﻿1
00:00:05,000 --> 00:00:16,000
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

2
00:00:16,024 --> 00:00:23,024
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

3
00:00:33,750 --> 00:00:39,560
‫« سارقان زمان »
‫« فصل ۱، قسمت ۸ »

4
00:00:49,750 --> 00:00:51,380
‫پورتال اینجا نیست

5
00:00:51,380 --> 00:00:53,920
‫یا نقشه اشتباهـه یا سرزمین

6
00:00:53,920 --> 00:00:55,180
‫نه، تو اشتباه می‌کنی

7
00:00:55,180 --> 00:00:56,640
‫آره خب، این هم امکانش هست

8
00:00:56,640 --> 00:00:58,760
‫یعنی میگی می‌تونستم از اینجا
‫برم خونه؟

9
00:00:58,760 --> 00:01:01,100
‫آره خب،
‫اگه بتونم پورتال رو پیدا کنم

10
00:01:01,850 --> 00:01:04,140
‫شاید یه چیزی زیرش نوشته باشه

11
00:01:05,310 --> 00:01:09,020
‫وای نه.
‫این... نه.

12
00:01:10,520 --> 00:01:13,440
‫نه.
‫انگار هیچ‌جا پیداش نمی‌کنم.

13
00:01:13,440 --> 00:01:15,630
‫خیلی‌خب.
‫هرچقدر طول بکشه، منتظر می‌مونیم.

14
00:01:15,630 --> 00:01:17,160
‫آدم‌ از سرمای اینجا می‌میره

15
00:01:17,160 --> 00:01:19,530
‫- یا تا وقتی که سردمون بشه
‫- آره. من الان هم سردمـه

16
00:01:19,530 --> 00:01:20,990
‫وقتی رسیدیم اونجا چی‌کار کنیم؟

17
00:01:20,990 --> 00:01:24,910
‫خب، خیلی مهمـه که گذشته‌های خودتون رو
‫به هیچ‌وجه ملاقات نکنین

18
00:01:24,910 --> 00:01:27,040
‫یعنی ممکنـه از بین بریم؟

19
00:01:27,040 --> 00:01:29,880
‫یعنی از هم می‌پاشیم؟
‫تبدیل به اتم‌هامون میشیم؟

20
00:01:29,940 --> 00:01:32,030
‫نه، فقط تصوری که
‫از خودتون دارین رو خراب می‌کنـه

21
00:01:32,030 --> 00:01:35,170
‫آره، من قبلاً خودم رو دیدم.
‫خیلی عجیب بود.

22
00:01:35,170 --> 00:01:37,680
‫موندم این نمادها چه معنایی دارن

23
00:01:37,680 --> 00:01:39,970
‫شاید جواب پشت این برگه باشه...

24
00:01:40,470 --> 00:01:43,390
‫- واقعاً پورتال رو هیچ‌جا نمی‌بینم
‫- اونجاس!

25
00:01:44,270 --> 00:01:45,310
‫اوناهاش

26
00:01:45,310 --> 00:01:48,270
‫خب، چقدر وقت داریم تا
‫پدر مادرمون رو نجات بدیم؟

27
00:01:48,270 --> 00:01:51,690
‫- کوین و ساورون عزیز
‫- سفرون

28
00:01:51,690 --> 00:01:53,110
‫فقط ۳۰ دقیقه وقت داریم

29
00:01:53,110 --> 00:01:54,230
‫سی دقیقه؟

30
00:01:54,230 --> 00:01:56,950
‫آره، برمی‌گردیم به همون شبی که
‫تو رو دیدیم

31
00:01:56,950 --> 00:01:58,110
‫فقط یه ذره زودتر

32
00:01:58,110 --> 00:02:01,740
‫چی؟ همون شبی که اون اتفاق افتاد؟
‫نمیشه بریم یه زمان دیگه؟

33
00:02:01,740 --> 00:02:04,910
‫نه! فیونا و قادر مطلق
‫اون شب جفت‌شون اونجا بودن!

34
00:02:04,910 --> 00:02:07,540
‫آره خب.
‫یه خطراتی هم داره.

35
00:02:08,540 --> 00:02:11,380
‫- وایسا
‫- نه. وایسا! خیلی خطرناکـه!

36
00:02:11,380 --> 00:02:13,630
‫مشکلی نیست سوز!

37
00:02:13,630 --> 00:02:15,630
‫ای خدا، عجب دخترِ...

38
00:02:15,630 --> 00:02:17,880
‫- آره اما خواهرمـه
‫- آره

39
00:02:17,880 --> 00:02:20,090
‫- اوه، کوین
‫- نه کوین،‌ خطرناکـه!

40
00:02:20,090 --> 00:02:23,430
‫هنوز نمی‌دونیم که اصلاً
‫می‌تونیم گذشته رو تغییر بدیم یا نه!

41
00:02:25,720 --> 00:02:26,560
‫من می‌دونم

42
00:02:40,220 --> 00:02:41,490
‫اینجا که خونه‌‌ی‌ ما نیست

43
00:02:41,490 --> 00:02:43,200
‫تو یخچال بچه هست

44
00:02:43,200 --> 00:02:45,540
‫نباید تو یخچال من بازی کنین

45
00:02:45,540 --> 00:02:47,120
‫باشه

46
00:02:47,830 --> 00:02:49,040
‫اینجا کجاس؟

47
00:02:50,080 --> 00:02:51,630
‫دوران سفید و سیاهـه؟

48
00:02:51,630 --> 00:02:53,630
‫- اینجا پارتیـه
‫- از کجا فهمیدی؟

49
00:02:53,630 --> 00:02:55,170
‫تو که تاحالا پارتی نرفتی

50
00:02:55,170 --> 00:02:57,090
‫- یه بار رفتم
‫- نرفتی

51
00:02:57,090 --> 00:02:58,840
‫چرا رفتم،‌ تو دهه‌ی ۲۰

52
00:02:58,840 --> 00:03:00,260
‫- نه، نرفتی
‫- رفتم

53
00:03:00,260 --> 00:03:01,180
‫- نرفتی
‫- رفتم!

54
00:03:01,180 --> 00:03:02,140
‫- نه، نرفتی!
‫- رفتم!

55
00:03:02,140 --> 00:03:04,470
‫- نیم ساعت وقت داریم کوین!
‫- پس اینقدر بحث نکن!

56
00:03:04,470 --> 00:03:05,430
‫باشه!

57
00:03:06,270 --> 00:03:07,310
‫اینجا بینگلیـه؟

58
00:03:07,310 --> 00:03:09,600
‫آره، متاسفانه

59
00:03:09,600 --> 00:03:11,440
‫«چیزلی کلوز» از کدوم طرفـه؟

60
00:03:11,440 --> 00:03:13,190
‫نمی‌دونم

61
00:03:13,190 --> 00:03:14,570
‫میشه تو گوشیت بگردی؟

62
00:03:15,730 --> 00:03:16,570
‫نه

63
00:03:17,650 --> 00:03:19,860
‫یه نقطه‌ی مرکزی می‌خوایم تا
‫خودمون رو پیدا کنیم

64
00:03:19,860 --> 00:03:22,110
‫توی سرددشت این کار رو می‌کردیم

65
00:03:22,110 --> 00:03:23,990
‫مرکز خرید از کدوم طرفـه؟

66
00:03:24,620 --> 00:03:27,160
‫از اون طرف.
‫دارین میرین خرید؟

67
00:03:27,160 --> 00:03:30,300
‫می‌خوایم جلوی زغال‌سنگ شدن مامان‌بابامون
‫توسط یه شیطان رو بگیریم.

68
00:03:30,300 --> 00:03:31,330
‫چه ترسناک

69
00:03:31,330 --> 00:03:33,830
‫- روزه
‫- باید شب باشه

70
00:03:33,830 --> 00:03:35,840
‫شاید بیشتر وقت داریم

71
00:03:36,340 --> 00:03:37,170
‫نمی‌تونیم

72
00:03:37,170 --> 00:03:39,670
‫- دفعه اول هم به زور زنده موندیم
‫- مجبوریم. اونا بچه‌ن

73
00:03:39,670 --> 00:03:41,550
‫راستش فکر دیگه‌ای هم دارم

74
00:03:41,550 --> 00:03:44,720
‫چون اصلاً دلم نمی‌خواد دوست‌دختر سابقم
‫به خاکستر تبدیلم کنـه

75
00:03:44,720 --> 00:03:47,240
‫البته دوست ندارم کسی این کار رو بکنه
‫اما علی‌الخصوص اون

76
00:03:47,240 --> 00:03:49,390
‫- باید بیشتر درموردش حرف بزنیم
‫- آره

77
00:03:49,390 --> 00:03:52,690
<i>‫نه! اینقدر حرف نزنین و
‫همین حالا راه بیفتین!</i>

78
00:03:52,690 --> 00:03:53,730
‫یا خدا!

79
00:03:53,730 --> 00:03:55,940
‫اون‌ها آینده‌مونن؟
‫اون خودمم.

80
00:03:55,940 --> 00:03:57,360
‫چرا خیس عرقن؟

81
00:03:57,360 --> 00:03:58,820
<i>‫قضیه‌ش طولانیـه،
‫وقت نداریم</i>

82
00:03:58,820 --> 00:03:59,780
‫من کوشم؟

83
00:03:59,780 --> 00:04:01,650
<i>‫جون بچه‌ها توی خطره</i>

84
00:04:01,650 --> 00:04:03,450
‫- گندش بزنن
‫- <i>آره، گندش بزنن</i>

85
00:04:03,450 --> 00:04:04,740
‫خیلی می‌ترسم

86
00:04:04,740 --> 00:04:08,410
<i>‫نه، تو فوق‌العاده شجاعی!
‫مشارکت شخصیت مهمـه!</i>

87
00:04:08,410 --> 00:04:10,620
‫- وای، جداً؟
‫- <i>آره! لعنتی!</i>

88
00:04:11,380 --> 00:04:13,750
‫چرا من باهاتون نیستم؟

89
00:04:13,750 --> 00:04:16,580
‫- مُردم؟
‫- <i>معلوم نیست</i>

90
00:04:16,580 --> 00:04:18,210
‫منظورت چیـه که معلوم نیست؟

91
00:04:19,000 --> 00:04:22,340
‫چطوری اون پورتالی که
‫ از توش حرف می‌زنین رو باز کردم؟

92
00:04:22,340 --> 00:04:26,050
‫<i>درکت از نقشه بزرگ‌تر از چیزیـه که
‫فکر می‌کنی</i>

93
00:04:26,050 --> 00:04:29,100
‫- جداً؟
‫- <i>آره! زمان تا میشه!</i>

94
00:04:30,220 --> 00:04:31,350
<i>‫فهمیدی؟</i>

95
00:04:33,600 --> 00:04:34,980
‫نه، نمی‌فهمم، نه

96
00:04:36,200 --> 00:04:38,550
‫- چه اتفاقی برامون افتاده؟
‫- منظورت چیـه که معلوم نیست؟

97
00:04:38,550 --> 00:04:41,780
<i>‫نه! اینقدر سوال نکنین!
‫همین حالا باید برین. برین!</i>

98
00:04:41,780 --> 00:04:44,570
‫- هی... وایسین!
‫- باشه بابا. آروم باش.

99
00:04:45,570 --> 00:04:46,820
‫چرا جیغ کشیدن؟

100
00:04:46,820 --> 00:04:48,500
‫من چرا اینقدر رئیس‌بازی در می‌آوردم؟

101
00:04:48,500 --> 00:04:51,370
‫- چه بلایی سر من اومده بود؟
‫- من چی داشتم وِر وِر می‌کردم؟

102
00:04:58,880 --> 00:05:01,130
‫به‌نظرم باید از همون جایی که
‫ اومدیم، برگردیم

103
00:05:01,130 --> 00:05:03,380
‫اینجا از حالت معمولیش هم ترسناک‌تره

104
00:05:04,680 --> 00:05:07,140
‫همه هم لباس‌های از مُد افتاده پوشیدن

105
00:05:08,800 --> 00:05:10,430
‫شاید مُد باشه، نه؟

106
00:05:10,430 --> 00:05:12,810
‫راستش این روزا اصلاً از مُد خبر ندارم

107
00:05:12,810 --> 00:05:14,840
‫آره، یه نگاه به خودت بنداز

108
00:05:15,560 --> 00:05:17,440
‫حتی آهنگ‌هاش هم از مُد افتاده‌ن

109
00:05:18,310 --> 00:05:20,723
‫مثل پلی‌لیست «مستِ شراب» مامان می‌مونـه

110
00:05:21,570 --> 00:05:22,820
‫اوه اوه

111
00:05:22,820 --> 00:05:25,070
‫سال ۱۹۹۶ـه

112
00:05:25,990 --> 00:05:28,620
‫وای نه.
‫روزای گذشته.

113
00:05:28,620 --> 00:05:31,370
‫۳۰ دقیقه قبل از مرگ مامان بابامون نیست

114
00:05:31,370 --> 00:05:33,370
‫تقریباً ۳۰ سال قبلشـه

115
00:05:33,370 --> 00:05:35,400
‫یعنی اون نقشه‌خونه
‫همچین اشتباهی بزرگی می‌کنـه؟

116
00:05:35,400 --> 00:05:37,880
‫راستش این دقیق‌ترین‌شونـه

117
00:05:40,000 --> 00:05:43,760
‫کوین، اون خونه که
‫ مردم جشن هالووین گرفته بودن

118
00:05:44,760 --> 00:05:47,260
‫خونه‌ی ما بوده،
‫قبل این که واقعاً خونه‌مون باشه

119
00:05:48,300 --> 00:05:50,833
‫حتماً همون خونه‌س که کوبیدن تا
‫مِلک‌مون رو بسازن

120
00:05:51,260 --> 00:05:53,220
‫خیابون‌مون هنوز به وجود نیومده

121
00:05:53,220 --> 00:05:55,140
‫هنوز اونجا زندگی نمی‌کنیم

122
00:05:55,140 --> 00:05:56,980
‫هنوز اصلاً زنده نیستیم

123
00:06:01,360 --> 00:06:03,520
‫فکر می‌کرده مامان و بابا رو می‌بینم

124
00:06:04,150 --> 00:06:05,280
‫واقعاً فکر می‌کردم

125
00:06:06,650 --> 00:06:08,070
‫من هم همینطور

126
00:06:08,570 --> 00:06:10,120
‫می‌خواستم نجات‌شون بدم

127
00:06:10,120 --> 00:06:12,410
‫اشکال نداره،
‫دوباره تلاش‌مون رو می‌کنیم

128
00:06:13,200 --> 00:06:15,080
‫یه زمان دیگه برمی‌گردیم

129
00:06:18,420 --> 00:06:19,790
‫می‌تونیم پیداشون کنیم

130
00:06:19,790 --> 00:06:20,790
‫چی؟

131
00:06:20,790 --> 00:06:23,250
‫می‌تونیم ببینیم‌شون.
‫الان که زنده‌ن.

132
00:06:23,250 --> 00:06:25,960
‫هنوز ما رو به دنیا نیوردن سف.
‫نمی‌شناسن‌مون.

133
00:06:25,960 --> 00:06:27,090
‫اما ما که می‌شناسیم‌شون

134
00:06:27,090 --> 00:06:30,430
‫می‌دونم نمی‌دونـه من کی‌ام.
‫اما می‌خوام مامان رو بغل کنم کوین.

135
00:06:30,430 --> 00:06:34,010
‫اما اگه یه اشتباهی بکنیم و
‫جلوی به‌وجود اومدن‌مون رو بگیریم چی؟

136
00:06:34,010 --> 00:06:35,900
‫اگه جلوی به‌وجود اومدن‌مون رو بگیریم

137
00:06:35,900 --> 00:06:38,300
‫یعنی به وجود نمیایم تا
‫جلوی به وجود‌ اومدن‌مون رو بگیریم

138
00:06:38,300 --> 00:06:39,770
‫یعنی به‌وجود میایم، خب؟

139
00:06:39,770 --> 00:06:40,900
‫بهش فکر کن

140
00:06:40,900 --> 00:06:42,150
‫چی؟

141
00:06:42,150 --> 00:06:44,980
‫شاید نباید بهشون بگیم که
‫بچه‌های آینده‌شونیم

142
00:06:44,980 --> 00:06:48,950
‫چون ممکنـه اگه ببینن خسته‌کننده‌م
‫دل‌شون بچه نخواد؟

143
00:06:49,450 --> 00:06:50,570
‫می‌خوای چی بگی؟

144
00:06:50,570 --> 00:06:52,570
‫«من پسر آینده‌تونم،
‫اومدم تا از دست یه شیطان نجات بدم

145
00:06:52,570 --> 00:06:55,445
‫که شما رو به این زغال‌سنگ‌‌هایی که
‫تو کیفم نگه می‌دارم، تبدیل کرده

146
00:06:55,530 --> 00:06:56,790
‫شما اونجایین»

147
00:06:57,810 --> 00:07:00,940
‫من میرم خونه‌ی باباجون،
‫تو هم برو خونه‌ی مامان‌بزرگ و بابابزرگ.

148
00:07:00,940 --> 00:07:02,460
‫باید فکر کنیم که چی بگیم

149
00:07:02,460 --> 00:07:03,880
‫فکر نکن،
‫فقط انجامش بده

150
00:07:08,260 --> 00:07:10,090
‫دیر کردیم.
‫خونواده‌شون روح شدن.

151
00:07:11,470 --> 00:07:13,550
‫من رئیس بازی در نمیارم که،
‫میارم؟

152
00:07:13,550 --> 00:07:16,560
‫اشتباه اومدیم.
‫اینجا قلعه‌ی تاریکیـه؟

153
00:07:17,310 --> 00:07:19,020
‫من اومدم.
‫سالمم.

154
00:07:19,020 --> 00:07:20,270
‫همونجاس

155
00:07:20,270 --> 00:07:22,440
‫موفق شدم،
‫هنوز زنده‌م پنه‌لوپه

156
00:07:22,440 --> 00:07:24,110
‫آره، آره، خوبـه

157
00:07:24,110 --> 00:07:27,650
‫آینده‌ی من منظورش از «زمان تا میشه»
‫ چی بود؟ تا میشه که چی؟

158
00:07:27,650 --> 00:07:29,740
‫بعداً‌ می‌فهمی.
‫باید نجات‌شون بدیم.

159
00:07:29,740 --> 00:07:31,070
‫ببخشید

160
00:07:31,070 --> 00:07:33,120
‫از چی نجات‌شون بدیم؟
‫ما که چیزی نگفتیم

161
00:07:33,120 --> 00:07:36,660
‫- من چطوری قراره شجاع شم؟
‫- نمی‌دونم. تصورش هم سختـه

162
00:07:36,660 --> 00:07:39,410
‫- وای، فیانا!
‫- برو اونور لطفاً!

163
00:07:41,500 --> 00:07:43,000
‫اوه، ببخشید

164
00:07:43,000 --> 00:07:45,000
‫- با یکی دیگه اشتباه‌تون گرفتم
‫- با دوست‌دختر سابقش

165
00:07:45,000 --> 00:07:46,500
‫رابطه‌ی متلاطمی بود

166
00:07:46,500 --> 00:07:47,750
‫مشخصـه

167
00:07:47,750 --> 00:07:49,800
‫خیلی‌خب، ما بریم دیگه...

168
00:07:59,890 --> 00:08:00,730
‫بابا؟

169
00:08:04,480 --> 00:08:06,520
‫عکس بگیر رفیق.
‫موندگاریش بیشتره.

170
00:08:08,230 --> 00:08:09,570
‫بابا

171
00:08:11,320 --> 00:08:12,320
‫من مایکی‌ام

172
00:08:12,320 --> 00:08:13,740
‫مایکی چی؟

173
00:08:13,740 --> 00:08:15,780
‫مایکی هداک.
‫تو کی هستی؟

174
00:08:15,780 --> 00:08:18,080
‫من کوین... هدوی هستم

175
00:08:18,080 --> 00:08:19,450
‫هدوی؟

176
00:08:19,450 --> 00:08:21,000
‫مامانت عاشقمـه

177
00:08:22,460 --> 00:08:23,580
‫آره

178
00:08:23,580 --> 00:08:24,580
‫شوخی کردم

179
00:08:25,460 --> 00:08:26,790
‫خوب بود

180
00:08:27,290 --> 00:08:30,260
‫بابام گفتـه باید بیرون بازی کنم.
‫من هم زرنگی کردم.

181
00:08:30,260 --> 00:08:33,970
‫بیرون بازی می‌کنم

182
00:08:38,220 --> 00:08:40,560
‫آتاریـه.
‫دوچرخه‌م رو فروختم تا خریدمش.

183
00:08:40,560 --> 00:08:41,480
‫افتادم تو دردسر

184
00:08:41,480 --> 00:08:42,980
‫یاغی‌ام

185
00:08:44,310 --> 00:08:45,440
‫مُردم

186
00:08:45,440 --> 00:08:46,980
‫اشکال نداره،
‫یه جون دیگه دارم

187
00:08:47,860 --> 00:08:48,980
‫آره

188
00:08:50,480 --> 00:08:51,650
‫یه دور هم تو برو.
‫خفنـه.

189
00:08:53,650 --> 00:09:00,590
‫نه، نه، نه

190
00:09:00,674 --> 00:09:02,674
‫نه، نه، نه

191
00:09:03,410 --> 00:09:05,368
<i>‫خب، فشارش بده</i>

192
00:09:05,500 --> 00:09:06,750
‫پیداش کردم

193
00:09:06,750 --> 00:09:08,630
‫کوچولوئه که اتاق خواب جالبی داشت

194
00:09:08,630 --> 00:09:10,550
‫اما تو زمان اشتباهیـه

195
00:09:10,550 --> 00:09:12,010
‫و بقیه هم کنارش نیستن

196
00:09:12,010 --> 00:09:13,880
‫نقشه دستشـه

197
00:09:13,880 --> 00:09:15,430
‫مطمئنین اون نقشه‌س ارباب؟

198
00:09:15,430 --> 00:09:17,640
‫- <i>اوه آره،‌ پس نقشه اینـه</i>
‫- <i>آره، نقشه‌س</i>

199
00:09:17,640 --> 00:09:19,760
<i>‫می‌تونی باهاش بری جاهای مختلف، درستـه؟</i>

200
00:09:19,760 --> 00:09:21,640
<i>‫وای نه، قایمش کن
‫وگرنه می‌بینـه</i>

201
00:09:21,640 --> 00:09:24,180
‫خیلی دیره.
‫دیگه دیدمش.

202
00:09:25,310 --> 00:09:26,980
‫فیانا رو بیدار کن

203
00:09:26,980 --> 00:09:28,810
‫فیانا!

204
00:09:37,740 --> 00:09:38,950
<i>‫فیانا</i>

205
00:09:41,540 --> 00:09:45,120
‫منظورت چی بود که گفتی
‫مطمئن نیستی که زنده‌م؟

206
00:09:45,120 --> 00:09:47,750
‫الانم که نبود بیتلیگ.
‫آینده‌م بود.

207
00:09:47,750 --> 00:09:50,540
‫چیزی که آینده‌م نمی‌دونه رو
‫الان از کجا بدونم؟

208
00:09:50,540 --> 00:09:52,210
‫توی خلاء زمانی سقوط کردم؟

209
00:09:52,210 --> 00:09:53,300
‫نمی‌دونم!

210
00:09:53,300 --> 00:09:57,470
‫- یعنی... ببخشید... گیر افتادم؟
‫- نمی‌دونم!

211
00:09:57,470 --> 00:09:58,800
‫خیلی‌خب،‌ گوش کنین

212
00:09:58,800 --> 00:10:00,430
‫- هیچی پیدا نکردین؟
‫- نه. هیچی.

213
00:10:00,430 --> 00:10:01,970
‫نه انگار

214
00:10:01,970 --> 00:10:03,810
‫آینده‌م خیلی رئیس‌بازی درمی‌آورد

215
00:10:03,810 --> 00:10:05,890
‫واقعاً‌ ناراحت شدم که اونطوری بودم

216
00:10:05,890 --> 00:10:07,640
‫من اصلاً همچین آدمی‌ام؟

217
00:10:08,810 --> 00:10:09,650
‫- نه
‫- نه

218
00:10:09,650 --> 00:10:12,270
‫چون رئیس‌بازی در نمیارم.
‫آره.

219
00:10:12,270 --> 00:10:14,740
‫خب آلتو،
‫باید قاتی جمعیت شی

220
00:10:14,740 --> 00:10:17,070
‫و بفهمی که کدوم از اینا
‫مامان‌بابای کوینـه

221
00:10:17,070 --> 00:10:18,570
‫چرا من قراره شجاع باشم؟

222
00:10:18,570 --> 00:10:19,990
‫- چون که...
‫- فقط برو!

223
00:10:19,990 --> 00:10:21,200
‫حتماً

224
00:10:21,200 --> 00:10:25,200
‫این رئیس‌بازی بود؟ نه، این محکم بودن بود.
‫فرق می‌کنن.

225
00:10:30,460 --> 00:10:34,800
‫لباس عروس مامان‌‌بزرگمـه.
‫سیاهش کردم،‌ خفن شده،‌ نه؟

226
00:10:34,800 --> 00:10:36,050
‫آره، مُهلکـه

227
00:10:36,050 --> 00:10:37,340
‫خفن پس؟

228
00:10:37,880 --> 00:10:39,900
‫کسایی که اینجا زندگی می‌کنن رو می‌شناسی؟

229
00:10:39,900 --> 00:10:41,800
‫آره، می‌دونم رفیق.

230
00:10:41,800 --> 00:10:43,620
‫مهلکـه

231
00:10:44,180 --> 00:10:46,680
‫رفیقام کوین و سولان رو می‌شناسین؟

232
00:10:46,680 --> 00:10:47,770
‫اینجا زندگی می‌کنن

233
00:10:48,350 --> 00:10:49,690
‫بچه‌ن

234
00:10:49,690 --> 00:10:51,230
‫مامان و باباشون شمایین؟

235
00:10:51,230 --> 00:10:52,610
‫اوق

236
00:10:52,610 --> 00:10:54,190
‫- اوق
‫- نه رفیق

237
00:10:54,190 --> 00:10:55,940
‫نه، باشه

238
00:10:56,690 --> 00:10:59,150
‫چندتا بچه داشتن تو یخچال بازی می‌کردن

239
00:10:59,950 --> 00:11:02,490
‫- کجا رفتن رفیق؟
‫- انگار یه ماموریتی داشتن

240
00:11:02,490 --> 00:11:03,410
‫آره؟

241
00:11:03,410 --> 00:11:05,540
‫انگار یه شیطانی قرار بود بره مرکز خرید

242
00:11:05,540 --> 00:11:08,000
‫مرکز خرید.
‫چه خفن.

243
00:11:09,710 --> 00:11:11,080
‫و پایان نمایش

244
00:11:16,920 --> 00:11:19,220
‫هی، می‌خوای برقصی؟

245
00:11:32,190 --> 00:11:33,190
‫چه باحال

246
00:12:03,010 --> 00:12:04,050
‫سلام

247
00:12:05,470 --> 00:12:06,890
‫سلام

248
00:12:09,730 --> 00:12:10,890
‫چی می‌خوای عزیزم؟

249
00:12:12,690 --> 00:12:17,940
‫من تازه به این محله اومدم

250
00:12:17,940 --> 00:12:22,490
‫و دارم با آدم‌های این محله آشنا میشم

251
00:12:23,410 --> 00:12:24,780
‫خیلی‌خب

252
00:12:24,780 --> 00:12:27,620
‫حالا هم با شما آشنا شدم و...

253
00:12:32,040 --> 00:12:33,170
‫ایشون دخترتونن؟

254
00:12:33,170 --> 00:12:35,500
‫آره، اسمش لیساس

255
00:12:35,500 --> 00:12:37,590
‫چقدر کوچیکـه

256
00:12:37,590 --> 00:12:39,630
‫آره خب،
‫شیش سالشـه

257
00:12:40,880 --> 00:12:42,340
‫مامانت کجاس عزیزم؟

258
00:12:44,340 --> 00:12:45,640
‫فوت کرده

259
00:12:49,520 --> 00:12:50,720
‫تسلیت میگم

260
00:12:50,720 --> 00:12:54,480
‫- حتماً خیلی دلتنگشی
‫- واقعاً‌. خیلی

261
00:12:54,480 --> 00:12:56,760
‫حتی دلم واسه جر و بحث کردن
‫ باهاش هم تنگ شده

262
00:12:56,760 --> 00:12:58,440
‫کاش می‌تونستم ازش معذرت بخوام

263
00:12:58,440 --> 00:13:01,150
‫خب،‌ همه‌مون یه چیزایی
‫ به مامان‌هامون گفتیم که پشیمونیم

264
00:13:01,150 --> 00:13:04,200
‫اشکالی هم نداره
‫چون وقتی خودت مادر بشی

265
00:13:04,200 --> 00:13:06,570
‫یادت میاد که خودت هم یه روزی
‫این حرفا رو می‌زدی

266
00:13:07,530 --> 00:13:08,740
‫می‌خوای بیای داخل عزیزم؟

267
00:13:08,740 --> 00:13:11,580
‫برات چایی بریزم؟
‫صورتت هم تمیز کنی؟

268
00:13:34,100 --> 00:13:35,770
‫آخه چطوری نفهمیدی؟

269
00:13:35,770 --> 00:13:38,150
‫- از در رد شد؟
‫- نه، خوردش کرده

270
00:13:38,150 --> 00:13:40,730
‫چشماش هم قشنگ عین گدازه می‌درخشید

271
00:13:40,730 --> 00:13:41,690
‫فیانا

272
00:13:41,690 --> 00:13:43,820
‫راستش چشمای خیلی باجذبه‌ای هم داشت

273
00:13:43,820 --> 00:13:46,700
‫باید قبل از اون
‫کوین و سالمون رو پیدا کنیم

274
00:13:48,910 --> 00:13:49,950
‫وایسین

275
00:14:04,970 --> 00:14:06,180
‫برگشتی

276
00:14:06,180 --> 00:14:07,840
‫می‌دونستم برمی‌گردی

277
00:14:08,760 --> 00:14:10,970
‫اگه باهام برقصی
‫به‌خاطر شکوندن در می‌بخشمت

278
00:14:24,320 --> 00:14:25,900
‫از آشنایی باهاتون خوشحال شدم

279
00:14:25,900 --> 00:14:27,780
‫فرصت نکردم باهاتون آشنا شم

280
00:14:29,280 --> 00:14:33,080
‫نه خب، آخه تازه به این محل اومدی،
‫درستـه؟

281
00:14:34,200 --> 00:14:36,120
‫اینطوری خیلی محترمانه‌تره

282
00:14:37,000 --> 00:14:39,210
‫چندسال بود که خودم رو تو آینه ندیده بودم

283
00:14:40,330 --> 00:14:41,540
‫بزرگ‌تر شدم

284
00:14:45,460 --> 00:14:47,720
‫بدک نیست.
‫دندونام رو با چوب تمیز می‌کردم.

285
00:14:48,550 --> 00:14:51,470
‫می‌خواین یکم بازی کنین؟

286
00:14:51,470 --> 00:14:53,220
‫تا من برم یه زنگی بزنم؟

287
00:14:53,220 --> 00:14:55,140
‫ باشه؟
‫- باشه، خوبـه

288
00:14:56,930 --> 00:14:57,980
‫سلام مامان

289
00:15:00,940 --> 00:15:06,240
<i>‫آینده‌ای که از جنون مجازی ساخته شده</i>

290
00:15:06,240 --> 00:15:11,280
<i> این عشق‌مون همه‌چیز رو به دست گرفته</i>

291
00:15:11,280 --> 00:15:16,500
<i>‫و از این تکنولوژی جدید
‫به شکل بی‌فایده استفاده می‌کنیم</i>

292
00:15:16,500 --> 00:15:21,290
<i>‫هیچ صدایی نمیاد
‫چون همه‌مون زیر زمین زندگی می‌کنیم</i>

293
00:15:22,580 --> 00:15:24,380
‫آهنگ باحالیـه

294
00:15:24,380 --> 00:15:25,590
‫پشم‌ریزونـه

295
00:15:25,590 --> 00:15:27,510
‫تو این دوران همین رو میگین دیگه؟

296
00:15:27,510 --> 00:15:31,430
‫آره. درمورد اینه که آینده قراره
‫ جنون‌آمیز باشه. جنونِ مجازی.

297
00:15:31,430 --> 00:15:33,600
‫تا سال ۲۰۲۰، ماشین‌های پرنده داریم

298
00:15:33,600 --> 00:15:35,180
‫نه، اینطوری نیست

299
00:15:35,180 --> 00:15:38,810
‫ایده‌ی ماشین‌های پرنده
‫ قدمتش به اندازه‌ی ماشین‌های معمولیـه

300
00:15:38,810 --> 00:15:40,690
‫از اواخر قرن ۱۸۰۰ هست

301
00:15:40,690 --> 00:15:43,150
‫وای، چه با دانش.
‫تحت‌تاثیر قرار گرفتم.

302
00:15:43,150 --> 00:15:45,400
‫- جداً؟
‫- صداش رو کم کن مایکی!

303
00:15:46,230 --> 00:15:47,320
‫داریم خوش می‌گذرونیم!

304
00:15:47,320 --> 00:15:49,650
<i>‫و حالا هیچ صدایی نمیاد</i>

305
00:15:49,650 --> 00:15:51,780
‫واقعاً هم کاش هیچ صدایی نمیومد!
‫کمش کن.

306
00:15:54,280 --> 00:15:55,580
‫شرمنده بابابزرگ

307
00:15:56,870 --> 00:15:58,250
‫این وروجک پررو دیگه کیـه؟

308
00:15:58,830 --> 00:16:01,120
‫نه،‌ شما واقعاً...

309
00:16:02,120 --> 00:16:03,170
‫کوین هدویـه

310
00:16:03,880 --> 00:16:05,170
‫اون آتاریتـه؟

311
00:16:07,420 --> 00:16:10,670
‫- توقیف شد
‫- فعلاً بابابزرگ

312
00:16:12,180 --> 00:16:13,260
‫پرروی بی‌ادب!

313
00:16:13,260 --> 00:16:15,260
‫شانس آوردین که گوش‌تون رو نگرفتم

314
00:16:16,050 --> 00:16:18,430
‫ببخشید بابابزرگ

315
00:16:19,680 --> 00:16:22,350
‫من ۳۲ سالمـه و هنوز سرحالم

316
00:16:28,570 --> 00:16:31,650
‫خب. با دانش و یاغی

317
00:16:32,650 --> 00:16:34,110
‫تو خیلی باحالی کوین

318
00:16:34,110 --> 00:16:36,740
‫همیشه دلم می‌خواست این رو ازت بشنوم

319
00:16:36,740 --> 00:16:37,950
‫هان؟

320
00:16:37,950 --> 00:16:41,080
‫منظورم این بود همیشه دلم می‌خواست
‫این رو از یکی بشنوم

321
00:16:41,080 --> 00:16:42,460
‫خیلی خوبـه که از تو می‌شنوم

322
00:16:43,870 --> 00:16:45,380
‫بابای تو چطوری کِوستر؟

323
00:16:49,300 --> 00:16:53,010
‫خب، رفتارش از رفتاری که
‫باباش باهاش داشت، بهتره

324
00:16:53,010 --> 00:16:55,970
‫و فکر کنم دلش بخواد که
‫این رو بدونـه

325
00:16:57,140 --> 00:16:58,310
‫دوستش دارم

326
00:17:08,465 --> 00:17:15,465


327
00:17:20,490 --> 00:17:22,370
‫ببخشید همیشه زبون‌درازی می‌کردم

328
00:17:23,460 --> 00:17:25,540
‫ببخشید هروقت کارم داشتی
‫جواب نمی‌دادم

329
00:17:26,500 --> 00:17:29,141
‫ببخشید که با گوشیت از اینترنت خرید می‌کردم

330
00:17:29,226 --> 00:17:30,227
‫چی؟

331
00:17:30,312 --> 00:17:32,670
‫ببخشید که وقتی کوین می‌خوابـه
‫موهاش رو می‌چینم

332
00:17:34,050 --> 00:17:35,880
‫ببخشید بهت احترام نمی‌ذارم

333
00:17:36,430 --> 00:17:38,390
‫داریم «مامان‌بازی» می‌کنیم

334
00:17:38,390 --> 00:17:39,760
‫من هم مامانم

335
00:17:46,270 --> 00:17:47,600
‫چقدر مغازه هست

336
00:17:47,600 --> 00:17:49,520
‫خیلی‌خب،
‫یعنی تو کدوم مغازه‌ن؟

337
00:17:49,520 --> 00:17:50,730
‫کوین!

338
00:17:50,730 --> 00:17:51,690
‫- کوین!
‫- کوین!

339
00:17:51,690 --> 00:17:53,530
‫- کوین!
‫- وای نه، ‌اون...

340
00:17:54,110 --> 00:17:55,110
‫نه

341
00:17:55,780 --> 00:17:58,240
‫خب آلتو،
‫قاتی جمعیت شو

342
00:17:58,240 --> 00:17:59,740
‫ببین کسی اونا رو ندیده؟

343
00:17:59,740 --> 00:18:01,290
‫مواظب فیانا هم باش

344
00:18:01,290 --> 00:18:02,410
‫- من؟
‫- آره

345
00:18:02,410 --> 00:18:04,000
‫چرا من؟ چرا نه...

346
00:18:04,000 --> 00:18:07,370
‫خب، اون رو که تو آینده ندیدیم.
‫تو رو دیدیم و می‌دونیم سالمی.

347
00:18:08,170 --> 00:18:09,130
‫یعنی من سالم نیستم؟

348
00:18:09,130 --> 00:18:10,590
‫- درستـه؟
‫- لزوماً نه

349
00:18:10,590 --> 00:18:14,130
‫پس به‌خاطر همین لحظه بود که
‫می‌گفتم شجاعم

350
00:18:15,970 --> 00:18:18,140
‫- ساعت داری رفیق؟
‫- آره

351
00:18:20,720 --> 00:18:22,180
‫شوخی معمولی

352
00:18:22,180 --> 00:18:23,970
‫منصفانه‌س

353
00:18:23,970 --> 00:18:26,810
‫باید قبل از فیانا
‫کوین و هِل رو پیدا کنیم

354
00:18:26,810 --> 00:18:27,730
‫آره

355
00:18:27,730 --> 00:18:29,690
‫فیانا دنبال نقشه‌س

356
00:18:29,690 --> 00:18:31,570
‫شاید هم هنوز دنبال منـه

357
00:18:32,230 --> 00:18:35,030
‫من چقدر احمقم.
‫هرچی می‌خواد رو دارم براش آماده می‌کنم.

358
00:18:35,030 --> 00:18:36,650
‫پنه‌لوپه.

359
00:18:36,650 --> 00:18:38,320
‫من نباید الان بمیرم

360
00:18:38,320 --> 00:18:39,780
‫باشه

361
00:18:39,780 --> 00:18:41,700
‫هنوز کاری تو زندگیم نکردم

362
00:18:41,700 --> 00:18:46,040
‫بجز بوته درست کردن و
‫دزدیدن چندتا کوزه

363
00:18:46,910 --> 00:18:51,590
‫هیچ کاری مهمی تو زندگیم نکردم

364
00:18:54,590 --> 00:18:56,880
‫بیتلیگ،
‫دیگه زیادی درگیرش شدی

365
00:18:56,880 --> 00:19:00,680
‫و این شاید همون حواس‌پرتی‌ای باشه که
‫جونت رو به خطر میندازه

366
00:19:01,350 --> 00:19:04,260
‫و واقعاً نمی‌تونم از دستت بدم

367
00:19:07,310 --> 00:19:08,431
‫جداً؟

368
00:19:08,516 --> 00:19:09,600
‫آره

369
00:19:10,600 --> 00:19:12,270
‫دیدی، رئیس‌بازی در نمیارم

370
00:19:12,270 --> 00:19:14,320
‫حساسم و نصیحت‌های خوبی هم می‌کنم

371
00:19:14,320 --> 00:19:15,650
‫آره

372
00:19:16,150 --> 00:19:17,240
‫برو بچه‌ها رو پیدا کن

373
00:19:19,110 --> 00:19:21,740
‫- همین حالا. بجنب
‫- باشه. ممنون

374
00:19:21,740 --> 00:19:23,490
‫مراقب هم باش

375
00:19:23,490 --> 00:19:26,660
‫برام سوال شده بود که شما دو نفر
‫دوتا بچه‌ی ژولیده پولیده ندیدین؟

376
00:19:26,660 --> 00:19:27,900
‫بچه‌ی ژولیده پولیده؟

377
00:19:27,900 --> 00:19:29,960
‫- این طرف‌ها؟
‫- آره،‌ این طرف‌ها

378
00:19:29,960 --> 00:19:32,460
‫کلی بچه‌ی ژولیده پولیده این طرف‌ها هست

379
00:19:32,460 --> 00:19:35,050
‫آره. همش این دور و بر می‌پلکن و
‫بی‌تربیت هم هستن

380
00:19:35,050 --> 00:19:36,420
‫این درست نیست

381
00:19:44,510 --> 00:19:46,010
‫مایکل جوردن

382
00:19:48,890 --> 00:19:50,020
‫دست چپ

383
00:19:51,400 --> 00:19:53,690
‫روز خوبیـه.
‫این لحظه رو میگم.

384
00:19:53,690 --> 00:19:55,690
‫لحظه‌ی فوق‌العاده‌ایـه

385
00:19:55,690 --> 00:19:57,400
‫آره، لحظه‌ی استثنائی‌ایـه

386
00:20:04,910 --> 00:20:06,740
‫وای.
‫من آوردمش اینجا.

387
00:20:09,660 --> 00:20:12,420
‫خیلی ممنونم با...
‫مایکی

388
00:20:12,920 --> 00:20:15,380
‫امروز بهترین روز عمرم بود.
‫واقعاً ممنونم.

389
00:20:15,380 --> 00:20:17,880
‫باشه بابا رفیق، آروم باش.
‫باز هم بازی می‌کنیم.

390
00:20:17,880 --> 00:20:21,010
‫آره اما خیلی نمی‌بینمت و
‫تو هم یادت میره

391
00:20:21,010 --> 00:20:22,430
‫چرا دیگه خیلی نمی‌بینمت؟

392
00:20:22,430 --> 00:20:24,220
‫به‌خاطر تعهدات کاری.

393
00:20:24,220 --> 00:20:25,470
‫تعهدات کاری؟

394
00:20:25,470 --> 00:20:27,560
‫باید برم.
‫دوستت دارم.

395
00:20:29,220 --> 00:20:30,730
‫اون دیگه چه کوفتیـه؟

396
00:20:30,730 --> 00:20:33,650
‫- شیطانـه. برو داخل
‫- باشه بابا

397
00:20:34,560 --> 00:20:37,610
‫اون دنبال من و دوستامـه.
‫یادت باشه.

398
00:20:37,610 --> 00:20:39,030
‫نقشه رو بده!

399
00:20:39,030 --> 00:20:40,530
‫جاخالی بده!

400
00:20:45,200 --> 00:20:47,410
‫- چی؟
‫- یادت بمونه!

401
00:20:47,410 --> 00:20:50,790
‫بترس!
‫یادت بمونـه!

402
00:20:50,790 --> 00:20:51,750
‫بابا!

403
00:20:58,960 --> 00:21:00,710
‫مِی بعدش چی گفت؟

404
00:21:00,710 --> 00:21:02,260
‫قبول کرد

405
00:21:02,260 --> 00:21:05,300
‫- نه.
‫- آره. معلومـه.

406
00:21:07,850 --> 00:21:09,100
‫خوبی داداش؟

407
00:21:12,270 --> 00:21:14,650
‫- رنگت عین گچ سفید شده
‫- آره، مگه نه؟

408
00:21:16,270 --> 00:21:18,900
‫- چیشده؟ چیـه؟
‫- اِلسی، سید. من باید برم

409
00:21:23,950 --> 00:21:25,070
‫اون اینجاس

410
00:21:26,490 --> 00:21:29,540
‫فکر می‌کردم می‌خوای
‫ بواسیر وینی رو برات تعریف کنم

411
00:21:50,430 --> 00:21:51,430
‫وای نه

412
00:21:52,770 --> 00:21:54,520
‫الان وقتیـه که می‌میرم؟

413
00:21:54,520 --> 00:21:56,060
‫آره، احتمالاً

414
00:21:57,480 --> 00:22:00,690
‫ببخشید که روی دیوار دسشتویی و سالن
‫نقاشی کشیدم

415
00:22:00,690 --> 00:22:04,240
‫ببخشید که به خانم فیتزوری فحش دادم و
‫گفتم از تو یاد گرفتم

416
00:22:04,240 --> 00:22:05,860
‫البته از خودت یاد گرفته بودم

417
00:22:09,660 --> 00:22:11,080
‫سلام

418
00:22:11,080 --> 00:22:14,040
‫از طرف خدمات اجتماعی اومدیم.
‫شما به‌خاطر یه بچه‌ی مضطرب زنگ زده بودین؟

419
00:22:14,040 --> 00:22:17,580
‫آره. وقتی اومد
‫خیلی کثیف و سردرگم بود

420
00:22:17,580 --> 00:22:20,500
‫کار درستی کردین زنگ زدین.
‫ما ازش مراقبت می‌کنیم.

421
00:22:20,500 --> 00:22:22,420
‫آره، آخه دندون‌هاش رو
‫با چوب مسواک می‌زنـه.

422
00:22:22,420 --> 00:22:23,340
‫با چوب؟

423
00:22:23,340 --> 00:22:26,760
‫عزیزم، یکی اومده اینجا کمکت کنـه

424
00:22:29,510 --> 00:22:30,970
‫سف، چی‌کار می‌کنی؟

425
00:22:31,760 --> 00:22:32,600
‫مامان‌مونـه

426
00:22:32,600 --> 00:22:35,020
‫- می‌خوام با خودمون بیارمش
‫- نمیشه که

427
00:22:35,020 --> 00:22:38,020
‫باید زندگیش رو بکنـه،
‫وگرنه ممکنه به دنیا نیایم

428
00:22:38,020 --> 00:22:39,940
‫من می‌خوام نجاتش بدم کوین

429
00:22:39,940 --> 00:22:43,860
‫وای نه

430
00:22:45,030 --> 00:22:48,200
‫لیسا رو ول کن.
‫باهامون بیا عزیزم.

431
00:22:48,200 --> 00:22:50,740
‫آره، متوجهیم که مادرت رو
‫از دست دادی

432
00:22:50,740 --> 00:22:53,740
‫اما تو که دلت نمی‌خواد لیسا هم
‫مادرش رو از دست بده، می‌خوای؟

433
00:23:01,250 --> 00:23:02,750
‫میشه بغلت کنم؟

434
00:23:05,800 --> 00:23:07,420
‫خیلی دوستت دارم

435
00:23:08,090 --> 00:23:10,140
‫خب دیگه،
‫ولش کن لطفاً

436
00:23:11,600 --> 00:23:14,310
‫سف، باید بریم.
‫دوستت دارم مامان.

437
00:23:14,310 --> 00:23:16,600
‫از دیدن‌تون خوشحال شدم.
‫وقتی نوزاد شدم می‌بینم‌تون.

438
00:23:16,600 --> 00:23:17,600
‫این بچه‌ها کمک می‌خوان

439
00:23:17,600 --> 00:23:19,520
‫- برگردین اینجا!
‫- مامان‌جون زن مهربونی بود

440
00:23:19,520 --> 00:23:21,020
‫آدم دهن‌لقیـه!

441
00:23:25,730 --> 00:23:26,780
‫هی، شیطان!

442
00:23:27,320 --> 00:23:28,900
‫- سف!
‫- من رو یادت میاد؟

443
00:23:30,000 --> 00:23:31,870
‫اگه فکر می‌کنی خیلی گردن‌کلفتی،
‫بیا جلو!

444
00:23:31,870 --> 00:23:33,080
‫سف!
‫نه

445
00:23:33,580 --> 00:23:34,580
‫بدو!

446
00:23:38,710 --> 00:23:39,710
‫بوگندو!

447
00:24:02,230 --> 00:24:03,400
‫ویجیت!

448
00:24:03,400 --> 00:24:04,480
‫فیانا!

449
00:24:04,480 --> 00:24:06,610
‫چیزی که دنبالشم دست توئـه

450
00:24:06,610 --> 00:24:09,650
‫گفتم که.
‫دیگه رابطه‌ی‌ بین‌مون تموم شده‌س.

451
00:24:09,650 --> 00:24:11,780
‫دفعه‌ی اولی که دیدمت
‫با الانم فرق می‌کردم

452
00:24:11,780 --> 00:24:12,860
‫نقشه رو میگم

453
00:24:12,860 --> 00:24:15,530
‫آهان، نقشه...
‫خب... نمی‌تونم بدمش بهت

454
00:24:17,040 --> 00:24:20,000
‫- میشه آروم‌تر بدویم؟ بدن‌درد می‌گیریم
‫- بدو کوین!

455
00:24:25,340 --> 00:24:28,590
‫واقعاً شرمنده‌م.
‫تقصیر منـه که بهتون خوردم.

456
00:24:34,180 --> 00:24:35,180
‫چی؟

457
00:24:35,680 --> 00:24:39,020
‫کوین!
‫تو و پاپریکا رو پیدا کردیم.

458
00:24:39,020 --> 00:24:40,730
‫- سفرون
‫- حالا هرچی

459
00:24:40,730 --> 00:24:42,390
‫شجاعانه بود

460
00:24:42,390 --> 00:24:45,190
‫واقعاً شجاعانه بود.
‫الکی بزرگش نمی‌کنم.

461
00:24:46,060 --> 00:24:49,360
‫یه کار شجاعانه انجام دادم و
‫الکی بزرگش نمی‌کنم. کردم دیگه.

462
00:24:49,360 --> 00:24:50,360
‫فیانا!

463
00:24:52,610 --> 00:24:54,740
‫دو تا فیانا...

464
00:24:56,600 --> 00:24:58,040
‫باید همین حالا از اینجا بریم!

465
00:24:58,040 --> 00:25:00,080
‫شاید اشتباه کردیم اینجا قایم شدیم

466
00:25:00,080 --> 00:25:02,120
‫- چون فکر می‌کنم گیر افتادیم
‫- چی؟

467
00:25:02,120 --> 00:25:03,500
‫یه در پشتی هست!

468
00:25:04,000 --> 00:25:07,420
‫هی، شماها فرار کنین!
‫من باهاش مبارزه می‌کنم!

469
00:25:07,420 --> 00:25:10,420
‫- نه!
‫- نه،‌ بیتلیگ! رئیس‌بازی در نمیارم

470
00:25:10,420 --> 00:25:11,970
‫اما نه بیتلیگ!

471
00:25:11,970 --> 00:25:14,510
‫آره!
‫می‌خوام یه کار مهم بکنم

472
00:25:14,510 --> 00:25:17,100
‫شاید همین کار باشه!
‫بیاین ببینم!

473
00:25:20,520 --> 00:25:21,390
‫مراقب باش!

474
00:25:21,390 --> 00:25:23,350
‫- برین!
‫- برین،‌ برین، برین

475
00:25:25,230 --> 00:25:26,860
‫- تو کی هستی؟
‫- خودت کی هستی؟

476
00:25:26,860 --> 00:25:29,230
‫بیاین جلو!
‫آره!

477
00:25:29,230 --> 00:25:30,780
‫فقط همین؟

478
00:25:31,690 --> 00:25:34,320
‫بدویین!

479
00:25:34,320 --> 00:25:36,740
‫- مشکلی براش پیش نمیاد؟
‫- نمیشه نقشه رو بدیم بهشون؟

480
00:25:36,740 --> 00:25:38,030
‫- نه!
‫- نه!

481
00:25:38,030 --> 00:25:40,660
‫- نمی‌تونیم بذاریم دست شر مطلق به نقشه برسه!
‫- نه

482
00:25:41,910 --> 00:25:43,330
‫باید ولش کنیم

483
00:25:48,170 --> 00:25:51,260
‫خیلی‌خب، نجات‌شون دادین؟
‫فایده داشت؟ الان کجان؟

484
00:25:51,260 --> 00:25:53,300
‫مامان‌بابامون بچه بودن،

485
00:25:55,260 --> 00:25:57,550
‫نابغه، زمان اشتباهی آوردی‌مون

486
00:25:57,550 --> 00:26:01,100
‫خب، باید از این زمان فرار کنیم،
‫قبل این که دست فیاناها بهمون برسـه

487
00:26:01,100 --> 00:26:02,470
‫پس بیتلیگ چی میشه؟

488
00:26:03,520 --> 00:26:04,640
‫فیانا!

489
00:26:07,190 --> 00:26:09,400
‫نه ببخشید،
‫فقط یه جوون عصبانیـه

490
00:26:09,780 --> 00:26:13,480
‫باید به خودمون هشدار بدیم
‫تا بتونیم بچه‌ها رو از دست فیانا نجات بدیم

491
00:26:13,480 --> 00:26:14,530
‫می‌دونی چطوری؟

492
00:26:14,530 --> 00:26:17,990
‫خب، به خودم گفتم درکم از نقشه
‫از چیزی که فکر می‌کنم،‌ بزرگ‌تره

493
00:26:17,990 --> 00:26:18,950
‫هست؟

494
00:26:18,950 --> 00:26:20,280
‫نه

495
00:26:21,450 --> 00:26:23,160
‫زمان تا میشه.
‫زمان تا...

496
00:26:24,000 --> 00:26:26,290
‫زمان تا میشه

497
00:26:26,790 --> 00:26:28,670
‫زمان تا میشه،
‫دوتا معنی داره

498
00:26:29,590 --> 00:26:30,840
زمان به خودش تا میشه

499
00:26:30,840 --> 00:26:33,460
‫و این پورتال‌‌ها
‫با تا شدن نقشه باز میشن!

500
00:26:34,210 --> 00:26:37,510
‫و اگه این نماد ساعت رو
‫ به دوران عصر یخبندان برگردونم،

501
00:26:37,510 --> 00:26:39,390
‫و بعدش تای نقشه رو باز کنم،

502
00:26:39,890 --> 00:26:42,010
‫زمان تا میشه

503
00:26:43,220 --> 00:26:44,600
‫خدای من!

504
00:26:44,600 --> 00:26:47,560
‫درستـه، یادتون باشه،
‫پورتال فقط برای مدت کوتاهی بازه...

505
00:26:47,560 --> 00:26:49,810
‫- باشه، خوبـه
‫- - باید بیشتر درموردش حرف بزنیم

506
00:26:49,810 --> 00:26:52,860
‫نه! اینقدر حرف نزنین و
‫همین حالا راه بیفتین!

507
00:26:52,860 --> 00:26:55,240
‫- <i>یا خدا!</i>
‫- <i>اون‌ها آینده‌مونن؟</i>

508
00:26:55,240 --> 00:26:57,570
‫- <i>اون خودمم</i>
‫- <i>چرا خیس عرقن؟</i>

509
00:26:57,570 --> 00:26:59,240
‫قضیه‌ش طولانیـه،
‫وقت نداریم

510
00:26:59,240 --> 00:27:02,080
‫- <i>من کوشم؟</i>
‫- جون بچه‌ها توی خطره

511
00:27:02,080 --> 00:27:03,870
‫- گندش بزنن
‫- آره، گندش بزنن

512
00:27:03,870 --> 00:27:05,080
<i>‫خیلی می‌ترسم</i>

513
00:27:05,080 --> 00:27:07,040
‫نه!
‫تو فوق‌العاده شجاعی!

514
00:27:07,040 --> 00:27:09,370
‫مشارکت شخصیت مهمـه!

515
00:27:09,370 --> 00:27:11,540
‫- <i>وای، جداً؟</i>
‫- آره! لعنتی!

516
00:27:11,540 --> 00:27:13,420
<i>‫چرا من باهاتون نیستم؟</i>

517
00:27:14,170 --> 00:27:17,010
‫- <i>مُردم؟</i>
‫- معلوم نیست

518
00:27:17,010 --> 00:27:18,630
<i>‫منظورت چیـه که معلوم نیست؟</i>

519
00:27:19,430 --> 00:27:22,760
<i>‫چطوری اون پورتالی که
‫ از توش حرف می‌زنین رو باز کردم؟</i>

520
00:27:22,760 --> 00:27:26,480
‫درکت از نقشه بزرگ‌تر از چیزیـه
‫که فکر می‌کنی

521
00:27:26,480 --> 00:27:31,770
‫- <i>جداً؟</i>
‫- آره زمان تا میشه! فهمیدی؟

522
00:27:34,020 --> 00:27:35,400
<i>‫نه،‌ نمی‌فهمم،‌ نه</i>

523
00:27:36,820 --> 00:27:38,900
‫- <i>چه اتفاقی برامون افتاده؟</i>
‫- <i>منظورت چیـه که معلوم نیست؟</i>

524
00:27:38,900 --> 00:27:42,200
‫نه! اینقدر سوال نکینن.
‫همین حالا باید برین!

525
00:27:42,200 --> 00:27:44,990
‫- <i>باشه بابا. آروم باش.</i>
‫- <i>هی. وایسین!</i>

526
00:27:49,210 --> 00:27:50,710
‫چرا همش این کار رو می‌کنین؟

527
00:27:50,710 --> 00:27:52,380
‫شبیه دوست‌دختر سابقمی!

528
00:27:52,380 --> 00:27:54,040
‫چه مرد خوش‌شانسی

529
00:27:54,800 --> 00:27:58,470
‫لعنتی، مجبور بودم به خودم بگم شجاعم؟
‫همش خودنمایی!

530
00:27:58,470 --> 00:28:00,470
‫من هم دوباره گفتم «زمان تا میشه»

531
00:28:00,470 --> 00:28:02,390
‫دقیقاً همون حرف‌ها رو زدیم

532
00:28:02,390 --> 00:28:04,680
‫نه،
‫من رئیس‌بازی در نیوردم

533
00:28:04,680 --> 00:28:05,760
‫سلام بچه‌ها

534
00:28:06,470 --> 00:28:07,810
‫زنده‌ای!

535
00:28:07,810 --> 00:28:09,640
‫- معلومه
‫- فکر می‌کردم مُردی

536
00:28:09,640 --> 00:28:11,080
‫داشتی با دوتا فیانا می‌جنگیدی

537
00:28:11,080 --> 00:28:13,440
‫آره، فکر می‌کردم جفت‌شون
‫قراره برنده شن

538
00:28:13,440 --> 00:28:17,280
‫راستی، فیانا،
‫دوست‌دختر سابقت، جنگجوی خوبیـه

539
00:28:17,280 --> 00:28:19,860
‫اما بعدش با هم بحث‌شون شد

540
00:28:19,860 --> 00:28:22,910
‫من هم از دست‌شون در رفتم

541
00:28:22,910 --> 00:28:25,780
‫- و رفتم مرکز خرید...
‫- صبر کن، باید بریم

542
00:28:25,780 --> 00:28:28,250
‫ببینین، واسه دوشاخ دارو پیدا کردم

543
00:28:28,250 --> 00:28:31,540
‫یه کتاب هم واسه‌ی‌ درمان آسیب‌ها گرفتم

544
00:28:31,540 --> 00:28:33,790
‫این همون کار مهمیـه که
‫توی زندگیم می‌کنم

545
00:28:34,750 --> 00:28:40,090
‫دارم میگم وقتی من تو زمانی بودم که
‫الان تو هستی، این اتفاق نیفتاد

546
00:28:40,090 --> 00:28:42,430
‫- چرا؟ یعنی چیزی عوض شده؟
‫- آره

547
00:28:42,430 --> 00:28:43,800
‫آلتو، بریم!

548
00:28:44,640 --> 00:28:46,140
‫فیانا!

549
00:29:02,450 --> 00:29:06,030
‫خب، الان پات رو درمان می‌کنیم.
‫تو صفحه‌ی ۳۰‌ نوشتـه

550
00:29:12,000 --> 00:29:14,000
‫دوباره شکست خوردم

551
00:29:16,000 --> 00:29:21,300
‫کوین، این دنیا چیزای زیادی داره که
‫ما ازش خبر نداریم

552
00:29:21,300 --> 00:29:24,760
‫نمی‌دونیم امکانش هست که
‫جلوی اتفاقات بزرگ رو بگیریم یا نه

553
00:29:24,760 --> 00:29:27,930
‫اتفاقاتی مثل مرگ.
‫ما امتحان کردیم.

554
00:29:27,930 --> 00:29:29,390
‫سعی کردیم سوزان رو نجات بدیم.

555
00:29:29,390 --> 00:29:31,350
‫- آره
‫- چه اتفاقی براش افتاد؟

556
00:29:31,350 --> 00:29:34,690
‫از یه صخره پرت شد پایین و
‫زیر یه تخته‌سنگ بزرگ لِه شد

557
00:29:34,690 --> 00:29:36,150
‫خیلی قاطعانه بود

558
00:29:36,150 --> 00:29:39,150
‫صخره خطرناک بود اما
‫تخته‌سنگ دیگه چی می‌‌گفت؟

559
00:29:39,150 --> 00:29:41,940
‫و هرچقد هم تلاش کردیم تا
به قبل اون زمان برسیم،

560
00:29:41,940 --> 00:29:45,450
‫همیشه درست بعدش می‌رسیدیم

561
00:29:45,450 --> 00:29:46,660
‫اما ناامید نشدیم

562
00:29:46,660 --> 00:29:47,820
‫پس هنوز تلاش می‌کنین؟

563
00:29:47,820 --> 00:29:49,450
‫خب نه.
‫بالاخره ناامید شدیم.

564
00:29:50,160 --> 00:29:53,540
‫بعضی‌وقتا بهتره یه نفس بکشی و
‫فراموش کنی

565
00:29:59,040 --> 00:30:02,090
‫صبر کن.
‫اونا اینجا نیستن.

566
00:30:02,090 --> 00:30:03,010
‫چی؟

567
00:30:03,010 --> 00:30:04,630
‫نگاه کن،
‫زغال‌سنگ نیست

568
00:30:05,510 --> 00:30:07,550
‫وایسا ببینم، ما...

569
00:30:08,760 --> 00:30:10,280
‫تاریخ رو تغییر دادین؟

570
00:30:12,930 --> 00:30:14,180
‫دنبال منـه!

571
00:30:17,100 --> 00:30:18,440
<i>‫الو؟</i>

572
00:30:19,060 --> 00:30:20,520
<i>‫الو،‌ صدام میاد؟</i>

573
00:30:20,520 --> 00:30:22,400
<i>‫صدام رو می‌شنوین؟
‫صدام میاد؟</i>

574
00:30:22,400 --> 00:30:23,490
‫این دیگه چیه؟

575
00:30:23,490 --> 00:30:25,900
<i>‫آره منم،
‫شر مطلق</i>

576
00:30:25,900 --> 00:30:27,660
<i>‫ردتون رو گرفتم</i>

577
00:30:27,660 --> 00:30:32,580
<i>‫سارقان زمان و رهبرشون،
‫کسی که بهش میگن...</i>

578
00:30:32,580 --> 00:30:34,200
‫- پنه‌لوپه
‫- <i>کوین</i>

579
00:30:34,790 --> 00:30:37,420
‫راستش نه.
‫ما اصلاً رهبری نداریم،

580
00:30:37,420 --> 00:30:38,920
<i>‫اما درواقع...</i>

581
00:30:38,920 --> 00:30:40,540
‫چیزی که می‌خوام
‫دست شماس

582
00:30:40,540 --> 00:30:43,840
‫طرح بنیادی زمان و فضای دنیا

583
00:30:43,840 --> 00:30:45,170
‫- نه، اصلاً...
‫- نه!

584
00:30:45,170 --> 00:30:46,630
‫نه، فکر نکنم دست ما باشه

585
00:30:46,630 --> 00:30:48,390
‫- پیش ما نیست
‫- نداریمش

586
00:30:48,390 --> 00:30:49,470
‫شما بهش میگین نقشه

587
00:30:49,470 --> 00:30:51,220
‫- آها، آره
‫- دست ویجیتـه

588
00:30:51,220 --> 00:30:52,890
‫هیچوقت دستت بهش نمی‌رسـه

589
00:30:52,890 --> 00:30:55,980
‫حق داری بگی.
‫اما یه چیزی هم پیش منـه که شما دنبالشین.

590
00:30:55,980 --> 00:30:58,100
‫و آماده‌م تا معاوضه‌ش کنم

591
00:30:58,100 --> 00:31:01,210
<i>‫روز اول که اومدیم اینجا
‫پرسیدم برنامه «زوم» رو دارین یا نه</i>

592
00:31:01,210 --> 00:31:02,400
<i>‫و تو پام رو آتیش زدی</i>

593
00:31:02,400 --> 00:31:04,480
<i>‫اسمش «زوم» نیست،
‫جادوی شره</i>

594
00:31:04,480 --> 00:31:06,490
<i>‫می‌تونم یه شبکه برات راه بندازم.
‫سیگنالش هم تقویت کنم.</i>

595
00:31:06,490 --> 00:31:07,450
‫مامان و بابان؟

596
00:31:07,450 --> 00:31:10,410
‫- صداشون که مثل اوناس. مامان؟ بابا؟
‫- <i>کاملاً‌ درست میگین</i>

597
00:31:10,410 --> 00:31:12,530
<i>‫کوین! سفرون!</i>

598
00:31:12,530 --> 00:31:14,240
‫اینا کی‌ان کنارتونن؟

599
00:31:14,240 --> 00:31:15,200
‫مامان

600
00:31:15,200 --> 00:31:17,290
‫من پیش کوین و رفیقای جدیدشم

601
00:31:17,290 --> 00:31:20,040
‫- باشه. خیلی‌خب
‫- من رفیق تو نیستم

602
00:31:20,540 --> 00:31:24,920
‫مامان، بابا.
‫فکر می‌کردیم شما مُردین. مُرده بودین

603
00:31:24,920 --> 00:31:26,340
‫- <i>نمردیم</i>
‫- <i>نمردیم</i>

604
00:31:26,340 --> 00:31:30,260
‫سفرون، ما موفق شدیم.
‫نجات‌شون دادیم.

605
00:31:30,260 --> 00:31:33,100
‫نه، کوین. خودمون، خودمون رو نجات دادیم.
‫مگه نه لیسا؟

606
00:31:33,100 --> 00:31:34,140
‫درستـه مایک

607
00:31:34,140 --> 00:31:35,890
<i>‫شما عین بچه‌های لوس گریه کردین و...</i>

608
00:31:35,890 --> 00:31:37,810
<i>‫من ابتکار به خرج دادم</i>

609
00:31:37,810 --> 00:31:40,350
‫از بچگی درمورد این شیطان
‫کابوس می‌دیدم

610
00:31:40,350 --> 00:31:44,070
‫و همونطور که می‌دونین، من هم برای
‫ موقعیت‌های گروگان‌گیری تمرین دیدم

611
00:31:44,070 --> 00:31:48,530
‫چون وقتی بچه بودم،
‫ نزدیک بود یه دختر یتیم وحشی، بدزدتم

612
00:31:48,530 --> 00:31:50,410
<i>‫برای همین آماده بودیم</i>

613
00:31:54,990 --> 00:31:57,040
‫خودشـه.
‫شیطان اینجاس.

614
00:31:57,040 --> 00:31:58,660
‫لطفاً کاری بهمون نداشته باش

615
00:31:58,660 --> 00:32:00,710
‫هر درخواستی داشته باشی رو قبول می‌کنیم

616
00:32:00,710 --> 00:32:03,750
‫طبق دستورات‌العمل‌هات عمل می‌کنیم

617
00:32:09,470 --> 00:32:11,680
<i>‫خب دیگه،
‫جلسه‌ی خونوادگی خوبی بود</i>

618
00:32:11,680 --> 00:32:14,350
<i>‫اگه می‌خواین دوباره
‫مامان‌باباتون رو زنده ببینین</i>

619
00:32:14,350 --> 00:32:18,020
‫نقشه رو به قلعه‌ی تاریکی جاودان بیارین

620
00:32:18,020 --> 00:32:20,020
‫منتظر می‌مونم

621
00:32:21,140 --> 00:32:22,730
‫مراقب خودتون باشین

622
00:32:22,730 --> 00:32:24,400
‫خدافظ

623
00:32:34,910 --> 00:32:37,580
‫موفق شدیم.
‫مامان و بابا نمردن.

624
00:32:37,580 --> 00:32:39,250
‫نه، بدتر

625
00:32:40,000 --> 00:32:41,040
‫بدتر از مُردن؟

626
00:32:41,040 --> 00:32:42,920
‫آره.
‫یه کوچولو بدتر.

627
00:32:42,920 --> 00:32:46,550
‫خب پس باید قلعه‌ی تاریکی رو پیدا کنیم و

628
00:32:46,550 --> 00:32:47,960
‫مامان بابا‌مون رو نجات بدیم

629
00:32:47,960 --> 00:32:49,670
‫اما اونجا توی دوران افسانه‌هاس

630
00:32:49,670 --> 00:32:51,430
‫اجازه نداریم بریم اونجا

631
00:32:51,430 --> 00:32:53,550
‫- چرا؟
‫- چون دورانیـه که شر مطلق زندگی می‌کنـه

632
00:32:53,550 --> 00:32:55,260
‫- خب؟
‫- خب اون شره

633
00:32:55,260 --> 00:32:56,390
‫شر مطلقـه

634
00:32:57,600 --> 00:33:00,560
‫- خب؟
‫- و خب مامان‌باباهاتون اونقدرا عالی نیستن

635
00:33:02,640 --> 00:33:06,110
‫منظورش چی بود که شما مُردین؟

636
00:33:06,110 --> 00:33:08,570
‫- نمی‌دونم
‫- تجربه‌ش رو نداشتم

637
00:33:08,570 --> 00:33:09,820
‫- نمردن
‫- نمردن

638
00:33:09,820 --> 00:33:12,110
‫شاید موقع سفر در زمان
‫چیزی رو عوض کردن و

639
00:33:12,110 --> 00:33:15,370
‫و مسیر زندگی‌تون رو عوض کردن

640
00:33:15,370 --> 00:33:18,370
‫خفه شو جان.
‫این اصلاً امکان نداره.

641
00:33:25,130 --> 00:33:27,250
‫نه راستش،
‫امکان داره

642
00:33:28,460 --> 00:33:30,170
‫کاملاً امکان داره

643
00:33:35,470 --> 00:33:38,430
‫شیش هفته‌ی دیگه پاش رو از گچ در بیارین

644
00:33:38,430 --> 00:33:42,520
‫و اگه دوشاخ درد داشت
‫سه تا از این‌ها بهش بدین

645
00:33:42,520 --> 00:33:44,060
‫یک! دو! سه!

646
00:33:44,060 --> 00:33:45,020
‫الان بخوره؟

647
00:33:45,020 --> 00:33:46,480
‫- الان بخوره!
‫- بخوره؟

648
00:33:46,480 --> 00:33:48,480
‫نه،‌ اینا رو نخور

649
00:33:48,480 --> 00:33:50,030
‫- سه‌تا
‫- سه‌تا الان بخوره. باشه.

650
00:33:50,030 --> 00:33:51,320
‫نه، این رو نخور

651
00:33:51,320 --> 00:33:52,440
‫- واسه دوشاخـه
‫- «پنه‌په»

652
00:33:52,440 --> 00:33:53,530
‫بله؟

653
00:33:53,530 --> 00:33:55,660
‫من و کاگا الان با همیم

654
00:33:55,660 --> 00:33:57,070
‫- آره
‫- سوز

655
00:33:57,820 --> 00:34:00,790
‫باشه.
‫منطقیـه. خوبـه.

656
00:34:00,790 --> 00:34:02,000
‫حسودیت شد؟

657
00:34:02,000 --> 00:34:03,410
‫نه

658
00:34:03,410 --> 00:34:05,750
‫آره، حسودیت شده

659
00:34:06,630 --> 00:34:09,130
‫- حسودیش شده دیگه؟
‫- نه راستش

660
00:34:09,130 --> 00:34:10,670
‫از من سوءاستفاده کردی؟

661
00:34:11,260 --> 00:34:13,840
‫- نه
‫- چرا، تو سوءاستفاده‌گری

662
00:34:13,840 --> 00:34:16,880
‫- مگه نه؟ مشکوکی
‫- نه، نیستم!

663
00:34:16,880 --> 00:34:19,810
‫- من مشکوک نیستم! نه، نیستم!
‫- خیلی مشکوکی. خیلی مشکوکی

664
00:34:21,720 --> 00:34:24,810
‫- داری میری سف؟
‫- آره

665
00:34:26,100 --> 00:34:28,520
‫باید دوباره خونواده‌م رو نجات بدم

666
00:34:29,400 --> 00:34:31,570
‫ممنون که تمام این مدت
‫مراقبم بودی

667
00:34:31,570 --> 00:34:32,610
‫کاری نکردم سف

668
00:34:34,476 --> 00:34:35,490
‫بعداً می‌بینم‌تون

669
00:34:37,030 --> 00:34:38,200
‫فعلاً!

670
00:34:38,200 --> 00:34:39,740
‫آره، فعلاً

671
00:34:39,740 --> 00:34:41,490
‫- خدافظ خواهر
‫- خدافظ خواهر

672
00:34:41,490 --> 00:34:42,580
‫- خدافظ
‫- خدافظ سف

673
00:34:42,580 --> 00:34:44,040
‫- خدافظ
‫- فعلاً خدافظ

674
00:34:48,960 --> 00:34:50,630
‫خدافظ گرانت

675
00:34:55,260 --> 00:34:57,510
‫خفه‌شو کوین!

676
00:34:58,590 --> 00:35:03,430
‫خب نقشه‌خون،
‫راه رسیدن به قلعه‌ی تاریکی رو نشون‌مون بده

677
00:35:03,430 --> 00:35:05,340
‫خیلی خطرناکـه.
‫نمی‌خواین برین اونجا.

678
00:35:05,340 --> 00:35:06,560
‫- باید بریم
‫- ببخشید

679
00:35:06,560 --> 00:35:09,560
‫منظورم این بود که خیلی خطرناکه،
‫نمی‌خوام برم اونجا

680
00:35:09,560 --> 00:35:11,320
‫چطوری می‌تونیم برسیم اونجا ویجیت؟

681
00:35:11,320 --> 00:35:13,860
‫خب، اینجاس

682
00:35:16,570 --> 00:35:18,410
‫وای نه.
‫گم شده.

683
00:35:18,410 --> 00:35:19,530
‫چی؟

684
00:35:19,530 --> 00:35:21,070
‫آره، گم شده

685
00:35:21,070 --> 00:35:22,950
‫دوران افسانه‌ها توی گوشه‌ی گم‌شده‌س

686
00:35:24,700 --> 00:35:26,620
‫پس باید بریم اون گوشه رو پیدا کنیم

687
00:35:29,370 --> 00:35:30,500
‫گوشه پیدا کنیم؟

688
00:35:30,500 --> 00:35:32,250
‫بیاین احمقا

689
00:35:32,250 --> 00:35:35,210
‫- بعداً‌ هم رو می‌بینیم سف!
‫- فعلاً!

690
00:35:35,734 --> 00:35:55,734
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

