WEBVTT

Chapter 1
00:00:00.000 --> 00:00:10.000
<b><font color="#00abfd"> دانلود رایگان فیلم و سریال
..:: MiraMovie.org ::..</font></b>
<b><font color="#FFC947"> ..:: ZedMovie.com ::..</font></b>

Chapter 2
00:00:33.948 --> 00:00:37.497
‏ساده شروع کن
‏با چیزی شروع کن که می‌دونی درسته

Chapter 3
00:00:38.319 --> 00:00:42.392
‏اسم من "کتنیس اوردین"ـه
من ساکن منطقه‌ی دوازدهم

Chapter 4
00:00:42.491 --> 00:00:45.929
‏من تو مسابقات عطش بودم، فرار کردم

Chapter 5
00:00:46.029 --> 00:00:50.097
‏پیتا... پیتا جا موند

Chapter 6
00:00:53.667 --> 00:00:55.502
‏خانم اوردین؟

Chapter 7
00:00:56.002 --> 00:00:58.185
‏شما نمی‌تونید اینجا باشید

Chapter 8
00:00:59.240 --> 00:01:02.112
‏کابوس دیدم
‏فقط 5 دقیقه اجازه بدید

Chapter 9
00:01:02.411 --> 00:01:06.813
‏شما باید بخوابید
‏می‌تونیم کمکتون کنیم بخوابید

Chapter 10
00:01:07.781 --> 00:01:09.960
‏فقط 5 دقیقه مهلت بدید

Chapter 11
00:01:10.061 --> 00:01:11.563
‏نه

Chapter 12
00:01:14.456 --> 00:01:16.191
‏نه، خواهش می‌کنم، اینکارو نکنید
...‏فقط پنج دقیقه

Chapter 13
00:01:16.292 --> 00:01:20.694
‏به من دست نزنید
!‏نه! نه! ولم کنید

Chapter 14
00:02:17.718 --> 00:02:19.186
‏فینیک

Chapter 15
00:02:23.491 --> 00:02:27.026
‏من می‌خواستم برگردم دنبال پیتا و جوانا

Chapter 16
00:02:27.527 --> 00:02:29.431
..‏اما من

Chapter 17
00:02:29.532 --> 00:02:31.798
‏نمی‌تونستم تکون بخورم

Chapter 18
00:02:35.971 --> 00:02:39.338
‏اَنی هم دست اونا بود، اونا گرفتنش

Chapter 19
00:02:42.877 --> 00:02:44.562
..‏اون

Chapter 20
00:02:45.514 --> 00:02:46.947
‏اونم در کپیتولـه

Chapter 21
00:02:51.051 --> 00:02:53.520
‏آرزو می‌کنم ای کاش مُرده بود

Chapter 22
00:02:55.056 --> 00:02:58.457
‏ای کاش هم اونا و هم ما مُرده بودیم

Chapter 23
00:03:27.854 --> 00:03:29.491
‏خانم اوردین

Chapter 24
00:03:29.592 --> 00:03:32.895
،‏سرهنگ باگز هستم
‏فرمانده‌ی نیروهای امنیتی منطقه‌ی 13

Chapter 25
00:03:32.995 --> 00:03:36.866
‏می‌دونم که تازه مرخص شدید ولی رئیس جمهور کوین
‏تقاضای ملاقات با شما رو کردن

Chapter 26
00:03:36.966 --> 00:03:38.933
‏خبری شده؟

Chapter 27
00:03:39.033 --> 00:03:41.377
‏من اینجام تا فقط همراهیتون کنم

Chapter 28
00:04:13.001 --> 00:04:16.072
‏همیشه بهمون گفته بودن چیزی در منطقه‌ی 13 باقی نمونده

Chapter 29
00:04:16.172 --> 00:04:18.908
‏کپیتول اینجا رو با بمب با خاک یکسان کرد

Chapter 30
00:04:19.875 --> 00:04:23.242
‏اما ما نظامی هستیم و یاد گرفته‌ایم
‏که این پایین به بقامون ادامه بدیم

Chapter 31
00:04:23.745 --> 00:04:26.050
‏تدارک ببینیم و تمرین کنیم

Chapter 32
00:04:26.781 --> 00:04:28.540
‏جنگ هیچوقت برای ما متوقف نمیشه

Chapter 33
00:05:00.447 --> 00:05:04.286
‏خودشه، دختر آتشین

Chapter 34
00:05:04.387 --> 00:05:08.156
،‏خانم رئیس جمهور
‏زاغ مقلد رو خدمتتون معرفی می‌کنم

Chapter 35
00:05:08.257 --> 00:05:11.127
‏چه افتخاری نصیبم شده که شما رو ملاقات می‌کنم

Chapter 36
00:05:11.226 --> 00:05:15.764
‏تو دختر جوون شجاعی هستی
‏می‌دونم درکش چقدر سخته

Chapter 37
00:05:15.865 --> 00:05:19.367
‏حتی نمی‌تونم تصورش رو هم کنم که زندگی در
‏بی‌رحمی‌های اونجا چقدر سخته

Chapter 38
00:05:19.468 --> 00:05:23.105
‏کتنیس، ایشون رئیس جمهور آلما کوین هستن

Chapter 39
00:05:23.204 --> 00:05:26.574
‏خواهش می‌کنم اینو بدون که
‏چقدر خوش اومدی

Chapter 40
00:05:26.673 --> 00:05:31.687
‏امیدوارم بتونی کنار ما یه مقدار آرامش پیدا کنی
‏ما هم در منطقه‌ی 13 کسانی رو از دست دادیم

Chapter 41
00:05:32.014 --> 00:05:36.552
‏این تاریخه
‏درست همینجا روی این میز

Chapter 42
00:05:36.651 --> 00:05:39.826
‏عذر می‌خوام، ای کاش زمان بیشتری برای
‏بهبودی داشتی، اما متاسفانه

Chapter 43
00:05:39.925 --> 00:05:43.088
‏اما متاسفانه اینجا از چنین نعمتی محرومیم
‏خواهشم می‌کنم بشین

Chapter 44
00:05:43.625 --> 00:05:47.052
‏از اتفاقاتی که افتاده آگاهی کامل داری؟

Chapter 45
00:05:48.562 --> 00:05:51.966
‏وقتی تیرت رو به میدان نیرو شلیک کردی

Chapter 46
00:05:52.065 --> 00:05:54.569
‏یه ملت رو مبهوت کردی

Chapter 47
00:05:54.670 --> 00:05:59.709
‏باعث ایجاد شورش و قیام و درگیری در هفت منطقه شدی

Chapter 48
00:05:59.809 --> 00:06:02.177
‏ما معتقدیم اگه بتونیم این انرژی رو
‏برقرار نگه داریم

Chapter 49
00:06:02.278 --> 00:06:05.081
‏می‌تونیم مناطق رو علیه کپیتول متحد کنیم

Chapter 50
00:06:05.180 --> 00:06:08.016
‏اما اگه اینکارو نکنیم و اجازه
،‏از بین رفتنش رو بدیم

Chapter 51
00:06:08.117 --> 00:06:11.120
‏ممکنه مجبور بشیم 75 سال دیگه
‏منتظر چنین فرصتی بشیم

Chapter 52
00:06:11.220 --> 00:06:15.091
‏- تک تک افراد در منطقه‌ی 13 آماده این فرصت هستن
‏- پیتا چطور؟ زنده‌ست؟

Chapter 53
00:06:15.190 --> 00:06:18.827
‏نمی‌دونم، ولی ای کاش می‌دونستم

Chapter 54
00:06:18.927 --> 00:06:22.264
‏اما راهی برای برای ارتباط با عواملم
‏در داخل کپیتول وجود نداره

Chapter 55
00:06:22.363 --> 00:06:25.935
‏کپیتول همیشه مانع ارتباط بین مناطق بوده
‏

Chapter 56
00:06:26.035 --> 00:06:29.471
‏اما من سیستمشون رو خیلی خوب می‌شناسم

Chapter 57
00:06:29.572 --> 00:06:33.408
‏تونستم راهی برای نفوذ به سیستمشون پیدا کنم
‏این وسط فقط به یه پیغام عالی نیاز داریم

Chapter 58
00:06:33.509 --> 00:06:35.711
‏کتنیس، اینکاریه که الآن باید انجام بدیم

Chapter 59
00:06:35.810 --> 00:06:38.380
‏باید نشون بدیم که زاغ مقلد زنده‌ست
و حالش خوبه

Chapter 60
00:06:38.480 --> 00:06:41.483
‏و می‌خواد برخیزه و به این جنگ ملحق بشه

Chapter 61
00:06:41.983 --> 00:06:46.488
‏چون ما به تمامی مناطق نیاز داریم
‏تا علیه کپیتول قیام کنند

Chapter 62
00:06:46.588 --> 00:06:48.586
‏همونطور که خودت قیام کردی

Chapter 63
00:06:49.023 --> 00:06:53.995
‏پس می‌خوایم یه سری فیلم‌های تبلیغاتی
‏تهیه کنیم

Chapter 64
00:06:54.096 --> 00:06:57.300
‏فیلم‌های تبلیغاتی که دوست دارم بگم
‏از زاغ مقلد گرفته شده

Chapter 65
00:06:57.399 --> 00:06:59.302
‏می‌خوایم همه بفهمن

Chapter 66
00:06:59.401 --> 00:07:02.071
‏که می‌خوایم آتش این شورش رو شعله‌ور کنیم

Chapter 67
00:07:02.170 --> 00:07:04.874
‏آتشی که زاغ مقلد روشن کرد

Chapter 68
00:07:04.973 --> 00:07:07.410
‏شما اونجا ولش کردید

Chapter 69
00:07:07.509 --> 00:07:11.346
‏- شما پیتا رو تو زمین مسابقه ولش کردید تا بمیره
...‏- کتنیس، یه عالمه

Chapter 70
00:07:11.447 --> 00:07:13.247
‏پیتا باید کسی بود که زنده می‌موند

Chapter 71
00:07:13.348 --> 00:07:15.101
‏خانم اوردین

Chapter 72
00:07:16.517 --> 00:07:19.120
‏این انقلاب مربوط به همه‌ست

Chapter 73
00:07:19.221 --> 00:07:23.122
‏به همه‌مون مربوطه
‏فقط به یه صدا نیاز داریم

Chapter 74
00:07:24.192 --> 00:07:26.826
‏پس باید پیتا رو نجات میدادید

Chapter 75
00:07:34.903 --> 00:07:37.069
‏شاید بهتر بود به جای دختره،
‏پسره رو نجات می‌دادی

Chapter 76
00:07:37.471 --> 00:07:39.098
‏اوه، نه

Chapter 77
00:07:40.341 --> 00:07:44.512
‏نه، گوش کن
‏هیچ کس جز دختره از پسش برنمیاد

Chapter 78
00:07:44.612 --> 00:07:46.877
‏این همون دختری نیست که تو تعریفشو کرده بودی

Chapter 79
00:07:48.216 --> 00:07:52.487
‏به نظر میاد که باید شخصا بهش بفهمونیم و
‏یادش بیاریم که دشمن واقعی کیه

Chapter 80
00:07:52.588 --> 00:07:54.290
‏اون می‌دونه دشمن کیه
‏مشکل ما این نیست

Chapter 81
00:07:54.389 --> 00:07:56.488
‏مگر اینکه یادش رفته باشه

Chapter 82
00:07:57.391 --> 00:07:59.959
‏باید یه چیزایی رو بهش بگیم
‏و یه چیزایی رو نشونش بدیم

Chapter 83
00:08:01.093 --> 00:08:03.598
‏باید نشونش بدیم کپیتول با منطقه‌ی 12 چیکار کرده

Chapter 84
00:08:03.697 --> 00:08:07.767
‏اون نمی‌تونه هضمش کنه
‏مسابقات به حد کافی نابودش کرده

Chapter 85
00:08:08.903 --> 00:08:11.670
‏این تنها انتخابیه که دارید

Chapter 86
00:08:11.872 --> 00:08:15.110
‏مردم همیشه اونطوری که انتظار دارید
ظاهر نمیشن، خانم رئیس جمهور

Chapter 87
00:08:15.209 --> 00:08:18.922
‏اما اون خشم، اون خشمی که به مبارزه طلبی
‏منجر میشه، همون چیزیه که ما می‌خوایم

Chapter 88
00:08:19.021 --> 00:08:22.285
‏و می‌تونیم بهش سمت و سو بدیم
‏باید مردمی رو اون بیرون متحد کنیم

Chapter 89
00:08:22.384 --> 00:08:25.887
‏که سال‌های سال کاری جز کشتن همدیگه در
‏میدان مسابقه نکردن

Chapter 90
00:08:25.987 --> 00:08:28.956
‏مجبوریم یه رهبر نمادین داشته باشیم

Chapter 91
00:08:29.357 --> 00:08:32.727
‏مردم از اون پیروی می‌کنن
‏اون چهره‌ی انقلابه

Chapter 92
00:08:32.827 --> 00:08:34.794
‏اجازه بده ببینه چیکار کردن
‏بذار بره خونه

Chapter 93
00:08:37.565 --> 00:08:39.331
‏بفرستش

Chapter 94
00:09:05.759 --> 00:09:07.793
‏باورم نمیشه داری چنین کاری می‌کنی

Chapter 95
00:09:09.129 --> 00:09:10.633
‏می‌تونی بگی نه

Chapter 96
00:09:10.832 --> 00:09:13.433
‏باید به شخصه ببینم

Chapter 97
00:09:14.101 --> 00:09:15.735
‏از این طرف

Chapter 98
00:10:12.393 --> 00:10:16.328
،‏منطقه‌ی 13 همه چیز رو بررسی کرده
‏جات امنه

Chapter 99
00:10:18.099 --> 00:10:20.668
‏مطمئنی نمی‌خوای باهات بیایم؟

Chapter 100
00:10:20.869 --> 00:10:23.503
‏آره، مطمئنم

Chapter 101
00:10:26.740 --> 00:10:29.142
‏از بالا حواسمون بهت هست

Chapter 102
00:13:59.320 --> 00:14:00.874
‏فکرشو می‌کردم

Chapter 103
00:14:04.258 --> 00:14:06.061
‏هی

Chapter 104
00:14:06.260 --> 00:14:07.994
!‏یالا

Chapter 105
00:14:09.964 --> 00:14:11.297
‏نمی‌خوای پریم رو ببینی؟

Chapter 106
00:14:12.866 --> 00:14:16.400
‏بفرما،‌ داری دلمو می‌شکنی

Chapter 107
00:15:25.206 --> 00:15:27.038
‏اجیریا

Chapter 108
00:15:30.543 --> 00:15:32.378
‏باید این جملات رو تصحیح کنیم

Chapter 109
00:15:33.514 --> 00:15:35.884
‏من اسم شورش رو به زبون نمیارم

Chapter 110
00:15:35.984 --> 00:15:39.220
‏این‌ها اقداماتی احمقانه و از روی نافرمانی هستن

Chapter 111
00:15:39.320 --> 00:15:41.086
‏و من بهشون رسمیت نمی‌بخشم

Chapter 112
00:15:42.556 --> 00:15:45.390
" ‏خب ما بهشون میگیم " مجرم

Chapter 113
00:15:48.495 --> 00:15:49.697
‏افراطی

Chapter 114
00:15:52.400 --> 00:15:56.369
‏وگرنه قانون قدیمی من رو می‌شکونیم

Chapter 115
00:15:57.238 --> 00:16:00.306
‏هیچوقت نذار خونریزی کردنت رو ببینن

Chapter 116
00:16:02.743 --> 00:16:04.822
،‏شهروندان

Chapter 117
00:16:05.346 --> 00:16:10.682
‏امشب کل پانم مخاطب صحبت‌های من هستند

Chapter 118
00:16:11.519 --> 00:16:13.755
،‏از زمان روزهای تاریک

Chapter 119
00:16:13.855 --> 00:16:17.960
‏پانم منطقه‌ای همراه با صلحی بی‌سابقه بوده

Chapter 120
00:16:18.059 --> 00:16:21.462
‏این صلح بر اساس همکاری

Chapter 121
00:16:21.562 --> 00:16:24.524
‏و احترام به قانون و مقررات به وجود اومده

Chapter 122
00:16:25.833 --> 00:16:28.302
‏طی هفته‌های اخیر اخباری در مورد
‏خشونت‌هایی پراکنده

Chapter 123
00:16:28.403 --> 00:16:33.607
،‏که در پی حرکات افراد افراطی در "ربع سرکوب" بوده
‏شنیده‌ایم

Chapter 124
00:16:34.107 --> 00:16:37.446
،‏کسانی که این راه ویرانگر را انتخاب می‌کنند

Chapter 125
00:16:37.546 --> 00:16:39.947
‏بدانید که این رفتار شما به خاطر عدم فهمتان

Chapter 126
00:16:40.048 --> 00:16:44.186
‏از طریقه‌ی نجات ما در کنار همدیگر بوده

Chapter 127
00:16:44.285 --> 00:16:46.486
‏این یک قرارداده

Chapter 128
00:16:46.989 --> 00:16:52.559
‏هر منطقه مایحتاج کپیتول رو تامین می‌کنه
مثل خون برای قلب

Chapter 129
00:16:52.659 --> 00:16:58.133
‏و در عوض کپیتول قانون و امنیت رو براتون
‏برقرار می‌کنه

Chapter 130
00:16:58.332 --> 00:17:00.969
‏سرپیچی از کار

Chapter 131
00:17:01.068 --> 00:17:04.905
‏کل سیستم رو به خطر میندازه

Chapter 132
00:17:05.006 --> 00:17:08.609
‏کپیتول قلب تپنده‌ی پانم محسوب میشه

Chapter 133
00:17:08.710 --> 00:17:11.980
‏هیچ کس بدون قلب نمی‌تونه زنده بمونه

Chapter 134
00:17:12.880 --> 00:17:15.913
‏این مجرمینی که در مقابلتون زانو زده‌اند

Chapter 135
00:17:16.148 --> 00:17:19.520
‏از نماد‌هایی به منظور آشوب استفاده کرده‌اند

Chapter 136
00:17:19.621 --> 00:17:24.589
‏که به همین خاطر تمامی شمایل
‏مربوط به زاغ مقلد از این لحظه جرم است

Chapter 137
00:17:26.027 --> 00:17:28.997
‏و به همراه داشتن آن به منزله‌ی خیانت محسوب می‌شود

Chapter 138
00:17:29.096 --> 00:17:31.462
‏و جزای آن مرگ است

Chapter 139
00:17:32.398 --> 00:17:35.067
‏عدالت باید به سرعت اجرا شود

Chapter 140
00:17:35.568 --> 00:17:38.740
‏و نظم و قانون به سرعت بازگردد

Chapter 141
00:17:39.040 --> 00:17:42.688
‏خطاب به کسانی که هشدارهای
‏تاریخ را نادیده گرفته‌اند، می‌گویم

Chapter 142
00:17:48.682 --> 00:17:52.753
‏آماده‌ی پرداخت بهای نهایی باشید

Chapter 143
00:18:37.631 --> 00:18:41.036
‏چیزی نیست، ‏ما روبراهیم

Chapter 144
00:18:41.435 --> 00:18:43.304
‏حالا همه‌مون اینجاییم

Chapter 145
00:18:43.403 --> 00:18:45.002
!‏باترکاپ

Chapter 146
00:18:46.539 --> 00:18:48.489
‏قایمکی آوردمش داخل

Chapter 147
00:18:52.078 --> 00:18:54.113
‏ عکس بابا رو هم آوردم

Chapter 148
00:18:57.084 --> 00:18:59.785
‏و یه مقدار از علف‌هاتون رو از
‏آشپزخونه آوردم

Chapter 149
00:19:01.321 --> 00:19:03.657
‏اونا قوانین سفت و سختی دارن

Chapter 150
00:19:03.758 --> 00:19:06.248
‏نمیدونم اگه بفهمن اینجا گربه داریم
‏چیکار می‌کنن

Chapter 151
00:19:21.474 --> 00:19:24.013
‏باید سعی کنی یه چیزی بخوری

Chapter 152
00:19:36.557 --> 00:19:38.625
‏سلام، با عرض عصر بخیر

Chapter 153
00:19:38.726 --> 00:19:41.930
‏و خوش‌ آمد گویی خدمت تمامی پانم

Chapter 154
00:19:42.029 --> 00:19:46.167
‏من سزار فلیکر من هستم، و شما هر کسی
‏که هستید و هر کاری که دارید می‌کنید

Chapter 155
00:19:46.268 --> 00:19:49.903
‏اگه دارید کار می‌کنید، کارتون رو متوقف کنید
‏اگه دارید غذا می‌خورید، دست نگه دارید

Chapter 156
00:19:50.003 --> 00:19:54.409
‏چون امشب می‌خواید این رو ببینید

Chapter 157
00:19:54.509 --> 00:19:59.781
‏شایعات متعددی در مورد اتفاقاتی که در
‏ربع سرکوب افتاده، منتشر شده

Chapter 158
00:19:59.981 --> 00:20:04.586
‏و اینجا برای روشن کردن موضوع یه
‏مهمان کاملا ویژه داریم

Chapter 159
00:20:04.685 --> 00:20:09.256
‏لطفا به آقای پیتا ملارک خوش آمد بگید

Chapter 160
00:20:09.355 --> 00:20:11.358
‏پیتا، خیلی از مردم احساس می‌کنن

Chapter 161
00:20:11.459 --> 00:20:14.628
‏که در ظلمت هستند

Chapter 162
00:20:14.729 --> 00:20:17.265
‏آره، می‌دونم چه احساسی دارن

Chapter 163
00:20:17.365 --> 00:20:19.134
‏الآن وقتشه که همه چی رو برامون روشن کنی

Chapter 164
00:20:19.233 --> 00:20:22.237
‏برامون در مورد اتفاقات اون شب نهایی

Chapter 165
00:20:22.336 --> 00:20:24.905
‏و بحث برانگیز صحبت کن

Chapter 166
00:20:25.006 --> 00:20:29.811
‏خب، اول از همه، یه موضوعی رو باید بدونی
‏و اونم اینه که وقتی داخل مسابقه‌ای

Chapter 167
00:20:30.311 --> 00:20:34.214
‏- تنها یک آرزو داری که بهای گزافی هم داره
‏- زنده‌ای

Chapter 168
00:20:34.315 --> 00:20:36.617
‏-  بهای جونته
‏- از نظر من بیش از بهای جونه

Chapter 169
00:20:36.718 --> 00:20:38.153
‏منظورت چیه؟
‏چه چیزی از زندگیت مهم‌تره؟

Chapter 170
00:20:38.252 --> 00:20:42.589
‏منظور من اینه که کشتن آدم‌های بی‌گناه
‏بهایی گزاف‌تر از همه چیز داره

Chapter 171
00:20:42.690 --> 00:20:43.924
‏بله

Chapter 172
00:20:44.025 --> 00:20:47.628
‏پس تنها به یه آرزو پای‌بند می‌مونی

Chapter 173
00:20:47.929 --> 00:20:50.397
‏و اون شب تنها آرزوی من نجات کتنیس بود

Chapter 174
00:20:50.498 --> 00:20:51.865
‏بله

Chapter 175
00:20:51.965 --> 00:20:54.803
‏باید همون وقت که ازم خواست باهاش فرار می‌کردم

Chapter 176
00:20:54.903 --> 00:20:59.941
‏اما فرار نکردی، چرا؟
‏درگیر نقشه‌ی پیتی شده بودی؟

Chapter 177
00:21:00.240 --> 00:21:03.743
‏نه، درگیر بازی کردن نقش
‏یه متحد بودم

Chapter 178
00:21:03.844 --> 00:21:06.453
‏و بعدش ما رو از هم جدا کردن

Chapter 179
00:21:07.914 --> 00:21:09.181
‏و از اونجا کتنیس رو گم کردم

Chapter 180
00:21:10.951 --> 00:21:12.987
‏و بعدش اون ضربه‌ی صاعقه مانند

Chapter 181
00:21:13.086 --> 00:21:16.857
‏که باعث شد کل میدان نیروی اطراف زمین
‏منفجر بشه

Chapter 182
00:21:16.958 --> 00:21:22.050
‏آره، اما پیتا
‏کتنیس کسی بود که منفجرش کرد

Chapter 183
00:21:22.151 --> 00:21:23.498
‏- نه
‏- مگه فیلمش رو ندیدی

Chapter 184
00:21:23.597 --> 00:21:26.166
‏اون نمی‌دونسته که داره چیکار می‌کنه

Chapter 185
00:21:26.267 --> 00:21:29.804
‏هیچکدوم از ما نمی‌دونستیم نقشه‌ی بزرگتری
‏در حال تحققه

Chapter 186
00:21:29.903 --> 00:21:31.067
‏- واقعا فکرش رو نمی‌کردید؟
‏- نه

Chapter 187
00:21:31.167 --> 00:21:36.010
‏خیلی خب، پیتا، خیلیا هستن که می‌گن
‏این قضیه مشکوکه

Chapter 188
00:21:36.111 --> 00:21:40.382
‏میگن به نظر بخشی از یک شورش
‏به نظر میومده

Chapter 189
00:21:40.481 --> 00:21:44.185
‏فکر می‌کنی این نقشه‌ی خودش بود که
ممکن بود ‏به دست جوانا کشته بشه؟

Chapter 190
00:21:44.286 --> 00:21:46.954
‏یا این که ممکن بود به وسیله‌ی صاعقه
‏فلج بشه؟

Chapter 191
00:21:47.055 --> 00:21:51.292
‏نه، ما بخشی از هیچ شورشی نیستیم
‏ما اصلا نمی‌دونستیم اوضاع از چه قراره

Chapter 192
00:21:51.593 --> 00:21:55.363
‏خیلی خب، حرفتو باور می‌کنم
‏پیتا ملارک، ممنون

Chapter 193
00:21:55.462 --> 00:21:56.288
‏بله

Chapter 194
00:21:56.388 --> 00:21:58.700
‏می‌خواستم ازت تقاضا کنم در مورد
‏اغتشاشات هم صحبت کنی

Chapter 195
00:21:58.799 --> 00:22:02.703
‏- اما به نظر میاد خیلی ناراحتی
‏- نه، می‌تونم

Chapter 196
00:22:02.804 --> 00:22:04.405
‏- مطمئنی؟
‏- آره، صد البته

Chapter 197
00:22:04.506 --> 00:22:06.367
‏- ممنون
‏- بله

Chapter 198
00:22:10.611 --> 00:22:14.048
‏از هر کسی که داره این برنامه رو تماشا می‌کنه
‏تقاضا می‌کنم

Chapter 199
00:22:14.148 --> 00:22:17.451
‏تا دست نگه داره
‏و در مورد یه جنگ داخلی فکر کنه

Chapter 200
00:22:17.551 --> 00:22:22.246
‏در گذشته ما یکبار تا مرز انقراض رفتیم
‏با این حال که امروز تعداد کمتری هستیم

Chapter 201
00:22:22.346 --> 00:22:23.991
‏- اون یکی از اوناست
‏- این کاریه که واقعا می‌خوایم انجام بدیم؟

Chapter 202
00:22:24.092 --> 00:22:26.794
‏- اون یه خائنه
‏- همدیگه رو بکشیم؟

Chapter 203
00:22:26.894 --> 00:22:30.499
‏- کشت و کشتار راه حل نیست
‏- باورم نمیشه که داره این حرفارو میزنه

Chapter 204
00:22:30.598 --> 00:22:32.901
‏همه باید هر چه زودتر اسلحه‌هاشون رو زمین بذارن

Chapter 205
00:22:33.000 --> 00:22:35.869
‏- خائن
‏- اون از ما نیست

Chapter 206
00:22:35.970 --> 00:22:37.739
‏این خیانته

Chapter 207
00:22:38.138 --> 00:22:41.006
‏یعنی داری پیشنهاد آتش بس میدی؟

Chapter 208
00:22:41.272 --> 00:22:43.076
‏بله، همینطوره

Chapter 209
00:22:43.176 --> 00:22:45.212
‏- تو یه دست نشونده‌ای
!‏- دارش بزنید

Chapter 210
00:22:45.613 --> 00:22:49.017
‏از همه می‌خوام تا این خشونت احمقانه رو
‏تموم کنن

Chapter 211
00:22:49.116 --> 00:22:52.287
‏- این راه منتهی به تغییر نمیشه
‏- خائن

Chapter 212
00:22:52.386 --> 00:22:55.296
‏این راه منتهی به عدالت نیست

Chapter 213
00:23:18.345 --> 00:23:20.679
‏امکان آتش بس وجود نداره

Chapter 214
00:23:22.148 --> 00:23:24.383
‏نه بعد از همه کارایی که اسنو کرده

Chapter 215
00:23:25.719 --> 00:23:27.820
‏ممکنه پیتا امشب
‏آسیب بزرگی زده باشه

Chapter 216
00:23:28.020 --> 00:23:31.558
‏در اکثر مناطق، مردم از ملحق شدن به
‏جنبش می‌ترسن، اونا نیاز به قوت قلب دارن

Chapter 217
00:23:31.659 --> 00:23:33.444
‏پس فکر می‌کنی چرا اون حرفا رو زد؟

Chapter 218
00:23:35.563 --> 00:23:37.728
‏نمی‌دونم، شاید مجبورش کردن

Chapter 219
00:23:42.635 --> 00:23:45.002
‏سر و وضعش زیاد بد نبود

Chapter 220
00:23:46.973 --> 00:23:49.539
‏شاید برای محافظت ازت
‏یه جور معامله‌ای کرده

Chapter 221
00:23:52.479 --> 00:23:54.861
‏اون هنوزم داره بازی می‌کنه

Chapter 222
00:24:03.124 --> 00:24:05.690
!‏نه! نه! نه

Chapter 223
00:24:11.097 --> 00:24:14.236
‏ببخشید، فقط یه کابوس بود

Chapter 224
00:24:14.336 --> 00:24:16.902
‏چیزی نیست، منم زیاد کابوس می‌بینم

Chapter 225
00:24:20.707 --> 00:24:21.906
،‏پیتا

Chapter 226
00:24:23.844 --> 00:24:25.595
‏می‌تونی پیشم بمونی؟

Chapter 227
00:24:26.212 --> 00:24:27.778
‏آره

Chapter 228
00:24:39.759 --> 00:24:40.778
‏همیشه می‌تونم

Chapter 229
00:24:48.300 --> 00:24:49.867
‏هی

Chapter 230
00:24:50.935 --> 00:24:52.803
‏نمی‌تونی بخوابی؟

Chapter 231
00:25:11.258 --> 00:25:13.757
‏بگو چه خبره؟

Chapter 232
00:25:14.193 --> 00:25:18.172
‏من محرم اسرار خوبیم
‏حتی برای مامان

Chapter 233
00:25:24.037 --> 00:25:26.904
‏هیچکسی بیشتر از من از کپیتول متنفر نیست

Chapter 234
00:25:28.709 --> 00:25:32.576
‏و می‌خوام کمک کنم
‏اما باید بازم فکر کنم

Chapter 235
00:25:33.614 --> 00:25:37.075
،‏چون حتی اگه این جنگ رو هم ببریم
‏قراره چه بلایی سر پیتا بیاد؟

Chapter 236
00:25:38.050 --> 00:25:41.756
،‏می‌دونم جاش اونجا امن نیست
‏اما معلومه اینجا هم جاش زیاد امن نیست

Chapter 237
00:25:41.955 --> 00:25:45.792
‏فکر نمی‌کنم بدونی چقدر برای اونا مهمی

Chapter 238
00:25:45.893 --> 00:25:49.627
‏هر چی ازشون می‌خوای فقط اراده کن

Chapter 239
00:25:50.696 --> 00:25:53.400
‏می‌تونی هر چی بخوای ازشون طلب کنی

Chapter 240
00:25:53.500 --> 00:25:56.270
‏مجبورن موافقت کنن

Chapter 241
00:25:56.371 --> 00:25:59.137
،‏فکر کنم شبای بیشتری هم بیدارت کنم
‏اردک کوچولو

Chapter 242
00:26:01.273 --> 00:26:03.174
‏حالا بگیر یه کم بخواب

Chapter 243
00:26:04.544 --> 00:26:06.079
‏تو هم همینطور

Chapter 244
00:26:12.685 --> 00:26:14.689
‏ممنون که تقاضای ملاقات منو پذیرفتید

Chapter 245
00:26:15.288 --> 00:26:18.058
‏من تصمیم گرفتم زاغ مقلد شما باشم

Chapter 246
00:26:18.159 --> 00:26:21.692
‏اما یه شرایطی دارم

Chapter 247
00:26:27.366 --> 00:26:31.605
‏پیتا و سایر برندگان یعنی
‏جوانا میسون و آنی کرستا

Chapter 248
00:26:31.705 --> 00:26:34.208
‏در سریع‌ترین فرصت ممکن از اونجا
‏نجات داده میشن

Chapter 249
00:26:34.307 --> 00:26:39.113
‏و اگه پیتا آزاد شد به صورت بدون شرط و کامل
‏بخشیده میشه

Chapter 250
00:26:39.212 --> 00:26:44.213
‏هیچ مجازاتی برای وی اعمال نمیشه
‏و این شرط برای سایر برندگان هم دلالت می‌کنه

Chapter 251
00:26:47.887 --> 00:26:49.045
‏نه

Chapter 252
00:26:50.123 --> 00:26:52.626
‏تقصیر اونا نیست که توی زمین ولشون کردید

Chapter 253
00:26:52.727 --> 00:26:55.028
‏اونا دارن حرفایی میزنن و کارایی می‌کنن تا فقط بتونن
‏زنده بمونن

Chapter 254
00:26:55.127 --> 00:26:57.699
‏اشخاص در منطقه ی 13 درخواستی نمی‌کنن

Chapter 255
00:26:57.798 --> 00:27:01.535
‏دادگاهی برگذار میشه و قضاوتی عادلانه
‏برقرار خواهد بود

Chapter 256
00:27:01.634 --> 00:27:03.201
‏ممنون

Chapter 257
00:27:04.304 --> 00:27:06.307
‏برندگان باید مصونیت داشته باشن

Chapter 258
00:27:06.406 --> 00:27:09.877
‏و شما این رو در برابر تمامی مردم منطقه‌ی 13
‏اعلام می‌کنید

Chapter 259
00:27:09.978 --> 00:27:12.646
‏شما و دولتت مسئولیت این امر رو می‌پذیری

Chapter 260
00:27:12.747 --> 00:27:15.115
‏وگرنه میری سراغ یه زاغ مقلد دیگه

Chapter 261
00:27:15.215 --> 00:27:18.553
‏خودشه، خودشه، همینجا

Chapter 262
00:27:18.653 --> 00:27:22.423
‏این همون چیزی نیست که قولش رو داده بود؟
‏اون لباسش رو به تن می‌کنه

Chapter 263
00:27:22.523 --> 00:27:25.093
‏یه کم تیراندازی و دود در پس زمینه

Chapter 264
00:27:25.192 --> 00:27:26.924
‏زاغ مقلد ما

Chapter 265
00:27:28.095 --> 00:27:31.766
‏خانم رئیس جمهور، ما داریم شکست می‌خوریم
‏چون مردم دارن قوت قلبشون رو از دست میدن

Chapter 266
00:27:31.865 --> 00:27:34.801
،‏این ارزش ریسک داره
‏دختره ارزش ریسک داره

Chapter 267
00:27:34.902 --> 00:27:37.372
‏عفو و محاکمه و قدرت مردم

Chapter 268
00:27:37.471 --> 00:27:40.842
..‏همه‌ی اینا می‌تونن پایه‌ی پانم جدید باشن اما

Chapter 269
00:27:40.942 --> 00:27:45.876
‏اما من فکر می‌کنم در زمان جنگ حتی شریف‌ترین
‏اهداف رو میشه منعطف کرد، درسته؟

Chapter 270
00:27:50.349 --> 00:27:53.417
‏شرط دیگه‌ای هم داری؟

Chapter 271
00:27:58.190 --> 00:28:00.558
‏خواهرم بتونه گربه‌ش رو نگه داره

Chapter 272
00:28:15.508 --> 00:28:17.195
‏بزن به چاک

Chapter 273
00:28:21.548 --> 00:28:23.914
‏دوباره وقت ملاقاته؟

Chapter 274
00:28:25.384 --> 00:28:26.817
،‏خانم ترینکت

Chapter 275
00:28:28.188 --> 00:28:30.223
‏این در رو می‌بینید

Chapter 276
00:28:30.324 --> 00:28:33.027
‏از داخل هم باز میشه

Chapter 277
00:28:33.426 --> 00:28:36.865
‏بهتون که گفته بودم، اینجا مثل سایر اتاق‌های دیگه
‏واسه زندگیه

Chapter 278
00:28:37.065 --> 00:28:40.700
،‏شما زندانی نیستید
‏می‌تونید به سایر مردم منطقه‌ی 13 ملحق بشید

Chapter 279
00:28:41.500 --> 00:28:45.205
‏نه با این سر و وضع
‏خیلی ممنون

Chapter 280
00:28:45.306 --> 00:28:48.307
،‏ما مشکل بزرگتری از لباس شما داریم
‏خانم ترینکت

Chapter 281
00:28:48.407 --> 00:28:50.178
‏کتنیس قبول کرده که زاغ مقلد باشه

Chapter 282
00:28:50.453 --> 00:28:54.382
‏- دختر بیچاره
‏- و دختر آتشینت خاموش شده

Chapter 283
00:28:54.481 --> 00:28:56.948
‏ازت می‌خوام به این تیم ملحق بشی

Chapter 284
00:28:57.349 --> 00:29:00.688
‏- به یه نفر که مورد اعتمادش باشه نیاز دارم
‏- هیمیچ چطور؟

Chapter 285
00:29:00.788 --> 00:29:03.657
‏اون یه مایل اونطرف تر داره الکل رو ترک می‌کنه

Chapter 286
00:29:03.758 --> 00:29:07.227
‏کمک به شورشی‌ها تخصص من نیست

Chapter 287
00:29:07.326 --> 00:29:12.032
‏خانم ترینکت، روزهای شما در کپیتول به سر اومده

Chapter 288
00:29:12.133 --> 00:29:14.403
‏مهم نیست اینجا چه خبره

Chapter 289
00:29:14.835 --> 00:29:17.872
،‏اگه می‌خوای نقش یه زندانی جنگی رو بازی کنی
‏ایرادی نداره

Chapter 290
00:29:17.971 --> 00:29:22.141
!‏همینجا بمون تا بپوسی
‏یه نفر دیگه رو برای همراهی زاغ مقلد پیدا می‌کنم

Chapter 291
00:29:23.275 --> 00:29:24.343
‏کی رو؟

Chapter 292
00:29:27.750 --> 00:29:31.415
‏هر کسی قابل جایگزینه

Chapter 293
00:29:32.251 --> 00:29:34.618
‏نه برای زاغ مقلدتون

Chapter 294
00:29:36.056 --> 00:29:40.224
‏هیچ کس تو این زندان نیست که کوچکترین اطلاعاتی
‏در مورد کتنیس داشته باشه

Chapter 295
00:29:42.494 --> 00:29:47.867
‏فکر کردی یکی از این غارنشین‌ها می‌تونه جای
‏من رو بگیره؟

Chapter 296
00:29:47.968 --> 00:29:49.634
‏نه

Chapter 297
00:30:05.151 --> 00:30:06.987
‏عصر بخیر

Chapter 298
00:30:07.386 --> 00:30:10.204
‏ممنونم که برنامه‌تون رو متوقف کردید

Chapter 299
00:30:10.625 --> 00:30:13.528
...‏از پیش برنامه‌ای برای جبران این وقفه

Chapter 300
00:30:13.627 --> 00:30:15.630
‏به سختی این اطراف بچه‌ای رو می‌بینم

Chapter 301
00:30:15.730 --> 00:30:17.431
...‏لطفا با یگانتون موضوع رو بررسی کنید

Chapter 302
00:30:17.530 --> 00:30:20.667
‏خیلیاشون چندسال پیش طی یه بیماری
‏واگیردار مُرده‌ان

Chapter 303
00:30:20.768 --> 00:30:23.936
... ‏- اعلانیه برای شهروندان منطقه‌ی 13
‏- کوین هم خانواده‌ش رو از دست داده

Chapter 304
00:30:24.037 --> 00:30:25.605
‏دختر و همسرش رو

Chapter 305
00:30:25.705 --> 00:30:28.342
‏و مهمانان عزیزمون از منطقه‌ی 12 آماده کرده‌ام

Chapter 306
00:30:28.442 --> 00:30:32.846
‏کتنیس اوردین قبول کرده تا رهبر جنبش ما باشه

Chapter 307
00:30:32.946 --> 00:30:36.950
‏تا در متحد کردن مناطق علیه کپیتول کمکمون کنه

Chapter 308
00:30:37.049 --> 00:30:42.756
‏در عوض من به ایشون وعده‌هایی دادم

Chapter 309
00:30:43.155 --> 00:30:47.996
‏اول از همه، ما از هر فرصتی برای آزاد کردن برندگانی که در

Chapter 310
00:30:48.195 --> 00:30:50.847
‏کپیتول اسیر هستند،‌ استفاده خواهیم کرد

Chapter 311
00:30:51.530 --> 00:30:52.964
،‏پیتا ملارک

Chapter 312
00:30:55.968 --> 00:30:58.005
،‏جوانا میسون

Chapter 313
00:30:58.105 --> 00:31:02.373
‏- فینیک، من توی معامله انی رو هم گفتم
‏- و انی کرستا

Chapter 314
00:31:02.709 --> 00:31:07.048
‏و زمانی که آزاد بشن از هر جرم و جنایتی که علیه

Chapter 315
00:31:07.147 --> 00:31:09.866
جنبش انقلابی مرتکب شده‌اند، بخشیده میشن

Chapter 316
00:31:11.017 --> 00:31:12.519
‏خوبه

Chapter 317
00:31:12.819 --> 00:31:15.185
‏خوبه، کتنیس

Chapter 318
00:31:16.655 --> 00:31:20.694
‏اگر کتنیس اوردین در عمل به وظایفش
‏ناموفق باشه

Chapter 319
00:31:20.894 --> 00:31:22.762
‏قرار لغو خواهد شد

Chapter 320
00:31:22.863 --> 00:31:27.932
،‏ممنون بابت توجهتون
‏لطفا به برنامه‌ی روزانه‌تون ادامه بدید
‏

Chapter 321
00:31:31.253 --> 00:31:33.723
‏- خانم رئیس جمهور
‏- افی ترینکت

Chapter 322
00:31:33.824 --> 00:31:35.358
‏به منطقه‌ی 13 خوش اومدی

Chapter 323
00:31:35.459 --> 00:31:38.594
‏خانم رئیس جمهور باید بگم صحبتاتون خیلی

Chapter 324
00:31:39.362 --> 00:31:41.070
‏مختصر بود

Chapter 325
00:31:41.531 --> 00:31:43.333
‏از نظر شما حرف بیشتری
‏برای گفتن بود؟

Chapter 326
00:31:43.932 --> 00:31:47.270
‏- می‌تونم رک و پوس‌کنده بگم؟
‏- به نظر نمیاد غیر از این باشه

Chapter 327
00:31:47.471 --> 00:31:50.874
‏منظور من ترغیب کردن مردمه

Chapter 328
00:31:50.973 --> 00:31:54.045
‏نکته‌ی اصلی انقلاب‌ها اینه که
‏اول شعله‌ای کوچکی بودن

Chapter 329
00:31:54.144 --> 00:31:58.950
‏که باید با اندکی حرارت افروخته‌تر می‌شدند

Chapter 330
00:31:59.049 --> 00:32:02.191
‏ با یه مقدار اکسیژن-
‏- اکسیژن

Chapter 331
00:32:02.319 --> 00:32:04.788
‏یه راه خاموش کردنش اینه که
‏آتیش رو خفه کنی

Chapter 332
00:32:04.888 --> 00:32:07.701
‏یا تمام اکسیژن داخل اتاق رو مصرف کنی

Chapter 333
00:32:07.800 --> 00:32:09.390
‏عذر می‌خوام

Chapter 334
00:32:11.661 --> 00:32:15.529
‏می‌دونی چی به درد انقلاب می‌خوره؟
‏اون مو

Chapter 335
00:32:16.766 --> 00:32:17.833
‏افی؟

Chapter 336
00:32:23.705 --> 00:32:26.845
‏- اینجا چیکار می‌کنی؟
‏- من یه مهاجر سیاسیم

Chapter 337
00:32:27.444 --> 00:32:31.615
‏- پلوتارک نجاتت داد؟
‏- نجات؟ آره، اینا اینجوری می‌گن

Chapter 338
00:32:31.715 --> 00:32:34.451
‏جفتمون در تاریکی بودیم

Chapter 339
00:32:34.551 --> 00:32:37.954
‏حالا هم من محکوم شدم به زندگی
‏تو این لباس‌های سرهمی

Chapter 340
00:32:38.055 --> 00:32:40.659
‏خیلی خوشحالم که دوباره می‌بینمت

Chapter 341
00:32:43.625 --> 00:32:45.737
‏چنین جایی رو باور می‌کنی؟

Chapter 342
00:32:46.229 --> 00:32:48.625
‏دلم برای قهوه‌ تنگ شده

Chapter 343
00:32:49.265 --> 00:32:53.490
‏تا حالا جایی رو ندیده بودم که انقدر سخت گیری کنن

Chapter 344
00:32:53.590 --> 00:32:56.336
‏منظورم اینه که فکر می‌کردم در
‏جایگاه‌های بالاتر

Chapter 345
00:32:57.405 --> 00:33:01.178
!‏یه کم اوضاع فرق کنه
‏دلم برای کلا گیسم تنگ شده

Chapter 346
00:33:01.278 --> 00:33:04.949
‏خدا رو شکر وقتی داشتم میومدم
‏یادم بود که هنوز اینا محبوبه

Chapter 347
00:33:05.048 --> 00:33:08.582
‏می‌دونی، از هر چیز قدیمی میشه
‏دوباره استفاده کرد

Chapter 348
00:33:09.251 --> 00:33:11.345
‏مثل مردم سالاری

Chapter 349
00:33:12.621 --> 00:33:15.089
‏که صحبتم رو می‌رسونه به اینجا

Chapter 350
00:33:23.500 --> 00:33:25.165
‏سینا

Chapter 351
00:33:27.537 --> 00:33:29.369
‏اون مُرده، مگه نه؟

Chapter 352
00:33:32.608 --> 00:33:34.142
‏آره، عزیزم

Chapter 353
00:33:38.013 --> 00:33:40.651
‏اون از پلوتارک قول گرفت تا
‏وقتی که خودت تصمیم بگیری زاغ مقلد باشی

Chapter 354
00:33:40.750 --> 00:33:43.785
‏اینا رو نشونت نده

Chapter 355
00:33:45.221 --> 00:33:48.788
‏اون از خطراتش مطلع بود، مثل خود ما

Chapter 356
00:33:50.693 --> 00:33:53.627
‏به این انقلاب ایمان داشت

Chapter 357
00:33:55.030 --> 00:33:56.799
‏به خود تو ایمان داشت

Chapter 358
00:33:56.900 --> 00:33:58.967
‏قشنگن

Chapter 359
00:34:00.903 --> 00:34:05.705
‏اونا دارنش
‏اونا لباس زاغ مقلد رو دارن

Chapter 360
00:34:07.108 --> 00:34:12.445
‏اینجا در منطقه‌ی 13 تیمی درست حسابی
‏برای آماده سازی نداریم

Chapter 361
00:34:12.782 --> 00:34:15.583
‏اما تو رو خوش لباس‌ترین شورشی تاریخ می‌کنیم

Chapter 362
00:34:19.621 --> 00:34:21.119
‏خیلی خب

Chapter 363
00:34:22.192 --> 00:34:23.509
‏چراغ‌ها رو روشن کن

Chapter 364
00:34:41.643 --> 00:34:43.378
‏آخرین ریزه کاری سینا

Chapter 365
00:34:47.650 --> 00:34:53.222
‏ همه می‌خوان ببوسنت، یا بکشنت
‏یا جای تو باشن

Chapter 366
00:34:53.623 --> 00:34:55.322
‏عالیه

Chapter 367
00:34:55.557 --> 00:34:57.094
‏واقعا عالیه

Chapter 368
00:34:57.193 --> 00:34:59.894
‏خیلی خب، زمینه رو بالا بیار

Chapter 369
00:35:07.170 --> 00:35:08.822
‏یه کم باد

Chapter 370
00:35:09.472 --> 00:35:12.409
‏خیلی خب، کتنیس، در حالی که روی
‏یک زانو نشستی شروع می‌کنیم

Chapter 371
00:35:12.510 --> 00:35:17.882
‏و هنگامی که بلند شدی، پرچمت رو در هوا می‌گیری
‏و جملاتت رو ادا می‌کنی

Chapter 372
00:35:17.981 --> 00:35:21.786
‏و به یاد داشته باش تو همین الآن به اطراف کپیتول
‏یورش بردی

Chapter 373
00:35:21.885 --> 00:35:23.920
‏دست در دست خواهران و برادرانت

Chapter 374
00:35:24.021 --> 00:35:25.219
‏خیلی خب

Chapter 375
00:35:26.222 --> 00:35:28.362
‏هر وقت آماده بودی بگو

Chapter 376
00:35:31.793 --> 00:35:35.596
مردم پانم، ما می‌جنگیم، ما مبارزه می‌کنیم
...ما

Chapter 377
00:35:37.766 --> 00:35:38.869
اون دیالوگ هاشو بلده؟

Chapter 378
00:35:38.969 --> 00:35:40.471
بلدم. یادمه. شرمنده -
خیلی‌خب، حلّه -

Chapter 379
00:35:40.570 --> 00:35:42.440
دوباره ضبط می‌کنیم -
اون داره آماده میشه -

Chapter 380
00:35:42.539 --> 00:35:45.342
خیلی‌خب. با انرژی باش
برو

Chapter 381
00:35:46.043 --> 00:35:51.882
مردم پانم، ما می‌جنگیم! ما برای پایان دادن به
این عطش بخاطر عدالت مبارزه می‌کنیم

Chapter 382
00:35:52.282 --> 00:35:54.452
!تو که تازه تو جنگ بودی

Chapter 383
00:35:54.552 --> 00:36:00.121
.شرمنده. عصبانیتم رو ببخشین
تو که تازه تو جنگ بودی

Chapter 384
00:36:00.623 --> 00:36:03.757
بیاین دوباره امتحان کنیم. هروقت آماده بودی
شروع کن

Chapter 385
00:36:04.594 --> 00:36:06.697
!مردم پانم، ما می‌جنگیم

Chapter 386
00:36:06.797 --> 00:36:12.166
ما برای پایان دادن به
این عطش بخاطر عدالت مبارزه می‌کنیم

Chapter 387
00:36:22.579 --> 00:36:26.746
و اینجوری دوستان من، انقلاب از بین میره

Chapter 388
00:36:30.186 --> 00:36:32.152
سلام کتنیس

Chapter 389
00:36:35.090 --> 00:36:37.358
اینجور با یه رفیق قدیمی احوالپرسی می‌کنی؟

Chapter 390
00:36:38.427 --> 00:36:40.695
احتمالاً چون مست نیستی نشناختمت

Chapter 391
00:36:42.164 --> 00:36:45.398
فکر کنم احساس بدم رو ظاهرم نشون میده

Chapter 392
00:36:46.804 --> 00:36:49.507
!مردم پانم، ما می‌جنگیم

Chapter 393
00:36:49.606 --> 00:36:54.175
ما برای پایان دادن به
این عطش بخاطر عدالت مبارزه می‌کنیم

Chapter 394
00:37:04.054 --> 00:37:06.289
،خانم رئیس جمهور

Chapter 395
00:37:06.389 --> 00:37:08.960
اگه میشه اجازه بدین مطالبی رو بگم

Chapter 396
00:37:09.059 --> 00:37:14.764
بیاین به جاهایی فکر کنیم که در اون
کتنیس اوردین شما رو تحت تاثیر قرار داد

Chapter 397
00:37:14.864 --> 00:37:20.070
نه به جایی که شما به مدل موی اون حسودی کردین
یا وقتی که لباسش آتش گرفت

Chapter 398
00:37:20.170 --> 00:37:23.106
یا تیری که به زیبایی به هدف زد

Chapter 399
00:37:23.206 --> 00:37:26.809
و نه جایی که بخاطر پیتا از کتنیس خوشتون اومد

Chapter 400
00:37:26.909 --> 00:37:32.547
نه، می‌خوام به اون موقعی فکر کنین که اون باعث شد
یه چیز واقعی رو احساس کنین

Chapter 401
00:37:34.483 --> 00:37:37.655
مثلاً وقتی که تو مراسم دست‌چینی
به جای خواهرش داوطلب شد

Chapter 402
00:37:38.155 --> 00:37:40.588
مثال فوق‌العاده‌ای بود

Chapter 403
00:37:40.690 --> 00:37:42.264
خیلی‌خب

Chapter 404
00:37:42.726 --> 00:37:45.288
امیدوارم مطالب قبلی خیلی مهم نبوده باشه

Chapter 405
00:37:45.387 --> 00:37:49.565
" خب، " داوطلب شدن به جای خواهر

Chapter 406
00:37:49.666 --> 00:37:51.719
خوبه. دیگه چی؟

Chapter 407
00:37:51.818 --> 00:37:54.938
وقتی که یه آهنگ برای "رو" کوچولو خوند

Chapter 408
00:37:55.038 --> 00:37:58.208
آره. کسی  هست که با اون آهنگ بغضش نگرفته باشه؟

Chapter 409
00:37:58.309 --> 00:38:01.043
میدونی اِفی، بدون اون همه آرایش
بیشتر ازت خوشم میاد

Chapter 410
00:38:01.143 --> 00:38:03.476
اگه تو هم دائم الخمر نباشی
بیشتر ازت خوشم میاد

Chapter 411
00:38:04.280 --> 00:38:06.882
یا وقتی که " رو " رو به عنوان متحد انتخاب کرد

Chapter 412
00:38:06.983 --> 00:38:10.954
آره -
حالا نقطه اشتراک همه اینا چیه؟ -

Chapter 413
00:38:11.153 --> 00:38:13.255
!هیچکس به اون نگفته چیکار کنه

Chapter 414
00:38:13.356 --> 00:38:17.027
بدون هیچ منتی، آره. پس شاید بهتر باشه
اون رو به حال خودش بذاریم

Chapter 415
00:38:17.126 --> 00:38:19.262
و صورتش رو بشوریم

Chapter 416
00:38:19.362 --> 00:38:21.699
اون هنوز یه دختر جوونه، ولی کاری باهاش کردین
انگار 35 سالشه

Chapter 417
00:38:22.398 --> 00:38:26.836
مشخصه که انگیزه اون اینجا خودبخود خیلی کمه

Chapter 418
00:38:26.936 --> 00:38:31.242
یعنی داری پیشنهاد می‌کنی اونو
بذاریم وسط جنگ؟

Chapter 419
00:38:31.641 --> 00:38:33.610
من نمی‌تونم بذارم یه شهروند آموزش ندیده

Chapter 420
00:38:33.710 --> 00:38:37.447
.برای تبلیغات بره وسط میدان جنگ
اینجا که کپیتول نیست

Chapter 421
00:38:37.547 --> 00:38:40.384
دقیقاً پیشنهادم همینه. بذاریمش وسط میدان جنگ

Chapter 422
00:38:40.483 --> 00:38:43.320
نه، نمی‌تونیم ازش محافظت کنیم -
این باید کاملاً از درونش باشه -

Chapter 423
00:38:43.420 --> 00:38:48.092
مردم از همچین چیزی استقبال می‌کنن
شما یه نماد واسه انقلاب میخواین؟

Chapter 424
00:38:48.192 --> 00:38:50.693
نمیشه برای اینکار بهش آموزش بدیم
باور کنین. من می‌دونم

Chapter 425
00:38:50.793 --> 00:38:52.862
شاید جایی باشه که خطرش کمتر باشه

Chapter 426
00:38:52.963 --> 00:38:56.900
منطقه 8. هفته گذشته گزارش دادن اونجا بدجور بمباران
شده. دیگه اهداف نظامی‌ای باقی نمونده

Chapter 427
00:38:57.000 --> 00:39:01.086
نمی‌تونیم امنیتش رو تضمین کنیم -
شما هیچوقت نمی‌تونین امنیت منو تضمین کنین -

Chapter 428
00:39:01.704 --> 00:39:04.706
من می‌خوام برم -
و اگه کشته شدی چی؟ -

Chapter 429
00:39:06.007 --> 00:39:07.976
حتما ازش فیلم می‌گیرین

Chapter 430
00:39:11.813 --> 00:39:14.347
براتون چندتا سورپرایز دارم

Chapter 431
00:39:20.155 --> 00:39:22.188
شاید دلت بخواد یکیش رو امتحان کنی

Chapter 432
00:39:23.525 --> 00:39:27.128
اگه میخوای بخشی از تیم تبلیغاتی کتنیس باشی، پس
باید مثل قسمتی از تیم به نظر بیای

Chapter 433
00:39:41.010 --> 00:39:45.012
و این هم واسه توئه

Chapter 434
00:39:47.182 --> 00:39:51.137
پلوتارک خواسته که واسه تبلیغات اسلحه
...داشته باشی، اما

Chapter 435
00:39:51.237 --> 00:39:54.264
من نتونستم برات وسایل به روز نسازم

Chapter 436
00:39:56.726 --> 00:39:58.293
خیلی قشنگه

Chapter 437
00:40:00.563 --> 00:40:02.797
و اینجا رو ببین

Chapter 438
00:40:07.503 --> 00:40:12.576
.تیرهای معمولی، آتش زا و انفجاری
همه به رنگ‌های مختلف دسته‌بندی شدن

Chapter 439
00:40:13.175 --> 00:40:16.547
و به فینیک بگو

Chapter 440
00:40:16.646 --> 00:40:20.347
هروقت حاضر شد یه نیزه سه سر براش دارم

Chapter 441
00:40:20.916 --> 00:40:23.650
شاید اونو خوشحال... خوشحالش کنه

Chapter 442
00:40:25.688 --> 00:40:29.789
بهتره از تیر قرمز اینجا استفاده نکنیم

Chapter 443
00:40:47.175 --> 00:40:51.679
شما همه‌ی اینا رو داشتین و بعد گذاشتین مناطق
دست خالی از خودشون دفاع کنن؟

Chapter 444
00:40:52.347 --> 00:40:55.885
به این سادگی‌ هم نیست، کتنیس
ما به زور نجات پیدا کردیم

Chapter 445
00:40:55.985 --> 00:40:58.956
شرایط جوری نبود که بخوایم ضد حمله بزنیم

Chapter 446
00:40:59.255 --> 00:41:01.391
آره، می‌تونستیم کپیتول رو بمب‌باران کنیم
ولی اونا حداقل با دو برابر قدرت

Chapter 447
00:41:01.492 --> 00:41:04.364
تلافی میکردن
بعدش چی؟

Chapter 448
00:41:05.929 --> 00:41:08.632
اونوقت دیگه کسی نمی‌موند تا ادعای
پیروزی بکنه

Chapter 449
00:41:08.731 --> 00:41:13.000
حرفات کاملاً مثل حرفای پیتاست و بعد شما
اونو خائن خطاب کردین

Chapter 450
00:41:15.271 --> 00:41:17.137
از این سمت، سرباز

Chapter 451
00:41:18.438 --> 00:41:20.974
واسه رفتن جلوی دوربین کاملاً آماده‌ای

Chapter 452
00:41:23.144 --> 00:41:25.577
همکارت خوش‌تیپ نشده؟

Chapter 453
00:41:27.949 --> 00:41:29.601
بریم

Chapter 454
00:41:31.721 --> 00:41:33.583
به سلامت برگردین

Chapter 455
00:41:34.990 --> 00:41:37.393
سریع معرفی می‌کنم، کتنیس

Chapter 456
00:41:37.492 --> 00:41:40.931
این آدما راه طولانی رو تا اینجا طی کردن تا از
جنبش حمایت کنن. این کرسیداست

Chapter 457
00:41:41.030 --> 00:41:44.235
به نظر من یکی از بهترین کارگردان‌های آینده
کپیتول هست

Chapter 458
00:41:44.335 --> 00:41:48.038
البته تا وقتی که از اون گذشتم و اومدم اینجا. سلام -
سلام -

Chapter 459
00:41:48.137 --> 00:41:51.346
ببینیم چیکار میکنین
مراقب باشین

Chapter 460
00:41:52.007 --> 00:41:55.512
این دستیار من، مسالا هست -
دیدنتون باعث افتخاره -

Chapter 461
00:41:55.612 --> 00:41:58.715
و اون هم فیلمبردارت، کستور -
سلام -

Chapter 462
00:41:58.815 --> 00:42:00.514
و پولوکس

Chapter 463
00:42:02.719 --> 00:42:04.784
بشین و کمربندها رو ببندین

Chapter 464
00:42:11.226 --> 00:42:13.896
همه اهل کپیتول هستین؟
پلوتارک شما رو خارج کرد؟

Chapter 465
00:42:13.996 --> 00:42:16.166
انتظار نداشته باش حرف بزنه

Chapter 466
00:42:16.266 --> 00:42:19.969
اون یه شورشیه. کپیتول چند سال پیش
زبونش رو بریده

Chapter 467
00:42:20.070 --> 00:42:25.204
و نه، ما رو نجات ندادن، اگه منظورت اینه

Chapter 468
00:42:25.840 --> 00:42:28.179
ما همگی خودمون فرار کردیم. برای اینکار

Chapter 469
00:42:28.280 --> 00:42:31.079
برای تو

Chapter 470
00:43:02.644 --> 00:43:05.427
.باید خیلی سریع انجامش بدیم
بریم و زود برگردیم

Chapter 471
00:43:23.132 --> 00:43:24.894
راه بیفتین

Chapter 472
00:43:36.344 --> 00:43:38.449
پس تو زنده‌ای! مطمئن نبودیم زنده باشی

Chapter 473
00:43:38.548 --> 00:43:40.684
کتنیس، فرمانده پایلور از منطقه 8

Chapter 474
00:43:40.784 --> 00:43:42.585
کتنیس درحال بهبود یافتن بود، ولی خیلی
اصرار داشت که بیاد بیرون

Chapter 475
00:43:42.684 --> 00:43:45.253
و تعدادی از زخمی‌های شما رو ببینه -
خب، یه عالمه زخمی داریم -

Chapter 476
00:43:55.498 --> 00:43:58.000
و یه گورستان چندتا بلوک اونطرف‌تر، در
...سمت غرب داریم، ولی

Chapter 477
00:43:58.099 --> 00:44:01.003
ولی تعداد کافی نیرو واسه انتقال جنازه‌ها نداشتم

Chapter 478
00:44:01.103 --> 00:44:03.139
بیمارستان پشت پرده‌ست

Chapter 479
00:44:03.239 --> 00:44:05.541
و کوچیکترین امیدی که بتونی به اونا بدی، ارزشش
رو داره

Chapter 480
00:44:05.641 --> 00:44:08.579
کپیتول هرکاری از دستش برمیومد کرد تا
ما رو تسلیم کنه

Chapter 481
00:44:08.878 --> 00:44:11.248
از اینکه همه‌ی زخمی‌ها رو یه جا
نگه داشتین نگران نیستین؟

Chapter 482
00:44:11.347 --> 00:44:13.947
فکر کنم بهتر از این باشه که ولشون کنیم بمیرن

Chapter 483
00:44:14.047 --> 00:44:17.521
منظورم این نبود -
فقط یه همین راه‌حل رو داشتم -

Chapter 484
00:44:17.621 --> 00:44:20.653
اگه راه‌حل دیگه‌ای دارین، گوش میدم

Chapter 485
00:44:20.956 --> 00:44:22.922
اینجاست

Chapter 486
00:44:34.903 --> 00:44:38.739
.ازم اونجا فیلم نگیر
نمی‌تونم بهشون کمک کنم

Chapter 487
00:44:39.574 --> 00:44:42.208
فقط بذار صورتت رو ببینن

Chapter 488
00:44:58.260 --> 00:44:59.827
عذر میخوام

Chapter 489
00:45:05.501 --> 00:45:07.635
آره -
حالت خوبه؟ -

Chapter 490
00:45:08.802 --> 00:45:10.072
چیزی نیست. بیا
چیزی نیست

Chapter 491
00:45:10.172 --> 00:45:12.547
حواسم بهت هست. حواسم بهت هست
چیزی نیست

Chapter 492
00:45:42.503 --> 00:45:44.972
کتنیس اوردین؟

Chapter 493
00:45:48.409 --> 00:45:50.643
تو اینجا چیکار میکنی؟

Chapter 494
00:45:51.646 --> 00:45:54.333
اومدم شما رو ببینم

Chapter 495
00:45:55.317 --> 00:45:57.684
پس بچه چی میشه؟

Chapter 496
00:46:02.791 --> 00:46:06.342
از دستش دادم -
مبارزه میکنی، کتنیس؟ -

Chapter 497
00:46:08.697 --> 00:46:10.447
اومدی اینجا تا در کنار ما مبارزه کنی؟

Chapter 498
00:46:11.599 --> 00:46:13.233
آره

Chapter 499
00:46:14.601 --> 00:46:16.369
مبارزه میکنم

Chapter 500
00:46:36.057 --> 00:46:37.509
نزدیک‌تر

Chapter 501
00:46:38.027 --> 00:46:39.992
نزدیک‌تر، نزدیک‌تر

Chapter 502
00:46:48.103 --> 00:46:51.675
قربان، تعدادی از دوربین‌ها هنگام بمباران
صدمه دیدن

Chapter 503
00:46:51.775 --> 00:46:55.576
ولی تایید شده که اون کتنیس ـه

Chapter 504
00:46:58.614 --> 00:47:00.346
زوم کن

Chapter 505
00:47:06.655 --> 00:47:11.425
.اون به بازدید از یه بیمارستان موقت رفته بود
مطمئن نیستیم هنوز اونجاست یا نه

Chapter 506
00:47:14.996 --> 00:47:17.534
می‌تونیم هواپیما رو از مرز منطقه 11 به
اونجا بفرستیم

Chapter 507
00:47:17.634 --> 00:47:20.210
ممکنه بتونیم اونو هدف قرار بدیم

Chapter 508
00:47:22.038 --> 00:47:23.449
زخمی‌ها رو بکشین

Chapter 509
00:47:23.639 --> 00:47:25.284
قربان

Chapter 510
00:47:26.407 --> 00:47:29.309
تو خودت متن سخنرانی رو نوشتی، اجیریا

Chapter 511
00:47:29.878 --> 00:47:33.215
،هرگونه ارتباطی به نماد زاغ مقلد

Chapter 512
00:47:33.315 --> 00:47:35.476
ممنوعه

Chapter 513
00:47:36.085 --> 00:47:39.954
تمام افرادی که تو اون بیمارستان هستن
خیانت کردن

Chapter 514
00:47:41.757 --> 00:47:46.496
نشونشون بدین عاقبت دوستی با
!کتنیس اوردین چیه

Chapter 515
00:47:46.797 --> 00:47:49.565
مادرت با دیدن این فیلم خیلی بهت افتخار میکنه

Chapter 516
00:47:49.666 --> 00:47:54.070
این توی مناطق پخش میشه؟ -
قراره توی چشماشون حک بشه -

Chapter 517
00:47:54.371 --> 00:47:57.507
یه مشکلی هست -
چه مشکلی؟ -

Chapter 518
00:47:58.007 --> 00:47:59.976
چندتا بمب‌افکن‌از سمت شمال داره میاد

Chapter 519
00:48:00.376 --> 00:48:03.510
باید یه سرپناه پیدا کنیم -
یه پناهگاه اونجا هست -

Chapter 520
00:48:16.659 --> 00:48:18.891
مستقیم برین جلو و از پله‌ها برین پایین

Chapter 521
00:48:20.295 --> 00:48:21.878
!کتنیس

Chapter 522
00:48:21.978 --> 00:48:23.496
!کتنیس

Chapter 523
00:48:24.500 --> 00:48:26.298
!اوردین

Chapter 524
00:48:26.697 --> 00:48:28.199
!اوردین

Chapter 525
00:48:28.570 --> 00:48:30.237
گیل، از دیوار دور شو

Chapter 526
00:48:46.155 --> 00:48:47.865
حالت خوبه؟

Chapter 527
00:48:54.063 --> 00:48:55.505
برین کنار

Chapter 528
00:49:02.737 --> 00:49:05.739
دارن دنبال یه چیزی به جنوب میرن -
اونجا مسیر بیمارستانه -

Chapter 529
00:49:10.346 --> 00:49:13.447
اونا دارن دور میزنن. بیا

Chapter 530
00:49:51.853 --> 00:49:55.353
.اونجا بیمارستانه
اونا دارن بیمارستان رو هدف قرار میدن

Chapter 531
00:50:49.311 --> 00:50:51.146
کمک‌شون کنین

Chapter 532
00:50:51.347 --> 00:50:53.072
کمک‌شون کنین
بیارینشون بیرون

Chapter 533
00:50:55.583 --> 00:50:57.621
کتنیس؟

Chapter 534
00:50:57.820 --> 00:51:00.786
کتنیس، می‌تونی به همه بگی
چی میبینی؟

Chapter 535
00:51:04.025 --> 00:51:06.559
کتنیس، چی میخوای بگی؟

Chapter 536
00:51:16.572 --> 00:51:19.807
می‌خوام تمام شورشی‌ها بدونن من زنده‌ام

Chapter 537
00:51:19.907 --> 00:51:22.012
و تو منطقه 8 هستم

Chapter 538
00:51:22.112 --> 00:51:25.181
جایی که کپیتول همین الآن یه بیمارستان
رو بمب باران کرد

Chapter 539
00:51:25.282 --> 00:51:29.686
که پر از افراد غیرنظامی، زنان و کودکان بود

Chapter 540
00:51:30.286 --> 00:51:32.052
و همه رو کشتن

Chapter 541
00:51:34.255 --> 00:51:39.327
اگه حتی واسه یه لحظه فکر میکنین که کپیتول با ما
منصفانه رفتار خواهد کرد

Chapter 542
00:51:39.427 --> 00:51:41.530
دارین خودتون رو گول میزنین

Chapter 543
00:51:42.030 --> 00:51:44.980
چون ما می‌دونیم اونا کی هستن و
چیکار میکنن

Chapter 544
00:51:45.079 --> 00:51:49.836
!این کاریه که اونا می‌کنن
و ما باید باهاشون بجنگیم

Chapter 545
00:51:54.576 --> 00:51:57.547
من یه پیغام برای رئیس جمهور اسنو دارم

Chapter 546
00:51:57.646 --> 00:52:02.815
شما می‌تونین ما رو شکنجه کنین، بمب بارونمون کنید و
منطقه‌مون رو با خاک یکسان کنین

Chapter 547
00:52:03.952 --> 00:52:06.286
ولی میبینین؟

Chapter 548
00:52:06.989 --> 00:52:09.432
آتش داره شعله ور میشه

Chapter 549
00:52:09.824 --> 00:52:14.260
و اگه ما بسوزیم، شما هم باهامون میسوزین

Chapter 550
00:52:34.815 --> 00:52:37.554
ما می‌دونیم اونا کی هستن و
چیکار میکنن

Chapter 551
00:52:37.653 --> 00:52:40.456
!این کاریه که اونا می‌کنن

Chapter 552
00:52:40.556 --> 00:52:42.831
و ما باید باهاشون بجنگیم

Chapter 553
00:52:43.791 --> 00:52:47.230
شما می‌تونین ما رو شکنجه کنین، رو سرمون بمب بندازین

Chapter 554
00:52:47.530 --> 00:52:49.833
و منطقه‌مون رو با خاک یکسان کنین

Chapter 555
00:52:49.932 --> 00:52:51.701
ایمان پلوتارک به تو بیخود نبود

Chapter 556
00:52:51.800 --> 00:52:54.436
ولی میبینین؟ -
ممنونم -

Chapter 557
00:52:54.536 --> 00:52:57.373
آتش داره شعله ور میشه -
واسه شروع سخنرانی باهام بیا -

Chapter 558
00:52:57.474 --> 00:53:01.463
و اگه ما بسوزیم، شما هم باهامون میسوزین

Chapter 559
00:53:29.137 --> 00:53:33.172
هیچ پیشرفتی بدون توافق به دست نمیاد

Chapter 560
00:53:33.440 --> 00:53:36.909
هیچ پیروزی‌ای بدون فداکاری به دست نمیاد

Chapter 561
00:53:37.278 --> 00:53:40.449
،اما من اینجا در کنار زاغ مقلد ایستادم

Chapter 562
00:53:40.550 --> 00:53:44.851
تا اعلام کنم که زمان ما فرا رسیده

Chapter 563
00:54:10.045 --> 00:54:14.927
بیتی استفاده ما از امواج صوتی و تصویری رو
تا ده برابر افزایش داده

Chapter 564
00:54:15.050 --> 00:54:19.222
ما امشب این پیغام رو به تمام مناطق
مخابره می‌کنیم

Chapter 565
00:54:19.322 --> 00:54:25.215
صحبت‌های زاغ مقلد الهام‌بخش مردم خواهد بود
تا به این شورش بپیوندن

Chapter 566
00:54:25.315 --> 00:54:28.965
در کنار هم، متحدانی

Chapter 567
00:54:29.065 --> 00:54:31.231
بسیار قوی خواهیم بود

Chapter 568
00:54:33.335 --> 00:54:36.105
!هورا! هورا! هورا

Chapter 569
00:54:40.541 --> 00:54:43.110
تو دوست نداری تو یه مراسم تشییع جنازه
آهنگ مبارزه بشنوی، درسته؟

Chapter 570
00:54:45.280 --> 00:54:48.849
هر چقدر مردم بیشتری سمت ما باشن، به پیتا
و انی نزدیک‌تر میشیم

Chapter 571
00:54:51.686 --> 00:54:53.353
آره

Chapter 572
00:55:13.041 --> 00:55:18.648
به دستور رئیس جمهور اسنو، سهمیه تولید روزانه
افزایش یافته است

Chapter 573
00:55:18.748 --> 00:55:22.851
تمام شیفت‌های کاری دو ساعت افزایش
خواهد یافت

Chapter 574
00:55:22.952 --> 00:55:26.820
عدم دست‌یابی به سهمیه تعیین شده
قابل تحمل نخواهد بود

Chapter 575
00:55:27.054 --> 00:55:32.458
به دستور رئیس جمهور اسنو، سهمیه تولید روزانه
افزایش یافته است

Chapter 576
00:56:17.972 --> 00:56:21.673
اگه ما بسوزیم،شما هم باهامون میسوزین

Chapter 577
00:56:24.278 --> 00:56:25.786
!آره

Chapter 578
00:56:27.817 --> 00:56:29.449
!ایول

Chapter 579
00:56:50.105 --> 00:56:51.974
خبر خوبی دارم -
چی شده؟ -

Chapter 580
00:56:52.074 --> 00:56:53.840
کوین قبول کرده تا در سطح زمین شکار کنیم

Chapter 581
00:57:45.793 --> 00:57:48.469
اون حتی دیگه از ما نمیترسه

Chapter 582
00:57:50.032 --> 00:57:52.565
به این خاطره که قبلاً شکار نشدن

Chapter 583
00:57:54.501 --> 00:57:56.670
منصفانه نیست که شکارشون کنیم

Chapter 584
00:59:08.809 --> 00:59:10.635
میگن برگردیم

Chapter 585
00:59:25.260 --> 00:59:29.228
ازمون خواستن به فرماندهی بیایم -
خیلی‌خب. باید اینا رو بذارم سر جاش -

Chapter 586
00:59:34.333 --> 00:59:36.806
...قطعاً اون

Chapter 587
00:59:37.106 --> 00:59:39.242
پیشکش محبوب ما بود

Chapter 588
00:59:39.342 --> 00:59:43.478
...و فکر کنم این خیلی برای ما حیرت‌آور بود که

Chapter 589
00:59:43.579 --> 00:59:48.681
اون تو کپیتول بسیار محبوب بود

Chapter 590
00:59:49.148 --> 00:59:54.242
و فکر کنم برای تو، پیتا، خیلی باید
دردناک باشه

Chapter 591
00:59:54.623 --> 00:59:56.759
ای کاش می‌تونستم این شاخه گل رز رو بهت بدم، کتنیس

Chapter 592
00:59:56.858 --> 00:59:59.061
.تا همینجا هم خیلی تغییر کرده
چه بلایی دارن سرش میارن؟

Chapter 593
00:59:59.161 --> 01:00:04.086
رفتار محبت‌آمیزی هست در قبال دختری که الهام‌بخش
همچین خشونتی بوده

Chapter 594
01:00:04.400 --> 01:00:06.101
خیلی باید دوستش داشته باشی که
بتونی ببخشیش

Chapter 595
01:00:06.202 --> 01:00:08.271
داره میلرزه -
من که فکر نکنم بتونم ببخشمش -

Chapter 596
01:00:08.641 --> 01:00:12.007
...مگر اینکه، پیتا، تو فکر میکنی اون رو

Chapter 597
01:00:12.108 --> 01:00:17.376
مجبور به گفتن حرف‌هایی کردن که حتی
معنی‌شون رو هم نمیدونه، کردن

Chapter 598
01:00:19.114 --> 01:00:21.617
آره، آره، دقیقاً به همین فکر میکنم

Chapter 599
01:00:21.717 --> 01:00:25.822
حتی صداش هم فرق کرده -
فکر کنم دارن ازش استفاده میکنن تا -
شورشی‌ها رو تحریک کنن

Chapter 600
01:00:25.922 --> 01:00:29.858
شک دارم اون اصلاً بدونه چه اتفاقی داره میفته
و جریان از چه قراره

Chapter 601
01:00:29.958 --> 01:00:32.867
پیتا، من شک دارم حتی به اون اجازه بدن این برنامه
رو ببینه

Chapter 602
01:00:33.563 --> 01:00:36.264
ولی اگه داره این برنامه رو میبینه، چی
میخوای بهش بگی؟

Chapter 603
01:00:36.364 --> 01:00:40.632
به کتنیس اوردین، به کتنیس اوردین که یه موقع
خیلی محبوب بود. چی بهش میگی؟

Chapter 604
01:00:40.969 --> 01:00:43.539
می‌خوام بگم... می‌خوام بگم به
عقل خودش مراجعه کنه

Chapter 605
01:00:43.639 --> 01:00:45.284
بله

Chapter 606
01:00:48.376 --> 01:00:53.416
احمق نباش، کتنیس
میدونم که تو اصلاً نمیخواستی شورش بشه

Chapter 607
01:00:53.516 --> 01:00:59.646
کاری که تو بازی‌ها کردی قرار نبود
شروع این اتفاقات باشه

Chapter 608
01:01:00.155 --> 01:01:02.525
شورشی‌ها تو رو تبدیل به کسی کردن که
خودت نیستی

Chapter 609
01:01:02.625 --> 01:01:04.860
کسی که میتونه همه ما رو نابود کنه

Chapter 610
01:01:05.061 --> 01:01:08.797
...پس اگه قدرت یا توانایی داری

Chapter 611
01:01:08.898 --> 01:01:11.831
که اونا چیکار میکنن یا چطور ازت
...سوء استفاده میکنن

Chapter 612
01:01:13.001 --> 01:01:18.505
خواهش میکنم، خواهش میکنم ازشون بخواه این جنگ
رو قبل از اینکه خیلی دیر بشه متوقف کنن

Chapter 613
01:01:18.606 --> 01:01:23.476
و از خودت بپرس آیا میتونی به افرادی که باهاشون
کار میکنی اعتماد کنی یا نه؟

Chapter 614
01:01:25.179 --> 01:01:28.885
میدونی اونا واقعاً چی میخوان؟ -
باید جوابشونو بدیم -

Chapter 615
01:01:28.985 --> 01:01:34.423
ممنون، پیتا ملارک از اینکه حقایقی از زاغ مقلد رو
افشاء کردی

Chapter 616
01:01:34.523 --> 01:01:37.460
دیدی چه شکلی شده بود؟ -
من یه آدم بزدل دیدم -

Chapter 617
01:01:37.559 --> 01:01:40.086
تو روحتم خبر نداره که اون چی میکشه -
برام مهم نیست -

Chapter 618
01:01:40.186 --> 01:01:42.998
من هیچوقت چیزایی که اون گفت
رو نمیگم

Chapter 619
01:01:43.097 --> 01:01:45.432
حتی اگه شکنجه‌ام کنن یا یه تفنگ
روی سرم بذارن

Chapter 620
01:01:45.532 --> 01:01:48.503
این همون پیتایی هست که وقتی داشتی شلاق میخوردی
ازت دفاع کرد

Chapter 621
01:01:48.652 --> 01:01:52.054
نه، اون نیست. اون الآن فقط داره از خودش
دفاع میکنه

Chapter 622
01:01:53.592 --> 01:01:55.550
.کوین جلسه گذاشته
ما باید جوابشونو بدیم

Chapter 623
01:01:55.650 --> 01:01:58.228
از کِی تا حالا تو و کوین شدین " ما " ؟

Chapter 624
01:01:58.329 --> 01:02:01.458
هر کسی خودش اختیار داره
چطوری اون میتونه توی کپیتول بشینه

Chapter 625
01:02:01.559 --> 01:02:05.601
،و از آدمایی که خونه‌اش رو نابود کردن
و خانواده‌اش رو کشتن، دفاع کنه؟

Chapter 626
01:02:05.702 --> 01:02:07.168
اون خبر نداره

Chapter 627
01:02:08.172 --> 01:02:12.653
چطور میتونسته خبر دار بشه؟ هیچکس کاری که کپیتول
با منطقه 12 کرده رو ندیده

Chapter 628
01:02:12.943 --> 01:02:14.878
من باید بهشون نشون بدم

Chapter 629
01:02:29.860 --> 01:02:33.596
میخوام فیلم‌برداری رو با تو جلوی ساختمان عدالت
شروع کنم، باشه؟

Chapter 630
01:02:37.501 --> 01:02:39.536
بنگ. برداشت اول

Chapter 631
01:02:51.815 --> 01:02:54.472
کتنیس، بهمون بگو چه اتفاقی اینجا افتاده

Chapter 632
01:02:57.422 --> 01:02:59.958
ما همه اینجا وایساده بودیم

Chapter 633
01:03:04.128 --> 01:03:06.461
داشتیم بازی رو میدیدم که تو اون تیر
رو شلیک کردی

Chapter 634
01:03:07.865 --> 01:03:11.853
.نمایشگرها خاموش شد
هیچکس نمیدونست چه اتفاقی افتاده

Chapter 635
01:03:13.271 --> 01:03:16.009
مامورین ما رو مجبور کردن تا به خونه‌هامون برگردیم

Chapter 636
01:03:16.708 --> 01:03:19.775
شاید حدود یه ساعت کل شهر
ساکت شده بود

Chapter 637
01:03:22.746 --> 01:03:25.748
ساعت 9 اینا بود که صدای ماشین‌ها رو شنیدیم
که داشتن میرفتن

Chapter 638
01:03:28.117 --> 01:03:31.219
همشون. تمام مامورها

Chapter 639
01:03:33.190 --> 01:03:35.289
و من می‌دونستم این به چه معنیه

Chapter 640
01:03:39.264 --> 01:03:42.268
من و چندتا از مردایی که تو معدن کار میکردن شروع کردیم
مردم رو از خونه‌هاشون خارج کردن

Chapter 641
01:03:42.367 --> 01:03:47.103
و سعی کردیم اونا رو به حصارهای دور شهر ببریم
ولی بیشتر مردم از جنگل میترسیدن

Chapter 642
01:03:47.403 --> 01:03:52.108
پس اونا از راه جاده رفتن تا از اونجا
فرار کنن

Chapter 643
01:04:00.851 --> 01:04:02.748
روی گیل بمون

Chapter 644
01:04:07.125 --> 01:04:10.255
915نفرمون موفق شدیم به حصار برسیم

Chapter 645
01:04:11.496 --> 01:04:13.644
...بعدش دیدیم که

Chapter 646
01:04:14.208 --> 01:04:17.063
بمب‌افکن‌ها دور زدن و به سمت جاده رفتن

Chapter 647
01:04:21.538 --> 01:04:24.407
اونا مردمی که داشتن فرار میکردن رو
بمب‌بارون کردن

Chapter 648
01:04:40.657 --> 01:04:43.576
فقط 915 نفر از 10000 نفر

Chapter 649
01:04:50.233 --> 01:04:53.436
.باید مردم رو سفت می‌چسبیدم
باید اونا رو با خودم میبردم

Chapter 650
01:04:55.306 --> 01:05:00.108
میتونستم تعدادی از بچه‌ها رو بغل کنم -
تو خیلی‌ها رو نجات دادی، گیل -

Chapter 651
01:05:00.677 --> 01:05:04.648
.بدون تو دیگه منطقه 12 وجود نداشت
حتی هیچ خاطره‌ای ازش نمی‌موند

Chapter 652
01:05:37.414 --> 01:05:39.581
اینجا جاییه که منو بوسیدی

Chapter 653
01:05:40.251 --> 01:05:42.719
فکر نمیکردم یادت مونده باشه

Chapter 654
01:05:51.963 --> 01:05:54.831
باید مُرده باشم که اون رو فراموش کنم

Chapter 655
01:05:56.867 --> 01:05:58.271
حتی شاید اگه هم بمیرم فراموش نکنم

Chapter 656
01:06:12.951 --> 01:06:14.884
می‌دونستم اینکارو میکنی

Chapter 657
01:06:15.853 --> 01:06:17.920
چجوری؟
من خودمم نمی‌دونستم

Chapter 658
01:06:18.722 --> 01:06:20.889
چون من دارم رنج میکشم

Chapter 659
01:06:23.961 --> 01:06:26.795
تنها راهیه که میتونم توجهت رو جلب کنم

Chapter 660
01:06:31.202 --> 01:06:34.443
نگران نباش، کتنیس
میگذره بالاخره

Chapter 661
01:06:55.259 --> 01:06:56.755
هی

Chapter 662
01:07:06.503 --> 01:07:08.637
آره، یه زاغ مقلده

Chapter 663
01:07:23.788 --> 01:07:26.159
خوب شد، حالا دیگه خفه نمیشن

Chapter 664
01:07:31.362 --> 01:07:32.896
میخوای من بخونم؟

Chapter 665
01:07:43.992 --> 01:07:47.072
#...آیا میایی، میایی #

Chapter 666
01:07:47.172 --> 01:07:49.239
#کنار درخت؟#

Chapter 667
01:07:49.639 --> 01:07:52.215
#یه مرد رو بستن به چوب دار#

Chapter 668
01:07:52.416 --> 01:07:55.041
#میگن اون مرتکب سه قتل شده#

Chapter 669
01:07:55.141 --> 01:08:00.076
اینجا حوادث عجیبی رخ داده که دیگه#
#عجیب‌تر از این نمیتونه باشه

Chapter 670
01:08:00.175 --> 01:08:05.302
#‏#اگه در نیمه‌شب همدیگه رو زیر درخت ببینیم

Chapter 671
01:08:06.001 --> 01:08:08.829
#آیا میایی، میایی#

Chapter 672
01:08:08.929 --> 01:08:11.378
#کنار درخت؟#

Chapter 673
01:08:11.478 --> 01:08:17.005
#جایی که یه مرد مُرده از عشقش خواست تا فرار کنه#

Chapter 674
01:08:17.104 --> 01:08:22.134
اینجا حوادث عجیبی رخ داده که دیگه#
#عجیب‌تر از این نمیتونه باشه

Chapter 675
01:08:22.234 --> 01:08:27.881
#اگه در نیمه‌شب همدیگه رو زیر درخت ببینیم#

Chapter 676
01:08:27.980 --> 01:08:30.824
#آیا میای، میای#

Chapter 677
01:08:30.925 --> 01:08:33.264
#کنار درخت؟#

Chapter 678
01:08:33.363 --> 01:08:35.625
#جایی که بهت گفتم تا فرار کنی#

Chapter 679
01:08:35.922 --> 01:08:38.900
تا بتونیم هردومون آزاد بشیم

Chapter 680
01:08:39.001 --> 01:08:44.019
اینجا حوادث عجیبی رخ داده که دیگه#
#عجیب‌تر از این نمیتونه باشه

Chapter 681
01:08:44.118 --> 01:08:49.654
#‏#اگه در نیمه‌شب همدیگه رو کنار درخت ببینیم

Chapter 682
01:08:57.615 --> 01:08:59.984
این مصراع در اصل " گردنبندی از طناب " ـه

Chapter 683
01:09:00.085 --> 01:09:02.453
" که من تغییرش دادم به " گردنبندی از امید

Chapter 684
01:09:02.554 --> 01:09:05.457
تو واقعاً بازی با کلمات رو خوب بلدی

Chapter 685
01:09:05.556 --> 01:09:08.025
باید یکم حواس رو جمع کرد، البته
جنگ هم همینطوره

Chapter 686
01:09:08.126 --> 01:09:12.028
همه مناطق اینو میبینن؟ -
آره، البته به جز کپیتول -

Chapter 687
01:09:12.997 --> 01:09:15.966
من خودم این سیستم دفاعی سیگنال رو واسشون
طراحی کردم

Chapter 688
01:09:16.067 --> 01:09:17.935
ولی حالا نمیتونم بهش نفوذ کنم

Chapter 689
01:09:18.435 --> 01:09:20.472
گمونم کارم رو زیادی بی نقص انجام دادم

Chapter 690
01:09:20.872 --> 01:09:24.105
اون موقع بیشتر به علم درونش
فکر میکردم

Chapter 691
01:09:25.576 --> 01:09:27.564
بالاخره یجور بهش نفوذ میکنیم

Chapter 692
01:11:57.661 --> 01:12:03.131
عمل و عکس‌العمل

Chapter 693
01:12:25.689 --> 01:12:29.291
کتنیس، تو فرماندهی باهات کار دارن

Chapter 694
01:12:36.934 --> 01:12:40.137
امشب، گزارش‌هایی دریافت کردیم مبنی بر

Chapter 695
01:12:40.238 --> 01:12:42.306
قطارهایی که از ریل خارج شدن

Chapter 696
01:12:42.407 --> 01:12:44.409
و انبارهای غله‌ای که به آتش کشیدن

Chapter 697
01:12:44.909 --> 01:12:49.448
و یک حمله وحشیانه به سد هیدروالکتریک در منطقه 5 صورت گرفته

Chapter 698
01:12:49.547 --> 01:12:51.515
اونا باهات چیکار کردن؟

Chapter 699
01:12:51.615 --> 01:12:56.555
التماستون می‌کنم پرهیز و خودداری کنین

Chapter 700
01:12:56.654 --> 01:12:59.490
...برنامه‌ی پیش فرض مدفوع اسب‌تون رو قطع می‌کنیم

Chapter 701
01:12:59.591 --> 01:13:01.989
تا این رو پخش کنیم

Chapter 702
01:13:06.296 --> 01:13:09.057
خودشه. این تصویر ماست -
بیتی واردش شد -

Chapter 703
01:13:11.136 --> 01:13:14.037
کتنیس؟ -
اون داره میبینه.اون تبلیغ ما رو میبینه -

Chapter 704
01:13:17.640 --> 01:13:19.681
کتنیس، اونجایی؟ -
!پیتا -

Chapter 705
01:13:20.645 --> 01:13:22.511
کتنیس؟

Chapter 706
01:13:24.782 --> 01:13:27.603
پیتا، لطفا ادامه بده

Chapter 707
01:13:28.652 --> 01:13:32.220
داشتی بهمون در مورد اون حملات وحشیانه میگفتی

Chapter 708
01:13:32.622 --> 01:13:34.073
آره

Chapter 709
01:13:38.028 --> 01:13:41.259
،حمله به سد

Chapter 710
01:13:41.559 --> 01:13:42.777
...یه عمل ظالمانه

Chapter 711
01:13:43.833 --> 01:13:47.470
بی‌رحمانه و ویران‌کننده بود

Chapter 712
01:13:54.478 --> 01:13:56.213
بهش فکر کن

Chapter 713
01:13:56.648 --> 01:14:01.185
این جنگ چطوری تموم میشه؟
چی باقی میمونه؟

Chapter 714
01:14:01.386 --> 01:14:03.219
هیچکس نجات پیدا نمیکنه

Chapter 715
01:14:04.454 --> 01:14:08.457
هیچکس در امان نیست
نه اینجا در کپیتول

Chapter 716
01:14:09.393 --> 01:14:10.978
و نه در هیچ منطقه‌ی دیگه‌ای

Chapter 717
01:14:15.399 --> 01:14:17.935
اونا دارن میان، کتنیس
اونا همه رو میکشن

Chapter 718
01:14:18.036 --> 01:14:20.230
و در منطقه 13 تا صبح همه رو میکشن

Chapter 719
01:14:21.137 --> 01:14:24.743
داره بهمون هشدار میده. یه هشدار بود -
آره، هشدار بود -

Chapter 720
01:14:24.842 --> 01:14:26.298
باید قبل از اینکه اونو بکشن بیاریمش بیرون

Chapter 721
01:14:26.399 --> 01:14:28.947
جنگنده‌ای تو آسمون نیست؟ -
چیزی تو رادار نیست، خانم -

Chapter 722
01:14:29.046 --> 01:14:30.782
اون توی کاخ بوده. ممکنه چیزایی
شنیده باشه

Chapter 723
01:14:30.881 --> 01:14:32.180
شاید

Chapter 724
01:14:36.386 --> 01:14:38.554
وقت اجرای یک تمرین حمله‌ی هواییه

Chapter 725
01:14:46.764 --> 01:14:52.935
این اعلام وضعیت قرمز است  لطفاً آرامش خودتون رو حفظ کنین
و عملیات تخلیه رو شروع کنید

Chapter 726
01:14:55.005 --> 01:14:58.109
پریم! پریم -
...به نزدیک‌ترین راه پله رفته -

Chapter 727
01:14:58.208 --> 01:15:00.545
و تا 40 طبقه به زیر زمین بروید

Chapter 728
01:15:00.645 --> 01:15:03.979
درب‌های پناهگاه تا 6 دقیقه دیگر بسته خواهد شد

Chapter 729
01:15:05.416 --> 01:15:11.523
این اعلام وضعیت قرمز است  لطفاً آرامش خودتون رو حفظ کنین
و عملیات تخلیه رو شروع کنید

Chapter 730
01:15:11.622 --> 01:15:16.595
به طور منظم به نزدیک‌ترین راه پله رفته
و تا 40 طبقه به زیر زمین بروید

Chapter 731
01:15:17.395 --> 01:15:22.033
خانم رئیس جمهور، همین الآن سه گروه هواپیمایی کپیتول
وارد محدوده هوایی ما شدن

Chapter 732
01:15:22.132 --> 01:15:26.033
چقدر وقت داریم؟ -
فقط چند ثانیه مونده تا در تیررس قرار بگیرن -

Chapter 733
01:15:30.606 --> 01:15:33.043
موشک‌ها رو آماده کنین -
دریافت شد -

Chapter 734
01:15:33.144 --> 01:15:35.911
موشک‌های هوایی کوتاه برد اجازه شلیک دارن

Chapter 735
01:15:40.751 --> 01:15:43.654
موشک‌های دور برد رو برای حمله متقابل آماده کنین

Chapter 736
01:15:53.029 --> 01:15:59.104
‏این اعلام وضعیت قرمز است  لطفاً آرامش خودتون رو حفظ کنین و عملیات تخلیه رو شروع کنید

Chapter 737
01:15:59.203 --> 01:16:03.908
به طور منظم به نزدیک‌ترین راه پله رفته
و تا 40 طبقه به زیر زمین بروید

Chapter 738
01:16:04.408 --> 01:16:06.180
درهای محافظتی

Chapter 739
01:16:10.680 --> 01:16:14.519
اين يک پيام هشدار اضطراري‌ست
لطفا آرامش خود را حفط کنید

Chapter 740
01:16:30.198 --> 01:16:34.439
اين يک پيام هشدار اضطراري‌ست
طبق ترتیب گفته شده..

Chapter 741
01:16:34.690 --> 01:16:37.773
یالا، یالا

Chapter 742
01:16:46.617 --> 01:16:49.688
به حایگاه تدارکات رفته و برای هر کدام از اعضای

Chapter 743
01:16:49.787 --> 01:16:52.157
اتاقک خود یک بسته بردارید

Chapter 744
01:16:52.657 --> 01:16:56.595
لطفا تمامی وسایل شخصی خود را
در جایگاه تعیین شده قرار دهید

Chapter 745
01:16:56.694 --> 01:16:59.862
با همشهریان خود مودبانه برخورد کنید

Chapter 746
01:17:01.465 --> 01:17:03.601
اين يک پيام هشدار اضطراري‌ست

Chapter 747
01:17:03.702 --> 01:17:07.037
تمامی شهروندان باید داخل پناهگاه زیرزمینی باشند

Chapter 748
01:17:07.137 --> 01:17:10.371
- درهای محافظ تا دقیقه‌ی دیگر بسته خواهند شد
- مامان!

Chapter 749
01:17:13.210 --> 01:17:15.980
- پریم کجاست؟
- فکر کردم اومده دنبال تو

Chapter 750
01:17:16.081 --> 01:17:19.148
- باید توی راه پله‌ها باشه
- کسی تو راه پله‌ها نیست

Chapter 751
01:17:21.984 --> 01:17:24.021
رفته دنبال گربه‌ش

Chapter 752
01:17:24.122 --> 01:17:28.493
اين يک پيام هشدار اضطراري‌ست
تمام شهروندان بايد داخل سنگر باشند

Chapter 753
01:17:28.592 --> 01:17:29.731
! هي، وايستا ! وايستا

Chapter 754
01:17:29.832 --> 01:17:33.494
درهاي محافظ تا يک دقيقه ديگر بسته مي‌شوند

Chapter 755
01:17:39.404 --> 01:17:42.340
به بيرون محدوده‌ي شمال غربي شليک کردن
دوازده متر زمين رو سوراخ کردن

Chapter 756
01:17:42.439 --> 01:17:46.010
به بخش مسکوني آسیبی نرسیده
فقط خساراتي جزئي به راهروهاي دو و سه وارد شده

Chapter 757
01:17:46.109 --> 01:17:47.770
تشعشعاتي هم وجود داره؟ -
چيزي پيدا نشد -

Chapter 758
01:17:47.871 --> 01:17:50.216
رادار نشون ميده موج چهارمشون داره نزديک ميشه

Chapter 759
01:17:51.015 --> 01:17:55.283
درهاي انفجار تا ‏30 ثانيه ديگر بسته مي‌شوند -
! پريم -

Chapter 760
01:17:57.854 --> 01:18:00.421
! پريم -
! کتنيس -

Chapter 761
01:18:06.063 --> 01:18:08.516
اين يک پيام هشدار اضطراري‌ست -
! کتنيس -

Chapter 762
01:18:08.617 --> 01:18:11.235
درهاي انفجار تا ‏15 ثانيه ديگر بسته مي‌شوند -
زودباش، حرکت کن، برو -

Chapter 763
01:18:11.336 --> 01:18:12.635
! بيا پايين

Chapter 764
01:18:14.003 --> 01:18:16.105
! عجله کنين -
اين يک پيام هشدار اضطراري‌ست -

Chapter 765
01:18:16.206 --> 01:18:20.141
! زودباشين -
درهاي انفجار تا ‏10 ثانيه ديگر بسته مي‌شوند -

Chapter 766
01:18:20.444 --> 01:18:21.809
نُه

Chapter 767
01:18:22.511 --> 01:18:24.179
... هشت -
! بجنب -

Chapter 768
01:18:24.814 --> 01:18:26.426
... هفت

Chapter 769
01:18:27.251 --> 01:18:28.817
... شش

Chapter 770
01:18:29.920 --> 01:18:32.157
... پنج -
! درها رو نبندين -

Chapter 771
01:18:32.256 --> 01:18:33.658
... چهار

Chapter 772
01:18:34.891 --> 01:18:36.555
... سه

Chapter 773
01:18:37.462 --> 01:18:39.927
... دو -
! صبر کنين ! درها رو نگه دارين -

Chapter 774
01:18:40.029 --> 01:18:41.078
يک

Chapter 775
01:18:42.899 --> 01:18:45.170
رفتي دنبال اون گربه؟
آخه با خودت چي فکر کردي؟

Chapter 776
01:18:45.270 --> 01:18:48.435
نمي‌تونستم ولش کنم
هیچوقت نمیتونستم خودم رو ببخشم

Chapter 777
01:18:49.306 --> 01:18:53.332
‏- درهاي انفجار بسته شدند
‏- ميدونم پريم

Chapter 778
01:18:58.279 --> 01:18:59.747
بيا بريم

Chapter 779
01:19:02.587 --> 01:19:06.155
آبخير ربع شمال شرقي آسيب ديده
يکي از راهروهاي حامل رو از دست داديم

Chapter 780
01:19:06.256 --> 01:19:07.891
ديگه چيزي از شمال شرق نمونده

Chapter 781
01:19:07.992 --> 01:19:11.195
موشک‌هاي زمين به هوامون در بخش سه رو زدن

Chapter 782
01:19:11.296 --> 01:19:15.213
چون خودمون رو لو داديم
ديدن از اونجا شليک ميکنيم

Chapter 783
01:19:18.568 --> 01:19:20.404
دست نگه دارين، ناوگان رو متوقف کنين

Chapter 784
01:19:20.505 --> 01:19:25.208
‏12تا بمب افکن ديگه دارن با
آرايش حمله به بخش سه نزديک ميشن

Chapter 785
01:19:25.309 --> 01:19:27.743
بهشون شليک نکنين

Chapter 786
01:19:31.448 --> 01:19:32.442
کجا رو زدن؟

Chapter 787
01:19:32.542 --> 01:19:34.985
سنگ بستر زمين
ولي آوار وارد دالان تهويه شده

Chapter 788
01:19:35.086 --> 01:19:37.722
ناوگانمون رو هدف قرار ندادن -
يا تسليهات خانه ويژه‌مون -

Chapter 789
01:19:37.823 --> 01:19:40.024
نميدونن ما چي اسلحه‌هايي داريم يا کجا گذاشتيمشون

Chapter 790
01:19:40.324 --> 01:19:42.292
ميتوني تاييد کني همه صحيح و سالم
توي سنگر هستن؟

Chapter 791
01:19:42.393 --> 01:19:43.757
قبلاً انجام شده

Chapter 792
01:19:44.462 --> 01:19:46.997
تمام اسلحه‌هاي ضدهوايي باقي‌مونده رو مخفي کنين

Chapter 793
01:19:47.096 --> 01:19:49.900
سکوهاي پرتاب موشک
و دالان‌هاي تهويه رو ببندين

Chapter 794
01:19:50.001 --> 01:19:53.503
فقط صبر ميکنيم
اين چيزيه که خودمون رو واسش آماده کرديم

Chapter 795
01:19:53.804 --> 01:19:55.739
عين يه مقبره اينجا دفنمون ميکنن

Chapter 796
01:19:55.840 --> 01:19:57.742
کپیتول بر اساس يه سري اطلاعات قديمي کار ميکنه

Chapter 797
01:19:57.841 --> 01:20:01.578
من ترجيح ميدم اين اطلاعات رو واسشون به روز نکنم -
... خانوم رئيس جمهور، ميدونم جايگاه من نيست که -

Chapter 798
01:20:01.677 --> 01:20:05.082
درسته، جايگاه‌ت نيست، تو يه مهمان ويژه هستي
ولي اينجا اون نفوذ سابقت رو نداري

Chapter 799
01:20:05.182 --> 01:20:09.536
به منظور صرفه جويي ميزان -
اکسيژن رو به ‏14 درصد کاهش بدين
بله قربان -

Chapter 800
01:20:09.953 --> 01:20:13.621
نفس عميق بکشين آقاي هيوسن‌بي
شبی طولاني رو در پيش خواهيم داشت

Chapter 801
01:20:52.362 --> 01:20:55.429
پريم، يه حرفي بزن، هرچي شد

Chapter 802
01:20:58.533 --> 01:21:00.967
توي بيمارستان بهم ترفيع دادن

Chapter 803
01:21:01.404 --> 01:21:05.586
يادم رفت بهت بگم
دارن تعليمم ميدن که دکتر بشم

Chapter 804
01:21:06.841 --> 01:21:09.310
اگه اين کار رو نکنن، حماقتشون رو نشون دادن

Chapter 805
01:22:23.220 --> 01:22:24.930
سلام

Chapter 806
01:22:25.389 --> 01:22:28.122
ميشه بشينم؟ -
آره -

Chapter 807
01:22:32.328 --> 01:22:35.164
اسنو داره براي مجازات تو از اني استفاده ميکنه

Chapter 808
01:22:35.265 --> 01:22:37.698
داره با اونا بازيمون ميده

Chapter 809
01:22:38.833 --> 01:22:43.471
تا الان که اون گربه احمق رو ديدم متوجه نشده بودم

Chapter 810
01:22:51.515 --> 01:22:54.185
بعد از اولين دوره بازي‌هات

Chapter 811
01:22:54.284 --> 01:22:58.185
فکر ميکردم اون داستان عشقي‌تون کلاً فيلمه

Chapter 812
01:22:59.722 --> 01:23:02.926
همه انتظار داشتيم اون استراتژي رو ادامه بدين

Chapter 813
01:23:03.025 --> 01:23:06.197
ولي وقتي قلب پيتا ايستاد

Chapter 814
01:23:06.296 --> 01:23:09.225
... و چيزي نمونده بود بميره

Chapter 815
01:23:10.533 --> 01:23:12.931
فهميدم در موردت اشتباه کردم

Chapter 816
01:23:13.737 --> 01:23:15.697
تو عاشقشي

Chapter 817
01:23:17.305 --> 01:23:20.310
منظورم از اون نظر نيست
شايد خودت هنوز ندوني

Chapter 818
01:23:20.411 --> 01:23:23.545
ولي هرکي که يه خورده بهت توجه کنه، متوجه‌ش ميشه

Chapter 819
01:23:24.346 --> 01:23:26.498
چطوري باهاش کنار مياي؟

Chapter 820
01:23:28.417 --> 01:23:32.856
به زور خودمو از کابوس‌هام ميکشم بيرون
ولي توي بيداري هم آسودگي‌اي نيست

Chapter 821
01:23:32.957 --> 01:23:36.625
ولي از تسليم شدن بهتره

Chapter 822
01:23:38.996 --> 01:23:43.864
دوباره باهم بودن ده برابر
بيشتر از جدايي طول ميکشه

Chapter 823
01:23:53.577 --> 01:23:56.740
کتنيس؟ کتنيس؟

Chapter 824
01:23:57.579 --> 01:23:59.314
بيا

Chapter 825
01:24:04.520 --> 01:24:07.255
بهترين فرصتشون رو ازشون گرفتيم، مگه نه؟

Chapter 826
01:24:08.358 --> 01:24:09.993
آره

Chapter 827
01:24:10.094 --> 01:24:13.329
حال مادر و خواهرت خوبه؟ -
آره، خوبن -

Chapter 828
01:24:13.430 --> 01:24:15.765
ازت ميخوام يه کاري واسمون بکني

Chapter 829
01:24:16.265 --> 01:24:20.069
ازت ميخوام به پانام بگي ما
از حمله پايتخت بدون هيچ تلفاتي

Chapter 830
01:24:20.170 --> 01:24:25.006
جون سالم به در بردیم
و با قدرت کامل به کارمون ادامه میدیم

Chapter 831
01:24:25.608 --> 01:24:27.173
باشه

Chapter 832
01:24:27.310 --> 01:24:29.479
بايد يه چيز رو بدوني

Chapter 833
01:24:29.880 --> 01:24:34.750
به خاطر هشدار پيتا ما هشت دقيقه
بيشتر واسه تخليه مردم وقت داشتيم

Chapter 834
01:24:35.283 --> 01:24:37.019
اين کارش رو فراموش نمي‌کنم

Chapter 835
01:24:38.186 --> 01:24:39.921
ممنون

Chapter 836
01:24:54.738 --> 01:25:00.108
"خب کتنيس، بايد بگي "هم منطقه ‏13 و هم من زنده و سالميم

Chapter 837
01:25:01.344 --> 01:25:02.944
کتنيس؟

Chapter 838
01:25:04.581 --> 01:25:06.380
کتنيس

Chapter 839
01:25:07.050 --> 01:25:10.085
کلاً علاقه‌اي نداری انرژيت رو واسه تمرين هدر بدي، میدونم

Chapter 840
01:26:15.083 --> 01:26:17.444
چرا بايد اين گل‌ها رو بندازن؟

Chapter 841
01:26:20.356 --> 01:26:21.859
واسه من

Chapter 842
01:26:21.958 --> 01:26:24.152
آماده‌اي کتنيس؟

Chapter 843
01:26:25.127 --> 01:26:27.395
عين فيلمي که توي منطقه هشت گرفتيم

Chapter 844
01:26:30.466 --> 01:26:32.733
درباره اين رُزها بگو

Chapter 845
01:26:37.640 --> 01:26:42.609
به اسنو بگو منطقه ‏13 زنده و سالمه

Chapter 846
01:26:46.483 --> 01:26:47.818
ميخواد پيتا رو بکشه

Chapter 847
01:26:47.917 --> 01:26:50.587
يه بار ديگه، ميشه بلندتر صحبت کني
ميکروفن بهت وصل نيست

Chapter 848
01:26:50.688 --> 01:26:54.789
"هم منطقه ‏13 و هم من زنده و سالميمم"

Chapter 849
01:26:57.827 --> 01:27:00.328
ميخواد پيتا رو بکشه

Chapter 850
01:27:02.797 --> 01:27:05.466
نميتونم -
کتنيس؟ -

Chapter 851
01:27:06.770 --> 01:27:09.239
کتنيس تو ميتوني -
نه، نميتونم -

Chapter 852
01:27:09.340 --> 01:27:12.542
"منطقه ‏13 و من زنده و سالميم"

Chapter 853
01:27:12.643 --> 01:27:15.645
... همينجوري ميخواد
هيچوقت بس نميکنه

Chapter 854
01:27:15.746 --> 01:27:18.448
کريسيدا، دوربين رو قطع کن -
چيزي نيست کتنيس -

Chapter 855
01:27:18.548 --> 01:27:22.449
نه، اون بهم هشدار داد
درباره اين قضيه بهم هشدار داد

Chapter 856
01:27:23.153 --> 01:27:25.989
اين کارا رو ميکنه چون من زاغ مقلدم

Chapter 857
01:27:26.090 --> 01:27:28.557
به خاطر من پيتا رو مجازات ميکنه

Chapter 858
01:27:28.658 --> 01:27:30.551
نه

Chapter 859
01:27:31.427 --> 01:27:33.730
نه، من نميتونم -
کتنيس -

Chapter 860
01:27:33.831 --> 01:27:37.501
! مجبورم نکنين -
بذار بره -

Chapter 861
01:27:37.600 --> 01:27:41.135
من بايد ... من بايد از اينجا برم

Chapter 862
01:27:59.988 --> 01:28:02.859
پس اين آخر کاره؟

Chapter 863
01:28:02.960 --> 01:28:06.261
ميخواي تا آخر عمر اينجا مخفي بشي؟

Chapter 864
01:28:06.796 --> 01:28:08.869
نميتونم زاغ مقلد باشم

Chapter 865
01:28:09.367 --> 01:28:12.600
زاغ مقلد نه، فقط کتنيس باش

Chapter 866
01:28:15.037 --> 01:28:20.007
ميدوني، تو تنها دوست واقعي‌اي هستي که اينجا دارم

Chapter 867
01:28:24.146 --> 01:28:28.652
فکر نکنم بهت دارويي چيزي بدن، نه؟

Chapter 868
01:28:28.752 --> 01:28:32.889
واقعاً که مايه خجالتي -
خيلي‌خب، ولي حرفي که زدم از ته دل بود -

Chapter 869
01:28:33.190 --> 01:28:37.005
ببين، اومدم بهت بگم

Chapter 870
01:28:37.225 --> 01:28:38.760
ميخوان پيتا رو نجات بدن

Chapter 871
01:28:40.595 --> 01:28:43.100
چي؟ -
وقتي سد منطقه پنج شکسته شد -

Chapter 872
01:28:43.199 --> 01:28:47.270
قسمت اعظم برق پايتخت قطع شد
و سيگنال‌هاي دفاعيشون از کار افتاد

Chapter 873
01:28:47.371 --> 01:28:51.740
الان بيتي داخل سيستمشونه
و داره همه چيزشون رو خراب ميکنه

Chapter 874
01:28:51.841 --> 01:28:54.444
يه فرصت جلوي رومونه
چقدر وقت داريم؟ نميدونم

Chapter 875
01:28:54.545 --> 01:28:57.280
گمونم تا وقتي پايتخت بتونه دوباره برق رو وصل کنه

Chapter 876
01:28:57.381 --> 01:28:58.582
رئيس جمهور کوين چي؟

Chapter 877
01:28:58.681 --> 01:29:03.640
ميدوني، من هيچوقت نميتونم اون زن رو به خاطر

Chapter 878
01:29:03.739 --> 01:29:08.161
ممنوعيت الکلي که اينجا وضع کرده کاملاً حمايت کنم

Chapter 879
01:29:08.261 --> 01:29:12.363
ولي به پلوتارک خبر رسيده که
پيتا و بقيه توي مرکز تکريم هستن

Chapter 880
01:29:12.462 --> 01:29:15.798
و حالا که برق قطعه
کوين فکر ميکنه بايد از اين فرصت استفاده کنيم

Chapter 881
01:29:15.899 --> 01:29:19.970
کوين ميدونه پيتا اسلحه پايتخته
همونطور که تو اسلحه ما هستي

Chapter 882
01:29:20.069 --> 01:29:23.841
و برای جلوگیری از تقابل شما باهمدیگه

Chapter 883
01:29:23.940 --> 01:29:26.145
ميخواد نجاتش بده

Chapter 884
01:29:26.376 --> 01:29:29.813
من بايد برم کمک -
هي، هي وايستا ببينم بچه جون -

Chapter 885
01:29:29.912 --> 01:29:33.149
چيه ميخواي از اينجا بپري بيرون
و بري پايتخت رو به خاک و خون بکشي؟

Chapter 886
01:29:33.250 --> 01:29:35.587
بعدشم، ماموريت شروع شده

Chapter 887
01:29:36.186 --> 01:29:39.422
شش تا سرباز داوطلب رفتن

Chapter 888
01:29:39.523 --> 01:29:43.091
حدس بزن اولين سرباز شجاع که اسم نوشت کي بود

Chapter 889
01:29:43.893 --> 01:29:45.645
گيل

Chapter 890
01:29:54.671 --> 01:29:56.774
خوبي فينيک؟ -
آره، خوبم -

Chapter 891
01:29:56.873 --> 01:29:59.115
برو اون وسط

Chapter 892
01:29:59.573 --> 01:30:01.577
نزديک اون سنگ‌ها

Chapter 893
01:30:04.480 --> 01:30:06.051
کستور، برو سمت چپ

Chapter 894
01:30:06.750 --> 01:30:10.106
پالوکس تو پيش من وايستا
خب، مستقيم به سمت دوربين

Chapter 895
01:30:10.921 --> 01:30:13.256
خب؟ فينيک؟

Chapter 896
01:30:13.356 --> 01:30:14.625
باشه

Chapter 897
01:30:14.925 --> 01:30:18.095
باشه، نيازي به عجله نيست

Chapter 898
01:30:18.194 --> 01:30:21.496
فقط يادت باشه که همينجوري صحبت کني و مکث نکني

Chapter 899
01:30:24.668 --> 01:30:26.877
من فينيک اودير هستم

Chapter 900
01:30:27.770 --> 01:30:30.707
برنده ‏65ـمين دوره مسابقات عطش

Chapter 901
01:30:30.807 --> 01:30:34.411
و از منطقه ‏13 زنده و سالم با شما صحبت ميکنم

Chapter 902
01:30:34.511 --> 01:30:37.648
ما از حمله پايتخت جون سالم به در برديم

Chapter 903
01:30:37.747 --> 01:30:40.484
ولي من نيومدم اخبار اخير رو بهتون بدم

Chapter 904
01:30:40.583 --> 01:30:44.454
چرا فينيک داره فيلم تبليغاتي بازي ميکنه؟ -
بلکه خيلي بيشتر از اين‌هاست -

Chapter 905
01:30:44.555 --> 01:30:48.225
بيتي، سيستمشون رو در اختيار گرفته -
حالا که فقط ژنراتور برقشون رو تامين ميکنه -

Chapter 906
01:30:48.324 --> 01:30:50.493
دامنه فرکانس‌هاي محدودشون بيشتر ميشه

Chapter 907
01:30:50.594 --> 01:30:52.429
و من تمام اون فرکانس‌ها رو با فيلم فينيک پر ميکنم

Chapter 908
01:30:52.529 --> 01:30:55.399
آدم‌هاي زيادي نمي‌بينن، ولي اونايي که مي‌بينن
فکر ميکنن اين هم يک فيلم تبليغاتيه ديگه‌ست

Chapter 909
01:30:55.500 --> 01:30:58.985
ولي نميدونن که اين فيلم داره روي کل
سيستم‌شون پارازيت ميندازه و از کار ميندازش

Chapter 910
01:30:59.086 --> 01:31:02.171
هشدار دفاعي زودهنگام، ارتباطات داخلي
همه چيزشون

Chapter 911
01:31:02.271 --> 01:31:03.640
تا وقتي اون فيلم پخش ميشه

Chapter 912
01:31:03.740 --> 01:31:06.409
افرادمون بايد بدون اينکه
ديده بشن برن داخل و بيان بيرون

Chapter 913
01:31:06.510 --> 01:31:09.380
حقيقت
نه يه مشت افسانه درباره يه زندگي تجملاتي

Chapter 914
01:31:09.479 --> 01:31:12.750
نه دروغي که درباره افتخار براي زادگاهت مياري ميبافن

Chapter 915
01:31:12.850 --> 01:31:15.185
ميتوني از اون مسابقات جون سالم به در ببري

Chapter 916
01:31:15.286 --> 01:31:18.319
ولي لحظه‌اي که بياي بيرون، ميشي برده اونا

Chapter 917
01:31:31.134 --> 01:31:35.271
زاغ مقلد يک، زاغ مقلد يک
يک دقيقه تا منطقه دفاعي

Chapter 918
01:31:35.613 --> 01:31:39.310
چراغ‌ها رو خاموش ميکنم -
محض احتياط تو ارتفاع پایین بمون -

Chapter 919
01:31:40.109 --> 01:31:42.512
رئيس جمهور اسنو مدام من رو ميفروخت

Chapter 920
01:31:42.613 --> 01:31:45.882
يا حداقل بدنم رو
فقط من اينطور نبودم

Chapter 921
01:31:45.983 --> 01:31:49.837
اگه کسي از برنده‌اي خوشش بياد
رئيس جمهور به عنوان پاداش اون رو بهش ميده

Chapter 922
01:31:49.938 --> 01:31:54.725
يا اجازه ميده مردم بخرنشون اگه ممانعت
نشون بدي، يکي از کساني که دوست داري رو ميکشه

Chapter 923
01:31:54.824 --> 01:31:58.626
زاغ مقلد يک، ‏20 ثانيه تا منطقه دفاعي

Chapter 924
01:32:03.832 --> 01:32:05.198
ده ثانيه

Chapter 925
01:32:05.298 --> 01:32:07.203
نه، هشت

Chapter 926
01:32:07.404 --> 01:32:10.273
هفت، شش، پنج

Chapter 927
01:32:10.872 --> 01:32:13.908
چهار، سه، دو

Chapter 928
01:32:14.609 --> 01:32:15.621
يک

Chapter 929
01:32:24.052 --> 01:32:27.356
منطقه دفاعي واکنشي نشون نداد
وارد آسمان پايتخت شديم

Chapter 930
01:32:27.457 --> 01:32:31.483
واسه اينکه حس بهتري داشته باشن
ولي‌نعمت‌هام پول و طلا بهم هديه ميدادن

Chapter 931
01:32:31.962 --> 01:32:36.734
ولي من يه راه بهتر براي کسب درآمد پيدا کردم

Chapter 932
01:32:36.833 --> 01:32:37.935
رازهاشون

Chapter 933
01:32:38.034 --> 01:32:39.657
آماده شين

Chapter 934
01:33:00.023 --> 01:33:01.788
تغيير به حالت ديد در شب

Chapter 935
01:33:09.865 --> 01:33:11.510
اونجا

Chapter 936
01:33:14.170 --> 01:33:16.974
مرکز تکريم در ديدرسه

Chapter 937
01:33:17.073 --> 01:33:19.407
آغاز حمله نهایی

Chapter 938
01:33:23.578 --> 01:33:25.012
ماسک‌هاتون رو بزنين

Chapter 939
01:33:30.086 --> 01:33:33.591
... من از تمام مفاسد، حيله‌ها و بي‌رحمي‌هاي

Chapter 940
01:33:33.690 --> 01:33:36.560
طبقه‌ي حاکم پایتخت باخبرم

Chapter 941
01:33:37.060 --> 01:33:41.462
ولي بزرگترين رازها در مورد رئيس جمهور عزيزمون
کويولانوس اسنو هست

Chapter 942
01:33:49.204 --> 01:33:50.457
در رو باز کن

Chapter 943
01:34:00.149 --> 01:34:01.384
مرکز، فرمانده عمليات صحبت ميکنه

Chapter 944
01:34:01.484 --> 01:34:05.219
آماده انداختن نارنجک دودزا
وارد که شديم خبر ميدم

Chapter 945
01:34:08.524 --> 01:34:12.061
چنين مرد جواني که قدرت رو در دست گرفت
فرد باهوشي که حکومتش رو نگه داشته

Chapter 946
01:34:12.162 --> 01:34:15.662
ممکنه از خودتون بپرسين چطور اين کار رو کرد؟

Chapter 947
01:34:17.166 --> 01:34:18.832
جوابش يک کلمه‌ست

Chapter 948
01:34:19.335 --> 01:34:20.967
سم

Chapter 949
01:34:27.143 --> 01:34:29.091
آماده پرش

Chapter 950
01:34:56.072 --> 01:35:00.136
اون قبل از اينکه هر انقلابي بخواد شروع بشه
در نطفه خفه‌ش ميکرد

Chapter 951
01:35:09.886 --> 01:35:11.398
امنه

Chapter 952
01:35:14.657 --> 01:35:19.095
امنه، مرکز ما داخل هستيم
در حال حرکت به سوي هدف شماره يک

Chapter 953
01:35:19.195 --> 01:35:22.162
سلول پي‏45، طبقه ‏2سي

Chapter 954
01:35:22.864 --> 01:35:24.037
دودزا

Chapter 955
01:35:24.400 --> 01:35:28.502
مخالفان زيادي به طرز مرموزي مُردند

Chapter 956
01:35:29.305 --> 01:35:31.439
حتي متحديني که تهديد به حساب ميومدن

Chapter 957
01:35:42.885 --> 01:35:45.756
اسنو براي اینکه شک رو از بين ببره از همون فنجون ميخوره

Chapter 958
01:35:45.855 --> 01:35:48.958
ولي پادزهر هميشه جوابگو نيست

Chapter 959
01:35:49.059 --> 01:35:52.061
واسه همينه که هميشه به لباسش
گل زري ميزنه که از خودش عطر متصاعد ميکنه

Chapter 960
01:35:52.162 --> 01:35:56.930
تا بوي بد زخم‌هاي دهنش که
هيچوقت خوب نميشه رو از بين ببره

Chapter 961
01:36:21.556 --> 01:36:23.123
گيل

Chapter 962
01:36:26.863 --> 01:36:31.402
ولي نميتونه بوي کسي که هست رو از بين ببره
يه قاتل بي‌رحم

Chapter 963
01:36:31.502 --> 01:36:34.333
اون با استفاده از ترس مردم و فريبشون حکومت ميکنه

Chapter 964
01:36:59.627 --> 01:37:03.265
و سلاح مورد علاقه‌ش
تنها چيزيه که مناسب به هميچين آدميه

Chapter 965
01:37:03.365 --> 01:37:07.600
سم، بهترين سلاح براي يه مار

Chapter 966
01:37:09.137 --> 01:37:10.685
اينجا کجاست؟

Chapter 967
01:37:21.484 --> 01:37:22.985
بيتي؟ -
ارتباطمون داره از دست ميره -

Chapter 968
01:37:23.086 --> 01:37:24.618
برق داره وصل ميشه

Chapter 969
01:37:26.556 --> 01:37:30.260
خانوم، سيستم دفاعي هوايي
پايتخت داره دوباره شروع به کار ميکنه

Chapter 970
01:37:30.359 --> 01:37:32.127
بايد از يه منبع ديگه برق رو تامين باشن

Chapter 971
01:37:32.226 --> 01:37:34.832
دارن ارسال‌ها رو فيلتر ميکنن
تا يک دقيقه ديگه ارتباطمون قطع ميشه

Chapter 972
01:37:34.931 --> 01:37:37.197
خانوم رئيس جمهور، هاورکرفت رو برگردونيم؟

Chapter 973
01:37:38.899 --> 01:37:40.604
تصوير من رو بفرستين

Chapter 974
01:37:40.804 --> 01:37:44.507
اگه اسنو نگاه کنه، اگه من رو ببينه
سيگنال رو قطع نميکنه

Chapter 975
01:37:45.007 --> 01:37:46.810
تصويرم رو پخش کنين تا ببينه

Chapter 976
01:37:46.909 --> 01:37:49.412
آره، آره -
تصويرش رو پخش کن -

Chapter 977
01:37:49.512 --> 01:37:51.948
ميتونيم اين کار رو بکنيم؟ هنوز ارتباطمون قطع نشده؟

Chapter 978
01:37:52.048 --> 01:37:54.518
آره، فعلاً ميتونيم
خط بازه، فقط تو رو مي‌بينه

Chapter 979
01:37:54.618 --> 01:37:56.453
خيلي‌خب کتنيس، شروع کن

Chapter 980
01:37:56.552 --> 01:37:59.422
رئيس جمهور اسنو؟
رئيس جمهور اسنو، منم کتنيس

Chapter 981
01:37:59.523 --> 01:38:02.492
هيچ تضميني نيست که حتي ببينه -
رئيس جمهور اسنو؟ -

Chapter 982
01:38:02.591 --> 01:38:06.194
ميدونم، ولي ممکنه ببينه -
رئيس جمهور اسنو، بايد باهاتون صحبت کنم -

Chapter 983
01:38:06.295 --> 01:38:08.063
اونجايين؟

Chapter 984
01:38:08.664 --> 01:38:12.698
رئيس جمهور اسنو، منم کتنيس
صدام رو ميشنوين؟

Chapter 985
01:38:13.768 --> 01:38:15.636
بايد باهاتون صحبت کنم

Chapter 986
01:38:17.472 --> 01:38:22.301
رئيس جمهور اسنو، منم کتنيس
رئيس جمهور اسنو، اونجايين؟

Chapter 987
01:38:25.880 --> 01:38:27.881
صدام رو ميشنوين؟

Chapter 988
01:38:33.171 --> 01:38:37.524
... رئيس جمهور اسنو -
دوشيزه اوردين، چه افتخاري نصيبم شده -

Chapter 989
01:38:38.527 --> 01:38:43.463
فکر نکنم براي تشکر بابت رُزها تماس گرفته باشين

Chapter 990
01:38:44.766 --> 01:38:47.065
من هيچوقت نخواستم وارد اين قضايا بشم

Chapter 991
01:38:47.703 --> 01:38:49.604
هيچوقت نخواستم وارد مسابقات بشم

Chapter 992
01:38:49.904 --> 01:38:53.605
باگز؟ جواب بده، باگز؟ -
هيچوقت نخواستم زاغ مقلد بشم -

Chapter 993
01:38:54.510 --> 01:38:58.181
فقط ميخواستم خواهرم رو نجات بدم
و نذارم پيتا بميره

Chapter 994
01:38:58.481 --> 01:39:01.043
جواب بده، باگز؟

Chapter 995
01:39:01.685 --> 01:39:05.322
خواهش ميکنم بذارين بره
منم دست از زاغ مقلد بودن برميدارم

Chapter 996
01:39:05.421 --> 01:39:07.724
اصلاً گم و گور ميشم
ديگه هيچوقت لازم نيست منو ببينين

Chapter 997
01:39:07.823 --> 01:39:08.981
دوشيزه اوردين

Chapter 998
01:39:09.658 --> 01:39:13.010
باگز جواب بده -
... نميتونين از اين مسئله فرار کنين -

Chapter 999
01:39:13.109 --> 01:39:16.600
مثل وقتي از مسابقات فرار کردين

Chapter 1000
01:39:16.699 --> 01:39:21.403
مرکز، يه گزارش وضعيت بدين -
باگز، وقتمون داره تموم ميشه، عجله کنين -

Chapter 1001
01:39:23.238 --> 01:39:24.273
بريم

Chapter 1002
01:39:24.372 --> 01:39:25.574
خواهش ميکنم

Chapter 1003
01:39:25.975 --> 01:39:27.981
شما بردي

Chapter 1004
01:39:30.679 --> 01:39:32.828
همين الانش هم من رو شکست دادين

Chapter 1005
01:39:35.518 --> 01:39:38.519
پيتا رو آزاد کنين، به جاش من رو بگيرين

Chapter 1006
01:39:40.456 --> 01:39:43.493
خيلي وقته وقت اين

Chapter 1007
01:39:43.592 --> 01:39:45.761
فداکاري‌هاي شرافتمندانه گذشته

Chapter 1008
01:39:45.862 --> 01:39:49.733
پس بگين چيکار کنم
من هميشه سر قولم وايستادم، مگه نه؟

Chapter 1009
01:39:49.832 --> 01:39:55.536
تو گفتي جنگ نميخواي
و اين دقيقاً اتفاقيه که افتاده

Chapter 1010
01:39:56.238 --> 01:39:59.376
بهت گفتم صلح چه چيز شکننده‌ايه

Chapter 1011
01:39:59.475 --> 01:40:01.377
و اون وقت، تو مثل يه بچه

Chapter 1012
01:40:01.677 --> 01:40:04.777
از شکستنش لذت بردي

Chapter 1013
01:40:05.648 --> 01:40:07.382
من ميشناسمت

Chapter 1014
01:40:07.682 --> 01:40:11.253
ميدونم فقط نگراني‌هاي خودت رو مي‌بيني

Chapter 1015
01:40:11.354 --> 01:40:14.287
ولي خواهش ميکنم دوشيزه اوردين

Chapter 1016
01:40:14.523 --> 01:40:17.194
فکر نميکنم ديگه معني صداقت رو بدونين

Chapter 1017
01:40:17.293 --> 01:40:20.329
مرکز، هدف اول جلوي ماست
آماده ميشيم براي خروج پيتا

Chapter 1018
01:40:20.430 --> 01:40:22.029
وقتي آزادش کرديم پيام ميدم

Chapter 1019
01:40:24.902 --> 01:40:27.104
زاغ مقلد يک، هاورکرفت رو براي فرار آماده کنين

Chapter 1020
01:40:27.304 --> 01:40:30.372
شما ازم خواستین قانعتون کنم که عاشقم پیتام

Chapter 1021
01:40:30.472 --> 01:40:33.006
حداقل این کار رو نکردم؟

Chapter 1022
01:40:33.440 --> 01:40:35.176
دوشیزه اوردین

Chapter 1023
01:40:36.744 --> 01:40:40.346
چیزایی که بیشتر از همه دوست داریم

Chapter 1024
01:40:40.548 --> 01:40:42.682
باعث نابودیمون میشه

Chapter 1025
01:40:44.252 --> 01:40:46.045
میخوام یادت بمونه

Chapter 1026
01:40:47.266 --> 01:40:49.528
که من این حرف رو بهت زدم

Chapter 1027
01:40:53.927 --> 01:40:58.158
فکر میکنی نمیدونم دوستات توی مرکز تکریم هستن؟

Chapter 1028
01:40:59.734 --> 01:41:00.868
قطعشون کنین

Chapter 1029
01:41:02.984 --> 01:41:04.966
باگز جواب بده -
چی شد؟ -

Chapter 1030
01:41:05.141 --> 01:41:07.476
باگز، جواب بده، صدام رو میشنوی؟

Chapter 1031
01:41:07.577 --> 01:41:10.447
میدونه اونا اونجان، این یه تله‌ست -
کتنیس، آروم باش -

Chapter 1032
01:41:10.546 --> 01:41:13.216
باید باهاشون ارتباط برقرار کنیم
باید بهشون بگیم بیان بیرون. اون میدونه

Chapter 1033
01:41:13.317 --> 01:41:15.484
هیچ سیگنالی نیست
ارتباطمون رو از دست دادیم

Chapter 1034
01:41:15.585 --> 01:41:19.389
نه، هیمیچ، اون تمام این مدت میدونسته
داشت بازیم میداد

Chapter 1035
01:41:19.488 --> 01:41:22.192
نه هیمیچ، اونا اونجان -
نه، هنوز چیزی نمیدونیم -

Chapter 1036
01:41:22.292 --> 01:41:25.662
امشب هردوشون رو از دست دادم؟
امشب هردوشون رو از دست دادم؟

Chapter 1037
01:41:25.761 --> 01:41:28.030
امشب هردوشون رو از دست دادم؟

Chapter 1038
01:41:28.131 --> 01:41:31.501
از دستشون دادم؟
هردوشون رو از دست دادم

Chapter 1039
01:41:31.600 --> 01:41:33.699
! نه ! نـه

Chapter 1040
01:41:42.344 --> 01:41:43.778
خبری نیست

Chapter 1041
01:41:45.948 --> 01:41:47.646
متاسفم

Chapter 1042
01:41:50.185 --> 01:41:53.087
بدترین عذاب دنیا وقتیه

Chapter 1043
01:41:54.890 --> 01:41:58.225
که منتظری و هیچ کاری از دستت برنمیاد

Chapter 1044
01:42:03.265 --> 01:42:05.899
مخصوصاً برای آدمایی مثل ما

Chapter 1045
01:42:06.668 --> 01:42:08.828
ولی هرچی

Chapter 1046
01:42:09.109 --> 01:42:11.688
قدرت، شجاعت

Chapter 1047
01:42:11.873 --> 01:42:13.908
حماقت

Chapter 1048
01:42:14.376 --> 01:42:18.345
باعث ادامه راهمون میشه
توی همچین مواقعی پیداش میکنی

Chapter 1049
01:42:20.948 --> 01:42:23.186
تو اون رو داری سرباز

Chapter 1050
01:42:23.386 --> 01:42:26.619
اون چیزیه که تمام این مدت زنده نگه‌ت داشته

Chapter 1051
01:42:27.488 --> 01:42:29.823
و الان ناامیدت نمیکنه

Chapter 1052
01:42:51.646 --> 01:42:53.077
برگشتن

Chapter 1053
01:43:01.556 --> 01:43:03.292
نمیخوام اینا رو

Chapter 1054
01:43:07.796 --> 01:43:08.997
جوانا

Chapter 1055
01:43:09.297 --> 01:43:10.697
! فینیک

Chapter 1056
01:43:11.867 --> 01:43:13.203
! فینیک

Chapter 1057
01:43:13.502 --> 01:43:16.836
! انی؟ انی ! انی

Chapter 1058
01:43:20.208 --> 01:43:22.742
جات امنه، اینجا جات امنه

Chapter 1059
01:43:29.484 --> 01:43:31.152
! گیل

Chapter 1060
01:43:33.921 --> 01:43:35.689
حالت خوبه؟

Chapter 1061
01:43:36.824 --> 01:43:38.194
چیه؟ چی شده؟

Chapter 1062
01:43:38.295 --> 01:43:44.097
متوجه نشدم، تمام اسلحه‌هاشون دوباره راه افتاده بود
و ما رو هدف گرفته بودن ولی ما راحت از جلوشون رد شدیم

Chapter 1063
01:43:44.199 --> 01:43:46.265
گذاشتن بریم

Chapter 1064
01:43:51.072 --> 01:43:52.405
پیتا اونجاست

Chapter 1065
01:43:54.542 --> 01:43:58.679
نارنجک دودزایی که واسه نگهبان‌ها استفاده کردیم
اونم بیهوش کرد، ولی اثرش کم کم داره میره

Chapter 1066
01:44:00.247 --> 01:44:02.416
وقتی بیدار میشه، بهتره پیشش باشی

Chapter 1067
01:44:07.354 --> 01:44:09.221
مرسی

Chapter 1068
01:44:11.827 --> 01:44:13.560
مرسی

Chapter 1069
01:44:33.381 --> 01:44:35.033
پیتا

Chapter 1070
01:45:08.783 --> 01:45:10.153
! پیتا

Chapter 1071
01:45:10.552 --> 01:45:14.189
! پیتا ! بلند شو ! ولش کن

Chapter 1072
01:45:14.289 --> 01:45:15.921
! ولش کن

Chapter 1073
01:45:50.493 --> 01:45:52.761
نه، کتنیس، هنجره‌ت ورم کرده
به اون دست نزن

Chapter 1074
01:45:52.862 --> 01:45:56.329
نه، نه، آروم باش
آروم باش، حالت خوبه

Chapter 1075
01:45:59.167 --> 01:46:00.934
به رئیس جمهور خبر بدین به هوش اومده

Chapter 1076
01:46:02.837 --> 01:46:04.573
... پی -
سعی نکن صحبت کنی -

Chapter 1077
01:46:04.673 --> 01:46:07.225
حال پیتا خوبه، قول میدم

Chapter 1078
01:46:07.408 --> 01:46:09.699
فقط باید از روی تو بلندش میکردم

Chapter 1079
01:46:15.951 --> 01:46:18.573
بهش میگن ذهن‌ربایی

Chapter 1080
01:46:19.389 --> 01:46:22.417
نمیدونیم چند وقته دارن این کار رو با پیتا میکنن

Chapter 1081
01:46:23.291 --> 01:46:27.130
شرطي‌سازي ترسه
که با سم زنبورهاي "ترکر جکر" تشديد شده

Chapter 1082
01:46:27.529 --> 01:46:30.266
توی دوره اول بازی‌هات نیشت زد، یادته؟

Chapter 1083
01:46:30.667 --> 01:46:33.939
سم‌ش فرد رو دچار اختلال گسستگی میکنه

Chapter 1084
01:46:34.703 --> 01:46:36.849
و اونا شکنجه‌ش میدن

Chapter 1085
01:46:37.364 --> 01:46:41.677
با شک و نیش زنبور، شخصیتش رو ازش میگیرن

Chapter 1086
01:46:41.778 --> 01:46:44.713
و بعد تمام اون دردها و وحشت‌ها میره به یه سمت دیگه

Chapter 1087
01:46:44.814 --> 01:46:48.867
و به سایر خاطرات یا یک شخص مرتبط میشن

Chapter 1088
01:46:49.752 --> 01:46:51.921
یعنی میتونن خاطراتش از کتنیس رو تغییر بدن؟

Chapter 1089
01:46:52.020 --> 01:46:54.375
تا کتنیس رو به یک تهدید برای زندگیش تبدیل کنن

Chapter 1090
01:46:54.989 --> 01:46:59.659
کتنیس، اونا پیتا رو به یک سلاح برای کشتن تو تبدیل کردن

Chapter 1091
01:47:00.962 --> 01:47:02.051
ولی تو میتونی خنثیش کنی، نه؟

Chapter 1092
01:47:02.152 --> 01:47:03.932
سخت‌ترین چیز غلبه بر ترسه

Chapter 1093
01:47:04.033 --> 01:47:06.868
ذات ما جوریه که ترس همیشه در ذهنمون میمونه

Chapter 1094
01:47:06.969 --> 01:47:08.970
یه زمینه جدیده

Chapter 1095
01:47:09.738 --> 01:47:12.572
ولی ما یه تیم برای این کار جمع کردیم

Chapter 1096
01:47:12.873 --> 01:47:15.108
من خوش‌بینم

Chapter 1097
01:47:41.403 --> 01:47:43.265
عصر بخیر

Chapter 1098
01:47:43.971 --> 01:47:49.045
دیروز، من اجازه یک عملیات نجات
سری داخل پایتخت رو صادر کردم

Chapter 1099
01:47:49.444 --> 01:47:52.114
و بسیار خرسندم که به اطلاعتون برسونم

Chapter 1100
01:47:52.215 --> 01:47:56.222
که برندگان آزاد شدند

Chapter 1101
01:48:01.590 --> 01:48:05.939
باشد که این روز نقطه عطفی در تاریخ ثبت گردد

Chapter 1102
01:48:06.595 --> 01:48:09.998
با وجود زاغ مقلد و برندگان در کنار ما

Chapter 1103
01:48:10.099 --> 01:48:13.703
پیامی رسا به گوش پایتخت رساندیم

Chapter 1104
01:48:13.802 --> 01:48:18.204
که ما هیچوقت بی‌عدالتی را تحمل نمی‌کنیم

Chapter 1105
01:48:23.278 --> 01:48:27.751
امروز، روزی که ما خانواده
دوستان و کسانی که دوستشان داریم

Chapter 1106
01:48:28.350 --> 01:48:31.488
تجدید میثاق کردیم

Chapter 1107
01:48:31.688 --> 01:48:36.292
بیاید تمام پانم بهم بپیوندد

Chapter 1108
01:48:36.693 --> 01:48:40.563
نه برای مبارزه و فراهم کرد سرگرمی پایتخت

Chapter 1109
01:48:40.662 --> 01:48:43.698
بلکه برای اتحاد در این مبارزه

Chapter 1110
01:48:50.538 --> 01:48:53.309
بیاید امروز روزی باشد که

Chapter 1111
01:48:53.408 --> 01:48:55.033
هیچوقت تسلیم نشویم

Chapter 1112
01:48:55.533 --> 01:48:59.983
تا پانامی نو نساخته‌ایم تسلیم نشویم

Chapter 1113
01:49:00.082 --> 01:49:04.386
کشوری که در آن رهبران از طریق رای گیری
انتخاب میشوند نه اینکه با زور به ما تحمیل شوند

Chapter 1114
01:49:04.487 --> 01:49:08.858
و کشوری که مناطق آزادند ثمرات
تلاششان را باهم به اشتراک بگذارند

Chapter 1115
01:49:08.957 --> 01:49:11.524
! نه اینکه برای تفاله‌ها با یکدیگر مبارزه کنند

Chapter 1116
01:49:24.672 --> 01:49:29.988
دست یابی به این پانم جدید سخته
ولی ما باید این امر رو محقق کنیم

Chapter 1117
01:49:30.246 --> 01:49:34.516
راه رسیدن بهش از کوهستان‌های نوک تیز

Chapter 1118
01:49:34.617 --> 01:49:37.720
و دره‌هاي عميق منطقه‌ي ‏2 مي‌گذرد

Chapter 1119
01:49:37.819 --> 01:49:42.018
در شیبدارترین کوهستان‌های قلب پانم

Chapter 1120
01:49:42.118 --> 01:49:45.893
مرکز نظامي اصلي کپيتول قرار گرفته

Chapter 1121
01:49:46.927 --> 01:49:49.698
ما این قلعه رو فتح کنیم

Chapter 1122
01:49:49.798 --> 01:49:53.002
چون ما یک ملتیم

Chapter 1123
01:49:53.101 --> 01:49:56.738
یک ارتش، یک صدا

Chapter 1124
01:49:56.838 --> 01:50:01.444
چون امروز شروع دوباره ماست

Chapter 1125
01:50:01.543 --> 01:50:05.881
امروز برندگان را آزاد کردیم

Chapter 1126
01:50:05.980 --> 01:50:09.216
و فردا نوبت پانمـه

Chapter 1127
01:50:17.292 --> 01:50:21.494
! هورا ! هورا ! هورا

Chapter 1128
01:50:27.497 --> 01:50:33.497
جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و اینستاگرام سايت زدمووی :
.:: @ZedMoviecom ::.
.:: ZedMovie.com ::.

