﻿1
00:00:01,000 --> 00:00:02,790
‫«آنچه گذشت»

2
00:00:02,870 --> 00:00:05,170
‫ژنرال آندرس داره
‫ یه ارتش لهستانی جمع می‌کنه

3
00:00:05,250 --> 00:00:07,290
‫برای جنگیدن در کنار ایشون احضار شدید

4
00:00:07,380 --> 00:00:09,960
‫همه‌جا خبرش اومده که اردوگاه‌های مرگ هست

5
00:00:09,960 --> 00:00:12,550
‫مامان بابای هالینا هنوز
‫تو اون کارخونه توی پیونکی‌ان

6
00:00:12,550 --> 00:00:13,550
‫بیارشون بیرون

7
00:00:13,550 --> 00:00:15,720
‫داریم لهستانی‌هایی که
‫مایل به همکاری‌ان رو پیدا ‌می‌کنیم

8
00:00:15,800 --> 00:00:17,350
‫یه چندتا اسم می‌تونم بهت بدم

9
00:00:17,430 --> 00:00:18,560
‫پان گورسکی؟

10
00:00:19,180 --> 00:00:22,480
‫باورم نمی‌شه آدی امروز ۳۱ ساله شده

11
00:00:23,060 --> 00:00:24,940
‫- آدی
‫- کارولین

12
00:00:25,020 --> 00:00:26,440
‫برای زندگی میرم کراکوف

13
00:00:26,520 --> 00:00:28,520
‫دیر یا زود جنگ بالا می‌گیره

14
00:00:28,610 --> 00:00:32,680
‫اگه بتونی به این سفر بیای، توی کراکوف
‫ یه شغل حاضر و آماده برات هست

15
00:00:35,530 --> 00:00:39,450
‫پینکوس، با این چقدر گیرمون میاد؟

16
00:00:39,540 --> 00:00:41,870
‫آره میلا،
‫ ما فیلیسیا رو پیدا می‌کنیم

17
00:00:41,950 --> 00:00:44,290
‫- دیگه هیچ پولی نداریم
‫- جناب دن. من با قطا میرم

18
00:00:44,370 --> 00:00:46,790
‫- امنه؟
‫- قرارمون فردا دقیقاً همینجا

19
00:00:46,880 --> 00:00:50,090
‫سر همین ساعت اینجا باشید،
‫ خب؟

20
00:00:52,120 --> 00:00:59,120
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

21
00:00:59,120 --> 00:01:06,120
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

22
00:01:08,560 --> 00:01:13,900
‫متوجهم که ممکنه اشتباه شده باشه.
‫خیلی راحت می‌تونیم حل‌ـش کنیم

23
00:01:13,990 --> 00:01:15,820
‫اسم من هالینا برزوزاس

24
00:01:15,900 --> 00:01:20,030
‫بنا به درخواست کارفرمام،
‫ جناب لئوپولد دن از ورشو اومدم

25
00:01:20,120 --> 00:01:22,500
‫ایشون توی یه بانک که
‫ توی رینک کلپارسکی...

26
00:01:25,330 --> 00:01:26,750
‫تو یهودی‌ای

27
00:01:26,830 --> 00:01:28,830
‫من یهودی نیستم

28
00:01:42,850 --> 00:01:44,060
‫من...

29
00:01:44,600 --> 00:01:46,020
‫من...
‫یهودی نیستم

30
00:01:46,440 --> 00:01:49,520
‫من یهودی نیستم،
‫من یهودی نیستم

31
00:01:49,610 --> 00:01:51,820
‫من...

32
00:01:56,530 --> 00:02:00,370
‫تو رو خدا،
‫تو رو خدا!

33
00:02:00,450 --> 00:02:03,450
‫تو رو خدا

34
00:02:07,870 --> 00:02:10,520
‫« زندان مونتلوبیخ »

35
00:02:10,520 --> 00:02:13,300
‫« کراکوف، لهستان »
‫« اکتبر ۱۹۴۴ »

36
00:02:47,870 --> 00:02:50,290
‫اینقدر دروغ نگو!

37
00:02:51,670 --> 00:02:54,670
‫مطمئنم که رفیقت پینکوس
‫اصلاً با پالتوی جدیدش حال نکرده

38
00:02:57,210 --> 00:03:00,220
‫خیلی زود اسم‌ـت رو لو داد

39
00:03:01,300 --> 00:03:05,510
‫من...
‫من کسی به اسم پینکوس نمی‌شناسم

40
00:03:06,520 --> 00:03:10,520
‫بهش می‌خوره اسم یه یهودی باشه

41
00:03:12,100 --> 00:03:16,320
‫من با یهودی‌ها دوست نیستم

42
00:03:42,340 --> 00:03:46,930
‫واسه چی یه یهودی،
‫یه یهودی دیگه رو لو بده؟

43
00:03:47,010 --> 00:03:49,220
‫ازم می‌خوای طرز فکر یهودی‌ها رو بشناسم؟

44
00:03:49,310 --> 00:03:52,940
‫ازتون می‌خوام منطقی فکر کنین

45
00:03:54,610 --> 00:04:00,940
‫به‌‌خاطر چندتا سیب‌زمینی با اون پسره معامله کردم.
‫خونواده‌ـم داشتن از گشنگی می‌مردن

46
00:04:01,030 --> 00:04:02,280
‫چی‌کار باید می‌کردم؟

47
00:04:02,360 --> 00:04:07,200
‫بگو کی هستی
‫تا تموم این‌ها تموم شه

48
00:04:07,780 --> 00:04:11,410
‫اسم من هالینا برزوزاس

49
00:04:11,500 --> 00:04:13,540
‫اسمت این نیست!

50
00:04:14,670 --> 00:04:16,670
‫از شوهرم بپرسین

51
00:04:18,050 --> 00:04:20,800
‫نظرش خلاف نظر شماس

52
00:04:51,830 --> 00:04:53,250
‫از شعر خوشت میاد؟

53
00:04:58,340 --> 00:05:00,340
‫آره

54
00:05:01,420 --> 00:05:03,840
‫یه زمانی تو خونه‌مون...

55
00:05:05,130 --> 00:05:06,760
‫پر از شعر بود

56
00:05:20,520 --> 00:05:23,740
‫اگه راست‌ـش رو بهمون بگی
‫همه‌ی این کارها تموم میشه

57
00:05:24,570 --> 00:05:27,780
‫تو یهودی‌ای

58
00:05:36,790 --> 00:05:37,790
‫هالینا

59
00:05:40,320 --> 00:05:42,750
‫به افتخارِ ماجراجویی‌های آینده

60
00:05:44,380 --> 00:05:49,390
‫تا هروقت تصمیم بگیری به سفر بیای،
‫منتظرت می‌مونم

61
00:05:52,350 --> 00:05:53,770
‫اسم من...

62
00:05:55,890 --> 00:05:59,520
‫هالینا...

63
00:06:04,190 --> 00:06:05,820
‫برزوزاس

64
00:06:11,120 --> 00:06:14,180
‫« سه ماه بعد »

65
00:06:14,410 --> 00:06:19,250
‫دارن از شرمون خلاص میشن.
‫مدارک رو پاک می‌کنن

66
00:06:36,480 --> 00:06:38,100
‫خانم برزوزا؟

67
00:06:39,560 --> 00:06:40,980
‫مدرک ترخیص‌تون

68
00:06:43,020 --> 00:06:45,030
‫به‌نظر می‌رسه اشتباه دستگیر شدین

69
00:06:45,110 --> 00:06:48,150
‫می‌تونین موقع خروج
‫وسایل‌تون رو پس بگیرین

70
00:06:50,570 --> 00:06:51,910
‫متوجهین؟

71
00:06:52,620 --> 00:06:54,120
‫آزادین که برین

72
00:07:45,460 --> 00:07:48,090
‫ببخشید که زودتر نیومدم

73
00:07:50,840 --> 00:07:52,260
‫خبر نداشتین

74
00:07:52,340 --> 00:07:55,350
‫شوهرت چندماهه که داره دنبال‌ـم می‌گرده

75
00:07:55,850 --> 00:07:58,270
‫وقتی نشونه‌ها رو دیدم
‫دیگه نرفتم بانک

76
00:07:58,350 --> 00:08:00,230
‫یکی از همکارهام یه نوشته بهم داد

77
00:08:00,310 --> 00:08:04,060
‫وقتی بالاخره فهمیدم اینجایی
‫بهشون گفتم که اشتباه کردن

78
00:08:04,150 --> 00:08:08,360
‫چه نشونه‌هایی رو دیدین؟

79
00:08:09,990 --> 00:08:13,280
‫شوروی نزدیکه.
‫آلمانی‌ها دارن شرشون رو کم می‌کنن

80
00:08:15,280 --> 00:08:17,700
‫کسی نمی‌تونه اعلام کنه ولی...

81
00:08:18,290 --> 00:08:22,710
‫موقع عقب‌نشینی
‫ خسارت‌های خیلی زیادی وارد می‌کنن

82
00:08:28,420 --> 00:08:32,170
اعدام‌ها سریع‌تر شدن

83
00:08:32,260 --> 00:08:35,680
‫نزدیک بود...
‫نزدیک بود بهشون بگم

84
00:08:35,760 --> 00:08:39,770
‫باید بهشون می‌گفتم

85
00:08:44,100 --> 00:08:47,110
‫اسم من هالینا کورک‌ـه

86
00:08:53,860 --> 00:08:55,070
‫هالینا...

87
00:08:56,490 --> 00:08:59,700
‫بعداً که وقتش رسید
‫ازم دفاع می‌کنی؟

88
00:09:15,350 --> 00:09:21,580
‫«ما خوش‌شانس بودیم»

89
00:09:21,580 --> 00:09:25,480
‫مترجم: «محمدعلی sm»

90
00:09:25,480 --> 00:09:29,540
‫« گتوی ووچ سابق، لهستان »
‫« فوریه ۱۹۴۵ »

91
00:09:38,870 --> 00:09:40,490
‫نمی‌خوام برم

92
00:09:43,580 --> 00:09:45,790
‫اولین روزته

93
00:09:47,210 --> 00:09:49,210
‫پول لازم‌مون میشه

94
00:09:53,090 --> 00:09:54,170
‫من چیزیم نیست

95
00:09:54,260 --> 00:09:56,680
‫- قیافه‌ـت که اینطور نمیگه
‫- ممنون

96
00:09:58,260 --> 00:10:00,180
‫می‌دونم که نمی‌تونم درک کنم

97
00:10:00,260 --> 00:10:04,140
‫اما میلا می‌گفت وقتی شکم‌ـش خالی بود
‫ خیلی بدتر بود

98
00:10:10,650 --> 00:10:12,650
‫آنا هم همین رو گفت

99
00:10:21,070 --> 00:10:22,700
‫آنا...

100
00:10:23,870 --> 00:10:25,870
‫بار اول نشد

101
00:10:26,830 --> 00:10:31,840
‫اما بار دوم...
‫خیلی نزدیک بود به دنیل بگه

102
00:10:33,670 --> 00:10:35,300
‫دیگه تقریباً داشت مطمئن میشد

103
00:10:37,260 --> 00:10:39,260
‫فقط من بودم که می‌دونستم

104
00:10:41,600 --> 00:10:42,930
‫حالا هم تو می‌دونی

105
00:11:07,330 --> 00:11:11,080
‫دایی یاکوب این رو
‫تو یکی از خونه‌ها پیدا کرده

106
00:11:11,380 --> 00:11:13,000
‫دوست داری واست بخونم‌ـش؟

107
00:11:13,090 --> 00:11:15,920
‫چرا اینقدر خونه‌ها خالی‌ان؟

108
00:11:17,550 --> 00:11:21,390
‫همه رو فرستادن رفتن

109
00:11:22,550 --> 00:11:24,760
‫چاره‌ای نداشتن

110
00:11:27,430 --> 00:11:29,640
‫می‌خوای یکم بخوری عزیزم؟

111
00:11:29,730 --> 00:11:31,270
‫درد می‌گیره

112
00:11:31,350 --> 00:11:32,650
‫حالا اگه آروم آروم بخوری...

113
00:11:32,730 --> 00:11:34,400
‫گرسنه‌ـم نیست

114
00:11:49,540 --> 00:11:51,460
‫آخر همین جاده‌‌اس

115
00:11:52,420 --> 00:11:54,420
‫جاش خیلی پرته

116
00:11:55,420 --> 00:11:57,630
‫راحل کارش رو بلد بود

117
00:12:00,220 --> 00:12:03,840
‫- ببخشید که زودتر نیومدم اینجا
‫- آدام، نمی‌تونستی...

118
00:12:03,930 --> 00:12:06,470
‫فیلیسیا خیلی مریض بود،
‫باید از ورشو می‌بردیم‌ـش

119
00:12:06,760 --> 00:12:08,390
‫حق با تو بود

120
00:12:08,890 --> 00:12:10,730
‫نه،
‫کم‌کاری کردم

121
00:12:13,400 --> 00:12:15,230
‫هرکاری که تونستی کردی

122
00:12:16,610 --> 00:12:18,230
‫من بودم که گیر افتادم

123
00:12:21,400 --> 00:12:22,610
‫هالینا

124
00:13:04,420 --> 00:13:05,880
‫خدایا

125
00:13:13,540 --> 00:13:17,170
‫گزارش‌های ورشو با اطمینان می‌گفتن که...

126
00:13:18,380 --> 00:13:21,000
‫خبرهای خیلی بدی توی راهه

127
00:13:26,720 --> 00:13:28,140
‫هالینا

128
00:13:32,430 --> 00:13:34,060
‫عزیزم

129
00:13:47,070 --> 00:13:48,280
‫بابا

130
00:13:53,290 --> 00:13:54,910
‫چیزی نیست

131
00:13:58,910 --> 00:14:03,660
‫« ریو دو ژانیرو، برزیل »
‫« مه ۱۹۴۵ »

132
00:14:14,730 --> 00:14:16,730
‫لازن نیست نگران باشی

133
00:14:17,390 --> 00:14:19,810
‫معلومه نگرانم؟

134
00:14:21,230 --> 00:14:24,280
‫- فقط یه سه‌شنبه معمولی‌ـه
‫- بعدش هم میشه چهارشنبه

135
00:14:24,360 --> 00:14:26,820
‫...ای کاش فرانکلین دلانو روزولت

136
00:14:26,900 --> 00:14:29,280
‫زنده بود و این روز رو می‌دید

137
00:14:30,160 --> 00:14:34,790
‫ژنرال آیزنهاور به من اطلاع دادند
‫ که نیروهای آلمان

138
00:14:34,870 --> 00:14:39,000
‫خودشان را تسلیم سازمان ملل متحد کردند

139
00:14:39,080 --> 00:14:42,960
‫پرچم‌های آزادی
‫در سرتاسر اروپا برافراشته شده

140
00:14:43,050 --> 00:14:45,710
‫به منزله‌ی این پیروزی،
‫دست به دست هم می‌دهیم...

141
00:14:49,970 --> 00:14:51,800
‫مردم دارن می‌ریزن تو خیابون!

142
00:14:51,890 --> 00:14:54,390
‫...که ما را از این روزهای سخت و تاریک

143
00:14:54,470 --> 00:14:56,140
‫به روشنایی هدایت کرده.

144
00:14:56,230 --> 00:14:58,390
‫کارهای زیادی باقی مانده

145
00:14:59,480 --> 00:15:04,900
‫پیروزی‌ای که در غرب به آن رسیدیم،
‫باید در شرق هم به آن برسیم

146
00:15:05,650 --> 00:15:07,780
‫- آدی، بیا اینجا
‫- تمام جهان

147
00:15:07,860 --> 00:15:12,870
‫باید از اهریمنی که نیمی از دنیا
‫از آن رها شدند، پاک شود

148
00:15:13,240 --> 00:15:16,580
‫ملت‌های صلح‌دوست و متحد...

149
00:15:16,660 --> 00:15:19,620
‫ثابت‌ کردند که در غرب

150
00:15:19,710 --> 00:15:23,000
‫قدرت اسلحه‌ها تا کنون

151
00:15:23,090 --> 00:15:27,920
‫از قدرت دیکتاتورها
‫ یا استبداد دسته‌های نظامی

152
00:15:28,010 --> 00:15:31,510
‫که زمانی ما را ضعیف و نرم می‌دانستند،
‫قوی‌تر بوده.

153
00:15:31,930 --> 00:15:34,930
‫قدرت ملت ما برای دفاع از خود

154
00:15:35,010 --> 00:15:38,850
‫در برابر تمام دشمنان
‫ در جنگ اقیانوس آرام...

155
00:15:46,610 --> 00:15:48,360
‫باید دنبال همه بگردیم

156
00:15:48,860 --> 00:15:50,070
‫فردا میرم صلیب سرخ

157
00:15:50,150 --> 00:15:52,360
‫تا مطمئن شم همه اسم‌هامون ثبت شده باشن

158
00:15:52,820 --> 00:15:58,700
‫کورک، تاتار،
‫آیکن‌والد، همه...

159
00:15:58,790 --> 00:16:01,210
‫من اردوگاه‌های بی‌سرپناه‌ها رو
‫ بررسی می‌کنم...

160
00:16:01,290 --> 00:16:03,290
‫ببینم کی یه لیست بهمون میدن

161
00:16:03,380 --> 00:16:06,500
‫تقریباً مطمئنم که گنگ و هرتا رو
‫ فرستادن سیبری

162
00:16:07,210 --> 00:16:09,420
‫شاید سلیم رو هم فرستاده باشن

163
00:16:10,010 --> 00:16:12,630
‫شاید یه مدارکی باشه که
‫قبلاً نمی‌خواستن نشون‌مون بدن

164
00:16:12,720 --> 00:16:16,310
‫- خیلی از مردها سرباز وظیفه شدن
‫- آدی شاید هنوز فرانسه باشه

165
00:16:16,390 --> 00:16:18,810
‫من می‌خوام برگردم رادوم

166
00:16:20,350 --> 00:16:22,350
‫اگه بچه‌ها می‌تونستن،
‫نامه می‌زدن

167
00:16:23,850 --> 00:16:25,860
‫شاید چندتا از نامه‌هاشون رد شده

168
00:17:30,250 --> 00:17:32,170
‫سلام

169
00:17:32,260 --> 00:17:34,590
‫ببخشید مزاحم میشم

170
00:17:34,680 --> 00:17:36,760
‫- اما این آپارتمان...
‫- چی می‌خوای؟

171
00:17:37,850 --> 00:17:39,540
‫ببخشید،
‫اسم من نخوما کورک هست،

172
00:17:39,540 --> 00:17:42,770
‫و قبل از جنگ
‫اینجا خونه‌‌ی من بودش

173
00:17:42,850 --> 00:17:45,940
‫- بنده اطلاعی ندارم
‫- البته که ندارین

174
00:17:45,940 --> 00:17:47,940
‫بعید می‌دونم بهتون گفته باشن که

175
00:17:47,940 --> 00:17:51,640
‫- چه خونواده‌ای رو غیرقانونی بیرون کردن
‫- ما اینجا رو  قانونی اجاره کردیم

176
00:17:51,640 --> 00:17:57,820
خیلی‌خب، شما نامه‌ای با گیرنده‌ای
‫ به اسم «کورک» به دست‌تون نرسیده؟

177
00:17:57,910 --> 00:17:59,780
‫- می‌خواستم بدونم...
‫- نه، نه، نه

178
00:17:59,870 --> 00:18:02,080
‫- نذاری بیان تو ها. نه
‫- پسرهای ما...

179
00:18:02,160 --> 00:18:04,160
‫- اینجا خونه‌ی خودمونه!
‫- گوش کنین، گوش کنین!

180
00:18:04,250 --> 00:18:06,870
‫پسرهای ما، گنک و آدی کورک
‫گم شدن

181
00:18:06,960 --> 00:18:10,170
‫- امکان داره به اینجا نامه فرستاده باشن...
‫- داره دروغ میگه که بیاد تو

182
00:18:10,250 --> 00:18:12,670
‫فکر می‌کنی دروغ میگم پسر دارم؟

183
00:18:12,750 --> 00:18:15,300
‫- دزدای یهودی
‫- ما دزدیم؟

184
00:18:15,380 --> 00:18:17,130
‫ما میریم.
‫لازم نیست...

185
00:18:17,220 --> 00:18:22,430
‫مگه چی میشه بذاری نامه‌ها رو نگاه کنم؟

186
00:18:22,510 --> 00:18:24,060
‫- مادر
‫- اگه ممکنه لطفاً

187
00:18:24,140 --> 00:18:25,140
‫در رو باز کنین و...

188
00:18:25,230 --> 00:18:26,770
‫با پلیس تماس می‌گیریم

189
00:18:28,900 --> 00:18:31,730
‫اینجا خونه‌ی منه،
‫خونه منه!

190
00:18:31,820 --> 00:18:35,320
‫دیوارهای اینجا رو شما رنگ کردین؟!
‫اسباب اثاثیه‌ی شماس؟!

191
00:18:35,400 --> 00:18:38,950
‫- مامان...
‫- بچه‌های شما اونجا به دنیا اومده؟!

192
00:18:39,030 --> 00:18:41,530
‫- نخوما...
‫- پسر شما بود که دستش رو با اجاق گاز سوزوند؟!

193
00:18:41,620 --> 00:18:44,120
‫- دختر شما بود اون پیانو رو می‌زد؟
‫- مادر، مادر!

194
00:18:44,200 --> 00:18:46,210
‫- اینجا خونه‌ی ماس!
‫- مادر گوش کن...

195
00:18:46,290 --> 00:18:48,290
‫- خونه‌ی ماس!
‫- بس کن، بس کن!

196
00:18:50,210 --> 00:18:52,130
‫- ارزشش رو نداره
‫- نداره

197
00:18:52,210 --> 00:18:53,670
‫ارزشش رو نداره

198
00:19:25,040 --> 00:19:29,460
‫«‌به‌عنوان نماینده‌ی جامعه‌ی لهستانی‌ها،

199
00:19:29,540 --> 00:19:35,960
‫به تمام یهودی‌ها توصیه می‌کنم
‫تا از مرزهای شهرستان رادوم خارج شوند»

200
00:19:38,970 --> 00:19:41,970
‫تاریخ هم برامون تعیین کردن،
‫پونزدهم اوت

201
00:19:42,680 --> 00:19:47,520
‫حالا هم دارن ما رو
‫ به همکاری با شوری متهم می‌کنن

202
00:19:49,890 --> 00:19:52,650
‫چطوری؟
‫اصلاً منطقی نیست

203
00:19:59,900 --> 00:20:04,120
‫اینجا دیگه مال ما نیست.
‫باید راه بیفتیم

204
00:21:03,680 --> 00:21:06,680
‫یوزف!

205
00:21:07,300 --> 00:21:09,140
‫یوزف خودمه!

206
00:21:11,480 --> 00:21:14,690
‫یوزف، شوهرم

207
00:21:18,150 --> 00:21:21,360
‫یوزف،
‫یوزف

208
00:21:21,820 --> 00:21:24,450
‫یوزف

209
00:21:26,700 --> 00:21:28,530
‫نتونستم خیلی‌هاش رو نگه دارم

210
00:21:28,620 --> 00:21:31,660
‫اما چند ماه اول،
‫تقریباً هرروز این رو سرش می‌کرد

211
00:21:32,410 --> 00:21:35,040
‫فکرم به اینجا نرسیده بود
‫که کلاه نقابی لازمش میشه

212
00:21:35,120 --> 00:21:38,040
‫انگار همش حس می‌کنم تو کوره‌ـم

213
00:21:38,130 --> 00:21:40,710
‫شاید این بچه واقعاً آتیش باشه

214
00:21:40,800 --> 00:21:43,340
‫نگران نباش،
‫اینطوری فقط بدتر میشه

215
00:21:44,720 --> 00:21:47,930
‫سلیم عاشق این بود که
‫علم پشتش رو برام بشکافه

216
00:21:48,010 --> 00:21:50,600
خیال می‌کرد علمش باعث میشه
‫کمتر عرق کنم

217
00:21:54,390 --> 00:21:55,600
‫یاکوب؟

218
00:21:58,230 --> 00:21:59,440
‫سلام

219
00:22:02,150 --> 00:22:03,570
‫حالت خوبه؟

220
00:22:05,400 --> 00:22:07,160
‫یه لیست جدید‌ آوردن

221
00:22:08,990 --> 00:22:11,990
‫اسم‌شون توش بود،
‫اسم خونواده‌ـم

222
00:22:13,370 --> 00:22:14,790
‫مُردن

223
00:22:15,620 --> 00:22:17,040
‫مُردن

224
00:22:45,490 --> 00:22:47,490
‫اسم کیا رو پیدا کردی؟

225
00:22:53,790 --> 00:22:57,410
‫مادرم...
‫پدرم...

226
00:22:59,210 --> 00:23:01,210
‫خواهرم مانیا...

227
00:23:02,960 --> 00:23:04,800
‫خواهرزاده‌ـم

228
00:23:08,880 --> 00:23:11,090
‫هیچ اطلاعاتی درموردشون نبود

229
00:23:11,180 --> 00:23:15,390
‫نمی‌دونم چطوری...

230
00:23:19,020 --> 00:23:22,020
‫اصلاً فایده‌ی این همه کار چی بود؟

231
00:23:23,860 --> 00:23:27,070
‫خیلی مطمئن بودم...

232
00:23:28,780 --> 00:23:32,620
‫به‌خاطر مخفی‌کاری‌ها
‫و مشارکتم

233
00:23:34,990 --> 00:23:38,500
‫اما اگه تمرکزم رو می‌ذاشتم رو خونواده‌‌ـم...
‫مثل کاری که هالینا کرد...

234
00:23:38,580 --> 00:23:40,500
‫لطفاً این حرفا رو نزن.
‫این حرفا رو نزن

235
00:23:44,880 --> 00:23:48,720
‫هیچ دلیل منطقی‌ای
‫ برای کسایی که زنده موندن، نیست

236
00:23:50,380 --> 00:23:55,220
‫نمی‌خواستن که ما...
زنده بمونیم

237
00:23:56,930 --> 00:23:59,840
‫هیچ‌کدوم‌مون نباید زنده می‌موندیم

238
00:24:01,850 --> 00:24:05,270
‫چه فایده‌ای داره؟

239
00:24:10,570 --> 00:24:12,200
‫نمی‌دونم

240
00:24:23,800 --> 00:24:27,340
‫« ژوئیه ۱۹۴۵ »

241
00:24:29,670 --> 00:24:30,880
‫می‌بخشید

242
00:24:31,800 --> 00:24:34,010
‫شرمنده

243
00:24:34,300 --> 00:24:37,810
‫- سلام
‫- با یکی دعوام شد

244
00:24:37,890 --> 00:24:39,600
‫دعوا؟

245
00:24:39,680 --> 00:24:43,020
‫- امکان نداره باور کنی؟
‫- یکم

246
00:24:43,100 --> 00:24:46,730
‫- بعضی چیزها حرص آدم رو در میارن
‫- چیشد؟

247
00:24:50,860 --> 00:24:53,200
‫بعضی‌وقتا اصلاً‌ باورم نمیشه

248
00:24:53,280 --> 00:24:54,700
‫چقدر بی‌عاطفه

249
00:24:55,450 --> 00:25:00,080
‫آدم اون کسایی که از اردوگاه‌ها جون سالم به در بردن
‫ یا اون عکسای وحشتناک رو می‌بینه...

250
00:25:00,720 --> 00:25:02,920
‫امروز یه نماینده از اداره مهاجرت اومده بود

251
00:25:02,920 --> 00:25:05,740
‫که می‌گفت به‌خاطر مشکلات‌شون
‫فکر نمی‌کنن که ظرفیت لازم

252
00:25:05,740 --> 00:25:08,680
‫برای همکاری با جامعه‌ی برزیلی‌ها رو
‫ داشته باشن

253
00:25:09,460 --> 00:25:13,680
‫برای همین آره،
‫باهام دعواش شد

254
00:25:14,430 --> 00:25:15,860
‫همه می‌گفتن قصدشون کمک‌ـه

255
00:25:15,860 --> 00:25:18,320
‫اما ترجیح میدن کمک‌شون از راه دور باشه

256
00:25:20,220 --> 00:25:23,230
‫- ببخشید
‫- تو چرا میگی ببخشید؟

257
00:25:24,390 --> 00:25:28,230
‫دارم خراب‌ـش می‌کنم.
‫امروز باید روز خوبی باشه

258
00:25:30,280 --> 00:25:33,320
‫- روز خوبی هم هست
‫- خانم کارولینا؟

259
00:25:34,740 --> 00:25:36,740
‫خانم کارولینا؟

260
00:25:36,740 --> 00:25:37,950
‫فکر کنم تو رو میگن

261
00:25:38,240 --> 00:25:41,250
‫ای وای!
‫اینجام، اینجام!

262
00:25:41,660 --> 00:25:44,000
‫همش یادم میره اینجا اسمم کارولیناس

263
00:25:44,710 --> 00:25:45,920
‫کارولینا...

264
00:25:46,830 --> 00:25:48,250
‫ازدواج کنیم؟

265
00:25:49,340 --> 00:25:51,090
‫به‌نظرم بکنیم

266
00:25:57,180 --> 00:26:00,010
‫صبح‌بخیر.
‫صبح‌بخیر

267
00:26:01,890 --> 00:26:03,100
‫صبح‌بخیر

268
00:26:09,480 --> 00:26:12,400
‫هالینا!
‫ببخشید، یه دقیقه دیگه میام خدمت‌تون

269
00:26:12,480 --> 00:26:13,820
‫بیا اینجا!

270
00:26:13,900 --> 00:26:15,900
‫ببخشید،
‫شرمنده

271
00:26:17,870 --> 00:26:20,280
‫- ببخشید
‫ - دیروز رسید

272
00:26:37,680 --> 00:26:40,760
‫- ممنونم. ممنونم
‫- باعث افتخاره

273
00:26:40,850 --> 00:26:43,680
‫ممنون

274
00:26:43,770 --> 00:26:47,690
‫ممنون،
‫ممنونم!

275
00:26:47,770 --> 00:26:49,730
‫ممنونم،
‫ممنونم

276
00:26:49,810 --> 00:26:51,230
‫ممنونم!

277
00:26:52,440 --> 00:26:53,650
‫ممنونم!

278
00:27:11,080 --> 00:27:12,290
‫مادر؟

279
00:27:12,920 --> 00:27:14,130
‫تاتا؟

280
00:27:15,380 --> 00:27:17,800
‫حالت خوبه؟

281
00:27:17,880 --> 00:27:20,300
‫- میلا کجاس؟
‫- داره درس‌های فیلیسیا رو یادش میده

282
00:27:20,390 --> 00:27:22,640
‫- چیشده؟
‫- میلا، فیلیسیا!

283
00:27:22,720 --> 00:27:24,060
‫بیاین!

284
00:27:24,470 --> 00:27:26,560
‫ریاضی رو بذارین برا یه وقت دیگه!

285
00:27:27,140 --> 00:27:28,980
‫دستت درد نکنه

286
00:27:30,400 --> 00:27:31,810
‫چیشده؟

287
00:27:42,070 --> 00:27:43,580
‫«به همراه سلیم...

288
00:27:45,290 --> 00:27:47,500
‫و هرتا، تو ایتالیاییم

289
00:27:48,910 --> 00:27:51,330
‫توی سپاه دوم لهستان پیدامون کنین

290
00:27:53,340 --> 00:27:55,340
‫امضا شده توسط گنک کورک»

291
00:28:00,680 --> 00:28:02,760
‫یه بار دیگه بخون

292
00:28:03,800 --> 00:28:07,810
‫«به همراه سلیم و هرتا،
‫ تو ایتالیاییم

293
00:28:07,890 --> 00:28:11,520
‫توی سپاه دوم لهستان پیدامون کنین.
‫گنک کورک»

294
00:28:11,600 --> 00:28:14,270
‫پسرمون

295
00:28:14,360 --> 00:28:16,780
‫گنکای عزیزمون.
‫گنکا

296
00:28:22,070 --> 00:28:24,700
‫با سلیم و میا

297
00:28:25,410 --> 00:28:29,040
‫- سلیم
‫- خدایا

298
00:28:32,620 --> 00:28:33,830
‫اون چطوریه؟

299
00:28:39,260 --> 00:28:40,670
‫خیلی مهربون‌ـه

300
00:28:44,090 --> 00:28:46,100
‫یه کوچولو جدی‌ـه

301
00:28:46,850 --> 00:28:48,060
‫باهوشه

302
00:28:49,930 --> 00:28:56,570
‫وقتی به‌دنیا اومدی کلی برنامه داشت
‫که چه چیزایی یادت بده

303
00:28:58,420 --> 00:29:01,300
‫و مثلاً فکر می‌کرده چی‌ کاره بشی

304
00:29:02,700 --> 00:29:05,700
‫ببخشید که بیشتر تعریف‌ـش رو نکرده بودم

305
00:29:05,780 --> 00:29:10,410
‫خیلی وقت بود که خبری ازش نداشتم

306
00:29:10,500 --> 00:29:13,710
‫اشکال نداره مامانی

307
00:29:14,000 --> 00:29:15,920
‫می‌فهمم

308
00:29:20,550 --> 00:29:22,630
‫دل تو دل‌ـم نیست که ببینیش

309
00:29:22,970 --> 00:29:26,800
‫- ازم خوشش میاد؟
‫- عاشقت میشه

310
00:29:26,890 --> 00:29:31,640
‫بچه‌های صومعه می‌گفتن عجیب غریبم

311
00:29:33,640 --> 00:29:35,480
‫عجیب غریب نیستی

312
00:29:37,060 --> 00:29:39,070
‫قیافه‌ـم که هست

313
00:29:42,440 --> 00:29:43,860
‫ففه...

314
00:29:45,860 --> 00:29:48,870
‫تو خوشگل‌ترینی

315
00:29:57,380 --> 00:29:59,880
‫باید تا جایی که میشه
‫از ایست‌های بازرسی دوری کنین

316
00:29:59,960 --> 00:30:02,050
‫از همش دوری می‌کنیم

317
00:30:02,130 --> 00:30:06,180
‫فعلاً رد شدن از هر مرز رسمی‌ای
‫ خیلی خطر داره

318
00:30:06,260 --> 00:30:12,390
‫فکر می‌کنم کم‌خطرترین راه‌حل‌مون
‫ پیاده رفتن از کوه‌های آلپ باشه

319
00:30:12,470 --> 00:30:15,980
‫اونجا وسیله نقلیه پیدا می‌کنیم
‫و با ماشین‌های بین‌راهی میریم گراتس

320
00:30:16,060 --> 00:30:19,820
بعدش هم پیاده خودمون رو می‌رسونیم ایتالیا
‫

321
00:30:20,120 --> 00:30:21,820
‫به همین راحتی؟

322
00:30:21,900 --> 00:30:24,900
‫می‌دونم تو فعلاً نمی‌تونی پیاده بیای،

323
00:30:25,280 --> 00:30:27,280
‫اما کارت اینجا خوبه

324
00:30:27,360 --> 00:30:30,500
‫پولت رو پس‌انداز کن،
‫بچه‌ـت رو به دنیا بیار و وقتی آماده بودی

325
00:30:30,500 --> 00:30:32,640
‫یه مسیر امن برات پیدا می‌کنیم
‫تا بیای پیش‌مون

326
00:30:32,640 --> 00:30:36,620
‫یا خودم برمی‌گردم
‫و با هم میریم

327
00:30:37,750 --> 00:30:40,250
‫- هالینا...
‫- نه، قول میدم

328
00:30:40,340 --> 00:30:42,750
‫نه،
‫می‌دونم این کار رو می‌کنی

329
00:30:43,300 --> 00:30:45,800
‫می‌دونم ولی...

330
00:30:45,880 --> 00:30:48,930
‫بهش بگو،
‫درک می‌کن

331
00:30:49,970 --> 00:30:50,970
‫چی رو بگه؟

332
00:30:53,520 --> 00:30:54,980
‫آمریکا؟

333
00:30:55,060 --> 00:30:57,940
‫عموم فرِد تو شیکاگو زندگی می‌کنه

334
00:30:58,020 --> 00:30:59,480
‫قبول کرده حامی‌مون بشه

335
00:30:59,560 --> 00:31:01,820
‫اما تضمینی واسه گرفتن ویزا که نیست

336
00:31:01,820 --> 00:31:04,110
‫نه، اما این فرصت رو بهمون میده
‫تا از اروپا بریم

337
00:31:04,110 --> 00:31:06,820
‫گفتیم ما اول جا پامون رو اونجا سفت کنیم

338
00:31:06,820 --> 00:31:09,500
‫بعدش حامی بقیه بشیم،
‫البته اگه بخواین بیاین پیش‌مون

339
00:31:09,500 --> 00:31:13,740
‫به‌هرحال هیچ کشتی‌ای اجازه نداره
‫از اروپا به آمریکا بره

340
00:31:13,830 --> 00:31:15,450
‫از اینجا اجازه ندارن

341
00:31:17,120 --> 00:31:19,460
‫قراره چندتا کشتی از برمرهافن برن اونجا

342
00:31:19,540 --> 00:31:22,880
‫آلمان؟
‫زده به سرتون؟

343
00:31:22,960 --> 00:31:25,260
‫- تو لهستان بچه رو به دنیا میاریم...
‫- بعدش هم با کله

344
00:31:25,340 --> 00:31:26,970
‫میرین تو دهن شیر؟

345
00:31:27,050 --> 00:31:31,090
‫- میریم اردوگاه‌های بی‌سرپناه‌ها توی اشتوتگارت
‫- بهشون اعتماد دارین؟

346
00:31:31,180 --> 00:31:33,180
‫هنوز دارن تو لهستان یهودی می‌کشن

347
00:31:33,260 --> 00:31:37,810
‫فکر کردین تو اشتوتگارت
‫ براتون فرش قرمز پهن کردن؟ نه، نه

348
00:31:37,890 --> 00:31:42,900
‫- نه، نه. اجازه‌ـش رو نمیدم
‫- اجازه‌ـش دست تو نیست هالینا

349
00:31:43,690 --> 00:31:45,530
‫تو نمی‌تونی تصمیم بگیری

350
00:31:46,320 --> 00:31:50,160
‫نمی‌تونیم بقیه‌ی عمرمون رو
‫صرف فرار کردن از خطر بگذرونیم

351
00:31:50,240 --> 00:31:51,870
‫خطر همه‌جا هست

352
00:31:57,620 --> 00:32:01,460
‫پس تصمیم‌ـش از قبل گرفته شده

353
00:32:02,710 --> 00:32:05,710
‫می‌خواین بچه‌تون رو
‫ببرین پیش یه غریبه

354
00:32:06,460 --> 00:32:09,220
‫راستش رو بخوای
‫ برای بچه‌ـم همه غریبه‌ـن

355
00:32:10,720 --> 00:32:11,720
‫خنده‌داره

356
00:32:16,470 --> 00:32:18,480
‫اون عمومه هالینا

357
00:32:18,980 --> 00:32:20,810
‫تنها خونواده‌ایه که برام مونده

358
00:32:23,190 --> 00:32:24,820
‫تنها خونواده نیست

359
00:32:27,280 --> 00:32:28,610
‫اوه

360
00:32:34,320 --> 00:32:35,950
‫می‌دونم

361
00:32:45,250 --> 00:32:49,460
‫- می‌خوام بدونی که واقعاً قدردان زحماتت‌ـم
‫- لازم نیست قدردان باشی بلا

362
00:32:51,010 --> 00:32:53,930
‫همیشه خواهرم می‌مونی

363
00:32:55,720 --> 00:32:59,730
‫برای همینه که مطمئنم درک می‌کنی

364
00:33:11,940 --> 00:33:15,700
‫« کوه‌پایه‌ی رشته‌کوه‌های آلپ »
‫« گراتس »

365
00:33:31,800 --> 00:33:33,550
‫به‌نظرت از پسش بر میان؟

366
00:33:34,130 --> 00:33:35,760
‫سخت‌تر از ایناش رو هم گذروندیم

367
00:34:03,540 --> 00:34:04,540
‫بیا تاتا

368
00:34:40,030 --> 00:34:41,030
‫- حالت خوبه؟
‫- آره

369
00:34:50,000 --> 00:34:52,000


370
00:35:42,800 --> 00:35:46,120
‫خب. کی می‌خواد
‫ قزل‌آلاهای من رو امتحان کنه؟

371
00:35:47,230 --> 00:35:50,850
‫فیلیسیا؟
‫خیلی براش زحمت کشیدم‌ها

372
00:35:50,940 --> 00:35:54,360
‫یالا دیگه،
‫به‌خاطر بابابزرگ یه لقمه بخور

373
00:35:59,990 --> 00:36:01,410
‫هان؟

374
00:36:01,490 --> 00:36:04,910
‫اون کپور زشته

375
00:36:04,990 --> 00:36:07,330
‫که واسه اولین عید پسح‌ـت آوردی رو یادته؟

376
00:36:07,410 --> 00:36:11,420
‫معلومه،
‫هرچی زلوتی داشتم رو براش دادم

377
00:36:13,880 --> 00:36:16,880
‫وقتی اون ماهی رو دیدم...

378
00:36:17,880 --> 00:36:20,840
‫...فهمیدم می‌خوای با دخترم ازدواج کنی

379
00:36:20,930 --> 00:36:24,560
‫- از رو یه ماهی؟
‫- خیلی گنده بود

380
00:36:24,640 --> 00:36:27,560
‫تو وان حموم زندگی می‌کرد

381
00:36:27,640 --> 00:36:31,560
‫تا این که وقت‌ـش رسید و...

382
00:36:31,650 --> 00:36:34,060
‫انسانی‌ترین راه‌ـش بود

383
00:36:34,150 --> 00:36:39,860
‫البته آدی اینطور فکر نمی‌کرد.
‫به‌نظر اون که یه قتل بود

384
00:36:39,950 --> 00:36:44,780
‫- با این حال ماهیه رو خورد
‫- داداش‌مون بانمک‌ترین آدم دو رو بود

385
00:36:44,870 --> 00:36:46,330
‫آره

386
00:36:48,410 --> 00:36:52,250
‫آدی از همون لحظه‌ی به دنیا اومدنش آروم بود

387
00:36:54,380 --> 00:36:57,590
‫وقتی به دنیا اومد
‫صداش از یه مورچه هم کم‌تر بود

388
00:37:05,180 --> 00:37:06,810
‫یه بار دیدمش

389
00:37:07,430 --> 00:37:08,640
‫آدی رو میگم

390
00:37:10,930 --> 00:37:12,350
‫توی زندان بود

391
00:37:14,150 --> 00:37:15,980
‫باهام حرف می‌زد

392
00:37:19,110 --> 00:37:21,110
‫به گمونم یه خاطره باشه

393
00:37:23,160 --> 00:37:24,780
‫البته امیدوارم

394
00:37:28,950 --> 00:37:33,370
‫بعضی‌وقتا برام سوال میشه که این یعنی...

395
00:37:41,550 --> 00:37:43,380
‫همه‌مون اینجاییم

396
00:37:45,550 --> 00:37:48,640
‫یاکوب، بلا، گنک، هرتا...

397
00:37:48,720 --> 00:37:49,930
‫سلیم

398
00:37:53,140 --> 00:37:56,060
‫حق داریم بیشتر از این
‫ انتظار داشته باشیم؟

399
00:37:59,400 --> 00:38:02,820
‫امیدواری... جرم نیست

400
00:38:04,400 --> 00:38:06,820
‫به‌نظرم ضروری هم هست

401
00:38:20,300 --> 00:38:22,510
‫شلوارم دیگه اندازه‌ـم نمیشه

402
00:38:24,260 --> 00:38:26,010
‫جانم؟

403
00:38:26,090 --> 00:38:29,720
‫مجبورم دکمه‌ی بالایی‌ـش رو باز کنم

404
00:38:31,180 --> 00:38:35,190
‫این همه راه میریم،
‫غذاهای معمولی می‌خوریم،

405
00:38:36,230 --> 00:38:37,440
...باز هم

406
00:38:39,150 --> 00:38:43,570
‫این شیکم کوچیک‌ـم انگار مصممه
‫ که هی بزرگ‌تر شه

407
00:38:58,250 --> 00:39:00,670
‫به‌نظرت وقتش رسیده که
‫ ازدواج‌مون رو رسمی کنیم؟

408
00:39:00,750 --> 00:39:01,750
‫اوهوم

409
00:39:03,050 --> 00:39:05,050
‫احتمالاً

410
00:39:09,300 --> 00:39:14,510
‫« باری، ایتالیا »

411
00:39:15,560 --> 00:39:16,560
‫هیس

412
00:39:20,980 --> 00:39:22,820
‫آهنگ عمو آدی‌ـه

413
00:39:24,610 --> 00:39:26,610
واسه من هم خواب‌‌آوره

414
00:39:33,490 --> 00:39:37,250
‫- کمک لازم داری؟
‫- نمی‌دونی چه اوضاعی‌ـه

415
00:39:37,330 --> 00:39:40,290
‫تو هفت سال اخیر
‫اینجا تمیزترین جایی‌ـه که بودیم

416
00:39:46,800 --> 00:39:48,430
‫گندش بزنن!

417
00:39:49,980 --> 00:39:52,890
‫عادت ندارم این چیزا رو داشته باشم...

418
00:39:53,220 --> 00:39:56,100
کشوها و این همه جا رو میگم

419
00:40:02,020 --> 00:40:04,360
‫اینجا خیلی ساکت‌ـه

420
00:40:04,440 --> 00:40:08,530
‫دارم از زیر پوست خودم می‌خزم بیرون،
‫همش صدای افکارم رو می‌شنوم

421
00:40:09,030 --> 00:40:12,660
‫- می‌دونم با عقل جور در نمیاد
‫- اتفاقاً خیلی هم میاد

422
00:40:16,200 --> 00:40:18,210
‫یولیا نمی‌خواد بیاد

423
00:40:21,040 --> 00:40:22,670
‫یه نامه به دست‌ـم رسید

424
00:40:24,210 --> 00:40:27,210
‫خواهرش رو تو کراکوف پیدا کرده

425
00:40:27,880 --> 00:40:31,640
‫می‌خواد بره پیش‌ـش
‫و کمک‌‌ کنه خواهزاده‌ـش بزرگ شه

426
00:40:33,220 --> 00:40:35,970
‫چه خوب که پیداش کرده

427
00:40:36,220 --> 00:40:38,560
‫من دیگه چه آدم مزخرفی‌ام

428
00:40:38,640 --> 00:40:43,060
‫بعد این همه اتفاق
‫هنوز ناراحتم

429
00:40:43,860 --> 00:40:45,270
‫اوتو...

430
00:40:48,360 --> 00:40:51,990
‫خواهر و خونواده‌ـش رو پیدا کرده

431
00:40:57,290 --> 00:40:59,120
‫دلم براشون تنگ شده

432
00:41:02,710 --> 00:41:04,540
‫دلم واسه خونواده‌ـم تنگ شده

433
00:41:06,040 --> 00:41:08,630
‫سال‌ها خواب این لحظه رو می‌دیدم

434
00:41:09,210 --> 00:41:14,220
‫خوابِ آزادی.
‫ و حالا مثل چی دلشوره دارم

435
00:41:16,580 --> 00:41:18,380
‫درک می‌کنم

436
00:41:24,940 --> 00:41:28,150
‫واسه کارهایی که بعدش باید بکنیم
‫هیچ دفترچه راهنمایی‌ای نیست

437
00:41:30,400 --> 00:41:35,160
‫فکر می‌کردم با پیدا شدن خونواده‌ـم
‫همه‌چی درست میشه

438
00:41:35,240 --> 00:41:38,330
‫ولی...

439
00:41:44,670 --> 00:41:47,290
‫باید برگردیم سر زندگی‌هامون

440
00:41:50,050 --> 00:41:52,670
‫- خیلی پیر شدیم
‫- من پیر شدم

441
00:41:53,840 --> 00:41:57,390
‫تو...
‫خیلی جذابی

442
00:41:59,100 --> 00:42:01,520
‫هنوز هم خوشگل‌ترین زنی هستی
‫که تاحالا دیدم

443
00:42:02,980 --> 00:42:06,400
‫هنوز هم شبیه همون روزی هستی
‫که تو تله‌کابین دیدمت

444
00:42:07,020 --> 00:42:11,820
‫شاید هم واسه اینه که هنوز توهم می‌زنی

445
00:43:15,260 --> 00:43:18,260
‫ازم پرسید که باید چی صداش بزنه

446
00:43:20,800 --> 00:43:22,430
‫نگرانه

447
00:43:23,270 --> 00:43:26,480
‫نمی‌شناستش

448
00:43:29,400 --> 00:43:31,400
‫من می‌شناسمش؟

449
00:43:36,320 --> 00:43:39,080
‫باید صبور باشی

450
00:43:41,410 --> 00:43:45,410
‫دوباره می‌بینیش،
‫بهش سلام می‌کنی

451
00:43:47,500 --> 00:43:49,500
‫سعی کن خیلی نگران نباشی

452
00:44:07,730 --> 00:44:09,350
‫همینجا منتظر می‌مونیم!

453
00:44:17,320 --> 00:44:19,740
‫لعنتی،
‫من خیلی کوتاه‌ـم

454
00:44:31,290 --> 00:44:32,710
‫ببخشید

455
00:44:37,090 --> 00:44:38,720
‫چیزی می‌بینی؟

456
00:44:39,800 --> 00:44:41,430
‫هنوز نه

457
00:44:55,020 --> 00:44:56,230
‫گنک!

458
00:44:56,980 --> 00:44:57,990
‫گنک!

459
00:44:58,530 --> 00:45:00,150
‫میلا!

460
00:45:00,240 --> 00:45:02,950
‫گنک!
‫گنک!

461
00:45:03,030 --> 00:45:05,660
‫همونجا وایسا!
‫میایم پیش‌تون!

462
00:45:05,740 --> 00:45:08,580
‫گنک!
‫مادر، مادر، اول تو برو پیشش

463
00:45:08,660 --> 00:45:09,870
‫اول تو برو پیشش

464
00:45:24,050 --> 00:45:26,050
‫گنک!
‫گنک

465
00:45:26,430 --> 00:45:28,060
‫ببخشید.
‫ببخشید

466
00:45:48,040 --> 00:45:50,040
‫دلم خیلی برات تنگ شده بود مادر

467
00:45:55,040 --> 00:45:57,250
‫هی!

468
00:46:00,760 --> 00:46:01,970
‫سلام!

469
00:46:02,050 --> 00:46:03,680
‫خدایا!

470
00:46:04,640 --> 00:46:07,050
‫آخرین باری که دیدمت
‫اندازه یه بچه گربه بودی

471
00:46:08,100 --> 00:46:11,160
‫دوست داری پسردایی‌ـت رو بیبنی؟

472
00:46:11,520 --> 00:46:12,890
‫پسردایی؟

473
00:46:12,980 --> 00:46:17,610
‫- چی؟
‫- اسم‌‌ـش یوزفه. بهش میگیم زه

474
00:46:20,650 --> 00:46:23,650
‫چه خانم محترمی

475
00:46:23,740 --> 00:46:27,700
‫نوه‌ی جدید.
‫سلام

476
00:46:43,380 --> 00:46:45,130
‫پسردار شدی

477
00:46:47,890 --> 00:46:49,510
‫آره

478
00:46:56,190 --> 00:46:58,190
‫رو صورتت هم چین و چروک افتاده

479
00:47:00,480 --> 00:47:01,900
‫رو صورت خودت هم همینطور

480
00:47:12,080 --> 00:47:13,290
‫اینجاس؟

481
00:47:15,500 --> 00:47:18,710
‫نمی‌دونم.
‫هنوز ندیدم‌ـش

482
00:47:45,820 --> 00:47:50,570
‫نمی‌خواستم...
‫مزاحم بشم

483
00:47:53,870 --> 00:47:55,080
‫من...

484
00:47:56,660 --> 00:47:59,500
‫- سلیم، من...
‫- میلا

485
00:48:24,020 --> 00:48:25,230
‫اوم...

486
00:48:25,940 --> 00:48:27,150
‫فیلیسیا...

487
00:48:29,280 --> 00:48:31,280
‫یه چیزی واست آوردم

488
00:48:37,040 --> 00:48:41,040
‫این رو از یه خونواده‌ی جوون ایرانی

489
00:48:41,120 --> 00:48:43,920
‫بعد این که کمک‌شون کردم
‫ بچه‌شون به دنیا بیاد، گرفتم

490
00:48:44,920 --> 00:48:46,760
‫شیرش رو می‌بینی؟

491
00:48:47,420 --> 00:48:52,180
‫بالاش هم نماد فارسی
‫برای عدد پنج‌ـه

492
00:48:52,260 --> 00:48:53,890
‫البته برای من...

493
00:48:56,640 --> 00:48:58,850
‫مثل یه قلب می‌مونه

494
00:48:59,350 --> 00:49:00,980
‫می‌بینیش؟

495
00:49:03,440 --> 00:49:08,440
‫این رو...
‫برای تو نگه داشتم

496
00:49:12,360 --> 00:49:14,580
‫چه هدیه‌ی ویژه‌ای

497
00:49:17,580 --> 00:49:19,200
‫ممنون بابا

498
00:49:23,290 --> 00:49:27,920
‫اشکالی نداره که...
‫بغلت کنم ففه؟

499
00:49:42,770 --> 00:49:44,320
‫فکر می‌کنی خیلی کارهام خنده‌داره

500
00:49:44,398 --> 00:49:46,930
« ووچ، لهستان »
« اکتبر ۱۹۴۵ »

501
00:49:47,020 --> 00:49:48,360
‫تو...

502
00:49:48,440 --> 00:49:52,320
‫فکر می‌کنی من خنده‌دارترین مامانی‌‌ام
‫که تاحالا تو این دنیا بوده

503
00:49:52,400 --> 00:49:54,070
‫بلا

504
00:49:54,160 --> 00:49:55,240
‫اوه

505
00:49:55,910 --> 00:49:58,740
‫- وقتشه
‫- باشه، باشه

506
00:50:08,500 --> 00:50:11,840
‫- باشه. بیا
‫- آره. آره

507
00:50:11,920 --> 00:50:13,970
‫- برو پیش بابایی
‫- سلام

508
00:50:17,600 --> 00:50:18,600
‫سلام

509
00:50:21,270 --> 00:50:22,680
‫ممنون

510
00:50:32,690 --> 00:50:34,700
‫خیلی‌خب

511
00:50:34,780 --> 00:50:38,240
‫خیلی‌خب

512
00:50:51,920 --> 00:50:53,340
‫همه...

513
00:50:54,340 --> 00:50:55,970
‫جمع شین کنار همدیگه

514
00:50:56,390 --> 00:50:57,590
‫چی‌کار می‌‌خوای بکنی؟

515
00:51:00,600 --> 00:51:02,020
‫به من نگاه کنین

516
00:51:04,060 --> 00:51:05,480
‫بله.
‫لبخند بزنین...

517
00:51:07,310 --> 00:51:08,940
‫البته اگه دل‌تون خواست

518
00:51:30,540 --> 00:51:31,550
‫باز باشه؟

519
00:51:31,630 --> 00:51:34,050
‫- باز باشه
‫- باز باشه

520
00:51:43,640 --> 00:51:46,270
‫ماجراجویی شروع میشه ویکتور

521
00:51:49,190 --> 00:51:51,570
‫به امید دیدار لهستان

522
00:52:12,760 --> 00:52:14,900
‫باورم نمیشه

523
00:52:15,710 --> 00:52:17,550
‫گیر کرده

524
00:52:17,630 --> 00:52:19,510
‫لازمه که در بیاد؟

525
00:52:19,590 --> 00:52:21,680
‫موقع نوشتن گردش خون‌ـم رو قطع می‌کنه

526
00:52:21,760 --> 00:52:25,310
‫شاید یه نشونه باشه
‫که دست از نوشتن برداری

527
00:52:28,810 --> 00:52:31,230
‫خیلی‌خب

528
00:52:33,110 --> 00:52:34,730
‫بذار ببینم

529
00:52:37,530 --> 00:52:38,530
‫همم

530
00:52:40,240 --> 00:52:41,870
‫یکم بخواب

531
00:52:42,410 --> 00:52:44,410
‫دیگه به زور می‌تونم بخوابم

532
00:52:44,830 --> 00:52:47,580
‫بچه‌ـت شبا کلی فکر میاد تو سرش

533
00:52:47,660 --> 00:52:48,870
‫شرمنده

534
00:52:50,830 --> 00:52:55,050
‫- می‌خوای گردن‌بندش کنم؟
‫ - آره لطفاً

535
00:52:57,880 --> 00:53:01,090
‫به‌نظرم زیادی رو اروپا تمرکز کردیم

536
00:53:05,220 --> 00:53:09,180
‫- فقط تمرکز که نکردیم
‫- شانگهای چطوره؟

537
00:53:09,270 --> 00:53:12,270
‫ببین تو چقدر دور شدی،
‫شاید اونا هم همین کار رو کردن

538
00:53:18,030 --> 00:53:19,700
‫اینجا چطوره؟

539
00:53:19,780 --> 00:53:21,780
‫آمریکا؟

540
00:53:21,860 --> 00:53:24,870
‫امکانش که هست اما اگه آشنا نداشته باشی
‫که حامی‌ـت بشه

541
00:53:24,950 --> 00:53:26,950
‫توی روال گرفتن ویزا تا ابد گیر می‌کنن

542
00:53:27,040 --> 00:53:29,830
‫خونواده‌‌ـم رو نمیگم

543
00:53:30,500 --> 00:53:32,500
‫خونواده‌ی خودمون رو میگم

544
00:53:35,710 --> 00:53:38,210
‫- می‌خوای...
‫- می‌خوام یه جایی زندگی‌ـم رو شروع کنم

545
00:53:38,300 --> 00:53:41,300
‫که برای تو معنایی داشته باشه

546
00:53:47,680 --> 00:53:50,180
‫ما تازه اومدیم اینجا

547
00:53:50,270 --> 00:53:53,480
‫شاید اول باید وقت بذاریم
‫و کار پیدا کنیم

548
00:53:53,560 --> 00:53:55,560
‫عملی‌ـه

549
00:53:56,940 --> 00:53:59,570
‫هالینا همیشه بهم تهمت می‌زد
‫که زیادی اهل عمل‌ـم

550
00:54:00,440 --> 00:54:03,660
‫فکر می‌کردم این کار
‫یه هنرمند رو به فنا میده

551
00:54:03,660 --> 00:54:07,870
‫با تموم احترامی که واسه هالینا قائلم،
‫به‌نظرم یه مرد اهل عمل هم

552
00:54:07,950 --> 00:54:10,040
‫می‌تونه رویاپرداز باشه

553
00:54:14,540 --> 00:54:18,750
‫محض اطلاعت باید بگم که
‫من نبراسکا بیا نیستم

554
00:54:20,960 --> 00:54:23,180
‫خیلی‌خب

555
00:54:23,260 --> 00:54:24,260
‫خیلی‌خب

556
00:54:25,140 --> 00:54:26,140
‫خیلی‌خب

557
00:54:42,440 --> 00:54:43,860
‫دیر کردی!

558
00:54:56,080 --> 00:54:58,710
‫نظرت درمرود «ادی کورتس» چیه؟

559
00:55:00,000 --> 00:55:01,630
‫بنظرم زیادی آمریکایی‌ـه

560
00:55:01,710 --> 00:55:03,130
‫دقیقاً

561
00:55:03,220 --> 00:55:05,660
‫می‌خوام خونواده‌ـم فرصت این رو
‫ داشته باشه که از نو شروع کنه

562
00:55:05,660 --> 00:55:08,180
‫دنبال تصورات و خیالات نیستم...
‫نمی‌خوام...

563
00:55:08,260 --> 00:55:09,560
‫آسیب‌پذیر باشی؟

564
00:55:10,890 --> 00:55:14,230
‫مطمئن بودم برمی‌گردی لهستان

565
00:55:14,310 --> 00:55:17,520
‫قبلاً همه‌ی فکرم همین بود،
‫اما حالا چیشده که میگی لهستان؟

566
00:55:18,270 --> 00:55:20,610
‫می‌خوام خاطراتم
‫ همونطوری که بودن، بمونن

567
00:55:20,690 --> 00:55:25,650
‫این موقع سال توی رادوم برف میاد

568
00:55:25,740 --> 00:55:29,990
‫ شب‌ها می‌رفتیم سینما، شاید هم
‫تو پارک استاری اوگرود اسکیت‌سواری می‌کردیم

569
00:55:29,990 --> 00:55:32,540
‫یا مادر یه لیوان شکلات داغ
‫برامون میاورد

570
00:55:32,830 --> 00:55:34,450
‫بهش می‌خوره فوق‌العاده باشه

571
00:55:35,790 --> 00:55:37,210
‫همینطور هم بود

572
00:55:37,290 --> 00:55:39,790
‫- با من و امول بیا نیویورک
‫- همم

573
00:55:39,880 --> 00:55:42,590
‫به موسیقی‌ـش فکر کن،
‫به کلوب‌هاش!

574
00:55:42,670 --> 00:55:45,010
‫بچه‌هامون می‌تونن دوستای صمیمی همدیگه بشن

575
00:55:45,010 --> 00:55:47,340
‫شاید هم از هم متنفر بشن.
‫خیلی خوب میشه

576
00:55:48,050 --> 00:55:51,640
‫شرمنده،
‫نمی‌خواستم به حرفاتون گوش کنم

577
00:55:51,720 --> 00:55:53,970
‫اما درست متوجه شدم
‫که شما لهستانی هستین؟

578
00:55:54,060 --> 00:55:57,060
‫باید تو آمریکا رو لهجه‌ـم کار کنم

579
00:55:57,780 --> 00:56:01,380
‫شما کسی به اسم آدی کورک می‌شناسین؟

580
00:56:02,560 --> 00:56:03,860
‫لهستانی‌های زیادی

581
00:56:03,860 --> 00:56:07,070
‫توی ریو نیستن و من چندوقته که
‫ دارم دنبال این مرد می‌گردم

582
00:56:07,150 --> 00:56:09,720
‫فکر کنم آدرسی که ازش داریم قدیمی باشه

583
00:56:10,280 --> 00:56:13,790
‫شاید به‌خاطر اینه که
‫یه ماه پیش با همسرم از اونجا رفتیم

584
00:56:14,620 --> 00:56:16,250
‫آدی کورک شمایین؟

585
00:56:16,330 --> 00:56:18,670
‫ خودت رو تو چه دردسری انداختی؟

586
00:56:18,750 --> 00:56:21,210
‫- مطمئن نیستم، شما بگین
‫- هیچ دردسری نیست قربان

587
00:56:21,290 --> 00:56:24,920
‫من برای کنسولگری لهستان کار می‌کنم.
‫یه تلگراف برای شما به دست‌مون رسیده

588
00:56:26,800 --> 00:56:28,220
‫تلگراف؟
‫از طرف کی؟

589
00:56:28,300 --> 00:56:31,430
‫تا به سفارت نیاین، نمی‌تونم
‫ چنین اطلاعاتی رو فاش کنم

590
00:56:31,510 --> 00:56:34,180
‫- اما اداره ده دقیقه دیگه می‌بنده
‫- الیسکا...

591
00:56:34,260 --> 00:56:35,600
‫- برو، برو!
‫- نه قربان

592
00:56:35,680 --> 00:56:37,350
‫- نمی‌رسین
‫- بدو!

593
00:57:00,420 --> 00:57:02,750
‫صبر کنین!
‫خواهش می‌کنم صبر کنین!

594
00:57:02,750 --> 00:57:05,840
‫- تعطیله، فردا بیا
‫- خواهش می‌کنم، یه تلگراف واسه‌ـم اومده

595
00:57:05,840 --> 00:57:08,860
‫خواهش می‌کنم، خواهش می‌کنم.
‫نمی‌‌تونم یه شب دیگه منتظر بمونم

596
00:57:13,930 --> 00:57:16,560
‫ممنونم،
‫ممنونم

597
00:57:21,140 --> 00:57:24,770
‫سانتوس مسئول تلگراف‌های دریافتی‌ـه

598
00:57:24,860 --> 00:57:28,490
‫اونایی رو که اینجا بایگانی نشدن،
‫نگه می‌داره

599
00:57:28,860 --> 00:57:30,860
‫- اسم؟
‫- آدی کورک

600
00:57:30,950 --> 00:57:32,450
‫- با واو؟
‫- با واو

601
00:57:39,790 --> 00:57:43,420
‫انگار دو هفته یپش رسیده

602
00:57:53,760 --> 00:57:57,040
‫میشه یه لطف در حق‌ـم بکنین؟
‫میشه لطفاً برام بخونین‌ـش؟

603
00:58:00,520 --> 00:58:02,940
‫«برادر عزیزم،

604
00:58:04,020 --> 00:58:07,690
‫خیلی ذوق زده شدم که
‫ تو لیست صلیب سرخ پیدات کردم

605
00:58:07,770 --> 00:58:12,610
‫من به همراه خواهرها
‫و پدر و مادر توی ایتالیا هستم

606
00:58:13,280 --> 00:58:17,530
‫یاکوب منتظر وایزاش به آمریکاس

607
00:58:17,620 --> 00:58:21,460
‫خبرمون کن.
‫با عشق، گنک»

608
00:58:22,290 --> 00:58:23,920
‫خبر خوبی‌ـه!

609
00:58:26,080 --> 00:58:30,510
‫اونا...
‫اونا زنده‌ـن، زنده‌ـن

610
00:58:54,760 --> 00:58:58,200
‫« ژوئن ۱۹۴۶ »
‫« چهار ماه بعد »

611
00:59:03,620 --> 00:59:05,620
‫وقتشه بری

612
00:59:06,920 --> 00:59:08,920
‫فقط یکم دیگه

613
00:59:09,000 --> 00:59:11,300
‫کتلین دلش نمی‌خواد دیر کنی

614
00:59:12,710 --> 00:59:14,340
‫اگه کتلین همچین حسی داشت

615
00:59:14,420 --> 00:59:17,050
‫یه روز دیگه واسه اومدن
‫انتخاب می‌کرد

616
00:59:19,760 --> 00:59:23,180
‫- بیا
‫- سلام قند عسلم

617
00:59:29,570 --> 00:59:31,940
‫شرمنده که نمی‌تونیم باهات بیایم

618
00:59:37,820 --> 00:59:39,030
‫نگرانی؟

619
00:59:39,490 --> 00:59:42,830
‫می‌دونم نباید باشم
‫اما هشت سال...

620
00:59:45,540 --> 00:59:47,370
‫یعنی چه فکری درموردم می‌کنن؟

621
00:59:47,880 --> 00:59:50,000
‫بنظرم فقط بغلت می‌کنن

622
01:00:03,770 --> 01:00:07,640
‫با یه ایلی برمی‌گردم که
‫نمی‌دونی باهاشون چی‌کار کنی

623
01:00:30,080 --> 01:00:33,500
‫شرمنده.
‫ببخشید. معذرت

624
01:01:46,660 --> 01:01:49,870
‫آدی، آدی!

625
01:02:26,200 --> 01:02:28,820
‫« ده ماه بعد »

626
01:02:28,820 --> 01:02:33,540
‫« عید پسح ۱۹۴۷ »

627
01:03:14,290 --> 01:03:16,500
‫اینجا خونه‌ی خودته کارولین

628
01:03:17,460 --> 01:03:22,170
‫خودم می‌تونم مراسم رو اجرا کنم
‫اما خیلی خوشحال میشم

629
01:03:22,260 --> 01:03:23,920
‫که تو شمع‌ها رو روشن کنی

630
01:03:45,110 --> 01:03:49,200
‫می‌دونم این کار معمولی نیست

631
01:03:49,280 --> 01:03:52,870
‫اما از هرتا خواستم
‫تا یه شمع یادبود

632
01:03:52,950 --> 01:03:55,780
‫برای کسایی که دیگه پیش‌مون نیستن،
‫ روشن کنه

633
01:04:17,140 --> 01:04:22,360
‫پدر و مادرم،
‫هنریتا و آبراهام سایفرت...

634
01:04:24,230 --> 01:04:27,320
‫زن‌برادرم لولا...

635
01:04:27,400 --> 01:04:30,620
‫و برادرزاده‌ـم لیزه

636
01:04:30,700 --> 01:04:34,370
‫پدر و مادرم،
‫هایم و فایگا کایلر

637
01:04:35,250 --> 01:04:40,670
‫خواهرهام، شایا،
‫هلا و دوُیره

638
01:04:41,630 --> 01:04:45,460
‫و برادرهام،
‫یاکوب و فایوا

639
01:04:45,550 --> 01:04:50,970
‫پدر و مادرم،
‫لیا و ولف آیکن‌والد

640
01:04:51,550 --> 01:04:53,560
‫خواهرم مانیا

641
01:04:54,310 --> 01:04:56,140
‫خواهرزاده‌ـم الی

642
01:04:58,310 --> 01:05:00,150
‫خواهرهام...

643
01:05:02,190 --> 01:05:03,820
‫رایزل...

644
01:05:04,900 --> 01:05:06,530
‫استرا...

645
01:05:07,610 --> 01:05:09,240
‫و گیتلا

646
01:05:09,570 --> 01:05:13,200
‫برادرهام،
‫هایم و ایزرائیل...

647
01:05:13,870 --> 01:05:17,370
‫و خواهرهام،
‫دورا و سیپرا

648
01:05:36,890 --> 01:05:40,390
‫حاضری؟ خب،
‫همونطوری که تمرین کرده بودیم ففه

649
01:05:40,480 --> 01:05:43,480
‫بیا رو صندلی.
‫رو این یکی وایسا. مراقب باش

650
01:05:43,560 --> 01:05:46,320
‫میشه همه توجه کنن؟

651
01:05:46,400 --> 01:05:49,490
‫اینجا یه‌نفر سوال داره

652
01:06:14,550 --> 01:06:15,760
‫خیلی‌خب

653
01:06:16,350 --> 01:06:18,560
‫هان؟
‫خب، چشماتون رو ببندین

654
01:06:18,640 --> 01:06:21,440
‫زه، چشمات رو ببند،
‫ففه

655
01:06:21,520 --> 01:06:24,230
‫آدی تو هم چشمات رو ببند

656
01:06:26,020 --> 01:06:28,530
‫- بفرمایین
‫- لطفاً بازم به من بدین

657
01:06:28,610 --> 01:06:30,900
‫بیشتر می‌خوای؟

658
01:06:30,990 --> 01:06:33,200
‫آره

659
01:06:50,760 --> 01:06:52,380
‫پسح مبارک!

660
01:06:52,470 --> 01:06:54,680
‫پسح مبارک، یاکوب!

661
01:06:57,640 --> 01:07:00,180
‫نه،‌ نه.
‫ویکتور چطوره؟

662
01:07:00,270 --> 01:07:02,680
‫ویکتور خوابیده

663
01:07:02,770 --> 01:07:04,440
‫هوا چطوره...
‫هوا...

664
01:07:04,520 --> 01:07:06,360
‫اصلاً نمی‌شنوم کی چی داره میگه

665
01:07:06,440 --> 01:07:09,110
‫بلا، دلت برام تنگ شده؟
‫هنوز چیزی نگفتی

666
01:07:09,190 --> 01:07:12,030
‫هالینا،
‫میشه لطفاً حرف نزنی؟

667
01:07:12,110 --> 01:07:14,240
‫برادر محبوبم یاکوب چطوره؟

668
01:07:14,320 --> 01:07:15,820
‫دل‌مون برات تنگ شده

669
01:07:15,910 --> 01:07:17,370
‫هی می‌زنن تو حرف همدیگه

670
01:07:17,450 --> 01:07:20,740
‫- یه چیزایی هیچوقت عوض نمیشن...
‫- نه... چی؟

671
01:07:46,764 --> 01:07:55,764
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

672
01:07:55,788 --> 01:08:02,788
ادامه دارد...

673
01:08:03,740 --> 01:08:06,920
‫« از آن زمان... »

674
01:08:10,920 --> 01:08:17,180
‫« هالینا و آدام در سائوپائولوی برزیل
‫ ماندگار شدند »

675
01:08:22,840 --> 01:08:29,110
‫« آدام به شغل سابق‌ـش یعنی معماری بازگشت
‫و آن‌ها دو فرزند خود، ریکاردو و آنا را بزرگ کردند »

676
01:08:32,480 --> 01:08:35,700
‫« هالینا و آدی رابطه‌ی نزدیک‌شان را حفظ کردند
‫و تا جای ممکن در سفرهای‌شان یکدیگر را ملاقات می‌کردند »

677
01:08:35,700 --> 01:08:41,280
‫«...و غالباً در تولد مشترک‌شان »

678
01:08:41,280 --> 01:08:45,120
‫« میلا هم هروقت که می‌توانست
‫به آن‌ها می‌پیوندید »

679
01:08:48,040 --> 01:08:52,210
‫« میلا و سلیم به همراه فیلیسیا
‫در ریو دو ژانیرو مستقر شدند »

680
01:08:55,340 --> 01:09:01,050
‫« فیلیسیا قبل از ازدواج و تشکیل خانواده در فرانسه
‫قصد داشت به دانشکده‌ی پزشکی برود »

681
01:09:04,310 --> 01:09:07,980
‫« گنک و هرتا به سائوپائولو نقل‌مکان کردند
‫ تا نزدیک هالینا باشند

682
01:09:07,980 --> 01:09:11,940
‫و آنجا دو پسر خود
‫ یعنی جوزف و میشل را بزرگ کردند

683
01:09:11,940 --> 01:09:16,570
‫« روحیه‌ی پرشور آن‌ها
‫هیچ‌گاه فروکش نکرد »

684
01:09:20,400 --> 01:09:28,700
‫« یاکوب و ماریلا‌ (در سریال بلا)
‫به پیش عموی او در شیکاگو رفتند »

685
01:09:28,700 --> 01:09:31,700
‫« یاکوب یک عکاس حرفه‌ای شد
‫ و طولی نکشید که

686
01:09:31,700 --> 01:09:34,280
‫برادر ویکتور یعنی گری
‫به خانواده‌شان اضافه شد »

687
01:09:37,260 --> 01:09:42,350
‫« یاکوب و ماریلا اغلب اوقات
‫در ماساچوست همدیگر را می‌دیدند »

688
01:09:45,180 --> 01:09:51,270
‫« کتلین خواهر بزرگ‌تر ایزابل و تیموتی شد »

689
01:09:54,810 --> 01:10:02,570
‫« آدی هیچگاه از نواختن موسیقی دست‌ نکشید »

690
01:10:06,300 --> 01:10:10,000
‫« سول و نخوما به همراه هالینا و آدام
‫در سائوپوئولو به زندگی خود ادامه دادند

691
01:10:10,000 --> 01:10:12,520
‫و به آن‌ها در بزرگ کردن نوه‌های‌شان
‫کمک کردند »

692
01:10:17,220 --> 01:10:22,260
‫« آن‌ها تا آخر عمر قلب خاندان بودند »

693
01:10:31,260 --> 01:10:35,400
‫« تا سال ۱۹۵۳، سول و نخوما
‫ ۱۰ نوه داشتند »

694
01:10:37,400 --> 01:10:52,580
‫« حال، نوادگاه مستقیم سول و نخوما کورک
‫نزدیک به ۱۰۰ نفر هستند »

695
01:10:55,340 --> 01:11:00,840
‫« جورجیا، وایات و کارولین »

696
01:11:04,340 --> 01:11:06,850
‫خب، می‌خوام تایمر رو روشن کنم

697
01:11:06,930 --> 01:11:08,350
‫بعدش برم اونجا

698
01:11:08,430 --> 01:11:10,600
‫ما هم باید سعی کنیم نخندیم...

699
01:11:10,600 --> 01:11:13,600
‫« آن‌ها تا حدی که ممکن است،
‫ در دورهمی‌های خانوادگی،

700
01:11:13,600 --> 01:11:16,600
‫عروسی‌ها و مراسم بر میتصوا و بت میتصوا،
‫دور هم جمع می‌شوند »

701
01:11:24,200 --> 01:11:28,790
‫« ...و همچنین عیدهای پسح »

702
01:11:30,870 --> 01:11:38,210
‫« خانواده کورک »
‫« رادوم لهستان - ۱۹۱۹ »

