﻿1
00:00:14,130 --> 00:00:17,930
‫شاید واسه همین
‫ بابات نمی‌خواسته پلیس شی.

2
00:00:17,930 --> 00:00:21,730
‫می‌دونستـه که یه روزی حقیقت رو
‫درمورد خونواده‌ت می‌فهمی.

3
00:00:24,140 --> 00:00:28,940
‫من درکت می‌کنم گابینا.
‫من هم توی بچگی احساس غریبی می‌کردم.

4
00:00:28,940 --> 00:00:32,150
‫ظاهراً همه‌چیز عالی بود.

5
00:00:32,860 --> 00:00:33,860
‫اما...

6
00:00:35,780 --> 00:00:38,980
‫حقیقت اینـه که اونا همیشه مثل یه غریبه
‫باهام رفتار می‌کردن.

7
00:00:42,160 --> 00:00:45,250
‫می‌خوام بهت یه چیزی بگم که
‫خودم از راه سختش فهمیدم.

8
00:00:45,250 --> 00:00:49,590
‫فرقی نمی‌کنه چی‌کار کنی یا چقدر تلاش کنی،
‫اونا هیچوقت تو رو عضوی از خودشون نمی‌بینن.

9
00:00:49,590 --> 00:00:53,220
‫و به‌نظرم این مشکلی نداره.
‫می‌دونی چرا؟

10
00:00:53,220 --> 00:00:55,220
‫چون من و تو مثل اونا نیستیم.

11
00:00:56,010 --> 00:00:57,090
‫ما بهتریم.

12
00:00:59,050 --> 00:01:02,770
‫شاید وقتش رسیده که همه‌چی رو از نو بسازیم.

13
00:01:02,770 --> 00:01:07,190
‫ایده‌های قدیمی‌مون رو رها کنیم و
‫از اول شروع کنیم.

14
00:01:10,480 --> 00:01:11,730
‫اینطوری خیلی خوب میشه.

15
00:01:12,320 --> 00:01:13,440
‫خیلی.

16
00:01:15,150 --> 00:01:21,790
‫نظرت چیـه یه کاری بکنیم؟
‫مثلاً برای ترک گذشته‌مون، یه جشنی بگیریم.

17
00:01:23,410 --> 00:01:28,040
‫من که می‌خوام لباس‌های فرم‌مون رو بیاریم و

18
00:01:28,540 --> 00:01:32,920
‫پرت‌شون کنیم تو آتیش و
‫همه‌چیز رو پشت‌ سرمون بذاریم.

19
00:01:32,920 --> 00:01:34,050
‫نظرت چیـه؟

20
00:01:34,590 --> 00:01:36,090
‫زده به سرت.

21
00:01:36,090 --> 00:01:37,260
‫واسه چی؟

22
00:01:38,050 --> 00:01:39,930
‫تو هم می‌خوای از کارت استعفا بدی؟

23
00:01:40,430 --> 00:01:44,020
‫آره خب،
‫من هدفم محافظت از هنر شهر بود

24
00:01:44,020 --> 00:01:46,850
‫اما فقط به مردم جای دستشویی رو نشون میدم.

25
00:01:47,560 --> 00:01:49,730
‫نمی‌خوام تا آخر عمرم این کار رو بکنم.

26
00:01:51,820 --> 00:01:53,900
‫- باشه!
‫- سر به سرم نذار.

27
00:01:53,900 --> 00:01:55,320
‫سر به سرت نمی‌ذارم.

28
00:01:56,820 --> 00:02:02,830
‫پس، فردا ساعت ۳ عصر
‫بیام دم خونه‌ت دنبالت؟

29
00:02:02,830 --> 00:02:03,990
‫آره.

30
00:02:05,290 --> 00:02:07,920
‫برای اولین روز بقیه‌ی عمرمون آماده شو.

31
00:02:08,920 --> 00:02:11,250
‫- لباس فرمت هم یادت نره.
‫- نمیره.

32
00:02:20,760 --> 00:02:25,180
‫دوست داشتم باهات قدم بزنم ولی
‫باید برم خونه‌‌‌ی مادرم که همین اطرافـه.

33
00:02:26,060 --> 00:02:27,140
‫مامانت؟

34
00:02:27,140 --> 00:02:29,600
‫آره خب،
‫مامان ناتنیم.

35
00:02:30,440 --> 00:02:31,690
‫مامانمـه دیگه.

36
00:02:32,560 --> 00:02:33,570
‫حتماً.

37
00:02:36,650 --> 00:02:38,360
‫- ممنون.
‫- نه، ممنون از تو.

38
00:02:58,130 --> 00:02:59,840
‫۴۴ اسب بخار.

39
00:03:01,430 --> 00:03:02,430
‫لعنتی.

40
00:03:03,180 --> 00:03:04,260
‫ترسوندیم.

41
00:03:04,260 --> 00:03:07,600
‫ببخشید.
‫آخه خیلی ماشین باحالیـه.

42
00:03:09,020 --> 00:03:11,480
‫می‌بینم که صندلی‌های پشتیش هم در آوردی.

43
00:03:12,150 --> 00:03:13,480
‫کلی جا هست.

44
00:03:13,480 --> 00:03:14,650
‫ممنون ولی...

45
00:03:54,440 --> 00:04:05,440
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

46
00:05:01,650 --> 00:05:04,283
‫« زنان آبی‌پوش »

47
00:06:04,440 --> 00:06:10,280
‫من و مامان‌تون می‌خوایم یه مدت
.از هم فاصله بگیریم

48
00:06:11,660 --> 00:06:14,080
‫به‌عنوان زن و شوهر.

49
00:06:15,450 --> 00:06:17,460
‫می‌خوای از خونه بندازیش بیرون؟

50
00:06:18,080 --> 00:06:20,960
‫نه. قضیه اینطوری نیست.

51
00:06:20,960 --> 00:06:23,130
‫اما تو داری میری.

52
00:06:23,130 --> 00:06:25,550
‫آره اما هنوز میاد و سر می‌زنـه عزیزم.

53
00:06:26,420 --> 00:06:30,300
‫شاید هرروز نیاد اما پیش‌تونـه، مگه نه؟

54
00:06:30,890 --> 00:06:31,930
‫کاملاً.

55
00:06:31,930 --> 00:06:35,560
‫بابا، اگه نیومدی مدرسه‌م یا
کارهات زیاده،‌ اشکال نداره

56
00:06:35,560 --> 00:06:37,270
‫اما‌ تو رو خدا جایی نرو.

57
00:06:37,270 --> 00:06:39,190
‫- اینطوری که فکر می‌کنی نیست عزیزم.
‫- پس چطوریـه؟

58
00:06:39,190 --> 00:06:40,520
‫الکس، گوش کن.

59
00:06:40,520 --> 00:06:46,110
‫تقصیر من یا تو نیست.
‫اونا فقط دنبال چیزای متفاوتی‌ان.

60
00:06:47,990 --> 00:06:49,610
‫دارین طلاق می‌گیرین، آره؟

61
00:06:49,610 --> 00:06:53,120
‫نه. کسی حرف از طلاق نزد.

62
00:06:53,620 --> 00:06:55,740
‫پس چرا داری میری؟

63
00:06:55,740 --> 00:06:59,080
‫مامان، تو رو خدا یه چیزی بگو!
‫تقصیر توئـه که داره میره!

64
00:06:59,080 --> 00:07:02,380
‫- تو رو خدا یه چیزی بگو!
‫- الکس! با مامانت اینطوری حرف نزن.

65
00:07:02,380 --> 00:07:05,750
‫کسی که اشتباه کرده، من بودم.

66
00:07:08,470 --> 00:07:10,970
‫من بی‌ملاحظگی کردم.

67
00:07:10,970 --> 00:07:13,680
‫و در برابر مامان‌تون خودخواهی کردم.

68
00:07:18,270 --> 00:07:21,060
‫در حق شماها هم ظلم کردم.

69
00:07:23,610 --> 00:07:29,950
‫و مقصر دونستن مامانت هم بی‌فایده‌ست
‫چون اون مقصر نیست.

70
00:07:29,950 --> 00:07:31,110
‫ما...

71
00:07:33,910 --> 00:07:38,790
‫من دارم تلاش می‌کنم یه راهی پیدا کنم

72
00:07:40,410 --> 00:07:42,540
‫که اوضاع رو درست کنم.

73
00:07:43,460 --> 00:07:44,630
‫ملاحظه‌ی چی رو نکردی؟

74
00:07:48,420 --> 00:07:49,460
‫مهم نیست.

75
00:07:51,050 --> 00:07:55,890
‫چیزی که واقعاً مهمـه اینـه که بدونین

76
00:07:57,720 --> 00:07:59,520
‫ما هنوز یه خونواده‌ایم.

77
00:08:00,930 --> 00:08:02,060
‫تا ابد.

78
00:08:21,870 --> 00:08:23,760
‫فکر کنم کمک لازم داشته باشم.

79
00:08:25,330 --> 00:08:26,750
‫باید برم پیش یه دکتر.

80
00:08:27,250 --> 00:08:28,420
‫مریض شدی؟

81
00:08:29,840 --> 00:08:31,010
‫نه.

82
00:08:31,010 --> 00:08:32,090
‫مریض نیستم.

83
00:08:33,590 --> 00:08:36,140
‫منظورم روانپزشکـه.

84
00:08:39,350 --> 00:08:41,020
‫با کی حرف زدی؟

85
00:08:43,100 --> 00:08:44,440
‫با خیلی‌ها.

86
00:08:47,650 --> 00:08:48,940
‫نه، آنجلس.

87
00:08:50,070 --> 00:08:53,400
‫خودت می‌دونی روانپزشک‌ها
‫با آدم‌هایی مثل تو چی‌کار می‌کنن.

88
00:08:53,400 --> 00:08:56,450
‫تو دیوونه‌خونه زندانی‌شون می‌کنن
‫چون درک‌شون نمی‌کنن.

89
00:08:56,450 --> 00:08:57,660
‫تو همچین چیزی می‌خوای؟

90
00:08:58,950 --> 00:09:01,120
‫فقط می‌خوام چندتا سوال بپرسم.

91
00:09:01,120 --> 00:09:06,920
‫جواب سوالات رو با حموم سرد و
‫شوک برقی به سرت میدن.

92
00:09:07,960 --> 00:09:09,460
‫به‌نظرم داری بزرگش می‌کنی.

93
00:09:10,670 --> 00:09:15,800
‫مشکل تو اینجا نیست، اینجاس و
‫به‌خاطر پدرمادرتـه.

94
00:09:15,800 --> 00:09:16,930
‫- نه.
‫- آره.

95
00:09:16,930 --> 00:09:18,010
‫- نه!
‫- چرا، هست!

96
00:09:18,010 --> 00:09:19,260
‫- نه!
‫- آره!

97
00:09:19,260 --> 00:09:20,350
‫نه!

98
00:09:20,850 --> 00:09:23,440
‫قبل این که کشته بشن هم همینطوری بودم.

99
00:09:24,350 --> 00:09:26,020
‫و می‌خوام بدونم چرا.

100
00:09:27,730 --> 00:09:29,110
‫و این که...

101
00:09:29,110 --> 00:09:30,320
‫این که چی؟

102
00:09:30,320 --> 00:09:31,980
‫این که می‌تونم عوض بشم یا نه!

103
00:09:31,980 --> 00:09:35,320
‫تو هیچ مشکلی نداری،
‫ختم کلام!

104
00:09:35,320 --> 00:09:37,410
‫شاید مخالف حرفم باشی

105
00:09:38,320 --> 00:09:42,160
‫اما همونطوری که خودت گفتی،
‫ممکنه همزمان حق با دو نفر باشـه.

106
00:09:43,160 --> 00:09:46,330
‫پس حق با جفت‌مونـه.

107
00:10:09,690 --> 00:10:11,690
‫نمی‌دونم کجاس.

108
00:10:11,690 --> 00:10:15,690
‫گشتن کل شهر هم خیلی طول می‌کشـه.

109
00:10:15,690 --> 00:10:19,530
‫دو هفته پیش آخرین قربانیش رو کشته.

110
00:10:19,530 --> 00:10:21,120
‫باز هم دست به کشتار می‌زنـه.

111
00:10:22,370 --> 00:10:24,540
‫باید همین حالا اقدام کنیم.

112
00:10:26,080 --> 00:10:28,080
‫من باید چی‌کار کنم؟

113
00:10:30,250 --> 00:10:32,840
‫گفتم شاید اگه صورتش رو
‫توی اخبار نشون بدیم...

114
00:10:32,840 --> 00:10:33,920
‫نه.

115
00:10:34,670 --> 00:10:35,960
‫- رئیس.
‫- نه.

116
00:10:35,960 --> 00:10:38,300
‫رئیس، لطفاً به حرفام گوش کن.

117
00:10:39,380 --> 00:10:42,550
‫اگه زنای شهر صورتش رو ببینن و
‫بشناسنش،

118
00:10:42,550 --> 00:10:44,600
‫می‌تونن در برابرش از خودشون محافظت کنن.

119
00:10:44,600 --> 00:10:46,640
‫این کار می‌تونه جون خیلی‌ها رو نجات بده.

120
00:10:46,640 --> 00:10:52,650
‫اینطوری اگه خودش رو تو تلویزیون ببینه
‫قایم میشه یا میره یه شهر یا کشور دیگه.

121
00:10:53,240 --> 00:10:54,940
‫ما نمی‌خوایم قربانی دیگه‌ای بدیم.

122
00:10:54,940 --> 00:10:58,610
‫می‌خوایم بفرستیمش جلوی دوربین‌ها.

123
00:10:58,610 --> 00:11:01,620
‫می‌خوام تو زندان بپوسـه.

124
00:11:01,620 --> 00:11:06,750
‫و اگه عین دیوونه‌ها از اون در بری بیرون و
‫به مردم بگی که اون چه شکلیـه

125
00:11:06,750 --> 00:11:09,330
‫همچین اتفاقی نمی‌افته هررا.

126
00:11:12,170 --> 00:11:17,420
‫چندتا کپی از این بگیر و
‫بین همکارها پخشش کن.

127
00:11:38,980 --> 00:11:41,030
‫« موسیقی »
‫‌« برای شادی روح »

128
00:11:48,410 --> 00:11:54,080
‫تو همین تظاهراتی که خودشون راه انداختن،
‫حرفاشون با هم تناقض داره.

129
00:11:55,290 --> 00:11:57,050
‫- سلام.
‫- سلام.

130
00:11:58,550 --> 00:11:59,760
‫خیلی خوابیدم.

131
00:11:59,760 --> 00:12:01,680
‫نه، به اندازه‌ی کافی خوابیدی.

132
00:12:02,760 --> 00:12:03,760
‫بشین.

133
00:12:04,390 --> 00:12:05,390
‫بیا.

134
00:12:09,850 --> 00:12:10,850
‫بیا.

135
00:12:14,520 --> 00:12:17,110
‫من که دیگه هفت سالم نیست بابا.

136
00:12:22,530 --> 00:12:23,530
‫ممنون.

137
00:12:24,960 --> 00:12:27,410
‫« لخت‌کن تلالپانی به خبرنگار حمله‌ می‌کند »

138
00:12:28,240 --> 00:12:29,870
‫لوکاس باید سر کار باشـه.

139
00:12:30,950 --> 00:12:32,620
‫تقصیر تو نیست.

140
00:12:32,620 --> 00:12:34,580
‫بعید می‌دونم باهات موافق باشـه.

141
00:12:36,670 --> 00:12:40,960
‫وقتی یه خبرنگار تحقیق می‌کنـه
‫باید با عواقبش کنار بیاد.

142
00:12:41,470 --> 00:12:43,800
‫مثل خودت که عضو نیروهای پلیس شدی.

143
00:12:45,400 --> 00:12:48,160
‫با عواقب نزدیک من بودن چی؟

144
00:12:49,470 --> 00:12:54,640
‫من مطمئنم کسایی که بهت نزدیکن
‫خیلی خوشبختن که تو رو دارن.

145
00:12:56,020 --> 00:12:57,020
‫همه‌مون.

146
00:13:01,900 --> 00:13:03,030
‫یه چیزی بخور.

147
00:13:04,240 --> 00:13:05,530
‫حالت بهتر میشـه.

148
00:13:31,850 --> 00:13:32,930
‫بقیه کجان؟

149
00:13:34,140 --> 00:13:36,270
‫والنتینا هنوز بابت لوکاس ناراحتـه.

150
00:13:36,270 --> 00:13:37,690
‫گابینا رو هم نمی‌دونم.

151
00:13:37,690 --> 00:13:38,940
‫چیزی پیدا کردی؟

152
00:13:39,770 --> 00:13:41,320
‫آره.
‫بیا دنبالم.

153
00:13:45,650 --> 00:13:50,740
‫تموم چیزایی که درمورد رفتارهای ظالمانه و
‫بی‌رحمانه و

154
00:13:51,240 --> 00:13:57,670
‫استعدادش توی دروغگویی و سوءاستفاده از
‫اطرافیانش خوندیم، نشونه‌های جامعه‌ستیزیـه.

155
00:13:57,670 --> 00:13:59,860
‫این چیزها کمک‌مون نمی‌کنه پیداش کنیم.

156
00:14:00,210 --> 00:14:02,130
‫ما هیچ سرنخی نداریم.

157
00:14:02,130 --> 00:14:03,760
‫نه اسمی، نه آدرسی...

158
00:14:03,760 --> 00:14:08,090
‫این‌ها سرنخ‌های محکمی نیستن اما شاید
‫بهمون کمک کنه از کاراش سر در بیاریم.

159
00:14:08,760 --> 00:14:11,510
‫خب،‌ ما عکسش رو داریم.

160
00:14:12,600 --> 00:14:14,600
‫قدیمیـه اما بدک نیست.

161
00:14:14,600 --> 00:14:16,230
‫شاید یکی بشناستش.

162
00:14:16,230 --> 00:14:18,190
‫باید این رو بدیم گراردو.

163
00:14:19,230 --> 00:14:20,770
‫باشه، خودم بهش میدم.

164
00:14:20,770 --> 00:14:23,030
‫نمی‌خوام دیگه برای شما
‫دردسر درست کنم.

165
00:14:23,030 --> 00:14:25,650
‫- نه.
‫- چیـه؟

166
00:14:26,240 --> 00:14:27,650
‫می‌خوایم باهات بیایم.

167
00:14:28,610 --> 00:14:30,160
‫تا تعلیق‌تون کنـه؟

168
00:14:30,160 --> 00:14:32,620
‫عواقبش رو می‌پذیریم.

169
00:14:32,620 --> 00:14:35,620
‫اما از انجام وظیفه‌مون قایم نمیشیم.

170
00:14:47,300 --> 00:14:48,880
‫- هررا.
‫- چی می‌خواین؟

171
00:14:48,880 --> 00:14:50,840
‫خبرهای جدیدی از «لخت‌کن» داریم.

172
00:14:50,840 --> 00:14:51,930
‫مثلاً چی؟

173
00:14:52,760 --> 00:14:55,060
‫اسم واقعیش رو می‌دونم.
‫بنیتو لاگوناس.

174
00:14:56,680 --> 00:15:00,460
‫رُزا ریس گالوان وقتی که اون ده سالش بوده
‫سرپرستیش رو به عهده گرفتـه.

175
00:15:01,190 --> 00:15:04,650
‫مگه نگفتم اگه همینطوری سر خود تحقیق کنین
‫چه اتفاقی می‌افتـه؟

176
00:15:05,480 --> 00:15:08,030
‫یه عکس از ۱۵‌ سالگیش داریم.

177
00:15:08,030 --> 00:15:11,870
‫می‌دونیم کجا زندگی می‌کرده و
‫چطوری دستش زخم شده.

178
00:15:13,740 --> 00:15:15,040
‫زخم؟

179
00:15:15,040 --> 00:15:17,380
‫روی دست راستش جای زخم داره قربان.

180
00:15:19,670 --> 00:15:20,790
‫بیاین دفترم.

181
00:15:21,920 --> 00:15:22,920
‫بجنبین.

182
00:15:26,550 --> 00:15:27,550
‫لباس آبی‌ها...

183
00:15:50,920 --> 00:15:53,030
‫« لباس آبی‌های عزیزم،
‫اومدم باهاتون خداحافظی کنم‌ »

184
00:15:53,030 --> 00:15:54,910
‫« بعداً توضیح میدم.
‫دوست‌تون دارم، گابینا. »

185
00:17:00,100 --> 00:17:01,120
‫گرا...

186
00:17:01,850 --> 00:17:03,390
‫من «لخت‌کن» رو می‌شناسم.

187
00:17:04,350 --> 00:17:06,100
‫می‌دونم گابینا.
‫بهم گفتن.

188
00:17:06,600 --> 00:17:07,810
‫اسمش چاواس.

189
00:17:08,310 --> 00:17:10,440
‫مگه شما نگفتین اسمش بنیتوئـه؟

190
00:17:10,440 --> 00:17:12,150
‫متوجه نیستی.

191
00:17:12,150 --> 00:17:13,490
‫من اون رو می‌شناسمش.

192
00:17:15,320 --> 00:17:18,030
‫اسمش سالوادوره،
‫بهش میگن چاوا.

193
00:17:18,030 --> 00:17:21,620
‫و نگهبان موزه‌ی هنرهای مدرنـه.

194
00:17:21,620 --> 00:17:23,620
‫واسه این میگم می‌شناسمش که...

195
00:17:25,670 --> 00:17:28,710
‫- دیشب باهاش بیرون بودم.
‫- چی؟

196
00:17:34,220 --> 00:17:36,430
‫چی داری چرت و پرت میگی گابینا؟

197
00:17:37,050 --> 00:17:38,180
‫آروم باش هررا.

198
00:17:45,390 --> 00:17:47,350
‫دیشب با «لخت‌کن» بیرون بودی؟

199
00:17:50,730 --> 00:17:51,730
‫آره.

200
00:17:55,650 --> 00:17:57,990
‫وای، آجی.

201
00:17:57,990 --> 00:18:00,080
‫الان حالت خوبـه؟
‫روت دست بلند کرد؟

202
00:18:00,080 --> 00:18:01,160
‫نه.

203
00:18:08,460 --> 00:18:10,210
‫می‌دونی کجا میشه پیداش کرد؟

204
00:18:10,210 --> 00:18:11,420
‫کجا زندگی می‌کنـه؟

205
00:18:12,750 --> 00:18:14,380
‫نمی‌دونم کجا زندگی می‌کنـه.

206
00:18:14,380 --> 00:18:16,880
‫اما می‌دونم امروز ساعت ۳‌ عصر کجا میاد.

207
00:18:19,600 --> 00:18:23,020
‫آدرس آریزونای ۳۹،
‫یه گوشه از نبراسکاس.

208
00:18:23,970 --> 00:18:27,770
‫باید چهار گوشه رو پوشش بدیم.
‫باید رو تک تک‌شون نظارت داشته باشین.

209
00:18:27,770 --> 00:18:30,690
‫نظارت آقایون،
‫نه این که سر جاتون وایسین.

210
00:18:30,690 --> 00:18:33,110
‫باید حرکت کنین،
‫مثل یه روز عادی رفتار کنین.

211
00:18:33,110 --> 00:18:34,480
‫مشکوک نباشین.

212
00:18:34,480 --> 00:18:37,490
‫فقط دو تا راه فرار با ماشین هست.

213
00:18:37,490 --> 00:18:40,570
‫برای همین اگه لازم شد راه رو بند بیارین
‫حواس‌تون باشـه.

214
00:18:40,570 --> 00:18:42,830
‫ساعت ۳ عصر،
‫در خونه رو می‌زنـه.

215
00:18:42,830 --> 00:18:46,910
‫همون لحظه دو تا از واحدها
‫باید راه رو بند بیارن.

216
00:18:46,910 --> 00:18:48,750
‫براش راه فرار نذارین.

217
00:18:48,750 --> 00:18:50,420
‫گیرش میندازیم.
‫مفهومـه؟

218
00:18:50,420 --> 00:18:52,420
‫- بله قربان.
‫- من هم می‌خوام اونجا باشم.

219
00:18:53,750 --> 00:18:55,800
‫اگه من رو نبینه ممکنـه مشکوک شـه.

220
00:18:56,470 --> 00:18:59,930
‫قبل این که به چیزی مشکوک شه می‌گیریمش.
‫نه.

221
00:18:59,930 --> 00:19:01,350
‫گوش کن.

222
00:19:02,930 --> 00:19:04,640
‫می‌خوام موقع دستگیریش،‌ اونجا باشم.

223
00:19:05,180 --> 00:19:09,350
‫می‌خوام بدونه با کمک من دستگیر شده و
‫نتونستـه خرم کنـه.

224
00:19:11,230 --> 00:19:12,440
‫مراقبش هستیم.

225
00:19:17,280 --> 00:19:18,700
‫بریم!

226
00:19:19,200 --> 00:19:20,530
‫نه. شرمنده.

227
00:19:21,740 --> 00:19:22,780
‫شما نمی‌تونین بیاین.

228
00:19:22,780 --> 00:19:24,700
‫اما ما بودیم که حقیقت رو فهمیدیم.

229
00:19:25,200 --> 00:19:26,790
‫- ماریا.
‫- شما دو نفر.

230
00:19:26,790 --> 00:19:28,580
‫درک می‌کنم که چقدر تحقیقات کردین.

231
00:19:28,580 --> 00:19:31,750
‫اما ما دنبال خطرناک‌ترین مرد شهریم.

232
00:19:31,750 --> 00:19:34,680
‫نمی‌خوام جون‌تون رو به خطر بندازم.
‫یه قراری با هم می‌ذاریم.

233
00:19:34,680 --> 00:19:36,400
‫وقتی گرفتیمش...

234
00:19:36,920 --> 00:19:39,300
‫موقع بازجویی، شما جلوش می‌شینین.

235
00:19:39,300 --> 00:19:40,430
‫باشه؟

236
00:19:40,430 --> 00:19:41,720
‫- باشه؟
‫- قبولـه؟

237
00:19:41,720 --> 00:19:43,430
‫قبولـه.
‫ممنون.

238
00:19:43,970 --> 00:19:45,010
‫بریم!

239
00:19:45,010 --> 00:19:46,600
‫ماشین‌ها رو روشن کنین!

240
00:19:54,570 --> 00:19:55,650
‫الو؟

241
00:19:56,150 --> 00:19:58,240
‫بابا، گوشی رو میدی والنتینا؟

242
00:19:59,280 --> 00:20:01,700
‫پنج دقیقه پیش رفت.

243
00:20:01,700 --> 00:20:02,990
‫کجا؟

244
00:20:02,990 --> 00:20:04,320
‫خونه‌ش.

245
00:20:05,240 --> 00:20:06,740
‫رفت لباس بیاره.

246
00:20:06,740 --> 00:20:07,950
‫خونه‌ش؟

247
00:20:24,600 --> 00:20:28,220
‫آنجلس، اینقدر به والنتینا زنگ بزن
‫که گوشیش رو جواب بده.

248
00:20:28,220 --> 00:20:29,730
‫از اون خونه بیارش بیرون.

249
00:20:29,730 --> 00:20:31,730
‫«لخت‌کن» توی راهـه.

250
00:20:31,730 --> 00:20:32,940
‫کجا داری میری؟

251
00:20:32,940 --> 00:20:34,150
‫خونه‌ش.

252
00:21:06,180 --> 00:21:07,180
‫سلام.

253
00:21:07,720 --> 00:21:08,720
‫سلام.

254
00:21:10,180 --> 00:21:11,560
‫قیافه‌ت آشناس.

255
00:21:12,060 --> 00:21:13,190
‫قیافه‌ی شما هم همینطور.

256
00:21:14,480 --> 00:21:17,770
‫آخرین باری که هم رو دیدیم
‫بیرون یه می‌کده بودم.

257
00:21:18,770 --> 00:21:21,240
‫باید دقیق‌تر بگی.

258
00:21:21,740 --> 00:21:24,070
‫کف زمین خوابیده بودم.

259
00:21:25,950 --> 00:21:27,240
‫ازم خون می‌رفت.

260
00:21:27,950 --> 00:21:29,910
‫تو همونی که گابینا رو نجات داد؟

261
00:21:30,660 --> 00:21:32,000
‫خودِ خودشم.

262
00:21:32,000 --> 00:21:33,080
‫چاوا هستم.

263
00:21:33,080 --> 00:21:34,160
‫خوشوقتم.

264
00:21:35,710 --> 00:21:37,999
‫- شما هم باید... والنتینا باشین؟
‫- والنتینا.

265
00:21:38,340 --> 00:21:39,590
‫اینجا چی‌کار می‌کنی؟

266
00:21:42,710 --> 00:21:45,800
‫اومدم دنبال گابینا که بریم ناهار بخوریم.

267
00:21:46,970 --> 00:21:49,600
‫اما همیشه این عادت بد رو دارم که
‫زود میام سر قرار.

268
00:21:49,600 --> 00:21:51,140
‫پس قرار دارین.

269
00:21:52,850 --> 00:21:54,900
‫می‌بینم که یه سَر و سِری دارین.

270
00:21:55,140 --> 00:21:56,560
‫خوش به حالش.

271
00:21:56,560 --> 00:21:58,150
‫به گمونم اینجا نباشه.

272
00:22:00,440 --> 00:22:05,280
‫ببخشید مزاحم میشم،
‫اما میشه لطفاً یه لحظه برم دستشویی‌تون؟

273
00:22:09,910 --> 00:22:10,990
‫- باشه.
‫- البته اگه...

274
00:22:10,990 --> 00:22:12,620
‫نه. اشکالی نداره.
‫بیا تو.

275
00:22:29,850 --> 00:22:31,220
‫همه‌ی واحدها توجه کنید.

276
00:22:31,220 --> 00:22:35,100
‫یکی از مامورها در حال رفتن به
‫موقعیت اکس‌‌چهاره. تمام.

277
00:22:35,850 --> 00:22:38,650
‫روماندیا صحبت می‌کنـه.
‫کدوم مامور؟ تمام.

278
00:22:39,730 --> 00:22:41,150
‫والنتینا کاماچو.
‫تمام.

279
00:22:56,210 --> 00:22:57,330
‫بیا تو.

280
00:22:59,460 --> 00:23:00,460
‫الو؟

281
00:23:01,040 --> 00:23:03,840
‫والنتینا، باید فوراً از خونه‌ بیای بیرون.

282
00:23:05,090 --> 00:23:07,760
‫دوست‌پسر گابینا همون «لخت‌کن»ـه و
‫داره میاد اونجا.

283
00:23:10,430 --> 00:23:13,060
<i>‫- والنتینا؟</i>
‫- باشه بابا. همینجا می‌بینمت.

284
00:23:14,060 --> 00:23:15,850
‫من بابات نیستم.
‫من آنجلسم.

285
00:23:16,680 --> 00:23:20,040
‫دوست‌پسر گابینا همون «لخت‌کن»ـه و
‫داره میاد اونجا.

286
00:23:21,440 --> 00:23:23,730
‫باشه، حتماً.
‫همینجا می‌بینمت.

287
00:23:24,980 --> 00:23:27,150
‫بیارشون.
‫بهتره اینه که خودت تنها بیای.

288
00:23:29,070 --> 00:23:30,410
‫اونجاس؟

289
00:23:30,410 --> 00:23:32,910
‫آره.

290
00:23:33,410 --> 00:23:34,990
<i>‫همه دارن میان.</i>

291
00:23:34,990 --> 00:23:36,210
<i>‫هرلحظه ممکنـه برسن...</i>

292
00:24:28,510 --> 00:24:29,590
‫والنتینا!

293
00:24:30,260 --> 00:24:32,630
‫- ماریا.
‫- والنتینا کجاس؟

294
00:24:32,630 --> 00:24:33,930
‫- والنتینا!
‫- اینجا نیست.

295
00:24:33,930 --> 00:24:35,260
‫منظورت چیـه؟
‫کجاس؟

296
00:24:35,260 --> 00:24:36,470
‫نمی‌دونیم.

297
00:24:36,470 --> 00:24:39,560
‫- آنجلس باهاش حرف زده بود...
‫- کجاس؟ والنتینا!

298
00:24:41,520 --> 00:24:42,640
‫والنتینا!

299
00:24:42,640 --> 00:24:46,610
‫- نه. نه. نه.
‫- گوش کن. «لخت‌کن» اون رو برده.

300
00:24:46,610 --> 00:24:49,030
‫نه، نه.
‫امکان نداره.

301
00:24:49,030 --> 00:24:50,570
‫باید همینجاها باشه.

302
00:24:50,570 --> 00:24:53,200
‫- والنتینا! اون کجاس؟
‫- گوش کن بهم! گوش کن.

303
00:24:53,200 --> 00:24:54,990
‫- به من نگاه کن،‌ لعنتی!
‫- نه!

304
00:24:55,490 --> 00:24:56,780
‫نباید الان جا بخوری.

305
00:24:57,620 --> 00:24:58,950
‫وقت نداریم.

306
00:24:58,950 --> 00:25:01,580
‫باید متمرکز و هوشیار باشی.

307
00:25:02,540 --> 00:25:05,750
‫والنتینا رو پیدا می‌کنیم.
‫اما باید کمکم کنی.

308
00:25:06,590 --> 00:25:09,920
‫باید تا ۶ شعاع بلوکی اینجا رو محاصره کنین.

309
00:25:09,920 --> 00:25:13,090
‫خونه‌ها و آپارتمان‌ و تک‌‌تک جاها رو بگردین.

310
00:25:13,090 --> 00:25:15,740
‫تا اون مادرقحبه رو پیدا نکنیم،
‫ جایی نمیریم، واضحـه؟

311
00:25:15,740 --> 00:25:17,060
‫بله قربان.

312
00:25:18,060 --> 00:25:19,640
‫ماریا، روماندیا درست میگـه.

313
00:25:19,640 --> 00:25:24,940
‫اگه می‌خوایم خواهرت رو پیدا کنیم،
‫باید هرچی که فهمیدین رو بهم بگین.

314
00:25:25,440 --> 00:25:26,770
‫مفهومـه؟

315
00:25:26,770 --> 00:25:28,480
‫ما الان میریم اداره.

316
00:25:28,480 --> 00:25:30,070
‫- باشه؟
‫- باشه.

317
00:25:30,820 --> 00:25:32,070
‫بریم.

318
00:25:32,070 --> 00:25:35,450
‫دو تا از بهترین بچه‌ها رو بذار همینجا.
‫اگه خبری شد بهم زنگ بزن.

319
00:25:35,450 --> 00:25:36,820
‫اداره می‌بینم‌تون.

320
00:26:12,780 --> 00:26:13,900
‫زنده‌ست؟

321
00:26:16,700 --> 00:26:18,160
‫مطمئن نیستیم.

322
00:26:18,160 --> 00:26:20,660
‫خودم می‌دونم لعنتی.

323
00:26:23,370 --> 00:26:24,580
‫نظرت چیـه؟

324
00:26:25,710 --> 00:26:27,880
‫نظر من مهم نیست رئیس.

325
00:26:29,250 --> 00:26:31,960
‫باید همین حالا با کل شهر حرف بزنیم.

326
00:26:33,260 --> 00:26:35,800
‫مردم باید اون رو پشت میله‌ها ببینن.

327
00:26:35,800 --> 00:26:37,800
‫همه‌مون باید ببینیمش.

328
00:26:40,510 --> 00:26:41,510
‫خیلی‌خب.

329
00:26:42,560 --> 00:26:43,560
‫خیلی‌خب.

330
00:26:44,760 --> 00:26:46,980
‫تو اخبار شبانگاهی امشب،
‫نقاشیش رو نشون میدی.

331
00:26:46,980 --> 00:26:48,060
‫- من؟
‫- آره، تو.

332
00:26:48,060 --> 00:26:49,770
‫- نه، من نمی‌تونم.
‫- تو.

333
00:26:50,820 --> 00:26:53,940
‫و فکر این که بگی یه مامور پلیس زن رو هم
‫ دزدیده، از سرت بیار بیرون.

334
00:26:53,940 --> 00:26:55,240
‫شاید یه نفر دیده باشه...

335
00:26:55,240 --> 00:26:57,450
‫اگه این اطلاعات رو لو بدی

336
00:26:58,240 --> 00:26:59,700
‫گند می‌زنی به کل برنامه.

337
00:27:00,370 --> 00:27:02,990
‫خودت و خواهرت رو از کار بی‌کار می‌کنی

338
00:27:02,990 --> 00:27:07,830
‫و اگه هم مشکلی پیش بیاد،
‫کل کشور بانوی اول رو مقصر می‌دونن.

339
00:27:08,580 --> 00:27:10,080
‫تو همچین چیزی می‌خوای؟

340
00:27:10,880 --> 00:27:11,880
‫نه.

341
00:27:12,920 --> 00:27:16,220
‫اما الان زمان مخفی‌کاری نیست.

342
00:27:17,720 --> 00:27:20,050
‫یا این کار رو می‌کنی یا هیچی.

343
00:27:21,760 --> 00:27:22,890
‫به خودت بستگی داره.

344
00:27:41,240 --> 00:27:42,490
‫چی گفت؟

345
00:27:49,410 --> 00:27:51,250
‫امشب میرم اخبار شبانگاهی.

346
00:27:51,880 --> 00:27:53,590
‫این عکس والنتیناس.

347
00:27:57,340 --> 00:27:59,420
‫نمی‌تونم این عکس رو نشون بدم گابینا.

348
00:28:00,510 --> 00:28:02,550
‫پس میری اخبار چی‌کار کنی؟

349
00:28:03,050 --> 00:28:06,430
‫اجازه دارم فقط نقاشی صورتِ
‫ «لخت‌کن» رو نشون بدم.

350
00:28:06,430 --> 00:28:10,690
‫اگه یکی اون رو دیده باشه
‫می‌تون بهمون بگه و ما هم پیداش کنیم.

351
00:28:10,690 --> 00:28:11,770
‫گابینا.

352
00:28:13,650 --> 00:28:14,980
‫این از کنترل من خارجـه.

353
00:28:18,240 --> 00:28:19,240
‫لعنتی، گابینا!

354
00:28:20,530 --> 00:28:23,700
‫برنامه‌ی زنان آبی‌پوش،
‫ایده‌ی بانوی اول بوده.

355
00:28:24,410 --> 00:28:27,410
‫اونا این رو قبول نمی‌کنن و
‫به‌خاطر این ایده

356
00:28:27,410 --> 00:28:30,540
‫- «لخت‌کن» یه قربانی دیگه گرفته.
‫- بهش نگو قربانی، گراردو.

357
00:28:33,540 --> 00:28:34,710
‫والنتیا زنده‌ست.

358
00:28:38,510 --> 00:28:39,510
‫زنده‌ست.

359
00:28:41,010 --> 00:28:42,010
‫می‌دونم.

360
00:28:42,590 --> 00:28:43,590
‫می‌دونم.

361
00:28:45,640 --> 00:28:47,720
‫عکس رو نشون بده.

362
00:28:49,520 --> 00:28:51,480
‫باید دستورات رو اجرا کنم گابینا.

363
00:28:51,480 --> 00:28:53,770
‫فقط همین برات مهمـه؟
‫دستورات؟

364
00:28:53,770 --> 00:28:56,110
‫کسایی که به‌خاطر دستوراتت
‫ آسیب می‌بینن هم برن به درک؟

365
00:28:56,110 --> 00:28:57,440
‫باید متوجه باشی!

366
00:28:58,070 --> 00:29:00,280
‫دستورات و قوانین وجود دارن.

367
00:29:00,280 --> 00:29:02,400
‫و ما باید بهشون احترام بذاریم.

368
00:29:02,400 --> 00:29:06,240
‫اگه به دستورات پدر احترام می‌ذاشتی،
‫الان...

369
00:29:09,790 --> 00:29:11,290
‫یه آدرس پیدا کردیم.

370
00:29:13,170 --> 00:29:14,670
‫- چه آدرسی؟
‫- آدرس خونه‌ش.

371
00:29:15,330 --> 00:29:17,460
‫از موزه‌ای که توش کار می‌کنه گرفتیمش.

372
00:29:18,380 --> 00:29:19,380
‫عالیـه.

373
00:29:20,130 --> 00:29:21,420
‫خیلی‌خب، گابینا.

374
00:29:23,260 --> 00:29:24,800
‫زنگ بزن به لوزانو و دیاز.

375
00:29:25,680 --> 00:29:27,180
‫بهشون بگو عملیات رو شروع کنن.

376
00:29:27,800 --> 00:29:29,350
‫من باید به برنامه‌ی اخبارم برسم.

377
00:29:29,350 --> 00:29:30,430
‫باشه.

378
00:29:32,640 --> 00:29:33,640
‫مراقب خودت باش.

379
00:29:43,400 --> 00:29:45,410
‫باید از همون روز اول این کار رو می‌کردم.

380
00:29:55,290 --> 00:29:57,790
‫به‌گمونم مجوز استفاده ازش رو نداریم.

381
00:29:59,340 --> 00:30:01,170
‫مگه تاحالا چیزی جلوتون رو گرفتـه؟

382
00:30:11,640 --> 00:30:12,640
‫بجنبین!

383
00:30:15,140 --> 00:30:17,100
‫- برو. برو. برو.
‫- پلیس!

384
00:30:17,900 --> 00:30:20,570
‫بنیتو لاگوناس،
‫دستات رو بگیر بالا و بیا بیرون!

385
00:30:23,594 --> 00:30:30,594


386
00:30:38,250 --> 00:30:39,330
‫خالیـه.

387
00:30:40,130 --> 00:30:41,960
‫شاید آدرس الکی داده.

388
00:30:43,090 --> 00:30:44,170
‫شما برین داخل.

389
00:30:45,170 --> 00:30:46,430
‫شاید یه سرنخی پیدا کردین.

390
00:30:53,350 --> 00:30:55,100
‫به‌نظرت چیزی پیدا می‌کنن؟

391
00:30:55,850 --> 00:30:57,480
‫تاحالا که ناامیدم نکردن.

392
00:30:58,440 --> 00:30:59,440
‫درستـه.

393
00:31:38,270 --> 00:31:39,310
‫ماریا.

394
00:31:45,980 --> 00:31:48,660
‫این لباس فرم موزه‌ایـه که توش کار می‌کنـه.

395
00:31:52,030 --> 00:31:53,850
‫باید یه چیزی اینجا باشه.

396
00:32:42,330 --> 00:32:44,130
‫ماریا.
‫گابینا.

397
00:32:45,210 --> 00:32:46,300
‫چیشده؟

398
00:32:47,550 --> 00:32:49,170
‫- یه اتاق کمـه.
‫- چی؟

399
00:32:49,760 --> 00:32:50,800
‫چه اتاقی؟

400
00:32:52,130 --> 00:32:54,220
‫گاراژ باید یه ورودی داشته باشه.

401
00:33:33,340 --> 00:33:35,260
‫شمارش‌ معکوس پخش زنده،
‫پنج، چهار...

402
00:33:35,260 --> 00:33:37,760
‫اگه خبری شد بهم بگو.

403
00:33:39,100 --> 00:33:42,400
‫به اخبار شبانگاهی
‫با ژاکوبو زابلودوفسکی خوش اومدین.

404
00:33:59,660 --> 00:34:00,950
‫خدایا.

405
00:34:02,500 --> 00:34:03,500
‫اینا دیگه چی‌ان؟

406
00:34:05,040 --> 00:34:06,830
‫محراب کوفتیشـه.

407
00:34:19,010 --> 00:34:20,720
‫من رو می‌شناخته.

408
00:34:22,100 --> 00:34:24,940
‫وقتی همدیگه رو دیدیم،
‫گفته بود من رو این جلد دیده.

409
00:34:27,900 --> 00:34:31,730
‫می‌خواست با همدیگه استعفا بدیم و
‫لباس فرم‌هامون رو بسوزونیم.

410
00:34:33,610 --> 00:34:34,610
‫یه چیزی پیدا کردم.

411
00:34:36,200 --> 00:34:37,320
‫خودشـه؟

412
00:34:40,370 --> 00:34:41,370
‫خودشـه.

413
00:34:43,500 --> 00:34:44,960
‫میدمش به گراردو.

414
00:34:47,460 --> 00:34:53,090
‫این چهره‌ی مردیـه که ظاهر معمولی‌ای داره.

415
00:34:53,090 --> 00:34:59,220
‫اداره‌‌ی پلیس مکزیکو سیتی
‫برای دستگیریش به کمک‌تون نیاز داره.

416
00:35:00,140 --> 00:35:03,060
‫به همین دلیل امشب در خدمت مردی هستیم که

417
00:35:03,060 --> 00:35:06,310
‫در تک تک خونه‌‌های مکزیک
‫مشهور شده.

418
00:35:06,310 --> 00:35:08,560
‫کارآگاه گراردو هررا.

419
00:35:08,560 --> 00:35:09,650
‫شب‌‌بخیر ژاکوبو.

420
00:35:10,520 --> 00:35:13,280
‫تصویریی که روی صفحه‌تون می‌بینید

421
00:35:13,280 --> 00:35:16,780
‫چهره‌ی مردیـه که به
‫ «لخت‌کن تلالپانی» شهرت داره.

422
00:35:16,780 --> 00:35:20,120
‫اما اسم واقعی اون بنیتوئـه.
‫بنیتو لاگوناس.

423
00:35:20,120 --> 00:35:24,080
‫مردی که قادره با خون‌سردی تمام
‫مادر خودش رو هم بکشـه.

424
00:35:24,080 --> 00:35:26,210
<i>‫چنین مردی فکر نمی‌کنـه.</i>

425
00:35:26,210 --> 00:35:31,130
<i>‫اون یه حیوونـه، هیولایی که قادره
‫مثل یه سگ هار حمله کنـه.</i>

426
00:35:31,130 --> 00:35:34,590
<i>‫چه تصویر وحشتناکی، جناب کارآگاه.</i>

427
00:35:34,590 --> 00:35:38,550
<i>‫بعد از پیام‌های بازرگانی،
‫صحبت‌مون رو با کارآگاه هررا ادامه میدیم و</i>

428
00:35:38,550 --> 00:35:42,100
<i>‫اطلاعات بیشتری در رابطه با
‫ «لخت‌کن تلالپانی» منتشر ‌می‌کنیم.</i>

429
00:35:52,060 --> 00:35:53,230
‫من حیوون نیستم.

430
00:35:54,480 --> 00:35:55,940
‫من حیوون نیستم!

431
00:36:09,580 --> 00:36:11,830
‫فرانچسکا پروژه رو ازمون گرفتـه.

432
00:36:14,380 --> 00:36:16,840
‫به کاری که کردم افتخار نمی‌کنم.

433
00:36:16,840 --> 00:36:22,970
‫عذاب‌ وجدانت به تخمم هم نیست.

434
00:36:26,140 --> 00:36:30,190
‫بهتره مشکلی که درست کردی رو حلش کنی.

435
00:36:30,190 --> 00:36:32,520
‫- حل مشکل...
‫- میری آکاپولکو،

436
00:36:33,310 --> 00:36:35,570
‫پروژه رو برمی‌گردونی،

437
00:36:35,570 --> 00:36:39,900
‫در ازاش به جای میگل،
‫تو رو شریک می‌کنم.

438
00:36:41,610 --> 00:36:43,280
‫مگه همین رو نمی‌خواستی؟

439
00:36:47,540 --> 00:36:49,410
‫نه، نمی‌تونم قبول کنم.

440
00:36:51,670 --> 00:36:55,210
‫پس اخراجی.

441
00:36:55,210 --> 00:36:56,300
‫بله.

442
00:36:58,670 --> 00:36:59,840
‫غافلگیر نشدم.

443
00:37:01,630 --> 00:37:05,510
‫اصلاً غافلگیر نشدم.

444
00:37:07,140 --> 00:37:11,640
‫از طرف مردی که حقم رو ازم گرفت،

445
00:37:12,390 --> 00:37:17,190
فقط به این دلیل که فهمید
‫همسرم یه مامور پلیس بوده.

446
00:37:17,900 --> 00:37:18,900
‫چی داری میگی؟

447
00:37:18,900 --> 00:37:20,820
‫من چی دارم میگم؟
‫سر من رو شیره نمال!

448
00:37:21,490 --> 00:37:24,360
‫خوب می‌دونم من رو واسه این شریکت نکردی

449
00:37:24,360 --> 00:37:28,450
‫که ماریا به زنت گفته بود پلیسـه.

450
00:37:29,120 --> 00:37:34,420
‫می‌خوای بدونی چرا ترفیع نگرفتی الخاندرو؟

451
00:37:36,170 --> 00:37:39,840
‫به‌خاطر کسشرایی که بعد از شام بهم گفتی.

452
00:37:40,840 --> 00:37:44,090
‫استر اصلاً به من نگفت که ماریا
‫مامور پلیس بوده.

453
00:37:45,510 --> 00:37:47,820
‫اصلاً‌ اگه می‌گفت هم مگه چی میشد؟

454
00:37:49,640 --> 00:37:50,640
‫محض رضای خدا!

455
00:37:57,860 --> 00:38:01,040
‫این رو تو خونه‌ش پیدا کردیم.
‫گابینا تایید کرده که خودشـه.

456
00:38:02,320 --> 00:38:04,360
‫باید بگی که والنتینا رو دزدیده.

457
00:38:08,530 --> 00:38:10,120
‫این عکس واقعی «لخت‌کن»ـه.

458
00:38:12,620 --> 00:38:14,240
‫نمی‌تونم این کار رو بکنم ماریا.

459
00:38:15,710 --> 00:38:17,540
‫بهم دستور داده شده.

460
00:38:18,540 --> 00:38:22,180
‫اگه گابینا رو جای والنتینا برده بود هم
‫  همین رو می‌گفتی؟

461
00:38:23,380 --> 00:38:25,300
‫یه لحظه هم تردید نمی‌کردم.

462
00:38:27,340 --> 00:38:29,520
‫هرکاری که لازمـه بکن.

463
00:38:30,140 --> 00:38:31,350
‫بیست ثانیه.

464
00:38:31,350 --> 00:38:33,430
‫آقای زابلودوفسکی، شب‌تون بخیر.

465
00:38:33,430 --> 00:38:34,600
‫شب‌بخیر خانم پلیس.

466
00:38:34,600 --> 00:38:36,980
‫«لخت‌کن» خواهرم رو دزدیده.

467
00:38:39,400 --> 00:38:43,190
‫پنج‌، چهار، سه، دو...

468
00:38:43,190 --> 00:38:44,490
‫همین رو بذارین.

469
00:38:44,490 --> 00:38:46,910
‫این عکس رو نشون بدین،
‫مهمـه.

470
00:38:52,290 --> 00:38:54,290
‫خانم‌ها و آقایون...

471
00:38:54,290 --> 00:38:57,420
‫جست‌وجو به دنبال «لخت‌کن تلالپانی»
‫ ادامه داره.

472
00:38:57,420 --> 00:39:02,840
‫خانم ماریا النا دلاتوره در کنارمون هستن.

473
00:39:02,840 --> 00:39:07,840
‫ایشون عضوی از نیروی
‫ تازه‌تاسیس پلیس بانوان هستند.

474
00:39:07,840 --> 00:39:11,960
‫و می‌خوان چیزی را باهامون در میون بذارن.
‫خانم پلیس؟

475
00:39:12,310 --> 00:39:15,520
<i>‫«لخت‌کن تلالپانی» یه نفر رو دزدیده.</i>

476
00:39:16,480 --> 00:39:20,310
<i>‫اون خواهر منـه.
‫اسمش والنتینا کاماچوئـه.</i>

477
00:39:20,310 --> 00:39:24,230
<i>‫والنتینا عضو شجاعی از نیروی پلیس زنانـه.</i>

478
00:39:24,230 --> 00:39:26,650
‫«لخت‌کن» چندساعت پیش
‫اون رو دزدیده.

479
00:39:26,650 --> 00:39:28,660
‫با کمال احترام، خانم پلیس

480
00:39:29,530 --> 00:39:34,080
‫چی باعث شده که فکر کنین
‫اون هنوز زنده‌ست؟

481
00:39:35,870 --> 00:39:40,630
‫دلیلی نداره که خلاقش رو فکر کنیم.

482
00:39:42,090 --> 00:39:45,760
<i>‫اما خیلی مهمـه که تموم کسانی که دارن
‫ این برنامه رو تماشا می‌کنن</i>

483
00:39:45,760 --> 00:39:47,970
<i>‫بهمون کمک کنن که دستگیرش کنیم.</i>

484
00:39:47,970 --> 00:39:49,840
<i>‫کمک کنین والنتینا رو پیدا کنیم.</i>

485
00:39:49,840 --> 00:39:54,060
‫بعضی‌ها میگن که نیروی پلیس زنان،

486
00:39:54,060 --> 00:39:56,890
‫پروژه‌ای که توسط بانوی اول کشور شروع شده

487
00:39:56,890 --> 00:39:59,060
<i>‫ممکنـه جون بانوان رو به خطر بندازه.</i>

488
00:39:59,770 --> 00:40:04,400
<i>‫حالا هم خواهر و درواقع همکارتون
‫ توسط «لخت‌کن» دزدیده شده.</i>

489
00:40:04,400 --> 00:40:06,240
<i>‫چه پاسخی دارین؟</i>

490
00:40:06,240 --> 00:40:09,490
<i>‫نه. این قضیه ربطی به نیروی پلیس زنان نداره.
‫به قاتل مربوط میشـه.</i>

491
00:40:09,490 --> 00:40:13,450
‫کدوم قسمت از حرفم که گفتم
‫«هیچی نگو» رو نفهمیدی؟

492
00:40:18,120 --> 00:40:19,210
‫بنیتو.

493
00:40:21,500 --> 00:40:23,130
<i>‫لطفاً خواهرم رو آزاد کن.</i>

494
00:40:24,290 --> 00:40:25,500
<i>‫التماست رو می‌کنم.</i>

495
00:40:26,670 --> 00:40:28,550
‫ما می‌دونیم کی هستی و

496
00:40:28,550 --> 00:40:30,380
‫می‌دونیم چی می‌خوای.

497
00:40:30,380 --> 00:40:33,390
<i>‫می‌خوای زن‌ها از این که
‫ برن سر کار، بترسن.</i>

498
00:40:33,390 --> 00:40:36,560
‫<i>می‌خوای از این که از خونه‌هامون
‫ بریم بیرون بترسیم،</i>

499
00:40:36,560 --> 00:40:39,430
<i>‫چون این کار جون مادرت رو نجات می‌داد.</i>

500
00:40:39,430 --> 00:40:42,400
‫<i>بنیتو، تو نمی‌تونی برای برگردوندن مادرت
‫ کاری بکنی.</i>

501
00:40:42,400 --> 00:40:46,980
‫کاری که می‌تونی بکنی اینـه که
‫همه‌ی این ماجراها رو تمومش کنی.

502
00:40:47,530 --> 00:40:49,150
‫و والنتینا رو به من برگردونی.

503
00:40:51,490 --> 00:40:53,120
‫چیشده؟

504
00:40:53,120 --> 00:40:55,410
‫قربان، «لخت‌کن» تماس گرفتـه.

505
00:40:56,240 --> 00:41:02,210
‫دوستان بهم گفتن که یه تماس تلفنی

506
00:41:02,210 --> 00:41:05,590
‫از طرف مردی داریم که ادعا می‌کنـه که
‫«لخت‌کن تلالپانی»ـه.

507
00:41:05,590 --> 00:41:09,210
‫اجازه میدیم صحبت‌هاش به‌صورت زنده پخش بشه.
‫هروقت حاضر بودین بگین.

508
00:41:09,720 --> 00:41:10,760
‫حاضرین؟

509
00:41:10,760 --> 00:41:12,260
‫گوش می‌کنیم.

510
00:41:14,220 --> 00:41:15,470
<i>‫سلام ماریا.</i>

511
00:41:17,390 --> 00:41:20,890
‫می‌خوام با والنتینا حرف بزنم.

512
00:41:22,060 --> 00:41:23,310
‫امکانش نیست.

513
00:41:25,060 --> 00:41:26,610
<i>‫باید بدونم حالش چطوره.</i>

514
00:41:28,110 --> 00:41:29,110
<i>‫زنده‌ست.</i>

515
00:41:30,110 --> 00:41:31,320
<i>‫البته فعلاً.</i>

516
00:41:31,820 --> 00:41:33,990
<i>‫زنگ زدم ازت تشکر کنم</i>،

517
00:41:35,200 --> 00:41:36,530
‫چون درکم کردی.

518
00:41:38,450 --> 00:41:40,830
‫می‌دونی که هراتفاقی یه ترتیب خاص داره.

519
00:41:40,830 --> 00:41:44,250
‫درکت می‌کنم اما میشه لطفاً باهاش حرف بزنم؟

520
00:41:44,880 --> 00:41:46,590
<i>‫و به همین خاطر،</i>

521
00:41:47,710 --> 00:41:50,460
‫می‌دونی که والنتینا هم بخشی از این ترتیبـه.

522
00:41:50,460 --> 00:41:52,220
‫نه، نه.
‫بذار باهاش حرف...

523
00:42:03,020 --> 00:42:04,650
‫کات!
‫آگهی پخش کنین!

524
00:42:04,650 --> 00:42:09,110
<i>‫شنیدن صدای «لخت‌کن» واقعاً آزاردهنده بود.</i>

525
00:42:09,110 --> 00:42:12,860
<i>‫بالاخره این اتفاقات موقع پخش زنده پیش میاد.</i>

526
00:42:12,860 --> 00:42:19,120
<i>‫- اگه این مرد رو دیدید، با این شماره تماس بگیرید.</i>
‫- شب‌تون بخیر.

527
00:42:19,910 --> 00:42:22,290
<i>‫بعد از آگهی‌های بازرگانی ادامه میدیم.</i>

528
00:42:23,540 --> 00:42:25,670
<i>‫برای یک مجموعه، ۵۰۰ هزار پزو.</i>

529
00:42:25,670 --> 00:42:27,330
<i>‫برای دو مجموعه، ۱ میلیون پزو.</i>

530
00:42:27,330 --> 00:42:30,420
<i>‫برای سه مجموعه، یک میلیون ۵۰۰ هزار پزو.
‫و حالا به‌ درخواست خودتون...</i>

531
00:42:32,800 --> 00:42:35,260
<i>‫- دو میلیون پزو!
‫- به همراه چهار مجموعه!</i>

532
00:42:35,260 --> 00:42:36,340
<i>‫شروع از دوم آوریل‌ماه.</i>

533
00:42:36,340 --> 00:42:39,260
<i>‫پنجاه پزو برای یک شانس و
‫پنج پزو برای شانس دهم.</i>

534
00:42:39,260 --> 00:42:42,180
<i>‫همین حالا بلیط‌تون رو بخرید و
‫برنده‌ی خوش‌شانس ما باشید!</i>

535
00:42:42,180 --> 00:42:45,600
<i>‫قرعه‌کشی ملی برای رفاه عمومی!</i>

536
00:42:57,490 --> 00:43:01,870
‫کارآگاه هررا جواب تماس رو دادن.
‫مظنون ممکنـه هنوز داخل باشه. تمام.

537
00:43:14,510 --> 00:43:15,510
‫کجاس؟

538
00:43:19,470 --> 00:43:20,470
‫اون پشت چی هست؟

539
00:43:21,470 --> 00:43:23,060
‫یه انباری و دستشویی.

540
00:44:12,860 --> 00:44:14,440
‫ای مادرقحبه!

541
00:44:21,620 --> 00:44:22,950
‫آقای رئیس‌جمهور.

542
00:44:25,490 --> 00:44:26,830
‫تبریک میگم امیلیو.

543
00:44:27,910 --> 00:44:30,920
‫تونستی چهره‌ی پلیس رو عوض کنی.

544
00:44:31,830 --> 00:44:32,840
‫چهره‌ی بدی داشتیم.

545
00:44:33,790 --> 00:44:35,380
‫اما الان شده عین کاسه‌ی توالت.

546
00:44:37,800 --> 00:44:39,680
‫زابلودوفسکی لعنتی.

547
00:44:39,680 --> 00:44:42,550
‫نمایشی بهش دادی که
‫ تو کل عمرش، مثلش رو گیر نمیاره.

548
00:44:42,550 --> 00:44:45,430
‫قرار نبود تصویر مامور کاماچو رو نشون بدن.

549
00:44:45,430 --> 00:44:47,560
‫پس کنترلی روی افرادت نداری.

550
00:44:49,850 --> 00:44:52,020
‫اسم قاتل و...

551
00:44:52,020 --> 00:44:54,110
‫بذارش برای بعد.

552
00:44:57,990 --> 00:44:58,990
‫بفرستش داخل.

553
00:45:04,280 --> 00:45:09,120
‫از الان فرمانده هررا
‫مسئول پرونده‌ی «لخت‌کن»ـه.

554
00:45:09,660 --> 00:45:12,460
‫از این به بعد مستقیماً‌ به خودم گزارش میده.

555
00:45:13,580 --> 00:45:18,010
‫فقط واسه این الان اخراجت نمی‌کنم که
‫خودم استخدامت کردم.

556
00:45:18,550 --> 00:45:19,920
‫وجهه‌م رو خراب می‌کنـه.

557
00:45:19,920 --> 00:45:25,760
‫اما به محض این که دستگیر یا کشته شد،
‫خودت استعفا میدی.

558
00:45:27,720 --> 00:45:31,640
‫آقای رئیس‌جمهور،
‫بنده باید افرادم رو برای عملیات بفرستم،

559
00:45:31,640 --> 00:45:34,620
‫پس با اجازه‌تون بنده مرخص میشم.

560
00:45:38,320 --> 00:45:39,320
‫دیدی؟

561
00:45:40,110 --> 00:45:41,890
‫چرت و پرت تحویلم نداد.

562
00:45:43,660 --> 00:45:45,240
‫از پنجره فرار کرده.

563
00:45:45,240 --> 00:45:47,870
‫به کسی آسیب نرسونده اما
‫یه طناب آبی برده.

564
00:45:47,870 --> 00:45:49,540
‫داره برای مراسمش آماده میشـه.

565
00:45:50,200 --> 00:45:52,620
‫انگار وابستگی احساسی شدیدی
‫به مراسمش داره

566
00:45:53,210 --> 00:45:57,170
‫اگه اجراش نکنه،
‫قتلش ‌بی‌معنی میشـه.

567
00:45:57,880 --> 00:45:59,420
‫چه جور مراسمیـه؟

568
00:46:00,550 --> 00:46:02,930
‫با یک طناب آبی رنگ اونا رو می‌بنده
‫که تا الان کرده.

569
00:46:03,590 --> 00:46:06,350
‫یه جایی نزدیک آب، رهاشون می‌کنـه.

570
00:46:07,510 --> 00:46:09,860
‫بعدش هم لباس فرم‌شون رو
‫به‌عنوان غنیمت

571
00:46:09,860 --> 00:46:12,180
‫توی سیاهچال تخمیش به نمایش می‌ذاره.

572
00:46:12,680 --> 00:46:14,440
‫دیگه چی لازم داره؟

573
00:46:16,270 --> 00:46:17,360
‫مانکن!

574
00:46:18,730 --> 00:46:20,570
‫یکی‌شون لباس فرم نداشت.

575
00:46:21,690 --> 00:46:25,410
‫مگه مالک ماشین سقف سفید
‫تو کارخونه‌ی مانکن‌سازی کار نمی‌کنـه؟

576
00:46:26,450 --> 00:46:27,450
‫ماریا.

577
00:46:28,160 --> 00:46:29,160
‫ماریا!

578
00:46:31,500 --> 00:46:32,500
‫ببخشید.
‫چی شده؟

579
00:46:32,500 --> 00:46:34,040
‫مالک ماشین سقف سفید

580
00:46:34,040 --> 00:46:36,250
‫تو کارخونه‌‌ی مانکن‌سازی کار می‌کرد؟

581
00:46:37,580 --> 00:46:38,670
‫آره.

582
00:46:38,670 --> 00:46:40,550
‫نه فقط اون.
‫لوکاس گفت که...

583
00:46:42,550 --> 00:46:47,930
‫توی کارخونه فهمیده که دوست‌دختر آندرس لوپز
‫اولین قربانیش بوده.

584
00:46:47,930 --> 00:46:51,060
‫همینجاس.
‫کارخونه‌ی مانکن‌سازی تاخدا.

585
00:46:51,600 --> 00:46:54,390
‫مانکن‌هاش از همون مارکی‌ان که
‫تو خونه‌ش پیدا کردیم.

586
00:46:54,390 --> 00:46:56,340
‫لوکاس آدرس اینجا رو بلده.

587
00:47:06,240 --> 00:47:08,200
‫این زنا اینجا چه غلطی می‌کنن؟

588
00:47:08,200 --> 00:47:10,380
‫اونا اینجا رو پیدا کردن جناب فرمانده.

589
00:47:13,830 --> 00:47:15,250
‫از کجا می‌دونین اینجاس؟

590
00:47:15,250 --> 00:47:20,040
‫وَنش رو پیدا کردن،
‫گزارش شده که موقع یه جشن دزدیده شده.

591
00:47:20,710 --> 00:47:23,320
.صاحبش هم چاقو خورده و مُرده

592
00:47:23,670 --> 00:47:24,840
‫ون خالی بود.

593
00:47:25,640 --> 00:47:27,520
‫نشونه‌ای از مامور کاماچو دیده نشده.

594
00:47:27,520 --> 00:47:29,790
‫این محوطه رو محاصره کنین.

595
00:47:30,050 --> 00:47:34,310
‫فقط دوتا ورودی داره، ورودی اصلی و
‫اسکله‌ی بارگیری که پشتـه.

596
00:47:34,930 --> 00:47:36,770
‫گابریل و دیاز، برین در پشتی.

597
00:47:37,560 --> 00:47:38,730
‫نذارین کسی در بره.

598
00:47:38,730 --> 00:47:39,810
‫بله قربان.

599
00:47:39,810 --> 00:47:41,440
‫گیلبرتو، اون در کوفتی رو باز کن.

600
00:47:42,400 --> 00:47:44,360
‫لوزانو، همینجا پیش گیلبرتو بمون.

601
00:47:46,820 --> 00:47:48,740
‫روماندیا، تو از در پشتی وارد میشی.

602
00:47:49,410 --> 00:47:51,530
‫محاصره‌ش می‌کنی.

603
00:47:51,530 --> 00:47:52,620
‫بسیار خب.

604
00:47:53,200 --> 00:47:55,120
‫تو هم باهام میای.
‫نزدیکم می‌مونی.

605
00:47:56,080 --> 00:47:57,210
‫پس ما چی؟

606
00:47:58,750 --> 00:48:00,080
‫شما همینجا بمونین.

607
00:48:01,040 --> 00:48:02,710
‫این یه دستوره.

608
00:48:05,210 --> 00:48:06,630
‫اوکتاویو...

609
00:48:08,680 --> 00:48:09,680
‫بریم.

610
00:48:17,020 --> 00:48:18,230
‫شما اینجا چی‌کار می‌کنین؟

611
00:48:18,850 --> 00:48:20,770
‫فرمانده هررا بهشون گفت نیان.

612
00:48:20,770 --> 00:48:22,900
‫کیر تو دستورات فرمانده.

613
00:48:22,900 --> 00:48:26,240
‫ممکنه خواهرش اونجا باشه،
‫ما هم باید پیداش کنیم.

614
00:48:27,280 --> 00:48:28,780
‫من پیش گابریل می‌مونم.

615
00:48:30,030 --> 00:48:31,030
‫باشه.

616
00:48:31,700 --> 00:48:32,700
‫بریم.

617
00:48:49,550 --> 00:48:51,510
‫هی.
‫آرامشت رو حفظ کن.

618
00:49:55,530 --> 00:49:56,950
‫وایسا سر جات!
‫تکون نخور!

619
00:50:01,250 --> 00:50:02,250
‫حالت خوبـه؟

620
00:50:54,720 --> 00:50:56,340
‫کارت خو بود آجی.

621
00:50:56,340 --> 00:50:57,430
‫ممنون.

622
00:51:08,360 --> 00:51:09,610
‫چی باید صدات کنم؟

623
00:51:10,860 --> 00:51:13,360
‫لخت‌کن، سالوادور یا بنیتو؟

624
00:51:15,150 --> 00:51:16,570
‫بنیتو لطفاً.

625
00:51:16,570 --> 00:51:20,160
‫بنیتو،
‫هنوز واسه این زنده‌ای که

626
00:51:20,950 --> 00:51:25,000
‫معتقدیم والنتینا کاماچو هنوز زنده‌ست.

627
00:51:25,830 --> 00:51:27,120
‫حقیقت داره؟

628
00:51:28,420 --> 00:51:29,420
‫فعلاً آره.

629
00:51:30,840 --> 00:51:33,130
‫اما خیلی طول نمی‌کشـه.

630
00:51:33,130 --> 00:51:34,670
‫مجبور نیستی این کار رو بکنی.

631
00:51:35,260 --> 00:51:36,590
‫خواهرم کجاس؟

632
00:51:36,590 --> 00:51:38,140
‫اگه بهتون بگم،
‫من رو می‌کشین.

633
00:51:38,140 --> 00:51:40,260
‫اگه بهمون نگی می‌کشمت.

634
00:51:41,100 --> 00:51:42,220
‫گابینا.

635
00:51:44,350 --> 00:51:46,890
‫خیلی حیفـه اینطوری باهات خدافظی کنم.

636
00:51:50,190 --> 00:51:51,860
‫- بابا!
‫- نه،‌ نه، نه.

637
00:51:51,860 --> 00:51:53,280
‫کاریش نداشته باش!

638
00:51:53,940 --> 00:51:55,570
‫- بنیتو.
‫- ساکت!

639
00:51:56,530 --> 00:51:58,070
‫اینجا حرف حرف منـه.

640
00:51:58,990 --> 00:52:00,450
‫می‌خوام به حرفش گوش کنم.

641
00:52:01,910 --> 00:52:05,370
‫اگه می‌خواین بدونین والنتینا کجاس،

642
00:52:05,370 --> 00:52:07,290
‫باید دهنت رو ببندی.

643
00:52:10,380 --> 00:52:12,090
‫می‌دونم زندگی راحتی نداشتی.

644
00:52:12,090 --> 00:52:13,800
‫تو هیچی از زندگی من نمی‌دونی.

645
00:52:14,300 --> 00:52:15,670
‫من تو خونه‌‌ی رُزا بودم.

646
00:52:17,930 --> 00:52:21,390
‫می‌دونم فکر می‌کردی زنگ زدن به پدرت
‫کار درستیـه.

647
00:52:23,350 --> 00:52:26,060
‫کاری که اون کرد، تقصیر تو نبود.
‫تقصیر اون بود.

648
00:52:26,890 --> 00:52:29,520
‫می‌تونی همه‌ی این کارها رو تموم کنی و
‫مثل اون نباشی.

649
00:52:30,560 --> 00:52:32,520
‫لطفاً‌ بهم بگو.
‫خواهرم کجاس؟

650
00:52:34,940 --> 00:52:36,440
‫خواهرت باید تقاص پس بده.

651
00:52:38,070 --> 00:52:39,570
‫همونطوری که مادرم داد.

652
00:52:40,360 --> 00:52:42,410
‫کیسه رو بیارین.
‫این عوضی رو به حرف میارم.

653
00:52:42,410 --> 00:52:44,410
‫- نه بابا. خواهش می‌کنم.
‫- الان وقتش نیست.

654
00:52:45,870 --> 00:52:47,120
‫والنتینا دوستمـه.

655
00:52:49,460 --> 00:52:50,920
‫بذار باهاش حرف بزنم.

656
00:52:53,380 --> 00:52:54,380
‫بابا.

657
00:53:07,100 --> 00:53:08,100
‫چاوا.

658
00:53:09,230 --> 00:53:10,230
‫گابینا.

659
00:53:12,100 --> 00:53:14,440
‫دوست من مسئول این اتفاقات نیست.

660
00:53:15,610 --> 00:53:17,690
‫دوستت خونواده‌ش رو تنها گذاشته.

661
00:53:17,690 --> 00:53:18,780
‫نه چاوا...

662
00:53:18,780 --> 00:53:19,860
‫بنیتو.

663
00:53:21,610 --> 00:53:22,780
‫بنیتو.

664
00:53:24,410 --> 00:53:26,290
‫اسم دوستم والنتیناس.

665
00:53:27,580 --> 00:53:30,120
‫۲۸‌ سالشـه و آدم خوبیـه.

666
00:53:32,540 --> 00:53:34,080
‫بهمون بگو کجاس.

667
00:53:36,060 --> 00:53:37,630
‫نمی‌تونیم چیزی رو تغییر بدیم.

668
00:53:37,630 --> 00:53:39,210
‫نه. این درست نیست.

669
00:53:40,720 --> 00:53:42,970
‫شاید کارهایی که قبلاً کردی رو
‫نشه عوض کرد.

670
00:53:43,470 --> 00:53:46,000
‫اما کاری که می‌خوای بکنی رو
‫می‌تونی عوض کنی.

671
00:53:47,100 --> 00:53:49,140
‫فقط یه فرصت داری.

672
00:53:49,980 --> 00:53:50,980
‫فقط یکی.

673
00:53:54,020 --> 00:53:56,020
‫همه‌ فکر می‌کنن من یه حیوونم.

674
00:53:58,030 --> 00:53:59,440
‫اما من آدم بدی نیستم.

675
00:53:59,440 --> 00:54:00,940
‫لازم نیست باشی.

676
00:54:08,080 --> 00:54:09,080
‫اون...

677
00:54:10,660 --> 00:54:12,870
‫یه کلبه...

678
00:54:14,960 --> 00:54:17,710
‫تو پارکی که جسد پائولا ماچادو رو
‫دفن کردم هست.

679
00:54:19,590 --> 00:54:22,880
‫تو کلبه‌ی تعمیرات،
‫همونجایی که تیتو فلوس کار می‌کرد.

680
00:54:26,760 --> 00:54:28,010
‫دوست‌تون اونجاس.

681
00:54:31,060 --> 00:54:32,060
‫ممنون.

682
00:54:32,980 --> 00:54:34,600
‫- آنجلس، بریم.
‫- گابریل!

683
00:54:34,600 --> 00:54:36,650
‫بابام با اون حرومزاده و گابینا داخلـه.

684
00:54:45,240 --> 00:54:47,480
‫- می‌خواستی من رو بکشی؟
‫- باهاش حرف نزن.

685
00:54:48,160 --> 00:54:51,490
‫- می‌خوام بگـه.
‫- گفتم باهاش حرف نزن.

686
00:54:53,040 --> 00:54:54,040
‫آره.

687
00:54:56,000 --> 00:54:57,540
‫اما مسئله‌ی شخصی‌ای نبود.

688
00:55:15,640 --> 00:55:19,230
‫چطوری می‌تونی همچین کارهایی رو
‫با آدم‌های بی‌گناه بکنی؟

689
00:55:20,150 --> 00:55:21,150
‫بی‌گناه؟

690
00:55:23,110 --> 00:55:24,610
‫هیچ‌کدوم‌شون بی‌گناه نبودن.

691
00:55:26,070 --> 00:55:27,236
‫حتی خود تو.

692
00:55:28,320 --> 00:55:30,280
‫تو خونواده‌ت رو ول کردی.

693
00:55:31,240 --> 00:55:32,553
‫مگه نکرد بابا؟

694
00:55:38,670 --> 00:55:39,670
‫ماریا.

695
00:55:42,380 --> 00:55:44,630
‫چطوری می‌خواستی این کار رو بکنی؟

696
00:55:45,800 --> 00:55:48,140
‫واقعاً می‌خوای بدونی؟

697
00:55:48,720 --> 00:55:49,720
‫آره.

698
00:55:57,140 --> 00:55:58,900
‫می‌خواستم ببرمت توی خونه‌م

699
00:56:00,270 --> 00:56:02,110
‫و یه لیوان شراب بهت بدم.

700
00:56:02,770 --> 00:56:04,110
‫بعدش می‌خوابوندمت.

701
00:56:05,320 --> 00:56:06,950
‫لباسات رو در می‌آوردم...

702
00:56:08,990 --> 00:56:10,620
‫و با طناب می‌بستمت،

703
00:56:10,620 --> 00:56:12,370
‫مثل همون کاری که با بقیه کردم.

704
00:56:14,450 --> 00:56:16,830
‫بعدش با دستام خفه‌ت می‌کردم...

705
00:56:18,120 --> 00:56:19,710
‫تا این که دیگه نتونی نفس...

706
00:56:21,040 --> 00:56:22,170
‫گابینا!

707
00:56:26,720 --> 00:56:27,880
‫هیچی!

708
00:56:27,880 --> 00:56:29,640
‫بیرون هم هیچی نبود.

709
00:56:31,050 --> 00:56:32,140
‫بهمون دروغ گفت.

710
00:56:36,850 --> 00:56:38,440
‫والنتینا کجاس؟

711
00:56:39,730 --> 00:56:41,150
‫فقط «لخت‌کن» می‌دونـه.

712
00:56:53,126 --> 00:56:54,266
‫ مُرده.

713
00:56:54,740 --> 00:56:56,359
‫یعنی چی؟

714
00:57:05,590 --> 00:57:07,590
‫« آنچه در قسمت بعد خواهید دید »

715
00:57:07,590 --> 00:57:09,680
‫باید همکارمون رو زنده پیدا کنیم.

716
00:57:09,680 --> 00:57:11,180
‫مامور والنتینا کاماچو.

717
00:57:11,180 --> 00:57:12,590
‫والنتینا!

718
00:57:12,590 --> 00:57:16,010
‫باید حواس‌تون به اینجاها باشه،
‫پارک‌ها، دریاچه‌ها...

719
00:57:16,010 --> 00:57:17,680
‫به گشتن ادامه بدین.

720
00:57:17,680 --> 00:57:21,480
‫اگه والنتینا کاماچو مُرده باشه،
‫دست تو آغشته به خونشـه.

721
00:57:21,480 --> 00:57:24,480
‫قبل این که بمیره،
‫گفتش که والنتینا زنده‌ست.

722
00:57:25,520 --> 00:57:27,150
‫حرف یه قاتل رو باور می‌‌کنی؟

723
00:57:27,150 --> 00:57:28,900
‫پیداش می‌کنیم.

724
00:57:28,900 --> 00:57:30,030
‫قسم می‌خورم

725
00:57:30,530 --> 00:57:50,530
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

