 00:36:29,566
‫پورتال دایناسورها هنوز بازه؟

638
00:36:29,649 --> 00:36:30,650
‫- آره احتمالاً.
‫- ای داد بیداد.

639
00:36:30,734 --> 00:36:33,361
‫اژدها!

640
00:36:33,445 --> 00:36:34,905
‫اون یه پتروسوره!

641
00:36:34,988 --> 00:36:37,157
‫اژدها! کوین تو بهمون دروغ گفتی!

642
00:36:37,240 --> 00:36:39,534
‫اون فقط یه خزنده‌ی بزرگ و بالداره!

643
00:36:39,618 --> 00:36:41,077
‫خب اژدها به همین می‌گن دیگه!

644
00:36:41,161 --> 00:36:43,872
‫- اژدها!
‫- پنه‌لوپه‌ی شجاع، بکشش!

645
00:36:50,587 --> 00:36:52,380
‫باید بریم، باید بریم!

646
00:36:52,464 --> 00:36:53,924
‫باید بریم!

647
00:37:00,472 --> 00:37:02,641
‫متاسفم آلدیث، باید برم.

648
00:37:02,724 --> 00:37:04,351
‫من دنبال نجات دادن والدینمم.

649
00:37:04,434 --> 00:37:06,603
‫اونا همون زغال‌سنگ‌هایین که بهت گفتم.

650
00:37:07,646 --> 00:37:08,688
‫خداحافظ.

651
00:37:22,619 --> 00:37:24,579
‫گمونم حالا دیگه در اماینم پنه‌لوپه.

652
00:37:24,663 --> 00:37:26,790
‫آره فکر کنم. آره.

653
00:37:26,873 --> 00:37:27,958
‫خیلی خب.

654
00:37:30,544 --> 00:37:32,045
‫اون گربه می‌خواست ما رو بکشه؟

655
00:37:33,749 --> 00:37:35,041
‫این خرافاته.

656
00:37:35,131 --> 00:37:39,052
‫اوه... فکر کنم گربه‌هه ناودون مجسمه‌ای رو
‫انداخت تا ما رو له کنه.

657
00:37:39,135 --> 00:37:39,970
‫چه جوری؟

658
00:37:40,053 --> 00:37:42,180
‫تلاش خوبی بود آقای بوتس.

659
00:37:42,264 --> 00:37:43,265
‫میو میو.

660
00:37:45,475 --> 00:37:49,145
‫نه دیمن، نمی‌تونی گربه‌ها رو بخوری.
‫گربه‌ها با من همدستن.

661
00:37:49,229 --> 00:37:51,106
‫سارق‌ها رو پیدا کردی؟

662
00:37:51,189 --> 00:37:54,067
‫آره، سارق‌ها رو پیدا کردم.

663
00:37:54,150 --> 00:37:56,069
‫فیانا کجاست؟ فیانا رو پیدا کنید.

664
00:38:00,492 --> 00:38:03,745
‫- آخ!
‫- اون کجاست؟

665
00:38:06,464 --> 00:38:07,937
[تروآ]

666
00:38:07,962 --> 00:38:09,682
[۱۲۰۰ سال پیش از عصر حاضر]

667
00:38:13,753 --> 00:38:15,046
لعنتی!

668
00:38:36,070 --> 00:38:56,070
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

