﻿1
00:00:14,550 --> 00:00:15,760
‫شما همسرش هستین؟

2
00:00:16,800 --> 00:00:17,800
‫بله.

3
00:00:18,850 --> 00:00:20,680
‫- بله.
‫- می‌تونین باهامون بیاین.

4
00:00:21,350 --> 00:00:22,350
‫ممنونم.

5
00:00:28,360 --> 00:00:30,440
‫- باهاش حرف بزن. باهاش حرف بزن.
‫- باشه.

6
00:00:31,190 --> 00:00:36,110
‫لوکاس، تو رو خدا از پیشم نرو.
‫تنهام نذار.

7
00:00:36,110 --> 00:00:38,450
‫- یه کاری بکنین.
‫- ضربان نداره.

8
00:00:38,450 --> 00:00:40,620
‫چرا ضربان نداره؟

9
00:00:40,620 --> 00:00:43,000
‫یک، دو، سه، چهار...

10
00:00:45,870 --> 00:00:46,880
‫اکسیژن.

11
00:00:47,460 --> 00:00:52,550
‫یک، دو، سه، چهار، پنج،
‫شش، هفت، هشت، نه، ده.

12
00:00:52,550 --> 00:00:53,630
‫لوکاس!

13
00:00:58,050 --> 00:00:59,460
‫وال.

14
00:01:02,430 --> 00:01:04,060
‫- حالت خوبـه؟
‫- تقصیر من بود.

15
00:01:04,060 --> 00:01:06,810
‫- نه،‌ این حرف رو نزن. این حرف رو نزن.
‫- تقصیر من بود.

16
00:01:06,810 --> 00:01:08,770
‫- حالش خوب میشه. خودت می‌بینی.
‫- نه.

17
00:01:11,690 --> 00:01:13,860
‫این رو بگیر.
‫ببین به چه وضعی افتادی‌ها.

18
00:01:17,820 --> 00:01:20,530
‫اگه زنده نمونه چی؟

19
00:01:21,490 --> 00:01:22,580
‫می‌خواستن بکشنش.

20
00:01:22,580 --> 00:01:26,170
‫- کیا؟ کیا می‌خواستن بکشنش؟
‫- نمی‌دونم! یه پلیس،‌ یه دزد.

21
00:01:26,170 --> 00:01:28,580
‫- اما چرا؟
‫- نمی‌دونم. ما داشتیم...

22
00:01:28,580 --> 00:01:32,880
‫این حقش نیست،
‫تقصیر من بود.

23
00:01:32,880 --> 00:01:35,130
‫تقصیر من بود ماریا.
‫تقصیر من بود.

24
00:01:35,130 --> 00:01:38,430
‫- نگران نباش.
‫- تقصیر من احمق بود.

25
00:01:40,930 --> 00:01:42,810
‫فکر می‌کنم این برات جالب باشه.

26
00:01:44,890 --> 00:01:47,100
‫ما قربانی رو اینجا توی راهرو پیدا کردیم.

27
00:01:48,060 --> 00:01:50,230
‫وضعیش بحرانیـه اما پایداره.

28
00:01:51,110 --> 00:01:54,000
‫ایده‌ای نداری که کی ممکنـه
‫بهش حمله کرده باشه؟

29
00:01:54,940 --> 00:01:56,940
‫برای همین به تو زنگ زدم.

30
00:02:00,160 --> 00:02:01,160
‫برو داخل.

31
00:02:20,990 --> 00:02:23,980
« 1.6.9 »

32
00:02:28,230 --> 00:02:31,520
‫« زنان آبی‌پوش »

33
00:02:32,591 --> 00:02:43,815
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

34
00:02:43,839 --> 00:02:50,839
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

35
00:03:30,580 --> 00:03:32,540
‫خیلی شانست گفت والنتینا.

36
00:03:33,900 --> 00:03:36,120
.پنجره رو شکسته بودن

37
00:03:37,500 --> 00:03:39,720
‫انگار وقتی تو رسیدی
‫هنوز اونجا بوده.

38
00:03:45,760 --> 00:03:47,180
‫چرا این کار رو کرده؟

39
00:03:47,180 --> 00:03:49,140
‫اون که می‌خواست نامه‌ش منتشر بشه.

40
00:03:51,560 --> 00:03:52,560
‫نمی‌دونم.

41
00:03:52,560 --> 00:03:55,150
‫نمی‌دونـی که لوکاس
‫چیزی رو فهمیده بوده یا نه؟

42
00:03:55,810 --> 00:03:57,770
‫تاجایی که من می‌دونم نه.

43
00:03:57,770 --> 00:04:00,690
‫توی خونه‌ش یه سری اطلاعات پیدا کردیم.

44
00:04:00,690 --> 00:04:03,280
‫داشته درمورد هویت واقعیِ
‫ «لخت‌کن» تحقیق می‌کرده.

45
00:04:03,280 --> 00:04:06,160
‫- چیزی درموردش می‌دونی؟
‫- هیچی نمی‌دونم.

46
00:04:07,580 --> 00:04:12,290
‫یه پرونده‌ی سِرّی هم
‫درمورد تحقیقات پلیس اونجا بود.

47
00:04:15,250 --> 00:04:18,050
‫والنتینا، دست لوکاس چطوری
‫ به اون پرونده رسیده؟

48
00:04:18,050 --> 00:04:19,550
‫نمی‌دونم.

49
00:04:19,550 --> 00:04:22,510
 هر پلیسی می‌تونسته اون اطلاعات رو
‫به قیمت ۵۰ پزو بفروشـه.

50
00:04:25,180 --> 00:04:29,810
‫می‌دونم باور کردنش سختـه
‫اما من می‌خوام کمک کنم.

51
00:04:31,350 --> 00:04:33,100
‫خودت که دیدی.

52
00:04:33,770 --> 00:04:38,360
‫تنهایی تحقیق کردن
‫خیلی برات خطر داره.

53
00:04:47,620 --> 00:04:51,040
‫یه مامور بیرون می‌ذارم تا
‫حواسش بهت باشه.

54
00:04:59,250 --> 00:05:02,090
‫می‌خوام این لباس‌ چروک‌ها رو اتو کنم.

55
00:05:03,630 --> 00:05:05,220
‫نمیری ببینیش؟

56
00:05:06,840 --> 00:05:09,050
‫تا کارهای بیخودش رو تایید کنم؟

57
00:05:11,220 --> 00:05:14,560
‫با تایید کردن کارهای تو
‫به اندازه کافی دردسر درست کردم.

58
00:05:15,730 --> 00:05:18,060
‫می‌خوای به تنبیه کردنش ادامه بدی؟

59
00:05:19,860 --> 00:05:21,740
‫فکر می‌کنی دارم همچین کاری می‌کنم؟

60
00:05:21,920 --> 00:05:23,780
‫اونـه که داره من رو تنبیه می‌کنـه.

61
00:05:23,780 --> 00:05:27,110
‫با تنهایی زندگی کردنش. این که فکر می‌کنـه
‫خودش می‌تونه از پس همه کارهاش بر بیاد.

62
00:05:27,110 --> 00:05:29,700
‫خودت رو نزن به مظلومی.
‫کار جذابی نیست.

63
00:05:29,700 --> 00:05:33,290
‫جفت‌تون فکر می‌کنین خیلی شجاع و
‫مستقلین.

64
00:05:33,960 --> 00:05:36,540
‫اما تو بهتر از هرکس دیگه‌ای باید بدونی که

65
00:05:36,540 --> 00:05:39,080
‫نباید برای اشتباهات بچه‌هات جشن بگیری.

66
00:05:40,340 --> 00:05:44,510
‫اگه اشتباهاتم اینقدر عذابت میدن،
‫چرا نمیری؟

67
00:05:50,510 --> 00:05:51,600
‫بهم نیاز داری.

68
00:05:52,350 --> 00:05:53,350
‫نه.

69
00:05:54,430 --> 00:05:57,730
‫دخترت والنتیناس که بهت نیاز داره.

70
00:06:14,040 --> 00:06:15,250
‫چندتا لباس برات آوردم.

71
00:06:15,250 --> 00:06:16,870
‫من باید برگردم اداره.

72
00:06:17,790 --> 00:06:19,500
‫هنوز که خیلی زوده، نیست؟

73
00:06:20,210 --> 00:06:22,090
‫چرا اما باید با بابام حرف بزنم.

74
00:06:23,750 --> 00:06:24,840
‫مگه باهات حرف می‌زنـه؟

75
00:06:26,880 --> 00:06:27,970
‫نه خیلی

76
00:06:28,840 --> 00:06:31,090
‫اما باید درمورد گراردو باهاش حرف بزنم.

77
00:06:32,680 --> 00:06:33,930
‫اومد به دیدنم.

78
00:06:34,720 --> 00:06:36,480
‫تا اطلاعات بگیره.

79
00:06:37,240 --> 00:06:39,140
‫اون باید تحقیقاتش رو بکنـه والنتینا.

80
00:06:39,140 --> 00:06:41,040
‫بچه نباش.

81
00:06:41,230 --> 00:06:44,150
‫همه‌شون لنگه‌ی همدیگه‌ن،
‫از جمله پدرت و برادرت.

82
00:06:46,570 --> 00:06:50,580
‫- اونا آدم‌های خوبی‌ان. تو نمی‌شناسی‌شون.
‫- تو چه دنیایی زندگی می‌کنی؟

83
00:06:52,100 --> 00:06:54,330
‫می‌تونی بقیه عمرت این لباس فرم رو بپوشی و

84
00:06:54,330 --> 00:06:55,950
‫هیچوقت تفاوتی ایجاد نکنی.

85
00:06:57,040 --> 00:06:59,210
‫رو جلد مجله که بودی، مگه نه؟

86
00:07:00,420 --> 00:07:02,040
‫باید از خداتم باشه.

87
00:07:03,290 --> 00:07:05,840
‫می‌دونم که درگیر موضوع وحشتناکی هستی اما

88
00:07:05,840 --> 00:07:08,220
‫نباید با دوستت اینطوری حرف بزنی.

89
00:07:08,220 --> 00:07:09,760
‫کی گفته که ما دوست همدیگه‌ایم؟

90
00:07:16,220 --> 00:07:17,470
‫دیگه نیستیم.

91
00:07:22,730 --> 00:07:24,110
‫« گرگوریو کادناس‌ »
‫« زندان لکومبری »

92
00:07:24,110 --> 00:07:25,320
‫« مکزیکو سیتی »
‫« کد پستی ۱۵۲۸۰ »

93
00:07:28,360 --> 00:07:29,440
‫واسه‌ی توئـه.

94
00:07:30,030 --> 00:07:31,860
‫از زندان لکومبری اومده.

95
00:07:35,370 --> 00:07:38,250
‫«ماریا، تو من رو یاد کاساندرا انداختی.

96
00:07:38,250 --> 00:07:41,080
‫وقتی که اومدی ملاقاتم،
‫نمی‌تونستم بهش فکر نکنم.

97
00:07:41,080 --> 00:07:45,590
‫به‌عنوان یه وکیل، من به اطلاعاتی
‫ دسترسی دارم که فکرش هم نمی‌تونی بکنی.

98
00:07:46,300 --> 00:07:49,260
‫اطلاعات ارزشمندی مثل پرونده‌های حل‌نشده.

99
00:07:51,590 --> 00:07:54,220
‫من خودم رو بالاتر از هرچیزی
‫یه مرد خوش‌قول می‌دونم

100
00:07:54,220 --> 00:07:56,530
‫برای همین سر قولی که دادم می‌مونم.

101
00:07:56,600 --> 00:07:59,470
‫از مطالعه لذت ببر و یادت باشه که
.تنها نیستی

102
00:08:00,140 --> 00:08:01,270
‫گرگوریو کادناس.»

103
00:08:05,110 --> 00:08:07,400
‫« گلچینی از اساطیر یونانی »

104
00:08:07,400 --> 00:08:09,740
‫با این کتاب چی می‌خواد بهمون بگه؟

105
00:08:10,610 --> 00:08:12,490
‫نمی‌دونم.
‫نخوندمش.

106
00:08:18,380 --> 00:08:20,660
‫همونطور که قول داده بودم.

107
00:08:20,660 --> 00:08:24,330
‫تموم پرونده‌های حل نشده‌ی
‫ زن‌های گم‌شده یا کشته‌شده

108
00:08:24,330 --> 00:08:25,790
‫توی ۱۵ سال اخیر.

109
00:08:27,630 --> 00:08:29,000
‫یه لحظه وقت داری؟

110
00:08:29,840 --> 00:08:35,180
‫باید قبل از شروع شیفت‌مون
‫تموم این پرونده‌ها رو بررسی کنیم.

111
00:08:35,930 --> 00:08:36,930
‫ماریا.

112
00:08:39,640 --> 00:08:41,770
‫باشه.
‫بعد از شیفتم.

113
00:08:41,770 --> 00:08:42,850
‫همینجا می‌بینمت.

114
00:08:44,650 --> 00:08:45,650
‫نه.

115
00:08:47,270 --> 00:08:49,400
‫همینجا بمونین.
‫اینجا نورش بهتره.

116
00:08:54,070 --> 00:08:55,160
‫قضیه چی بود؟

117
00:08:55,160 --> 00:08:57,070
‫چی؟
‫چی قضیه چی بود؟

118
00:08:57,070 --> 00:08:58,240
‫از دستش عصبانی‌ای؟

119
00:08:59,080 --> 00:09:00,080
‫نه.

120
00:09:01,580 --> 00:09:04,210
‫صدات عوض شده.
‫زبان بدنت هم همینطور.

121
00:09:04,960 --> 00:09:07,670
‫نفس‌هات سنگین شد،
‫عصبی شدی.

122
00:09:08,380 --> 00:09:10,710
‫وقتی کسی از دستم عصبانی میشه
‫اینطوری میشـه.

123
00:09:11,210 --> 00:09:12,970
‫نمی‌دونم چی بگم.

124
00:09:12,970 --> 00:09:17,640
‫خلاصه، اگه می‌خوایم پیشرفتی داشته باشیم
‫باید یه نگاه به این بندازیم.

125
00:09:17,640 --> 00:09:19,050
‫کلی اطلاعاتـه.

126
00:09:19,850 --> 00:09:23,850
‫اطلاعات زیادی نیست.
‫فقط اطلاعاتیـه که طبقه‌بندی نشده.

127
00:09:25,770 --> 00:09:27,270
‫طرز فکرت رو دوست دارم.

128
00:09:42,580 --> 00:09:44,040
‫« زنان غیرشاغل »

129
00:09:44,040 --> 00:09:47,080
<i>‫اول باید زن‌های غیرشاغل رو جدا کنیم.</i>

130
00:09:47,080 --> 00:09:48,170
‫« زنان شاغل »

131
00:09:48,170 --> 00:09:49,760
<i>‫بر اساس سن، شهر تولد</i>

132
00:09:49,760 --> 00:09:53,760
<i> ‫و این که آیا عضو اتحادیه یا گروه‌های
‫ اجتماعی بودن یا نه، مرتب‌شون می‌کنیم.</i>

133
00:09:54,300 --> 00:09:56,880
‫<i>تمام این اطلاعات می‌تونه
‫ نشون‌دهنده‌ی چیزی باشه.</i>

134
00:09:58,300 --> 00:10:03,020
<i>‫اگه درنظر بگیریم که پرونده‌های قبلی
‫توی همین شهر انجام شده،‌ کار منطقی‌ایـه</i>

135
00:10:03,020 --> 00:10:04,850
‫اما نباید چیزی رو خط بزنیم.

136
00:10:05,810 --> 00:10:08,600
‫و در آخر این که چطوری به قتل رسیدن.

137
00:10:09,190 --> 00:10:11,560
‫اولویت با اون هاییـه که دچار خفگی شدن.

138
00:10:11,560 --> 00:10:12,640
‫همه‌شون شغل داشتن.

139
00:10:12,640 --> 00:10:13,530
‫« پرونده‌های حل‌نشده »

140
00:10:13,530 --> 00:10:16,570
‫توی همه‌شون هم
‫ موارد خفگی با طناب یا آب بوده.

141
00:10:17,360 --> 00:10:18,610
‫درستـه.

142
00:10:19,320 --> 00:10:20,320
‫بیست‌نفرن.

143
00:10:21,370 --> 00:10:22,620
‫بیست قربانی احتمالی.

144
00:10:27,290 --> 00:10:29,460
‫کتابه چه ربطی به اینا داره؟

145
00:10:30,630 --> 00:10:32,130
‫شاید نداشته باشه.

146
00:10:32,130 --> 00:10:33,710
‫شاید فقط یه هدیه باشه.

147
00:10:35,090 --> 00:10:36,300
‫تو بهش پیانو دادی.

148
00:10:39,890 --> 00:10:41,800
‫وقت ندارم.

149
00:10:52,690 --> 00:10:54,150
‫گفتم وقت ندارم.

150
00:10:54,150 --> 00:10:55,820
‫گراردو تو دردسر افتاده.

151
00:10:57,150 --> 00:10:58,450
‫داره قانون‌شکنی می‌کنـه.

152
00:10:59,110 --> 00:11:00,610
‫با چشم‌های خودم دیدم.

153
00:11:03,330 --> 00:11:05,950
‫اتهام خیلی جدی‌ایـه.

154
00:11:05,950 --> 00:11:08,460
‫کسایی که دستگیر میشن رو شکنجه می‌کنـه.

155
00:11:08,460 --> 00:11:13,090
‫یه پرونده‌ی کامل به دوش برادرتـه.

156
00:11:13,960 --> 00:11:15,960
‫شما از این کارش خبر داشتین؟

157
00:11:17,420 --> 00:11:18,550
‫معلومـه که نه.

158
00:11:25,430 --> 00:11:31,400
‫اما طی این سال‌هایی که توی این کار بودم،
‫تاحالا یک یا دو پلیس درمونده رو دیدم.

159
00:11:32,100 --> 00:11:35,070
‫مطمئنم برادرت همون کاری که
‫میگی رو داره می‌کنـه

160
00:11:35,070 --> 00:11:37,480
‫چون می‌خواد «لخت‌کن» رو دستگیر کنـه.

161
00:11:38,110 --> 00:11:39,360
‫اما حق با توئـه.

162
00:11:40,320 --> 00:11:42,820
‫اگه کسی بفهمـه
‫خیلی خطرناکـه.

163
00:11:43,570 --> 00:11:48,700
‫برای همین خیلی مهمـه که
‫کسی از چیزی که بهم گفتی، خبر دار نشه.

164
00:11:49,960 --> 00:11:51,290
‫با برادرت حرف می‌زنم.

165
00:11:56,000 --> 00:11:57,550
‫ممنون که بهم اطلاع دادی.

166
00:11:58,420 --> 00:12:00,170
‫کار درست رو کردی.

167
00:12:06,600 --> 00:12:07,600
‫گابینا.

168
00:12:10,430 --> 00:12:13,560
‫خوشحال میشیم یکی از همین روزها
‫برای شام بیای خونه.

169
00:12:19,150 --> 00:12:21,320
‫اون قضیه دیگه کلاً‌ تموم شده.

170
00:12:21,320 --> 00:12:24,660
‫دیگه هیچ قصدی ندارم که
‫اون زن رو ببینم.

171
00:12:26,780 --> 00:12:30,700
‫اما هر کاری که بکنم

172
00:12:31,750 --> 00:12:33,210
‫اون هیچوقت نمی‌بخشتم.

173
00:12:33,210 --> 00:12:40,590
‫به‌نظرم برخلاف چیزی که فکر می‌کنی، این قضیه
‫ اونقدرا به کاری که کردی ربطی نداره.

174
00:12:40,590 --> 00:12:41,920
‫فکر نمی‌کنم.

175
00:12:43,260 --> 00:12:47,760
‫کمتر از یه ماهـه که ماریا پلیس شده و
‫حالا بهش نگاه کن.

176
00:12:48,680 --> 00:12:52,230
‫حواس‌جمع شده.
‫به‌خاطر کارش هیجان‌زده شده.

177
00:12:53,640 --> 00:12:54,650
‫سرزنده‌ شده.

178
00:12:58,360 --> 00:13:01,780
‫مطمئنی می‌خوای مثل قبل بشـه؟

179
00:13:13,660 --> 00:13:17,210
‫این موفقیت با تلاش بسیار زیادی
‫به دست آمده.

180
00:13:17,960 --> 00:13:21,880
‫برنامه‌ی زنان آبی‌پوش تازه شروع ماجراست.

181
00:13:22,510 --> 00:13:26,590
‫زنان این شهر باید متوجهِ...

182
00:13:26,590 --> 00:13:29,510
‫می‌تونیم با خونواده‌‌های قربانی‌ها
‫ حرف بزنیم.

183
00:13:29,510 --> 00:13:30,640
‫وقت نداریم.

184
00:13:31,770 --> 00:13:34,390
‫باید بفهمیم گویو چی داره بهمون میگـه.

185
00:13:36,270 --> 00:13:38,440
‫البته باید به والنتیا سر بزنم.

186
00:13:38,440 --> 00:13:40,940
‫نباید تو همچین مواقعی تنها بمونـه.

187
00:13:42,900 --> 00:13:45,240
‫اما نمی‌خوام بچه‌هام رو هم تنها بذارم.

188
00:13:46,150 --> 00:13:47,360
‫مامان معرکه‌ای هستی.

189
00:13:49,030 --> 00:13:51,340
‫بعضی‌وقتا شک می‌کنم.

190
00:13:52,740 --> 00:13:55,710
‫آخرین باری که مامان‌بابام رو دیدم
‫یادم نمیاد.

191
00:13:55,710 --> 00:13:57,790
‫وقتی تیراندازی شروع شد،
‫غش کردم.

192
00:13:59,040 --> 00:14:01,090
‫سر و صدا بهم غلبه کرد.

193
00:14:02,590 --> 00:14:04,130
‫وقتی اون اتفاق افتاد تو...

194
00:14:04,720 --> 00:14:05,720
‫آره.

195
00:14:06,680 --> 00:14:09,470
‫منظورم اینـه که تو باید پیش بچه‌هات باشی.

196
00:14:09,470 --> 00:14:11,680
‫- کار درست همینـه.
‫- ما متهدیم تا...

197
00:14:11,680 --> 00:14:17,310
‫از قدرت زنان در
‫ چنین گروه‌هایی حمایت کنیم...

198
00:14:17,980 --> 00:14:19,650
‫شبت‌‌بخیر عزیزم.

199
00:14:19,650 --> 00:14:20,730
‫یه چی بگم؟

200
00:14:21,940 --> 00:14:25,400
‫بعضی‌وقتا فکر می‌کنم بابا
‫مثل قبل دوست‌مون نداره.

201
00:14:26,200 --> 00:14:27,450
‫این حرف رو نزن.

202
00:14:28,070 --> 00:14:29,530
‫اشتباه می‌کنی.

203
00:14:29,530 --> 00:14:31,620
‫معلومـه که دوست‌مون داره الکس.

204
00:14:31,620 --> 00:14:35,370
‫مطمئنم که اون هم به اندازه‌ی ما
‫دلش تنگ شده.

205
00:14:35,370 --> 00:14:38,120
‫درستـه عزیزم.
‫اون خیلی دوست‌تون داره.

206
00:14:38,120 --> 00:14:41,960
‫همیشه میگه.
‫همیشه سراغ‌تون رو می‌گیره.

207
00:14:42,540 --> 00:14:45,300
‫همش بهش میگه که خیلی بغل‌تون کنم...
‫شرمنده.

208
00:15:29,760 --> 00:15:31,590
‫بابا آکاپولکو نیست، مگه نه؟

209
00:15:34,850 --> 00:15:36,430
‫چرا این رو میگی عزیزم؟

210
00:15:37,100 --> 00:15:40,140
‫چون همه‌چی حس عجیبی داره.
‫نمی‌دونم.

211
00:15:40,140 --> 00:15:42,190
‫تو ناراحتی، مثل اون.

212
00:15:47,230 --> 00:15:48,320
‫قضیه اینـه که...

213
00:15:49,900 --> 00:15:52,070
‫جفت‌مون خیلی سرمون شلوغ شده.

214
00:15:53,320 --> 00:15:56,080
‫لازم نیست بهم دروغ بگی مامان.
‫من که دیگه بچه نیستم.

215
00:15:57,160 --> 00:15:58,540
‫می‌دونم یه جای کار می‌لنگه.

216
00:15:59,540 --> 00:16:01,540
‫دیگه همدیگه رو دوست ندارین؟

217
00:16:02,790 --> 00:16:05,590
‫عزیزم...
‫بیا اینجا.

218
00:16:08,090 --> 00:16:10,220
‫معلومـه که همدیگه رو دوست داریم.

219
00:16:11,840 --> 00:16:13,720
‫می‌دونی از کِی تا حالا؟

220
00:16:15,260 --> 00:16:19,980
‫خودت حسابش رو بکن.
‫من ۲۱ سالم بود و اون ۲۷‌سالش.

221
00:16:21,850 --> 00:16:24,560
‫باباتون تازه اومده بود مکزیک.

222
00:16:25,900 --> 00:16:29,030
‫معمار خیلی پرشوری بود.

223
00:16:30,110 --> 00:16:34,240
‫رویاش این بود که کل شهر رو
‫تبدیل به یه اثر هنری بکنـه.

224
00:16:35,870 --> 00:16:38,620
‫اصلاً امکان نداشت که عاشقش نشم.

225
00:16:41,160 --> 00:16:42,870
‫پس برای چی دیگه اینطوری نیست؟

226
00:16:47,210 --> 00:16:50,050
‫زندگی تو رو به مسیرهای مختلفی می‌بره.

227
00:16:51,340 --> 00:16:52,630
‫اما نمی‌فهمم.

228
00:16:53,260 --> 00:16:56,260
‫تو عوض شدی و
‫الان یه پلیسی.

229
00:16:59,060 --> 00:17:00,060
‫آره.

230
00:17:01,270 --> 00:17:02,430
‫نمیشه اون هم عوض شه؟

231
00:17:04,600 --> 00:17:05,810
‫مامان؟

232
00:17:06,850 --> 00:17:08,900
‫میشه اینجا پیشت بخوابم؟

233
00:17:09,400 --> 00:17:12,150
‫هی، مگه این خونه ساعت خواب نداره؟

234
00:17:13,530 --> 00:17:14,740
‫میشه؟

235
00:17:16,160 --> 00:17:17,620
‫معلومـه که میشه عزیزم.

236
00:17:18,240 --> 00:17:19,240
‫من هم می‌خوام.

237
00:17:21,080 --> 00:17:23,410
‫باشه.
‫بریم بخوابیم پس.

238
00:17:34,380 --> 00:17:35,970
‫خیلی خوبـه، نه؟

239
00:17:37,510 --> 00:17:38,970
‫- بیا بغلم عزیزم.
‫- شب‌بخیر.

240
00:17:38,970 --> 00:17:40,850
‫خیلی دوست‌تون دارم.

241
00:17:55,110 --> 00:17:56,660
‫تو اینجا چی‌کار می‌کنی؟

242
00:17:57,240 --> 00:17:58,450
‫نباید تنها باشی.

243
00:17:59,370 --> 00:18:01,830
‫کار بهتری نداری؟

244
00:18:03,500 --> 00:18:04,960
‫چرا.
‫خیلی کارها دارم.

245
00:18:06,750 --> 00:18:08,880
‫اما ترجیح میدم اینجا باشم.

246
00:18:12,500 --> 00:18:15,210
‫فقط این رو بگم که
‫قهوه‌های اینجا مزه‌ی گه میدن.

247
00:18:28,190 --> 00:18:29,270
‫من قهوه نمی‌خورم.

248
00:18:30,810 --> 00:18:33,150
‫اگه هم دلت نخواست
‫لازم نیست حرف بزنیم.

249
00:18:34,780 --> 00:18:37,030
‫کلی کار دارم.

250
00:18:53,750 --> 00:18:56,220
‫« تولد افسانه‌ی کاساندرا »

251
00:18:56,220 --> 00:18:57,300
‫کاساندرا.

252
00:18:59,300 --> 00:19:01,850
‫اون حقیقت رو می‌دونست
‫اما هیشکی حرفاش رو باور نمی‌کرد.

253
00:19:16,440 --> 00:19:17,860
‫« سروان خوزه ماریا مورالس »

254
00:19:34,170 --> 00:19:35,550
‫- سلام.
‫- سلام.

255
00:19:36,670 --> 00:19:39,470
‫گفتم شاید دلت بخواد
‫امروز رو پیش بچه‌ها باشی.

256
00:19:40,760 --> 00:19:42,260
‫اوه. همه‌مون؟

257
00:19:42,260 --> 00:19:44,930
‫نه،‌ نه، بیا تو.
‫من باید برم سر کار.

258
00:19:44,930 --> 00:19:47,600
‫- جداً؟ امروز؟ شنبه؟
‫- آره، آره. شنبه.

259
00:19:48,230 --> 00:19:51,650
‫یه چیزی پیدا کردیم که
‫شاید مهم باشـه.

260
00:19:51,650 --> 00:19:56,020
‫اما چی بگم...
‫نمی‌خوای به بچه‌ها بگی که...

261
00:19:56,020 --> 00:19:58,690
‫می‌تونیم بریم یه قدمی بزنیم،
‫شراب بخریم...

262
00:19:58,690 --> 00:20:01,610
‫دیگه داریم می‌فهمیم که اون کیـه.

263
00:20:01,610 --> 00:20:04,450
‫سرنخ‌هایی پیدا کردیم که
‫هیشکی ندیده.

264
00:20:05,200 --> 00:20:07,660
‫اگه به دستگیریش منجر بشه،
‫می‌دونی که...

265
00:20:09,080 --> 00:20:12,400
‫می‌دونی که چه موفقیت بزرگی
به حساب میاد؟

266
00:20:13,960 --> 00:20:15,340
‫باشه...

267
00:20:16,300 --> 00:20:18,800
‫- می‌مونم. می‌تونی روم حساب کنی...
‫- ممنون.

268
00:20:18,800 --> 00:20:21,470
‫- ...تا وقتی که خودت بگردی. همینجا می‌مونم.
‫- باشه.

269
00:20:22,300 --> 00:20:23,300
‫باشه.

270
00:20:23,300 --> 00:20:25,470
‫- لطفاً مراقب خودت باش.
‫- حتماً. می‌تونی بری طبقه بالا.

271
00:20:25,470 --> 00:20:27,220
‫- باشه.
‫- بچه‌ها اونجان.

272
00:20:27,220 --> 00:20:28,310
‫ممنون!

273
00:20:45,820 --> 00:20:47,830
‫پنج قاشق شکر،
‫همونطوری که می‌خوری.

274
00:20:48,410 --> 00:20:49,750
‫از اون‌طرف خیابون خریدم

275
00:20:49,750 --> 00:20:52,460
‫چون گفتی قهوه‌های اینجا رو دوست نداری.

276
00:20:52,460 --> 00:20:53,960
‫گفتی مزه‌ی گه میدن.

277
00:20:56,790 --> 00:20:59,180
‫منظورت از این کارها چیـه؟

278
00:20:59,920 --> 00:21:01,940
‫رعایت بهداشت خیلی مهمـه.

279
00:21:04,590 --> 00:21:05,720
‫شوخی کردم.

280
00:21:05,720 --> 00:21:09,680
<i>‫لطفاً تمامی پرستاران دردسترس
‫به آزمایشگاه مراجعه کنند.</i>

281
00:21:10,310 --> 00:21:11,640
‫چیز دیگه‌ای لازم نداری؟

282
00:21:15,100 --> 00:21:16,730
‫چرا اینقدر باهام مهربونی؟

283
00:21:18,190 --> 00:21:19,440
‫چرا نباشم؟

284
00:21:20,280 --> 00:21:21,860
‫چون آدم بدی‌ام.

285
00:21:23,360 --> 00:21:25,610
‫خودخواه و نق‌نقو و عجولم.

286
00:21:26,280 --> 00:21:27,280
‫خائنم.

287
00:21:28,870 --> 00:21:30,790
‫برای همینـه که دوستی ندارم.

288
00:21:31,370 --> 00:21:32,620
‫من می‌تونم دوستت باشم.

289
00:21:34,460 --> 00:21:35,460
‫چرا؟

290
00:21:38,090 --> 00:21:39,210
‫چون همکار همدیگه‌ایم.

291
00:21:47,340 --> 00:21:48,890
‫میشه بغلت کنم؟

292
00:21:55,914 --> 00:22:02,914


293
00:22:11,830 --> 00:22:13,880
‫- صبح‌بخیر.
‫- صبح‌بخیر.

294
00:22:14,960 --> 00:22:17,210
‫آنجلس، صبح‌بخیر.

295
00:22:18,130 --> 00:22:19,290
‫یه ربطی پیدا کردم.

296
00:22:20,040 --> 00:22:21,750
‫تونستی ازش سر در بیاری؟

297
00:22:23,670 --> 00:22:24,670
‫حرف نداری.

298
00:22:25,670 --> 00:22:29,010
‫چندتا از پرونده‌هایی که بیرون کشیدیم
‫یه وجه اشتراک دارن.

299
00:22:29,970 --> 00:22:31,760
‫مربوط به قربانی‌هاس؟

300
00:22:31,760 --> 00:22:32,850
‫نه دقیقاً.

301
00:22:33,520 --> 00:22:35,355
یه‌جورایی شبیه داستانِ افسانه‌ی کاساندراست

302
00:22:35,939 --> 00:22:39,610
‫کاساندرا؛ دخترِ پادشاه تروی،
‫با آپولو یه قراری می‌ذارن

303
00:22:40,194 --> 00:22:43,155
‫این‌که اگه آپولو براش پیش‌گویی کنه،
‫باهاش رابطه جنسی برقرار می‌کنه

304
00:22:43,155 --> 00:22:46,700
‫وقتی پیش‌گویی رو انجام می‌ده، کاساندرا
‫نظرش رو عوض می‌کنه و می‌گه نـه

305
00:22:46,700 --> 00:22:49,494
‫برای همین هم آپولو مجازاتش کرد

306
00:22:50,078 --> 00:22:52,456
‫هیچکس حرف کاساندرا درمورد
‫پیش‌گویی‌ها رو باور نکرد

307
00:22:53,123 --> 00:22:55,334
‫بازرس مورالس این پرونده‌ها رو به عهده گرفت

308
00:22:55,334 --> 00:22:58,504
‫چون فکر می‌کرد همه‌شون توسط یه نفر انجام شده

309
00:22:59,087 --> 00:23:00,506
‫هیچکس هم حرفش رو باور نکرد

310
00:23:02,674 --> 00:23:04,801
‫باید پیداش کنیم و باهاش حرف بزنیم

311
00:23:04,801 --> 00:23:06,178
‫به پرونده‌ش یه‌نگاهی انداختم

312
00:23:06,678 --> 00:23:09,306
‫سال‌ها پیش بازنشسته شده؛
‫اما یه آدرس ازش هست

313
00:23:13,185 --> 00:23:16,230
‫ای وای؛ الان با چتر نجات‌ام فرار می‌کنم

314
00:23:16,230 --> 00:23:19,233
‫همه «لاکی چارم» من رو می‌خوان...

315
00:23:22,319 --> 00:23:23,320
‫مـار؟

316
00:23:25,739 --> 00:23:26,865
‫مـار؟

317
00:23:27,824 --> 00:23:29,535
‫چی شده عزیزم؟

318
00:23:31,787 --> 00:23:35,207
‫مار؛ چرا در قفله؟
‫چی شده؟

319
00:23:35,207 --> 00:23:36,834
‫تنهام بذارید. من خوبم

320
00:23:36,834 --> 00:23:39,545
‫تنهات بذاریم؟ چرا جیغ زدی؟

321
00:23:39,545 --> 00:23:41,421
‫در رو باز کن ببینم چی شده

322
00:23:41,421 --> 00:23:43,298
‫برو؛ می‌خوام تنها باشم.

323
00:23:44,466 --> 00:23:46,134
‫مار، داری من رو می‌ترسونی.

324
00:23:46,635 --> 00:23:47,678
‫چی شده؟

325
00:23:48,387 --> 00:23:50,681
‫مامان کجاست؟ بهش بگو یه لحظه بیاد.

326
00:23:51,932 --> 00:23:53,267
‫مامان سرکارـه.

327
00:23:55,435 --> 00:23:56,520
‫خون‌ریزی دارم.

328
00:23:57,896 --> 00:23:58,897
‫خون‌ریزی؟

329
00:23:59,523 --> 00:24:00,899
‫چرا؟ جایی‌ت زخمی شده؟

330
00:24:02,734 --> 00:24:03,735
‫نه.

331
00:24:06,154 --> 00:24:07,155
‫نه؟

332
00:24:08,615 --> 00:24:10,075
‫نکنه...

333
00:24:14,162 --> 00:24:15,664
‫الان به مامانت زنگ می‌زنم

334
00:24:17,583 --> 00:24:20,377
‫عزیزم، گوش کن

335
00:24:20,377 --> 00:24:22,379
‫این حالت کاملاً عادیه

336
00:24:23,005 --> 00:24:24,756
‫جای نگرانی نیست

337
00:24:24,756 --> 00:24:26,133
‫ببین، اگه...

338
00:24:29,595 --> 00:24:31,054
‫باشه؛ الان برمی‌گردم.

339
00:24:36,518 --> 00:24:37,519
‫جناب سروان روماندیا

340
00:24:37,519 --> 00:24:41,023
‫من الخاندرو دلاتوره هستم؛
‫باید سریعاً با همسرم صحبت کنم.

341
00:24:42,316 --> 00:24:43,525
‫خانم دلاتوره این‌جا نیستن.

342
00:24:43,525 --> 00:24:49,323
‫خب ازتون می‌خوام پیداش کنید و بهش بگین
‫یه مورد اورژانسی پزشکی توی خونه پیش اومده.

343
00:24:49,323 --> 00:24:51,366
‫اوضاع خیلی بده؟ می‌خواین آمبولانس خبر کنیم؟

344
00:24:51,366 --> 00:24:53,285
‫نه؛ اوضاع بد نیست
‫اما می‌خوام بهش بگین

345
00:24:53,285 --> 00:24:56,830
‫یه مورد اورژانسی پزشکی توی خونه
‫پیش اومده؛ خواهش می‌کنم. خیلی مهمه.

346
00:24:56,830 --> 00:24:59,082
‫مطمئن نیستم بتونم پیداش کنم.

347
00:24:59,750 --> 00:25:02,085
‫خب مگه شما مسئول اون‌جا نیستی؟

348
00:25:03,712 --> 00:25:05,672
‫لعنت به این شانس

349
00:25:13,931 --> 00:25:16,099
‫کدوم گوری‌ان؟

350
00:25:25,651 --> 00:25:28,195
‫- صبح به‌خیر خانم. حالتون چطوره؟
‫- صبح به‌خیر

351
00:25:28,195 --> 00:25:30,572
‫ما با بازرس مورالس کار داریم

352
00:25:31,740 --> 00:25:33,700
‫چی شده؟ من دارم می‌رم بیرون...

353
00:25:34,201 --> 00:25:35,202
‫ببینید

354
00:25:36,286 --> 00:25:39,748
‫نمی‌دونم کی به‌تون گفته این‌جاست

355
00:25:40,499 --> 00:25:42,417
‫همسر من سال‌ها پیش فوت کرده

356
00:25:42,918 --> 00:25:45,462
‫درمورد چندتا از پرونده‌هاشون
‫وقتی که پلیس بودن

357
00:25:45,462 --> 00:25:47,005
‫یه‌سری سوال داریم

358
00:25:48,215 --> 00:25:50,300
‫- پرونده‌ی اون زن‌ها؟
‫- بله

359
00:25:53,262 --> 00:25:58,350
‫می‌دونید وسواس شدید همسرم نسبت
‫به اون پرونده‌ها چه بلایی سرش آورد؟

360
00:25:59,434 --> 00:26:00,811
‫حمله قلبی بهش دست داد!

361
00:26:02,646 --> 00:26:04,314
‫واقعاً متاسفیم خانم

362
00:26:04,982 --> 00:26:08,694
‫الان هم با اجازه‌تون باید برم؛
‫نمی‌خوام برای کلیسا دیر کنم

363
00:26:12,197 --> 00:26:13,323
‫نمی‌تونیم همینطوری بذاریم بره

364
00:26:13,949 --> 00:26:16,702
‫می‌تونیم باهاش بریم کلیسا
‫تا یکم بهش نزدیک‌تر بشیم

365
00:26:16,702 --> 00:26:20,330
‫این‌طوری به‌مون اعتماد می‌کنه؛
‫بعداً هم می‌ریم باهاش حرف می‌زنیم

366
00:26:48,233 --> 00:26:49,526
‫ماریا!

367
00:27:25,604 --> 00:27:26,605
‫خانم؟

368
00:27:28,398 --> 00:27:29,399
‫دورا

369
00:27:31,902 --> 00:27:34,321
‫به‌تون که گفتم دست از سرم بردارید

370
00:27:34,821 --> 00:27:38,033
‫یکی آمبولانس خبر کنه!
‫یه‌نفر این‌جا غش کرده

371
00:27:40,827 --> 00:27:42,246
‫حالت خوبه؟

372
00:27:58,595 --> 00:27:59,847
‫یه لحظه خیلی شلوغ شد

373
00:28:03,517 --> 00:28:04,518
‫ببخشید

374
00:28:09,940 --> 00:28:11,775
‫ باید نزدیکت می‌موندم.

375
00:28:12,442 --> 00:28:13,443
‫حالت چطوره؟

376
00:28:13,443 --> 00:28:14,653
‫تقصیر تو نیست.

377
00:28:14,653 --> 00:28:16,363
‫توی محیط‌های شلوغ اینطوری می‌شم

378
00:28:18,198 --> 00:28:20,325
‫برادر زاده‌ی منم مثل توئـه

379
00:28:20,325 --> 00:28:22,369
‫تحمل جاهای شلوغ رو نداره

380
00:28:23,787 --> 00:28:25,455
‫روانپزشک رفتی؟

381
00:28:26,331 --> 00:28:29,293
‫مامان‌بزرگم می‌گه روانپزشک‌ها کلاهبردارن!

382
00:28:29,293 --> 00:28:31,086
‫نه همه‌شون عزیزم

383
00:28:31,086 --> 00:28:34,256
‫بعضی‌هاشون واقعاً به آدم کمک می‌کنن

384
00:28:37,342 --> 00:28:40,429
‫بابا باید با خراردو حرف بزنه تا بی‌خیال این قضیه بشه

385
00:28:40,929 --> 00:28:42,890
‫وگرنه خراردو توی بد دردسری میفته!

386
00:28:43,849 --> 00:28:45,851
‫بهتره تو دخالت نکنی موفرفری.

387
00:28:45,851 --> 00:28:48,770
‫خراردو و گالیبرتو دارن مثل
‫اراذل‌اوباش‌ها رفتار می‌کنن.

388
00:28:49,313 --> 00:28:50,439
‫می‌دونم چی می‌گی

389
00:28:51,064 --> 00:28:52,566
‫والا بعید می‌دونم

390
00:28:55,110 --> 00:28:56,945
‫آره من نمی‌فهمم؛
‫اما تو هم چشم‌هات رو واقعیت بستی

391
00:28:57,779 --> 00:29:00,282
‫ما باید از دستورات پیروی کنیم؛
‫حتی اگه دوست نداشته باشیم

392
00:29:01,033 --> 00:29:03,410
‫پس چرا نمی‌ری دنبال کاری که
‫واقعاً دوست داری؟

393
00:29:05,662 --> 00:29:08,749
‫سلام بابا؛ من دیگه نمی‌خوام پلیس باشم

394
00:29:08,749 --> 00:29:14,338
‫چون تمام عشق و علاقه‌ی
‫من توی آشپزی خلاصه می‌شه

395
00:29:15,589 --> 00:29:16,924
‫درک می‌کنه

396
00:29:16,924 --> 00:29:19,551
‫آره حتماَ؛ همونطور که تو رو درک کرد. نه؟

397
00:29:22,846 --> 00:29:25,390
‫بابا امشب شام دعوت‌ام کرده؛
‫محض اطلاع

398
00:29:26,683 --> 00:29:28,143
‫می‌خواد خامـت کنه موفرفری!

399
00:29:29,478 --> 00:29:30,938
‫بابا مرد خوبیه

400
00:29:30,938 --> 00:29:33,315
‫نه؛ نه؛ نه؛ چرت و پرت نگو

401
00:29:33,982 --> 00:29:35,317
‫چشم‌هات رو باز کن

402
00:29:35,317 --> 00:29:36,860
‫ایده خودش بود

403
00:29:36,860 --> 00:29:39,696
‫خودش دستور داد یه هتل متروکه پیدا کنیم

404
00:29:39,696 --> 00:29:42,324
‫و برای پیدا کردن لخت‌کن مردم رو شکنجه بدیم

405
00:29:42,324 --> 00:29:43,825
‫باشه؟ خودش گفت

406
00:30:02,761 --> 00:30:09,643
‫می‌دونی من وقتی کوچیک بودم
‫فکر می‌کردم اگه بزرگ بشم چی می‌شه؟

407
00:30:11,395 --> 00:30:15,899
‫این‌که می‌تونم هرکاری که
‫آرزوش رو داشتم انجام بدم

408
00:30:16,775 --> 00:30:22,447
‫ کلی چیزهای قشنگ می‌سازم؛
‫شاهکارهای هنری

409
00:30:22,447 --> 00:30:25,659
‫خونه می‌سازم و خانواده‌ها
‫کنار هم زندگی می‌کنن

410
00:30:27,536 --> 00:30:29,621
‫اما همه این‌ها رو که انجام می‌دی.

411
00:30:31,415 --> 00:30:36,712
‫آخرش شدم طراح دفترهای کاری

412
00:30:38,630 --> 00:30:41,049
‫اونی که توی آپاپولکوـه
‫خیلی قشنگ می‌شه

413
00:30:42,676 --> 00:30:45,137
‫بعید می‌دونم اونقدرها خوب بشه.

414
00:30:49,433 --> 00:30:51,059
‫من و مامانت...

415
00:30:53,395 --> 00:30:56,940
‫فعلاً داریم روزهای سختی رو می‌گذرونیم.

416
00:30:56,940 --> 00:30:58,692
‫به‌خاطر این‌که پلیس شده؟

417
00:30:59,943 --> 00:31:02,362
‫اولش فکر می‌کردم به‌خاطر همینـه.

418
00:31:03,780 --> 00:31:05,991
‫اما بعداً فهمیدم اینطور نیست.

419
00:31:07,284 --> 00:31:10,579
‫این‌که خیلی از چیزایی که
‫آرزو رو داشتم دور شدم.

420
00:31:13,040 --> 00:31:17,503
‫اما مادرت داره رویای بچگیش رو دنبال می‌کنه.

421
00:31:17,503 --> 00:31:19,630
‫و به‌جای این‌که براش خوشحال باشم،

422
00:31:20,297 --> 00:31:22,049
‫احساسات ناخوشایندی بهم دست می‌ده

423
00:31:23,467 --> 00:31:24,635
‫و این اصلاً خوب نیست

424
00:31:27,596 --> 00:31:28,805
‫نگاه‌ش کن

425
00:31:32,893 --> 00:31:35,145
‫- خیلی خوشگله
‫- واقعاً؟

426
00:31:38,023 --> 00:31:42,486
‫شاید دقیقاً ندونم الان چه اتفاقی برات افتاده

427
00:31:43,153 --> 00:31:50,035
‫یا مثل مادرت، بلد نباشم
‫درست برات توضیح بدم

428
00:31:50,035 --> 00:31:53,997
‫اما می‌تونم بهت تضمین بدم...

429
00:31:56,250 --> 00:32:00,546
‫تو هیچوقت قرار نیست تنها باشی

430
00:32:16,186 --> 00:32:18,230
‫شوهرم شدیداً باور داشت

431
00:32:18,230 --> 00:32:22,568
‫همه‌ی اون قتل‌ها رو یک نفر مرتکب شده

432
00:32:24,361 --> 00:32:27,865
‫و هرچی بیشتر مسخره‌ش کردن
‫و بهش گفتن دیوانه،

433
00:32:27,865 --> 00:32:29,533
‫اون بیشتر از این موضوع مطمئن می‌شد.

434
00:32:30,450 --> 00:32:31,952
‫درست مثل افسانه‌ی کاساندرا

435
00:32:33,579 --> 00:32:40,544
‫شما نمی‌دونید به کی شک داشت؟
‫دست‌نوشته‌ای چیزی ازش ندارید؟

436
00:32:40,544 --> 00:32:46,508
‫نه؛ اما قبل از این‌که بمیره، می‌گفت
‫فهمیده اولین قربانی کی بوده

437
00:32:48,135 --> 00:32:49,887
‫شما می‌دونید کی رو می‌گفته؟

438
00:32:50,888 --> 00:32:52,139
‫چطور می‌تونم فراموش کنم؟

439
00:32:52,973 --> 00:32:56,727
‫15 سال پیش، یه زن به قتل رسید

440
00:32:58,187 --> 00:32:59,730
‫واقعاً آدم خوبی بود

441
00:33:00,981 --> 00:33:01,982
‫اسمش رُزا بود

442
00:33:02,566 --> 00:33:04,193
‫صاحبِ یه یتیم خونه بود

443
00:33:05,110 --> 00:33:07,196
‫جسدش رو توی زیرزمین خونه‌ش پیدا کردن

444
00:33:08,780 --> 00:33:11,533
‫می‌دونید این اتفاق چه تاثیری تو روحیه
‫بچه‌های یتیم‌خونه گذاشت؟

445
00:33:13,702 --> 00:33:16,205
‫اون یتیم‌خونه همچنان فعالیت می‌کنه؟

446
00:33:17,080 --> 00:33:22,419
‫وقتی مُرد اون‌جا هم بسته شد؛ اما یکی از
‫بچه‌ها هنوز اون‌جا زندگی می‌کنه.

447
00:33:23,504 --> 00:33:25,297
‫پسری به اسم ویسنتـه.

448
00:33:26,089 --> 00:33:27,841
شما می‌شناختینش؟

449
00:33:27,841 --> 00:33:29,009
‫نه.

450
00:33:29,718 --> 00:33:32,471
‫شوهرم چندباری باهاش حرف زده بود

451
00:33:32,971 --> 00:33:36,808
‫وقتی مُرد، ویسنتـه اومد و سراغِ پرونده‌ها رو گرفت.

452
00:33:38,101 --> 00:33:42,856
‫اگر فکر می‌کنید دست‌نوشته‌های شوهرم
‫ممکنه به دردتون بخوره

453
00:33:43,565 --> 00:33:44,983
‫باید برین از اون بپرسین

454
00:33:49,863 --> 00:33:52,741
‫بعداً می‌ریم، هرموقع حالت بهتر شد.

455
00:33:53,575 --> 00:33:54,701
‫باید همین الان بریم.

456
00:33:55,369 --> 00:33:56,411
‫خیلی نزدیک شدیم.

457
00:33:56,912 --> 00:33:59,248
‫به اون دست‌نوشته‌ها نیاز داریم.

458
00:34:01,083 --> 00:34:02,334
‫اگه باهامون همکاری نکرد چی؟

459
00:34:03,502 --> 00:34:04,545
‫چرا نباید بکنه؟

460
00:34:05,379 --> 00:34:07,631
‫بهش کمک می‌کنیم قاتلِ مادرش رو پیدا کنه.

461
00:34:09,257 --> 00:34:11,760
‫اگه من بودم خیلی دوست داشتم
‫بدونم قاتلِ مادرم کی بوده!

462
00:34:35,951 --> 00:34:37,911
‫دکتر گفت حالت خوب می‌شه.

463
00:34:40,789 --> 00:34:44,458
‫مطمئنم الان داری با خودت می‌گی
‫«والنتینا توروخدا دهنت رو ببند»

464
00:34:54,469 --> 00:34:56,054
‫نه.

465
00:34:58,807 --> 00:35:01,059
‫قسم می‌خورم نیومدم باز اذیتت کنم؛
‫نه این دفعه.

466
00:35:04,771 --> 00:35:06,315
‫اومدم معذرت خواهی کنم.

467
00:35:11,236 --> 00:35:12,905
چون یه سری چیزها رو
هیچوقت بهت نگفتم

468
00:35:14,072 --> 00:35:16,325
الان وقتشه که حرف دلم رو بزنم،

469
00:35:18,535 --> 00:35:20,621
‫تو آدم فوق‌العاده‌ای هستی لوکاس.

470
00:35:23,957 --> 00:35:27,669
‫واقعاً شجاع و بی‌نقصی؛
‫یه خبرنگار بی‌نظیری.

471
00:35:28,587 --> 00:35:32,257
‫مثل اون‌هایی که فکر می‌کردم
‫دیگه مثل‌شون نمیاد...

472
00:35:39,473 --> 00:35:42,684
‫من خیلی از تنهایی می‌ترسم
‫و فکرکنم همه این رو می‌دونن

473
00:35:44,770 --> 00:35:46,897
‫اما یه‌چیزی هست که بیشتر من رو می‌ترسونه

474
00:35:49,650 --> 00:35:51,360
‫اونم اینه که بهت آسیب بزنم

475
00:35:54,112 --> 00:35:56,573
‫برای همین می‌خوام تلاش کنم
‫مثل تو باشم

476
00:35:58,867 --> 00:36:00,577
‫می‌خوام آدم خوبی باشم

477
00:36:02,037 --> 00:36:03,121
‫مثل تو مهربون و سخاوت‌مند

478
00:36:04,373 --> 00:36:07,084
‫کسی که به فکر دیگران هم هست؛
‫نه فقط خودش

479
00:36:27,896 --> 00:36:29,189
‫خداحافظ

480
00:36:30,607 --> 00:36:32,985
‫به کلارا خبر دادم. داره میاد پیشـت.

481
00:36:46,999 --> 00:36:48,000
‫من رو یادت میاد؟

482
00:36:51,461 --> 00:36:53,255
‫آره؛ توی بار هم رو دیدیم.

483
00:36:55,132 --> 00:36:57,467
‫خیلی ضایع بود که اصلاً
‫بلد نیستم دعوا کنم؟

484
00:36:58,343 --> 00:37:00,971
‫بین من و تو؛ مطمئنم من اونی ام
‫که تا حالا یه‌بارم دعوا نکرده.

485
00:37:03,056 --> 00:37:05,100
‫نگهبانی؟

486
00:37:05,851 --> 00:37:06,935
‫توی موزه کار می‌کنم.

487
00:37:08,687 --> 00:37:10,189
‫خانم؛ نباید اون‌جا بشینی بلند شو!

488
00:37:11,773 --> 00:37:13,901
‫نه؛ شغل ام اینه

489
00:37:15,652 --> 00:37:16,778
‫خیلی خنگ‌ام

490
00:37:17,988 --> 00:37:20,073
‫کارت حرف نداره

491
00:37:24,119 --> 00:37:25,746
‫اداره‌ی پلیس

492
00:37:27,414 --> 00:37:29,082
‫من این ایستگاه پیاده می‌شم

493
00:37:32,628 --> 00:37:34,129
‫اشکالی نداره یکم باهات قدم بزنم؟

494
00:37:39,426 --> 00:37:41,512
‫به‌نظر می‌رسه روز
‫سختی رو پشت سر گذاشتی

495
00:37:43,639 --> 00:37:44,890
‫افتضاح بود

496
00:37:46,934 --> 00:37:47,935
‫متاسفم

497
00:37:49,019 --> 00:37:52,022
‫اما هنوز مونده؛
‫می‌تونیم جبرانش کنیم

498
00:37:58,570 --> 00:38:00,405
‫می‌خوای امشب بریم بیرون؟

499
00:38:41,029 --> 00:38:42,447
‫روز به‌خیر

500
00:38:45,117 --> 00:38:46,243
‫روز شما هم به‌خیر

501
00:38:47,077 --> 00:38:48,412
‫ویسنتـه ریز آلوان؟

502
00:38:49,746 --> 00:38:51,123
‫چه کمکی از دستم برمیاد؟

503
00:38:55,127 --> 00:38:57,504
‫کدوم گوری‌ای ماریا؟

504
00:39:13,247 --> 00:39:14,831
« خوزه ماریا مورالس »

505
00:39:14,855 --> 00:39:15,856
‫حروم‌زاده

506
00:39:22,196 --> 00:39:23,906
‫چیزی میل دارید بیارم؟

507
00:39:24,698 --> 00:39:25,991
‫نه؛ ممنون

508
00:39:27,075 --> 00:39:30,829
‫به ما گفتن پرونده‌های بازرس مورالس پیش شماست

509
00:39:31,705 --> 00:39:34,124
‫مطمئنیـن چیزی میل ندارین؟

510
00:39:35,918 --> 00:39:40,464
‫دورا، همسر بازرس مورالس به‌مون
‫گفت پرونده‌ها این‌جاست

511
00:39:42,966 --> 00:39:47,471
‫آره مورالس و زنش. یادم اومد

512
00:39:50,557 --> 00:39:51,975
‫آدم خیلی خوبی بود

513
00:39:52,809 --> 00:39:56,480
‫اون زمان تنها پلیسی بود که
‫می‌خواست عدالت هرچه‌زودتر اجرا بشه...

514
00:39:58,106 --> 00:39:59,733
‫تا وقتی که فوت شد.

515
00:40:01,777 --> 00:40:03,028
‫درست مثل مامانم.

516
00:40:03,946 --> 00:40:04,947
‫منظورتون چیه؟

517
00:40:05,948 --> 00:40:07,032
‫مورالس هم به قتل رسیده بود؟

518
00:40:08,367 --> 00:40:09,701
‫نه.

519
00:40:10,202 --> 00:40:12,162
‫منظورم این بود
‫دوتاشون مُردن دیگه.

520
00:40:17,376 --> 00:40:18,919
‫هیچوقت نفهمیدم چه
‫بلایی سر مورالس اومد

521
00:40:23,006 --> 00:40:27,803
‫دورا می‌گفت اگه حواسش به خودش بود
‫زنده می‌موند

522
00:40:29,054 --> 00:40:30,055
‫مامانم...

523
00:40:37,312 --> 00:40:39,815
‫مامانم هم می‌تونست زنده بمونه

524
00:40:41,817 --> 00:40:48,323
‫راستش، می‌شه گفت یه‌جورایی
‫درخواست کمک کرده بود

525
00:40:51,827 --> 00:40:53,245
‫منظورتون چیـه؟

526
00:40:55,664 --> 00:40:56,999
‫یه لحظه.

527
00:41:02,546 --> 00:41:04,047
‫یه چیزی این وسط درست نیست

528
00:41:04,673 --> 00:41:05,841
‫اگه لخت‌کن خودش باشه چی؟

529
00:41:07,009 --> 00:41:10,137
‫افسر دلاتوره؛ روماندیا صحبت می‌کنه
‫دریافت می‌کنید؟

530
00:41:12,598 --> 00:41:13,932
‫ماریای لعنتی جواب بده.

531
00:41:26,820 --> 00:41:29,364
‫ببخشید؛ گشنه‌شون شده بود.

532
00:41:34,036 --> 00:41:35,037
‫بفرمایید بشینید

533
00:41:43,879 --> 00:41:46,381
‫ویسنتـه؛ ما به کمکت نیاز داریم.

534
00:41:48,175 --> 00:41:50,302
‫اگه می‌دیدینش عاشقش می‌شدین

535
00:41:52,638 --> 00:41:54,473
‫واقعاً زن دوست داشتنی‌ای بود

536
00:41:56,433 --> 00:41:59,770
‫اون همیشه با ما مثل بچه‌های خودش رفتار می‌کرد.

537
00:42:01,355 --> 00:42:03,190
‫همین نشون می‌داد
‫اون چقدر زن قوی‌ایه...

538
00:42:06,318 --> 00:42:10,364
‫این‌که با انتخاب خودت کسی رو
‫دوست داشته باشی، نه از سر اجبار.

539
00:42:10,989 --> 00:42:13,116
‫دست‌نوشته‌های بازرس رو دارید یا نه؟

540
00:42:13,116 --> 00:42:16,703
‫چون قطعاً می‌دونید بقیه مادرها چطوری ان...

541
00:42:16,703 --> 00:42:18,956
‫مادر واقعی خودم.

542
00:42:20,332 --> 00:42:21,333
‫از من متنفر بود.

543
00:42:23,585 --> 00:42:26,296
قوز استخوان یکی از

544
00:42:27,673 --> 00:42:29,591
‫بنده انگشت‌هاش از بقیه خیلی بیشتر بود

545
00:42:30,092 --> 00:42:31,093
‫دستش رو مشت می‌کرد...

546
00:42:34,930 --> 00:42:35,931
‫می‌زد این‌جا.

547
00:42:36,515 --> 00:42:38,976
‫- باید بریم.
‫- زودباش.

548
00:42:38,976 --> 00:42:40,936
‫پرونده‌هایی که می‌خواین پیش منـه

549
00:42:43,522 --> 00:42:46,567
‫قفلش نکردم! قلق داره

550
00:42:48,193 --> 00:42:50,320
‫بازش کن. بذار بریم.

551
00:42:50,320 --> 00:42:52,239
‫اصلاً به اون پرونده‌ها نیازی نیست.

552
00:42:52,239 --> 00:42:55,242
‫من می‌دونم کی مامانم رو کشته.

553
00:42:55,242 --> 00:42:58,203
‫به پلیس گفتم؛ اما حرفم رو باور نکردن.

554
00:42:59,079 --> 00:43:01,123
‫می‌خواین بدونین کی بوده؟

555
00:43:02,291 --> 00:43:04,084
‫اگه بگم حرفم رو باور می‌کنید؟

556
00:43:08,380 --> 00:43:09,590
‫پلـیس!

557
00:43:11,216 --> 00:43:12,217
‫کسی این‌جاست؟

558
00:44:22,663 --> 00:44:23,789
‫کسی این‌جا هست؟

559
00:44:24,665 --> 00:44:25,666
‫ماریا!

560
00:44:28,126 --> 00:44:29,461
‫ما این پایین‌ایم.

561
00:44:44,643 --> 00:44:46,144
‫آنجلس؟ ماریا؟

562
00:44:46,937 --> 00:44:48,522
‫اسلحه‌ت بیار پایین. چیزی نیست.

563
00:44:49,106 --> 00:44:50,774
‫- حالتون خوبه؟
‫- ویسنتـه...

564
00:44:53,026 --> 00:44:54,194
‫خودیه.

565
00:44:54,194 --> 00:44:55,404
‫ایشون جناب سروان روماندیا هستن.

566
00:44:58,407 --> 00:45:02,619
‫لوسیا مارتینز؛ رئیسش می‌گه شبی که
‫به قتل رسیده این‌جا بوده.

567
00:45:03,579 --> 00:45:05,747
‫حتماً یکی دیدتـش.

568
00:45:07,499 --> 00:45:10,210
‫به‌تون که گفتیم.
‫کسی ایشون رو یادش نمیاد.

569
00:45:11,211 --> 00:45:12,379
‫خبری از میـنـروا نشد؟

570
00:45:13,172 --> 00:45:14,673
‫- نه.
‫- نه.

571
00:45:25,267 --> 00:45:28,395
‫بچه که بودم، یه سگ داشتم که
‫اسمش «کنا» بود.

572
00:45:30,063 --> 00:45:31,273
‫بهترین دوستم بود

573
00:45:32,691 --> 00:45:35,319
‫اما یکی دیگه از بچه‌های رُزا کُشتش.

574
00:45:36,153 --> 00:45:37,738
‫یعنی چی کُشتش؟

575
00:45:39,198 --> 00:45:41,867
‫یه‌روز دیدم داره با صدای بلند پارس می‌کنه،
‫مثل امروز.

576
00:45:44,077 --> 00:45:47,748
‫وقتی رفتم دیدم دست بنیتو رو گاز گرفته

577
00:45:48,957 --> 00:45:50,042
‫و بعدش کـنـا مُرد.

578
00:45:51,668 --> 00:45:54,922
‫گفت اول کنا بهش حمله کرده؛
‫اما دروغ می‌گفت

579
00:45:56,507 --> 00:45:58,217
‫اون سگ خیلی مهربونی بود

580
00:46:00,469 --> 00:46:01,470
‫بنیتو الان کجاست؟

581
00:46:03,764 --> 00:46:08,685
‫بنیتو لاگوناس؛ کسی که مادرم رو کشت
‫و مورالس دنبالش بود.

582
00:46:08,685 --> 00:46:10,312
‫یعنی ممکنه قاتل‌ لخت‌کن هم این مرد باشه؟

583
00:46:11,855 --> 00:46:13,982
‫آره؛ یادمه.
‫داشت می‌رقصید

584
00:46:14,816 --> 00:46:17,277
‫اون روز با شخص خاصی
‫به این‌جا اومده بود یا تنها بود؟

585
00:46:18,487 --> 00:46:20,989
‫با دوست پسرش بود و
‫خیلی هم خوشحال بود.

586
00:46:34,044 --> 00:46:37,214
‫این دفتر خاطرات مامانمـه.

587
00:46:40,425 --> 00:46:43,178
‫«تا حالا هیچوقت در اتاق‌ام رو قفل نکرده بودم...

588
00:46:43,679 --> 00:46:45,806
‫این اولیـن باریه که اینقدر ترسیدم»

589
00:47:01,196 --> 00:47:02,990
‫خواهش می‌کنم فکر کنید،

590
00:47:02,990 --> 00:47:07,327
‫ویژگی خاصی از اون پسر یادتون نمیاد؟

591
00:47:09,162 --> 00:47:10,247
‫چرا.

592
00:47:10,873 --> 00:47:14,042
‫روی بازوش، یه‌ جای زخم بزرگ داشت.

593
00:47:19,066 --> 00:47:39,066
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

594
00:47:45,532 --> 00:47:46,950
‫« آنچه در قسمت بعد خواهید دید »

595
00:47:46,950 --> 00:47:49,870
‫تو که این دفترچه رو داشتی؛
‫چرا به پلیس نشونش ندادی؟

596
00:47:49,870 --> 00:47:52,372
‫می‌دونستم قراره یه اتفاق خیلی بد بیفته

597
00:47:52,372 --> 00:47:57,044
‫بنیـتو شاید مادرش رو کشته باشه؛
‫اما دلیل نمی‌شه اون لخت‌کن باشه

598
00:47:57,961 --> 00:48:02,299
‫باید یه چیز مشترک بین قتل‌های لخت‌کن
‫و قتل‌های اون سال‌ها پیدا کنیم. یه انگیزه!

599
00:48:03,008 --> 00:48:04,760
‫از چی می‌ترسیدی رُزا؟

