﻿WEBVTT

00:00:58.810 --> 00:01:31.649
<b><c.color00abfd> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده
  ..:: MiraMovie.org ::..</c></b>
  <b><c.colorFFC947> ..:: ZedMovie.com ::..</c></b>

00:01:49.833 --> 00:01:53.500
‫زندان «ماکا» جهانی با استانداردها و قوانین خاص خود است

00:01:53.750 --> 00:01:57.417
‫قانون اول این است که استاد اعظم «دانگورو»
‫بر زندانیان حکومت میکند.

00:01:57.667 --> 00:01:59.208
‫وقتی «دانگورو» بیمار میشود

00:01:59.458 --> 00:02:00.958
‫و دیگر نمیتواند حکمرانی کند،

00:02:01.208 --> 00:02:02.667
‫باید به زندگی خود پایان دهد.

00:03:09.708 --> 00:03:12.708
‫<c.colorff8000>وزارت دادگستری ساحل عاج</c>

00:03:12.958 --> 00:03:14.667
‫<c.colorff8000>زندان</c>

00:03:30.667 --> 00:03:36.417
‫<c.colorff8000>«شب پادشاهان»</c>

00:03:53.042 --> 00:03:55.125
‫نیواکوین پیر، دستورات چیه؟؟

00:04:04.125 --> 00:04:07.125
‫به «ماکا» خوش اومدی
‫زندان پنج ستاره!

00:04:07.375 --> 00:04:09.125
‫بهتره حواست به کونت باشه!

00:04:15.000 --> 00:04:17.083
‫باید ببینیم که مافوق مون چه تصمیمی میگیره

00:04:29.042 --> 00:04:30.875
‫اگه مدام به من بی احترامی کنی ، لاس

00:04:31.542 --> 00:04:33.583
‫حمایت من رو از دست میدی.

00:04:34.792 --> 00:04:36.667
‫از کفتار به بره تبدیل میشی

00:04:37.167 --> 00:04:38.792
‫و همه یه گاز ازت میخوان.

00:04:39.042 --> 00:04:40.500
‫چی داری میگی؟

00:04:40.875 --> 00:04:43.958
‫اگه حمایت من رو از دست بدی
‫به یه پیرو تبدیل میشی.

00:04:47.167 --> 00:04:49.250
‫من ، لاس ، یه پیرو؟

00:04:50.000 --> 00:04:51.125
‫تو داری اعلان جنگ میکنی.

00:04:51.375 --> 00:04:52.167
‫این یه تهدیده؟

00:04:52.417 --> 00:04:53.875
‫چشماتو باز کن «ریش سیاه»

00:04:54.125 --> 00:04:56.667
‫و نگاهی به اطرافت بنداز،
‫تو دیگه رئیس نیستی.

00:04:57.042 --> 00:04:58.042
‫خفه شو!

00:05:12.542 --> 00:05:13.792
‫ما بعدا برمیگردیم.

00:05:18.917 --> 00:05:20.292
‫بچه های من...

00:05:23.667 --> 00:05:25.500
‫من یه "رومان" جدید نامگذاری میکنم
‫یه داستان گوی جدید.

00:05:29.458 --> 00:05:31.917
‫و چرا ارباب «ریش سیاه»؟؟

00:05:36.125 --> 00:05:38.792
‫امشب یا فردا
‫ماه قرمز بیرون میاد.

00:05:39.167 --> 00:05:41.625
‫این باید ابتدا توسط مراقبت تأیید بشه.

00:05:45.000 --> 00:05:47.208
‫اون خوک پیر حالا حالاها نمی‎میره!

00:06:42.583 --> 00:06:43.958
‫رئیس! خواهش می‌کنم!

00:07:01.750 --> 00:07:03.458
‫<c.colorff8000>«زاما: پایان یک افسانه»</c>

00:07:03.708 --> 00:07:05.958
‫<c.colorff8000>«جنگ علیه میکروب ها»</c>

00:07:23.792 --> 00:07:24.917
‫انگشتت رو اینجا فشار بده

00:07:37.792 --> 00:07:40.375
‫تو و دوستای میکروبت این کار رو کردین؟

00:07:44.583 --> 00:07:45.458
‫حرف بزن!

00:07:46.875 --> 00:07:47.458
‫بلند شو!

00:07:47.708 --> 00:07:49.167
‫بلند شو
‫بلند شو

00:07:50.167 --> 00:07:51.000
‫نیواکوین!

00:07:51.708 --> 00:07:52.583
‫اشکالی نداره

00:07:55.250 --> 00:07:56.917
‫اینو ببر به جنگل.

00:08:01.750 --> 00:08:02.458
‫ببخشید رئیس!

00:08:04.875 --> 00:08:06.167
‫کدوم ساختمون؟

00:08:09.833 --> 00:08:11.292
‫کیه؟؟
‫نیمه دیوانه.

00:08:12.792 --> 00:08:13.750
‫ چی میخو ای؟

00:08:14.000 --> 00:08:15.042
‫«ریش سیاه» منو فرستاده.

00:08:15.292 --> 00:08:17.792
‫اون میخواد زندونی جدید تو ساختمون اش باشه.

00:08:18.042 --> 00:08:18.917
‫برگرد به سلولت

00:08:23.583 --> 00:08:24.625
‫باشه ببرش.

00:09:32.375 --> 00:09:33.292
‫سکسی!

00:09:37.875 --> 00:09:39.542
‫هی، خانوم کوچولو اینجاست!

00:09:43.292 --> 00:09:44.500
‫«گوانتانامو»

00:10:00.375 --> 00:10:01.708
‫سکسی!

00:10:29.875 --> 00:10:31.042
‫بیا اینجا ، سکسی!

00:10:35.833 --> 00:10:37.000
‫بیا اینجا ، سکسی!

00:11:36.083 --> 00:11:38.833
‫بزن بریم
‫اون نمی‌دونه چه اتفاقی داره می‌افته!

00:11:39.083 --> 00:11:40.500
‫به زودی می‎بینه!

00:11:55.708 --> 00:11:56.833
‫کافیه!

00:12:12.833 --> 00:12:14.708
‫این اولین باریه که اومدی اینجا؟

00:12:17.000 --> 00:12:19.458
‫دهنت رو باز کن و حرف بزن!

00:12:21.583 --> 00:12:23.292
‫اوضاع بیرون چطوره؟؟

00:12:23.750 --> 00:12:25.042
‫بهم بگو

00:12:27.958 --> 00:12:29.500
‫داریم با توی عوضی حرف میزنیم

00:12:29.750 --> 00:12:31.292
‫یه داستان برام تعریف کن

00:12:31.542 --> 00:12:32.958
‫«روزی روزگاری...»

00:12:35.875 --> 00:12:37.625
‫بِنال!

00:12:38.208 --> 00:12:40.875
‫چیه، تو داستانی واسه گفتن نداری؟

00:12:41.292 --> 00:12:42.458
‫بله، اما...

00:12:43.292 --> 00:12:45.917
‫فقط در مورد هرچیزی که به ذهنت میرسه حرف بزن

00:12:48.292 --> 00:12:49.292
‫حرف بزن!

00:12:55.792 --> 00:12:57.292
‫این رویایی بود که دیدم

00:12:58.417 --> 00:12:59.417
‫توی رویاهام

00:12:59.667 --> 00:13:02.917
‫من و سه دوستم در قایق بودیم
‫در وسط اقیانوس.

00:13:04.417 --> 00:13:07.875
‫چند روز بود که چیزی نخورده بودیم.
‫داشتیم از راه آب فرار می‌کردیم.

00:13:08.167 --> 00:13:08.792
‫ای پیروان!

00:13:09.042 --> 00:13:10.167
‫بله؟

00:13:12.458 --> 00:13:13.583
‫خودشه.

00:13:15.000 --> 00:13:15.792
‫داستان گوی ما «رومان».

00:13:16.042 --> 00:13:17.458
‫«رومان»

00:13:55.875 --> 00:13:57.042
‫گرسنه ای؟

00:14:13.833 --> 00:14:15.167
‫ببین چطور میخوره!

00:14:17.708 --> 00:14:18.833
‫حسابی گرسنه است

00:14:19.917 --> 00:14:21.042
‫تشنه ای؟

00:14:44.667 --> 00:14:46.167
‫از این به بعد تو «رومان» هستی

00:14:46.833 --> 00:14:48.625
‫شاهزاده ای بدون پادشاهی.

00:14:49.542 --> 00:14:52.917
‫وقتی که امشب ماه قرمز بیرون اومد
‫یا فردا، برامون داستان تعریف می‌کنی.

00:14:53.625 --> 00:14:54.625
‫فهمیدی؟

00:14:57.750 --> 00:15:00.083
‫من هرگز...
‫من بلد نیستم داستان تعریف کنم.

00:15:00.333 --> 00:15:01.542
‫اون فکر میکنه حق انتخاب داره

00:15:05.458 --> 00:15:07.250
‫پله ها رو اونجا می بینی؟

00:15:09.208 --> 00:15:09.958
‫ازش میری بالا

00:15:10.208 --> 00:15:12.250
‫یه قلاب آهنی در بالای اون قرار داره

00:15:12.958 --> 00:15:13.667
‫به من اعتماد کن،

00:15:14.542 --> 00:15:16.667
‫تو نمیخوای کارت به اونجا بکشه.

00:15:18.708 --> 00:15:20.958
‫نقشت رو به عنوان راوی جدی بگیر

00:15:21.458 --> 00:15:23.167
‫برای ما مهمه.

00:15:26.625 --> 00:15:27.875
‫ممنون «دانگورو»

00:15:28.125 --> 00:15:30.083
‫خیلی ممنون

00:16:15.750 --> 00:16:17.250
‫آروم باش، رفیق

00:16:17.500 --> 00:16:19.000
‫من «ریزر بلید» هستم.
‫<c.colorff8000>تیغ ریش تراش</c>

00:16:21.708 --> 00:16:22.875
‫اهل کجایی؟

00:16:24.958 --> 00:16:27.375
‫قبل از اینکه به «ماکا» بیام
‫در خیابونها بودم.

00:16:28.917 --> 00:16:30.500
‫من نترس بودم

00:16:30.750 --> 00:16:32.208
‫اما سرزنشی نیست.

00:16:32.625 --> 00:16:34.292
‫قبل از اینکه بچه خیابونی بشم

00:16:34.542 --> 00:16:38.083
‫در یک مزرعه کاکائو کار میکردم
‫نزدیک تیاساله.

00:16:39.583 --> 00:16:41.167
‫به مزارع میرفتم و

00:16:41.417 --> 00:16:44.792
‫موش ها و پرندگان رو در بین درختا تعقیب میکردم.

00:16:45.042 --> 00:16:47.292
‫و قبل از همه اینها ،
‫من توی شکم مادرم بودم

00:16:48.417 --> 00:16:51.167
‫قبل از اون،
‫من در باد بودم ، شاید.

00:16:52.042 --> 00:16:53.542
‫شاید من توی آب بودم.

00:16:53.917 --> 00:16:56.000
‫شاید یه مار

00:16:56.250 --> 00:16:59.250
‫ما همیشه یه چیزی هستیم
‫مثل یه مار

00:17:00.083 --> 00:17:01.792
‫یک درخت یا یک گاو ،

00:17:02.542 --> 00:17:04.250
‫قبل از اینکه در شکم مادرمان قرار بگیریم.

00:17:04.875 --> 00:17:06.083
‫حرامزاده ها!

00:17:11.042 --> 00:17:13.042
‫قضیه این داستان گفتن چیه؟

00:17:20.625 --> 00:17:22.167
‫چرا من انتخاب شدم؟

00:17:35.125 --> 00:17:37.167
‫مراقبت، چی می‎بینی؟

00:17:38.167 --> 00:17:40.125
‫امشب یا فردا؟

00:17:41.792 --> 00:17:43.208
‫آسمان رو می بینم.

00:17:45.542 --> 00:17:46.542
‫داره بیرون میاد...

00:17:49.875 --> 00:17:50.958
‫من قرمز رو می‌بینم

00:17:51.333 --> 00:17:52.292
‫قرمز!

00:17:55.750 --> 00:17:58.125
‫قرمزه!
‫این ماه قرمزه!

00:18:02.583 --> 00:18:03.708
‫کوبی

00:18:04.375 --> 00:18:06.125
‫مراقب تاییدش کرد.

00:18:06.500 --> 00:18:09.500
‫الان هیچ‌کس نمی‌تونه در
‫مورد "شب رومان" بحث کنه.

00:18:13.542 --> 00:18:14.583
‫بیا

00:18:15.708 --> 00:18:17.208
‫همه چیز رو آماده کنید

00:18:18.000 --> 00:18:19.667
‫برو آشپزها رو ببین

00:18:21.083 --> 00:18:23.542
‫و به «پترول» بگو چراغ‌ها رو روشن کنه

00:18:28.375 --> 00:18:29.833
‫چاره دیگه ای ندارم

00:18:30.708 --> 00:18:34.792
‫این برام چند روز وقت میخره
‫یه هفته، شاید.

00:18:36.125 --> 00:18:37.292
‫بعدش چی؟

00:18:38.000 --> 00:18:39.375
‫نمی‌دونم.

00:18:41.208 --> 00:18:42.333
‫اون «لاس»...

00:18:43.333 --> 00:18:45.250
‫دیگه نمی‌خوام ببینمش.

00:18:45.875 --> 00:18:47.458
‫در غیر این صورت
‫نابیناش میکنم.

00:18:48.417 --> 00:18:52.208
‫زمانی که دنیای شما از دیوارهای طلایی ساخته شده
‫تو دنبال رویا نمیری.

00:18:58.833 --> 00:19:02.542
‫نمیتونی «رئیسان راسکال» رو متقاعد کنی
‫که یه کم بیشتر بهم وقت بدهند؟

00:19:07.083 --> 00:19:08.708
‫غیر ممکنه.

00:19:08.958 --> 00:19:10.750
‫این قانون «ماکا» است.

00:19:24.500 --> 00:19:27.333
‫بعدش پایین میرم و خودم رو در آب غرق میکنم.

00:19:29.792 --> 00:19:32.125
‫روح من یک گوزن خواهد شد

00:19:32.375 --> 00:19:35.167
‫و در جنگل اطراف زندان پرسه میزنم.

00:19:40.583 --> 00:19:41.667
‫تو

00:19:42.125 --> 00:19:43.375
‫یه گوزن؟؟

00:19:57.958 --> 00:20:00.208
‫جعبه عقرب خوابیده «ریش سیاه» رو باز کنید.

00:20:00.458 --> 00:20:01.708
‫همین الان فهمیدی؟

00:20:02.750 --> 00:20:06.125
‫اون میتونه همه داستان گوهایی که میخواد رو به ما بده
‫اما پایان نزدیکه.

00:20:06.375 --> 00:20:07.292
‫«کوبی» نقطه ضعف اوست.

00:20:07.917 --> 00:20:08.958
‫داره ما رو مسخره میکنه.

00:20:09.208 --> 00:20:11.083
‫اون مریضه، باید بمیره.

00:20:12.250 --> 00:20:14.042
‫اون باید این نکته رو در ذهن داشته باشه

00:20:14.292 --> 00:20:15.958
‫دورش صحرا درست میکنم

00:20:16.208 --> 00:20:18.083
‫اوه، آره؟ چطور؟

00:20:18.458 --> 00:20:20.917
‫همه چیزهایی که براش عزیزه رو میسوزونم

00:20:21.167 --> 00:20:22.458
‫درسته

00:20:22.708 --> 00:20:26.750
‫بعد از کناره گیری اون
‫زندان باید منطقی تر اداره بشه.

00:20:27.750 --> 00:20:30.375
‫زندانیان دیگه نباید برده ما باشن...

00:20:30.833 --> 00:20:32.667
‫اونا مشتری ما میشن.

00:20:34.292 --> 00:20:36.708
‫همش مربوط به پوله، بچه‌ها.
‫این خوبه.

00:20:36.958 --> 00:20:38.042
‫کی با منه؟

00:20:39.417 --> 00:20:40.958
‫خوب گفتی «لاس»

00:20:41.208 --> 00:20:45.000
‫<c.red>ماه قرمز بیرون است</c>

00:21:10.625 --> 00:21:15.000
‫پدر و مادرم فکر میکنند هنوز با من هستی

00:21:16.250 --> 00:21:22.125
‫هیچ کس نمیدونه که من رو به خاطر اون دختر رها کردی...

00:21:37.333 --> 00:21:39.458
‫ماه قرمز امشب بیرون است

00:21:42.458 --> 00:21:46.292
‫«ریش سیاه» ترفند دیگه ای برای
‫موندن در «دانگورو» پیدا کرده

00:21:48.750 --> 00:21:51.167
‫اون مریضه
‫دیگه نمیتونه «دانگورو» باشه

00:21:51.417 --> 00:21:52.917
‫اون باید بمیره.

00:22:00.958 --> 00:22:02.250
‫این «شب رومان» است.

00:22:02.750 --> 00:22:04.000
‫این «شب رومان» است.

00:22:23.000 --> 00:22:24.417
‫اون کیه؟

00:22:24.667 --> 00:22:27.250
‫ساکت
‫او نیمه دیوانه است.

00:22:27.500 --> 00:22:29.375
‫اون هرموقع بخواد میفهمه.

00:22:51.167 --> 00:22:52.250
‫پسره

00:22:53.375 --> 00:22:54.792
‫یه میکروبه؟؟ درسته؟؟

00:22:55.250 --> 00:22:57.000
‫ظاهرا، اون با اونا وقت میگذرونه.

00:22:57.958 --> 00:22:59.792
‫همه اونها از محله های بی قانون هستند.

00:23:09.708 --> 00:23:10.708
‫بیا

00:23:12.250 --> 00:23:13.583
‫باعث میشه احساس بهتری داشته باشی.

00:23:18.458 --> 00:23:19.583
‫چی شده؟

00:23:29.875 --> 00:23:32.083
‫پسری که اینجا بود...
‫ماه قرمز است!

00:23:32.333 --> 00:23:33.542
‫اون چی؟

00:23:33.792 --> 00:23:35.625
‫«ریش سیاه» اون رو به عنوان داستان گو انتخاب میکنه.

00:23:36.167 --> 00:23:37.417
‫شوخی می‌کنی؟

00:23:45.042 --> 00:23:45.667
‫برای سالها،

00:23:46.833 --> 00:23:48.833
‫تو چیزی از «شب رومان» نمی شنوی.

00:23:49.083 --> 00:23:52.542
‫سپس ناگهان!
‫اونا در تمام طول شب در سرخوشی به سر میبرند.

00:23:52.792 --> 00:23:54.375
‫و هیچ کاری هم نمی تونیم بکنیم.

00:23:54.792 --> 00:23:56.083
‫«ماکا» متعلق به اوناست.

00:23:56.333 --> 00:23:58.292
‫آنها باید خون بریزند.

00:24:00.375 --> 00:24:01.958
‫اگه به من ربط داشت

00:24:02.208 --> 00:24:04.167
‫سالها پیش این زندان رو تمیز میکردم

00:24:04.417 --> 00:24:06.292
‫با «ریش سیاه» هم شروع میکردم.

00:24:16.083 --> 00:24:17.208
‫بله، رئیس

00:24:18.542 --> 00:24:20.625
‫بله، ما در امانیم.

00:24:21.875 --> 00:24:22.833
‫بله

00:24:28.333 --> 00:24:29.125
‫بله

00:24:30.917 --> 00:24:33.083
‫ما آژیر رو به صدا درمیاریم.

00:24:35.875 --> 00:24:36.750
‫اون چی گفت؟

00:24:37.000 --> 00:24:38.333
‫چی میتونه بگه؟

00:24:39.958 --> 00:24:43.000
‫«ماکا» تنها زندان در دنیاست که

00:24:43.417 --> 00:24:45.208
‫توسط یه زندانی اداره میشه.

00:25:06.750 --> 00:25:09.167
‫رومان! رومان! رومان!

00:25:39.333 --> 00:25:42.208
‫«نیواکوین»
‫تو آژیر رو به صدا در آوردی؟

00:25:46.667 --> 00:25:47.792
‫همه چی داره از بین میره.

00:25:48.292 --> 00:25:50.458
‫اگه همدیگه رو بُکُشن،
‫به نفع ماست.

00:26:00.792 --> 00:26:01.708
‫رومان

00:26:02.833 --> 00:26:03.958
‫بیا بریم

00:27:32.667 --> 00:27:33.708
‫ای مردم «ماکا»!

00:27:36.458 --> 00:27:39.042
‫یه پسر بد، هنوزم پسره.

00:27:39.542 --> 00:27:40.208
‫آره

00:27:40.500 --> 00:27:43.917
‫هیچ چیزی نفرت‌انگیزتر از یک مرد
‫بی‎گناه در زندان وجود نداره.

00:27:45.667 --> 00:27:49.375
‫همه تو این طبقه گناهکار هستن.

00:27:49.917 --> 00:27:52.292
‫هیجکس رو به جرم رقصیدن اینجا نیاوردن.

00:27:53.250 --> 00:27:53.917
‫زندانیان!

00:27:54.167 --> 00:27:55.167
‫بله

00:27:56.208 --> 00:27:57.583
‫ماه صحبت کرده است

00:27:58.625 --> 00:28:00.167
‫قرمز است

00:28:01.417 --> 00:28:04.375
‫استاد ما ، «ریش سیاه» ،
‫به ما جایزه داده است.

00:28:04.625 --> 00:28:06.583
‫او داستان گوی جدیدی رو انتخاب کرده است.

00:28:08.833 --> 00:28:10.917
‫او چه داستانی را تعریف خواهد کرد؟

00:28:12.333 --> 00:28:14.500
‫چگونه سخنان او رنگ خواهد گرفت؟

00:28:15.833 --> 00:28:17.417
‫با امید یا غم؟

00:28:17.667 --> 00:28:19.083
‫آیا تلخ خواهد بود؟

00:28:19.333 --> 00:28:20.875
‫یا شیرین؟

00:28:27.667 --> 00:28:30.042
‫کلمه اینجاست

00:28:31.375 --> 00:28:34.375
‫کلمه اینجاست و باید گفته بشه

00:28:40.875 --> 00:28:43.500
‫حرف بزن، «رومان»، ما گوش میدیم.

00:29:07.542 --> 00:29:09.875
‫زودباش ، حرف بزن!

00:29:15.042 --> 00:29:16.333
‫بذار حرف بزنه

00:29:19.833 --> 00:29:22.042
‫اگر خدا مقدر کرد که تو دزد خواهی شد

00:29:23.250 --> 00:29:24.792
‫تو یک دزد خواهی شد.

00:29:34.875 --> 00:29:37.375
‫اگر خدا مقدر کرد که تو قاتل خواهی شد

00:29:38.458 --> 00:29:40.208
‫تو یک قاتل خواهی شد.

00:29:50.292 --> 00:29:52.083
‫اگر خدا مقدر کرد من «رومان» باشم

00:29:53.208 --> 00:29:56.042
‫و باید تمام شب رو داستان بگم

00:29:57.917 --> 00:29:59.167
‫بنابراین من «رومان» هستم.

00:30:19.667 --> 00:30:20.958
‫اگر خدا بگوید بله

00:30:22.167 --> 00:30:23.042
‫هیچ کس نمی تواند بگوید...

00:30:23.292 --> 00:30:24.500
‫نه!

00:30:35.458 --> 00:30:36.542
‫قبل از خدا ،

00:30:37.417 --> 00:30:39.542
‫اعتراف میکنم که جیب بُر هستم.

00:30:41.208 --> 00:30:42.500
‫یه کلاهبردار.

00:30:44.333 --> 00:30:45.458
‫یه دغل کار.

00:30:46.375 --> 00:30:47.083
‫درسته

00:30:47.625 --> 00:30:48.833
‫یه رذل.

00:30:50.875 --> 00:30:51.917
‫یک دزد واقعی ، حتی.

00:31:04.583 --> 00:31:07.583
‫من با عمه ام «سالیماتا» بزرگ شدم

00:31:08.167 --> 00:31:10.250
‫یه گریوت سنتی.
‫<c.colorff8000>(اهل شعر و ادب، قصه و آواز)</c>

00:31:11.458 --> 00:31:12.917
‫هر یکشنبه،

00:31:13.500 --> 00:31:15.417
‫من او را در عروسی ها همراهی میکردم

00:31:15.667 --> 00:31:17.708
‫جایی که او در ستایش ثروتمندان آواز میخواند.

00:31:29.250 --> 00:31:30.917
‫ادامه بده، داستان گو

00:31:34.333 --> 00:31:38.167
‫او از پولی که از این راه کسب میکرد
‫برای ساخت خانه ای در محله بی قانون استفاده کرد.

00:31:38.417 --> 00:31:39.750
‫که چی؟

00:31:44.208 --> 00:31:45.625
‫در سن ۶ سالگی،

00:31:45.875 --> 00:31:48.750
‫شروع به تحصیل در مدرسه دولتی کردم.

00:31:49.583 --> 00:31:53.833
‫من مدیرم «آقای کابلان» رو یادمه
‫فقط یه دست داشت

00:31:55.250 --> 00:31:56.458
‫یک دست!

00:32:02.250 --> 00:32:05.208
‫من تا ۱۲ سالگی در آن مدرسه بودم.

00:32:06.833 --> 00:32:09.542
‫چه اهمیتی داره؟
‫اینا چرت و پرته.

00:32:11.500 --> 00:32:13.667
‫من با «زاما کینگ» به مدرسه رفتم.

00:32:15.875 --> 00:32:17.708
‫زاما کینگ! زاما کینگ!

00:32:31.708 --> 00:32:35.417
‫من در مقابل همه شما زندانیان که مثل یه
‫قایق به اسکله بسته‌شده می‌ایستم.

00:32:36.417 --> 00:32:38.417
‫ این بازی نیست.

00:32:39.000 --> 00:32:40.875
‫ما داریم درباره یک قهرمان صحبت می‌کنیم.

00:32:41.708 --> 00:32:44.333
‫تنها و تنها «زاما کینگ»

00:32:46.542 --> 00:32:49.375
‫آنها او را پسر باد نامیدند.

00:32:50.750 --> 00:32:53.042
‫شوالیه سیاه محله بی قانون.

00:32:53.292 --> 00:32:54.542
‫دارم بهتون میگم

00:32:55.333 --> 00:32:57.000
‫آنها روح او را اسیر کردند

00:32:57.250 --> 00:33:00.500
‫آنها هدف او را سلب کردند
‫و روح او را خاموش کردند.

00:33:01.167 --> 00:33:02.125
‫در غیر این صورت ، هی!

00:33:02.500 --> 00:33:05.333
‫در یک نبرد رو در رو ، مرد ،

00:33:05.583 --> 00:33:07.583
‫او بدون شک، شکست ناپذیر بود.

00:33:08.083 --> 00:33:10.375
‫قدرت عرفانی او بسیار قوی بود.

00:33:10.625 --> 00:33:13.042
‫طلسم های او قدرتمند بودند.

00:33:14.333 --> 00:33:16.292
‫این حقیقت است

00:33:16.542 --> 00:33:17.333
‫من اونجا بودم!

00:33:17.583 --> 00:33:19.917
‫دروغگو! تو اینجا پیش ما بودی.

00:33:34.250 --> 00:33:35.417
‫زاما کینگ...

00:33:38.042 --> 00:33:40.250
‫کودکی منزوی بود.

00:33:43.167 --> 00:33:44.667
‫لکنت زبان داشت.

00:33:50.625 --> 00:33:52.500
‫نام اصلی او زاما است.

00:33:53.875 --> 00:33:56.958
‫بعد از اولین جُرمش ،
‫اون لقب«کینگ»رو اضافه كرد.

00:34:02.875 --> 00:34:04.583
‫«زامایی» که در موردش بهتون میگم

00:34:05.125 --> 00:34:06.833
‫من اون رو از کودکی میشناسم.

00:34:07.708 --> 00:34:10.083
‫ما با هم بزرگ شدیم
‫در محله بی قانون،

00:34:10.333 --> 00:34:11.792
‫در سمت بهشت.

00:34:18.792 --> 00:34:22.417
‫او در یک حیاط مشترک با یک
‫درخت انبه بزرگ زندگی می کرد.

00:34:42.792 --> 00:34:46.000
‫آیا شما میدونید که «زاما کینگ» رئیس میکروب ها بود؟

00:34:52.292 --> 00:34:53.875
‫آیا میدونید او چگونه مُرد؟

00:34:59.042 --> 00:35:00.667
‫که از مُرده اون فیلم برداری کردن؟

00:35:08.000 --> 00:35:09.292
‫زاما

00:35:16.292 --> 00:35:19.208
‫دیروز این اتفاق افتاد
‫حدود ۵ بعد از ظهر

00:35:19.458 --> 00:35:22.917
‫من با زاما ، راکی و بالدوین بودم

00:35:23.792 --> 00:35:27.208
‫زاما توسط پلیس و مردم تحت تعقیب بود

00:35:28.833 --> 00:35:30.500
‫به خاطر همه جنایاتش.

00:35:31.333 --> 00:35:33.625
‫اون کاملا توهمی شده بود

00:35:35.750 --> 00:35:37.542
‫او همه جا ارواح میدید

00:35:41.542 --> 00:35:44.333
‫ما میخواستیم از فروشگاه موریتانی سیگار بخریم

00:35:44.708 --> 00:35:46.292
‫اون موقع بود که ما رو پیدا کردن.

00:35:50.958 --> 00:35:52.000
‫زاما کینگ ، قاتل!

00:35:52.250 --> 00:35:54.708
‫تو اونو می‌شناسی؟
‫اینجا قلمرو ما نیست.

00:35:54.958 --> 00:35:56.583
‫قاتل ، زاما کینگ!

00:36:15.833 --> 00:36:18.792
‫زاما کینگ ، قاتل!
‫تو قاتل هستی.

00:36:19.667 --> 00:36:20.750
‫قاتل!

00:36:28.250 --> 00:36:29.125
‫خودشه

00:36:32.958 --> 00:36:33.917
‫بعد از آن

00:36:34.542 --> 00:36:36.375
‫پلیس منطقه رو جستجو کرد

00:36:39.250 --> 00:36:42.000
‫دختر زال به اونها گفت که ما چهار نفر هستیم

00:36:45.042 --> 00:36:47.833
‫اونها من رو در گودالی در حاشیه تالاب پیدا کردند

00:36:54.583 --> 00:36:56.458
‫حالا من در مقابل شما هستم.

00:36:57.875 --> 00:36:59.042
‫چی شده؟

00:36:59.292 --> 00:37:00.500
‫برادران؟

00:37:17.000 --> 00:37:18.583
‫این یک ضیافت است!

00:37:19.042 --> 00:37:20.250
‫لذت ببرید

00:37:20.958 --> 00:37:22.375
‫زنده باد «ریش سیاه»

00:38:04.458 --> 00:38:06.333
‫این «رومان» داستان گوی خوبی است.

00:38:06.917 --> 00:38:08.125
‫خب، آره

00:38:08.375 --> 00:38:10.542
‫اون توسط یه «گریوت» بزرگ شده
‫<c.colorff8000>(اهل شعر و ادب، قصه و آواز)</c>

00:38:11.417 --> 00:38:12.583
ولی وقتی تموم بشه میفهمه

00:38:20.708 --> 00:38:22.208
‫این «رومان» داستان گوی خوبی است.

00:38:22.750 --> 00:38:24.417
‫اما آیا اون میدونه چه بلایی سرش خواهد آمد؟

00:38:35.000 --> 00:38:35.958
‫سکسی

00:38:36.458 --> 00:38:37.458
‫بیا اینجا

00:38:42.625 --> 00:38:44.000
‫ما میخوایم «کوبی» رو بکشیم.

00:38:53.375 --> 00:38:54.583
‫«رومان» چطوری؟؟

00:40:07.625 --> 00:40:08.750
ساکت باش

00:40:18.958 --> 00:40:20.708
‫میخوای بدونی چقدر وقت داری؟

00:40:27.042 --> 00:40:30.542
‫اگه میخوای زنده بمونی
‫داستانت رو تموم نکن.

00:40:41.750 --> 00:40:43.167
‫یادت باشه، رومان!

00:40:43.417 --> 00:40:45.167
‫تا صبح ادامه بده

00:40:52.583 --> 00:40:55.167
‫وقتی من رفتم
‫وسایلم رو دور ننداز.

00:40:56.042 --> 00:40:57.167
‫نگهشون دار.

00:40:58.125 --> 00:41:00.083
‫اونا رو به پسر بزرگم بده.

00:41:01.667 --> 00:41:03.417
‫بهش بگو من کی بودم

00:41:04.875 --> 00:41:06.958
‫چقدر رنج کشیدم.

00:41:12.792 --> 00:41:15.125
‫بهش بگو به غرایزش اعتماد کنه

00:41:16.083 --> 00:41:18.833
‫اطمینان حاصل کن که اونا نام من
‫رو در گل و لای فرو نمی برند.

00:41:20.167 --> 00:41:22.667
‫بعد از من
‫«ماکا» رهبر نخواهد داشت.

00:41:25.833 --> 00:41:27.583
‫دچار هرج و مرج خواهد شد.

00:41:32.333 --> 00:41:34.708
‫اینطوری حرف نزن ، «ریش سیاه»

00:41:35.417 --> 00:41:36.833
‫بدشانسی میاره.

00:42:22.417 --> 00:42:24.917
‫بیا، یه هدیه از طرف «ریش سیاه»

00:42:32.875 --> 00:42:34.292
‫چرا داره اینو بهم میده؟

00:43:34.167 --> 00:43:35.250
‫ای مردم «ماکا»

00:43:39.958 --> 00:43:42.083
‫هر مردی به خودش دروغ میگه...

00:43:42.500 --> 00:43:44.792
‫تا وقتی که با مرگ خودش روبرو میشه.

00:43:50.500 --> 00:43:52.542
‫مرا ببخشید که داستانم را با عجله گفتم

00:43:53.958 --> 00:43:56.417
‫اما مجبور شدم اون رو از روی سینه ام بردارم.

00:43:57.042 --> 00:43:59.500
‫من باید به شما میگفتم که «زاما» چگونه مُرد.

00:44:02.250 --> 00:44:04.958
‫عمه من سالیماتا ، اون گریوت

00:44:05.500 --> 00:44:09.958
‫همیشه میگفت که هر داستان باید آغاز و پایان داشته باشد.

00:44:10.458 --> 00:44:11.500
‫درسته، درسته

00:44:15.833 --> 00:44:19.292
‫به خاطر عجله ام
‫من با پایانش شروع کردم

00:44:23.042 --> 00:44:26.042
‫زمانی که «زاما» به یک عقرب خشمگین تبدیل شده بود.

00:44:34.208 --> 00:44:37.125
‫اما اول،
‫من باید به شما میگفتم چطور زاما...

00:44:38.625 --> 00:44:39.958
‫آیا شما میدونید «زاما» کجا بزرگ شده؟

00:44:40.292 --> 00:44:41.417
‫نه

00:44:49.958 --> 00:44:53.042
‫«زاما» در یک دهکده کوچک بزرگ شده بود

00:44:53.958 --> 00:44:55.958
‫کنار اقیانوس اطلس.

00:44:59.708 --> 00:45:01.500
‫در گذشته
‫در اون بخش

00:45:01.750 --> 00:45:02.875
‫از ساحل عاج

00:45:03.125 --> 00:45:05.000
‫هنوز پادشاهان و ملکه ها بودند

00:45:05.250 --> 00:45:06.042
‫درسته.

00:45:07.875 --> 00:45:10.875
‫حاکمان برای گسترش پادشاهی های
‫خود با یکدیگر میجنگیدند.

00:45:33.292 --> 00:45:34.083
‫هی

00:45:34.417 --> 00:45:35.417
‫پدرش چطور؟

00:45:35.833 --> 00:45:36.792
‫پدرش کیه؟

00:45:43.000 --> 00:45:44.125
‫نام پدرش

00:45:44.625 --> 00:45:45.917
‫«سونی» است

00:45:48.000 --> 00:45:49.042
‫او یک گدای پیر است

00:45:50.708 --> 00:45:51.833
‫یک مرد نابینا

00:46:14.583 --> 00:46:16.875
‫هر روز ، او در همان نقطه می نشست

00:46:18.875 --> 00:46:21.750
‫روبروی مسجد
‫کنار سینما پلازا.

00:46:30.917 --> 00:46:31.750
‫و مادرش؟

00:46:32.000 --> 00:46:33.125
‫مادرش کیه؟

00:46:33.625 --> 00:46:35.000
‫کجا اون رو حامله کردی؟

00:46:42.875 --> 00:46:45.583
‫نام مادرش «هلن» بود.

00:47:44.042 --> 00:47:46.583
‫و اینگونه بود که «سونی» تنها ماند

00:47:46.833 --> 00:47:48.000
‫با پسرش

00:47:50.708 --> 00:47:53.000
‫اینگونه بود که «زاما» مادرش رو از دست داد.

00:47:54.625 --> 00:47:56.000
‫زاما ، زاما

00:47:56.458 --> 00:47:58.750
‫زاما

00:48:37.667 --> 00:48:40.667
‫کودک با پدرش

00:48:41.917 --> 00:48:43.583
‫زاما است.

00:48:45.875 --> 00:48:49.917
‫مادرش ، هلن ،
‫توسط سربازان کشته شد

00:48:50.542 --> 00:48:52.875
‫سربازان ملکه

00:48:58.083 --> 00:48:59.375
‫یه مرد اینجاست

00:49:04.625 --> 00:49:05.333
‫یه مرد نابینا

00:49:06.583 --> 00:49:08.542
‫باید یه چیزی بگم

00:49:09.917 --> 00:49:11.375
‫بذار حرف بزنه

00:49:12.667 --> 00:49:16.750
‫اعلیحضرت
‫من میتونم به شما کمک کنم تا در این جنگ پیروز شوید.

00:49:17.375 --> 00:49:19.542
‫من قدرت دارم ، قدرتهای زیادی دارم.

00:49:19.792 --> 00:49:23.167
‫من میتونم با خورشید صحبت کنم
‫ستاره ها و ماه.

00:49:24.208 --> 00:49:26.333
‫من همچنین میتونم با اسب ها صحبت کنم.

00:49:27.750 --> 00:49:28.958
‫من میتونم کمکت کنم

00:49:33.875 --> 00:49:35.292
‫او به ملکه گفت

00:49:35.542 --> 00:49:39.000
‫به زبان اسب ها صحبت میکنه

00:49:41.708 --> 00:49:47.042
‫«سونی»مطمئنی که میدونی داری چیکار می‌کنی؟

00:49:49.917 --> 00:49:53.583
‫چه سرنوشتی در انتظار «زاما» است؟

00:49:57.333 --> 00:50:00.542
‫پسری بدون مادر چه سرنوشتی در پیش دارد؟

00:51:09.333 --> 00:51:10.333
‫کوبی

00:51:11.500 --> 00:51:12.708
‫تو خوش تیپ هستی

00:51:14.250 --> 00:51:15.500
‫تو قوی هستی.

00:51:18.833 --> 00:51:20.292
‫اهل کجایی؟

00:51:21.458 --> 00:51:23.625
‫من در کوه متولد شدم.

00:51:27.083 --> 00:51:28.333
‫این...

00:51:30.625 --> 00:51:33.667
‫پدرم آن را در بالای کوه دفن کرد.

00:51:53.375 --> 00:51:54.458
‫ای مردم «ماکا»!

00:51:58.667 --> 00:51:59.417
‫ماه ها

00:52:00.292 --> 00:52:01.500
‫و سالها

00:52:02.042 --> 00:52:03.125
‫گذشته

00:52:05.208 --> 00:52:06.917
‫سونی ، پدر زاما ،

00:52:07.417 --> 00:52:09.250
‫محرم اسرار ملکه می‌شود.

00:52:13.917 --> 00:52:15.958
‫نبرد بزرگی در جریان است ،

00:52:16.208 --> 00:52:18.833
‫و «سونی» باید ارتش دشمن را شکست دهد.

00:52:25.875 --> 00:52:26.750
‫کوبی؟؟

00:52:58.000 --> 00:53:00.542
‫کوبی جوان

00:53:01.125 --> 00:53:02.333
‫با دو متر قد

00:53:02.792 --> 00:53:04.458
‫ماهیچه‌هایی مثل این

00:53:04.875 --> 00:53:06.250
‫پاهایی مثل این

00:53:06.500 --> 00:53:08.292
‫اما قلبی مثل این

00:53:08.542 --> 00:53:09.958
‫اینجا دراز کشیده است

00:53:10.708 --> 00:53:12.292
‫ما صداش میکنیم

00:53:12.958 --> 00:53:14.875
‫اما جوابی نمی‌دهد.

00:53:21.333 --> 00:53:22.667
‫«دانگورو»

00:53:23.583 --> 00:53:25.333
‫میخوای مجبورش کنیم اعتراف کنه؟

00:53:30.875 --> 00:53:31.792
‫و رومان؟

00:53:34.917 --> 00:53:36.875
اون باید به داستان خودش ادامه بده

00:53:41.917 --> 00:53:44.000
‫اول بهش بگو بیاد سلول من

00:53:44.583 --> 00:53:45.500
‫باشه

00:54:01.000 --> 00:54:02.750
بهش حمله شده

00:54:53.375 --> 00:54:55.083
اتفاقی که برای «کوبی» افتاد
بسیار غم انگیزه

00:54:57.208 --> 00:54:59.458
‫اما ما اونو تحت کنترل داریم.

00:55:00.875 --> 00:55:03.667
‫اون کلمه رو بگو
‫فقط انگشتت رو تکون بده.

00:55:03.917 --> 00:55:05.500
‫و من ارتشی بسیج میکنم

00:55:06.625 --> 00:55:09.083
‫آسونه که اونها رو بر علیه «لاس» کنیم

00:55:13.458 --> 00:55:15.958
‫من همیشه با تو روراست بودم «ریش سیاه»

00:55:19.083 --> 00:55:21.417
‫من همیشه بازی رو همونطور که
‫تو میخواستی اجرا کردم

00:55:21.667 --> 00:55:23.750
‫تا پیروان نافرمانی نکنند.

00:55:24.542 --> 00:55:28.167
‫من همه خواسته های دفن شده اونها رو میدونم

00:55:29.292 --> 00:55:31.208
‫از من به عنوان جانشین خود نام ببر

00:55:32.083 --> 00:55:33.875
‫من هرگز تو رو ناامید نمیکنم

00:55:34.125 --> 00:55:35.042
‫هرگز

00:56:13.500 --> 00:56:14.542
‫بیا

00:56:15.500 --> 00:56:17.250
‫بیا نزدیکتر
‫نترس

00:56:18.958 --> 00:56:20.042
‫به من نگاه کن

00:56:22.458 --> 00:56:24.125
‫پول میتونه هر چیزی رو بخره.

00:56:25.958 --> 00:56:29.042
‫اما نمیتونی به کسی پول بدی که جات مریض باشه.

00:56:39.625 --> 00:56:40.500
‫گاهی،

00:56:40.750 --> 00:56:43.458
‫از خودم میپرسم آیا اونها ما رو اینجا
‫در این جنگل فراموش کردن؟

00:56:47.333 --> 00:56:49.083
‫بهم بگو
‫میخوام بدونم

00:56:51.458 --> 00:56:53.833
‫چرا داستان «زاما کینگ» رو انتخاب کردی؟

00:56:55.833 --> 00:56:57.208
‫من انتخاب نکردم

00:56:57.958 --> 00:56:59.292
‫یهو به ذهنم رسید

00:57:04.917 --> 00:57:06.958
‫فکر کردم شاید دلیل دیگه ای هم داشته باشه.

00:57:11.458 --> 00:57:13.000
‫کمکم کن لباسم رو عوض کنم

00:57:31.667 --> 00:57:34.000
‫نوبت منه که یه داستان برات تعریف کنم.

00:57:40.250 --> 00:57:42.500
‫میدونی چرا به من میگن «ریش سیاه»؟؟

00:57:46.417 --> 00:57:49.083
‫این اسم مستعار من بوده
‫از زمان نوجوانی

00:57:50.583 --> 00:57:53.500
‫من در یه جزیره ماهیگیری زندگی میکردم
‫سیبیزا.

00:57:55.417 --> 00:57:57.375
‫رفتم چند تا ماهی بدزدم.

00:57:59.583 --> 00:58:01.625
‫تقریبا هم سن و سال تو بودم

00:58:02.542 --> 00:58:04.833
‫ماهیگیران چاله ای حفر کردند

00:58:05.083 --> 00:58:08.458
‫من رو در ساحل دفن کردند
‫فقط سرم بیرون بود

00:58:09.083 --> 00:58:10.417
‫مثل دزدان دریایی.

00:58:12.667 --> 00:58:14.708
‫نام اصلی من «بلیز» است.

00:58:20.292 --> 00:58:21.250
‫حالا...

00:58:22.292 --> 00:58:24.083
‫میتونم یه سوال ازت بپرسم؟

00:58:27.208 --> 00:58:28.208
‫بپرس

00:58:34.458 --> 00:58:36.875
‫تو مریضی.
‫نفس های آخرت رو میکشی.

00:58:37.333 --> 00:58:40.125
‫چرا این بازی داستان گویی رو تموم نمیکنی؟

00:58:46.583 --> 00:58:48.042
‫این یه بازی نیست.

00:58:49.542 --> 00:58:51.833
‫این یه سنت قدیمی «ماکا» است.

00:58:52.583 --> 00:58:55.583
‫فقط من میتونم «شب رومان» رو لغو کنم.

00:58:56.875 --> 00:58:58.000
‫اما این کار رو نمیکنم

00:59:00.208 --> 00:59:01.167
‫چرا؟؟

00:59:12.792 --> 00:59:15.583
‫میخوام برای آخرین بار خون بریزم

00:59:17.125 --> 00:59:18.625
‫و لحظه‌ای که دیدمت

00:59:19.458 --> 00:59:22.958
‫میدونستم که باید مجازات بشی

00:59:24.167 --> 00:59:27.333
‫تو شبیه کسی هستی که باید مجازات بشه

00:59:28.125 --> 00:59:29.625
‫این یه احساس درونی عه

00:59:30.875 --> 00:59:32.833
‫نمیتونم باهاش مبارزه کنم

00:59:33.792 --> 00:59:35.917
‫این احساسات واقعی هستن

00:59:36.542 --> 00:59:38.292
‫حتی اگه ناعادلانه باشه.

00:59:55.500 --> 00:59:57.042
‫او کاملا دیوانه است

00:59:57.583 --> 00:59:58.750
‫رومان

01:00:00.792 --> 01:00:01.833
‫رومان

01:00:02.750 --> 01:00:04.500
‫چرا جوابمو نمیدی وقتی صدات میکنم؟؟

01:00:04.750 --> 01:00:06.042
‫بله
‫بله؟ کی؟

01:00:06.542 --> 01:00:07.375
‫بله ، نیمه دیوانه

01:00:07.625 --> 01:00:09.542
‫حالا من کی هستم؟
‫بله ، استاد تشریفات.

01:00:09.792 --> 01:00:11.792
‫حالا کاری که میگم رو انجام بده

01:00:12.042 --> 01:00:13.250
‫چرت و پرت نگو.

01:00:14.042 --> 01:00:15.208
‫یالا

01:00:15.458 --> 01:00:17.167
‫وقتشه که داستانت رو تموم کنی

01:00:18.542 --> 01:00:21.500
‫بعدا میبینی بچه بی‌شعور

01:00:41.208 --> 01:00:43.250
‫«ریش سیاه» شنل رو پوشیده

01:00:45.875 --> 01:00:47.250
‫مرگش رو قبول کرده

01:00:51.250 --> 01:00:53.625
‫آسونتر از چیزی بود که فکر می‌کردم

01:01:07.125 --> 01:01:09.250
‫اون یه مرد درشت هیکل با پاهای گِلی بود

01:01:48.500 --> 01:01:49.583
‫ای مردم «ماکا»!

01:01:54.375 --> 01:01:55.417
‫ماه ها،

01:01:55.958 --> 01:01:57.042
‫سالها،

01:01:57.667 --> 01:02:00.042
‫حتی یک سال کبیسه هم گذشت

01:02:01.500 --> 01:02:03.375
‫«زاما» 7 ساله است.

01:02:04.000 --> 01:02:07.125
‫«سونی» به نزدیکترین مشاور ملکه تبدیل شده است.

01:02:09.417 --> 01:02:11.833
‫هر شب پدر زاما از خود می‎پرسید

01:02:13.208 --> 01:02:16.208
‫چگونه میتوان انتظارات ملکه را برآورده کرد.

01:02:17.083 --> 01:02:20.333
‫او مخفیانه آیه ای را به زبان عربی میخواند

01:02:22.879 --> 01:02:26.874
‫<c.colorff8000>«آیا ندیدی که پروردگارت با صاحبان فیل چگونه رفتار کرد؟»</c>

01:02:32.167 --> 01:02:33.917
‫«سونی» باعث شد ملکه باور کنه که

01:02:34.667 --> 01:02:36.792
‫اون به زبان ستاره ها صحبت میکنه.

01:02:50.167 --> 01:02:52.250
‫«ریش سیاه» تصمیم به کناره گیری گرفت

01:03:03.250 --> 01:03:06.042
‫«ریش سیاه» سفر رو آغاز کرد

01:03:06.292 --> 01:03:08.125
‫سفر رو آغاز کرد

01:03:08.375 --> 01:03:10.583
‫برنمی‎گرده

01:03:12.750 --> 01:03:14.708
‫سلام مرا به پیرمردها برسان...

01:03:17.500 --> 01:03:20.083
‫سلام مرا به «مارکو» برسان...

01:03:22.167 --> 01:03:25.250
‫سلام به سرباز ملعون

01:03:28.708 --> 01:03:30.333
‫او در حال رفتن است

01:03:31.750 --> 01:03:35.125
‫خداحافظ، «ریش سیاه» دارد می‌رود.

01:03:56.583 --> 01:03:58.792
‫خداحافظ

01:04:45.667 --> 01:04:46.750
‫ادامه بده

01:04:50.667 --> 01:04:53.083
قبلا درست نگفته بودم

01:04:56.125 --> 01:05:00.208
‫«سونی» باعث شد ملکه باور کنه که
‫اون به زبان ستاره ها صحبت میکنه.

01:05:02.500 --> 01:05:04.250
‫و پدر زاما

01:05:04.833 --> 01:05:07.083
‫مردی نابینا با نیروهایی که از ترس تکثیر می‌شدند،

01:05:07.750 --> 01:05:10.417
‫حالا باید ارتش مخالف رو شکست بده.

01:05:10.667 --> 01:05:13.208
‫در نبرد ملکه علیه برادر کوچکترش.

01:05:14.750 --> 01:05:18.500
‫نبرد در شرف وقوع است
‫با وجود مخالفت ژنرال‌ها

01:05:19.333 --> 01:05:23.375
‫یه شب پرستاره
‫سربازان ملکه شروع به پیشروی می‌کنند

01:05:32.375 --> 01:05:35.500
‫سربازان پاهای خود را با پارچه پیچیدند

01:05:36.750 --> 01:05:38.958
‫تا سر و صدا نکنند

01:05:42.042 --> 01:05:43.875
‫در ساعات اولیه صبح

01:05:44.208 --> 01:05:46.500
‫ارتش جدیدی به آنها پیوست

01:06:20.875 --> 01:06:21.875
‫من اینجا هستم

01:06:35.500 --> 01:06:36.625
‫تو اومدی؟

01:06:37.583 --> 01:06:38.917
‫نمی‌ترسی؟
‫نه

01:06:39.667 --> 01:06:41.958
‫بابا، میتونی جنگ رو ببری؟

01:06:42.458 --> 01:06:43.875
‫اگر خدا بخواد

01:06:44.125 --> 01:06:46.583
‫اگر این کار رو نکنی، ملکه عصبانی میشه

01:06:52.167 --> 01:06:53.708
‫ملکه حالا غذا خواهد خورد!

01:08:41.958 --> 01:08:42.833
‫توهین به مقدسات!

01:08:43.083 --> 01:08:44.417
‫چرا اونها جنگ نمی کنند؟

01:08:44.667 --> 01:08:47.333
‫تو نمی‎تونی جنگ اونها رو ببینی
‫چون که درگیرش نیستی.

01:11:27.958 --> 01:11:29.583
‫و اینطور شد که ملکه

01:11:30.292 --> 01:11:33.875
‫با وجود کمک گرفتن از شکارچیان سنتی شمال

01:11:34.292 --> 01:11:36.583
‫توسط برادر کوچکترش شکست خورد.

01:11:44.500 --> 01:11:45.375
‫و «سونی»؟

01:11:45.750 --> 01:11:46.792
‫و «زاما»؟

01:11:48.333 --> 01:11:49.792
‫مطمئنا اونا رو کشتن.

01:11:53.917 --> 01:11:56.792
‫«سونی»میدونست اگه ملکه اونو دستگیر کنه
کارش تمومه

01:11:58.250 --> 01:12:00.417
‫بنابراین یه بوبوی بزرگ و پاره به تن کرد
‫<c.colorff8000>(جامه ی گشادی که در برخی کشورهای آفریقایی می پوشند)</c>

01:12:01.000 --> 01:12:04.625
‫یه سبد مرغ دریایی برداشت و
‫خودش رو به شکل یه فروشنده مرغ درآورد.

01:12:11.917 --> 01:12:13.000
‫از جاده خارج شد

01:12:14.000 --> 01:12:15.500
‫با کمک زاما.

01:12:19.167 --> 01:12:22.917
‫«سونی» به همراه پسرش وارد آبیدجان شد
‫<c.colorff8000>شهری در سواحل ساحل عاج در جنوب اقیانوس اطلس</c>

01:12:27.875 --> 01:12:30.792
‫و مثل همه فقرا در غرب کشور

01:12:31.250 --> 01:12:33.458
‫«سونی» و «زاما» به یک محله فقیرنشین رسیدند

01:12:33.708 --> 01:12:34.625
‫محله بی قانون!

01:13:09.542 --> 01:13:11.167
‫سلام پیرمرد
‫حالت چطوره؟

01:13:12.750 --> 01:13:14.833
‫زاما؟
‫بله بابا؟

01:13:15.083 --> 01:13:16.333
‫دوستات اینجان

01:13:19.625 --> 01:13:22.875
‫این رو بپوش ،به هتل گلف میریم
‫اونا «باگبو» رو دستگیر کردن.

01:13:47.625 --> 01:13:50.167
‫عصر بخیر؛ خانم ها و آقایان.

01:13:50.500 --> 01:13:53.375
‫ساحل عاج آزاد شد.

01:13:54.083 --> 01:13:58.542
‫رئیس جمهور سابق «لوران باگبو»
‫دقایقی پیش دستگیر شد

01:13:58.792 --> 01:14:00.083
‫توسط نیروهای جمهوری خواه.

01:14:03.625 --> 01:14:05.333
‫آیا بحران پس از انتخابات رو دنبال کردید؟

01:14:06.000 --> 01:14:07.042
‫نه

01:14:07.292 --> 01:14:08.958
‫ما اینجا درباره سیاست حرف نمی‌زنیم

01:14:10.583 --> 01:14:12.625
‫بحران پس از انتخابات ، زاما رو ساخت.

01:14:13.542 --> 01:14:14.167
‫چطور؟؟

01:14:14.958 --> 01:14:16.667
‫وقتی که جنگ در آبیدجان شروع شد

01:14:17.750 --> 01:14:20.833
‫«زاما» به نیروهای شورشی پیوست

01:14:23.000 --> 01:14:25.667
‫تو پسر یک مرد نابینا هستی.

01:14:26.625 --> 01:14:28.333
‫به محافظت نیاز داری.

01:14:29.958 --> 01:14:31.625
‫یه چیزی برات دارم...

01:14:32.792 --> 01:14:34.583
‫چون تو خیلی در معرض دید هستی

01:14:37.125 --> 01:14:38.833
‫این گردنبند رو بنداز

01:14:39.333 --> 01:14:40.375
‫کجایی؟

01:14:42.708 --> 01:14:45.542
‫مطمئن شو

01:14:46.417 --> 01:14:48.875
همیشه با خودت داریش

01:14:49.417 --> 01:14:52.958
‫بعد از من تکرار کن:
‫من ، زاما ، مثل باد هستم.

01:14:58.417 --> 01:15:01.000
‫فقط کسانی که میتوانند باد را بگیرند
‫قادر به گرفتن من خواهند بود.

01:15:07.792 --> 01:15:09.042
‫وقتی با اونها هستی

01:15:09.667 --> 01:15:12.042
‫همیشه عقب بمون

01:15:12.958 --> 01:15:16.042
بعدش میتونی از قدرتشون استفاده کنی
<c.colorff8000>(قدرتشون رو مهار کنی)</c>
‫فهمیدی؟

01:15:16.292 --> 01:15:18.125
سیاست داشته باش

01:15:19.542 --> 01:15:21.000
‫زاما برو

01:15:22.625 --> 01:15:25.083
‫خدا تو رو حفظ کنه ، پسر.

01:15:26.583 --> 01:15:28.333
‫خداوند تو رو هدایت کنه.

01:15:37.125 --> 01:15:40.875
با یک بولتن خبر فوری
این برنامه رو قطع میکنیم

01:15:41.125 --> 01:15:43.625
‫ما همین الان فهمیدیم که...

01:15:49.500 --> 01:15:52.167
‫«لوران باگبو» به همراه همسرش دستگیر شدند

01:15:52.417 --> 01:15:54.625
‫و پسرش ، «میشل باگبو»

01:15:55.208 --> 01:15:58.833
‫در اینجا یک فیلم از این دستگیری است

01:16:21.042 --> 01:16:23.833
‫پس از دستگیری رئیس جمهور لوران باگبو

01:16:24.083 --> 01:16:26.708
‫زاما مورد علاقه شورشیان قرار گرفت

01:16:26.958 --> 01:16:29.333
‫شخصی آماده بخدمت
‫برای رهبران جدید کشور.

01:16:29.583 --> 01:16:31.833
‫ساحل عاج مال ماست!

01:16:49.292 --> 01:16:52.792
‫با طلسم جادویی پدرش
‫اون احساس شکست‌ناپذیری میکرد.

01:16:54.375 --> 01:16:58.292
سربازهایی مثل «زاما کینگ» اولین فرزندان این شورش بودند

01:16:59.833 --> 01:17:00.958
‫«فیثاغورس»

01:17:01.833 --> 01:17:02.833
‫«بلکی»

01:17:03.083 --> 01:17:04.208
‫و «دوبل تروبل».

01:17:06.917 --> 01:17:09.667
‫با کمک اونا
‫باند خودش رو درست کرد

01:17:09.917 --> 01:17:11.250
‫میکروب ها

01:17:12.667 --> 01:17:15.542
‫اونا این اسم رو از یه فیلم برزیلی گرفتن

01:17:15.792 --> 01:17:17.042
‫«شهر خدا»
‫<c.colorff8000>فیلمی برزیلی در ژانر گانگستری محصول ۲۰۰۲</c>

01:17:17.292 --> 01:17:18.417
‫«زی پکنو»

01:17:18.667 --> 01:17:20.000
‫من اون فیلم رو می‌شناسم

01:17:20.250 --> 01:17:23.375
‫اونا هر شب «عملیات پاکسازی شهر» رو انجام میدادن.

01:17:23.792 --> 01:17:25.833
‫اونا همه چیز رو در مسیر خودشون می دزدیدند

01:17:26.083 --> 01:17:30.167
‫زاما کینگ و دار و دسته اش توی خیابون شلوغ
‫با بارها و رستوران ها سروکله شون پیدا میشد

01:17:36.333 --> 01:17:39.250
‫کوچکترها وانمود میکردن که باهم دعوا میکنن

01:17:41.917 --> 01:17:44.833
‫مردم جمع میشدن تا ببینن چه اتفاقی افتاده

01:17:45.542 --> 01:17:46.542
‫بعدش

01:17:46.792 --> 01:17:49.792
‫میکروبهای دیگه از مخفیگاه بیرون
‫می‎اومدن و اونا رو محاصره میکردن.

01:17:50.417 --> 01:17:51.750
‫تعداد اونها ۲۰ یا ۳۰ نفر بود

01:17:52.000 --> 01:17:55.292
‫همه رو تفتیش می‌کردن،
‫و گوشی و پول نقدشون رو میگرفتن.

01:17:55.542 --> 01:17:59.125
‫به هر کسی که مقاومت میکرد
‫با چاقو یا قمه حمله میکردن.

01:18:00.333 --> 01:18:02.417
‫وقتی پلیس به محل می‎رسید

01:18:02.667 --> 01:18:04.375
‫زاما کینگ و دار و دسته اش
‫رفته بودند.

01:18:07.042 --> 01:18:09.125
‫اینگونه بود که زاما کینگ و میکروب ها

01:18:09.375 --> 01:18:11.042
‫آبیدجان رو به مدت دو سال به ناامن کردند.

01:18:11.708 --> 01:18:13.125
‫تا اون روز...

01:18:14.083 --> 01:18:15.333
‫بگیرینش
‫بُکُشش

01:18:15.583 --> 01:18:16.917
‫خودشه

01:18:21.167 --> 01:18:22.125
‫خودشه

01:18:32.417 --> 01:18:33.083
‫خودشه

01:18:55.292 --> 01:18:57.042
‫بُکُشش

01:19:18.458 --> 01:19:22.500
‫تا روزی که در موردش بهتون گفتم
‫وقتی مردم اونو گرفتن.

01:19:27.542 --> 01:19:28.708
‫ای مردم «ماکا»!

01:19:28.958 --> 01:19:30.000
‫بله

01:19:32.292 --> 01:19:34.667
‫«رومان» داستان خودش رو برامون تعریف کرد

01:19:36.208 --> 01:19:37.833
‫یه شب

01:19:38.083 --> 01:19:39.792
‫که همه شب ها رو دربرمیگیره

01:19:40.917 --> 01:19:44.208
‫اون مارو به زندگی «زاما کینگ» برد.

01:19:45.250 --> 01:19:46.542
‫و برای این، ازش ممنونیم

01:19:48.083 --> 01:19:50.375
‫رومان،رومان
‫رومان

01:19:53.833 --> 01:19:54.792
‫نه

01:19:55.458 --> 01:19:56.917
‫هنوز کارم تموم نشده

01:19:57.167 --> 01:19:58.417
‫پس ادامه بده!

01:19:58.667 --> 01:20:00.042
‫ما گوش میدیم.

01:20:09.042 --> 01:20:10.542
‫یه قسمت کلیدی رو نگفتم

01:20:13.292 --> 01:20:16.625
‫من پیچش داستان رو برای آخر نگه داشتم

01:20:17.333 --> 01:20:18.750
‫گریوت ها همیشه اینکار رو میکنن

01:20:19.875 --> 01:20:20.917
‫آیا شما میدونید

01:20:22.542 --> 01:20:23.583
‫حرفت رو بزن.

01:20:24.292 --> 01:20:26.250
‫که «سونی» پدر «زاما» نبود؟

01:20:35.458 --> 01:20:38.208
‫و مادرش ، هلن ،
‫هم مادر واقعی اون نبود.

01:20:38.458 --> 01:20:39.542
‫چی داری میگی؟

01:20:40.333 --> 01:20:43.125
‫من به شما خواهم گفت که «زاما»
‫چطوری به فرزندی گرفته شد

01:20:43.375 --> 01:20:45.292
‫زمانی که او تازه متولد شده بود

01:21:58.792 --> 01:22:01.250
‫خوش اومدی
من هلن هستم

01:22:01.500 --> 01:22:05.417
‫من تو رو «زاما» صدا میکنم
‫و او کسی است که قدرت را به دیگران القا میکند.
<c.colorff8000>(برای دیگران نیرو بخشه)
</c>

01:22:11.917 --> 01:22:12.875
‫در حقیقت،

01:22:14.250 --> 01:22:15.958
‫سونی و هلن
‫نمی تونستن بچه دار بشن

01:22:18.000 --> 01:22:20.333
‫به این دلیل بود که هلن بچه سر راهی رو پذیرفت

01:22:26.792 --> 01:22:28.375
‫به زودی صبح میشه.

01:22:37.208 --> 01:22:38.250
‫نظم!

01:22:38.917 --> 01:22:39.792
‫نظم!

01:22:42.417 --> 01:22:43.375
‫تموم شد؟

01:22:44.250 --> 01:22:45.542
‫نه
‫من هنوز بهتون نگفتم

01:22:45.792 --> 01:22:48.292
‫که «سونی» چطوری از مرگ پسرش مطلع شد

01:22:48.958 --> 01:22:49.833
‫کافیه

01:22:50.083 --> 01:22:52.500
‫کل شب‌رو وقت داشتی که داستانت رو تعریف کنی

01:22:53.500 --> 01:22:55.875
‫اصلا با عقل جور در نمیاد
‫مارو گیج کردی.

01:22:56.542 --> 01:22:59.750
‫چطوری «زاما کینگ» ، که در سن 19 سالگی مُرده
‫در یه پادشاهی باستانی بزرگ شده؟

01:23:02.167 --> 01:23:03.417
‫مسخره است.

01:23:04.083 --> 01:23:06.917
‫داستانت رو تموم کردی
‫اما داری سعی می‌کنی زمان بیشتری بخری.

01:23:07.167 --> 01:23:08.417
‫آره

01:23:08.917 --> 01:23:11.042
‫احتمالا یه نفر در مورد اتفاقی که
‫قراره برات بیفته بهت هشدار داده

01:23:11.417 --> 01:23:12.542
‫اون میدونه

01:23:14.042 --> 01:23:15.417
‫آخرین آرزوت چیه؟

01:23:16.417 --> 01:23:18.417
‫چرا نمیذاری داستانش رو تموم کنه؟

01:23:20.000 --> 01:23:21.083
‫نیمه دیوانه...

01:24:17.000 --> 01:24:19.250
‫نیمه دیوانه!

01:24:21.000 --> 01:24:22.083
‫«لاس»!

01:25:37.542 --> 01:25:38.333
‫نیواکوین!

01:26:03.333 --> 01:26:04.417
‫رومان؟

01:26:13.708 --> 01:26:14.667
‫رومان!

01:26:28.596 --> 01:26:33.747
<c.colorff8000>‫«اگه خدا بگه: "بله" هیچ‌کس نمی‌تونه بگه "نه"»</c>

01:26:54.958 --> 01:26:56.000
‫رومان؟

01:28:42.228 --> 01:33:01.375
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.
‫