﻿1
00:00:01,500 --> 00:00:04,880
‫« بر اساس رویدادهای واقعی »

2
00:00:04,880 --> 00:00:08,970
‫« برخی از عناصر به مقاصد نمایشی
‫به صورت داستانی درآمده‌ یا ساخته شده‌اند »
‫

3
00:00:09,800 --> 00:00:11,510
‫آنچه در «زیر پل» گذشت.

4
00:00:11,510 --> 00:00:13,510
‫هی،
‫می‌دونین چی‌کار باید بکنیم؟

5
00:00:13,510 --> 00:00:15,470
<i>‫نظرتون چیه بمونیم خونه
‫و پنکیک درست کنیم؟</i>

6
00:00:15,470 --> 00:00:17,180
<i>‫مگه این کار رو دوست نداشتی؟
‫که واسه شام صبحونه بخوری.</i>

7
00:00:17,180 --> 00:00:18,810
‫نه، شام واسه صبحونه بود.

8
00:00:18,810 --> 00:00:21,060
‫گیب این کار رو دوست داشت
‫نه من.

9
00:00:21,060 --> 00:00:24,810
‫ببخشید که بهت نگفتم اومدم. نمی‌دونستم
‫ اصلاً دلت می‌خواد من رو ببینی یا نه.

10
00:00:24,820 --> 00:00:26,740
‫خب بگو ببینم قضیه از چه قراره؟

11
00:00:26,740 --> 00:00:28,950
‫فکرکنم تو رو توی ایستگاه پلیس دیدم، نـه؟

12
00:00:28,950 --> 00:00:30,030
‫آره.

13
00:00:30,030 --> 00:00:33,030
‫ربکا داره درمورد من کتاب می‌نویسه؛
‫قراره با هم بریم نیویورک.

14
00:00:33,076 --> 00:00:36,155
‫جوزفین بل دختر زیاد خوبی نیست.

15
00:00:36,240 --> 00:00:38,455
‫منتظر موندم تا بره کنار نرده‌های پل...

16
00:00:38,540 --> 00:00:40,521
‫و بعدش...
‫هُلش دادم.

17
00:00:40,606 --> 00:00:42,670
‫رینا مُرده.
‫همین الان جسدش رو پیدا کردن.

18
00:00:42,670 --> 00:00:45,050
‫ساعت چند رفتی خونه‌تون؟

19
00:00:45,050 --> 00:00:47,831
‫حدود ۱۱:۴۵.

20
00:00:47,916 --> 00:00:49,470
‫جوزفین چی؟

21
00:00:49,923 --> 00:00:52,323
<i>‫اون یکم دیرتر از من برگشت.</i>

22
00:00:54,890 --> 00:00:55,970
‫لعنتی!

23
00:00:56,280 --> 00:00:59,230
‫دختره رو پیدا کردن!

24
00:01:03,730 --> 00:01:05,110
‫ یعنی چی آخه...

25
00:01:06,480 --> 00:01:07,520
‫مُرده؟

26
00:01:07,980 --> 00:01:14,980
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

27
00:01:14,980 --> 00:01:21,980
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

28
00:01:21,980 --> 00:01:28,980
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

29
00:01:34,860 --> 00:01:35,810
‫واسه...

30
00:01:35,810 --> 00:01:39,220
‫واسه چی اون خانم اومد اینجا...

31
00:01:39,470 --> 00:01:41,310
‫و بهمون گفت که حالش خوبه؟

32
00:01:41,770 --> 00:01:45,270
‫- که با پای خودش از اونجا رفته؟
‫- بله خب...

33
00:01:45,270 --> 00:01:47,440
‫پرونده‌ی پیچیده‌ایه.

34
00:01:47,440 --> 00:01:51,400
‫با کلی شایعات و اطلاعات غلط
‫ سر و کار داشتیم.

35
00:01:55,820 --> 00:01:58,820
‫آقای ورک،
‫ببخشید که این رو ازتون می‌خوام...

36
00:02:00,330 --> 00:02:03,330
‫اما باید باهام بیاین سردخونه
‫و جسد رو شناسایی کنین.

37
00:02:06,750 --> 00:02:09,380
‫- قربان؟
‫- نمی‌تونم.

38
00:02:09,380 --> 00:02:11,170
‫من...

39
00:02:11,970 --> 00:02:14,510
‫تا این کار رو نکنین،
‫نمی‌تونیم به روند کار...

40
00:02:14,680 --> 00:02:16,460
‫نمی‌تونم.

41
00:02:17,040 --> 00:02:18,230
‫خودم میام.

42
00:02:40,620 --> 00:02:42,710
<i>‫چیزی که تا الان مشخص شده،</i>

43
00:02:42,710 --> 00:02:44,370
<i>‫موقعیت جسد اون دختره.</i>

44
00:02:44,370 --> 00:02:47,960
<i>‫امروز بعد از ظهر،
‫در نزدیکی «کریگ فلاور و ادمرالز،</i>

45
00:02:47,960 --> 00:02:51,000
<i>‫ماموران پلیس سوار بر هلی‌کوپتر
‫یک جسد رو توی آب پیدا کردند.</i>

46
00:02:51,000 --> 00:02:54,300
<i>‫تیم‌های غواصی حدوداً ۲:۳۰ بعد از ظهر
‫جسد رو پیدا کردند.</i>

47
00:02:54,300 --> 00:02:56,890
<i>‫تحقیقات‌شون اون‌ها رو به ۸ کودک</i>

48
00:02:56,890 --> 00:02:59,010
<i>‫در بازه‌های سنی ۱۴ تا ۱۶ رسونده</i>

49
00:02:59,010 --> 00:03:01,470
<i>‫که معتقدن اون‌ها مسئول قتل اون دختر هستند.</i>

50
00:03:15,980 --> 00:03:19,740
‫من که به همه گفتم بس کنین،
‫پس حالا چرا مرده؟

51
00:03:19,740 --> 00:03:20,780
‫از جو بپرس.

52
00:03:24,540 --> 00:03:25,580
‫من نکشتم‌ـش.

53
00:03:27,120 --> 00:03:28,200
‫چی؟

54
00:03:28,210 --> 00:03:29,920
‫چی داری میگی؟

55
00:03:30,790 --> 00:03:32,920
‫خودت اون مزخرفات رو تو گورج گفتی.

56
00:03:32,920 --> 00:03:35,090
‫کدوم مزخرفات؟

57
00:03:36,720 --> 00:03:39,500
‫باشه بابا،
‫حالا شاید یکم گنده‌‌ـش کرده باشم.

58
00:03:40,460 --> 00:03:42,280
‫که چی؟

59
00:03:42,500 --> 00:03:44,350
‫فکر نمی‌کردم که واقعاً مرده باشه.

60
00:03:44,350 --> 00:03:46,270
‫پس چرا داری به همه میگی
‫که این کار رو کردی؟

61
00:03:46,980 --> 00:03:49,900
‫اگه رینا یهو تو این پارتی پیداش می‌شد
‫می‌خواستی چه غلطی بکنی؟

62
00:03:49,900 --> 00:03:51,230
‫نمی‌دونم.

63
00:03:53,230 --> 00:03:55,340
‫بهش می‌خندیدم؟

64
00:03:59,280 --> 00:04:00,780
‫ای خدا.

65
00:04:01,960 --> 00:04:04,660
‫می‌دونین که سلیطه احتمالاً خودش رو کشته
‫تا من رو جلو بقیه خراب کنه.

66
00:04:04,660 --> 00:04:06,170
‫بس کن جو.

67
00:04:11,250 --> 00:04:13,250
‫نمی‌دونیم به کی میشه اعتماد کرد.

68
00:04:15,550 --> 00:04:18,120
‫برای همین نباید با هیشکی حرف بزنین.

69
00:04:19,010 --> 00:04:20,510
‫فعلاً فقط...

70
00:04:21,350 --> 00:04:25,940
‫برمی‌گردیم بیرون...
‫و طبیعی رفتار می‌کنیم.

71
00:04:27,180 --> 00:04:28,600
‫فهمیدین؟

72
00:04:35,900 --> 00:04:37,280
‫بریم.

73
00:04:53,130 --> 00:04:54,510
‫چیشده؟

74
00:04:56,670 --> 00:04:58,420
‫جوزفین اون رو کشته.

75
00:05:03,850 --> 00:05:05,350
‫کی این رو بهت گفته؟

76
00:05:06,220 --> 00:05:09,220
‫خودش.
‫همین حالا از خونه کانر فیلدز اومدم.

77
00:05:09,810 --> 00:05:11,810
‫آره خب،
‫بهت دروغ گفته.

78
00:05:11,810 --> 00:05:13,980
‫منظورت چیه؟

79
00:05:14,600 --> 00:05:17,380
‫می‌دونستی که جدیداً
‫ساعت خاموشی سون اوکس، شده ۱۲ شب؟

80
00:05:17,380 --> 00:05:18,320
‫ورودیش رو زده.

81
00:05:18,320 --> 00:05:21,740
‫- اونطوری امکان نداشت سر وقت برسه خونه.
‫- از کجا می‌دونی؟

82
00:05:24,410 --> 00:05:26,330
‫مدرک داره.

83
00:05:26,330 --> 00:05:29,750
‫رینا ساعت ۱۱:۴۷ زنده بوده.
‫تو ویدیو هست.

84
00:05:30,250 --> 00:05:31,750
‫خودم رانندگی کردم.

85
00:05:31,750 --> 00:05:34,130
‫داشتم با سرعت ۱۵۰ تا می‌رفتم،

86
00:05:34,130 --> 00:05:36,220
‫تک تک چراغ قرمزها رو رد کردم.
‫اما باز هم نشد.

87
00:05:37,300 --> 00:05:39,720
‫امکان نداشته که جوزفین
‫سر وقت برسه سون اوکس.

88
00:05:39,720 --> 00:05:41,390
‫- اصلاً نمیشه.
‫- یعنی چی؟

89
00:05:41,720 --> 00:05:44,930
‫نمی‌فهمم که چرا بهم دروغ گفته.

90
00:05:44,930 --> 00:05:47,470
‫نکنه شدین رفیق گرمابه و گلستان هم؟

91
00:05:47,470 --> 00:05:49,640
‫می‌دونی که این پرونده هنوز بازه دیگه؟

92
00:05:49,640 --> 00:05:51,980
‫آره، می‌دونم.
‫می‌خوام هم بهت کمک کنم.

93
00:05:53,560 --> 00:05:56,730
‫چه کمکی دقیقاً؟
‫کمک واسه انجام وظیفه‌ـم؟

94
00:05:56,730 --> 00:05:58,610
‫- تو که از پلیسا متنفری.
‫- آره خب...

95
00:05:58,610 --> 00:06:00,200
‫اما از یکی‌شون خوشم میاد.

96
00:06:03,360 --> 00:06:04,610
‫هی، ربکا.

97
00:06:05,160 --> 00:06:07,660
‫خوب گوش کن چی میگم، خب؟

98
00:06:08,160 --> 00:06:10,620
‫کمکت رو لازم ندارم.

99
00:06:10,620 --> 00:06:13,330
‫اصلاً نباید تو این موضوع دخالت کنی.

100
00:06:13,330 --> 00:06:15,290
‫نمی‌تونی من رو امر و نهی کنی کـم.

101
00:06:15,290 --> 00:06:18,460
‫اتفاقاً اگه تو روند تحقیقاتم
‫ اختلالی ایجاد کنی، می‌تونم.

102
00:06:21,720 --> 00:06:23,810
‫اگه خبرنگار باشم نمی‌تونی.

103
00:06:29,100 --> 00:06:31,730
‫الان منظورت دقیقاً چیه؟

104
00:06:31,730 --> 00:06:34,690
‫- اومدی اینجا کتاب بنویسی.
‫‌- آره.

105
00:06:35,440 --> 00:06:37,730
‫خب چرا نمیری نیویورک تا تمومش کنی؟

106
00:06:37,730 --> 00:06:40,110
‫چون نمی‌تونم تو نیویورک تمومش کنم.

107
00:06:40,110 --> 00:06:42,610
‫- واسه چی؟
‫- چون درمورد اینجا دارم می‌نویسم.

108
00:06:47,530 --> 00:06:50,530
‫واسه چی این کار رو باهام می‌کنی؟

109
00:06:51,290 --> 00:06:53,580
‫خودت بودی که می‌خواستی
‫از زندگیم بری بیرون.

110
00:06:53,580 --> 00:06:56,080
‫اون موقع خیلی پیچیده‌تر بود...

111
00:06:56,080 --> 00:06:58,040
‫می‌دونی برگشتنت به این رابطه
‫چقدر می‌تونه مسخره باشه؟

112
00:06:58,040 --> 00:07:00,460
‫- برگشتنم؟!
‫- بکا، بکا...

113
00:07:00,460 --> 00:07:02,420
‫- الان نمی‌تونم این بحث رو بکنم، خب؟
‫- چرا؟

114
00:07:02,420 --> 00:07:05,260
‫چون یه دختر مرده!

115
00:07:05,260 --> 00:07:08,050
‫خب؟ با چشم‌های خودم دیدم
‫که از آب کشیدنش بیرون!

116
00:07:08,050 --> 00:07:10,260
‫و تو فکر نمی‌کنی این
‫چه تاثیری روم می‌ذاره

117
00:07:10,260 --> 00:07:12,520
‫که بیرون کشیدن جسد یه بچه رو
 از آب ببینم؟

118
00:07:12,520 --> 00:07:15,690
‫چرا باید رو تو تاثیری بذاره آخه؟

119
00:07:32,950 --> 00:07:34,200
‫گندش بزنن.

120
00:07:45,550 --> 00:07:48,970
‫ممنون. چندوقتی بود که
‫جایی نداشتم لباس‌هام رو بشورم.

121
00:07:48,970 --> 00:07:51,390
‫می‌دونی که همیشه می‌تونی
‫ با مال ما بشوری.

122
00:07:59,100 --> 00:08:01,230
‫مطمئنی می‌خواستی لباسات رو بشوری؟

123
00:08:01,230 --> 00:08:03,320
‫ببخشید،
‫آخه تو خیلی خوشگلی.

124
00:08:18,000 --> 00:08:21,560
‫به گمونم هیچوقت لازم نباشه
‫لباس‌هات از از هم جدا کنی، مگه نه؟

125
00:09:01,790 --> 00:09:03,290
‫از این سمت.

126
00:09:06,800 --> 00:09:10,300
‫ایشون سومان ورک هستن.
‫اومدن تا جسد رو شناسایی کنن.

127
00:09:19,350 --> 00:09:20,980
‫ریناس.

128
00:09:22,480 --> 00:09:24,270
‫می‌خواین چند لحظه باهاش تنها باشین؟

129
00:09:24,270 --> 00:09:26,400
‫اصلاً عجله نکنین
‫ اما شرمنده که میگم،

130
00:09:26,400 --> 00:09:27,900
‫لطفاً بهش دست نزنین.

131
00:09:28,900 --> 00:09:31,570
‫بله، جسد الان...
‫یه مدرک محسوب میشه.

132
00:09:31,570 --> 00:09:34,940
‫نمی‌خوان از این بیشتر آلوده بشه.

133
00:09:35,370 --> 00:09:37,370
‫- متوجهم.
‫- خیلی‌خب.

134
00:10:34,370 --> 00:10:38,000
‫« مدرسه اجتماعی شورلاین »

135
00:10:38,000 --> 00:10:40,260
<i>‫هی، جمعه‌ی قبلی
‫ تو هم اونجا بودی دیگه؟</i>

136
00:10:40,270 --> 00:10:42,860
‫کتک خوردن دختره رو دیدی؟

137
00:10:43,890 --> 00:10:47,020
 .یه دقیقه بود
‫فقط یه دورهمی بود.

138
00:10:48,820 --> 00:10:51,190
‫و یهو از همه‌جا بی‌خبر،
‫جو و کلی و یه چندتا دختر،

139
00:10:51,190 --> 00:10:52,570
‫پریدن روش.

140
00:10:55,280 --> 00:10:56,700
‫بعدش چی؟

141
00:10:58,240 --> 00:11:00,160
‫از پله‌ها فرار کردیم.

142
00:11:00,160 --> 00:11:02,910
‫دیمیتری هم...
‫دیگه نگاه نکرد.

143
00:11:04,540 --> 00:11:07,880
‫دیدم رینا داره صورتش رو پاک می‌کنه.

144
00:11:07,880 --> 00:11:09,220
‫من...

145
00:11:10,880 --> 00:11:14,010
‫شاید اشکاش بوده
‫اما می‌تونسته که خون هم باشه.

146
00:11:19,600 --> 00:11:22,400
‫وارن هم با تو اومد؟

147
00:11:23,100 --> 00:11:26,230
‫آره، آره، آره.
‫همه با هم رفتیم.

148
00:11:27,480 --> 00:11:29,480
‫اصلاً نمی‌دونستیم دعوا سر چیه.

149
00:11:29,480 --> 00:11:31,570
‫اصلاً این دختره رینا رو نمی‌شناختیم.

150
00:11:40,990 --> 00:11:42,780
‫وارن هم...

151
00:11:42,790 --> 00:11:43,920
‫کاری کرد؟

152
00:11:50,170 --> 00:11:52,750
‫خب، کتابت تموم نشد؟

153
00:11:53,800 --> 00:11:56,440
‫یکم بیشتر از این حرفا طول می‌کشه.

154
00:11:56,440 --> 00:11:57,840
‫اما می‌خوای...

155
00:11:57,840 --> 00:12:00,550
‫هرچی بهت گفتم رو بنویسی دیگه؟

156
00:12:02,140 --> 00:12:03,810
‫آخه باید وقتی...

157
00:12:03,810 --> 00:12:06,730
‫رسیدیم به نیویورک
‫یه جوری خودم رو به گاتی بشناسونم.

158
00:12:08,770 --> 00:12:11,270
‫وقتی بفهمه چه بلایی
‫سر رینا آوردم...

159
00:12:12,360 --> 00:12:13,570
‫نونم تو روغنه.

160
00:12:17,450 --> 00:12:19,200
‫واسه همین بهم گفتی که اون رو کشتی؟

161
00:12:23,990 --> 00:12:25,160
‫منظورت چیه؟

162
00:12:26,000 --> 00:12:28,840
‫آخه لازم نیست واسه من تظاهر کنی.

163
00:12:32,210 --> 00:12:33,880
‫کشتنش ایده‌ی من بود.

164
00:12:38,380 --> 00:12:40,050
‫خیلی‌خب.

165
00:12:40,050 --> 00:12:43,600
‫تو من رو ببر نیویورک
‫و هرجا خواستی پیاده‌ـم کن،

166
00:12:43,600 --> 00:12:45,480
‫لازم هم نیست رابطه‌ای داشته باشیم...

167
00:12:45,560 --> 00:12:47,700
‫ببین جو...

168
00:12:49,270 --> 00:12:52,860
‫می‌دونم که عصبانی بودن چه حسی داره...

169
00:12:56,030 --> 00:12:58,990
‫آسیب دیدن و این که ندونی
‫چی‌کارش کنی.

170
00:13:02,490 --> 00:13:04,490
‫اگه هم می‌خوای حرف بزنی
‫من کنارتم.

171
00:13:09,370 --> 00:13:11,370
‫نمی‌دونم چیا به گوشت رسیده...

172
00:13:13,040 --> 00:13:14,420
‫اما رینا به‌خاطر من مُرده.

173
00:13:14,420 --> 00:13:16,840
‫خب پس یعنی باید بدونی

174
00:13:16,840 --> 00:13:18,720
‫که کی واقعاً‌ اون رو کشته.

175
00:13:21,090 --> 00:13:22,470
‫من خبرچین نیستم.

176
00:13:22,470 --> 00:13:24,430
‫ببین،
‫لازم نیست ازت اسم ببرم،

177
00:13:24,430 --> 00:13:27,770
‫اما اگه چیزی که می‌دونی رو نگی،
‫کتابی در کار نیست.

178
00:13:27,770 --> 00:13:30,560
‫خب؟
‫نمی‌تونم کتابی بنویسم

179
00:13:30,560 --> 00:13:32,230
‫که پر از دروغ باشه جو.

180
00:13:36,860 --> 00:13:38,360
‫بهت میگم...

181
00:13:39,070 --> 00:13:41,570
‫اما اگه بهم قول بدی
‫که ببریم نیویورک.

182
00:13:46,990 --> 00:13:48,490
‫نمی‌تونم.

183
00:13:52,920 --> 00:13:55,050
‫ای آشغال دروغگو!

184
00:13:58,090 --> 00:14:01,140
‫کلی خرده زباله توی موهاش پیدا کردیم.

185
00:14:01,140 --> 00:14:05,180
‫برگ، شاخه و کلی سنگ‌ریزه.

186
00:14:05,180 --> 00:14:07,770
‫که از حفره‌های بینی‌ـش وارد شده...

187
00:14:07,770 --> 00:14:11,180
‫به وضوح دستش رنگ‌پریده شده.

188
00:14:11,190 --> 00:14:13,900
‫ماهیچه‌هاش شروع به سفت شدن کردن.

189
00:14:13,900 --> 00:14:17,360
‫نشونه‌های واضحی از وجود خرده زباله
‫ زیر ناخن‌ها دیده میشه.

190
00:14:17,360 --> 00:14:20,910
‫کوفتگی‌هایی پشت جمجمه‌ـش دیده میشه،

191
00:14:20,910 --> 00:14:23,280
‫توی نرمه‌ی گوشش هم همینطور.

192
00:14:27,080 --> 00:14:29,040
‫علت رسمی مرگش غرق‌شدگی‌ـه.

193
00:14:29,040 --> 00:14:31,120
‫اما رینا اینقدر کتک خورده بود

194
00:14:31,120 --> 00:14:34,040
‫که احتمالاً همین زخم‌هاش هم
‫برای کشتنش کافی بوده.

195
00:14:34,040 --> 00:14:35,330
‫- ای خدا.
‫- اجازه هست؟

196
00:14:35,330 --> 00:14:36,410
‫بله.

197
00:14:42,800 --> 00:14:45,720
‫- این سوختگی به‌خاطر سیگاره؟
‫- اینطور نشون میده.

198
00:14:46,470 --> 00:14:50,060
‫خشونت حملات طوری بوده
‫که راه رفتن رو براش غیرممکن می‌کرده.

199
00:14:50,060 --> 00:14:51,390
‫نمی‌تونسته وایسه سر جاش.

200
00:14:51,390 --> 00:14:54,980
‫منظورم اینه که این جراحات
.واسه کساییه که با ماشین تصادف می‌کنن

201
00:14:57,110 --> 00:14:59,610
‫که یعنی اکثر این جراحات

202
00:14:59,610 --> 00:15:01,860
‫بعد از حمله‌ی زیر پل بهش وارد شده.

203
00:15:01,860 --> 00:15:03,820
‫بعد از این که از اونجا رفته.

204
00:15:03,820 --> 00:15:05,450
‫که یعنی یه حمله‌ی دیگه در کار بوده.

205
00:15:05,820 --> 00:15:08,260
‫نشونه‌ای از آزار جنسی نبوده؟

206
00:15:08,260 --> 00:15:10,300
‫نه.
‫چیزی نبوده.

207
00:15:23,970 --> 00:15:26,810
‫- همم.
‫- چیه؟

208
00:15:27,140 --> 00:15:30,690
‫آخه یکم عجیبه...

209
00:15:30,690 --> 00:15:34,100
‫که مامانش واسه شناسایی جسد بیاد اینجا.

210
00:15:34,370 --> 00:15:37,820
‫آخه چه مردی اجازه میده
‫که زنش این کار رو کنه؟

211
00:15:38,810 --> 00:15:40,400
‫یکم درمورد پدرش تحقیق کن.

212
00:15:40,400 --> 00:15:43,650
‫- باشه، باشه. حتماً.
‫- بیخیال بابا.

213
00:15:43,650 --> 00:15:46,650
‫خب مگه خودت نگفتی
‫که دختره زنگ زده خونه؟

214
00:15:46,660 --> 00:15:48,540
‫باباهه هم میاد دنبالش،

215
00:15:48,540 --> 00:15:50,950
‫درموردش حرف می‌زنن،
‫خشوت میاد وسط.

216
00:15:50,950 --> 00:15:54,200
‫معمولاً یکی از اعضای خونواده
‫از این کارها می‌کنه، کـم.

217
00:15:54,200 --> 00:15:56,840
‫هرکسی که این کارها رو کرده
‫اون رو به چشم یه آدم نمی‌دیده،

218
00:15:56,840 --> 00:15:59,000
‫چه برسه به این که دوستش داشته باشه.

219
00:16:01,000 --> 00:16:05,580
‫رو پشیونی‌ـش خال داغ کردن.
‫به‌نظرت مانجیت همچین کاری می‌کنه؟

220
00:16:06,590 --> 00:16:08,090
‫نمی‌دونم.

221
00:16:09,930 --> 00:16:11,930
‫اما سر در میاریم.

222
00:16:15,100 --> 00:16:18,260
‫« ۴ ماه قبل »

223
00:16:18,810 --> 00:16:21,350
‫بس کن بابا!

224
00:16:21,360 --> 00:16:23,070
‫رینا،
‫باز یواشکی رفتی بیرون.

225
00:16:23,610 --> 00:16:25,360
‫خب رفته بودن سون اوکس!

226
00:16:25,360 --> 00:16:28,030
‫ببین،
‫کل شب رو داشتیم دنبالت می‌گشتیم.

227
00:16:28,030 --> 00:16:30,240
‫با خودت نمیگی که چه حالی میشیم؟

228
00:16:30,240 --> 00:16:32,780
‫دوستام می‌تونن کل شب رو بیرون باشن
‫و هیشکی براش مهم نباشه.

229
00:16:32,780 --> 00:16:34,910
‫اما این چیز خوبی نیست، رینا.

230
00:16:34,910 --> 00:16:37,960
‫- تو حداقل مامان بابایی داری که بهت اهمیت بدن.
‫- باشه، پس حریم خصوصیم چی میشه؟

231
00:16:37,960 --> 00:16:40,000
‫نباید چیز باشه که ازمون مخفی‌ـش کنی.

232
00:16:40,000 --> 00:16:42,300
‫نمی‌خوام وقتی دارم لباس عوض می‌کنم
‫همه بهم زل بزنن!

233
00:16:42,300 --> 00:16:45,420
‫- خب می‌تونی بری دستشویی!
‫- اگه نتونم اتاق خودم رو داشته باشم،

234
00:16:45,420 --> 00:16:48,280
‫واسه چی باید دلم بخواد
 اینجا زندگی کنم؟

235
00:16:49,680 --> 00:16:52,680
‫می‌دونم که هنوز دختر سابقم اینجاس.

236
00:16:55,980 --> 00:16:57,120
‫رینا.

237
00:17:00,400 --> 00:17:03,280
‫اصلاً یه اوضاعی بود.
‫خیلی بدن.

238
00:17:03,280 --> 00:17:05,860
‫خب همه پدرمادرها بدن.

239
00:17:06,690 --> 00:17:09,570
‫کاش می‌تونستیم...

240
00:17:09,570 --> 00:17:11,660
‫خودمون انتخاب‌شون کنیم.

241
00:17:12,660 --> 00:17:14,160
‫تو کی رو انتخاب می‌کردی؟

242
00:17:14,990 --> 00:17:16,490
‫همم...

243
00:17:18,620 --> 00:17:20,620
‫ویل اسمیت.
‫خیلی جذابه.

244
00:17:22,670 --> 00:17:25,170
‫باشه ولی اینطوری بابات می‌شد.

245
00:17:26,380 --> 00:17:28,760
‫- اوه، نه، نه!
‫- ایی! چقدر تو... حال بهم‌زنی.

246
00:17:28,760 --> 00:17:31,050
‫- منظورم اینطوری نبود.
‫- چندش.

247
00:17:31,050 --> 00:17:32,760
‫خب تو کی رو انتخاب می‌کردی؟

248
00:17:33,970 --> 00:17:35,390
‫- هان؟
‫- همم...

249
00:17:36,680 --> 00:17:39,060
‫احتمالاً لئوناردو دی‌کاپریو.

250
00:17:39,060 --> 00:17:41,350
‫خب اون هم که بابات می‌شد.

251
00:17:42,100 --> 00:17:44,440
‫باشه ولی اگه به سرپرستی‌ـم می‌گرفت،

252
00:17:44,440 --> 00:17:46,480
‫- اینطوری که فامیل نمی‌شدیم.
‫- ای خدا.

253
00:17:57,700 --> 00:17:59,120
‫هی،
‫میشه من هم امتحان کنم؟

254
00:18:01,160 --> 00:18:03,160
‫- می‌خوای امتحان کنی؟
‫- آره.

255
00:18:13,550 --> 00:18:16,050
‫- هیس.
‫- خوبه.

256
00:18:19,100 --> 00:18:20,230
‫خفه‌شو.

257
00:18:23,850 --> 00:18:25,270
‫هی،‌ جو کجاس؟

258
00:18:26,230 --> 00:18:28,230
‫پیش کلی‌ـه.

259
00:18:28,230 --> 00:18:29,730
‫بعداً می‌خوام برم پیش‌شون.

260
00:18:33,570 --> 00:18:35,200
‫تو هم میای؟

261
00:18:36,370 --> 00:18:39,870
‫- آره اما چی‌کار کنیم؟
‫- خودت می‌فهمی.

262
00:18:49,050 --> 00:18:52,760
‫جسدش تا اسکله
‫توسط یکی از غواص‌ها حمل شد.

263
00:18:53,840 --> 00:18:56,050
‫لعنی. حمل که نبود.
‫چی بود پس؟

264
00:18:59,140 --> 00:19:01,230
‫«با احتیاط روی آب شناور شد.»

265
00:19:01,230 --> 00:19:06,070
‫روی بنتلند توی مصاحبه‌ها
 .از همین عبارت استفاده کرد

266
00:19:07,810 --> 00:19:10,190
‫شرمنده که باز می‌پرسم.

267
00:19:10,190 --> 00:19:12,280
‫اما کاری واسه‌ـم ندارین؟

268
00:19:13,280 --> 00:19:15,200
‫می‌تونم ظرف بشورم
‫یا هرکاری بگین بکنم.

269
00:19:15,200 --> 00:19:17,620
‫باشه، باشه الان می‌پرسم.
‫شما بشینین.

270
00:19:17,620 --> 00:19:19,250
‫ممنونم،
‫مرسی.

271
00:19:22,370 --> 00:19:23,370
‫سلام.

272
00:19:25,040 --> 00:19:26,540
‫سلام.

273
00:19:30,800 --> 00:19:33,130
‫خوشحالم دوباره می‌بینمت.

274
00:19:33,130 --> 00:19:36,130
‫- من هم همینطور.
‫- راستی اسم من ربکاس.

275
00:19:37,510 --> 00:19:38,760
‫من هم وارن جی‌‌ام.

276
00:19:39,760 --> 00:19:41,470
‫مثل رپرا؟

277
00:19:42,800 --> 00:19:44,520
‫نه، فقط...

278
00:19:44,520 --> 00:19:47,730
‫بقیه اینطوری صدام می‌زنن.
‫فامیلی‌ـم گلواتسکی‌ـه.

279
00:19:57,410 --> 00:19:59,750
‫مامان‌بابات خیلی غذا نمی‌پزن؟

280
00:19:59,940 --> 00:20:01,820
‫اوم...

281
00:20:02,120 --> 00:20:04,120
‫بابام چندماهی میشه که رفته.

282
00:20:04,120 --> 00:20:06,910
‫با یه زنی تو وگاس آشنا شده.

283
00:20:10,250 --> 00:20:12,040
‫تنها زندگی می‌کنی؟

284
00:20:13,800 --> 00:20:15,050
‫اوم...

285
00:20:16,010 --> 00:20:17,640
‫آره،
‫یه جورایی.

286
00:20:21,460 --> 00:20:24,060
‫هرچی می‌خوای سفارش بده،
‫من پولش رو میدم.

287
00:20:24,060 --> 00:20:26,270
‫نه، لازم به این کارها نیست.

288
00:20:26,270 --> 00:20:29,360
‫- البته ممنونم.
‫- نه، به‌خاطر اون آب‌جو بهت بدهکارم.

289
00:20:31,730 --> 00:20:32,770
‫ممنون.

290
00:20:40,320 --> 00:20:42,740
‫باید اسپاگتی و کوفته قلقلی سفارش بدی.

291
00:20:45,750 --> 00:20:46,960
‫اما الان صبحه.

292
00:20:46,960 --> 00:20:50,820
‫واسه صبحونه شام بخور.
‫این رو از من بشنو.

293
00:21:09,940 --> 00:21:12,730
‫«با احتیاط روی آب شناور شد.»

294
00:21:16,030 --> 00:21:19,870
‫حرکت و این عبارتش خیلی مهربونانه و...

295
00:21:21,200 --> 00:21:22,700
‫شاعرانه بود.

296
00:21:24,870 --> 00:21:28,580
<i>‫شاید تنها حرکت مهربونانه و شاعرانه‌ای
‫که واسه این بچه کرده بودن.</i>

297
00:21:28,580 --> 00:21:30,670
‫تا کنون هیچ مظنونی دستگیر نشده،

298
00:21:30,670 --> 00:21:32,630
<i>‫و جزئیات مرگ رینا
.ناشناس باقی مونده</i>

299
00:21:33,790 --> 00:21:36,420
‫من که شنیدم خودش رو پرت کرده.

300
00:21:36,420 --> 00:21:39,720
‫شنیده بودم یه دختری
‫به دوست‌پسرش خیانت کرده

301
00:21:39,720 --> 00:21:41,480
‫و برادر دوست‌پسره هم عصبانی شده.

302
00:21:41,480 --> 00:21:43,220
‫امروز با یه خونواده حرف زدم

303
00:21:43,220 --> 00:21:45,890
‫و بهم گفتن که پدرمادر رینا
‫توی این مراسم شرکت نمی‌کنن.

304
00:21:45,890 --> 00:21:48,150
‫برای این که برای مردم روشن بشه،
‫رینا چه‌جور دختری بود؟

305
00:21:48,150 --> 00:21:49,600
‫اهل گروه‌های گنگستری بود یا...

306
00:21:49,600 --> 00:21:51,270
‫خبر جدیدی از روند تحقیقات نرسیده؟

307
00:21:51,270 --> 00:21:53,860
‫به مظنونی برنخوردین؟

308
00:21:54,400 --> 00:21:55,900
‫نظری ندارم.

309
00:21:58,280 --> 00:22:00,280
‫بیا بریم.
‫اینجا چیزی دست‌مون رو نمی‌گیره.

310
00:22:00,950 --> 00:22:02,660
‫من ربکام.

311
00:22:02,660 --> 00:22:04,200
‫راج هستم.

312
00:22:04,200 --> 00:22:05,790
‫بهتون تسلیت میگم.

313
00:22:06,700 --> 00:22:08,290
‫ممنونم.

314
00:22:08,290 --> 00:22:13,400
‫خانواده‌ی ما هم حادثه‌ی مشابهی رو پشت سر گذاشتن،
‫و می‌دونم که اومدن به اینجا شجاعت زیادی می‌خواد.

315
00:22:14,960 --> 00:22:16,960
‫نمی‌دونستم دیگه چی‌کار کنم.

316
00:22:17,960 --> 00:22:20,170
‫- چه جمعیتی اومده.
‫- آره.

317
00:22:22,550 --> 00:22:24,010
‫انگار بابای رینا نیومده.

318
00:22:25,470 --> 00:22:27,470
‫هیچ‌کدوم‌شون نیومدن.

319
00:22:29,940 --> 00:22:31,850
‫واقعاً‌ اونا رو مقصر می‌دونی؟

320
00:22:34,520 --> 00:22:36,610
‫ببین کی داره با دایی گپ می‌زنه.

321
00:22:36,610 --> 00:22:38,610
‫- فقط یه دقیقه طول می‌کشه.
‫- حتماً.

322
00:22:45,910 --> 00:22:47,410
‫هی،
‫الان برمی‌گردم.

323
00:22:56,080 --> 00:22:57,870
‫- سلام.
‫- سلام.

324
00:23:03,180 --> 00:23:05,680
می‌خوای برم؟

325
00:23:06,510 --> 00:23:08,390
‫خب ازت خواستم و گفتی نمی‌تونی؛ پس...

326
00:23:10,930 --> 00:23:13,720
گفتم بیام و بهش بگم از اعماق وجودم
درکش می‌کنم...

327
00:23:17,270 --> 00:23:20,270
‫آره؛ هیچوقت ازت نپرسیدم راستش...

328
00:23:22,360 --> 00:23:24,570
‫بعد از تمام این ماجراها، حالت چطوره؟

329
00:23:31,290 --> 00:23:34,790
‫شاید باید بریم یه‌جا بشینیم
‫و مثل آدم با هم حرف بزنیم؟

330
00:23:36,380 --> 00:23:38,010
‫آره.

331
00:23:38,670 --> 00:23:40,170
‫بریم یه نوشیدنی‌ای چیزی بخوریم؟

332
00:23:41,420 --> 00:23:42,510
‫حتماً

333
00:23:43,550 --> 00:23:45,930
‫بار «کانی» رو یادتـه؟

334
00:23:46,510 --> 00:23:50,470
‫آره؛ خیلی هم خوب یادمه

335
00:23:50,470 --> 00:23:53,770
‫هیچ کاغذ رنگی و گروه کُری
‫قرار نیست خواهرزاده من رو برگردونه

336
00:23:53,770 --> 00:23:55,360
‫شماها دنبالِ جواب سوالِ
‫اشتباهی هستین.

337
00:23:55,450 --> 00:23:57,520
‫اصلاً براتون مهم نیست اصلاً کسی
‫خواهرزاده‌ام رو به قتل رسونده!

338
00:23:57,520 --> 00:23:59,880
‫یه‌جوری با اون بچه‌ها حرف می‌زنن که
‫انگار همه‌شون بی‌گناهـن

339
00:23:59,880 --> 00:24:01,570
‫اون‌ها همه‌شون از این‌بابت حسابی ناراحتن

340
00:24:01,570 --> 00:24:03,570
‫اتفاقی که برای ریـنا افتاده به تخم‌شون هم نیست

341
00:24:03,570 --> 00:24:05,150
‫بلایی که سر خانواده‌ام اومده
‫براشون مهم نیست

342
00:24:05,150 --> 00:24:07,860
‫- خب چرا این حرف رو می‌زنین؟
‫- هر کدوم‌شون ممکنه قاتل رینا باشـن

343
00:24:07,870 --> 00:24:09,410
‫کـار «کرپ، مافیا، کارتل»ـه.

344
00:24:11,490 --> 00:24:14,200
‫خب الان چی می‌شه یعنی؟

345
00:24:17,080 --> 00:24:18,160
‫سلام بچه‌ها

346
00:24:27,530 --> 00:24:28,930
‫اون جنده‌خانم
‫این‌جا چیکار می‌کنه؟

347
00:24:28,930 --> 00:24:30,720
‫به‌نظرت می‌تونی از پسش بربیای؟

348
00:24:30,720 --> 00:24:33,560
‫جو؛ فکرکنم بهتره بهش بگی
‫این‌بار خودشو بکشه کنـار

349
00:24:33,560 --> 00:24:36,520
‫بس‌کن؛ ای کاش منم می‌تونستم
‫بیام با بقیه کونت رو پاره کنم!

350
00:24:36,520 --> 00:24:40,110
‫- نه، خوشم اومد. بدم نمیاد یه تلاشی بکنی!
‫- مطمئن باش که پشیمون می‌شی!

351
00:24:40,110 --> 00:24:42,070
‫وارن جی!

352
00:24:43,480 --> 00:24:44,980
‫وقتشه رفیق.

353
00:24:46,110 --> 00:24:47,150
‫بیا بریم

354
00:24:50,370 --> 00:24:51,910
‫آره، آفرین

355
00:24:56,080 --> 00:24:58,120
‫اوه!

356
00:24:59,460 --> 00:25:01,710
‫می‌گم این کارشون اوکیـه الان؟

357
00:25:01,710 --> 00:25:04,050
‫- زودباش.
‫- بزن‌ داداش!

358
00:25:04,607 --> 00:25:07,287


359
00:25:15,520 --> 00:25:17,520
‫لعنتی.

360
00:25:22,400 --> 00:25:24,400
‫تبریک می‌گم داداش!

361
00:25:28,150 --> 00:25:29,820
‫الان دیگه یه «کریپ»ـی!

362
00:25:38,710 --> 00:25:40,550
بریم

363
00:25:42,170 --> 00:25:44,550
‫واقعاً مسخره‌ست که نمی‌ذارن
‫ما عضو گروه بشیم

364
00:25:44,550 --> 00:25:47,720
‫- وایسا ببینم؛ چرا نمی‌ذارن؟
‫- دخترها حق ورود به گروه رو ندارن.

365
00:25:48,970 --> 00:25:51,220
‫اصلاً می‌دونی چیـه؟ کون لق‌شون

366
00:25:52,550 --> 00:25:53,880
‫می‌تونیم خودمون یه
‫گروه درست کنیم

367
00:25:54,600 --> 00:25:55,840
‫همین‌قدر خفن مثل گروِه «کریپ‌ها»

368
00:25:55,930 --> 00:25:59,270
‫اما گروه خودمون رو مثل مافیاها،
همون‌قدر پشم‌ریزون اداره می‌کنیم

369
00:25:59,270 --> 00:26:00,600
‫آره!

370
00:26:00,600 --> 00:26:02,770
مافیاهای کریپ...

371
00:26:02,770 --> 00:26:04,650
‫بعدش هم وقتی آدم کشتیم،

372
00:26:04,650 --> 00:26:08,070
‫کله‌هاشون رو مثل کارتل‌های
‫مکزیکی قطع می‌کنیم.

373
00:26:08,070 --> 00:26:10,770
‫- کون لقت بابا.
‫- ما ترکیبی از همه‌شون هستیم

374
00:26:10,860 --> 00:26:14,410
‫ما کریپ و مافیا ایم...کارتل‌ایـم.

375
00:26:14,410 --> 00:26:16,120
‫«کریپ، مافیا، کارل» لعنتی!

376
00:26:16,120 --> 00:26:18,370
‫آره.

377
00:26:18,370 --> 00:26:20,790
‫وقتِ سوگند وفادریه؛ اومرتا.

378
00:26:21,330 --> 00:26:24,000
‫- اومرتا؟
‫- یه نوع سوگند خونینـه.

379
00:26:24,000 --> 00:26:25,590
‫یعنی که از الان به بعد
‫ما یه خانواده‌ایم

380
00:26:26,500 --> 00:26:27,960
‫و هیچوقت به خانواده‌مون خیانت نمی‌کنیم

381
00:26:31,430 --> 00:26:32,510
‫کل، کف دستت رو بیار

382
00:26:39,600 --> 00:26:41,060
‫نه؛ خودت انجامش بده

383
00:26:44,770 --> 00:26:47,570
‫وای کلی! جقدر عمیق بریدی!

384
00:26:54,240 --> 00:26:56,410
‫بعد از من تکرار کن.

385
00:26:57,740 --> 00:27:01,490
‫- وفاداری مهم‌ترین چیزـه
‫- وفاداری مهم‌ترین چیزـه

386
00:27:01,500 --> 00:27:04,590
‫با تفنگ زندگی می‌کنیم؛
‫با تفنگ می‌میریم

387
00:27:05,460 --> 00:27:07,840
‫با تفنگ زندگی می‌کنیم.
‫با تفنگ می‌میریم

388
00:27:09,000 --> 00:27:12,090
‫- ما کریپ کارتل مافیا ایم آره.
‫- پشمام. همینه.

389
00:27:15,010 --> 00:27:16,600
‫خیلی‌خب؛ نوبت مـنه! نوبت مـنه!

390
00:27:17,760 --> 00:27:19,010
‫بی‌خیال!

391
00:27:21,980 --> 00:27:22,980
‫شما دوتا که نمی‌تونید.

392
00:27:26,980 --> 00:27:28,190
‫شما دونفر هنوز آماده نیستین

393
00:27:30,980 --> 00:27:32,980
‫باید اول خودتون رو ثابت کنین

394
00:27:45,460 --> 00:27:47,750
‫جین دیگه‌ای ندارید؟
‫[ نوعی از مشروبات الکلی ]

395
00:27:47,750 --> 00:27:50,250
‫فقط سیگرام داریم که الان دارین ازش می‌نوشین.

396
00:27:50,250 --> 00:27:54,050
‫خب پس فکرکنم یه لیوان دیگه از همین می‌خوام

397
00:27:56,840 --> 00:27:59,010
تا وقتی زیاده‌روی نکنم
فرقِ بین مشروب‌ها رو متوجه نمی‌شم

398
00:28:01,350 --> 00:28:03,560
‫والا واسه سیگرام همین‌قدر خوبه از نظرم

399
00:28:05,310 --> 00:28:08,940
‫یادم میاد هر کوفتی مردم رو این میزها
‫ول می‌کردن می‌رفتن رو تو می‌خوردی!

400
00:28:10,650 --> 00:28:13,320
‫این عکس رو توی وسایلم پیدا کردم.

401
00:28:17,700 --> 00:28:19,200
‫اوه، گیب...

402
00:28:20,200 --> 00:28:22,200
‫اون روز رو یادم میاد.

403
00:28:23,660 --> 00:28:27,250
‫برگشتنم به این‌جا واقعاً حس عجیبی داره؛ کل
‫این جزیره‌ای کوفتی واسه من مثل جهنم می‌مونه

404
00:28:35,260 --> 00:28:37,260
‫می‌دونم خیلی وقته درست‌حسابی
‫با هم صحبت نکردیم،

405
00:28:37,260 --> 00:28:39,220
‫اما می‌خواستم بدونی که من واقعاً متاسفم.

406
00:28:40,850 --> 00:28:44,130
‫بابت این‌که یهویی رفتم و ارتباط‌مون
‫رو کامل قطع کردم.

407
00:28:44,220 --> 00:28:46,560
‫ما ارتباط‌مون قطع نشد ربکا.

408
00:28:46,560 --> 00:28:48,400
‫تو به کـل از صفحه روزگار پـاک شدی!

409
00:28:50,860 --> 00:28:53,640
‫خب می‌دونی؛ بچه بودم و مرگ گیب
‫واقعاً داغونم کرده بود

410
00:28:53,730 --> 00:28:56,020
‫و واقعاً نیازی نبود که
‫همه‌ش حواست به من باشه

411
00:28:56,990 --> 00:28:58,280
‫و همه‌چی رو به‎خاطرم فدا کنی.

412
00:29:01,530 --> 00:29:03,570
‫من چیزی رو فدا نکردم...

413
00:29:04,700 --> 00:29:06,200
‫ببخشید.

414
00:29:15,800 --> 00:29:18,540
‫مثل آدم‌های عادی بودن
‫خیلی بهت میاد...

415
00:29:18,630 --> 00:29:20,590
‫آره.

416
00:29:20,590 --> 00:29:23,180
‫یعنی واقعاً یه یونیفورم اینقدر
‫دید مردم رو به آدم عوض می‌کنه؟

417
00:29:23,850 --> 00:29:26,270
‫چه تعصبی هم داره.

418
00:29:26,810 --> 00:29:29,770
‫برای همین مردم یه حرف‌هایی به
‫من می‌زنن که به تو نمی‌زنن...

419
00:29:29,770 --> 00:29:31,360
‫آره؛ فهمیدم.

420
00:29:33,070 --> 00:29:35,070
‫ظاهراً تو و راج خیلی با هم صمیمی هستین...

421
00:29:36,030 --> 00:29:37,820
‫می‌بینم که حسودی‌ات شده!

422
00:29:37,820 --> 00:29:40,160
‫به چی؟ به کسی که
‫واسه‌ت خبرچینی می‌کنه؟

423
00:29:40,860 --> 00:29:43,320
‫می‌دونی؛ باورت بشه یا نه، فقط به‌خاطر این‌که

424
00:29:43,330 --> 00:29:46,000
‫فعلاً عزادارِ خواهرزاده‌شـه ازش بازجویی نکردم.

425
00:29:46,950 --> 00:29:48,280
‫اما شماره‌ش رو گرفتی!

426
00:29:50,580 --> 00:29:51,620
‫آره گرفتم.

427
00:29:52,500 --> 00:29:55,210
‫آره؛ اون یارو اصلاً باهامون صحبت نمی‌کنه

428
00:29:56,130 --> 00:29:58,130
‫به پلیس‌ها اعتماد نداره

429
00:30:00,930 --> 00:30:02,930
‫خب...

430
00:30:02,930 --> 00:30:05,520
‫پس فکر می‌کنم می‌تونم
‫توی این مورد کمک‌حال‌تون باشم

431
00:30:08,230 --> 00:30:09,440
‫اوه؛ یادم می‌مونه حتماً

432
00:30:16,110 --> 00:30:18,860
‫این‌جا هنوز هم تنها مکانیـه که
‫مردم واسه رقص میان؟

433
00:30:19,440 --> 00:30:21,440
‫آره.

434
00:30:40,340 --> 00:30:41,380
‫عالیه.

435
00:30:51,329 --> 00:30:54,362
‫[ The Passenger by Iggy Pop ]

436
00:30:54,900 --> 00:30:55,900
‫نـه.

437
00:30:55,900 --> 00:30:58,690
‫♪ من یه مسـافرم ♪

438
00:30:59,530 --> 00:31:02,030
‫♪ می‌رونم و می‌رونم ♪

439
00:31:03,070 --> 00:31:06,620
‫♪ - از کوچه‌پس‌کوچه‌های شهر عبور می‌کنم ♪
‫♪ - نه، نه ♪

440
00:31:06,620 --> 00:31:10,040
‫♪ ستاره‌ها رو می‌بنیم که دارن از آسمون پایین میان ♪

441
00:31:10,040 --> 00:31:12,960
‫♪ آره، همین آسمونِ درخشان و عمیـق ♪

442
00:31:13,580 --> 00:31:18,000
‫♪ ببین امشب چقدر قشنگ شده ♪

443
00:31:23,970 --> 00:31:26,810
‫♪ من یه مسافـرم ♪

444
00:31:27,470 --> 00:31:30,350
‫♪ تو یه خونه شیشه‌ای زندگی می‌کنم ♪

445
00:31:30,930 --> 00:31:34,560
‫♪ از پنجره خونه‌ام با دقت بیرون رو نگاه می‌کنم ♪

446
00:31:34,560 --> 00:31:37,900
‫♪ و ستاره‌ها رو می‌بینم که از آسمون به زمین میان ♪

447
00:31:37,900 --> 00:31:41,570
‫♪ آسمونِ درخشان و عمیق رو می‌بینم ♪

448
00:31:41,570 --> 00:31:44,570
‫♪ از وسط کوچه پس کوچه‌های قدیمی ♪
‫♪ شهر عبور می‌کنم ♪

449
00:31:44,570 --> 00:31:48,660
‫♪ چقدر امشب همه‌چی قشنگه! ♪

450
00:32:40,210 --> 00:32:41,250
‫صبرکن. صبرکن.

451
00:32:44,420 --> 00:32:46,760
‫ببخشید. ببخشید.

452
00:32:53,100 --> 00:32:55,100
‫اشکال نداره.

453
00:33:36,640 --> 00:33:40,060
‫باید اینقدر صداش رو بلند کنی؟
‫خاموشش کن!

454
00:33:41,150 --> 00:33:43,360
‫شاید اگه اتاقم در داشت
‫اینطوری نمی‌شد!

455
00:33:43,360 --> 00:33:46,490
‫آره؛ اصلاً نمی‌فهمم چرا به این چرت و پرت‌ها گوش می‌دی

456
00:33:46,490 --> 00:33:49,690
‫چون این آهنگیـه که دوستش دارم.

457
00:33:49,780 --> 00:33:52,280
‫باید به علایق من احترام بذارید.

458
00:33:52,280 --> 00:33:54,030
‫رینا...

459
00:33:54,030 --> 00:33:56,200
‫چرا اینقدر مامانت رو ناراحت می‌کنی؟

460
00:33:56,200 --> 00:33:58,410
‫تاثیرات همون دوستای جدیدشه که
‫کل تابستون باهاشون بود.

461
00:33:58,410 --> 00:33:59,870
‫اون‌ها واقعاً وضع‌شون خرابه.

462
00:33:59,870 --> 00:34:01,410
‫آخه تو حتی نمی‌شناسی‌شون!

463
00:34:01,420 --> 00:34:03,660
‫بعید می‌دونم خدامون خوشش بیاد

464
00:34:03,750 --> 00:34:05,670
‫مردم رو اینطوری قضاوت کنی!

465
00:34:05,670 --> 00:34:07,380
‫رینا خواهش می‌کنم بس‌کن.

466
00:34:08,010 --> 00:34:11,430
‫خیلی‌خب، باشه. یعنی ما دوست‌هات
‫رو نمی‌شناسیم

467
00:34:11,430 --> 00:34:14,810
‫اما تو اکثر اوقات پیش اون‌هایی؟

468
00:34:14,810 --> 00:34:17,310
‫خب نظرت چیـه بیایم ببینم‌شون؟

469
00:34:18,180 --> 00:34:20,980
‫- مانجیت؛ مانجیت؛ توروخدا یکم جدی باش.
‫- جدی ام

470
00:34:21,810 --> 00:34:24,600
‫- به‌شون بگو شام بیان این‌جا.
‫- عمراً

471
00:34:24,610 --> 00:34:28,320
‫خب این‌طوری هم اون‌ها با ما آشنا می‌شن

472
00:34:28,320 --> 00:34:30,910
‫و هم ما باهاشون!

473
00:34:33,950 --> 00:34:35,370
‫باشه؛ اوکیـه.

474
00:34:35,830 --> 00:34:39,420
‫- خوبه.
‫- اما هیچ حرفی از یهوه نمی‌زنیم

475
00:34:40,580 --> 00:34:42,160
‫و غذای هندی هم درست نکنید

476
00:34:45,540 --> 00:34:47,130
‫نوشابه‌ی واقعی

477
00:34:48,460 --> 00:34:51,510
‫و بستنیِ خمیر شیرینی چـپمن!

478
00:34:52,590 --> 00:34:54,760
‫پیتزا و سیب‌زمینی سرخ‌کرده
‫هم بگیریم؟

479
00:34:55,970 --> 00:34:57,260
‫آره.

480
00:35:09,230 --> 00:35:11,320
‫سلام. چی شده؟

481
00:35:13,200 --> 00:35:15,620
‫یه‌بار مست تو مست کردم.

482
00:35:20,620 --> 00:35:22,210
‫این چیـه؟

483
00:35:22,210 --> 00:35:24,700
‫ظاهراً بابا ورک سابقه جنایی داره.

484
00:35:24,790 --> 00:35:25,880
‫چی؟

485
00:35:25,880 --> 00:35:27,450
‫رفیق‌ام توی «ویـو رویال» بهم گفت.

486
00:35:27,540 --> 00:35:30,000
‫سابقه جنایی مانجیت درست یه هفته

487
00:35:30,010 --> 00:35:33,220
‫قبل از مرگ رینا پاک شده!

488
00:35:33,220 --> 00:35:35,310
‫اتهامش چی بوده؟

489
00:35:36,680 --> 00:35:37,720
‫خودت ببین.

490
00:35:49,610 --> 00:35:50,820
‫کجا می‌ری؟

491
00:35:50,820 --> 00:35:52,780
‫اگه سابقه جنایی‌شون پاک شده باشه

492
00:35:52,780 --> 00:35:54,820
‫عمراً بهت بگن قضیه از چه قراره!

493
00:35:54,820 --> 00:35:57,240
‫آره؛ یکی دیگه قراره بره سراغ‌شون نه من

494
00:36:02,000 --> 00:36:05,090
‫اگه این‌کار رو بکنم، می‌دونی که واسه
‫نوشتن کتابم یه‌چیزی بهم بدهکار می‌شی نه؟

495
00:36:07,080 --> 00:36:08,410
‫حالا ببینیم چی می‌شه...

496
00:36:11,050 --> 00:36:13,550
‫خب می‌خوای...

497
00:36:13,550 --> 00:36:15,720
‫شب بریم با هم شام بخوریم؟

498
00:36:17,050 --> 00:36:20,760
‫بعید می‌دونم دلم بخواد واسه
‫یه وعده کامل کنارت باشم!

499
00:36:23,640 --> 00:36:25,020
‫اما...

500
00:36:27,310 --> 00:36:29,560
‫اگه خواستی بعدش می‌تونی بیای.

501
00:36:34,490 --> 00:36:35,620
‫قبوله.

502
00:36:37,110 --> 00:36:38,950
‫- سلام.
‫- سلام.

503
00:36:40,030 --> 00:36:43,030
‫- قهوه خدمت شما.
‫- واقعاً لطف کردید. ممنونم.

504
00:36:45,410 --> 00:36:48,450
‫من یه روز پیش خانواده‌ام بمونم
‫به‌کل روانی می‌شم.

505
00:36:48,460 --> 00:36:50,750
‫واقعاً نمی‌دونم تو چطوری توی
‫زیرزمین خونه‌ اون‌ها زندگی می‌کنی!

506
00:36:50,750 --> 00:36:53,460
‫فعلاً دارم تا وقتی که مجوز ملک‌ام
‫آماده می‌شه پس‌انداز می‌کنم

507
00:36:53,460 --> 00:36:56,420
‫بعدش هم از این جزیره کوفتی می‌زنم بیرون.

508
00:36:56,430 --> 00:36:58,720
‫اما باز به بهونه تولد و تعطیلات میان سراغت.

509
00:36:58,720 --> 00:36:59,800
‫اوه...

510
00:37:01,140 --> 00:37:03,060
‫واسه همین برگشتی ویکتوریا؟

511
00:37:03,060 --> 00:37:04,800
‫یه‌جورایی.

512
00:37:04,890 --> 00:37:07,480
‫اما خب دارم یه کتاب می‌نویسم که
‫حتماً باید به‌خاطرش این‌جا باشم.

513
00:37:07,480 --> 00:37:09,860
‫کتاب می‌نویسی؟

514
00:37:09,860 --> 00:37:11,950
‫درمورد چی؟

515
00:37:14,280 --> 00:37:16,820
‫درمورد زندگی جوانان ویکتوریا؛
‫یا دخترهای جوان این‌جا.

516
00:37:16,820 --> 00:37:18,160
‫هـوم...

517
00:37:19,530 --> 00:37:20,780
‫راستش...

518
00:37:21,530 --> 00:37:24,950
‫اکثر دخترهایی که باهاشون حرف می‌زنم
‫رینا رو می‌شناسن.

519
00:37:29,830 --> 00:37:32,210
‫آهان؛ پس به‌خاطر این قصیه گفتی هم رو ببینیم

520
00:37:33,670 --> 00:37:36,800
‫فعلاً دو دل‌ام که آیا از رینا توی کتاب بنویسم یا نه.

521
00:37:36,800 --> 00:37:38,800
‫می‌دونی، با خودم فکر کردم می‌تونم
‫این فرصت رو

522
00:37:38,800 --> 00:37:41,390
‫ایجاد کنم تا مردم از رینا و داستان‌ش خبردار بشن.

523
00:37:45,680 --> 00:37:47,680
‫خب؛ چه چیزهایی می‌خوای بهت بگم؟

524
00:37:47,680 --> 00:37:50,350
‫دلم می‌خواد قضیه این رو برام تعریف کنی.

525
00:38:03,410 --> 00:38:05,290
‫این رو از کجا آوردی؟

526
00:38:05,290 --> 00:38:06,880
‫از یه دوست.

527
00:38:09,710 --> 00:38:12,840
‫مطبوعات ته‌وتـو همه‌چی رو درمیارن
‫و بزودی از این هم خبردار می‌شن،

528
00:38:12,840 --> 00:38:15,430
‫و خانواده‌ات رو هرجوری که بخوان
‫توی دید عموم جلوه می‌دن.

529
00:38:16,050 --> 00:38:18,050
‫می‌دونم چون سر خودم هم اومده!

530
00:38:18,880 --> 00:38:22,260
‫اما اگه باهام حرف بزنی؛ شاید بتونم
‫به‌تون کمک کنم.

531
00:38:32,940 --> 00:38:34,190
‫اول از همه...

532
00:38:35,190 --> 00:38:37,190
‫مانجیت هیچ ربطی به این ماجرا نداره.

533
00:38:37,900 --> 00:38:39,440
‫پس بگو کار کی بوده!

534
00:38:47,200 --> 00:38:49,580
‫سگ اصحاب کهف روزی
‫چند، پی نیکان گرفت و مردم شد

535
00:38:55,880 --> 00:38:57,670
‫- برو رد کارت.
‫- برو رد کارت.

536
00:38:58,210 --> 00:39:00,460
‫منم.

537
00:39:01,680 --> 00:39:04,680
‫خب، می‌خواستم بدونم

538
00:39:04,680 --> 00:39:07,140
‫دوست دارین امشب واسه شام
‫بیاین خونه‌ی ما پیش مامان‌بابام؟

539
00:39:11,480 --> 00:39:13,480
‫حالت خوبه؟

540
00:39:14,100 --> 00:39:15,520
‫آره خب...

541
00:39:17,400 --> 00:39:19,690
‫چرا باید دل‌مون بخواد بیایم با
‫مامان بابات شام بخورین؟

542
00:39:20,400 --> 00:39:23,780
‫چون هرچی که بخوایم...برامون می‌خرن!

543
00:39:23,780 --> 00:39:26,070
‫- چی مثلاً؟ استیک؟
‫- سوشی؟

544
00:39:26,070 --> 00:39:28,360
‫- خاویار؟
‫- شامپاین؟

545
00:39:28,370 --> 00:39:30,370
‫آره. هرچی که بگین.

546
00:39:32,290 --> 00:39:35,840
‫می‌تونین بیاین خونه‌مون رو ببینید؛
‫واقعاً بزرگه...

547
00:39:36,460 --> 00:39:37,710
‫خوش می‌گذره.

548
00:39:40,590 --> 00:39:42,630
‫واقعاً می‌خوای بیایم؟

549
00:39:44,430 --> 00:39:46,430
‫آره خب چرا که نـه؟

550
00:39:48,810 --> 00:39:50,310
‫کفش‌هات رو از کجا گیر آوردی؟

551
00:39:51,230 --> 00:39:54,190
‫دایی‌ام واسه تولد ام برام خرید.

552
00:39:55,020 --> 00:39:56,610
‫«استیو مدن» ان.
‫[ برند معروف ]

553
00:39:57,900 --> 00:39:59,360
‫خیلی‌خب باشه.

554
00:39:59,360 --> 00:40:01,950
‫چرا که نه.

555
00:40:02,040 --> 00:40:03,530
‫میایم مامان‌بابای اُسکلت رو می‌بینیم.

556
00:40:03,530 --> 00:40:06,990
‫غذای مجانی

557
00:40:06,990 --> 00:40:09,790
‫آره. خوش می‌گذره.

558
00:40:13,370 --> 00:40:14,660
‫آره.

559
00:40:16,460 --> 00:40:17,840
‫عالیه پس.

560
00:40:22,970 --> 00:40:24,460
‫شایعاتی از مراسمِ یادبودِ

561
00:40:24,550 --> 00:40:26,760
‫رینا، دختر جوانِ به‌قتل‌رسیده، در روز یک‌شنبه
‫به گوش می‌رسه

562
00:40:26,760 --> 00:40:28,760
‫این دختر که در مدرسه کولتیز به تحصیل...

563
00:40:36,140 --> 00:40:38,230
‫آره؛ می‌دونم. می‌دونم.

564
00:40:47,110 --> 00:40:49,200
می‌شه حرفی که به وارن زدی رو
به منم بگی؟

565
00:40:51,540 --> 00:40:52,670
‫فکر نکنم...

566
00:40:58,830 --> 00:41:01,580
‫غذامون رو خوردیم تموم شد؛
‫می‌تونی ببری.

567
00:41:02,590 --> 00:41:05,090
‫تایم استراحتمه؛
‫خودت ببر.

568
00:41:06,510 --> 00:41:09,260
‫چتـه تـو؟

569
00:41:13,720 --> 00:41:16,890
‫- سامارا وایسا.
‫- چی می‌خوای؟

570
00:41:18,730 --> 00:41:21,480
‫کسشعرهای کلی رو جدی نگیر باشه؟
‫اون کسخله بابا!

571
00:41:21,480 --> 00:41:23,980
‫ماریسا بهم گفت زیر پل چه غلطی کردید!

572
00:41:27,860 --> 00:41:29,450
‫آم...

573
00:41:31,330 --> 00:41:33,870
‫- ببخشید.
‫- چرا باید یه‌دختر بیچاره رو کتک بزنین؟

574
00:41:33,870 --> 00:41:36,040
‫شما حتی اون رو نمی‌شناختین!

575
00:41:36,040 --> 00:41:38,380
‫دیگه تکرار نمی‌شه؛ قسم می‌خورم.

576
00:41:40,380 --> 00:41:42,120
‫همون لحظه پشیمون شدم و
‫سریع از اون‌جا رفتیم.

577
00:41:42,210 --> 00:41:44,300
‫حتی باورم نمی‌شه فکرت می‌ره
‫سمت این کارها.

578
00:41:44,300 --> 00:41:48,350
‫بابا...باشه. می‌دونم که واقعاً احمقم.

579
00:41:50,840 --> 00:41:53,050
‫الان شرایط خیلی سخته...

580
00:41:56,230 --> 00:41:58,860
‫بابام در خونه رو قفل کرده و رفته.

581
00:42:01,810 --> 00:42:03,810
‫نمیدونم کدوم گوری برم!

582
00:42:13,830 --> 00:42:17,070
‫- اون ژاکت رو بده ببینم.
‫- اوه! آروم‌تر.

583
00:42:17,160 --> 00:42:20,500
‫- کلی؟ ناهار ده دقیقه دیگه حاضرـه!
‫- باشه.

584
00:42:20,500 --> 00:42:23,700
‫- این خیلی بهم میاد!
‫- خوشت اومده؟ بپوشش.

585
00:42:23,790 --> 00:42:26,880
‫یا شاید هم تو بیای واسه وارن این
‫رو بپوشی، کلی!

586
00:42:26,880 --> 00:42:30,680
‫حواسم هست جدیداً هی لاس می‌زنین‌ها!

587
00:42:30,680 --> 00:42:32,720
‫بس‌کن!

588
00:42:32,720 --> 00:42:34,930
‫جدی ازش خوشت میاد؟

589
00:42:36,010 --> 00:42:38,010
‫آره. چرا؟

590
00:42:39,060 --> 00:42:41,060
‫خب، می‌دونی...

591
00:42:42,100 --> 00:42:44,100
‫پس سامارا چـی؟

592
00:42:45,900 --> 00:42:49,150
‫فکر نکنم زیاد با هم بمونن...

593
00:43:10,590 --> 00:43:13,590
‫- هی...
‫- وارن، توروخدا بس کن.

594
00:43:16,100 --> 00:43:17,390
‫چی شده؟

595
00:43:23,850 --> 00:43:26,350
‫حس می‌کنم داری خیلی
‫چیزها رو ازم مخفی می‌کنی.

596
00:43:38,040 --> 00:43:39,750
‫این رو واسهِ جشن زمستانی مدرسه می‌پوشم.

597
00:43:39,750 --> 00:43:41,290
‫آره.

598
00:43:41,290 --> 00:43:43,750
‫- من برم یه کفش پاشنه‌بلند پیدا کنم.
‫- باشه.

599
00:43:50,710 --> 00:43:52,090
‫من دوستت دارم...

600
00:43:53,300 --> 00:43:55,970
‫و می‌خوام بدونی که بهت اعتماد دارم.

601
00:43:59,390 --> 00:44:00,890
‫اون شب...

602
00:44:02,020 --> 00:44:04,190
‫وقتی ماریسا و دیمیتری رفتن

603
00:44:04,190 --> 00:44:06,280
‫من برگشتم سمت پل.

604
00:44:12,530 --> 00:44:14,570
‫و یه‌چیزی دیدم.

605
00:44:17,490 --> 00:44:18,910
‫چی دیدی؟

606
00:44:22,250 --> 00:44:24,340
‫- کلی؟
‫- بله؟

607
00:44:26,830 --> 00:44:28,410
‫چیه؟

608
00:44:35,510 --> 00:44:37,260
‫این رو گوش کن.

609
00:44:48,248 --> 00:44:50,248
‫[ 187 He Wrote by Spice 1 ]

610
00:44:53,650 --> 00:44:55,490
‫♪ یک، هشت ♪

611
00:44:55,490 --> 00:44:57,780
‫♪ یک، هشت و هفت ♪
‫♪ [ به معنی قــتـل ] ♪

612
00:44:57,780 --> 00:45:00,320
‫♪ یک، هشت و هفت ♪
‫♪ قاتل این رو نوشت ♪

613
00:45:00,330 --> 00:45:03,040
‫♪ یک، هشت ♪
‫♪ یک، هشت و هفت ♪

614
00:45:03,040 --> 00:45:05,820
‫♪ - همین ♪
‫♪ - یک، هشت و هفت ♪

615
00:45:05,910 --> 00:45:09,080
‫♪ - کشتنش! ♪
‫♪ - کارت آس یا دو من رو نگه‌دار! ♪

616
00:45:09,080 --> 00:45:11,290
‫♪ - اون شب همچین اتفاقی افتاد ♪
‫♪ - می‌خوام خودم رو بکشم ♪

617
00:45:11,300 --> 00:45:13,550
‫♪ - قتل ♪
‫♪ - می‌دونم که زیاد زنده نمی‌مونم ♪

618
00:45:13,550 --> 00:45:15,260
‫این‌ها کفش‌های رینا ان؟

619
00:45:15,260 --> 00:45:17,470
♪ ‫در حالی که همینطور عرق سرد ♪
♪ ‫از سر و روم می‌ریزه، ♪

620
00:45:17,470 --> 00:45:20,930
♪ ‫دارم به این فکر می‌کنم خودم رو ♪
♪ ‫بکشم و بقیه رو راحت کنم ♪

621
00:45:22,600 --> 00:45:23,980
‫اما...

622
00:45:25,680 --> 00:45:27,470
‫چرا...

623
00:45:31,650 --> 00:45:33,650
‫به‌خاطر تو کُشتمش!

624
00:45:44,169 --> 00:46:01,393
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

