﻿1
00:00:05,000 --> 00:00:16,000
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

2
00:00:16,024 --> 00:00:23,024
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

3
00:00:34,240 --> 00:00:39,140
‫« سارقان زمان »
‫« فصل ۱، قسمت ۶ »

4
00:00:46,610 --> 00:00:48,670
‫وای نه

5
00:01:16,320 --> 00:01:18,030
‫کوین، مواظب باش!

6
00:01:18,120 --> 00:01:19,320
‫کوین، مواظب باش!

7
00:01:33,100 --> 00:01:34,210
‫این دیگه چی بود؟

8
00:01:34,210 --> 00:01:36,260
‫خیلی تاریک بود.
‫هیچ هوایی نداشت.

9
00:01:36,340 --> 00:01:37,870
‫عین یه کابوس بود

10
00:01:37,870 --> 00:01:39,290
‫تجربه‌ی ترسناکی بود

11
00:01:39,290 --> 00:01:41,680
‫ویجیت، این کار دوست‌دختر سابقت بود؟

12
00:01:41,760 --> 00:01:45,100
‫نه،‌ فیانا نمی‌تونه به معنی واقعی کلمه
‫خلأ بدون هوا درست کنه

13
00:01:45,180 --> 00:01:49,900
‫اما تو رابطه صد در صد می‌تونـه

14
00:01:49,980 --> 00:01:51,060
‫خب، حال همه خوبـه؟

15
00:01:51,150 --> 00:01:52,690
‫- آره، من خوبم
‫- خوبـه

16
00:01:52,770 --> 00:01:53,940
‫جودی کجاس؟

17
00:01:54,030 --> 00:01:55,280
‫- اوه
‫- چی؟

18
00:01:55,360 --> 00:01:56,280
‫کجاس؟

19
00:01:56,360 --> 00:01:57,280
‫جودی!

20
00:01:57,360 --> 00:01:58,320
‫جودی!

21
00:01:58,410 --> 00:01:59,240
‫- جودی!
‫- جودی!

22
00:01:59,820 --> 00:02:01,120
‫- جودی!
‫- جودی!

23
00:02:01,200 --> 00:02:02,240
‫کجاس؟

24
00:02:02,330 --> 00:02:05,410
‫- جودی!
‫- وای نه،‌ بسته شده

25
00:02:05,500 --> 00:02:09,880
‫من دیدمش‌ها، ‌اما دیگه ندیدمش.
‫پنه‌لوپه، چی‌کار کنم؟

26
00:02:09,900 --> 00:02:11,590
‫- اشکالی نداره
‫- من بهش گفتم...

27
00:02:11,670 --> 00:02:14,130
‫بیتلیگ، یا به سمت پوچی کشیده شده...

28
00:02:14,210 --> 00:02:15,050
‫چی؟

29
00:02:15,130 --> 00:02:17,300
‫...یا شاید هم یه جایی همینجاهاس

30
00:02:17,380 --> 00:02:20,640
‫آره.
‫باشه.

31
00:02:21,550 --> 00:02:23,350
‫فکر نکنم اینجا باشه

32
00:02:24,100 --> 00:02:25,100
‫پس در این صورت...

33
00:02:25,850 --> 00:02:28,350
‫چی؟
‫یه سارق دیگه تحت نظارت من گم شده؟

34
00:02:28,440 --> 00:02:30,060
‫نمیشه برگردیم تا پیداش کنیم؟

35
00:02:30,150 --> 00:02:31,770
‫نمی‌دونم اون چیـه

36
00:02:31,860 --> 00:02:34,675
‫تاحالا ندیدمش.
‫نقشه هم هیچ‌ اشاره‌ای بهش نداره.

37
00:02:34,675 --> 00:02:37,300
‫تاحالا نشنیده بودم
‫همچین اتفاقی افتاده باشه

38
00:02:37,300 --> 00:02:38,680
‫آره

39
00:02:46,580 --> 00:02:47,960
‫خیلی‌خب،
‫اینجا کجاس؟

40
00:02:48,040 --> 00:02:52,130
‫اگه محاسباتم درست باشن،
‫وین مرکزی، سال ۱۸۹۷

41
00:02:54,290 --> 00:02:56,130
‫- نه، درست نیستن
‫- آره، درست نیستن

42
00:02:56,210 --> 00:02:57,130
‫وسط بیابونیم

43
00:02:57,210 --> 00:03:03,140
‫آره، واقعاً وسط بیابونیم و یعنی
‫نمی‌تونیم منتظر بمونیم، چون می‌میریم

44
00:03:03,220 --> 00:03:06,680
‫اما اطمینان دارم که جودی پیدامون می‌کنـه

45
00:03:07,560 --> 00:03:08,680
‫باید راه بیفتیم

46
00:03:09,640 --> 00:03:10,640
‫گُل گفتی

47
00:03:21,860 --> 00:03:24,490
‫- کوین
‫- باشه، اومدم

48
00:03:25,240 --> 00:03:26,700
‫ای بیابان

49
00:03:27,240 --> 00:03:29,330
‫بی‌امان و بی‌رحم

50
00:03:29,770 --> 00:03:32,300
‫تا چندین کیلومتری اطراف
‫هیچ موجود زنده‌ای نیست

51
00:03:32,300 --> 00:03:33,609
‫اونا چطور؟

52
00:03:34,380 --> 00:03:35,380
‫وای

53
00:03:35,460 --> 00:03:36,630
‫به‌جز اونا

54
00:03:39,010 --> 00:03:40,470
‫- اوه
‫- بریم

55
00:03:43,740 --> 00:03:48,580
‫« آفریقای جنوبی »
‫« ۱۳۲۴ میلادی »

56
00:03:48,680 --> 00:03:50,140
‫آره، کار درستی به‌نظر میاد

57
00:03:52,090 --> 00:03:53,090
‫گرماش رو حس کنین

58
00:03:53,090 --> 00:03:56,570
‫بجنبین بچه‌ها.
‫اینجا حرف نداره. بریم.

59
00:04:08,540 --> 00:04:09,540
‫وای، جودی...

60
00:04:10,450 --> 00:04:15,250
‫بیتلیگ، تحقیق کن ببین اینا کی‌ان و
‫و چی‌کار می‌کنن و چیزای دیگه

61
00:04:15,830 --> 00:04:18,300
‫شماها کی هستین؟
‫چی‌کار می‌کنین و چیزای دیگه

62
00:04:18,380 --> 00:04:20,760
‫شماها کی هستین؟
‫چی‌کار می‌کنین و چیزای دیگه

63
00:04:21,920 --> 00:04:25,390
‫شماها کی هستین؟
‫چی‌کار می‌کنین و چیزای دیگه

64
00:04:25,930 --> 00:04:28,370
‫این سفر حج مانسا موسی هست

65
00:04:31,810 --> 00:04:34,100
‫این سفر حج مانسا موسی هست

66
00:04:34,190 --> 00:04:36,060
‫عالیـه.
‫حج چیـه و اون یارو هم کیـه؟

67
00:04:36,150 --> 00:04:38,070
‫اوه، نمی‌دونم

68
00:04:38,150 --> 00:04:39,270
‫مانسا موسی؟

69
00:04:39,860 --> 00:04:40,780
 تو کتابم هست

70
00:04:40,860 --> 00:04:43,650
‫اون توی قرون وسطی
‫پادشاه مالی بوده

71
00:04:43,740 --> 00:04:47,740
‫«در قرن چهاردهم، امپراتوری مالیِ
‫تحت فرمانروایی مانسا موسی

72
00:04:47,820 --> 00:04:50,450
‫به اوج قلمروی خود رسید

73
00:04:50,540 --> 00:04:53,710
‫او با ۶۰‌هزار نفر
‫ از جمله همسران بسیار زیادش

74
00:04:53,710 --> 00:04:57,400
‫ راهی سفر حجـش به مکه شد و
‫مقداری زیادی طلا با خودش برد

75
00:04:57,400 --> 00:05:02,090
‫ثروت تخمینی‌اش او را
‫ثروتمندترین فرد تمام دوران برآورد می‌کند

76
00:05:02,090 --> 00:05:05,680
‫خیلی‌خب، این همون لحظه‌ایـه که
‫منتظرش بودیم

77
00:05:05,680 --> 00:05:08,537
‫ثروتمندترین فرد تاریخ با
‫بزرگ‌ترین دزد تاریخ ملاقات می‌کنـه

78
00:05:08,540 --> 00:05:10,310
‫اینجاس؟
‫بریم یکم مشاوره بگیریم

79
00:05:10,310 --> 00:05:11,180
‫نه،‌ خودم رو گفتم

80
00:05:11,270 --> 00:05:12,100
‫آها، بله

81
00:05:12,180 --> 00:05:16,770
‫قراره که حماسی‌ترین دزدیِ
‫ تمام دوران رو مرتکب بشیم

82
00:05:16,850 --> 00:05:17,690
‫- آره
‫- اوه

83
00:05:17,770 --> 00:05:19,480
‫من هم یه نقشه‌ی بی‌نقص دارم

84
00:05:19,480 --> 00:05:20,900
‫خیلی‌خب،
‫گوش کنین

85
00:05:21,120 --> 00:05:23,840
‫همزمان که ویجیت
‫کارآمدترین مسیر

86
00:05:23,840 --> 00:05:26,720
‫تا نزدیک‌ترین پورتال رو برای فرارمون
‫ حساب می‌کنـه...

87
00:05:33,000 --> 00:05:35,710
‫بیتلیگ کنار خیمه‌ی گنج مانسا قایم میشه،

88
00:05:35,710 --> 00:05:39,230
‫وضعیت رو بالا بررسی می‌کنه و
‫تموم خطرات رو ارزیابی می‌کنه

89
00:05:52,470 --> 00:05:56,230
‫وقتی بهمون علامت داد،
‫آلتو، استاد تغییر چهره‌مون...

90
00:05:56,310 --> 00:05:58,270
‫- به‌عنوان یه شتر ظاهر میشه
‫- نه، نه

91
00:05:58,270 --> 00:05:59,810
‫می‌تونـه چالش‌برانگیز باشه

92
00:05:59,810 --> 00:06:01,882
‫اما فکر کنم بشه با یه حالت فیزیکی
‫کار رو در آورد

93
00:06:01,882 --> 00:06:03,232
‫نه،‌ آلتو.
‫نه.

94
00:06:03,320 --> 00:06:06,530
‫تو لباس فرم نگهبان‌های مانسا رو می‌پوشی

95
00:06:06,610 --> 00:06:09,680
‫به نگهبان نزدیک میشی و
‫بهش میگی که اومدی تا جاش وایسی

96
00:06:09,680 --> 00:06:11,530
‫بعد هم اون سوار شتر میشه و
‫ میره

97
00:06:11,530 --> 00:06:12,870
‫نه، نه

98
00:06:12,870 --> 00:06:14,980
‫وقتی نگهبان از سر راه‌مون کنار رفت،

99
00:06:15,080 --> 00:06:17,960
‫تنها کاری که می‌مونـه اینه که
‫مانسا موسی رو بخوابونیم

100
00:06:18,040 --> 00:06:20,630
‫اینجاس که کوین وارد میشه

101
00:06:20,710 --> 00:06:23,170
‫اوه، چون خیلی حوصله‌سربرم

102
00:06:23,250 --> 00:06:24,210
‫دقیقاً

103
00:06:25,050 --> 00:06:30,260
‫ور، ور، ور،
‫ور، ور، تاریخ

104
00:06:30,340 --> 00:06:32,350
‫ور، ور، ور، دانستنی‌ها

105
00:06:32,430 --> 00:06:35,470
‫ور، ور، ور، استون‌هنج

106
00:06:35,560 --> 00:06:38,460
‫ور، ور، ور، مصر باستان

107
00:06:38,600 --> 00:06:40,690
‫و در آخر من طلاها رو

108
00:06:40,770 --> 00:06:43,020
‫جلوی چشمای مانسا می‌دزدم

109
00:07:02,080 --> 00:07:03,540
‫- یه لحظه صبر کن
‫- بله؟

110
00:07:03,630 --> 00:07:05,800
‫بهم گفتی که قراره من رو ببری خونه

111
00:07:05,880 --> 00:07:09,470
‫به‌جاش کاملاً یهویی،
‫رسیدیم به ثروتمندترین مرد تاریخ

112
00:07:09,550 --> 00:07:11,510
‫- اتفاقی شد. کاملاً اتفاقی
‫- آره

113
00:07:11,590 --> 00:07:12,850
‫آره.
‫اتفاقی.

114
00:07:12,930 --> 00:07:14,350
‫خب این خیلی مشکوکـه

115
00:07:14,960 --> 00:07:18,040
‫به‌نظرم ویجیت می‌دونـه
‫چطوری با نقشه راه رو پیدا کنـه

116
00:07:18,040 --> 00:07:19,560
‫چطور جرات می‌کنی؟
‫ناراحتم کردی

117
00:07:19,560 --> 00:07:21,190
‫یعنی میگی که...
‫اوه...

118
00:07:22,350 --> 00:07:24,130
‫ببخشید، گفتی که «می‌دونـه چطوری...»

119
00:07:24,130 --> 00:07:26,070
‫عادت کرده بودم بقیه برعکسش رو بگن

120
00:07:26,070 --> 00:07:27,680
‫درستـه،
‫چون تو نقشه‌خون نیستی

121
00:07:27,680 --> 00:07:29,240
‫راست میگه

122
00:07:29,260 --> 00:07:30,260
‫- چی؟
‫- هنوز جای کار داری

123
00:07:30,260 --> 00:07:32,240
‫هیچوقت قرار نیست مامان‌بابام رو نجات بدم

124
00:07:32,240 --> 00:07:37,080
‫کوین، ما باید در مسیر هدف‌مون قدم برداریم.
‫ما سارقیم. کارمون همینـه.

125
00:07:37,080 --> 00:07:39,000
‫خب بچه‌ها،
‫ساعت‌هاتون رو هماهنگ کنین

126
00:07:39,000 --> 00:07:39,830
‫ساعت نداریم

127
00:07:39,910 --> 00:07:41,750
‫آره.
‫نکته‌ی خوبی بود.

128
00:07:41,750 --> 00:07:44,540
‫باید بریم یه زمانی که ساعت داشته باشه و
‫بدزدیم‌شون

129
00:07:44,540 --> 00:07:45,750
‫همم

130
00:07:45,840 --> 00:07:47,380
‫بریم سراغ طلاها

131
00:07:47,460 --> 00:07:50,510
‫من احتمالاً به اندازه‌ی کافی
‫برای همه ساعت دارم

132
00:07:51,470 --> 00:07:54,600
‫خیلی‌خب. باید نزدیک‌ترین پورتال رو
‫ پیدا کنم. کاری نداره.

133
00:07:55,240 --> 00:07:57,140
‫نزدیک‌ترین پورتال رو پیدا کنم

134
00:07:57,140 --> 00:07:58,020
‫میون‌بُر

135
00:07:58,850 --> 00:08:01,480
‫اون‌وقت میگن من نقشه‌خون نیستم

136
00:08:06,060 --> 00:08:09,690
‫چشم و چراغ زندگانیم،
‫بهت خوش می‌گذره؟

137
00:08:10,900 --> 00:08:13,200
‫«بریم حج، ایناری.

138
00:08:13,280 --> 00:08:15,740
‫خیلی خوش می‌گذره ایناری.

139
00:08:15,820 --> 00:08:17,450
‫فقط خودمونیم، ایناری»

140
00:08:18,410 --> 00:08:21,100
‫به همراه ۶۰ هزارتا از رفیقات و
‫بقیه‌ی زنات

141
00:08:21,660 --> 00:08:23,920
‫خیلی کثیف شدم.
‫باید حموم کنم.

142
00:08:24,000 --> 00:08:27,210
‫باشه، اون‌وقت چطوری وسط بیابون
‫برای تو حموم پیدا کنیم؟

143
00:08:27,290 --> 00:08:29,670
‫عشق شماره‌ی یک من

144
00:08:29,760 --> 00:08:30,760
‫شماره ۹۱

145
00:08:30,840 --> 00:08:31,970
‫برای من که شماره‌ی یکی

146
00:08:33,470 --> 00:08:36,600
‫هی.
‫بهت می‌خوره گنده و قوی باشی.

147
00:08:36,680 --> 00:08:39,310
‫من رو میگی؟
‫مگه من رو می‌بینی؟

148
00:08:39,410 --> 00:08:40,660
‫معلومـه که می‌بینم

149
00:08:40,660 --> 00:08:42,790
‫یه مرد گنده و موطلایی
‫وسط بیابونی

150
00:08:44,100 --> 00:08:46,130
‫- یه ماموریت برات دارم
‫- نمی‌تونم

151
00:08:46,130 --> 00:08:47,150
‫باید دزدی کنم

152
00:08:47,230 --> 00:08:49,520
‫- باید چی‌کار کنی؟
‫- اوه، هیچی

153
00:08:49,520 --> 00:08:50,660
‫بیا دنبالم

154
00:08:52,150 --> 00:08:53,200
‫بجنب دیگه

155
00:08:55,700 --> 00:08:56,740
‫درود

156
00:09:01,040 --> 00:09:03,120
‫تو از نگهبانی معافی دوست من

157
00:09:03,230 --> 00:09:04,920
‫اما من تازه کارم رو شروع کردم

158
00:09:04,920 --> 00:09:08,090
‫نه، نه، نه.
‫تو ساعت‌هاست که اینجایی دوست قدیمی من.

159
00:09:08,170 --> 00:09:10,540
‫داریم پیر میشیم، نه؟
‫همه‌چی رو فراموش می‌کنیم.

160
00:09:10,540 --> 00:09:12,710
‫حتماً همینطوره
‫چون تو رو یادم نمیاد

161
00:09:12,980 --> 00:09:13,840
‫تو کی هستی؟

162
00:09:13,880 --> 00:09:15,430
‫من دوست ابدی تو ام

163
00:09:15,510 --> 00:09:18,640
‫اومدم شیفتت رو تحویل بگیرم.
‫لباسم رو نگاه.

164
00:09:18,720 --> 00:09:22,180
‫نه، نه، نه.
‫تو کی هستی؟

165
00:09:22,720 --> 00:09:24,430
‫من...

166
00:09:25,390 --> 00:09:27,310
‫من...

167
00:09:29,190 --> 00:09:30,190
‫من شترم

168
00:09:39,620 --> 00:09:41,990
‫بیتلیگ علامت نداد

169
00:09:42,080 --> 00:09:43,950
‫فکر نکنم بتونی از پسش بر بیای

170
00:09:44,040 --> 00:09:44,910
‫جدی؟

171
00:09:45,000 --> 00:09:47,460
‫فقط ببین که چطوری
‫ با مخفی‌کاری‌هام دزدی می‌کنم

172
00:09:47,540 --> 00:09:49,590
‫برو.
‫«توفان آتش» در حالت آماده باش.

173
00:09:51,880 --> 00:09:54,460
‫غلت نامرئی

174
00:09:55,260 --> 00:09:58,470
‫ایول، رسیدم به...
‫اوه، تو آلتو نیستی

175
00:09:59,220 --> 00:10:00,300
‫نخیر

176
00:10:01,260 --> 00:10:03,390
‫خیلی‌خب

177
00:10:04,300 --> 00:10:04,850
‫باشه

178
00:10:04,930 --> 00:10:07,350
‫ویجیت؟
‫ویجیت کجاس؟

179
00:10:08,880 --> 00:10:12,190
‫میگن نقشه‌خون نیستم؟
‫من یه نقشه‌خون ماهرم

180
00:10:12,190 --> 00:10:15,110
‫فوق‌العادم. احتمالاً جزو بهترین‌هام.
‫بهترین جهان.

181
00:10:16,280 --> 00:10:19,360
‫اینجا کجاس؟

182
00:10:24,540 --> 00:10:25,540
‫پنه‌لوپه!

183
00:10:26,870 --> 00:10:28,710
‫بیتلیگ!

184
00:10:28,790 --> 00:10:31,790
‫آلتو! کِـ-کنین.
‫کِـ-کرمیت.

185
00:10:31,880 --> 00:10:33,000
‫کوین

186
00:10:33,090 --> 00:10:34,090
‫جودی!

187
00:10:35,920 --> 00:10:37,550
‫چطوری ۶۰ هزارنفر رو گم کردم

188
00:10:39,040 --> 00:10:41,680
‫مصالح بهتر از شِن برای این کار نیست، فاربا؟

189
00:10:41,680 --> 00:10:43,997
‫نه.
‫بِکَن.

190
00:10:48,440 --> 00:10:51,310
‫مانسا موسی،
‫یه گروه از این افراد عجیب

191
00:10:51,310 --> 00:10:53,340
‫وسط کاروان‌مون پیدا کردیم

192
00:10:54,530 --> 00:10:57,110
‫اون داشت ادای یه شتر رو در میورد

193
00:10:57,110 --> 00:10:58,240
‫چی؟

194
00:10:58,845 --> 00:11:00,610
‫این یکی هم داشت ازمون دزدی می‌کرد

195
00:11:00,610 --> 00:11:01,660
‫سارقن؟

196
00:11:01,740 --> 00:11:03,870
‫مانسا می‌خواد بدونه که
‫این‌ها سارقن یا نه

197
00:11:03,950 --> 00:11:06,620
‫نه. سارق نیستن.
‫آخه نگاه‌شون کن.

198
00:11:06,700 --> 00:11:11,630
‫خب... اگه بعضی‌ها به دستورات عمل می‌کردن
‫می‌تونستیم سارق باشیم

199
00:11:11,710 --> 00:11:14,590
‫البته می‌خواست یه کیسه از
‫ آتش‌زن‌های فوری رو بدزده

200
00:11:14,670 --> 00:11:15,960
‫- چی؟
‫- چی؟

201
00:11:16,050 --> 00:11:17,840
‫یه کیسه از سرگین شتر

202
00:11:19,170 --> 00:11:20,550
‫بیخیال بابا

203
00:11:20,630 --> 00:11:24,010
‫پس سارق نیستن.
‫پس یعنی می‌خوان فقط شب رو گرم بمونن؟

204
00:11:24,100 --> 00:11:28,140
‫مانسا میگـه که اونا
‫یه مشت‌ بدبخت‌بیچاره‌ن که دنبال آسایشن

205
00:11:28,140 --> 00:11:29,751
‫«یه مشت احمق فقیر و ناراحت
‫که سردشونـه»

206
00:11:29,751 --> 00:11:31,020
‫باشه اما همچین چیزی نگفت

207
00:11:31,020 --> 00:11:33,000
‫به‌خاطر زحمات‌شون
‫یه‌چیزی بهشون بدین

208
00:11:33,000 --> 00:11:35,050
‫- نه، نه
‫- بهشون طلا اعطا کنین

209
00:11:35,070 --> 00:11:36,570
‫- اگه خودتون اصرار دارین
‫- چی؟

210
00:11:36,570 --> 00:11:37,650
‫بیاین طلا بردارین

211
00:11:37,730 --> 00:11:38,900
‫- خدایا
‫- خدایا

212
00:11:38,990 --> 00:11:39,820
‫ممنون

213
00:11:39,900 --> 00:11:40,900
‫نگاه کن

214
00:11:41,010 --> 00:11:44,680
‫مانسا موسی واقعاً به همون اندازه‌ای که
‫میگن، حکیم و دست‌ودل‌بازه

215
00:11:44,680 --> 00:11:45,680
‫باعث افتخاره

216
00:11:45,740 --> 00:11:48,790
‫باورم نمیشه که تونستیم
‫ثروتمندترین فرد تاریخ رو ببینیم

217
00:11:48,870 --> 00:11:51,710
‫هی. چی گفتی؟
‫پسره چی گفت؟

218
00:11:52,960 --> 00:11:56,670
‫مانسا مایله تا پسر جوان
‫حرفی که زد رو کلمه به کمله تکرار کنه

219
00:11:56,750 --> 00:11:58,550
‫نه، مطمئین باشین اصلاً جالب نبود

220
00:11:58,630 --> 00:12:01,340
‫نه، نه، نه.
‫حرفاش درمورد ثروتمندترین و اینا.

221
00:12:01,430 --> 00:12:05,430
‫بعضی‌ها میگن که شما حتی از
‫جف بزوس آمازون هم ثروتمندترین

222
00:12:05,510 --> 00:12:09,020
‫ثروتمندتر از جف بزوس کبیر آمازون.
‫اون کیـه؟

223
00:12:09,100 --> 00:12:13,060
‫مانسا از جف بزوس کبیر آمازون هم ثروتمندتره

224
00:12:17,820 --> 00:12:19,940
‫و ما هیچ اطلاعی نداریم که
‫اون کیـه

225
00:12:20,030 --> 00:12:23,280
‫پس تو دقیقاً‌ همون حرفا رو می‌زنی،
‫فقط تجملاتی‌تر، درستـه؟

226
00:12:23,280 --> 00:12:26,410
‫ایشون بالا کویاته هستن،
‫گریوی من

227
00:12:26,490 --> 00:12:27,950
‫من بالا کویاته هستم

228
00:12:28,040 --> 00:12:31,960
‫سخنور، معلم، مشاور و
‫از همه مهم‌تر، تاریخ‌دان

229
00:12:32,040 --> 00:12:35,880
‫وای.
‫خود من هم یه تاریخ‌دان تازه‌کارم.

230
00:12:35,960 --> 00:12:37,170
‫اوه

231
00:12:37,250 --> 00:12:39,130
‫اسمت چیـه و
‫اهل کجایی پسرجان؟

232
00:12:39,210 --> 00:12:40,590
‫اسم و مکان تولد

233
00:12:40,670 --> 00:12:43,260
‫من کوینم و
‫اهل انگلستانم

234
00:12:44,220 --> 00:12:46,140
‫انگلستان؟
‫همونجا که طاعون داره؟

235
00:12:46,220 --> 00:12:49,470
‫اونجا اصلاً امن هست؟
‫شنیدم اصلاً خودتون رو نمی‌شورین

236
00:12:49,560 --> 00:12:52,560
‫مانسا میگـه که شنیده که انگلستان
‫جای قشنگیـه

237
00:12:53,060 --> 00:12:55,590
‫من خودم رو می‌شورم.
‫مامانم مجبورم می‌کنـه.

238
00:12:55,850 --> 00:12:56,690
‫مجبورم می‌کرد

239
00:12:56,770 --> 00:13:00,190
‫شنیدم که شما توی انگلستان
‫گوشت گاوتون رو می‌جوشونین

240
00:13:00,280 --> 00:13:02,780
‫و بدون ادویه می‌خورینش

241
00:13:02,860 --> 00:13:03,740
‫درستـه

242
00:13:04,320 --> 00:13:06,450
‫اَیی.
‫چقدر عقب‌مانده.

243
00:13:06,450 --> 00:13:07,950
‫چقدر عقب‌مانده.
‫توهین نباشه.

244
00:13:07,950 --> 00:13:10,540
‫قصد توهین ندارم اما اَیی

245
00:13:10,540 --> 00:13:12,750
‫- اَیی. مانسا میگه که «اَیی»
‫- اَیی

246
00:13:12,830 --> 00:13:14,120
‫اَیی

247
00:13:14,210 --> 00:13:16,670
‫نه، نه، نه.
‫چیزی نیست بالا.

248
00:13:16,670 --> 00:13:18,900
‫فقط جلوی غریبه‌ها باید حرفم رو تکرار کنی

249
00:13:18,900 --> 00:13:20,780
‫نه جلوی دوستان

250
00:13:20,960 --> 00:13:22,340
‫یعنی من دوست شمام؟

251
00:13:22,420 --> 00:13:24,630
‫معلومه، کِل...
‫کوین

252
00:13:25,220 --> 00:13:30,260
‫فردا، باهامون میای تا با همدیگه
‫سلطان قاهره رو ملاقات کنیم؟

253
00:13:30,850 --> 00:13:32,180
‫آره!

254
00:13:32,890 --> 00:13:35,850
‫- آره. گفت آره. گفت آره
‫- آره. آره

255
00:13:35,940 --> 00:13:38,860
‫- گفت آره. گفت آره
‫- خوبـه. خوبـه. دل تو دلم نیست

256
00:13:38,940 --> 00:13:40,020
‫قبل از رفتن‌مون هم

257
00:13:40,110 --> 00:13:44,150
‫باید کلی داستان جذاب دیگه
‫برای تمام کاروان تعریف کنی

258
00:13:44,240 --> 00:13:47,030
‫- اوه، خوب به چیزی که گفتین فکر کنین
‫- همه‌مون قصه بلدیم

259
00:13:47,110 --> 00:13:48,820
‫نه تو...
‫تو باید ساکت باشی

260
00:13:48,820 --> 00:13:50,430
‫- به اونا طلاهاشون رو دادی؟
‫- بله

261
00:13:50,433 --> 00:13:52,140
‫از اینجا ببرشون،
‫از اینجا ببرشون

262
00:13:52,140 --> 00:13:53,730
‫- به طلاهاشون رسیدن
‫- راه بیفتین

263
00:13:53,730 --> 00:13:56,730
‫اسمت هم خیلی جالبـه.
‫چطوری تلفظش می‌کنی؟

264
00:13:56,750 --> 00:13:58,130
‫- یه بار دیگه بگو
‫- کوین

265
00:13:58,210 --> 00:13:59,670
‫کِـ... کِـ...

266
00:13:59,750 --> 00:14:02,460
‫- کوین
‫- کِـ-فین. کِـ-فین

267
00:14:02,550 --> 00:14:04,300
‫اینطوری، کِو-ین

268
00:14:04,880 --> 00:14:05,880
‫فکر کنم یاد گرفتم

269
00:14:06,970 --> 00:14:07,840
‫کلوین

270
00:14:07,930 --> 00:14:09,720
‫کِو-ین

271
00:14:09,800 --> 00:14:11,640
‫یاد می‌گیریم،
‫نگران نباش

272
00:14:12,410 --> 00:14:18,060
‫امشب، جدیدترین شایعات اطراف کاروان رو
‫بدون کم و کاستی براتون تعریف می‌کنیم

273
00:14:18,060 --> 00:14:20,690
‫ابراهیم، خبر داریم
‫ چه نقشه‌ای تو کَلَت داشتی

274
00:14:21,270 --> 00:14:25,740
‫اما اول از همه،‌ ما یه مهمان ویژه داریم=
‫که از راه دور بینگلی انگلستان اومده

275
00:14:26,740 --> 00:14:30,100
‫نه، نه. تمیزه.
‫مطمئن باشین. مثل ما خودش رو می‌شوره.

276
00:14:30,320 --> 00:14:32,830
‫- آره. اسمش کوینـه!
‫- آره!

277
00:14:34,580 --> 00:14:35,700
‫اول من؟

278
00:14:35,790 --> 00:14:36,790
‫آره.
‫آره، معلومـه.

279
00:14:36,870 --> 00:14:39,670
‫دفعه اولـه که توی کاری
‫نفر اول انتخاب میشم

280
00:14:45,550 --> 00:14:48,180
‫سعی می‌کنم قافیه‌دار تعریف کنم.
‫طبق رسم و سوم.

281
00:14:48,260 --> 00:14:49,800
‫باشه، خوبـه

282
00:14:51,410 --> 00:14:54,920
‫از سپیده دم تا به هنگام شب
‫از او تعریف و تجمید کنید

283
00:14:54,930 --> 00:14:58,230
‫چرا که مانسا از کل کشور دانمارک
ثروتمندتر است

284
00:15:01,420 --> 00:15:02,940
‫حال‌تون جا اومد وایکینگ‌ها؟

285
00:15:03,020 --> 00:15:06,780
‫با این‌حال مشهور بودن به ثروتمندی
‫می‌تواند مضر باشد

286
00:15:06,860 --> 00:15:12,430
‫طلاهایت به قدری مشهور خواهند شد ‫که
متجاوزان اروپایی را هم به خودش جذب می‌کنـد

287
00:15:13,830 --> 00:15:15,240
‫- وایسا ببینم. چی گفت؟
‫- هی، هی

288
00:15:15,240 --> 00:15:17,750
‫- هی... صبر کن ببینم
‫- خوش‌شون نیومد. خوش‌شون نیومد

289
00:15:18,440 --> 00:15:20,940
‫او از دانمارک ثروتمندتره

290
00:15:23,240 --> 00:15:25,460
‫تماشاچی‌ها رو عین موم گرفته تو مشتش

291
00:15:25,460 --> 00:15:26,510
‫خوش به حالش

292
00:15:26,510 --> 00:15:28,260
‫چت شده پنه‌لوپه؟
‫ما که به طلامون رسیدیم

293
00:15:28,260 --> 00:15:30,180
‫- آره اما ندزدیدیمش که
‫- اما بهش رسیدیم

294
00:15:30,180 --> 00:15:31,970
‫کادو بود، خب؟

295
00:15:32,050 --> 00:15:34,220
‫تموم سارق‌های خوب هم از دست دادم

296
00:15:35,310 --> 00:15:37,310
‫مشخصاً هم استاد دزدی نیستم

297
00:15:41,400 --> 00:15:42,940
‫- می‌خوای کیفم رو بدزدی؟
‫- آره

298
00:15:43,020 --> 00:15:44,440
‫- این طرفـه
‫- اوه

299
00:15:44,520 --> 00:15:46,470
‫دیدی؟
‫حتی این کار رو هم نمی‌تونم بکنم.

300
00:15:46,760 --> 00:15:48,970
‫دلیل بودنم چیـه؟

301
00:15:50,860 --> 00:15:51,950
‫جودی گم شده

302
00:15:53,070 --> 00:15:54,410
‫سوزان مُرده

303
00:15:55,830 --> 00:15:56,660
‫من گم شدم

304
00:15:57,490 --> 00:15:58,620
‫ممکنه بزودی هم بمیرم

305
00:16:00,330 --> 00:16:02,250
‫نقشه‌خون خیلی خوبی نیستم

306
00:16:15,470 --> 00:16:16,510
‫ستاره‌ها

307
00:16:17,560 --> 00:16:20,000
‫کلیدِ کار، ستاره‌ها و سیاره‌هان

308
00:16:22,310 --> 00:16:25,010
‫نقشه فقط بخشی از اطلاعات رو نگه می‌داره

309
00:16:25,060 --> 00:16:27,650
‫فواصل زمانی توی آسمون
‫رمزگذاری شدن

310
00:16:28,150 --> 00:16:30,030
‫وای!

311
00:16:36,070 --> 00:16:38,790
‫اون تروآس.
‫اون چینِ قرن نوزدهمـه.

312
00:16:38,870 --> 00:16:41,960
‫اون قرن بیستمـه.
‫اون هم قرن هشتمـه.

313
00:16:42,040 --> 00:16:44,080
‫پورتال‌ها با هم توی تناقض نیستن

314
00:16:44,170 --> 00:16:47,340
‫به‌خاطر تقارن بی‌همتای جهان اینطوری شدن

315
00:16:47,340 --> 00:16:49,550
‫نقشه تموم اطلاعات رو توی خودش نگه می‌داره

316
00:16:49,550 --> 00:16:53,010
‫که با ماهیت بی‌پایان هستی
‫ بهش دست پیدا کرده!

317
00:16:53,090 --> 00:16:56,600
‫ستاره‌ها که توی چندین صورت فلکی‌ان

318
00:16:56,680 --> 00:16:59,010
‫به نقاط مختلف زمان متصل میشن

319
00:17:00,120 --> 00:17:01,310
‫حلش کردم!

320
00:17:01,390 --> 00:17:03,980
‫خدای من!
‫ای خدا

321
00:17:04,340 --> 00:17:05,480
‫مداد می‌خوام

322
00:17:05,560 --> 00:17:07,520
‫مداد می‌خوام تا یادداشتش کنم

323
00:17:07,610 --> 00:17:10,570
‫بهم مداد بده.
‫مداد می‌خوام.

324
00:17:10,650 --> 00:17:13,650
‫و اینطوری بود که
‫از پادشاهی تبعید شدن

325
00:17:13,740 --> 00:17:16,610
‫و خانواده‌ی شاهزاده تحقیرشون کرد

326
00:17:17,220 --> 00:17:19,730
‫برای همین شاهزاده چندین کیلومتر

327
00:17:19,730 --> 00:17:24,750
‫در اقیانوس‌ها سفر کرد تا
‫در سرزمین شاهدخت، کنارش باشه

328
00:17:26,120 --> 00:17:29,710
‫چه حکایت زیبایی از آدم‌های مختلف
‫توی جاهای مختلفی که

329
00:17:29,800 --> 00:17:33,340
‫همدیگه رو پیدا کردن

330
00:17:33,420 --> 00:17:35,130
‫حرف نداره کوین

331
00:17:35,220 --> 00:17:39,050
‫امیدوارم که اوضاع برای مگان و هری
‫خوب پیش بره

332
00:17:39,140 --> 00:17:42,430
‫بگو ببینم، نظر بقیه‌ی زن‌های شاهزاده
‫درمورد مگان چیـه؟

333
00:17:42,520 --> 00:17:44,690
‫هری فقط یه زن داره...

334
00:17:44,770 --> 00:17:45,730
‫هان؟

335
00:17:45,810 --> 00:17:47,690
‫...و زنش دوتا شوهر داشته

336
00:17:47,770 --> 00:17:49,690
‫- دوتا؟
‫- وای

337
00:17:49,770 --> 00:17:51,150
‫جالب نیست؟

338
00:17:51,230 --> 00:17:55,400
‫کوین، تو جالب‌ترین کسی هستی که
‫تاحالا به چشم دیدم

339
00:17:55,490 --> 00:17:56,780
‫نه...
‫جدی میگی؟

340
00:17:56,860 --> 00:17:58,240
‫آره.
‫جدی میگم.

341
00:17:58,320 --> 00:18:00,120
‫خیلی‌ها...

342
00:18:00,200 --> 00:18:03,000
‫بعضی‌ از نزدیکانم  فکر می‌کنن که
‫آدم خسته‌کننده‌ای‌ام

343
00:18:03,080 --> 00:18:04,330
‫- چی؟
‫- چی؟

344
00:18:05,120 --> 00:18:06,580
‫- اصلاً
‫- اصلاً

345
00:18:06,670 --> 00:18:09,210
‫- کوین، تو خیلی خردمندی
‫- کوین

346
00:18:09,290 --> 00:18:10,380
‫خردمند

347
00:18:19,600 --> 00:18:22,640
‫نقشه کجاس؟
‫نقشه رو گم کردم...

348
00:18:23,820 --> 00:18:26,500
‫هیچی.
‫برو که رفتیم.

349
00:18:29,440 --> 00:18:30,940
‫لعنت بهش،
‫هنوز اینجام

350
00:18:32,150 --> 00:18:33,980
‫تف بهش.
‫خب دیگه.

351
00:18:34,570 --> 00:18:37,280
‫اوه

352
00:18:38,070 --> 00:18:40,070
‫اون چی بود قرار بود یادم باشه؟

353
00:18:40,870 --> 00:18:43,890
مغزت رو کار بنداز

354
00:18:47,410 --> 00:18:48,330
‫بیتلیگ

355
00:18:49,040 --> 00:18:50,040
‫بله فاربا؟

356
00:18:50,830 --> 00:18:52,500
‫میشه یه چیزی ازت بپرسم؟

357
00:18:52,500 --> 00:18:54,380
‫آره فاربا،
‫هرچی که می‌خوای

358
00:18:55,590 --> 00:18:58,840
‫ببین... یه کسی هست که
‫خیلی خیلی ازش خوشم میاد

359
00:18:58,930 --> 00:18:59,910
‫خب؟

360
00:18:59,910 --> 00:19:02,351
‫با همدیگه سفر می‌کنیم...
‫با همدیگه غذا می‌خوریم،

361
00:19:02,351 --> 00:19:07,021
‫اما جرات نمی‌کنم که
‫درمورد احساسم بهش بگم

362
00:19:07,100 --> 00:19:09,190
‫فاربا، من یه چیزی درمورد این قضیه می‌دونم

363
00:19:09,690 --> 00:19:14,650
‫من دوستی دارم که این دوستم
‫یه دوستی داره

364
00:19:15,360 --> 00:19:21,700
‫و اون هیچوقت به این دوستش
‫احساسش رو درمورد دوستش نگفت

365
00:19:21,780 --> 00:19:26,700
‫و حالا دوستم شاید دیگه هیچوقت نتونه
‫این دوست‌مون رو ببینه

366
00:19:27,870 --> 00:19:29,620
‫باید بهم قول بدی فاربا

367
00:19:30,210 --> 00:19:33,790
‫اشتباهی که دوست من کرد رو نکن

368
00:19:33,880 --> 00:19:38,740
‫این که به دوستش، حسی که
‫ درمورد این دوست‌مون داشت رو نگفت

369
00:19:38,840 --> 00:19:43,220
‫باید بهش بگی که
‫چه حسی درموردش داری، خب؟

370
00:19:43,300 --> 00:19:47,520
‫اگه نگی، تا آخر عمر پشیمون میشی فاربا

371
00:19:50,060 --> 00:19:51,270
‫حق با توئـه بیتلیگ

372
00:19:51,350 --> 00:19:53,230
‫- تصمیمم رو گرفتم
‫- جدی؟

373
00:19:53,310 --> 00:19:56,610
‫به ملکه ایناری میگم که
‫چقدر عاشقشم

374
00:19:58,220 --> 00:19:58,740
‫وای

375
00:19:58,820 --> 00:20:00,530
‫تو عاشق ملکه ایناری‌ای؟

376
00:20:00,610 --> 00:20:02,030
‫- آره
‫- زن مانسا موسی؟

377
00:20:02,570 --> 00:20:04,720
‫فاربا،
‫راستش خیلی مطمئن نیستم

378
00:20:04,724 --> 00:20:06,370
‫اما همونطوریـه که گفتی، بیتلیگ

379
00:20:06,370 --> 00:20:10,870
‫اگه عشقم رو بهش اعتراف نکنم
‫تا آخر عمرم پشیمون می‌مونم

380
00:20:10,960 --> 00:20:16,670
‫آره، اما اگه بدن سرت رو قطع کنن
 آخر عمرت همین نزدیکی‌هاست

381
00:20:16,750 --> 00:20:18,510
‫ای وای بیتلیگ،
‫تو چی‌کار کردی؟

382
00:20:20,130 --> 00:20:22,220
‫به قاهره خوش اومدی کوین

383
00:20:23,890 --> 00:20:27,310
‫به شهر تمامی‌ شهره‌ها خوش اومدی

384
00:20:27,390 --> 00:20:28,810
‫وای

385
00:20:33,400 --> 00:20:36,980
‫اینجا بازار معروف خان الخلیلیـه

386
00:20:37,650 --> 00:20:41,070
‫مانسا میگـه،
‫حراج، حراج، حراج

388
00:20:54,580 --> 00:20:57,090
‫- اونجا کوین
‫- مانسا میگه اونجا

389
00:21:02,740 --> 00:21:03,970
‫همین حالا دزدیدمش

390
00:21:03,970 --> 00:21:06,430
‫- اوه
‫- پولش رو ندادم

391
00:21:06,510 --> 00:21:07,800
‫می‌خوای بری دزدی؟

392
00:21:07,890 --> 00:21:10,310
‫- لازم نیست
‫- بیخیال، تو که عاشق دزدیدنی

393
00:21:10,390 --> 00:21:12,140
‫دیگه عاشق چیزی نیستم

394
00:21:12,230 --> 00:21:13,140
‫نیستم

395
00:21:13,230 --> 00:21:16,100
‫پس بقیه سارق‌ها چی میشن؟
‫آخه ما که نمی‌دونیم بیتلیگ کجاس

396
00:21:16,190 --> 00:21:18,480
‫خب شاید اون هم هدفش رو گم کرده

397
00:21:18,480 --> 00:21:20,780
‫جودی ممکنـه هرجایی باشه.
‫ویجیت هم گم شده.

398
00:21:20,780 --> 00:21:21,690
‫آره، درستـه

399
00:21:21,690 --> 00:21:24,200
‫البته نه که ویجیت از جودی یا
‫بیتلیگ مهم‌تر باشه

400
00:21:24,200 --> 00:21:25,240
‫اما نقشه دست اونـه

401
00:21:25,240 --> 00:21:27,890
‫و اگه پیداش نکنیم
‫تا ابد اینجا گیر میفتیم

402
00:21:27,890 --> 00:21:29,160
‫آره،
‫خب که چی؟

403
00:21:29,240 --> 00:21:30,990
‫- خب که چی؟
‫- آره

404
00:21:31,910 --> 00:21:34,920
‫آقای فقیر، دیگه فقیر نباش.
‫بیا یکم طلا بگیر.

405
00:21:34,920 --> 00:21:37,130
‫بفرمایین طلا، قربان.
‫انشالله که مشکلات‌تون رو کم کنـه.

406
00:21:37,130 --> 00:21:39,630
‫ممنون!
‫ممنون قربان. خدا خیرتون بده.

407
00:21:39,710 --> 00:21:41,460
‫اون کفش‌ها رو نگاه

408
00:21:47,470 --> 00:21:51,270
‫مانسا موسی، اعلی‌حضرت همایونی،
‫پادشاه مالی

409
00:21:51,850 --> 00:21:53,660
‫ملاقات باهاتون باعث افتخاره

410
00:21:53,660 --> 00:21:54,600
‫بله، سلام

411
00:21:54,690 --> 00:21:56,900
‫مانسا میگن که باعث افتخار ایشونـه

412
00:21:58,120 --> 00:22:01,860
‫باعث خرسندی سلطانـه که
‫توی قلعه ازتون پذیرانی کنـه

413
00:22:01,860 --> 00:22:03,570
‫ممنون اما نه، ممنون

414
00:22:03,570 --> 00:22:06,800
‫مانسا میگن که خیلی خوشحال میشن تا
‫سلطان رو ملاقات کنن

415
00:22:07,160 --> 00:22:09,160
‫راستش خودم صداشون رو می‌شنوم

416
00:22:09,160 --> 00:22:12,330
‫- باشه، بریم
‫- مانسا میگن که «باشه، بریم»

417
00:22:12,410 --> 00:22:13,330
‫عالیـه

418
00:22:15,440 --> 00:22:17,150
‫از سر راه برین کنار

419
00:22:21,150 --> 00:22:22,650
‫این رو برمی‌دارم

420
00:22:24,420 --> 00:22:25,470
‫واقعاً خوبـه

421
00:22:25,470 --> 00:22:26,430
‫ملکه ایناری

422
00:22:27,660 --> 00:22:30,390
‫حمامی که درخواست کرده بودین رو
‫براتون فراهم کردم

423
00:22:30,390 --> 00:22:33,220
‫حمام؟ لطف کردی.
‫کجاس؟

424
00:22:33,310 --> 00:22:34,730
‫توی بیابونـه

425
00:22:34,810 --> 00:22:37,480
‫پیاده یه نصف روز طول می‌کشـه
‫اما با شتر فقط دو ساعت

426
00:22:37,560 --> 00:22:42,230
‫خیلی‌خب، خیلی‌خب، ممنون
‫اما همینجا توی قاهره حمام می‌کنم

427
00:22:42,320 --> 00:22:46,650
‫- چرا؟
‫- کُلی صابون دارن

428
00:22:46,740 --> 00:22:48,360
‫هرطور مایلین

429
00:22:48,450 --> 00:22:52,020
‫موضوع دیگه‌ای هم هست که
‫می‌خواستم باهاتون در میون بذارم....

430
00:22:52,620 --> 00:22:53,740
‫من عاشق‌تونـم

431
00:22:56,120 --> 00:22:58,040
‫اوه.
‫چه قشنگ.

432
00:22:58,540 --> 00:23:03,300
‫اصلاً فکرش هم نکن
‫اما خیلی قشنگ بود

433
00:23:09,380 --> 00:23:10,510
‫اوه

434
00:23:11,430 --> 00:23:15,390
‫اینطوری بهش نگاه کن،
‫حداقل سرت رو قطع نکردن رفیق

435
00:23:15,470 --> 00:23:16,850
‫سرت سر جاشـه

436
00:23:16,930 --> 00:23:20,720
‫راست میگی.
‫ممنون که همیشه نیمه‌ی پر لیوان رو می‌بینی.

437
00:23:22,310 --> 00:23:23,150
‫هی

438
00:23:23,230 --> 00:23:27,190
‫به‌نظرت دوستت هیچوقت درمورد احساساتش
‫به اون شخص میگه؟

439
00:23:27,280 --> 00:23:28,150
‫نمی‌دونم

440
00:23:28,240 --> 00:23:32,240
‫نمی‌دونم که دوستم دیگه بتونـه
‫اون دوستش رو ببینـه

441
00:23:35,790 --> 00:23:38,330
‫کسی دلش حمام نمی‌خواد؟

442
00:23:39,330 --> 00:23:40,540
‫تا تبخیر نشده؟

443
00:23:41,880 --> 00:23:43,790
‫با شتر فقط دوساعت طول می‌کشـه

444
00:23:43,880 --> 00:23:46,590
‫دو ساعت واسه یه حمام چیزی نیست

445
00:23:46,670 --> 00:23:47,840
‫آب

446
00:23:48,800 --> 00:23:50,220
‫آب می‌خوام

447
00:23:51,130 --> 00:23:52,090
‫اوه

448
00:23:53,050 --> 00:23:55,930
‫چه سراب کوچول مچولویی

449
00:23:58,210 --> 00:24:00,210
‫عمراً اگه گول بخورم

450
00:24:00,310 --> 00:24:02,210
‫نمی‌خورمت

451
00:24:03,690 --> 00:24:04,820
‫اوه، رد پا هم که هست

452
00:24:09,844 --> 00:24:16,844


453
00:24:20,960 --> 00:24:22,620
‫پس میریم به دیدن سلطان

454
00:24:22,710 --> 00:24:23,830
‫آره، بریم

455
00:24:23,920 --> 00:24:27,090
‫ببخشید! ببخشید!
‫مانسای بزرگ.

456
00:24:27,170 --> 00:24:29,260
‫میشه چندلحظه کوین رو ازتون بگیرم؟

457
00:24:30,470 --> 00:24:33,430
‫آره اما فقط چند لحظه

458
00:24:33,430 --> 00:24:37,290
‫مانسا میگه که می‌تونی ببریش
‫اما زود برش گردون. دل‌مون براش تنگ میشه.

459
00:24:37,290 --> 00:24:38,390
‫بهش بگین «ممنون»

460
00:24:38,390 --> 00:24:40,430
‫من واسه تو کار نمی‌کنم

461
00:24:43,350 --> 00:24:45,050
‫کوین، کلی چیز هست که باید بهت بگم

462
00:24:45,050 --> 00:24:47,730
‫- عه تو اینجایی
‫- ببخشید

463
00:24:47,820 --> 00:24:48,900
‫چیشده؟

464
00:24:48,900 --> 00:24:50,860
‫پنه‌لوپه حالش خوب نیست و
‫نمی‌دونم چی‌کار کنم

465
00:24:50,860 --> 00:24:52,200
‫انگار هدفش رو گم کرده

466
00:24:52,200 --> 00:24:53,450
‫آدم به هدف نیاز داره

467
00:24:53,450 --> 00:24:56,380
‫مثل خودت که اون داستان‌های تاریخی خسته‌کننده
‫   رو تعریف می‌کنی. ببخشید، از دهنم پرید.

468
00:24:56,380 --> 00:24:57,280
‫خیلی بی‌ادبی

469
00:24:57,370 --> 00:24:59,830
‫فکر می‌کردم الان که به طلا رسیده
‫خوشحال میشه

470
00:24:59,910 --> 00:25:01,560
‫آره اما خودش ندزدیدتش...

471
00:25:09,090 --> 00:25:09,920
‫اوه

472
00:25:11,300 --> 00:25:12,630
‫چی می‌خوای؟

473
00:25:12,720 --> 00:25:15,640
‫اومدی تا حرفه‌ی شکست‌خورده‌م رو مخسره کنی؟

474
00:25:15,720 --> 00:25:18,060
‫نه، اومدم ببینم حالت چطوره

475
00:25:18,140 --> 00:25:19,560
‫سارق‌ها گفتن ناراحتی

476
00:25:19,640 --> 00:25:20,890
‫خب، درست میگن

477
00:25:20,970 --> 00:25:25,150
‫راستی نمی‌تونیم ببریمت خونه‌ت.
‫نقشه و چهار نفر رو گم کردیم.

478
00:25:25,940 --> 00:25:28,270
‫اوه، سه نفر

479
00:25:29,230 --> 00:25:32,360
‫اینقدر بهم طلا نده

480
00:25:35,570 --> 00:25:37,570
‫- اوضاع بی‌ریختـه
‫- واقعاً بی‌ریختـه

481
00:25:37,660 --> 00:25:38,870
‫حالا چی‌کار کنیم؟

482
00:25:38,950 --> 00:25:41,620
‫یه فکری دارم.
‫اما اول باید سلطان رو ببینم.

483
00:25:41,700 --> 00:25:43,910
‫همم

484
00:25:44,500 --> 00:25:45,870
‫فقط دونفرمون موندیم

485
00:25:45,960 --> 00:25:47,920
‫آره.
‫اونایی که از همه احمق‌ترن.

486
00:25:48,000 --> 00:25:49,960
‫آره، راست میگی

487
00:26:10,110 --> 00:26:10,980
‫خوش آمدید

488
00:26:11,690 --> 00:26:14,110
‫و حالا طبق سنت همیشگی

489
00:26:14,190 --> 00:26:18,660
‫مانسا موسی به نشانه‌ی احترام
‫در برابر سلطان زانو می‌زنن

490
00:26:20,120 --> 00:26:21,030
‫نمی‌زنم

491
00:26:21,120 --> 00:26:22,790
‫در حال حاضر ممکن نیست

492
00:26:23,450 --> 00:26:25,540
‫زانوهاشون مشکلی دارن؟

493
00:26:26,370 --> 00:26:30,170
‫من مانسا موسی هستم و
‫زانوهام خیلی هم سالمـن

494
00:26:30,710 --> 00:26:33,670
‫من زانو نمی‌زنم.
‫اونـه که باید زانو بزنـه.

495
00:26:34,170 --> 00:26:35,170
‫اول شما

496
00:26:36,430 --> 00:26:38,840
‫من زانو نمی‌زنم. اون باید بزنـه.
‫رئیس منم.

497
00:26:38,930 --> 00:26:40,430
‫- صد در صد
‫- اینجا کاخ منـه

498
00:26:40,510 --> 00:26:42,600
‫- هرچی شما بگین. بله
‫- بهش بگو

499
00:26:47,020 --> 00:26:49,560
‫مانسا حاضر میشن تا
 جلوی سلطان زانو بزنن؟

500
00:26:49,650 --> 00:26:52,320
‫بعدش هم سلطان جلوی مانسا زانو می‌زنن

501
00:26:52,400 --> 00:26:55,440
‫می‌خوای مانسا قبل از سلطان
‫جلوی سلطان زانو بزنـه؟

502
00:26:55,530 --> 00:26:57,150
‫مانسا جلوی سلطان زانو می‌زنـه

503
00:26:57,650 --> 00:27:00,370
‫سلطان هم بعد از مانسا
‫جلوی مانسا زانو می‌زنه

504
00:27:00,450 --> 00:27:02,120
‫مانسا جلوی سلطان زانو می‌زنه

505
00:27:02,120 --> 00:27:04,370
‫اما قبل از سلطان
‫جلوی سلطان زانو نمی‌زنـه؟

506
00:27:04,370 --> 00:27:06,750
‫نه، نه، به حرفایی که از
‫دهنم خارج میشه گوش کن

507
00:27:06,830 --> 00:27:09,370
‫- نه، به حرفایی که از دهنم...
‫- اینجا دربار منـه

508
00:27:10,380 --> 00:27:12,210
‫این‌ها هم یاقوت‌های منن

509
00:27:13,880 --> 00:27:15,630
‫این‌ها هم جنگجوهای منن

510
00:27:19,010 --> 00:27:19,840
‫خب؟

511
00:27:19,930 --> 00:27:23,390
‫بله، می‌بینم‌شون.
‫بله... یاقوت‌های زیبایی هم هستن.

512
00:27:23,470 --> 00:27:26,640
‫کلی از اونا داری و
‫سربازها هم به‌نظر سرسخت و قوی میان

513
00:27:26,730 --> 00:27:28,640
‫وای، نگاش کن

514
00:27:28,730 --> 00:27:33,070
‫با این حال، من اول زانو نمی‌زنم
‫چون من یه مانسا ام

515
00:27:33,650 --> 00:27:37,650
‫یعنی پادشاه،
‫که یعنی از سلطان‌ بالاتره

516
00:27:37,740 --> 00:27:39,280
‫ممکن نیست

517
00:27:39,360 --> 00:27:43,030
‫مانساها خارج از قلمروشون
‫قدرت کمتری دارن

518
00:27:43,120 --> 00:27:44,580
‫اینطوری نیست

519
00:27:44,660 --> 00:27:46,290
‫دقیقاً همینطوریـه

520
00:27:47,290 --> 00:27:48,620
‫بذار قوانین رو بررسی کنم

521
00:27:49,330 --> 00:27:50,370
‫اوه!

522
00:27:51,080 --> 00:27:53,040
‫- اینطوری نیست
‫- تو دستت که چیزی نبود

523
00:27:53,130 --> 00:27:55,460
‫می‌دونم چون همه قانون رو بلدن

524
00:27:55,550 --> 00:27:58,910
‫اینجا من قانون تعیین می‌کنم و
‫اگه چیز عوض نشه،

525
00:27:59,590 --> 00:28:02,850
‫اوضاع خیلی جدی میشه

526
00:28:26,240 --> 00:28:28,120
‫این کار رو نمی‌کنن!

527
00:28:28,200 --> 00:28:31,120
‫هرچقدر که خواستین تهدید کنین
‫اما این کار رو نمی‌کنن!

528
00:28:31,210 --> 00:28:33,380
‫- من زانو می‌زنم
‫- این کار رو می‌کنن!

529
00:28:36,040 --> 00:28:38,210
‫به احترام خداوند...

530
00:28:39,010 --> 00:28:41,340
‫و همزمان با شما

531
00:28:41,430 --> 00:28:43,510
‫می‌تونه همچین کاری کنه؟
‫اجازه داره؟

532
00:28:44,090 --> 00:28:45,850
‫به‌لحاظ قانونی گیرتون انداخت

533
00:28:46,890 --> 00:28:47,850
‫شرمنده

534
00:28:51,690 --> 00:28:52,690
‫خیلی‌خب

535
00:28:53,850 --> 00:28:56,110
‫همزمان زانو می‌زنیم،

536
00:28:56,940 --> 00:28:59,280
‫به احترام خداوند

537
00:28:59,360 --> 00:29:01,200
‫- خوبـه
‫- با همدیگه

538
00:29:01,280 --> 00:29:03,450
‫من هم همین رو گفتم.
‫همزمان یعنی با همدیگه.

539
00:29:03,554 --> 00:29:04,950
‫- کلکی تو کار نباشه
‫- کلکی تو کار نباشه

540
00:29:04,950 --> 00:29:06,700
‫وقت ندارم.
‫تا سه می‌شماریم.

541
00:29:06,780 --> 00:29:07,660
‫یک...

542
00:29:07,740 --> 00:29:08,790
‫دو...

543
00:29:08,870 --> 00:29:10,080
‫سه

544
00:29:15,000 --> 00:29:15,880
‫من میرم پایین‌‌تر

545
00:29:15,880 --> 00:29:18,440
‫- من هم می‌تونم برم پایین‌تر
‫- تو می‌تونی بمونی، من برم پایین‌تر

546
00:29:18,440 --> 00:29:19,610
‫نه، من هم میرم پایین‌تر

547
00:29:19,610 --> 00:29:21,110
‫نمی‌تونی از من پایین‌تر بری

548
00:29:21,110 --> 00:29:23,490
‫خب از زمین که پایین‌تر نمی‌تونی بری

549
00:29:30,220 --> 00:29:34,140
‫سلطان به احترام خداوند
‫تا ‌پایین‌ترین حد ممکن تعظیم کرد

550
00:29:35,480 --> 00:29:37,560
‫بله، بله،‌ بله.
‫طلا برای همه.

551
00:29:37,650 --> 00:29:40,340
‫و... و... یاقوت‌ هم برای بعضی‌هاتون

552
00:29:41,070 --> 00:29:43,490
‫خیلی باحال بود.
‫چطوری به ذهن‌تون رسید؟

553
00:29:43,570 --> 00:29:46,740
‫همیشه یه وجه اشتراک وجود داره کوین

554
00:29:46,820 --> 00:29:49,330
‫فقط باید منطقی باشی تا پیداش کنی

555
00:29:50,370 --> 00:29:52,330
‫هیچی ارزش خون و خون‌ریزی رو نداره

556
00:29:53,410 --> 00:29:57,710
‫کاش شما بابای من بودین و
‫۹۶ همسرتون، مامان‌هام بودن

557
00:30:00,090 --> 00:30:03,720
‫این حرفت بیشتر از تموم طلاهای جهان
‫برام ارزش داره

558
00:30:15,600 --> 00:30:20,110
‫مانسا موسی، دوست من،
‫پنه‌لوپه هدفش رو گم کرده

559
00:30:20,190 --> 00:30:21,730
‫اوه، این خیلی بده

560
00:30:22,360 --> 00:30:24,610
‫فکر می‌کنـه که هدفش اینـه که
‫یه دزد باشه

561
00:30:24,700 --> 00:30:26,200
‫پس خوبه

562
00:30:26,280 --> 00:30:27,660
‫ناراحت و سردرگمـه

563
00:30:27,740 --> 00:30:30,700
‫همیشه دلش می‌خواست که
‫یه دزدی درست‌حسابی انجام بده

564
00:30:30,780 --> 00:30:33,790
‫می‌تونین وانمود کنین که
‫چیزی رو ازتون دزدیده؟

565
00:30:33,870 --> 00:30:36,710
‫اینطوری این احساس بهش دست میده که
‫یه هدفی داره

566
00:30:36,790 --> 00:30:38,080
‫مثل کاری که با من کردین

567
00:30:40,420 --> 00:30:42,340
‫اونجاس.
‫همونجا.

568
00:30:42,420 --> 00:30:44,590
‫عصای مانسا موسی واقعاً قشنگـه

569
00:30:44,670 --> 00:30:47,630
‫آره واقعاً.
‫با ارزش‌ترین دارایی اونـه.

570
00:30:47,720 --> 00:30:49,510
‫اصلاً دلش نمی‌خواد کسی اون رو بدزده

571
00:30:49,600 --> 00:30:51,180
‫امکان نداره کسی بتونه بدزدتش

572
00:30:51,260 --> 00:30:53,560
‫کار  بزرگ‌ترین دزد دنیاس

573
00:30:53,640 --> 00:30:55,770
‫همم.
‫جالبـه.

574
00:30:56,580 --> 00:31:00,360
‫عرض جغرافیایی و
‫طولانی‌ترین طول جغرافیایی

575
00:31:00,440 --> 00:31:02,400
‫در اصل اونا...

576
00:31:02,480 --> 00:31:05,280
‫پنه‌لوپه!
‫من برگشتم

577
00:31:05,360 --> 00:31:06,990
‫پس اینجایی خنگول‌خان

578
00:31:07,070 --> 00:31:09,780
‫فکر می‌کردیم اینجا گیر افتادیم.
‫تو این دوران.

579
00:31:09,870 --> 00:31:15,790
‫من به این نتیجه رسیدم که بعضی‌ از ستاره‌ها
 با نظم خاصی به همدیگه متصلن

580
00:31:15,870 --> 00:31:17,830
‫فواصل سیاره‌ها و...

581
00:31:17,920 --> 00:31:21,170
‫خیلی‌خب ویجیت، خوشحالیم که برگشتی
‫اما وسط کاری هستیم

582
00:31:21,250 --> 00:31:22,090
‫شرمنده

583
00:31:22,170 --> 00:31:26,130
‫ویجیت، می‌خواستم بهت بگم که
‫تو ارزش زیادی برام داری

584
00:31:26,220 --> 00:31:29,590
‫و راستش فکر می‌کنم که
‫تو بهترین دوست منی

585
00:31:29,680 --> 00:31:31,550
‫- اوه
‫- فکر می‌کردم که برای همیشه رفتی

586
00:31:31,550 --> 00:31:34,246
‫- خیلی لطف داری اما من...
‫- سرمون شلوغـه. سرمون شلوغـه.

587
00:31:34,460 --> 00:31:35,748
‫اوه

588
00:31:35,748 --> 00:31:39,900
‫دوستات واقعاً قراره که
‫فریب این نقشه‌ی کاملاً تابلو رو بخورن و

589
00:31:39,980 --> 00:31:42,190
‫- عصام رو بدزدن؟
‫- بله

590
00:31:42,270 --> 00:31:44,980
‫اون‌وقت فکر می‌کنن که
‫استادای دزدی‌ان؟

591
00:31:45,007 --> 00:31:47,384
‫- بله
‫- بعد هم می‌گیریم‌شون و سرشون رو می‌بریم

592
00:31:47,384 --> 00:31:49,394
‫- نه
‫- نه، ما سر دزدها رو قطع می‌کنیم

593
00:31:49,394 --> 00:31:51,764
‫مانع موثریـه.
‫باعث میشه دیگه این کار رو نکنن.

594
00:31:51,764 --> 00:31:54,624
‫میشه لطفاً سرشون رو قطع نکنین؟

595
00:31:55,240 --> 00:31:56,830
‫هرچی تو بگی کوین

596
00:31:57,480 --> 00:31:58,520
‫اوه

597
00:31:59,580 --> 00:32:02,080
‫سرباز، اسب رو می‌زنـه

598
00:32:02,170 --> 00:32:03,500
‫حرکت خوبی بود کوین

599
00:32:03,590 --> 00:32:05,210
‫از بابام یاد گرفتم

600
00:32:05,210 --> 00:32:08,610
‫درواقع از کامپیوتر یاد گرفتم
‫اما بابام برنامه‌ش رو نصب کرد

601
00:32:09,880 --> 00:32:12,010
‫خیلی‌خب بچه‌ها

602
00:32:12,090 --> 00:32:13,760
‫کارتون رو بکنین

603
00:32:17,520 --> 00:32:20,730
‫این بازی واقعاً آدم رو درگیر می‌کنـه

604
00:32:20,810 --> 00:32:25,980
‫اگه یکی بیاد و عصای باارزشم رو بدزده
‫اصلاً متوجه نمیشم

605
00:32:27,800 --> 00:32:28,740
‫بذار ببینم

606
00:32:28,740 --> 00:32:30,590
‫این حرکت رو می‌زنم

607
00:32:33,070 --> 00:32:33,910
‫بذار ببینم

608
00:32:33,990 --> 00:32:34,830
‫همم

609
00:32:36,200 --> 00:32:38,870
‫فکر کنم این حرکت رو بزنم...

610
00:32:38,950 --> 00:32:41,120
‫مانسای کبیر،
‫ما دیگه داریم میریم

611
00:32:41,210 --> 00:32:43,380
‫اوه. بله.

612
00:32:43,460 --> 00:32:44,420
‫همم

613
00:32:44,920 --> 00:32:46,630
‫کوین، تو هم باهامون میای؟

614
00:32:47,500 --> 00:32:48,710
‫اوم...

615
00:32:52,470 --> 00:32:55,050
‫کوین، اگه بری خیلی ناراحت میشیم

616
00:32:56,180 --> 00:33:01,750
‫اگه دلت می‌خواد، می‌تونی باهامون بیای و
‫داستان‌های بیشتری رو برامون تعریف کنی

617
00:33:01,810 --> 00:33:05,560
‫جداً؟ وای...
‫تصمیم سختیـه

618
00:33:05,650 --> 00:33:10,400
‫کوین، پس اون کارت چی میشه؟
‫همون قضیه نجات دادنت...

619
00:33:11,490 --> 00:33:14,990
‫کوین، تو توی سفر دیگه‌ای بودی؟

620
00:33:15,070 --> 00:33:18,910
‫خب، داشتم تلاش می‌کردم تا
‫پدرمادرم رو نجات بدم

621
00:33:18,990 --> 00:33:20,410
‫پدرمادرت؟

622
00:33:22,790 --> 00:33:25,630
‫ما فکر می‌کردیم تو یه یتیم از
‫انگلستان فقیری

623
00:33:25,710 --> 00:33:27,130
‫یه‌جورایی هم هستم

624
00:33:27,210 --> 00:33:29,210
‫پدرمادرت توی دردسرن؟

625
00:33:29,300 --> 00:33:33,380
‫آره،‌ اما اصلاً نمی‌دونم که
‫می‌تونم نجات‌شون بدم یا نه

626
00:33:33,470 --> 00:33:35,050
‫اما شماها ازم قدردانی می‌کنین

627
00:33:35,140 --> 00:33:39,390
‫آره اما تو هم اینقدر قدران‌شونـی که
‫بخوای بهشون کمک کنی

628
00:33:39,470 --> 00:33:41,310
‫کوین، تو...
‫باید بری

629
00:33:41,890 --> 00:33:44,520
‫اما شماها خیلی باهام خوش‌رفتاری کردین

630
00:33:44,600 --> 00:33:47,150
‫شاید هدف من اینـه که
‫براتون قصه بگم

631
00:33:47,230 --> 00:33:50,650
‫نه، نه کوین.
‫قصه گفتن کار توئـه.

632
00:33:50,730 --> 00:33:53,490
‫هدفت نجات دادن پدرمادرتـه

633
00:33:58,030 --> 00:34:00,790
‫دلم برای قصه‌های تاریخیت تنگ میشه

634
00:34:02,440 --> 00:34:03,440
‫کوین...

635
00:34:03,960 --> 00:34:06,830
‫مانسا میگه که...

636
00:34:08,000 --> 00:34:10,130
‫باید بریم.
‫تو که نزدیدیش.

637
00:34:10,210 --> 00:34:11,510
‫اوه

638
00:34:11,590 --> 00:34:13,630
‫کوین، کوین.
‫این رو بگیر.

639
00:34:14,240 --> 00:34:15,550
‫ممنون

640
00:34:15,550 --> 00:34:18,800
‫وای،
‫چه قشنگن

641
00:34:18,890 --> 00:34:19,850
‫- ممنون
‫- اجازه هست؟

642
00:34:19,930 --> 00:34:22,500
‫لطفاً به مهره‌های شطرنجم دست نزن.
‫مال تو نیستن.

643
00:34:24,310 --> 00:34:25,810
‫هی، بجنبین!

644
00:34:25,890 --> 00:34:27,020
‫خیلی‌خب.
‫باید بریم.

645
00:34:27,100 --> 00:34:28,860
‫- اوه
‫- بهش دست نزن. بهش دست نزن

646
00:34:28,940 --> 00:34:30,980
‫- دیگه فرصتت رو از دست دادی
‫- نه، نمی‌خوام...

647
00:34:30,980 --> 00:34:32,280
‫کوین...
‫بیا بریم

648
00:34:36,740 --> 00:34:38,120
‫بریم کوین

649
00:34:38,200 --> 00:34:39,200
‫اوه

650
00:34:43,790 --> 00:34:46,120
‫خب واسه چی عصا رو ندزدیدی؟

651
00:34:46,210 --> 00:34:47,960
‫چون خوشحال بودم

652
00:34:48,040 --> 00:34:51,340
‫چون می‌دونستی که اگه می‌خواستی
‫می‌تونستی عصا رو بدزدی؟

653
00:34:51,420 --> 00:34:54,130
‫نه، چون می‌دونستم که همش زیر سر توئـه

654
00:34:54,210 --> 00:34:56,510
‫چی؟ من؟
‫نه بابا

655
00:34:57,800 --> 00:35:01,390
‫نه، خوشحال بودم که دوستی داشتم

656
00:35:01,470 --> 00:35:05,540
‫که حاضره همچین کاری برام بکنه تا
‫فقط احساس ارزشمند بودن داشته باشم

657
00:35:06,270 --> 00:35:10,400
‫و خوشحالم که باهامون اومدی
‫با این که می‌دونم می‌خواستی بمونی

658
00:35:12,730 --> 00:35:16,150
‫و به‌خاطر این هم خوشحالم که
‫یاقوت‌های سلطان رو

659
00:35:16,240 --> 00:35:18,860
‫وقتی که داشتن سر زانو زدن بحث می‌کردن
‫دزدیدیم

660
00:35:18,950 --> 00:35:20,160
‫چی؟

661
00:35:20,240 --> 00:35:21,970
‫- من میرم پایین‌تر
‫- نه، من می‌تونم برم پایین‌تر

662
00:35:21,970 --> 00:35:23,980
‫- شما همونجا بمونین. من میرم پایین‌تر
‫- نه، من هم میرم پایین‌تر

663
00:35:24,080 --> 00:35:27,600
‫سلطان به احترام خداوند
‫تا ‌پایین‌ترین حد ممکن تعظیم کرد

664
00:35:33,050 --> 00:35:34,590
‫این کار اشتباهیـه

665
00:35:34,590 --> 00:35:36,700
‫خب می‌خواستی حس بهتری داشته باشم و
‫الان هم دارم

666
00:35:36,700 --> 00:35:38,680
‫- یاقوت‌ها رو دارم. مگه نه بیتلیگ؟
‫- همم؟

667
00:35:38,760 --> 00:35:41,140
‫- نه، جودی دیگه اینجا نیست
‫- نه، یاقوت‌ها رو میگم

668
00:35:41,220 --> 00:35:44,810
‫یاقوت‌هایی رو میگم که
‫از سلطان دزدیدیم

669
00:35:44,890 --> 00:35:47,250
‫و بعد گذاشتی‌شون تو اون کیف بی‌انتها

670
00:35:47,460 --> 00:35:49,390
‫خب چرا میگی توی کیف بی‌انتها؟

671
00:35:50,230 --> 00:35:52,730
‫خب حالا تو اون کیف هستن یا نه؟

672
00:35:52,810 --> 00:35:57,240
‫خب، کیف بی‌انتها کیفیـه که
انتهاش سوراخـه دیگه

673
00:35:57,320 --> 00:35:58,360
‫چی؟

674
00:35:58,450 --> 00:36:04,410
‫همیشه واسم سوال شده بود که چرا
‫بهم میگی همه‌چی رو بذارم تو کیف بی‌انتها

675
00:36:04,490 --> 00:36:06,580
‫- باید برگردیم
‫- نه، نه، نمی‌تونیم

676
00:36:06,660 --> 00:36:07,540
‫وقت نداریم

677
00:36:07,620 --> 00:36:10,650
‫- خب از این وقتی که میگی، چقدرش رو داریم؟
‫- هیچی

678
00:36:10,960 --> 00:36:13,130
‫این پورتال یه مورد غیرمعمولی داره

679
00:36:13,920 --> 00:36:14,920
‫یعنی چی؟

680
00:36:15,550 --> 00:36:17,670
‫- می‌دونم کجا میره
‫- اوه

681
00:36:18,380 --> 00:36:19,510
‫و جاییـه که ما میریم

682
00:36:19,590 --> 00:36:21,680
‫- اوه
‫- و پیچ در پیچـه

683
00:36:21,760 --> 00:36:24,100
‫- خیلی‌خب
‫- یا لاکردار

684
00:36:24,180 --> 00:36:25,850
‫بچه‌ها، گوش کنین

685
00:36:25,930 --> 00:36:30,390
‫«او با ۶۰‌هزار و ۵ نفر
‫راهی سفر حجش به مکه شد»

686
00:36:30,390 --> 00:36:31,940
‫آره، یه بار این رو گفتی کوین

687
00:36:31,940 --> 00:36:32,860
‫خواب‌مون گرفت!

688
00:36:34,820 --> 00:36:36,900
‫خیلی‌خب.
‫ایشالا که جودی پیدامون می‌کنـه.

689
00:36:36,980 --> 00:36:38,490
‫نه

690
00:36:38,570 --> 00:36:42,820
‫تعداد آدم‌ها عوض شده.
‫ما یه چیزی رو عوض کردیم.

691
00:36:43,740 --> 00:36:45,700
‫پنج نفر بیشتر شدن.
‫یعنی ما.

692
00:36:45,700 --> 00:36:48,620
‫ما می‌تونیم اتفاقاتی رو که
‫قبلاً افتادن تغییر بدیم

693
00:36:48,620 --> 00:36:50,160
‫اوه!
‫چی؟

694
00:37:04,930 --> 00:37:05,850
‫اوه...

695
00:37:14,480 --> 00:37:16,610
‫«خدای عزیز، میشه دوباره بتونم راه برم؟»

696
00:37:16,610 --> 00:37:18,920
‫نه، نمی‌تونم کمک کنم...
‫چطوری آخه این کار رو بکنم؟

697
00:37:18,920 --> 00:37:19,440
‫نمی‌دونم

698
00:37:19,530 --> 00:37:21,860
‫خواسته‌ی این دعاها خیلی زیاده.
‫مگه نه؟

699
00:37:21,950 --> 00:37:24,990
‫«خدای عزیز، من تمام سال پسر خوبی بودم

700
00:37:24,990 --> 00:37:26,830
‫میشه برام دوچرخه بگیری؟»
‫اشتباه گرفتی

701
00:37:26,830 --> 00:37:28,950
‫- بفرستش واسه بابا نوئل
‫- باشه، می‌فرستم

702
00:37:30,190 --> 00:37:31,520
‫دست سوم دندون‌ها

703
00:37:31,520 --> 00:37:34,500
‫دست سوم؟
‫مگه دو دست دندون بس نبودن؟

704
00:37:34,580 --> 00:37:35,790
‫- آره
‫- دست سوم

705
00:37:35,790 --> 00:37:38,340
‫دنبال چی‌ان؟
‫دندونای دوران نوجوانی؟

706
00:37:38,340 --> 00:37:41,260
‫دندونای...
‫دوره نوجوانی

707
00:37:41,340 --> 00:37:43,380
‫- اوه، آره
‫- دقیقاً

708
00:37:43,380 --> 00:37:44,660
‫دندونای دوران نوجوانی

709
00:37:44,660 --> 00:37:47,430
‫دندونای دوران نوجوانی.
‫نه، نه، نه

710
00:37:47,510 --> 00:37:48,970
‫اصلاً‌ حالا که اینطور شد جسپر...

711
00:37:49,600 --> 00:37:51,640
‫اگه من می‌تونستم دعا کنم...

712
00:37:51,790 --> 00:37:53,100
‫...به خودم دعا می‌کردم و
‫می‌گفتم

713
00:37:53,100 --> 00:37:56,753
‫«منِ عزیز،
‫میشه لطفاً نقشه‌م بهم برگرده؟ آمین»

714
00:37:56,980 --> 00:37:58,110
‫خب یه امتحانی بکن

715
00:37:58,690 --> 00:37:59,900
‫خیلی‌خب

716
00:38:00,860 --> 00:38:02,990
‫منِ عزیز،
‫میشه لطفاً نقشه‌م بهم برگرده؟

717
00:38:03,070 --> 00:38:03,950
‫آمین

718
00:38:07,280 --> 00:38:08,120
‫وایسا

719
00:38:08,700 --> 00:38:11,080
‫وایسا،‌ وایسا، وایسا

720
00:38:15,460 --> 00:38:16,580
‫نشنیدم

721
00:38:16,580 --> 00:38:18,290
‫ارزش امتحان کردنش رو داشت

722
00:38:18,290 --> 00:38:20,670
‫خب. حداقل می‌دونیم که
‫نقشه کجا رفته...

723
00:38:22,260 --> 00:38:24,050
‫چون یکی‌شون رو گرفتم

724
00:38:24,574 --> 00:38:44,574
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

