﻿1
00:00:01,310 --> 00:00:04,880
‫« بر اساس رویدادهای واقعی »

2
00:00:04,880 --> 00:00:08,970
‫« برخی از عناصر به مقاصد نمایشی
‫به صورت داستانی درآمده‌ یا ساخته شده‌اند »

3
00:00:09,280 --> 00:00:11,570
‫آنچه در «زیر پل» گذشت.

4
00:00:12,280 --> 00:00:15,580
‫خواهرزاده‌ی من گم شده
‫ و هیچکس هم براش مهم نیست.

5
00:00:15,580 --> 00:00:17,620
‫به مامان بگو زودی میام خونه.

6
00:00:17,620 --> 00:00:19,540
‫به خودشون میگن «ک.م.ک»

7
00:00:19,540 --> 00:00:22,000
‫«کریپ مافیا کارتل»

8
00:00:22,620 --> 00:00:24,790
‫میشه یه راز بهت بگم؟

9
00:00:25,920 --> 00:00:27,630
‫چیزی که تا الان مشخص شده،

10
00:00:27,630 --> 00:00:29,500
‫موقعیت جسد اون دختره.

11
00:00:29,500 --> 00:00:31,510
‫امروز بعد از ظهر،
‫در نزدیکیِ...

12
00:00:31,510 --> 00:00:35,090
‫ربکا داره درمورد من کتاب می‌نویسه؛
‫قراره با هم بریم نیویورک.

13
00:00:35,090 --> 00:00:38,510
‫جوزفین بل دختر زیاد خوبی نیست.

14
00:00:38,510 --> 00:00:41,140
‫ظاهراً بابا ورک سابقه جنایی داره.

15
00:00:41,140 --> 00:00:43,100
‫- چی؟
‫- این رو از کجا آوردی؟

16
00:00:43,100 --> 00:00:46,190
‫اگه باهام حرف بزنی؛
‫ شاید بتونم بهتون کمک کنم.

17
00:00:46,190 --> 00:00:48,020
‫مانجیت هیچ ربطی به این ماجرا نداره.

18
00:00:48,500 --> 00:00:50,280
‫کفش‌هات رو از کجا گیر آوردی؟

19
00:00:50,280 --> 00:00:52,980
‫دایی‌‌ـم واسه تولدم برام خرید.

20
00:00:52,980 --> 00:00:53,780
‫«استیو مدن» ان.

21
00:00:53,780 --> 00:00:56,700
‫- ‫میایم مامان‌بابای اُسکلت رو می‌بینیم. ‫
‫- ‫عالیه پس‫.

22
00:00:57,280 --> 00:00:59,200
‫- خوش می‌گذره.
‫- آره.

23
00:00:59,200 --> 00:01:01,620
‫- کلی؟
‫- ‫این‌ها کفش‌های رینا ان؟

24
00:01:01,620 --> 00:01:03,440
‫به‌خاطر تو کُشتمش!

25
00:01:06,460 --> 00:01:09,460
‫چهاردهم نوامبر ۱۹۹۷،

26
00:01:10,420 --> 00:01:12,110
‫کلی الارد من رو کشت.

27
00:01:12,110 --> 00:01:19,110
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

28
00:01:23,420 --> 00:01:25,140
‫رینای عزیزم.

29
00:01:25,140 --> 00:01:28,060
‫شاید بعضی‌ها فکر کنن که این
‫ پایان داستان زندگی‌ـم باشه.

30
00:01:31,770 --> 00:01:34,110
‫اما پدرم همیشه بهم یاد داده که...

31
00:01:39,570 --> 00:01:42,080
‫...داستان‌ها هیچ پایان و شروعی ندارن.

32
00:01:45,660 --> 00:01:48,120
‫هرکی یه سهمی داره،
‫یه تیکه از تموم چیزها.

33
00:01:48,120 --> 00:01:50,170
‫خب.
‫لبخند بزن.

34
00:01:52,090 --> 00:01:54,210
‫داستان‌های آیندگان‌مون،

35
00:01:54,760 --> 00:01:56,590
‫همون داستان‌های نیاکان‌مون هستن.

36
00:01:59,050 --> 00:02:01,760
‫برای این که بفهمین
‫چه اتفاقی برای من افتاده،

37
00:02:01,760 --> 00:02:04,060
‫باید از زندگی پدر و مادربزرگم تعریف کنم.

38
00:02:04,060 --> 00:02:07,230
‫سال ۱۹۵۱ رسیدن به کانادا.

39
00:02:07,230 --> 00:02:09,730
‫ This Land Is Your Land - The Travellers

40
00:02:09,730 --> 00:02:12,110
‫ اینجا سرزمین منه

41
00:02:12,110 --> 00:02:16,780
‫ از بوناویستا تا جزیره ونکوور

42
00:02:16,780 --> 00:02:18,670
‫ از قطب شمال تا گریت لیکس

43
00:02:19,160 --> 00:02:21,762
« !تازه عروس و داماد »

44
00:02:23,240 --> 00:02:26,200
‫فکر می‌کردن تو این کشور قشنگ
‫به آرزوهاشون می‌رسن.

45
00:02:31,920 --> 00:02:33,500
‫برای یادگرفتن انگلیسی

46
00:02:33,500 --> 00:02:37,550
‫موکاند ضرب‌المثل‌هایی که ‫ تو مدرسه
 ،یاد گرفته بود رو تمرین می‌کرد

47
00:02:37,550 --> 00:02:40,340
‫«مارگزیده از ریسمان سیاه و سفید می‌ترسه»

48
00:02:40,340 --> 00:02:43,560
‫«کم بیا، شیرین بیا»

49
00:02:43,560 --> 00:02:45,430
«یه سیب گندیده کل سبد رو فاسد می‌کنه»

50
00:02:45,430 --> 00:02:47,430
‫ اینجا سرزمین توئه

51
00:02:47,430 --> 00:02:50,060
‫ اینجا سرزمین منه

52
00:02:50,060 --> 00:02:53,360
‫ از بوناویستا تا جزیره ونکوور

53
00:02:53,360 --> 00:02:55,690
‫با این که خونواده‌هاشون هنوز هند بودن،

54
00:02:55,690 --> 00:02:59,950
‫تنها خواسته پدر و مادربزرگ‌ـم این بود که
‫متعلق به این سرزمین جدید باشن.

55
00:02:59,950 --> 00:03:03,870
‫ این سرزمین برای ما ساخته شده

56
00:03:03,870 --> 00:03:06,290
‫-  اینجا سرزمین توئه
‫-  اینجا سرزمین منه

57
00:03:06,290 --> 00:03:08,500
‫ اینجا سرزمین منه

58
00:03:08,500 --> 00:03:13,170
‫ از بوناویستا تا جزیره ونکوور

59
00:03:13,170 --> 00:03:16,285
‫ از قطب شمال تا گریت لیکس
« برین خونه‌ی‌ خودتون »

60
00:03:17,210 --> 00:03:19,300
‫تا این که یه روز...

61
00:03:19,300 --> 00:03:20,970
‫ این سرزمین برای ما ساخته شده

62
00:03:20,970 --> 00:03:23,010
‫...اون احساس تعلق اومد سراغ‌شون

63
00:03:29,600 --> 00:03:32,190
‫به‌خاطر تولد سومان اومدین؟

64
00:03:32,190 --> 00:03:35,280
‫اومدیم تا درمورد یهووه
‫باهاتون صحبت کنیم.

65
00:03:35,280 --> 00:03:38,493
‫خیلی خوشحال میشیم که ‫ شما رو به اجتماع‌مون دعوت کنیم.
‫« وقتی که تمام ملت‌ها ‫تحت فرماندهی خدا متحد می‌شوند »

66
00:03:38,700 --> 00:03:40,280
‫بفرمایین داخل.

67
00:03:41,570 --> 00:03:43,950
‫ اینجا سرزمین توئه

68
00:03:43,950 --> 00:03:47,040
‫ اینجا سرزمین منه

69
00:03:47,040 --> 00:03:51,210
‫ این سرزمین برای ما ساخته شده!

70
00:03:51,920 --> 00:03:55,630
‫داستان من خیلی قبل‌تر از این که
‫ به دنیا بیام، شروع شد.

71
00:03:55,630 --> 00:03:56,760
‫« زیر پل »

72
00:04:01,330 --> 00:04:06,910
‫« قسمت چهارم: بریتیش کلمبیای زیبا »

73
00:04:07,930 --> 00:04:12,460
‫« سپتامبر ۱۹۹۷ »

74
00:04:12,460 --> 00:04:15,460
‫ Queen Bitch - Lil' Kim

75
00:04:15,460 --> 00:04:22,460
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

76
00:04:22,460 --> 00:04:29,460
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

77
00:04:36,920 --> 00:04:40,000
‫- سلام.
‫- سلام. من کلی‌ام.

78
00:04:40,000 --> 00:04:41,760
‫- من هم جو ام.
‫- اسم من داستی‌ـه.

79
00:04:41,760 --> 00:04:44,300
‫خوش‌اومدین.
‫ببخشین شما...

80
00:04:44,300 --> 00:04:45,890
‫من مامان کلی‌ام.
‫سوزان.

81
00:04:45,890 --> 00:04:47,260
‫من هم سومان هستم.

82
00:04:47,260 --> 00:04:49,810
‫مثل سوزان می‌مونه
‫ولی وسطش «میم» میاد.

83
00:04:49,810 --> 00:04:51,470
‫تقریباً یکی‌ان.

84
00:04:51,470 --> 00:04:54,060
‫- سلام بچه‌ها. چه‌خبر؟
‫- سلام.

85
00:04:54,060 --> 00:04:56,150
‫- سلام.
‫- چه‌خبر؟

86
00:04:58,400 --> 00:05:00,150
‫دوست ندارم کفشام رو در بیارم‌ها.

87
00:05:01,360 --> 00:05:03,700
‫بیخیال جو.
‫نمی‌تونی همچین حرفی بزنی.

88
00:05:03,700 --> 00:05:06,740
‫سلام.
‫اشکالی نداره.

89
00:05:06,740 --> 00:05:10,200
‫اگه دوست دارین
‫می‌تونین کفش‌هاتون رو در نیارین.

90
00:05:10,200 --> 00:05:13,080
‫دوست داریم اینجا رو
‫مثل خونه‌ی خودتون بدونین.

91
00:05:15,370 --> 00:05:16,920
‫خوبه.

92
00:05:17,380 --> 00:05:20,380
می‌خواین طبقه‌ی بالا رو نشون‌تون بدم؟

93
00:05:20,380 --> 00:05:22,210
‫- حتماً.
‫- خیلی‌خب.

94
00:05:23,510 --> 00:05:26,050
‫- بفرمایین.
‫- اینجا اتاق نشیمن‌ـه.

95
00:05:28,600 --> 00:05:31,180
‫- خونه‌ی خیلی قشنگی دارین.
‫- ممنونم.

96
00:05:31,680 --> 00:05:34,770
‫- لطفاً تا شام تشریف داشته باشین.
‫- نه، خیلی ممنون.

97
00:05:34,770 --> 00:05:36,350
‫باشه واسه یه وقت دیگه.

98
00:05:40,400 --> 00:05:42,690
‫این بره‌اس؟

99
00:05:42,690 --> 00:05:45,110
.تو خونه‌ی مامان مامان‌بزرگم‌ تو هنده

100
00:05:45,110 --> 00:05:46,820
‫با چشم‌های خودم دیدم به دنیا اومد.

101
00:05:46,820 --> 00:05:49,410
‫- می‌خوای باز هم عکس ببینی؟
‫- آره، حتماً.

102
00:05:49,410 --> 00:05:53,120
‫اینجا با دوست‌های مامان‌بابام
 ...رفته بودیم کمپ

103
00:05:53,120 --> 00:05:56,120
‫آقای ورک،
‫خونه‌ی زیبایی دارین.

104
00:05:56,120 --> 00:05:59,250
‫- ممنونم.
‫- خونه‌ی کلی هم خیلی قشنگ‌ـه.

105
00:05:59,250 --> 00:06:01,210
‫حتی وان آب گرم هم داره.

106
00:06:01,210 --> 00:06:04,510
‫انگار خونواده‌ی خیلی خوبی داری کلی.

107
00:06:04,510 --> 00:06:06,550
‫این چه باحاله.
‫از کجا آوردینش؟

108
00:06:06,550 --> 00:06:08,720
‫از اپکات.
‫نمایشگاه جهانی.

109
00:06:08,720 --> 00:06:10,180
‫آره،
‫تاحالا دوبار رفتم اونجا.

110
00:06:10,180 --> 00:06:13,680
‫راستش تو سفرمون به‌ ژاپن
‫این رو گرفتیم.

111
00:06:13,680 --> 00:06:15,560
‫دو هفته تو آسیا بودیم.

112
00:06:15,560 --> 00:06:19,400
‫- حرف نداشت.
‫- کلی، تو تاحالا آسیا رفتی؟

113
00:06:27,030 --> 00:06:28,070
‫خواهر برادر داری؟

114
00:06:29,070 --> 00:06:32,660
‫آره خب، این آمان‌ـه، برادر کوچیک‌ترم.
‫این هم...

115
00:06:32,660 --> 00:06:34,860
‫میشه بقیه‌ی جاهای خونه‌تون رو هم ببینیم؟

116
00:06:34,860 --> 00:06:36,700
‫آره حتماً.
‫نشون‌تون میدم.

117
00:06:37,410 --> 00:06:38,920
‫بیاین،
‫از این سمت.

118
00:06:40,670 --> 00:06:42,920
‫نوشیدنی‌ای چیزی نمی‌خواین؟

119
00:06:42,920 --> 00:06:46,010
‫- قضیه چیه سومان؟
‫- هرچی دل‌تون خواست بگین.

120
00:06:47,380 --> 00:06:49,380
‫فقط دارن از خونه‌مون تعریف می‌کنن.

121
00:06:50,590 --> 00:06:54,470
‫این دخترها خونواده‌ی اینطوری ندارن
‫و اگه ما کمک‌شون کنیم...

122
00:06:56,140 --> 00:06:58,180
‫انگار به رینا کمک کردیم.

123
00:06:58,180 --> 00:06:59,980
‫هرروز بیشتر از قبل
‫شبیه‌شون میشه.

124
00:06:59,980 --> 00:07:02,060
‫بس کن.

125
00:07:02,690 --> 00:07:06,690
‫یه زمانی، خودمون بچه‌هایی نبودیم
‫که پدرمادرمون می‌خواستن باشیم.

126
00:07:07,280 --> 00:07:09,780
‫همم؟
‫یادته؟

127
00:07:09,780 --> 00:07:12,870
‫ Highways - Jim Sullivan

128
00:07:16,740 --> 00:07:20,790
‫پدرم سال ۱۹۷۹ از هند اومد
‫تا خواهرش رو ببینه.

129
00:07:20,790 --> 00:07:23,590
‫فکر می‌کردم دیگه آخرهای سفرشه،

130
00:07:23,590 --> 00:07:27,170
‫اما درواقع شروعِ مهم‌ترین بخش
‫ از زندگی‌‌ـش بود.

131
00:07:29,380 --> 00:07:30,510
‫مانجیت.

132
00:07:30,510 --> 00:07:33,680
‫«دفعه هزارمته که اومدی مرکز شهر»

133
00:07:33,680 --> 00:07:35,100
‫خب شاید دفعه‌ی آخر باشه.

134
00:07:35,100 --> 00:07:39,390
‫می‌خوام وقتی برگشتم، ‫کلی عکس
.واسه نشون دادن به مامان داشته باشم

135
00:07:39,390 --> 00:07:42,850
.به دلت صابون نزنی که زود برگردی‌ها

136
00:07:44,060 --> 00:07:46,760
‫یه چیزایی تو کله‌ـته، مگه نه؟

137
00:07:52,460 --> 00:07:54,450
‫گفتی خونواده‌ی پنجابی‌ان؟

138
00:07:54,450 --> 00:07:55,910
‫آره.

139
00:07:56,440 --> 00:07:58,910
‫«خیلی مردم مهمون‌نوازی بودن»

140
00:07:58,910 --> 00:07:59,760
‫«گفتم...»

141
00:07:59,760 --> 00:08:02,120
‫«...شاید بدت نیاد اینجا هم
‫ با چندنفر آشنا شی»

142
00:08:02,120 --> 00:08:04,630
‫این کشور پر از فرصته.

143
00:08:05,420 --> 00:08:07,460
‫منظورت چیه؟

144
00:08:07,460 --> 00:08:09,050
‫چه فرصتی؟

145
00:08:09,050 --> 00:08:10,630
‫بیا اینجا.

146
00:08:12,780 --> 00:08:13,760
‫«راستش...»

147
00:08:13,760 --> 00:08:16,710
‫«...دیگه لازم نیست نگرانِ منقضی شدنِ
‫ ویزای توریستی‌ـت باشی»

148
00:08:16,710 --> 00:08:19,040
‫«اگه اینجا با یه نفر آشنا شی
‫و زوج خوبی بشین...»

149
00:08:19,040 --> 00:08:19,850
‫«نه!»

150
00:08:19,850 --> 00:08:21,850
‫اَمَر، فکرش هم نکن.

151
00:08:23,270 --> 00:08:26,520
‫بعدش هم، واقعاً فکر کردی که
‫اینجا از کسی خوشم بیاد؟

152
00:08:26,520 --> 00:08:28,070
‫فقط یه پیشنهاد بود.

153
00:08:28,070 --> 00:08:30,990
‫بده دلم می‌خواد برادرم
‫ تو کانادا پیشم باشه؟

154
00:08:30,990 --> 00:08:33,780
‫هروقت دلت خواست
‫می‌تونی برگردی خونه‌مون توی هند.

155
00:08:35,870 --> 00:08:38,280
‫انگار بدجور عوضت کردن، نه؟

156
00:08:38,280 --> 00:08:40,450
‫خیلی کار سختی نبود.

157
00:08:45,380 --> 00:08:47,500
‫سلام!
‫چقدر خوشگل شدی.

158
00:08:47,500 --> 00:08:50,000
‫بله، ایشون برادرم‌ـه.
‫خیلی خوشتیپ‌ـه.

159
00:08:58,350 --> 00:08:59,850
‫باز هم ممنون.

160
00:09:01,060 --> 00:09:03,350
‫راج، خاموشش کن لطفاً.

161
00:09:05,440 --> 00:09:06,480
‫سومان.

162
00:09:08,520 --> 00:09:10,020
‫ببین چی برات آوردم.

163
00:09:11,650 --> 00:09:15,150
‫سومی، می‌خوام یکی رو بهت معرفی کنم.

164
00:09:15,150 --> 00:09:18,450
‫مهندسه،
‫«شاهد یهوه» هم هست.

165
00:09:20,030 --> 00:09:22,370
‫- مامان!
‫- چیه؟

166
00:09:22,370 --> 00:09:25,500
‫حداقل این دفعه
‫ یه خوش‌تیپ‌ـش رو برات پیدا کردم.

167
00:09:25,500 --> 00:09:27,130
‫بذار مهمونی بهش خوش بگذره تارسم.

168
00:09:27,130 --> 00:09:29,290
‫می‌تونه چندسال دیگه یکی رو پیدا کنه.

169
00:09:29,290 --> 00:09:31,960
‫خب پسره خیلی خونواده‌ی‌ خوبی داره.

170
00:09:34,840 --> 00:09:37,090
‫باید تا تنور داغه
‫نون رو بچسبونیم.

171
00:09:37,090 --> 00:09:39,260
‫- به من خبر نداده بودی.
‫- بهت گفته بودم.

172
00:09:39,260 --> 00:09:41,560
‫احتمالاً خیلی بهم بیان.

173
00:09:41,560 --> 00:09:44,230
‫خانم ماسیهاجار،
‫از آشنایی باهاتون خیلی خوشوقتم.

174
00:09:44,230 --> 00:09:45,690
‫من برادر امرجیت‌ـم.

175
00:09:46,900 --> 00:09:48,730
‫خیلی تعریف‌تون رو کرده.

176
00:09:50,270 --> 00:09:53,400
‫اشکالی نداره یه چندلحظه
‫مزاحم دخترتون بشم؟

177
00:09:53,400 --> 00:09:56,650
‫امیدوار بودم بهم نشون بدن
‫که این بوی خوب از کجا میاد.

178
00:09:56,650 --> 00:09:59,530
‫- بیرون باز هم غذا هست.
‫- من که دارم ضعف می‌کنم.

179
00:10:05,500 --> 00:10:07,500
‫می‌دونستی امرجیت برادر داره؟

180
00:10:08,670 --> 00:10:10,880
‫امرجیت کیه؟

181
00:10:13,170 --> 00:10:17,880
‫همیشه واسه اینجور نقشه و برنامه‌ها
‫حس شیشم قوی‌ای دارم.

182
00:10:17,880 --> 00:10:20,490
‫- بله، واقعاً جونم رو نجات دادین.
‫- اسم من منجیت‌ـه.

183
00:10:21,260 --> 00:10:22,760
‫- سومان هستم.
‫- سومان.

184
00:10:26,100 --> 00:10:28,390
‫- بفرمایین.
‫- ممنونم.

185
00:10:40,780 --> 00:10:43,080
‫اینجا اتاق‌‌ـته؟

186
00:10:43,080 --> 00:10:44,740
‫چه بزرگه.

187
00:10:44,740 --> 00:10:46,830
‫آره به گمونم.

188
00:10:51,960 --> 00:10:54,550
‫هی، اسم پرنده‌ـت چیه؟

189
00:10:54,550 --> 00:10:56,260
‫اسموچ.

190
00:11:05,180 --> 00:11:07,020
‫چقدر چندشه که در نداری.

191
00:11:25,030 --> 00:11:26,660
‫اینجا چیه؟

192
00:11:27,750 --> 00:11:29,750
‫این کمد لباسی مامانمه.

193
00:11:36,250 --> 00:11:37,510
‫پشمام.

194
00:11:38,720 --> 00:11:40,380
‫زدیم تو خال.

195
00:11:41,890 --> 00:11:44,140
‫دیدی؟
‫گفتم باید بیایم.

196
00:11:47,220 --> 00:11:49,180
‫این‌ها مالِ...

197
00:11:51,850 --> 00:11:54,060
‫مادر مادر مادربزرگ‌ـم بودن.

198
00:11:54,060 --> 00:11:56,940
‫بهشون میگن جومکا.

199
00:11:56,940 --> 00:11:59,360
‫از امپراتوری گورکانی اومدن

200
00:11:59,360 --> 00:12:01,910
‫قبل از استعمار بریتانیایی‌ها.

201
00:12:03,490 --> 00:12:04,950
‫راستش...

202
00:12:04,950 --> 00:12:07,910
‫چندین سال پیش مادرم این‌ها رو بهم داد.

203
00:12:09,540 --> 00:12:11,750
‫چندسال دیگه...

204
00:12:12,870 --> 00:12:14,790
‫این‌ها رو به رینا...

205
00:12:15,340 --> 00:12:16,840
‫هدیه میدم.

206
00:12:33,520 --> 00:12:34,980
‫عاشق این ساری‌ام.

207
00:12:34,980 --> 00:12:36,650
‫ساری موردعلاقمه.

208
00:12:36,650 --> 00:12:39,980
‫آره، خیلی قشنگ‌ـه.
‫نه؟

209
00:12:40,940 --> 00:12:43,400
‫صد در صد.
‫خیلی دلم می‌خواست بپوشمش،

210
00:12:43,400 --> 00:12:46,280
‫اما فکر نکنم اندازه‌ـم باشه.

211
00:12:47,240 --> 00:12:49,260
‫داستی،
‫شاید اندازه‌ی تو بشه.

212
00:12:50,580 --> 00:12:53,330
‫اندازه‌ی همه هست.

213
00:12:53,870 --> 00:12:56,830
‫بنظرم خیلی بهت بیاد داستی.
‫می‌خوام بپوشی‌ـش؟

214
00:12:58,250 --> 00:13:00,260
‫آره خب.

215
00:13:00,840 --> 00:13:02,630
‫بیا.

216
00:13:04,470 --> 00:13:05,510
‫بدو.

217
00:13:05,930 --> 00:13:08,930
‫خب،
‫این بلوزشه...

218
00:13:10,100 --> 00:13:12,310
‫بیا جو.
‫فکر کنم این خیلی بهت بیاد.

219
00:13:15,560 --> 00:13:17,560
‫- باشه.
‫- خیلی رنگش قشنگه.

220
00:13:23,440 --> 00:13:25,700
‫می‌خوای لباس عوض کردن‌مون رو ببینی؟

221
00:13:25,700 --> 00:13:28,320
‫معلومه که نه.

222
00:13:28,450 --> 00:13:31,830
‫- بابا، برو!
‫- میرم شام رو گرم کنم.

223
00:13:33,760 --> 00:13:35,040
‫می‌تونی...

224
00:13:35,040 --> 00:13:37,500
‫اگه دلت خواست این رو هم بپوشی.

225
00:13:37,500 --> 00:13:39,130
‫- خانم ورک؟
‫- بله؟

226
00:13:39,130 --> 00:13:40,550
‫روشویی‌تون کجاس؟

227
00:13:40,550 --> 00:13:43,720
‫آخر راهروئه،
‫بعد از اتاق رینا.

228
00:13:43,720 --> 00:13:45,680
‫- ممنون.
‫- خواهش می‌کنم.

229
00:13:45,680 --> 00:13:48,600
‫می‌دونستی رنگ موردعلاقم آبی‌ـه؟

230
00:13:48,600 --> 00:13:50,260
‫جدی؟

231
00:13:50,260 --> 00:13:52,390
‫می‌خوام همینجا بپوشمش.

232
00:13:52,390 --> 00:13:54,600
‫باشه حتماً.

233
00:13:54,600 --> 00:13:56,520
‫باشه.

234
00:14:19,500 --> 00:14:21,670
‫چیزی نیست،
‫چیزی نیست.

235
00:14:21,670 --> 00:14:24,130
‫هی، هی، هی.

236
00:14:24,130 --> 00:14:26,880
‫ببخشید.
‫بیا اینجا ببینم.

237
00:14:39,810 --> 00:14:41,610
‫چندوقته که اومدی کانادا؟

238
00:14:42,400 --> 00:14:44,400
‫چندماهی میشه.

239
00:14:44,400 --> 00:14:46,110
‫طالع‌بین‌ـم گفته که

240
00:14:46,110 --> 00:14:48,740
‫سرنوشت‌ـم تو خارج رقم می‌خوره.

241
00:14:50,820 --> 00:14:54,120
‫غرب عین یه رویا می‌مونه.

242
00:14:54,120 --> 00:14:56,200
‫مشخصه که تازه‌واردی.

243
00:14:56,870 --> 00:14:58,370
‫منظورت چیه؟

244
00:14:59,210 --> 00:15:01,880
‫به همه‌چیز خوش‌بینانه نگاه می‌کنی.

245
00:15:02,460 --> 00:15:05,960
‫فکر می‌کنی که اینجا
‫ پر شده از گرد پریان.

246
00:15:07,340 --> 00:15:09,590
‫انگار خونواده‌ـت خیلی زود سازگار شدن.

247
00:15:09,590 --> 00:15:10,890
‫کار راحتی نبود.

248
00:15:10,890 --> 00:15:13,470
‫اما خونواده‌ـم مردم خودشون رو پیدا کردن.

249
00:15:14,350 --> 00:15:16,020
‫«شاهدها».

250
00:15:16,720 --> 00:15:21,190
‫به‌خدا اگه بدونی چقدر پیدا کردنِ
.یه «شاهد» هندی دیگه، کار سختی‌ـه

251
00:15:21,190 --> 00:15:24,190
‫مطمئنم مامانم چندماه
‫ اون مهندسه رو زیر نظر داشته.

252
00:15:24,190 --> 00:15:27,530
‫پس حتماً خیلی از دست من عصبانی شده.

253
00:15:30,860 --> 00:15:34,330
‫راستش ما پیروی آین «سیک‌» هستیم.

254
00:15:36,160 --> 00:15:38,870
‫- پس ریش‌ـت به‌خاطر همینه.
‫- اوهوم.

255
00:15:41,370 --> 00:15:45,090
‫مردهای آیین ما به‌خاطر اعتقادات‌شون
‫ریش‌هاشون رو می‌زنن.

256
00:15:45,090 --> 00:15:46,710
‫چون ریش «نشونه‌ی سرکشی» هست.

257
00:15:46,710 --> 00:15:49,420
‫اما ریش برای سیک‌ها خیلی مهمه.

258
00:15:49,420 --> 00:15:52,760
‫از معدود کارهایی‌ـه که
‫ یه قانون‌شکن مثل من رعایتش می‌کنه.

259
00:15:53,760 --> 00:15:56,040
‫اصلاً از همون اول بوی دردسر می‌دادی.

260
00:15:56,970 --> 00:15:59,770
‫خب می‌دونی، من چندماه پیش
‫رفته بودم هند

261
00:15:59,770 --> 00:16:01,480
‫التماس می‌کردم بذارن
‫از هواپیماها بپرم پایین

262
00:16:01,480 --> 00:16:04,940
‫- پس فکرکنم حق با تو باشه.
‫- چرا؟

263
00:16:06,900 --> 00:16:10,610
‫می‌خواستم برم تو نیروی چتربازی
‫ارتش هند.

264
00:16:12,110 --> 00:16:14,570
‫اما نشد.

265
00:16:14,570 --> 00:16:17,740
‫راستش رو بخوای؛ واقعاً حالم داغون بود.

266
00:16:18,580 --> 00:16:20,710
‫من هیچوقت تا حالا سوار هواپیما نشدم.

267
00:16:21,750 --> 00:16:23,670
‫وقتی سوار هواپیما می‌شی
‫و پرواز می‌کنی،

268
00:16:23,670 --> 00:16:25,750
‫یه حس سرشار از سرزندگی بهت دست می‌ده.

269
00:16:27,210 --> 00:16:30,170
‫انگار رفتی پیش خدا.

270
00:16:32,050 --> 00:16:35,550
‫می‌تونی بفهمی خدا که اون بالاست
‫چه حسی داره.

271
00:16:41,350 --> 00:16:44,440
‫اگه دست خودت بود توی
‫زندگی‌ات چیکار می‌کردی؟

272
00:16:48,480 --> 00:16:50,190
‫من فقط یه زندگی آروم می‌خوام؛

273
00:16:51,360 --> 00:16:53,360
‫با کسی که باورهاش مثل خودم باشه.

274
00:16:55,780 --> 00:16:57,780
‫یه خانواده خوشحال.

275
00:17:01,410 --> 00:17:04,500
‫وقتی که بچه بودم پدرم توی ارتش بود.

276
00:17:06,920 --> 00:17:09,000
‫زیاد پیش‌مون نبود.

277
00:17:10,630 --> 00:17:14,130
‫خانواده‌مون...اون
‫حسی که باید رو نداشت.

278
00:17:17,100 --> 00:17:19,140
‫اما با دیدن تو، و زندگی‌ات...

279
00:17:21,100 --> 00:17:23,850
‫شاید منم فقط یه زندگی
‫آروم و بی‌دغدغه می‌خوام.

280
00:17:30,280 --> 00:17:32,820
‫بابا؛ گفتی از بیرون غذا سفارش می‌دین!

281
00:17:32,820 --> 00:17:35,990
‫اما این خیلی بهتره!
‫پنیر بز و فلفل.

282
00:17:38,700 --> 00:17:39,830
‫چقدر به‌تون میاد.

283
00:17:42,370 --> 00:17:45,080
‫ممنونم واقعاً لطف داری.

284
00:17:47,420 --> 00:17:49,130
‫و اینم برای تو.

285
00:17:50,300 --> 00:17:52,800
‫- راستش این واقعاً خوشمزه‌ست!
‫- ممنونم.

286
00:17:52,800 --> 00:17:55,760
‫واقعاً از چیزی که توی اون گوه‌دونی
‫به‌مون می‌دن خیلی بهتره!

287
00:17:57,640 --> 00:18:00,600
‫- ببخشید.
‫- هرچی موند رو براتون می‌ذارم ببرید.

288
00:18:01,430 --> 00:18:05,770
‫خانواده‌ی ما همیشه قبل از
‫خوردن غذا دعا می‌کنه!

289
00:18:05,770 --> 00:18:07,060
‫مامان؛ قول داده بودی!

290
00:18:07,060 --> 00:18:09,020
‫مانجیت؛ اشکالی نداره...

291
00:18:09,440 --> 00:18:10,690
‫بی‌خیال.

292
00:18:11,650 --> 00:18:12,690
‫خواهش می‌کنم.

293
00:18:19,820 --> 00:18:21,530
‫ پدرِ آسمانی،

294
00:18:21,530 --> 00:18:24,160
‫تو را بابت غذایی که بر سر سفره
‫ماست شکر می‌گوییم؛

295
00:18:24,870 --> 00:18:26,250
‫ما از رحمت و سخاوت بی‌پایان تو مطلع‌ایم؛

296
00:18:26,250 --> 00:18:29,830
‫باشد که ما نیز این سخاوت را
‫با دیگران به اشتراک بگذاریم.

297
00:18:30,840 --> 00:18:33,380
‫به نام مسیح؛ آمین.

298
00:18:33,380 --> 00:18:34,800
‫آمین.

299
00:18:35,090 --> 00:18:36,090
‫آمین.

300
00:18:43,680 --> 00:18:46,730
‫بهم گفته بودی عاشقِ بستی ساندای‌ای...

301
00:18:46,730 --> 00:18:49,600
‫خب داستی...

302
00:18:49,600 --> 00:18:52,440
‫حتماً زندگی کردن توی خوابگاه

303
00:18:52,440 --> 00:18:54,570
‫بدون خانواده واقعاً سخته اینطور نیست؟

304
00:18:54,570 --> 00:18:57,030
‫خب آره.

305
00:18:57,990 --> 00:19:00,990
‫قبلاً با خواهرم زندگی می‌کردم اما...

306
00:19:00,990 --> 00:19:02,940
‫یکم خراب‌کاری کردم
‫و من رو انداخت بیرون.

307
00:19:03,950 --> 00:19:04,990
‫اوه.

308
00:19:05,500 --> 00:19:08,080
‫حتماً خیلی ناراحت شدی...

309
00:19:08,080 --> 00:19:11,880
‫من و خواهرم خیلی با هم صمیمی بودیم؛
‫قبل از این‌که برگرده هند.

310
00:19:13,500 --> 00:19:16,800
‫برات دعا می‌کنیم که
‫با خواهرت آشتی کنی.

311
00:19:16,800 --> 00:19:19,130
‫خانواده خیلی مهمه...

312
00:19:21,470 --> 00:19:24,390
‫نه؛ نه نیازی نیست.

313
00:19:24,390 --> 00:19:26,100
‫همینطوری راحتم.

314
00:19:26,100 --> 00:19:27,890
‫من می‌رم.

315
00:19:28,520 --> 00:19:29,770
‫جو؛ می‌دونی این من
‫رو یاد چی می‌اندازه؟

316
00:19:29,770 --> 00:19:32,360
‫یادته وقتی بچه‌تر بودیم زنگ می‌زدیم
‫اون پیتزا فروشیـه رو ایسگا می‌کردیم؟

317
00:19:32,360 --> 00:19:34,940
‫جو یه تیکه دیگه پیتزا می‌خوای؟

318
00:19:37,400 --> 00:19:40,030
‫- هنوز این تموم نشده.
‫- می‌دونید، پدر من توی ارتش بود

319
00:19:41,030 --> 00:19:43,410
‫و هرگز درست حسابی بالا سرمون نبود.

320
00:19:43,410 --> 00:19:45,720
‫هیچوقت نتونستم پدرم رو
‫الگوی زندگی‌ام قرار بدم.

321
00:19:46,660 --> 00:19:50,330
‫خب جوزفین؛ یکم از خودت بگو
‫اهل کجایی...

322
00:19:54,670 --> 00:19:57,340
‫رینا بهم گفت زندگی خیلی سختی داشتی.

323
00:19:57,340 --> 00:20:00,130
‫مانجیت؛ نظرت چیه غذامون رو بخوریم؟

324
00:20:00,130 --> 00:20:03,640
‫این‌که تمام عزیزانت رهـات کردن
‫و حاضر نشدن ازت مراقبت کنن.

325
00:20:03,640 --> 00:20:05,810
‫- بابا بس‌کن!
‫- واقعاً دلم می‌سوزه!

326
00:20:05,810 --> 00:20:09,180
‫نه خونه‌ای داری؛ نه خانواده‌ای.

327
00:20:09,180 --> 00:20:10,560
‫بچه ها باید در آغوش خانواده باشن؛

328
00:20:10,560 --> 00:20:14,480
‫نه رها بشن و مجبور باشن از این
‫سن کم روی پای خودشون وایستن.

329
00:20:14,480 --> 00:20:17,440
‫- خیلی دوست دارم بهت کمک کنم جوزفین!
‫- خفه‌شو بابا اُسکل!

330
00:20:17,440 --> 00:20:19,570
‫- تو...
‫- تو حتی من رو نمی‌شناسی!

331
00:20:19,570 --> 00:20:21,910
‫بابا! این چه چرت و پرتی بود گفتی آخه!
‫خفه‌شـو!

332
00:20:21,910 --> 00:20:24,450
‫- رینا؟ رینا؟ لطفاً بیا...
‫- جو؛ صبرکن!

333
00:20:28,950 --> 00:20:31,500
‫مامان؟ بابا؟ مانجیت رو یادتونه؟

334
00:20:33,170 --> 00:20:36,960
‫- آره؛ قراره باهامون شام بخوره؟
‫- اشکالی نداره؟

335
00:20:43,640 --> 00:20:45,930
‫ازتون خواستم بیاین این‌جا چون...

336
00:20:46,800 --> 00:20:49,020
‫طی این چند هفته گذشته،

337
00:20:49,020 --> 00:20:51,300
‫ما یکم بیرون رفتیم و
‫هم دیگه رو بیشتر شناختیم،

338
00:20:52,270 --> 00:20:53,770
‫و...

339
00:20:56,310 --> 00:20:58,730
‫می‌خوایم که با هم باشیم!

340
00:20:58,730 --> 00:21:01,070
‫واقعاً؟

341
00:21:02,110 --> 00:21:03,780
‫اما همین الان گفتی که مدت زیادی

342
00:21:03,780 --> 00:21:05,530
‫نیست که می‌شناسیش!

343
00:21:06,070 --> 00:21:08,150
‫خب خودتم یهو زن یه غریبه شدی اون موقع‌ها!

344
00:21:09,330 --> 00:21:11,000
‫حتی دین‌تون هم با هم یکی نیست...

345
00:21:11,870 --> 00:21:12,870
‫بابا.

346
00:21:12,870 --> 00:21:14,870
‫می‌دونی؛ حس می‌کنم
‫برای ازدواج هنوز خیلی زوده.

347
00:21:14,870 --> 00:21:16,580
‫اما بابا...

348
00:21:16,580 --> 00:21:17,710
‫موکاند؟

349
00:21:20,710 --> 00:21:22,800
‫خاله، لطفاً
‫من دخترتون رو دوست دارم.

350
00:21:22,800 --> 00:21:24,130
‫خاله؟

351
00:21:24,130 --> 00:21:27,300
‫تا این حد نزدیک شدیم؟

352
00:21:27,300 --> 00:21:30,810
‫ماه پیش می‌گفتی خانم ماسیهاجار
‫و الان می‌گی خاله؟

353
00:21:30,810 --> 00:21:33,390
‫مامان بی‌خیال...

354
00:21:34,020 --> 00:21:36,150
‫چرا اینطوری می‌کنی؟
‫من خودم می‌دونم چی می‌خوام!

355
00:21:36,150 --> 00:21:39,900
‫آخه تو چی می‌دونی سومان؟

356
00:21:39,900 --> 00:21:41,690
‫می‌دونم که قید زندگی‌اش

357
00:21:41,690 --> 00:21:44,110
‫توی هند رو می‌زنه تا با من باشه.

358
00:21:44,110 --> 00:21:47,200
‫من درمورد مانجیت یه‌سری
‫تحقیقات انجام دادم.

359
00:21:47,200 --> 00:21:48,320
تو چی؟

360
00:21:50,740 --> 00:21:54,710
‫بهت گفته ویزای توریستی‌اش
‫هفته‌هاست منقضی شده؟

361
00:21:56,790 --> 00:21:58,710
‫خواهرش خیلی دهن لقه...

362
00:21:58,710 --> 00:22:02,300
‫باید اقامت دائم بگیره؛

363
00:22:02,300 --> 00:22:04,130
‫اونم خیلی زود.

364
00:22:05,260 --> 00:22:09,600
‫خواهرش هم اونقدری پول در نمیاره که
‫از پس مخارجش بر بیاد،

365
00:22:09,600 --> 00:22:12,520
‫اما یه‌راه دیگه هم هست.

366
00:22:14,140 --> 00:22:15,390
‫نیست؟

367
00:22:30,990 --> 00:22:32,660
‫چطور بود؟

368
00:22:32,660 --> 00:22:35,750
‫افتضاح‌تر از این نمی‌شد.

369
00:22:38,040 --> 00:22:39,210
‫گند زدی توی همه‌چی.

370
00:22:39,210 --> 00:22:40,670
‫- رینا؟
‫- رینا؟

371
00:22:40,670 --> 00:22:41,750
‫صبرکنید!

372
00:22:57,060 --> 00:22:58,560
‫مگه من چیکار کردم؟

373
00:23:20,630 --> 00:23:23,130
‫نه.

374
00:23:40,560 --> 00:23:42,060
‫اسموچ؟

375
00:23:45,780 --> 00:23:47,280
‫اسموچ؟

376
00:23:49,450 --> 00:23:50,490
‫ریـنا؟

377
00:23:52,660 --> 00:23:55,130
‫رینا؟ گوشواره‌هـام گم شدن.
‫گوشواره‌های جومـکا ام.

378
00:23:55,580 --> 00:23:57,330
‫اون‌ها از خونه‌مون دزدی کردن!

379
00:23:57,330 --> 00:23:59,080
‫- زنگ می‌زنم پلیس!
‫- بس کن خواهشاً

380
00:23:59,080 --> 00:24:01,290
‫دیگه اجازه نمی‌دیم باهاشون بگردی.

381
00:24:01,290 --> 00:24:03,590
‫شما از هیچ کوفتی این وسط خبر ندارید!

382
00:24:03,590 --> 00:24:04,670
‫رینا!

383
00:24:04,670 --> 00:24:07,130
‫- دوست‌های من عمراً همچین کاری کنن!
‫- خودت رو نگاه کن آخه!

384
00:24:07,130 --> 00:24:09,090
‫چطوری اون‌ها رو دوست خودت صدا می‌زنی؟

385
00:24:09,090 --> 00:24:10,860
‫خب حداقل اجازه می‌دن
‫باهاشون بگردم.

386
00:24:13,220 --> 00:24:14,760
‫بقیه ازم فراری ان.

387
00:24:20,020 --> 00:24:22,520
‫رینا؛ خودت ببین دارن چطوری
‫باهات رفتار می‌کنن!

388
00:24:22,520 --> 00:24:24,110
‫شماها هیچی نمی‌دونید!

389
00:24:25,020 --> 00:24:26,520
‫دخترهایی مثل جو، اون‌ها...

390
00:24:27,730 --> 00:24:29,780
‫اون‌ها عشق و حال دنیا رو می‌کنن؛

391
00:24:29,780 --> 00:24:31,400
‫اما من هیچوقت!

392
00:24:31,400 --> 00:24:34,200
‫تو هرچی نیاز داری
‫ما برات فراهم کردیم!

393
00:24:34,200 --> 00:24:37,910
‫مادر و پدری که هرکاری بگی
‫بـرات انجام می‌دن!

394
00:24:37,910 --> 00:24:39,660
‫غذا می‌ذاریم جـلوت!

395
00:24:39,660 --> 00:24:41,620
‫می‌بریمت مسافرت.

396
00:24:41,620 --> 00:24:43,880
‫اون‌ها هیچ کدوم‌شون
‫چنین چیزایی رو تجربه نمی‌کنن.

397
00:24:43,880 --> 00:24:46,920
‫رینا.

398
00:24:46,920 --> 00:24:50,170
‫رینا؛ ما دوستت داریم
‫مگه تو رو ما دوست نداری که اینطوری می‌کنی؟

399
00:24:52,680 --> 00:24:54,840
‫مانجیت؛ مگه تو ما رو دوست نداری؟

400
00:24:54,840 --> 00:24:56,010
‫پس این چه کاریه داری می‌کنی؟

401
00:24:56,010 --> 00:24:59,350
‫موضوع این نیست مامان؛
‫خودم دلم می‌خواد

402
00:25:01,180 --> 00:25:03,020
‫باور دارم که می‌شه.

403
00:25:03,020 --> 00:25:06,110
‫می‌دونم که با این‌کار
‫از دین‌مون خارج می‌شم،

404
00:25:07,730 --> 00:25:09,730
‫اما از ته قلبم می‌خوامش!

405
00:25:11,650 --> 00:25:14,160
‫فقط باید یک‌سری فداکاری‌ انجام بدم.

406
00:25:18,540 --> 00:25:21,540
‫- اون‌جا رو دوست داری؟
‫- آره؛ دوست دارم.

407
00:25:22,910 --> 00:25:25,210
‫یه زندگی خوب این‌جا توی کانادا
‫در انتظار منـه.

408
00:25:27,130 --> 00:25:28,380
‫و من سومان رو دوست دارم.

409
00:25:40,600 --> 00:25:44,270
‫گفتی شاهدین هیچوقت ریـش نمی‌ذارن.

410
00:25:47,020 --> 00:25:48,820
‫مانجیت، من هیچوقت ازت نخواستم
‫این‌کار رو بکنی!

411
00:25:48,820 --> 00:25:50,780
‫می‌دونم.

412
00:25:53,570 --> 00:25:54,700
‫انتخاب خودمه.

413
00:25:56,070 --> 00:25:57,950
‫ببین، حس بین مـا

414
00:25:57,950 --> 00:26:00,240
‫حس بین ما واقعیه سومان!

415
00:26:01,580 --> 00:26:03,450
‫می‌خوام دین‌مون یکی باشه.

416
00:26:03,450 --> 00:26:07,040
‫می‌خوام زندگی‌مون با هم باشه.

417
00:26:07,750 --> 00:26:10,750
‫از اولش هم قصدم همین بوده؛ قول می‌دم.

418
00:26:14,170 --> 00:26:15,650
‫درمورد سیبیل چیزی نگفته بودی!

419
00:26:23,390 --> 00:26:26,640
‫من و تو می‌تونیم زندگی‌مون رو
‫این‌جا بسازیم. می‌دونم.

420
00:26:26,640 --> 00:26:28,730
‫هرکاری می‌کنم.

421
00:26:29,480 --> 00:26:32,190
‫برای خودمون، برای آینده‌مون

422
00:26:33,360 --> 00:26:34,860
‫برای خانواده‌مون.

423
00:26:48,790 --> 00:26:51,420
Kick That Shit and Get High - PhD

424
00:26:51,960 --> 00:26:53,340
‫سلام.

425
00:26:59,340 --> 00:27:02,600
‫اومدم بگم بابام یه اسکل به‌تمام عیـاره.

426
00:27:11,520 --> 00:27:13,400
‫و دیگه اجازه نمی‌دن باهاتون بگردم.

427
00:27:14,030 --> 00:27:16,190
‫- واقعاً؟
‫- آره.

428
00:27:17,280 --> 00:27:19,530
‫برای همین اومدم باهاتون خداحافظی کنم.

429
00:27:19,530 --> 00:27:20,660
‫چقدر دردناک!

430
00:27:24,080 --> 00:27:28,040
‫مامانم گفت گشواره‌هاش و پرنده‌ام اسموچ
‫رو دزدیدید!

431
00:27:31,540 --> 00:27:34,840
‫آخه چرا باید اون گوشواره‌های تخمی
‫و اون پرنده‌ی احمق رو بدزدیم؟

432
00:27:34,840 --> 00:27:36,550
‫درمورد اسموچ اینطوری صحبت نکن!

433
00:27:36,550 --> 00:27:38,050
گورت رو گم کن ببینم

434
00:27:38,050 --> 00:27:41,090
‫اصلاً چطوری توی اون خونه زندگی می‌کنی؟

435
00:27:44,140 --> 00:27:45,970
‫مثل کمپ زندانی‌ها می‌مونه.

436
00:27:46,310 --> 00:27:49,440
‫فکر کردی خودم نمی‌دونم؟
‫از اون‌جا متنفرم.

437
00:27:51,440 --> 00:27:52,940
‫راستش...

438
00:27:53,770 --> 00:27:55,440
‫واقعاً دلم برات می‌سوزه.

439
00:27:55,440 --> 00:27:57,110
‫حالا که خونه‌ی شما رو دیدم،

440
00:27:57,110 --> 00:27:59,610
‫اون یتیم‌خونه واقعاً بهشته...

441
00:28:00,530 --> 00:28:02,370
‫خودم خواستم از خونه‌مون برم.

442
00:28:03,530 --> 00:28:04,870
‫می‌دونستی؟

443
00:28:05,330 --> 00:28:07,620
‫مامانم التماس می‌کرد پیشش بمونم.

444
00:28:07,620 --> 00:28:09,370
‫زانو زده بود و گریه می‌کرد.

445
00:28:10,250 --> 00:28:12,500
‫راستش واقعاً صحنه غم‌انگیزی بود.

446
00:28:12,500 --> 00:28:13,930
‫اما با قوانین اون خونه...

447
00:28:14,540 --> 00:28:16,170
‫نه ممنون.

448
00:28:17,090 --> 00:28:19,590
‫این‌ بیرون هرکاری که بخوام انجام می‌دم.

449
00:28:22,970 --> 00:28:25,010
‫واقعاً عالیه...

450
00:28:26,890 --> 00:28:28,890
‫می‌دونی؛ اگه واقعاً از اون‌جا خسته شدی

451
00:28:29,810 --> 00:28:32,250
‫یه‌راهی بلدم که بهت کمک می‌کنه
‫از شرشون خلاص بشی.

452
00:28:33,610 --> 00:28:35,440
‫اما باید یه گنگستر بشی!

453
00:28:36,610 --> 00:28:38,320
‫مثل من.

454
00:28:40,150 --> 00:28:42,320
‫مشکلی نداره.

455
00:28:45,200 --> 00:28:48,040
‫می‌تونم.

456
00:28:50,460 --> 00:28:52,540
‫خوابگاهِ سون اوکس، مارتا هستم.

457
00:29:06,300 --> 00:29:08,100
‫باید یه‌چیزی درمورد پدرم

458
00:29:09,140 --> 00:29:10,520
‫به‌تون بگم.

459
00:29:25,370 --> 00:29:26,620
‫سومان؟

460
00:29:27,620 --> 00:29:29,160
‫دارم می‌رم مغازه.

461
00:29:29,160 --> 00:29:30,870
‫این وقت صبح؟

462
00:29:34,790 --> 00:29:36,960
‫داری کجا می‌ری؟

463
00:29:47,510 --> 00:29:49,010
‫مانجیت واقعاً من رو دوست داره.

464
00:29:51,180 --> 00:29:53,430
‫می‌خواد دین‌ش رو عوض کنه.

465
00:29:53,430 --> 00:29:55,350
‫می‌دونم.

466
00:29:55,350 --> 00:29:57,440
‫به‌گوشم رسوندن.

467
00:30:00,940 --> 00:30:01,990
‫صبرکن.

468
00:30:19,210 --> 00:30:20,250
‫این رو بگیر.

469
00:30:31,260 --> 00:30:32,930
‫و این رو هم...

470
00:30:34,810 --> 00:30:36,980
‫بده به هرکسی که خودت صلاح می‌دونی.

471
00:30:40,020 --> 00:30:41,520
‫بابا چی؟

472
00:30:43,030 --> 00:30:44,530
‫یکم زمان نیاز داره.

473
00:30:45,700 --> 00:30:48,700
Opium - Marcy Playground

474
00:31:32,910 --> 00:31:36,000
‫- اسموچ؟

475
00:31:36,000 --> 00:31:38,870
‫اسموچ؟

476
00:31:42,960 --> 00:31:44,670
‫سلام.

477
00:31:51,194 --> 00:31:54,494
تو این هوای سرد کجا رفتی آخه؟

478
00:32:05,695 --> 00:32:07,705
‫سلام آقایون.

479
00:32:07,705 --> 00:32:10,705
‫- کمکی از دستم برمیاد؟
‫- مانجیت ورک؟

480
00:32:10,705 --> 00:32:12,585
‫- خودمم
‫- بفرمائید بیرون.

481
00:32:12,585 --> 00:32:14,125
‫- شما بازداشتیـد.
‫- چی؟

482
00:32:14,125 --> 00:32:15,665
‫- لطفاً بفرمائید بیرون.
‫- چی؟

483
00:32:16,455 --> 00:32:17,505
‫چی شده؟

484
00:32:17,505 --> 00:32:19,425
‫خواهش می‌کنم.

485
00:32:19,425 --> 00:32:20,835
‫- می‌شه بریم داخل حرف بزنیم؟
‫- صبرکنید!

486
00:32:20,835 --> 00:32:24,175
‫- باهاتون همکاری می‌کنم.
‫- چی شده؟

487
00:32:24,175 --> 00:32:27,135
‫ایشون متهم به آزار دخترتون، رینا ورک هستن.

488
00:32:28,175 --> 00:32:29,935
‫- کی همچین حرفی زده؟
‫- خود رینا.

489
00:32:30,435 --> 00:32:32,435
‫به یکی از مددکاران اجتماعی خوابگاه دختران
‫بی‌سرپناه گفته که

490
00:32:32,435 --> 00:32:34,015
‫بهش تجاوز شده!

491
00:32:35,645 --> 00:32:37,145
‫دروغـه!

492
00:32:40,944 --> 00:32:44,114
‫حقیقت نداره. من دخترم رو دوست دارم.

493
00:33:06,594 --> 00:33:10,014
‫قصه‌ها هیچ پایانی ندارن؛

494
00:33:10,014 --> 00:33:11,144
‫و همچنین هیچ شروعی.

495
00:33:15,484 --> 00:33:18,314
‫ما همیشه فقط یه قسمت
‫کوتاهی ازشون رو شاهد هستیم.

496
00:33:20,484 --> 00:33:23,284
‫خیلی‌خب؛ اینم از اتاقت.

497
00:33:43,344 --> 00:33:45,714
‫«مار گزیده از ریسمان سیاه و سفید می‌ترسه»

498
00:33:48,264 --> 00:33:51,144
‫«کم بیا، شیرین بیا»

499
00:33:57,900 --> 00:34:00,690
‫«یه سیب گندیده کل سبد رو فاسد می‌کنه»

500
00:34:00,714 --> 00:34:36,714
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

