﻿1
00:00:04,327 --> 00:00:07,327
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

2
00:00:07,727 --> 00:00:12,727
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

3
00:00:12,981 --> 00:00:15,001
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

4
00:01:03,303 --> 00:01:04,569
‫[حافظ دین]

5
00:01:38,348 --> 00:01:39,432
‫فریدس!

6
00:02:13,163 --> 00:02:15,926
‫{\an8}«وایکینگز: والهالا»
‫«فصل سوم، قسمت ششم»

7
00:02:19,683 --> 00:02:23,269
‫[قسطنطنیه]

8
00:02:48,042 --> 00:02:49,711
‫رومانوس همه چیزو بهم گفت.

9
00:02:53,590 --> 00:02:55,758
‫تو فقط یه بچه می‌خواستی.

10
00:03:00,597 --> 00:03:04,017
‫اوایل ازدواجمون مشخص شد
‫که اون نمی‌تونه بچه‌دار بشه.

11
00:03:04,100 --> 00:03:06,019
‫اون با زن‌های دیگه‌اش هم تلاش کرد.

12
00:03:06,895 --> 00:03:09,689
‫ما هر دو موافق بودیم که تو
‫بهترین گزینه برای پدر بچه هستی.

13
00:03:14,193 --> 00:03:16,696
‫تو هیچوقت نخواستی
‫که من چیزی داشته باشم.

14
00:03:21,075 --> 00:03:23,703
‫و تو هیچوقت منو به عنوان
‫همسر خودت نخواستی.

15
00:03:24,829 --> 00:03:30,251
‫من مجبور بودم از علایقت استفاده کنم
‫تا چیزی که نیاز داشتم رو به دست بیارم.

16
00:03:39,052 --> 00:03:40,428
‫مردان من چی؟

17
00:03:41,054 --> 00:03:43,514
‫مانیاکیس محاکمه‌ی تو رو
‫به کلیسا واگذار کرده.

18
00:03:44,849 --> 00:03:46,476
‫پاتریاک به پرونده رسیدگی می‌کنه.

19
00:03:48,353 --> 00:03:52,565
‫اون می‌دونه که وارنگی‌هات، حتی
‫به خاطر تو هم علیه کلیسا کاری نمی‌کنن.

20
00:03:54,817 --> 00:03:58,655
‫اون همچنین می‌دونه که این باعث
‫میشه من در عفو تو ناتوان باشم.

21
00:04:04,035 --> 00:04:05,453
‫متاسفم هارالد.

22
00:04:07,622 --> 00:04:10,041
‫نمی‌خواستم هیچ‌کدوم
‫از این اتفاقات بیفته.

23
00:04:15,964 --> 00:04:18,132
‫تو من رو به این دام ننداختی.

24
00:04:19,759 --> 00:04:20,927
‫طمع خودم بود.

25
00:04:45,660 --> 00:04:47,161
‫می‌خوام آتیش‌های بیشتری روشن بشه.

26
00:04:49,539 --> 00:04:51,082
‫اینجا باید بدرخشه!

27
00:04:51,165 --> 00:04:53,751
‫بیشتر از هفت ساله
‫که اون‌ها رو ندیده.

28
00:04:55,169 --> 00:04:56,921
‫هیچ نشونه‌ای از
‫پادشاه آینده‌مون نیست؟

29
00:04:57,005 --> 00:04:58,047
‫آه...

30
00:05:01,592 --> 00:05:06,264
‫اتفاق خیلی خوبی میشه اگه
‫وارث در بدو ورود کانوت به دنیا بیاد.

31
00:05:06,472 --> 00:05:10,694
‫ممکنه برات شوکه کننده باشه مادر،
‫ولی نمی‌تونی همه چیز رو کنترل کنی.

32
00:05:10,718 --> 00:05:14,680
‫خب می‌دونم که نمی‌تونم، اما گیاهایی
‫هستن که می‌تونن منجر به زایمان بشن.

33
00:05:15,189 --> 00:05:16,500
‫اینو جدی نمیگی.

34
00:05:16,524 --> 00:05:19,193
‫ملکه الفگیفو!
‫ناوگان کانوت! رسیدن.

35
00:05:19,277 --> 00:05:21,904
‫خب همینجوری اینجا واینسا،
‫برگرد سر کارت.

36
00:05:21,988 --> 00:05:26,200
‫اون داره میاد. داره میاد.

37
00:05:30,079 --> 00:05:31,039
‫آب‌های سرد!

38
00:05:38,463 --> 00:05:42,050
‫چه خوب که به سرزمین
‫وایکینگ‌ها برگشتیم!

39
00:05:44,469 --> 00:05:48,264
‫و از اون بهتر که توی کتگت هستیم!

40
00:05:55,563 --> 00:05:56,647
‫پادشاه کانوت!

41
00:05:57,648 --> 00:05:59,818
‫خداوند همه‌ی شما رو برکت بده!

42
00:06:04,197 --> 00:06:06,032
‫- اعلی‌حضرت.
‫- خیلی ممنون.

43
00:06:07,075 --> 00:06:09,535
‫پدر، به کتگت خوش اومدید.

44
00:06:11,412 --> 00:06:14,348
‫اسون، این ملکه اماست.

45
00:06:15,083 --> 00:06:18,853
‫و این برادر ناتنی تو، هارثاکانوته.

46
00:06:19,504 --> 00:06:22,090
‫از شما برای ترتیب دادن چنین استقبال
‫گرمی متشکرم، پادشاه اسون.

47
00:06:22,173 --> 00:06:24,742
‫باعث مسرت منه، ملکه اما.

48
00:06:25,551 --> 00:06:27,220
‫خوش اومدی هارثا.

49
00:06:29,222 --> 00:06:32,992
‫پدر، این همسر منه، کتلا.

50
00:06:33,768 --> 00:06:37,113
‫ارباب و بانوی من، مفتخرم.

51
00:06:37,647 --> 00:06:40,399
‫خوش‌حالم که بالاخره
‫تو رو دیدم، کتلا،

52
00:06:40,483 --> 00:06:44,821
‫و شاید بتونم نوه‌ام رو هم
‫قبل از رفتنمون ببینم.

53
00:06:46,572 --> 00:06:48,699
‫هر کاری از دستم بر بیاد
‫انجام میدم سرورم.

54
00:06:48,783 --> 00:06:51,978
‫اعلی‌حضرت، به کتگت خوش اومدید.

55
00:06:52,002 --> 00:06:53,746
‫خوش‌حالیم که اینجایم، کتلا.

56
00:06:54,872 --> 00:06:56,457
‫و این نورمن‌ها کیان؟

57
00:06:57,542 --> 00:07:00,586
‫اون‌ها پسران اما از
‫ازدواج اولش هستن،

58
00:07:01,254 --> 00:07:03,189
‫آلفرد و ادوارد.

59
00:07:03,673 --> 00:07:05,049
‫اون‌ها رو آوردی اینجا؟

60
00:07:06,968 --> 00:07:09,137
‫می‌بینم که سرزدنتون
‫هدف گسترده‌تری داره.

61
00:07:09,620 --> 00:07:10,638
‫همینطوره.

62
00:07:12,056 --> 00:07:13,933
‫مادرت کجاست، شاه اسون؟

63
00:07:15,143 --> 00:07:16,788
‫در انتظار ماست...

64
00:07:17,313 --> 00:07:18,561
‫تو تالار بزرگ.

65
00:07:20,148 --> 00:07:21,274
‫مشتاقانه.

66
00:07:22,859 --> 00:07:26,279
‫چطوره تو اطراف کتگت رو به
‫دو پسر من و هارثاکانوت نشون بدی

67
00:07:26,362 --> 00:07:28,448
‫و من برم به ملکه ادای احترام کنم؟

68
00:07:28,531 --> 00:07:33,119
‫بیا. ما از قدیمی‌ترین جای
‫کتگت شروع می‌کنیم،

69
00:07:33,202 --> 00:07:38,541
‫جایی که می‌گن ولوایی که بیش از
‫100 سال سن داره پنهان می‌شه.

70
00:07:38,624 --> 00:07:39,625
‫ولوا چیه؟

71
00:07:40,835 --> 00:07:41,869
‫یه ساحرست!

72
00:07:42,795 --> 00:07:45,548
‫یه ساحره‌ی وایکینگ؟
‫چه چیز وحشتناکی!

73
00:07:51,095 --> 00:07:52,313
‫مسیر رو ثابت نگه دارید.

74
00:07:54,390 --> 00:07:57,059
‫بریم که با ماهی دلی
‫از عزا در بیاریم، ها؟

75
00:07:57,143 --> 00:08:00,413
‫حالا فقط صبر کن تا ببینن چقدر
‫ماهی گرفتی، خرس کوچولو.

76
00:08:00,437 --> 00:08:01,323
‫طناب رو آماده کنید!

77
00:08:01,347 --> 00:08:03,900
‫تو امشب قهرمان تمام
‫گرینلند خواهی بود!

78
00:08:05,193 --> 00:08:06,402
‫پارو بزن!

79
00:08:08,946 --> 00:08:10,841
‫آکی، تو ناخدای بزرگی هستی.

80
00:08:10,865 --> 00:08:13,117
‫منو یاد جوونی‌های خودم میندازی.

81
00:08:13,141 --> 00:08:15,595
‫این بزرگ‌ترین تعریفیه
‫که پدرم می‌تونه بکنه.

82
00:08:17,997 --> 00:08:19,207
‫خب پس باعث افتخار منه.

83
00:08:22,668 --> 00:08:24,253
‫اون یکی قایق کجاست؟

84
00:08:25,171 --> 00:08:26,506
‫آدم‌های پدرت گرفتنش.

85
00:08:26,789 --> 00:08:27,791
‫کی؟

86
00:08:27,815 --> 00:08:30,426
‫لانگ و ویلفیل، درست بعد از رفتنتون.

87
00:08:30,968 --> 00:08:33,262
‫پس جاش امنه.
‫اون‌ها می‌دونن دارن چی کار می‌کنن.

88
00:08:33,346 --> 00:08:36,057
‫حق نداشتن بدون اجازه ببرنش.

89
00:08:36,140 --> 00:08:38,309
‫گفتی بهمون کمک می‌کنی.

90
00:08:38,392 --> 00:08:42,080
‫ما نمی‌تونیم فقط با ماهی زندگی کنیم،
‫باید کالا برای تجارت داشته باشیم.

91
00:08:42,104 --> 00:08:45,091
‫خز خرس، پوست فُک، عاج نیزه‌ماهی،

92
00:08:45,115 --> 00:08:47,377
‫پس وقتی بازرگان‌ها میان،
‫می‌تونیم سرمون رو بالا بگیریم.

93
00:08:47,401 --> 00:08:49,487
‫و همه‌ی این‌ها به لطف تو ـه دخترم.

94
00:08:50,404 --> 00:08:52,966
‫بیا هارالد! باید به مادربزرگ بگیم

95
00:08:52,990 --> 00:08:54,842
‫که چطور یه ماهی غول پیکر گرفتی.

96
00:08:57,119 --> 00:08:58,996
‫یه چیزی هست که باید نشونت بدم.

97
00:09:00,581 --> 00:09:01,541
‫قفل شکسته شده.

98
00:09:02,875 --> 00:09:05,628
‫نصف ذخایر ما اینجوری از بین رفته.

99
00:09:09,048 --> 00:09:10,132
‫می‌دونی کار کیه؟

100
00:09:10,156 --> 00:09:11,235
‫کار همشونه.

101
00:09:11,259 --> 00:09:13,719
‫نمی‌تونی بعد از چیزهایی
‫که کشیدن سرزنششون کنی.

102
00:09:13,803 --> 00:09:14,845
‫اگه خیلی بیشتر صبر کنیم،

103
00:09:14,869 --> 00:09:17,014
‫چیزی برای خودمون باقی نمی‌مونه.

104
00:09:19,559 --> 00:09:21,894
‫از این به بعد ما نوبتی
‫نگهبانی انبار رو می‌دیم.

105
00:09:21,978 --> 00:09:23,062
‫به بقیه بگو.

106
00:09:29,235 --> 00:09:30,570
‫وقت رفتن ماست.

107
00:09:46,176 --> 00:09:49,463
‫ملکه اما، به خونه‌ی من خوش اومدید.

108
00:09:51,632 --> 00:09:55,136
‫ملکه الفگیفو، من از
‫استقبال شما سپاسگزارم.

109
00:09:59,348 --> 00:10:01,517
‫همسرم به زودی می‌رسه.

110
00:10:02,893 --> 00:10:04,562
‫ازش خواستم که زودتر شرفیاب بشم.

111
00:10:06,439 --> 00:10:08,107
‫حضور شما باعث افتخار ماست.

112
00:10:09,466 --> 00:10:11,360
‫می‌ترسم به خوبی لندن نباشه.

113
00:10:12,570 --> 00:10:15,948
‫همون چیزیه که امیدوار بودم باشه،
‫و بهتر از اون.

114
00:10:17,116 --> 00:10:18,075
‫البته.

115
00:10:19,577 --> 00:10:20,828
‫کانوت داره می‌میره.

116
00:10:24,415 --> 00:10:26,250
‫این چیزیه که همه ازش خبر دارن؟

117
00:10:27,460 --> 00:10:28,377
‫نه.

118
00:10:33,633 --> 00:10:35,267
‫شما یکی از معدود افراد باخبر هستید.

119
00:10:43,059 --> 00:10:45,061
‫اینکه این خبر رو
‫با من به اشتراک بذاری،

120
00:10:45,144 --> 00:10:49,065
‫تو رو یا یه زن بسیار قابل
‫اعتماد می‌کنه یا ساده لوح،

121
00:10:49,148 --> 00:10:50,708
‫و من می‌دونم که تو هیچ کدوم نیستی.

122
00:10:53,069 --> 00:10:57,073
‫من بهتون گفتم تا بتونید قدر
‫دلیل کامل سرزدن ما رو بدونید

123
00:10:57,156 --> 00:10:59,033
‫و اون رو با کم‌توجه‌ای هدرش ندید.

124
00:11:06,457 --> 00:11:07,291
‫ممنونم.

125
00:11:12,004 --> 00:11:15,841
‫هر دوی ما پسرانی نیز در
‫صف تاج و تختش داریم

126
00:11:17,802 --> 00:11:21,472
‫و من شکی ندارم که احساسات شما برای
‫موفقیت اون‌ها به اندازه‌ی احساسات من قویه.

127
00:11:23,265 --> 00:11:24,266
‫درسته.

128
00:11:28,646 --> 00:11:31,899
‫و از برنامه‌های جانشینی
‫کانوته اطلاعی دارید؟

129
00:11:32,942 --> 00:11:33,964
‫نه...

130
00:11:35,089 --> 00:11:37,846
‫فقط اینکه اون می‌خواد از تمام
‫قدرتش استفاده کنه تا مطمئن بشه

131
00:11:37,905 --> 00:11:41,700
‫که هیچ خونی از خونواده
‫به خاطر فوتش ریخته نشه.

132
00:11:43,953 --> 00:11:45,070
‫اون همین‌جوریه.

133
00:11:46,664 --> 00:11:48,999
‫بله، دقیقاً همین‌جوریه.

134
00:12:01,387 --> 00:12:02,555
‫و شما چطورید؟

135
00:12:05,474 --> 00:12:06,600
‫دلم براش تنگ میشه.

136
00:12:08,853 --> 00:12:11,105
‫اینجا تالار بزرگه...

137
00:12:11,188 --> 00:12:12,022
‫برگرد!

138
00:12:12,106 --> 00:12:17,820
‫... خونه‌ی رگنار لاثبروک،
‫بیورن رویین‌تن و آیوار بی‌استخوان!

139
00:12:19,697 --> 00:12:24,994
‫اینجا جاییه که من ارتش وایکینگ‌های
‫بزرگ شمال رو گرد هم آوردم

140
00:12:25,277 --> 00:12:26,988
‫قبل از اینکه به لندن سفر کنیم!

141
00:12:27,371 --> 00:12:31,459
‫جایی که اجداد ما برای قرن‌ها
‫داستان‌های خودشون رو می‌گفتند،

142
00:12:32,084 --> 00:12:34,837
‫در مورد تجارت، سیاست

143
00:12:35,463 --> 00:12:36,745
‫حاکمیت قانون...

144
00:12:38,370 --> 00:12:39,790
‫و جاه طلبی بحث می‌کردند.

145
00:12:43,429 --> 00:12:47,808
‫حتی تو، آلفرد،
‫با این مکان ارتباط داری.

146
00:12:48,192 --> 00:12:50,561
‫رولو، اولین دوک نورمن.

147
00:12:51,187 --> 00:12:54,398
‫دقیقاً. من شما رو آوردم اینجا...

148
00:12:57,151 --> 00:12:59,987
‫تا از این مکان الهام بگیرید.

149
00:13:01,163 --> 00:13:02,364
‫جایگاه قهرمانان.

150
00:13:03,824 --> 00:13:05,617
‫من هم به عنوان یکی
‫از اون‌ها واجد شرایطم؟

151
00:13:05,743 --> 00:13:07,277
‫اون ولوا ـه؟

152
00:13:09,371 --> 00:13:11,832
‫خب به گمونم بستگی به
‫این داره که از کی بپرسی.

153
00:13:13,776 --> 00:13:14,710
‫نه.

154
00:13:16,879 --> 00:13:18,714
‫ایشون ملکه الفگیفو هستند،

155
00:13:20,007 --> 00:13:21,675
‫مادر شاه اسون

156
00:13:22,551 --> 00:13:24,762
‫و نایب السلطنه‌ی نروژ.

157
00:13:27,932 --> 00:13:29,433
‫این تالار اونه...

158
00:13:33,354 --> 00:13:35,314
‫و ما بهش ادای احترام می‌کنیم.

159
00:13:40,528 --> 00:13:43,864
‫دوستان، یک هفته‌ی
‫عالی ماهیگیری داشتیم،

160
00:13:43,948 --> 00:13:46,843
‫و به زودی لانگ و ویلفیل با خز خرس،
‫پوست فک و عاج نیزه‌ماهی برمی‌گردن

161
00:13:46,867 --> 00:13:51,705
‫و ما می‌تونیم دوباره
‫تجارت رو شروع کنیم!

162
00:13:54,216 --> 00:13:59,713
‫با تشکر از شما، مردم یامس‌بورگ، نه فقط
‫به خاطر به اشتراک گذاشتن قایق‌هاتون،

163
00:13:59,797 --> 00:14:03,400
‫بلکه به خاطر کمک کردن به ما
‫در بازسازی مزارع و خونه‌هامون.

164
00:14:04,218 --> 00:14:08,046
‫و من می‌دونم که بعضی از شماها
‫دارید خیلی به هم نزدیک میشید.

165
00:14:10,432 --> 00:14:16,438
‫برای من بسیار مایه‌ی مسرته که می‌بینم
‫دو نفر از مردمان ما، یک خونواده میشن.

166
00:14:16,522 --> 00:14:19,066
‫و ما همیشه بخشی از
‫این خونواده خواهیم بود

167
00:14:19,984 --> 00:14:21,379
‫و ما خدایان رو شاکریم

168
00:14:21,403 --> 00:14:23,970
‫که تونستیم در زمان نیاز،
‫داشته‌هامون رو با شما به اشتراک بگذاریم.

169
00:14:23,994 --> 00:14:25,839
‫- آره.
‫- ما اینطور هستیم.

170
00:14:27,867 --> 00:14:29,313
‫اما ما داریم میریم...

171
00:14:29,938 --> 00:14:31,144
‫فردا.

172
00:14:31,203 --> 00:14:33,038
‫ما نمی‌تونیم بیشتر از این صبر کنیم.

173
00:14:35,791 --> 00:14:37,811
‫در قایق برای چهار نفر دیگه جا هست.

174
00:14:37,835 --> 00:14:40,838
‫اگه کس دیگه‌ای مایله با ما بیاد،
‫همین الان به من اطلاع بده.

175
00:14:44,550 --> 00:14:47,887
‫فریدس، میشه سینیه با ما بیاد؟

176
00:14:48,554 --> 00:14:49,638
‫اگه خودش بخواد.

177
00:14:50,264 --> 00:14:52,057
‫می‌خوام! ممنون.

178
00:14:52,933 --> 00:14:55,936
‫از گرینلندی‌ها می‌پرسی که
‫می‌خوان گرینلند رو ترک کنن یا نه؟

179
00:14:57,104 --> 00:15:00,566
‫مثل اینه که از ماهی‌ها بپرسی که
‫می‌خوان اقیانوس رو ترک کنن یا نه؟

180
00:15:02,443 --> 00:15:07,865
‫اینجا خونه‌ی ماست.
‫ما هیچ تمایلی به رفتن نداریم.

181
00:15:08,407 --> 00:15:09,450
‫واقعاً اینطوره؟

182
00:15:12,953 --> 00:15:14,788
‫همه‌تون دوست دارید بمونید؟

183
00:15:16,957 --> 00:15:18,667
‫من هم دوست دارم بیام.

184
00:15:18,751 --> 00:15:20,127
‫چی کار داری می‌کنی؟

185
00:15:20,210 --> 00:15:23,464
‫من ملوان عالی‌ای هستم...
‫و سخت کار می‌کنم.

186
00:15:25,341 --> 00:15:26,358
‫من هم می‌خوام بیام.

187
00:15:28,135 --> 00:15:33,474
‫شما خونواده و خونه‌هاتون رو
‫به خاطر جاذبه‌های یه داستان ول می‌کنید؟

188
00:15:35,267 --> 00:15:36,769
‫من می‌خوام بیام، فریدس.

189
00:15:54,662 --> 00:15:57,873
‫مانیاکس از ما در مورد زمانی
‫که با ملکه بودی سوال کرده.

190
00:15:58,499 --> 00:15:59,750
‫و شما چی بهش گفتید؟

191
00:15:59,875 --> 00:16:01,043
‫که ما چیزی ندیدیم.

192
00:16:01,844 --> 00:16:05,130
‫خوبه. همین رو بهش بگید.

193
00:16:02,044 --> 00:16:05,130
‫

194
00:16:06,465 --> 00:16:07,875
‫واقعیت همینه.

195
00:16:08,175 --> 00:16:13,180
‫هارالد، ما همیشه به تو
‫وفادار بودیم... و خواهیم بود،

196
00:16:14,181 --> 00:16:16,451
‫اما یه جایی دیگه
‫حقیقت رو نمیشه پنهون کرد.

197
00:16:16,675 --> 00:16:20,141
‫من همیشه از شما
‫فقط یک چیز خواستم...

198
00:16:20,666 --> 00:16:21,887
‫اعتمادتون.

199
00:16:23,148 --> 00:16:24,358
‫یه بار دیگه این رو می‌خوام.

200
00:16:46,839 --> 00:16:50,467
‫تو مرد شجاعی هستی که
‫الان اینقدر به من نزدیکی.

201
00:16:50,551 --> 00:16:54,346
‫لطفاً، بیا و سعی کن منو بکشی.

202
00:16:54,430 --> 00:16:56,974
‫این فقط پرونده‌ی
‫علیه‌ت رو تقویت می‌کنه.

203
00:16:57,683 --> 00:16:58,684
‫چی می‌خوای؟

204
00:16:59,485 --> 00:17:02,938
‫من می‌دونم
‫که تو با شهبانو می‌خوابیدی.

205
00:16:59,685 --> 00:17:02,938
‫

206
00:17:04,356 --> 00:17:09,820
‫جرم علیه امپراتوری،
‫مجازات هر دوی شما مرگه.

207
00:17:10,863 --> 00:17:12,031
‫تو هیچ مدرکی نداری.

208
00:17:18,412 --> 00:17:21,290
‫فقط بحث زمانه،

209
00:17:21,373 --> 00:17:26,503
‫و وقتی که مدرکش رو گیر آوردم،
‫شهبانو و همه وارنگی‌های وفادارت

210
00:17:26,587 --> 00:17:30,924
‫که برای محافظت از راز تو دروغ گفتن،

211
00:17:32,342 --> 00:17:35,637
‫در اعدام تو، بهت می‌پیوندن.

212
00:17:46,774 --> 00:17:48,877
‫تو رهبری من رو به چالش کشیدی.

213
00:17:48,901 --> 00:17:50,778
‫و تو رهبری منو مسخره کردی.

214
00:17:51,653 --> 00:17:55,240
‫تو از سخاوت من سواستفاده کردی
‫و باهام مثل یه احمق رفتار کردی.

215
00:17:55,324 --> 00:17:57,618
‫تو خوب می‌دونی که اگه ما
‫بیشتر از این اینجا بمونیم،

216
00:17:57,642 --> 00:17:59,328
‫دیگه چاره‌ای جز موندن نداریم.

217
00:17:59,411 --> 00:18:01,622
‫تو مردم منو دزدیدی!

218
00:18:01,705 --> 00:18:03,457
‫اون‌ها زندانی تو نیستن!

219
00:18:03,540 --> 00:18:06,168
‫نباید سرنوشت اون‌ها
‫یا من رو تحمیل کنی.

220
00:18:06,251 --> 00:18:09,505
‫من دومین کشتی و بذر‌های
‫بهارم رو برات جا می‌ذارم.

221
00:18:10,089 --> 00:18:11,632
‫چیه؟ صدقه‌ست؟

222
00:18:12,216 --> 00:18:17,137
‫آره. نمی‌خوام به خاطر لجاجت تو
‫مرگ مادرم رو ببینم.

223
00:18:46,926 --> 00:18:52,131
‫الکسیوس با لطف پروردگار،
‫اسقف اعظم قسطنطنیه،

224
00:18:47,126 --> 00:18:52,131
‫

225
00:18:52,214 --> 00:18:55,892
‫پاتریارک روم جدید و کلیساهای جهان.

226
00:19:06,145 --> 00:19:10,616
‫هارالد سیگوردسون،
‫شما به این دادگاه مسیح

227
00:19:10,699 --> 00:19:13,569
‫به اتهام فجیع‌ترینِ جنایات آورده شدی:

228
00:19:10,899 --> 00:19:13,569
‫

229
00:19:14,319 --> 00:19:18,991
‫قتل امپراتور محبوب و
‫بزرگ ما، رومانوس آرگیروس.

230
00:19:19,074 --> 00:19:20,701
‫من اون رو نکشتم.

231
00:19:21,410 --> 00:19:24,288
‫من رومانوس رو با تمام
‫وجودم دوست داشتم.

232
00:19:25,706 --> 00:19:28,500
‫من بیشتر از هر کسی که اینجاست،
‫پیش امپراطور بودم.

233
00:19:29,042 --> 00:19:30,502
‫اگر من می‌خواستم که اون رو بکشم،

234
00:19:30,586 --> 00:19:34,281
‫چرا باید این کار رو تو یه مهمونی
‫پر از شاهد انجام می‌دادم؟

235
00:19:35,223 --> 00:19:37,384
‫زنی اونجا بود، که اون رو کشت.

236
00:19:39,094 --> 00:19:42,723
‫این زنی که تو ادعا می‌کنی
‫رومانوس رو کشته،

237
00:19:44,057 --> 00:19:45,350
‫می‌تونی اون رو توصیفش کنی؟

238
00:19:46,110 --> 00:19:49,479
‫یه ماسک طلایی به صورتش زده بود
‫که صورتش رو می‌پوشوند.

239
00:19:49,605 --> 00:19:53,066
‫موهاش... چه رنگی بود؟

240
00:19:54,193 --> 00:19:58,655
‫می‌دونی چه لباسی
‫پوشیده بود، جواهراتش،

241
00:19:59,323 --> 00:20:01,033
‫تا شاید ما بتونیم ردیابیش کنیم؟

242
00:20:02,659 --> 00:20:05,729
‫همین الان که ما داریم صحبت می‌کنیم،
‫مردانم به دستور من دنبالشن.

243
00:20:07,463 --> 00:20:12,869
‫پدر مقدس، من به فجیع‌ترینِ جنایات

244
00:20:13,629 --> 00:20:16,006
‫توسط مردی متهم شدم
‫که به موفقیت من حسادت می‌کنه،

245
00:20:17,382 --> 00:20:20,719
‫مردی که از سقوط من
‫به همه چیز می‌رسه.

246
00:20:21,720 --> 00:20:24,932
‫اون هنوز دلیلی ارائه نداده،
‫که چرا من مردی رو بکشم

247
00:20:25,015 --> 00:20:28,343
‫که هفت سال گذشته
‫ازش مثل یک برادر محافظت کردم.

248
00:20:30,145 --> 00:20:33,206
‫یک کلمه... جاه‌طلبی.

249
00:20:34,090 --> 00:20:35,484
‫همه‌ی ما جاه‌طلبی داریم.

250
00:20:36,109 --> 00:20:37,569
‫نه مثل تو.

251
00:20:38,862 --> 00:20:40,822
‫نه مثل جاه‌طلبی وایکینگ‌ها.

252
00:20:41,657 --> 00:20:46,620
‫اون از «اسپاتاروکاندیداتوس»
‫بودن راضی نبود.

253
00:20:46,703 --> 00:20:49,957
‫اون با تمام وجود می‌خواست
‫بیشتر باشه، امپراتور باشه.

254
00:20:50,666 --> 00:20:55,629
‫و به اون در این راه توسط زنی کمک
‫می‌شد، که باهاش...

255
00:20:55,712 --> 00:20:57,330
‫علیه شوهرش نقشه می‌کشید...

256
00:20:58,257 --> 00:21:02,010
‫و در حالی که این کار رو می‌کرد،
‫با هارالد می‌خوابید.

257
00:21:03,470 --> 00:21:04,980
‫شهبانو زوئی.

258
00:21:06,223 --> 00:21:07,557
‫سکوت!

259
00:21:08,350 --> 00:21:10,102
‫شما اتهام جدی‌ای مطرح کردی

260
00:21:10,185 --> 00:21:13,563
‫که نه یک زندگی، بلکه زندگی‌های
‫بسیاری رو به پای محاکمه قرار می‌ده.

261
00:21:14,189 --> 00:21:16,625
‫آیا می‌تونید این
‫اتهام زنا رو اثبات کنید؟

262
00:21:18,735 --> 00:21:19,903
‫بیاریدش بیرون.

263
00:21:21,363 --> 00:21:27,119
‫من یکی از گاردهای وارنگیانی هارالد
‫سیگوردسون رو احظار می‌کنم.

264
00:21:35,002 --> 00:21:40,332
‫به من بگو، تو هفت سال
‫در خدمت هارالد سیگوردسون بودی.

265
00:21:41,758 --> 00:21:45,003
‫بله. اون رهبر بزرگیه.

266
00:21:46,430 --> 00:21:51,977
‫تا به حال پیش اومده که
‫این رهبر بزرگ از شما بخواد

267
00:21:52,060 --> 00:21:55,856
‫ازش در برابر این زنایی که حالا
‫بهش متهم شده محافظت کنید؟

268
00:21:58,066 --> 00:22:01,436
‫نه. من هیچوقت چیزی ندیدم.

269
00:22:03,947 --> 00:22:04,948
‫هیچوقت؟

270
00:22:07,117 --> 00:22:08,535
‫خوب فکر کن.

271
00:22:19,963 --> 00:22:23,550
‫من دوباره این سوال رو ازت می‌پرسم.

272
00:22:23,633 --> 00:22:29,839
‫آیا هارالد سیگوردسون با
‫شهبانو زوئی رابطه‌ی جنسی داشته؟

273
00:22:40,734 --> 00:22:41,943
‫من جوابش رو میدم.

274
00:22:47,532 --> 00:22:48,566
‫رابطه داشتم.

275
00:22:55,040 --> 00:22:57,876
‫اما اونطور که مانیاکس
‫توصیفش کرد نبود.

276
00:22:58,501 --> 00:23:00,161
‫این یه خیانت عاطفی نبود.

277
00:23:01,880 --> 00:23:03,381
‫برخلاف میل ایشون بود.

278
00:23:04,265 --> 00:23:05,884
‫من بهش تعرض کردم!

279
00:23:08,845 --> 00:23:10,680
‫مردان من حقیقت رو گفتن.

280
00:23:12,307 --> 00:23:14,017
‫اون‌ها هیچ اطلاعی از جرم من نداشتن.

281
00:23:15,352 --> 00:23:17,104
‫و دیدار شما با امپراطور؟

282
00:23:20,148 --> 00:23:24,914
‫وقتی رومانوس از تجاوز مطلع شد،
‫به سمت من هجوم آورد...

283
00:23:26,078 --> 00:23:27,476
‫ و من کشتمش.

284
00:23:30,033 --> 00:23:31,752
‫متوجه هستی که تو،

285
00:23:31,776 --> 00:23:35,181
‫نه یک، بلکه دو جرم
‫مستوجب اعدام رو مرتکب شدی،

286
00:23:35,205 --> 00:23:39,334
‫قتل و تجاوز، و به هر دو اعتراف کردی؟

287
00:23:41,878 --> 00:23:42,895
‫بله.

288
00:23:46,466 --> 00:23:51,388
‫با حکم من، شهبانو و
‫دیگران تبرئه می‌شوند،

289
00:23:51,471 --> 00:23:55,892
‫اما هارالد سیگوردسون، من تو را
‫به وحشتناک‌ترین مرگ محکوم می‌کنم،

290
00:23:55,976 --> 00:23:58,895
‫اعدام در مقابل همتایان خود.

291
00:23:58,979 --> 00:24:02,649
‫باشد که ابدیت را با پرداخت بهای
‫گناهان خود در جهنم بگذرانی.

292
00:24:25,755 --> 00:24:27,507
‫پس کتگت معروف اینه؟

293
00:24:28,967 --> 00:24:31,261
‫جایی که من شاهزاده واردش میشم،
‫و شاه ترکش می‌کنم.

294
00:24:54,117 --> 00:24:56,453
‫از چکمه‌هاش می‌دونستم
‫که داره دروغ می‌گه.

295
00:24:58,747 --> 00:24:59,581
‫پدر!

296
00:24:59,664 --> 00:25:02,125
‫پسرم، خوش‌حالم که می‌بینمت.

297
00:25:03,585 --> 00:25:07,130
‫نگاش کن، واسه خودت
‫یه مرد جوون قوی شدی.

298
00:25:07,214 --> 00:25:10,133
‫مبارزه با وندها
‫واسه زور آدم معجزه می‌کنه.

299
00:25:10,517 --> 00:25:11,426
‫هوم.

300
00:25:13,245 --> 00:25:15,949
‫ملکه اما، وقتی به عنوان
‫یه پسر بچه شما رو  دیدم،

301
00:25:15,973 --> 00:25:19,059
‫ با خودم گفتم شما زیباترین
‫زنی هستید که تا به حال دیدم

302
00:25:19,976 --> 00:25:22,646
‫به نظر می‌رسه که خاطراتم
‫همه دقیق هستن.

303
00:25:23,129 --> 00:25:24,898
‫می‌بینم که به پدرش برده.

304
00:25:26,399 --> 00:25:27,234
‫هرفوت!

305
00:25:31,529 --> 00:25:33,365
‫مادر، دوست دارم شما رو با...

306
00:25:34,824 --> 00:25:36,576
‫ارل گادوین از وسکس آشنا کنم.

307
00:25:36,660 --> 00:25:38,954
‫من و مادرت از قبل با هم آشنا هستیم.

308
00:25:39,037 --> 00:25:40,872
‫بله، متاسفانه اینطوره.

309
00:25:43,800 --> 00:25:46,044
‫سرورم، بانوی من

310
00:25:46,920 --> 00:25:47,963
‫دانمارک چطور بود؟

311
00:25:48,797 --> 00:25:49,839
‫آگاهی‌بخش.

312
00:25:49,923 --> 00:25:52,676
‫می‌بینم که فرزندان من از نعمت
‫میراث وایکینگی‌شون بهره‌مند شدند.

313
00:25:53,385 --> 00:25:55,887
‫چیزهای زیادی یاد گرفتم که
‫برای همیشه با من می‌مونه.

314
00:25:55,971 --> 00:25:56,888
‫گیتا چطور؟

315
00:25:56,972 --> 00:25:59,557
‫با بچه‌ها به انگلستان برگشته بانو.

316
00:25:59,641 --> 00:26:02,894
‫و پدرم کجاست؟ اون با شما نیومد؟

317
00:26:04,271 --> 00:26:05,981
‫پدرتون فوت کرد، سرورم.

318
00:26:07,315 --> 00:26:09,401
‫درست قبل از رفتن ما به نروژ درگذشت.

319
00:26:11,236 --> 00:26:12,237
‫فورک‌بیرد مُرده؟

320
00:26:13,238 --> 00:26:14,281
‫مریض بود؟

321
00:26:16,783 --> 00:26:19,369
‫نه. نه، ایشون...

322
00:26:23,832 --> 00:26:26,418
‫ناگهانی بود، اعلی‌حضرت.

323
00:26:26,501 --> 00:26:30,046
‫اما با توجه به سن‌شون و شرایطی که
‫درش قرار داشت، انتظارش می‌رفت.

324
00:26:31,197 --> 00:26:32,799
‫هرچند تنها نبود.

325
00:26:32,823 --> 00:26:36,970
‫نوه‌اش کنارش بود،
‫درست تا آخرین نفسش.

326
00:26:40,640 --> 00:26:44,185
‫خب، خداروشکر که کنارش بودید.

327
00:26:46,237 --> 00:26:47,363
‫جفتتون.

328
00:26:52,068 --> 00:26:53,570
‫روحش قرین آرامش باشه.

329
00:26:59,117 --> 00:27:00,118
‫آمین.

330
00:27:24,351 --> 00:27:27,771
‫باور دارم این اتاق برای
‫مردی با جایگاه شما مناسبه.

331
00:27:29,356 --> 00:27:31,483
‫با توجه به اتفاقات بینمون،
‫انتظار بیشتری ندارم.

332
00:27:32,150 --> 00:27:33,985
‫من هیچوقت یه خائن رو فراموش نمی‌کنم.

333
00:27:37,489 --> 00:27:38,323
‫یه چیز دیگه...

334
00:27:40,450 --> 00:27:42,077
‫مادامی که مهمون منی،

335
00:27:42,160 --> 00:27:44,704
‫دستور میدم از پسرم فاصله بگیری.

336
00:27:44,788 --> 00:27:48,208
‫متاسفانه نمی‌تونی به من
‫دستور بدی کاری کنم، الفگیفو.

337
00:27:49,550 --> 00:27:50,794
‫من دیگه نوکر نیستم،

338
00:27:50,877 --> 00:27:53,671
‫من با ازدواج، یکی از اعضای
‫خونواده‌ی سلطنتی‌ام.

339
00:27:54,756 --> 00:27:57,193
‫علاوه بر این، نمی‌تونم چیزی که
‫ازم می‌خوای رو انجام بدم

340
00:27:57,217 --> 00:28:00,178
‫چون با یه مهارت منحصر به فردی
‫که من دارم در تضاده.

341
00:28:00,261 --> 00:28:01,596
‫و اون چیه؟

342
00:28:02,389 --> 00:28:04,224
‫این که همیشه از برنده حمایت می‌کنم.

343
00:28:07,644 --> 00:28:09,565
‫ادموند هیچوقت نمی‌تونست
‫کانوت رو شکست بده،

344
00:28:09,590 --> 00:28:11,040
‫بنابراین من از کانوت حمایت کردم.

345
00:28:11,064 --> 00:28:14,484
‫تو نمی‌تونستی اما رو شکست بدی،
‫پس من از ملکه حمایت کردم.

346
00:28:16,019 --> 00:28:17,084
‫اما هرفوت...

347
00:28:19,109 --> 00:28:20,789
‫با دریافت راهنمایی درست...

348
00:28:22,325 --> 00:28:23,451
‫می‌تونه همه رو شکست بده.

349
00:28:26,746 --> 00:28:30,417
‫و تو اون مردی هستی که این
‫راهنمایی رو ارائه می‌ده؟

350
00:28:37,098 --> 00:28:38,658
‫جداً فکر کنم اتاقم رو عوض کنم.

351
00:29:20,550 --> 00:29:22,510
‫- <i>شما اینجایید...</i>
‫- شما اینجایید...

352
00:29:24,971 --> 00:29:25,930
‫<i>... برای خونواده‌هاتون!</i>

353
00:29:26,014 --> 00:29:27,223
‫... برای خونواده‌هاتون!

354
00:29:30,643 --> 00:29:33,146
‫- <i>شما اینجایید...</i>
‫- شما اینجایید...

355
00:29:34,147 --> 00:29:35,398
‫<i>... برای شرافت‌تون!</i>

356
00:29:36,065 --> 00:29:37,442
‫... برای شرافت‌تون!

357
00:29:40,236 --> 00:29:41,196
‫<i>شما اینجایید...</i>

358
00:29:41,738 --> 00:29:42,739
‫شما اینجایی...

359
00:29:45,074 --> 00:29:49,245
‫چون شما... یه... وایکینگی.

360
00:29:59,422 --> 00:30:01,174
‫من اون شب وایکینگ شدم.

361
00:30:08,389 --> 00:30:10,517
‫از دیدنت خوش‌حالم، گرینلندی.

362
00:30:11,351 --> 00:30:13,144
‫خوش‌حالم که می‌بینمتون، شاه کانوت.

363
00:30:13,728 --> 00:30:15,063
‫هوم.

364
00:30:28,535 --> 00:30:32,872
‫بدون تو، ممکن بود اوضاع
‫تو لندن خیلی متفاوت بشه.

365
00:30:33,581 --> 00:30:34,499
‫برای هر دومون.

366
00:30:38,044 --> 00:30:40,046
‫و خواهرت چی شد، اوه...

367
00:30:41,130 --> 00:30:42,131
‫- فریدس؟
‫- فریدس.

368
00:30:43,049 --> 00:30:44,050
‫مطمئن نیستم.

369
00:30:45,718 --> 00:30:50,431
‫از اینجا رفت به یامس‌بورگ،
‫اما اقامتگاهش الان... متروکست.

370
00:30:51,057 --> 00:30:51,891
‫چی شده؟

371
00:30:54,143 --> 00:30:56,020
‫طاعون یا یه جور حمله.

372
00:30:58,064 --> 00:30:59,232
‫از شنیدنش متأسفم.

373
00:31:00,358 --> 00:31:03,903
‫اون جون پسرم اسون رو
‫بعد از کشتن اولاف، نجات داد.

374
00:31:04,571 --> 00:31:05,780
‫اون اولاف رو کشته؟

375
00:31:07,740 --> 00:31:08,950
‫اینو نمی‌دونستی؟

376
00:31:09,859 --> 00:31:11,786
‫این سال‌های اخیر کجا بودی؟

377
00:31:12,662 --> 00:31:13,496
‫اوه...

378
00:31:14,372 --> 00:31:17,333
‫روسیه. قسطنطنیه.

379
00:31:18,001 --> 00:31:19,419
‫آفریقا. سیسیل.

380
00:31:20,253 --> 00:31:22,547
‫من با هارالد تو گارد
‫وارنگیان خدمت کردم.

381
00:31:23,256 --> 00:31:24,257
‫اوه.

382
00:31:25,174 --> 00:31:31,180
‫پس، اون جاه‌طلبیش برای تبدیل شدن
‫به پادشاه بعدی نروژ رو فراموش کرده، ها؟

383
00:31:34,142 --> 00:31:36,352
‫متاسفانه فقط خودش می‌تونه
‫جوابش رو بده.

384
00:31:39,689 --> 00:31:41,232
‫چی تو رو به اینجا برگردوند؟

385
00:31:43,943 --> 00:31:46,279
‫من دنبال یه کشتی و خدمه
‫برای حرکت به سمت غربم،

386
00:31:47,155 --> 00:31:49,157
‫تا سرزمینی که معتقدم
‫اونجاست رو پیدا کنم.

387
00:31:52,452 --> 00:31:58,082
‫یادمه... به خاطر گرفتن پل لندن
‫هیچی از من نمی‌خواستی.

388
00:31:59,584 --> 00:32:00,627
‫آه...

389
00:32:05,423 --> 00:32:08,927
‫بذار من الان...
‫یه کشتی بهت هدیه بدم...

390
00:32:09,886 --> 00:32:12,805
‫و یه خدمه به نام خودم.

391
00:32:14,599 --> 00:32:19,145
‫و باشد که با کشف تو، برای همه‌ی
‫وایکینگ‌ها شکوه به ارمغان بیاد.

392
00:32:22,815 --> 00:32:25,318
‫باعث افتخاره که
‫به نام شما سفر کنم.

393
00:32:31,282 --> 00:32:35,745
‫و اوه، شما چی؟ چی شما رو
‫به کتگت برگردوند؟

394
00:32:37,080 --> 00:32:40,249
‫اون مکالمه‌ای که در مورد
‫سایه‌ی پدرمون داشتیم رو یادته؟

395
00:32:41,125 --> 00:32:42,043
‫آره.

396
00:32:43,544 --> 00:32:48,549
‫من پسرهام رو اینجا آوردم تا ببینم
‫کی می‌تونه از سایه‌ی من خارج بشه.

397
00:33:13,866 --> 00:33:14,701
‫نه.

398
00:33:55,033 --> 00:33:56,576
‫دوستات رو دیدی؟

399
00:33:58,369 --> 00:34:02,707
‫فکر می‌کردی خیلی باهوشی،
‫اما به زودی کشته میشی...

400
00:34:04,250 --> 00:34:09,088
‫و اسم هارالد سیگوردسون
‫فراموش خواهد شد.

401
00:34:12,550 --> 00:34:15,470
‫اکیداً پیشنهاد می‌کنم
‫که من رو همین الان بکشی،

402
00:34:16,387 --> 00:34:18,556
‫چون اگه منتظر اعدامم بمونی،

403
00:34:19,307 --> 00:34:22,101
‫قول میدم تو رو با خودم ببرم جهنم.

404
00:34:37,075 --> 00:34:38,367
‫می‌تونم منتظر بمونم.

405
00:36:00,241 --> 00:36:01,450
‫هنوز نه دوست من.

406
00:36:05,371 --> 00:36:06,205
‫هنوز نه.

407
00:36:18,926 --> 00:36:20,595
‫همه‌مون برای فردا آماده‌ایم؟

408
00:36:20,678 --> 00:36:21,596
‫اوه، آره.

409
00:36:57,256 --> 00:36:58,549
‫اریک؟

410
00:36:58,633 --> 00:37:00,343
‫برای سفر فردا آماده میشی؟

411
00:37:00,885 --> 00:37:01,719
‫آره.

412
00:37:05,790 --> 00:37:08,601
‫اومدم یه خواهشی کنم.

413
00:37:09,936 --> 00:37:13,522
‫امیدوار بودم تو بتونی
‫فریدس رو متقاعد کنی

414
00:37:13,606 --> 00:37:15,149
‫یکم بیشتر اینجا بمونه.

415
00:37:18,945 --> 00:37:21,030
‫جفتمون می‌دونیم که هوا
‫به زودی تغییر می‌کنه

416
00:37:21,906 --> 00:37:24,784
‫و هر چی بیشتر بمونیم،
‫سفر سخت‌تر میشه.

417
00:37:27,536 --> 00:37:29,372
‫مثل یه ناخدای واقعی صحبت می‌کنی.

418
00:37:41,509 --> 00:37:43,010
‫یه شکاف تو بدنه‌تون دارید.

419
00:37:44,470 --> 00:37:45,304
‫چی؟

420
00:37:46,222 --> 00:37:48,307
‫حتماً وقتی پهلو گرفتید آسیب دیده.

421
00:37:52,478 --> 00:37:53,312
‫کجا؟

422
00:38:31,726 --> 00:38:32,852
‫هیش!

423
00:39:04,717 --> 00:39:06,635
‫کجا میریم پدربزرگ؟

424
00:39:07,636 --> 00:39:12,058
‫می‌خوایم به یه سفر برای
‫نجات همه بریم. آماده‌ای؟

425
00:39:12,141 --> 00:39:13,726
‫- آره.
‫- خوبه.

426
00:39:27,068 --> 00:39:32,068
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

427
00:39:33,487 --> 00:39:36,425
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

