﻿1
00:00:01,140 --> 00:00:12,140
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

2
00:00:43,160 --> 00:00:44,370
‫کمک!

3
00:00:46,080 --> 00:00:48,040
‫کمک!

4
00:00:51,090 --> 00:00:52,460
‫کمک!

5
00:00:58,910 --> 00:01:01,460
‫« زنان آبی‌پوش »

6
00:01:59,990 --> 00:02:04,040
‫لحظه‌ای که اسلحه کشید

7
00:02:04,040 --> 00:02:08,330
‫بنده برای دفاع از خودم
‫ چاره‌ای جز شلیک نداشتم.

8
00:02:09,080 --> 00:02:10,880
‫و اون شلیک‌ها کارش رو یک‌سره کردن.

9
00:02:10,880 --> 00:02:13,090
‫جناب فرمانده،
‫خانم والنتینا کاماچو چی میشـه؟

10
00:02:13,090 --> 00:02:16,300
‫- هنوز نمی‌دونیم کجا هستن.
‫- فکر می‌کنین هنوز زنده‌ست؟

11
00:02:16,300 --> 00:02:21,010
‫فکر نمی‌کنین که نیروی پلیس بانوان
‫جون خانم ماچادو رو به خطر انداختـه؟

12
00:02:21,010 --> 00:02:23,810
‫خب دیگه،
‫خیلی ممنون جناب فرمانده هررا.

13
00:02:23,810 --> 00:02:26,390
‫چه خبر شده؟

14
00:02:26,390 --> 00:02:28,730
‫امروز روز سختی برای همه‌مونـه، مگه نه؟

15
00:02:29,650 --> 00:02:31,610
‫داریم روش کار می‌کنیم.

16
00:02:32,110 --> 00:02:34,780
‫تمام توان‌مون رو به کار می‌گیریم و

17
00:02:34,780 --> 00:02:39,200
‫بهتون قول میدم تا زمانی که همکارمون رو
‫ برنگردوندیم،‌ استراحت نمی‌کنم.

18
00:02:39,200 --> 00:02:40,990
‫سوال دیگه‌ای جواب نمیدم.
‫ممنونم.

19
00:02:42,030 --> 00:02:44,330
‫باید همکارمون رو زنده پیدا کنیم.

20
00:02:45,240 --> 00:02:46,910
‫مامور والنتینا کاماچو.

21
00:02:47,660 --> 00:02:52,330
‫باید خوب حواس‌تون رو به پارک‌ها،
‫دریاچه‌ها، سیستم‌های تخلیه فاضلاب عمیق،

22
00:02:52,330 --> 00:02:56,210
‫مناطق آبی یا هرجایی که شبیه به جاهاییـه که
‫بقیه قربانی‌ها پیدا شدن، جمع کنین.

23
00:02:56,210 --> 00:02:59,760
‫اگه چیزی پیدا کردین،
‫کارآگاه لوزانو، دیاز یا خودم رو خبر کنین.

24
00:03:00,260 --> 00:03:02,060
‫راه بیفتین دیگه!
‫چرا هنوز وایسادین؟

25
00:03:02,890 --> 00:03:05,930
‫نگران نباش ماریا.
‫تا پیداش نکنیم،‌ استراحت نمی‌کنیم.

26
00:03:09,350 --> 00:03:10,730
‫این مادر واقعیشـه؟

27
00:03:11,270 --> 00:03:12,350
‫مامان بنیتوئـه، بله.

28
00:03:27,490 --> 00:03:30,540
‫و این تحقیقاتیـه که باهاش به
‫ اون یتیم‌خونه رسیدین؟

29
00:03:31,710 --> 00:03:34,330
‫بخشی ازشـه.
‫بقیه‌ش توی زیرزمینـه.

30
00:03:39,010 --> 00:03:40,010
‫بقیه‌ش؟

31
00:03:47,930 --> 00:03:49,060
‫این...

32
00:03:49,890 --> 00:03:50,930
‫محشره.

33
00:03:55,810 --> 00:03:56,940
‫محشره.

34
00:04:02,150 --> 00:04:04,950
‫«لخت‌‌کن» از ماده‌ی ۱۶۹ استفاده کرده

35
00:04:04,950 --> 00:04:07,920
تا تموم زن‌هایی می‌خواستن
.کار کنن رو تهدید کنـه

36
00:04:09,790 --> 00:04:14,210
‫- یعنی محل کارهاشون خیلی مهمن.
‫- اینطور فکر می‌کنیم.

37
00:04:14,960 --> 00:04:17,130
‫برای همین لباس‌های فرم‌شون رو می‌برده دیگه؟

38
00:04:17,130 --> 00:04:18,210
‫برای تنبیه.

39
00:04:18,750 --> 00:04:20,130
‫درستـه.

40
00:04:20,130 --> 00:04:23,380
‫- اسمت چیـه؟
‫- آنجلس کروز.

41
00:04:24,050 --> 00:04:25,760
‫کارت عالی بود آنجلس.

42
00:04:30,770 --> 00:04:32,060
‫صبح‌بخیر فرمانده.

43
00:04:32,890 --> 00:04:36,230
‫- پیداش کردین؟
‫- داریم روش کار می‌کنیم.

44
00:04:37,860 --> 00:04:41,820
‫می‌دونی که اگه اون دختر رو پیدا نکنیم،
‫چه پیامدهایی برامون داره؟

45
00:04:42,560 --> 00:04:48,410
‫می‌فهمی همه‌ی اونایی که
‫ گفتن این برنامه اشتباه بوده

46
00:04:48,410 --> 00:04:50,210
‫حق باهاشون میشـه؟

47
00:04:51,450 --> 00:04:54,830
‫«لخت‌کن» گفته بود زنده‌ست.
‫می‌خوام...

48
00:04:54,830 --> 00:04:59,670
گفتم ‫قهرمان زن بسازی، نه قربانی.
‫ماموریت تو این بود امیلیو.

49
00:05:00,670 --> 00:05:02,210
‫یه چیزی بهت میگم.

50
00:05:03,130 --> 00:05:06,390
نمی‌خوام همه من رو
.با شکست این برنامه به یاد بیارن

51
00:05:07,010 --> 00:05:10,140
‫- اینطور نمیشه چون تموم تلاشم رو می‌کنم...
‫- خوب گوش کن.

52
00:05:11,560 --> 00:05:16,400
‫اگه والنتینا کاماچو مُرده باشه،
‫دست تو آغشته به خونشـه.

53
00:05:17,600 --> 00:05:22,070
‫و شخصاً پیگیر این ماجرا میشم که
‫همه‌ این رو بدونن.

54
00:05:28,240 --> 00:05:30,180
‫بهش می‌خورد خیلی معمولی باشه.

55
00:05:32,700 --> 00:05:33,950
‫گوش کن گابینا.

56
00:05:35,960 --> 00:05:38,670
‫تو اولین نفری نیستی که اون عوضی
‫گولش زده بود.

57
00:05:42,880 --> 00:05:45,720
‫اون آشغال یه الگو داشته که
‫با دقت زیاد دنبالش می‌کرده.

58
00:05:47,930 --> 00:05:49,220
‫آب.

59
00:05:50,430 --> 00:05:51,600
‫طناب.

60
00:05:53,140 --> 00:05:54,140
‫لباس‌های فرم.

61
00:05:56,520 --> 00:05:57,690
‫سوار اتوبوس که بودم

62
00:05:58,940 --> 00:05:59,940
‫با خودم گفتم

63
00:06:01,190 --> 00:06:02,610
‫«چه تصادفی.»

64
00:06:04,360 --> 00:06:05,610
‫«چه رمانتیک.»

65
00:06:07,820 --> 00:06:09,700
‫اما واسه همه‌ش نقشه کشیده بود.

66
00:06:10,740 --> 00:06:12,910
‫حتی این هم باید جزوی از الگوش بوده باشه.

67
00:06:30,300 --> 00:06:32,010
‫سه بار توی اتوبوس دیدمش.

68
00:06:32,550 --> 00:06:34,180
‫دلیلی نداشت سوار بشه.

69
00:06:34,180 --> 00:06:36,350
‫اگه ماشین لازم داشت،
‫می‌تونست بدزده،

70
00:06:36,350 --> 00:06:39,060
‫مثل همون ماشین سقف سفید و ونی که دزدید.

71
00:06:39,060 --> 00:06:42,230
‫اما واسه این که با من و بقیه حرف بزنه
‫سوار اتوبوس شد.

72
00:06:46,110 --> 00:06:49,570
‫اداره اینجاس.
‫خیلی به ایستگاه نزدیکـه.

73
00:06:50,610 --> 00:06:51,700
‫شاید الگوش همین باشه.

74
00:06:51,700 --> 00:06:56,330
‫شاید الگویی وجود داشته باشه ولی...
‫شرمنده، هنوز چیزی نمی‌فهمم.

75
00:06:56,330 --> 00:06:59,830
‫اطلاعات زیادی هست که
‫باید از شرشون خلاص شیم.

76
00:07:00,420 --> 00:07:02,330
‫آدرس قربانی‌ها، حذف.

77
00:07:03,250 --> 00:07:05,090
‫جاهایی که زیاد می‌رفتن، حذف.

78
00:07:05,710 --> 00:07:07,420
‫خونواده و دوستان، حذف.

79
00:07:09,010 --> 00:07:14,260
‫آدرس‌های محل کار قربانی‌ها
‫نزدیک ایستگاه اتوبوسـه.

80
00:07:14,760 --> 00:07:18,520
‫«لخت‌کن» اجساد رو نزدیک محل کار
‫قربانی بعدیش می‌ذاشته.

81
00:07:19,100 --> 00:07:22,560
‫به عبارت دیگه، لوسی نزدیک استخری بود که
‫نورا توش کار می‌کرد.

82
00:07:23,440 --> 00:07:26,690
‫نورا نزدیک کافه‌ای بود که
‫ پائولا توش کار می‌کرد.

83
00:07:26,690 --> 00:07:30,150
‫پائولا نزدیک کفش‌فروشی آلما بود.

84
00:07:31,660 --> 00:07:34,300
‫آلما هم چندتا بلوک تا ایستگاه فاصله داشت.

85
00:07:35,530 --> 00:07:37,450
‫و دوازده‌تا ایستگاه دیگه مونده بود.

86
00:07:37,700 --> 00:07:39,160
‫یعنی دوازده‌تا قربانی دیگه.

87
00:07:39,160 --> 00:07:41,250
‫یعنی بعدیش توی خیابون تاکوبا بوده.

88
00:07:42,540 --> 00:07:46,300
‫دیاز، لوزانو، باید یه عملیات
‫ تو خیابون تاکوبا راه بندازیم.

89
00:07:46,880 --> 00:07:47,960
‫بریم.

90
00:07:48,920 --> 00:07:50,800
‫گوش کنین آقایون!

91
00:07:50,800 --> 00:07:55,800
‫از این به بعد، هر اطلاعاتی که کسب کردین،
‫هر تماس تلفنی‌ که دریافت کردین و

92
00:07:55,800 --> 00:07:57,600
‫هرچیزی که حس کردین مربوطـه رو

93
00:07:58,640 --> 00:08:00,180
‫مستقیماً‌ به آبی‌پوش‌ها میگین.

94
00:08:00,810 --> 00:08:03,150
‫سروان روماندیا و اونا مسئول این عملیاتن.

95
00:08:03,150 --> 00:08:05,110
‫- همه‌چیز واضحـه؟
‫- بله قربان!

96
00:08:05,110 --> 00:08:06,270
‫به کارتون برسین!

97
00:08:12,450 --> 00:08:13,860
‫ماریا.

98
00:08:13,860 --> 00:08:16,620
‫دو نفر اومدن سراغت رو گرفتن.
‫گفتن کارشون ضروریـه.

99
00:08:17,030 --> 00:08:18,290
‫بریم. کیا هستن؟

100
00:08:19,160 --> 00:08:20,830
‫چرا جفت‌تون پلیس شدین؟

101
00:08:21,960 --> 00:08:23,120
‫چرا حرف گوش نمی‌کنین؟

102
00:08:24,630 --> 00:08:26,290
‫تقصیر اونا نیست.

103
00:08:28,210 --> 00:08:30,670
‫نمیشه عین آدم زندگی کنین؟

104
00:08:31,380 --> 00:08:33,800
‫یه زندگی با آرامش داشته باشین؟

105
00:08:33,800 --> 00:08:35,890
‫اینقدر سختـه؟

106
00:08:35,890 --> 00:08:37,550
‫آروم باش لوز.

107
00:08:40,390 --> 00:08:42,960
‫واسه پیدا کردنش چی‌کار کردین؟

108
00:08:43,560 --> 00:08:46,000
‫کل اداره دارن دنبالش می‌گردن.

109
00:08:47,230 --> 00:08:50,820
‫بعدش هم، طرف قبل این که بمیره گفتش که...

110
00:08:53,030 --> 00:08:54,200
‫والنتینا زنده‌ست.

111
00:08:55,910 --> 00:08:57,910
‫حرف یه قاتل رو باور می‌کنی؟

112
00:09:01,370 --> 00:09:02,580
‫چاره‌ای ندارم.

113
00:09:08,920 --> 00:09:10,420
‫پیداش می‌کنیم.

114
00:09:14,420 --> 00:09:15,430
‫قسم بخور.

115
00:09:18,600 --> 00:09:19,600
‫تو...

116
00:09:20,810 --> 00:09:22,270
‫خواهر بزرگه‌ای.

117
00:09:25,890 --> 00:09:26,900
‫قسم بخور.

118
00:09:30,940 --> 00:09:31,940
‫قسم می‌خورم.

119
00:09:41,030 --> 00:09:44,410
‫یه فواره سمت شرق هست.
‫یه پارک با سیستم تخلیه‌ هم هست.

120
00:09:44,910 --> 00:09:47,460
‫سمت غرب هم یه هتلـه.
‫تمام.

121
00:09:47,460 --> 00:09:49,130
‫عالیـه. مفهومـه.
‫شنیدین که چی گفت.

122
00:09:49,130 --> 00:09:50,960
‫دیاز، برو سمت فواره.

123
00:09:50,960 --> 00:09:53,670
‫تو هم برو پارک.
‫من هم میرم هتل. بعداً هم رو می‌بینیم.

124
00:09:53,670 --> 00:09:54,970
‫بجنبین!

125
00:09:55,470 --> 00:09:57,130
‫شما سمت غرب رو بگردین.

126
00:09:57,130 --> 00:09:59,640
‫ما میریم جنوب دریاچه.

127
00:09:59,640 --> 00:10:03,350
‫فقط تو مناطق آبی می‌تونیم
‫ همکارمون رو پیدا کنیم.

128
00:10:03,350 --> 00:10:04,470
‫بریم.

129
00:10:04,470 --> 00:10:06,350
‫- والنتینا!
‫- والنتینا!

130
00:10:06,940 --> 00:10:08,150
‫والنتینا!

131
00:10:09,650 --> 00:10:10,650
‫چیزی پیدا نشد؟

132
00:10:11,440 --> 00:10:12,440
‫نه قربان.

133
00:10:16,860 --> 00:10:17,860
‫باز هم بگردین.

134
00:10:19,070 --> 00:10:20,870
‫- باز هم بگردین!
‫- بریم.

135
00:10:22,410 --> 00:10:23,950
‫فقط ایستگاه تاکوبا نیست.

136
00:10:24,860 --> 00:10:26,900
‫ممکنـه تو هرکدوم از ایستگاه‌ها باشه.

137
00:10:26,900 --> 00:10:31,060
‫منطق میگه که والنتینا توی ایستگاه بعدیـه

138
00:10:31,290 --> 00:10:34,710
‫چون اون طبق الگو پیش رفته و
‫هیچوقت تغییرش نداده.

139
00:10:35,800 --> 00:10:37,380
‫اما ما مزاحمش شدیم.

140
00:10:37,380 --> 00:10:40,180
‫وقتی هم برنامه‌هاش رو بهم زدیم،
‫فی‌البداهه کارش رو کرد.

141
00:10:40,180 --> 00:10:42,680
‫کارها رو به شکل دیگه‌ای انجام داد.

142
00:10:42,680 --> 00:10:45,270
‫به‌جای این که خودش طناب آبی درست کنه
‫از فروشگاه خرید.

143
00:10:45,270 --> 00:10:47,020
‫تقریباً کل منطقه رو گشتن و

144
00:10:47,020 --> 00:10:48,440
‫هنوز نشونه‌ای از والنتینا نبوده.

145
00:10:48,440 --> 00:10:50,660
‫می‌تونیم بریم یه جای دیگه رو بگردیم.

146
00:10:51,020 --> 00:10:54,530
‫کار منطقی اینـه که یه ایستگاه رو
‫به طور کامل بگردیم و

147
00:10:54,530 --> 00:10:56,240
‫بعدش بریم سراغ ایستگاه بعدی.

148
00:10:57,110 --> 00:11:02,280
‫خیابون تاکوبا، خیراسول،
‫چینامپاس، خوزه ماریا ماتا،

149
00:11:02,780 --> 00:11:07,040
‫ملچو اوکامپو، دلا ویگا،
‫ویرهینیا، آزکاپوچالکو.

150
00:11:08,000 --> 00:11:09,520
‫آزکاپوچالکو.

151
00:11:10,620 --> 00:11:11,960
‫اون ایستگاه رو می‌شناسم.

152
00:11:13,460 --> 00:11:16,590
‫همون جاییـه که بنیتو
‫جسد مادرش رو پیدا کرد.

153
00:11:16,590 --> 00:11:18,720
‫تو شرکت تصفیه‌ آب.

154
00:11:18,720 --> 00:11:20,470
‫منظورت چیـه؟

155
00:11:21,390 --> 00:11:24,930
‫خاسینتا همونجا کشته شده.
‫همونجا که مورالس وقتی بچه بود پیداش کرد.

156
00:11:24,930 --> 00:11:27,060
‫نباید اتفاقی باشه.

157
00:11:27,060 --> 00:11:29,230
‫اما وقتی حس کردیم خیلی نزدیکیم
‫مزاحم کارش شدیم.

158
00:11:29,230 --> 00:11:31,440
‫ممکنـه الگوش رو عوض کرده باشه؟

159
00:11:31,440 --> 00:11:35,400
‫حتی اگه فشار رو حس کرده باشه
‫چرا باید الگوش رو عوض می‌کرده؟

160
00:11:35,900 --> 00:11:37,400
‫با عقل جور در نمیاد.

161
00:11:37,400 --> 00:11:39,240
‫یه واکنش احساسی بود آنجلس.

162
00:11:39,740 --> 00:11:40,990
‫دیگه چاره‌ای نداشته.

163
00:11:42,160 --> 00:11:44,700
‫هدفش این بوده که راه پدرش رو ادامه بده.

164
00:11:45,740 --> 00:11:50,500
‫تا مادرش رو همونجا بکشه و
‫کارش رو تموم کنـه.

165
00:11:53,380 --> 00:11:56,670
‫کمک!
‫کمک!

166
00:11:57,340 --> 00:11:59,050
‫کمک!

167
00:12:00,550 --> 00:12:02,180
‫کمک!

168
00:12:35,630 --> 00:12:37,040
‫صبر کنین.
‫صبر کنین.

169
00:12:45,470 --> 00:12:46,550
‫لعنتی.

170
00:12:47,140 --> 00:12:48,890
‫والنیتنا باید همینجا باشه.

171
00:12:50,310 --> 00:12:51,560
‫والنتینا!

172
00:12:52,180 --> 00:12:53,440
‫- والنتینا!
‫- والنتینا!

173
00:12:54,020 --> 00:12:56,270
‫والنتینا!
‫والنتینا!

174
00:13:13,660 --> 00:13:15,250
‫والنتینا!

175
00:13:25,380 --> 00:13:27,640
‫اگه «لخت‌کن» الگوش رو عوض کرده باشه و

176
00:13:27,640 --> 00:13:30,310
‫می‌خواسته قتل مادرش رو بازسازی کنه،

177
00:13:30,310 --> 00:13:33,230
‫ممکنه والنتینا تو همون تانکری باشه که
‫مامانش مرده.

178
00:13:33,230 --> 00:13:35,270
‫حالا از کجا بدونیم کدوم تانکره؟

179
00:13:45,820 --> 00:13:46,820
‫سی و هفت.

180
00:13:47,700 --> 00:13:48,820
‫تانکر ۳۷!

181
00:14:01,380 --> 00:14:03,010
‫- اینجاس!
‫- واقعاً؟

182
00:14:03,010 --> 00:14:04,340
‫آره، بسته شده.

183
00:14:04,880 --> 00:14:07,340
‫یه چیزی بده که باهاش آب تانکر رو خالی کنم!

184
00:14:22,610 --> 00:14:24,780
‫والنتینا. هی!
‫به هوش بیا!

185
00:14:24,780 --> 00:14:26,700
‫- والنتینا! والنتینا!
‫- هی!

186
00:14:26,700 --> 00:14:28,910
‫به هوش بیا!
‫والنتینا!

187
00:14:29,410 --> 00:14:31,330
‫- والنتینا، باهام حرف بزن!
‫- بجنب!

188
00:14:31,330 --> 00:14:34,080
‫برو اونور. من کمک‌های اولیه بلدم.
‫ماریا. ماریا.

189
00:16:31,150 --> 00:16:32,320
‫مطمئنی؟

190
00:16:33,860 --> 00:16:36,160
‫مطمئنم.
‫باید تنها باشم.

191
00:16:36,700 --> 00:16:37,700
‫ولی...

192
00:16:39,040 --> 00:16:41,540
‫اگه هرکاری داشتی، بدون من کنارتم.
‫نزدیکتم.

193
00:16:42,870 --> 00:16:44,750
‫فقط بهم بگو تا خودم رو برسونم.

194
00:16:45,460 --> 00:16:46,590
‫ممنون.

195
00:18:10,130 --> 00:18:14,050
‫نگران نباش.
‫اگه کاریت داشته باشه، زنگت می‌زنـه.

196
00:18:15,760 --> 00:18:17,340
‫خودت می‌فهمی.
‫زنگت می‌زنـه.

197
00:18:25,680 --> 00:18:27,690
‫ممنون.
‫بذارش همونجا.

198
00:18:27,690 --> 00:18:28,850
‫حالت چطوره؟

199
00:18:30,690 --> 00:18:31,690
‫اخراج شدم.

200
00:18:33,150 --> 00:18:34,530
‫چی؟

201
00:18:37,450 --> 00:18:40,120
‫کابوس دیشب اخراجم کرد.

202
00:18:41,120 --> 00:18:42,120
‫واسه چی؟

203
00:18:42,620 --> 00:18:47,370
‫مهم نیست.
‫حرفی که بهم زده مهمـه.

204
00:18:49,420 --> 00:18:52,250
‫شبی که رفتیم خونه‌شون شام خوردیم

205
00:18:52,880 --> 00:18:55,380
‫زنش هیچی بهش نگفته بود.

206
00:18:56,010 --> 00:18:58,550
‫اصلاً حرفی از پلیس بودنت نزده بود.

207
00:18:58,550 --> 00:19:00,340
‫- چی؟
‫- آره.

208
00:19:00,840 --> 00:19:03,760
‫واسه این نبود که ترفیع نگرفتم.
‫به‌خاطر خودم بود.

209
00:19:05,600 --> 00:19:06,730
‫جدی؟

210
00:19:09,980 --> 00:19:11,190
‫تو رو مقصر دونستم.

211
00:19:14,110 --> 00:19:15,440
‫تو رو مقصر دونستم عزیزم.

212
00:19:18,650 --> 00:19:21,200
‫اصلاً هم به‌خاطر حرفایی که بهش زدم
‫پشیمون نیستم.

213
00:19:22,820 --> 00:19:27,040
‫چون وقتی بهم گفت اخراج شدم

214
00:19:27,620 --> 00:19:30,580
‫احساس آزادی داشتم.
‫دوباره.

215
00:19:31,880 --> 00:19:34,750
‫حس کردم می‌تونم از نو شروع کنم.

216
00:19:35,420 --> 00:19:36,960
‫درست مثل تو.

217
00:19:39,760 --> 00:19:40,760
‫مگه نه؟

218
00:19:43,600 --> 00:19:45,060
‫چی شده؟

219
00:19:53,360 --> 00:19:56,570
‫خیلی مطمئن بودی که تقصیر منـه،
‫خیلی مطمئن بودی که...

220
00:19:58,150 --> 00:19:59,820
‫می‌دونم حرفای مزخرفی زدم.

221
00:19:59,820 --> 00:20:01,530
‫همینطوری که اون حرفا رو نزدی.

222
00:20:05,240 --> 00:20:08,330
‫بهتره بری.
‫دیروقتـه.

223
00:20:40,990 --> 00:20:42,280
‫وال.

224
00:20:50,290 --> 00:20:53,420
‫به‌دست آوردن غیرقانونی اسناد رسمی.

225
00:20:54,000 --> 00:20:56,000
‫نقش‌دزدی.

226
00:20:56,500 --> 00:20:58,670
‫استفاده‌ی نابه‌جا از نشان پلیس.

227
00:20:59,670 --> 00:21:01,550
‫ممانعت از اجرای عدالت.

228
00:21:02,300 --> 00:21:05,430
‫انجام بازجویی‌های غیرمجاز.

229
00:21:06,050 --> 00:21:08,890
‫کارت تقلبی خبرنگاری.

230
00:21:09,390 --> 00:21:10,810
‫ورود غیرمجاز.

231
00:21:11,310 --> 00:21:14,770
‫سرپیچی از دستورات افسر مافوق.

232
00:21:16,060 --> 00:21:17,060
‫دزدی.

233
00:21:18,070 --> 00:21:19,400
‫دروغ‌گویی.

234
00:21:19,400 --> 00:21:21,240
‫دستکاری.

235
00:21:21,240 --> 00:21:22,900
‫سوءاستفاده از قدرت.

236
00:21:22,900 --> 00:21:25,490
‫قصد نداشتیم بدون اطلاع کسی کاری انجام بدیم.

237
00:21:26,280 --> 00:21:30,380
‫اما اونا هیچ‌کاری نمی‌کردن و
‫تهدیدمون کردن که تعلیق‌مون می‌کنن.

238
00:21:30,620 --> 00:21:32,500
‫چطوری باید وظیفه‌مون رو انجام می‌دادیم؟

239
00:21:32,500 --> 00:21:34,060
‫وظیفه؟

240
00:21:34,790 --> 00:21:37,540
‫این چه کسشریه که میگی؟
‫کدوم وظیفه؟

241
00:21:37,540 --> 00:21:40,340
‫وظیفه‌تون خیلی ساده بود.
‫این بود که تحقیقات نکنین.

242
00:21:41,050 --> 00:21:43,220
‫وظیفه‌تون لبخند زدن بود.

243
00:21:43,220 --> 00:21:47,470
‫تو عکس‌ها ژست بگیرین،
‫با توریست‌ها سلام‌علیک کنین.

244
00:21:47,470 --> 00:21:49,510
‫لعنتی، کدوم قسمتش رو نفهمیدین؟

245
00:21:53,270 --> 00:21:54,770
‫باید اعتراف کنم که....

246
00:21:59,110 --> 00:22:02,030
‫موفق شدین با این که کارتون غیرقانونی بود.

247
00:22:03,030 --> 00:22:06,410
‫اما چطوری باید مردم رو مجاب کنیم که
‫بهمون اعتماد کنن

248
00:22:06,410 --> 00:22:11,540
‫وقتی که اولین نیروی بانوان پلیس‌مون، بدونِ
‫ زیر پا گذاشتن قانون، نمی‌تونن کاری بکنن؟

249
00:22:13,790 --> 00:22:15,460
‫با دادستان ناحیه حرف زدم.

250
00:22:16,500 --> 00:22:19,250
‫می‌خواد درس عبرتی برای بقیه باشین.

251
00:22:21,840 --> 00:22:23,460
‫- چهار سال حبس.
‫- چی؟

252
00:22:26,840 --> 00:22:31,720
‫اما من کسی‌ام که به
‫ دادن فرصت دوباره اعتقاد داره،

253
00:22:32,350 --> 00:22:35,680
‫و راضیش کردم که اتهامی بهتون وارد نکنـه.

254
00:22:36,230 --> 00:22:39,000
‫فقط باید یه کار کوچیک انجام بدین.

255
00:22:40,650 --> 00:22:42,440
‫باید پای این مدارک رو...

256
00:22:44,480 --> 00:22:45,820
‫امضا کنین.

257
00:22:46,780 --> 00:22:50,700
‫که قبول کنین هیچ دخالتی توی تحقیقات

258
00:22:51,660 --> 00:22:53,870
‫یا دستگیری «لخت‌کن تلالپانی» نداشتین.

259
00:22:55,370 --> 00:23:00,210
‫اگه حرفی بزنین که خلاف این اسناد باشه،

260
00:23:00,210 --> 00:23:01,500
‫هر چهار نفرتون...

261
00:23:02,750 --> 00:23:03,960
‫می‌‌افتین زندان.

262
00:23:07,220 --> 00:23:10,010
‫گُه بگیرن سر در اینجا رو!
‫برن درشون رو بذارن!

263
00:23:10,930 --> 00:23:12,890
‫مردم باید بدونن ما چی‌کار کردیم.

264
00:23:12,890 --> 00:23:14,540
‫می‌تونیم باهاش مبارزه کنیم.

265
00:23:14,540 --> 00:23:17,440
‫می‌تونیم، چمیدونم،
‫مثلاً بریم پیش خبرنگارها.

266
00:23:18,890 --> 00:23:19,900
‫نه.

267
00:23:21,610 --> 00:23:23,230
‫منظورت چیـه که نه، والنتینا؟

268
00:23:23,230 --> 00:23:26,360
‫حق با تو بود،
‫پلیس فاسده، حال‌بهم‌زنـه!

269
00:23:26,360 --> 00:23:28,740
‫اونا فقط بلدن به مردم دروغ بگن.

270
00:23:28,740 --> 00:23:31,910
‫باید مبارزه کنیم.
‫اونا باید حقیقت رو بگن.

271
00:23:34,450 --> 00:23:36,910
‫پسر و دختر خواهرم نباید
‫ مادرشون رو از دست بدن.

272
00:23:40,420 --> 00:23:42,500
‫اونا خیلی وقت پیش برنده شدن گابینا.

273
00:23:43,290 --> 00:23:44,880
‫چرا نمیری امضا کنی؟

274
00:23:45,840 --> 00:23:47,420
‫یعنی ما هم هیچکاری نکنیم؟

275
00:23:48,300 --> 00:23:51,910
‫پس واسه‌چی اینقدر جون‌تون رو
‫به‌خطر انداختین؟ که هیچکس نفهمـه؟

276
00:23:51,930 --> 00:23:54,680
‫هدف ما این بود که جلوی
‫ کشتار «لخت‌کن» رو بگیریم.

277
00:23:55,680 --> 00:23:57,690
‫و موفق هم شدیم.

278
00:24:04,520 --> 00:24:08,440
‫همه‌چیز از روز اول توی
‫ پارک سانتیاگو شروع شد.

279
00:24:09,360 --> 00:24:15,030
‫وقتی داشتیم دنبال یه سگ گمشده می‌گشتیم،
‫جسد پائولا ماچادو رو پیدا کردیم.

280
00:24:16,330 --> 00:24:18,870
‫قربانی شماره‌ی ۶ «لخت‌کن تلالپانی».

281
00:24:20,660 --> 00:24:23,170
‫به‌نظرم کاری که دارن باهاشون می‌کنن
‫کسشر محضـه.

282
00:24:25,040 --> 00:24:27,170
‫فکر می‌کردی هیچ کاری باهاشون ندارن؟

283
00:24:27,670 --> 00:24:30,420
‫نه. اما تو هم چیزی که من دیدم رو دیدی.

284
00:24:30,920 --> 00:24:33,390
‫تاحالا تحقیقات به این تمیزی و
‫خوبی دیده بودی؟

285
00:24:34,890 --> 00:24:37,600
‫- نه. واقعاً نه.
‫- خب؟

286
00:24:38,270 --> 00:24:39,270
‫به همین سادگیـه.

287
00:24:39,270 --> 00:24:41,850
‫اگه به‌خاطر اون نبود،
‫اون آشغال هنوز اون بیرون بود.

288
00:24:41,850 --> 00:24:44,560
‫برای همینـه که می‌خوان
‫بدتر از این نشه دیاز.

289
00:24:44,560 --> 00:24:47,320
‫اون اسکوبدوی پفیوز
‫خوب می‌دونه که اونا چی‌کار کردن.

290
00:24:47,320 --> 00:24:50,740
‫واسه همین بهشون یه راه خروج داده و
‫بهشون اتهامی وارد نمی‌کنـه.

291
00:24:50,740 --> 00:24:53,160
‫- خب، من با این قضیه مشکل دارم.
‫- منم همینطور، دیاز.

292
00:24:53,990 --> 00:24:55,950
‫اما چه غلطی میشه کرد؟

293
00:25:13,800 --> 00:25:16,390
‫می‌خوای همونجا وایسی یا میای تو؟

294
00:25:26,100 --> 00:25:27,110
‫بابا.

295
00:25:34,740 --> 00:25:36,160
‫می‌خوام استعفا بدم.

296
00:25:36,160 --> 00:25:38,490
‫این کسشرا رو تحویل من نده.

297
00:25:39,790 --> 00:25:41,416
‫هیچوقت نباید پلیس می‌شدم.

298
00:25:43,001 --> 00:25:44,002
‫خودتم این رو می‌دونی.

299
00:25:46,004 --> 00:25:47,339
‫اما هیچوقت شکایت نکردم.

300
00:25:48,048 --> 00:25:50,634
‫گفتم وارد این‌کار می‌شم
‫و کم کم بهش عادت می‌کنم.

301
00:25:52,427 --> 00:25:53,679
‫اما نکردم.

302
00:25:55,347 --> 00:26:00,185
‫این چند هفته‌ی گذشته، با چشم‌های خودم دیدم که
‫گابینا بارها سعی کرده محبت شما ها رو جلب کنه.

303
00:26:01,687 --> 00:26:05,691
‫خانواده‌ای که از این‌که دخترشون پلیس
‫شده و خوشحاله، ناراحته و پسش می‌زنه.

304
00:26:09,695 --> 00:26:11,363
‫تو لیاقت همچین افتخاری رو نداری.

305
00:26:11,363 --> 00:26:14,324
‫دارم یه رسوایی بزرگ رو با چشم می‌بینم.

306
00:26:14,324 --> 00:26:18,036
‫و آره، گابینا همیشه از تو شجاع‌تر بود.

307
00:26:28,060 --> 00:26:35,060


308
00:26:43,896 --> 00:26:46,523
‫گفتن این حرف اصلاً
‫برای من آسون نیست.

309
00:26:46,523 --> 00:26:51,028
‫نیروی انتظامی زنان به‌طور رسمی منحل شد.

310
00:26:51,028 --> 00:26:52,362
‫چی؟

311
00:26:52,362 --> 00:26:53,572
‫چرا؟

312
00:26:54,156 --> 00:26:55,449
‫بهم دستور دادن.

313
00:26:56,033 --> 00:26:57,951
‫نه؟ چطوری آخه؟ نه.

314
00:26:58,577 --> 00:27:01,705
‫چون ما هرکاری که شما ازمون
‫خواستید رو انجام دادیم. حتی بیشتر از اون.

315
00:27:02,497 --> 00:27:05,417
‫می‌ریم پیش بانوی اول و همه‌چی
‫رو بهش می‌گیم.

316
00:27:08,837 --> 00:27:10,547
‫خودِ بانوی اول همچین دستوری دادن.

317
00:27:11,340 --> 00:27:15,093
‫فردا عصر، این خبر رو
‫به مطبوعات اعلام می‌کنیم.

318
00:27:17,095 --> 00:27:18,430
‫من واقعاً متاسفم.

319
00:27:42,579 --> 00:27:44,915
‫برید سروقت کاراتون آقایون. زود باشید.

320
00:28:08,438 --> 00:28:09,439
‫وال؟

321
00:28:14,778 --> 00:28:17,072
‫- ساعت چنده؟
‫- خیلی زوده...

322
00:28:31,837 --> 00:28:33,213
‫من می‌تونستم نجاتش بدم...

323
00:28:35,674 --> 00:28:36,675
‫کی رو؟

324
00:28:37,801 --> 00:28:38,969
‫ناتالیا.

325
00:28:41,388 --> 00:28:43,807
‫فکر کردی درموردِ مامان چی می‌گن؟

326
00:28:43,807 --> 00:28:45,309
‫درموردِ بابا؟

327
00:28:45,309 --> 00:28:49,479
‫- مردم درموردِ من چی می‌گن؟
‫- این موضوع هیچ ربطی به تو نداره.

328
00:28:49,479 --> 00:28:51,356
‫حداقل به والنتینا فکر کن. اون 12 سالشه.

329
00:28:52,149 --> 00:28:54,234
‫واقعاً می‌خوای همچین
‫الگویی برای خواهرت باشی؟

330
00:28:54,234 --> 00:28:58,447
‫نه. از طرف والنتینا حرف نزن.
‫اون خیلی باهوش‌تر از توئـه.

331
00:28:59,615 --> 00:29:04,995
‫من فقط صلاحت رو می‌خوام.
‫حتی الان که نمی‌فهمی داری چیکار می‌کنی.

332
00:29:07,873 --> 00:29:09,625
‫اما حق نداری تا وقتی
‫ازدواج نکردی بچه بیاری!

333
00:29:11,835 --> 00:29:12,836
‫نـه!

334
00:29:14,004 --> 00:29:17,132
‫اصلاً هیچوقت بچه‌دار نمی‌شم؛ نمی‌خوام.

335
00:29:17,132 --> 00:29:18,467
‫دیوونه شدی؟

336
00:29:20,135 --> 00:29:23,388
‫من خودم می‌تونم تشخیص بدم
‫چه کاری درسته و چه کاری غلطه.

337
00:29:23,972 --> 00:29:27,059
‫اگه متوجه حرف‌های من نمی‌شی،
‫این دیگه مشکل خودته.

338
00:29:28,310 --> 00:29:29,561
‫پس می‌خوای آزاد باشی.

339
00:29:30,938 --> 00:29:31,939
‫خیلی هم خوب.

340
00:29:33,565 --> 00:29:34,691
‫از ماشینم برو بیرون.

341
00:29:35,692 --> 00:29:36,735
‫برو بیرون.

342
00:29:38,695 --> 00:29:40,572
‫- ازت متنفرم.
‫- منم!

343
00:30:03,262 --> 00:30:04,888
‫من نتونستم درکش کنم.

344
00:30:08,308 --> 00:30:09,810
‫نتونستم درکش کنم.

345
00:30:15,065 --> 00:30:17,192
‫نمی‌خوام با تو هم مثل اون رفتار کنم.

346
00:30:22,155 --> 00:30:24,741
‫و نمی‌خوام خودت رو تغییر بدی.

347
00:30:28,745 --> 00:30:30,497
‫تو بی نقصی.

348
00:30:34,585 --> 00:30:35,794
‫دوستت دارم والیتا.

349
00:30:36,795 --> 00:30:38,005
‫دوستت دارم.

350
00:30:56,023 --> 00:30:58,775
‫برای همین رفتیم زندانِ لوکمبری؛
‫می‌خواستیم با گویو کادناس صحبت کنیم.

351
00:30:58,775 --> 00:31:03,697
‫یه قاتل چه درکی از ذهن یه
‫قاتل دیگه میتونه داشته باشه؟

352
00:31:05,824 --> 00:31:06,950
‫خـب؟

353
00:31:07,826 --> 00:31:12,372
‫آقای رئیس جمهور، این نه تنها آبروی پلیس
‫شهر رو حفظ می‌کنه،

354
00:31:12,372 --> 00:31:14,833
‫بلکه می‌تونه کُل سیستم قضایی مکزیک رو متحول کنه.

355
00:31:20,214 --> 00:31:22,716
‫امروز، یک روز جدید برای پلیس مکزیکو سیتـیه

356
00:31:23,258 --> 00:31:26,136
‫چون تلالپان، قاتلِ لخت‌کن مُرده

357
00:31:26,136 --> 00:31:29,848
‫و والنتینا کاماچو به آغوش خانواده بازگشته.

358
00:31:31,350 --> 00:31:32,643
‫به لطف کی؟

359
00:31:33,477 --> 00:31:36,063
‫به لطف پلیس‌های شجاعِ شهرمون،

360
00:31:36,063 --> 00:31:41,276
‫کسانی که تحت نظر من،
‫معمایی رو که انگار مستقیماً

361
00:31:41,276 --> 00:31:46,281
‫از یک رمانِ جنایی بسیار پیچیده
‫بیرون کشیده شده بود رو حل کردن.

362
00:31:46,281 --> 00:31:50,744
‫ می‌خوام از یک نفر به طور خیلی ویژه تشکر کنم.

363
00:31:50,744 --> 00:31:56,166
‫شخصی که بدون اون، قاتل لخت‌کن همچنان
‫به قتل‌های بی‌رحمانه‌ش ادامه می‌داد.

364
00:31:57,000 --> 00:32:00,712
‫دارم از شهروند عزیز شهرمون،
‫گویو کادناس صحبت می‌کنم.

365
00:32:01,880 --> 00:32:05,259
‫کسی که از اعماق زندانِ تاریک لکومبری

366
00:32:05,259 --> 00:32:09,596
‫به ما کمک کرد تا جون والنتینا کاماچو رو نجات بدیم.

367
00:32:10,264 --> 00:32:14,309
‫او در زندان تحصیلاتش را به
‫پایان رسوند و به یک وکیل تبدیل شد.

368
00:32:14,935 --> 00:32:19,523
‫او یک همسر، صاحب سه فرزندـه

369
00:32:19,523 --> 00:32:22,359
‫و حالا، به یک پلیس شرافت‌مند تبدیل شده.

370
00:32:23,944 --> 00:32:29,658
‫و جهت قدردانی از تمام زحمات‌ش، عفو
‫ویژه رئیس‌جمهور به ایشون اختصاص یافت.

371
00:32:29,658 --> 00:32:33,912
‫30 سال از زمانی که اون رو به عنوان
‫یک مجرم به زندان لکومبری بردن می‌گذره.

372
00:32:33,912 --> 00:32:37,124
‫و امروز، اون قهرمانِ کشور ماست.

373
00:32:42,504 --> 00:32:46,550
‫آزادی من گویای خیلی چیزها
‫درباره‌ی کشورمـه.

374
00:32:47,342 --> 00:32:50,596
‫نشون می‌ده افرادی مثل من، همیشه این

375
00:32:50,596 --> 00:32:52,598
‫فرصت رو دارن که تغییر کنن.

376
00:32:56,852 --> 00:32:59,062
‫و در آخر، در آخر

377
00:32:59,062 --> 00:33:05,277
‫می‌خوام از شخصی که این تغییر مهم رو

378
00:33:06,778 --> 00:33:10,949
‫در زندگی من ایجاد کرد و من رو لایق این
‫افتخار دونست، تشکر کنم.

379
00:33:14,161 --> 00:33:15,412
‫روی سخنم با...

380
00:33:18,749 --> 00:33:22,794
‫رئیس جمهور مکزیک، جناب آقای
‫لوئیس اچوریا آلوارزـه.

381
00:33:23,795 --> 00:33:26,548
‫ترجیح می‌دن یه قاتل رو
‫تشویق کنن اما زن‌ها رو نـه!

382
00:33:27,090 --> 00:33:29,092
‫خب، می‌تونست خیلی بدتر باشه.

383
00:33:30,385 --> 00:33:32,804
‫نزدیک بود همه‌مون با هم
‫بیفتیم توی همون زندان.

384
00:33:44,983 --> 00:33:46,735
‫چرا؟

385
00:33:50,113 --> 00:33:51,740
‫- آلخاندرو.
‫- سلام.

386
00:33:51,740 --> 00:33:53,784
‫قرار گذاشته بودیم بدون اطلاعِ قبلی...

387
00:33:53,784 --> 00:33:57,287
‫ببخشید. می‌دونم باید
‫قبل از اومدن زنگ بزنم.

388
00:33:57,287 --> 00:33:59,540
‫- فقط دو دقیقه.
‫- بابا!

389
00:34:00,332 --> 00:34:03,877
‫سلام. سلام.
‫چطورین؟ اوضاع روبه‌راهه؟

390
00:34:03,877 --> 00:34:07,339
‫- بابا؟
‫- سلام. سلام.

391
00:34:14,137 --> 00:34:15,347
‫این برای توئـه.

392
00:34:17,181 --> 00:34:19,101
‫- ممنون.
‫- بذار من بازش کنم.

393
00:34:29,652 --> 00:34:31,947
‫« ماجراهای کاراگاه موریتا »

394
00:34:35,742 --> 00:34:37,119
‫صفحه‌ی اولش رو ببین.

395
00:34:39,830 --> 00:34:41,748
‫« تقدیم به کاراگاه ماریا »

396
00:34:42,498 --> 00:34:46,920
‫« همیشه به دنبال کشف حقیقت باش »
‫« با احترام، دنیل جیکوبز »

397
00:34:48,672 --> 00:34:50,132
‫فقط همین بود؟

398
00:34:50,132 --> 00:34:52,967
‫نه عزیزم.
‫کلی کتاب دیگه هم هست.

399
00:34:52,967 --> 00:34:56,471
‫- می‌شه منم یکی‌شون رو بخونم؟
‫- معلومه که آره. می‌تونی همه‌شون رو بخونی.

400
00:34:57,806 --> 00:35:01,810
‫خیلی‌خب. می‌شه من و باباتون رو چند لحظه
‫تنها بذارید؟ خداحافظی کنید.

401
00:35:01,810 --> 00:35:03,437
‫- دوست‌تون دارم. خداحافظ
‫- خداحافظ.

402
00:35:11,904 --> 00:35:14,948
‫نیروی انتظامی زنان منحل شد.

403
00:35:16,158 --> 00:35:17,618
‫بعد از تمام زحماتی که
‫براشون کشیدین؟

404
00:35:17,618 --> 00:35:19,661
‫دقیقاً بعد از تمام زحماتی که کشیدیم.

405
00:35:21,830 --> 00:35:25,667
‫راستش رو بخوای...
‫الان واقعاً نمی‌دونم می‌خوام چیکار کنم.

406
00:35:27,544 --> 00:35:30,839
‫اما می‌دونم که باید برای یه مدت تنها باشم.

407
00:35:31,965 --> 00:35:33,133
‫ممنون بابت هدیه‌ت...

408
00:35:34,134 --> 00:35:36,386
‫خیلی قشنگ بود

409
00:35:37,679 --> 00:35:41,975
‫اما نیازی نیست برام هدیه بیاری
‫و از این کارها کنی تا مثلاً...

410
00:35:44,269 --> 00:35:46,021
‫دوباره برگردم پیشت.

411
00:35:48,148 --> 00:35:49,650
‫من فقط به زمان نیاز دارم.

412
00:35:52,236 --> 00:35:56,448
‫می‌خوام سرنوشت‌ام رو کشف کنم.

413
00:35:58,659 --> 00:35:59,868
‫خودم تنها.

414
00:36:02,663 --> 00:36:03,914
‫درک می‌کنم.

415
00:36:05,457 --> 00:36:06,542
‫و...

416
00:36:08,001 --> 00:36:09,211
‫به این تصمیمت احترام می‌ذارم.

417
00:36:11,213 --> 00:36:12,840
‫اصلاً عجله نکن.

418
00:36:14,299 --> 00:36:16,009
‫من به هیچ عنوان...

419
00:36:18,053 --> 00:36:19,054
‫مزاحمت نمی‌شم.

420
00:36:20,931 --> 00:36:22,099
‫و الان هم، رفع زحمت می‌کنم.

421
00:36:40,868 --> 00:36:42,077
‫ممنون آبجی.

422
00:36:58,218 --> 00:36:59,303
‫ناهار.

423
00:37:02,931 --> 00:37:03,974
‫ممنون.

424
00:37:03,974 --> 00:37:05,350
‫گابریل درست کرده.

425
00:37:06,268 --> 00:37:09,021
‫پس حتماً خیلی خوشمزه‌ست نـه؟

426
00:37:09,855 --> 00:37:10,856
‫آره.

427
00:37:11,940 --> 00:37:14,318
‫آنجلس، عزیزم، دوستت اومد؟

428
00:37:14,818 --> 00:37:17,988
‫دُن لوله، ایشون گابریلـه
‫همونی که درموردش حرف زدیم.

429
00:37:18,488 --> 00:37:22,159
‫- چند روز پیش اومدیم شام خوردیم.
‫- یادمه. سلام گابریل.

430
00:37:22,159 --> 00:37:24,411
‫- سلام. حالتون چطوره؟
‫- از آشنایی‌تون خوشوقتم.

431
00:37:24,411 --> 00:37:27,289
‫خیلی‌خب، برو یه پیشبند بردار
‫تا بریم سروقت آشپزی.

432
00:37:28,123 --> 00:37:30,000
‫- چی؟
‫- بهش نگفتی؟

433
00:37:31,126 --> 00:37:34,338
‫می‌خواستم سورپرایزش کنم؛
‫نمی‌دونستم دقیقاً کِی بهش بگم.

434
00:37:34,922 --> 00:37:36,340
‫سورپرایز چی؟

435
00:37:36,340 --> 00:37:39,343
‫با دُن لوله صحبت کردم تا توی
‫آشپزخونه این‌جا کار کنی.

436
00:37:39,343 --> 00:37:40,636
‫سورپرایزم این بود.

437
00:37:41,720 --> 00:37:42,721
‫سورپرایز.

438
00:37:44,306 --> 00:37:45,432
‫جدی می‌گی؟

439
00:37:45,432 --> 00:37:48,227
‫خیلی‌خب؛ من تنهاتون می‌ذارم

440
00:37:49,144 --> 00:37:50,938
‫- توی آشپزخونه می‌بینمت؟
‫- بله قربان.

441
00:37:55,776 --> 00:37:57,277
واقعاً به‌خاطر من
همچین کاری کردی؟

442
00:37:58,862 --> 00:38:02,157
‫دوست دخترها واسه دوست پسرهاشون
‫همچین کارایی می‌کنن دیگه. کمک‌شون می‌کنن.

443
00:38:09,540 --> 00:38:11,625
‫می‌تونستیم جای بغل هم رو بوس کنیم...

444
00:38:29,393 --> 00:38:31,436
‫گابریل، آماده‌ای؟

445
00:38:32,729 --> 00:38:34,064
‫دن لوله منتظرمه.

446
00:38:39,194 --> 00:38:41,655
‫- پیشبندت رو گذاشتم اون‌جا.
‫- ممنونم قربان.

447
00:38:43,365 --> 00:38:45,576
‫بیا شروع کنیم.

448
00:38:46,451 --> 00:38:49,788
‫خاله، تا حالا کسی رو هم دستگیر کردی؟

449
00:38:51,874 --> 00:38:53,667
‫راستش رو بخوای،
‫فقط یدونه.

450
00:38:55,127 --> 00:38:57,713
‫- آدم بدی بود؟
‫- خیلی زیاد.

451
00:38:58,672 --> 00:39:01,466
‫اما شما چهار نفر بودین و اون یکی، درسته؟

452
00:39:03,385 --> 00:39:04,386
‫دقیقاً.

453
00:39:05,429 --> 00:39:08,891
‫خب پس اگه اون آدم خیلی بدی بوده
‫و شما دستگیرش کردید،

454
00:39:09,808 --> 00:39:11,685
‫چرا دیگه اجازه ندادن پلیس باشین؟

455
00:39:11,685 --> 00:39:14,104
‫چون دولت دیگه به ما نیاز نداره.

456
00:39:14,855 --> 00:39:16,440
‫اما این‌که عادلانه نیست.

457
00:39:17,441 --> 00:39:18,483
‫نه، نیست.

458
00:39:19,151 --> 00:39:21,445
‫خب چرا مثل قبل تظاهرات راه نمی‌اندازین؟

459
00:39:22,613 --> 00:39:24,323
‫چون خیلی پیچیده‌تر از این حرف‌هاست.

460
00:39:26,575 --> 00:39:29,036
‫دولت فقط به فکر آبروشه.

461
00:39:29,661 --> 00:39:32,539
‫هیچوقت به این‌که چی عادلانه‌ست
‫و چی نیست اهمیت نمی‌دن.

462
00:39:33,165 --> 00:39:35,751
‫فقط می‌خوان حفظِ ظاهر کنن

463
00:39:35,751 --> 00:39:37,669
‫و مردم تشویق‌شون کنن.

464
00:39:41,215 --> 00:39:42,382
‫خاله؟

465
00:39:49,097 --> 00:39:52,392
‫از فرمانده کاستلانوس بابت حرف‌های
‫ارزشمندشون تشکر می‌کنم.

466
00:39:52,392 --> 00:39:55,020
‫این کاملاً درسته که قاتل لخت‌کن مُرده...

467
00:39:56,146 --> 00:39:58,315
‫و آرامش در کشور طنین‌انداز شده.

468
00:39:58,315 --> 00:40:00,025
‫اما فردا چه اتفاقی خواهد افتاد؟

469
00:40:01,235 --> 00:40:03,820
‫آیا ما، به عنوان سَران این کشور، آماده‌ایم

470
00:40:04,488 --> 00:40:09,368
‫که دختران، خواهران و مادران‌مون رو برای
‫رویارویی با افرادی مثل قاتل لخت‌کن،

471
00:40:09,368 --> 00:40:13,330
‫به بیرون از خونه و جامعه بفرستیم؟

472
00:40:14,164 --> 00:40:15,749
‫در همچین شرایط‌هایی،

473
00:40:15,749 --> 00:40:21,630
‫ما باید به فکر مصلحتِ شهروندانمون باشیم
‫و بر اساس اون عمل کنیم.

474
00:40:21,630 --> 00:40:24,216
‫برای همین، من این‌جا هستم تا اعلام کنم...

475
00:40:56,540 --> 00:40:58,208
‫چیزی که امضا کردی رو یادت نره.

476
00:40:58,208 --> 00:40:59,585
‫نگران نباش.

477
00:41:01,628 --> 00:41:02,838
‫مردم عزیز،

478
00:41:04,756 --> 00:41:08,343
‫باعثِ افتخارمه که خانم والنتینا
‫کاماچو رو خدمت‌تون معرفی کنم.

479
00:41:20,939 --> 00:41:23,358
‫واقعاً ازتون ممنونم خانم ماریا استر.

480
00:41:27,321 --> 00:41:31,366
‫اول می‌خوام از تمام کسانی که به بهبودی
‫هرچه زودتر من کمک کردن، تشکر کنم.

481
00:41:35,621 --> 00:41:36,830
‫جونم رو به شما مدیونم.

482
00:41:38,457 --> 00:41:42,544
‫و حالا می‌خوام با تمام کسانی که فکر می‌کنن
‫چون صرفاً جون من در خطر بوده

483
00:41:42,544 --> 00:41:46,882
‫نیروی انتظامی زنان به‌کل باید منحل بشه،
‫چند کلامی حرف بزنم.

484
00:41:50,177 --> 00:41:53,263
‫اتفاقی که برای من افتاد، ممکن
‫بود برای هر شخص دیگه‌ای هم بیفته.

485
00:41:54,848 --> 00:41:58,810
‫اما نباید این موضوع رو به بهونه‌ای برای
‫منحل کردن نیروی انتظامی زن تبدیل کنیم.

486
00:42:00,187 --> 00:42:05,108
‫ما برای این‌که به این موقعیت برسیم
‫خیلی چیزها رو فدا کردیم.

487
00:42:09,112 --> 00:42:14,618
‫خیلی‌ از ما ها، ذره‌ای از سمت
‫خانواده‌مون حمایت نشدیم.

488
00:42:15,869 --> 00:42:17,454
‫بهتره بگم در هیچ یک از مراحل زندگی.

489
00:42:18,497 --> 00:42:21,583
‫ما به‌خاطر این شغل، لحظه‌های زیادی
 که می‌تونستیم در کنار عزیزان‌مون،

490
00:42:21,583 --> 00:42:25,796
‫مادر و پدر و یا فرزندامون باشیم رو قربانی کنیم.

491
00:42:26,588 --> 00:42:27,840
‫و می‌دونین چیـه؟

492
00:42:28,340 --> 00:42:31,510
‫همه‌ی این سختی‌ها ارزشش رو داشت چون

493
00:42:31,510 --> 00:42:35,639
‫برای پوشیدن این لباس پرافتخار و خدمت به
‫کشورت باید تمام این چیزها رو پشت سر بذاری.

494
00:42:40,269 --> 00:42:45,649
‫وقتی فارغ‌التحصیل شدیم، بهمون گفتید
‫کارمون حرف نداره و نظیر نداریم.

495
00:42:49,736 --> 00:42:51,196
‫و درست هم می‌گفتین!

496
00:42:51,905 --> 00:42:53,740
‫درمورد خودم نمی‌تونم
‫همچین حرفی بزنم،

497
00:42:53,740 --> 00:42:58,078
‫اما این حرف برای 15 زنی که الان
‫در کنار من ایستادن کاملاً صدق می‌کنه.

498
00:42:58,579 --> 00:43:01,456
‫و برای همین، از طرف 16 زن آبی‌پوش...

499
00:43:02,749 --> 00:43:06,170
‫می‌خوام بابتِ این‌که هیچوقت به ما پشت
‫نکردید، ازتون تشکر کنم.

500
00:43:06,795 --> 00:43:10,716
‫و به شما اطمینان می‌دم، تاریخ هیچوقت
‫زحمات شما برای ما رو فراموش نمی‌کنه.

501
00:43:13,552 --> 00:43:15,637
‫هرگز نا اُمیدتون نمی‌کنیم.

502
00:43:18,223 --> 00:43:19,558
‫ممنونم.

503
00:43:25,314 --> 00:43:26,815
‫من هم شما رو نا اُمید نخواهم کرد.

504
00:43:28,775 --> 00:43:30,027
‫افسر کوماچو.

505
00:43:31,862 --> 00:43:32,863
‫ممنون.

506
00:43:51,965 --> 00:43:55,302
‫اون یکی در رو چک نکرده بودم؛
‫قفل هم بود.

507
00:43:55,302 --> 00:43:59,431
‫واسه همین دزد سر خورد، در رو باز کرد
‫و فرار کرد. به همین سادگی.

508
00:44:00,724 --> 00:44:04,895
‫خیلی‌خب، من دیگه باید برم.

509
00:44:06,647 --> 00:44:10,400
‫قبل از این‌که خداحافظی کنم،
‫دوست دارم همگی چند لحظه سکوت کنیم.

510
00:44:11,902 --> 00:44:14,488
‫- ماریا، می‌شه بلند شی بایستی؟
‫- خدای من.

511
00:44:16,406 --> 00:44:17,699
‫بلند شو.

512
00:44:23,872 --> 00:44:25,123
‫ماریا دلاتوره،

513
00:44:25,123 --> 00:44:30,212
‫برای رهبری، شرافت و شجاعتت
‫در انجام وظایف،

514
00:44:31,129 --> 00:44:32,631
‫این رو بهت تقدیم می‌کنم.

515
00:44:34,383 --> 00:44:36,718
‫تبریک می‌گم؛ ستوان ماریا دلاتوره.

516
00:44:37,553 --> 00:44:38,971
‫- ایول.
‫- ایول.

517
00:44:41,640 --> 00:44:43,725
‫- ممنون جناب سروان.
‫- تبریک می‌گم.

518
00:44:44,309 --> 00:44:46,854
‫- خب دیگه، شب خوبی داشته باشید.
‫- ممنون.

519
00:44:46,854 --> 00:44:48,772
‫- شب به‌خیر
‫- شب به‌خیر

520
00:44:50,148 --> 00:44:55,070
‫شما دو نفر دوباره عجیب‌غریب رفتار کردین؛
‫اما فکر کنم این‌بار دلیلش رو می‌دونم.

521
00:44:56,029 --> 00:44:58,282
‫فکر کنم همه‌مون می‌دونیم، نه؟

522
00:44:58,282 --> 00:45:02,619
‫باهاش حرف زدم. مرد واقعاً بی‌نظیریه
‫اما من آمادگی رابطه رو ندارم.

523
00:45:02,619 --> 00:45:06,498
‫اصلاً تا وقتی ما رو داری چه
نیازیه با کسی تو رابطه باشی؟

524
00:45:08,417 --> 00:45:09,793
‫ازت ممنونم.

525
00:45:09,793 --> 00:45:10,878
‫بابت چی؟

526
00:45:10,878 --> 00:45:13,505
‫منظورت چیه  « بابت چی؟ »
‫بابت تمام کارهایی که برامون کردی.

527
00:45:14,423 --> 00:45:15,841
‫این‌که اونقدر شجاعانه حرف زدی وال.

528
00:45:17,634 --> 00:45:20,095
‫هیچوقت ندیده بودم اینطوری
‫صحبت کنی، اینقدر با...

529
00:45:20,596 --> 00:45:22,848
‫نمی‌دونم. با هدف.

530
00:45:23,765 --> 00:45:25,934
‫- حتی وقتی بهش فکر می‌کنم هم موهای تنم سیخ می‌شه.
‫- منم.

531
00:45:25,934 --> 00:45:27,227
‫من وارد رابطه شدم.

532
00:45:27,227 --> 00:45:29,021
‫- ببخشید؟
‫- چی؟

533
00:45:29,021 --> 00:45:31,773
‫ببخشید؛ نمی‌خواستم
‫بحث رو عوض کنم.

534
00:45:32,482 --> 00:45:35,444
‫دنبال یه زمان مناسب بودم بهتون بگم
‫اما هرچی منتظر موندم نشد.

535
00:45:36,570 --> 00:45:37,571
‫نگاه‌ش کن.

536
00:45:38,530 --> 00:45:41,575
‫خودش رو آروم و ساکت جلوه می‌ده،
‫اما رفته دوست پسر پیدا کرده.

537
00:45:42,659 --> 00:45:43,869
‫آره دوست پسر پیدا کردم.

538
00:45:47,206 --> 00:45:48,332
‫و همینطور کُلی دوست.

539
00:45:49,958 --> 00:45:51,418
‫کُلی دوست.

540
00:46:02,262 --> 00:46:03,347
‫صبح به‌خیر.

541
00:46:22,991 --> 00:46:25,244
‫به آسمون نگاه کردن عجب حس خوبی داره؛ نه؟

542
00:46:28,247 --> 00:46:34,753
‫توی زندان که بودم، به سقف سلول
‫نگاه می‌کردم و آسمون رو تصور می‌کردم.

543
00:46:36,171 --> 00:46:40,926
‫آدم به همه‌چی عادت می‌کنه.
‫واقعاً عجیبه.

544
00:46:42,052 --> 00:46:44,429
‫مثلاً، باید کم کم به مرد خانواده بودن عادت کنم.

545
00:46:44,429 --> 00:46:48,058
‫زنم مثل یه حیوون مریض خر و پف می‌کنه.

546
00:46:49,977 --> 00:46:51,186
‫این‌جا چیکار می‌کنی؟

547
00:46:51,186 --> 00:46:54,731
‫اومدم شخصاً بهت تبریک بگم.

548
00:46:56,275 --> 00:46:57,276
‫تو دستگیرش کردی!

549
00:46:57,985 --> 00:46:59,862
‫البته، باید بگم کُشتیش!

550
00:47:01,113 --> 00:47:02,447
‫فرقی نمی‌کنه.

551
00:47:03,615 --> 00:47:07,077
‫و پلیس‌ هیچوقت حرفی از شما نزد.
‫حتی یک بار.

552
00:47:08,453 --> 00:47:11,957
 خودمون که می‌دونیم چیکار کردیم و
‫همین کافیه.

553
00:47:12,457 --> 00:47:14,668
‫پلیس‌ این کشور

554
00:47:15,169 --> 00:47:19,590
‫هرگز اجازه نمی‌ده به نهایت
‫توانایی‌هاتون دست پیدا کنید.

555
00:47:20,215 --> 00:47:24,386
‫من این رو بهتر از هرکسی می‌دونم.
‫30 سال طول کشید تا بفهمم.

556
00:47:26,763 --> 00:47:29,766
‫اگه تو نبودی، خدا می‌دونه
‫چقدر دیگه اون‌جا می‌موندم.

557
00:47:30,267 --> 00:47:32,603
‫نه. نه. من کاری نکردم.

558
00:47:32,603 --> 00:47:34,521
‫- چرا.
‫- نه، من هیچ‌کاری نکردم.

559
00:47:37,649 --> 00:47:40,277
‫حالا، سوال اصلی اینه که

560
00:47:41,653 --> 00:47:44,281
‫در آینده چی می‌شه؟

561
00:47:45,991 --> 00:47:46,992
‫می‌دونی...

562
00:47:50,287 --> 00:47:54,374
‫این همه سال که توی لکومبری زندانی بودم

563
00:47:54,875 --> 00:47:57,252
‫پسر، کُلی داستان خوندم.

564
00:47:57,252 --> 00:47:59,213
‫هزاران هزاران داستان مختلف.

565
00:47:59,922 --> 00:48:05,469
‫حالا که آزاد شدم، یکی از اون داستان‌ها، مدام

566
00:48:05,469 --> 00:48:07,012
‫توی سرم می‌چرخه.

567
00:48:09,223 --> 00:48:16,021
‫داستانِ یک جوانِ پر از خشم و کیـنه

568
00:48:16,021 --> 00:48:20,192
‫که ظلم‌های فراوانی بهش شده.

569
00:48:21,026 --> 00:48:26,281
‫برای همین، یه‌روز می‌ره پیش پدربزرگش
‫و ازش می‌پرسه باید چیکار کنه، چه واکنشی نشون بده!

570
00:48:27,115 --> 00:48:29,451
‫پدربزرگش می‌گه:

571
00:48:30,327 --> 00:48:31,787
‫« آره پسرم،

572
00:48:32,704 --> 00:48:38,126
‫درون هر شخص، دو گرگ زندگی می‌کنه.

573
00:48:39,378 --> 00:48:46,343
‫یک گرگ، نماد پلیدی، نفرت، حسادت و خشـمه.

574
00:48:47,469 --> 00:48:53,225
‫و گرگ دیگه، نمادِ صلح، عشق و بخششـه.

575
00:48:54,059 --> 00:48:58,146
‫و این دو گرگ، مدام با هم‌ درحالِ جنگ و دعوا هستن. »

576
00:49:01,400 --> 00:49:03,527
‫بعد از پدربزرگش می‌پرسه:

577
00:49:05,028 --> 00:49:06,488
‫« خب کی برنده می‌شه؟ »

578
00:49:07,155 --> 00:49:08,532
‫می‌دونی چه جوابی داد؟

579
00:49:10,492 --> 00:49:11,493
‫نـه.

580
00:49:14,121 --> 00:49:15,414
‫« اون که درون خودت پرورش می‌دی »

581
00:49:18,750 --> 00:49:21,336
‫می‌دونی؟ منم دقیقاً همچین حسی دارم.

582
00:49:22,379 --> 00:49:28,719
‫از یه طرف، خیلی خوشحالم که
‫تونستم کمکتون کنم.

583
00:49:30,387 --> 00:49:33,307
‫اما از طرف دیگه، یه نفرتِ عجیبی درونم موج می‌زنه.

584
00:49:33,307 --> 00:49:36,393
‫یه تاریکی که...

585
00:49:38,520 --> 00:49:39,938
‫همه‌ش من رو صدا می‌زنه.

586
00:49:39,938 --> 00:49:41,732
‫من رو می‌کشونه سمتِ خودش.

587
00:49:44,484 --> 00:49:47,404
‫به‌نظرت کدوم حس رو
‫درون خودم پرورش بدم؟

588
00:49:51,366 --> 00:49:53,994
‫همونی که باعثِ آزادی‌ات شد.

589
00:49:54,703 --> 00:49:59,374
‫همونی که باعث شد یه قاتل رو دستگیر کنی
‫و خواهرم رو نجات بدی.

590
00:50:12,262 --> 00:50:14,056
‫کدومشون بهترین نسخه‌ی
‫من رو ارائه می‌ده؟

591
00:50:17,643 --> 00:50:20,771
‫فقط زمان مشخص می‌کنه.

592
00:50:21,795 --> 00:50:51,795
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

593
00:50:53,113 --> 00:50:58,713
« پـایـان فصـل اول »

594
00:51:01,863 --> 00:51:06,143
‫« زنان آبی‌پوش »

