﻿1
00:00:11,936 --> 00:00:22,766
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: ZedMovie ::..</font></b>

2
00:00:22,793 --> 00:00:24,156
‫بفرمایید تو.

3
00:00:31,563 --> 00:00:34,123
‫- صبح بخیر.
‫- سلام برناردو.

4
00:00:37,763 --> 00:00:41,203
‫- یعنی چی که برادرمه؟
‫ - خب، از نظر فنی برادر ناتنی‌ته.

5
00:00:41,363 --> 00:00:43,191
‫حاصل رابطه خارج از ازداوجه،

6
00:00:43,216 --> 00:00:46,283
‫ولی خب پدر و مادرش قصد ازدواج داشتند.

7
00:00:46,443 --> 00:00:50,123
‫من و پدرت نامزد بودیم
‫و قصد داشتیم ازدواج کنیم.

8
00:00:51,003 --> 00:00:55,283
‫قبل از عروسی، با
‫پدرم دعواش شد و ...

9
00:00:56,683 --> 00:00:57,803
‫کشتتش.

10
00:01:02,363 --> 00:01:03,683
‫تصادفاً؟

11
00:01:03,843 --> 00:01:06,403
‫آلخاندرو از کاپیسترانو فرار کردش و...

12
00:01:06,563 --> 00:01:09,483
‫کمی بعدش متوجه شدم که باردارم.

13
00:01:10,163 --> 00:01:12,723
‫خانواده‌ام اجازه ندادند که
‫دوباره باهاش تماس بگیرم.

14
00:01:13,852 --> 00:01:17,132
‫حداقل تو شانس اینو
‫داشتی که باهاش آشنا بشی.

15
00:01:18,083 --> 00:01:21,203
‫متاسفم که اجباراً به این شیوه از
‫این موضوع مطلع شدید، دون دیگو.

16
00:01:21,603 --> 00:01:25,843
‫اما پسر من لیاقت چیزی رو
‫که قانوناً مستحقشه رو داره.

17
00:01:28,043 --> 00:01:31,483
‫این‌ها نامه‌هایی هستش که توسط
‫آلخاندرو کمی قبل از مرگش نوشته شدند

18
00:01:31,643 --> 00:01:34,563
‫ که قصدش برای ازدواج با من و جبران آسیبی

19
00:01:34,723 --> 00:01:37,363
‫که سال‌ها قبل متحمل شده‌ام رو تایید می‌کنن.

20
00:01:37,523 --> 00:01:40,023
‫و در مورد گواهی تولد ‫پسرم،

21
00:01:40,475 --> 00:01:43,403
‫می‌تونید تو کلیسای کاپیسترانو پیداش کنید.

22
00:01:43,963 --> 00:01:46,283
‫پدر لگارا می‌تونه به حقیقت شهادت بده

23
00:01:46,723 --> 00:01:48,763
‫و تمام این‌ها رو تصدیق کنه.

24
00:01:55,723 --> 00:01:58,243
‫به نظرم این موضوع
‫دیگه مسئولیت قاضی‌ـه.

25
00:01:58,963 --> 00:02:02,963
‫که اونم فعلاً تو سانفرانسیسکو‌ـه،
‫پس تا منتظر برگشتش می‌مونیم،

26
00:02:03,123 --> 00:02:04,892
 چند نفر رو می‌فرستم به کاپیسترانو

27
00:02:05,009 --> 00:02:08,643
‫تا برن پی دفتر ثبت و پدر...

28
00:02:08,963 --> 00:02:10,643
‫- لگارا.
‫- لگارا.

29
00:02:12,163 --> 00:02:13,723
‫همه‌مون متفقیم؟

30
00:02:17,269 --> 00:02:18,549
‫دون دیگو؟

31
00:02:20,443 --> 00:02:21,483
بله.

32
00:02:22,323 --> 00:02:23,403
‫موافقم.

33
00:02:23,563 --> 00:02:24,923
‫خیله‌خب.

34
00:02:36,003 --> 00:02:37,483
‫یه برادر ناتنی؟

35
00:02:37,883 --> 00:02:39,643
‫چرا چیزی بهم نگفتش؟

36
00:02:40,643 --> 00:02:41,843
‫تو تا حالا دیدیش؟

37
00:02:44,043 --> 00:02:46,283
‫- لولیتا.
‫- باید باهات حرف بزنم.

38
00:02:46,443 --> 00:02:49,403
‫- الان وقتش نیست.
‫- چه بد که به هرحال باید بریم.

39
00:02:49,563 --> 00:02:51,043
‫خیلی زود برش می‌گردونم بهت.

40
00:02:54,403 --> 00:02:56,443
‫تو قصد جون پدرم رو داشتی؟

41
00:02:57,483 --> 00:02:59,163
‫ببخشید، اشتباه می‌کردم.

42
00:03:00,963 --> 00:03:03,483
‫- کار اون نبودش.
‫- البته که نبودش!

43
00:03:04,963 --> 00:03:06,283
‫کار مادرت بودش.

44
00:03:07,243 --> 00:03:08,283
‫چی؟

45
00:03:10,683 --> 00:03:13,043
‫- نه، تو واقعاً مخت تاب برداشته. دیوونه شدی.
‫ - لولیتا.

46
00:03:13,203 --> 00:03:16,283
‫- اون از پشت بهم خنجر زدش.
‫- اگه زورو سعی می‌کرد پدرم رو بکشه

47
00:03:16,443 --> 00:03:18,123
‫منم همین کار رو می‌کردم.

48
00:03:18,283 --> 00:03:19,683
‫برای خودمم با عقل جور نمیگه.

49
00:03:19,843 --> 00:03:22,643
‫من واقعاً مادرت رو دوست دارم،
‫خودتم اینو می‌دونی، ولی کار اون بود.

50
00:03:23,163 --> 00:03:24,963
‫اون پدرم رو کشته، از اینش مطمئنم.

51
00:03:25,123 --> 00:03:27,123
‫اون یه گردن‌بند با نماد قبیله رو داره.

52
00:03:27,403 --> 00:03:29,723
‫قسم بخور که ‫مادرت اون
شب از خونه خارج نشده

53
00:03:30,203 --> 00:03:31,483
‫تا منم این قضیه رو فراموشش کنم.

54
00:03:32,203 --> 00:03:34,843
‫آره. یه دو ساعتی خونه
‫نبودش چون که می‌خواست بره...

55
00:03:35,483 --> 00:03:36,643
‫به...

56
00:03:39,723 --> 00:03:43,203
‫- خونه کارمن، ولی...
‫ - همه چیز باهم جور میگه.

57
00:03:44,363 --> 00:03:46,563
‫کارمن به دروغ گفته که زورو رو دیده بوده.

58
00:03:46,723 --> 00:03:49,603
‫برادرش رامیرز و
‫مادرت پدرم رو کشتن.

59
00:03:49,763 --> 00:03:52,523
‫و اون بهترین بهونه رو موقعی
‫ که اومدش دیدن تو بهشون داد.

60
00:03:53,243 --> 00:03:54,243
‫نه.

61
00:03:55,883 --> 00:03:56,963
‫نه.

62
00:03:57,843 --> 00:03:59,643
‫- حرفات با عقل جور در نمیادش.
‫ - لولیتا.

63
00:04:00,746 --> 00:04:04,266
‫باورش برای منم سخته.
‫اما خواهش می‌کنم یکم بهش فکر کن.

64
00:04:14,603 --> 00:04:16,283
‫باید مراقب باشیم.

65
00:04:16,923 --> 00:04:18,643
‫اون‌ها الان دیگه شصتشون خبردار شده.

66
00:04:19,843 --> 00:04:22,643
‫ازت می‌خوام که یه جشن بالماسکه راه بندازی.

67
00:04:23,683 --> 00:04:25,043
‫یه نقشه دارم.

68
00:04:25,683 --> 00:04:27,123
‫ولی خطرناکه.

69
00:05:10,403 --> 00:05:13,759
‫سربازها جسد کشیش کاپیسترانو
‫ و چندتا زن رو پیدا کردن

70
00:05:13,843 --> 00:05:15,683
‫و کسی هم قاتل رو ندیده.

71
00:05:17,203 --> 00:05:18,283
‫عجیبه، مگه نه؟

72
00:05:19,043 --> 00:05:23,403
‫<i>آره.</i> تنها راه تاییدش ‫رفتن به اونجاست.

73
00:05:23,683 --> 00:05:25,603
‫این باعث نمیشه بهمون مشکوک بشن؟

74
00:05:26,243 --> 00:05:30,523
‫اگه واقعاً شیاد باشند،
‫آره مطمئناً متوجهش میشند.

75
00:05:42,563 --> 00:05:44,643
‫همه چیز روبراهه، قاضی؟

76
00:05:47,163 --> 00:05:48,803
‫اینطور به نظر میرسه.

77
00:05:50,243 --> 00:05:53,763
‫شهادت پدر ‫لگارا برای رفع

78
00:05:53,923 --> 00:05:55,683
‫هرگونه شک و تردید ‫حیاتی خواهد بود.

79
00:05:56,190 --> 00:06:00,270
‫اون شاهد غسل تعمید مدعی هستش.

80
00:06:00,883 --> 00:06:03,083
‫مگه قرار نبود بیاد اینجا؟

81
00:06:04,403 --> 00:06:06,923
‫حقیقتش، افرادم بهم خبر دادن که

82
00:06:07,083 --> 00:06:11,483
‫پدر لگارا اخیراً درگذشته،
همراه ‫با چند نفر از اهل محله.

83
00:06:11,643 --> 00:06:15,163
‫ظاهراً خونه‌اش مورد حمله
‫گروهی از قانون‌شکنان قرار گرفته.

84
00:06:15,323 --> 00:06:17,003
‫چه بد بیاری‌ای.

85
00:06:17,443 --> 00:06:20,723
‫خب، با مدارک ارائه شده

86
00:06:20,883 --> 00:06:23,603
‫و در سایه عدم امکان تحقیق و تفحص بیشتر،

87
00:06:24,043 --> 00:06:27,479
‫حکم می‌کنم که دون دیگو دلا وگا

88
00:06:27,563 --> 00:06:31,123
‫یک سوم از ارثیه خودش رو
‫به دون آلخاندرو مونتورو اعطاء کنه،

89
00:06:31,243 --> 00:06:33,763
‫پسر نامشروع دون آلخاندرو دلا وگا،

90
00:06:33,963 --> 00:06:35,679
‫که او علاوه بر این،

91
00:06:35,763 --> 00:06:39,043
‫ آشکارا قصد به رسمیت شناختن وی رو داشته،

92
00:06:39,203 --> 00:06:43,483
اونم با توجه به ابراز تمایلش
‫برای ازدواج با مادرش،

93
00:06:43,643 --> 00:06:45,363
‫دونا گوادالوپه مونتورو؛

94
00:06:45,523 --> 00:06:49,803
‫و همونطور که در نامه‌های ارائه شده
‫توسط دونا برای این منظور نشون داده شده.

95
00:06:50,773 --> 00:06:52,453
‫اعتراضی وجود داره؟

96
00:06:55,923 --> 00:06:57,363
‫نخیر جناب.

97
00:07:02,323 --> 00:07:05,483
‫برناردو آروم باش، لطفاً.
‫من قرار نیست خونه‌م رو بدم بهشون.

98
00:07:09,203 --> 00:07:11,443
‫بله، البته که می‌دونم
‫چی زیرشه.

99
00:07:11,603 --> 00:07:13,163
‫می، لطفاً باهاش حرف بزن.

100
00:07:13,923 --> 00:07:15,243
‫مرد نقاب‌دار!

101
00:07:25,119 --> 00:07:27,359
‫پدرم تو معدن اسکاتلندی‌ها طلا پیدا کرده بود.

102
00:07:30,363 --> 00:07:33,003
‫نمی‌دونم هنوزم اونجاست یا
‫که یه‌جای دیگه‌ای قایمش کرده.

103
00:07:36,243 --> 00:07:38,519
‫نمی‌دونم. شاید.
‫نمی‌دونم که اون‌ها هم می‌دونند یا نه.

104
00:07:38,603 --> 00:07:41,723
‫درضمن قبرستون بومی‌ها هم
‫اونجاست. نمی‌تونم بدمش بهشون.

105
00:07:43,043 --> 00:07:44,483
‫رامیرز.

106
00:07:49,163 --> 00:07:50,643
‫یه شرط.

107
00:07:52,243 --> 00:07:53,363
‫خونه،

108
00:07:55,363 --> 00:07:56,563
‫زمین‌...

109
00:08:01,203 --> 00:08:02,203
‫... و یه معدن.

110
00:08:12,763 --> 00:08:14,283
‫به یک شرط.

111
00:08:16,123 --> 00:08:19,243
‫به تعهدات من نسب به
‫کارگران معدن پایبند می‌مونید.

112
00:08:20,443 --> 00:08:21,883
‫البته که.

113
00:08:35,163 --> 00:08:37,563
‫اگه هم از وجود طلا خبر داشته
‫باشند، نمی‌دونند که کجاست.

114
00:08:37,683 --> 00:08:39,883
‫وگرنه حتماً خواستار
‫معدن اسکاتلندی‌ها می‌شدند.

115
00:08:50,003 --> 00:08:53,923
‫- خیلی آسون بود.
‫ - خب، دستور قاضی‌ بودش.

116
00:09:01,643 --> 00:09:02,923
‫بهش اعتماد ندارم.

117
00:09:03,803 --> 00:09:05,123
‫یه کاسه‌ای زیر نیم کاسه داره.

118
00:09:16,323 --> 00:09:17,563
‫چاره‌ای نیست.

119
00:09:36,803 --> 00:09:38,443
‫اینم پشت‌سر می‌ذارم.

120
00:09:39,683 --> 00:09:41,043
‫یا که امیدوارم بذارم.

121
00:11:20,403 --> 00:11:22,803
‫اگه این قراره مثلاً یه جوک باشه، اصلاً هم خوشم نیومدش.

122
00:11:23,683 --> 00:11:25,683
‫در واقع، توهین‌آمیز هم هستش.

123
00:11:26,323 --> 00:11:28,603
‫از شما چنین انتظاری نداشتم آقای دلا وگا.

124
00:11:30,483 --> 00:11:34,643
‫گمونم من تنها کسی نیستم که تو برآورده
‫کردن انتظارت بقیه شکست خوردم، کاپیتان.

125
00:11:36,169 --> 00:11:37,209
‫شرمنده.

126
00:11:38,203 --> 00:11:39,803
‫فرماندار.

127
00:11:42,736 --> 00:11:44,816
‫اگه حرفی واسه گفتن داری،

128
00:11:45,563 --> 00:11:47,843
‫مقام و منصبم رو فراموش کن و
‫ مرد و مرودنه حرفت رو بزن.

129
00:11:48,003 --> 00:11:49,443
‫مطمئنی؟

130
00:11:51,163 --> 00:11:52,363
‫بنال.

131
00:11:54,243 --> 00:11:56,123
‫به روی تخم چشام.

132
00:11:57,563 --> 00:12:00,003
‫شاید این لباس شما رو آزار نمی‌دادش،

133
00:12:00,683 --> 00:12:03,483
‫ اگر که می‌تونستید به قول‌تون عمل کنید

134
00:12:03,843 --> 00:12:05,443
‫و زورو رو بگیرید.

135
00:12:05,923 --> 00:12:07,643
‫ولی اگه بخوام باهاتون کاملاً صادق باشم...

136
00:12:08,163 --> 00:12:10,203
‫میفهمم که چرا آزرده خاطر شدید.

137
00:12:10,483 --> 00:12:12,643
‫چون که منصبتون رو مدیونش هستید.

138
00:12:19,523 --> 00:12:21,243
‫معذرت بخواه.

139
00:12:22,203 --> 00:12:23,639
‫فرماندار،

140
00:12:23,723 --> 00:12:26,119
‫این میهمانان حاضر در اینجا و

141
00:12:26,203 --> 00:12:29,203
‫مردم لس آنجلس هستند که به
‫دلیل بی‌لیاقتی شما آزرده شدند.

142
00:12:35,923 --> 00:12:38,443
‫- عذر بخواه.
‫- وگرنه چی؟

143
00:12:39,963 --> 00:12:42,079
‫منو هم مثل بومی‌ها حبس می‌کنی؟

144
00:12:42,163 --> 00:12:44,723
‫آقایان، لطفاً خونسرد باشید.

145
00:12:48,243 --> 00:12:51,603
‫یحتمل نعش پدرت الان تو قبر می‌لرزه.

146
00:13:04,523 --> 00:13:05,963
‫انریکه!

147
00:13:14,203 --> 00:13:16,283
‫- بیا اینو بیرون تمومش کنیم.
‫- حتماً.

148
00:13:16,403 --> 00:13:20,043
‫- نه، نه. چی کار می‌خوای بکنی؟
‫- متاسفم. ولی این دیگه مسئله شرافتمه.

149
00:13:43,043 --> 00:13:45,683
‫آقایون، مطمئنید می‌خواید اینکار رو بکنید؟

150
00:13:46,123 --> 00:13:48,523
‫- باید راه حل دیگه‌ای هم وجود داشته باشه.
‫- وجود نداره.

151
00:13:51,243 --> 00:13:52,523
‫بسیارخب.

152
00:13:52,923 --> 00:13:55,243
‫دوئلی تا ریختن اولین خون خواهد بود. قبول می‌کنید؟

153
00:14:13,483 --> 00:14:16,323
‫شاید فرماندار کار ما رو واسه‌مون انجام بده.

154
00:14:17,723 --> 00:14:18,843
‫شروع کنید.

155
00:16:11,083 --> 00:16:12,443
‫انریکه.

156
00:16:17,603 --> 00:16:18,723
‫انریکه.

157
00:16:19,283 --> 00:16:20,563
‫انریکه.

158
00:16:21,883 --> 00:16:24,243
‫لطفاً به دکتر راس بگید بیادش!

159
00:16:26,563 --> 00:16:28,163
‫یکی دکتر رو پیداش کنه!

160
00:16:44,843 --> 00:16:46,403
‫اون مرده.

161
00:16:48,043 --> 00:16:49,323
‫لولیتا.

162
00:16:50,363 --> 00:16:51,363
‫برو بیرون.

163
00:16:53,643 --> 00:16:55,683
‫از خونه من برو بیرون!

164
00:16:56,643 --> 00:17:00,043
‫دیگه هیچوقت نمی‌خوام ببینمت.
‫کاش هرگز برنمی‌گشتی.

165
00:17:09,803 --> 00:17:11,363
‫- عزیزم.
‫- نه

166
00:17:12,603 --> 00:17:16,523
‫می‌خوام که بذاره بره، و هرگز
‫دوباره پا تو این خونه نذاره.

167
00:17:16,683 --> 00:17:19,239
‫دوئل واقعاً وحشتناک بودش.
‫نباید همچین اتفاقی می‌افتادش.

168
00:17:19,323 --> 00:17:22,443
‫- تقصیر اون بود، مامان!
‫- می‌دونم.

169
00:17:22,763 --> 00:17:25,443
‫و مطمئنم تمام عمر عذاب وجدانش رو خواهد کشید.

170
00:17:26,123 --> 00:17:28,243
‫ولی یه دوئل عادلانه بودش.

171
00:17:33,123 --> 00:17:34,243
‫چی؟

172
00:17:34,723 --> 00:17:36,483
‫چیه؟ درسته دیگه، عزیزم.

173
00:17:36,803 --> 00:17:38,603
‫مادرت درست میگه.

174
00:17:40,363 --> 00:17:43,123
‫برام مهم نیست که
‫یه دوئل عادلانه بودش یا نه.

175
00:17:45,123 --> 00:17:47,963
‫برای من، دیگو دلا
‫وگا مرده، فهمیدید؟

176
00:17:49,483 --> 00:17:51,683
‫مرده و دفن شده.

177
00:18:11,323 --> 00:18:12,523
‫دون آنتونیو.

178
00:18:13,363 --> 00:18:14,923
‫دونا لوسیا.

179
00:18:15,243 --> 00:18:17,043
‫- شمایید؟
‫- نه، بلند نشو.

180
00:18:17,203 --> 00:18:18,843
‫چه بلایی سرت اومده؟

181
00:18:19,723 --> 00:18:21,123
‫کی اینکار رو باهات کرده؟

182
00:18:23,083 --> 00:18:25,923
‫زورو منو پیدام کرد
‫و دادتم به بومی‌ها.

183
00:18:26,083 --> 00:18:28,563
‫- اهالی روستا؟
‫- نه.

184
00:18:30,723 --> 00:18:33,363
‫اون وحشی‌ای که گه گاهی ‫همراهیش می‌کنه.

185
00:18:34,563 --> 00:18:36,603
‫اون‌ها دارن میان سراغمون.

186
00:18:37,523 --> 00:18:40,603
‫نگران نباش، دیگو به
‫قولش عمل کرد.

187
00:18:40,803 --> 00:18:42,723
‫موناستریو مرده.

188
00:18:46,123 --> 00:18:48,363
‫حالا وقتشه به حساب زورو برسیم.

189
00:19:04,843 --> 00:19:07,763
‫[کلیسا سن جاسینتو. ‫شب هنگام]

190
00:19:48,443 --> 00:19:50,707
‫باشد که خداوندگار ما با دستانی استوار

191
00:19:50,731 --> 00:19:53,363
‫در تاریک‌ترین لحظاتمان ‫ما را هدایت کند.

192
00:19:54,443 --> 00:19:58,523
‫باشد که برادرمان انریکه
‫آرامشی ابدی بدست آورد.

193
00:20:00,083 --> 00:20:02,123
‫و باشد که این سرزمین،

194
00:20:02,283 --> 00:20:06,363
‫که غرق در خون و اشک
است ‫آلامش به پایان برسد.

195
00:20:07,082 --> 00:20:10,242
‫تا منجر به بخشش و آشتی میان مردمانش شود.

196
00:20:43,003 --> 00:20:44,723
‫تو آزمونت رو پس دادی.

197
00:20:44,843 --> 00:20:47,603
‫وفاداری تو به قبیله خرس اثبات شده.

198
00:20:47,803 --> 00:20:51,323
‫- تو دیگه یکی از ما هستی.
‫- این برای پدرت بودش.

199
00:21:00,843 --> 00:21:03,519
‫حالا که ارتش فرمانده‌ای نداره،
‫اگه زورو رو بکشیم،

200
00:21:03,603 --> 00:21:05,963
‫هیچ کس نمی‌تونه جلوی قیام مردم روبگیره.

201
00:21:11,857 --> 00:21:14,003
‫زورو تماماً به بومی‌ها متکی‌ـه.

202
00:21:14,123 --> 00:21:16,763
‫سه نفری نمی‌تونیم مقابلش وایستیم.

203
00:21:17,843 --> 00:21:20,243
‫دلت فقط به ما دوتا خوش نباشه.

204
00:21:25,603 --> 00:21:28,483
‫تعدادمون بیشتره، خیلی بیشتر.

205
00:21:35,803 --> 00:21:36,843
‫خوبه.

206
00:21:37,443 --> 00:21:40,794
‫اینجوری می‌تونیم یه‌بار برای
‫همیشه از شر مشکل‌مون خلاص بشیم.

207
00:21:47,123 --> 00:21:48,483
‫فرماندار.

208
00:21:49,563 --> 00:21:50,683
‫تسلیم بشید!

209
00:21:52,803 --> 00:21:54,763
‫شما محاصره شدید!

210
00:21:57,483 --> 00:21:59,283
‫غیر ممکنه. من خون‌ریزیت رو دیدم.

211
00:22:00,163 --> 00:22:01,883
‫این آخرین فرصتتونه.

212
00:22:02,043 --> 00:22:04,363
‫- اسلحه‌هاتون رو بندازید.
‫- لوسیا.

213
00:22:04,763 --> 00:22:06,443
‫راه فراری وجود نداره.

214
00:22:07,803 --> 00:22:09,363
‫به افتخار مرگ!

215
00:22:09,523 --> 00:22:11,443
‫برای کالیفرنیا!

216
00:22:11,603 --> 00:22:12,683
‫همه‌شون رو بکشید!

217
00:22:15,843 --> 00:22:17,323
‫آتش به اختیار!

218
00:22:44,323 --> 00:22:48,403
‫چقدر خفت‌آمیز. تو هم
دقیقاً ‫مثل پدرتی، یه خائن!

219
00:23:31,203 --> 00:23:34,203
‫پدرت می‌خواست کالیفرنیا
رو ‫بفروشه به ایالات متحده.

220
00:23:35,763 --> 00:23:37,843
‫- این دروغه.
‫- هدف اون و وندروین بودش.

221
00:24:00,763 --> 00:24:03,763
‫می‌خواست دقیقاً مثل تو ما رو به مکزیکی‌ها بفروشه!

222
00:24:04,163 --> 00:24:05,603
‫الان!

223
00:24:22,403 --> 00:24:24,203
‫برای همین مجبور شدم بکشمش.

224
00:24:25,003 --> 00:24:26,483
‫همونطور که قراره تو رو بکشم.

225
00:25:33,723 --> 00:25:35,963
‫راجع به مادرم حق با تو بودش.

226
00:25:37,203 --> 00:25:40,923
‫با این حال، از خونواده‌ام دور بمون.
‫تو فقط مسبب درد و رنج مایی.

227
00:26:03,483 --> 00:26:05,483
‫- لولیتا...
‫- رازت پیش من محفوظه.

228
00:26:44,563 --> 00:26:47,443
‫[فرماندار مرگ خود را برای درهم
‫شکستن شورش جعل کرد]

229
00:26:57,763 --> 00:27:00,283
‫[تحت تعقیب:
‫کارمن دیاز دلا مادرید]

230
00:27:00,443 --> 00:27:04,243
‫[عضوی از قبیله خرس
‫500 دلار پاداش، مرده یا زنده]

231
00:27:24,643 --> 00:27:27,443
‫متوجه نمیشم، لوسیا.
‫تو چت شدش؟

232
00:27:28,683 --> 00:27:31,243
‫زنی که باهاش ازدواج کردم چش شدش؟

233
00:27:34,203 --> 00:27:37,603
‫یه توطئه؟
‫این دیگه چه غزعبلاتی‌ـه؟

234
00:27:39,043 --> 00:27:41,763
‫چرا اسم خونواده‌مون رو اینجوری خراب می‌کنی؟

235
00:27:41,923 --> 00:27:43,123
 خونواده‌ی ما؟

236
00:27:44,043 --> 00:27:48,763
‫زمینی که هر روز روش قدم
میزنی ‫برای خونواده منه. خونواده من!

237
00:27:54,363 --> 00:27:56,163
‫فکر می‌کردم تو یه مردی.

238
00:27:56,923 --> 00:27:58,603
‫ولی اشتباه می‌کردم

239
00:27:58,963 --> 00:28:01,923
‫تو فقط یه موش خدمتکار و گوش
به ‫فرمان پدرو ویکتوریا هستی.

240
00:28:02,843 --> 00:28:05,719
‫یه هیچ‌کاره‌ای که فکر کرد بخاطر
‫همبستری با چندتا فاحشه یه پخی‌ـه.

241
00:28:05,803 --> 00:28:07,243
‫بسه!

242
00:28:13,923 --> 00:28:16,243
‫از هیچ کدوم کارهایی که کردم پشیمون نیستم.

243
00:28:19,526 --> 00:28:21,043
‫دیگه حرفی ندارم.

244
00:28:37,523 --> 00:28:39,763
‫نمی‌فهمم چرا اینقدر ازمون متنفری.

245
00:28:40,723 --> 00:28:43,763
‫کالیفرنیا مکزیک یا اسپانیا نیستش، فرماندار.

246
00:28:44,523 --> 00:28:46,643
‫کالیفرنیا کالیفرنیا‌ست.

247
00:28:47,083 --> 00:28:49,483
‫اگه اینجا سرزمین تو هم بود، ‫درکم می‌کردی.

248
00:29:09,203 --> 00:29:11,883
‫بهترین راه حل‌مون، بدترینش از آب در اومد.

249
00:29:15,763 --> 00:29:17,563
‫من خونواده‌اش رو نابود کردم.

250
00:29:27,283 --> 00:29:29,283
‫راجع به وندروین چی می‌دونی؟

251
00:29:42,243 --> 00:29:43,839
‫[پای راه آهن به نیویورک هم باز می‌شود]

252
00:29:43,923 --> 00:29:45,763
‫نیویورک...

253
00:29:52,963 --> 00:29:54,443
‫به محض اینکه بتونیم میریم.

254
00:29:55,763 --> 00:29:57,563
‫جواب‌هامون اونجاست.

255
00:30:14,363 --> 00:30:15,443
‫می.

256
00:30:16,403 --> 00:30:18,679
‫وسایلت رو جمع کن، تو هم
‫باهام به نیویورک میای.

257
00:30:18,763 --> 00:30:20,323
‫چی؟ نه، نه، نه، نه.

258
00:30:22,683 --> 00:30:25,163
‫نیویورک. نیویورک
‫کجاست؟ خیلی دور.

259
00:30:26,603 --> 00:30:28,403
‫- چرا من آخه؟
‫- ببین، می.

260
00:30:28,563 --> 00:30:29,563
‫- چرا؟
‫- گوش بده.

261
00:30:29,723 --> 00:30:33,123
‫مرد نقاب‌دار بهتره.
‫مرد نقاب‌دار و زورو.

262
00:30:33,403 --> 00:30:36,443
‫می، لطفاً بیا، من بهت نیاز دارم.

263
00:30:59,083 --> 00:31:01,483
‫این که مثل محاصره کردن یه بندر نیستش.

264
00:31:02,363 --> 00:31:03,683
‫نه.

265
00:31:04,923 --> 00:31:06,323
‫کجا؟

266
00:31:06,483 --> 00:31:10,763
‫نیویورک. حمایت می‌خوام.
‫به طور نامحسوس البته.

267
00:31:18,843 --> 00:31:21,043
‫پیشنهادتون سخاوتمندانه‌ست.

268
00:31:21,323 --> 00:31:24,363
‫اگه سالم و سلامت
‫برگردیم، علاوه بر طلا،

269
00:31:24,843 --> 00:31:27,363
‫قول میدم بخشی از ‫زمینم
رو به هموطنات بفروشم،

270
00:31:27,523 --> 00:31:29,243
‫که به غیر من کس دیگه‌ای
‫دست به اینکار نمیزنه.

271
00:31:29,403 --> 00:31:32,608
‫این فرصت عالی‌ای برای جامعه ما میشه.

272
00:31:32,799 --> 00:31:35,119
‫فرصتی که هیاهوی کمتری در پی خواهد داشت

273
00:31:35,563 --> 00:31:38,029
‫اگر من اولین کسی باشم
‫که بهش دست پیدا کنم.

274
00:31:38,463 --> 00:31:40,163
موافقید؟

275
00:31:43,283 --> 00:31:46,643
‫این کار خیلی خطرناکیه، حتی برای من.

276
00:31:49,963 --> 00:31:52,563
‫شما اولین‌نفری خواهید بود که به
‫زمین‌هام دسترسی پیدا می‌کنید.

277
00:31:56,563 --> 00:31:58,323
‫بهم اعتماد کن.

278
00:32:03,683 --> 00:32:05,283
‫این یحتمل کارتون رو راه بندازه.

279
00:32:14,243 --> 00:32:15,763
‫بهم اعتماد نداری؟

280
00:32:16,603 --> 00:32:18,163
‫به شما؟

281
00:32:18,763 --> 00:32:20,083
‫هرگز.

282
00:32:32,043 --> 00:32:33,683
‫می‌دونم چرا اومدی اینجا.

283
00:32:35,843 --> 00:32:37,403
‫گمون نکنم.

284
00:32:37,803 --> 00:32:41,043
‫روباه با تو صحبت می‌کنه،
‫مار هم با من.

285
00:32:42,083 --> 00:32:45,083
‫زمان خدمت به مردم خودت فرا رسیده.

286
00:32:47,323 --> 00:32:48,963
‫من بیخیال زورو بودن شدم.

287
00:32:49,123 --> 00:32:50,883
‫نه به عنوان زورو.

288
00:32:55,683 --> 00:32:57,043
‫بلکه به عنوان مار قرمز.

289
00:32:58,563 --> 00:33:00,323
‫به نظرم بهت بیادش.

290
00:33:44,283 --> 00:33:45,683
‫دوباره بر می‌گردم.

291
00:33:46,403 --> 00:33:48,083
‫بهت قول میدم.

292
00:35:00,443 --> 00:35:02,683
‫نمی‌دونم چطور آدمی بودی.

293
00:35:04,363 --> 00:35:07,043
‫ولی می‌دونم آدمی که تحسینش می‌کردم نبودی.

294
00:35:20,683 --> 00:35:23,643
‫من زورو شدم تا علت مرگ تو رو کشف کنم.

295
00:35:26,083 --> 00:35:28,483
‫ولی در این حین چیزه خیلی مهتری رو کشف کردم:

296
00:35:30,803 --> 00:35:32,443
‫اینکه می‌خوام چه کسی باشم.

297
00:35:37,363 --> 00:35:39,363
‫ من به ته و توی این قضیه هم می‌رسم.

298
00:35:41,203 --> 00:35:42,803
‫هر جور که شده.

299
00:36:03,683 --> 00:36:05,003
‫وایستا، وایستا.

300
00:36:35,803 --> 00:36:38,103
‫باز دوباره تو مزرعه واسه
‫خودت تنهایی آقایی می‌کنی.

301
00:36:39,963 --> 00:36:42,243
‫از کلاغ شب خواستم که حواسش بهت باشه.

302
00:36:44,483 --> 00:36:45,723
‫نه، برناردو.

303
00:36:46,163 --> 00:36:47,683
‫مرد نقاب‌دار به تنهایی کار نمی‌کنه.

304
00:36:49,363 --> 00:36:50,483
‫باشه؟

305
00:37:03,123 --> 00:37:04,403
‫نگران نباش.

306
00:37:04,923 --> 00:37:06,443
‫زود برمی‌گردم.

307
00:37:55,803 --> 00:37:57,243
‫اینجا چیکار می‌کنی؟

308
00:37:58,163 --> 00:38:00,963
‫اگه بهت بگم که دلم برات تنگ شده بود، دروغ گفتم.

309
00:38:01,123 --> 00:38:02,483
‫خب پس چرا اومدی...؟

310
00:38:02,643 --> 00:38:06,683
‫ما روس‌ها بیش از حد عاشق ‫تراژدی هستیم.

311
00:38:07,683 --> 00:38:09,683
‫و تراژدی تو، عشق من،

312
00:38:10,603 --> 00:38:12,363
‫وسوسه انگیزه.

313
00:38:14,523 --> 00:38:16,683
‫نگران نباش، کسی منو ندیدش.

314
00:38:18,603 --> 00:38:21,523
‫به هر حال، هنوزم یه مرد متاهلی.

315
00:38:23,803 --> 00:38:26,723
‫من دیگه بی‌آبرو شدم. فرقی با...

316
00:38:27,723 --> 00:38:29,683
‫من فرقی با یه مرده ندارم.

317
00:38:32,883 --> 00:38:35,003
‫تو هنوز زمان زیادی پیش روت داری.

318
00:38:57,403 --> 00:38:59,163
‫خدایا!
‫یکی کمک کنه!

319
00:39:06,963 --> 00:39:08,163
‫وایستید!

320
00:39:10,123 --> 00:39:11,683
‫اسلحه‌هاتون رو بندازید.

321
00:39:12,846 --> 00:39:14,683
‫از اسب‌هاتون پیاده بشید!

322
00:39:44,923 --> 00:39:46,523
‫یه خودکشی بسیار به موقع.

323
00:39:48,203 --> 00:39:50,363
‫به سلامتی رفتگانمون.

324
00:39:54,523 --> 00:39:56,523
‫بیشتر راجع به قبیله بهم بگو.

325
00:39:58,203 --> 00:39:59,803
‫می‌خواهی ملحق بشی؟

326
00:40:00,563 --> 00:40:03,843
‫خوب، شاید دوستی در حال حاضر تثبیت شده‌مون

327
00:40:04,363 --> 00:40:06,203
‫می‌تونه به رشدش ادامه بده

328
00:40:07,123 --> 00:40:11,443
و به اتحادی تبدیل بشه که
‫سرنوشت کالیفرنیا رو تغییر بده.

329
00:40:15,563 --> 00:40:16,883
‫خدا رو چه دیدی.

330
00:40:42,203 --> 00:40:46,523
‫[نیویورک دو ماه بعد]

331
00:40:46,770 --> 00:40:59,653
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

332
00:41:19,523 --> 00:41:21,483
‫<i>جناب وندروین عزیز.</i>

333
00:41:21,803 --> 00:41:23,519
‫<i>اسم من دیگو د لا وگا‌ست.</i>

334
00:41:23,603 --> 00:41:25,643
‫<i>من پسر الخاندرو د لا وگا هستم.</i>

335
00:41:25,843 --> 00:41:28,843
‫<i>من به نیویورک آمدم تا راجع به
‫ پدرم با شما صحبت کنم.</i>

336
00:41:28,963 --> 00:41:32,336
‫<i>متوجه شدم که شما دوست بودید و
‫با هم کسب و کاری داشتید.</i>

337
00:41:32,453 --> 00:41:34,544
‫<i>اگر بتونیم در زمانی که اوقات
‫ شما مساعد باشه ملاقات کنیم،</i>

338
00:41:34,569 --> 00:41:36,043
‫<i> بسیار سپاسگزار خواهم بود.</i>

339
00:41:36,483 --> 00:41:39,203
‫<i>با احترام، دیگو د لا وگا.</i>

340
00:41:42,883 --> 00:41:44,649
‫کل هتل رو بسوزونید.

341
00:41:44,766 --> 00:41:46,516
‫همراه با اون‌ها.

342
00:41:47,683 --> 00:41:48,966
‫هتل بزرگیه آقا.

343
00:41:49,066 --> 00:41:50,399
‫می‌دونم.

344
00:41:50,833 --> 00:41:52,616
‫بسوزونش.

