WEBVTT

Chapter 1
00:00:00.001 --> 00:00:51.734
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده
..:: MiraMovie.org ::..</font></b>
<b><font color="#FFC947"> ..:: ZedMovie.com ::..</font></b>

Chapter 2
00:00:51.759 --> 00:00:54.871
[ بیش‌تر این اتفاقات واقعی هستن ]

Chapter 3
00:00:56.290 --> 00:00:59.290
[ سال 1993 - نیویورک ]

Chapter 4
00:01:00.143 --> 00:01:03.521
توی دفترم، واقع در خیابان 138م
مشغول به کار بودم

Chapter 5
00:01:06.400 --> 00:01:11.112
بیش‌تر داشتم امثال خودم؛ یعنی
مصدومان جنگ جهانی اول رو ترمیم می‌کردم

Chapter 6
00:01:11.280 --> 00:01:12.989
دیدی؟ خوشگل شد

Chapter 7
00:01:13.156 --> 00:01:16.659
مصدومیت‌هایی که دنیا
دوست داشت فراموش کنه

Chapter 8
00:01:17.326 --> 00:01:21.081
ترمیم چهره‌ها، افزایش روحیه
و سرود خوندن

Chapter 9
00:01:22.040 --> 00:01:26.920
بادوم زمینی‌ها

Chapter 10
00:01:27.462 --> 00:01:29.756
چشمم رو توی فرانسه
از دست دادم

Chapter 11
00:01:31.591 --> 00:01:34.385
و بابت تولید داروهای جدید
توسط سازمان نظام پزشکی

Chapter 12
00:01:34.552 --> 00:01:35.929
مدام تحت تعلیق مراقبتی بودم

Chapter 13
00:01:36.096 --> 00:01:38.891
آخه ما به داروهایی نیاز داشتیم
که تولید نشده بودن

Chapter 14
00:01:39.057 --> 00:01:43.144
تا این دردهای عصبی رو
در طول روز تحمل کنیم

Chapter 15
00:01:43.561 --> 00:01:45.897
کل حرفم اینه؛
امیدوارم قرص بهتری باشه

Chapter 16
00:01:46.063 --> 00:01:47.064
امیدوارم

Chapter 17
00:01:48.691 --> 00:01:50.944
بعضی‌هاشون بهتر از بقیه‌شون بودن

Chapter 18
00:01:52.028 --> 00:01:53.572
این دومین وعده‌ی امروزمه

Chapter 19
00:01:55.990 --> 00:01:57.159
و حس عالی‌ای دارم

Chapter 20
00:01:57.867 --> 00:01:59.368
ویکتور، یکی بهت بدم؟

Chapter 21
00:01:59.828 --> 00:02:01.621
آره، هفته بعدی
جدیده رو امتحان می‌کنم

Chapter 22
00:02:02.079 --> 00:02:04.207
خیلی‌خب، قبراقت می‌کنه

Chapter 23
00:02:04.665 --> 00:02:07.335
.برت، شلوارت رو بپوش
برات دوختمش

Chapter 24
00:02:08.044 --> 00:02:09.044
خوبی؟

Chapter 25
00:02:09.252 --> 00:02:13.342
به‌خاطر مصدومیت‌های جنگیم، باید
یک کمربند طبی می‌بستم که ازش متنفر بودم

Chapter 26
00:02:14.342 --> 00:02:15.426
...اگه اینجا رو پلمپ نکنن

Chapter 27
00:02:15.593 --> 00:02:17.846
مطمئن باش می‌ندازنت زندان -
این حرفت کمکی نمی‌کنه، شرلی -

Chapter 28
00:02:18.013 --> 00:02:19.889
داروی آزمایشی

Chapter 29
00:02:20.640 --> 00:02:22.683
به‌نظر سرحال میای. وضعیت عفونتت چطوره؟ -
بهتر شده -

Chapter 30
00:02:22.850 --> 00:02:25.437
.خوبه
پیغام به‌دستم رسید

Chapter 31
00:02:25.604 --> 00:02:26.938
فعلا نیازی به پرداخت نیست

Chapter 32
00:02:27.104 --> 00:02:28.397
برت، پیغام داری

Chapter 33
00:02:28.564 --> 00:02:30.817
.والدینت زنگ زدن
واسه تعطیلات نمی‌تونن بیان

Chapter 34
00:02:30.984 --> 00:02:33.236
هرب گتز واسه قطره گوش
زنگ زد

Chapter 35
00:02:33.402 --> 00:02:36.698
.هارولد وودمن هم زنگ زد
برو به این آدرسش، سراغش

Chapter 36
00:02:36.865 --> 00:02:38.991
گفت زود بیا، ضروریه

Chapter 37
00:02:49.461 --> 00:02:51.045
...با یک وکیل کار می‌کردم

Chapter 38
00:02:51.212 --> 00:02:54.174
.که توی جنگ، رفیق صمیم بود
هارولد وودمن

Chapter 39
00:02:54.967 --> 00:02:58.344
سلام برت -
چه‌خبره؟ اینجا چه‌جور جاییه؟ -

Chapter 40
00:02:58.512 --> 00:03:00.472
یک پرونده خیلی مهمه؟ -
عه؟ -

Chapter 41
00:03:00.639 --> 00:03:02.014
پول هنگفتی توشه -
دست‌خوش -

Chapter 42
00:03:02.181 --> 00:03:03.182
کلی صورت‌حساب برگشتی
روی دست‌مون داریم

Chapter 43
00:03:03.349 --> 00:03:05.435
مردم به ما و کارمون
اکتفا کردن

Chapter 44
00:03:05.602 --> 00:03:08.396
از همه مهم‌تر، برای من و تو
ارزش معنوی زیادی داره

Chapter 45
00:03:08.563 --> 00:03:09.856
چطور؟

Chapter 46
00:03:10.022 --> 00:03:12.359
جشن سالانه برات مهمه دیگه؟ -
آره -

Chapter 47
00:03:12.526 --> 00:03:16.112
و خودت همیشه می‌گی که واسه ما
کهنه‌سربازها مهمه که تجدید دیدار کنیم

Chapter 48
00:03:16.280 --> 00:03:17.656
و در یادها باشیم -
درسته -

Chapter 49
00:03:17.823 --> 00:03:21.450
می‌گی بهترین دارو واسه ما، اینه
که جمع بشیم و آواز بخونیم، درسته؟

Chapter 50
00:03:21.617 --> 00:03:22.911
اصل مطلب رو بگو

Chapter 51
00:03:23.328 --> 00:03:25.163
...اصل مطلب، یک نوع عمل به‌خصوصه

Chapter 52
00:03:25.330 --> 00:03:28.250
و می‌دونم که یک‌سری عمل‌ها رو
به دیگری، ترجیح می‌دی

Chapter 53
00:03:28.417 --> 00:03:31.044
.بگو ببینم چیه
چه‌جور عملی؟

Chapter 54
00:03:31.752 --> 00:03:33.546
این گل‌ها واسه چیته؟

Chapter 55
00:03:34.046 --> 00:03:35.966
با «بئاتریس» قرار شام دارم

Chapter 56
00:03:36.133 --> 00:03:38.301
با «بئاتریس» قرار شام داری؟ -
آره -

Chapter 57
00:03:38.467 --> 00:03:40.888
خیلی مایوس کننده‌ست -
زنمه -

Chapter 58
00:03:41.430 --> 00:03:43.139
عمل رو انجام می‌ده؟

Chapter 59
00:03:45.975 --> 00:03:48.353
آره، انجام می‌ده

Chapter 60
00:03:48.520 --> 00:03:49.645
انجام نمی‌ده -
می‌ده -

Chapter 61
00:03:49.812 --> 00:03:50.938
آروم باش -
این کیه؟ -

Chapter 62
00:03:51.689 --> 00:03:53.942
این لیز میکنزه، برت

Chapter 63
00:03:54.109 --> 00:03:56.277
...میکینز؟ با چیز نسبتی

Chapter 64
00:03:56.736 --> 00:04:00.073
.پدرمه
می‌دونم که خیلی تحسینش می‌کنی

Chapter 65
00:04:00.240 --> 00:04:02.825
یا خدا. آره -
جفت‌مون تحسینش می‌کنیم -

Chapter 66
00:04:02.992 --> 00:04:04.243
واقعا تحسینش می‌کنم

Chapter 67
00:04:04.411 --> 00:04:08.372
واسه همینه که امسال قراره
توی تجدید دیدارمون صحبت کنه

Chapter 68
00:04:08.539 --> 00:04:10.334
خیلی خوش‌وقتم

Chapter 69
00:04:10.876 --> 00:04:13.419
قراره پدرت هم ببینیم؟ -
بذار حرفش رو بزنه، برت -

Chapter 70
00:04:14.212 --> 00:04:17.382
دیروز پدرم با یک کشتی برگشت

Chapter 71
00:04:18.050 --> 00:04:20.802
خیلی‌خب. واسه کار می‌ره اروپا دیگه
درسته؟

Chapter 72
00:04:20.968 --> 00:04:23.012
مریض شده؟ کجاست؟
بگید تا معاینه‌ش کنم

Chapter 73
00:04:23.180 --> 00:04:24.223
باید ببینیش

Chapter 74
00:04:24.389 --> 00:04:26.016
باشه، بریم

Chapter 75
00:04:26.641 --> 00:04:28.769
.اینجا رو نگاه کن
خیلی خوشگله

Chapter 76
00:04:28.935 --> 00:04:30.687
...خب حالا

Chapter 77
00:04:30.853 --> 00:04:33.940
ژنرال بیل ساکت و آروم کجاست؟

Chapter 78
00:04:39.612 --> 00:04:40.738
ببخشید

Chapter 79
00:04:41.531 --> 00:04:43.658
امروز آلرژیم عود کرده

Chapter 80
00:04:44.076 --> 00:04:45.952
...بیدار شدم دیدم سینوس‌هام گرفته

Chapter 81
00:04:46.119 --> 00:04:47.913
دهنم سرویسه

Chapter 82
00:04:48.454 --> 00:04:50.581
.نمی‌دونم چی کار می‌کنین
نمی‌خوام هم بدونم

Chapter 83
00:04:52.793 --> 00:04:56.213
دو ساعت وقت دارید
بعدش مومیایی کننده میاد

Chapter 84
00:04:57.213 --> 00:05:00.259
چِش شده؟
قرار بود توی جشن صحبت کنه

Chapter 85
00:05:01.759 --> 00:05:03.136
کمکم می‌کنی، آره؟

Chapter 86
00:05:03.678 --> 00:05:05.305
باورم نمی‌شه که مرگش طبیعی بوده

Chapter 87
00:05:05.471 --> 00:05:07.098
پدرم آدم سالمی بود

Chapter 88
00:05:07.682 --> 00:05:10.351
.هیچ‌کس توی خانواده باهام موافق نیست
همه‌شون اشتباه می‌کنن و دروغ می‌گن

Chapter 89
00:05:10.519 --> 00:05:12.062
می‌خوام کالبد شکافی بشه

Chapter 90
00:05:12.521 --> 00:05:15.274
.درسته. همچین حقی داری
پدرت بدون وصیت مرد

Chapter 91
00:05:15.439 --> 00:05:17.233
.تو از اقوام درجه یکشی
اسناد رو خوندم

Chapter 92
00:05:18.110 --> 00:05:20.237
هارولد، می‌دونی که من
از کالبد شکافی متنفرم

Chapter 93
00:05:20.778 --> 00:05:22.197
باید انجامش بدیم، برت

Chapter 94
00:05:23.197 --> 00:05:25.617
دلیل آشنایی ما دوتا
بیل ساکت و آروم میکینزه

Chapter 95
00:05:25.783 --> 00:05:27.160
اون هنگ ما رو تشکیل داد

Chapter 96
00:05:28.245 --> 00:05:31.747
چطور همچین مردی، مُرده؟
داری می‌گی قضیه مشکوکه؟

Chapter 97
00:05:32.165 --> 00:05:33.875
آره، دارم می‌گم قضیه مشکوکه

Chapter 98
00:05:35.502 --> 00:05:36.627
می‌شه باهام آواز بخونی لطفا؟

Chapter 99
00:05:36.795 --> 00:05:38.922
می‌گفت قبلا توی جنگ
باهاش آواز می‌خوندی

Chapter 100
00:05:39.088 --> 00:05:40.382
خیلی ازش لذت می‌برده

Chapter 101
00:05:41.216 --> 00:05:44.636
خاطرات عزیز -
عزیز -

Chapter 102
00:05:45.262 --> 00:05:49.141
فرشته‌های دیده نشده

Chapter 103
00:05:49.307 --> 00:05:55.521
از جایی به سمت روجم
فرستاده شدن

Chapter 104
00:05:56.398 --> 00:05:57.399
عجله کنید

Chapter 105
00:05:58.065 --> 00:06:01.612
کلا دو ساعت وقت دارید تا این کاری
که می‌خواید بکنید رو انجام بدید

Chapter 106
00:06:01.778 --> 00:06:03.447
خیلی‌خب، باید کالبد شکافی رو
...انجام بدی

Chapter 107
00:06:03.613 --> 00:06:05.781
بعدش فوراً بیا رستوران مینترز سمتم

Chapter 108
00:06:05.949 --> 00:06:06.949
باید بدونم چی دستگیرت شده

Chapter 109
00:06:07.117 --> 00:06:09.995
چرا گفت دو ساعت؟ -
چون قراره دفن بشه -

Chapter 110
00:06:10.161 --> 00:06:11.579
می‌خوان خاکش کنن

Chapter 111
00:06:12.956 --> 00:06:15.083
ساعت 5، رستوران مینترز

Chapter 112
00:06:15.625 --> 00:06:17.711
باید از اینجا خارجش کنی -
آره، باید بریم برت -

Chapter 113
00:06:18.795 --> 00:06:21.173
هارولد؟ نمی‌دونم به خیال خودت
داری چی کار می‌کنی

Chapter 114
00:06:21.423 --> 00:06:23.300
لیز ببخشید، سلام

Chapter 115
00:06:24.509 --> 00:06:26.427
یک مرد مُرده سفید پوست
توی جعبه‌ست

Chapter 116
00:06:27.428 --> 00:06:28.596
تابوت هم نیست، جعبه‌ست

Chapter 117
00:06:29.764 --> 00:06:33.185
یک مرد مهم، توی یک جعبه چوبی قدیمیه

Chapter 118
00:06:33.560 --> 00:06:35.269
حتی درپوش نداره

Chapter 119
00:06:35.937 --> 00:06:37.064
دخترش داره گریه می‌کنه

Chapter 120
00:06:37.689 --> 00:06:39.358
به‌نظرت پای کی گیره؟

Chapter 121
00:06:39.524 --> 00:06:40.901
منِ سیاه‌پوست -
میلتون -

Chapter 122
00:06:41.067 --> 00:06:44.779
فعلا باید رهبرمون، که هنگ‌مون رو
تشکیل داد رو

Chapter 123
00:06:44.947 --> 00:06:46.697
سوار ماشین کنیم

Chapter 124
00:06:47.240 --> 00:06:48.449
کالبد شکافیش کن

Chapter 125
00:06:50.201 --> 00:06:52.370
بعدش فوراً بیا رستوران مینترز

Chapter 126
00:06:52.538 --> 00:06:53.538
فهمیدم -
باید بدونم -

Chapter 127
00:06:53.704 --> 00:06:55.081
باید بدونم چی دستگیرتون شده -
باشه -

Chapter 128
00:06:55.249 --> 00:06:57.584
ساعت 5، رستوران مینترز -
میلتون -

Chapter 129
00:06:58.168 --> 00:07:00.670
لطفا مواظب باش -
یکی از چرخ‌هاش خرابه -

Chapter 130
00:07:01.338 --> 00:07:02.755
مواظب نیستی -
میلتون -

Chapter 131
00:07:04.091 --> 00:07:07.052
واسه همین هیچ‌وقت نمی‌ذارم پشت ماشینم بشینی -
مومیایی کننده داره میاد -

Chapter 132
00:07:07.218 --> 00:07:10.514
بهتره تا دو ساعت دیگه اینجا باشید

Chapter 133
00:07:12.682 --> 00:07:13.766
برت رو که یادته؟

Chapter 134
00:07:14.600 --> 00:07:16.644
البته -
ایرما سینت کلیر -

Chapter 135
00:07:16.812 --> 00:07:18.814
سلام برت -
سلام ایرما -

Chapter 136
00:07:19.480 --> 00:07:22.567
استرس نداشته باش. در ماه، حداقل
دوتا کالبد شکافی انجام می‌دم

Chapter 137
00:07:23.110 --> 00:07:25.362
توی کل زندگیم، دوبار بیش‌تر
کالبد شکافی نکردم

Chapter 138
00:07:25.528 --> 00:07:28.490
اولیش واسه این بود تا ثابت کنم
که انبرک توی روده کوچیک متوفی جا نذاشتم

Chapter 139
00:07:28.656 --> 00:07:31.451
دومیش واسه این بود تا انبرکی
که توی روده کوچیک طرف جا گذاشته بودم رو دربیارم

Chapter 140
00:07:31.785 --> 00:07:35.122
حالا فهمیدیم که رفتار حرفه‌ایی
با روده‌های کوچیک داری

Chapter 141
00:07:37.833 --> 00:07:40.252
تو و برت، باید هر از گاهی برید
یک قهوه‌ای بخورید، ایرما

Chapter 142
00:07:40.877 --> 00:07:42.838
شاید بهتر باشه تو و ارما
برید از هر گاهی قهوه بخورید

Chapter 143
00:07:43.004 --> 00:07:44.213
میلتون، من و ایرما رفیقیم

Chapter 144
00:07:45.007 --> 00:07:46.007
...می‌دونی، ایرما

Chapter 145
00:07:46.175 --> 00:07:48.468
زنش به‌خاطرش توی روی خانواده‌ش
نمی‌ایستاد

Chapter 146
00:07:48.968 --> 00:07:51.180
الان حدوداً یک ساله
که با هم زندگی نمی‌کنن

Chapter 147
00:07:51.346 --> 00:07:53.348
.این شرایط منه
الان نه

Chapter 148
00:07:53.557 --> 00:07:54.766
فقط می‌خوام خوش‌حالیت رو ببینم

Chapter 149
00:07:54.932 --> 00:07:56.726
...آدم مُرده باعث می‌شه

Chapter 150
00:07:56.894 --> 00:08:00.105
بفهمی زندگی کوتاهه و عشق واقعیه
اگر درکش کنی

Chapter 151
00:08:04.401 --> 00:08:06.944
اینجا چه خبره؟ -
کالبد شکافی انجام می‌دیم. این هم از مجوزش -

Chapter 152
00:08:09.572 --> 00:08:12.283
پلیس‌ها منتظرن که این جسد
به غسال خونه برگرده

Chapter 153
00:08:14.036 --> 00:08:16.413
هرچی زودتر شروع کنیم
زودتر برمی‌گرده غسال خونه

Chapter 154
00:08:16.579 --> 00:08:19.081
این دونفر باید فوراً برن

Chapter 155
00:08:19.249 --> 00:08:21.584
.اینا کهنه سربازن
به کشورشون خدمت کردن

Chapter 156
00:08:21.752 --> 00:08:23.711
برید توی مک‌گی منتظر باشید -
می‌ریم طبقه پایین -

Chapter 157
00:08:23.879 --> 00:08:25.047
مک‌گی

Chapter 158
00:08:25.213 --> 00:08:27.925
.ایرما پرتغالیه
فرق می‌کنه

Chapter 159
00:08:34.346 --> 00:08:36.057
نمی‌دونستم اهل پرتغالی

Chapter 160
00:08:37.807 --> 00:08:38.808
نیستم

Chapter 161
00:08:39.686 --> 00:08:41.522
تو شروع می‌کنی
یا من بکنم؟

Chapter 162
00:08:42.855 --> 00:08:44.732
چون از قبل می‌شناختمش
یک‌کم احساساتی شدم

Chapter 163
00:08:46.943 --> 00:08:49.321
اگه بخوای می‌تونی امضاش کنی -
نه -

Chapter 164
00:08:49.488 --> 00:08:51.782
هارولد به این نیاز داره -
می‌تونم کمک کنم -

Chapter 165
00:08:53.115 --> 00:08:54.534
خیلی مرد مهربونی بود

Chapter 166
00:08:56.787 --> 00:08:57.913
خیلی‌خب

Chapter 167
00:09:01.166 --> 00:09:02.708
یا خدا

Chapter 168
00:09:08.756 --> 00:09:10.466
نپرسیدم که اوضاعت چطوره

Chapter 169
00:09:12.344 --> 00:09:13.595
مرد زندگیم ولم کرد

Chapter 170
00:09:15.346 --> 00:09:17.182
از این اتفاقات، هر روز می‌افته

Chapter 171
00:09:18.475 --> 00:09:19.518
متاسفم

Chapter 172
00:09:19.684 --> 00:09:20.811
طوری نیست

Chapter 173
00:09:20.977 --> 00:09:24.815
عشق واقعی بر اساس تصمیم
رخ می‌ده، نه نیاز

Chapter 174
00:09:24.981 --> 00:09:26.649
...به زنت نیاز داری

Chapter 175
00:09:27.067 --> 00:09:29.193
یا انتخابش می‌کنی؟

Chapter 176
00:09:29.360 --> 00:09:30.571
نمی‌تونه جفتش باشه؟

Chapter 177
00:09:30.736 --> 00:09:33.240
نه، گزینه دوم
اهمیت داره

Chapter 178
00:09:33.407 --> 00:09:35.033
در پایان، مهمه

Chapter 179
00:09:35.616 --> 00:09:37.369
تصمیم بر نیاز ارجحیت داره

Chapter 180
00:09:39.413 --> 00:09:40.621
دوست ندارم تنها باشم

Chapter 181
00:09:41.956 --> 00:09:43.082
به این می‌گن نیاز

Chapter 182
00:09:44.083 --> 00:09:46.753
.دارم شکمش رو باز می‌کنم
این رو نگاه

Chapter 183
00:09:47.879 --> 00:09:50.340
آره، رنگش غیرعادیه

Chapter 184
00:09:51.299 --> 00:09:53.342
...یک چیزیه که -
آره -

Chapter 185
00:09:54.427 --> 00:09:56.596
طی یک مدت زمانی
به خوردش دادن

Chapter 186
00:09:56.763 --> 00:09:58.097
تشخیص اون مدت زمان سخته

Chapter 187
00:10:01.309 --> 00:10:02.936
تازه اروپا برگشته

Chapter 188
00:10:04.812 --> 00:10:06.648
بخیه‌ش می‌زنم و نمونه خون بیش‌تری
ازش می‌گیرم

Chapter 189
00:10:06.815 --> 00:10:08.066
فردا خبرهای بیش‌تری
بهت می‌دم

Chapter 190
00:10:08.232 --> 00:10:10.610
هنوز هم توی همون دفتری دیگه؟ -
آره -

Chapter 191
00:10:13.529 --> 00:10:15.657
هارولد می‌گه که حقت
...بهتر از این شرایطه

Chapter 192
00:10:15.823 --> 00:10:17.743
ولی خودت به این خفت
تن دادی

Chapter 193
00:10:17.909 --> 00:10:19.912
ولی با طناب خودت
رفتی توی چاه

Chapter 194
00:10:20.620 --> 00:10:22.706
چی؟ خفت؟

Chapter 195
00:10:22.873 --> 00:10:25.333
با طناب خودم رفتم توی چاه؟
چرا این حرف‌ها رو به خودم نزده؟

Chapter 196
00:10:25.500 --> 00:10:27.586
یعنی چی اصلا؟ -
نمی‌دونم -

Chapter 197
00:10:28.669 --> 00:10:31.798
شاید داشتی ذوق و شوقت رو
صرف کارهای بی‌ارزشی می‌کردی

Chapter 198
00:10:31.965 --> 00:10:33.299
و دیر به این حقیقت پی بردی

Chapter 199
00:10:33.466 --> 00:10:36.135
و وقتی به خودت اومدی
...دیدی دستت توی پوست گردوئه

Chapter 200
00:10:37.053 --> 00:10:38.096
اون هم گردوی خودت

Chapter 201
00:10:39.806 --> 00:10:40.932
به این اتاق نیاز داریم

Chapter 202
00:10:41.099 --> 00:10:43.184
عالیه، چون داشتیم می‌رفتیم

Chapter 203
00:10:44.561 --> 00:10:46.605
لیز گفت ساعت 5 توی رستوران مینترز
ببینیمش

Chapter 204
00:10:46.772 --> 00:10:49.357
باشه، ولی می‌خوام درباره ایرما
باهات حرف بزنم

Chapter 205
00:10:50.317 --> 00:10:53.153
برت، فقط به یک دلیل توی مضیقه
قرارت دادم، اون هم دیدن خوش‌حالیته

Chapter 206
00:10:53.320 --> 00:10:54.321
و من رفیقتم

Chapter 207
00:10:54.488 --> 00:10:56.572
رفیقی که فکر می‌کنه
به خفت تن دادم

Chapter 208
00:10:56.740 --> 00:10:59.116
ولی حاضر نیست به خودم بگه

Chapter 209
00:10:59.283 --> 00:11:01.202
تو که خوشت نمیاد
کسی این رو بهت بگه

Chapter 210
00:11:01.995 --> 00:11:05.791
واسه زنت گل خریدی، زنی که نمی‌ذاره
توی خونه خودت زندگی کنی

Chapter 211
00:11:06.457 --> 00:11:08.626
توضیح بده از خفت
منظورت چیه

Chapter 212
00:11:08.793 --> 00:11:11.254
یا اینکه با طناب خودم
رفتم توی چاه

Chapter 213
00:11:11.421 --> 00:11:12.673
مسئله زنت و خانواده زنته

Chapter 214
00:11:12.840 --> 00:11:16.051
از این بدشون میاد که ما باهم
کار می‌کنیم، چه برسه به اینکه رفیقیم

Chapter 215
00:11:16.217 --> 00:11:18.678
من که به حرف‌های چرند این خیابون پارکی‌ها
گوش نمی‌دم

Chapter 216
00:11:18.846 --> 00:11:20.221
چرا می‌دی، یک‌کم برات مهمه

Chapter 217
00:11:20.389 --> 00:11:22.850
همین یک‌ذره واسه افتادن توی چاه
کافیه، برت

Chapter 218
00:11:23.808 --> 00:11:27.062
مثل اون جراحتی که توی جنگ برداشتی
قبل از اینکه به اون آلمانیه چاقو بزنم

Chapter 219
00:11:27.229 --> 00:11:29.981
اون جراحت‌ها جلوی چشمت رو گرفتن

Chapter 220
00:11:30.148 --> 00:11:31.482
و باعث شد اون چشمت رو
برای همیشه از دست بدی

Chapter 221
00:11:36.779 --> 00:11:39.032
.به مینترز خوش اومدید، آقایون
میز دو نفره می‌خواید؟

Chapter 222
00:11:39.198 --> 00:11:43.452
راستش با یک زن قد بلند، مو طلایی
و با چهره‌ای مصمم

Chapter 223
00:11:43.620 --> 00:11:46.038
قرار دادریم -
بله. از این‌طرف -

Chapter 224
00:11:48.875 --> 00:11:51.043
.وایسا ببینم، همین‌جا بود
نمی‌دونم چی شد

Chapter 225
00:11:52.379 --> 00:11:53.629
...اون -
همین‌جا بود -

Chapter 226
00:11:54.423 --> 00:11:55.883
خانم میکینز -
ایناها رفیق -

Chapter 227
00:11:56.048 --> 00:11:57.216
وایسا خانم میکینز

Chapter 228
00:11:58.594 --> 00:12:01.053
خانم میکینز

Chapter 229
00:12:01.679 --> 00:12:03.682
.کاری که خواستید رو کردیم
...یک چیز مشکوک پیدا کردیم

Chapter 230
00:12:03.849 --> 00:12:06.350
درست فکر می‌کردید -
نمی‌تونم. ببخشید -

Chapter 231
00:12:07.311 --> 00:12:10.313
...چی -
با یکی از دوست‌هام به اسم آقای وز صحبت کردم -

Chapter 232
00:12:10.480 --> 00:12:12.356
گفت باید مواظب باشم

Chapter 233
00:12:12.524 --> 00:12:14.942
کی؟ ترسوندت؟ -
گفت خطرناکه -

Chapter 234
00:12:15.110 --> 00:12:16.820
خانم میکینز، یک لحظه صبرکن -
باید بی‌خیالش بشم -

Chapter 235
00:12:16.986 --> 00:12:18.071
بیا توی پیاده‌رو

Chapter 236
00:12:18.238 --> 00:12:19.364
پدرم رو می‌شناختین -
درسته -

Chapter 237
00:12:19.530 --> 00:12:20.908
جفت‌تون می‌شناختینش -
دوستش هم داشتیم -

Chapter 238
00:12:21.073 --> 00:12:22.075
...و می‌دونین که قبلا می‌گفت -
آره -

Chapter 239
00:12:22.241 --> 00:12:25.162
.قبلا می‌گفت نمی‌تونی از ترس فرار کنی
نمی‌تونی بذاری ترس دنبالت کنه

Chapter 240
00:12:25.495 --> 00:12:27.288
...می‌دونم که به‌نظر میاد ترسیدم

Chapter 241
00:12:27.788 --> 00:12:30.250
و می‌دونم نباید بترسم، چون آقای وز
صرفا داشت بهم هشدار می‌داد

Chapter 242
00:12:30.417 --> 00:12:32.376
نیت خوبی داشت

Chapter 243
00:12:32.543 --> 00:12:33.711
دوست خانوادگی‌مونه

Chapter 244
00:12:33.879 --> 00:12:34.879
چی دستگیرتون شد؟

Chapter 245
00:12:35.672 --> 00:12:37.673
به عقیده ما، ممکنه
مسموم شده باشه

Chapter 246
00:12:38.133 --> 00:12:39.134
دلیلش رو می‌دونی؟

Chapter 247
00:12:39.301 --> 00:12:40.844
کسی داره من رو می‌پاد؟
...نمی‌تونم

Chapter 248
00:12:41.010 --> 00:12:43.679
چیزی نیست -
فکرنکنم بتونم درباره‌ش حرف بزنم -

Chapter 249
00:12:44.847 --> 00:12:47.975
اونا یک متحد می‌خواستن
و پدرم هم می‌دونست

Chapter 250
00:12:48.769 --> 00:12:50.479
اما نمی‌خواست زیربار بره

Chapter 251
00:12:50.645 --> 00:12:53.315
.یک چیزی می‌دونست
شاهد یک اتفاق وحشتناک بوده

Chapter 252
00:12:53.731 --> 00:12:54.649
جدی می‌گم

Chapter 253
00:12:54.816 --> 00:12:56.527
و می‌دونستن که می‌خواد
به بقیه بگه

Chapter 254
00:12:56.692 --> 00:12:57.778
چی رو بگه؟
چی دیده بود؟

Chapter 255
00:12:57.945 --> 00:12:58.946
خطرناکه

Chapter 256
00:12:59.111 --> 00:13:00.072
...به‌نظرم

Chapter 257
00:13:01.615 --> 00:13:02.615
خانم میکینز

Chapter 258
00:13:02.783 --> 00:13:04.158
یا خدا، خانم میکینز

Chapter 259
00:13:06.827 --> 00:13:08.621
کار این دو نفر بود

Chapter 260
00:13:08.788 --> 00:13:10.581
خانم میکینز -
مُرده -

Chapter 261
00:13:11.958 --> 00:13:13.251
کار اینا بود

Chapter 262
00:13:13.418 --> 00:13:14.544
دروغ می‌گی -
این دوتا کشتنش -

Chapter 263
00:13:14.711 --> 00:13:15.461
این دونفر

Chapter 264
00:13:15.629 --> 00:13:16.839
نه، تو هُلش دادی -
اینا کشتنش -

Chapter 265
00:13:17.004 --> 00:13:17.965
دیدم هلش دادی

Chapter 266
00:13:18.130 --> 00:13:19.633
اینا کشتنش -
دیدمت، جناب -

Chapter 267
00:13:19.799 --> 00:13:20.801
کار خودشون بود -
من دیدمت -

Chapter 268
00:13:20.967 --> 00:13:22.469
من وکیلم، این هم دکتره

Chapter 269
00:13:22.635 --> 00:13:24.303
کار جفت‌شون بود، خودم دیدم -
این خانم ما رو استخدام کرده بود -

Chapter 270
00:13:24.471 --> 00:13:26.222
ببین چی توی دستشه -
کیفش دستشه -

Chapter 271
00:13:26.389 --> 00:13:28.683
کیفش دستشه -
کشتیش و کیفش رو ازش گرفتی -

Chapter 272
00:13:28.850 --> 00:13:30.726
نه، من دیدمت که هلش دادی

Chapter 273
00:13:30.894 --> 00:13:31.812
...من وکیلم

Chapter 274
00:13:31.979 --> 00:13:33.312
...نه، اون

Chapter 275
00:13:34.105 --> 00:13:35.023
ول کن

Chapter 276
00:13:35.190 --> 00:13:37.149
دستگیری شهروندی

Chapter 277
00:13:37.317 --> 00:13:39.152
دستگیری شهروندی انجام می‌دیم

Chapter 278
00:13:41.738 --> 00:13:42.739
بهشون شلیک کنید

Chapter 279
00:13:43.447 --> 00:13:44.615
بگیریدشون

Chapter 280
00:13:44.908 --> 00:13:45.951
وایسید

Chapter 281
00:13:46.284 --> 00:13:47.285
وایسید

Chapter 282
00:13:49.871 --> 00:13:50.788
بزدل‌ها

Chapter 283
00:13:52.666 --> 00:13:55.251
.دختر بی‌چاره
وای خدا

Chapter 284
00:13:55.418 --> 00:13:56.544
یالا، بریم

Chapter 285
00:13:56.711 --> 00:13:57.796
پشت اون ماشین‌هان

Chapter 286
00:14:09.307 --> 00:14:10.600
همون یاروئه‌ست -
تو نمی‌رونی، من می‌رونم -

Chapter 287
00:14:10.767 --> 00:14:12.644
درباره‌ش حرف زدیم. سازماندهی شده عمل کن -
خودشه -

Chapter 288
00:14:12.811 --> 00:14:15.147
ما یک سازمانیم
باید سازماندهی‌شده عمل کنیم

Chapter 289
00:14:15.313 --> 00:14:18.442
.فرار نمی‌کنن
حواس‌مون بهشون هست

Chapter 290
00:14:18.609 --> 00:14:20.568
چطور تا اینجا دنبال‌مون اومدن؟

Chapter 291
00:14:27.116 --> 00:14:28.534
یالا

Chapter 292
00:14:29.745 --> 00:14:30.953
وای خدا، از دست این کمربند

Chapter 293
00:14:31.120 --> 00:14:32.121
هی

Chapter 294
00:14:33.081 --> 00:14:34.081
هی

Chapter 295
00:14:36.835 --> 00:14:38.169
به‌نظرم هنوز هم
تحت نظرشونیم

Chapter 296
00:14:38.754 --> 00:14:39.754
جدی؟

Chapter 297
00:14:40.672 --> 00:14:41.673
فکرکنم

Chapter 298
00:14:42.466 --> 00:14:45.594
یا خدا، این چه وضع تخمی‌ایه؟

Chapter 299
00:14:46.094 --> 00:14:50.182
نباید با تعریف گذشته
به این قسمت از داستان رسید

Chapter 300
00:14:51.005 --> 00:14:53.793
[ سال 1918 - نیویورک ]

Chapter 301
00:14:56.687 --> 00:14:59.816
ازم می‌خواین
...برم جنگل آرگون

Chapter 302
00:15:02.693 --> 00:15:06.280
پای درخت موردعلاقه‌مون
پوست درخت بکنم؟

Chapter 303
00:15:06.447 --> 00:15:09.701
جایی که ملت دارن منفجر می‌شن؟

Chapter 304
00:15:10.826 --> 00:15:13.621
.کار افتخارآمیز و شکوهمندیه
واسه خانواده‌مون خوب می‌شه

Chapter 305
00:15:16.958 --> 00:15:19.669
ولی خوبه، برت

Chapter 306
00:15:21.296 --> 00:15:24.091
وقتی مدال‌های بیش‌تری بیاری
جایگاه بهتری پیدا می‌کنی

Chapter 307
00:15:24.258 --> 00:15:25.801
توی خیابان پارک، جایگاه بهتری
پیدا می‌کنی

Chapter 308
00:15:26.384 --> 00:15:28.345
خدمات نظامی برای مردم محترمه

Chapter 309
00:15:28.846 --> 00:15:29.888
ممکنه کشته بشم

Chapter 310
00:15:30.346 --> 00:15:33.392
.نباید این‌جوری فکرکنی
معلومه که کشته نمی‌شی

Chapter 311
00:15:35.434 --> 00:15:37.312
بئاتریس

Chapter 312
00:15:38.182 --> 00:15:40.331
[ سال 1918 - فرانسه ]

Chapter 313
00:15:40.356 --> 00:15:44.360
این همه راه رو نیومدم اینجا
که مثل یک سگ لعنتی باهام حرف بزنن

Chapter 314
00:15:44.528 --> 00:15:46.071
یک جرم علیه کشوره

Chapter 315
00:15:46.238 --> 00:15:48.990
به‌نظرم توانایی کسب ستایش

Chapter 316
00:15:49.157 --> 00:15:52.244
و اعتماد به‌نفس کافی
واسه پوشیدن این یونیفورم رو ندارن

Chapter 317
00:15:52.410 --> 00:15:53.620
کی‌ها؟

Chapter 318
00:15:53.787 --> 00:15:57.707
اگه یکی از این سفیدپوست‌ها
سد راهم بشه، از پشت بهش شلیک می‌کنم

Chapter 319
00:15:57.875 --> 00:16:00.001
می‌دونیم که از این
بیش‌تر هم خوش‌تون میاد

Chapter 320
00:16:00.168 --> 00:16:01.836
من حرفی با تو ندارم

Chapter 321
00:16:02.004 --> 00:16:04.464
هروقت من بخوام حرف می‌زنی -
بسه، گروهبان -

Chapter 322
00:16:05.381 --> 00:16:06.674
چشم، ژنرال میکینز

Chapter 323
00:16:06.841 --> 00:16:09.219
.لازم نیست دیگه دخالت کنی
این رفتارت کمکی نمی‌کنه

Chapter 324
00:16:10.386 --> 00:16:13.019
واسه همین می‌خواستم
امدادگر باشی، برنستاین

Chapter 325
00:16:13.222 --> 00:16:14.432
برندسن هستم، قربان

Chapter 326
00:16:14.600 --> 00:16:16.475
ببخشید، این آقای وودمنه

Chapter 327
00:16:16.643 --> 00:16:19.229
یک شرایطی اینجا داریم
که گفتم شاید بتونی کمکی بکنی

Chapter 328
00:16:19.395 --> 00:16:20.855
چه شرایطی، قربان؟

Chapter 329
00:16:21.023 --> 00:16:23.859
آقای وودمن، بگو که چرا
توی این پایگاهین

Chapter 330
00:16:24.025 --> 00:16:25.443
چرا توی پایگاهین؟

Chapter 331
00:16:25.610 --> 00:16:27.070
نافرمانی

Chapter 332
00:16:27.236 --> 00:16:28.404
نافرمان بودین؟

Chapter 333
00:16:28.572 --> 00:16:29.780
بله -
چرا؟ -

Chapter 334
00:16:29.947 --> 00:16:32.826
کادری‌هایی که داشتیم
مثل همین اسکل بودن

Chapter 335
00:16:32.993 --> 00:16:36.913
ولی از ادامه دادن سرباز زدیم
تا زمانی که جایگزینش کردن

Chapter 336
00:16:37.080 --> 00:16:38.706
یک فرد درست و محترم

Chapter 337
00:16:39.582 --> 00:16:41.418
منظورتون منه، قربان؟

Chapter 338
00:16:41.585 --> 00:16:42.836
منظورم تویی، برندسن

Chapter 339
00:16:43.003 --> 00:16:46.089
آدم‌هایی که توی همچین شرایط پرتنشی

Chapter 340
00:16:46.255 --> 00:16:47.924
...باهاشون آشنا می‌شی

Chapter 341
00:16:48.091 --> 00:16:50.510
تا ابد باهاشون اُنس می‌گیری

Chapter 342
00:16:50.677 --> 00:16:53.639
تو از اون دکترهایی هستی
که قراره حین خونریزی ولم کنه

Chapter 343
00:16:53.804 --> 00:16:56.015
و از پشت بهش شلیک کنم؟
...چون بذار بهت بگم

Chapter 344
00:16:56.850 --> 00:16:58.684
...افسرهایی که اونا داشتن

Chapter 345
00:16:58.851 --> 00:17:00.645
جون‌مون براشون مهم نبود

Chapter 346
00:17:00.812 --> 00:17:02.773
کسی رو حین خونریزی
ول نمی‌کنم

Chapter 347
00:17:02.940 --> 00:17:04.900
و نمی‌خوام کسی از پشت
بهم شلیک کنه

Chapter 348
00:17:05.067 --> 00:17:07.152
من پسر یک مکانیکِ اهل المیرام

Chapter 349
00:17:07.318 --> 00:17:09.569
.متاهلم
هم یهودی‌ام هم کاتولیک

Chapter 350
00:17:09.738 --> 00:17:12.405
.دکترم
و توی خیابان پارک، مطب دارم

Chapter 351
00:17:12.574 --> 00:17:15.617
و به‌نظرم خانواده زنم من رو
فرستادن اینجا، تا از شرم خلاص بشن

Chapter 352
00:17:17.371 --> 00:17:19.373
این حرف‌هایی که زدی
...به‌جز قسمت خانواده زنت

Chapter 353
00:17:20.789 --> 00:17:23.460
به‌نظر خوب میاد، ولی خب
شاید به همین دلیل معتمدم باشی

Chapter 354
00:17:28.006 --> 00:17:29.383
پس بهتره یک عهدی ببندیم

Chapter 355
00:17:30.675 --> 00:17:33.636
تو مطمئن شو که ما نمی‌میریم

Chapter 356
00:17:34.179 --> 00:17:35.721
...و من مطمئن می‌شم

Chapter 357
00:17:36.640 --> 00:17:38.016
که کشته نمی‌شی

Chapter 358
00:17:40.352 --> 00:17:41.603
هوای همدیگه رو
خواهیم داشت

Chapter 359
00:17:42.563 --> 00:17:44.647
هارولد تادئوس وودمن هستم

Chapter 360
00:17:45.065 --> 00:17:46.191
برترام برندسن هستم

Chapter 361
00:17:46.357 --> 00:17:48.568
به 369 خوش اومدی -
ممنون -

Chapter 362
00:17:49.236 --> 00:17:51.404
.بالاخره همونی شد که می‌خواستم
احترام متقابل

Chapter 363
00:17:51.989 --> 00:17:54.700
حالا بریم به این قضیه ناگوار یونیفورم
رسیدگی کنیم

Chapter 364
00:17:54.866 --> 00:17:57.618
آره، بریم با این قضیه کسشعر یونیفورم
سروکله بزنیم

Chapter 365
00:17:58.662 --> 00:18:00.163
به ارتشم خوش اومدین

Chapter 366
00:18:00.622 --> 00:18:02.540
چرا یونیفورم فرانسوی
تن‌مون می‌کنیم؟

Chapter 367
00:18:02.708 --> 00:18:05.794
سربازهای آمریکایی، نمی‌خوان
با ما دیده بشن

Chapter 368
00:18:05.961 --> 00:18:08.755
.بی‌حرمتیه
من این هنگ رو

Chapter 369
00:18:08.922 --> 00:18:10.883
به امید مهربونی و اتحاد
تشکیل دادم

Chapter 370
00:18:11.048 --> 00:18:14.010
امیدوارم اونور آرگون
صحیح و سلامت ببینم‌تون

Chapter 371
00:18:14.553 --> 00:18:15.636
خدا به همراه‌تون

Chapter 372
00:18:22.519 --> 00:18:23.729
من هارولد رو نجات دادم

Chapter 373
00:18:23.895 --> 00:18:25.439
اون من رو نجات داد

Chapter 374
00:18:26.315 --> 00:18:28.901
و یک زن فرانسوی هم بود
که جفت‌مون رو نجات می‌داد

Chapter 375
00:18:44.165 --> 00:18:45.125
...بقیه‌ش رو بده من

Chapter 376
00:18:45.834 --> 00:18:46.751
نندازش دور

Chapter 377
00:18:47.085 --> 00:18:47.920
چرا می‌خوای نگه‌ش داری؟

Chapter 378
00:18:48.086 --> 00:18:48.836
بهداشتی نیست

Chapter 379
00:18:49.003 --> 00:18:50.130
به تو ربطی نداره

Chapter 380
00:18:52.840 --> 00:18:53.925
گم شو بیرون

Chapter 381
00:18:55.469 --> 00:18:56.345
گم شو

Chapter 382
00:19:26.083 --> 00:19:27.667
این اعمال شنیع رو
تمومش کنید

Chapter 383
00:19:28.125 --> 00:19:28.919
کار شنیعیه

Chapter 384
00:19:29.086 --> 00:19:29.711
مجرمانه‌ست

Chapter 385
00:19:30.045 --> 00:19:30.921
با نگه داشتن این تیکه فلز

Chapter 386
00:19:31.128 --> 00:19:32.548
داری مرتکب کفر می‌شی

Chapter 387
00:19:32.798 --> 00:19:33.840
مرتکب کفر می‌شه؟

Chapter 388
00:19:34.590 --> 00:19:35.467
من مرتکب کفر می‌شم؟

Chapter 389
00:19:37.719 --> 00:19:39.512
این تیکه‌فلزی که می‌گی
موقع نفوذ، مکروه بوده

Chapter 390
00:19:39.846 --> 00:19:42.473
با درآوردنش تطهیرش کردم

Chapter 391
00:19:42.932 --> 00:19:44.934
ترجیح می‌دین مخفیش کنین

Chapter 392
00:19:46.019 --> 00:19:47.688
...توهین به خدا

Chapter 393
00:19:47.855 --> 00:19:48.980
و خانواده مُرده‌ها
و زخمی‌هاست

Chapter 394
00:19:49.146 --> 00:19:50.606
نه، خانم راست می‌گه

Chapter 395
00:19:51.325 --> 00:19:52.785
نه، خانم راست می‌گه

Chapter 396
00:19:52.859 --> 00:19:53.567
ممنون

Chapter 397
00:19:53.818 --> 00:19:55.695
آره، می‌تونه تیکه فلزها رو
نگه داره

Chapter 398
00:19:57.239 --> 00:19:58.240
آره

Chapter 399
00:19:58.740 --> 00:20:00.200
راست می‌گه -
دیدین؟ -

Chapter 400
00:20:04.246 --> 00:20:05.538
آروم باش، هارولد

Chapter 401
00:20:07.833 --> 00:20:10.544
چطور جرات می‌کنین؟

Chapter 402
00:20:10.711 --> 00:20:11.920
یا خدا

Chapter 403
00:20:14.882 --> 00:20:16.592
نمی‌دونم چه اتفاقی داره می‌افته

Chapter 404
00:20:27.810 --> 00:20:30.189
آقای وودمون، به‌گمونم
باید ازت تشکر کنم

Chapter 405
00:20:30.980 --> 00:20:31.981
انگلیسی بلدی؟

Chapter 406
00:20:32.316 --> 00:20:34.108
آره -
مگه فرانسوی نبودی؟ -

Chapter 407
00:20:34.276 --> 00:20:35.611
من «ولری بندبرگ» هستم

Chapter 408
00:20:37.069 --> 00:20:39.405
فرانسوی نیستی؟ -
نه -

Chapter 409
00:20:40.656 --> 00:20:41.991
برات نوشیدنی بخرم؟

Chapter 410
00:20:42.617 --> 00:20:44.411
آره. اینجا می‌شه مگه؟

Chapter 411
00:20:44.577 --> 00:20:46.704
من شدنیش می‌کنم -
اینجا می‌شه مشروب خورد؟ -

Chapter 412
00:20:46.872 --> 00:20:47.873
هارولد

Chapter 413
00:20:48.039 --> 00:20:50.125
چی کار می‌کنی ناموساً؟ -
جوون -

Chapter 414
00:20:50.291 --> 00:20:52.669
کجا می‌ری؟ -
پیش من جاش امنه -

Chapter 415
00:20:52.836 --> 00:20:55.838
اگه سفیدپوست‌های میسی‌سیپی
...الان می‌دیدنت

Chapter 416
00:20:56.006 --> 00:20:57.798
پس عهد‌مون چی شد؟

Chapter 417
00:20:58.467 --> 00:21:00.176
چشمم رو از دست دادم‌ها

Chapter 418
00:21:12.522 --> 00:21:15.067
زنی که پیپ می‌کشه

Chapter 419
00:21:18.153 --> 00:21:19.238
ترسیدی؟

Chapter 420
00:21:20.029 --> 00:21:21.448
یک‌کم

Chapter 421
00:21:28.454 --> 00:21:29.957
...وقتی یکی رو می‌بینی

Chapter 422
00:21:30.499 --> 00:21:32.500
...و واقعا می‌بینیش

Chapter 423
00:21:34.086 --> 00:21:37.338
بچگیش رو می‌بینی

Chapter 424
00:21:38.798 --> 00:21:42.260
قسمت ساده و آسیب پذیرش رو می‌بینی

Chapter 425
00:21:43.679 --> 00:21:47.641
من و هارولد، از همون اول
همچین طرز نگاهی به هم داشتیم

Chapter 426
00:21:49.643 --> 00:21:51.728
...خب، حالا که جنگ تموم شده

Chapter 427
00:21:55.315 --> 00:21:56.983
می‌خوام یک آدم عادی باشم، می‌دونی؟

Chapter 428
00:21:57.150 --> 00:21:58.609
...می‌خوام آزادانه

Chapter 429
00:21:59.403 --> 00:22:00.570
...قدم بزنم

Chapter 430
00:22:01.238 --> 00:22:02.990
مثل یک آدم عادی

Chapter 431
00:22:04.324 --> 00:22:05.909
زندگیم رو بکنم

Chapter 432
00:22:06.826 --> 00:22:08.161
همین‌جا توی اروپا

Chapter 433
00:22:08.662 --> 00:22:11.123
.بلیت اروپا همینه
آزادانه زندگی کردن

Chapter 434
00:22:11.289 --> 00:22:13.959
.به‌شدت پیشنهادش می‌کنم
من کل اروپا رو گشتم

Chapter 435
00:22:15.042 --> 00:22:16.878
دیگه برام عادی شده

Chapter 436
00:22:17.171 --> 00:22:19.088
...بدون حرف اضافی

Chapter 437
00:22:19.256 --> 00:22:22.049
می‌تونست درونت رو ببینه

Chapter 438
00:22:22.593 --> 00:22:24.553
ازت مشخصه

Chapter 439
00:22:25.011 --> 00:22:27.597
...زندگی جفت‌مون همون‌جا

Chapter 440
00:22:27.763 --> 00:22:29.641
در انظار خدا
در تعادل بود

Chapter 441
00:22:35.189 --> 00:22:36.315
می‌شه یک سوالی بپرسم؟

Chapter 442
00:22:38.650 --> 00:22:42.028
اون ترکه‌هایی که از توی بدن‌مون
درمیاری رو چی کار می‌کنی؟

Chapter 443
00:22:42.195 --> 00:22:46.157
.نمی‌تونم همین‌جوری بهت بگم
باید در قبالش یک چیزی بهم بدی

Chapter 444
00:22:46.325 --> 00:22:47.867
نمی‌شه این جواب رو
مفت مفت بهت بدم

Chapter 445
00:22:48.743 --> 00:22:49.744
چیزی بهت بدم؟

Chapter 446
00:22:50.162 --> 00:22:52.623
چی بهت بدم؟

Chapter 447
00:22:53.498 --> 00:22:55.000
یک چیز زیبا

Chapter 448
00:22:56.375 --> 00:22:57.794
دلیلی برای زندگی

Chapter 449
00:22:59.171 --> 00:23:00.838
همین الان دارم بهش نگاه می‌کنم

Chapter 450
00:23:08.430 --> 00:23:12.017
همین الانش هم ترکش‌های توی بدنم رو
بهت دادم

Chapter 451
00:23:12.183 --> 00:23:15.394
می‌دونی، راستش از بدن دوستت
ترکش بیش‌تری در آوردم

Chapter 452
00:23:16.188 --> 00:23:17.230
اسمش چی بود؟

Chapter 453
00:23:17.396 --> 00:23:19.650
اسمش برت برندسنه

Chapter 454
00:23:19.816 --> 00:23:20.817
وای پسر

Chapter 455
00:23:20.983 --> 00:23:23.987
...و داره اینجا می‌لنگه

Chapter 456
00:23:24.445 --> 00:23:26.949
یک چیزی تحت عنوان عهد دوستی رو
به یاد میاره

Chapter 457
00:23:27.115 --> 00:23:29.367
یادت هست؟ من رو یادته؟
اینجام

Chapter 458
00:23:29.535 --> 00:23:30.536
از دیدنت خوش‌حالم، برت -
سلام -

Chapter 459
00:23:30.701 --> 00:23:32.078
عذرمی‌خوام، برت برندسن

Chapter 460
00:23:32.246 --> 00:23:35.582
دیگه هیچ‌وقت نفر سوم رو
برای مشروب خوری، نادیده نمی‌گیرم

Chapter 461
00:23:35.749 --> 00:23:36.875
...برت کمکم می‌کنی -
خوبه -

Chapter 462
00:23:37.041 --> 00:23:39.711
یک چیز زیبا بهش بدم
تا در عوض بگه

Chapter 463
00:23:39.877 --> 00:23:42.338
که با ترکش‌های توی بدن‌مون
چی کار می‌کنه؟

Chapter 464
00:23:43.589 --> 00:23:44.633
اسمش ولریه

Chapter 465
00:23:44.799 --> 00:23:46.801
با اون همه ترکش
چی کار می‌کنی، ولری؟

Chapter 466
00:23:47.594 --> 00:23:49.762
اگه می‌خواید بدونید
باید در ازاش یک چیزی بهم بدید

Chapter 467
00:23:49.930 --> 00:23:51.557
به من هم همین رو گفت -
هیچی ندارم -

Chapter 468
00:23:52.098 --> 00:23:53.099
آوازهای چرند دارم فقط

Chapter 469
00:23:53.558 --> 00:23:55.769
.ایده خوبیه
نظرت چیه؟

Chapter 470
00:23:56.936 --> 00:23:58.230
آواز چرند چیه؟

Chapter 471
00:24:00.106 --> 00:24:01.107
خیلی‌خب

Chapter 472
00:24:02.567 --> 00:24:05.444
آفتاب سرخ

Chapter 473
00:24:07.739 --> 00:24:09.031
پرتقال خونی

Chapter 474
00:24:09.199 --> 00:24:10.867
دستمال جیبی

Chapter 475
00:24:11.617 --> 00:24:13.619
آفتاب سرخ

Chapter 476
00:24:14.288 --> 00:24:17.249
پرتقال خونی

Chapter 477
00:24:17.915 --> 00:24:20.919
دستمال جیبی

Chapter 478
00:24:21.502 --> 00:24:24.088
وقتی فرا می‌خونی

Chapter 479
00:24:24.839 --> 00:24:29.928
تا چهره‌ای ببینی

Chapter 480
00:24:30.095 --> 00:24:31.471
چهره‌ی کی؟

Chapter 481
00:24:32.055 --> 00:24:34.307
...اسم من

Chapter 482
00:24:34.473 --> 00:24:36.977
اسم خودم

Chapter 483
00:24:37.978 --> 00:24:40.897
لحظه واضحیه

Chapter 484
00:24:41.064 --> 00:24:42.816
برای عاشقی و بودن

Chapter 485
00:24:42.982 --> 00:24:43.817
یاد گرفتی

Chapter 486
00:24:43.983 --> 00:24:45.693
...ساحل گرمه

Chapter 487
00:24:45.861 --> 00:24:47.153
آسمون سرد

Chapter 488
00:24:47.320 --> 00:24:48.864
مرگ واقعیه

Chapter 489
00:24:49.030 --> 00:24:50.449
حین مرگ

Chapter 490
00:24:50.865 --> 00:24:53.201
...ولی آسمون

Chapter 491
00:24:53.701 --> 00:24:58.457
با دوستان‌مون گرمه...

Chapter 492
00:25:06.088 --> 00:25:08.967
تمام این اجزا رو از بدن مردم
در آوردم

Chapter 493
00:25:09.134 --> 00:25:11.636
اینا قدیمی‌تره

Chapter 494
00:25:12.179 --> 00:25:13.596
ببین، مهمونی چای‌خوری دارم

Chapter 495
00:25:14.222 --> 00:25:17.433
فقط محتویاتش باروت
و ترکشه

Chapter 496
00:25:17.934 --> 00:25:19.894
ارکان تمدن

Chapter 497
00:25:25.817 --> 00:25:27.818
به دنیای من خوش اومدید

Chapter 498
00:25:27.986 --> 00:25:29.820
دارم آرایش می‌کنم

Chapter 499
00:25:29.988 --> 00:25:32.782
عه! چرا قیافه‌م نصفه‌ست؟

Chapter 500
00:25:32.950 --> 00:25:34.660
تا وقتی رژ لبم رو
داشته باشم، مهم نیست

Chapter 501
00:25:36.411 --> 00:25:37.453
خوشگله

Chapter 502
00:25:37.621 --> 00:25:40.039
باید بدونی به چی علاقه داری

Chapter 503
00:25:40.207 --> 00:25:42.459
و باید ازش لذت ببری

Chapter 504
00:25:42.625 --> 00:25:44.169
وگرنه اون‌قدری بدبختی هست

Chapter 505
00:25:44.336 --> 00:25:48.257
که اگه بذاری، زندگیت رو
کامل حرومت می‌کنه

Chapter 506
00:25:49.090 --> 00:25:51.634
چرا به امید چیزهای قشنگ
زندگی نکنیم

Chapter 507
00:25:51.801 --> 00:25:53.886
حتی اگر یک‌کم از درون
درهم شکسته باشیم؟

Chapter 508
00:25:56.557 --> 00:25:59.393
بئاتریس من، چه فکری
درباره چشم کورم

Chapter 509
00:25:59.559 --> 00:26:01.435
و زخم‌های پشتم می‌کنه؟

Chapter 510
00:26:01.603 --> 00:26:03.521
ولری، کار خاصی می‌تونیم
در راستاش انجام بدیم؟

Chapter 511
00:26:03.689 --> 00:26:05.898
یک‌سری نیکوکار رو توی یکی
از بیمارستان‌های آمستردام می‌شناسم

Chapter 512
00:26:06.942 --> 00:26:08.026
برات یک چشم جدید
کار می‌ذارن

Chapter 513
00:26:08.192 --> 00:26:09.569
آمستردام؟

Chapter 514
00:26:09.736 --> 00:26:12.071
چند سال پیش، اوایل سفرم
...به فرانسه

Chapter 515
00:26:12.239 --> 00:26:14.532
.اوضاع یک‌کم مشکل بود
مجبور شدم به یک یارویی چاقو بزنم

Chapter 516
00:26:14.700 --> 00:26:16.993
یک بار هم یک زن رو با سنگ زدم -
چی؟ -

Chapter 517
00:26:17.160 --> 00:26:18.369
پشم‌هام -
آره، داستانش مفصله -

Chapter 518
00:26:18.537 --> 00:26:20.663
ولی با شما دوتا
خوش می‌گذره

Chapter 519
00:26:21.330 --> 00:26:24.292
تازه، الان توی جعل اسناد
کارم خیلی بهتر شده

Chapter 520
00:26:25.460 --> 00:26:27.253
برت، پاشو بریم آمستردام

Chapter 521
00:26:27.421 --> 00:26:28.462
حله

Chapter 522
00:26:57.701 --> 00:26:58.660
خوش اومدین

Chapter 523
00:27:01.204 --> 00:27:03.749
.پاول کنتربری هستم از شیشه‌ و عینک‌سازی کنتربری
در لندنِ انگلیس

Chapter 524
00:27:03.915 --> 00:27:07.502
بهترین چشم‌های پروتزی
شیشه‌های صنعتی، سرّی

Chapter 525
00:27:07.669 --> 00:27:11.088
.نظامی و هرگونه شیشه‌ای می‌سازیم
البته به جز شیشه پنجره

Chapter 526
00:27:11.798 --> 00:27:13.509
مگه اینکه ضد گلوله باشه

Chapter 527
00:27:14.468 --> 00:27:17.971
اصلا نگران نباشید. دوست خانم ولری
دوست پاول کنتربریه

Chapter 528
00:27:18.137 --> 00:27:21.599
که بهتون محصولات و چشم‌های شیشه‌ای مادام‌العمر رو
بهتون پیشنهاد بده

Chapter 529
00:27:22.017 --> 00:27:23.018
خیلی هم بد نبود

Chapter 530
00:27:23.184 --> 00:27:24.685
همون‌طور که می‌بینید
من هم مثل شما، از ناحیه چشم مصدوم شدم

Chapter 531
00:27:24.853 --> 00:27:29.232
یا شاید هم نمی‌بینید، چون صنایع کنتربری
جوری‌ان که چشم کور مشخص نمی‌شه

Chapter 532
00:27:30.107 --> 00:27:32.402
...بذار ببینم، به‌گمونم شما

Chapter 533
00:27:32.568 --> 00:27:36.073
چشم سبز پررنگ دارید
درسته، قربان؟

Chapter 534
00:27:36.240 --> 00:27:37.324
درسته

Chapter 535
00:27:37.490 --> 00:27:39.910
این همکار آمریکاییم
هنری نوکراس‌ـه

Chapter 536
00:27:40.076 --> 00:27:42.371
چطورید؟
...ما از طریق کسب و کار بین‌المللی

Chapter 537
00:27:42.538 --> 00:27:44.705
سال‌هاست که با خانواده ولری
دوست هستیم

Chapter 538
00:27:44.873 --> 00:27:46.834
...توی سفرش، امنیتش رو مهیا کردیم

Chapter 539
00:27:47.000 --> 00:27:50.002
اون هم در عوض به دنیا خدمت کرده

Chapter 540
00:27:50.461 --> 00:27:52.463
چطور دقیقا؟

Chapter 541
00:27:53.048 --> 00:27:55.092
...با اومدن سر قرارهای شام متعدد

Chapter 542
00:27:55.259 --> 00:27:57.385
و به اشتراک گذاشتن اطلاعاتش
درباره امور بانکی

Chapter 543
00:27:57.553 --> 00:27:59.387
و عملیات نظامی و این چیزها

Chapter 544
00:27:59.762 --> 00:28:00.721
جاسوسید پس

Chapter 545
00:28:01.097 --> 00:28:02.682
نه قربان

Chapter 546
00:28:02.849 --> 00:28:04.809
ایشون
...برای یک شرکت شیشه‌سازی کار می‌کنه

Chapter 547
00:28:04.977 --> 00:28:07.061
من هم واسه خزانه‌داری کار می‌کنم

Chapter 548
00:28:07.227 --> 00:28:08.594
{\an6}[ مامور سازمان ام‌آی6ـ ]

Chapter 549
00:28:08.594 --> 00:28:10.523
{\an4}[ مامور دفتر اطلاعات نیروی دریایی ]

Chapter 550
00:28:10.523 --> 00:28:13.777
.دوست‌های قدیمیم هستن
اونا کمکم کردن، من هم کمک‌شون کردم

Chapter 551
00:28:13.943 --> 00:28:15.237
و فکرکنم حالا به شما هم کمک می‌کنن

Chapter 552
00:28:15.903 --> 00:28:17.530
...حتی با پاول، وقت کافی

Chapter 553
00:28:17.698 --> 00:28:19.950
واسه مطالعه روی پرنده‌ها در اینجا رو
مهیا کردیم. عاشق پرنده‌هاییم

Chapter 554
00:28:20.116 --> 00:28:21.993
آره، سرگرمی قشنگیه واقعا -
آره -

Chapter 555
00:28:22.160 --> 00:28:25.580
این درنای تاج‌دار خاکستریه -
آره -

Chapter 556
00:28:27.540 --> 00:28:28.834
اینا منقرض شدن

Chapter 557
00:28:29.000 --> 00:28:30.919
آره، دوتا آخری‌شون دست ماست

Chapter 558
00:28:31.086 --> 00:28:33.630
کبوتر نیکوبار -
آره -

Chapter 559
00:28:33.797 --> 00:28:35.507
یک زمانی زنده بودن

Chapter 560
00:28:35.673 --> 00:28:37.384
این هم قرقاول آمریکای شمالیه

Chapter 561
00:28:37.550 --> 00:28:38.844
یک قرقاول آمریکای شمالیه

Chapter 562
00:28:39.010 --> 00:28:41.387
که من دوست دارم
قرقاولِ قرقاول‌ها صداش کنم

Chapter 563
00:28:41.555 --> 00:28:44.016
.خیلی ازشون یافت می‌شه
ولی خوشگلن

Chapter 564
00:28:44.182 --> 00:28:46.018
آره -
بال و پرشون خارق العاده‌ست -

Chapter 565
00:28:46.727 --> 00:28:49.270
خوش‌حال می‌شیم
هزینه چهره‌هاتون رو بدیم

Chapter 566
00:28:49.438 --> 00:28:52.148
حالا هر درمان ظاهری‌ای که لازمه

Chapter 567
00:28:52.900 --> 00:28:54.317
بهترینش رو انجام می‌دیم -
درسته -

Chapter 568
00:28:54.483 --> 00:28:57.570
زندگی‌ای مناسب در آمستردام
که درخورتون باشه و بتونید یک‌کم

Chapter 569
00:28:57.738 --> 00:29:00.115
استراحت کنید و بعد از این همه مشکلاتی
که براتون پیش اومده، یک‌کم آزادی داشته باشید

Chapter 570
00:29:01.074 --> 00:29:03.701
وقتی در آینده به کمک آدم‌های خوبی
مثل شما نیاز داشتیم

Chapter 571
00:29:03.868 --> 00:29:05.621
خبرتون می‌کنیم

Chapter 572
00:29:05.787 --> 00:29:08.457
آره -
...چون یک زمانی می‌رسه -

Chapter 573
00:29:08.999 --> 00:29:11.000
که وقتشه به این روانی‌هایی
که جنگ به‌پا می‌کنن

Chapter 574
00:29:11.167 --> 00:29:14.587
و برامون منطقی نیست "نه" بگیم

Chapter 575
00:29:14.755 --> 00:29:17.173
چطور ممکنه که این دیوانگی‌ها
دوباره تکرار بشه؟

Chapter 576
00:29:17.340 --> 00:29:19.968
قراره جنگی برای پایان جنگ‌ها باشه -
صحیح -

Chapter 577
00:29:20.134 --> 00:29:23.680
چون رویا بعد از فراموشی
خودش رو تکرار می‌کنه

Chapter 578
00:29:23.846 --> 00:29:26.682
واسه همین تکرار می‌شه

Chapter 579
00:29:26.849 --> 00:29:29.936
.این قسمت خوبشه
ولی قسمت بدش، دوباره یک روزی سر می‌رسه

Chapter 580
00:29:30.103 --> 00:29:32.396
...ولی الان توی آمستردام، این

Chapter 581
00:29:32.564 --> 00:29:34.525
قسمت خوبشه

Chapter 582
00:29:38.069 --> 00:29:40.071
.اینا کلید چراغ‌هاست
یک‌کم قلق دارن

Chapter 583
00:29:40.239 --> 00:29:42.657
باید روشن خاموش‌شون کنید هی

Chapter 584
00:29:42.824 --> 00:29:44.701
.یک‌کم سوسو می‌زنن
دیدین؟

Chapter 585
00:29:46.452 --> 00:29:49.873
.جای بزرگیه، پاول و هنری برام مهیاش کردن
ولی داغونه

Chapter 586
00:29:50.039 --> 00:29:51.834
راست می‌گفت، این قسمت خوبشه

Chapter 587
00:29:52.000 --> 00:29:53.417
و عالی بود

Chapter 588
00:29:53.585 --> 00:29:54.795
...وقتی آب رو باز می‌کنین

Chapter 589
00:29:56.337 --> 00:29:57.839
چرخ زندگی یکهو
داشت مطابق میل ما می‌چرخید

Chapter 590
00:29:58.006 --> 00:29:59.340
و باشکوه بود

Chapter 591
00:30:00.008 --> 00:30:01.009
عادیه این

Chapter 592
00:30:09.934 --> 00:30:12.688
...آره، آمستردام در قلب دنیاست

Chapter 593
00:30:12.855 --> 00:30:14.355
و همیشه اون‌جا بود

Chapter 594
00:30:14.522 --> 00:30:15.398
یالا

Chapter 595
00:30:16.525 --> 00:30:18.652
پاول، رقص شنی رو
نشون‌شون بده

Chapter 596
00:30:20.528 --> 00:30:21.654
رقص شنی

Chapter 597
00:30:21.821 --> 00:30:24.449
رقص شنی دیوونه‌وار امپراتوری بریتانیایی

Chapter 598
00:30:24.534 --> 00:30:35.644
جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
.:: @ZedMoviecom ::.
.:: @MiraMovieSite ::.

Chapter 599
00:30:35.692 --> 00:30:39.791
TLG: @MR_LIGHTBORN11 | IG: @Mister.Cloner
M_619 & Hiz3n

Chapter 600
00:30:40.048 --> 00:30:42.800
هم باهوش بود
هم دیوونه

Chapter 601
00:30:42.968 --> 00:30:44.886
ولی دیوونگی با دیوونگی ما
جور در می‌اومد

Chapter 602
00:30:46.387 --> 00:30:48.932
حالا عهدمون سه‌تایی شده بود

Chapter 603
00:30:51.351 --> 00:30:53.895
...یک مدتی رو توی آمستردام موندم

Chapter 604
00:30:54.061 --> 00:30:56.022
چون اون‌جا بی‌نظیر بود

Chapter 605
00:30:56.940 --> 00:30:58.733
قوی و مصمم بود

Chapter 606
00:30:58.901 --> 00:31:00.818
شجاع و فروزنده بود

Chapter 607
00:31:01.486 --> 00:31:03.821
به قول فرانسوی‌ها
کوپ در فودره» بود»

Chapter 608
00:31:03.989 --> 00:31:05.281
یعنی عشق در نگاه اول

Chapter 609
00:31:05.824 --> 00:31:07.034
هنرش رو خلق می‌کرد

Chapter 610
00:31:08.993 --> 00:31:11.288
...من با چشم جدیدم

Chapter 611
00:31:11.454 --> 00:31:12.914
بهترین دوست‌شون
شده بودم

Chapter 612
00:31:14.040 --> 00:31:16.667
به کهنه‌سربازهای رهگذر کمک می‌کردیم -
خوب شد -

Chapter 613
00:31:20.130 --> 00:31:22.298
همیشه می‌رفتیم می‌رقصیدیم

Chapter 614
00:31:23.342 --> 00:31:25.009
بی‌نظیر بود

Chapter 615
00:31:26.178 --> 00:31:27.596
...این سالن‌های تانگو

Chapter 616
00:31:29.138 --> 00:31:31.557
آدم توشون حس می‌کرد
که داره پرواز می‌کنه

Chapter 617
00:31:42.318 --> 00:31:44.403
نمی‌تونی بری -
الان اون‌جا افتضاحه

Chapter 618
00:31:44.570 --> 00:31:46.865
‫- چی داری می‌گی؟
‫- من باید همسرم رو ببینم

Chapter 619
00:31:48.200 --> 00:31:50.493
‫برت، اصلا حس خوبی در این مورد ندارم

Chapter 620
00:31:50.661 --> 00:31:52.746
‫به نظرم شگون نداره رفتنت

Chapter 621
00:31:53.872 --> 00:31:54.873
‫لطفا نرو

Chapter 622
00:31:56.165 --> 00:31:58.626
‫من توی خیابون پارک دکتر شدم

Chapter 623
00:31:58.794 --> 00:31:59.795
‫- خیابون پارک
‫- من متاهلم

Chapter 624
00:31:59.961 --> 00:32:01.880
‫می‌تونیم حلش کنیم، خب؟

Chapter 625
00:32:03.298 --> 00:32:05.634
‫من درمورد خیابان پارک بی اطلاع هم نیستم

Chapter 626
00:32:07.094 --> 00:32:08.220
‫لطفا نرو

Chapter 627
00:32:09.971 --> 00:32:11.138
‫ولری

Chapter 628
00:32:13.182 --> 00:32:16.686
‫بیا واقع‌بینانه بهش نگاه کنیم.
‫این که همیشگی نیست

Chapter 629
00:32:17.354 --> 00:32:18.730
‫چطور باید زندگی کنیم؟

Chapter 630
00:32:19.272 --> 00:32:20.566
‫من دلم واسه بئاتریس تنگ شده بود...

Chapter 631
00:32:20.731 --> 00:32:23.652
‫هرچند که خودش و خانواده‌اش
‫من رو به جنگ فرستاده بودن

Chapter 632
00:32:23.818 --> 00:32:24.944
‫به کشورت خدمت کن

Chapter 633
00:32:25.112 --> 00:32:28.824
‫اولین بار توی یه رویداد خیریه
‫توی دانشکده پزشکی دیدمش

Chapter 634
00:32:28.990 --> 00:32:31.492
‫و یهو این زنه رو می‌بینم
‫زیباترین زنی که تا به حال دیدم

Chapter 635
00:32:31.660 --> 00:32:33.828
‫وای خدا. ای کاش می‌دیدینش.
‫کل شب رو رقصیدیم

Chapter 636
00:32:33.996 --> 00:32:36.373
‫سرخوش بودیم. می‌خندیدیم.
‫عاشق شده بودیم

Chapter 637
00:32:36.539 --> 00:32:40.210
‫روحم هم خبر نداشت که اون دختر
‫همون مردی بود که بهم فارغ‌التحصیلیم رو داد

Chapter 638
00:32:40.376 --> 00:32:43.838
‫از نظر خودش، با دیدگاه نیمه یهودی‌ای
‫که داشت، این طوری می‌گفت که

Chapter 639
00:32:44.006 --> 00:32:47.009
‫«فارغ‌التحصیلیت روی چشم
‫اما دخترم...

Chapter 640
00:32:47.800 --> 00:32:50.220
‫- بحثش جداست»
‫- به نظر بد میاد

Chapter 641
00:32:51.054 --> 00:32:53.973
‫می‌تونی دوست‌هات رو انتخاب کنی.
‫نمی‌تونی خانواده‌ات رو انتخاب کنی

Chapter 642
00:32:54.849 --> 00:32:57.477
‫و من شما رو انتخاب می کنم.
‫و این...

Chapter 643
00:32:58.311 --> 00:33:01.147
‫دارم شرم‌زده می‌شم
‫چون ممکنه شما همین نظر رو نداشته باشید

Chapter 644
00:33:01.315 --> 00:33:02.732
‫اما این رابطه...

Chapter 645
00:33:04.192 --> 00:33:06.862
‫احتمالا مهم‌ترین چیز زندگی منه

Chapter 646
00:33:09.698 --> 00:33:11.616
‫- آره
‫- موافق هستیم. پس بمون

Chapter 647
00:33:11.991 --> 00:33:13.660
‫اما نمی‌تونم بئاتریس رو ول کنم

Chapter 648
00:33:15.369 --> 00:33:16.371
‫عاشقشم

Chapter 649
00:33:17.413 --> 00:33:19.916
‫حتما که می‌گن مدال گیرت میاد

Chapter 650
00:33:20.083 --> 00:33:22.251
‫توی خیابان پارک جفت و جور می‌شی

Chapter 651
00:33:23.127 --> 00:33:25.713
‫خب، خوشامدگویی قهرمانانه
‫که نصیب من شد این بود

Chapter 652
00:33:26.464 --> 00:33:29.259
‫نه، بهت که گفتم. اینجا جای خوب کردن
‫بیمارها نیست. [ نیویورک سال 1919 ]

Chapter 653
00:33:29.425 --> 00:33:30.719
‫کاملا نامناسبه

Chapter 654
00:33:30.885 --> 00:33:34.847
‫تنها دلیلی که این بیمارها رو می‌شناسم
‫اینه که مجبورم کردین برم جنگ

Chapter 655
00:33:35.015 --> 00:33:37.267
‫باید بفهمی که توی خیابان پارک
‫از این خبرها نیست

Chapter 656
00:33:37.433 --> 00:33:39.185
‫و مرفین هم زیادی مصرف می‌کنی

Chapter 657
00:33:39.353 --> 00:33:41.688
‫دست از سر دخترم بردار.
‫رفتی توی لیست سیاه

Chapter 658
00:33:43.022 --> 00:33:44.982
‫ول کن. برو. باید بری.
‫باید از اینجا بری

Chapter 659
00:33:45.776 --> 00:33:48.028
‫به آپارتمان نرو. برات لباس می‌فرستم

Chapter 660
00:33:48.194 --> 00:33:51.198
‫برترام، بمون! متاسفم

Chapter 661
00:33:56.619 --> 00:33:58.247
‫آروم، آروم

Chapter 662
00:33:58.413 --> 00:34:00.374
‫چطور نمی‌تونم به کهنه سربازها
‫کمک کنم؟

Chapter 663
00:34:01.165 --> 00:34:02.416
‫آروم

Chapter 664
00:34:03.794 --> 00:34:07.631
‫مطبم رو به یه کوچه‌ی فرعی
‫خیابان گریت جونز منتقل کردم

Chapter 665
00:34:09.632 --> 00:34:12.260
‫یه کم اوضاع مصرف مسکن بی‌ریخت شد

Chapter 666
00:34:13.594 --> 00:34:15.514
‫و استراحت زورکی بهم داده شد...

Chapter 667
00:34:15.681 --> 00:34:17.431
‫به لطف ایالت نیویورک

Chapter 668
00:34:17.599 --> 00:34:18.724
‫پاشو رفیق

Chapter 669
00:34:18.891 --> 00:34:21.228
‫واسه دوست‌هام نامه زدم
‫تا کمکم کنن بیام بیرون

Chapter 670
00:34:21.394 --> 00:34:23.813
‫روحم هم خبر نداشت
‫که چه به سرشون میاد

Chapter 671
00:34:23.981 --> 00:34:27.192
‫اگه خانواده‌ات از نفوذی برخورداره
‫که می‌تونه برت رو از زندان آزاد کنه...

Chapter 672
00:34:27.358 --> 00:34:28.610
‫به نظرم باید ازش استفاده کنی

Chapter 673
00:34:29.277 --> 00:34:31.487
‫عهد عهده، ولری

Chapter 674
00:34:31.822 --> 00:34:35.032
‫بهت که گفتم من از چیزی فرار کردم
‫نگفتم؟

Chapter 675
00:34:35.199 --> 00:34:36.451
‫همین کافیه که بدونی

Chapter 676
00:34:37.661 --> 00:34:39.913
‫اما آره، شاید خانواده‌ام می‌تونست
‫کمکش کنه

Chapter 677
00:34:40.079 --> 00:34:42.708
‫اما اگه بهشون زنگ بزنم
‫خبردار می‌شن کجام

Chapter 678
00:34:42.875 --> 00:34:44.458
‫و اگه بدونن کجام...

Chapter 679
00:34:44.626 --> 00:34:47.753
‫احتمالا راهی پیدا می‌کنن
‫که بتونن برم گردونن

Chapter 680
00:34:48.880 --> 00:34:50.298
‫و خیلی مجاب‌کننده هستن

Chapter 681
00:34:50.465 --> 00:34:52.509
‫اون تنها کاری که می‌کرد
‫کمک کردن به این هنگ بود

Chapter 682
00:34:53.510 --> 00:34:55.679
‫شنیدم که اون بچه‌ها
‫توی وطن بیچاره شدن

Chapter 683
00:34:57.681 --> 00:35:00.474
‫فکر کنم هردومون می‌دونستیم
‫که در هر صورت به کجا ختم می‌شه

Chapter 684
00:35:00.641 --> 00:35:02.436
‫- آره
‫- منظورت چیه؟

Chapter 685
00:35:02.603 --> 00:35:04.980
‫آخه ما فقط توی آمستردام وجود داریم

Chapter 686
00:35:06.148 --> 00:35:08.150
‫تو کلی درموردش حرف زدی...

Chapter 687
00:35:08.317 --> 00:35:10.985
‫درمورد کارهایی که وقتی برگشتی آمریکا
‫می‌خوای انجام بدی

Chapter 688
00:35:11.152 --> 00:35:12.362
‫شاید وقتش رسیده

Chapter 689
00:35:13.905 --> 00:35:15.782
‫من گفتم می‌خوام وکیل بشم

Chapter 690
00:35:16.617 --> 00:35:19.577
‫تا واسه مردم بجنگم.
‫واسه مردمی مثل اون سربازهای وطن

Chapter 691
00:35:19.744 --> 00:35:22.097
‫می‌خوام واسه چنین افرادی بجنگم
‫که نمی‌تونن از خودشون دفاع کنن...

Chapter 692
00:35:22.164 --> 00:35:24.458
‫که نمی‌تونن واسه خودشون بجنگن
‫که از قانون استفاده کنن

Chapter 693
00:35:25.541 --> 00:35:28.211
‫همچنین گفتی که می‌خوای
‫با من توی آمستردام زندگی کنی

Chapter 694
00:35:29.670 --> 00:35:30.672
‫بله

Chapter 695
00:35:31.215 --> 00:35:33.800
‫می‌خوام هردوش رو انجام بدم.
‫می‌خوام برگردم وطن و بجنگم

Chapter 696
00:35:35.219 --> 00:35:38.847
‫و می‌خوام اینجا پیشت بمونم.
‫می‌خوام زندگی کنم. زندگی واقعی

Chapter 697
00:35:39.806 --> 00:35:41.516
‫چطور می‌تونی به هردوی این‌ها برسی؟

Chapter 698
00:35:44.978 --> 00:35:45.978
‫یه راه هست

Chapter 699
00:35:47.105 --> 00:35:48.731
‫اما در حال حاضر
‫باید به برت کمک کنیم

Chapter 700
00:35:56.907 --> 00:35:58.824
‫چی به سر ما میاد؟
‫من عاشقتم

Chapter 701
00:36:05.748 --> 00:36:06.958
‫باید برت رو کمک کنیم

Chapter 702
00:36:09.001 --> 00:36:10.003
‫باشه

Chapter 703
00:36:13.172 --> 00:36:14.173
‫لباس بپوش

Chapter 704
00:36:27.478 --> 00:36:30.231
‫تازه یه روز گذشته بود
‫که اون غیبش زد...

Chapter 705
00:36:30.858 --> 00:36:33.860
‫بدون اینکه یه کلمه به هارولد خبر بده
‫فقط یه یادداشت گذاشت

Chapter 706
00:36:36.280 --> 00:36:38.699
‫من ناگهان از زندان آزاد شدم

Chapter 707
00:36:38.865 --> 00:36:40.909
‫دیگه خبری ازش نشنیدم

Chapter 708
00:36:41.076 --> 00:36:43.704
‫هارولد به نیویورک برگشت.
‫مدرک حقوقیش رو گرفت

Chapter 709
00:36:43.871 --> 00:36:44.871
‫حق توئه

Chapter 710
00:36:45.038 --> 00:36:46.956
‫ما بیش از ده سال با هم کار کردیم

Chapter 711
00:36:47.123 --> 00:36:49.751
‫من و دکتر خوب
‫ازتون مراقبت می‌کنیم

Chapter 712
00:36:49.918 --> 00:36:52.880
‫اون همه دردسر که مردم رو
‫از شرشون خلاص می‌کردیم...

Chapter 713
00:36:53.045 --> 00:36:55.215
‫تا به پرونده‌ی میکینز رسیدیم

Chapter 714
00:36:58.177 --> 00:37:01.096
‫این دردسری بود
‫که حالا خودمون گرفتارش شدیم

Chapter 715
00:37:02.097 --> 00:37:04.474
‫و کاملا محتمل بود
‫که جون سالم به در نبریم

Chapter 716
00:37:05.726 --> 00:37:07.643
‫وای خدای من. دختر بیچاره

Chapter 717
00:37:07.811 --> 00:37:09.021
‫نمی‌تونم تحمل کنم

Chapter 718
00:37:10.396 --> 00:37:12.065
‫یه مشکل بزرگی هست، هارولد

Chapter 719
00:37:14.193 --> 00:37:16.903
‫همیشه به من چی می‌گفتی؟

Chapter 720
00:37:18.530 --> 00:37:19.697
‫با مبارزه از پسش برمیایم

Chapter 721
00:37:21.032 --> 00:37:22.701
‫به هر نحوی که باشه
‫یه راه پیدا می‌کنیم

Chapter 722
00:37:25.411 --> 00:37:27.539
‫مرسی. بهش نیاز داشتم

Chapter 723
00:37:30.416 --> 00:37:31.501
‫کجا میری؟

Chapter 724
00:37:32.753 --> 00:37:34.545
‫اگه توی خیابون نباشیم
‫جامون امن‌تره

Chapter 725
00:37:34.713 --> 00:37:36.882
‫می‌دونم کجاییم

Chapter 726
00:37:37.465 --> 00:37:39.885
‫من می‌دونم کجاییم.
‫نه اون زن، برت

Chapter 727
00:37:41.637 --> 00:37:44.847
‫چراغ‌ها خاموشن.
‫شام غافل‌گیریه؟

Chapter 728
00:37:45.014 --> 00:37:48.559
‫اون مردم رو از دنیای لیز میکینز می‌شناسه

Chapter 729
00:37:49.143 --> 00:37:52.231
‫ظاهر اینجا هیچ فرقی نداره.
‫بوی نفتالین می‌ده، عین ازدواج‌تون

Chapter 730
00:37:52.898 --> 00:37:53.898
‫مرسی، رفیق

Chapter 731
00:37:54.065 --> 00:37:56.068
‫حرف راست رو از رفیق بشنو

Chapter 732
00:37:56.235 --> 00:37:58.110
‫سوختم. چطوره؟

Chapter 733
00:38:00.822 --> 00:38:01.822
‫خوبه؟

Chapter 734
00:38:03.699 --> 00:38:04.701
‫کمکم کن

Chapter 735
00:38:06.536 --> 00:38:07.704
‫- صافه؟
‫- آره

Chapter 736
00:38:08.664 --> 00:38:11.666
‫آهان، فهمیدم. واقعا داری بخاطرش
‫خوشتیب می‌کنی، هان؟

Chapter 737
00:38:11.833 --> 00:38:12.835
‫برترام؟

Chapter 738
00:38:13.543 --> 00:38:15.963
‫- بشین، آروم باش.
‫- برت، زیاد لفتش نده

Chapter 739
00:38:16.128 --> 00:38:19.132
‫- یه لطفی بکن. سعی کن خوش‌بین باشی
‫- برترام؟ برترام؟

Chapter 740
00:38:21.969 --> 00:38:23.469
‫نگاهش کن

Chapter 741
00:38:26.222 --> 00:38:29.768
‫شامی در کار نیست. ببخشید.
‫ببخشید. اشتباه شد

Chapter 742
00:38:31.018 --> 00:38:32.228
‫چرا دعوتم کردی؟

Chapter 743
00:38:32.688 --> 00:38:34.773
‫چون که... لحظه‌ای ضعف بهم دست داد

Chapter 744
00:38:35.398 --> 00:38:39.277
‫یعنی این‌طوری شدیم؟
‫لحظه‌ای ضعف؟

Chapter 745
00:38:39.443 --> 00:38:41.505
‫و پدرم هم حتی نمی‌دونه
‫که دارم این کار رو می‌کنم...

Chapter 746
00:38:41.572 --> 00:38:43.949
‫وگرنه تمام اختیاراتم رو می‌گیره

Chapter 747
00:38:46.909 --> 00:38:48.494
‫این چه ایرادی داره؟

Chapter 748
00:38:49.663 --> 00:38:51.873
‫یادت نیست شب‌هایی که...

Chapter 749
00:38:52.958 --> 00:38:55.960
‫شعر امیلی دیکینسون می‌خوندیم
‫و باهم آواز می‌خوندیم...

Chapter 750
00:38:56.128 --> 00:38:58.963
‫و به هم خیره می‌شدیم؟
‫چی شد؟

Chapter 751
00:38:59.130 --> 00:39:00.548
‫چرا یادمه

Chapter 752
00:39:01.007 --> 00:39:02.175
‫واسه همین دوسِت دارم

Chapter 753
00:39:05.012 --> 00:39:06.012
‫خوردی زمین؟

Chapter 754
00:39:06.179 --> 00:39:08.849
‫پشتت آسیب دیده؟
‫بذار ببینمش

Chapter 755
00:39:09.641 --> 00:39:12.393
‫پشتم یه روز کامله
‫که بیچاره‌ام کرده

Chapter 756
00:39:12.561 --> 00:39:15.438
‫- الان وقتش نیست
‫- فقط یه نگاه می‌اندازم. بیا

Chapter 757
00:39:26.032 --> 00:39:28.452
‫تو یه زمانی خیلی زیبا بودی

Chapter 758
00:39:28.994 --> 00:39:30.661
‫وای خدا

Chapter 759
00:39:31.413 --> 00:39:35.041
‫الان زشت و زننده شدی

Chapter 760
00:39:36.001 --> 00:39:38.253
‫چقدر بی‌ریخت و بدشکلی

Chapter 761
00:39:38.420 --> 00:39:40.130
‫نگاه کردن بهت خیلی سخته

Chapter 762
00:39:40.838 --> 00:39:43.050
‫و عین زن‌ها کرست تنت می‌کنی

Chapter 763
00:39:43.217 --> 00:39:45.510
‫- تو بیچاره‌ای
‫- بئاتریس...

Chapter 764
00:39:45.677 --> 00:39:48.347
‫دیگه نمی‌تونم

Chapter 765
00:39:48.514 --> 00:39:52.351
‫درباره این کج‌رفتاریت در مورد
‫زخم‌هام

Chapter 766
00:39:53.976 --> 00:39:55.228
‫تو من رو انتخاب کردی...

Chapter 767
00:39:55.394 --> 00:39:56.980
‫یا بهم نیاز داری؟

Chapter 768
00:39:58.315 --> 00:40:00.025
‫این دیگه چه سوالیه؟

Chapter 769
00:40:01.318 --> 00:40:03.152
‫امروز داشتم با یکی حرف می‌زدم...

Chapter 770
00:40:04.195 --> 00:40:08.824
‫و اون گفت عشق یعنی
‫انتخاب یه نفر...

Chapter 771
00:40:09.617 --> 00:40:13.163
‫نه صرفا نیاز داشتن بهش
‫برای مقصودی

Chapter 772
00:40:14.248 --> 00:40:17.668
‫وقتی هم رو دیدیم
‫تو به من نیاز داشتی یا خودم رو انتخاب کردی؟

Chapter 773
00:40:17.835 --> 00:40:21.547
‫بخاطر افراد دورم بود؟
‫بخاطر اعتبار خانواده‌ام در طب...

Chapter 774
00:40:21.713 --> 00:40:24.298
‫وقتی دانشجوی پزشکی
‫در بالاشهر نیویورک بودی نبود؟

Chapter 775
00:40:25.259 --> 00:40:26.802
‫یا انتخابم کردی؟

Chapter 776
00:40:28.637 --> 00:40:29.721
‫فقط خودم رو؟

Chapter 777
00:40:32.349 --> 00:40:35.476
‫دقیقا همین سوال رو یه کم پیش
‫از برت پرسیدم

Chapter 778
00:40:35.643 --> 00:40:38.605
‫هارولد وودمن.
‫چرا کیف زنونه داری؟

Chapter 779
00:40:40.356 --> 00:40:41.983
‫دختر بیل میکینز، لیز...

Chapter 780
00:40:43.402 --> 00:40:45.362
‫رو امشب انداختن زیر کامیون

Chapter 781
00:40:45.528 --> 00:40:47.405
‫چی، جدی می‌گی؟

Chapter 782
00:40:47.572 --> 00:40:49.532
‫اون من رو استخدام کرد
‫چون با پدرش رابطه‌ی نزدیکی داشتیم

Chapter 783
00:40:49.699 --> 00:40:50.992
‫واسه همین بهمون اعتماد کرد

Chapter 784
00:40:51.451 --> 00:40:54.161
‫به نحوی، فکر می‌کنن که کار ماست

Chapter 785
00:40:54.329 --> 00:40:56.831
‫و ما به یه نفر و یه چیزی
‫نیاز داریم

Chapter 786
00:40:56.998 --> 00:40:59.293
‫به یه نفر نیاز داریم
‫تا کمک‌مون کنه

Chapter 787
00:41:00.001 --> 00:41:01.378
‫اسم «رز» چطور؟

Chapter 788
00:41:01.545 --> 00:41:04.255
‫این آخرین کلمه‌ای بود
‫که لیز میکینز پیش از مرگ به زبان اورد

Chapter 789
00:41:04.422 --> 00:41:06.490
‫که یه نفر به نام آقای رز
‫می‌تونی به دادش برسه

Chapter 790
00:41:07.217 --> 00:41:09.260
‫لیز هرگز کسی رو به نام رز نمی‌شناخت.
‫این اسم یهودیه

Chapter 791
00:41:09.427 --> 00:41:11.679
‫دستت درد نکنه، بئاتریس

Chapter 792
00:41:11.847 --> 00:41:13.891
‫تو که دورگه‌ای.
‫هارولد، اشتباه شنیدی

Chapter 793
00:41:14.056 --> 00:41:15.057
‫چرا؟

Chapter 794
00:41:15.224 --> 00:41:17.268
‫چون حتما باید «وُز» بوده باشه
‫با «واو»

Chapter 795
00:41:17.436 --> 00:41:19.478
‫این اسم یه خانواده‌ی سرشناس
‫در ثبت اجتماعیه

Chapter 796
00:41:21.106 --> 00:41:23.275
‫وز‌ها اختیارشون خیلی زیاده

Chapter 797
00:41:24.483 --> 00:41:25.860
‫برت، همین رو دارم می‌گم

Chapter 798
00:41:26.027 --> 00:41:28.614
‫این دنیای توئه که بخاطرش توی دردسریم
‫نه من

Chapter 799
00:41:33.994 --> 00:41:35.119
‫صدای چیه؟

Chapter 800
00:41:36.829 --> 00:41:39.750
‫- چطور جرئت کردی بیای تو؟
‫- در قفل نبود

Chapter 801
00:41:39.916 --> 00:41:42.585
‫- هنوز آدرس ثبتیت اینجاست، درسته؟
‫- ظاهرا

Chapter 802
00:41:42.753 --> 00:41:44.505
‫کاراگاه گتویلر
‫این موقع چی شما رو به اینجا کشونده؟

Chapter 803
00:41:44.670 --> 00:41:45.797
‫بازم قرص می‌خواید، لم؟

Chapter 804
00:41:45.963 --> 00:41:48.509
‫می‌دونم کمربندتون عین مال منه...

Chapter 805
00:41:48.675 --> 00:41:50.260
‫نه مثل آقای هیلتز

Chapter 806
00:41:50.427 --> 00:41:53.429
‫شما پا صاف‌ها جلوی آلمان‌ها رو گرفتید
‫که توی راینلند نیان جلوتون

Chapter 807
00:41:54.181 --> 00:41:55.599
‫می‌دونی واسه چی اینجام، برت

Chapter 808
00:41:55.766 --> 00:41:59.018
‫تو و وودمن زن مکینز رو انداختید زیر کامیون
‫و بعد از سر صحنه فرار کردید

Chapter 809
00:41:59.686 --> 00:42:02.063
‫چی باعث شده به ذهن‌تون خطور کنه
‫که کار ما بوده؟

Chapter 810
00:42:02.231 --> 00:42:04.065
‫افراد زیادی نیستن
‫که به چنین توصیفاتی بخورن:

Chapter 811
00:42:04.233 --> 00:42:07.652
‫دکتری که به همراه وکیل سیاه‌پوستش
‫دنبال چشمش روی زمین می‌گرده

Chapter 812
00:42:08.110 --> 00:42:10.739
‫زنی که مُرد هارولد رو استخدام کرده بود...

Chapter 813
00:42:10.905 --> 00:42:12.740
‫تا درمورد مرگ پدرش تحقیق کنه

Chapter 814
00:42:12.907 --> 00:42:15.536
‫من همین امروز بعد از ظهر
‫کالبد شکافیش کردم

Chapter 815
00:42:15.702 --> 00:42:18.664
‫اون ژنرال هنگی بود
‫که توش خدمت کردیم، لم

Chapter 816
00:42:19.998 --> 00:42:21.625
‫شاهدان می‌گن که هلش دادی

Chapter 817
00:42:22.125 --> 00:42:23.960
‫نه، باید از اونجا می‌رفتیم.
‫آشوب شده بود

Chapter 818
00:42:24.126 --> 00:42:26.003
‫یه درگیری شکل گرفت.
‫قاتل حواسش اومد سمت ما

Chapter 819
00:42:26.170 --> 00:42:27.755
‫یه مجرم حرفه‌ای بود

Chapter 820
00:42:27.922 --> 00:42:30.634
‫من یه چیز می‌دونم
‫اونم اینه که باید به فرمانده‌ام جواب پس بدم

Chapter 821
00:42:30.800 --> 00:42:33.219
‫و در حال حاضر
‫شما دو نفر مظنون هستید

Chapter 822
00:42:34.972 --> 00:42:37.932
‫می‌تونی ثابت کنی
‫که قرارداد کاری با لیز میکینز داری؟

Chapter 823
00:42:38.099 --> 00:42:39.934
‫که واسه وکالت استخدامت کرد؟

Chapter 824
00:42:40.101 --> 00:42:41.269
‫صد البته. می‌تونم بهتون برسونمش

Chapter 825
00:42:41.436 --> 00:42:43.688
‫همچنین، می‌تونم گزارش کالبدشکافی
‫اولیه رو بهتون برسونم

Chapter 826
00:42:43.856 --> 00:42:45.858
‫همینطور سندهای ایالتی بیل میکینز رو

Chapter 827
00:42:46.023 --> 00:42:48.068
‫- خوبه
‫- نه، باید دستگیرت کنیم...

Chapter 828
00:42:48.235 --> 00:42:49.570
‫دستت رو بکش

Chapter 829
00:42:49.735 --> 00:42:50.820
‫هیلتز، هیلتز

Chapter 830
00:42:50.987 --> 00:42:53.282
‫من بخشی از هیئت وکلا هستم.
‫بهم دست نزن

Chapter 831
00:42:53.447 --> 00:42:57.202
‫اصلا فکر نمی‌کنم
‫که این یارو وکیل باشه

Chapter 832
00:42:58.744 --> 00:42:59.996
‫مدرسه حقوق کلمبیا

Chapter 833
00:43:01.373 --> 00:43:04.001
‫شاید کون صافت اجازه نده
‫که این رو درک کنی

Chapter 834
00:43:04.168 --> 00:43:06.753
‫از پای صاف باهام حرف نزن.
‫سرت رو می‌زنم خرد...

Chapter 835
00:43:06.920 --> 00:43:08.838
‫هیلتز، نه، از این خبرها نیست.
‫بس کنید!

Chapter 836
00:43:09.840 --> 00:43:13.050
‫اگه یه نفر ضمانت‌مون رو کنه چی؟
‫یه نفر از ثبت اجتماعی؟

Chapter 837
00:43:14.385 --> 00:43:16.179
‫این فرمانده‌تون رو راضی می‌کنه؟

Chapter 838
00:43:16.762 --> 00:43:18.431
‫یه نفر مثل...

Chapter 839
00:43:18.599 --> 00:43:21.351
‫آقای وز که بیل میکینز رو می‌شناخت

Chapter 840
00:43:21.851 --> 00:43:23.186
‫برترام

Chapter 841
00:43:23.769 --> 00:43:24.896
‫بئاتریس

Chapter 842
00:43:25.688 --> 00:43:28.400
‫خانواده‌ی من از اعضای قدیمی
‫سازمان نظام پزشکی ایالتن

Chapter 843
00:43:28.567 --> 00:43:31.027
‫و من می‌تونم شهادت بدم
‫که هردوی این آقایان...

Chapter 844
00:43:31.195 --> 00:43:34.489
‫اصلا دروغ گفتن بلد نیستن
‫حتی به هم، چه برسه به پلیس

Chapter 845
00:43:35.157 --> 00:43:38.202
‫اگه دستگیرشون کنید
‫و قبلش بهشون اجازه ندید...

Chapter 846
00:43:38.367 --> 00:43:41.746
‫که چیزهایی که پیشنهاد کردن رو ارائه کنن
‫متاسفانه ممکنه به قیمت شغل‌تون تموم بشه

Chapter 847
00:43:42.246 --> 00:43:44.081
‫پدرم کلی آشنا
‫توی شهرداری داره

Chapter 848
00:43:51.422 --> 00:43:53.509
‫هرچی که قول دادید
‫رو بهمون بدید

Chapter 849
00:43:53.675 --> 00:43:56.637
‫فهمیدم
‫من و تو...

Chapter 850
00:43:56.802 --> 00:43:58.304
‫یه نقطه مشترک داریم

Chapter 851
00:43:58.722 --> 00:44:00.932
‫خدمت کردیم، نه مثل این یارو

Chapter 852
00:44:01.099 --> 00:44:03.936
‫کیف گم شده چی؟
‫اون کجا غیبش زد؟

Chapter 853
00:44:04.436 --> 00:44:06.938
‫این ممکنه مدرک باشه

Chapter 854
00:44:07.105 --> 00:44:08.523
‫- اون رو چی کارش داری؟ بذارش زمین
‫- بذارش سر جاش

Chapter 855
00:44:08.690 --> 00:44:10.025
‫- چی توشه؟ این چیه؟
‫- بذارش زمین

Chapter 856
00:44:10.192 --> 00:44:11.400
‫- فقط می‌گم که...
‫- بذار سر جاش

Chapter 857
00:44:14.320 --> 00:44:18.032
‫- ببخشید. از سر احتیاط بود
‫- تو چته؟

Chapter 858
00:44:18.742 --> 00:44:21.577
‫داره یاد می‌گیره، برت.
‫می‌تونه کاراگاه خوبی بشه

Chapter 859
00:44:22.704 --> 00:44:25.123
‫با وز که حرف زدی
‫زود بهم خبر بده

Chapter 860
00:44:25.289 --> 00:44:27.083
‫من زیاد منتظر نمی‌مونم.
‫فهمیدی، برت؟

Chapter 861
00:44:27.291 --> 00:44:28.751
‫- بله
‫- چند روز بهت وقت می‌دم

Chapter 862
00:44:28.918 --> 00:44:31.170
‫- اما اگه مجبور بشم، خودم دستگیرت می‌کنم
‫- فهمیدم

Chapter 863
00:44:31.338 --> 00:44:33.172
‫- و قرص هم لازم دارم
‫- حله

Chapter 864
00:44:33.340 --> 00:44:35.175
‫زود میام مطبت

Chapter 865
00:44:35.342 --> 00:44:37.219
‫- بله
‫- اما موقعیت بدیه

Chapter 866
00:44:38.010 --> 00:44:39.137
‫خیلی بده

Chapter 867
00:44:44.141 --> 00:44:45.853
‫چه هیجان‌انگیز بود

Chapter 868
00:44:46.018 --> 00:44:48.271
‫برو وسایلت رو جمع کن
‫اما توی مسیر خونه خودت رو به کشت نده

Chapter 869
00:45:00.909 --> 00:45:02.952
‫کمیته‌ی پنج، زنده باد

Chapter 870
00:45:03.327 --> 00:45:04.829
‫دهن‌تون رو ببندید

Chapter 871
00:45:04.996 --> 00:45:07.331
‫چرا در حال حرکت بهمون شلیک نمی‌کنن؟

Chapter 872
00:45:08.750 --> 00:45:10.501
‫کمیته‌ی پنج، همیشه زنده

Chapter 873
00:45:11.128 --> 00:45:13.463
‫یعنی این یارو چه خواب دیگه‌ای
‫برامون دیده؟

Chapter 874
00:45:13.630 --> 00:45:14.715
‫ما همه جا هستیم

Chapter 875
00:45:22.931 --> 00:45:26.309
‫پس حالا باید دروغ بگیم
‫تا به خونه‌ی این یارو برسیم

Chapter 876
00:45:27.978 --> 00:45:31.273
‫روشش مهم نیست.
‫مهم اینه که آقای وز رو می‌بینیم

Chapter 877
00:45:33.233 --> 00:45:34.400
‫این دیگه چی بود بهم دادی؟

Chapter 878
00:45:34.568 --> 00:45:37.070
‫خب، این اسقفی یکمه.
‫در باز بشه چی می‌گی؟

Chapter 879
00:45:37.237 --> 00:45:38.237
‫می‌گم «سلام...»

Chapter 880
00:45:38.989 --> 00:45:42.617
‫اسم من دکتر برت برندسن هست.
‫ایشون هارولد وودمن هستن، نجیب‌زاده...

Chapter 881
00:45:42.784 --> 00:45:43.952
‫دریافت کننده‌ی مدال افتخار

Chapter 882
00:45:44.786 --> 00:45:47.539
‫بهش می‌گن «کروی دِ گر» نه مدال شجاعت
‫خودتون هم می‌دونید

Chapter 883
00:45:47.706 --> 00:45:50.000
‫کروی د گر. بله ببخشید

Chapter 884
00:45:58.382 --> 00:46:01.177
‫ما می‌دونیم که پیروان کلیسای اسقفی
‫آقای وز رو دوست دارن

Chapter 885
00:46:01.344 --> 00:46:03.137
‫از اینکه شما رو ندیدن ناراحت می‌شن.
‫داخل نیستن

Chapter 886
00:46:03.304 --> 00:46:04.972
‫به نظرتون کی برمی‌گردن؟

Chapter 887
00:46:05.139 --> 00:46:08.309
‫نمی‌دونم. اما شاید بتونید
‫اون نامه رو پیش من بذارید؟

Chapter 888
00:46:08.476 --> 00:46:11.063
‫ما باید این رو مستقیما
‫به آقای وز بدیم

Chapter 889
00:46:11.855 --> 00:46:13.648
‫به دستور اسقف

Chapter 890
00:46:13.815 --> 00:46:15.858
‫بسیارخب. پس می‌تونید
‫یه کارت بذارید

Chapter 891
00:46:16.025 --> 00:46:17.735
‫ببخشید که ناامیدتون کردم، آقایان

Chapter 892
00:46:19.278 --> 00:46:20.405
‫هرچند، اگه مشکلی نداره؟

Chapter 893
00:46:21.489 --> 00:46:22.907
‫به این بوفه که نگاه می‌کنم...

Chapter 894
00:46:23.074 --> 00:46:26.369
‫ناخود‌اگاه این وسایل رو

Chapter 895
00:46:27.204 --> 00:46:28.621
‫تشخیص می‌دم

Chapter 896
00:46:28.789 --> 00:46:30.748
‫این‌ها توی بیمارستان درست شدن؟

Chapter 897
00:46:30.916 --> 00:46:33.626
‫- دیدین؟
‫- انگار کار دست کهنه سربازهاست. آره

Chapter 898
00:46:34.085 --> 00:46:35.461
‫- همه کار کهنه سربازهاست
‫- درسته

Chapter 899
00:46:35.628 --> 00:46:37.130
‫خیریه‌ی اصلی اقای وز همینه

Chapter 900
00:46:37.297 --> 00:46:41.050
‫- اون‌ها به عنوان تشکر این‌ها رو می‌فرستن
‫- چقدر مهربانانه

Chapter 901
00:46:41.217 --> 00:46:43.929
‫- راستش خودمون کهنه سرباز هستیم...
‫- لیبی...

Chapter 902
00:46:44.096 --> 00:46:45.137
‫دارو رو می‌شه بدی لطفا؟

Chapter 903
00:46:45.304 --> 00:46:47.766
‫دستم بی‌حس شده
‫و عصب‌هام یخ کردن...

Chapter 904
00:46:47.932 --> 00:46:49.226
‫و تیر می‌کشه

Chapter 905
00:46:49.393 --> 00:46:51.519
‫- لطفا؟
‫- ولری، لطفا برو توی اتاقت...

Chapter 906
00:46:51.686 --> 00:46:53.105
‫یا برگرد طبقه بالا

Chapter 907
00:46:53.271 --> 00:46:55.315
‫نمی‌بینی مهمون داریم؟

Chapter 908
00:46:59.652 --> 00:47:00.903
‫تو اینجا چی‌کار می‌کنی؟

Chapter 909
00:47:03.907 --> 00:47:05.324
‫تو اینجا چی‌کار می‌کنی؟

Chapter 910
00:47:05.492 --> 00:47:07.661
‫نه. باهاش حرف نزن. ناخوشه

Chapter 911
00:47:07.827 --> 00:47:09.663
‫ولری، با این آقایون حرف نزن

Chapter 912
00:47:10.289 --> 00:47:13.458
‫هموفیلی که ندارم، لیبی.
‫می‌تونم با مردم حرف بزنم

Chapter 913
00:47:13.625 --> 00:47:16.003
‫بله، هموفیلی نداری
‫اما صرع داری...

Chapter 914
00:47:16.170 --> 00:47:18.045
‫و اختلال اعصاب. نه!

Chapter 915
00:47:18.213 --> 00:47:20.923
‫- درمورد عروسک حرف زدیم
‫- گوش‌هات رو گاز می‌گیرم

Chapter 916
00:47:21.090 --> 00:47:23.760
‫نه! بهت گفته بودم
‫اون کار رو با عروسک نکن

Chapter 917
00:47:23.927 --> 00:47:25.637
‫خانم مورن!
‫کارلتون...

Chapter 918
00:47:25.804 --> 00:47:27.931
‫- کارلتون!
‫- می‌دونی که اذیتم می‌کنه، ولری

Chapter 919
00:47:28.097 --> 00:47:29.766
‫چطور جرئت می‌کنی!
‫کارلتون!

Chapter 920
00:47:29.932 --> 00:47:30.934
‫کارلتون

Chapter 921
00:47:31.101 --> 00:47:32.268
‫ولری، صادقانه می‌گم

Chapter 922
00:47:32.436 --> 00:47:35.230
‫حرف زدیم که من رو باهاش تنها بذاری

Chapter 923
00:47:35.396 --> 00:47:37.148
‫بیاید داخل. می‌تونیم داخل حرف بزنیم

Chapter 924
00:48:11.057 --> 00:48:12.934
‫چطور ممکنه تصادفی باشه؟

Chapter 925
00:48:13.101 --> 00:48:14.894
‫چون تصادفی نیست

Chapter 926
00:48:16.521 --> 00:48:18.773
‫من به لیز میکینز گفتم
‫که شما دو نفر رو استخدام کنه

Chapter 927
00:48:18.940 --> 00:48:21.360
‫منظورت چیه
‫که به لیز میکینز گفتی استخدام‌مون کنه؟

Chapter 928
00:48:21.527 --> 00:48:23.570
‫اون دوست منه.
‫به یه نفر قابل‌اعتماد نیاز داشت

Chapter 929
00:48:23.737 --> 00:48:25.530
‫کسی خارج از حلقه‌ی اجتماعی‌مون

Chapter 930
00:48:26.197 --> 00:48:27.657
‫خیلی عجیبه

Chapter 931
00:48:28.115 --> 00:48:31.869
‫فامیلی واقعیم رو هیچ‌وقت بهتون نگفتم.
‫برندنبرگ فامیلیم توی اون سفر بود

Chapter 932
00:48:32.036 --> 00:48:35.164
‫اما قرارمون توی آمستردام همین بود.
‫خبری از گذشته نباشه

Chapter 933
00:48:37.626 --> 00:48:39.043
‫درست؟

Chapter 934
00:48:39.210 --> 00:48:41.128
‫توی نیوجرسی زندگی می‌کنی؟
‫تمام این مدت؟

Chapter 935
00:48:43.172 --> 00:48:44.757
‫- آره
‫- اینجا خونه‌ی بزرگیه

Chapter 936
00:48:44.925 --> 00:48:46.927
‫- این طوری زندگی می‌کنی؟
‫- آره

Chapter 937
00:48:51.389 --> 00:48:52.599
‫نه نامه‌ای

Chapter 938
00:48:54.059 --> 00:48:56.936
‫- نه تماس تلفنی‌ای
‫- شرم‌زده بودم

Chapter 939
00:48:57.396 --> 00:49:00.648
‫من قبلا این طوری نبودم.
‫اونی که توی آمستردام دیدین این نیست

Chapter 940
00:49:05.362 --> 00:49:06.612
‫تعادلت چشه؟

Chapter 941
00:49:07.614 --> 00:49:09.240
‫اختلال عصبی دارم

Chapter 942
00:49:10.242 --> 00:49:13.327
‫- قبلا هم داشتی
‫- نه، قبلا نداشت

Chapter 943
00:49:16.289 --> 00:49:18.458
‫ما یه دلیل داره
‫که اینجاییم

Chapter 944
00:49:18.625 --> 00:49:20.793
‫هارولد، فراموش نکن
‫خیلی ضروریه

Chapter 945
00:49:21.253 --> 00:49:22.461
‫ولری...

Chapter 946
00:49:22.670 --> 00:49:24.463
‫تام وز رو می‌شناسی؟

Chapter 947
00:49:24.630 --> 00:49:25.965
‫معلومه که تام رو می‌شناسم

Chapter 948
00:49:26.132 --> 00:49:27.675
‫ما حسابی توی دردسر افتادیم، ولری

Chapter 949
00:49:27.842 --> 00:49:29.302
‫می‌خوایم ضمانت‌مون رو کنه

Chapter 950
00:49:29.469 --> 00:49:32.054
‫اون آدم خوبیه
‫اما نمی‌دونم ضمانت‌تون رو بکنه یا نه

Chapter 951
00:49:32.222 --> 00:49:35.766
‫اون از جدال دوری می‌کنه. خوشش نمیاد.
‫راحت می‌ترسه

Chapter 952
00:49:35.934 --> 00:49:38.186
‫- شوهرته؟
‫- کارلتون توی راهه!

Chapter 953
00:49:38.353 --> 00:49:40.563
‫نه، شوهرم نیست.
‫شوهر اون زنه‌ست بیرون...

Chapter 954
00:49:40.731 --> 00:49:42.940
‫که داره داد می‌زنه بیرون‌تون کنه.
‫خودش برادرمه

Chapter 955
00:49:43.567 --> 00:49:45.235
‫با اون همه ماجرا
‫که توی آمستردام داشتیم...

Chapter 956
00:49:45.402 --> 00:49:47.445
‫مشخص شد که من و برت
‫اصلا تو رو نمی‌شناختیم

Chapter 957
00:49:48.530 --> 00:49:52.034
‫شما دقیقا من رو می‌شناسید.
‫من دقیقا شما رو می‌شناسم

Chapter 958
00:49:52.867 --> 00:49:55.454
‫هر سه‌ی ما. برت هم همین‌طور

Chapter 959
00:49:55.996 --> 00:49:58.248
‫اون طور که مهمه
‫هم رو می‌شناسیم

Chapter 960
00:49:58.414 --> 00:50:01.543
‫و اگه شما دوتا قرارتون سرجاشه
‫من هم بخشی ازش هستم

Chapter 961
00:50:01.710 --> 00:50:02.960
‫شاید بعد از 12 سال نه

Chapter 962
00:50:03.128 --> 00:50:05.047
‫چرا، بعد از 12 سال.
‫بله

Chapter 963
00:50:05.213 --> 00:50:09.009
‫چون سر از اینجا درآوردم.
‫و بخاطر شما برگشتم

Chapter 964
00:50:13.179 --> 00:50:14.472
‫درسته

Chapter 965
00:50:17.226 --> 00:50:19.728
‫وقتی آمستردام رو ترک کردین
‫بهتون گفتم اتفاق بدی می‌افته

Chapter 966
00:50:19.894 --> 00:50:22.688
‫گفتم که کابوسی می‌شه.
‫نگفتم؟

Chapter 967
00:50:23.481 --> 00:50:24.942
‫- درسته
‫- اینم از این

Chapter 968
00:50:25.108 --> 00:50:28.945
‫ولری، کارلتون توی راهه.
‫در رو باز کن

Chapter 969
00:50:29.112 --> 00:50:30.364
‫می‌تونیم ازش دربریم

Chapter 970
00:50:33.742 --> 00:50:35.786
‫خب اینجا اوضاع فرق داره
‫پس نمی‌دونم

Chapter 971
00:50:35.952 --> 00:50:37.954
‫کارلتون داره میاد، ولری

Chapter 972
00:50:38.121 --> 00:50:41.250
‫- یه حسی می‌گه کارلتونه
‫- وای نه

Chapter 973
00:50:41.583 --> 00:50:43.085
‫نه. وای، نه

Chapter 974
00:50:45.503 --> 00:50:47.172
‫- کارلتون. کارلتون. لطفا
‫- صبر کن. صبر کن...

Chapter 975
00:50:52.385 --> 00:50:56.056
‫ولری، دیدی چی می‌شه؟
‫اصلا از کجا این آقایون رو می‌شناسی؟

Chapter 976
00:51:01.603 --> 00:51:03.981
‫به هوش اومد. کنیاک رو بدین، خانم موران

Chapter 977
00:51:09.610 --> 00:51:11.070
‫نه، مرسی. من مشروب خور نیستم

Chapter 978
00:51:11.572 --> 00:51:13.949
‫خب، من به مردی که مشروب نمی‌خوره
‫اعتماد ندارم...

Chapter 979
00:51:14.115 --> 00:51:15.992
‫مخصوصا تحت چنین شرایطی

Chapter 980
00:51:17.411 --> 00:51:19.204
‫چشمم کجاست، هارولد؟

Chapter 981
00:51:20.289 --> 00:51:21.914
‫- همین جاست
‫- مرسی

Chapter 982
00:51:22.498 --> 00:51:26.670
‫هیچ‌وقت انتظار نداشتم دو سرباز آراسته
‫توی خونه‌ی من بی‌هوش بشن

Chapter 983
00:51:27.545 --> 00:51:28.797
‫فقط یکی، آقا

Chapter 984
00:51:29.715 --> 00:51:32.925
‫درسته، آقای وودمن.
‫شما سریع بودین و کارلتون حریف‌تون نشد

Chapter 985
00:51:33.760 --> 00:51:34.927
‫بله

Chapter 986
00:51:35.094 --> 00:51:37.722
‫اون‌ها با ولری حرف زدن
‫و اون حالش خوش نیست

Chapter 987
00:51:37.889 --> 00:51:41.226
‫و لطفا دختر عزیزم
‫گریه نکن

Chapter 988
00:51:41.976 --> 00:51:46.063
‫طبیعیه که گریه کنه، لیبی.
‫تازه خبردار شده دوستش فوت کرده

Chapter 989
00:51:47.148 --> 00:51:49.193
‫نمی‌تونستیم واسه همیشه
‫ازش مخفی کنیم

Chapter 990
00:51:49.943 --> 00:51:52.445
‫اون‌قدر مریض نیستم
‫که نتونم با بقیه حرف بزنم

Chapter 991
00:51:52.612 --> 00:51:55.615
‫تو من رو با این علیل اینجا رها کردی
‫در حالی که خوب می‌دونی به نظر من...

Chapter 992
00:51:55.782 --> 00:51:56.782
‫- باید بیمارستان بستری بشه
‫- لیبی

Chapter 993
00:51:56.949 --> 00:51:59.786
‫- به نف خودشه. من نمی‌تونم...
‫- اگه یه بار دیگه این طوری بهم بگی...

Chapter 994
00:51:59.952 --> 00:52:01.704
‫- اونجا برات جای بهتریه
‫- من می‌اندازمت بیمارستان

Chapter 995
00:52:01.871 --> 00:52:03.664
‫- می‌فرستمت محاکمه‌ی جادوگری
‫- خانم‌ها، لطفا

Chapter 996
00:52:03.831 --> 00:52:06.001
‫خانم‌ها. بس کنید

Chapter 997
00:52:07.753 --> 00:52:11.632
‫ببخشید. ببخشید که مجبور شدم
‫صدام رو بالا ببرم

Chapter 998
00:52:12.423 --> 00:52:15.969
‫یه طور با این آقایون حرف می‌زد
‫که انگار می‌شناخت‌شون. این من رو ترسوند

Chapter 999
00:52:18.972 --> 00:52:20.556
‫شما هم رو می‌شناسید؟

Chapter 1000
00:52:20.724 --> 00:52:21.724
‫- بله
‫- نه

Chapter 1001
00:52:23.059 --> 00:52:24.603
‫- بله
‫- معلومه که می‌شناسیم

Chapter 1002
00:52:24.769 --> 00:52:26.021
‫اروپا

Chapter 1003
00:52:26.188 --> 00:52:27.188
‫از آمستردام

Chapter 1004
00:52:27.356 --> 00:52:28.273
‫بیمارستان

Chapter 1005
00:52:28.440 --> 00:52:30.608
‫بهمون گفتن که مال خیریه‌های
‫کلیسای اسقفی هستن

Chapter 1006
00:52:30.775 --> 00:52:32.860
‫اصلا این موضوع صحت داره؟

Chapter 1007
00:52:33.402 --> 00:52:34.445
‫- کاملا
‫- تا حدودی

Chapter 1008
00:52:34.612 --> 00:52:35.614
‫تا حدودی؟

Chapter 1009
00:52:36.239 --> 00:52:37.824
‫ببین، همه سرخوش هستن

Chapter 1010
00:52:37.990 --> 00:52:41.369
‫بیشتر یه مراسم کهنه سربازهاست.
‫اما ممکنه پیروان اسقفی‌ها هم اونجا باشن

Chapter 1011
00:52:41.536 --> 00:52:44.206
‫و بیل میکینز سخنگوی ویژه‌ی ماست

Chapter 1012
00:52:44.789 --> 00:52:47.333
‫ما در چنین موقعیت افتضاحی
‫قرار گرفتیم...

Chapter 1013
00:52:47.501 --> 00:52:50.963
‫و درش اتهام قتل لیز میکینز بهمون زده شد
‫که به هیچ وجه صحت نداره

Chapter 1014
00:52:51.128 --> 00:52:52.505
‫لیز اسم «وز» رو ذکر کرد...

Chapter 1015
00:52:52.672 --> 00:52:54.800
‫و از این رو فکر کردیم
‫که تو بدونی کی دنبالش بوده

Chapter 1016
00:52:54.967 --> 00:52:56.175
‫و بتونیم اسم خودمون رو پاک کنیم

Chapter 1017
00:52:56.342 --> 00:52:58.469
‫ما کهنه سرباز هستیم.
‫بهمون احترام می‌گذارن

Chapter 1018
00:52:58.637 --> 00:53:00.639
‫ما هیچ سهمی در این موضوع نمی‌خوایم
‫داشته باشیم...

Chapter 1019
00:53:02.014 --> 00:53:03.099
‫به غیر از کمک کردن

Chapter 1020
00:53:04.101 --> 00:53:07.603
‫بیل میکینز آدم شیرینی بود

Chapter 1021
00:53:07.980 --> 00:53:10.606
‫هیچ خشونتی در وجودش نداشت

Chapter 1022
00:53:10.773 --> 00:53:13.025
‫آخه چرا من باید کمکش می‌کردم؟

Chapter 1023
00:53:13.193 --> 00:53:15.697
‫چرا من باید تشویقش می‌کردم
‫تا سراغ هرکی که می‌شناسیم بره

Chapter 1024
00:53:15.748 --> 00:53:16.748
‫و این دونفر رو استخدام کنه؟

Chapter 1025
00:53:16.864 --> 00:53:18.282
‫من کمکش کردم، عزیزم

Chapter 1026
00:53:18.990 --> 00:53:21.534
‫قبل از اینکه اوضاع بی‌ریخت شه
‫بهش گفتم بیاد پیش من

Chapter 1027
00:53:22.159 --> 00:53:23.369
‫حالا ببین چی شد

Chapter 1028
00:53:24.371 --> 00:53:28.291
‫بله. ببین چی‌کار کردی، ولری.
‫ببخشید، مایه تاسفه...

Chapter 1029
00:53:28.458 --> 00:53:31.545
‫- اما نباید دخالت می‌کردی
‫- تقصیر اون نیست

Chapter 1030
00:53:31.711 --> 00:53:33.588
‫- تقصیر اون نیست
‫- تام

Chapter 1031
00:53:33.755 --> 00:53:35.007
‫- چطور تقصیرش نیست؟
‫- نیست...

Chapter 1032
00:53:35.173 --> 00:53:37.592
‫- بعضی چیزها تقصیرشه
‫- تام. تام

Chapter 1033
00:53:38.385 --> 00:53:39.302
‫تام

Chapter 1034
00:53:39.469 --> 00:53:41.054
‫بیماره

Chapter 1035
00:53:45.726 --> 00:53:47.476
‫ما می‌تونیم قاتل بیل میکینز رو پیدا کنیم

Chapter 1036
00:53:47.643 --> 00:53:50.563
‫احتمالا همون افرادی باشن
‫که دخترش رو کشتن

Chapter 1037
00:53:50.731 --> 00:53:52.190
‫داریم بهش رسیدگی می‌کنیم

Chapter 1038
00:53:52.356 --> 00:53:55.943
‫و این باعث می‌شه
‫اسم خودمون پاک بشه

Chapter 1039
00:53:56.110 --> 00:53:59.280
‫کالبدشکافی نشون داد
‫که ممکنه توسط یه عالمه دارو...

Chapter 1040
00:54:00.032 --> 00:54:01.992
‫طی سفرش به اروپا مسموم شده باشه

Chapter 1041
00:54:02.159 --> 00:54:04.577
‫می‌دونین با کی سفر می‌کرده
‫یا کی فرستادتش؟

Chapter 1042
00:54:05.077 --> 00:54:08.581
‫می‌تونم برای فهمیدنش کمک‌تون کنم
‫اما نمی‌تونم شخصا دخیل بشم

Chapter 1043
00:54:08.748 --> 00:54:09.750
‫بزدلی، تام

Chapter 1044
00:54:09.916 --> 00:54:11.710
‫حق نداری بهش بگی بزدل

Chapter 1045
00:54:11.876 --> 00:54:14.045
‫توی پیش‌دبستانی این اسم
‫رو روش گذاشته بودن

Chapter 1046
00:54:14.213 --> 00:54:16.340
‫ظالمانه‌ست، ولری
‫خودت هم می‌دونی

Chapter 1047
00:54:16.715 --> 00:54:19.967
‫می‌خوان توی همه‌ی این کمیته‌ها
‫و کلوپ‌ها شرکت کنم

Chapter 1048
00:54:20.760 --> 00:54:22.137
‫می‌دونید در عوض چی‌کار می‌کنم؟

Chapter 1049
00:54:24.347 --> 00:54:25.599
‫من یه پرنده نگرم

Chapter 1050
00:54:26.516 --> 00:54:27.851
‫کارم اینه

Chapter 1051
00:54:28.018 --> 00:54:29.853
‫باید خوب باشه
‫می‌برتت بیرون

Chapter 1052
00:54:30.019 --> 00:54:32.438
‫تو پرنده نگری.
‫اون مزخرف

Chapter 1053
00:54:32.606 --> 00:54:36.360
‫اون به مزخرفی تو نیست
‫با فیلم‌هات و تیغ‌هات و فنجون‌هات...

Chapter 1054
00:54:36.527 --> 00:54:39.445
‫اون چیزهای وحشتناکی که می‌سازی.
‫راستش رو بخوای، ولری، تو نفرین شده‌ای

Chapter 1055
00:54:39.612 --> 00:54:40.655
‫ببخشید

Chapter 1056
00:54:41.239 --> 00:54:43.407
‫گفتی که می‌تونی کمک‌مون کنی

Chapter 1057
00:54:44.076 --> 00:54:46.710
‫تا اونی که باهاش به اروپا سفر کرده
‫رو پیدا کنیم. کی خبر داره؟

Chapter 1058
00:54:49.748 --> 00:54:51.916
‫گیل دیلن‌بنک باید خبر داشته باشه.
‫می‌شناسینش؟

Chapter 1059
00:54:53.043 --> 00:54:54.335
‫کل کشور می‌شناسنش

Chapter 1060
00:54:54.503 --> 00:54:57.172
‫اون باافتخارترین سرباز نیروی دریایی
‫تاریخ آمریکاست

Chapter 1061
00:54:57.338 --> 00:54:59.132
‫- آره
‫- بله، خودشه

Chapter 1062
00:54:59.298 --> 00:55:02.719
‫دیلن‌بک با میکینز دوست بود.
‫هردوشون ژنرال بودن

Chapter 1063
00:55:02.885 --> 00:55:04.512
‫من هیچ‌وقت درگیر نظامی‌گری نشدم

Chapter 1064
00:55:04.679 --> 00:55:06.889
‫فقط شرکت نساجی خانواده رو می‌چرخوندم

Chapter 1065
00:55:07.557 --> 00:55:10.518
‫دیلن‌بک می‌تونه بهتون بگه
‫که کی با میکینز سفر می‌کرده

Chapter 1066
00:55:11.186 --> 00:55:12.186
‫من به حرف کس دیگری اعتماد ندارم

Chapter 1067
00:55:12.353 --> 00:55:15.190
‫و شخصا به چنین اطلاعاتی دسترسی ندارم

Chapter 1068
00:55:16.065 --> 00:55:18.693
‫- باشه، باشه. دو بار دیدیمش
‫- آره

Chapter 1069
00:55:18.860 --> 00:55:21.195
‫یه بار توی بلژیک باهاش عکس گرفتیم
‫به بار هم...

Chapter 1070
00:55:21.362 --> 00:55:22.530
‫- توی واشنگتن
‫- توی رژه‌ی ارتش اضافی...

Chapter 1071
00:55:22.697 --> 00:55:24.532
‫- در تابستون سال 1932
‫- درسته

Chapter 1072
00:55:24.699 --> 00:55:26.577
‫- هنوز اون عکس‌ها رو داریم، آقای وز
‫- بله. درسته

Chapter 1073
00:55:26.742 --> 00:55:29.121
‫براش خیلی مهمه
‫که با کی حرف بزنه

Chapter 1074
00:55:30.414 --> 00:55:32.833
‫اگه دیده باشینش
‫و سربازهایی باشید که براشون احترام قائله...

Chapter 1075
00:55:33.000 --> 00:55:35.001
‫احتمالا در ارتباط باهاش از من موفق‌ترید

Chapter 1076
00:55:35.168 --> 00:55:37.086
‫آره، اون به افراد ثروتمند اعتماد نداره

Chapter 1077
00:55:37.920 --> 00:55:41.257
‫اگه دیدینش لطفا بهمون خبر بدید.
‫خیلی دوست دارم دستش رو بفشارم

Chapter 1078
00:55:42.425 --> 00:55:45.929
‫لیبی دیلن‌بک رو توی اخبار روز دید
‫و روش نظر پیدا کرد

Chapter 1079
00:55:46.096 --> 00:55:49.349
‫- چرت نگو، ولری
‫- ما درباره‌ی اون فیلم اخبار روز صحبت کردیم

Chapter 1080
00:55:49.516 --> 00:55:50.601
‫اون یه مرد بسیار شکوهمنده

Chapter 1081
00:55:50.766 --> 00:55:53.144
‫- و از قضا من از اون فیلم خوشم میاد
‫- بله

Chapter 1082
00:55:53.311 --> 00:55:55.438
‫- پخشش نکن. پخشش نکن، تام
‫- باید قبل رفتن‌شون پخشش کنیم

Chapter 1083
00:55:55.606 --> 00:55:56.690
‫ولری...

Chapter 1084
00:55:56.856 --> 00:55:58.942
‫گیل دیلنبک شاید تنها امید دوست‌هات...

Chapter 1085
00:55:59.108 --> 00:56:00.318
‫واسه خلاص شدن از این دردسر باشه

Chapter 1086
00:56:04.989 --> 00:56:07.159
‫می‌خواید فیلم خبری رو ببینید؟

Chapter 1087
00:56:09.202 --> 00:56:10.286
‫وای خوبه

Chapter 1088
00:56:12.873 --> 00:56:15.291
‫سربازهای سابقی که سال گذشته
‫برای مزایا راه‌پیمایی کردند...

Chapter 1089
00:56:15.458 --> 00:56:18.253
‫هنوز تحت رهبری ژنرال گیل دیلن‌بک هستند

Chapter 1090
00:56:18.420 --> 00:56:20.630
‫مزایای سربازها هنوز پرداخت نشده...

Chapter 1091
00:56:20.797 --> 00:56:23.132
‫هرچند ژنرال دلیر
‫سخنگوی آن‌ها باقی مانده است

Chapter 1092
00:56:24.342 --> 00:56:27.387
‫ببینید، ببینید
‫این من رو خیلی عصبانی کرده

Chapter 1093
00:56:27.554 --> 00:56:29.972
‫خیلی از مردم شما رو
‫به عنوان ولگرد می‌شناسن

Chapter 1094
00:56:30.139 --> 00:56:32.518
‫«ولگرد! شما ولگردین!»

Chapter 1095
00:56:32.684 --> 00:56:35.436
‫این آدم‌ها کی‌ان که جرئت می‌کنن
‫این‌طوری صداتون بزنن؟

Chapter 1096
00:56:35.603 --> 00:56:36.688
‫شما سربازید

Chapter 1097
00:56:36.855 --> 00:56:39.650
‫شما عمرتون و دست و پاتون رو
‫فدا کردید

Chapter 1098
00:56:39.942 --> 00:56:42.610
‫واسه کشورتون این عذاب رو کشیدید

Chapter 1099
00:56:45.947 --> 00:56:48.824
‫دولت آن‌ها را به زور
‫از پایتخت کشور بیرون کرد

Chapter 1100
00:56:48.992 --> 00:56:51.161
‫هیچ کدام از مزایا
‫نصیب کهنه سربازها نشد

Chapter 1101
00:56:51.411 --> 00:56:53.789
‫کدوم خری این همه واسه این کشور
‫خون ریخته...

Chapter 1102
00:56:53.956 --> 00:56:56.166
‫واسه این قانون
‫واسه قانون اساسی‌مون...

Chapter 1103
00:56:56.333 --> 00:56:58.001
‫به غیر از شما رفقا؟

Chapter 1104
00:56:58.168 --> 00:56:59.710
‫تام، فیلم رو خراب کرد

Chapter 1105
00:56:59.878 --> 00:57:01.838
‫ببخشید، عزیزم. عوضش می‌کنم

Chapter 1106
00:57:02.005 --> 00:57:03.382
‫فیلم اخبار روزانه‌ی عزیز لیبی

Chapter 1107
00:57:03.548 --> 00:57:06.009
‫ما اونجا بودیم.
‫با ژنرال عکس انداختیم

Chapter 1108
00:57:06.175 --> 00:57:08.594
‫عجب مرد خوش‌قیافه‌ای.
‫عجب مرد قدرتمندی

Chapter 1109
00:57:08.762 --> 00:57:11.097
‫این خصیصه‌ی واقعی یه مرده

Chapter 1110
00:57:11.264 --> 00:57:14.101
‫تام یه شخصیت عالیه.
‫و بله...

Chapter 1111
00:57:14.268 --> 00:57:17.603
‫پرنده‌ها رو به سیاست ترجیح می‌ده.
‫اما حائز اهمیته

Chapter 1112
00:57:17.771 --> 00:57:19.565
‫گفتی برمی‌گردی

Chapter 1113
00:57:20.481 --> 00:57:22.818
‫چرا؟ تا تو بتونی ترکم کنی؟

Chapter 1114
00:57:23.818 --> 00:57:25.570
‫مطمئن نبودم
‫که یه حس گذرا برات هستم یا نه

Chapter 1115
00:57:25.737 --> 00:57:28.574
‫یا اینکه اصلا به من فکر می‌کردی یا نه، ولری

Chapter 1116
00:57:28.739 --> 00:57:31.909
‫من هیچ‌وقت به کس دیگه‌ای فکر نکردم.
‫واقعا نکردم

Chapter 1117
00:57:33.119 --> 00:57:34.288
‫تو چی؟

Chapter 1118
00:57:35.789 --> 00:57:37.583
‫نه. نه واقعا

Chapter 1119
00:57:38.916 --> 00:57:39.918
‫واقعا؟

Chapter 1120
00:57:41.085 --> 00:57:42.086
‫بله

Chapter 1121
00:57:43.880 --> 00:57:45.965
‫و منظورت از «شرم‌زده» چیه؟
‫این چه معنایی داره؟

Chapter 1122
00:57:46.132 --> 00:57:49.177
‫شرم‌زده بودی که این همه سال
‫باهام تماس بگیری؟

Chapter 1123
00:57:49.844 --> 00:57:53.431
‫دیدن من توی این حالت.
‫من اونی که توی آمستردام بودم نیستم

Chapter 1124
00:57:53.599 --> 00:57:57.101
‫و واسه‌ی چی؟
‫ما نمی‌تونیم توی این کشور باهم باشیم

Chapter 1125
00:58:03.942 --> 00:58:05.193
‫اون باغ رو می‌بینی؟

Chapter 1126
00:58:06.945 --> 00:58:09.280
‫روزانه حداقل یه ساعت
‫رو اونجا سپری می‌کنم

Chapter 1127
00:58:09.447 --> 00:58:10.449
‫عالیه

Chapter 1128
00:58:11.867 --> 00:58:14.661
‫یه سهره‌ی سینه‌سرخ تماشا می‌کنم...

Chapter 1129
00:58:14.827 --> 00:58:16.454
‫یه سهره‌ی چشم سیاه...

Chapter 1130
00:58:17.121 --> 00:58:18.873
‫و یاد زمین سبز خدا می‌افتم

Chapter 1131
00:58:20.751 --> 00:58:22.753
‫آره، من اون پرنده‌ها رو نمی‌شناسم

Chapter 1132
00:58:23.670 --> 00:58:25.588
‫یه یارو اهل انگلیس هست...

Chapter 1133
00:58:25.755 --> 00:58:29.342
‫که تمام قوانین مقدس پرنده‌بازی
‫رو نقض کرده...

Chapter 1134
00:58:30.135 --> 00:58:34.639
‫به 24 لونه‌ی پرنده‌های نزدیک انقراض
‫رفته

Chapter 1135
00:58:35.556 --> 00:58:37.518
‫و 24 تخم برداشته

Chapter 1136
00:58:38.268 --> 00:58:40.269
‫صرفا بخاطر تجلیل خودخواهانه‌ی یه نفر...

Chapter 1137
00:58:40.436 --> 00:58:43.981
‫که بخواد اسمش وارد کتاب پرندگان بشه
‫در قالب یه اکتشاف بیهوده

Chapter 1138
00:58:46.568 --> 00:58:49.403
‫و اون به نظر من چنین آدمیه
‫که احتمالش خیلی زیاده...

Chapter 1139
00:58:49.570 --> 00:58:52.157
‫که یه بلایی سر بیل میکینز
‫و دخترش اورده باشه

Chapter 1140
00:58:52.365 --> 00:58:55.994
‫من سعی دارم بفهمم چی  می‌گی، آقا.
‫الان حرفت اینه که اون یارو، پرنده‌بازه

Chapter 1141
00:58:56.619 --> 00:58:58.789
‫انگلیس، لونه، و کتاب...

Chapter 1142
00:58:58.956 --> 00:59:01.791
‫اون بیل میکینز رو کشته؟

Chapter 1143
00:59:02.251 --> 00:59:04.920
‫سعی دارم مثالی بیارم.
‫خب؟

Chapter 1144
00:59:05.086 --> 00:59:06.797
‫چنین آدمی

Chapter 1145
00:59:07.880 --> 00:59:11.092
‫باشه. اما هنوز مطمئن نیستم.
‫منظورت چیه؟

Chapter 1146
00:59:12.052 --> 00:59:14.304
‫دکتر برندسن، تو آدم خوبی به نظر میای...

Chapter 1147
00:59:14.471 --> 00:59:16.849
‫و کارت با داروهات و کهنه سربازهات درسته

Chapter 1148
00:59:17.724 --> 00:59:20.601
‫نباید جلوتون گرفته بشه.
‫باید کمک‌تون کرد

Chapter 1149
00:59:21.519 --> 00:59:23.355
‫- اما من یه نفر بیشتر نیستم
‫- آقا...

Chapter 1150
00:59:24.273 --> 00:59:27.317
‫ما کاری نکردیم
‫و می‌خوایم پلیس این موضوع رو بفهمه

Chapter 1151
00:59:30.070 --> 00:59:31.153
‫شاید دیلن‌‌بک

Chapter 1152
00:59:35.576 --> 00:59:37.286
‫- فردا؟
‫- فردا؟

Chapter 1153
00:59:37.452 --> 00:59:39.621
‫می‌شه فردا بیای؟
‫خونه خالیه

Chapter 1154
00:59:39.788 --> 00:59:42.416
‫می‌رن اون یکی خونه
‫تا صحبت‌های فرهنگی لیبی رو بشنون، لطفا بیا

Chapter 1155
00:59:44.585 --> 00:59:45.835
‫هیس

Chapter 1156
00:59:46.003 --> 00:59:48.588
‫چی رو «هیس‌» می‌کنی؟
‫شما دوتا چی‌کار دارید می‌کنید؟

Chapter 1157
00:59:48.755 --> 00:59:51.757
‫داشتیم درمورد جرایم
‫جامعه‌ی کفتربازان انگلیس حرف می‌زدیم

Chapter 1158
00:59:52.217 --> 00:59:53.677
‫برادرت یه خرده خل و چله

Chapter 1159
00:59:53.844 --> 00:59:57.222
‫برت، نمی‌دونم چه اتفاقی داره می‌افته
‫اما قضیه اصلا مختص میکینز و دختر نیست

Chapter 1160
00:59:57.389 --> 00:59:59.807
‫و من از الان دیگه به داروهام
‫اعتماد ندارم

Chapter 1161
01:00:00.474 --> 01:00:04.438
‫ما فقط باید دیلن‌بک رو پیدا کنیم.
‫همین

Chapter 1162
01:00:04.605 --> 01:00:05.981
‫عالیه، من رو با خودتون ببرید

Chapter 1163
01:00:06.148 --> 01:00:08.567
‫- ولری
‫- می‌تونم بیام

Chapter 1164
01:00:09.400 --> 01:00:11.652
‫- می‌تونه. درسته
‫- برت

Chapter 1165
01:00:11.820 --> 01:00:13.405
‫ما سه تا از هم جدا ناپذیریم

Chapter 1166
01:00:13.572 --> 01:00:16.782
‫ما کلی کار کردیم، کار پیش بردیم
‫و مهم‌تر از همه، زنده موندیم

Chapter 1167
01:00:17.367 --> 01:00:19.411
‫- هارولد؟
‫- من باید از اینجا برم...

Chapter 1168
01:00:19.577 --> 01:00:20.996
‫- خواهش می‌کنم!
‫- راست می‌گه

Chapter 1169
01:00:21.163 --> 01:00:23.664
‫- برت. اون می‌تونه کمک‌مون کنه
‫- می‌تونم

Chapter 1170
01:00:23.831 --> 01:00:24.833
‫ولری؟

Chapter 1171
01:00:25.000 --> 01:00:27.503
‫چی‌کار می‌کنی؟
‫وقتش رسیده که دوست‌هات رو بدرقه کنی

Chapter 1172
01:00:27.668 --> 01:00:29.505
‫دکتر ملین داره میاد

Chapter 1173
01:00:33.342 --> 01:00:35.677
‫مرسی که اومدین.
‫ببخشید توی دردسر افتادین

Chapter 1174
01:00:35.844 --> 01:00:38.429
‫مرسی. خیلی مفید واقع شد

Chapter 1175
01:00:38.597 --> 01:00:39.889
‫بهش امیدوار هستم

Chapter 1176
01:00:40.556 --> 01:00:42.726
‫لطفا از طرف من
‫از کارلتون خداحافظی کنید

Chapter 1177
01:00:45.478 --> 01:00:47.356
‫مرسی. به زودی حرف خواهیم زد

Chapter 1178
01:00:53.445 --> 01:00:54.445
‫ولری؟

Chapter 1179
01:00:55.239 --> 01:00:58.074
‫دکتر ملین با داروهایی که خواسته بودی میاد
‫یادت رفته؟

Chapter 1180
01:01:02.119 --> 01:01:03.413
‫دکت ملین شمایید؟

Chapter 1181
01:01:03.579 --> 01:01:04.664
‫بله. بله، خودم هستم

Chapter 1182
01:01:04.831 --> 01:01:07.918
‫من یه دکترم.
‫اگه ناراحت نمی‌شید بپرسم...

Chapter 1183
01:01:08.085 --> 01:01:10.503
‫نظر تخصصی‌تون درمورد وضعیت ولری چیه؟

Chapter 1184
01:01:11.380 --> 01:01:13.590
‫اختلال عصبی ارثی

Chapter 1185
01:01:13.923 --> 01:01:17.719
‫روی فشارخونش، تعادلش
‫اعصاب و حرکتش تاثیر داره

Chapter 1186
01:01:18.177 --> 01:01:20.264
‫نه، قبلا این رو نداشته، دکتر

Chapter 1187
01:01:21.056 --> 01:01:22.557
‫با گذر سن پیشرفت می‌کنه

Chapter 1188
01:01:24.101 --> 01:01:25.434
‫- ممنون
‫- ممنون، دکتر

Chapter 1189
01:01:31.733 --> 01:01:32.733
‫خدای من

Chapter 1190
01:01:32.900 --> 01:01:34.277
‫باورم نمی‌شه ولری رو دیدیم

Chapter 1191
01:01:34.443 --> 01:01:36.655
‫- اولین کار فردا...
‫- خیلی خوشگله

Chapter 1192
01:01:37.280 --> 01:01:39.449
‫- اولین کار...
‫- چقدر بدشانسی آورده که بیمار شده

Chapter 1193
01:01:39.615 --> 01:01:42.577
‫می‌ریم پیش دیلن‌بک
‫و امیدوار هستیم که راهمون بدن

Chapter 1194
01:01:43.369 --> 01:01:45.163
‫دیلن‌بک گفت نه، برت

Chapter 1195
01:01:45.329 --> 01:01:48.458
‫دیلن‌بک گفت نه؟ یعنی چی که گفت نه؟
‫باهاش حرف زدی؟

Chapter 1196
01:01:48.625 --> 01:01:51.836
‫با زنش حرف زدم و اون گفت نه.
‫خیلی ملاقات کننده دارن

Chapter 1197
01:01:52.003 --> 01:01:54.047
‫باید بازم سعی کنیم

Chapter 1198
01:01:55.007 --> 01:01:58.885
‫عکس‌های زمان ملاقات‌مون رو براش
‫فرستادی؟

Chapter 1199
01:01:59.052 --> 01:02:02.389
‫نه، چون باید خودت عکس‌ها رو ببری

Chapter 1200
01:02:02.556 --> 01:02:05.434
‫بسیارخب، هارولد کجاست؟
‫قرار بود من رو ببره پیش دیلن‌بک

Chapter 1201
01:02:05.601 --> 01:02:08.186
‫- قرار بود چند ساعت پیش بیاد اینجا
‫- نمی‌دونم

Chapter 1202
01:02:08.353 --> 01:02:11.981
‫اما پلیس اومده و می‌خوان
‫باهات حرف بزنن

Chapter 1203
01:02:13.650 --> 01:02:16.987
‫بسیارخب. همه چیز باهم اتفاق می‌افته

Chapter 1204
01:02:17.153 --> 01:02:19.322
‫ایرما سنت کلیر هم منتظره

Chapter 1205
01:02:19.489 --> 01:02:21.867
‫وای خدا!
‫بسیارخب

Chapter 1206
01:02:23.827 --> 01:02:25.454
‫بادوم زمینی

Chapter 1207
01:02:25.621 --> 01:02:26.538
‫الان نه. الان نه

Chapter 1208
01:02:28.664 --> 01:02:31.876
‫- مطمئنی امنه، ولری؟
‫- بیا. آره، امنه. مشکلی نیست

Chapter 1209
01:02:32.043 --> 01:02:34.630
‫اون‌ها توی اون یکی خونه‌ان.
‫کل روز همون جان

Chapter 1210
01:02:38.132 --> 01:02:39.717
‫این رو یادته؟

Chapter 1211
01:02:40.927 --> 01:02:42.262
‫عالی شدی

Chapter 1212
01:02:42.929 --> 01:02:43.931
‫خودتی

Chapter 1213
01:02:48.643 --> 01:02:49.644
‫خودتی

Chapter 1214
01:02:59.820 --> 01:03:02.074
‫- آمستردام
‫- بگو «آمستردام»

Chapter 1215
01:03:02.574 --> 01:03:03.992
‫آمستردام

Chapter 1216
01:03:05.244 --> 01:03:06.994
‫آمستردام

Chapter 1217
01:03:07.579 --> 01:03:10.081
‫- ای کاش این قرص بهتر باشه
‫- البته که هست

Chapter 1218
01:03:10.289 --> 01:03:12.793
‫مورتی، این واسه درد
‫و اعصابه

Chapter 1219
01:03:13.668 --> 01:03:16.338
‫کارآگاه گتویلر
‫شما دارو می‌خواید

Chapter 1220
01:03:16.505 --> 01:03:18.215
‫- بذارید براتون انجامش بدم. بیخیال
‫- این کمر من رو سرویس کرده

Chapter 1221
01:03:18.382 --> 01:03:21.635
‫نه، نه. بیخیال
‫بدش من. بدش من

Chapter 1222
01:03:21.802 --> 01:03:24.054
‫کمرم بیچاره‌ام کرده

Chapter 1223
01:03:26.139 --> 01:03:26.974
‫تموم شد

Chapter 1224
01:03:27.139 --> 01:03:28.976
‫- خیلی درد داشت
‫- لطفا

Chapter 1225
01:03:29.141 --> 01:03:31.143
دفعه بعد بذار من بزنم. دوست‌ها
برای همین وقت‌ها هستن دیگه

Chapter 1226
01:03:31.311 --> 01:03:34.188
.فکر نکنم دفعه بعدی داشته‌باشیم
گوش کن حالا

Chapter 1227
01:03:34.356 --> 01:03:36.400
شاید مجبور بشیم دفترت رو ببندیم

Chapter 1228
01:03:37.108 --> 01:03:39.360
لم، دفتر رو ببندیم؟

Chapter 1229
01:03:39.527 --> 01:03:41.237
آره، دفترت رو ببندیم

Chapter 1230
01:03:41.405 --> 01:03:42.614
به شواهد قاطعانه نیاز داریم

Chapter 1231
01:03:42.780 --> 01:03:45.242
کاراگاه هیلتز، ببین متوجه نیستی

Chapter 1232
01:03:45.409 --> 01:03:47.244
من و لم، این و اون

Chapter 1233
01:03:47.411 --> 01:03:49.871
بهش بگو، لم -
...دقیقا، توی بدنمون -

Chapter 1234
01:03:50.038 --> 01:03:52.373
تو سرمون گلوله خوردیم. تصور کن

Chapter 1235
01:03:52.541 --> 01:03:54.083
تو کف پاهات صافه

Chapter 1236
01:03:54.251 --> 01:03:56.878
نمی‌تونستی خدمت کنی. متوجه‌ایم

Chapter 1237
01:03:57.045 --> 01:03:59.213
شماها هنوز مظنونین اصلی ما هستین -
چرا؟ -

Chapter 1238
01:03:59.481 --> 01:04:02.567
چرا؟ خودتون هم می‌دونین که کار ما نبود

Chapter 1239
01:04:02.634 --> 01:04:03.844
نه، همه می‌گن کار شماها بود

Chapter 1240
01:04:04.010 --> 01:04:07.014
...همه می‌گن؟ همه
کلا یه نفر بود

Chapter 1241
01:04:07.181 --> 01:04:08.306
اره -
کار اون بود -

Chapter 1242
01:04:08.472 --> 01:04:10.934
...حالا سروانم من می‌خواد بدونه چرا تو

Chapter 1243
01:04:11.101 --> 01:04:12.643
اون کالبدشکافی مخفیانه رو
روی پدر طرف انجام دادین

Chapter 1244
01:04:12.811 --> 01:04:14.605
هیچ‌چیزیش مخفیانه نبود

Chapter 1245
01:04:14.771 --> 01:04:18.233
لیز میکینز اجازه‌اش رو داد. کاملا قانونی

Chapter 1246
01:04:18.400 --> 01:04:19.693
هارولد می‌تونه این رو تایید کنه

Chapter 1247
01:04:19.860 --> 01:04:21.027
بیا پس نتایج کالبدشکافی رو ببینیم

Chapter 1248
01:04:21.195 --> 01:04:22.278
...اره، بذار برم نتایج کالبدشکافی رو

Chapter 1249
01:04:22.445 --> 01:04:23.947
از ایرما سینت کلیر بگیرم -
ببخشید، دکتر -

Chapter 1250
01:04:24.114 --> 01:04:27.201
،می‌دونم که توی خارج
داروهایی برای قوه بدنی دارن

Chapter 1251
01:04:27.367 --> 01:04:29.202
چیزی برای قوه بدنی دارین؟

Chapter 1252
01:04:29.369 --> 01:04:30.871
چی؟ -
زور بازو؟ زور بازو -

Chapter 1253
01:04:31.038 --> 01:04:32.748
...میشه برم گزارش کالبدشکافی رو -
...اره، ولی -

Chapter 1254
01:04:32.914 --> 01:04:34.041
از ایرما سینت کلیر بگیرم -
هیلتز، صبرکن -

Chapter 1255
01:04:34.208 --> 01:04:35.666
که یکی از بهترین
پرستارهای کالبدشکافی شهرـه؟

Chapter 1256
01:04:35.833 --> 01:04:36.918
بله، ممنون

Chapter 1257
01:04:37.543 --> 01:04:39.045
خوش بینی

Chapter 1258
01:04:40.005 --> 01:04:43.382
متوجه‌ام که از آخرین باری
...که هم دیگه رو دیدیم

Chapter 1259
01:04:43.550 --> 01:04:44.967
جفتمون دوران عجیبی رو گذروندیم

Chapter 1260
01:04:45.844 --> 01:04:48.804
چه اتفاقی افتاد؟ چرا کتت رو
انداختی روی شونه‌ات؟

Chapter 1261
01:04:49.431 --> 01:04:50.849
می‌خواستم همین رو بهت بگم

Chapter 1262
01:04:51.016 --> 01:04:53.768
داشتم گزارش‌های کالبدشکافی رو
...آماده می‌کردم که یه یارو با صورت قرمز

Chapter 1263
01:04:53.936 --> 01:04:55.853
...با قیافه عصبانی -
وای خدا -

Chapter 1264
01:04:56.021 --> 01:04:57.940
...یا یه نفر دیگه اومد -
چه اتفاقی افتاد؟ -

Chapter 1265
01:04:58.106 --> 01:05:01.318
...پرتم کردن زمین، مچ دستم رو شکستن

Chapter 1266
01:05:02.360 --> 01:05:04.987
.و نتایج کالبدشکافی رو هم بردن
همه چی رو بردن

Chapter 1267
01:05:05.155 --> 01:05:06.782
...ولی چیزی -
درست نبستی اینو -

Chapter 1268
01:05:06.949 --> 01:05:07.990
می‌دونم -
کج بستی -

Chapter 1269
01:05:08.157 --> 01:05:10.744
باید دوباره ببندیم، وگرنه خیلی بد میشه

Chapter 1270
01:05:11.954 --> 01:05:14.706
میشه؟ کتت رو بده به من -
خیلی خب. بذار بشینم. ممنون -

Chapter 1271
01:05:15.248 --> 01:05:16.291
حالت خوبه؟

Chapter 1272
01:05:20.253 --> 01:05:22.672
نه، درست انجامش ندادی

Chapter 1273
01:05:22.840 --> 01:05:24.465
همینه. همین‌جا نگه دار. دو دور دیگه

Chapter 1274
01:05:24.632 --> 01:05:28.344
قبلا داشتی بهم می‌گفتی
که از ملودی اسپانیایی خوشت میاد

Chapter 1275
01:05:28.512 --> 01:05:30.722
چی؟ -
یا شایدم کلاسیک بود؟ -

Chapter 1276
01:05:30.889 --> 01:05:31.889
...کلاسیک

Chapter 1277
01:05:33.851 --> 01:05:35.768
.همینه

Chapter 1278
01:05:35.936 --> 01:05:37.896
تموم شد. چیزی نیست

Chapter 1279
01:05:38.480 --> 01:05:40.398
چیزی نیست. دیگه درست شد

Chapter 1280
01:05:41.608 --> 01:05:42.733
خوبی؟ -
اره -

Chapter 1281
01:05:42.900 --> 01:05:44.735
باید برم یه آویز طبی بیارم

Chapter 1282
01:05:44.902 --> 01:05:47.030
که دستت رو بذاری توش -
باشه -

Chapter 1283
01:05:47.780 --> 01:05:50.074
واقعا عذرمی‌خوام
که درگیر این داستان‌ها شدی

Chapter 1284
01:05:50.576 --> 01:05:53.494
.من یه پرستار کالبدشکافیم
درگیر خیلی مسائل میشم

Chapter 1285
01:05:53.661 --> 01:05:56.081
...به علاوه، باعث شد با تو نزدیک‌تر

Chapter 1286
01:05:59.041 --> 01:06:00.460
منتظرمون هستن

Chapter 1287
01:06:02.461 --> 01:06:03.588
بذار منتظر بمونن

Chapter 1288
01:06:12.972 --> 01:06:14.391
چرا داره موسیقی پخش می‌کنه؟

Chapter 1289
01:06:14.557 --> 01:06:17.894
.از موسیقی خوشش میاد
نمیدونم چرا الان داره پخشش می‌کنه

Chapter 1290
01:06:19.146 --> 01:06:20.813
از این موسیقی خوشت میاد؟

Chapter 1291
01:06:21.315 --> 01:06:24.358
من؟ نمی‌دونم

Chapter 1292
01:07:10.739 --> 01:07:11.739
بئاتریس

Chapter 1293
01:07:13.909 --> 01:07:14.909
این‌‌جا چی‌ کار می‌کنی؟

Chapter 1294
01:07:15.077 --> 01:07:16.494
این زن کیه؟

Chapter 1295
01:07:18.914 --> 01:07:21.041
ایشون ایرما هستن. با هم کار می‌کنیم

Chapter 1296
01:07:25.670 --> 01:07:26.922
یه پرستار کالبدشکافی‌ـه

Chapter 1297
01:07:27.088 --> 01:07:28.005
این رو تحویلم نده

Chapter 1298
01:07:28.840 --> 01:07:30.050
بیا خونه

Chapter 1299
01:07:30.592 --> 01:07:32.552
به حرف خانواده‌ام گوش نمی‌دم
تا بتونیم با هم باشیم

Chapter 1300
01:07:32.719 --> 01:07:33.929
شوخیت گرفته؟

Chapter 1301
01:07:34.929 --> 01:07:38.307
چرا الان اومدی این‌جا؟
اصلا نشده تاحالا بیای این‌جا

Chapter 1302
01:07:38.474 --> 01:07:42.228
چون شرلی طرف منه، و بهم زنگ می‌زنه
تا بگه کِی باید بیام از شوهرم دفاع کنم

Chapter 1303
01:07:43.063 --> 01:07:46.775
.پروانه طبابت تو دست پدرمه
خودت این رو می‌دونی

Chapter 1304
01:07:47.608 --> 01:07:49.610
میشه به پدر و مادرت بگی تا اسمشون رو

Chapter 1305
01:07:49.777 --> 01:07:53.614
جزو کمیته جشن سالانه برای کهنه سربازها
بذارن، تا یکم به ما احترام و وقار نشون بدن

Chapter 1306
01:07:53.782 --> 01:07:59.079
و میشه به پدر و مادرت بگی
که شاید تام وز هم بیاد؟

Chapter 1307
01:07:59.246 --> 01:08:02.331
خب، اره. ولی چه‌جوری می‌خوای بیاریش؟
نمی‌تونی بیاریش

Chapter 1308
01:08:02.498 --> 01:08:03.791
باهاش ملاقات کردم

Chapter 1309
01:08:04.793 --> 01:08:06.085
من معرفیتون کردم

Chapter 1310
01:08:06.253 --> 01:08:10.007
.معرفیمون نکردی
...درموردش بهمون گفتی

Chapter 1311
01:08:10.173 --> 01:08:13.092
و بعدش من و هارولد رفتیم به ملاقاتش

Chapter 1312
01:08:13.510 --> 01:08:15.387
واقعا متاسفم، برت

Chapter 1313
01:08:15.929 --> 01:08:18.472
به نظرم باید درمورد این‌ که واقعا کی هستی

Chapter 1314
01:08:18.640 --> 01:08:20.266
و می‌خوای چی باشی، فکر کنی

Chapter 1315
01:08:32.237 --> 01:08:34.155
شرلی. کمکی نمی‌کنی

Chapter 1316
01:08:34.948 --> 01:08:35.948
!یه آویز طبی نیاز داریم

Chapter 1317
01:08:36.115 --> 01:08:37.283
نتایج کالبدشکافی کجان؟

Chapter 1318
01:08:37.451 --> 01:08:41.412
،بهش حمله کردن لم
...احتمالا توسط همون کسی که

Chapter 1319
01:08:41.579 --> 01:08:43.457
لیز میکینز رو هل داد -
آویز طبی پیدا کردم -

Chapter 1320
01:08:43.623 --> 01:08:46.292
...می‌تونم چهره‌اش رو توصیف کنم. اون -
یعنی نتایج رو دزدیدن؟ -

Chapter 1321
01:08:46.460 --> 01:08:47.668
اره، دزدیدن

Chapter 1322
01:08:48.337 --> 01:08:49.671
خب، نتایج چی پس؟

Chapter 1323
01:08:49.837 --> 01:08:51.715
می‌تونم نتایج رو بهتون بگم. اون ها رو یادمه

Chapter 1324
01:08:51.881 --> 01:08:55.092
جیوه، لومینول و سامنیفن
...توی معده‌اش پیدا کردم

Chapter 1325
01:08:55.260 --> 01:08:57.136
و دوزشون هم بالا بود

Chapter 1326
01:08:57.304 --> 01:08:59.972
به نظرم این‌ها یک هفته
قبل از مرگش وارد بدنش شده بودن

Chapter 1327
01:09:00.140 --> 01:09:03.143
یک هفته، که یعنی احتمالا وقتی روی قایق بوده

Chapter 1328
01:09:03.310 --> 01:09:05.436
پس یعنی چیزی نداریم
که به سروانمون بگیم؟

Chapter 1329
01:09:05.979 --> 01:09:08.940
همین الان مدرک گذاشت کف دستتون

Chapter 1330
01:09:09.106 --> 01:09:11.443
.می‌تونم براتون یه شهادت‌نامه بنویسم
از این‌ها زیاد نوشتم

Chapter 1331
01:09:11.609 --> 01:09:12.610
از طرف شهرداری تضمین شدم

Chapter 1332
01:09:12.778 --> 01:09:13.819
خوبه؟ مگه نه؟

Chapter 1333
01:09:13.987 --> 01:09:15.072
...یعنی خب ما -
گواهی هم بهم دادن -

Chapter 1334
01:09:15.238 --> 01:09:16.657
بفرما. داریم به جای شما
کارتون رو انجام می‌دیم

Chapter 1335
01:09:16.823 --> 01:09:19.618
پس اون دختری که مرده بود چی؟
این یارو رو بنداز تو زندان

Chapter 1336
01:09:19.784 --> 01:09:21.494
بذار من به این مسئله رسیدگی کنم -
لم -

Chapter 1337
01:09:21.662 --> 01:09:24.331
این سرویس چای خوری مستهجن چیه دیگه؟ -
لطفا بهش دست نزن -

Chapter 1338
01:09:24.497 --> 01:09:26.457
یه اثر هنری‌ـه -
از شرش خلاص شو. مستهجن‌ـه -

Chapter 1339
01:09:26.625 --> 01:09:27.751
یه اثر هنری‌ـه -
نه، اثر هنری نیست -

Chapter 1340
01:09:27.917 --> 01:09:30.671
،اثر هنری زیباست، خوش‌آینده
تو رو به فکر می‌اندازه

Chapter 1341
01:09:30.837 --> 01:09:32.213
اینم همینه دیگه

Chapter 1342
01:09:32.381 --> 01:09:33.715
اینم همینه دیگه؟ -
اره -

Chapter 1343
01:09:33.881 --> 01:09:36.009
،چرا یه سرویس چای خوری رو
...یه سرویس چای خوری دوست داشتنی رو

Chapter 1344
01:09:36.176 --> 01:09:37.927
بگیری و تبدیلش کنی به یه ابزار خشونت؟

Chapter 1345
01:09:38.095 --> 01:09:39.720
سوال خوبیه -
منطقی نیست -

Chapter 1346
01:09:39.887 --> 01:09:42.765
شاید حتی سوال قرن باشه، لم

Chapter 1347
01:09:43.600 --> 01:09:47.229
زیاد بهش فکر نکن. لم -
برت -

Chapter 1348
01:09:47.395 --> 01:09:49.480
لم، رفاقتمون کجا رفته پس؟

Chapter 1349
01:09:49.648 --> 01:09:51.692
.ما با هم توی منطقه آرگون بودیم
زنده باد زندگی

Chapter 1350
01:09:53.694 --> 01:09:55.779
یه قرص جدید. یادت بمونه

Chapter 1351
01:09:57.029 --> 01:09:58.698
یکی طلبم -
باشه -

Chapter 1352
01:09:58.865 --> 01:10:00.283
ولی منم یکی طلب دارم

Chapter 1353
01:10:01.618 --> 01:10:04.121
قرارداد هارولد با لیز میکینز رو برام بیار

Chapter 1354
01:10:04.287 --> 01:10:05.454
میارم

Chapter 1355
01:10:05.622 --> 01:10:08.082
پیدا کردن حقیقت ممکنه

Chapter 1356
01:10:08.250 --> 01:10:10.668
...و به نظرم حتی پیدا کردن عشق هم شاید

Chapter 1357
01:10:10.836 --> 01:10:12.837
ممکن بشه

Chapter 1358
01:10:13.005 --> 01:10:15.506
و این قرص داره عمل می‌کنه

Chapter 1359
01:10:19.386 --> 01:10:20.720
حقیقت، عشق، چی؟

Chapter 1360
01:10:23.140 --> 01:10:25.684
ماشین دست هارولدـه. منم فقط یه چشم دارم

Chapter 1361
01:10:25.850 --> 01:10:27.769
نمی‌ذارن رانندگی کنم -
پیداش می‌کنیم -

Chapter 1362
01:10:27.935 --> 01:10:28.936
عب نداره

Chapter 1363
01:10:29.104 --> 01:10:31.273
،خانم اسپانیایی
من شما رو ستایش می‌کنم

Chapter 1364
01:10:31.439 --> 01:10:33.900
درست از اولین شبی که شما رو دیدم

Chapter 1365
01:10:34.067 --> 01:10:37.195
دلم مشتاق شماست

Chapter 1366
01:10:37.362 --> 01:10:40.448
دل چی‌کار کنه دیگه؟

Chapter 1367
01:10:40.615 --> 01:10:42.158
خانم اسپانیایی، من عاشق شما هستم

Chapter 1368
01:10:42.326 --> 01:10:43.952
خدایا

Chapter 1369
01:10:44.118 --> 01:10:46.078
چه اجرای قشنگی. لری

Chapter 1370
01:10:46.913 --> 01:10:48.623
لغو که نشده، نه؟ -
لغو نشده -

Chapter 1371
01:10:48.789 --> 01:10:50.250
مطمئنا لغو نشده -
ممنون -

Chapter 1372
01:10:50.417 --> 01:10:52.961
،جشن تجدید دیدار قراره عالی باشه
تو هم قراره توش بخونی

Chapter 1373
01:10:53.127 --> 01:10:55.130
!قراره یه اجرا داشته‌باشیم

Chapter 1374
01:10:56.672 --> 01:10:59.009
مراقب باش -
خودت مراقب باش -

Chapter 1375
01:11:00.176 --> 01:11:01.177
!میلتون

Chapter 1376
01:11:02.386 --> 01:11:05.431
هارولد قرار بود چند ساعت پیش
بیاد به دفترم

Chapter 1377
01:11:05.599 --> 01:11:07.518
حالت خوبه؟ قیافت که خوب نیست

Chapter 1378
01:11:07.725 --> 01:11:09.770
اوضاع پیچیده‌تر شده، مگه نه؟

Chapter 1379
01:11:10.645 --> 01:11:13.439
می‌دونی، یه تیر زد
تو سر یه نفر

Chapter 1380
01:11:13.606 --> 01:11:15.149
و یه نفر هم تیر زد تو سر خودش

Chapter 1381
01:11:15.317 --> 01:11:18.654
.دوتا موقعیت مختلف بودن
همون یارو بهش تیر نزد

Chapter 1382
01:11:18.819 --> 01:11:20.197
و همه چی راست و ریست شد

Chapter 1383
01:11:20.655 --> 01:11:22.323
خوبه -
بیا بریم -

Chapter 1384
01:11:22.490 --> 01:11:25.536
دکتر برت. عصب دستم کشیده شده

Chapter 1385
01:11:25.702 --> 01:11:28.247
نه، نمی‌دونم باید چی‌کارش کنم

Chapter 1386
01:11:28.412 --> 01:11:30.748
می‌تونیم بیایم اونجا. باشه، خوبه

Chapter 1387
01:11:32.417 --> 01:11:35.253
کجا بودی؟ خیلی نگرانت بودم

Chapter 1388
01:11:35.420 --> 01:11:37.713
رفتیم یه دوری زدیم
و خیلی چیزها پیدا کردیم

Chapter 1389
01:11:38.172 --> 01:11:40.425
...خب، قرار نبود برین دور بزنین

Chapter 1390
01:11:40.591 --> 01:11:43.595
وقتی قرار بود برین به ملاقات گیل دیلنبک

Chapter 1391
01:11:43.761 --> 01:11:47.140
و پلیس هم منتظر مدارکی هستش
که شما قولشون رو بهشون دادین

Chapter 1392
01:11:47.306 --> 01:11:50.143
کسی سیلی خوابونده تو صورتت، برت؟
چون یه جای قرمز روی صورتت هستش

Chapter 1393
01:11:50.310 --> 01:11:54.439
...زمین خوردم، سیلی خوردم
کارلتون یه مشت خوابوند تو صورتم

Chapter 1394
01:11:54.605 --> 01:11:55.774
اره، اون رو منم دیدم

Chapter 1395
01:11:55.940 --> 01:11:57.693
ما هم درگیر شدیم

Chapter 1396
01:11:57.859 --> 01:11:59.235
توی یه وضعیت قاراشمیش بودیم

Chapter 1397
01:11:59.403 --> 01:12:01.947
.لطفا، الان شروع نکن
توی ماشین حرف بزن

Chapter 1398
01:12:02.113 --> 01:12:04.992
میلتون، این‌ها رو بده به کاراگاه گتویلر، باشه؟

Chapter 1399
01:12:05.158 --> 01:12:07.828
این قرارداد استخدام لیز میکینز هستش

Chapter 1400
01:12:07.994 --> 01:12:12.875
بهتون گفته بودم که پیش‌بینی کردم که یه مرد سفید پوست
توی گور قراره کلی دردسر درست کنه؟

Chapter 1401
01:12:13.041 --> 01:12:16.627
بعدش به این قضیه یه زن سفید پوست هم

Chapter 1402
01:12:18.212 --> 01:12:19.297
که رفت زیر کامیون، اضافه شد

Chapter 1403
01:12:19.463 --> 01:12:20.631
حرفت چیه، میلتون؟

Chapter 1404
01:12:20.798 --> 01:12:24.344
ترجیح می‌دم من رو به خاطر کشتن
...پنج تا مرد سفید پوست محاکمه کنن

Chapter 1405
01:12:24.511 --> 01:12:26.054
تا یه دونه زن سفید پوست

Chapter 1406
01:12:26.220 --> 01:12:30.725
چون می‌تونه باعث بشه
یه دونه یا چندتا سیاه پوست برن تو گور

Chapter 1407
01:12:31.350 --> 01:12:32.853
لطفا، بیاین بریم

Chapter 1408
01:12:33.020 --> 01:12:36.064
باید چند ساعت پیش می‌رفتیم پیش دیلنبک

Chapter 1409
01:12:36.230 --> 01:12:40.694
این تنها راه امیدمون برای خلاص شدن
از شر این قضیه‌ای هست که با پلیس داریم

Chapter 1410
01:12:41.110 --> 01:12:42.112
چرا این‌جا نگه داشتیم؟

Chapter 1411
01:12:42.279 --> 01:12:44.573
.این‌جا که بخش باکس نیست
حتی خارج حومه شهر هم نیست

Chapter 1412
01:12:44.739 --> 01:12:46.824
یه تک پا می‌خوایم بریم والدورف

Chapter 1413
01:12:46.992 --> 01:12:49.368
دیلنبک توی والدورفه؟ -
برای دیلنبک نیومدیم این‌جا -

Chapter 1414
01:12:49.536 --> 01:12:52.079
چی می‌گی؟ این‌جا چی‌کار می‌کنیم پس؟
!هارولد، ولری

Chapter 1415
01:12:53.039 --> 01:12:54.041
!باورم نمیشه

Chapter 1416
01:12:54.207 --> 01:12:55.375
به هتل والدورف آستوریا خوش آومدین، قربان

Chapter 1417
01:12:55.542 --> 01:12:57.461
...مدت اقامتتون -
قرار نیست اتاق بگیریم -

Chapter 1418
01:12:57.627 --> 01:12:59.505
امروز قرار بود فقط
یه کار انجام بدیم، هارولد

Chapter 1419
01:12:59.671 --> 01:13:01.715
فقط یه کار. اون هم
حرف زدن با دیلنبک بود

Chapter 1420
01:13:01.881 --> 01:13:04.467
...و شاید یه جشنی داشته‌باشیم -
...این قضیه مربوط به گذشته منه -

Chapter 1421
01:13:04.635 --> 01:13:06.220
یکم وقار داشته‌باشه -
که امروز نتیجه‌اش رو دیدیم -

Chapter 1422
01:13:06.386 --> 01:13:08.430
و این اعصاب منه که خراب شده، برت

Chapter 1423
01:13:08.596 --> 01:13:11.015
،تا وقتی ندونیم قضیه واقعا چیه
دیلنبک نمی‌تونه کمکمون کنه

Chapter 1424
01:13:11.182 --> 01:13:14.645
قضیه چیه خب؟ -
نمی‌دونم، ولی قراره بفهمیم -

Chapter 1425
01:13:14.810 --> 01:13:16.020
کلیدها رو بده به من -
فکرشم نکن -

Chapter 1426
01:13:16.188 --> 01:13:17.230
کلیدها رو بده به من -
قرار نیست رانندگی کنی -

Chapter 1427
01:13:17.396 --> 01:13:19.399
،نمی‌تونی رانندگی کنی
تک چشم خل

Chapter 1428
01:13:20.650 --> 01:13:22.319
هارولد، این کار هوشمندانه نیست

Chapter 1429
01:13:23.529 --> 01:13:26.864
حداقل فقط بهم بگین
اومدیم این‌جا کی رو ببینیم

Chapter 1430
01:13:27.615 --> 01:13:28.951
پاول کنتربری

Chapter 1431
01:13:30.118 --> 01:13:31.619
پاول کنتربری

Chapter 1432
01:13:31.787 --> 01:13:33.412
اره -
همون چشم شیشه‌ایه؟ -

Chapter 1433
01:13:33.579 --> 01:13:35.832
از آمستردام. همون خَیِّرـه

Chapter 1434
01:13:35.998 --> 01:13:37.542
هنوز باهاشون ارتباط داره، برت

Chapter 1435
01:13:40.503 --> 01:13:43.422
سلام، پاول -
ولری، حالت چه‌طوره؟ -

Chapter 1436
01:13:43.590 --> 01:13:46.009
اومدی بالاخری. هارولد

Chapter 1437
01:13:46.592 --> 01:13:48.177
پاول کنتربری

Chapter 1438
01:13:48.345 --> 01:13:50.055
برندسن، حالت چه‌طورـه؟

Chapter 1439
01:13:51.055 --> 01:13:54.268
بفرما. سبز فندقی تیره

Chapter 1440
01:13:55.310 --> 01:13:56.770
بسته شیش‌تایی

Chapter 1441
01:13:57.520 --> 01:13:58.729
لطف کردین. ممنون

Chapter 1442
01:14:01.358 --> 01:14:02.900
زمان صرف چای رسیده

Chapter 1443
01:14:04.110 --> 01:14:06.320
فقط منم که شراب کلارت کرده؟

Chapter 1444
01:14:06.488 --> 01:14:09.157
دوست دارم یه دستم شراب باشه
و اون یکی دستم چای

Chapter 1445
01:14:09.323 --> 01:14:12.869
.گرفتار یه مخمصه‌ای شدیم، پاول
ممنون که وقت گذاشتی تا ما رو ببینی

Chapter 1446
01:14:13.036 --> 01:14:15.204
...ولری، به عنوان مردانی متشخص

Chapter 1447
01:14:15.372 --> 01:14:18.332
آماده‌ایم تا هرکاری
که لازم باشه رو انجام بدیم

Chapter 1448
01:14:18.500 --> 01:14:19.376
!مردک بی‌شرف

Chapter 1449
01:14:19.585 --> 01:14:21.420
!متقلب! حالم رو بهم می‌زنی

Chapter 1450
01:14:21.587 --> 01:14:23.380
تاریخ گواهان بی‌گناهی من خواهد بود

Chapter 1451
01:14:23.546 --> 01:14:24.590
اره حتما

Chapter 1452
01:14:25.506 --> 01:14:27.050
از همتون عذرمی‌خوام

Chapter 1453
01:14:27.842 --> 01:14:31.305
.چیزی نیست. نوشیدنی‌ها به حساب من
به معنی واقعی کلمه

Chapter 1454
01:14:33.431 --> 01:14:34.975
سلام. از این طرف لطفا

Chapter 1455
01:14:37.728 --> 01:14:40.229
هنری نورکراس که یادتون هست؟
...ایشون کارمند

Chapter 1456
01:14:40.396 --> 01:14:41.773
...دولتی آمریکا هستم

Chapter 1457
01:14:41.939 --> 01:14:44.025
،که اگه لازم نبود باهاش حرف بزنن
احتمالا این‌جا نمی‌اومدن

Chapter 1458
01:14:45.319 --> 01:14:47.404
...این‌ها چه ربطی دارن به یه

Chapter 1459
01:14:47.570 --> 01:14:50.032
کسب و کار شیشه‌سازی توی انگلیس

Chapter 1460
01:14:50.198 --> 01:14:52.951
و دفتر حساب‌داری توی واشنگتن؟

Chapter 1461
01:14:53.118 --> 01:14:55.494
.خب، با هم ارتباط دارن
خیلی چیزها با هم ارتباط دارن، برندسن

Chapter 1462
01:14:55.662 --> 01:14:57.831
...همه چی توی دنیا به طرز به شدت خائنانه‌ای

Chapter 1463
01:14:57.997 --> 01:15:00.125
با هم ارتباط دارن

Chapter 1464
01:15:00.292 --> 01:15:03.295
و سلام، برت، هارولد، ولری

Chapter 1465
01:15:03.462 --> 01:15:05.046
سلام هنری -
سرزنده به نظر میای، هنری -

Chapter 1466
01:15:05.213 --> 01:15:08.007
،خوبه که دوباره شما رو می‌بینم

Chapter 1467
01:15:08.175 --> 01:15:10.469
حالا که دوباره در سمت درست تاریخ
کنار هم جمع شدیم، مگه نه؟

Chapter 1468
01:15:10.636 --> 01:15:13.596
پاول، بهم گفتن که
...چند دقیقه پیش حین صرف چای

Chapter 1469
01:15:13.764 --> 01:15:15.765
روی صورتت نوشیدنی ریختن؟ -
بله -

Chapter 1470
01:15:15.932 --> 01:15:17.975
یه قضیه قدیمی از انگلیس، هنری

Chapter 1471
01:15:18.143 --> 01:15:20.395
نه، کسی روی صورت تو نوشیدنی بریزه
مثل این می‌مونه که روی صورت من ریخته

Chapter 1472
01:15:20.561 --> 01:15:23.148
.لطفا، می‌خوام درموردش بدونم
بعدش می‌ریم سراغ کار جدیدمون

Chapter 1473
01:15:23.314 --> 01:15:26.859
یه نفر از انجمن پرنده‌شناسان بریتانیای کبیر بود

Chapter 1474
01:15:27.027 --> 01:15:29.613
یکی از اون حروم‌زاده‌های لعنتی؟ -
بله -

Chapter 1475
01:15:33.242 --> 01:15:34.076
چی؟

Chapter 1476
01:15:34.701 --> 01:15:37.703
...به من داستان یه جرم

Chapter 1477
01:15:37.871 --> 01:15:39.497
توی انجمن پرندگان انگلیس رو گفته‌بودن

Chapter 1478
01:15:40.289 --> 01:15:43.335
و دارم کم کم فکر می‌کنم
که نکنه داستان درمورد تو بوده

Chapter 1479
01:15:43.502 --> 01:15:46.087
اکتشاف ما بااهمیت بود

Chapter 1480
01:15:46.255 --> 01:15:49.716
اره، ما اثبات کردیم که پرنده کوکو
...ظرفیت،نزاکت

Chapter 1481
01:15:49.882 --> 01:15:52.552
و شخصیت این رو نداره که لانه خودش رو بسازه

Chapter 1482
01:15:53.220 --> 01:15:55.596
چه‌طور ممکنه که این موضوع
برای کسی یا چیزی

Chapter 1483
01:15:55.764 --> 01:15:58.766
قابل توجه یا جالب باشه؟

Chapter 1484
01:15:58.934 --> 01:16:01.353
چون نشون میده که کوکو یه پرنده انگلی هستش

Chapter 1485
01:16:01.520 --> 01:16:04.064
پرنده‌های لانه‌ساز رو گول می‌زنه

Chapter 1486
01:16:04.230 --> 01:16:08.359
،کوکو تخم‌های میزبان رو نابود می‌کنه
و بعدش خود لانه رو هم نابود می‌کنه

Chapter 1487
01:16:08.527 --> 01:16:11.404
برندسن، کوکو هیچ اهمیتی نمیده، باشه؟

Chapter 1488
01:16:11.572 --> 01:16:15.868
به نظرم یه اصل عمیق درمورد ذات انگلی
...و نابود کننده طبیعت رو بیان میکنه

Chapter 1489
01:16:16.033 --> 01:16:17.661
من جمله انسان‌ها -
موافقم -

Chapter 1490
01:16:17.828 --> 01:16:20.581
،بعد از چیزی که امروز دیدیم
به شدت درسته

Chapter 1491
01:16:21.414 --> 01:16:23.542
برت، داستان اتفاقیه که برامون افتاد. گوش کن

Chapter 1492
01:16:23.708 --> 01:16:25.168
می‌خواستیم بهت بگیم، برت

Chapter 1493
01:16:25.335 --> 01:16:27.503
و به نظرم پاول و هنری هم
باید این رو بشنون

Chapter 1494
01:16:27.671 --> 01:16:30.006
ولی امروز از یه درمانگاه خیلی عجیب
...سر در آوردیم

Chapter 1495
01:16:30.173 --> 01:16:31.466
و این رو پیدا کردیم

Chapter 1496
01:16:33.635 --> 01:16:35.345
اون نمادها همه جا بودن

Chapter 1497
01:16:36.345 --> 01:16:37.764
قبلا دیده بودینش؟

Chapter 1498
01:16:37.930 --> 01:16:39.307
کمیته پنج

Chapter 1499
01:16:41.350 --> 01:16:43.520
مطابق قرارمون، رفتیم به دیدن ولری

Chapter 1500
01:16:43.686 --> 01:16:46.273
ولی بعدش متوجه شدیم
که یه نفر ما رو زیر نظر گرفته

Chapter 1501
01:16:46.439 --> 01:16:48.108
یه نفر مخفیانه ما رو زیر نظر گرفته‌بود

Chapter 1502
01:16:48.942 --> 01:16:51.528
اون همونی کسیه که لیزمیکینز رو هل داد

Chapter 1503
01:16:51.694 --> 01:16:54.238
و حتما حوصله‌اش از انتظار کشیدن سر رفت
...چون کم‌کم داشت می‌رفت

Chapter 1504
01:16:54.405 --> 01:16:57.868
و ما هم تصمیم گرفتیم که تعقیبش کنیم
و اون هم ما رو برد به بخش راکلند

Chapter 1505
01:16:58.702 --> 01:17:00.828
به یه ساختمون آجری بی‌نشون

Chapter 1506
01:17:09.712 --> 01:17:11.465
اون‌ها تصور کردن که ما
بیمارانی هستیم که برای عمل اومدیم

Chapter 1507
01:17:11.631 --> 01:17:13.175
تا عقیم بشیم

Chapter 1508
01:17:13.634 --> 01:17:15.219
یه درمانگاه عقیم‌سازی اجباری

Chapter 1509
01:17:15.385 --> 01:17:16.720
بعدش طرف رو دیدم

Chapter 1510
01:17:16.886 --> 01:17:19.640
.یه شخص با صورت قرمز
کسی که لیز میکینز رو هل داد

Chapter 1511
01:17:19.805 --> 01:17:21.350
...صاف تو چشمام نگاه کرد و گفت

Chapter 1512
01:17:21.516 --> 01:17:23.935
این فرصتتونه تا به حقارتتون پایان بدین

Chapter 1513
01:17:24.101 --> 01:17:25.729
قراره زیر عمل برین

Chapter 1514
01:17:31.359 --> 01:17:32.194
!تکون نخور

Chapter 1515
01:17:34.779 --> 01:17:35.613
ریدم توش

Chapter 1516
01:17:38.033 --> 01:17:39.451
!یه نفر به سروان زنگ بزنه

Chapter 1517
01:17:41.619 --> 01:17:43.079
بیا -
!اون دو نفر رو متوقف کنین -

Chapter 1518
01:17:43.247 --> 01:17:44.997
!کمک! به کمک نیاز داریم -
!به سروان زنگ بزنین -

Chapter 1519
01:17:47.042 --> 01:17:48.417
...بعد از این که ولری شلیک کرد

Chapter 1520
01:17:48.585 --> 01:17:49.962
...خورد به یه ظرف و ما هم در رفتیم

Chapter 1521
01:17:50.127 --> 01:17:51.838
رفتیم سمت شهر -
خدایا -

Chapter 1522
01:17:52.631 --> 01:17:54.716
خب خوشحالم که حالتون خوبه

Chapter 1523
01:17:54.882 --> 01:17:58.470
ولی اگه هویت اون
...مرد صورت قرمز رو پیدا نکردین

Chapter 1524
01:17:58.636 --> 01:18:00.346
پس هیچی دست ما رو نمی‌گیره

Chapter 1525
01:18:00.514 --> 01:18:03.307
چی داری میگی، برت؟
به همه چی ربط داره

Chapter 1526
01:18:03.475 --> 01:18:04.768
...امروز، اتفاقی که افتاد، حتما یه

Chapter 1527
01:18:04.935 --> 01:18:07.186
چه‌جوری؟ -
خب قضیه با من شروع میشه -

Chapter 1528
01:18:07.979 --> 01:18:10.439
به یکی از دوستام توی لانگ‌ویو تگزاس

Chapter 1529
01:18:10.606 --> 01:18:12.568
...گفتم که به یه درمانگاه وحشتناکی نره

Chapter 1530
01:18:12.734 --> 01:18:14.444
یکی که خیلی شبیه همونی بود که امروز دیدیم

Chapter 1531
01:18:15.237 --> 01:18:19.032
یه گروه. یه گروه از مردای سفید پوست
افتادن دنبالم. اذیتم کردن. سعی کردن من رو بکشن

Chapter 1532
01:18:19.198 --> 01:18:22.159
موفق نبودن. اصلا موفق نبودن

Chapter 1533
01:18:22.327 --> 01:18:24.621
از لانگ‌ویو تگزاس رفتم
و دیگه پشت رو هم نگاه نکردم

Chapter 1534
01:18:26.247 --> 01:18:30.042
قضیه فقط درمورد تو و تگزاس
یا داستان امروز توی راکلند نیست

Chapter 1535
01:18:31.336 --> 01:18:35.006
یه سازمانی هست که می‌خواد
این کار رو همه جای دنیا انجام بده

Chapter 1536
01:18:36.382 --> 01:18:37.592
یعنی چی؟

Chapter 1537
01:18:38.760 --> 01:18:41.846
یعنی یه فرقه پنهان توی این کشور هست
...که با یه فرقه دیگه توی آلمان ارتباط دارن

Chapter 1538
01:18:42.014 --> 01:18:43.974
که از این درمانگاه‌ها حمایت می‌کنن

Chapter 1539
01:18:45.100 --> 01:18:46.560
می‌خوان بر دنیا حکمرانی کنن

Chapter 1540
01:18:47.560 --> 01:18:49.896
بر دنیا حکمرانی کنن؟

Chapter 1541
01:18:50.898 --> 01:18:52.190
دقیقا

Chapter 1542
01:18:53.774 --> 01:18:55.569
کیا توی این فرقه هستن؟

Chapter 1543
01:18:55.735 --> 01:18:57.487
شاید بهتره به جای این که بپرسیم

Chapter 1544
01:18:57.654 --> 01:19:00.990
،کیا توی این فرقه هستن
بپرسیم چرا

Chapter 1545
01:19:02.826 --> 01:19:04.493
برین دیلنبک رو ببینین

Chapter 1546
01:19:04.661 --> 01:19:08.372
،ازش بپرسین چرا همکارش، ژنرال میکینز
به قتل رسیده

Chapter 1547
01:19:08.539 --> 01:19:13.002
...دیلنبک، افتاده دنبال این فرقه

Chapter 1548
01:19:13.170 --> 01:19:15.963
تا بفهمه کی هستن، نقشه‌اشون چیه

Chapter 1549
01:19:17.173 --> 01:19:19.592
کمیته پنج

Chapter 1550
01:19:20.511 --> 01:19:22.512
Der Fünf سازمانی به نام

Chapter 1551
01:19:23.346 --> 01:19:25.806
کمیته پنج. داریم سعی می‌کنیم
بفهمیم اینا کین

Chapter 1552
01:19:25.974 --> 01:19:27.225
کمیته پنج

Chapter 1553
01:19:27.391 --> 01:19:28.601
اره -
اره -

Chapter 1554
01:19:28.769 --> 01:19:32.230
به نظرم خیلی خوب میشه اگه دیلنبک
توی جشن تجدید دیدارتون، سنخران باشه

Chapter 1555
01:19:33.774 --> 01:19:36.902
،به نظر میاد جشن شما داره خیلی مهم میشه
برندسن

Chapter 1556
01:19:37.944 --> 01:19:40.154
...اگه بتونی دیلنبک رو راضی کنی که سخنرانی کنه

Chapter 1557
01:19:40.322 --> 01:19:43.824
شاید بتونه اعضای بانفوذتر این فرقه رو جذب کنه

Chapter 1558
01:19:43.992 --> 01:19:47.746
اره، شاید اون قاتل خیابونیه
یا کله گنده‌هایی که هزینه همه این‌ها رو میدن

Chapter 1559
01:19:47.912 --> 01:19:49.038
صبرکن

Chapter 1560
01:19:49.622 --> 01:19:53.001
...نه. نمی‌خوام کسی از جشن ما

Chapter 1561
01:19:53.167 --> 01:19:55.378
...از جشن من و هارولد

Chapter 1562
01:19:55.546 --> 01:19:58.966
این‌طوری استفاده کنه

Chapter 1563
01:19:59.131 --> 01:20:00.842
استفاده کنه؟ نه

Chapter 1564
01:20:02.219 --> 01:20:04.887
بهش به عنوان حفاظت
از چیزی که دوست داری فکر کن

Chapter 1565
01:20:05.055 --> 01:20:06.139
باشه؟

Chapter 1566
01:20:07.099 --> 01:20:10.394
توی آمستردام بهت گفتیم
که میایم سراغت، حالا هم اومدیم

Chapter 1567
01:20:10.935 --> 01:20:12.354
حالا هم اومدین

Chapter 1568
01:20:15.189 --> 01:20:16.440
خب، کارمون تموم شد؟

Chapter 1569
01:20:17.734 --> 01:20:19.528
یا این‌که دلتون می‌خواد بازم
درمورد پرندگان حرف بزنین؟

Chapter 1570
01:20:19.694 --> 01:20:22.280
می‌دونی، خیلی‌ها فکر میکنن
این کار برای حس آرامش

Chapter 1571
01:20:22.447 --> 01:20:24.824
یا یکی شدن با طبیعت هستش

Chapter 1572
01:20:24.992 --> 01:20:27.536
...ولی جذابیت پرنده‌نگری برای من

Chapter 1573
01:20:27.703 --> 01:20:30.413
این هستش که تو رو مجبور می‌کنه
...تا تصمیم بگیری

Chapter 1574
01:20:30.581 --> 01:20:32.748
داری به چی نگاه می‌کنی

Chapter 1575
01:20:34.417 --> 01:20:36.712
دارم از هنر تشخیصم استفاده می‌کنم

Chapter 1576
01:20:37.212 --> 01:20:38.546
...و می‌خوام به عقیده‌ام اعتماد کنی

Chapter 1577
01:20:38.713 --> 01:20:41.091
که الان زمان مداخله هستش

Chapter 1578
01:20:41.257 --> 01:20:43.926
اگه گیل دیلنبک رو به عنوان
...سخنران این جشن بیاریم

Chapter 1579
01:20:44.094 --> 01:20:47.346
مثل یه آهنربا همه میخ‌ها رو
...از چوب می‌کشه بیرون

Chapter 1580
01:20:47.514 --> 01:20:50.225
...و این سرای دغلکاری رو

Chapter 1581
01:20:50.391 --> 01:20:52.895
.با خاک یکسان می‌کنه
نظرت چیه، برت؟ لطفا

Chapter 1582
01:20:55.229 --> 01:20:56.939
لطفا سعیت رو بکن، برت

Chapter 1583
01:21:02.112 --> 01:21:04.907
،نمی‌خوام بگم: بهتون گفتم که
...ولی قضیه داره

Chapter 1584
01:21:05.073 --> 01:21:07.074
خیلی بزرگتر از چیزی میشه که ما فکر می‌کردیم

Chapter 1585
01:21:07.242 --> 01:21:08.327
اره

Chapter 1586
01:21:08.493 --> 01:21:10.578
...اگه پاول از جشن استفاده کنه

Chapter 1587
01:21:10.746 --> 01:21:12.456
حالت خوبه؟ -
خوبی؟ -

Chapter 1588
01:21:12.622 --> 01:21:14.582
خوبم. میاد و میره. خوبم

Chapter 1589
01:21:14.750 --> 01:21:15.751
اره؟

Chapter 1590
01:21:16.335 --> 01:21:18.795
...حالت خوبه و یهو

Chapter 1591
01:21:18.962 --> 01:21:20.922
سرگیجه می‌گیری

Chapter 1592
01:21:21.088 --> 01:21:22.298
میاد و میره

Chapter 1593
01:21:22.466 --> 01:21:24.801
اول بهم گفتن که صرع دارم

Chapter 1594
01:21:24.967 --> 01:21:27.304
،تاحالا تشنج نداشتم
...ولی گفتن که صرع دارم

Chapter 1595
01:21:27.470 --> 01:21:29.096
و تشنج‌ها بالاخره پیداشون میشه

Chapter 1596
01:21:29.264 --> 01:21:31.891
ولی میشه ازش جلوگیری کرد
اگه دارو مصرف کنم

Chapter 1597
01:21:32.100 --> 01:21:33.351
منم همین کار رو کردم

Chapter 1598
01:21:33.976 --> 01:21:36.020
،و بعدش علائم دیگه‌ای پیدا کردم
...علائم بیشتر

Chapter 1599
01:21:36.188 --> 01:21:38.689
و اونا هم گفتن که ارثیه و از طرف مادرت هستش

Chapter 1600
01:21:38.856 --> 01:21:41.234
بهم داروهای جدید دادن
و منم اون‌ها رو مصرف کردم

Chapter 1601
01:21:41.400 --> 01:21:43.153
...و حالا چندین سال گذشته

Chapter 1602
01:21:43.319 --> 01:21:44.570
...و من به زور از خونه بیرون می‌رم

Chapter 1603
01:21:44.820 --> 01:21:48.283
،و حس می‌کنم یه بیمارم
...و نمی‌تونم زندگی کنم

Chapter 1604
01:21:48.449 --> 01:21:50.118
و کم‌کم کل این قضیه داره
برام زیر سوال می‌ره

Chapter 1605
01:22:16.686 --> 01:22:18.939
حالت خوبه؟ -
نه، بهم دست نزن. من رو نگه ندار -

Chapter 1606
01:22:19.105 --> 01:22:21.274
...خوبم. می‌تونم بیام، فقط یه لحظه

Chapter 1607
01:22:21.817 --> 01:22:23.443
...باید این‌جا استراحت کنم، فقط

Chapter 1608
01:22:25.362 --> 01:22:26.863
خدایا. خوبی؟ -
کسکش -

Chapter 1609
01:22:27.029 --> 01:22:28.030
ولری -
اره -

Chapter 1610
01:22:28.198 --> 01:22:29.908
خوبم

Chapter 1611
01:22:30.074 --> 01:22:33.537
.ببینین، دارم از پله‌ها بالا می‌رم
می‌تونم بدون سرگیچه از پله‌ها بالا برم

Chapter 1612
01:22:34.078 --> 01:22:37.498
بدون سرگیچه، خوبم. می‌تونم بدوم

Chapter 1613
01:22:37.666 --> 01:22:39.626
ولری -
!ولری -

Chapter 1614
01:22:39.792 --> 01:22:41.920
!این زن مست رو بردارین و برین -
ما ژنرال رو می‌شناسیم -

Chapter 1615
01:22:42.087 --> 01:22:43.087
عکس‌هایی داریم -
حالم خوبه، ولم کن -

Chapter 1616
01:22:43.255 --> 01:22:45.423
برین، عکس‌ها رو نمی‌خوام

Chapter 1617
01:22:45.591 --> 01:22:47.301
همین الان برین -
من یه دکترم -

Chapter 1618
01:22:47.466 --> 01:22:48.594
همین الان -
و یه کهنه سرباز -

Chapter 1619
01:22:48.760 --> 01:22:49.802
...وقتی کارم باهاتون تموم بشه -
ممنون -

Chapter 1620
01:22:49.970 --> 01:22:51.095
یه دکتر باید بیاد بالا سرتون

Chapter 1621
01:22:51.262 --> 01:22:52.930
نفس بکشن -
حالا برین، وگرنه به پلیس زنگ می‌زنم -

Chapter 1622
01:22:53.097 --> 01:22:54.182
...فقط چند دقیقه -
نه، مشکلی ندارم -

Chapter 1623
01:22:54.349 --> 01:22:55.309
از وقت شوهرتون رو می‌خوایم -
نه -

Chapter 1624
01:22:55.475 --> 01:22:56.768
...بالاخره که باید با این علائم

Chapter 1625
01:22:56.935 --> 01:22:57.769
کنار بیام -
اینم نقش بر آب شد -

Chapter 1626
01:22:57.935 --> 01:23:01.064
قرار نیست به خاطرشون زانوی غم بغل بگیرم -
تنها شانسمون برای تبرئه شدن -

Chapter 1627
01:23:01.230 --> 01:23:03.609
باید دوا و دکترت رو عوض کنی

Chapter 1628
01:23:04.275 --> 01:23:07.570
حروم زاده. خوب بودم

Chapter 1629
01:23:09.113 --> 01:23:10.823
شاید دیگه وقتش شده که برم

Chapter 1630
01:23:10.990 --> 01:23:12.117
یعنی چی بری؟

Chapter 1631
01:23:12.283 --> 01:23:13.534
...خب، حتی اگه قضیه میکینز رو هم حل کنیم

Chapter 1632
01:23:13.702 --> 01:23:15.996
،بین ما سه تا
من رو قراره بندازن زندان

Chapter 1633
01:23:16.162 --> 01:23:18.122
نظام فاسده -
هارولد -

Chapter 1634
01:23:18.289 --> 01:23:21.667
،از اولش بهت گفتم که این کار
ایده خوبی نیست

Chapter 1635
01:23:21.835 --> 01:23:26.422
،میلتون بهت گفت که این کار
ایده خوبی نیست

Chapter 1636
01:23:29.091 --> 01:23:30.844
ولی ایشون مجبور بودن
که ما رو استخدام کنن

Chapter 1637
01:23:31.011 --> 01:23:32.637
...ایشون؟ ایشون مجبور بود

Chapter 1638
01:23:33.721 --> 01:23:36.265
،ایشون شما رو از زندان در آورد
که گویا همش یادتون می‌ره

Chapter 1639
01:23:36.432 --> 01:23:38.393
نمی‌تونین الان به من پشت کنین

Chapter 1640
01:23:38.560 --> 01:23:40.686
تو عهد رو شکستی، یادته؟

Chapter 1641
01:23:41.020 --> 01:23:42.980
من عهد رو شکستم؟ کِی؟

Chapter 1642
01:23:43.189 --> 01:23:45.149
بهت گفتیم که نرو، برت

Chapter 1643
01:23:46.609 --> 01:23:50.363
،حداقل تو به عشق رسیدی
حتی اگه چیزی بهت نمی‌رسه

Chapter 1644
01:23:50.530 --> 01:23:53.533
من حتی شانسش رو نداشتم
که اصلا بدونم چی هست

Chapter 1645
01:23:53.699 --> 01:23:56.787
و این یه مصیبت مزخرفیه
که برای گرگ بیابون هم آرزو نمی‌کنم

Chapter 1646
01:23:57.703 --> 01:23:59.831
ایکاش هیچ‌وقت پیداش نمی‌کردم

Chapter 1647
01:24:00.623 --> 01:24:02.333
چون خیلی عذاب‌آوره

Chapter 1648
01:24:04.920 --> 01:24:06.046
!صبرکنین

Chapter 1649
01:24:06.212 --> 01:24:08.715
ژنرال می‌خواد با شما ملاقات کنه

Chapter 1650
01:24:11.260 --> 01:24:12.426
گند نزنی

Chapter 1651
01:24:12.594 --> 01:24:13.845
صاف واستا -
!زودباشین -

Chapter 1652
01:24:14.011 --> 01:24:15.264
بهم کمک کن راه برم

Chapter 1653
01:24:15.430 --> 01:24:19.100
راجب به اون سوتفاهم عذرمی‌خوام -
اشکالی نداره -

Chapter 1654
01:24:19.268 --> 01:24:22.104
مهمون‌های ناخونده زیادی برامون میاد

Chapter 1655
01:24:22.270 --> 01:24:24.730
البته -
آدم‌هایی که نمی‌خوایم ببینیم -

Chapter 1656
01:24:24.898 --> 01:24:26.524
متاسفم -
ممنونم -

Chapter 1657
01:24:26.692 --> 01:24:28.025
من مست نیستم

Chapter 1658
01:24:28.193 --> 01:24:31.529
خانم جوانی، چه مشکلی دارین؟
حالتون خوبه؟

Chapter 1659
01:24:31.697 --> 01:24:34.615
یک کوچولو سرگیجه است
و چندتا... مصرف داروهام رو

Chapter 1660
01:24:34.783 --> 01:24:37.034
قطع کردم درحال حاضر -
منم یه زمانی سرگیجه داشتم -

Chapter 1661
01:24:37.202 --> 01:24:40.706
.و کسی اهمیتی نداد
...می‌خواستم بهتون نوشدنی تعارف کنم

Chapter 1662
01:24:40.872 --> 01:24:43.625
ولی توی خونه الکل نگه نمی‌داریم -
مشکلی نیست -

Chapter 1663
01:24:46.962 --> 01:24:49.506
می‌تونین کت و کلاهتون رو اونجا بذارین

Chapter 1664
01:24:50.423 --> 01:24:53.760
از این طرف می‌ریم بالا -
زودتر از یه ملاقات کننده دیگه می‌ریم؟ -

Chapter 1665
01:24:53.926 --> 01:24:57.430
اقای مگوایر هر ماه میاد
تا درمورد یه چیزی حرف بزنه

Chapter 1666
01:24:57.597 --> 01:25:00.350
که شوهرم هیچ‌وقت نمی‌تونه
درموردش یه جواب درست درمون پیدا کنه

Chapter 1667
01:25:00.516 --> 01:25:01.851
مگه نه، آقای مگوایر؟

Chapter 1668
01:25:05.646 --> 01:25:06.981
نمی‌دونم والا

Chapter 1669
01:25:07.149 --> 01:25:09.359
...من فقط دارم سعی می‌کنم سوپ ماهی درست کنم

Chapter 1670
01:25:09.525 --> 01:25:12.320
چون ژنرال یک بار توی فرانسه خوردن

Chapter 1671
01:25:14.363 --> 01:25:17.201
ژنرال؟ ملاقات کننده‌هاتون اومدن

Chapter 1672
01:25:17.618 --> 01:25:19.368
شوهرتون رو ژنرال صدا می‌کنین؟

Chapter 1673
01:25:19.536 --> 01:25:21.454
فقط در طول هفته

Chapter 1674
01:25:21.997 --> 01:25:23.957
آخر هفته چی صداشون می‌کنین؟

Chapter 1675
01:25:24.457 --> 01:25:27.211
این یه سوال خصوصیه

Chapter 1676
01:25:27.920 --> 01:25:29.755
ادبت کجا رفته؟ -
اگه ما رو انداختن بیرون،گردن من ننداز -

Chapter 1677
01:25:29.921 --> 01:25:32.006
منظوری نداشتم -
دست پاچه‌ای؟ -

Chapter 1678
01:25:32.673 --> 01:25:35.344
.ایشون معمولا دیگران رو دست می‌اندازن
به همین خاطر دوستشون دارم

Chapter 1679
01:25:35.511 --> 01:25:37.220
قربان، باعث افتخارم هستش

Chapter 1680
01:25:37.386 --> 01:25:40.890
به خاطر عکس‌ها نظرتون
درمورد دیدن ما عوض شد؟

Chapter 1681
01:25:41.057 --> 01:25:44.144
از کجا بدونم این آدم توی عکس واقعا شما هستین؟

Chapter 1682
01:25:44.770 --> 01:25:45.770
چشم، قربان

Chapter 1683
01:25:45.938 --> 01:25:49.690
.خب، من دکتر هستم
ایشون پرستار هستن،ایشون هم وکیل

Chapter 1684
01:25:49.858 --> 01:25:51.275
...هممون توی بلژیک با هم آشنا شدیم

Chapter 1685
01:25:51.443 --> 01:25:54.445
،که اگه خاطرتون باشه
اولین بار اون‌جا هم رو ملاقات کردیم

Chapter 1686
01:25:54.613 --> 01:25:57.823
،همین‌طور تابستون قبل در واشنگتن
در رژه لشکر کمکی

Chapter 1687
01:25:58.783 --> 01:26:02.453
یه چیز که خیلی واضح یادم میاد
رو بذارین بهتون بگم

Chapter 1688
01:26:03.121 --> 01:26:04.831
...شما یه کاری کردین که

Chapter 1689
01:26:05.957 --> 01:26:09.086
فکر کنم یه آهنگ خوندین

Chapter 1690
01:26:10.337 --> 01:26:13.256
کدوم یکی، قربان؟ -
خوب، شما باید یادتون بیاد -

Chapter 1691
01:26:13.422 --> 01:26:16.885
.من با هزاران نفر ملاقات کردم
شما فقط دو بار با من ملاقات داشتین

Chapter 1692
01:26:17.051 --> 01:26:19.011
پس باید اون آهنگ رو یادتون باشه

Chapter 1693
01:26:20.555 --> 01:26:22.724
،ازتون می‌خوام که برام بخونینش
تا بدونم که واقعا خودتون هستین

Chapter 1694
01:26:23.559 --> 01:26:24.643
یه آهنگ بخونیم

Chapter 1695
01:26:24.725 --> 01:26:25.726
تاحالا دیدی یه رویا

Chapter 1696
01:26:25.810 --> 01:26:26.811
راه بره؟ -
راه بره؟ -

Chapter 1697
01:26:26.979 --> 01:26:28.229
خب، من دیدم

Chapter 1698
01:26:28.354 --> 01:26:29.064
...اره

Chapter 1699
01:26:29.146 --> 01:26:30.106
...تاحالا شنیدی یه رویا

Chapter 1700
01:26:30.189 --> 01:26:31.149
حرف بزنه؟

Chapter 1701
01:26:31.233 --> 01:26:31.984
اره راستی می‌گی

Chapter 1702
01:26:32.067 --> 01:26:33.068
بعدش، من دیدم

Chapter 1703
01:26:33.234 --> 01:26:35.028
نه، این نبود

Chapter 1704
01:26:36.822 --> 01:26:38.239
به فرانسوی بود؟

Chapter 1705
01:26:38.407 --> 01:26:40.283
وقتی بشنومش، می‌فهمم

Chapter 1706
01:27:05.266 --> 01:27:08.228
اره. همین بود

Chapter 1707
01:27:08.395 --> 01:27:09.479
درسته

Chapter 1708
01:27:09.645 --> 01:27:12.481
.از خودمون ساختیمش
راستش، معنی نباید بده

Chapter 1709
01:27:12.649 --> 01:27:14.902
یه آواز چرندـه

Chapter 1710
01:27:15.068 --> 01:27:16.737
ولی باعث میشه حس خوبی بهمون دست بده

Chapter 1711
01:27:16.904 --> 01:27:18.613
و شما همون دکتر هستی؟ -
درسته، قربان -

Chapter 1712
01:27:18.779 --> 01:27:22.158
و تو 4000 نفر رو توی یه روز تخلیه کردی

Chapter 1713
01:27:22.326 --> 01:27:23.534
خیلی مشهوری

Chapter 1714
01:27:23.702 --> 01:27:25.037
اون یه دکتر دیگه هستش

Chapter 1715
01:27:26.121 --> 01:27:29.625
همون شخص اهل سان فرانسیسکو
که اجتماعی هستش

Chapter 1716
01:27:30.375 --> 01:27:31.417
همیشه این رو ازم می‌پرسن

Chapter 1717
01:27:32.377 --> 01:27:33.712
شما نبودی؟

Chapter 1718
01:27:33.878 --> 01:27:37.048
گرچه من و برت چند هزار نفر رو
در یه روز تخلیه کردیم، قربان

Chapter 1719
01:27:37.216 --> 01:27:41.011
و شما جناب، شما 30 آلمانی
...رو با چاقو زدین

Chapter 1720
01:27:41.177 --> 01:27:43.012
و به شما می‌گفتن مرگ سیاه؟

Chapter 1721
01:27:43.180 --> 01:27:46.807
.نه قربان، ایشون هنری جانسون بودن، مرگ سیاه
...ولی من 12 تا آلمانی رو کشتم

Chapter 1722
01:27:46.975 --> 01:27:48.310
قبل از این‌ که این
کار رو باهام کردن

Chapter 1723
01:27:48.976 --> 01:27:50.604
منم جون خیلی‌ها رو نجات دادم

Chapter 1724
01:27:50.770 --> 01:27:52.230
واقعا؟ -
بله -

Chapter 1725
01:27:52.396 --> 01:27:55.274
خب، باید به این مسئله افتخار کنین

Chapter 1726
01:27:55.442 --> 01:27:58.569
حیفه که مجبورتون کردن
که اون لباس‌های فرانسوی رو بپوشین

Chapter 1727
01:27:58.737 --> 01:28:00.279
باید لباس کشور خودتون رو می‌پوشیدین

Chapter 1728
01:28:00.447 --> 01:28:03.115
حرف حق. ممنون

Chapter 1729
01:28:04.576 --> 01:28:06.036
خب، ژنرال؟

Chapter 1730
01:28:07.703 --> 01:28:09.163
بیل میکینز

Chapter 1731
01:28:09.331 --> 01:28:12.208
...خب، بیل میکینز یکی از دوستانم بود

Chapter 1732
01:28:12.376 --> 01:28:15.753
،و اتفاقی که برای خودش و دخترش افتاد
یه مصیبته

Chapter 1733
01:28:15.921 --> 01:28:17.965
و مایه فضاحت هستش که
کسی اهمیتی نمیده

Chapter 1734
01:28:18.131 --> 01:28:19.882
ما اهمیت می‌دیم -
درسته -

Chapter 1735
01:28:20.050 --> 01:28:22.886
راستش الیزابت میکینز فقید
ما رو استخدام کرد

Chapter 1736
01:28:23.052 --> 01:28:24.304
اون شما رو استخدام کرد؟ چرا؟

Chapter 1737
01:28:24.470 --> 01:28:27.349
ایشون باور نداشت که پدرشون
بنا به دلایل طبیعی فوت شدن

Chapter 1738
01:28:27.515 --> 01:28:28.891
اون وقتی داشتن از اروپا برمی‌گشتن

Chapter 1739
01:28:29.059 --> 01:28:32.563
،آخرین باری که با دوستم صحبت کردم
از رم با من تماس گرفت

Chapter 1740
01:28:32.729 --> 01:28:34.605
از هتل بهم زنگ زد

Chapter 1741
01:28:34.773 --> 01:28:37.568
گفت یه چیز وحشتناکی دیده

Chapter 1742
01:28:38.109 --> 01:28:40.028
به شدت آشفته‌اش کرده‌بود

Chapter 1743
01:28:40.779 --> 01:28:43.657
بیل به همین خاطر کشته‌شد

Chapter 1744
01:28:48.871 --> 01:28:51.206
اون آدمی که طبقه پایین بود رو دیدین
وقتی اومدین داخل؟

Chapter 1745
01:28:51.957 --> 01:28:53.166
...هر چند هفته

Chapter 1746
01:28:53.332 --> 01:28:55.961
...میاد و بهم
اون کیف رو دیدین؟

Chapter 1747
01:28:56.795 --> 01:28:59.756
یه کیف پر پول بهم پیشنهاد میده

Chapter 1748
01:28:59.965 --> 01:29:01.382
پول به ازای چی؟

Chapter 1749
01:29:02.967 --> 01:29:04.552
که یه سخنرانی کنم

Chapter 1750
01:29:05.386 --> 01:29:07.972
بهم نمی‌گه از طرف کیه. ازش می‌پرسم

Chapter 1751
01:29:09.056 --> 01:29:11.475
و می‌گم، از طرف کی هست؟
و اون چیزی نمی‌گه

Chapter 1752
01:29:11.643 --> 01:29:13.270
بهتون پول می‌دن
که از طرفشون حرف بزنین

Chapter 1753
01:29:13.436 --> 01:29:14.520
درسته، دقیقا

Chapter 1754
01:29:14.688 --> 01:29:17.524
و می‌دونن که کهنه سربازها
حرفتون رو قبول می‌کنن

Chapter 1755
01:29:17.774 --> 01:29:19.234
کمیته پنج

Chapter 1756
01:29:19.400 --> 01:29:23.154
خب، یه نفر قصد داره
که یه کار دغل‌بازانه و تاریک انجام بدم

Chapter 1757
01:29:26.240 --> 01:29:27.242
بیاین این‌جا

Chapter 1758
01:29:28.159 --> 01:29:29.828
ازش بپرس می‌خواد
توی جشن سخنرانی کنه یا نه

Chapter 1759
01:29:29.994 --> 01:29:32.456
.پا رو فراتر بذار
همون‌طور که هنری گفت

Chapter 1760
01:29:32.622 --> 01:29:36.292
قربان، اگه این افراد
...دارن به ملاقات شما میان

Chapter 1761
01:29:37.127 --> 01:29:40.380
...و شما می‌خواین بفهمین کی پشت قضیه هست

Chapter 1762
01:29:40.546 --> 01:29:42.298
...چرا یه قدم فراتر نذارین

Chapter 1763
01:29:42.466 --> 01:29:46.094
و اون‌ها رو بیارین به جشن تجدید دیدار ما؟

Chapter 1764
01:29:46.261 --> 01:29:49.264
شاید به نحوی خودشون رو نشون بدن

Chapter 1765
01:29:56.313 --> 01:29:59.274
،مگوایر، میشه بهم بگی
چرا هر ماه میای؟

Chapter 1766
01:29:59.440 --> 01:30:02.109
خب ژنرال، نمی‌تونم در این مورد
جلوی بقیه صحبت کنم

Chapter 1767
01:30:02.277 --> 01:30:04.779
خب چرا که نه؟ آخه خب
میگی چیزی برای پنهان کردن نداری

Chapter 1768
01:30:04.947 --> 01:30:06.823
و برای یه امر خیری هستش

Chapter 1769
01:30:06.989 --> 01:30:09.158
.خب درسته قربان
ولی همه این رو متوجه نمی‌شن

Chapter 1770
01:30:09.326 --> 01:30:11.994
چیزی که من متوجه نمی‌شم
اینه که شما نماینده کی یا چی هستی

Chapter 1771
01:30:12.996 --> 01:30:14.038
میشه بهم بگی؟

Chapter 1772
01:30:15.791 --> 01:30:19.211
خب، اجازه ندارم بگم
نماینده چه کسی هستم، قربان

Chapter 1773
01:30:19.377 --> 01:30:20.921
...ولی این افراد، آدم‌های مهمی هستن

Chapter 1774
01:30:21.087 --> 01:30:22.797
...و یه موسسه خیلی مهم هم دارن

Chapter 1775
01:30:22.965 --> 01:30:24.757
که قراره اوضاع رو بهتر کنن

Chapter 1776
01:30:25.466 --> 01:30:27.927
...هدف این کار، همون‌طور که بهتون گفتم قربان

Chapter 1777
01:30:28.095 --> 01:30:31.139
این هستش که این کشور رو
در زمان چنین بحران اقتصادی رهبری کنیم

Chapter 1778
01:30:31.305 --> 01:30:33.225
یه فلج توی کاخ سفید رئیس جمهورـه

Chapter 1779
01:30:33.641 --> 01:30:36.144
...روزولت آدم ضعیفیه. ما می‌خوایم که شما

Chapter 1780
01:30:36.310 --> 01:30:38.980
از طرف کهنه‌سربازها و رهبری جدید
صحبت کنید

Chapter 1781
01:30:39.146 --> 01:30:41.108
خب مگوایر، برای همین انتخابات داریم

Chapter 1782
01:30:41.274 --> 01:30:43.193
به قانون اساسی اعتقادی نداری؟

Chapter 1783
01:30:43.359 --> 01:30:47.072
البته، ولی به عقیده ما
باید فورا اقدامی انجام داد

Chapter 1784
01:30:47.238 --> 01:30:49.658
یه ژنرال بازنشسته قبل از انتخابات
باید اقدام انجام بده؟

Chapter 1785
01:30:49.824 --> 01:30:51.326
می‌خواین یه دیکتاتور باشم؟

Chapter 1786
01:30:51.493 --> 01:30:53.494
حامی‌های بزرگتون این رو می‌خوان؟

Chapter 1787
01:30:56.331 --> 01:30:59.251
،یه دیکتاتور؟ نه
لازم نیست این‌طوری بیان بشه

Chapter 1788
01:30:59.417 --> 01:31:02.337
خیلی‌خوب، صدراعظم؟
بهتر شد؟

Chapter 1789
01:31:02.503 --> 01:31:04.213
بازم قانون اساسی رو نقض می‌کنه

Chapter 1790
01:31:04.381 --> 01:31:06.841
این کار رو با کهنه‌سربازهای ایتالیا و آلمان
هم انجام دادن

Chapter 1791
01:31:07.009 --> 01:31:08.176
به شدت موفقیت‌آمیز بود

Chapter 1792
01:31:12.180 --> 01:31:15.100
،مبلغ 18000 دلار قربان
از طرف کمیته پنج

Chapter 1793
01:31:15.266 --> 01:31:16.475
کمیته افراد قابل اعتماد -
از طرف کی؟ -

Chapter 1794
01:31:16.643 --> 01:31:17.644
کمیته پنج؟

Chapter 1795
01:31:18.145 --> 01:31:19.563
کمیته افراد قابل اعتماد

Chapter 1796
01:31:22.899 --> 01:31:25.152
این کشور به رهبری شما نیاز داره

Chapter 1797
01:31:25.319 --> 01:31:27.154
متوجه منظورم می‌شین، قربان؟

Chapter 1798
01:31:30.615 --> 01:31:31.824
...آقای مگوایر

Chapter 1799
01:31:31.992 --> 01:31:34.786
نظرم عوض شد. تصمیم گرفتم
که سخرانی رو انجام بدم

Chapter 1800
01:31:35.119 --> 01:31:36.537
فوق ‌العاده است

Chapter 1801
01:31:37.288 --> 01:31:40.167
.مراسمش رو خودم انتخاب می‌کنم
اگه با هنگی که بیل میکینز درست کرد

Chapter 1802
01:31:40.333 --> 01:31:42.418
حرف بزنم، خیلی راحت‌تر هستم

Chapter 1803
01:31:42.586 --> 01:31:45.005
توی جشن تجدید دیدارشون سخنرانی می‌کنم

Chapter 1804
01:31:45.213 --> 01:31:47.716
...البته، ولی -
...چون می‌خوام آدم‌هایی رو که -

Chapter 1805
01:31:47.882 --> 01:31:49.967
اون پول‌ها رو گذاشتن توی اون کیف، ببینم

Chapter 1806
01:31:50.135 --> 01:31:52.930
،و می‌خوام تو چشم‌هاشون نگاه کنم
و باهاشون دست بدم

Chapter 1807
01:31:53.095 --> 01:31:55.932
،با توجه به این‌که الان همکار حساب می‌شیم
...می‌تونم ضمانت کنم که

Chapter 1808
01:31:56.099 --> 01:31:59.310
،با اعضای والامقام کمیته افراد قابل اعتماد
دیدار خواهید کرد

Chapter 1809
01:31:59.478 --> 01:32:01.395
...اونجا میان تا شخصا با شما دیدار کنن

Chapter 1810
01:32:01.563 --> 01:32:03.564
گرچه به یه اتاق خصوصی نیاز خواهیم داشت

Chapter 1811
01:32:04.065 --> 01:32:06.234
باشه -
ممنون -

Chapter 1812
01:32:06.400 --> 01:32:09.195
فوق‌العاده است. این متن سخرانیه

Chapter 1813
01:32:09.363 --> 01:32:12.615
آقای مگوایر، اون کیف رو بردارین -
چشم قربان -

Chapter 1814
01:32:13.115 --> 01:32:15.452
...پس هنوز هم بهم نمی‌گین

Chapter 1815
01:32:16.078 --> 01:32:17.371
اون افراد کی هستن

Chapter 1816
01:32:17.912 --> 01:32:18.913
درسته؟

Chapter 1817
01:32:20.289 --> 01:32:21.500
در مراسم، قربان

Chapter 1818
01:32:24.962 --> 01:32:26.296
...هرکسی که بهم پیشنهاد پول بده

Chapter 1819
01:32:26.462 --> 01:32:28.923
و بهم بگه توی سخنرانیم
...چی بگم و چی نگم

Chapter 1820
01:32:29.091 --> 01:32:31.969
احتمالا کسی هستش
که بیل میکینز و دخترش رو کشته

Chapter 1821
01:32:32.135 --> 01:32:34.054
و پشت همه این ماجراهاست

Chapter 1822
01:32:34.220 --> 01:32:36.722
...خلاصه که دو سرباز یه پرستار

Chapter 1823
01:32:36.890 --> 01:32:38.475
خودمون رو در رکاب

Chapter 1824
01:32:38.684 --> 01:32:42.104
ژنرال دیلنبک پرنشان و بااحترام پیدا کردیم

Chapter 1825
01:32:42.270 --> 01:32:46.149
.ژنرال، شما باید با تام وز صحبت کنین
برادر ولری

Chapter 1826
01:32:51.320 --> 01:32:53.198
اتاق تولید 7، لطفا

Chapter 1827
01:32:53.364 --> 01:32:55.658
،اتاق تولید 7
به مکانیک نیاز داره

Chapter 1828
01:32:58.244 --> 01:32:59.246
هیچ‌وقت ندیده‌بودمش

Chapter 1829
01:33:00.497 --> 01:33:01.873
شاید یه جور هنر مدرنه

Chapter 1830
01:33:02.666 --> 01:33:04.877
دلم می‌خواد برم و یه نگاهی بهش بندازم

Chapter 1831
01:33:06.170 --> 01:33:08.296
دوست دارم دوباره برم آمستردام

Chapter 1832
01:33:09.631 --> 01:33:10.631
جدی؟

Chapter 1833
01:33:11.716 --> 01:33:12.717
آره

Chapter 1834
01:33:13.635 --> 01:33:15.804
دعا کن خوب پیش بره

Chapter 1835
01:33:16.596 --> 01:33:17.597
آقای وز

Chapter 1836
01:33:17.764 --> 01:33:18.890
برت -
می‌شه تام صداتون کنم؟ -

Chapter 1837
01:33:19.056 --> 01:33:20.600
البته -
خانم وز -

Chapter 1838
01:33:20.766 --> 01:33:23.395
اجازه بدید به ژنرال دیلن‌بک معرفی‌تون کنم

Chapter 1839
01:33:23.561 --> 01:33:24.604
ژنرال

Chapter 1840
01:33:25.063 --> 01:33:27.858
ژنرال دیلن‌بک
آشنایی‌ باهاتون باعث افتخاره

Chapter 1841
01:33:28.024 --> 01:33:31.737
...به‌نظرم شما مرد خیلی قوی و با شرافت و

Chapter 1842
01:33:32.988 --> 01:33:34.323
...و

Chapter 1843
01:33:34.739 --> 01:33:37.743
...واقعا مرد باوقار و خوبی هستید

Chapter 1844
01:33:37.909 --> 01:33:40.453
و من هرچی شما بگید رو باور می‌کنم

Chapter 1845
01:33:42.663 --> 01:33:43.664
لیبی

Chapter 1846
01:33:44.957 --> 01:33:45.958
...خیلی

Chapter 1847
01:33:46.960 --> 01:33:48.002
...خیلی

Chapter 1848
01:33:48.170 --> 01:33:49.921
...قوی

Chapter 1849
01:33:51.047 --> 01:33:52.173
خیلی ذوق‌زده‌ست

Chapter 1850
01:33:52.341 --> 01:33:54.967
به‌طرز نامناسب و زیادی هم ذوق‌زده‌ست

Chapter 1851
01:33:55.844 --> 01:33:58.012
تاحالا از رادیو پخش‌زنده داشتید؟

Chapter 1852
01:33:58.180 --> 01:34:00.431
برای مراسم؟ نه، هیچ‌وقت

Chapter 1853
01:34:01.225 --> 01:34:02.643
می‌تونید تصورش کنید؟

Chapter 1854
01:34:05.145 --> 01:34:06.354
به دوستان کهنه‌سرباز خودتون

Chapter 1855
01:34:06.813 --> 01:34:08.317
که توی چبویگان، میشیگان

Chapter 1856
01:34:08.341 --> 01:34:10.341
یا کاربوندیل، ایلینوی

Chapter 1857
01:34:10.484 --> 01:34:12.069
...فکر کنید که توی خونه نشستن

Chapter 1858
01:34:12.235 --> 01:34:13.738
به رادیو گوش می‌دن

Chapter 1859
01:34:13.762 --> 01:34:15.762
آهنگ های تو رو، برت

Chapter 1860
01:34:15.905 --> 01:34:18.742
واو -
و سخن‌رانی شما، ژنرال -

Chapter 1861
01:34:20.452 --> 01:34:22.537
سخن‌رانی که متنش رو مگوایر بهم داد؟

Chapter 1862
01:34:23.162 --> 01:34:26.207
نه، سخن‌رانی شما

Chapter 1863
01:34:27.208 --> 01:34:28.752
سخن‌رانی‌ای که خودتون می‌خواید ارائه بدید

Chapter 1864
01:34:29.962 --> 01:34:31.587
من نمی‌دونم مگوایر کیه

Chapter 1865
01:34:31.796 --> 01:34:33.317
ولی می‌خوام شما از اعماق دل

Chapter 1866
01:34:33.341 --> 01:34:35.341
برای دفاع از بیل میکینز صحبت کنید

Chapter 1867
01:34:36.467 --> 01:34:37.677
...و همه‌ی اون

Chapter 1868
01:34:38.427 --> 01:34:41.305
کهنه‌سرباز های بی‌صدا که رها شدن -
آره -

Chapter 1869
01:34:41.472 --> 01:34:42.851
شما راه رو هدایت کنید

Chapter 1870
01:34:42.876 --> 01:34:44.876
و اون نخاله‌هایی که

Chapter 1871
01:34:45.018 --> 01:34:47.438
معلوم نیست با بیل میکینز چی‌کار کردن

Chapter 1872
01:34:47.462 --> 01:34:49.462
خودشون رو نشون می‌دن

Chapter 1873
01:34:49.939 --> 01:34:51.693
من سخن‌رانی رو به روش خودم ارائه می‌دم

Chapter 1874
01:34:51.716 --> 01:34:53.716
می‌خوام حقیقت رو به زبون بیارم

Chapter 1875
01:34:55.112 --> 01:34:57.782
حقه‌مون این بود که بذاریم

Chapter 1876
01:34:57.805 --> 01:34:59.805
کمیته پنج و مگوایر فکر کنن

Chapter 1877
01:35:00.742 --> 01:35:02.869
قراره سخن‌رانی خودشون رو برای رهبری جدید

Chapter 1878
01:35:03.828 --> 01:35:07.001
توی کاخ سفید، ارائه بدن

Chapter 1879
01:35:07.024 --> 01:35:09.024
فوری، بدون انتخابات

Chapter 1880
01:35:09.167 --> 01:35:11.920
کهنه‌سرباز ها رو گول بزنیم
که ازش حمایت کنـن

Chapter 1881
01:35:13.881 --> 01:35:15.716
و تام، همون‌طور که قول داده‌بود

Chapter 1882
01:35:15.882 --> 01:35:18.760
گوشت ما رو از زیر دندون پلیس بیرون کشید

Chapter 1883
01:35:18.926 --> 01:35:20.822
که برخلاف انتظار ما

Chapter 1884
01:35:20.845 --> 01:35:22.364
حالا با ما بودن

Chapter 1885
01:35:22.389 --> 01:35:24.850
توی این نقشه، باهامون متحد بودن
تا جلوش رو بگیریم

Chapter 1886
01:35:26.475 --> 01:35:28.478
و همه ما از ژنرال حمایت کردیم

Chapter 1887
01:35:30.189 --> 01:35:32.565
اون داشت از خودش
به‌عنوان طعمه استفاده می‌کرد

Chapter 1888
01:35:32.590 --> 01:35:36.590
مراسم تجدید دیدار کهنه‌سرباز های نیویورک

Chapter 1889
01:35:42.117 --> 01:35:43.784
عصر‌به‌خیر، آمریکا

Chapter 1890
01:35:43.952 --> 01:35:45.953
ویلکین هارسدیل هستم
و صدای من رو زنده

Chapter 1891
01:35:46.121 --> 01:35:48.916
از مراسم سالانه
تجدید دیدار کهنه‌سرباز ها دارید

Chapter 1892
01:35:52.085 --> 01:35:54.756
پاول، هنری، به‌خاطر شما اومده

Chapter 1893
01:35:54.779 --> 01:35:56.079
ازتون سوال داره

Chapter 1894
01:35:57.673 --> 01:35:59.051
نورکراس، کانتربری

Chapter 1895
01:36:00.344 --> 01:36:02.179
من تاحالا همچین تصویر بزرگی

Chapter 1896
01:36:02.345 --> 01:36:05.765
از جورج واشینگتون ندیدم

Chapter 1897
01:36:05.932 --> 01:36:08.685
بذارید یه سوال ساده ازتون بپرسم
شماها طرف کی هستید؟

Chapter 1898
01:36:08.851 --> 01:36:10.479
ما طرف شما هستیم

Chapter 1899
01:36:10.645 --> 01:36:13.023
خدامون یکیه، کلیسامون فرق داره

Chapter 1900
01:36:13.189 --> 01:36:16.193
ما همه‌مون یک طرف هستیم

Chapter 1901
01:36:17.528 --> 01:36:20.154
یه طلفی بهم بکن
این رو خوب بهم توضیح بده

Chapter 1902
01:36:20.322 --> 01:36:22.949
چون من قراره کاری بکنم
که ممکنه به قیمت جونم تموم بشه

Chapter 1903
01:36:23.115 --> 01:36:24.659
هدف اینه که صبور باشید

Chapter 1904
01:36:24.826 --> 01:36:26.537
تا آخرین ثانیه صبر کنید

Chapter 1905
01:36:26.703 --> 01:36:30.164
تا بتونیم تا حداکثر توان‌مون
جنایت، افشا کنیم

Chapter 1906
01:36:30.332 --> 01:36:31.332
با فدا کردن من؟

Chapter 1907
01:36:31.500 --> 01:36:33.001
نه قربان، این‌طور نیست -
نه، اصلا -

Chapter 1908
01:36:33.167 --> 01:36:34.168
شما رو فدا نمی‌کنیم -
نه -

Chapter 1909
01:36:34.377 --> 01:36:36.462
امشب کلی آدم که برام عزیزن، اینجان

Chapter 1910
01:36:36.630 --> 01:36:38.506
به درایت ما اعتماد کنید، ژنرال

Chapter 1911
01:36:38.673 --> 01:36:42.344
آره، فاخته تو لونه‌ست
و قراره به‌زودی گیر بیفته

Chapter 1912
01:36:44.262 --> 01:36:45.889
فاخته؟

Chapter 1913
01:36:47.015 --> 01:36:50.769
و لطفا بذارید جشن‌مون رو بگیریم

Chapter 1914
01:36:50.935 --> 01:36:52.813
بذارید از زنده ‌بودن‌مون خوش‌حالی کنیم

Chapter 1915
01:36:52.979 --> 01:36:55.481
اون حرومزاده‌ای
که بیل میکینز رو کشته

Chapter 1916
01:36:55.649 --> 01:36:56.943
و اون حروم‌زاده هایی

Chapter 1917
01:36:56.966 --> 01:36:58.586
که می‌خوان دولت ما رو بدزدن، بگیرید

Chapter 1918
01:36:58.609 --> 01:36:59.819
خب؟

Chapter 1919
01:37:02.154 --> 01:37:04.615
امیدوارم این قضیه جواب بده

Chapter 1920
01:37:06.284 --> 01:37:07.368
وگرنه به‌فنا می‌ریم

Chapter 1921
01:37:08.453 --> 01:37:10.872
به چهارده‌مین جشن سالانه

Chapter 1922
01:37:11.038 --> 01:37:13.583
برای ۳۶۹مین، ۴۲مین و ۳۳مین

Chapter 1923
01:37:13.750 --> 01:37:15.918
هنگ های نیویورک، خوش اومدید

Chapter 1924
01:38:00.005 --> 01:38:02.548
سرگرمی امشب با دکتر برندسن ادامه داره
...افسر پزشکی

Chapter 1925
01:38:03.926 --> 01:38:07.136
به‌نظر امیدوارکننده‌ست -
خیلی هم امیدوارکننده‌ست، هنری -

Chapter 1926
01:38:07.304 --> 01:38:11.015
بادوم زمینی

Chapter 1927
01:38:11.182 --> 01:38:13.726
اگه موز نداری، نگران نباش

Chapter 1928
01:38:13.894 --> 01:38:16.604
بادوم‌زمینی ها توی یه کیسه، دارن صدان می‌زنن

Chapter 1929
01:38:17.605 --> 01:38:19.942
هدرشون نده
از شکم‌درد خبری نیست

Chapter 1930
01:38:20.108 --> 01:38:22.277
وقتی بیدار بشی، مزه‌شون می‌کنی

Chapter 1931
01:38:22.485 --> 01:38:23.737
بادوم‌زمینی

Chapter 1932
01:38:23.904 --> 01:38:25.613
کارش خوبه

Chapter 1933
01:38:25.780 --> 01:38:28.783
داره اشتباه می‌خونه -
خب تو برو بخون -

Chapter 1934
01:38:28.951 --> 01:38:31.453
بادوم‌زمینی

Chapter 1935
01:38:33.538 --> 01:38:34.872
آفرین

Chapter 1936
01:38:35.039 --> 01:38:37.708
ممنون از وین کاتوسکی

Chapter 1937
01:38:38.710 --> 01:38:40.087
و ویکتور بارنز

Chapter 1938
01:38:41.003 --> 01:38:42.005
خدای من

Chapter 1939
01:38:47.552 --> 01:38:49.011
ایول، برت

Chapter 1940
01:38:50.430 --> 01:38:52.890
کارآگاه گتویلر اینجاست -
خب -

Chapter 1941
01:38:53.516 --> 01:38:55.685
هارولد و دیلن‌بک اینجا

Chapter 1942
01:38:58.188 --> 01:38:59.439
اسم‌تون چیه؟

Chapter 1943
01:38:59.605 --> 01:39:01.483
دکتر برندسن می‌گن ایشون معتقدن

Chapter 1944
01:39:01.649 --> 01:39:05.028
موزیک برای همه این جانباز ها مثل دواست

Chapter 1945
01:39:05.194 --> 01:39:06.738
فرد
لری

Chapter 1946
01:39:07.197 --> 01:39:08.657
اسم‌تون؟ -
آلفرد -

Chapter 1947
01:39:08.823 --> 01:39:10.617
اون‌ها واندن‌هیوول هان؟

Chapter 1948
01:39:10.783 --> 01:39:14.371
در لحظاتی دیگه، موزیک ادامه پیدا می‌کنه -
آره -

Chapter 1949
01:39:14.537 --> 01:39:16.375
اون دکتر واندن‌هیوول و همسرشه

Chapter 1950
01:39:16.399 --> 01:39:18.399
اون هم بئاتریسه، اونجا

Chapter 1951
01:39:19.917 --> 01:39:21.377
خیلی بهت افتخار می‌کنیم

Chapter 1952
01:39:21.545 --> 01:39:24.381
واو، مگه یه روز

Chapter 1953
01:39:24.547 --> 01:39:28.176
چه فرقی ایجاد می‌کنه؟
تیغ یکبار مصرفم رو برگردونم؟

Chapter 1954
01:39:28.342 --> 01:39:31.470
شوخ‌طبعی هیبروئه -
پدر -

Chapter 1955
01:39:31.637 --> 01:39:33.807
فکر کنم وقتشه هیئت‌پزشکی موقعیت تو

Chapter 1956
01:39:33.832 --> 01:39:34.951
رو دوباره ارزیابی کنه، پسرم

Chapter 1957
01:39:34.975 --> 01:39:36.935
خوش‌حال می‌شم، این‌کار رو بکنم

Chapter 1958
01:39:38.395 --> 01:39:39.896
شنیدی؟

Chapter 1959
01:39:40.063 --> 01:39:42.733
بالاخره اون شب بی‌نقص رسیده

Chapter 1960
01:39:45.277 --> 01:39:48.032
اگه ما رو به ژنرال دیلن‌بک معرفی کنی

Chapter 1961
01:39:48.055 --> 01:39:50.055
یه دنیا برامون ارزش داره

Chapter 1962
01:39:50.198 --> 01:39:53.284
برای شما ارزش داره
یا برای خونواده‌تون؟

Chapter 1963
01:39:55.328 --> 01:39:57.247
ما خیلی به برترام افتخار می‌کنیم

Chapter 1964
01:39:57.413 --> 01:39:58.873
خوب کودتایی درست کرده

Chapter 1965
01:39:59.041 --> 01:40:00.833
خیلی افتخار می‌کنیم

Chapter 1966
01:40:01.001 --> 01:40:02.418
با ژنرال آشنا شدید؟

Chapter 1967
01:40:02.586 --> 01:40:05.546
واقعا مرد خیلی بزرگیه
از همین الان مو هام سیخ شده

Chapter 1968
01:40:05.713 --> 01:40:08.591
خیلی‌خیلی سیخ شده -
برای من هیچ‌وقت این‌طوری سیخ نمی‌کنه -

Chapter 1969
01:40:08.759 --> 01:40:11.385
شاید بهتر باشه به سفر های کاری بیشتری برم -
تام -

Chapter 1970
01:40:12.762 --> 01:40:15.932
می‌خوام به‌تون بگم
که چه کهنه‌سرباز و پزشک خوبیه

Chapter 1971
01:40:16.099 --> 01:40:17.434
و اون لایق محبته

Chapter 1972
01:40:20.186 --> 01:40:21.521
ممنون، قربان

Chapter 1973
01:40:21.688 --> 01:40:22.730
سلام برت

Chapter 1974
01:40:22.898 --> 01:40:23.899
سلام -
والری -

Chapter 1975
01:40:24.065 --> 01:40:26.944
عزیزم می‌شه از مردم فیلم نگیری؟

Chapter 1976
01:40:27.109 --> 01:40:29.112
داریم امشب رو مستند می‌کنیم، لیبی

Chapter 1977
01:40:29.279 --> 01:40:31.280
ممکنه شب تاریخ‌سازی باشه

Chapter 1978
01:40:31.448 --> 01:40:34.117
آره ولی بعضی ها حریم خصوصی‌شون براشون مهمه

Chapter 1979
01:40:35.577 --> 01:40:37.453
شما که مشکلی ندارید، ژنرال؟ -
نه -

Chapter 1980
01:40:37.621 --> 01:40:39.122
برت؟ -
باید بریم اون ها رو ببینیم -

Chapter 1981
01:40:39.288 --> 01:40:41.375
خیلی‌خب؟ -
آره باید بریم -

Chapter 1982
01:40:41.542 --> 01:40:43.502
والری و فیلم های خونگیش

Chapter 1983
01:40:43.710 --> 01:40:44.920
یه هنره

Chapter 1984
01:40:47.631 --> 01:40:50.091
بئاتریس، باهام می‌رقصی؟

Chapter 1985
01:40:51.385 --> 01:40:52.594
عزیزم

Chapter 1986
01:40:54.887 --> 01:40:57.099
عزیزم

Chapter 1987
01:40:58.225 --> 01:41:01.144
اون کورنلیوس واندربیلت

Chapter 1988
01:41:02.770 --> 01:41:04.773
مادر؟ -
بله، عزیزم؟

Chapter 1989
01:41:04.939 --> 01:41:06.817
مادر، اون اون کورنلیوس واندربیلت

Chapter 1990
01:41:06.984 --> 01:41:09.029
و کنار آلیس ماربل وایساده

Chapter 1991
01:41:09.052 --> 01:41:11.052
ممکنه  برنده مسابقات آزاد آمریکا بشه

Chapter 1992
01:41:11.195 --> 01:41:12.322
پدر و مادرم باید ببینن‌شون

Chapter 1993
01:41:12.488 --> 01:41:14.448
تمام مدت می‌خواستن
آلیس ماربل رو ملاقات کنـن

Chapter 1994
01:41:15.658 --> 01:41:17.994
می‌شه یه لحظه منتظر بمونی تا برگردیم؟

Chapter 1995
01:41:18.161 --> 01:41:20.622
شنیدی بابا گفت می‌تونی برگردی؟

Chapter 1996
01:41:20.788 --> 01:41:23.166
هیجان‌انگیز نیست؟ -
نه، ممنون -

Chapter 1997
01:41:24.710 --> 01:41:26.461
چی؟ یعنی چی؟

Chapter 1998
01:41:26.627 --> 01:41:27.837
نه، ممنون

Chapter 1999
01:41:29.463 --> 01:41:31.507
نه،ممنون" یعنی چی؟"

Chapter 2000
01:41:32.050 --> 01:41:35.845
من زمان زیادی منتظر چیز اشتباهی بودم

Chapter 2001
01:41:37.805 --> 01:41:40.516
تبدیل شد به یه چیز خیلی متفاوت‌تر

Chapter 2002
01:41:40.684 --> 01:41:42.603
از چیزی که بود

Chapter 2003
01:41:45.646 --> 01:41:48.149
فکر کنم ممکنه اتفاقات وحشتناکی برات بیفته

Chapter 2004
01:41:49.775 --> 01:41:51.987
آدم همچین چیزی رو به دشمنش هم نمی‌گه

Chapter 2005
01:41:53.488 --> 01:41:55.114
چه برسه به عزیزش

Chapter 2006
01:42:01.787 --> 01:42:03.125
مادر، اون کورنلیوس واندربیلت

Chapter 2007
01:42:03.149 --> 01:42:05.149
و آلیس ماربله، بیا بریم پیش‌شون

Chapter 2008
01:42:21.057 --> 01:42:22.141
اشکال نداره، برت

Chapter 2009
01:42:23.268 --> 01:42:24.685
هنوز ما رو داری

Chapter 2010
01:42:26.020 --> 01:42:28.856
خدا رو شکر
کس زیادی برام نمونده

Chapter 2011
01:42:29.565 --> 01:42:30.859
مردان مهمی که

Chapter 2012
01:42:31.025 --> 01:42:33.028
فکر می‌کنم می‌خواستید ببینید‌شون

Chapter 2013
01:42:33.194 --> 01:42:34.904
درسته؟ -
بله، می‌خوام -

Chapter 2014
01:42:35.072 --> 01:42:37.533
برندسن، می‌تونیم اون‌هایی که درباره‌شون
صحبت کردیم رو ببینیم

Chapter 2015
01:42:37.698 --> 01:42:39.451
والری، موقع رقصیدن خیلی خوشگل شده‌بودی

Chapter 2016
01:42:39.618 --> 01:42:41.328
شاید بهتر باشه تو با دوست‌هات همینجا بمونی

Chapter 2017
01:42:41.787 --> 01:42:43.956
تام وز داره با ژنرال حرف می‌زنه

Chapter 2018
01:42:44.122 --> 01:42:45.457
آره

Chapter 2019
01:42:45.623 --> 01:42:48.335
کل عمرم از این آدم‌ها دوری می‌کردم

Chapter 2020
01:42:48.502 --> 01:42:49.837
من هم همین حس رو دارم، ژنرال

Chapter 2021
01:42:50.002 --> 01:42:52.672
اما این ها باز از بقیه بهترن
و ارزش یه فرصت دارن

Chapter 2022
01:42:59.429 --> 01:43:00.639
ژنرال دیلن‌بک

Chapter 2023
01:43:01.139 --> 01:43:03.684
ایشون آقای آقای نوینز
از مخابرات نوینز هستن

Chapter 2024
01:43:03.850 --> 01:43:05.894
آقای بلپورت، صنایع شیمیایی بلپورت

Chapter 2025
01:43:06.060 --> 01:43:08.104
آقای جفرز از انتشارات جفرز

Chapter 2026
01:43:13.318 --> 01:43:16.363
می‌خواستیم آقای تاملینسون هم اینجا باشن
مخترع افسانه ای خودرو

Chapter 2027
01:43:16.529 --> 01:43:20.242
اما نتونستن امشب اینجا باشن
یه عملیات فوق‌العاده توی مونیخ دارن

Chapter 2028
01:43:21.743 --> 01:43:23.453
گیل، می‌تونم گیل صداتون کنم؟

Chapter 2029
01:43:23.619 --> 01:43:25.454
نه، می‌تونی ژنرال صدام کنی

Chapter 2030
01:43:25.622 --> 01:43:26.873
ژنرال رو ترجیح می‌دن

Chapter 2031
01:43:27.039 --> 01:43:29.417
گیل، درک می‌کنم، درک می‌کنیم

Chapter 2032
01:43:29.585 --> 01:43:31.086
ترجیح می‌ده ژنرال صداش کنی

Chapter 2033
01:43:31.252 --> 01:43:33.921
چه‌خبر گیل، من اندرو نوینزم
می‌تونی اندی صدام کنی

Chapter 2034
01:43:34.088 --> 01:43:37.259
اندی صدات می‌کنم
ولی شما من رو ژنرال صدا می‌کنید

Chapter 2035
01:43:37.426 --> 01:43:40.887
به‌خاطر مرگ دوستم، بیل میکینز اینجام

Chapter 2036
01:43:41.054 --> 01:43:42.430
کی هست؟

Chapter 2037
01:43:42.597 --> 01:43:45.850
بیل میکینز؟ امشب گرامی‌داشتشه

Chapter 2038
01:43:46.059 --> 01:43:47.728
بورس اوراق قرضه را اجرا کرد

Chapter 2039
01:43:47.895 --> 01:43:49.979
البته، به‌خاطر اتفاقی که افتاد خیلی متاسفم

Chapter 2040
01:43:50.146 --> 01:43:52.064
داشت یادم می‌رفت -
دخترش هم همین‌طور -

Chapter 2041
01:43:52.231 --> 01:43:53.817
اتفاق وحشتناکی بود

Chapter 2042
01:43:53.984 --> 01:43:56.029
مشتاقم امشب درباره فرصت های تجاری

Chapter 2043
01:43:56.054 --> 01:43:58.054
خارج از کشور، باهاتون صحبت کنم

Chapter 2044
01:43:58.197 --> 01:44:01.240
کارخونه ما توی مونیخ
به‌خاطر رهبری قوی

Chapter 2045
01:44:01.408 --> 01:44:03.159
نتایج خوبی داده

Chapter 2046
01:44:03.327 --> 01:44:05.328
با کاربلد بودن

Chapter 2047
01:44:05.494 --> 01:44:06.954
یه سلامتی بریم

Chapter 2048
01:44:07.956 --> 01:44:10.876
آره، خب
ما سه تاییم

Chapter 2049
01:44:11.042 --> 01:44:13.420
تام، تو می‌تونی چهارمی باشی
مثل گلف

Chapter 2050
01:44:13.587 --> 01:44:17.548
و برای شانس خوب هم
یه نفر پنجم می‌خوایم، ژنرال؟

Chapter 2051
01:44:21.220 --> 01:44:22.720
شما تشریف نمیارید ژنرال؟

Chapter 2052
01:44:25.849 --> 01:44:26.850
به سلامتی ژنرال

Chapter 2053
01:44:27.016 --> 01:44:28.018
به سلامتی ژنرال

Chapter 2054
01:44:28.185 --> 01:44:29.185
به سلامتی ژنرال

Chapter 2055
01:44:34.690 --> 01:44:37.653
حرف پیروی از خدای اشتباه شد

Chapter 2056
01:44:38.362 --> 01:44:40.988
چی غیرآمریکایی‌تر از یه رژیم دیکتاتوری

Chapter 2057
01:44:41.155 --> 01:44:43.324
که توسط تاجر های آمریکایی ساخته‌شده، هست؟

Chapter 2058
01:44:43.492 --> 01:44:45.993
دو تا ملک هست، ژنرال
هر کدوم رو خواستید استفاده کنید

Chapter 2059
01:44:46.161 --> 01:44:47.371
شما یا خونواده‌تون

Chapter 2060
01:44:47.537 --> 01:44:50.582
پایونیر پوینت توی مریلند
ملک اصلی صنایع شیمیایی بلپورت

Chapter 2061
01:44:50.748 --> 01:44:53.752
یه جا برای بازنشستگی شما یا کهنه‌سرباز ها

Chapter 2062
01:44:53.918 --> 01:44:56.587
و یکی دیگه توی ایست همپتون
شاید شما و خونواده خوش‌تون بیاد

Chapter 2063
01:44:56.796 --> 01:45:00.967
بهش فکر می‌کنم ولی خب من و همسرم
از جایی که توی ساحل جرسی داریم، راضی‌ایم

Chapter 2064
01:45:01.134 --> 01:45:03.761
شاید شما یه تخیل بزرگ‌تر نیاز دارید، ژنرال

Chapter 2065
01:45:05.096 --> 01:45:07.265
ما هم همین‌طوری به اینجا رسیدیم

Chapter 2066
01:45:08.140 --> 01:45:11.185
به این مرد ها اهمیت ندید، ژنرال
فکر می‌کنـن صاحب دنیان

Chapter 2067
01:45:11.353 --> 01:45:13.063
وقتشه آماده سخن‌رانی‌تون بشید

Chapter 2068
01:45:14.814 --> 01:45:16.649
مشتاق شنیدن سخن‌رانی‌تون هستیم

Chapter 2069
01:45:35.127 --> 01:45:38.921
و حالا یه ستاره از ۳۶۹، آگی

Chapter 2070
01:45:39.088 --> 01:45:40.423
روی شیشه

Chapter 2071
01:45:47.180 --> 01:45:48.556
اون چیه؟

Chapter 2072
01:45:50.434 --> 01:45:52.935
یکی از بهترین ابداعات زوریخ

Chapter 2073
01:45:53.103 --> 01:45:55.646
درد و اضطراب رو کامل از بین می‌بره

Chapter 2074
01:45:58.734 --> 01:46:01.737
تمام افکار بی‌هوده ذهن رو اشغال کرده

Chapter 2075
01:46:09.453 --> 01:46:10.996
کمرم خیلی درد می‌کنه

Chapter 2076
01:46:11.162 --> 01:46:14.541
معمولا آدم هایی مثل من باید برن سراغ مشروب

Chapter 2077
01:46:14.707 --> 01:46:17.211
و مورفین اما اون‌ها اعتیادآورن

Chapter 2078
01:46:17.377 --> 01:46:18.837
اوه، چه سریع گرفت

Chapter 2079
01:46:19.003 --> 01:46:22.591
چه انرژی‌ای داره

Chapter 2080
01:46:23.716 --> 01:46:25.761
هیچ دردی ندارم -
خوب بود، نه؟ -

Chapter 2081
01:46:25.927 --> 01:46:27.011
خیلی خوب

Chapter 2082
01:46:27.179 --> 01:46:29.305
بیشتر هم هست، برت

Chapter 2083
01:46:29.472 --> 01:46:33.601
می‌خوام بیشتر ازش بدونم
ترکیب شیمیاییش رو می‌خوام

Chapter 2084
01:46:33.769 --> 01:46:36.313
وقتی توی انجمن وریل با خواهرم جمع می‌شیم

Chapter 2085
01:46:36.479 --> 01:46:38.650
یه جلسه برگزار می‌کنیم، مو هامون

Chapter 2086
01:46:38.675 --> 01:46:40.675
رو باز می‌کنیم که مثل یه آنتن بشه

Chapter 2087
01:46:40.817 --> 01:46:42.944
به‌مون اجازه می‌ده
با نژاد برتر ارتباط برقرا کنیم

Chapter 2088
01:46:43.110 --> 01:46:46.532
اصلا از یه کهکشان دیگه میان، خیلی عالیه

Chapter 2089
01:46:49.493 --> 01:46:51.912
و حالا، برادران هینسون

Chapter 2090
01:46:53.829 --> 01:46:59.043
بانوی اسپانیا، دوستت دارم

Chapter 2091
01:46:59.211 --> 01:47:02.881
از همون شبی که اولین بار دیدمت

Chapter 2092
01:47:03.047 --> 01:47:05.759
چند تا توصیه‌ دوستانه باری سخن‌رانی
امشب‌تون دارم، ژنرال

Chapter 2093
01:47:05.926 --> 01:47:08.554
لطفا بهش توصیه دوستانه نکن

Chapter 2094
01:47:08.720 --> 01:47:11.097
چه توصیه دوستانه‌ای؟

Chapter 2095
01:47:12.557 --> 01:47:15.435
امشب، مردم صدای شما رو از رادیو می‌شنون

Chapter 2096
01:47:15.601 --> 01:47:20.106
این همه مخاطب مشتاق
از هیچ‌کس دیگه‌ای گیرتون نمیاد

Chapter 2097
01:47:20.274 --> 01:47:23.068
اون‌ها دنبال الهام گرفتن از شما خواهند بود

Chapter 2098
01:47:23.734 --> 01:47:26.320
کهنه‌سرباز هایی
که به‌خاطر ما مردند رو یادتون نره

Chapter 2099
01:47:26.488 --> 01:47:29.323
و بیل میکینز رو به یاد داشته‌باشید

Chapter 2100
01:47:29.992 --> 01:47:31.952
و یادش رو گرامی داشته‌باشید

Chapter 2101
01:47:32.118 --> 01:47:34.037
اگر فی‌البداهه عمل کنید

Chapter 2102
01:47:34.203 --> 01:47:37.207
و توی یه قضیه جنایی پیچیده
در مورد مرگ میکینز بیفتید

Chapter 2103
01:47:37.373 --> 01:47:41.295
تاثیر بدی روتون می‌ذاره
و اما اصلا این رو نمی‌خوایم، ژنرال

Chapter 2104
01:47:42.503 --> 01:47:45.423
ژنرال که خیلی واضح گفت، قراره

Chapter 2105
01:47:46.216 --> 01:47:48.594
یاد بیل میکینز رو گرامی بداره
و حقیقت رو بگه

Chapter 2106
01:47:49.845 --> 01:47:51.599
منظور من هم دقیقا همینه

Chapter 2107
01:47:51.622 --> 01:47:53.622
روی خصوصیات خوبی بیل‌ میکینز
داشت تمرکز کیند

Chapter 2108
01:47:53.765 --> 01:47:55.850
سکوت و مهربونیش

Chapter 2109
01:47:56.018 --> 01:47:58.895
من هم می‌خوام به روش خودم همین‌کار رو بکنم

Chapter 2110
01:48:06.403 --> 01:48:08.363
اون چیه؟ -
احساسش کنید

Chapter 2111
01:48:08.529 --> 01:48:09.948
از گرازماهیه

Chapter 2112
01:48:11.158 --> 01:48:12.993
چه لطیفه

Chapter 2113
01:48:14.411 --> 01:48:15.912
یه گرازماهی به‌خاطر این مرده؟

Chapter 2114
01:48:16.078 --> 01:48:20.167
نه قربان از کهولت سن مرد
اون زندگی خوب و خوشی داشت

Chapter 2115
01:48:20.333 --> 01:48:22.502
چون تصمیم های هوشمندانه‌ای گرفته‌بود

Chapter 2116
01:48:24.421 --> 01:48:26.715
کمکیه به موسسه‌تون

Chapter 2117
01:48:27.381 --> 01:48:29.217
من موسسه‌ای ندارم

Chapter 2118
01:48:29.384 --> 01:48:31.636
شاید بهتره یکی تاسیس کنید
من می‌تونم کمک‌تون کنم

Chapter 2119
01:48:31.802 --> 01:48:33.889
سی‌وشش‌هزار دلار، ژنرال

Chapter 2120
01:48:34.055 --> 01:48:37.184
به نوآوری های دکتر برندسن
و کار هایی که می‌تونید باهاش بکنید، فکر کنید

Chapter 2121
01:48:37.350 --> 01:48:40.729
خیلی کار ها می‌شه باهاش کرد
باید پول رو قبول کنید

Chapter 2122
01:48:40.895 --> 01:48:42.523
منظورت چیه که باید قبولش کنم

Chapter 2123
01:48:43.606 --> 01:48:46.443
گوش کنید، یه نفر، من نه

Chapter 2124
01:48:46.609 --> 01:48:49.779
اسم و چهره شما رو می‌گیره

Chapter 2125
01:48:49.947 --> 01:48:53.824
می‌ذارش روی نیویورک‌تایمز
و بعد می‌رینه بهش

Chapter 2126
01:48:54.868 --> 01:48:57.703
به دستاورد های زندگی‌تون فکر کنید

Chapter 2127
01:48:57.871 --> 01:48:59.997
همه‌شون نابود و فراموش می‌شن

Chapter 2128
01:49:01.207 --> 01:49:05.295
مثل یه دیوونه پیر باهاتون رفتار می‌شه
و زیر تاریخ دفن می‌شید

Chapter 2129
01:49:05.462 --> 01:49:09.925
توانایی این کار رو دارن
سخن‌رانی درست رو ارائه بدید

Chapter 2130
01:49:10.759 --> 01:49:14.555
وگرنه شهیدتون می‌کنن
و  می‌گن کار یه آنارشیست بوده

Chapter 2131
01:49:15.596 --> 01:49:17.765
اشتباه بیل میکینز رو مرتکب نشید

Chapter 2132
01:49:17.932 --> 01:49:20.351
سرقت غم‌انگیز یک جان بود

Chapter 2133
01:49:20.519 --> 01:49:23.271
بانوی اسپانیا، دوستـت دارم

Chapter 2134
01:49:26.315 --> 01:49:28.193
اون ها برادران هینسون بودن

Chapter 2135
01:49:29.152 --> 01:49:32.280
برادران هینسون، خیلی خوبن؟
نیستن؟

Chapter 2136
01:49:32.447 --> 01:49:35.658
اجرای بانوی اسپانیا توسط برادران هینسون

Chapter 2137
01:49:35.826 --> 01:49:38.787
من هم یه‌بار یه بانو از اسپانیا دیدم

Chapter 2138
01:49:38.953 --> 01:49:42.248
و اون هم من رو تبدیل کرد
به مرد درددار...بله

Chapter 2139
01:49:42.416 --> 01:49:45.335
خب، شخص محترمی که قراره بگم تشریف بیارن

Chapter 2140
01:49:45.502 --> 01:49:47.587
یه پزشک از هنگ‌مون هستن

Chapter 2141
01:49:47.753 --> 01:49:50.798
یه مرد که من "دوست" صداش می‌زنم

Chapter 2142
01:49:50.966 --> 01:49:54.219
لطفا یه کف مرتب برای برت برندسن

Chapter 2143
01:49:55.052 --> 01:49:58.390
بیا سخنت رو برون برت

Chapter 2144
01:49:59.265 --> 01:50:01.435
دکتر برت برندسن

Chapter 2145
01:50:06.105 --> 01:50:09.525
اسم من برت برندسنه
بیشترتون من رو می‌شناسید

Chapter 2146
01:50:09.693 --> 01:50:13.863
پسر یه مکانیک از المیرا هستم

Chapter 2147
01:50:14.280 --> 01:50:15.865
وقتی بچه هستیم

Chapter 2148
01:50:16.908 --> 01:50:20.287
طبیعتا دنیا رو دوست داریم

Chapter 2149
01:50:21.454 --> 01:50:24.875
و امید داریم دنیا هم ما رو دوست داشته‌باشه

Chapter 2150
01:50:26.627 --> 01:50:29.671
همون‌طور که دوست من، هارولد می‌گه

Chapter 2151
01:50:29.837 --> 01:50:33.257
فکر کنم از خدای اشتباهی پیروی کردم

Chapter 2152
01:50:33.425 --> 01:50:34.926
اما این مرد، نه

Chapter 2153
01:50:36.511 --> 01:50:39.931
اون همیشه از خدای درست، پیروی کرده

Chapter 2154
01:50:45.938 --> 01:50:48.023
دیلن‌بک

Chapter 2155
01:50:48.189 --> 01:50:51.318
!دیلن‌بک! دیلن‌بک

Chapter 2156
01:50:51.693 --> 01:50:53.612
!دیلن‌بک! دیلن‌بک

Chapter 2157
01:51:04.288 --> 01:51:07.292
حرومزاده ها رو ببین

Chapter 2158
01:51:07.458 --> 01:51:11.046
یه مشت خون‌ریز و فاسد

Chapter 2159
01:51:11.212 --> 01:51:14.632
اگر شمایی که سمت من
به آلمانی فریاد می‌زنید، شجاعت داشتید

Chapter 2160
01:51:14.800 --> 01:51:16.217
با کمی وقار رفتار می‌کردید

Chapter 2161
01:51:22.890 --> 01:51:24.810
آره! ژنرال دیلن‌بک

Chapter 2162
01:51:27.813 --> 01:51:31.233
من توی پنج جنگ، توی سه قاره جنگیدم

Chapter 2163
01:51:31.399 --> 01:51:34.069
کل عمرم مردم سرم فریاد زدن

Chapter 2164
01:51:34.235 --> 01:51:38.489
من با ترس و روبه‌رویی باهاش آشنام
اما چیزی واقعا ازش متنفرم

Chapter 2165
01:51:39.073 --> 01:51:42.536
یه چیزی که ازش تنفر زیادی دارم

Chapter 2166
01:51:43.494 --> 01:51:44.704
ظلمه

Chapter 2167
01:51:46.582 --> 01:51:50.210
به من پول پیشنهاد شده تا رهبر خود منتصب

Chapter 2168
01:51:51.712 --> 01:51:54.256
کهنه‌سرباز ها بشم، کهنه‌سرباز هایی مثل شما

Chapter 2169
01:51:55.090 --> 01:51:58.551
تا بدون انتخابات برم توی کاخ‌سفید

Chapter 2170
01:51:59.469 --> 01:52:03.265
به‌عنوان نوعی مشاور
به تقاضای عمومی

Chapter 2171
01:52:03.431 --> 01:52:04.640
از شما

Chapter 2172
01:52:05.725 --> 01:52:09.313
همین افراد می‌خوان
که من از روی یه رهبر اروپایی

Chapter 2173
01:52:09.479 --> 01:52:12.774
به نام موسولینی الگوبرداری کنم

Chapter 2174
01:52:15.152 --> 01:52:19.405
فکر می‌کنـن این کشور نیازمند همچین رهبریه

Chapter 2175
01:52:19.573 --> 01:52:21.324
رهبری

Chapter 2176
01:52:21.490 --> 01:52:25.621
که یه بچه رو زیر کرد
اما ماشین خودش رو نگه‌نداشت

Chapter 2177
01:52:27.872 --> 01:52:31.001
یه رهبری که بهونه‌ش این بود

Chapter 2178
01:52:31.167 --> 01:52:34.087
"جون یه‌نفر در امور ایالت، چه ارزشی داره؟"

Chapter 2179
01:52:36.797 --> 01:52:40.260
ژنرال بیل میکینز توی اون ماشین بود

Chapter 2180
01:52:40.426 --> 01:52:41.970
اون یکی از دوستان من بود

Chapter 2181
01:52:42.136 --> 01:52:43.639
آدم خوبی بود

Chapter 2182
01:52:44.472 --> 01:52:46.766
اما وقتی این داستان رو تعریف می‌کرد

Chapter 2183
01:52:46.934 --> 01:52:50.395
وقتی می‌خواست اون رو روی این صحنه بازگو کنه

Chapter 2184
01:52:50.561 --> 01:52:54.524
تبدیل شد به یکی از اون افرادی
که جونش در امور ایالتی

Chapter 2185
01:52:55.024 --> 01:52:57.152
ارزشی نداشت

Chapter 2186
01:52:57.653 --> 01:52:59.279
به قتل رسید

Chapter 2187
01:52:59.820 --> 01:53:02.114
بله، به قتل رسید و بی‌آبرو شد

Chapter 2188
01:53:02.949 --> 01:53:05.162
درست مثل من که ممکنه به‌خاطر گفتن این

Chapter 2189
01:53:05.185 --> 01:53:07.185
حرف‌ها امشب، به قتل رسیده و بی‌آبرو بشم

Chapter 2190
01:53:09.247 --> 01:53:11.625
وقتی این اتفاق بیفته
این کشور چه‌جور کشوری می‌شه؟

Chapter 2191
01:53:13.377 --> 01:53:16.003
من عضو نیروی دریایی شدم
تا به قانون اساسی‌ای خدمت کنم

Chapter 2192
01:53:16.171 --> 01:53:19.841
که قصدش برابری همه ما انسان‌هاست

Chapter 2193
01:53:20.007 --> 01:53:23.804
اما وقتی چه فایده‌ داره
وقتی آدم های قدرتمند

Chapter 2194
01:53:23.970 --> 01:53:27.140
برای اون‌هایی که جلوی راه‌شون می‌ایستن
استثنا قائل می‌شن؟

Chapter 2195
01:53:27.975 --> 01:53:29.976
بعضی افراد قدرتمند و با نفوذ

Chapter 2196
01:53:30.143 --> 01:53:32.520
وقتی مردم عادی خشمگین هستن، خوش‌حال می‌شن

Chapter 2197
01:53:32.688 --> 01:53:36.190
چون این حواس ما رو از مهربانی
و بخشندگی پرت می‌کنه

Chapter 2198
01:53:36.817 --> 01:53:38.944
نمی‌خوان زیاد درباره‌ش فکر کنیم

Chapter 2199
01:53:39.110 --> 01:53:42.238
تا بتونن به مقدار بیشتر
از چیزی که همین الانش هم دارن، برسن

Chapter 2200
01:53:42.405 --> 01:53:44.157
که ثروت زیاد باشه

Chapter 2201
01:53:44.908 --> 01:53:46.368
این کشور شماست

Chapter 2202
01:53:46.534 --> 01:53:48.703
این کشور شماست

Chapter 2203
01:53:50.706 --> 01:53:52.916
نذارید افراد قلدر اون‌ رو ازتون بگیرن

Chapter 2204
01:54:01.841 --> 01:54:05.179
هی، همون یاروئه -
من پسر یه بانکدارم -

Chapter 2205
01:54:06.137 --> 01:54:07.722
یه جمهوری‌خواهم

Chapter 2206
01:54:07.890 --> 01:54:09.432
پاول و هنری کجان؟

Chapter 2207
01:54:09.600 --> 01:54:11.518
اینجا نیستن -
من یه محافظه‌کارم -

Chapter 2208
01:54:11.685 --> 01:54:12.935
کارآگاه ها چی؟
می‌دونید کجان؟

Chapter 2209
01:54:13.103 --> 01:54:14.354
اون ها هم اینجا نیستن

Chapter 2210
01:54:14.563 --> 01:54:17.231
افرادی که پول دارن

Chapter 2211
01:54:17.399 --> 01:54:19.943
تنها چیزی که می‌خوان پول بیشتره

Chapter 2212
01:54:20.777 --> 01:54:22.820
فکرشون فقط به همینه

Chapter 2213
01:54:22.988 --> 01:54:26.490
و یادشون می‌ره که این شما ها بودید که رفتید

Chapter 2214
01:54:26.908 --> 01:54:28.993
و از اون ها محافظت کردید

Chapter 2215
01:54:30.203 --> 01:54:31.704
چشم‌تون رو از دست دادید

Chapter 2216
01:54:31.872 --> 01:54:33.497
زندگی‌تون رو از دست دادید

Chapter 2217
01:54:33.664 --> 01:54:36.042
خونواده‌تون اذیت شد

Chapter 2218
01:54:36.210 --> 01:54:37.711
اما اون‌ها

Chapter 2219
01:54:37.877 --> 01:54:40.338
قهرمانانی بودن که شما رو به جنگ فرستادن

Chapter 2220
01:54:42.173 --> 01:54:44.091
هر کسی که داره به من شلیک می‌کنه، یه بزدله

Chapter 2221
01:54:44.426 --> 01:54:46.261
توی کل دنیا سمت من تیراندازی شده

Chapter 2222
01:54:46.427 --> 01:54:47.554
تفنگش رو بگیر

Chapter 2223
01:54:49.222 --> 01:54:51.432
من از این چیز ها نمی‌ترسم

Chapter 2224
01:54:52.768 --> 01:54:55.229
حالت خوبه؟ -
برت، خوبی؟ -

Chapter 2225
01:54:55.395 --> 01:54:56.563
خوبم

Chapter 2226
01:55:07.407 --> 01:55:08.867
‍!مرگ بر ظالم

Chapter 2227
01:55:09.033 --> 01:55:10.702
دیلن‌بک یه خیانت‌کاره

Chapter 2228
01:55:10.868 --> 01:55:13.037
جلوی این مرد رو بگیرید -
تام وز مرد بزرگی بود -

Chapter 2229
01:55:13.204 --> 01:55:15.498
تام وز مرد بزرگی بود

Chapter 2230
01:55:19.211 --> 01:55:20.127
نگه‌داریدش

Chapter 2231
01:55:20.295 --> 01:55:22.588
شرعی و قانونی، از آقای وز بپرسید

Chapter 2232
01:55:27.219 --> 01:55:28.345
وطنم

Chapter 2233
01:55:28.511 --> 01:55:32.099
از این سرزمین شیرین و آزادت

Chapter 2234
01:55:32.265 --> 01:55:34.725
آواز می‌خوانم

Chapter 2235
01:55:35.601 --> 01:55:37.604
جدا بشید

Chapter 2236
01:55:41.649 --> 01:55:44.069
من یه کهنه‌سرباز وطن‌پرستم، احمق

Chapter 2237
01:55:44.235 --> 01:55:47.072
تو لیز میکینز رو کشتی، حرومزاده

Chapter 2238
01:55:47.238 --> 01:55:49.574
و تا جایی که من می‌دونم
پدرم هم کشتی

Chapter 2239
01:55:50.199 --> 01:55:52.286
خزانه داری ایالات متحده
همه برید بیرون

Chapter 2240
01:55:53.453 --> 01:55:55.538
حالت خوبه؟ -
وحشتناکه -

Chapter 2241
01:55:55.706 --> 01:55:57.457
نمی‌خواستیم این‌طوری بشه

Chapter 2242
01:55:57.623 --> 01:55:58.833
بی‌حرمتیه

Chapter 2243
01:55:59.001 --> 01:56:02.045
تو متهمی، تام، تو

Chapter 2244
01:56:02.212 --> 01:56:03.713
آره، تو -
نه قربان، اشتباه می‌کنید -

Chapter 2245
01:56:03.921 --> 01:56:05.841
اشتباه نمی‌کنم -
بین قرص‌هام -

Chapter 2246
01:56:06.007 --> 01:56:07.509
تیری که خورده بهم

Chapter 2247
01:56:07.676 --> 01:56:10.429
این قطره‌چشم ها تنها دلیلی هستن
که سرپا وایسادم

Chapter 2248
01:56:10.595 --> 01:56:12.514
و دردی احساس نمی‌کنم

Chapter 2249
01:56:13.055 --> 01:56:17.476
و یا خدا! ببین تو این اتاق چه‌خبره

Chapter 2250
01:56:17.644 --> 01:56:19.813
همه خبره -
...از طرف کمیته پنج بود -

Chapter 2251
01:56:19.979 --> 01:56:22.608
اون تو رو با اسم کوچیک صدا زد، تام

Chapter 2252
01:56:22.774 --> 01:56:25.610
من اون مرد رو نمی‌شناسم -
من همین‌الان تا  سرحدمرگ با اون مرد جنگیدیم -

Chapter 2253
01:56:25.777 --> 01:56:27.988
من و برت دیدیم که لیز میکینز رو هل داد
اون قاتله

Chapter 2254
01:56:28.947 --> 01:56:30.323
مدارک کافی هست

Chapter 2255
01:56:30.489 --> 01:56:33.368
اما متاسفانه باید بگم که مردی که امشب
به ژنرال دیلن‌بک روی صحنه شلیک کرد

Chapter 2256
01:56:33.534 --> 01:56:37.122
همون مردی بود که با میکینز روی قایق بود

Chapter 2257
01:56:37.288 --> 01:56:40.458
با بلیتی که توسط موسسه شما خریده‌ شده‌بود

Chapter 2258
01:56:40.626 --> 01:56:43.337
لزومی به بالا بردن صداهامون نیست -
موسسه شما، آقای وز -

Chapter 2259
01:56:43.503 --> 01:56:45.338
تام چی شده؟ -
اتهامات چیه؟ -

Chapter 2260
01:56:45.506 --> 01:56:47.716
اتهامات علیه شما و مهمون هایی که آوردیده

Chapter 2261
01:56:47.882 --> 01:56:49.801
کمیته پنج -
برای چی؟ -

Chapter 2262
01:56:49.967 --> 01:56:51.011
کمیته پنج

Chapter 2263
01:56:51.177 --> 01:56:53.221
پیشنهاد رشوه دادن به ژنرال ایالات متحده

Chapter 2264
01:56:53.387 --> 01:56:55.474
تلاش برای ترور

Chapter 2265
01:56:55.640 --> 01:56:57.768
توطئه برای سرنگونی دولت آمریکا

Chapter 2266
01:56:57.935 --> 01:57:00.561
مبادله با دیکتاتور ها، آلمان، ایتالیا

Chapter 2267
01:57:00.729 --> 01:57:03.064
دو قتل که ظاهرا مسئولیتش با موسسه شما

Chapter 2268
01:57:03.231 --> 01:57:06.150
بوده، بیل میکینز و دخترش

Chapter 2269
01:57:06.318 --> 01:57:07.735
تام، تو این کار رو کردی؟

Chapter 2270
01:57:07.903 --> 01:57:08.945
به‌نظرم کردن میکینز

Chapter 2271
01:57:09.112 --> 01:57:11.864
اشتباه بود
سرقت غم‌انگیز یک جان بود

Chapter 2272
01:57:12.533 --> 01:57:14.326
اما کاری باید انجام می‌شد

Chapter 2273
01:57:14.493 --> 01:57:18.204
چون اون فرصت های تازه
برای زندگی کردن رو نمی‌دید

Chapter 2274
01:57:18.372 --> 01:57:20.498
اون درک نمی‌کرد
میکینز درک نمی‌کرد

Chapter 2275
01:57:20.666 --> 01:57:23.167
درک می‌کنی؟ -
شما بهتره آروم باشی -

Chapter 2276
01:57:23.793 --> 01:57:27.005
تام، لطفا بگو که
دارو های من ربطی به تو نداشت

Chapter 2277
01:57:27.171 --> 01:57:29.757
تام روی دکترتون نفوذ داشته، والری

Chapter 2278
01:57:29.925 --> 01:57:31.760
درست مثل کاری که با مادرت کرد

Chapter 2279
01:57:35.889 --> 01:57:37.975
حقیقت داره؟ -
یه‌ذره -

Chapter 2280
01:57:38.391 --> 01:57:41.603
یه‌ذره؟ -
کاری که به صلاحت بود رو کردم -

Chapter 2281
01:57:41.770 --> 01:57:44.648
من رو مسموم کردی؟ -
اگه می‌خوای اسمش رو این بذاری -

Chapter 2282
01:57:44.814 --> 01:57:45.815
عیب نداره

Chapter 2283
01:57:46.440 --> 01:57:49.987
من هوات رو داشتم، منفعت تو رو می‌خواستم

Chapter 2284
01:57:50.153 --> 01:57:52.655
تو مثل یه بچه، بی‌پروایی

Chapter 2285
01:57:53.364 --> 01:57:56.493
گوش کن
داری می‌ری دور اروپا

Chapter 2286
01:57:57.077 --> 01:57:59.037
و از جنگ بد می‌گی

Chapter 2287
01:58:00.122 --> 01:58:01.957
با یه مرد سیاه‌پوست هم‌نشین شدی

Chapter 2288
01:58:03.207 --> 01:58:06.252
با یه مرد هم‌نشین شده، یه مرد آزاد

Chapter 2289
01:58:07.045 --> 01:58:10.673
توی آمستردام که برای تو جنگیده

Chapter 2290
01:58:10.841 --> 01:58:12.926
مطب ها چی، تام؟

Chapter 2291
01:58:13.135 --> 01:58:14.177
کدوم مطب ها؟

Chapter 2292
01:58:14.344 --> 01:58:15.845
کمیته پنج

Chapter 2293
01:58:16.012 --> 01:58:17.930
می‌دونی کدوم مطب ها رو می‌گم، تام

Chapter 2294
01:58:18.097 --> 01:58:19.640
عقیم‌سازی اجباری

Chapter 2295
01:58:19.807 --> 01:58:20.934
خواهیم دید

Chapter 2296
01:58:21.100 --> 01:58:23.145
ما نشون کمیته پنج رو اونجا

Chapter 2297
01:58:23.311 --> 01:58:25.314
دیدیم -
دروغ بسته -

Chapter 2298
01:58:26.148 --> 01:58:29.150
این که تام نگران خودش بود، تعجبی نداره
...اما جای وحشتناکش

Chapter 2299
01:58:29.775 --> 01:58:32.320
خدای من. بیخ گوش والری

Chapter 2300
01:58:32.487 --> 01:58:35.489
اون‌ها با شرایط خودساخته‌شون
حواسش رو پرت کردن

Chapter 2301
01:58:36.365 --> 01:58:38.993
گورینگ، دست راست هیتلر

Chapter 2302
01:58:39.161 --> 01:58:41.121
و خود هیتلر

Chapter 2303
01:58:41.747 --> 01:58:43.998
بیشتر مردم هنوز نمی‌دونستن، اون کی هست

Chapter 2304
01:58:45.333 --> 01:58:48.712
تام حتی به گورینگ پول داد تا یه مقاله

Chapter 2305
01:58:48.878 --> 01:58:51.715
درباره دولت جدید آریایی
تو روزنامه جفرز بنویسه

Chapter 2306
01:58:54.676 --> 01:58:58.180
تام تازه کارش با نماد روی چمن ها
تموم شده‌بود

Chapter 2307
01:58:58.346 --> 01:59:00.932
نمی‌تونستی متوجه‌ش بشی
مگه از بالا

Chapter 2308
01:59:01.975 --> 01:59:04.103
دیگه باید خیلی افراطی باشی

Chapter 2309
01:59:04.127 --> 01:59:05.246
که چمن های خونه‌ت

Chapter 2310
01:59:05.270 --> 01:59:06.939
رو اون‌طوری بکنی

Chapter 2311
01:59:07.104 --> 01:59:09.106
اون‌طوری نگاه نکن، لیبی -
والری، عزیزم -

Chapter 2312
01:59:09.565 --> 01:59:11.902
همه جامعه های بزرگ همین‌طوری ساخته‌شدن

Chapter 2313
01:59:12.528 --> 01:59:14.695
تو با مجسمه های عجیبت
تو یه دنیای رویایی زندگی می‌کنی

Chapter 2314
01:59:14.863 --> 01:59:17.949
و اشکالی هم نداره
ولی روزگار که این‌طوری نمی‌چرخه

Chapter 2315
01:59:18.115 --> 01:59:20.662
من با این‌که آدم مهمی نباشم و یه جایی

Chapter 2316
01:59:20.686 --> 01:59:22.686
که زیبایی و عشق باشه زندگی کنم، خوش‌حالم

Chapter 2317
01:59:22.828 --> 01:59:24.622
...هنر و عشق

Chapter 2318
01:59:24.789 --> 01:59:27.000
...چیز هایی که ارزش زندگی کردن، دارن

Chapter 2319
01:59:27.751 --> 01:59:31.755
اون هم وقتی شما دارین
این آینده بزرگ و ترسناک رو می‌سازید

Chapter 2320
01:59:32.506 --> 01:59:34.466
تخیل‌تون رو هدر دادید

Chapter 2321
01:59:34.632 --> 01:59:37.010
من کلی پول در آوردم، برامون

Chapter 2322
01:59:37.176 --> 01:59:38.636
با دوباره‌سازی آلمان

Chapter 2323
01:59:39.304 --> 01:59:42.056
می‌خواستم یکی
از قوی‌ترین رهبر های جهان باشم

Chapter 2324
01:59:42.724 --> 01:59:45.143
ولی بدم هم نمیاد باهاشون وارد جنگ بشم

Chapter 2325
01:59:45.310 --> 01:59:48.604
یه جنگ دیگه؟ تازه از یکیش گذشتیم که

Chapter 2326
01:59:49.898 --> 01:59:51.315
می‌خوای بگی

Chapter 2327
01:59:51.483 --> 01:59:54.194
این آدم های پول‌دار
از دیکتاتور ها حمایت می‌کنن

Chapter 2328
01:59:54.360 --> 01:59:55.904
یا باهاشون می‌جنگن؟

Chapter 2329
01:59:56.070 --> 01:59:59.073
اون‌ها به هیچی جز پول در آوردن اعتقاد ندارن

Chapter 2330
01:59:59.240 --> 02:00:01.284
و میکینز هم برای همین کشته‌شد

Chapter 2331
02:00:01.451 --> 02:00:05.872
چون با این‌کار یا حمایتش مخالف بود؟ عجب

Chapter 2332
02:00:06.497 --> 02:00:08.792
و ما مستقیم افتادیم وسطش

Chapter 2333
02:00:08.958 --> 02:00:10.627
نه

Chapter 2334
02:00:11.627 --> 02:00:15.215
تام سریعا ما رو به‌عنوان بهترین فرصتش
برای رسیدن به ژنرال دید

Chapter 2335
02:00:15.798 --> 02:00:18.844
اگه کاری کنید یکی مثل گیل دیلن‌بک
توی مراسم‌تون دخیل باشه

Chapter 2336
02:00:19.011 --> 02:00:20.429
به دخیل بودن من هم کمک می‌کنه

Chapter 2337
02:00:20.595 --> 02:00:22.680
پس یکی رو لازم داری؟
همیشه همینه

Chapter 2338
02:00:22.847 --> 02:00:25.434
والری، بیخیال می‌شی؟ -
باید جلوش باشه -

Chapter 2339
02:00:25.766 --> 02:00:28.436
فکر کردی از این مرد ها استفاده می‌کنی
تا به من برسی

Chapter 2340
02:00:28.604 --> 02:00:30.980
اما من از اون ها و مراسم‌شون

Chapter 2341
02:00:31.148 --> 02:00:32.525
استفاده کردم تا نقشه تو رو فاش کنم

Chapter 2342
02:00:32.550 --> 02:00:34.550
و جلوش رو برای حداقل ده سال بگیرم

Chapter 2343
02:00:34.693 --> 02:00:37.154
شاید هم بیست یا سی سال، امیدوارم

Chapter 2344
02:00:38.154 --> 02:00:40.282
جلوی نقشه رو گرفتیم

Chapter 2345
02:00:41.449 --> 02:00:42.909
درسته

Chapter 2346
02:00:45.244 --> 02:00:47.288
کمیته پنج

Chapter 2347
02:00:47.456 --> 02:00:49.041
به دیکتاتور آمریکایی‌شون نرسیدن

Chapter 2348
02:00:49.207 --> 02:00:51.460
من پیش کمیته کنگره حاضر شدم

Chapter 2349
02:00:51.627 --> 02:00:54.171
عالی‌ترین نمایندگی مردم آمریکا

Chapter 2350
02:00:54.337 --> 02:00:55.963
تحت احضاریه اومدم
تا چیزی که می‌دونم رو بگم

Chapter 2351
02:00:56.131 --> 02:00:58.216
ژنرال به کنگره شهادت داد

Chapter 2352
02:00:58.382 --> 02:01:01.136
و اون ها موفقت کردن که حق با اونه

Chapter 2353
02:01:01.886 --> 02:01:04.472
افراد قدرتمند چی می‌خوان؟

Chapter 2354
02:01:04.640 --> 02:01:06.432
هیچ‌وقت کافی نیست؟

Chapter 2355
02:01:06.600 --> 02:01:08.894
اون ها به دیوونه‌وار ترین کار ها دست می‌زنن

Chapter 2356
02:01:15.399 --> 02:01:17.444
خدای من، چه مرگت شده؟

Chapter 2357
02:01:17.610 --> 02:01:19.988
چه غلطی کردی -
خدای من! والری، چی کار کردی؟ -

Chapter 2358
02:01:20.154 --> 02:01:21.698
آخه چه مرگت شده؟

Chapter 2359
02:01:21.864 --> 02:01:24.158
همه‌چی برای محاکمه‌ش داشتیم

Chapter 2360
02:01:24.326 --> 02:01:25.786
حالا همه‌ش رو پروندی

Chapter 2361
02:01:25.953 --> 02:01:27.246
حالا مشکل بزرگیه

Chapter 2362
02:01:27.412 --> 02:01:28.497
آفرین

Chapter 2363
02:01:28.704 --> 02:01:32.292
تام، قیافه‌م رو خراب کرد

Chapter 2364
02:01:33.417 --> 02:01:36.296
دست خودم نبود. خیلی عوضی هستن

Chapter 2365
02:01:36.462 --> 02:01:37.881
عقل خودت رو از دست دادی، ضعیفه؟

Chapter 2366
02:01:38.047 --> 02:01:39.675
گفتم که دردسر سازه

Chapter 2367
02:01:39.841 --> 02:01:41.844
احمقانه بود، والری -
ممکنه بری زندان -

Chapter 2368
02:01:42.010 --> 02:01:43.636
حقیقت رو به‌شون بگو هارولد

Chapter 2369
02:01:47.099 --> 02:01:49.893
حالت خوبه، والری؟ داری می‌لرزی

Chapter 2370
02:01:51.395 --> 02:01:54.773
خوبم. فقط داشتم به تیر زدن
توی سر تام و لیبی فکر می‌کردم

Chapter 2371
02:01:55.524 --> 02:01:57.400
نمی‌زنم، نگران نباشید

Chapter 2372
02:01:57.568 --> 02:01:58.985
تصمیم خوبیه، خداروشکر

Chapter 2373
02:01:59.152 --> 02:02:01.279
اره، گند می‌زد به همه‌چی

Chapter 2374
02:02:01.445 --> 02:02:04.490
باید توی روشون وایسی، مثل ما

Chapter 2375
02:02:04.658 --> 02:02:07.159
و باید حقیقت خودت رو زندگی کنی

Chapter 2376
02:02:09.579 --> 02:02:11.081
من هارولد رو دست دارم

Chapter 2377
02:02:11.247 --> 02:02:13.750
اون بزرگ‌ترین خوشحالی زندگیم رو بهم داده

Chapter 2378
02:02:13.917 --> 02:02:15.293
برت هم همین‌طور

Chapter 2379
02:02:27.264 --> 02:02:29.557
به‌به. نگاه کن

Chapter 2380
02:02:30.184 --> 02:02:33.395
این‌طوری تو روی همچین دنیایی باید وایسی

Chapter 2381
02:02:33.561 --> 02:02:37.024
باید همیشه تو قلبت عشق باشه

Chapter 2382
02:02:38.065 --> 02:02:40.985
عشق علیه تنفره

Chapter 2383
02:02:41.653 --> 02:02:44.448
من عاشق زندگیم و آدم‌های توش هستم

Chapter 2384
02:02:45.948 --> 02:02:47.658
حتی بئاتریس

Chapter 2385
02:02:47.826 --> 02:02:50.996
و البته عاشق یه پرتغالی صادق، ایرما هستم

Chapter 2386
02:02:51.162 --> 02:02:52.413
میلتون

Chapter 2387
02:02:52.581 --> 02:02:55.167
شرلی و مورتی تتوی دفتر

Chapter 2388
02:02:55.958 --> 02:02:58.420
ملیله و هر چی که توش هست

Chapter 2389
02:02:59.212 --> 02:03:00.963
حتی چشم مصنوعیم

Chapter 2390
02:03:01.131 --> 02:03:02.173
سگ دیلن‌بک

Chapter 2391
02:03:02.341 --> 02:03:04.426
و اون خورش‌ماهی که آخر هم نخوردیم

Chapter 2392
02:03:05.594 --> 02:03:09.305
به هر کدوم از ما یه ملیله داده‌شده
یه اپرا برای خودمون

Chapter 2393
02:03:09.472 --> 02:03:11.350
این شخص و اون شخص

Chapter 2394
02:03:11.516 --> 02:03:12.935
حالا که دارم فکر می‌کنم

Chapter 2395
02:03:14.310 --> 02:03:18.356
عشق کافی نیست
باید بجنگیم تا از مهربونی محافظت کنیم

Chapter 2396
02:03:19.233 --> 02:03:21.859
به آدم و چیز های دیگه وابسته می‌شی

Chapter 2397
02:03:23.028 --> 02:03:24.948
و ممکنه دلت رو بشکنـن

Chapter 2398
02:03:24.972 --> 02:03:26.972
اما زنده بودن، همینه

Chapter 2399
02:03:28.783 --> 02:03:30.496
بریس کمرم که خیلی ازش بدم میومد

Chapter 2400
02:03:30.520 --> 02:03:32.520
جون من رو از این گلوله نجات داد

Chapter 2401
02:03:32.662 --> 02:03:34.122
ای خرشانس

Chapter 2402
02:03:34.288 --> 02:03:35.498
و ما سه تا

Chapter 2403
02:03:35.666 --> 02:03:38.252
کمک کردیم، جلوی این توطئه گرفته‌بشه

Chapter 2404
02:03:38.417 --> 02:03:42.797
برت برندسن، هارولد وودمن و والری وز

Chapter 2405
02:03:43.381 --> 02:03:45.050
جرکز، نوینز

Chapter 2406
02:03:45.216 --> 02:03:49.429
تام زیاد توی حبس نموند
این‌جور آدم ها هیچ‌وقت نمی‌مونـن

Chapter 2407
02:03:49.595 --> 02:03:51.597
با وکیلم حرف بزن، می‌بینی

Chapter 2408
02:03:52.390 --> 02:03:55.853
به کمیته پنج اتهامی وارد نشد

Chapter 2409
02:03:56.520 --> 02:03:59.230
ناپدید شدن، تواناییش رو داشتن

Chapter 2410
02:03:59.898 --> 02:04:02.359
تام و دوست‌هاش آبروی ژنرال
رو لکه‌دار کرده‌بودن

Chapter 2411
02:04:04.069 --> 02:04:07.864
یه هشدار بود که معلوم بشه
چه کار هایی از دست‌شون برمیاد

Chapter 2412
02:04:09.992 --> 02:04:13.744
مگوایر به طرز مرموزی در سن ۳۷سالگی، مرد

Chapter 2413
02:04:13.912 --> 02:04:15.622
زیادی می‌دونست

Chapter 2414
02:04:16.582 --> 02:04:17.666
والری و هارولد

Chapter 2415
02:04:17.832 --> 02:04:19.917
دیگه جاشون توی این کشور، امن نبود

Chapter 2416
02:04:23.421 --> 02:04:25.591
تا ابد دوست یعنی تا ابد دوست

Chapter 2417
02:04:26.925 --> 02:04:28.551
هر کار لازم باشه می‌کنی

Chapter 2418
02:04:28.719 --> 02:04:30.929
باید همون شب سوار یه قایق‌شون می‌کردیم

Chapter 2419
02:04:37.519 --> 02:04:38.936
وودمن، تو باید

Chapter 2420
02:04:39.104 --> 02:04:41.981
ممنون، هنری
من تصمیم خودم رو گرفتم

Chapter 2421
02:04:42.440 --> 02:04:43.942
هارولد با من میاد

Chapter 2422
02:04:44.109 --> 02:04:45.652
نه، تو با من میای

Chapter 2423
02:04:45.819 --> 02:04:47.487
نه، تو با من میای

Chapter 2424
02:04:49.238 --> 02:04:50.782
دوباره من رو خواهی‌دید
دکتر برندسن

Chapter 2425
02:04:50.948 --> 02:04:53.868
چون تاریخ تکرار می‌شه

Chapter 2426
02:04:54.036 --> 02:04:56.496
خداحافظ دوست قدیمی
توی آمستردام می‌بینیمت

Chapter 2427
02:04:57.206 --> 02:05:00.375
نه. قرار نیست برید، آمستردام -
چی؟ -

Chapter 2428
02:05:00.542 --> 02:05:04.337
به مرور زمان  گشتاپو  خونه‌خرابت می‌کنه

Chapter 2429
02:05:05.046 --> 02:05:06.715
گشتاپو چیه؟

Chapter 2430
02:05:06.881 --> 02:05:08.382
نمی‌خوای بدونی

Chapter 2431
02:05:09.134 --> 02:05:11.552
می‌فرستیم‌تون یه جای امن

Chapter 2432
02:05:11.720 --> 02:05:13.889
این وقت سال آب‌وهوای خوبی داره

Chapter 2433
02:05:14.055 --> 02:05:16.350
آسمون خیلی آبی‌ای هم داره

Chapter 2434
02:05:16.516 --> 02:05:18.226
بله. پرنده های زیادی هم داره

Chapter 2435
02:05:18.393 --> 02:05:19.478
واقعا؟ -
واقعا -

Chapter 2436
02:05:19.645 --> 02:05:20.854
آره -
حسودیم شد -

Chapter 2437
02:05:21.939 --> 02:05:25.274
برت، چرا با ما نمیای؟

Chapter 2438
02:05:27.109 --> 02:05:28.654
من تصمیم گرفتم، بمونم

Chapter 2439
02:05:28.819 --> 02:05:31.323
خدا رو چه دیدی؟
شاید یه زندگی جدید پیدا کردم

Chapter 2440
02:05:31.489 --> 02:05:33.783
یه عشق جدید -
امیدوارم -

Chapter 2441
02:05:34.909 --> 02:05:38.247
توی عشق هیچی مثل صداقت نیست

Chapter 2442
02:05:38.956 --> 02:05:39.957
موافقم

Chapter 2443
02:05:41.457 --> 02:05:44.418
می‌مونم تا از کشورم دفاع کنم تا شاید یه روز

Chapter 2444
02:05:44.586 --> 02:05:47.296
بهترین دوست‌هام بتونـن برگردن

Chapter 2445
02:05:51.009 --> 02:05:52.135
خداحافظ، برت

Chapter 2446
02:05:56.890 --> 02:05:58.516
خدافظ دوست عزیز

Chapter 2447
02:06:01.811 --> 02:06:03.521
شاد باش، برت

Chapter 2448
02:06:05.399 --> 02:06:08.025
هنری، پاول، ژنرال -
ممنون -

Chapter 2449
02:06:08.193 --> 02:06:09.862
فعلا خدافظ -
میلتون -

Chapter 2450
02:06:10.904 --> 02:06:12.823
قسمتی ازم می‌خواست که با دوست‌هام فرار کنم

Chapter 2451
02:06:17.869 --> 02:06:19.287
ولی نکردم

Chapter 2452
02:06:21.081 --> 02:06:24.208
می‌خوای که قلبت و مردمت

Chapter 2453
02:06:24.751 --> 02:06:27.921
خدای درست رو پیروی کنـن

Chapter 2454
02:06:55.073 --> 02:06:56.742
آمستردام

Chapter 2455
02:06:56.766 --> 02:06:58.143
آمستردام

Chapter 2456
02:06:58.167 --> 02:07:06.989
جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
.:: @ZedMoviecom ::.
.:: @MiraMovieSite ::.

Chapter 2457
02:07:07.043 --> 02:07:10.213
من پیش کمیته کنگره حاضر شدم

Chapter 2458
02:07:10.296 --> 02:07:12.256
عالی‌ترین نمایندگی مردم آمریکا

Chapter 2459
02:07:12.423 --> 02:07:15.051
تحت احضاریه اومدم تا چیزی که می‌دونم
رو درباره فعالیت هایی بگم

Chapter 2460
02:07:15.219 --> 02:07:16.845
که باور دارم ممکنه  تلاشی برای

Chapter 2461
02:07:17.011 --> 02:07:19.430
ساخت یه دیکتاتوری فاشیست باشه -
ساخت یه دیکتاتوری فاشیست باشه -

Chapter 2462
02:07:20.056 --> 02:07:21.600
نقشه این‌طور برای من مشخص‌شده -
نقشه این‌طور برای من مشخص‌شده -

Chapter 2463
02:07:21.766 --> 02:07:23.726
تا سازمانی از کهنه‌سرباز ها ساخته‌بشود -
تا سازمانی از کهنه‌سرباز ها ساخته‌بشود -

Chapter 2464
02:07:23.894 --> 02:07:25.729
تا به عنوان یک بلوف یا یک انجمن -
تا به عنوان یک بلوف یا یک انجمن -

Chapter 2465
02:07:25.895 --> 02:07:27.730
برای ترساندن دولت -
برای ترساندن دولت -

Chapter 2466
02:07:27.898 --> 02:07:28.731
و خراب کردن -
و خراب کردن -

Chapter 2467
02:07:28.899 --> 02:07:30.274
نهاد های دموکراتیک‌مان، استفاده بشه -
نهاد های دموکراتیک‌مان، استفاده بشه -

