﻿1
00:00:01,327 --> 00:00:06,616
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

2
00:00:06,641 --> 00:00:10,283
‫[قسطنطنیه]

3
00:00:10,308 --> 00:00:18,233
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

4
00:00:18,258 --> 00:00:26,158
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

5
00:00:41,833 --> 00:00:45,170
‫هارالد! هارالد!

6
00:00:45,795 --> 00:00:48,840
‫ شکوه و جلال این شکلی‌ـه، دوستان من!

7
00:00:59,684 --> 00:01:00,643
‫چیi؟ هی!

8
00:01:03,146 --> 00:01:06,483
‫خوش آمدگوی درخور یه قهرمان!
‫یالا! رلکس کن!

9
00:01:44,062 --> 00:01:46,272
‫هارالد!

10
00:01:52,320 --> 00:01:58,076
‫ای حاکم قادر متعال، این سربازان
‫را به فرشتگان مقدست بسپار،

11
00:01:58,159 --> 00:02:04,457
‫با قوت خود از آن‌ها محافظت
‫کن و آن‌ها را محفوظ بدار

12
00:02:04,541 --> 00:02:08,294
‫- آمین!
‫- آمین!

13
00:02:20,974 --> 00:02:24,978
‫امروز به سپاهیان عزیزمان خوش آمد میگیم...

14
00:02:25,895 --> 00:02:30,483
‫و پیروزی قاطع‌شون در سیسیل رو جشن می‌گیریم!

15
00:02:33,611 --> 00:02:36,990
‫پیروزی پسران شما،

16
00:02:37,824 --> 00:02:42,328
‫فرزندان قدرت‌مندترین مردم جهان،

17
00:02:42,412 --> 00:02:45,498
‫مردم قسطنطنیه

18
00:02:45,582 --> 00:02:50,378
‫امپراتوری که از آلپ تا آسیا امتداد داره!

19
00:02:58,052 --> 00:03:02,849
‫اکنون همسرم، شهبانو زوئی
رو تقدیم حضورتون می‌کنم

20
00:03:12,483 --> 00:03:17,322
‫جورجیوس مانیاکس... و هارالد سیگوردسون،

21
00:03:18,114 --> 00:03:20,992
‫ شما فرزندان حقیقی قسطنطنیه هستید

22
00:03:22,118 --> 00:03:23,870
‫و ما مدیون شما هستیم

23
00:03:24,954 --> 00:03:28,583
‫به عنوان پاداشی برای اقدامات
‫پیروزمندانه شما در سیسیل،

24
00:03:28,666 --> 00:03:35,256
‫ما به شما عنوان اسپاتاروکاندیداس،

25
00:03:35,340 --> 00:03:41,846
‫بالاترین افتخار یک جنگجوی امپراتوری را می‌دهیم،
‫مقامی که زره جدیدتان نمایانگر آن نیز خواهد بود

26
00:03:44,515 --> 00:03:47,602
‫قهرمانان‌تان را بنگرید!

27
00:04:53,918 --> 00:04:55,420
‫برگشتی

28
00:05:05,540 --> 00:05:12,423
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

29
00:05:11,456 --> 00:05:14,624
{\an8}«وایکینگز: والهالا»
«فصل سوم، قسمت سوم»

30
00:05:12,448 --> 00:05:19,573
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

31
00:05:21,362 --> 00:05:22,697
دنبال ویلیام اومدم

32
00:05:23,197 --> 00:05:26,284
‫من فامیلشم. تو حق نداری
‫حضانتش رو داشته باشی

33
00:05:26,367 --> 00:05:29,996
‫من اذن دوک رو دارم که ‫اون
رو تحت قیمومت من گذاشت

34
00:05:31,497 --> 00:05:35,668
‫پدرش مرده! الان اون دوک‌ـه.
‫اون به خانواده‌اش تعلق داره

35
00:05:35,752 --> 00:05:38,212
‫تو فقط نگران مقام اونی

36
00:05:38,755 --> 00:05:40,256
‫اون جایی نمیره

37
00:05:48,389 --> 00:05:51,100
‫بلند شو، ویلیام. باهام میای خونه

38
00:05:51,726 --> 00:05:54,771
‫ویل... آلفردم

39
00:05:56,439 --> 00:05:58,566
‫بهم گفتی که وقتی اومدند بیدارت کنم

40
00:05:59,150 --> 00:06:00,466
‫اون‌ها اینجاند!

41
00:06:09,827 --> 00:06:11,329
‫دوباره کابوس دیدی، مگه نه؟

42
00:06:17,293 --> 00:06:19,962
‫خب، در شرف ملاقات با کابوس منی

43
00:06:30,123 --> 00:06:37,022
‫[قلعه باید]
‫[نورماندی]

44
00:06:45,988 --> 00:06:48,032
‫دروازه‌ها رو ببندید!

45
00:06:48,116 --> 00:06:49,784
‫- خواهر عزیزم...
‫- ریچارد

46
00:06:52,537 --> 00:06:54,413
‫- پادشاه کانوت...
‫- ریچارد

47
00:06:54,956 --> 00:06:56,124
‫به خونه من خوش آمدید

48
00:06:56,707 --> 00:06:58,000
‫خوشحالم که اینجام

49
00:06:58,501 --> 00:07:00,878
‫مطمئنم که سفر شما به رم مثمر ثمر بوده؟

50
00:07:01,879 --> 00:07:03,025
‫همینطور بود

51
00:07:03,589 --> 00:07:04,715
‫هرچند طاقت فرسا

52
00:07:05,550 --> 00:07:07,385
‫خیلی خوبه که اینقدر نزدیک خونه هستیم

53
00:07:07,969 --> 00:07:09,470
‫من مشتاق دیدن پسرها هستم

54
00:07:11,013 --> 00:07:12,932
‫- مادر!
‫- آلفرد!

55
00:07:16,352 --> 00:07:17,728
ای، چه بزرگ شدی

56
00:07:18,396 --> 00:07:19,647
‫مثل اینکه خیلی وقته نبودم

57
00:07:20,356 --> 00:07:22,525
‫رُم چطور بود؟ با پاپ ملاقات کردی؟

58
00:07:22,608 --> 00:07:25,570
‫آره. اجازه بدی همه چیز
رو ‫درباره‌ش بهت میگم

59
00:07:26,654 --> 00:07:27,947
‫برادرت کجاست؟

60
00:07:28,030 --> 00:07:29,240
‫من اینجام

61
00:07:31,117 --> 00:07:32,702
‫درست همون جایی که سال‌ها پیش رهام کردی

62
00:07:33,411 --> 00:07:36,747
‫ادوارد، باید درست و حسابی با
‫پادشاه انگلستان احوال پرسی کنی

63
00:07:39,500 --> 00:07:42,044
‫سرور من... زمان زیادی گذشته

64
00:07:43,004 --> 00:07:44,070
‫همینطوره

65
00:07:47,049 --> 00:07:49,093
‫و تو هم به همون اندازه که
‫به یاد دارم خوش مشرب هستی

66
00:07:53,514 --> 00:07:57,935
‫اعلی‌حضرت، ممکنه ویلیام، ‫دوک
نورماندی رو خدمتتون معرفی کنم؟

67
00:07:58,019 --> 00:08:00,771
‫اعلی‌حضرت. به نورماندی خوش آمدید

68
00:08:01,731 --> 00:08:05,568
‫ویلیام، تو منو به یاد نداری،
‫ولی من عمه بزرگت هستم، اِما

69
00:08:06,152 --> 00:08:10,698
‫و من مباشر دوک، والتر، برادر مادرش هستم

70
00:08:11,449 --> 00:08:14,619
‫تا زمانی که رشید بشه به
جای ‫او حکمرانی خواهم کرد

71
00:08:14,702 --> 00:08:16,704
‫دیدار با اعلی‌حضرتا مایه‌ی مسرته

72
00:08:24,629 --> 00:08:27,048
‫من می‌خوام تجارت پشم
‫خودمون رو بیشتر به سمت...

73
00:08:27,131 --> 00:08:29,509
‫- همراه آلفرد برو
‫- ... قاره گسترش بدم

74
00:08:29,592 --> 00:08:31,552
‫- به سوی اتاق‌هاتون! اینور

75
00:08:31,636 --> 00:08:32,720
‫- مادر
‫- متشکرم

76
00:08:32,803 --> 00:08:35,306
‫چه کسی بهتر از عموزاده‌های
‫نورمن‌مون می‌تونه کمک‌مون کنه؟

77
00:08:36,641 --> 00:08:38,976
‫نورماندی نیازی به پشم انگلیسی نداره

78
00:08:39,060 --> 00:08:40,186
‫این چیزی نیست که من شنیدم

79
00:08:41,187 --> 00:08:42,647
‫خب شاید اشتباه شنیدی

80
00:08:44,232 --> 00:08:47,151
‫شاید باید از عالیجناب بپرسیم ببینیم نظرش چیه

81
00:08:48,402 --> 00:08:51,989
‫ویلیام، تو جوان متفکری به نظر می‌رسی

82
00:08:53,366 --> 00:08:56,869
‫شاید باید یه سال برای استیلاء قدرت تو صبر کنم،

83
00:08:56,953 --> 00:08:58,704
‫و بعد باهات مذاکرات تجاری داشته باشم

84
00:09:01,290 --> 00:09:02,458
‫دایی من از جانبم صحبت می‌کنه

85
00:09:04,794 --> 00:09:08,214
‫حال، اگر انگلستان قیمت پشمش رو کاهش بده،

86
00:09:08,297 --> 00:09:10,174
‫اونوقت ممکنه نورماندی هم بهش نیاز داشته باشه

87
00:09:10,258 --> 00:09:12,093
‫اون حسابی پسرک رو تیغ زده

88
00:09:12,176 --> 00:09:14,303
‫انگلیس نیازی به کاهش قیمت نداره

89
00:09:14,387 --> 00:09:17,515
‫الانم نورماندی تحت کنترلشه.
‫رسماً داره خونش رو می‌مکه

90
00:09:17,598 --> 00:09:21,352
‫ویلیام به زودی ۱۵ ساله میشه
‫و می‌تونه قدرتش رو پس بگیره

91
00:09:21,936 --> 00:09:26,691
‫به احتمال زیاد، اون در دستان
مباشر ‫مورد اعتمادش دچار حادثه میشه

92
00:09:27,608 --> 00:09:29,360
‫و مقام دوک ماله والتر میشه

93
00:09:31,028 --> 00:09:34,282
‫متأسفانه، می‌ترسم خون رولو در رگ‌هاش رقیق شده باشه

94
00:09:35,783 --> 00:09:36,892
‫شاید

95
00:09:39,078 --> 00:09:41,038
‫یا شایدم منتظر زمانشه

96
00:09:42,331 --> 00:09:43,165
‫تو چطور؟

97
00:09:43,249 --> 00:09:45,334
‫این به این خاطره که ما
‫به مردممون ایمان داریم...

98
00:09:45,418 --> 00:09:49,630
‫من به پسرانم فکر می‌کنم و
‫ذهنم مشغول سرنوشت اون‌هاست

99
00:09:50,256 --> 00:09:52,842
‫اونچه رو که اونجا دیدی رو به ناپدریت بگو

100
00:09:52,967 --> 00:09:54,927
‫پشم نورمن عالی‌ـه، اعلی‌حضرت

101
00:09:55,011 --> 00:09:56,596
‫من به آینده فکر می‌کنم

102
00:09:56,679 --> 00:09:59,307
‫...فرصت‌های تجاری بین انگلستان و نورماندی

103
00:09:59,390 --> 00:10:01,601
‫دیدی؟ می‌دونه که داره از چی صحبت می‌کنه

104
00:10:02,433 --> 00:10:06,232
‫[دانمارک]
‫[میدسومر]

105
00:10:48,189 --> 00:10:49,065
‫شوهر!

106
00:10:50,316 --> 00:10:53,444
‫گیثا! اینجا چیکار می‌کنی؟

107
00:10:54,704 --> 00:10:56,039
‫فکر کردم تو روسکیلد هستی

108
00:10:56,126 --> 00:11:00,076
‫بودم، اما نمی‌خواستم عید
‫میدسومر رو از دست بدم

109
00:11:01,619 --> 00:11:04,288
‫- پدر!
‫- هارولد! توستیگ!

110
00:11:04,830 --> 00:11:06,582
‫چی تو رو به اینجا کشونده؟

111
00:11:06,666 --> 00:11:10,169
‫کانوت ازم خواست که مفاد
‫قراردادش در رُم رو به پدرش برسونم

112
00:11:10,252 --> 00:11:11,879
‫فورک‌بیرد اینجا نیستش

113
00:11:11,962 --> 00:11:13,881
‫اون و مادربزرگش یه سر رفتن به آبشار

114
00:11:13,964 --> 00:11:16,175
‫تا برای لندوایتر قربانی پیشکش کنند

115
00:11:16,258 --> 00:11:17,802
‫اون دیگه چیه؟ کلیسا؟

116
00:11:17,885 --> 00:11:22,598
‫نه. لندوایتر ارواحی هستند
‫که از این سرزمین محافظت می‌کنند

117
00:11:23,349 --> 00:11:25,684
‫منو باش که فکر می‌کردم که همه
‫شما مسیحیان خداترس هستید

118
00:11:25,768 --> 00:11:27,728
‫بیا، می‌خوام با کسی آشنا بشی

119
00:11:29,397 --> 00:11:32,775
‫هرفوت! بیا بیرون و شوهرم رو ببین

120
00:11:39,323 --> 00:11:42,701
‫شوهر، این شاهزاده هارالد
‫هرفوت، پسر پادشاه کانوت‌ـه

121
00:11:44,078 --> 00:11:46,956
‫هرفوت، این شوهر من، ارل گادوین‌ـه

122
00:11:48,124 --> 00:11:50,876
‫گادوین، تو همون مردی
‫هستی که می‌خواستم ببینمش

123
00:11:51,877 --> 00:11:52,921
‫واقعاً؟

124
00:11:53,963 --> 00:11:55,214
‫و شما برهنه‌اید

125
00:12:01,512 --> 00:12:02,513
‫بیا تو!

126
00:12:13,732 --> 00:12:18,571
‫گیثا بهم گفته که گوش پدرم همیشه با توئه
‫(پدرم ازت حرف شنوی داره)

127
00:12:20,489 --> 00:12:24,034
‫و این خوبه چون که من آرزو
‫دارم پادشاه بعدی انگلستان باشم

128
00:12:30,583 --> 00:12:31,683
‫انگلستان؟

129
00:12:35,504 --> 00:12:39,341
‫می‌دونید که تو صف جانشینی
‫بقیه جلوتر از شما هستند

130
00:12:39,425 --> 00:12:42,261
‫برادرت سوین، کانوت و پسر اِما، هارثاکانوت،

131
00:12:42,344 --> 00:12:45,514
‫و بچه‌هاش از ازدواج اولش
‫با اثلرد، ادوارد و آلفرد

132
00:12:45,598 --> 00:12:47,224
‫من نگران اون‌ها نیستم

133
00:12:47,308 --> 00:12:48,809
‫اما شاید بهتره باشید

134
00:12:50,060 --> 00:12:51,604
‫به همین دلیله که به کمکت نیاز دارم

135
00:12:53,731 --> 00:12:56,609
‫پس بهم بگو، برای اینکه این
‫اتفاق بی‌افته، چیکار باید بکنم؟

136
00:12:59,236 --> 00:13:01,363
‫خوب، لباس پوشیدن شروع خوبیه

137
00:13:14,627 --> 00:13:16,837
‫چرا نرفتی پیش دوستات

138
00:13:16,921 --> 00:13:19,089
 ‫تا ستایش امپراطور رو دریافت می‌کنی؟

139
00:13:26,096 --> 00:13:31,477
‫چون من مسئول چیزی بودم که نباید جشن گرفته بشه

140
00:14:03,759 --> 00:14:05,594
‫چی میگی تو؟

141
00:14:07,012 --> 00:14:08,120
‫دانش

142
00:14:10,766 --> 00:14:13,720
‫من هفت سال رو صرف بدست آوردنش کردم

143
00:14:14,436 --> 00:14:15,563
‫و خودم رو گم کردم

144
00:14:44,091 --> 00:14:45,342
‫چیکار می‌خوای بکنی؟

145
00:14:47,303 --> 00:14:49,388
‫آخرین جایی رو که می‌دونستم کی هستم رو پیدا کنم

146
00:15:03,819 --> 00:15:04,918
‫شهبانو

147
00:15:12,202 --> 00:15:15,122
‫گمون نکنم تا به حال این
‫همه طلا رو یک جا دیده باشم!

148
00:15:15,873 --> 00:15:18,918
‫به این خاطره که قبلاً ‫هرگز
داخل کاخ امپراتوری نبودید

149
00:15:20,419 --> 00:15:21,837
‫- شهبانو
‫- شهبانو

150
00:15:23,339 --> 00:15:26,050
‫خوشحالم که شما رو می‌بینم. لیف کجاست؟

151
00:15:26,133 --> 00:15:28,969
‫آه، ما اون رو از زمان ورود به شهر ندیدیم

152
00:15:29,053 --> 00:15:30,554
‫اون لیف‌ـه دیگه

153
00:15:30,638 --> 00:15:33,223
‫اون هنوزم مسیر خودش رو ترسیم می‌کنه

154
00:15:33,307 --> 00:15:36,101
‫من حتی نمی‌تونم الینایی رو که
تو ‫نایپر می‌شناختیم به یاد بیارم

155
00:15:37,061 --> 00:15:40,856
‫منم نمی‌تونم. اما می‌تونم لحظات
‫خوبی رو که اونجا داشتیم به یاد بیارم

156
00:15:40,940 --> 00:15:41,774
‫منم همین‌طور

157
00:15:42,483 --> 00:15:43,598
‫شهبانو

158
00:15:45,861 --> 00:15:47,196
‫اسپاتاروکاندیداس

159
00:15:54,870 --> 00:15:56,163
‫خیلی خوشگل شدی

160
00:15:57,581 --> 00:15:58,999
‫متاهلی بهت ساخته

161
00:16:00,559 --> 00:16:02,015
‫با همه پیروزی‌هات...

162
00:16:03,087 --> 00:16:05,673
‫هنوز هم مایلی که به نروژ برگردی و پادشاهی کنی؟

163
00:16:06,507 --> 00:16:10,678
‫آرزوهای من هرگز تزلزل
‫نکردند. این سرنوشت منه

164
00:16:12,471 --> 00:16:14,348
‫سرنوشت‌ها می‌تونند تغییر کنند

165
00:16:21,855 --> 00:16:24,191
‫این چیه؟ هارالد!

166
00:16:25,567 --> 00:16:28,320
‫اسپاتاروکاندیداس، باید باهامون بیای

167
00:17:09,403 --> 00:17:13,532
‫بابت این تمهیدم عذر می‌خوام، اما
هیچ‌کس ‫نباید بدونه اینجا کجاست

168
00:17:20,164 --> 00:17:22,708
‫می‌تونم بهت اعتماد کنم، هارالد سیگوردسون؟

169
00:17:23,459 --> 00:17:25,335
‫معتقدم که سزاوار این اعتماد هستم

170
00:17:26,253 --> 00:17:28,589
‫پس وارد سردابه امپراطور بشو

171
00:17:30,632 --> 00:17:34,553
‫گنجینه‌ای از قرن‌ها فتوحات

172
00:17:35,804 --> 00:17:38,307
‫من به عمرم چیزی به این باشکوهی ندیده بودم

173
00:17:39,349 --> 00:17:41,268
‫فقط برای نگاه کردن نیستش

174
00:17:42,352 --> 00:17:43,896
‫بلکه برای تصاحب کردنه

175
00:17:45,314 --> 00:17:49,860
‫سنتی که به صدها سال پیش
‫برمی‌گرده، این‌ها متعلق قهرمان فاتح‌ـه

176
00:17:50,611 --> 00:17:54,656
‫هر چیزی که تو این
اتاق‌هاست می‌تونه برای تو باشه

177
00:17:55,991 --> 00:17:58,786
‫اما، مثل زندگی...

178
00:18:01,246 --> 00:18:04,166
‫فقط زمان محدودی داری

179
00:18:10,589 --> 00:18:11,799
‫بیا، زویی

180
00:18:12,466 --> 00:18:14,551
‫بذار به هارالد اجازه انتخاب بدیم

181
00:18:35,489 --> 00:18:39,535
‫مجبور نیستی انتخاب کنی.
‫می‌تونی همه چیز رو داشته باشی

182
00:18:59,263 --> 00:19:01,181
‫قدرت و نفوذ ملکه روز به روز بیشتر میشه

183
00:19:02,141 --> 00:19:04,893
‫مطمئنم فرستادن من به اینجا
‫به عنوان پیام رسان ایده اون بودش

184
00:19:06,728 --> 00:19:08,483
‫و حالا هرفوت؟

185
00:19:09,565 --> 00:19:10,966
‫پادشاه انگلستان؟

186
00:19:11,900 --> 00:19:12,901
‫تموم شدی؟

187
00:19:17,531 --> 00:19:21,368
‫کانوت همیشه بهت نیاز خواهد داشت

188
00:19:22,494 --> 00:19:25,211
‫فقط باید هر چند وقت یکبار
‫این رو بهش یادآوری کنی

189
00:19:26,081 --> 00:19:28,292
‫و تو دیگه خدمتکار اون نیستی

190
00:19:29,334 --> 00:19:30,335
‫تو عضوی از خونواده‌ای

191
00:19:32,212 --> 00:19:33,411
‫نمی‌دونم

192
00:19:34,256 --> 00:19:36,175
‫این بار یه چیزیی متفاوته...

193
00:19:37,009 --> 00:19:37,885
‫در مورد اِما

194
00:19:37,968 --> 00:19:39,344
‫هوم؟ آخ

195
00:19:41,763 --> 00:19:43,223
‫اینقدر راجع به اِما حرف نزن

196
00:20:00,546 --> 00:20:07,596


197
00:20:19,343 --> 00:20:22,763
‫- وندها!
‫- وندها!

198
00:20:25,766 --> 00:20:28,060
‫بهمون حمله شده! فرار کنید!

199
00:20:32,773 --> 00:20:33,899
‫وندها!

200
00:20:33,982 --> 00:20:36,151
‫پسرها رو بردار، وسط حلقه بمون!

201
00:20:36,235 --> 00:20:38,570
‫توستیگ! هارولد!

202
00:21:16,066 --> 00:21:17,150
‫نه!

203
00:21:46,305 --> 00:21:47,180
‫گیثا!

204
00:22:11,121 --> 00:22:12,247
‫گیثا!

205
00:22:12,831 --> 00:22:14,750
‫برو!

206
00:22:35,312 --> 00:22:36,409
‫مادر!

207
00:22:54,539 --> 00:22:55,791
‫برادر من

208
00:23:21,066 --> 00:23:24,528
‫همه‌ش رو ذخیره کردم. حالا ‫می‌تونی
با اونچه که داری دو لشکر اجیر کنی

209
00:23:28,198 --> 00:23:29,908
‫البته هنوزم تو فکرشی؟

210
00:23:32,994 --> 00:23:34,621
‫من اهدافم رو فراموش نکردم

211
00:23:35,539 --> 00:23:36,706
‫خوشحالم

212
00:23:39,042 --> 00:23:43,630
‫واقعاً فکر می‌کردم رومانوس قراره ‫تو رو
به خاطر صحبت با زویی به زندان بندازه

213
00:23:45,924 --> 00:23:47,843
‫نگران من نباش، کیسان

214
00:23:49,886 --> 00:23:51,177
‫بهم بگو...

215
00:23:52,889 --> 00:23:54,194
‫لیف رو دیدی؟

216
00:23:55,016 --> 00:23:56,560
‫نه از وقتی که وارد شهر شدیم

217
00:23:58,562 --> 00:24:00,021
‫پیداش کنم؟

218
00:24:01,356 --> 00:24:02,394
‫نه

219
00:24:04,651 --> 00:24:05,785
‫خودم پیدا می‌کنم

220
00:24:23,378 --> 00:24:24,512
‫لیف!

221
00:24:29,342 --> 00:24:30,397
‫لیف؟

222
00:24:33,221 --> 00:24:34,647
‫چیکار می‌کنی؟

223
00:24:49,738 --> 00:24:51,358
‫این چیزیه که تو براش جنگیدی

224
00:24:52,741 --> 00:24:55,368
‫هر جا که رفتیم این‌ها پاداش تو بودن

225
00:24:55,452 --> 00:24:58,455
‫من قصد داشتم از دانش برای
‫بهتر کردن دنیا استفاده کنم

226
00:24:59,789 --> 00:25:02,025
‫من ازش برای بدتر کردنش استفاده کردم

227
00:25:03,210 --> 00:25:05,962
‫لیف، اتفاقی که در سیراکوز اُفتاد تقصیر تو نبود

228
00:25:07,297 --> 00:25:08,298
‫پس تقصیر کی بود؟

229
00:25:09,549 --> 00:25:13,728
‫کی فهمید که این عناصر می‌تونند
‫واسه ایجاد چنین آتشی با هم ترکیب بشند؟

230
00:25:14,012 --> 00:25:17,561
‫کی راهی برای ارائه دادن
‫چنین وحشت طراحی کرد؟

231
00:25:27,734 --> 00:25:28,944
‫مریم بفهمه چه فکری می‌کنه؟

232
00:25:29,027 --> 00:25:31,780
‫اون... ناامید میشه

233
00:26:24,749 --> 00:26:28,545
بله. آخرین

234
00:26:30,672 --> 00:26:31,840
‫<i>آخرین</i>

235
00:26:32,590 --> 00:26:35,135
‫<i>از اینجا به بعد دیگه برگشتی نیست</i>

236
00:26:36,386 --> 00:26:37,721
‫<i>تو آخرینی...</i>

237
00:26:40,015 --> 00:26:41,808
‫<i>آخرین دختر اوپسالا</i>

238
00:26:42,058 --> 00:26:44,519
‫<i>تو باید زنده بمونی</i>

239
00:26:49,566 --> 00:26:50,400
‫هارالد!

240
00:26:50,483 --> 00:26:53,069
‫اون هنوز زنده‌ست. استیگر همراهشه

241
00:26:59,367 --> 00:27:00,201
‫فریدس...

242
00:27:17,385 --> 00:27:18,370
‫حالش چطوره؟

243
00:27:19,137 --> 00:27:20,138
‫اون قویه

244
00:27:21,723 --> 00:27:22,974
‫مثل مادرش

245
00:27:23,058 --> 00:27:25,435
‫شکر خدایان. به هوش اومدی

246
00:27:26,686 --> 00:27:28,146
‫ترسیدیم که تو رو از دست دادیم

247
00:27:30,565 --> 00:27:34,611
‫فقط بمون، بمون. خدایان ازت مراقبت می‌کنند

248
00:27:38,239 --> 00:27:39,616
‫چند نفر رو از دست دادیم؟

249
00:27:41,034 --> 00:27:42,035
‫حداقل نصف

250
00:27:43,620 --> 00:27:45,080
‫اکثراً پیرها و...

251
00:27:46,373 --> 00:27:49,000
‫افراد سالمی که زنده موندن ضعیف هستند

252
00:28:00,053 --> 00:28:03,264
‫سم تو آردی بود که تو کتگت خریدیمش

253
00:28:03,848 --> 00:28:05,225
‫استراتژی عالی‌ای هستش

254
00:28:07,227 --> 00:28:11,106
‫حمله به یامسبورگ رو اونقدر سخت ‫کردی
که مجبور شدند راه جدیدی رو کشف کنند

255
00:28:11,898 --> 00:28:12,899
‫ولی کار کی بودش؟

256
00:28:12,982 --> 00:28:14,943
‫فکر کنم به زودی بفهمیم

257
00:28:15,026 --> 00:28:18,029
‫هر کسی که این کار رو کرده یحتمل
کنجکاوه ‫که ببینه نقشه‌اش کار کرده یا نه

258
00:28:18,113 --> 00:28:20,198
‫و ما باید وقتی اون‌ها رسیدند، آماده باشیم

259
00:28:21,282 --> 00:28:23,827
‫آماده؟ برای چی، فریدس؟

260
00:28:24,536 --> 00:28:28,081
‫ما فقط یه مشت جنگجوی انگشت شمار داریم
‫که می‌تونند بجنگند و بقیه ضعیف هستند

261
00:28:29,082 --> 00:28:30,175
‫می‌تونیم بذاریم بریم

262
00:28:31,292 --> 00:28:32,293
‫قبل از اینکه برسند

263
00:28:33,336 --> 00:28:37,757
‫و به کجا بریم؟ از هر طرف
‫توسط مسیحیان احاطه شدیم

264
00:28:49,102 --> 00:28:50,395
‫پیامت رو دریافت کردم

265
00:28:55,692 --> 00:28:59,487
‫هر کاری که از ابتدای دوستی‌مون انجام دادیم،

266
00:28:59,571 --> 00:29:01,243
‫همیشه با هم انجامش دادیم

267
00:29:02,741 --> 00:29:04,033
‫پل لندن...

268
00:29:05,243 --> 00:29:06,310
‫کتگت...

269
00:29:07,746 --> 00:29:08,747
‫نایپر

270
00:29:11,541 --> 00:29:13,168
‫نمی‌خوام خداحافظی کنم

271
00:29:14,043 --> 00:29:16,421
‫دوستی ما تغییر نکرده، هارالد

272
00:29:18,214 --> 00:29:19,388
بلکه من تغییر کردم

273
00:29:23,720 --> 00:29:25,555
‫جایی که میرم، به این نیازی نخواهم داشت

274
00:29:28,558 --> 00:29:29,893
‫می‌خوام که اینو داشته باشیش

275
00:29:32,061 --> 00:29:34,147
‫مثل من، همیشه حقیقت رو بهت خواهد گفت

276
00:29:34,647 --> 00:29:37,644
‫اما فقط در صورتی کار
‫می‌کنه که ازش استفاده کنی

277
00:29:38,443 --> 00:29:40,570
‫باشد که بهت یادآوری
‫کنه که چطور تا اینجا اومدی

278
00:29:44,574 --> 00:29:46,993
‫تو بزرگترین ناوبری هستی که من تا به حال دیدم

279
00:29:48,453 --> 00:29:51,080
‫باشد که دیگه اونچه رو که
‫دنبالش هستی پیدا کنی

280
00:30:57,814 --> 00:30:59,566
‫باید پیش‌بینیش می‌کردم

281
00:31:01,484 --> 00:31:03,653
‫تو نمی‌تونی خودت رو سرزنش کنی، فریدس

282
00:31:04,571 --> 00:31:07,574
‫چرا می‌تونم. من برگزیده هستم

283
00:31:09,576 --> 00:31:12,537
‫چشم اندازی از خونه‌ای جدید
‫برای مردمم به من نشون داده شد

284
00:31:14,205 --> 00:31:16,165
‫من برای کنترل اینجا جنگیدم

285
00:31:16,249 --> 00:31:20,086
‫اولاف و بقیه دشمنانی که سعی
‫در نابودیش داشتند رو کشتم و...

286
00:31:25,049 --> 00:31:26,258
‫و حالا...

287
00:31:27,844 --> 00:31:29,971
‫وقتی بیشتر از همه به کمک خدایان نیاز دارم...

288
00:31:32,140 --> 00:31:33,933
‫ قدرت منو ازم ربودند

289
00:31:35,351 --> 00:31:37,478
‫شاید چون نمی‌خواند دیگه بجنگی

290
00:31:38,187 --> 00:31:39,731
‫اما این تمام چیزیه که من هستم

291
00:31:39,814 --> 00:31:42,817
‫منظورم اینه که شاید این اون خونه
‫نهایی که باید براش جنگید نباشه

292
00:31:44,277 --> 00:31:46,905
‫شاید مکانی که قراره اونجا باشی جای دیگه‌ست

293
00:31:48,656 --> 00:31:49,808
‫کجا؟

294
00:31:50,325 --> 00:31:52,619
‫شاید گرینلند. خونواده‌ات اونجاند

295
00:31:53,536 --> 00:31:55,455
‫تو گرینلند درختی وجود نداره...

296
00:31:56,497 --> 00:31:57,749
‫اونجا جایی که من دیدم نیستش

297
00:31:58,625 --> 00:32:02,337
‫من جوابی ندارم. فریدس، فقط تو داریش

298
00:32:02,420 --> 00:32:05,673
‫اما می‌تونم بهت بگم که چیزهای
‫زیادی از دینا رو هنوز نمی‌دونیم

299
00:32:06,591 --> 00:32:08,384
‫در افق نهفته‌ست،

300
00:32:08,468 --> 00:32:10,762
‫و فقط برای کسانی آشکار میشه

301
00:32:10,845 --> 00:32:13,514
‫ که دلیل یافتن و شجاعت جستجوش رو دارند

302
00:32:27,528 --> 00:32:29,113
‫هارالد!

303
00:32:31,032 --> 00:32:32,033
‫هارالد!

304
00:32:49,509 --> 00:32:50,677
‫یه چیزی اذیتت می‌کنه

305
00:32:54,347 --> 00:32:55,640
‫پسر‌های من...

306
00:32:58,559 --> 00:32:59,727
‫اون‌ها غریبه شدند باهام

307
00:33:04,899 --> 00:33:11,322
‫آلفرد هم همین‌طوره اما... ادوارد از اینکه
اون‌ها ‫رو اینجا به نورماندی فرستادم ازم متنفره

308
00:33:11,990 --> 00:33:14,450
‫اگر من نبودم اون‌ها رو تو انگلیس رها می‌کردی...

309
00:33:17,912 --> 00:33:19,247
‫اون‌ها تو خطر بودند

310
00:33:23,209 --> 00:33:27,088
‫حتی ازدواج ما هم ازشون محافظت نمی‌کرد

311
00:33:28,339 --> 00:33:29,724
‫تو اینو می‌دونستی

312
00:33:31,843 --> 00:33:34,637
‫اما وقتی تو برگشتی می‌تونستم اون‌ها رو برگردونم

313
00:33:35,388 --> 00:33:36,707
‫و نکردم

314
00:33:40,518 --> 00:33:41,519
‫ادوارد ازم متنفره

315
00:33:44,981 --> 00:33:46,315
‫چون که با تو ازدواج کردم

316
00:33:48,317 --> 00:33:49,525
بخاطر خودم

317
00:33:55,199 --> 00:34:00,872
‫اون وحشی تاج پدر ما رو دزدید.
‫حقاً من باید الان پادشاه باشم

318
00:34:01,914 --> 00:34:03,291
‫اون از جون ما گذشت

319
00:34:03,374 --> 00:34:06,961
‫تو به این میگی زندگی کردن؟ من
‫یه پادشاه بدون پادشاهی هستم

320
00:34:07,712 --> 00:34:11,132
‫من لشکری از نورمن‌ها رو
جمع می‌کنم ‫و به انگلستان میرم

321
00:34:11,215 --> 00:34:12,925
بد اشتباهی می‌کنی

322
00:34:17,055 --> 00:34:18,056
‫تو آماده نیستی

323
00:34:19,599 --> 00:34:21,059
‫باید صبر کنی

324
00:34:21,142 --> 00:34:24,896
‫هرگز اجازه نده دشمن تو رو به عنوان یه
‫تهدید ببینه. بذار فراموش کنه که تو وجود داری!

325
00:34:26,314 --> 00:34:29,275
‫این همون کاریه که تو می‌کنی؟
‫و همیشه با والتر موافقت می‌کنی؟

326
00:34:29,817 --> 00:34:30,818
‫آره

327
00:34:31,986 --> 00:34:33,571
‫و آنچنان خدا گواه منه،

328
00:34:33,654 --> 00:34:36,699
‫وقتی زمانش برسه،
‫اونچه رو که مال منه پس می‌گیرم!

329
00:34:37,366 --> 00:34:38,922
‫سخنان بی‌باکانه‌ای می‌زنی

330
00:34:47,543 --> 00:34:48,628
‫قسم می‌خورم

331
00:34:51,297 --> 00:34:52,131
‫تو چی؟

332
00:35:34,090 --> 00:35:35,842
‫برای پس گرفتن اونچه که مال ماست

333
00:35:38,511 --> 00:35:39,940
‫برای انتخاب لحظه مناسب

334
00:36:13,254 --> 00:36:15,027
‫اون‌ها درفش‌های اولاف هستند؟

335
00:36:15,798 --> 00:36:16,632
‫بله

336
00:36:17,258 --> 00:36:18,426
‫اما تو که اون رو کشتی

337
00:36:20,386 --> 00:36:22,794
‫اون یه پسر داشت. مگنوس

338
00:36:23,764 --> 00:36:27,852
‫اگر حتی یه دوجین جنگجو داشتیم،
‫می‌تونستیم اون‌ها رو به راحتی غرق کنیم

339
00:36:28,853 --> 00:36:30,855
‫اون می‌دونه که نداریم

340
00:36:31,772 --> 00:36:33,107
‫پس چیکار کنیم؟

341
00:36:35,484 --> 00:36:36,830
‫یامسبورگ رو ترک می‌کنیم

342
00:36:38,446 --> 00:36:40,615
‫ترک کنیم؟ خیلی دیر شده!

343
00:36:40,698 --> 00:36:43,743
‫نه. مگنوس ناوگانی نیاورده

344
00:36:43,826 --> 00:36:46,037
‫چون فکر می‌کنه که نبرد تموم شده

345
00:36:46,120 --> 00:36:50,124
‫راست میگه تنها چیزی که اون باید بجنگه
‫لشکری از یامسویکینگ‌های مرده‌ست

346
00:36:51,667 --> 00:36:52,776
‫دقیقاً

347
00:36:53,419 --> 00:36:55,213
‫همین برای شکست دادنش کافیه

348
00:36:55,238 --> 00:37:06,269
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

349
00:38:06,617 --> 00:38:08,869
‫به نروژ برنگرد

350
00:38:09,453 --> 00:38:11,038
‫آینده تو اینجاست

351
00:38:12,206 --> 00:38:14,133
‫تمام کاری که باید بکنی...

352
00:38:19,755 --> 00:38:21,500
‫اینه که صاحبش بشی

353
00:38:21,525 --> 00:38:30,322
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

354
00:38:56,148 --> 00:38:59,931
‫بر اساس سریال وایکینگ‌ها.
‫اثری از مایکل هرست

