﻿1
00:00:02,260 --> 00:00:09,260
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

2
00:00:09,260 --> 00:00:16,260
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

3
00:00:16,260 --> 00:00:23,260
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

4
00:00:33,940 --> 00:00:39,560
‫« سارقان زمان »
‫« فصل ۱، قسمت ۴»

5
00:00:45,740 --> 00:00:49,040
‫« ژاپن، سال ۱۲۰۰‌میلادی »

6
00:01:00,440 --> 00:01:02,720
‫ای لاکردار!
‫تو کی هستی؟

7
00:01:02,720 --> 00:01:04,690
‫دشمن‌ها نزدیکن

8
00:01:05,980 --> 00:01:08,480
‫تو این جنگل باید حواست باشه

9
00:01:09,060 --> 00:01:10,570
‫ژاپنی حرف می‌زنی؟

10
00:01:10,570 --> 00:01:14,160
ظهر یه کلاس ژاپنی داشتم
‫برای همین بلدم تا ۵ بشمارم

11
00:01:17,700 --> 00:01:18,560
‫پنج

12
00:01:20,330 --> 00:01:22,290
‫آره، خیلی‌خب.
‫بریم دیگه.

13
00:01:23,370 --> 00:01:25,500
‫راستی، این بچه مثبته رو ندیدی؟

14
00:01:26,670 --> 00:01:28,380
‫این مرد بهت ظلم کرده؟

15
00:01:28,380 --> 00:01:30,130
‫آره، برادرمـه.

16
00:01:30,130 --> 00:01:32,750
‫آره؟
‫بهت ظلم کرده؟

17
00:01:32,750 --> 00:01:34,260
‫برادر، آره.

18
00:01:36,380 --> 00:01:38,800
‫ای لاکردار.
‫تو چقدر باحالی.

19
00:01:40,220 --> 00:01:43,270
‫خلاصه که اسم برادرم کوینـه و
‫صداش هم ناله‌ایـه، مثلاً...

20
00:01:43,270 --> 00:01:44,640
‫«سلام، مامان و بابا»

21
00:01:45,180 --> 00:01:47,520
‫راستش نه.
‫بیشتر اینطوریـه، «سلام مامان و بابا»

22
00:01:48,520 --> 00:01:49,610
<i>‫سلام مامان و بابا</i>

23
00:01:49,610 --> 00:01:51,190
<i>‫آرامش‌تون رو حفظ کنین،</i>

24
00:01:51,190 --> 00:01:55,900
<i>‫اما من هنوز با دار و دسته‌ی دزدهایی‌ام
‫که به خودشون میگن «سارقان زمان»</i>

25
00:01:56,400 --> 00:01:59,700
<i>‫مامان، می‌دونم بهم گفته بودی که
‫هیچوقت عضو دار و دسته‌ای نشم</i>

26
00:01:59,700 --> 00:02:02,200
<i>‫خب، باید من رو ببخشین</i>

27
00:02:02,200 --> 00:02:05,540
<i>‫بابا، تو می‌گفتی،
‫«کوین؟ اون هیچوقت عضو دار و دسته‌ای نمیشه</i>

28
00:02:05,540 --> 00:02:06,960
<i>‫یه نگاه بهش انداختی؟»</i>

29
00:02:08,750 --> 00:02:11,500
<i>‫خب، حالا یه نگاه بهم بندازین.
‫الان عضو یه دار و دسته‌م.</i>

30
00:02:12,090 --> 00:02:13,300
‫عجب فاجعه‌ای

31
00:02:13,300 --> 00:02:16,608
‫اینجا هیچی نداره که بدزدیم.
‫هیچ گنجی نداره. فقط کتاب قدیمی هست.

32
00:02:16,693 --> 00:02:18,130
‫هی، این چطوره؟

33
00:02:18,130 --> 00:02:19,260
‫این شهدآبـه

34
00:02:19,260 --> 00:02:21,930
‫یه نوشیدنی الکلی قرون وسطایی که
‫از عسل تولید شده

35
00:02:21,930 --> 00:02:25,100
‫پس بی‌ارزشـه.
‫باید از اینجا بریم. راه بیفتین.

36
00:02:26,560 --> 00:02:29,020
<i>‫اونقدرا دار و دسته‌ی گردن‌کلفتی نیستیم</i>

37
00:02:30,020 --> 00:02:31,440
‫- <i>یا اونقدرا باحال</i>
‫- برو

38
00:02:33,070 --> 00:02:34,610
<i>‫یا اونقدرا خطرناک</i>

39
00:02:35,570 --> 00:02:39,150
<i>‫یا اونقدرا شجاع و هماهنگ</i>

40
00:02:42,370 --> 00:02:44,160
<i>‫اونقدرا باهوش نیستیم،</i>

41
00:02:44,160 --> 00:02:46,295
‫- <i>خیلی هم مذاکره کردن‌مون خوب نیست...</i>
‫- اونجا

42
00:02:46,380 --> 00:02:47,660
<i>‫...یا متفقل‌القول بودن‌مون...</i>

43
00:02:47,660 --> 00:02:49,968
‫- بس کن
‫- <i>که کی بهمون بگه که «راه بیفتیم»</i>

44
00:02:50,053 --> 00:02:51,093
‫برین!

45
00:02:52,750 --> 00:02:56,780
<i>‫قطعاً هم اونقدرا توی دزدکی بودن یا
‫قایم شدن خوب نیستیم...</i>

46
00:02:56,800 --> 00:02:58,010
‫اینجا...

47
00:02:59,170 --> 00:03:04,100
<i> ‫یا دزدیدن چیزها یا کارهای مربوط به
‫  دار و دسته‌ها و هرچیز دیگه‌ای</i>

48
00:03:05,470 --> 00:03:06,680
دسته‌ش رو بگیرین

49
00:03:07,220 --> 00:03:09,020
<i>‫اما با این‌حال یه دار و دسته‌ایم</i>

50
00:03:09,020 --> 00:03:11,230
‫- نگاه کنین
‫- اونجاس. بریم

51
00:03:11,230 --> 00:03:14,230
<i>‫و داریم توی زمان سفر می‌کنیم تا
‫شما رو پیدا کنیم</i>

52
00:03:14,230 --> 00:03:17,530
<i>‫تا نذاریم که به طرز غم‌انگیزی
‫تبدیل به چندتا تیکه زغا‌ل‌سنگ بشین </i>

53
00:03:17,530 --> 00:03:19,490
<i>‫که ممکنـه مقصرش هم من باشم</i>

54
00:03:19,490 --> 00:03:20,530
<i>‫ببخشید</i>

55
00:03:30,370 --> 00:03:31,580
‫پنه‌لوپه؟

56
00:03:31,580 --> 00:03:33,790
‫انگار پورتال یه مشکلی داره

57
00:03:33,790 --> 00:03:34,960
‫نوسان داره

58
00:03:34,960 --> 00:03:36,960
‫اگه اینطوری باشه
‫نمی‌تونیم جایی بریم

59
00:03:36,960 --> 00:03:38,590
‫باشه.
‫فعلاً بپوشونینش.

60
00:03:38,590 --> 00:03:40,010
‫بیتلیگ، تو کمکش کن

61
00:03:41,470 --> 00:03:42,840
‫در رو باز کن دست‌و‌پاچلفتی

62
00:03:42,840 --> 00:03:44,220
‫- حله
‫- یکی اومده

63
00:03:44,220 --> 00:03:45,930
‫بدویین،
‫قایم شین

64
00:03:50,270 --> 00:03:52,770
‫«دست‌پاچلفتی»... چقدر تو سر به هوایی

65
00:03:55,520 --> 00:03:57,150
‫شاید این کار خطرناک باشه

66
00:03:57,150 --> 00:03:58,530
‫آره،‌ آره

67
00:03:59,070 --> 00:04:00,530
‫شاید این کار خطرناک باشه

68
00:04:00,530 --> 00:04:01,900
‫بجنب رفیق

69
00:04:01,900 --> 00:04:03,740
‫ببین خطرناکـه یا نه

70
00:04:03,740 --> 00:04:05,950
‫ممنون.
‫لطفاً.

71
00:04:07,120 --> 00:04:11,580
<i>‫بعضی‌وقتا پنه‌لوپه بهم مسئولیت‌هایی رو
‫واسه سنجیدن خطر واگذار می‌کنه.</i>

72
00:04:11,580 --> 00:04:13,710
‫...تا وقتی که انگشتات سِر نشدن.

73
00:04:13,710 --> 00:04:15,251
‫- خب، پولا دست کیـه؟
‫- لری.

74
00:04:15,336 --> 00:04:16,750
‫- «لریِ همیشه‌دیرکن»؟
‫- آره

75
00:04:16,750 --> 00:04:18,920
‫آخه چرا پولا رو دادی
‫دست «لریِ همیشه‌دیرکن»؟

76
00:04:18,920 --> 00:04:21,510
‫لری همیشه دیر می‌کنـه.
‫خودت که خوب می‌دونی.

77
00:04:21,510 --> 00:04:24,470
‫خیلی‌خب. پس اینجا
‫با یه دار و دسته‌ی دیگه قرار داریم.

78
00:04:24,470 --> 00:04:25,550
‫معامله‌ی بزرگیـه

79
00:04:25,550 --> 00:04:28,890
‫لپ کلام این که، این‌ها آدم‌های خطرناکی‌ان.
آرومی؟

80
00:04:28,890 --> 00:04:30,140
‫- آرومم
‫- آرومی

81
00:04:31,390 --> 00:04:32,890
‫لری، دیر کردی

82
00:04:32,890 --> 00:04:34,020
‫بچه‌ها، بچه‌ها

83
00:04:39,380 --> 00:04:40,820
‫شرمنده دیر کردم رئیس

84
00:04:40,820 --> 00:04:44,240
‫چندتا مرد رو می‌بینم که عین گنگسترها
‫لباس پوشیدن و حرف می‌زنن

85
00:04:44,240 --> 00:04:45,780
‫صدای حرف زدن میاد

86
00:04:46,530 --> 00:04:47,660
‫حرفای گنگستری؟

87
00:04:51,540 --> 00:04:53,250
‫وانمود کنین اینجا نیستیم

88
00:04:53,250 --> 00:04:55,370
‫همه وانمود کنن که اینجا نیستن

89
00:04:57,880 --> 00:05:00,380
‫هی رئیس.
‫پشت این جعبه‌هان.

90
00:05:00,380 --> 00:05:02,210
‫پشت جعبه‌ها چی‌کار می‌کنن؟

91
00:05:02,840 --> 00:05:05,220
‫نمی‌دونم.
‫اینطوری خشک‌شون زده.

92
00:05:05,220 --> 00:05:07,140
‫چی؟
‫اینطوری؟

93
00:05:07,140 --> 00:05:08,350
‫اینطوری

94
00:05:08,350 --> 00:05:12,310
‫سلام؟ خودمون بیایم اون پشت
‫یا شما میاین این‌ سمت؟

95
00:05:12,310 --> 00:05:13,730
‫بجنبین.
‫بیاین بیرون.

96
00:05:13,730 --> 00:05:15,690
‫یه‌جوری پیدامون کردن

97
00:05:15,690 --> 00:05:18,270
‫اینجا دیگه چه خبره؟

98
00:05:18,270 --> 00:05:20,230
‫تاحالا ندیدم کسی این شکلی باشه

99
00:05:20,230 --> 00:05:21,980
‫تاحالا همچین چیزی تو عمرم ندیدم

100
00:05:21,980 --> 00:05:23,240
‫شما همون دار و دسته‌این؟

101
00:05:23,240 --> 00:05:25,530
‫جواب قطعی بهشون ندین

102
00:05:28,320 --> 00:05:29,620
‫پولا پیش ماس

103
00:05:29,620 --> 00:05:30,700
‫آره، ما همون دار و دسته‌ایم

104
00:05:30,700 --> 00:05:31,910
‫- آره
‫- خیلی‌خب. عالیـه

105
00:05:32,620 --> 00:05:34,113
‫ما هم اون یکی دار و دسته‌ایم

106
00:05:35,960 --> 00:05:39,250
<i>‫حدس بزنین چی شده، مامان و بابا؟
‫با یه دار و دسته‌ی دیگه آشنا شدیم</i>

107
00:05:39,250 --> 00:05:41,000
‫مشروب‌تون کجاس؟
‫پولاتون پیش ماس

108
00:05:41,590 --> 00:05:42,880
‫مشروب؟

109
00:05:44,170 --> 00:05:45,590
‫اوه،‌ مشروب

110
00:05:45,590 --> 00:05:48,930
‫پول رو در ازای مشروب به ما میدن

111
00:05:48,930 --> 00:05:50,720
‫- بهش مشروب بده
‫- شهدآبـه

112
00:05:50,720 --> 00:05:51,970
‫- آره، دست ماس
‫- مشروب

113
00:05:51,970 --> 00:05:53,680
‫شهدآب؟
‫دست‌و‌پا‌چلفتی، تاحالا شهدآب شنیدی؟

114
00:05:53,680 --> 00:05:55,390
‫- تاحالا شهدآب نشنیدم
‫- تاحالا شهدآب نشنیدیم

115
00:05:55,390 --> 00:05:56,770
‫حواسم هست رئیس

116
00:05:56,770 --> 00:05:58,150
‫- حواسم هست. حواسم هست
‫- مواظب باش، دست‌و‌پا چلفتی

117
00:05:58,150 --> 00:06:00,878
‫یه نوشیدنی الکی سنتیـه که
‫از عسل تهیه شده

118
00:06:00,963 --> 00:06:04,070
‫بده ببینم. بده یکم بچشم.
‫دست‌و‌پاچلفتی. وایسا سر جات.

119
00:06:09,870 --> 00:06:12,370
‫عجب شهدآب خوبیـه.
‫باز هم دارین؟

120
00:06:12,370 --> 00:06:15,580
‫آره، آره...
‫کلی دیگه داریم. بچه‌ها.

121
00:06:16,830 --> 00:06:20,790
<i>‫پنه‌لوپه مشروب‌هایی که از راهب‌های
‫قرن هشتم دزدیده بود رو بهشون فروخت</i>

122
00:06:20,790 --> 00:06:24,150
<i>‫اون می‌گفت که راهب‌ها اصلاً نباید
‫مشروب بفروشن</i>

123
00:06:24,400 --> 00:06:25,170
‫چه موثر

124
00:06:25,170 --> 00:06:28,581
‫موثر بودن و سروقت بودن
‫برای دار و دسته‌ی ما خیلی مهمـه

125
00:06:28,666 --> 00:06:30,140
‫- شنیدی لری؟
‫- آره

126
00:06:30,140 --> 00:06:32,430
‫می‌خوایم یه سازمان جنایی راه بندازیم
‫اما حدس بزنین چی کم داریم؟

127
00:06:32,430 --> 00:06:35,180
‫- سازمان... می‌دونم، می‌دونم
‫- سازمان. آره، آره

128
00:06:35,180 --> 00:06:36,480
‫رئیس دار و دسته بودن خیلی سختـه

129
00:06:36,480 --> 00:06:38,770
‫راستش ما رئیسی نداریم

130
00:06:40,520 --> 00:06:43,610
دار و دسته بدون رئیس؟

131
00:06:43,610 --> 00:06:46,780
‫بیشتر یه گروه برابری‌طلبیم

132
00:06:46,780 --> 00:06:50,530
‫یعنی تموم انتخابات‌مون با رای‌گیریـه.
‫همه حق نظر دادن دارن.

133
00:06:50,530 --> 00:06:52,200
‫- نه، نداریم
‫- چرا، داریم

134
00:06:52,200 --> 00:06:53,530
‫چون من اینطوری می‌پسندم

135
00:06:53,530 --> 00:06:55,660
‫اگه اشکالی نداره یه دقیقه باهاتون صحبت کنم

136
00:06:55,660 --> 00:06:56,750
‫- باشه
‫- بله،‌ بله

137
00:06:56,750 --> 00:06:59,620
‫راستش از ایده‌ی دار و دسته‌ی
‫بدون رئیس خوشم اومده

138
00:06:59,620 --> 00:07:01,750
‫خیلی فشار رومـه.
‫طاقت‌فرساس.

139
00:07:01,750 --> 00:07:02,840
‫آره، طاقت‌فرساس

140
00:07:02,840 --> 00:07:05,340
‫شاید یه روز یه تصمیم اشتباه بگیرم و
‫یکی کتک بخوره

141
00:07:05,340 --> 00:07:06,840
‫- درستـه
‫- اصلاً نمیشه زندگی کرد

142
00:07:06,840 --> 00:07:08,800
‫- نه
‫- تاحالا مجبور شدین افرادتون رو کتک بزنین؟

143
00:07:08,800 --> 00:07:10,470
‫خب، با عرض تاسف، بله

144
00:07:10,470 --> 00:07:13,300
‫مجبور شدم به یکی در کونی بزنم تا
‫یه پشه رو بپرونم

145
00:07:13,300 --> 00:07:15,010
‫دست‌وپاچلفتی...
‫ای خدا...

146
00:07:15,010 --> 00:07:16,890
‫دست‌وپاچلفتی...
‫فقط ولش کن...

147
00:07:16,890 --> 00:07:18,480
‫ولش کن...
‫فقط ولش کن

148
00:07:18,480 --> 00:07:19,810
‫درک می‌کنم

149
00:07:19,810 --> 00:07:22,940
‫- اون بچه‌ی کوچیک هم تو دار و دسته‌تونـه؟
‫- آره خب. فعلاً که هست

150
00:07:22,940 --> 00:07:24,270
‫- درود
‫- درود؟

151
00:07:24,270 --> 00:07:25,440
‫همش همین رو میگه

152
00:07:26,440 --> 00:07:28,990
‫خب دیگه بریم بچه‌ها.
‫بیاین از اینجا بریم.

153
00:07:31,280 --> 00:07:33,070
‫تشریف بیارین مهمونی مستاجری امشب‌مون

154
00:07:33,070 --> 00:07:35,490
‫- می‌دونم که دیر نمی‌کنین
‫- ما رو می‌شناسی دیگه

155
00:07:35,490 --> 00:07:39,660
<i>‫پنه‌لوپه فکر می‌کنه که اون دار و دسته
‫شایستگی‌های رهبریش رو شناخته</i>

156
00:07:40,960 --> 00:07:41,960
‫دست‌وپاچلفتی!

157
00:07:41,960 --> 00:07:44,080
<i>‫واقعاً هم براش احترام قائل بودن</i>

158
00:07:44,080 --> 00:07:45,340
‫بجنب دیگه لری.
‫خودت رو کنترل کن.

159
00:07:45,340 --> 00:07:46,710
‫مطمئنی خودش بود؟

160
00:07:46,710 --> 00:07:48,670
‫معلومـه که مادام کویینی بود.
‫از انبارهاشـه.

161
00:07:48,670 --> 00:07:51,000
‫نمی‌دونم اما با چیزی که فکر می‌کردم
‫فرق می‌کرد

162
00:07:51,000 --> 00:07:52,020
‫معلومـه

163
00:07:52,020 --> 00:07:54,430
‫بهش میگن ابهام‌سازی

164
00:07:54,430 --> 00:07:56,760
‫رئیس، یکی‌شون یه بچه کوچیک بود

165
00:07:56,760 --> 00:07:58,100
‫اون «صورت‌بچه»ـس دیگه

166
00:07:58,100 --> 00:08:00,800
‫این همون صورت‌بچه‌ی بدنامـه که
‫همش ازش می‌ترسن؟

167
00:08:01,020 --> 00:08:02,600
‫آره، همون صورت‌بچه‌س

168
00:08:02,600 --> 00:08:05,270
‫همون بچه بریتانیاییـه که به جای «سلام»
‫می‌گفت «درود»؟

169
00:08:05,270 --> 00:08:09,040
‫تاحالا صورت بچه‌گونه‌تر از
‫صورت اون دیدی؟

170
00:08:10,150 --> 00:08:12,131
‫واقعاً فکر می‌کنی اون مادام کویینی بود؟

171
00:08:12,216 --> 00:08:14,720
‫لری، واسه این بحث دیر کردی

172
00:08:14,720 --> 00:08:16,580
‫خب،
‫بیاین یه نگاه به این پولا بندازیم

173
00:08:16,580 --> 00:08:18,580
‫- اینا پول نیستن
‫- چی؟

174
00:08:18,580 --> 00:08:21,290
‫فقط نقاشی‌های کوچیک کوچیک از
چندتا پیرمردن

175
00:08:21,290 --> 00:08:23,710
‫اسکل‌مون کردن.
‫حتی نقاشی‌های منحصر به فرد هم نیستن.

176
00:08:23,710 --> 00:08:27,210
‫- می‌دونستم نباید بهشون اعتماد کنیم
‫- واقعاً‌ کار اشتباهیـه

177
00:08:27,210 --> 00:08:32,300
‫نخیر، هیشکی نمی‌تونه چندتا نقاشی کوچولو
‫از پیرمردا بده و قسر در بره

178
00:08:32,300 --> 00:08:34,050
‫می‌تونین از این کاغذا استفاده کنین

179
00:08:34,050 --> 00:08:37,100
‫واسه چی؟
‫تا گالری هنری پیرمردای کوچولو بزنیم؟

180
00:08:37,100 --> 00:08:38,470
‫اسکناسـه، پولـه

181
00:08:38,470 --> 00:08:41,270
‫اینجا بهش میگن «پول» یا «مایه تیله»

182
00:08:41,270 --> 00:08:44,900
‫مایه تیله. خیلی‌خب.
‫من که بعید می‌دونم.

183
00:08:44,900 --> 00:08:46,520
‫البته داستان موثقیـه

184
00:08:46,520 --> 00:08:47,440
‫بریم

185
00:08:47,440 --> 00:08:49,610
‫- مایه تیله
‫- آفرین

186
00:08:51,030 --> 00:08:52,578
<i>‫حدس بزنین چی شده، مامان و بابا؟</i>

187
00:08:52,663 --> 00:08:54,490
‫خب، ببینیم دقیقاً کجاییم

188
00:08:54,490 --> 00:08:59,410
<i>‫اومدیم به سال ۱۹۲۹
‫توی نیویورک‌سیتی</i>

189
00:08:59,410 --> 00:09:01,790
<i>‫می‌دونم که همیشه دل‌تون
‫می‌خواست بیاین اینجا</i>

190
00:09:02,330 --> 00:09:04,920
<i>‫حیف که تو وضعیت بهتری نیستین،</i>

191
00:09:04,920 --> 00:09:09,090
<i>‫مثلاً کاش دوتا تیکه زغال‌سنگ بی‌جون نبودین که
‫همش تو کیفم با خودم می‌بردم‌تون</i>

192
00:09:09,090 --> 00:09:10,000
‫وای

193
00:09:10,000 --> 00:09:14,880
‫گوش کنین. «امشب از اون شب‌هاست.
‫مهمونی‌ای که به چشم ندیدین»

194
00:09:14,880 --> 00:09:16,890
‫ما تاحالا مهمونی نرفتیم

195
00:09:16,890 --> 00:09:18,640
‫ورودی هم ۳۵ سِنتـه

196
00:09:18,640 --> 00:09:20,100
‫سِنت اصلاً دیگه چیـه؟

197
00:09:20,100 --> 00:09:22,140
‫همون مایه تیله که الان هم داریم

198
00:09:22,140 --> 00:09:24,100
‫البته یه هشدار درمورد مهمونی‌ها بدم

199
00:09:24,100 --> 00:09:25,890
ممکنه خطرناک باشن

200
00:09:25,890 --> 00:09:29,310
‫حمد جانسون که مامان باباش
‫رفته بودن بیرون شهر، یه مهمونی گرفت

201
00:09:29,310 --> 00:09:31,940
‫یکی اسپیکر بلوتوثی رو انداخت توی دستشویی

202
00:09:31,940 --> 00:09:35,240
‫چون آهنگ رو دوست نداشتن
‫و اسپیکر آتیش گرفت

203
00:09:35,240 --> 00:09:37,820
‫خب اگه دستشویی بود
‫چطوری آتیش گرفت؟

204
00:09:37,820 --> 00:09:39,700
‫من ندیدم.
‫دعوت نبودم.

205
00:09:39,700 --> 00:09:42,370
‫خب، الان به این مهمونی دعوتی و
‫همه‌مون باید بریم

206
00:09:42,370 --> 00:09:43,620
‫نمی‌دونم

207
00:09:43,620 --> 00:09:46,355
‫کوین، نمیشه که همش
‫درمورد اتفاقات مطالعه کنی

208
00:09:46,440 --> 00:09:49,290
‫خودت باید تبدیل به واقعیت‌شون کنی.
‫یکم زندگی کن.

209
00:09:49,290 --> 00:09:52,300
‫- شاید واقعاً هم یکم زندگی کردم
‫- آره

210
00:09:54,630 --> 00:09:55,760
‫بجنب.
‫دیر کردیم.

211
00:09:55,760 --> 00:10:00,450
‫پونزده دقیقه دیر کردن تو نیویورک
‫یعنی سروقت بودن. همه می‌دونن.

212
00:10:06,640 --> 00:10:08,020
‫کسی اینجا نیست

213
00:10:11,900 --> 00:10:13,070
‫این دیگه چه کوفتیـه؟

214
00:10:16,070 --> 00:10:17,030
‫الکل

215
00:10:18,530 --> 00:10:19,820
‫مزه‌ی عسل میده

216
00:10:19,820 --> 00:10:22,486
‫به‌نظرت کسی به قلمروی
‫مادام کویینی دست‌درازی کرده؟

217
00:10:23,040 --> 00:10:24,790
‫به نفع‌شونـه که نکرده باشن

218
00:10:24,790 --> 00:10:26,250
‫نباید دست‌درازی کنی

219
00:10:26,250 --> 00:10:28,200
‫به هیچ وجه

220
00:10:28,920 --> 00:10:32,670
<i>‫الان توی هارلم و
‫توی جنبش رنسانس هارلمیم</i>

221
00:10:32,670 --> 00:10:34,630
<i>‫همه‌جا دارن نقاشی و نوشته و</i>

222
00:10:34,630 --> 00:10:38,010
<i>‫آهنگ می‌سازن</i>

223
00:10:38,510 --> 00:10:42,850
‫باورم نمیشه که دارم تو دل تاریخ،
‫درمورد تاریخ می‌خونم

224
00:10:42,850 --> 00:10:44,560
‫آره، عجب چیزیـه

225
00:10:44,560 --> 00:10:47,480
‫ببینیم در ازای این به اصطلاح «پول»،
‫چی گیرمون میاد

226
00:11:04,620 --> 00:11:09,080
<i>‫الان تو دوران ممنوعیتیم.
‫یعنی الکل ممنوعـه.</i>

227
00:11:09,080 --> 00:11:11,630
<i>‫مثل اون روز که مامان، بابا رو
‫از خوردن آبجو ممنوع کرد</i>

228
00:11:11,630 --> 00:11:15,300
<i>‫چون تو نمایشگاه خیابونی مست کرده بود و
‫واسه خانم برودریب زبون می‌ریخت</i>

229
00:11:19,720 --> 00:11:22,606
‫<i>با این که ممنوعـه اما
‫مردم همچنان انجامش میدن</i>

230
00:11:23,180 --> 00:11:24,720
<i>‫فقط پول بیشتری میدن</i>

231
00:11:31,190 --> 00:11:33,310
<i>‫به‌نظرم از اون دار و دسته خوش‌تون بیاد</i>

232
00:11:33,310 --> 00:11:34,900
‫هی، اومدین.
‫بفرمایین.

233
00:11:34,900 --> 00:11:38,940
<i>‫اون بامپی جانسونـه.
‫میشه گفت که رئیس عملیاتی‌شونـه.</i>

234
00:11:38,940 --> 00:11:40,820
‫<i>مثل کاری که پنه‌لوپه
‫تو گروه سارقان می‌کنـه</i>

235
00:11:40,820 --> 00:11:41,820
‫لری رو که یادتونـه

236
00:11:41,820 --> 00:11:43,740
<i>‫اون هم لری همیشه‌دیرکنـه</i>

237
00:11:44,320 --> 00:11:46,720
<i>‫واسه این این اسم رو روش گذاشتن
‫چون همیشه دیر می‌کنـه</i>

238
00:11:46,720 --> 00:11:48,080
‫- بله، سلام
‫- <i>اسمش هم لریـه</i>

239
00:11:48,080 --> 00:11:50,620
‫لری، چطور تو همیشه دیر می‌کنی...
‫کنارم وایساده بود

240
00:11:50,620 --> 00:11:51,960
‫- چطور دیر می‌کنی؟
‫- ببخشید

241
00:11:51,960 --> 00:11:53,830
<i>‫بعدش هم ارنی دست‌پا‌چلفتی هست</i>

242
00:11:53,830 --> 00:11:57,080
<i>‫به این اسم صداش می‌زنن
‫چون یه‌ کوچولو سر به هواس</i>

243
00:11:58,130 --> 00:11:59,920
<i>‫لقب کنایه‌داریـه</i>

244
00:11:59,920 --> 00:12:02,220
<i>‫مثل وقتایی که سفرون
‫من رو «آقای تیپ» صدا می‌زد </i>

245
00:12:02,220 --> 00:12:03,180
‫- درود
‫- درود

246
00:12:03,180 --> 00:12:04,680
<i>‫اما حالا نگام کنین</i>

247
00:12:04,680 --> 00:12:06,600
‫راحت باشین.
‫لذت ببرین.

248
00:12:06,600 --> 00:12:07,970
‫براتون نوشیدنی میاریم

249
00:12:07,970 --> 00:12:12,980
<i>‫رفتم یه می‌کده‌ی غیرقانونی.
‫این اولین جرممـه.</i>

250
00:12:12,980 --> 00:12:16,320
<i>‫البته به جز اون روزی که
‫از کتاب یه کتابخونه،</i>

251
00:12:16,320 --> 00:12:18,730
<i>‫بدون اجازه‌ی مستقیم ناشر
‫از یه کاغذ کپی گرفتم</i>

252
00:12:18,730 --> 00:12:19,940
‫باشکوهـه

253
00:12:19,940 --> 00:12:21,780
‫گردهمایی خیلی جالبیـه

254
00:12:21,780 --> 00:12:25,120
‫به این میگن زندگی، سارقان.
‫بالاخره راه‌مون رو پیدا کردیم.

255
00:12:25,120 --> 00:12:28,540
‫سر درد گرفتم و
‫اینجا کلی غریبه هست

256
00:12:28,540 --> 00:12:31,160
کلی آدم غیرقابل‌اعتماد هست

257
00:12:31,160 --> 00:12:32,660
‫خب، سعی کن خوش بگذرونی

258
00:12:32,660 --> 00:12:34,290
‫ترجیح میدم نگذرونم

259
00:12:34,290 --> 00:12:35,630
‫اون خانمه رو می‌بینی اونجا؟

260
00:12:35,630 --> 00:12:37,540
‫اون مسئول کل تشکیلاتـه

261
00:12:37,540 --> 00:12:39,590
‫- اونـه؟
‫- اون هم دار و دسته‌شـه

262
00:12:39,590 --> 00:12:42,720
‫تموم نوشیدنی‌های عسلی رو اونا
‫تامین می‌کنن. خیلی گردن‌کلفتن.

263
00:12:42,720 --> 00:12:44,180
‫گردن کلفتن پس

264
00:12:44,180 --> 00:12:45,300
‫خیلی گردن‌کلفتن

265
00:12:56,310 --> 00:12:58,520
‫- اون هم صورت‌بچه‌س
‫- اون بچه‌هه؟

266
00:12:58,520 --> 00:13:01,590
‫- صورتش رو نگاه کن
‫- انگار یه بچه‌‌ کت‌شلوار پوشیده

267
00:13:17,580 --> 00:13:19,800
‫حتی یه کلمه از چیزایی که
‫میگه هم نمی‌فهمم

268
00:13:20,750 --> 00:13:24,590
‫شیفته شدم. گیج شدم.
.سرمستم. درد دارم

269
00:13:26,010 --> 00:13:28,180
‫می‌بخشید.
‫این چه نوع موسیقی‌ایـه؟

270
00:13:28,180 --> 00:13:29,720
‫جَزه عسلم

271
00:13:30,310 --> 00:13:32,060
‫جزه عسلم؟

272
00:13:32,060 --> 00:13:34,810
‫جزه.

273
00:13:34,810 --> 00:13:36,770
‫مادام، باید بگم که
‫دارم به این فکر می‌کنم ‫که

274
00:13:36,770 --> 00:13:39,660
 سبک مدیریت داره و دسته‌تون رو
‫توی تشکیلات خودم هم پیاده کنم

275
00:13:39,660 --> 00:13:43,900
‫- دیگه خبری از کتک‌زدن نباشه. استر‌س‌آوره
‫- می‌دونم. من هم دیگه نمی‌تونم

276
00:13:43,900 --> 00:13:47,110
‫اصلاً به صورت‌شون که نگاه می‌کنم...
‫نمیشه تحمل کرد

277
00:13:47,110 --> 00:13:48,160
‫- دقیقاً
‫- آره

278
00:13:48,160 --> 00:13:50,990
‫یه نگاه متعجب می‌کنن.
‫آره، اینطوری...

279
00:13:52,490 --> 00:13:53,830
‫نه، بیشتر اینطوریـه...

280
00:13:54,540 --> 00:13:59,210
‫آره البته من اینطوری دیدم که میگن «هی» و
‫عصبانی میشن

281
00:13:59,210 --> 00:14:02,710
‫بیشتر اینطورین، «اوه، لطفاً اذیتم نکنین.
‫هرچی بخواین بهتون میدم.

282
00:14:02,710 --> 00:14:05,260
‫این کار رو نکن.
«.تو رو خدا این کار رو نکن

283
00:14:05,260 --> 00:14:11,260
‫چی؟ نه، راستش اینطوریـه که
‫«چطور تونستی با ماتحتم این کار رو بکنی؟»

284
00:14:12,260 --> 00:14:13,640
‫- ماتحت‌‌تون؟
‫- آره

285
00:14:13,640 --> 00:14:16,500
‫انگار رویکردهای مختلفی
‫نسبت به این قضیه داریم

286
00:14:21,440 --> 00:14:22,730
‫ما هم بکنیم؟

287
00:14:22,730 --> 00:14:24,400
‫- چی‌کار کنیم؟
‫- برقصیم

288
00:14:25,400 --> 00:14:26,820
‫- واسه چی؟
‫- واسه تفریح

289
00:14:29,320 --> 00:14:30,200
‫باشه

290
00:14:34,870 --> 00:14:36,080
‫واقعاً معذب شدم

291
00:14:36,080 --> 00:14:38,250
‫همه‌مون شدیم.
‫میشه یه جا دیگه برقصین؟

292
00:14:50,180 --> 00:14:51,680
‫خدایا. مواظب باش.
‫داره میاد.

293
00:14:53,720 --> 00:14:56,600
‫ممنون.
‫یه آبجوی زنجبیل لطفاً.

294
00:14:56,600 --> 00:14:58,730
‫آبجوی زنجبیل مهمان ما

295
00:15:00,940 --> 00:15:04,148
‫من و آدم‌هام می‌خوایم به‌عنوان یه گروه
‫برای انتخا‌ب‌هامون رای‌گیری کنیم

296
00:15:04,233 --> 00:15:07,780
‫اینطوری بهتره،
‫چون همه حق انتخاب دارن

297
00:15:07,780 --> 00:15:09,990
‫- مگه نه ویجیت؟ باهام موافقت کن
‫- موافقم

298
00:15:09,990 --> 00:15:12,320
‫- آره
‫- مادام کویینی، شما الهام‌بخشین

299
00:15:13,620 --> 00:15:14,401
‫ممنون

300
00:15:14,486 --> 00:15:17,450
‫اما لازم نیست مادام کویین صدام بزنی.
‫فقط یکیش کافیـه.

301
00:15:17,450 --> 00:15:19,920
‫هرچی شما امر کنین

302
00:15:21,250 --> 00:15:22,290
‫خیلی‌خب

303
00:15:23,040 --> 00:15:24,670
‫چندتا از اونا خوردی؟

304
00:15:26,170 --> 00:15:27,590
‫دیگه چی بگم؟

305
00:15:27,590 --> 00:15:31,890
‫اسمش آلانا مورتیمر بود و
‫خوشگل‌ترین دختری بود که تاحالا دیدم

306
00:15:31,890 --> 00:15:34,010
‫خب؟
‫بعدش چیشد؟

307
00:15:34,010 --> 00:15:38,180
‫یه شب دم فروشگاه،
‫پسره رایلی بوسش کرد

308
00:15:38,680 --> 00:15:39,690
‫ای پست‌فطرت

309
00:15:39,690 --> 00:15:42,650
‫بعد از اون روز
‫دیگه هیچکس اون رو ندید

310
00:15:43,560 --> 00:15:45,110
‫ناپدیدش کردین؟

311
00:15:45,110 --> 00:15:46,480
‫رفت پرستون

312
00:15:47,570 --> 00:15:48,860
‫رفت پرستون؟

313
00:15:48,860 --> 00:15:50,070
‫چه بی‌رحمانه

314
00:15:50,070 --> 00:15:52,160
‫واقعاً هم شهر بی‌رحمانه‌ایـه

315
00:15:52,910 --> 00:15:55,870
<i>‫انگار کسایی که اینجان
‫دور و بر من استرس می‌گیرن</i>

316
00:15:56,540 --> 00:15:59,620
<i>‫انگار قضیه‌ی کتابخونه رو فهمیدن</i>

317
00:16:03,210 --> 00:16:04,250
‫حالت خوبـه؟

318
00:16:04,250 --> 00:16:07,670
‫ما فقط به سوزان فکر می‌کنیم.
‫درموردش حرف نمی‌زنیم.

319
00:16:07,670 --> 00:16:11,340
‫به‌نظرم خیلی هم درموردش حرف می‌زنیم.
‫میشه گفت که بیش از حد.

320
00:16:11,340 --> 00:16:14,680
‫حس می‌کنم هرچی بیشتر می‌خورم
‫بیشتر دلم می‌خواد درموردش حرف بزنم

321
00:16:14,680 --> 00:16:16,180
‫خیلی‌خب

322
00:16:19,140 --> 00:16:21,140
‫- همین کافیـه؟
‫- آره، کار رو در میاره

323
00:16:22,440 --> 00:16:25,110
‫- خیلی‌خب. ممنون. خیلی ممنون
‫- بانو. بانو

324
00:16:25,110 --> 00:16:28,190
‫می‌تونم به‌طور مختصر و
‫ از صمیم قلبم بگم «واو»

325
00:16:28,190 --> 00:16:29,440
‫ممنون

326
00:16:30,110 --> 00:16:32,360
‫میشه بپرسم که «شوبی دوبی» یعنی چی؟

327
00:16:33,110 --> 00:16:35,410
‫فقط داشتم یه چی سر هم می‌کردم،
‫بداهه‌نوازیـه

328
00:16:35,410 --> 00:16:39,000
‫میشه از صدا مثل یه ساز موسیقی استفاده کرد
‫نه فقط برای رسوندن متن آهنگ

329
00:16:39,450 --> 00:16:40,290
‫الان متوجه شدم

330
00:16:40,290 --> 00:16:43,830
‫تو آهنگ قبلی خوندین که
‫«اون گفت،‌ زازا زو واو»

331
00:16:43,830 --> 00:16:44,880
‫اون یعنی چی؟

332
00:16:44,880 --> 00:16:46,590
‫«زازا زازا واو»

333
00:16:46,590 --> 00:16:48,710
‫به گمونم یعنی متعجب شده

334
00:16:48,710 --> 00:16:51,760
‫غش کرده و شوکه شده و
‫خیلی بهش خوش گذشته

335
00:16:51,760 --> 00:16:52,860
‫می‌دونم چه حسی داشته

336
00:16:52,860 --> 00:16:55,830
‫- جداً؟
‫- بله،‌ من عاشق کلماتم

337
00:16:56,850 --> 00:16:58,060
‫من بازیگرم

338
00:16:58,060 --> 00:17:02,560
‫دوست ندارم درموردش حرف بزنم،
‫درمورد بازیگر بودنم

339
00:17:03,890 --> 00:17:04,940
‫اما بازیگرم دیگه

340
00:17:04,940 --> 00:17:07,400
‫وای.
‫تو فیلم‌هاتون حرف هم می‌زنین؟

341
00:17:07,400 --> 00:17:10,570
‫البته که حرف می‌زنم.
‫قدم هم می‌زنم. همه‌کاری می‌کنم.

342
00:17:11,150 --> 00:17:13,540
‫یعنی تا دم خونه‌ی من هم باهام قدم می‌زنین؟

343
00:17:13,540 --> 00:17:16,850
‫با کمال میل اما
‫من که نمی‌دونم خونه‌تون کجاس

344
00:17:20,080 --> 00:17:22,910
 مهمونی توالتی و آتیش سوزی
‫در برابر این هیچی نیست

345
00:17:22,910 --> 00:17:25,420
‫دلت بسوزه، پسرعموی حمد جانسون

346
00:17:26,670 --> 00:17:29,130
‫- چارلی؟ مادام کویینی‌ام
‫- <i>بله خانم</i>

347
00:17:29,130 --> 00:17:32,200
‫می‌خوام تبلیغات راه بندازی و
‫مردم رو نسبت به حق رای‌شون آگاه کنی

348
00:17:32,200 --> 00:17:33,510
<i>‫به‌نظرتون کار عاقلانه‌ایـه؟</i>

349
00:17:33,510 --> 00:17:35,510
‫- <i>مطمئنین؟</i>
‫- مهمـه

350
00:17:35,510 --> 00:17:36,430
<i>‫بله خانم</i>

351
00:17:36,430 --> 00:17:39,850
‫بعدش هم باید بری پاتوق جدید داچ شولتز و
‫پنجره‌هاش رو بیاری پایین

352
00:17:39,850 --> 00:17:43,180
‫نمی‌تونـه مادام کویینی رو تهدید کنه.
‫می‌کشمش! هارلم مال منـه!

353
00:17:43,180 --> 00:17:44,270
<i>‫مادام کویینی؟</i>

354
00:17:46,400 --> 00:17:50,070
‫به برنامه‌ی کتاب‌خوانی کودکان هم
‫ پول اهدا کن. بچه‌ها باید بتونن بخونن.

355
00:17:50,070 --> 00:17:51,070
<i>‫باشه رئیس</i>

356
00:17:51,070 --> 00:17:51,980
‫خب دیگه عزیزم

357
00:17:51,980 --> 00:17:53,610
<i>‫- الان ترتیبش رو میدم</i>
‫- فعلاً

358
00:17:54,530 --> 00:17:57,070
‫مادام کویینی،
‫یکی داره وارد قلمروتون میشه

359
00:18:02,160 --> 00:18:03,330
‫لونه‌شون کجاس؟

360
00:18:03,330 --> 00:18:04,960
‫خب، مسئله همینـه رئیس

361
00:18:04,960 --> 00:18:07,920
‫انگار تو یکی از انبارهاتون لونه کردن

362
00:18:08,830 --> 00:18:10,140
‫به این میگن دست‌درازی

363
00:18:10,140 --> 00:18:11,960
‫ما هم همین رو گفتیم

364
00:18:11,960 --> 00:18:13,416
‫دارن دست‌درازی می‌کنن

365
00:18:13,501 --> 00:18:17,529
‫- گفتیم یه دیدار مختصر و خوشایند باهاشون داشته باشیم
‫- بله

366
00:18:17,614 --> 00:18:19,700
‫دیدار مختصر و خوشایند؟

367
00:18:21,350 --> 00:18:23,600
‫نه، برین و زهره‌ترک‌شون کنین

368
00:18:25,560 --> 00:18:27,810
‫منظورم از «دیدار مختصر و خوشایند» همین بود

369
00:18:27,810 --> 00:18:29,350
‫خب همین رو بگو

370
00:18:29,350 --> 00:18:32,070
‫وقتی اونطوری حرف می‌زنی
‫کسی منظورت رو نمی‌فهمـه

371
00:18:34,094 --> 00:18:41,094


372
00:18:46,290 --> 00:18:49,250
‫مامان، بابا.
‫هنوز دارم میام نجات‌تون بدم.

373
00:18:49,250 --> 00:18:51,880
‫ببخشید که مدتی بهتون سر نزدم

374
00:18:51,880 --> 00:18:54,960
‫اوضاع توی نیویورک‌سیتی خیلی هیجان‌انگیزه

375
00:18:54,960 --> 00:18:56,760
‫نوشابه خوردم

376
00:18:56,760 --> 00:19:00,550
‫می‌دونم همیشه بهم می‌گفتین
‫که مراقب خواهر کوچیکم باشم

377
00:19:01,180 --> 00:19:02,850
‫یادم رفت.
‫ببخشید.

378
00:19:02,850 --> 00:19:07,600
‫اما مطمئنم که سفرون خونه‌س و
‫مطمئنم هیچ خطری تهدیدش نمی‌کنـه

379
00:19:45,810 --> 00:19:47,180
‫یکی اینجا زغال‌سنگ شده

380
00:19:48,350 --> 00:19:50,560
‫یعنی سیاه شده؟

381
00:19:50,560 --> 00:19:53,230
‫نه، یعنی تبدیل به زغال‌سنگ شده

382
00:19:53,230 --> 00:19:56,230
‫خب، این واسه‌شون خوب نیست.
‫برای من که فرقی نمی‌کنـه.

383
00:19:56,230 --> 00:19:57,320
‫اونجا

384
00:19:58,150 --> 00:20:01,150
‫دختره از سنگش بیرون اومده.
‫خواسته از در بیاد اما فایده نداشته.

385
00:20:01,150 --> 00:20:03,370
‫دختره سرعتش کمـه
‫چه به لحاظ فیزیکی و چه ذهنی

386
00:20:03,370 --> 00:20:05,030
‫مدت زیادی توی اون سنگ بوده

387
00:20:05,910 --> 00:20:09,080
‫کسایی که اینجا بودن سرشون رو برگردوندن و
‫زغال‌سنگ شدن

388
00:20:10,410 --> 00:20:13,380
‫بعدش دختره آروم از پله‌ها رفته بالا

389
00:20:14,590 --> 00:20:15,750
‫آروم؟

390
00:20:16,420 --> 00:20:19,210
‫دختره سرعتش کمـه خب.
‫مدت زیادی توی اون سنگ بوده.

391
00:20:19,210 --> 00:20:21,050
‫همش میگین «دختره» خانم

392
00:20:22,260 --> 00:20:22,970
‫بله

393
00:20:22,970 --> 00:20:24,640
‫و اگه همونی باشه که فکر می‌کنم

394
00:20:24,640 --> 00:20:27,310
 اونی که دنبالشـه
‫توی خطر بزرگیـه

395
00:20:27,310 --> 00:20:29,930
‫دنبال سارقان زمانـه دیگه؟

396
00:20:29,930 --> 00:20:31,230
‫آره.
‫همینطوره.

397
00:20:31,230 --> 00:20:32,900
‫ما هم برای همینـه اینجاییم؟

398
00:20:32,900 --> 00:20:35,400
‫تا پیداشون کنیم و
‫جاشون رو به قادر مطلق بگیم؟

399
00:20:35,400 --> 00:20:37,860
‫- خودم می‌دونم
‫- آخه انگار یادتون رفته بود

400
00:20:37,860 --> 00:20:39,690
‫آره.
‫آره، همینطوره.

401
00:20:41,610 --> 00:20:43,860
‫تعجبی نداره که از اینجا رد شدن

402
00:20:44,780 --> 00:20:45,950
‫قدرتش رو حس می‌کنی؟

403
00:20:47,530 --> 00:20:48,450
‫نه

404
00:20:48,900 --> 00:20:50,260
‫نه، حس نمی‌کنم.
‫شما می‌کنین؟

405
00:20:50,266 --> 00:20:51,460
‫بله

406
00:20:51,710 --> 00:20:54,370
‫یه شخص خیلی قدرتمند اینجا بوده

407
00:20:55,460 --> 00:20:57,040
‫شغل‌تون رو دوست‌ دارین خانم؟

408
00:20:57,630 --> 00:21:00,800
‫کار برای قادر مطلق یه فراخوانیـه.
‫شغل نیست.

409
00:21:00,800 --> 00:21:04,590
‫حتی وقتایی که بدقلق،
‫مستبد و سلطه‌جو میشه؟

410
00:21:04,590 --> 00:21:06,550
‫فشار زیادی روشـه

411
00:21:06,550 --> 00:21:09,310
‫این سارق‌ها نمی‌دونن پا رو دم چی گذاشتن

412
00:21:09,310 --> 00:21:11,040
‫نقشه واقعاً در این حد قدرتمنده؟

413
00:21:11,040 --> 00:21:12,040
‫نقشه

414
00:21:13,140 --> 00:21:14,140
‫و پسره

415
00:21:15,270 --> 00:21:20,110
‫مامان، بابا
‫من تو یه تشکیلات مجرمانه‌ی تموم‌عیارم

416
00:21:20,110 --> 00:21:23,400
<i>‫سارقان دیگه به جعل کردن هم روی آوردن</i>

417
00:21:23,400 --> 00:21:26,320
‫- <i>که تو دهه‌ی ۲۰‌خیلی محبوب بوده</i>
‫- آره

418
00:21:26,320 --> 00:21:29,160
<i>‫البته راستش رو بخواین
‫جعل‌هاشون خیلی جای کار داره</i>

419
00:21:29,160 --> 00:21:30,240
‫من یه نُت جز کشیدم

420
00:21:30,240 --> 00:21:31,830
‫من هم یه میلیارد دلار کشیدم

421
00:21:31,830 --> 00:21:35,040
‫ارزش پول من به اندازه ارزش شخصـه.
‫یعنی برای هرکسی متفاوتـه.

422
00:21:35,040 --> 00:21:37,460
‫از اصلی‌هاش که خیلی بهتره.
‫این رو نگاه کنین.

423
00:21:39,250 --> 00:21:41,460
<i>‫آلتو هم با یه همکار هنرمند آشنا شده</i>

424
00:21:41,460 --> 00:21:43,880
<i>‫و دختره بهش یا داده که
‫چطوری به سبک جَز حرف بزنه</i>

425
00:21:44,510 --> 00:21:49,600
‫- یه ساندویچ... میل دارین؟
‫- بله

426
00:21:49,600 --> 00:21:53,100
‫<i>سارقان هم به دزدی شهدآب
‫ از راهب‌ها ادامه میدن</i>

427
00:21:53,100 --> 00:21:55,100
<i>‫و در ازای مایه تیله، معامله‌ش می‌کنن</i>

428
00:21:55,100 --> 00:21:58,310
<i>‫که آره.
‫خودم می‌دونم غیرقانونیـه.</i>

429
00:21:58,310 --> 00:22:00,150
‫بجنبین بچه‌ها.
‫زود باشین.

430
00:22:00,150 --> 00:22:02,570
<i>‫اما به یه مشکلی خوردیم</i>

431
00:22:02,570 --> 00:22:04,320
‫وایسا سر جات!
‫دزد!

432
00:22:05,780 --> 00:22:08,740
‫بدویین! بدویین!
‫نه!

433
00:22:11,740 --> 00:22:14,620
‫وای نه، نه، نه

434
00:22:14,620 --> 00:22:17,920
<i>‫شاید از چیزی که فکر می‌کردم
‫یکم دیرتر برگردم پیش‌تون</i>

435
00:22:17,920 --> 00:22:20,670
‫یعنی بیتلیگ و جودی اونجا گیر افتادن؟

436
00:22:20,670 --> 00:22:23,880
‫آره، دقیقاً.
‫پورتال اصلاً ثبات نداشت.

437
00:22:23,880 --> 00:22:26,590
‫- همش بهتون می‌گفتم
‫- زمان‌بندی‌شون افتضاحه

438
00:22:26,590 --> 00:22:27,970
‫سلام‌، سلام

439
00:22:27,970 --> 00:22:29,390
‫نه، الان وقت خوبی نیست

440
00:22:29,390 --> 00:22:32,420
‫- باید از اونجا بکشونیم‌شون بیرون
‫- عجب پیشنهادی ویجیت

441
00:22:32,420 --> 00:22:33,470
‫- دارم تلاشم رو می‌کنم
‫- باشه

442
00:22:33,470 --> 00:22:36,020
‫تشکیلات کوچولو و باحالی اینجا راه انداختین

443
00:22:36,020 --> 00:22:37,900
‫اگه بلایی سرش بیاد خیلی حیف میشه

444
00:22:39,560 --> 00:22:41,190
‫آره، خیلی حیف میشه

445
00:22:42,150 --> 00:22:44,570
‫حرفم تموم نشده بود.
‫کلی حرف داشتم.

446
00:22:44,570 --> 00:22:46,950
‫- تو تلاشت رو بکن، خب؟
‫- چطوری؟

447
00:22:46,950 --> 00:22:48,780
‫- نمی‌دونم. متخصص ریاضی تویی
‫- آره

448
00:22:51,490 --> 00:22:55,290
‫- وای. ما چقدر سر به هواییم
‫- چقدر پیر و سر به هوا

449
00:22:56,120 --> 00:22:58,330
‫اشکالی نداره.
‫من هم بی دست و پام.

450
00:22:59,120 --> 00:23:00,750
‫من هم درک می‌کنم

451
00:23:00,750 --> 00:23:02,090
‫آره.
‫خیلی سر به هواس.

452
00:23:05,300 --> 00:23:07,380
‫امی، امروز بهترین روز عمرم بود

453
00:23:07,380 --> 00:23:08,430
‫برای من هم همینطور

454
00:23:08,430 --> 00:23:12,140
‫گوش دادن به حرفات و
‫قدم زدن کنارت خیلی لذت‌بخش بود

455
00:23:12,140 --> 00:23:15,470
‫آره.
‫آلتو، من خیلی نگرانتم.

456
00:23:15,470 --> 00:23:17,560
‫چون بازیگرم و وضع‌ مالیم ناپایداره؟

457
00:23:17,560 --> 00:23:20,770
‫نه. چون یه گنگسترهایی هستن
‫که می‌خوان بیان سراغ تو و دوستات

458
00:23:20,770 --> 00:23:21,900
‫چی؟

459
00:23:21,900 --> 00:23:25,480
‫تو هارلم همه درموردش حرف می‌زنن.
‫مادام کویینی رو سرتون جایزه گذاشته.

460
00:23:25,480 --> 00:23:27,610
‫تازه لات‌هاش رو نگفتم.
.می‌کشن‌تون

461
00:23:27,610 --> 00:23:29,570
‫چون به قلمروش دست‌درازی کردین

462
00:23:29,570 --> 00:23:32,990
‫من و همکارم مایلیم تا با هم تا دم آب
یه دور مختصر و خوشایند بزنیم

463
00:23:32,990 --> 00:23:36,750
‫متوجهم.
‫راستش کار آرامش‌بخشیـه.

464
00:23:36,750 --> 00:23:37,870
‫باشه.
.باهاتون میایم

465
00:23:37,870 --> 00:23:40,960
‫پنه‌لوپه، بعید می‌دونم
‫منظورشون این باشه

466
00:23:40,960 --> 00:23:43,940
‫خب کوین...
‫همه که مثل تو یه بچه‌مثبت کتاب‌خون نیستن

467
00:23:43,940 --> 00:23:45,680
‫پنه‌لوپه

468
00:23:46,510 --> 00:23:48,550
‫سلام بر آقایون محترم و خوش‌مشرب

469
00:23:49,220 --> 00:23:51,880
‫اِمی میگـه که
‫چندتا گنگستر رو فرستادن سراغ‌مون

470
00:23:51,880 --> 00:23:52,800
‫و باید در بریم...

471
00:23:52,800 --> 00:23:55,060
‫اون رو نگاه کن.
‫کیف ویولنـه؟

472
00:23:56,100 --> 00:23:58,520
‫شما هم سبک جَز کار می‌کنین؟

473
00:23:58,520 --> 00:24:01,350
‫نه، سبک جز کار نمی‌کنم

474
00:24:01,350 --> 00:24:03,420
‫نشون‌شون بده چه سبکی کار می‌کنی

475
00:24:06,570 --> 00:24:07,570
‫مسلسلـه

476
00:24:07,570 --> 00:24:08,940
‫- فرار کنیم؟
‫- آره

477
00:24:10,360 --> 00:24:11,610
‫بقیه کجان؟

478
00:24:11,610 --> 00:24:12,820
‫بگیرشون

479
00:24:13,950 --> 00:24:15,450
‫خطر، خطر،‌ خطر

480
00:24:15,450 --> 00:24:16,740
‫- خطر
‫- باید بزنیم به چاک

481
00:24:16,740 --> 00:24:19,290
‫- خطر. خطر. خطر
‫- برو، برو،‌ برو!

482
00:24:23,460 --> 00:24:24,790
‫برو.
‫برو.

483
00:24:24,790 --> 00:24:26,130
‫برو، برو، برو

484
00:24:26,130 --> 00:24:27,840
‫خیلی‌خب، مخفی‌گاه‌تون کجاس؟

485
00:24:27,840 --> 00:24:29,210
‫برو سمت راست

486
00:24:31,720 --> 00:24:32,720
‫بعدش هم سمت راست

487
00:24:33,470 --> 00:24:35,010
‫پشت‌ سرمونن

488
00:24:35,680 --> 00:24:37,260
‫بعدش هم باید بری سمت راست

489
00:24:38,020 --> 00:24:41,060
‫دارن دورمون می‌زنن؟
‫کسی که اینقدر احمق نیست

490
00:24:41,060 --> 00:24:42,480
‫بعدش هم بپیچ راست

491
00:24:47,480 --> 00:24:49,820
‫این دیگه چیـه؟

492
00:24:51,030 --> 00:24:54,740
‫این دیگه چه لاکرداریـه؟

493
00:24:56,620 --> 00:24:59,950
‫من از اون‌طرف این شکلی‌ام؟

494
00:25:03,580 --> 00:25:04,670
‫بعدش هم برو راست

495
00:25:04,670 --> 00:25:05,830
‫صبر کن ببینم

496
00:25:05,830 --> 00:25:07,500
‫داریم برمی‌گردیم همونجایی که اومدیم؟

497
00:25:07,500 --> 00:25:09,210
‫آره، ممنون.
‫همونجا عالیـه.

498
00:25:09,210 --> 00:25:12,220
‫- همه‌مون می‌میریم
‫- من که تازه دارم زندگی می‌کنم

499
00:25:13,800 --> 00:25:14,800
‫بعدش هم برو راست

500
00:25:14,800 --> 00:25:17,550
‫هی بامپس.
‫مادام کویینی سوار اون ماشین بود.

501
00:25:17,550 --> 00:25:20,720
‫تعقیب و گریز کم‌سرعتیـه

502
00:25:20,720 --> 00:25:22,180
‫درگیر شیم؟

503
00:25:25,810 --> 00:25:26,650
‫پورتال!

504
00:25:27,310 --> 00:25:28,860
‫وایسین!

505
00:25:28,860 --> 00:25:30,820
‫- برو جودی! جودی!
‫- نذارین فرار کنن...

506
00:25:30,820 --> 00:25:33,530
‫زود باشین! زود باشین!
‫بپرین تا بسته نشده!

507
00:25:33,530 --> 00:25:35,160
‫بپر جودی!
‫بپر!

508
00:25:36,110 --> 00:25:38,530
‫فکر می‌کردیم تا ابد گیر راهب‌ها می‌افتیم

509
00:25:38,530 --> 00:25:40,620
‫یه پورتال دیگه اینجا پیدا کردم

510
00:25:40,620 --> 00:25:43,080
 تو رو جون هرکی دوس دارین، ‫بیاین.
‫بریم.

511
00:25:43,080 --> 00:25:44,460
‫گم‌شون کردم

512
00:25:45,500 --> 00:25:47,960
‫وقتی دارن دور می‌زنن
‫چطوری تونستی گم‌شون کنی؟

513
00:25:50,460 --> 00:25:53,380
‫وایسا!
‫اونا بقیه‌ی اعضای دار و دسته‌ن

514
00:25:53,380 --> 00:25:55,880
‫بریم و یه دور مختصر و
‫خوشایند باهاشون بزنیم

515
00:26:00,890 --> 00:26:02,720
‫جودی و بیتلیگ و ویجیت رو گرفتن

516
00:26:02,720 --> 00:26:04,100
‫برو دنبال اون ماشین

517
00:26:04,100 --> 00:26:07,770
‫برم دنبال یه ماشین پر از گنگستر که
‫داریم از دست‌شون فرار می‌کنیم؟

518
00:26:07,770 --> 00:26:10,440
‫آره، دقیقاً همین.
‫خیلی‌ خوب میشه.

519
00:26:11,530 --> 00:26:12,530
‫نه

520
00:26:13,440 --> 00:26:17,610
‫- خب، نگاه کنین، نشستم پشت یه اتومبیل
‫- آره

521
00:26:17,610 --> 00:26:19,530
‫- راستش اونقدرا هم سخت نیست...
‫- نه! آلتو حواست باشه...

522
00:26:19,530 --> 00:26:21,950
‫- مراقب باش
‫- خیلی‌خب، خیلی‌خب

523
00:26:25,210 --> 00:26:27,080
‫«۱۰ میلیارد دلار»

524
00:26:28,040 --> 00:26:30,340
‫«به ارزش رهایی از ترست»

525
00:26:30,340 --> 00:26:31,460
‫اون مال جودیـه

526
00:26:31,460 --> 00:26:33,060
‫دارن از خودشون رد به جا می‌ذارن

527
00:26:33,060 --> 00:26:34,040
‫برو دنبال اون کاغذ

528
00:26:34,040 --> 00:26:35,630
‫آلتو، اونور رو نگاه کن!

529
00:26:45,060 --> 00:26:46,520
‫اومدن

530
00:26:46,520 --> 00:26:48,100
‫خیلی‌خب.
‫همین حالا ول‌شون کنین.

531
00:26:48,100 --> 00:26:50,770
‫آره، ول‌شون کنین. ببخشید...
‫تو بگو

532
00:26:50,770 --> 00:26:52,650
‫سلام پنه‌لوپه.
‫سلام آلتو، کوین.

533
00:26:52,650 --> 00:26:55,110
‫این‌ها همون دوستایی بودن که می‌گفتیم

534
00:26:55,110 --> 00:26:57,780
‫بچه‌ها،
‫این‌ها هم اون یکی دوستای جدیدمونن

535
00:26:57,780 --> 00:26:59,160
‫ما دوستای شما نیستیم

536
00:26:59,160 --> 00:27:01,660
‫چی؟ اما گفتین که با هم بریم ماهی ببینیم

537
00:27:01,660 --> 00:27:05,330
‫گفتم با ماهی‌ها بخوابیم.
‫یه‌جور تهدیده.

538
00:27:05,330 --> 00:27:07,210
‫- جداً؟
‫- جداً؟

539
00:27:07,210 --> 00:27:10,460
‫اما اگه شما دوستای من نیستین
‫پس چرا این کفشای جدید رو بهم دادین؟

540
00:27:10,460 --> 00:27:12,040
‫کفشای سیمانی

541
00:27:12,040 --> 00:27:13,840
‫چون برین تا کف اقیانوس

542
00:27:14,630 --> 00:27:18,090
‫گوش کن،‌ فکر کنم باید
‫ یکم واضح‌تر تهدید کنی

543
00:27:18,980 --> 00:27:20,050
‫این واضحـه

544
00:27:20,050 --> 00:27:23,510
‫هی، هی!
‫بس کنین. آزادشون کنین.

545
00:27:24,010 --> 00:27:25,740
‫نمی‌دونین با کی دارین در میفتین

546
00:27:25,740 --> 00:27:28,980
‫اگه این راه رو در پیش بگیرین
‫براتون عواقب و دردسری داره

547
00:27:29,160 --> 00:27:30,690
‫که نمی‌تونین ازش خلاص شین

548
00:27:30,690 --> 00:27:31,730
‫شما کی هستین؟

549
00:27:31,730 --> 00:27:32,900
‫مهم نیست ما کی هستیم

550
00:27:32,900 --> 00:27:34,690
‫ایشون رو نمی‌شناسی

551
00:27:34,690 --> 00:27:37,240
‫ایشون از کله‌گنده‌ترین رئسای نیویورکن

552
00:27:37,240 --> 00:27:39,820
‫خب.
‫یکم... اغراق کردی.

553
00:27:39,820 --> 00:27:41,370
‫ایشون مادام کویینی هستن

554
00:27:41,870 --> 00:27:43,910
‫نه، مادام کویینی رئیس ماس

555
00:27:43,910 --> 00:27:45,660
‫چی؟

556
00:27:46,580 --> 00:27:47,450
‫عذر می‌خوام

557
00:27:49,290 --> 00:27:51,000
‫شما مگه رئیس این دار و دسته نیستین؟

558
00:27:51,000 --> 00:27:53,710
‫آره، البته من سخنگوی این گروهم

559
00:27:53,710 --> 00:27:56,050
‫- این دار و دسته. آره
‫- «چهل دزد»؟

560
00:27:57,090 --> 00:27:58,760
‫- نه
‫- نه، ما سارقان زمانیم

561
00:27:58,760 --> 00:28:00,090
‫- سارقان زمان
‫- سارقان زمان

562
00:28:00,090 --> 00:28:01,520
‫- سارقان زمان؟
‫- آره

563
00:28:02,970 --> 00:28:03,925
‫صبر کنین!

564
00:28:04,010 --> 00:28:06,010
‫- ایشون مادام کویینی هستن
‫- الان نه لری

565
00:28:06,010 --> 00:28:09,770
‫چرا اینقدر طول کشید ماشین رو پارک کنی؟
‫رفتی کجا پارک کردی؟ کنتیکت؟

566
00:28:09,770 --> 00:28:11,850
‫- پس شما مادام کویینی نیستین؟
‫- نه

567
00:28:11,850 --> 00:28:14,020
‫- شما دار و دسته‌ی «چهل دزد» نیستین؟
‫- نه

568
00:28:14,020 --> 00:28:16,780
‫مادام کویینی رئیس ماس

569
00:28:16,780 --> 00:28:18,740
‫این‌ها به قلمرومون دست‌درازی کردن

570
00:28:18,740 --> 00:28:22,610
‫اما اون صورت‌بچه‌س دیگه.
‫خطرناک‌ترین گنگستر منهتن.

571
00:28:22,610 --> 00:28:24,370
‫صورت‌بچه منم

572
00:28:27,790 --> 00:28:30,460
‫جدی میگی؟
‫آخه صورتت رو نگاه کن

573
00:28:32,330 --> 00:28:34,880
‫- صورتم عین بچه‌هاس
‫- چی؟

574
00:28:34,880 --> 00:28:36,040
بکش‌شون

575
00:28:39,520 --> 00:28:42,000
‫ اگه از نظرم درمورد صورتت
‫ ناراحت شدی، معذرت می‌خوام

576
00:28:42,000 --> 00:28:45,120
‫فقط یکم لوسیون به دو طرف صورتت بمال،
‫خودش نرم میشه...

577
00:28:49,310 --> 00:28:51,480
‫اینجا چه خبره؟

578
00:28:52,730 --> 00:28:54,350
‫می‌خوام بکشم‌شون مادام کویینی

579
00:28:54,350 --> 00:28:55,560
‫مادام کویینی شمایین؟

580
00:28:55,560 --> 00:28:56,730
‫بله خودم هستم

581
00:28:57,820 --> 00:28:59,460
‫تو من رو با ایشون اشتباه گرفتی؟

582
00:28:59,460 --> 00:29:00,320
‫آره...

583
00:29:00,320 --> 00:29:01,490
‫فکر کردی من اونم؟

584
00:29:01,490 --> 00:29:04,450
‫چون یه زن رو توی انباری و
‫ کنار مشروب‌ها دیدی؟

585
00:29:04,450 --> 00:29:06,120
‫- با یه دار و دسته
‫- با یه دار و دسته؟

586
00:29:06,120 --> 00:29:07,450
‫و فکر کردی منم؟

587
00:29:07,450 --> 00:29:10,450
‫یکم از اون شهدآب‌ها خوردم و
‫حواسم پرت شد

588
00:29:10,450 --> 00:29:11,960
‫این بی‌احترامی به هردومونـه

589
00:29:11,960 --> 00:29:14,170
‫رئیس زن بودن کار واقعاً سختیـه

590
00:29:14,170 --> 00:29:15,830
‫- برای من نیست
‫- برای من هم نیست

591
00:29:15,830 --> 00:29:17,295
‫کلاً رئیس بودن سختـه دیگه

592
00:29:17,380 --> 00:29:18,215
‫تو کی هستی؟

593
00:29:18,300 --> 00:29:19,710
‫من بامپی جانسونم

594
00:29:19,710 --> 00:29:21,260
‫قرار بود پولا رو بیاری

595
00:29:21,260 --> 00:29:22,800
‫تا مشروب‌های شما رو بخرم

596
00:29:22,800 --> 00:29:24,740
‫آره، خیلی‌خب.
‫الان دیگه همه‌چی جور در میاد.

597
00:29:24,740 --> 00:29:27,840
‫خب، اگه تفنگ‌هاتون رو بگیرین پایین
‫ما دیگه راه میفتیم

598
00:29:42,780 --> 00:29:44,910
‫عالیـه. ممنون.
‫دیگه شهدآب نمی‌فروشیم.

599
00:29:44,910 --> 00:29:48,370
‫اگه دستور بدین بازشون کن
‫ما هم از خدمت‌تون مرخص میشیم

600
00:29:48,370 --> 00:29:51,540
‫- ویجیت، کجا باید باشیم؟
‫- یه زمین متروکه نزدیک «سواحل جرسی»

601
00:29:53,000 --> 00:29:55,920
‫من جاش رو بلدم.
‫خیلی‌ها رو اونجا کتک می‌زنم.

602
00:29:55,920 --> 00:30:00,090
‫یعنی قبلاً خیلی‌ها رو اونجا کتک می‌زدم

603
00:30:00,090 --> 00:30:02,460
‫من هم اونجا زیاد کتک می‌زنم

604
00:30:02,460 --> 00:30:05,600
‫مادام کویینی، ‫زود برمی‌گردیم تا
 همکاری‌مون رو شروع کنیم

605
00:30:05,600 --> 00:30:07,090
‫دیر نکنی

606
00:30:07,090 --> 00:30:10,140
‫خب، بازشون کنین و
‫بذارین برن

607
00:30:11,350 --> 00:30:16,190
<i>‫خب، مامان و بابا،
‫کاری رو کردم که همیشه بهم می‌گفتین</i>

608
00:30:16,190 --> 00:30:20,520
<i>‫دوست پیدا کردم.
‫ یه کار دیگه هم کردم که می‌گفتین نکنم.</i>

609
00:30:20,520 --> 00:30:22,650
<i>‫این که با دار و دسته‌ها دوست نشم</i>

610
00:30:22,650 --> 00:30:25,360
<i>‫اما اونا هم همونان دیگه.
‫این به اون در.</i>

611
00:30:25,360 --> 00:30:26,410
‫- یه چی بهتون بگم
‫- چی؟

612
00:30:26,410 --> 00:30:29,370
‫دارم بچه‌ها رو
‫می‌برم به یه مسافرت مختصر و خوشایند

613
00:30:29,660 --> 00:30:32,950
‫ای وای.
‫تهدیشون می‌کنی دیگه؟

614
00:30:32,950 --> 00:30:36,500
‫- یه مسافرت دوهفته‌ای
‫- مسافرت واقعی

615
00:30:36,500 --> 00:30:39,330
‫- آره، دقیقاً
‫- خیالم راحت شد

616
00:30:39,330 --> 00:30:41,000
‫رای‌گیری کردیم و
‫قرار شد بریم مکزیک

617
00:30:41,000 --> 00:30:43,760
<i>‫و حالا نوبت به خداحافظی‌های صمیمانه رسیده</i>

618
00:30:43,760 --> 00:30:46,010
‫ایول.
‫ایول.

619
00:30:46,010 --> 00:30:48,510
‫امی، واسه چی باهام نمیای؟

620
00:30:48,510 --> 00:30:50,220
<i>‫و خداحافظی‌های ناجور</i>

621
00:30:50,220 --> 00:30:51,930
‫راستش نمی‌تونم آلتو

622
00:30:51,930 --> 00:30:53,470
‫به‌خاطر این که سارقم؟

623
00:30:53,470 --> 00:30:54,520
‫نه

624
00:30:55,020 --> 00:30:57,520
‫- به‌خاطر این که رانندگی بلد نیستم؟
‫- نه

625
00:30:57,520 --> 00:31:00,310
‫یا به‌خاطر این که بازیگرم

626
00:31:00,310 --> 00:31:03,280
‫و هیچوقت نمی‌تونی بفهمی که
‫واقعاً داری با خودم حرف می‌زنی؟

627
00:31:07,070 --> 00:31:09,360
‫نه فقط واسه این که...
‫خیلی نمی‌شناسمت

628
00:31:09,360 --> 00:31:12,200
‫و این حدوداً چهارمین باریـه که
‫ داریم حرف می‌زنیم...

629
00:31:12,200 --> 00:31:14,410
‫- آها. خب آره، منطقیـه
‫- آره

630
00:31:14,410 --> 00:31:15,450
‫آره

631
00:31:15,450 --> 00:31:19,080
‫جودی.
‫چه لحظه‌ی عاطفی‌ای.

632
00:31:19,790 --> 00:31:22,590
‫- آره
‫- آره

633
00:31:22,590 --> 00:31:26,240
<i>‫امیدوارم نیویورک دقیقاً همونطوری باشه که
‫امیدوار بودین باشه</i>

634
00:31:28,340 --> 00:31:30,640
<i>‫خوشحالم من کسی بودم که
‫شما رو آورد اینجا</i>

635
00:31:31,220 --> 00:31:35,710
‫شاید بتونیم یه بار دیگه برگردیم،
‫روزی که زغال‌سنگ نیستین

636
00:31:38,600 --> 00:31:39,650
‫دوست‌تون دارم

637
00:31:43,520 --> 00:31:44,570
‫کوین، بریم

638
00:31:45,190 --> 00:31:46,190
‫بای بای

639
00:31:46,190 --> 00:31:48,650
‫به‌نظرت اینا کجا دارن میرن؟

640
00:31:48,650 --> 00:31:50,740
‫دوست دارین یه چیزی
‫درمورد نیویورک بدونین؟

641
00:31:50,740 --> 00:31:52,700
‫- به هیچ وجه
‫- بذارش برای خودت، جناب علامه‌ی دهر

642
00:31:52,700 --> 00:31:54,330
<i>‫همش درمورد تاریخ حرف می‌زنـه</i>

643
00:31:54,330 --> 00:31:56,370
‫همش میگه «ور ور ور، تاریخ فلان»

644
00:31:56,370 --> 00:31:58,000
‫«ور ور ور، تاریخ بیسار»

645
00:31:58,000 --> 00:32:00,670
‫همین پسره که هی «ور ور ور» می‌کنـه

646
00:32:00,670 --> 00:32:02,210
‫کوین همونـه.
‫کجاس؟

647
00:32:02,210 --> 00:32:04,290
‫رفتن اونجایی که دریاچه

648
00:32:04,290 --> 00:32:06,311
‫به کوه منتهی میشه و
‫توی مِه ناپدید شدن

649
00:32:06,396 --> 00:32:07,880
‫می‌برمت اونجا

650
00:32:12,680 --> 00:32:14,050
‫شیطان!

651
00:32:19,480 --> 00:32:20,520
‫بجنب!

652
00:32:47,800 --> 00:32:48,840
‫تو که اون پسره نیستی

653
00:32:51,930 --> 00:32:53,550
‫ای جنسیت‌زده

654
00:33:04,020 --> 00:33:05,060
‫اون شیطان بود

655
00:33:05,060 --> 00:33:07,770
‫اگه بیاد بینگلی و همچین کاری کنه
‫همه‌ی رفیقام کنارمن

656
00:33:07,770 --> 00:33:09,820
‫لاکردار عمراً اگه شانس میورد

657
00:33:09,820 --> 00:33:12,020
‫آره، خیلی خوش‌شانسیم که
‫ امشب رو زنده موندیم

658
00:33:12,020 --> 00:33:13,760
‫دقیقاً

659
00:33:26,290 --> 00:33:27,500
نگاه کنید

660
00:33:27,500 --> 00:33:28,710
‫«عجب»

661
00:33:28,710 --> 00:33:30,050
‫آره،‌ «عجب»

662
00:33:30,670 --> 00:33:31,880
‫خب، این چیـه؟

663
00:33:31,880 --> 00:33:34,220
‫چیـه؟
‫بهت میگم چیـه

664
00:33:34,800 --> 00:33:37,470
‫می‌خوام «زمین ۲» رو بهتون بدم

665
00:33:37,470 --> 00:33:38,430
‫جانم؟

666
00:33:38,430 --> 00:33:41,520
‫می‌دونم با خودتون میگین،
‫«دیوونه‌ی قدرت شده

667
00:33:41,520 --> 00:33:43,980
‫چی تو سرشـه؟
‫چرا این کار رو می‌کنـه؟

668
00:33:43,980 --> 00:33:45,660
‫مگه زمین فعلی چِشـه؟»

669
00:33:45,660 --> 00:33:48,300
‫خب، من هیچ وقت از زمین اصلی راضی نبودم

670
00:33:48,300 --> 00:33:50,570
‫وقتی ساختمش
‫جَوون و بیخیال بودم

671
00:33:50,570 --> 00:33:53,900
‫و فقط سَرسَری چیزا رو به همدیگه وصل کردم

672
00:33:53,900 --> 00:33:57,660
‫فقط پیش شما دو نفر میگم،
‫چندتا اشتباه داشتم

673
00:33:57,660 --> 00:33:59,840
‫البته بجز دایناسورها.
‫اونا بی‌نقص بودن.

674
00:33:59,840 --> 00:34:01,040
‫عالی نبودن؟

675
00:34:01,040 --> 00:34:02,790
‫- خیلی خوب بودن
‫- خیلی خوب

676
00:34:02,790 --> 00:34:04,790
‫- دایناسور محبوب‌تون رو بگین
‫- استگوسور

677
00:34:04,790 --> 00:34:05,870
‫استگوسور.
‫تو چی؟

678
00:34:05,870 --> 00:34:06,640
‫بال‌انگشتی‌ها

679
00:34:06,640 --> 00:34:09,630
‫می‌دونین دایناسورهای محبوب من کدوما بودن؟
‫جنجالی هم هست

680
00:34:09,630 --> 00:34:10,630
‫سه‌شاخ‌چهره‌ها

681
00:34:10,630 --> 00:34:11,920
‫واقعاً هم جنجالیـه

682
00:34:11,920 --> 00:34:14,420
‫چون سه‌ تا شاخ‌چهره داشتن

683
00:34:15,840 --> 00:34:19,010
‫خلاصه که اگه چند میلیون سال جلو بریم

684
00:34:19,010 --> 00:34:22,140
‫یعنی الان.
‫به سری دوم زمین می‌رسیم.

685
00:34:22,140 --> 00:34:24,230
‫یعنی چی؟
‫یعنی می‌خوای یه زمین جدید بسازی؟

686
00:34:24,230 --> 00:34:26,350
‫نه،‌ نه، نه.
‫اونطوری خیلی طول می‌کشـه.

687
00:34:26,350 --> 00:34:28,690
‫منظورم یه ریست درست‌حسابیـه

688
00:34:28,690 --> 00:34:29,940
‫می‌خوام کلاً‌ پاکش کنم

689
00:34:29,940 --> 00:34:32,730
‫از شر تاریخچه و
‫تموم چیزای حوصله‌سربرش خلاص شم

690
00:34:32,730 --> 00:34:35,650
‫و چیزایی که یکم آبروم رو بردن
‫مثل انسان‌ها

691
00:34:35,650 --> 00:34:38,700
‫و می‌خوام از شر همه‌شون خلاص شم و
‫همه‌چی رو از اول شروع کنم

692
00:34:38,700 --> 00:34:41,740
‫به‌نظرت یه کوچولو ناراحت نمیشن؟

693
00:34:41,740 --> 00:34:44,750
‫کیا؟ چیا؟
‫کسایی که قراره حذف شن؟

694
00:34:44,750 --> 00:34:47,540
‫- آره
‫- دیگه از دست آدما خسته شدم

695
00:34:47,540 --> 00:34:49,960
‫کلی جنگ و ستیز هست

696
00:34:50,460 --> 00:34:52,960
‫آماده‌م تا اصل کار رو براتون در بیارم

697
00:34:53,880 --> 00:34:56,630
‫بدون اون نقشه از پسش برنمیام

698
00:34:57,470 --> 00:35:01,510
‫و نکته‌ی مهم‌تر اینـه که
‫به‌ هیچ‌وجه نباید دست نااهلش بیفته

699
00:35:01,510 --> 00:35:02,930
‫فاجعه‌بار میشه

700
00:35:02,930 --> 00:35:04,770
‫و منظورم از «دستِ نااهل» چیـه؟

701
00:35:04,770 --> 00:35:07,190
‫درستـه.
‫دستای همونی که خودتون می‌دونین.

702
00:35:07,190 --> 00:35:09,190
‫- بارنبی
‫- بارنبی؟

703
00:35:09,190 --> 00:35:11,270
‫- بارنبی که نه
‫- شر مطلق

704
00:35:11,270 --> 00:35:14,480
‫اسمش رو...
‫تازه داشتم آماده می‌شدم اسمش رو بگم بابا.

705
00:35:14,480 --> 00:35:15,610
‫شرمنده قربان

706
00:35:15,610 --> 00:35:16,820
‫خلاصه که همون

707
00:35:16,820 --> 00:35:23,640
‫اگه چنگال‌های شیطانیش به اون نقشه برسه،
‫حتی با فکر کردن بهش، ترس به جونم میفته

708
00:35:28,664 --> 00:35:48,664
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

