﻿1
00:00:01,000 --> 00:00:12,000
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

2
00:00:12,760 --> 00:00:15,470
‫« بر اساس رویدادهای واقعی »

3
00:00:16,000 --> 00:00:23,000
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

4
00:00:23,560 --> 00:00:25,270
<i>‫گل‌هات واسه خودت.</i>

5
00:00:25,270 --> 00:00:27,740
<i>‫بطری مشروبت واسه خودت.
‫ساراپه‌ت هم واسه خودت!</i>

6
00:00:41,120 --> 00:00:43,410
‫تقصیر خودتـه.

7
00:00:43,410 --> 00:00:44,540
‫چی تقصیر خودمـه؟

8
00:00:44,540 --> 00:00:46,960
‫اخراج شدنت.
‫دیگه چی پس؟

9
00:00:47,920 --> 00:00:50,420
‫وقتی لا دونیا بهش سیلی زد
‫باید صورتش رو می‌دیدی.

10
00:00:50,420 --> 00:00:53,050
‫اینقدر مزخرف نگو دختر.

11
00:00:53,050 --> 00:00:55,930
‫مزخرف نیست، دونیا روزاریو.
‫بازیگریـه.

12
00:00:57,970 --> 00:01:01,350
‫هی. به‌نظرت من شبیه بازیگرها نیستم؟

13
00:01:01,970 --> 00:01:03,480
‫پارچه رو بکش دختر.

14
00:01:03,480 --> 00:01:04,810
‫محکم بکش.

15
00:01:04,810 --> 00:01:06,940
‫وگرنه آقای فیلیپس پدرت رو در میاره.

16
00:01:21,030 --> 00:01:23,410
‫ارزش این ماشین‌ها
‫از جون کیری‌ـت بیشتره

17
00:01:23,910 --> 00:01:25,000
‫به من نگاه کن.

18
00:01:26,000 --> 00:01:27,210
‫به من نگاه کن!

19
00:01:29,590 --> 00:01:31,500
‫من نگرانت می‌کنم عزیزم؟

20
00:01:32,920 --> 00:01:33,920
‫کار من بود.

21
00:01:37,090 --> 00:01:38,260
‫خیلی‌خب.

22
00:01:41,050 --> 00:01:44,060
‫پنج‌ساعت اضافه کار می‌کنی، بدون حقوق.
‫فهمیدی؟

23
00:01:44,560 --> 00:01:45,560
‫بله آقا.

24
00:02:00,000 --> 00:02:07,000
‫مترجم: «محمدعلی sm»

25
00:02:48,000 --> 00:02:52,000
‫« مکزیکو سیتی، ۱۹۷۱ »

26
00:03:29,000 --> 00:03:30,620
‫عصرتون بخیر.

27
00:03:31,170 --> 00:03:32,250
‫سلام؟

28
00:03:33,130 --> 00:03:34,250
‫نظافت.

29
00:04:05,410 --> 00:04:07,870
<i>‫«لُخت‌کن» تلالپانی دوباره کار خودش رو کرد.</i>

30
00:04:07,870 --> 00:04:12,080
<i>‫آخرین قربانی اون،
‫لوسیا مارتینز ۲۴ ساله‌اس.</i>

31
00:04:12,080 --> 00:04:14,000
<i>‫اون چهارمین قربانی این جریاناتـه</i>

32
00:04:14,000 --> 00:04:17,540
<i>‫و تمامی زنان شهر
‫از ترک کردن خونه‌هاشون هراس دارند.</i>

33
00:04:17,540 --> 00:04:20,460
<i>‫و درخواست دارند تا پلیس
‫این قاتل رو از خیابون‌ها...</i>

34
00:04:20,460 --> 00:04:23,260
‫- چرا بهش میگن «لخت‌کُن»؟
‫- <i>...یک بار و برای همیشه جمع کند.</i>

35
00:04:23,260 --> 00:04:26,430
‫چون اول لباس‌هاشون رو در میاره و
‫بعد اونا رو می‌کُشه!

36
00:04:26,430 --> 00:04:28,600
‫اینقدر برادرت رو نترسون.

37
00:04:29,430 --> 00:04:30,600
‫من که نترسیدم.

38
00:04:30,600 --> 00:04:31,680
‫بریم.

39
00:04:32,850 --> 00:04:34,020
‫داره میاد.

40
00:04:44,660 --> 00:04:46,490
‫یک، دو...

41
00:04:46,990 --> 00:04:48,490
‫سه!

42
00:04:48,490 --> 00:04:50,160
‫سه خواهر مُردن!

43
00:04:51,200 --> 00:04:52,700
‫و اونا هیچ کاری نکردن!

44
00:04:53,500 --> 00:04:54,830
‫دیشب هم یکی دیگه رو کشته!

45
00:04:55,870 --> 00:04:59,460
‫چندنفر دیگه باید بمیرن تا کاری بکنن؟
‫چند نفر؟

46
00:04:59,460 --> 00:05:02,130
‫اگه متفرق نشین،
‫امشب رو زندان می‌گذرونی.

47
00:05:02,710 --> 00:05:04,340
‫به درک.

48
00:05:04,340 --> 00:05:06,890
‫از وقتی چشم باز کردیم
‫توی زندان بودیم.

49
00:05:06,890 --> 00:05:08,100
‫آماده‌؟

50
00:05:09,430 --> 00:05:10,430
‫شروع!

51
00:05:18,650 --> 00:05:19,860
‫« تاریخچه‌ی علم »

52
00:05:19,860 --> 00:05:21,190
‫« واژه‌نامه‌ی کتاب مقدس »

53
00:05:25,610 --> 00:05:28,870
‫زنان متحد هیچوقت شکست نمی‌خورن!

54
00:05:29,370 --> 00:05:31,160
‫« لخت‌کُن »

55
00:05:59,310 --> 00:06:00,520
‫کارت خوب بود موفرفری.

56
00:06:00,520 --> 00:06:02,860
‫خواهر کوچولوت شکستت داد.

57
00:06:05,530 --> 00:06:07,910
‫آفرین.
‫خوب بود.

58
00:06:07,910 --> 00:06:10,280
‫باریکلا پسر.
‫بگیرش.

59
00:06:12,160 --> 00:06:15,040
‫چه خبرتونـه؟
‫پاشین برین سر کارتون.

60
00:06:15,040 --> 00:06:16,330
‫بله قربان.

61
00:06:19,370 --> 00:06:20,710
‫به مامانت کمک کن عزیزم.

62
00:06:20,710 --> 00:06:21,790
‫الان میرم.

63
00:06:22,540 --> 00:06:23,670
‫آفرین موفرفری.

64
00:06:24,590 --> 00:06:25,920
‫خواهر کوچولو!

65
00:06:30,140 --> 00:06:31,140
‫گابینا.

66
00:06:31,140 --> 00:06:32,720
‫- بیا کمک، عزیزم.
‫- اومدم.

67
00:06:36,680 --> 00:06:38,020
‫اصلاً امتحان نکن.

68
00:06:39,020 --> 00:06:40,850
‫اجاق گاز دوباره سوختـه.

69
00:06:40,850 --> 00:06:42,650
‫باید به یارو زنگ بزنیم.

70
00:06:42,650 --> 00:06:45,150
‫اجاق گاز جدید می‌خوایم.

71
00:06:45,150 --> 00:06:47,490
‫پول‌مون نمی‌رسه جدیدش رو بخریم.

72
00:06:48,320 --> 00:06:53,280
‫سه ساله که داری کار می‌کنی
‫و اصلاً حقوقت زیاد نشده.

73
00:06:54,160 --> 00:06:55,410
‫چرا درخواست نمی‌‌کنی؟

74
00:06:58,660 --> 00:06:59,670
‫ایول!

75
00:06:59,670 --> 00:07:01,880
‫- ممنونم.
‫- تولدت مبارک بابا.

76
00:07:03,130 --> 00:07:03,960
‫باید برم.

77
00:07:03,960 --> 00:07:06,420
‫- چی؟ داری میری؟
‫- آره. جلسه دارم.

78
00:07:06,420 --> 00:07:07,510
‫همین حالا.

79
00:07:07,510 --> 00:07:11,390
‫دکمه‌های سر آستینم رو ندیدی؟
‫آره، همون طلایی‌ها.

80
00:07:11,390 --> 00:07:13,600
‫- هفته پیش تو اداره جا گذاشتی‌شون.
‫- ندیدی‌شون؟

81
00:07:13,600 --> 00:07:14,680
‫نمیشه بمونی؟

82
00:07:14,680 --> 00:07:18,270
‫نه. همین حالا جلسه دارم.
‫واسه شام میام.

83
00:07:18,270 --> 00:07:21,810
‫یه چندروز هم باید برم آکاپولکو.

84
00:07:21,810 --> 00:07:24,690
‫- چی؟ دوباره؟
‫- آره، چاره‌ای نیست.

85
00:07:24,690 --> 00:07:28,360
‫باید پیش مشتری باشم،
‫من هم معمار پروژه‌ام دیگه.

86
00:07:29,280 --> 00:07:30,820
‫- خدافظ.
‫- تولدت مبارک.

87
00:07:38,370 --> 00:07:39,580
‫کی کیک می‌خواد؟

88
00:07:42,420 --> 00:07:44,710
‫پدربزرگ خدابیامرزت،

89
00:07:44,710 --> 00:07:47,840
‫می‌گفت اضافه کاری بهتر از بی‌کاریـه.

90
00:07:48,670 --> 00:07:51,930
‫و تو سن۴۱ سالگی، وقتی پشت میزش
‫ نشسته بود، به‌خاطر حمله‌ی قلبی مُرد.

91
00:07:51,930 --> 00:07:54,550
‫باشه اما همیشه خونوادش رو تامین می‌کرد.

92
00:07:56,010 --> 00:07:59,470
‫نمی‌دونم چی‌کار کنم مامان.
‫هرشب دیر برمی‌گرده خونه.

93
00:07:59,470 --> 00:08:03,100
‫به‌خاطر اون هتل آکاپولکو هم که
‫اصلاً آخرهفته‌ها نمی‌بینمش.

94
00:08:04,230 --> 00:08:05,310
‫دلم براش تنگ میشه.

95
00:08:05,310 --> 00:08:09,230
‫عزیزم، اینقدر خودت رو مظلوم نشون نده.
‫کار جذابی نیست.

96
00:08:09,230 --> 00:08:10,530
‫قهوه سرد شده.

97
00:08:13,990 --> 00:08:16,040
‫من خودم رو چیزی نشون نمیدم مامان.

98
00:08:18,020 --> 00:08:19,790
‫فقط میگم که کاش بیشتر بود.

99
00:08:19,790 --> 00:08:22,200
‫اگه خیلی کار می‌کنـه
‫واسه اینـه که عاشقتـه.

100
00:08:22,200 --> 00:08:25,130
‫تو هرروز با بچه‌هات میای اینجا.

101
00:08:25,130 --> 00:08:28,130
‫اون‌ هم همیشه تو اون اداره گیر افتاده.

102
00:08:28,130 --> 00:08:29,880
‫تازه حتی روز تولدش.

103
00:08:36,930 --> 00:08:39,470
‫میشه بچه‌ها که از مدرسه برگشتن
‫پیش‌شون بمونی؟

104
00:08:40,180 --> 00:08:41,310
‫آره، حتماً.

105
00:08:46,980 --> 00:08:48,940
‫باید درخواست افزایش حقوق بدم.

106
00:08:48,940 --> 00:08:52,900
‫- <i>با پاکو پوکارو برگشتیم!</i>
‫- امکان نداره. اینجا خبری از افزایش حقوق نیست.

107
00:08:52,900 --> 00:08:54,950
<i>‫عجیب ‌و غریب‌ترین‌شون.</i>

108
00:08:54,950 --> 00:08:59,990
<i>‫و برگشتیم پیش شما خانم‌ها و دوشیزه‌‌ها،
‫و یه سورپرایز براتون داریم!</i>

109
00:09:00,580 --> 00:09:02,250
‫یه مهمان بسیار ویژه داریم.

110
00:09:02,250 --> 00:09:04,670
‫امروز آقای امیلیو اسکوبادو مهمان‌مون هستن.

111
00:09:04,670 --> 00:09:10,340
‫آقای امیلیو اخیراً توسط شخص رئیس جمهور

112
00:09:10,340 --> 00:09:13,220
‫برای مقام رئیس‌پلیسیِ
‫ مکزیکو سیتی انتخاب شدن.

113
00:09:13,220 --> 00:09:14,470
‫به افتخارشون لطفاً.

114
00:09:14,470 --> 00:09:16,430
‫کون لق پلیسا!

115
00:09:16,430 --> 00:09:18,180
‫هی، ایشون تازه اومدن اینجا!

116
00:09:18,180 --> 00:09:19,720
‫جانم؟

117
00:09:19,720 --> 00:09:23,680
‫آره، کون لق پلیسا.

118
00:09:24,560 --> 00:09:27,060
‫می‌شنوم.
‫فکر نکنین که نمی‌شنوم.

119
00:09:27,650 --> 00:09:30,150
‫فکر نکنین که حق ندارین
‫ از دست‌مون عصبانی نباشین.

120
00:09:30,150 --> 00:09:36,820
<i>‫اما الان دیگه سال ۱۹۶۸ نیست.
‫سال ۱۹۷۱ ـه. یه دهه‌ی جدید.</i>

121
00:09:37,410 --> 00:09:40,370
<i>‫دوران ریاست جمهوری جدید و
‫یه نیروی انتظامی جدید.</i>

122
00:09:40,370 --> 00:09:45,540
<i>‫و من فقط حرف نمی‌زنم.
‫نه. اینجام تا ثابتش کنم.</i>

123
00:09:45,540 --> 00:09:48,630
<i>‫اینجام تا بهتون بگم که
‫ما باید به فکر آینده باشیم.</i>

124
00:09:48,630 --> 00:09:53,460
<i>‫باید تصمیم بگیریم که می‌خوایم چی باشیم.
‫یه پلیس روشن‌فکر.</i>

125
00:09:53,460 --> 00:09:55,510
<i>‫یه پلیس جامع‌تر، درستـه؟</i>

126
00:09:56,130 --> 00:09:57,890
‫البته، جناب رئیس‌پلیس.
‫اما چطوری؟

127
00:09:57,890 --> 00:10:01,120
‫چطوری می‌تونین یه نیروی انتظامیِ
‫روشن‌فکرتر و جامع‌تر دست پیدا کنین؟

128
00:10:01,120 --> 00:10:03,970
‫ما قراره درها رو

129
00:10:03,970 --> 00:10:09,900
‫به روی زنانی که می‌خوان به نیروی انتظامیِ
‫ مکزیکو سیتی ملحق بشن، باز کنیم.

130
00:10:10,650 --> 00:10:12,730
<i>‫خانم‌ها و آقایون،
‫درست شنیدین.</i>

131
00:10:12,730 --> 00:10:15,240
<i>‫پلیس‌های زن.
‫کاملاً درست شنیدین.</i>

132
00:10:15,740 --> 00:10:20,490
‫اما مطمئنم که خیلی‌ از خانم‌هایی که الان
‫دارن ما رو نگاه می‌کنن، از جمله خود شما

133
00:10:20,490 --> 00:10:22,740
‫براشون سوال شده که

134
00:10:22,740 --> 00:10:25,120
‫«چرا؟ چرا الان؟»

135
00:10:25,120 --> 00:10:29,580
‫چون یه قاتل مکزیکو سیتی رو
‫به وحشت انداخته جناب رئیس‌جمهور.

136
00:10:30,630 --> 00:10:33,420
‫خب این چه ربطی به پلیس‌های زن داره امیلیو؟

137
00:10:33,420 --> 00:10:37,420
‫چون توجه رسانه‌ها رو به خودش جلب کرده.

138
00:10:37,780 --> 00:10:41,890
‫هر مقاله در رابطه با این موضوع
‫یعنی یه مقاله کمتر در رابطه با شما.

139
00:10:41,890 --> 00:10:44,470
‫چون از زمانی که زن‌ها به حق رای دادن رسیدن

140
00:10:44,470 --> 00:10:46,890
‫چنین قدم مهمی برداشته نشده.

141
00:10:46,890 --> 00:10:48,190
‫و امروز...

142
00:10:48,890 --> 00:10:50,600
‫امروز روز برداشتن اون قدمـه.

143
00:10:51,770 --> 00:10:54,070
‫کاملاً درستـه!

144
00:10:54,070 --> 00:10:56,360
‫بیاین یه موضوع دیگه واسه‌ی بحث بهشون بدیم.

145
00:10:56,900 --> 00:10:58,150
‫خوشم نیومد.

146
00:10:58,150 --> 00:10:59,610
‫موضوعی مثلِ...

147
00:11:00,160 --> 00:11:01,570
‫زنان.

148
00:11:01,570 --> 00:11:04,870
‫موضوعی که مثلاً زن‌ها قهرمان باشن...

149
00:11:05,790 --> 00:11:07,660
‫نه این که قربانی باشن؟

150
00:11:07,660 --> 00:11:10,500
‫اینطوری اسم «لخت‌کُن» از
.تیترها پاک میشه

151
00:11:11,290 --> 00:11:13,160
‫که به ریاست‌جمهوری شما کمک می‌کنن.

152
00:11:13,750 --> 00:11:18,050
‫توی همین حین، به زنانی که
‫با ترس زندگی می‌کنن، عزت میدیم.

153
00:11:18,050 --> 00:11:20,130
‫که به کشور کمک می‌کنـه.

154
00:11:20,930 --> 00:11:22,430
‫من که خوشم اومد.

155
00:11:22,430 --> 00:11:24,850
‫ببخشید اما مجبورم که بپرسم،
‫مجبورم که بگم.

156
00:11:26,160 --> 00:11:28,170
‫الان که درگیر این «لخت‌کُن» فراری هستیم

157
00:11:28,810 --> 00:11:31,560
‫نمی‌ترسین که
‫جون زنان بیشتری به خطر بیفته؟

158
00:11:31,560 --> 00:11:33,980
‫اون‌ هم حالا که با خودشون
‫ نشان پلیس حمل می‌کنن؟

159
00:11:33,980 --> 00:11:35,960
‫شما این رو میگین:

160
00:11:36,980 --> 00:11:38,070
‫نه.

161
00:11:38,940 --> 00:11:42,490
‫ما منابع لازم رو در اختیارشون قرار میدیم

162
00:11:43,040 --> 00:11:47,080
‫تا از خودشون محافظت کنن و توی همین حین،
‫ خدمت ارزشمندی رو به جامعه ارائه بدن.

163
00:11:47,080 --> 00:11:48,830
‫تفنگ بدن دست زنا؟

164
00:11:48,830 --> 00:11:51,080
‫دعا کن به گوش زنت نرسـه.

165
00:11:52,620 --> 00:11:55,540
<i>‫دیگه وقتی برامون نمونده.
‫خب حالا...</i>

166
00:11:55,540 --> 00:11:57,380
‫به‌نظرت حقوقش از اینجا بیشتره؟

167
00:11:58,010 --> 00:11:59,550
‫آره، حتماً.

168
00:12:00,050 --> 00:12:02,430
‫ببین چقدر دارن تبلیغ می‌کنن.

169
00:12:02,430 --> 00:12:07,810
‫وقت‌مون تموم شده. اما خانم‌ها،
‫ دوشیزه‌ها و بانوان گرامی توی خونه،

170
00:12:07,810 --> 00:12:09,930
<i>‫موضوع رئیس اسکوبدو همچنان پابرجاس.</i>

171
00:12:09,930 --> 00:12:11,770
<i>‫شما برای این تغییر آماده‌این؟</i>

172
00:12:11,770 --> 00:12:17,110
<i>‫آماده‌این تا پلیس درون‌تون رو بیدار کنین؟</i>

173
00:12:21,110 --> 00:12:22,150
‫عزیزم؟

174
00:12:26,950 --> 00:12:29,490
<i>‫تولدت مبارک...</i>

175
00:12:29,490 --> 00:12:31,000
‫چه‌خبر سالوا؟

176
00:12:31,000 --> 00:12:32,920
‫چی می‌خوای؟
‫دستشویی‌ها رو...

177
00:12:32,920 --> 00:12:34,720
‫باید تصمیم بگیری که دستشویی‌ها...

178
00:12:34,720 --> 00:12:36,710
‫اینجا باشه یا اونجا

179
00:12:36,710 --> 00:12:40,300
‫چون باید این امکان رو بررسی کنی
‫که طبقه بالا یه دستشویی دیگه هست یا نه

180
00:12:40,300 --> 00:12:43,930
‫یا جای خالی و پنجره هست یا نیست.

181
00:12:48,560 --> 00:12:49,640
‫الو؟

182
00:12:51,020 --> 00:12:54,100
‫سلام.
‫چقدر خوشحال شدم صدای قشنگت رو شنیدم.

183
00:12:55,020 --> 00:12:57,110
‫می‌دونی که خیلی دلم می‌خواد
‫اما نمی‌تونم.

184
00:12:57,110 --> 00:12:59,360
‫احمق که نیست.
‫شک می‌کنـه.

185
00:13:01,070 --> 00:13:05,410
‫چندروز دیگه، توی ساحل
‫هرکاری بخوایم می‌کنیم.

186
00:13:06,530 --> 00:13:07,620
‫من هم همینطور.

187
00:13:08,450 --> 00:13:09,790
‫دیگه باید قطع کنم.

188
00:13:11,660 --> 00:13:13,250
‫نقشه‌های هتل جدیدتون.

189
00:13:13,250 --> 00:13:15,170
‫- بله.
‫- می‌خواین الان بررسی کنین؟

190
00:13:15,170 --> 00:13:18,340
‫آره همین حالا.
‫به مارکو بگو بیاد اینجا.

191
00:13:18,340 --> 00:13:21,460
‫کلی کار رو سرمون ریختـه.
‫حداقل دو سه ساعتی طول می‌کشـه.

192
00:13:23,130 --> 00:13:26,130
‫خب، انگار قراره نُه هفته‌ی دیگه
‫نوه‌دار بشین.

193
00:13:26,130 --> 00:13:27,760
‫- نُه هفته؟
‫- آره.

194
00:13:27,760 --> 00:13:29,390
‫بابا.
‫بابا.

195
00:13:29,390 --> 00:13:30,930
‫بله عزیزم؟

196
00:13:31,810 --> 00:13:34,060
‫رئیس‌پلیس اعلام کرده که زن‌ها می‌تونن...

197
00:13:34,060 --> 00:13:35,270
‫نه.

198
00:13:35,270 --> 00:13:36,900
‫- اما بابا...
‫- نه.

199
00:13:36,900 --> 00:13:39,520
‫- بابا، لطفاً بذار حرفم رو...
‫- گابینا.

200
00:13:39,520 --> 00:13:40,900
‫بابا گفت نه.
‫بس کن.

201
00:13:40,900 --> 00:13:42,570
‫به‌نظرم می‌تونـه پلیس خوبی بشه.

202
00:13:42,570 --> 00:13:45,570
‫لطفاً الان تو این قضیه دخالت نکن.

203
00:13:49,200 --> 00:13:52,620
‫می‌دونستی که همین تازگیا
‫یه دختر هم‌سن تو رو کُشته؟

204
00:13:52,620 --> 00:13:55,080
‫بابا، من می‌تونم از آدم‌هایی
‫ مثل اون دفاع کنم.

205
00:13:55,080 --> 00:13:58,540
‫- من آمادم. از وقتی که بچه بودم...
‫- یا این که عاقبتت مثل همونا بشه.

206
00:13:58,540 --> 00:14:01,750
‫چرا همه می‌تونن پلیس باشن به‌جز من؟

207
00:14:01,750 --> 00:14:06,050
‫چون باید کنار مادرت باشی.
‫نه اون بیرون!

208
00:14:13,140 --> 00:14:14,640
‫یکم دیگه برات بریزم؟

209
00:14:14,640 --> 00:14:15,770
‫بسـه.

210
00:14:50,340 --> 00:14:52,930
‫گاوه. گاوه.
‫گاو هم هست؟

211
00:14:54,430 --> 00:14:55,850
‫بوم، بوم، بوم.

212
00:14:55,850 --> 00:14:57,430
‫اصلاً نفهمید گول خورده.

213
00:14:58,100 --> 00:15:00,310
‫عزیزم، گفتیم ساعت ۸.
‫چیشده؟

214
00:15:00,310 --> 00:15:03,770
‫فکر می‌کردم قراره بهم دروغ نگیم حرومزاده!

215
00:15:03,770 --> 00:15:04,900
‫بگو دیگه.

216
00:15:05,480 --> 00:15:06,860
‫من حالا اینجام.

217
00:15:06,860 --> 00:15:09,660
‫همون مردی که میگی باش و
‫بهم بگو که اون دختره کیـه؟

218
00:15:09,660 --> 00:15:13,160
‫و بگو که واسه چی اون جنده از
‫خونوادت مهم‌تره!

219
00:15:15,740 --> 00:15:17,500
‫چیشده عزیزم؟

220
00:15:19,290 --> 00:15:20,790
‫با مادرم اومده بودم.

221
00:15:21,540 --> 00:15:22,540
‫عصرتون بخیر دوستان.

222
00:15:22,540 --> 00:15:23,880
‫- سلام ماریا.
‫- ماریا.

223
00:15:23,880 --> 00:15:25,210
‫والنتینا کجاس؟

224
00:15:25,210 --> 00:15:28,170
‫والنتینا؟ واقعاً فکر کردی که
‫والنتنا هم میاد؟

225
00:15:29,080 --> 00:15:30,550
‫بیاین یه چیزی سفارش بدیم.

226
00:15:30,550 --> 00:15:33,350
‫- آره لطفاً.
‫- دارم از گرسنگی می‌میرم. تولدم هم هست.

227
00:15:33,350 --> 00:15:35,510
‫سوپ پیاز رو پیشنهاد می‌کنم.

228
00:15:35,510 --> 00:15:37,520
‫- همین رو سفارش میدم.
‫- جدی؟

229
00:15:38,350 --> 00:15:39,350
‫شراب لطفاً.

230
00:15:39,350 --> 00:15:40,520
‫دست بردار.

231
00:15:40,520 --> 00:15:42,730
‫بچه قورباغه به قورباغه نگاه می‌کنـه و...

232
00:15:42,730 --> 00:15:44,310
‫به سلامتی!

233
00:15:44,310 --> 00:15:47,990
‫ارتباط چشمی.
‫ارتباط چشمی.

234
00:15:47,990 --> 00:15:50,450
‫یه سوال.

235
00:15:51,410 --> 00:15:55,870
‫به‌نظرتون این زنا می‌تونن دزد بگیرن؟
‫یا جلوی قاتلی مثل «لخت‌کُن» رو بگیرن؟

236
00:15:55,870 --> 00:15:57,040
‫معلومـه که نه.

237
00:15:57,040 --> 00:15:58,950
‫حتی اگه پلیس زن باشن؟

238
00:15:58,950 --> 00:16:01,420
‫نمی‌خوام جنسیت‌زده باشم
‫چون همچین آدمی نیستم.

239
00:16:01,420 --> 00:16:03,540
‫من آدم حرفه‌ای‌ای... هستم.
‫خب عزیزم؟

240
00:16:03,540 --> 00:16:07,880
‫مسئله فیزیکـه.
‫تفاوت توده‌های عضلانی... قدرت بدنی‌شون.

241
00:16:07,880 --> 00:16:09,460
‫نـه؟ خیلی واضحـه.

242
00:16:09,460 --> 00:16:11,180
‫این حقیقت که ما مثل هم نیستیم.

243
00:16:11,180 --> 00:16:14,090
‫کدوم زنی حاضره خونواده‌ش رو ول کنـه تا
‫توی خیابون باشه؟

244
00:16:14,090 --> 00:16:15,260
‫موافقم.

245
00:16:15,260 --> 00:16:17,510
‫حالا انگار الان هم زن‌ها تو خیابون نیستن.

246
00:16:18,020 --> 00:16:19,180
‫هی، تو از کجا می‌دونی؟

247
00:16:19,180 --> 00:16:21,310
‫خب، خیابون سالیوان تو راه کارمـه.

248
00:16:21,310 --> 00:16:23,350
‫دیدین؟
‫زنم خیلی منحرفـه.

249
00:16:23,350 --> 00:16:26,690
‫پلیسِ زن بودن دل و جرات می‌خواد.

250
00:16:26,690 --> 00:16:28,480
‫- درستـه.
‫- نظرت تو چیـه؟

251
00:16:28,480 --> 00:16:29,690
‫به گمونم.

252
00:16:29,690 --> 00:16:31,900
‫یه نکتـه جالب که احتمالاً نمی‌دونستین.

253
00:16:31,900 --> 00:16:36,280
‫ماریا که بچه بود،
‫می‌خواست کارآگاه بشه.

254
00:16:36,280 --> 00:16:39,370
‫بابات برام تعریف کرد.
‫کل روز رو رُمان‌های کارآگاهی می‌خونده.

255
00:16:39,950 --> 00:16:41,500
‫مربوط به خیلی وقت پیش میشه.

256
00:16:41,500 --> 00:16:44,420
‫- من هم می‌خواستم دامپزشک بشم.
‫- من هم آتش‌نشان.

257
00:16:44,420 --> 00:16:46,880
‫نه، من همیشه‌ی خدا
‫ دلم می‌خواست مامان باشم.

258
00:16:47,250 --> 00:16:51,760
‫من هم می‌خواستم مثل فانخیو باشم.
‫راننده فرمول ۱.

259
00:16:52,980 --> 00:16:56,510
‫پس بگو چرا وقتی کنارت می‌شینم،
 .اینطوری رانندگی می‌کنی

260
00:16:56,510 --> 00:16:58,390
‫اما همونطور که می‌بینین
‫الان کارآگاه نشده.

261
00:16:58,390 --> 00:17:00,220
‫اما هنوز رمان‌های کارآگاهی می‌خونـه.

262
00:17:00,220 --> 00:17:02,390
‫هرهفته یه رمان متفاوت می‌خونه.

263
00:17:02,390 --> 00:17:05,770
‫هی، می‌تونی تصور کنی ماریا پلیس باشه؟

264
00:17:05,770 --> 00:17:06,850
‫نه.

265
00:17:06,850 --> 00:17:08,980
‫تو دامپزشک باشی چی؟

266
00:17:08,980 --> 00:17:10,360
‫نـه!

267
00:17:12,240 --> 00:17:16,200
‫حاضرم تسلیم شم تا
‫فقط تو بهم دست‌بند بزنی.

268
00:17:23,660 --> 00:17:24,710
‫به‌سلامتی.

269
00:17:24,710 --> 00:17:28,080
‫تا قول ندی دیگه بهم زنگ نزنی
‫از اینجا بیرون نمیارمت.

270
00:17:28,080 --> 00:17:29,630
‫چی؟
‫چرا؟

271
00:17:29,630 --> 00:17:31,000
‫چون یه سال پیش از هم جدا شدیم.

272
00:17:31,000 --> 00:17:32,880
‫هروقت میفتی تو دردسر
‫بهم زنگ می‌زنی.

273
00:17:32,880 --> 00:17:34,420
‫فقط وقتایی که
‫تو دردسر میفتم که زنگ نمی‌زنم.

274
00:17:34,420 --> 00:17:36,050
‫- خودت هم می‌دونی می‌زنی والنتینا.
‫- نه، نمی‌زنم.

275
00:17:36,050 --> 00:17:37,720
‫- چرا، می‌زنی.
‫- هیشکی مجبورت نکرد که بیای.

276
00:17:37,720 --> 00:17:40,310
‫واله.
‫ببین الان کجایی.

277
00:17:40,310 --> 00:17:42,020
‫حداقل هنوز دارم مبارزه می‌کنم.

278
00:17:42,020 --> 00:17:43,100
‫- آره، من هم می‌کنم.
‫- نه.

279
00:17:43,100 --> 00:17:45,980
‫چرا، از پشت میز.
‫ماشین تحریر شمشیر منـه.

280
00:17:48,400 --> 00:17:51,190
‫جدی میگم واله، گوش کن.
‫نخند.

281
00:17:51,190 --> 00:17:53,570
‫دیگه تموم شده.
‫رابطه بین‌مون تموم شده.

282
00:17:55,110 --> 00:17:56,280
‫الان با یکی دیگه‌م.

283
00:17:56,280 --> 00:17:57,660
‫ماشین تحریر شمشیرتـه؟

284
00:17:57,660 --> 00:17:58,870
‫- دست بردار.
‫ - نه...

285
00:17:58,870 --> 00:18:00,830
‫می‌دونستم استعاره رو مسخره می‌کنی.

286
00:18:00,830 --> 00:18:02,330
‫حالا «تفنگ» قابل درکـه یا مثلاً...

287
00:18:02,330 --> 00:18:06,040
‫- آخه شمشیر؟ جدی؟
‫- حالا چرا گیر دادی به اون؟

288
00:18:06,040 --> 00:18:08,500
‫- من عاشقم.
‫- آره شنیدم.

289
00:18:08,500 --> 00:18:09,590
‫عاشق یکی دیگه...

290
00:18:09,590 --> 00:18:13,130
‫اگه اینقدر عاشق یکی دیگه‌ای

291
00:18:13,130 --> 00:18:15,970
‫و انگار فرق بین علاقه و
عصبانیت رو می‌‌دونی

292
00:18:15,970 --> 00:18:18,510
 چرا اومدی اینجا تا
‫من رو از زندان بیرون بیاری؟

293
00:18:19,720 --> 00:18:20,720
‫لوکاس؟

294
00:18:21,580 --> 00:18:22,980
‫راست میگی.

295
00:18:31,570 --> 00:18:32,570
‫ممنون.

296
00:18:34,030 --> 00:18:36,360
‫سلام آجی.

297
00:18:36,360 --> 00:18:38,450
‫- خب. بفرمایین.
‫- پادشاهیت فرا می‌رسـه. بذار ببینم.

298
00:18:38,450 --> 00:18:40,780
‫موله‌ی سبز و موله‌ی سیاه.

299
00:18:40,780 --> 00:18:42,700
‫مرسی.

300
00:18:42,700 --> 00:18:43,830
‫خواهش می‌کنم.

301
00:18:43,830 --> 00:18:46,580
‫گزارش‌های کالبدشکافیِ
‫ بقیه قربانی‌ها رو می‌خوام.

302
00:18:54,380 --> 00:18:56,760
‫« قربانی شماره ۲ »
‫« قربانی شماره ۳ »

303
00:19:02,300 --> 00:19:03,510
‫بذارش و برو دیگه.

304
00:19:11,150 --> 00:19:12,980
‫باید یه جوری بشه راضیش کرد.

305
00:19:12,980 --> 00:19:14,480
‫داری درمورد بابا حرف می‌زنی.

306
00:19:15,940 --> 00:19:18,200
‫اما می‌دونی که من می‌تونم.

307
00:19:18,200 --> 00:19:21,700
‫خب، مشکل این نیست.
‫خودت هم می‌دونی.

308
00:19:22,260 --> 00:19:23,740
‫به‌نظرت من انتخاب دیگه‌ای داشتم؟

309
00:19:23,740 --> 00:19:25,380
‫خب این نامردیـه.

310
00:19:26,620 --> 00:19:27,790
‫ببین موفرفری.

311
00:19:29,250 --> 00:19:31,960
‫اگه بابا می‌تونست توانایی‌هات رو ببینـه...

312
00:19:32,000 --> 00:19:36,620
‫اگه فقط تو رو توی اون لباس فرم می‌دید...
‫معلوم نیست چی میشد.

313
00:19:37,050 --> 00:19:39,060
‫اما همچین اتفاقی قرار نیست بیفته.

314
00:19:40,470 --> 00:19:41,470
‫ولش کن موفرفری.

315
00:19:51,690 --> 00:19:54,520
‫سر شام رفتارت عجیب بود.

316
00:19:54,520 --> 00:19:55,730
‫روز سختی داشتم.

317
00:19:58,280 --> 00:19:59,280
‫جدی؟

318
00:20:00,520 --> 00:20:02,780
‫یعنی چی که روز سختی داشتی؟

319
00:20:14,330 --> 00:20:15,500
‫سخت بود چونکه...

320
00:20:16,420 --> 00:20:17,630
‫مامان، می‌تونیم بیایم تو؟

321
00:20:17,630 --> 00:20:19,800
‫- نه.
‫- آره، بیاین تو.

322
00:20:19,800 --> 00:20:22,300
‫- خب...
‫- حمله‌ی قلقلکی!

323
00:20:22,300 --> 00:20:24,260
‫نه، چی‌کار می‌کنین؟

324
00:20:24,260 --> 00:20:26,310
‫میشه واسه‌مون یه قصه بخونی؟

325
00:20:26,310 --> 00:20:29,430
‫فقط یه قصه؟
‫یا ۱۴ تا؟

326
00:20:29,430 --> 00:20:32,440
‫- باشه اما من انتخاب می‌کنم.
‫- هفته پیش تو انتخاب کردی.

327
00:20:32,440 --> 00:20:34,520
‫- بریم.
‫- الان نوبت منـه.

328
00:20:43,820 --> 00:20:45,030
‫سخت؟
‫واسه چی؟

329
00:20:45,740 --> 00:20:47,950
‫چیزی نیست.
‫برو پیش‌شون.

330
00:20:56,040 --> 00:20:57,250
‫الو؟

331
00:21:00,210 --> 00:21:01,220
‫خواهرتـه.

332
00:21:05,470 --> 00:21:06,510
‫خیلی ممنون.

333
00:21:16,400 --> 00:21:18,230
‫تولدش بود.
‫می‌دونستی؟

334
00:21:18,940 --> 00:21:21,990
‫آره، مطمئنم که بدون من
‫تولدش خیلی خوش گذشتـه.

335
00:21:21,990 --> 00:21:23,900
‫وثیقه‌ت با پول اون بوده.

336
00:21:25,070 --> 00:21:26,320
‫باید قدردان باشی.

337
00:21:26,320 --> 00:21:29,520
‫قدردانم و برنامه هم دارم که
‫پولت رو پس بدم.

338
00:21:29,520 --> 00:21:32,410
‫خیلی خوشحال میشم بهت بگم اما
‫بعید می‌دونم دلت بخواد بشنوی.

339
00:21:32,410 --> 00:21:36,220
‫بعدش هم،‌
‫احتمالاً باید برگردی سراغ زندگی خودت و...

340
00:21:36,880 --> 00:21:38,380
‫اگه برنامه‌ای نداری

341
00:21:40,090 --> 00:21:42,670
‫می‌تونیم یه نوشیدنی‌ای بخوریم.

342
00:21:42,670 --> 00:21:46,050
‫مثلاً... الکل؟

343
00:21:46,840 --> 00:21:48,260
‫آره، شاید.

344
00:21:48,260 --> 00:21:50,390
‫بفرمایین خانم.

345
00:22:04,780 --> 00:22:05,780
‫ممنون.

346
00:22:07,910 --> 00:22:09,320
‫خب، چیشده؟

347
00:22:09,320 --> 00:22:10,410
‫هیچی.

348
00:22:11,240 --> 00:22:12,620
‫خیلی وقتـه حرف نزدیم.

349
00:22:14,330 --> 00:22:16,120
‫درمورد این برنامه‌ت بهم بگو.

350
00:22:18,170 --> 00:22:19,500
‫می‌خوام پلیس بشم.

351
00:22:20,180 --> 00:22:21,500
‫معلومـه که نمی‌خوای.

352
00:22:21,500 --> 00:22:22,750
‫معلومـه که می‌خوام.

353
00:22:22,750 --> 00:22:25,070
‫- معلومـه که نمی‌خوای.
‫- معلومـه که می‌خوام.

354
00:22:25,640 --> 00:22:27,590
‫اما تو که از پلیس‌ها متنفری.
‫چیشده یهو؟

355
00:22:27,590 --> 00:22:30,350
‫خب همه‌مون از پلیس متنفریم
‫اما الان فرق می‌کنـه.

356
00:22:30,350 --> 00:22:31,430
‫چه فرقی؟

357
00:22:31,430 --> 00:22:34,220
‫چون اعتراضات‌مون جواب داده ماریا.

358
00:22:34,810 --> 00:22:39,190
‫یعنی درها رو برامون باز گذاشتن تا
‫توی اون جناح مبارزه باشیم.

359
00:22:39,190 --> 00:22:41,020
‫فراموشش کن.
‫دیوونگیـه.

360
00:22:41,940 --> 00:22:43,150
‫خطرناک بودنش هم که نگم برات.

361
00:22:43,150 --> 00:22:45,530
‫عوض کردن تاریخ همیشه خطرناک بوده.

362
00:22:45,530 --> 00:22:50,450
‫بعدش هم، با نشستن و چایی خوردن
‫نمیشه چیزی رو تغییر داد.

363
00:22:50,450 --> 00:22:51,990
‫من که فقط این کار رو نمی‌کنم.

364
00:22:53,290 --> 00:22:55,450
‫هنوز کارآگاه نشدم.

365
00:22:55,740 --> 00:22:58,920
‫اما این رو می‌دونم که اگه تو اینجا باشی
‫یعنی یه اتفاقی افتاده

366
00:22:58,920 --> 00:23:01,210
‫که نمی‌تونی به دوستای قضاوت‌گرت بگی.

367
00:23:01,790 --> 00:23:02,840
‫من باید برم.

368
00:23:05,460 --> 00:23:06,470
‫هی.

369
00:23:07,760 --> 00:23:09,090
‫ماریا، چیشده؟

370
00:23:17,390 --> 00:23:18,390
‫بهم خیانت کرده.

371
00:23:23,230 --> 00:23:24,230
‫حرومزاده!

372
00:23:24,230 --> 00:23:26,150
‫- مادرجنده‌ی عوضی.
‫- آروم‌تر.

373
00:23:32,370 --> 00:23:33,620
‫از کجا فهمیدی؟

374
00:23:35,700 --> 00:23:37,620
‫اگه بهت بگم باورت نمیشه.

375
00:23:38,960 --> 00:23:40,920
‫اون هم انکار کرده.
‫حرومزاده.

376
00:23:44,590 --> 00:23:46,000
‫ماریا، باید جلوش وایسی.

377
00:23:47,920 --> 00:23:49,300
‫اگه بره با اون چی؟

378
00:23:50,630 --> 00:23:53,260
‫نمی‌خوام بچه‌هام بدون بابا، بزرگ بشن.

379
00:23:53,260 --> 00:23:56,640
‫مطمئنم مادری رو که از حقش دفاع کنه
‫ترجیح میدن.

380
00:23:57,350 --> 00:23:59,560
‫اونا یه خونواده‌ی یک‌دل رو ترجیح میدن.

381
00:23:59,560 --> 00:24:00,730
‫حتی اگه دروغ باشه؟

382
00:24:03,480 --> 00:24:04,650
‫من دوستش دارم وال.

383
00:24:07,110 --> 00:24:08,320
‫نمی‌خوام از دستش بدم.

384
00:24:10,110 --> 00:24:12,490
‫مشکل اینـه که تو خیلی قابل پیش‌بینی‌ای.

385
00:24:14,070 --> 00:24:15,410
‫می‌دونی چی لازمـه؟

386
00:24:17,620 --> 00:24:20,620
‫لازمـه فقط یه روز زندگیش رو
‫بدون تو تصور کنـه.

387
00:25:08,340 --> 00:25:09,710
‫لطفاً ولم کن!

388
00:25:10,340 --> 00:25:11,880
‫گفتم ولم کن!

389
00:25:11,880 --> 00:25:13,010
‫نگهبان!

390
00:25:16,350 --> 00:25:18,560
‫بریم.
‫گمشو از اینجا بیرون عوضی.

391
00:25:19,600 --> 00:25:21,060
‫آروم باش آشغال.

392
00:25:24,520 --> 00:25:26,120
‫برو دیگه اینجا پیدات نشه.

393
00:25:27,110 --> 00:25:28,190
‫تقصیر خودش بود.

394
00:25:29,730 --> 00:25:31,490
‫اکتاویو روماندیا، درست میگم؟

395
00:25:32,110 --> 00:25:35,700
‫هجده سال سابقه‌ی کار توی نیروی انتظامی.

396
00:25:36,530 --> 00:25:41,370
‫سه مدال شجاعت.
‫سی و هفت پرونده‌ی حل شده.

397
00:25:41,370 --> 00:25:44,250
‫و انداختن ۱۳۲ تا مجرم توی زندان.

398
00:25:44,250 --> 00:25:48,880
‫و همچنین ۱۶ مورد تخلف به‌علت نافرمانی.

399
00:25:48,880 --> 00:25:52,710
‫و تعلیق تا اطلاع ثانوی
‫ به‌علت شکوندن دماغ رئیس‌پلیس.

400
00:25:52,710 --> 00:25:53,800
‫تو دیگه کدوم خری هستی؟

401
00:25:53,800 --> 00:25:56,760
‫من رئیس‌پلیس جدیدم و
‫دماغم هم دوست دارم.

402
00:25:59,890 --> 00:26:04,100
داریم واسه زن‌ها، یه برنامه
‫توی نیروی انتظامی‌ اجرا می‌کنیم.

403
00:26:04,100 --> 00:26:06,140
‫و می‌خوام که تو سروان‌شون باشی.

404
00:26:06,800 --> 00:26:08,610
‫چندنفر بهت گفتن که بری درت رو بذاری؟

405
00:26:08,610 --> 00:26:11,000
‫- به کارمون ربطی داره؟
‫- چندنفر؟

406
00:26:12,070 --> 00:26:13,280
‫همه‌شون.

407
00:26:18,120 --> 00:26:19,240
‫تو پلیس نیستی.

408
00:26:19,740 --> 00:26:20,780
‫نه.

409
00:26:21,490 --> 00:26:24,750
‫من مدیرکارزار ریاست جمهوری بودم.

410
00:26:25,910 --> 00:26:27,120
‫پس فروشنده‌ای.

411
00:26:27,120 --> 00:26:28,380
‫میشه همچین گفت.

412
00:26:28,380 --> 00:26:30,130
‫خوب گوش کن جناب فروشنده.

413
00:26:31,460 --> 00:26:33,960
‫دست نیروی انتظامی این کشور به
‫خون خیلی‌ها آلوده‌س.

414
00:26:33,960 --> 00:26:36,580
‫و نه تو و نه هیچ‌کس دیگه‌ای
‫نمی‌تونن این رو عوض کنن.

415
00:26:37,630 --> 00:26:40,020
‫شاید حق با تو باشه جناب سروان روماندیا.

416
00:26:41,760 --> 00:26:44,060
اما تو تنها کسی هستی که
 این پیشنهاد رو

417
00:26:44,060 --> 00:26:45,890
به دلیلی به‌جز این که
.واسه زن‌ها بوده، رد کردی

418
00:26:47,770 --> 00:26:52,000
‫اگه نظرت عوض شد،
‫فردا ساعت ۹ صبح کارمون رو شروع می‌کنیم.

419
00:27:00,000 --> 00:27:07,000


420
00:27:15,130 --> 00:27:16,670
‫- عزیزم.
‫- چیـه؟

421
00:27:16,670 --> 00:27:18,590
‫می‌دونی چرا دیشب رفتارم عجیب بود؟

422
00:27:19,220 --> 00:27:20,220
‫چرا؟

423
00:27:22,140 --> 00:27:23,640
‫چون دلم برات تنگ میشه.

424
00:27:27,520 --> 00:27:28,770
‫داشتم با خودم فکر می‌کردم.

425
00:27:29,310 --> 00:27:33,820
‫بیا اون موضوع رو ول کنیم.
‫بیا. بشین.

426
00:27:34,400 --> 00:27:40,860
‫چرا به یکی دیگه از معمارهای گروه‌تون نمیگی
‫که به جای تو بره آکاپولکو؟

427
00:27:40,860 --> 00:27:42,240
‫تا با همدیگه...

428
00:27:42,990 --> 00:27:43,990
‫به من نگاه کن.

429
00:27:43,990 --> 00:27:48,960
‫تا با همدیگه یه اتاق تو اون هتل کوچیکی که
‫توش ازم خواستگاری کردی رزرو کنیم.

430
00:27:52,420 --> 00:27:53,540
‫می‌دونی که نمی‌تونم.

431
00:27:55,170 --> 00:27:56,960
‫- می‌دونی که نمی‌تونم.
‫- بهش نیاز داریم.

432
00:27:56,960 --> 00:27:59,630
‫عزیزم، زندگی‌ زناشویی‌مون بهش نیاز داره.

433
00:27:59,630 --> 00:28:02,680
‫چیزی که زندگی زناشویی‌مون نیاز داره
‫اینـه که اخراج نشم.

434
00:28:03,350 --> 00:28:06,060
‫یه هفته دیگه برمی‌گردم و
‫بعدش هرکاری خواستیم می‌کنیم.

435
00:28:50,430 --> 00:28:52,980
‫عزیزم، راستش اصلاً نمی‌دونم
‫که چه‌خبر شده.

436
00:28:52,980 --> 00:28:55,150
‫یه لیست تو آشپزخونه گذاشتم مامان.

437
00:28:55,150 --> 00:28:59,230
‫مار سه‌شنبه‌ها و پنج‌شنبه‌ها کلاس رقص داره.
‫الکس‌ هم چهارشنبه‌ها کلاس فوتبال داره.

438
00:28:59,230 --> 00:29:01,950
‫نزدیکـه برای همین فقط باید
‫برسونی‌شون و بری دنبال‌شون.

439
00:29:01,950 --> 00:29:03,990
‫داری دیوونه‌بازی در میاری.

440
00:29:03,990 --> 00:29:06,740
‫این کارها از خواهرت انتظار میره
‫اما از تو؟

441
00:29:08,790 --> 00:29:10,580
‫اون بهم خیانت کرده مامان.

442
00:29:11,080 --> 00:29:13,920
‫و قراره بره آکاپولکو تا
‫دوباره بهم خیانت کنـه.

443
00:29:13,920 --> 00:29:16,670
‫اون‌وقت تنها راه‌حلت اینـه که
‫خونواده‌ت رو ترک کنی؟

444
00:29:17,340 --> 00:29:20,590
‫خب اون لغزیده.
‫همه‌ی مردا می‌لغزن.

445
00:29:20,590 --> 00:29:21,840
‫- جدی؟
‫- آره.

446
00:29:21,840 --> 00:29:23,880
‫- بابا چی؟ اون هم می‌لغزه؟
‫- چرت نگو.

447
00:29:23,880 --> 00:29:26,430
‫پدرت نه.
‫بقیه.

448
00:29:26,430 --> 00:29:28,310
‫توقع ندارم درکم کنی.

449
00:29:28,310 --> 00:29:30,350
‫اما خونوادم رو ترک نمی‌کنم.

450
00:29:30,350 --> 00:29:31,730
‫دارم نجاتش میدم.

451
00:29:31,730 --> 00:29:34,480
‫اون‌وقت این کار چه ربطی به اون داره؟

452
00:29:34,480 --> 00:29:35,980
‫نمی‌دونم مامان.

453
00:29:36,300 --> 00:29:39,110
‫تنها چیزی که می‌دونم اینـه که
‫وقتی برگرده، من خونه نیستم.

454
00:29:39,110 --> 00:29:40,780
‫خب برو مسافرت!

455
00:29:41,400 --> 00:29:44,360
‫اما کار کردن؟
‫اون هم اینجا؟

456
00:29:44,860 --> 00:29:46,370
‫در شأن تو نیست.

457
00:29:46,370 --> 00:29:48,080
‫نه، دیگه بسـه.
‫بیا.

458
00:29:57,740 --> 00:29:59,840
‫مثل همه‌ی دانشجوهای افسری
‫ باهاشون رفتار می‌کنم.

459
00:29:59,840 --> 00:30:02,090
‫کمتر از این هم انتظار ندارم.

460
00:30:02,090 --> 00:30:05,000
‫- اگه نتونن دَووم بیارن، اخراجن.
‫- همینطور هم باید باشه.

461
00:30:05,300 --> 00:30:06,680
‫چیز دیگه‌ای هست؟

462
00:30:06,680 --> 00:30:07,760
‫آره.

463
00:30:09,220 --> 00:30:12,850
‫وقتی که به اندازه‌ی کافی دوشیدی‌شون و
‫همه‌شون رو برگردوندی خونه‌هاشون

464
00:30:14,140 --> 00:30:16,520
‫من کارم رو ادامه میدم.
‫به‌عنوان کارآگاه.

465
00:30:16,520 --> 00:30:17,600
‫خیلی‌خب.

466
00:30:22,150 --> 00:30:23,150
‫بیا دنبالم.

467
00:30:28,700 --> 00:30:34,750
<i>‫اسامی «آی» تا «اِم» به ترتیب بایستن.</i>

468
00:30:34,750 --> 00:30:39,130
<i>‫خونواده‌ها نیان لطفاً.
‫فقط دانشجوهای افسری.</i>

469
00:30:39,130 --> 00:30:43,050
<i>‫محل ثبت‌نام توی محوطه قرار داره. </i>

470
00:30:43,670 --> 00:30:46,130
<i>‫لطفاً به ترتیب توی صف بایستین.</i>

471
00:30:47,760 --> 00:30:48,760
‫ببخشید.

472
00:30:50,050 --> 00:30:51,260
‫صبح‌بخیر.

473
00:30:51,260 --> 00:30:52,430
‫اسم و سن.

474
00:30:52,430 --> 00:30:56,100
‫گابینا هررا مارتینز وازکز.
‫۲۵ ساله.

475
00:30:59,230 --> 00:31:01,150
‫لطفاً این فرم رو پر کنین.

476
00:31:01,150 --> 00:31:02,230
‫ممنون.

477
00:31:03,780 --> 00:31:05,820
‫هی، گمشو یه جا دیگه!

478
00:31:08,360 --> 00:31:09,360
‫اسم و سن.

479
00:31:09,870 --> 00:31:12,490
‫کاریون گالیندو رومینا، ۳۷ ساله.

480
00:31:19,040 --> 00:31:20,830
‫جداً؟
‫مامان رو آوردی؟

481
00:31:20,830 --> 00:31:22,540
‫واسه چی؟
‫که نظرم رو عوض کنی؟

482
00:31:23,050 --> 00:31:25,380
‫من قراره پلیس بشم!

483
00:31:29,180 --> 00:31:30,510
‫واسه چی چمدون آوردی؟

484
00:31:31,010 --> 00:31:33,180
‫چون اون هم عین خودت دیوونه‌س.

485
00:31:36,020 --> 00:31:38,100
‫چون می‌خوام غیرقابل پیشبینی باشم.

486
00:31:46,740 --> 00:31:47,820
‫دانشجوها!

487
00:31:48,320 --> 00:31:52,120
‫باید هشت‌تا صف ۱۰ نفره تشکیل بدین.
‫بجنبین. بیاین اینجا. همین حالا.

488
00:31:52,120 --> 00:31:54,870
‫- خونواده‌ها دیگه برن.
‫- خدا ببخشدتون.

489
00:31:56,080 --> 00:31:58,120
‫هشت صف ۱۰ نفره،
‫بجنبین.

490
00:31:58,620 --> 00:31:59,960
‫هم‌فاصله.

491
00:32:01,630 --> 00:32:06,510
‫یه صف تکی باید جلو قرار بگیره.
‫یه صف افقی.

492
00:32:07,510 --> 00:32:09,630
‫من سروان اکتاویو روماندیا هستم.

493
00:32:10,760 --> 00:32:13,550
‫مسئول واحد زنان نیروی انتظامی.

494
00:32:14,050 --> 00:32:15,720
‫اگه دارین لبخند می‌زنین

495
00:32:15,720 --> 00:32:18,180
‫واسه اینـه که خوب به این قضیه فکر نکردین.

496
00:32:19,600 --> 00:32:21,650
‫به سمت‌ راستی‌تون نگاه کنین.

497
00:32:22,150 --> 00:32:24,650
‫سلام کنین.
‫سلام کنین.

498
00:32:25,690 --> 00:32:28,400
‫حالا فرض کنین که روی زمین خوابیدن.

499
00:32:29,070 --> 00:32:30,990
‫یه تیر به شکم‌شون خورده.

500
00:32:32,450 --> 00:32:35,030
‫دارن التماس می‌کنن
‫ جلوی خون‌ریزی‌شون رو بگیرین.

501
00:32:36,330 --> 00:32:37,330
‫اما نمی‌تونین.

502
00:32:37,330 --> 00:32:38,910
‫چون دیگه مُردن.

503
00:32:40,540 --> 00:32:44,290
‫حالا برین پیش مامانش و توضیح بدین که
‫چرا دخترش مُرده اما شما زنده‌این.

504
00:32:46,600 --> 00:32:50,340
‫بعدش هم تا زمانی که بر اثر حمله‌ی قلبی
‫می‌میرین، با عذاب وجدانش زندگی می‌کنین.

505
00:32:50,340 --> 00:32:52,300
‫فکر کردین شغل باحالیـه؟

506
00:32:53,680 --> 00:32:57,140
‫به‌خاطر یه حقوق تخمی تیر می‌خورین.

507
00:32:57,940 --> 00:33:01,130
‫فکر می‌کنین توی خونه
‫براتون احترامی قائل نیستن؟

508
00:33:01,850 --> 00:33:03,900
‫پس هنوز هیچی ندیدین.

509
00:33:04,650 --> 00:33:06,440
‫اما لازم نیست اینطوری باشه.

510
00:33:07,070 --> 00:33:09,740
‫می‌تونین همین حالا برگردین خونه‌هاتون.

511
00:33:10,240 --> 00:33:15,280
‫و به این فکر کنین که نزدیک بود
‫تصمیم خیلی احمقانه‌ای بگیرین.

512
00:33:16,070 --> 00:33:19,200
‫به باهوش‌ها لحظه‌ای وقت میدم
‫تا تجدیدنظر کنن.

513
00:33:24,420 --> 00:33:28,050
‫گفتم آموزش‌شون بدی عوضی
‫نه این که بترسونی‌شون.

514
00:33:28,550 --> 00:33:31,010
‫مگه نمی‌خوای تو ۲ هفته
‫ ۱۶ تا پلیس بهت تحویل بدم؟

515
00:33:31,010 --> 00:33:33,550
‫نه ماریا...
‫نرو، خواهش می‌کنم.

516
00:33:34,130 --> 00:33:35,590
‫اینطوری میشه.

517
00:33:37,930 --> 00:33:42,680
‫حالا که از شر باقی‌مونده‌ها خلاص شدیم
‫برین به سربازخونه‌ها.

518
00:33:42,680 --> 00:33:44,350
‫صبح کارمون رو شروع می‌کنیم.

519
00:33:51,110 --> 00:33:53,820
‫از آشنایی باهاتون خوشوقتم.
‫ماریا دلا توره.

520
00:33:54,660 --> 00:33:55,780
‫آنجلس کروز.

521
00:33:56,410 --> 00:33:58,870
‫واسه چی اومدین اینجا؟

522
00:33:59,660 --> 00:34:01,540
‫چون اجاق گازمون خراب شده بود.

523
00:34:04,370 --> 00:34:08,250
‫خب، من واسه این اومدم که...
‫فکر می‌کنی دیوونم ولی...

524
00:34:09,380 --> 00:34:11,210
‫می‌خوام زندگی زناشوییم رو نجات بدم.

525
00:34:12,800 --> 00:34:14,340
‫همسرتون پلیسـه؟

526
00:34:14,340 --> 00:34:16,260
‫نه، نه، منظورم این بود که...

527
00:34:17,640 --> 00:34:18,640
‫شما شوهر دارین؟

528
00:34:18,640 --> 00:34:20,390
‫مادربزرگ دارم.

529
00:34:21,180 --> 00:34:25,640
‫به‌خاطر این باهاش زندگی می‌کنم که پدرمادرم
‫ توی یه دزدی از بانکی که توش کار می‌کردن

530
00:34:25,640 --> 00:34:28,150
‫توی تاریخ سوم مارس ۱۹۴۷ کشته شدن.

531
00:34:28,690 --> 00:34:30,480
‫خدای من،
‫واقعاً متاسفم.

532
00:34:30,480 --> 00:34:33,730
‫چرا؟
‫تو که نکشتی‌شون.

533
00:34:37,240 --> 00:34:39,910
لازم نیست بپرسم که
.واسه چی اومدی اینجا

534
00:34:40,410 --> 00:34:43,640
‫توی خونمـه. اسمم گابیناس.
‫از آشناهایی باهات خوشحال شدم.

535
00:34:44,500 --> 00:34:45,500
‫والنتینا.

536
00:34:51,800 --> 00:34:55,340
‫باورت میشـه اینجاییم؟
‫بالاخره قراره پلیس بشیم.

537
00:34:55,840 --> 00:34:59,220
‫اهانت نباشه
‫اما من همیشه حالم از پلیسا بهم می‌خوره.

538
00:35:00,350 --> 00:35:01,890
‫خب چرا اومدی اینجا؟

539
00:35:03,020 --> 00:35:04,390
‫تا عوضش کنم.

540
00:35:08,270 --> 00:35:09,610
‫نگاه‌ها رو به جلو.

541
00:35:11,150 --> 00:35:13,980
‫می‌دونم بعضی‌هاتون فکر می‌کنین که
‫با اینجا اومدن،

542
00:35:14,860 --> 00:35:19,000
‫دارین تو یه جنبش شرکت می‌کنین.

543
00:35:19,360 --> 00:35:21,720
‫کیرم تو جنبش‌تون!

544
00:35:22,370 --> 00:35:24,460
‫شما فقط به‌خاطر یه چیزی اینجایین.

545
00:35:24,870 --> 00:35:27,500
‫آموزش ببینین تا افسر پلیس بشین.

546
00:35:28,960 --> 00:35:32,460
‫چه مَرد باشین و چه زن و
‫چه یه درخت نخل تخمی باشین، برام مهم نیست.

547
00:35:37,550 --> 00:35:38,550
‫اسم.

548
00:35:39,840 --> 00:35:41,930
‫ماریا النا دلا توره، قربان.

549
00:35:42,510 --> 00:35:43,760
‫بیا جلوی صف.

550
00:35:44,640 --> 00:35:45,640
‫بجنب.

551
00:35:50,480 --> 00:35:52,060
‫ببخشید دیر کردم.

552
00:35:55,570 --> 00:35:57,780
‫می‌خواین مثل مردها باهاتون رفتار بشه؟

553
00:36:00,990 --> 00:36:02,820
‫مراقب باشین که چی از خدا می‌خواین.

554
00:36:03,330 --> 00:36:04,700
‫آزاد.

555
00:36:04,700 --> 00:36:05,790
‫الان!

556
00:36:07,000 --> 00:36:08,830
‫بجنبین، ۲۰ تا شنا.

557
00:36:09,460 --> 00:36:12,170
‫نگه دارین، زانوها بالا،
‫کمر هم بالا.

558
00:36:12,840 --> 00:36:16,050
‫باید قوی‌تر باشین.
‫مگه نمی‌خواین افسر پلیس بشین؟

559
00:36:16,050 --> 00:36:18,340
‫باید شخصیت گذشته‌تون رو بذارین کنار.

560
00:36:18,340 --> 00:36:20,010
‫باید پوست بندازین.

561
00:36:21,050 --> 00:36:22,590
‫شنیدی که چی گفت.

562
00:36:22,590 --> 00:36:24,640
‫بیا پوست بندازیم.
‫بجنب.

563
00:36:24,640 --> 00:36:26,520
‫زندگی‌ای که بیرون اینجا دارین رو
‫فراموش کنین.

564
00:36:26,520 --> 00:36:29,230
‫نه زنِ خانه‌دارین.
‫نه مادرین.

565
00:36:29,230 --> 00:36:31,060
‫دانشجوی افسری هستین.

566
00:36:32,230 --> 00:36:33,230
‫بریم!

567
00:36:33,730 --> 00:36:36,190
‫بجنبین!

568
00:36:38,900 --> 00:36:40,900
‫بدویین!

569
00:36:40,900 --> 00:36:43,450
‫بدو هررا.
‫قوی باش!

570
00:36:43,450 --> 00:36:44,870
‫نگه دار!

571
00:36:58,050 --> 00:36:59,050
‫یه لحظه.

572
00:37:05,640 --> 00:37:08,350
‫دانشجو ماریا دلا توره.

573
00:37:10,100 --> 00:37:11,310
‫بیا اینجا لطفاً.

574
00:37:11,810 --> 00:37:12,810
‫بجنب!

575
00:37:13,730 --> 00:37:14,730
‫اینجا.

576
00:37:15,400 --> 00:37:16,610
‫به همکارات نگاه کن.

577
00:37:20,280 --> 00:37:22,490
‫معمولاً این لحظه باید برین شام بخورین.

578
00:37:23,910 --> 00:37:27,330
‫اما از اونجایی که دانشجو ماریا دلا توره
‫امروز صبح دیر اومد،

579
00:37:28,490 --> 00:37:30,330
‫۱۰ دور دیگه باید بزنین.

580
00:37:31,160 --> 00:37:33,080
‫بلند شین.

581
00:37:33,080 --> 00:37:34,630
‫بدویین!
‫بجنبین!

582
00:37:34,630 --> 00:37:36,840
‫بدویین!
‫عجله کنین!

583
00:37:36,840 --> 00:37:38,920
‫بجنبین!

584
00:37:40,130 --> 00:37:41,380
‫اگه یه بار دیگه دیر کنی،

585
00:37:41,380 --> 00:37:44,160
‫با صورت سرخاب سفید‌آبیت
‫ کف زمین رو تِی می‌کشم.

586
00:37:49,140 --> 00:37:50,220
‫بجنب!

587
00:37:59,900 --> 00:38:02,690
‫بلند شین! بلند شین!
‫یالا!

588
00:38:22,340 --> 00:38:23,380
‫استاد.

589
00:38:23,380 --> 00:38:27,140
‫همونطور که همه‌ می‌دونن
‫ماری‌جوآنا میزان خشونت رو کاهش میده.

590
00:38:27,140 --> 00:38:28,720
‫این‌ها رو از تجربه میگی؟

591
00:38:32,430 --> 00:38:34,980
‫هفت نمونه از مواردی که
‫به‌کارگیری زور مجازه.

592
00:38:34,980 --> 00:38:38,980
‫برای جلوگیری از خطر جدی
‫و خطری که جدیـه.

593
00:38:38,980 --> 00:38:41,900
‫شکستن مقاومت کسانی که
‫با هرنوع از دستورات فوری پلیس که

594
00:38:41,900 --> 00:38:43,740
‫نیازمند اطاعت فوریـه، سرپیچی می‌کنن.

595
00:38:43,740 --> 00:38:47,030
‫برای محافظت از کسانی که
‫در خطر جدی و غریب‌الوقوع هستند.

596
00:38:47,030 --> 00:38:48,200
‫این هفت‌‌تا.

597
00:38:51,370 --> 00:38:52,740
‫هررا.
‫خوبـه.

598
00:38:52,740 --> 00:38:53,830
‫کروز.
‫مثل همیشه عالی.

599
00:38:53,830 --> 00:38:55,870
‫دلا توره،
‫از تو بیشتر انتظار داشتم.

600
00:38:55,870 --> 00:38:57,920
‫کاماچو، تو باید خونه می‌موندی.

601
00:38:59,380 --> 00:39:02,550
‫بلند شین! بلند شین!
‫بجنبین!

602
00:39:02,550 --> 00:39:04,050
‫راست، چپ، راست.

603
00:39:04,800 --> 00:39:06,470
‫توی صف بمونین!
‫بمونین!

604
00:39:19,060 --> 00:39:20,360
‫بلند شین! بلند شین!

605
00:40:10,070 --> 00:40:13,450
<i>‫با خبری فوری این برنامه رو قطع می‌کنیم.</i>

606
00:40:13,450 --> 00:40:16,700
<i>‫شب گذشته، کشور عزادار مرگی شد
‫که نباید اتفاق می‌افتاد.</i>

607
00:40:16,700 --> 00:40:18,750
<i>‫پیکر بی‌جان نورا منندز،</i>

608
00:40:18,750 --> 00:40:21,120
<i>‫پنجمین قربانی هیولای «لُخت‌کن» تلالپانی،</i>

609
00:40:21,120 --> 00:40:27,210
<i>‫در استخر داشنگاهی که شب‌‌ها
‫ در اون کار می‌کرد، پیدا شد.</i>

610
00:40:27,210 --> 00:40:32,180
<i>‫نورای ۲۱ ساله که اهل چولولای پوئبلا بود،
‫با رویای دامپزشک شدن</i>

611
00:40:32,180 --> 00:40:34,810
<i>‫به مکزیکو سیتی آمده بود.</i>

612
00:40:34,810 --> 00:40:37,680
<i>‫و حالا اون رویا دیگه از بین رفتـه</i>

613
00:40:37,680 --> 00:40:40,760
<i>‫دختران، خواهران و مادران
‫دارن به شکلی بی‌رحمانه‌</i>

614
00:40:40,760 --> 00:40:44,400
<i>‫توسط هیولایی سلاخی میشن که تا
‫کسی کاری نکنـه، دست از کارهاش برنمی‌داره</i>

615
00:40:44,400 --> 00:40:46,320
<i>‫این وضعیت باید متوقف بشه.</i>

616
00:40:46,320 --> 00:40:48,690
<i>‫شهروندان این سوال رو از پلیس دارن که</i>

617
00:40:48,690 --> 00:40:50,950
‫<i>«چه زمانی این قاتل
‫به پشت‌ میله‌های زندان میفته؟»</i>

618
00:40:50,950 --> 00:40:56,950
<i>‫فقط می‌تونیم امیدوار باشیم قبل این که
‫جان زن دیگه‌ای از دست بره، این اتفاق بیفته.</i>

619
00:40:57,360 --> 00:40:59,480
‫پنجاه و هفت؟

620
00:41:00,460 --> 00:41:02,580
‫نقطه‌ اعشار چی؟

621
00:41:02,580 --> 00:41:03,670
‫پونصد و هفتاد.

622
00:41:07,090 --> 00:41:10,260
‫کی داره میاد؟

623
00:41:12,130 --> 00:41:13,760
‫بابا.

624
00:41:15,760 --> 00:41:17,850
‫- دلتون برام تنگ شده بود؟
‫- چطور بود؟

625
00:41:17,850 --> 00:41:19,060
‫- عالی بود.
‫- بچه‌ها...

626
00:41:19,060 --> 00:41:20,930
‫میشه لطفاً برین اتاق‌تون؟

627
00:41:20,930 --> 00:41:22,520
‫باید با باباتون حرف بزنیم.

628
00:41:23,690 --> 00:41:24,690
‫بله.

629
00:41:26,400 --> 00:41:28,690
‫- میشه یه لحظه بیای اینجا؟
‫- بله.

630
00:41:28,690 --> 00:41:30,440
‫می‌خوای بشینیم تا صحبت کنیم؟

631
00:41:31,570 --> 00:41:32,780
‫ماریا کجاس؟

632
00:41:40,580 --> 00:41:42,040
‫فرار نکن.
‫باهاش رو در رو شو.

633
00:41:42,040 --> 00:41:44,670
‫- اوله!
‫- بجنب!

634
00:42:07,690 --> 00:42:08,770
‫خودت رو آزاد کن لعنتی!

635
00:42:08,770 --> 00:42:10,980
‫بجنب ماریا!
‫خودت رو آزاد کن!

636
00:42:10,980 --> 00:42:13,200
‫تو می‌تونی ماریا!
‫لعنتی!

637
00:42:13,200 --> 00:42:14,780
‫خودت رو از چنگش بکش بیرون!
‫به من نگاه کن!

638
00:42:14,780 --> 00:42:17,280
‫خودت رو آزاد کن.
‫من رو نگاه کن! خودت رو آزاد کن!

639
00:42:25,710 --> 00:42:27,210
‫یا خود خدا.

640
00:42:39,220 --> 00:42:40,260
‫گابینا!

641
00:42:43,350 --> 00:42:45,440
‫تو اینجا چه غلطی می‌کنی؟

642
00:42:46,400 --> 00:42:47,650
‫میشه لطفاً حرف بزنیم؟

643
00:42:48,400 --> 00:42:49,440
‫- حرف بزنیم؟
‫- آره.

644
00:42:50,000 --> 00:42:51,480
‫امکان نداره.
‫با همدیگه میریم.

645
00:42:51,480 --> 00:42:52,900
‫هررا.

646
00:42:52,900 --> 00:42:54,570
‫تو نباید اینجا باشی.

647
00:42:54,570 --> 00:42:56,570
‫ببین روماندیا.
‫یه لطفی بکن.

648
00:42:57,240 --> 00:42:59,280
‫دخالت نکن.

649
00:42:59,280 --> 00:43:01,160
‫خواهر کوچیکمـه که نباید اینجا باشه.

650
00:43:02,370 --> 00:43:03,830
‫چی با خودت فکر کردی؟

651
00:43:03,830 --> 00:43:05,460
‫نمیشه یه کاری بکنی؟

652
00:43:06,290 --> 00:43:08,000
‫اگه درگیر بشم
‫برای خودش بدتر میشه.

653
00:43:08,000 --> 00:43:10,210
‫خواهش می‌کنم گراردو.
‫فقط یه کوچولو مونده قبول شم.

654
00:43:10,210 --> 00:43:11,300
‫لعنت بهش، گابینا!

655
00:43:12,170 --> 00:43:13,760
‫چرا نمی‌فهمی؟

656
00:43:14,340 --> 00:43:15,920
‫به بابا دروغ گفتی.

657
00:43:17,050 --> 00:43:18,930
‫می‌دونی اگه بفهمه
‫چی‌کار می‌کنـه؟

658
00:43:20,510 --> 00:43:22,780
‫تو می‌تونی بهش توضیح بدی.
‫به حرفت گوش می‌کنـه.

659
00:43:23,970 --> 00:43:25,100
‫امکان نداره.
‫راه بیفت.

660
00:43:30,190 --> 00:43:31,320
‫من جایی نمیام.

661
00:43:34,820 --> 00:43:36,820
‫خوب به کاری که
‫داری می‌کنی فکر کن گابا.

662
00:43:43,870 --> 00:43:45,330
‫من جایی نمیام.

663
00:43:47,920 --> 00:43:49,540
‫خودت بهش میگی.

664
00:43:50,670 --> 00:43:51,840
‫من نمیگم.

665
00:43:53,840 --> 00:43:55,130
‫فقط خودتی و خودت، گابا.

666
00:43:59,050 --> 00:44:00,180
‫دانشجوها.

667
00:44:01,180 --> 00:44:02,770
‫از سر راهم برین کنار.

668
00:44:29,790 --> 00:44:31,920
‫هیچ تلاشی نکرده تا باهام حرف بزنـه.

669
00:44:31,920 --> 00:44:33,540
‫چه انتظاری داشتی؟

670
00:44:33,540 --> 00:44:35,340
‫اومد خونه و تو اونجا نبودی.

671
00:44:36,590 --> 00:44:40,300
‫مامان، لطفاً طرف اون رو نگیر.
‫همیشه همین کار رو می‌کنی.

672
00:44:40,300 --> 00:44:42,510
‫اونـه که باید این وضع رو درست کنـه.

673
00:44:42,510 --> 00:44:44,100
‫من که بعید می‌دونم.

674
00:44:45,310 --> 00:44:46,350
‫چیزی بهت نگفت؟

675
00:44:46,350 --> 00:44:50,100
‫می‌ترسم هروقت این هوست خوابید...

676
00:44:50,100 --> 00:44:52,600
‫هوس؟
‫اون این حرف رو زد؟

677
00:44:54,270 --> 00:44:56,280
‫مگه غیر از اینـه؟

678
00:45:12,040 --> 00:45:14,210
‫دانشجوها.
‫لطفاً بشینین.

679
00:45:15,130 --> 00:45:19,260
‫می‌خوام ورودتون به آخرین مرحله
‫از آموزش‌تون رو خوشامد بگم.

680
00:45:19,920 --> 00:45:24,800
‫قراره سوار یه هواپیمای نظامی
‫با سرعت ۲۰۰‌کیلومتر بر ساعت بشیم.

681
00:45:25,510 --> 00:45:27,970
‫وقتی به ارتفاع ۳ کیلومتری رسیدیم،

682
00:45:28,930 --> 00:45:30,100
‫ازش می‌پرین.

683
00:45:30,100 --> 00:45:34,400
‫سرعت تقریبی سقوط‌تون
‫ از ۲۰۰ الی ۴۳۰ کیلومتره.

684
00:45:34,400 --> 00:45:35,480
‫نترس.

685
00:45:36,440 --> 00:45:39,190
‫طبق آمار، احتمالا خفه شدن با غذا

686
00:45:39,190 --> 00:45:42,300
‫۱۰۰‌برابر بیشتر از مردن
‫ به‌خاطر پریدن از یه هواپیماس.

687
00:45:43,240 --> 00:45:45,800
‫برای قبولی در این دوره
‫لازم نیست کار خاصی بکنین.

688
00:45:46,160 --> 00:45:48,540
‫فقط یه قدم کوچیک مونده.

689
00:45:49,750 --> 00:45:51,910
‫دانشجوها!
‫به جای خود!

690
00:45:51,910 --> 00:45:56,500
‫افسر پلیس بودن یعنی
‫ وقتی لباس فرم‌تون رو تن‌تون می‌کنین،

691
00:45:56,500 --> 00:45:58,800
‫زندگی‌تون رو به دست سرنوشت می‌سپارین.

692
00:46:01,050 --> 00:46:02,590
‫ردیف اول.

693
00:46:02,590 --> 00:46:04,130
‫وایسین سر جاتون!

694
00:46:05,180 --> 00:46:06,430
‫قلاب‌تون رو وصل کنین!

695
00:46:07,220 --> 00:46:08,510
‫همین حالا!

696
00:46:12,100 --> 00:46:13,100
‫راه بیفتین!

697
00:46:13,940 --> 00:46:15,980
‫به جای خود!
‫بپرین!

698
00:46:15,980 --> 00:46:17,270
‫راه بیفتین!

699
00:46:25,610 --> 00:46:26,620
‫ردیف دوم!

700
00:46:27,570 --> 00:46:28,830
‫وایسین سر جاتون.

701
00:46:29,620 --> 00:46:31,750
‫قلاب‌هاتون رو وصل کنین!

702
00:46:33,660 --> 00:46:34,920
‫راه بیفتین!

703
00:46:37,630 --> 00:46:38,880
‫بپرین!

704
00:46:40,550 --> 00:46:42,340
‫بجنبین، بپرین!

705
00:46:44,470 --> 00:46:45,720
‫برین!

706
00:46:54,390 --> 00:46:56,690
‫دلا توره. بپر!

707
00:46:57,690 --> 00:46:58,730
‫نه!

708
00:47:00,900 --> 00:47:01,980
‫منظورت چیـه که نه؟

709
00:47:02,820 --> 00:47:04,530
‫گفتم بپر!

710
00:47:04,530 --> 00:47:05,950
‫نه!

711
00:47:09,200 --> 00:47:10,740
‫- بجنب! راه بیفت!
‫- نه.

712
00:47:11,370 --> 00:47:13,200
‫- نه، نه، نه.
‫- بجنب.

713
00:47:14,960 --> 00:47:17,500
‫برو دیگه!

714
00:47:17,500 --> 00:47:20,420
‫- بپر!
‫- نمی‌تونم!‌ نمی‌تونم.

715
00:47:21,880 --> 00:47:23,130
‫واسه‌ی چی؟!

716
00:47:23,130 --> 00:47:25,380
‫چون من یه مادرم.

717
00:47:25,380 --> 00:47:26,900
‫تو دانشجوی افسری هستی،
‫نه یه مادر!

718
00:47:26,900 --> 00:47:27,890
‫نه!
‫من مادرم!

719
00:47:28,590 --> 00:47:31,510
‫- اگه نپری، قبول نمیشی.
‫- مهم نیست!

720
00:47:31,510 --> 00:47:33,680
‫پس واسه چی سوار هواپیما شدی؟

721
00:47:33,680 --> 00:47:34,890
‫نمی‌دونم.

722
00:47:34,890 --> 00:47:36,560
‫چرا، می‌دونی!
‫واسه چی؟

723
00:47:36,560 --> 00:47:37,850
‫واسه چی؟

724
00:47:42,400 --> 00:47:44,940
‫چون این یه هوس نبود!

725
00:47:46,530 --> 00:47:48,700
‫پس ثابتش کن!

726
00:47:53,370 --> 00:47:57,080
‫باشه. خیلی‌خب.
‫باشه.

727
00:49:42,940 --> 00:49:44,980
‫باید اعتراف کنم.
‫واقعاً غافلگیرم کردین.

728
00:49:46,150 --> 00:49:47,230
‫همونطور که می‌دونین

729
00:49:47,230 --> 00:49:51,360
‫این برنامه فقط ۱۶ دانشجوی افسری رو
‫می‌پذیره.

730
00:49:52,400 --> 00:49:55,490
‫پس اگه اینجایین

731
00:49:55,490 --> 00:49:57,080
‫به این معنیـه که موفق شدین.

732
00:50:00,000 --> 00:50:01,460
‫تبریک میگم.

733
00:50:03,540 --> 00:50:04,830
‫آفرین جنگجوها!

734
00:50:11,420 --> 00:50:12,420
‫ماریا.

735
00:50:14,930 --> 00:50:16,300
‫برو سالن غذاخوری.

736
00:50:30,650 --> 00:50:32,190
‫خوشگل شدی.

737
00:50:37,280 --> 00:50:39,200
‫باید زودتر میومدم.

738
00:50:40,410 --> 00:50:42,660
‫نمی‌دونم چرا نیومدم.
‫آدم احمقی‌ام.

739
00:50:45,080 --> 00:50:48,000
‫تو این موقع،
‫تونستم به خیلی چیزا فکر کنم.

740
00:50:49,500 --> 00:50:51,940
‫فهمیدم که نمی‌خوام از دستت بدم.

741
00:50:52,710 --> 00:50:54,380
‫با میگل حرف زدم.

742
00:50:56,390 --> 00:51:00,140
‫و ازش خواستم تا
‫پروژه‌ی آکاپولکو رو جای من برداره.

743
00:51:02,980 --> 00:51:04,230
‫دیگه سفر نمیرم.

744
00:51:06,020 --> 00:51:07,060
‫می‌خوام..

745
00:51:07,650 --> 00:51:08,900
‫می‌خوام باهات باشم.

746
00:51:13,610 --> 00:51:15,150
‫و می‌خوام ازت تشکر کنم.

747
00:51:16,410 --> 00:51:18,200
‫چون با انجام این کارا

748
00:51:19,490 --> 00:51:21,870
‫بهم کمک کردی تا واضح‌تر به چیزها نگاه کنم.

749
00:51:24,540 --> 00:51:25,960
‫دوستت دارم.

750
00:51:26,670 --> 00:51:27,960
‫خیلی دوستت دارم.

751
00:51:38,720 --> 00:51:41,810
‫بریم خونه.
‫وسایلت رو میارم.

752
00:51:43,520 --> 00:51:44,600
‫بریم.

753
00:51:46,140 --> 00:51:47,270
‫چیشده؟

754
00:51:49,480 --> 00:51:52,020
‫وقتی بچه بودم
‫فقط نمی‌خواستم یه کارآگاه بشم.

755
00:51:54,610 --> 00:51:56,070
‫همه‌ی فکر و ذکرم بود.

756
00:51:57,570 --> 00:51:59,870
‫هرکتابی که به دستم می‌رسید رو می‌بلعیدم.

757
00:52:00,990 --> 00:52:04,500
‫اوناییش موردعلاقم بودن که
‫درمورد کارآگاه موریتا بودن.

758
00:52:06,660 --> 00:52:09,580
‫رو جلد تک‌تک‌شون
‫دامن و موی بلند می‌کشیدم.

759
00:52:11,920 --> 00:52:13,340
‫کارآگاه ماریا.

760
00:52:15,420 --> 00:52:18,300
‫همه‌ی اون‌ها رو گذاشتم کنار تا
‫زندگیم رو با تو شریک بشم.

761
00:52:20,840 --> 00:52:22,350
‫با این حال خسته شدی.

762
00:52:22,350 --> 00:52:23,430
‫نه.

763
00:52:24,520 --> 00:52:27,180
‫- نه، خسته نشدم.
‫- همش تقصیر تو نیست.

764
00:52:27,680 --> 00:52:30,810
‫من هم خسته شدم.
‫از دست خودم.

765
00:52:32,400 --> 00:52:34,440
‫به گمونم دیگه نیستم.

766
00:52:35,650 --> 00:52:36,860
‫می‌خوام قبول بشم.

767
00:52:38,530 --> 00:52:40,200
‫می‌خوام پلیس بشم.

768
00:52:41,370 --> 00:52:42,990
‫پس خونواده‌مون چی میشه؟

769
00:52:46,370 --> 00:52:47,960
‫می‌تونم جفت‌شون باشم.

770
00:52:55,670 --> 00:52:58,380
‫والنتینا کاماچو مورالس.

771
00:53:11,310 --> 00:53:13,610
‫ماریا کاماچو دلا توره.

772
00:53:20,360 --> 00:53:22,910
‫می‌بینی؟
‫پلیس‌های زن.

773
00:53:23,950 --> 00:53:25,830
‫پول نمی‌گیری که تلویزیون تماشا کنی.

774
00:53:27,410 --> 00:53:29,200
‫بله فرمانده.

775
00:53:32,040 --> 00:53:33,630
‫و در آخر...

776
00:53:33,630 --> 00:53:36,920
‫مایلم تا از بانوی اول کشور دعوت کنم
‫تا بیان به پشت تریبون.

777
00:53:36,920 --> 00:53:39,510
‫ماریا استر زونو.

778
00:53:46,260 --> 00:53:47,430
‫مچکرم امیلیو.

779
00:53:48,720 --> 00:53:51,520
‫امروز درحال تاریخ‌سازی هستیم.

780
00:53:54,520 --> 00:53:55,690
‫می‌تونی منتظرم بمونی؟

781
00:53:55,690 --> 00:53:59,320
‫نه، الان هم دیرم شده و
‫تو هم همیشه میگی سروقت بیام.

782
00:54:03,450 --> 00:54:06,490
‫فقط اگه بهم بگی که
‫چرا دیر کردی.

783
00:54:06,490 --> 00:54:08,580
‫شهر خیلی خطرناک شده.

784
00:54:10,120 --> 00:54:11,210
‫پائولا.

785
00:54:11,870 --> 00:54:15,080
‫زنان، مرتکب هیچ اشتباهی نمیشن.

786
00:54:16,590 --> 00:54:21,050
<i>‫امن و امان نگه داشتن این شهر
‫کار خطرناکیـه.</i>

787
00:54:21,550 --> 00:54:25,220
‫<i>کسانی هستن که تلاش می‌کنن
‫ جلومون رو بگیرن.</i>

788
00:54:25,890 --> 00:54:27,350
<i>‫بهمون آسیب بزنن.</i>

789
00:54:27,350 --> 00:54:29,350
‫اما من مطمئنم که

790
00:54:30,640 --> 00:54:33,310
‫زنانی که امروز نشان‌شون رو دریافت کردن

791
00:54:34,230 --> 00:54:37,270
‫بهترین‌های این شهرن.

792
00:54:47,780 --> 00:54:52,120
<i>‫و این رو خطاب به کسانی میگم که
‫نمی‌خوان ما اینجا باشیم</i>

793
00:54:52,870 --> 00:54:57,880
‫«وقتشـه که قبول کنین.
‫زمونه داره عوض میشه.»

794
00:55:05,220 --> 00:55:09,700
‫به نیروی انتظامی مکزیکو سیتی خوش اومدین.

795
00:55:09,700 --> 00:55:12,700
‫« آنچه خواهید دید پس از تیتراژ »

796
00:55:14,180 --> 00:55:17,440
‫« به یاد لین فنچتاین عزیز »

797
00:55:18,180 --> 00:55:20,940
‫« زنان آبی‌پوش »

798
00:55:21,964 --> 00:55:51,964
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

799
00:56:19,830 --> 00:56:21,210
<i>‫آنچه در قسمت بعد خواهید دید...</i>

800
00:56:21,210 --> 00:56:25,670
‫شما در شهر،
‫نماینده‌‌ی نیروی انتظامی و پلیس هستید.

801
00:56:25,670 --> 00:56:27,970
‫همیشه باید لبخند بزنید!
‫بخندید ببینم.

802
00:56:28,630 --> 00:56:30,260
‫می‌خوام درخواست مفقودی بدم.

803
00:56:30,260 --> 00:56:32,560
‫اما همین دیروز دیدینش دیگه، درسته؟

804
00:56:32,560 --> 00:56:35,270
‫امروز عصر جسد یکی رو توی پارک پیدا کردیم.

805
00:56:35,270 --> 00:56:37,850
<i>‫تو حق نداری کسی رو بازجویی کنی.
‫تو کاراگاه نیستی.</i>

806
00:56:38,400 --> 00:56:40,280
‫« زنان آبی‌پوش »

