﻿1
00:00:01,000 --> 00:00:03,460
‫«آنچه گذشت...»

2
00:00:04,880 --> 00:00:08,090
،گنک، بگو ببینم
اوضاع داره بدتر میشه؟

3
00:00:08,090 --> 00:00:12,300
یکم. می‌گذره. رادوم آلمان نیست

4
00:00:12,300 --> 00:00:14,800
کی می‌دونه؟ شاید منم بیام پاریس و رقیبت بشم

5
00:00:14,800 --> 00:00:15,890
بیا

6
00:00:15,890 --> 00:00:20,310
خب، ساکنِ جدید آپارتمان اتفاقاً
یه معمارِ خوش‌قیافه و موجهه؟

7
00:00:20,600 --> 00:00:23,810
هیتلر دیگه فقط مناطقِ آلمانی-زبان رو
هدف قرار نمیده

8
00:00:23,810 --> 00:00:24,900
ممکنه بعدش نوبتِ ما باشه

9
00:00:27,360 --> 00:00:30,570
.من دارم میرم
.ما رو به لووف در شرق می‌فرستن

10
00:00:30,570 --> 00:00:32,070
الان؟ -
آره -

11
00:00:32,070 --> 00:00:33,780
آلمانی‌ها دارن میان

12
00:00:35,240 --> 00:00:36,870
می‌خوای چیکار کنم؟

13
00:00:36,870 --> 00:00:40,160
نرو -
انتخابِ دیگه‌ای ندارم -

14
00:00:44,920 --> 00:00:46,500
ما می‌تونستیم بریم

15
00:00:46,500 --> 00:00:48,130
نه، اینجا خونه‌ی ماست

16
00:00:48,130 --> 00:00:51,510
.من میرم لووف
باید با یاکوب باشم

17
00:00:53,840 --> 00:00:55,260
با من میای؟

18
00:00:55,344 --> 00:01:06,344
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

20
00:01:08,400 --> 00:01:11,980
‫[رادوم، لهستان اشغال شده توسط آلمان]
‫[نوامبر ۱۹۳۹]

21
00:01:11,980 --> 00:01:15,200
‫تومک اطراف شهر منتظرتون می‌مونه.

22
00:01:15,200 --> 00:01:16,700
‫هرکاری میگه بکنین.

23
00:01:17,160 --> 00:01:19,910
‫از زمان اشغال
.چندبار رفته لووف

24
00:01:19,910 --> 00:01:21,620
‫مطمئنه.
‫می‌تونی بهش اعتماد کنی.

25
00:01:21,620 --> 00:01:24,790
‫به‌خاطر این که در ازاش
‫ به اسب و درشکه‌مون می‌رسه.

26
00:01:24,790 --> 00:01:27,080
‫بس کن میلا.

27
00:01:32,550 --> 00:01:36,760
مطمئنم خواهرت خیلی خوشحال میشه
‫ که بالاخره میری پیشش.

28
00:01:36,760 --> 00:01:39,740
‫آنا قول یه خوشامدگویی قهرمانانه
 .رو بهم داده

29
00:01:40,760 --> 00:01:44,600
‫دخترهامون دوباره میرن پیش هم...
‫مگه بهتر از این هم میشه؟

30
00:01:45,180 --> 00:01:46,810
‫عالیه.

31
00:01:47,560 --> 00:01:50,190
‫تا جایی که می‌تونی مدارکت رو نشون نده.
‫فوراً می‌فهمن که

32
00:01:50,190 --> 00:01:52,480
‫- مجوز خروج نداری.
‫- می‌دونم.

33
00:01:52,480 --> 00:01:56,990
‫چند لایه پارچه داره
‫تا چیزهای سنگین‌تر رو پوشش بده.

34
00:01:56,990 --> 00:02:01,410
‫اما راحت می‌تونی دستت رو بکنی تو جیبت
‫و زلوتی‌ها رو در بیاری.

35
00:02:01,410 --> 00:02:02,910
‫- خیلیه.
‫- هالینا.

36
00:02:02,910 --> 00:02:05,330
‫- خیلیه.
‫- برای این که بخوای از ایست‌های بازرسی رد شی

37
00:02:05,330 --> 00:02:07,580
‫حتماً باید با خودت پول داشته باشی.

38
00:02:08,460 --> 00:02:09,670
‫ممنونم.

39
00:02:15,300 --> 00:02:16,720
‫دیگه وقتشه.

40
00:02:18,630 --> 00:02:21,470
‫- یاکوب و گنک رو از طرفم بغل کن.
‫- حتماً.

41
00:02:23,060 --> 00:02:25,810
‫شاید بتونم واست کار پیدا کنم.

42
00:02:25,810 --> 00:02:28,480
‫یه خونه جور کنم.
‫برای سفر پول بفرستم.

43
00:02:28,480 --> 00:02:32,060
‫اینطوری دیگه لازم نیست به‌خاطر شوری
‫نگران فیلیسیا باشی.

44
00:02:34,570 --> 00:02:39,280
‫به‌نظرت می‌تونم خطر رد شدن از
‫ایست‌های بازرسی نازی‌ها رو با یه بچه قبول کنم؟

45
00:02:39,280 --> 00:02:41,490
‫تو که هرروز قاچاقی می‌بریش کارخونه.

46
00:02:41,490 --> 00:02:45,410
‫چون سرکارگر خودش رو می‌زنه به کوچه علی‌چپ
‫و زن‌های اونجا هم مهربونن.

47
00:02:45,410 --> 00:02:47,250
‫کی تو جاده مراقب‌مون باشه؟

48
00:03:10,310 --> 00:03:11,520
‫رسیدیم ایست بازرسی.

49
00:03:20,700 --> 00:03:21,910
‫- بلا؟
‫- بله؟

50
00:03:21,910 --> 00:03:23,410
‫اولین ایست بازرسیه.

51
00:03:24,410 --> 00:03:27,330
‫داریم میریم لووف
‫چون مادر مریض‌مون اونجاس.

52
00:03:27,330 --> 00:03:28,620
‫داستان لازمه؟

53
00:03:29,870 --> 00:03:31,290
‫بذار من حرف بزنم.

54
00:03:34,880 --> 00:03:36,000
‫ایست!

55
00:03:36,920 --> 00:03:38,130
‫(مدارک.)

56
00:03:38,130 --> 00:03:42,010
‫[گرانیکا]

57
00:04:00,610 --> 00:04:01,820
‫(مدارک.)

58
00:04:03,740 --> 00:04:07,450
‫(بچم داره به دنیا میاد.
‫شوهرم توی لووفه.)

59
00:04:37,270 --> 00:04:40,900
‫(بچم داره به دنیا میاد.
‫شوهرم توی لووفه.)

60
00:04:42,190 --> 00:04:44,200
‫چی؟
‫یعنی چی؟

61
00:04:44,200 --> 00:04:47,910
‫یکم داستان رو عوض کردم.
‫گفتم باورش راحت‌تره.

62
00:04:50,000 --> 00:04:57,000
‫مترجمین: «محمدعلی sm و iredprincess»

63
00:05:05,380 --> 00:05:10,060
‫«ما خوش‌شانس بودیم»

64
00:06:04,520 --> 00:06:07,340
‫نامه‌ها عین شکنجه شدن.

65
00:06:07,990 --> 00:06:09,200
‫یاکوب نوشتن بلده؟

66
00:06:09,200 --> 00:06:11,740
‫- معلومه که بلده.
‫- ببخشید.

67
00:06:11,740 --> 00:06:15,040
‫نسبت به بقیه کورک‌ها خیلی کم‌حرفه.

68
00:06:15,350 --> 00:06:19,780
‫اینقدر حرف می‌زنین
‫که دیگه وقت به حرف زدن اون نمی‌رسه.

69
00:06:19,780 --> 00:06:23,050
‫انگار منظوری داری.

70
00:06:23,050 --> 00:06:25,670
‫نامه‌های آدام...

71
00:06:26,090 --> 00:06:29,930
‫خیلی عملی‌ان.

72
00:06:29,930 --> 00:06:34,430
‫حساب همه‌چی رو کرده.
‫خصوصیت جذابیه.

73
00:06:35,020 --> 00:06:38,230
‫آره ولی رمانتیک‌ترین حرفی
 که ازش شنیدم

74
00:06:38,230 --> 00:06:41,060
‫درمورد یه ساختمون بوده.

75
00:06:41,060 --> 00:06:42,150
‫نه.

76
00:06:42,150 --> 00:06:44,230
اگه با اون اصطلاحات معماریش

77
00:06:44,230 --> 00:06:47,950
‫- می‌تونست از بدنم تعریف کنه خیلی خوب میشد.
‫- هالینا.

78
00:06:48,900 --> 00:06:52,120
‫تو شرایط خوبی از هم جدا نشدیم.

79
00:06:53,490 --> 00:06:56,500
‫شاید از دستم عصبانی باشه.

80
00:06:56,500 --> 00:06:59,790
‫- البته تقصیری نداره.
‫- مطمئنم عصبانی نیست.

81
00:07:00,210 --> 00:07:01,830
‫چی از این رمانتیک‌تره

82
00:07:01,830 --> 00:07:04,670
‫که بتونی از قلمروی دشمن
‫با این همه شجاعت فرار کنی

83
00:07:04,670 --> 00:07:07,170
‫تا بری و توی لووف پیداش کنی؟

84
00:07:09,170 --> 00:07:11,550
‫فقط واسه پیدا کردنش که نمیرم اونجا.

85
00:07:11,550 --> 00:07:14,180
‫جدی؟

86
00:07:14,180 --> 00:07:17,600
‫این حرفای مسخره چیه می‌زنی؟

87
00:07:17,600 --> 00:07:19,100
‫دست خودم نیست.

88
00:07:19,100 --> 00:07:23,110
‫دارم میرم کار کنم
‫تا واسه خونواده پول پس‌انداز کنم.

89
00:07:23,110 --> 00:07:27,400
‫منم همینطور. اما دلیل نمیشه که
‫کنار یاکوب خوشحال نباشم.

90
00:07:27,400 --> 00:07:30,110
‫آره ولی همه‌ که عاشق‌پیشه نیستن بلا.

91
00:07:30,820 --> 00:07:32,030
‫راست میگی.

92
00:07:33,370 --> 00:07:34,780
‫من چقدر خرم.

93
00:07:41,330 --> 00:07:43,670
‫نه؟

94
00:07:43,670 --> 00:07:46,550
‫نه؟
‫نه، نه، نه؟

95
00:07:46,550 --> 00:07:50,470
‫به این زن‌های جوونی که
‫باهاشون کار می‌کنم امیدی نیست.

96
00:07:50,470 --> 00:07:52,760
‫سیسیلیا انگشتش رو برید

97
00:07:52,760 --> 00:07:55,350
‫چون نمی‌تونست چشم از پسره
‫توی آشپزخونه برداره.

98
00:07:55,350 --> 00:07:59,060
‫می‌گفت، «داره بهم نگاه می‌کنه ناخوما؟
‫نفهمه داری نگاه می‌کنی‌ها.»

99
00:07:59,060 --> 00:08:01,600
‫خب یادمه که تو هم
‫اونطوری بهم نگاه می‌کردی.

100
00:08:03,440 --> 00:08:08,230
‫سیسیلیا یکم من رو یاد هالینا می‌ندازه.

101
00:08:08,230 --> 00:08:11,030
‫- دیگه باید نزدیک لووف باشن.
‫- اوهوم.

102
00:08:11,030 --> 00:08:13,530
‫احتمالاً از خوابیدن
 .تو اون درشکه خسته شدن

103
00:08:13,530 --> 00:08:18,580
‫- احتمالاً بدجوری حموم‌لازم باشن.
‫- امیدوارم بوی گاو بده.

104
00:08:18,900 --> 00:08:20,480
‫میلا!

105
00:08:30,380 --> 00:08:32,380
‫این چیه...

106
00:08:55,780 --> 00:08:57,410
‫به‌خاطر حکم تخلیه‌اس؟

107
00:08:57,410 --> 00:08:59,120
‫شاید دارن اخراج می‌کنن.

108
00:09:02,450 --> 00:09:03,870
‫احتمالش کمه.

109
00:09:03,870 --> 00:09:06,380
‫جدی؟
‫مطمئنی؟

110
00:09:09,920 --> 00:09:12,420
‫از خونه ببرش بیرون.
‫همین حالا!

111
00:09:12,420 --> 00:09:14,930
‫اگه حکم تخلیه باشه
‫باید کمک‌تون کنم.

112
00:09:14,930 --> 00:09:17,430
‫- اگه نباشه چی؟
‫- هست.

113
00:09:17,430 --> 00:09:20,760
‫هیس!
‫همین حالا ببرش بیرون!

114
00:09:20,760 --> 00:09:23,480
‫نمی‌تونین که همه‌چی رو خودتون ببرین.

115
00:09:23,480 --> 00:09:25,770
‫برو محلۀ یهودی‌ها.
‫خونۀ آیزاک.

116
00:09:25,770 --> 00:09:28,400
‫ناراحت نمیشه.
‫اونجا می‌بینیمت.

117
00:09:37,820 --> 00:09:39,660
‫اوه!

118
00:09:41,160 --> 00:09:43,660
‫وای لیلی.

119
00:09:43,660 --> 00:09:45,370
‫معلوم نیست چه اتفاقی داره میفته.

120
00:09:45,370 --> 00:09:48,880
‫اما اگه خواستی یکم از وسایل‌مون رو
‫تا موقع برگشت نگه داری...

121
00:09:53,460 --> 00:09:55,470
‫- من...
‫- راه‌پله خالیه.

122
00:09:55,470 --> 00:09:57,720
‫- بجنب. برو، برو.
‫- می‌تونم وسایل فیلیسیا رو ببرم.

123
00:09:57,720 --> 00:09:59,800
‫یکم دیگه خودمون میاریم.
‫برو.

124
00:10:02,810 --> 00:10:03,810
‫برو.

125
00:10:07,230 --> 00:10:09,440
‫پول‌ها رو بردار.
‫من هم جواهرات رو برمی‌دارم.

126
00:10:09,440 --> 00:10:11,640
‫نه، چیزایی که بشه باهاش
‫ مبادله کرد تو اولویته.

127
00:10:11,640 --> 00:10:14,500
‫پارچه هم همینطور.
‫هرچقدر می‌تونیم باید پارچه ببریم.

128
00:10:31,840 --> 00:10:33,250
‫باز کنین!

129
00:10:40,890 --> 00:10:43,890
‫۳۰ دقیقه فرصت دارین
‫تا وسایل‌تون رو جمع کنین.

130
00:10:44,310 --> 00:10:45,930
‫سی دقیقه؟

131
00:10:46,640 --> 00:10:49,270
‫امکانش نیست یکم بیشتر وقت بدین؟

132
00:10:50,020 --> 00:10:52,020
‫اسباب اثاثیه رو باید بذارین.

133
00:11:17,880 --> 00:11:20,630
‫- اشتباهی داری میری سول.
‫- زودی برمی‌گردم.

134
00:11:29,560 --> 00:11:30,770
‫برونو!

135
00:11:34,860 --> 00:11:36,070
‫سلام برونو.

136
00:11:36,820 --> 00:11:38,900
‫- دارن تخلیه می‌کنن.
‫- آره.

137
00:11:39,570 --> 00:11:43,910
‫می‌دونم باید سفارش‌هات رو برسونی ‫اما میشه
 واسه یه‌ ساعت درشکه‌ات رو قرض بگیرم؟

138
00:11:45,340 --> 00:11:46,330
‫۵۰ تا هم میدم.

139
00:11:46,330 --> 00:11:47,740
‫- ۲۰۰‌تا.
‫- برونو.

140
00:11:47,740 --> 00:11:52,660
‫می‌تونم همین اطراف برم
‫و ۳۰۰ تا از یه همسایه‌هات بگیرم.

141
00:11:59,050 --> 00:12:02,130
‫بلا، شکمت انگار داره
 .باهام حرف می‌زنه

142
00:12:02,130 --> 00:12:03,430
‫ببخشید.

143
00:12:04,140 --> 00:12:06,560
‫- میشه لطفاً...
‫- چاره‌ای نداریم.

144
00:12:08,020 --> 00:12:10,430
‫می‌دونی که بچۀ واقعی نیست، هان؟

145
00:12:10,810 --> 00:12:14,610
‫ایست!

146
00:12:20,360 --> 00:12:21,360
‫(بیاین بیرون.)

147
00:12:22,650 --> 00:12:23,660
‫(زود باشین.)

148
00:12:39,210 --> 00:12:42,840
‫زن داداشم داره میره لووف
‫ تا بچه‌ش رو به دنیا بیاره.

149
00:12:42,840 --> 00:12:44,380
‫(کارت شناسایی.)

150
00:12:55,150 --> 00:12:58,360
‫البته می‌تونم پول هم بهتون بدم.

151
00:12:58,360 --> 00:12:59,860
‫(برین خونه.)

152
00:13:02,320 --> 00:13:04,950
‫ببخشید ولی من آلمانی بلد نیستم.

153
00:13:05,860 --> 00:13:07,070
‫(یهودی.)

154
00:13:12,450 --> 00:13:14,290
‫باید برگردیم.

155
00:13:14,710 --> 00:13:17,040
‫متوجهم.

156
00:13:17,040 --> 00:13:19,920
‫اما ما پول داریم.

157
00:13:19,920 --> 00:13:22,630
‫می‌تونیم بهتون...

158
00:13:25,180 --> 00:13:26,970
‫من...

159
00:13:26,970 --> 00:13:28,260
‫خیلی‌خب.

160
00:13:29,180 --> 00:13:32,390
‫چیزی نیست.
‫اصلاً مسئله‌ای نیست.

161
00:13:33,140 --> 00:13:34,350
‫خواهش می‌کنم قربان.

162
00:13:34,940 --> 00:13:36,560
‫اشتباه از ما بود.

163
00:13:38,150 --> 00:13:39,570
‫برمی‌گردیم.

164
00:13:40,650 --> 00:13:42,070
‫برمی‌گردیم.

165
00:13:42,860 --> 00:13:44,280
‫برمی‌گردیم.

166
00:14:45,420 --> 00:14:48,050
‫(پنج دقیقه.
‫عجله کنین.)

167
00:14:55,060 --> 00:15:00,480
‫گاری پر شده.
‫وقتی هم... برامون نمونده.

168
00:15:02,360 --> 00:15:04,980
‫قراره اینجا غذا بخورن.

169
00:15:04,980 --> 00:15:07,900
‫جمع‌شون کن.
‫همه‌شون رو جمع کن.

170
00:15:08,280 --> 00:15:10,420
‫حداقل تو بشقاب‌های مامانت غذا نخورن.

171
00:15:10,420 --> 00:15:12,320
‫نه، نه، نه.

172
00:15:12,320 --> 00:15:15,040
‫به اندازه کافی برداشتیم.

173
00:15:20,170 --> 00:15:23,170
‫غذا واجب‌تر از ظرف‌ چینیه.

174
00:15:28,880 --> 00:15:31,090
‫تو راهرو هم رو می‌بینیم.

175
00:16:17,010 --> 00:16:21,100
‫مامان‌بابام مجبورم کردن فیلیسیا رو ببرم بیرون.
‫قرار گذاشتن بیایم اینجا.

176
00:16:21,100 --> 00:16:24,310
‫همینجا...
‫خوشحالم من به ذهن‌شون رسیدم.

177
00:16:24,310 --> 00:16:26,230
‫همیشه قدم‌تون رو چشم‌مونه.

178
00:16:27,360 --> 00:16:31,990
‫این روزا یکم شلوغ شده.
‫خونواده‌مون تازه از کراکوف اومدن.

179
00:16:31,990 --> 00:16:34,320
‫پیش شما می‌مونن؟

180
00:16:34,320 --> 00:16:35,820
‫مگه دیگه کجا رو دارن؟

181
00:16:44,670 --> 00:16:45,880
‫اوم...

182
00:16:46,790 --> 00:16:51,300
‫مطمئنم مامان‌بابام زودی میان،
‫بعدش هم یه تصمیمی می‌گیریم.

183
00:16:51,300 --> 00:16:55,510
‫هنوز نمی‌دونین کجا می‌خواین بمونین؟

184
00:16:56,680 --> 00:16:58,680
.تا فردا اردو می‌زنیم

185
00:16:59,470 --> 00:17:02,440
شاید نگهبان جدید بگیریم
.یا یه راه دیگه پیدا کنیم

186
00:17:02,440 --> 00:17:03,890
‫نمی‌تونیم رد شیم.

187
00:17:03,890 --> 00:17:05,730
‫نمی‌تونیم برگردیم.
‫خیلی نزدیکیم.

188
00:17:05,730 --> 00:17:07,310
‫ساکت شو دختر.

189
00:17:07,310 --> 00:17:09,230
‫هالینا،
.تو رو خدا گوش کن

190
00:17:09,730 --> 00:17:11,320
‫داره می‌برت‌مون تو جنگل!

191
00:17:11,320 --> 00:17:13,150
‫هالینا!
‫هالینا!

192
00:17:14,150 --> 00:17:15,530
‫هالینا!

193
00:17:15,530 --> 00:17:18,240
‫از جاده خارج شدیم.

194
00:17:20,330 --> 00:17:21,330
‫فرار کن!

195
00:17:21,330 --> 00:17:22,410
‫خواهش می‌کنم!

196
00:17:23,000 --> 00:17:26,210
‫اگه به لووف نرسیم،
‫به اسب و درشکه نمی‌رسه!

197
00:17:26,210 --> 00:17:28,210
‫نه!
‫وایسا هالینا!

198
00:17:28,210 --> 00:17:31,300
‫نمی‌خوام اذیت‌تون کنم!
‫خواهش می‌کنم!

199
00:17:31,960 --> 00:17:32,970
‫خواهش می‌کنم!

200
00:17:33,760 --> 00:17:35,590
‫چرا نتونه؟
‫هالینا!

201
00:17:35,590 --> 00:17:37,680
‫وایسا سر جات!
‫وایسا سر جات!

202
00:17:37,680 --> 00:17:38,970
‫نمی‌خواستم بترسونم‌تون.

203
00:17:38,970 --> 00:17:42,180
‫می‌خواستم مطمئن شم
‫که نگهبان‌ها نمی‌بینن‌مون.

204
00:17:45,060 --> 00:17:47,270
‫باید یه راه دیگه واسه رد شدن پیدا کنیم.

205
00:17:47,270 --> 00:17:50,610
‫این کار اشتباهه.
‫دارن‌ سخت‌گیرتر میشن.

206
00:17:51,820 --> 00:17:53,240
‫این شغلته.

207
00:17:53,240 --> 00:17:55,530
‫اگه برمون گردونی،
.هیچی دستت رو نمی‌گیره

208
00:17:56,070 --> 00:17:58,280
‫من زندگی خودم یا شماها رو
‫تو خطر نمی‌ندازم.

209
00:17:59,450 --> 00:18:01,870
‫هفت روز طول می‌کشه برگردیم رادوم.
‫غذا کم میاریم.

210
00:18:01,870 --> 00:18:04,710
‫می‌تونیم تو راه دنبال غذا بگردیم.

211
00:18:06,620 --> 00:18:08,710
‫چی می‌خوای؟
‫هرچی دارم رو بهت میدم.

212
00:18:08,710 --> 00:18:11,420
‫- من هیچی نمی‌خوام.
‫- بهش زلوتی‌ها رو بده. همش رو.

213
00:18:11,420 --> 00:18:14,340
‫- بیشتر در میارم. بعداً‌ پس میدم.
‫- نه، دنبال پول نیست.

214
00:18:14,340 --> 00:18:16,630
‫اما نمی‌تونیم برگردیم.

215
00:18:17,340 --> 00:18:19,260
‫فکر نکنم چاره‌ای داشته باشیم.

216
00:18:21,510 --> 00:18:23,140
‫چقدر نزدیکیم؟

217
00:18:23,720 --> 00:18:26,230
‫مسئله مسافت نیست.

218
00:18:26,230 --> 00:18:28,310
‫می‌تونیم پیاده بریم؟

219
00:18:30,400 --> 00:18:31,610
‫بگو.

220
00:18:34,610 --> 00:18:36,700
‫یک یا دوکیلومتر تا مرز بین

221
00:18:36,700 --> 00:18:38,860
‫آلمان و شوروی فاصله داریم.

222
00:18:38,860 --> 00:18:41,440
‫اما وجب به وجبش رو گشت‌ می‌زنن.

223
00:18:41,780 --> 00:18:43,790
‫اگه تا شب صبر کنین
‫و نزدیک رودخونه بمونین،

224
00:18:43,790 --> 00:18:47,330
‫شاید بتونین پیاده رد بشین.

225
00:18:47,330 --> 00:18:50,420
‫اگه بتونین به شوروی برسین،
‫از اونجا می‌تونین برین جاده اصلی

226
00:18:50,420 --> 00:18:53,840
‫- و راحت‌تر سفر کنین.
‫- اگه بتونیم رد شیم بلا.

227
00:18:53,840 --> 00:18:56,340
‫بلا این کار...
‫این کار دیوونگیه.

228
00:18:56,340 --> 00:18:59,550
‫- خواهش می‌کنم.
‫- همینطوره. اصلاً پیشنهاد نمی‌کنم.

229
00:18:59,550 --> 00:19:02,640
‫فقط یه کیلومتره.
‫چیزی که نیست.

230
00:19:03,220 --> 00:19:04,850
‫مسیر رو بهمون نشون میدی؟

231
00:19:12,900 --> 00:19:14,820
‫چیزی نیست.
‫چیزی نیست.

232
00:19:14,820 --> 00:19:17,690
‫اگه بمیرم،
‫به درد هیچکسی نمی‌خورم.

233
00:19:17,690 --> 00:19:19,820
‫باید برگردی پیش تومک.

234
00:19:20,240 --> 00:19:23,300
‫- نمی‌تونم تنهات بذارم!
‫- همین که از رادوم آوردیم بیرون کافیه.

235
00:19:23,300 --> 00:19:25,080
‫- تو رو خدا.
‫- بدون تو نمی‌تونستم.

236
00:19:25,080 --> 00:19:29,290
‫بلا خواهش می‌کنم، بهش فکر کن.
‫به یاکوب فکر کن.

237
00:19:29,290 --> 00:19:31,750
‫دارم به یاکوب فکر می‌کنم.

238
00:19:32,330 --> 00:19:34,750
‫می‌دونم همه فکر می‌کنن
‫که رابطه‌مون مسخرس...

239
00:19:35,960 --> 00:19:40,180
‫اما بدون من از پسش برنمیاد.
‫من هم همینطور.

240
00:19:41,390 --> 00:19:43,390
‫باید خودم رو برسونم به لووف.

241
00:19:48,810 --> 00:19:52,440
‫به‌نظرم آدی حاضر بود تو رو
‫با یکی از ماها عوض کنه.

242
00:19:53,480 --> 00:19:55,110
‫دوست خوبی بود.

243
00:19:55,690 --> 00:19:57,030
‫خبری ازش داری؟

244
00:19:57,480 --> 00:19:59,110
‫آخرین نامه‌ای که رسید

245
00:19:59,110 --> 00:20:02,700
‫گفته بود که توی فرانسه داوطلب شده،
.واسه یه واحد لهستانی

246
00:20:02,700 --> 00:20:04,410
‫ارتش؟

247
00:20:04,780 --> 00:20:06,290
‫فکر کردن بهش هم خیلی سخته.

248
00:20:06,290 --> 00:20:09,410
‫این که تو لجن‌زار رژه بره،
‫رو زمین بخوابه.

249
00:20:09,410 --> 00:20:12,420
‫همیشه خیلی ترگل ورگل بود.

250
00:20:13,380 --> 00:20:14,590
‫سلیم چی؟

251
00:20:20,800 --> 00:20:23,010
‫همین که خبری نداریم خوبه.

252
00:20:23,010 --> 00:20:26,720
‫یعنی فقط باید صبر کنیم.
‫مسئلۀ زمانه.

253
00:20:26,720 --> 00:20:29,430
‫واقعاً در این حد خوش‌بینی؟

254
00:20:30,060 --> 00:20:32,690
‫همیشه تصور بداخلاق‌تری ازت داشتم.

255
00:20:32,690 --> 00:20:36,520
‫هیچوقت فکر نمی‌کردم که اصلاً
‫تصوری ازم داشته باشی.

256
00:20:41,030 --> 00:20:42,650
‫انگار جاش راحته.

257
00:20:45,200 --> 00:20:47,030
‫می‌خوای بری رو تختم؟

258
00:20:47,030 --> 00:20:48,120
‫یکم استراحت کن.

259
00:20:48,120 --> 00:20:51,540
‫برم رو تخت تو؟
‫تو قسمت مردونۀ خونه؟

260
00:20:51,540 --> 00:20:53,540
‫مامانت کَلَم رو می‌کنه.

261
00:20:54,040 --> 00:20:56,040
‫مگه این قانون‌ها دیگه مهمن؟

262
00:20:57,630 --> 00:20:59,960
‫چرا پایه‌هات رو کوتاه کردی؟

263
00:21:02,010 --> 00:21:07,010
‫آخرین باری که پدرم دیده شد،
‫بیرون کنیسه داشت دعای شماع می‌خوند...

264
00:21:07,970 --> 00:21:09,600
‫بعدش هم هیچی.

265
00:21:10,470 --> 00:21:14,720
‫خدا رو صدا زد...
‫اما هیچ اتفاقی نیفتاد.

266
00:21:19,100 --> 00:21:22,140
‫[اردوگاه نظامی فرانسه]
‫[مرکز فرانسه]

267
00:21:22,140 --> 00:21:26,320
‫«مادر عزیزم، امیداورم که نامه‌هام
‫به دست‌تون رسیده باشه.

268
00:21:26,320 --> 00:21:29,790
‫ارتش فرانسه دائماً جامون رو عوض می‌کنه.

269
00:21:29,790 --> 00:21:32,540
‫الان هم جاییم که اجازه ندارم بگم.

270
00:21:32,540 --> 00:21:35,460
‫شنیدیم که آلمانی‌ها دارن نزدیک میشن،

271
00:21:35,460 --> 00:21:40,000
‫گزارش‌هایی هم که از لهستان اومده
‫وحشتناک بوده.

272
00:21:40,000 --> 00:21:44,300
‫می‌دونم که اومدن به خونه غیرممکن شده،

273
00:21:44,300 --> 00:21:49,680
‫اما اینقدر می‌گردم تا
‫ راهی برای خارج کردن‌ همه‌تون پیدا کنم.

274
00:21:51,100 --> 00:21:53,230
‫می‌دونم که میگین این کار دیوونگیه،

275
00:21:53,230 --> 00:21:55,190
‫اما کل اروپا دیوونه شده.

276
00:21:57,060 --> 00:22:01,110
‫قول میدم هیچ فرصتی رو از دست ندم.

277
00:22:01,110 --> 00:22:04,650
‫راهی پیدا می‌کنیم
‫تا دوباره برگردیم پیش هم.»

278
00:22:09,120 --> 00:22:11,120
‫بیخیال سبد و نون شو.

279
00:22:11,120 --> 00:22:12,700
‫می‌تونیم آذوقه‌مون رو تقسیم کنیم.

280
00:22:12,700 --> 00:22:15,210
‫چیزی نیست.
‫یه کاریش می‌کنم.

281
00:22:15,210 --> 00:22:17,710
‫اگه یه کاریش می‌کردی
‫که سریع‌تر راه میومدی.

282
00:22:18,790 --> 00:22:22,000
‫- بذار من بیارم.
‫- نه، سرعت‌مون رو کم نمی‌کنم.

283
00:22:22,000 --> 00:22:24,920
‫اما سرعتت از من کمتره.

284
00:22:27,590 --> 00:22:31,080
‫- من که گفتم لازم نیست بیای.
‫- اون‌وقت تنهات بذارم که تو جنگل بمیری؟

285
00:22:31,080 --> 00:22:33,220
‫چارۀ دیگه‌ای که نداشتم.

286
00:22:33,220 --> 00:22:36,640
‫خدایا،
‫من که مجبورت نکردم این کار رو بکنی.

287
00:22:36,640 --> 00:22:39,100
‫چرا اینقدر تو یه‌دنده‌ای؟

288
00:22:39,100 --> 00:22:42,020
‫بلا!
‫بلا، حالت خوبه؟

289
00:22:42,020 --> 00:22:43,940
‫دوربین.

290
00:22:46,570 --> 00:22:47,570
‫وای.

291
00:22:51,950 --> 00:22:56,580
‫اگه برادر احمقم از یه چیز عصبانی بشه
‫اون هم اینه که به‌خاطر این ناراحت بشی.

292
00:22:56,580 --> 00:22:59,750
‫دوربینش واسش مهم نیست.

293
00:23:00,580 --> 00:23:03,210
‫نه...
‫من آدم احمقی‌ام.

294
00:23:05,510 --> 00:23:07,130
‫من هم یه‌دنده‌ام.

295
00:23:44,800 --> 00:23:47,130
‫- از این سمت!
‫- نه، رودخونه.

296
00:24:10,650 --> 00:24:12,280
‫حالت خوبه؟

297
00:24:13,240 --> 00:24:15,870
‫آره،
‫تو خوبی؟

298
00:24:25,540 --> 00:24:26,960
‫منتظر می‌مونیم.

299
00:24:29,920 --> 00:24:31,930
‫باشه اما تا کِی؟

300
00:24:31,930 --> 00:24:34,720
‫دیدن‌مون.
‫دورمون می‌کنن.

301
00:24:34,720 --> 00:24:36,220
‫منتظر می‌مونیم.

302
00:24:39,470 --> 00:24:40,890
‫اما خیس شدیم.

303
00:24:40,890 --> 00:24:43,600
.سرمای شب رو نمی‌تونیم تحمل کنیم

304
00:24:53,450 --> 00:24:56,780
‫- بهشون میگیم کمک‌مون کنن.
‫- چی؟ نه. بهمون تیر می‌زنن.

305
00:24:56,780 --> 00:25:00,200
‫نه، فکر کنم داشت روسی حرف می‌زد.

306
00:25:00,200 --> 00:25:01,910
‫- ارتش سرخه.
‫- معلوم نیست.

307
00:25:01,910 --> 00:25:03,210
‫اگه آلمانی‌ها باشن چی؟

308
00:25:03,210 --> 00:25:06,130
‫اونا دو تا دختر جوون سربه‌هوا
‫که راه‌شون رو گم کردن رو که نمی‌کشن.

309
00:25:06,130 --> 00:25:08,210
‫لبخند می‌زنیم.
‫بهشون میگیم راه رو نشون‌مون بدن.

310
00:25:08,210 --> 00:25:10,260
‫- غذای داغ هم بهمون میدن.
‫- هالینا، نه.

311
00:25:10,260 --> 00:25:12,340
‫- آره.
‫- نه، نه، نه.

312
00:25:12,340 --> 00:25:13,680
‫- آره.
‫- نه، نه.

313
00:25:13,680 --> 00:25:16,390
‫سلام! ما اینجایم!
‫خودی‌ایم!

314
00:25:19,810 --> 00:25:21,430
‫لطفاً شلیک نکنین!
‫مسلح نیستم.

315
00:25:21,430 --> 00:25:24,940
‫لطفاً شلیک نکنین!
‫لطفاً شلیک نکنین!

316
00:25:24,940 --> 00:25:28,440
‫- لطفاً! ما دوستیم!
‫ - خواهش می‌کنیم. به کمک‌تون نیاز داریم.

317
00:25:29,270 --> 00:25:32,570
‫می‌خواستیم بریم
پیش خونواده‌هامون تو لووف

318
00:25:32,570 --> 00:25:34,660
‫اما مشکل واسه‌مون پیش اومد.

319
00:25:35,570 --> 00:25:38,200
‫اگه بشه مزاحم‌تون بشیم
‫و یه غذا و جای گرم بهمون بدین

320
00:25:38,200 --> 00:25:40,700
‫و مسیر درست رو نشون‌مون بدین
‫خیلی خوب میشه.

321
00:25:58,010 --> 00:25:59,220
‫بیاین.

322
00:26:16,490 --> 00:26:17,910
‫ازم بدت میاد؟

323
00:26:20,490 --> 00:26:21,700
.اصلاً

324
00:26:23,410 --> 00:26:27,000
‫واقعاً فکر می‌کردم از پسش برمیایم.

325
00:26:29,000 --> 00:26:31,630
‫از پسش برمیایم.
‫خب؟

326
00:26:35,800 --> 00:26:38,800
‫صورتـم از سرما بی‌حس شده

327
00:26:44,930 --> 00:26:47,140
‫اگه دماغم بیفته، چی؟

328
00:26:49,350 --> 00:26:53,570
‫- به نظرم که بانمک میشی
‫- خیالم و راحت کردی

329
00:26:57,150 --> 00:26:59,280
‫حداقل عشق واقعی داری

330
00:27:00,660 --> 00:27:04,660
‫- اگه من دماغم بیفته...
‫- چیزی از عشق آدام بهت کم نمی‌کنه

331
00:27:06,790 --> 00:27:10,130
‫فکر نکنم عشقی که بین من و آدام هست...

332
00:27:10,130 --> 00:27:12,540
‫با عشقِ تو و یاکوب یه‌جور باشه

333
00:27:17,300 --> 00:27:19,930
‫اصلاً نیازی نیست ‫که یه‌جور باشه

334
00:27:25,850 --> 00:27:27,480
‫میشه خوابید؟

335
00:27:28,390 --> 00:27:31,400
‫- من بیدار می‌مونم
‫- نه، خودم بیدار می‌مونم

336
00:27:31,400 --> 00:27:34,690
‫- سر همه‌چی باید بحث کنیم؟
‫- احتمالاً

337
00:27:39,280 --> 00:27:41,280
‫بیا، بیا اینجا

339
00:27:52,330 --> 00:27:54,550
‫لئو! لئو!

340
00:27:57,670 --> 00:27:58,670
‫ببخشید

341
00:27:59,170 --> 00:28:00,180
‫معذرت می‌خوام

342
00:28:01,760 --> 00:28:02,890
‫عذر می‌خوام

343
00:28:02,890 --> 00:28:03,970
‫لئو

344
00:28:05,680 --> 00:28:06,680
‫لئو

345
00:28:07,600 --> 00:28:10,100
‫- سول
‫- از دیدنت خیلی خوشحالم

346
00:28:10,850 --> 00:28:13,360
‫آخرین باری که همدیگه رو دیدیم...

347
00:28:13,360 --> 00:28:15,070
‫می‌تونی بگی کِی بود؟

348
00:28:15,070 --> 00:28:18,690
‫همون سِری که اومدم کت‌وشلوار شیکی
‫که نخوما برام آماده کرد رو بُردم

349
00:28:18,690 --> 00:28:21,490
‫درسته. درسته.
‫خب، کاری نکردیم.

350
00:28:21,490 --> 00:28:24,530
‫- خدمت به شما مایۀ افتخاره
‫- دست‌ودل‌بازی از ویژگی‌های بارزتونه

351
00:28:24,530 --> 00:28:27,830
‫خب، در توان‌مون
از چیزی دریغ نمی‌کنیم

352
00:28:29,040 --> 00:28:31,370
‫بابت تخلیه‌ها متأسفم

353
00:28:31,370 --> 00:28:34,040
‫بله، آم، بله، خب، آم...

354
00:28:34,040 --> 00:28:36,710
‫گمونم شورا درمورد اتاق اجاره‌ای بدونه

355
00:28:36,710 --> 00:28:38,800
‫- ما دیگه شورا نیستیم
‫- جدی می‌فرمایید؟

356
00:28:38,800 --> 00:28:41,970
‫کم و بیش میشه گفت هستیم
‫ولی عنوان‌مون عوض شده

357
00:28:41,970 --> 00:28:43,090
‫شدیم «یودِن‌رات»
‫(شورای یهودی)

358
00:28:44,050 --> 00:28:47,060
‫یودن‌رات... خیلی‌خب، خیلی‌خب

359
00:28:47,060 --> 00:28:50,140
‫یعنی یودن‌رات کاری از دستش برمیاد؟

360
00:28:52,020 --> 00:28:54,230
‫لئو، من... من دستم به جایی بند نیست

361
00:28:54,860 --> 00:28:57,360
‫یه نوۀ کوچک دارم. خونه لازمیم.

362
00:28:57,360 --> 00:29:00,860
‫داریم سعی‌مون رو می‌کنیم، سول
‫ولی آشفته‌بازاری به‌پا شده

363
00:29:01,650 --> 00:29:03,660
‫از کراکوف پناهنده آوردن

364
00:29:03,660 --> 00:29:05,740
‫روز به روز آلمانی‌های بیشتری وارد کشور میشن

365
00:29:05,740 --> 00:29:08,450
‫ازمون خواستن برای همه‌چیز
‫فهرست تنظیم کنیم

366
00:29:08,450 --> 00:29:11,370
‫- فهرست آپارتمان‌ها و وظایف کاری
‫- فهرست برای آلمانی‌ها؟

367
00:29:11,370 --> 00:29:13,870
‫یکی باید باشه
‫که از جامعه‌مون جانبداری کنه

368
00:29:14,420 --> 00:29:17,250
‫اگه بتونیم دوست داریم
‫یه مدرسه برای بچه‌ها راه بندازیم

369
00:29:17,250 --> 00:29:21,880
‫فوق‌العاده‌ست، لئو. محشره.

370
00:29:21,880 --> 00:29:24,510
‫همیشه به دنبال صلاح کشور بودی

371
00:29:25,220 --> 00:29:28,560
‫من و نخوما
‫همیشه قدردانت بودیم

372
00:29:28,560 --> 00:29:30,060
‫و، آم...

373
00:29:31,230 --> 00:29:33,560
‫دوست داریم
‫که باز هم ازت تشکر کنیم

374
00:29:33,560 --> 00:29:36,560
‫آم، شاید... آم، شاید
‫بتونیم از نظر مالی به مدرسه

375
00:29:36,560 --> 00:29:41,280
یا هر مشکلِ دیگه‌ای که الان داری کمک کنیم؟

376
00:29:43,820 --> 00:29:45,450
‫- سول
‫- ممنونم

377
00:29:46,620 --> 00:29:49,456
‫[محلۀ قدیمی یهودی‌ها]

378
00:29:53,250 --> 00:29:55,670
‫بله

379
00:29:56,420 --> 00:30:00,500
‫شرمنده
ولی دست‌مون خیلی باز نبود

380
00:30:00,500 --> 00:30:04,590
‫نه... نیازی به عذرخواهی نیست

381
00:30:18,310 --> 00:30:20,520
از خونه‌شون مراقبت می‌کنیم

382
00:30:21,570 --> 00:30:24,070
اینجا هستیم تا برگردن

383
00:30:24,820 --> 00:30:27,240
‫تازه لوازم تحریرم رو آوردم

384
00:30:27,240 --> 00:30:30,740
‫برای همه‌شون نامه می‌نویسیم

385
00:30:31,540 --> 00:30:34,960
‫اول از همه آدی.
‫توی مسیره ولی...

386
00:30:34,960 --> 00:30:38,670
می‌دونه که باید برگرده پاریس

387
00:30:41,000 --> 00:30:43,090
‫فقط آدرس لازم داره...

388
00:30:44,760 --> 00:30:46,510
‫که یه آدرس پیدا کردیم

389
00:30:50,265 --> 00:30:55,179
[شمال فرانسه]
[نزدیک به مرز غربی]

390
00:31:04,480 --> 00:31:06,110
‫جا دارم یه هفته بخوابم

391
00:31:06,110 --> 00:31:07,700
‫نظرت چیه تا صبح بخوابی؟

392
00:31:07,700 --> 00:31:09,700
‫خب؟

393
00:31:12,280 --> 00:31:14,870
‫واقعاً فرمانده رو راضی کردی
‫ماشین تحریرش رو بهت قرض بده؟

394
00:31:14,870 --> 00:31:16,580
‫نمی‌دونست چیکارش دارم خب

395
00:31:16,580 --> 00:31:19,040
‫ای دیوونه

396
00:31:19,040 --> 00:31:22,130
‫بده ببینمش

397
00:31:34,680 --> 00:31:36,520
‫با واقعیش مو نمی‌زنه

398
00:31:36,520 --> 00:31:38,230
‫همینش مهمه

399
00:31:38,230 --> 00:31:39,690
‫باید از این کارت پول دربیاری

400
00:31:39,690 --> 00:31:43,770
دیگه ارتش فرانسه کُلی
برگۀ ترخیص ببینه که دوزاریش میفته

401
00:31:44,940 --> 00:31:47,780
‫ولی می‌تونم یکی برای تو درست کنم

402
00:31:47,780 --> 00:31:52,570
‫فکر نمی‌کنم وضعیتم
‫به اندازۀ تو اورژانسی باشه

403
00:31:57,200 --> 00:31:58,620
‫کِی ازش استفاده می‌کنی؟

404
00:32:00,040 --> 00:32:03,250
‫وقتی قدم بعدی ‫برای یه یهودیِ لهستانی
خطری نداشته باشه

405
00:32:05,670 --> 00:32:07,880
‫پس باید یکمی صبر کنی

406
00:32:11,760 --> 00:32:13,760
‫اگه بتونم از اروپا برم، نه

407
00:32:18,478 --> 00:32:23,623
[لهستان اشغالی توسط شوروی، لووف]

408
00:32:25,028 --> 00:32:27,948
(زود باش برو خونه، لهستانیِ کثیف)

409
00:32:28,323 --> 00:32:29,992
‫(محدودیت تردد دارید!)

410
00:32:46,090 --> 00:32:47,300
‫بِلا؟

411
00:33:06,900 --> 00:33:11,530
‫راحت باشید، ادامه بدید.
‫ولی میشه لطفاً من حموم کنم؟

412
00:33:26,630 --> 00:33:30,170
‫باورم نمی‌شه شوروی‌ها بازداشتتون کردن
‫و بعد آزادتون کردن

413
00:33:31,260 --> 00:33:33,470
‫بازداشت کلمۀ مناسبی نیست

414
00:33:35,220 --> 00:33:36,720
‫تو باشی چی میگی؟

415
00:33:37,640 --> 00:33:41,270
‫نمی‌دونم.
‫بازداشت دوستانه بود؟

416
00:33:41,850 --> 00:33:46,190
‫یه هفتۀ تموم سیب‌زمینی پوست کَندیم.
‫بلا یه دوستی پیدا کرد که بهمون کمک کرد.

417
00:33:47,110 --> 00:33:52,320
‫ازش خواست یه دلیل قانع‌کننده‌ای
برای آزادی‌مون پیدا کنه... و موفق شد

418
00:33:52,320 --> 00:33:55,030
‫خیا... خیالم راحت شد

419
00:33:55,820 --> 00:34:00,080
‫شوروی‌ها... غیرقابل‌پیش‌بینی‌ان

420
00:34:00,910 --> 00:34:02,660
شرایط خوبی داشتی خودت؟

421
00:34:03,080 --> 00:34:06,420
‫آره، اینجا بهتره.
‫ازت سوال نمی‌پرسن.

422
00:34:06,420 --> 00:34:08,840
مثل آلمانی‌ها نیستن

423
00:34:08,840 --> 00:34:14,380
‫خیلی منظم نیستن
‫فقط، آم...

424
00:34:14,380 --> 00:34:16,430
سبک زندگی‌شون فرق می‌کنه

425
00:34:17,340 --> 00:34:19,180
‫رادوم قلبت رو می‌شکنه

426
00:34:22,810 --> 00:34:26,140
دوست ندارم الان که تازه از راه رسیدی
اینو بهت بگم

427
00:34:26,140 --> 00:34:27,650
‫چی شده؟

428
00:34:32,900 --> 00:34:35,530
‫دیروز مادر اینو فرستاد

429
00:34:38,070 --> 00:34:39,830
مجبورشون کردن خونه رو تخلیه کنن

430
00:34:40,620 --> 00:34:42,620
‫می‌گفت که حالشون خوبه

431
00:34:42,620 --> 00:34:45,910
‫توی محلۀ قدیمی
‫یه جای دنج پیدا کردن

432
00:34:45,910 --> 00:34:48,000
‫به نظر راضی می‌رسیدن

433
00:34:48,540 --> 00:34:50,960
‫راستش نگران تو بودم

434
00:34:53,260 --> 00:34:57,090
‫اینکه نامه‌ش سریع‌تر از شما دو تا
‫به اینجا رسید...

435
00:35:03,890 --> 00:35:05,640
‫فکر می‌کردم هردوتون...

436
00:35:05,640 --> 00:35:09,940
‫همه... سر جای درستشون هستن

437
00:35:10,610 --> 00:35:11,820
‫خب؟

438
00:35:30,420 --> 00:35:31,750
‫خوابیده

439
00:35:52,980 --> 00:35:55,980
‫یاکوب!

440
00:36:07,000 --> 00:36:08,750
‫دوربینت رو داغون کردم

441
00:36:09,370 --> 00:36:11,790
‫به نظرت برام مهمه؟

442
00:36:11,790 --> 00:36:15,090
‫- بخشی از وجودته
‫- این همه دوربین

443
00:36:18,340 --> 00:36:19,680
‫ولی تو نه

444
00:36:25,390 --> 00:36:27,390
‫از حالا به بعد، با همدیگه‌ایم...

445
00:36:29,850 --> 00:36:31,850
‫- خب؟
‫- آره

446
00:36:32,560 --> 00:36:34,190
‫مهم نیست چی میشه

447
00:36:36,780 --> 00:36:40,610
‫مطمئن نیستم
‫منظورم رو متوجه شدی با نه،

448
00:36:40,610 --> 00:36:43,570
‫ولی... می‌خوام باهات ازدواج کنم

449
00:36:45,030 --> 00:36:47,240
واقعاً هم متوجه نشده بودم

450
00:36:49,450 --> 00:36:51,870
‫ببخشید

451
00:36:53,920 --> 00:36:55,340
‫باهام ازدواج می‌کنی؟

452
00:36:56,300 --> 00:36:57,800
‫آره، آره

453
00:36:58,920 --> 00:37:02,550
‫باهات ازدواج می‌کنم

454
00:37:07,310 --> 00:37:10,310
‫خب، اینجا چجور جاییه؟

455
00:37:10,310 --> 00:37:12,440
‫آدام بهم گفت
‫به عنوان پناهگاه ازش استفاده می‌شده،

456
00:37:12,440 --> 00:37:14,480
‫ولی الان چند وقتیه که متروکه شده

457
00:37:15,690 --> 00:37:17,520
‫اجازه دارم بخاطر اینکه اینجایی
‫خوشحال باشم؟

458
00:37:18,570 --> 00:37:23,320
‫چون خوشحالـم،
‫ولی... تو ناراحت به نظر میای

459
00:37:26,200 --> 00:37:27,200
‫گنک

460
00:37:33,330 --> 00:37:37,420
‫فقط... با... باورم نمی‌شه
نقل‌مکان کردن

461
00:37:37,420 --> 00:37:39,630
‫باید یه شغل پیدا کنم
‫و براشون پول بفرستم

462
00:37:39,630 --> 00:37:43,340
‫می‌فرستی ولی بچه‌ها می‌خوان
‫که امشب خوش بگذرونیم

463
00:37:43,340 --> 00:37:47,050
‫ازمون انتظار دارن
‫براش... شب به‌یادموندنی‌ای رقم بزنیم

464
00:37:50,390 --> 00:37:54,020
‫جوری رنگش پریده که می‌درخشه

465
00:37:54,020 --> 00:37:56,520
‫یاکوب... بیا، بیا

466
00:37:59,480 --> 00:38:01,570
خونسردیت رو حفظ کن

467
00:38:01,570 --> 00:38:03,280
‫نمی‌دونم چرا اضطراب دارم

468
00:38:03,280 --> 00:38:06,200
‫خب، عروسیت رسماً
‫حکم یه جنایت رو داره

469
00:38:06,200 --> 00:38:07,910
‫آره، اینم روش

470
00:38:07,910 --> 00:38:10,990
‫باورم نمی‌شه تونستی
‫یه خاخام پیدا کنی مراسم رو اجرا کنه

471
00:38:10,990 --> 00:38:14,710
‫من که کاری نکردم.
‫همه‌ش کار آدام بود.

472
00:38:20,920 --> 00:38:23,550
‫باورم نمی‌شه
‫اجازه میدی این لباس رو بپوشم

473
00:38:23,880 --> 00:38:26,970
‫من باورم نمی‌شه
‫به تو بیشتر میاد

474
00:38:26,970 --> 00:38:29,680
‫بس کن... اصلاً هم اینطور نیست

475
00:38:34,890 --> 00:38:36,730
‫فکرشم نمی‌کردم مضطرب بشم

476
00:38:36,730 --> 00:38:39,230
‫ناسلامتی عروسیته‌ها.
‫معلومه که مضطرب میشی.

477
00:38:42,360 --> 00:38:45,360
‫به نظرت
‫ماما و تاتا چه احساسی دارن؟

478
00:38:45,360 --> 00:38:48,870
‫رو ابرهان. خیلی وقت بود
‫که منتظر ازدواجتون بودن.

479
00:38:48,870 --> 00:38:50,490
‫نمی‌خواستیم لِفتش بدیم

480
00:38:50,490 --> 00:38:54,710
‫فقط... همیشه فکر می‌کردیم وقت هست

481
00:38:54,710 --> 00:38:58,790
‫وقت برای پیدا کردنِ شغل موردعلاقه‌مون،
‫وقت برای زندگی توی یه شهر جدید

482
00:39:01,670 --> 00:39:03,760
‫خیلی خوشحالم ولی...

483
00:39:05,510 --> 00:39:07,340
‫ولی همیشه فکر می‌کردم...

484
00:39:07,340 --> 00:39:12,350
‫- نه، بلا. هی، چیزی نیست.
‫- ...همه‌چیز متفاوت باشه

485
00:39:12,350 --> 00:39:13,640
‫می‌دونم

486
00:39:15,980 --> 00:39:18,480
‫نباید ناراحت باشم، اون هم امروز

487
00:39:18,480 --> 00:39:22,770
‫ناراحت نمی‌مونی چون این پیوند
‫از هر زاویه...

488
00:39:23,900 --> 00:39:25,530
مبارک و فرخنده‌ست

489
00:39:32,120 --> 00:39:34,540
‫آم... این...

490
00:39:35,160 --> 00:39:37,370
دونۀ فلفل قرمزه

491
00:39:46,340 --> 00:39:48,970
‫- سلام
‫- بفرمایید، بیاید داخل

492
00:39:50,260 --> 00:39:52,470
‫وای، خیلی ممنونیم که تشریف آوردید

493
00:39:52,470 --> 00:39:54,180
‫باعث افتخاره

494
00:39:54,180 --> 00:39:58,480
‫یه دوماد مضطرب و عرق‌کرده
‫اونجا منتظره

495
00:39:58,480 --> 00:40:00,980
‫نهایت سعی‌ام رو می‌کنم
‫که اضطرابش رو بیشتر کنم

496
00:40:05,820 --> 00:40:07,820
‫وای، آدام

497
00:40:14,580 --> 00:40:18,120
‫- دلم برات تنگ شده بود
‫- من هم دلم برات تنگ شده بود

498
00:40:18,120 --> 00:40:21,324
‫وقتی فهمیدم توی لووفی
‫و هنوز به دیدنم نیومدی

499
00:40:21,349 --> 00:40:23,065
‫جا خوردم

500
00:40:23,540 --> 00:40:25,750
‫از وقتی که رسیدم
‫همه‌چیز قرو قاطی شد

501
00:40:25,750 --> 00:40:29,260
‫این کبوترهای عاشق تصمیم گرفتن
‫فوراً با همدیگه ازدواج کنن

502
00:40:29,260 --> 00:40:32,510
‫برنامه‌ریزی کردنش... عملیاتِ وحشتناکی بود

503
00:40:32,510 --> 00:40:35,510
‫- آره، می‌دونم
‫- معلومه که می‌دونی

504
00:40:35,510 --> 00:40:38,350
‫بیشتر کارها... روی دوش خودت بوده

505
00:40:38,350 --> 00:40:40,600
باعث افتخارم بوده

506
00:40:43,110 --> 00:40:44,730
‫بقیه منتظرن،

507
00:40:44,730 --> 00:40:49,240
‫ولی بعد مراسم
‫درست‌وحسابی با هم صحبت می‌کنیم

508
00:40:49,610 --> 00:40:50,610
‫خب؟

509
00:40:50,610 --> 00:40:52,320
‫- باشه
‫- خیلی‌خب

510
00:42:08,020 --> 00:42:11,610
‫قبل از اینکه تموم بشیم،
‫مایلم یه چیزی اضافه کنم،

511
00:42:11,610 --> 00:42:15,320
‫حتی توی تاریکی هم،
‫نور عشقتون رو می‌بینم

512
00:42:16,320 --> 00:42:17,950
‫سرتاپا مملو از عشق‌اید

513
00:42:17,950 --> 00:42:21,870
‫و چشمانتون از این عشق برق می‌زنه

514
00:42:25,620 --> 00:42:28,710
‫حالا متأهل شدید. تبریک!

515
00:42:35,760 --> 00:42:40,760
‫نه، نه، توی مراسم عروسی‌تون،
‫میزبان یک خوانندۀ ویژه هستید

516
00:42:41,350 --> 00:42:44,690
‫نه، نه، نه، نه
‫اصلاً، اصلاً نمی‌تونم قبول کنم

517
00:42:44,690 --> 00:42:46,770
‫نکن خب!

518
00:42:46,770 --> 00:42:49,770
‫- چی شد؟
‫- مشکلی نداریم!

519
00:42:49,770 --> 00:42:51,900
‫دوست داری ‫آهنگ
موردعلاقۀ من «لیست» رو بشنوی؟

520
00:42:51,900 --> 00:42:54,320
‫- خب، باشه!
‫- هیس، گنک!

521
00:42:54,320 --> 00:42:57,160
‫- گنک، هیس!
‫- من آدی‌ام

522
00:42:57,160 --> 00:43:00,160
‫به عنم که اسمت چیه،
‫یه کاری می‌کنی بازداشت بشیم‌ها

523
00:43:00,160 --> 00:43:03,660
‫- صدات رو بیار پایین
‫- پس در حال آواز خوندن میرم زندون!

524
00:43:13,340 --> 00:43:17,050
‫وقتی اوضاع بهتر شد،
‫میام دنبالت، خب؟

525
00:43:17,840 --> 00:43:19,050
‫دنبال هردوتون

526
00:43:21,390 --> 00:43:26,020
جایی‌که گزینه‌ها و فرصت‌های شغلی داشته باشه
کمک بیشتری از دستم برمیاد، میلا

527
00:43:26,020 --> 00:43:27,350
‫همینطور دوست‌پسر

528
00:43:27,350 --> 00:43:29,860
‫واقعاً فکر کردی
‫بخاطر یه دوست‌پسر دارم میرم؟

529
00:43:30,150 --> 00:43:33,150
‫جرم که نیست. من از آدام خوشم میاد

530
00:43:34,940 --> 00:43:36,860
‫این روزها، لوکس‌تر از این پیدا نمیشه

531
00:43:36,860 --> 00:43:39,870
‫من نمی‌خورم

532
00:43:45,450 --> 00:43:47,540
‫چیزی عوض شده؟

533
00:43:48,670 --> 00:43:50,420
‫ببخشید که میگم،

534
00:43:50,420 --> 00:43:53,130
‫ولی این نوشیدنی سنگینه و...

535
00:43:54,920 --> 00:43:58,010
‫هیچ چیزی برای من عوض نشده

536
00:44:05,350 --> 00:44:06,770
‫متأسفم

537
00:44:08,770 --> 00:44:10,980
‫مشکلی نداره

538
00:44:10,980 --> 00:44:12,980
‫تقصیر منه

539
00:44:13,480 --> 00:44:16,690
‫نه، تو هیچ کار اشتباهی نکردی

540
00:44:16,690 --> 00:44:18,990
‫چرا... گذاشتم رفتم

541
00:44:19,360 --> 00:44:22,990
‫آدام. تو مجبور شده بودی، آدام

542
00:44:23,740 --> 00:44:28,080
‫موندن یا رفتنت
‫تغییری توی این تصمیمم نداشت

543
00:44:29,000 --> 00:44:32,000
‫من...

544
00:44:33,750 --> 00:44:36,380
‫من مثل اون‌ها نیستم

545
00:44:37,710 --> 00:44:40,340
‫نیازی نیست که شبیه‌شون باشی

546
00:44:43,800 --> 00:44:45,810
‫اومدم اینجا که...

547
00:44:46,520 --> 00:44:49,520
‫باید... باید یه کاری بکنم

548
00:44:49,520 --> 00:44:51,810
‫می‌خوام کاری که تو می‌کنی رو بکنم

549
00:44:52,150 --> 00:44:54,360
‫- هالینا، فکر نکنم...
‫- نه، پناهگاه، خاخام،

550
00:44:54,360 --> 00:44:58,940
‫می‌خوام جزوی از چیزی باشم
‫که تو مشغول بهشی

551
00:45:01,740 --> 00:45:04,530
‫ما کمک‌های کوچیکی می‌کنیم

552
00:45:06,580 --> 00:45:10,000
‫کوچک‌تر از من پیدا نمی‌کنید

553
00:45:10,000 --> 00:45:11,290
‫چیه؟

554
00:45:11,960 --> 00:45:15,960
‫معرفیت می‌کنم

555
00:45:20,220 --> 00:45:23,220
‫می‌تونیم دوست بمونیم؟

556
00:45:26,560 --> 00:45:27,760
‫البته

557
00:45:29,270 --> 00:45:30,480
‫همیشه

558
00:45:46,538 --> 00:45:51,335
[اکتبر سال 1940]
[ ده ماه بعد]

559
00:45:55,255 --> 00:45:59,134
[سفارت آمریکا]
[فرانسه، ویشی]

560
00:45:59,210 --> 00:46:02,300
‫«مادر عزیزم...
‫ده ماهی که بدون هیچ خبری گذشت

561
00:46:02,300 --> 00:46:03,880
‫سرتاسر عذاب‌ بود»

562
00:46:03,880 --> 00:46:05,550
‫«بعد از اینکه فرانسه
‫به دستِ نیروهای دشمن افتاد،

563
00:46:05,550 --> 00:46:07,470
‫از برگۀ ترخیصم استفاده کردم

564
00:46:07,470 --> 00:46:11,680
‫تا در سریع‌ترین زمان ممکن
‫از ارتش بیرون بیام»

565
00:46:11,680 --> 00:46:14,980
‫«اینجا زندگی قابل‌تحمل نیست»

566
00:46:15,940 --> 00:46:19,690
‫«یهودی‌های فرانسه
‫از حق و حقوق‌شون محروم شدن،

567
00:46:19,690 --> 00:46:23,150
‫اسیر شدن و هزاران نفر اخراج شدن»

568
00:46:23,900 --> 00:46:28,370
‫«الان که دارم این نامه رو می‌نویسم،
‫می‌دونم توصیه‌ات بهم چیه»

569
00:46:29,490 --> 00:46:32,910
‫«که از مغزم استفاده کنم
‫و تا وقت دارم خودم رو از مهلکه بکشم بیرون»

570
00:46:33,460 --> 00:46:36,540
‫«چشم به امید اینـم
‫که بتونم یه ویزا بگیرم،

571
00:46:36,540 --> 00:46:38,210
‫و با ویزام، یه آدرس همیشگی داشته باشم،

572
00:46:38,210 --> 00:46:41,340
‫تا بتونم کل انرژیم
‫رو صرف پیدا کردنت کنم»

573
00:46:42,510 --> 00:46:44,630
‫«سوال اینجاست؛ کی من رو می‌پذیره؟»

574
00:46:47,640 --> 00:46:51,060
‫با عرض پوزش، امروز دیگه ویزا نداریم

575
00:46:51,060 --> 00:46:53,140
‫خواهش می‌کنم، خواهش می‌کنم!

576
00:46:53,140 --> 00:46:55,980
‫دو روزه تمومه که اینجاییم.
‫چرا باید صبر کنیم؟

577
00:46:55,980 --> 00:46:59,570
‫درکتون می‌کنم خانم،
‫ولی باید برید یه جای دیگه

578
00:46:59,570 --> 00:47:03,650
‫کجا بریم؟! بگید کجا بریم!
‫همه‌جا بسته‌ست!

579
00:47:05,570 --> 00:47:07,950
‫باید دوباره برزیل رو در نظر بگیریم

580
00:47:07,950 --> 00:47:10,030
‫نه، 10 ساعت اونجا منتظر موندیم دیگه

581
00:47:10,030 --> 00:47:11,540
‫بدشانسی آورده بودیم

582
00:47:11,540 --> 00:47:13,450
‫بیشتر شبیه یه شایعۀ ریده‌ست

583
00:47:13,450 --> 00:47:16,920
‫شرمنده ولی منظورتون سفیر دانتسه؟

584
00:47:18,290 --> 00:47:19,500
‫بله

585
00:47:20,290 --> 00:47:24,050
‫من هم همون شایعه رو شنیدم،
‫که ممکنه هم‌دردی کنه

586
00:47:24,050 --> 00:47:26,130
‫بله، اما مشکل دسترسیـه

587
00:47:26,130 --> 00:47:30,550
‫نخیر، مشکل رئیس‌جمهور بارگاسه
‫که با هیتلر خوب تا می‌کنه

588
00:47:30,550 --> 00:47:34,520
‫آخه سوزا دانتس چه انگیزه‌ای داره
‫که به یهودی‌ها اجازۀ ورود بده؟

589
00:47:34,980 --> 00:47:36,390
‫انسانیت؟

590
00:47:36,690 --> 00:47:39,610
بهش امید نبند

592
00:48:04,210 --> 00:48:07,050
‫ببخشید؟
‫شما اینجا مهمان هستید؟

593
00:48:07,050 --> 00:48:08,880
‫منتظر یکی از دوستانم هستم

594
00:48:08,880 --> 00:48:10,970
‫چجور دوستی هستن
‫که الان دو ساعته منتظرید؟

595
00:48:11,470 --> 00:48:13,890
‫دیر کرده

596
00:48:15,680 --> 00:48:16,680
‫سفیر دانتس!

597
00:48:16,680 --> 00:48:18,060
‫- جناب
‫- خواهش می‌کنم، آقای سفیر

598
00:48:18,060 --> 00:48:19,730
‫باید همین حالا از اینجا برید

599
00:48:20,480 --> 00:48:22,560
‫فقط چند لحظه‌ای وقتتون رو می‌گیرم

600
00:48:26,320 --> 00:48:28,200
‫از کجا آدرس خونه‌ام رو پیدا کردید؟

601
00:48:28,200 --> 00:48:31,450
‫بقیه رو زیاد سوال‌پیچ می‌کنم.
‫ظاهراً مردم از هم‌صحبتی باهام خوششون میاد.

602
00:48:32,200 --> 00:48:34,280
‫ببینیم و تعریف کنیم

603
00:48:36,410 --> 00:48:38,540
‫اسمم آدی کورکه

604
00:48:38,540 --> 00:48:40,920
‫مهندس برقـم

605
00:48:40,920 --> 00:48:44,210
‫با فروتنی مهارت‌هام
‫رو برای خدمت به کشورتون عرضه می‌کنم

606
00:48:44,710 --> 00:48:46,460
‫اگه هدفتون
‫تقاضای ویزاست،

607
00:48:46,460 --> 00:48:47,760
‫باید به سفارتخونه مراجعه کنید

608
00:48:47,760 --> 00:48:50,050
‫بله، پنج دفعه‌ای مراجعه کردم

609
00:48:51,890 --> 00:48:54,510
‫فکر نکنم
‫سفارتخونه‌تون علاقه‌ای به استقبال

610
00:48:54,510 --> 00:48:56,220
‫از افرادی مثل من رو داشته باشه

611
00:49:04,060 --> 00:49:06,900
‫- مهندسید؟
‫- مهندس برق

612
00:49:07,150 --> 00:49:10,240
‫اولین رادیویی که درست کردم،
‫توی هفت سالگی از روی غریزه بوده

613
00:49:10,240 --> 00:49:13,320
‫طولی نکشید
‫که از صفر یه رادیو ساختم

614
00:49:13,320 --> 00:49:14,740
‫مدرکم رو از دانشگاه

615
00:49:14,740 --> 00:49:17,370
‫پُلی‌تکنیک گرنوبل گرفتم

616
00:49:17,370 --> 00:49:20,580
‫قبل از جنگ،
‫توی یه شرکتی در پاریس استخدام شدم

617
00:49:20,580 --> 00:49:22,670
‫نمی‌خوام با دست خالی برای ورود

618
00:49:22,670 --> 00:49:25,290
‫به کشورتون درخواست بدم

619
00:49:25,790 --> 00:49:29,130
‫و البته اگه هزینه‌ای... لازمه...

620
00:49:29,130 --> 00:49:31,220
‫بذارش کنار. نیازی نیست.

621
00:49:33,930 --> 00:49:35,760
‫اهل کجایی؟

622
00:49:36,350 --> 00:49:38,180
‫رادوم لهستان

623
00:49:38,680 --> 00:49:43,310
‫- هنوزم خونواده‌تون اونجان؟
‫- بله، چهار خواهر و برادر به همراه مادر و پدرم

624
00:49:43,310 --> 00:49:48,030
‫مدت زمان زیادی... رو با همدیگه
‫در تماس بودیم ولی دیگه خبری از...

625
00:49:50,400 --> 00:49:51,610
‫نامه نشد

626
00:49:52,450 --> 00:49:54,360
‫ریو دو ژانیرو فرسنگ‌ها دوره

627
00:49:56,660 --> 00:49:57,950
‫می‌دونم

628
00:50:01,370 --> 00:50:04,710
‫پاسپورتت رو بهم بده.
‫فردا برگرد.

629
00:50:04,710 --> 00:50:07,630
‫یه کشتی هست که به زودی از مارسِی

630
00:50:07,630 --> 00:50:09,340
‫به ریو میره

631
00:50:09,340 --> 00:50:10,840
‫آلسینا

632
00:50:11,510 --> 00:50:13,720
‫نمی‌دونم کِی میره
‫یا اصلاً کشتی دیگه‌ای در کار هست یا نه

633
00:50:14,510 --> 00:50:16,260
‫هرجور شده باید سوارش بشی

634
00:50:16,680 --> 00:50:17,680
‫چشم

635
00:50:20,640 --> 00:50:23,270
‫ممنونم. ممنونم

636
00:50:29,780 --> 00:50:32,650
‫چه... چه خبره؟

637
00:50:34,070 --> 00:50:36,820
‫من هیچ کارِ... اشتباهی نکردم

639
00:50:44,920 --> 00:50:47,540
‫شما گنک کورک هستید؟

640
00:50:47,880 --> 00:50:50,550
‫به چه حقی نصف شب
‫من رو از خونه‌ام می‌کشید بیرون؟

641
00:50:50,550 --> 00:50:53,010
‫اسمتون رو تأیید کنید، گنک کورک

642
00:50:53,840 --> 00:50:57,680
‫- بله، من گنک کورک هستم...
‫- لهستانی هستید؟

643
00:50:59,390 --> 00:51:00,390
‫خیر

644
00:51:02,140 --> 00:51:05,980
‫یعنی بله، اهل لهستانـم

645
00:51:06,940 --> 00:51:08,940
‫می‌دونید این چیه؟

646
00:51:10,730 --> 00:51:13,940
‫قراردادیه که برای اجارۀ این خونه امضا کردم

647
00:51:16,150 --> 00:51:18,870
‫این چی؟ اینجا چی نوشته؟

648
00:51:19,660 --> 00:51:23,870
‫از مستأجر خواسته
‫که تابعیتش رو اعلام کنه

649
00:51:24,870 --> 00:51:26,370
‫و شما چی اعلام کردید؟

650
00:51:29,630 --> 00:51:32,920
‫هیچی... حتماً از دستم در رفته

651
00:51:32,920 --> 00:51:37,010
‫یا شایدم انقدر کودن هستید
‫که خبر ندارید توی خاک شوروی هستید

652
00:51:37,010 --> 00:51:38,930
‫می‌دونم توی چه خاکی هستم

653
00:51:40,850 --> 00:51:46,560
‫گنک کورک... شما
‫دشمنِ این ایالت تلقی شده‌اید

654
00:51:46,560 --> 00:51:49,730
‫شما بازداشتید
‫و باید همراهمون بیاید

655
00:51:49,754 --> 00:52:19,754
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

