WEBVTT

Chapter 1
00:00:05.745 --> 00:00:22.492
<b><font color="#00abfd"> دانلود رایگان فیلم و سریال
..:: MiraMovie.org ::..</font></b>
<b><font color="#FFC947"> ..:: ZedMovie.com ::..</font></b>

Chapter 2
00:00:22.518 --> 00:00:30.666


Chapter 3
00:00:42.000 --> 00:00:47.006
<b><font color="#00abfd"> دانلود رایگان فیلم و سریال
..:: MiraMovie.org ::..</font></b>
<b><font color="#FFC947"> ..:: ZedMovie.com ::..</font></b>

Chapter 4
00:01:45.063 --> 00:01:46.274
!کاپیتان

Chapter 5
00:01:53.072 --> 00:01:55.323
از مرکزفرماندهی کل، دستوراتی اومده، قربان

Chapter 6
00:02:17.763 --> 00:02:18.806
...دستور دادن که

Chapter 7
00:02:20.807 --> 00:02:22.507
.اینه که به پل، حمله کنیم

Chapter 8
00:02:24.151 --> 00:02:26.447
.باید انتظار تلفات سنگینی رو داشته باشیم

Chapter 9
00:02:27.230 --> 00:02:29.400
.هیچکس، زنده به اون پل نمیرسه

Chapter 10
00:02:31.401 --> 00:02:33.111
.آقایون، جرات به خرج بدید

Chapter 11
00:02:33.695 --> 00:02:35.156
درسته جونمون رو به خطر میندازیم

Chapter 12
00:02:35.448 --> 00:02:37.074
!ولی حداقل، خاک خودمون رو پس میگیریم

Chapter 13
00:02:38.325 --> 00:02:41.662
قرن‌ها بود که شعرا، رویای
.مرگ در راه عشق رو داشتن

Chapter 14
00:02:42.330 --> 00:02:45.081
.به‌گمونم، این سعادت نصیب ما شده

Chapter 15
00:02:46.792 --> 00:02:49.753
دستور دادن که سه‌ساعت صبرکنیم
،تا باد به جهت شرق بوزه

Chapter 16
00:02:50.295 --> 00:02:52.757
،بعدش، هرچی مخزن گاز داریم
.منفجر میکنیم

Chapter 17
00:02:58.804 --> 00:03:01.079
.راه‌ دیگه‌ای هم هست، کاپیتان

Chapter 18
00:03:04.435 --> 00:03:05.978
چه راهی، پوآرو؟

Chapter 19
00:03:07.270 --> 00:03:08.646
.که همین الان، حمله کنیم

Chapter 20
00:03:08.938 --> 00:03:09.831
الان حمله کنیم؟

Chapter 21
00:03:09.856 --> 00:03:10.750
.آره

Chapter 22
00:03:10.775 --> 00:03:13.103
.ظرف هفت‌دقیقه‌ی آینده

Chapter 23
00:03:13.276 --> 00:03:14.110
.شایدم هشت

Chapter 24
00:03:15.686 --> 00:03:16.655
هر روز صبح

Chapter 25
00:03:16.822 --> 00:03:18.199
مرغ‌باران ها، درست قبل از اینکه

Chapter 26
00:03:18.532 --> 00:03:21.076
.باد از شرق بوزه، پرواز میکنن

Chapter 27
00:03:21.576 --> 00:03:22.453
میبینی؟

Chapter 28
00:03:23.579 --> 00:03:24.330
امروز صبح

Chapter 29
00:03:24.622 --> 00:03:26.247
.زودتر پرواز کردن

Chapter 30
00:03:26.539 --> 00:03:29.126
الان وضعیت باد، ایده‌آل‌ـه

Chapter 31
00:03:29.919 --> 00:03:31.920
....که پیشرویمون رو

Chapter 32
00:03:32.563 --> 00:03:33.875
.با استفاده از گاز، مخفی کنیم

Chapter 33
00:03:33.900 --> 00:03:37.634
دویست‌متر از زمین‌های بین دوجبهه
.رو بدون اینکه دیده بشیم، طی میکنیم

Chapter 34
00:03:38.051 --> 00:03:39.512
قبل از اینکه حتی دشمن، بفهمه

Chapter 35
00:03:39.677 --> 00:03:41.347
!ما حمله میکنیم

Chapter 36
00:03:41.680 --> 00:03:44.599
اگه در اشتباه باشی، باد
.گازو برمیگردونه سمت ارتش خودمون

Chapter 37
00:03:44.766 --> 00:03:47.782
،مادامی که دارن میکشنمون
گازمون هم، خودمونو میکشه. همینو میخوای؟

Chapter 38
00:03:48.145 --> 00:03:50.313
.در اشتباه نیستم

Chapter 39
00:04:27.685 --> 00:04:29.817
.واسمون کمین کرده بودن

Chapter 40
00:04:35.651 --> 00:04:37.403
.نمیبینمشون

Chapter 41
00:04:43.242 --> 00:04:45.161
!عقب نشینی

Chapter 42
00:05:04.053 --> 00:05:05.793
!حق با تو بود

Chapter 43
00:05:06.139 --> 00:05:09.723
ذکاوتت داره توی کشاورزی و مزرعه‌داریت
.حروم میشه، پوآرو

Chapter 44
00:05:11.937 --> 00:05:13.577
!وایسا کاپیتان

Chapter 45
00:05:45.221 --> 00:05:47.598
.گفته بودم که نیای

Chapter 46
00:05:51.267 --> 00:05:53.437
.منم یه پرستارم خب

Chapter 47
00:05:55.689 --> 00:05:57.899
شنیده بودم که یه سربازی زخمی شده

Chapter 48
00:05:58.067 --> 00:06:01.528
که با اتکا به غریزه‌ـش توی میدان نبرد
.کل گروهان‌ـش رو نجات داده

Chapter 49
00:06:03.781 --> 00:06:06.283
.کاپیتانم رو که نتونستم، نجات بدم

Chapter 50
00:06:09.036 --> 00:06:13.122
و تو قبل از این قضایا، به پیشنهاد ازدواجم
.جواب بله دادی

Chapter 51
00:06:14.833 --> 00:06:17.711
.کاترین، پاشو برو

Chapter 52
00:06:18.002 --> 00:06:20.422
اصلا میدونی، فلسفه‌ی عشق، چیه؟

Chapter 53
00:06:22.091 --> 00:06:24.175
،وقتی عاشق یکی باشی
هر حس و حالی داشته باشه

Chapter 54
00:06:24.552 --> 00:06:28.680
و هرچقدر هم که حالاتش، توی طول زمان
.عوض بشه، بازم عاشقش میمونی

Chapter 55
00:06:29.120 --> 00:06:31.809
.بدترین خصوصیاتشون به چشمت نمیاد

Chapter 56
00:06:32.642 --> 00:06:34.853
.نقص‌هاشون، به دلت میشینه

Chapter 57
00:06:37.273 --> 00:06:38.940
...و برحسب اتفاق یا هرچی

Chapter 58
00:06:41.651 --> 00:06:42.987
.من عاشقتم

Chapter 59
00:06:43.778 --> 00:06:45.697
این چی؟

Chapter 60
00:06:58.459 --> 00:06:59.920
.دورت بگردم

Chapter 61
00:07:08.303 --> 00:07:09.430
.کاری نداره که

Chapter 62
00:07:12.641 --> 00:07:14.726
.میذاری سیبیلات دربیاد

Chapter 63
00:07:33.990 --> 00:07:36.990
[ لندن ]
[ 1937 ]

Chapter 64
00:07:55.600 --> 00:07:56.869
پوآرو! کجا بودی؟

Chapter 65
00:07:56.894 --> 00:07:58.771
پرونده‌ی اسرارآمیز «ارندل» به‌عهده‌ی توـه؟

Chapter 66
00:07:58.795 --> 00:08:01.392
نه، الان تنها چیزی که
.به‌عهده‌ـم هست، رفع گرسنگیم‌ـه

Chapter 67
00:08:01.482 --> 00:08:02.733
!آقای بلوندن

Chapter 68
00:08:02.899 --> 00:08:05.461
آقای پوآرو، شما پرونده‌ی مصر
.رو حل کردین

Chapter 69
00:08:05.485 --> 00:08:07.355
.موفقیت بزرگی بود
.ولی دیگه باید از حال و هواش بیام بیرون

Chapter 70
00:08:07.379 --> 00:08:09.130
...شبی رو براتون تدارک دیدیم، که

Chapter 71
00:08:09.156 --> 00:08:10.298
.ممنون، جناب

Chapter 72
00:08:10.324 --> 00:08:13.117
از هرنوع دسری که داریم، گفتیم
.واستون بیارن

Chapter 73
00:08:13.285 --> 00:08:16.747
آقای پوآرو، هرچیزی که نیازتون بود
.فقط صدامون کنین

Chapter 74
00:08:19.625 --> 00:08:22.670
مشتری‌ها شاکی‌ـن که چرا
.موسیقی‌ـی درکار نیست

Chapter 75
00:08:22.836 --> 00:08:25.463
موسیقی‌ـی درکار نیست، چون
.پولی بابتش پرداخت نشده

Chapter 76
00:08:25.630 --> 00:08:27.675
.دستمزد همه رو آخرشب، حساب میکنم

Chapter 77
00:08:27.841 --> 00:08:29.468
،خب، طبق تجربیاتی که داشتم

Chapter 78
00:08:29.634 --> 00:08:34.239
مردایی که صاحب همچین تشکیلات
،شیک و تجملاتی‌ـین

Chapter 79
00:08:34.264 --> 00:08:36.933
وقتی نوبت پرداخت دستمزدا میرسه
.میگن جیبمون خالیه

Chapter 80
00:08:37.308 --> 00:08:39.436
شرط میبندم، همین الانشم
.اسمم رو فراموش کردی

Chapter 81
00:08:39.977 --> 00:08:41.296
.رزالی آدبورن ـم

Chapter 82
00:08:41.355 --> 00:08:44.582
،من نه‌تنها برادرزاده‌ی «سالومه آدبورن» ـم
.بلکه برادرزاده‌ـش هم هستم

Chapter 83
00:08:44.607 --> 00:08:47.086
باید با کلی ثروت، بازنشسته بشه. و کار منم
.اینه که این شرایط رو واسش، فراهم کنم

Chapter 84
00:08:47.110 --> 00:08:49.904
.و ماهم، دستمزدمون رو جلو جلو میگیریم

Chapter 85
00:08:50.072 --> 00:08:51.971
،حالا اگه میخوای، موزیک پخش بشه

Chapter 86
00:08:51.995 --> 00:08:54.894
باید اول اسکناس‌های سبز رنگ
یا چمیدونم، توی کشورت اسکناس‌ها چه رنگی ـن؟

Chapter 87
00:08:54.919 --> 00:08:56.672
.باید همونا رو واسم، رو کنی

Chapter 88
00:09:01.792 --> 00:09:04.086
.الان دیگه اسمم، یادت میمونه

Chapter 89
00:09:07.255 --> 00:09:09.633
!خانم‌ها و آقایان

Chapter 90
00:09:09.716 --> 00:09:12.418
!این شما و این هم، سالومه آتبورن

Chapter 91
00:09:40.496 --> 00:09:45.085
میخوام بهتون، یه‌سری حقایق
،طبیعی بگم

Chapter 92
00:09:46.086 --> 00:09:49.756
اونم اینه که مردا، یه کتاب خوب رو
.درست درک نمیکنن

Chapter 93
00:09:49.923 --> 00:09:52.009
و همین

Chapter 94
00:09:55.553 --> 00:09:57.556
همین

Chapter 95
00:09:59.099 --> 00:10:02.351
میدونید چیه؟
باید بیشتر، عشق بدیم و عشق بگیریم

Chapter 96
00:10:02.519 --> 00:10:05.813
باید همیشه، بیشتر درک کنیم
.و درک بشیم

Chapter 97
00:10:05.980 --> 00:10:07.857
و همین

Chapter 98
00:10:11.403 --> 00:10:14.405
وقتی که میبینید ملت

Chapter 99
00:10:15.490 --> 00:10:18.034
به این موضوع و اون موضوع، میپردازن

Chapter 100
00:10:18.118 --> 00:10:22.121
اصلا نمیدونن، که کجای کارـن

Chapter 101
00:10:22.288 --> 00:10:24.457
و همین

Chapter 102
00:10:44.227 --> 00:10:48.440
گوش‌کنید، وقتی ملت باهم سرجنگ میگیرن

Chapter 103
00:10:48.606 --> 00:10:51.275
و فکرمیکنن که دارن، عالی پیش میرن

Chapter 104
00:10:51.442 --> 00:10:54.278
و فقط پولتو میخوان

Chapter 105
00:10:54.446 --> 00:10:57.740
...پس بهتره بری به جه
همین

Chapter 106
00:11:02.203 --> 00:11:03.621
همین

Chapter 107
00:11:06.958 --> 00:11:12.255
باید دیندار باشید

Chapter 108
00:11:12.339 --> 00:11:16.009
میگم که، فقط همین

Chapter 109
00:11:18.678 --> 00:11:20.054
!«خانوم «ریج‌وی

Chapter 110
00:11:23.392 --> 00:11:24.393
!لینت

Chapter 111
00:11:25.686 --> 00:11:27.062
!«خانوم «ریج‌وی
!خانوم ریج‌وی، لطفا

Chapter 112
00:11:27.086 --> 00:11:28.371
!توروخدا، یه لبخند کوچولو بزنین

Chapter 113
00:11:28.397 --> 00:11:30.566
!«خانوم «ریج‌وی -
!فقط، یه لبخند -

Chapter 114
00:11:30.731 --> 00:11:33.235
.برید عقب لطفا
.راهو واسه خانوم «ریج‌وی» باز کنید

Chapter 115
00:11:35.070 --> 00:11:36.529
درست بالای سرم

Chapter 116
00:11:36.697 --> 00:11:37.947
درست بالای سرم

Chapter 117
00:11:38.115 --> 00:11:39.866
صدای موزیک میرسه به گوشم

Chapter 118
00:12:02.496 --> 00:12:04.240
،«خانوم «لینت ریج‌وی

Chapter 119
00:12:04.265 --> 00:12:07.119
نمیدونم چجوری، این افتخاری که نصیبم کردید
.رو در قالب کلمات، بیان کنم

Chapter 120
00:12:07.144 --> 00:12:09.855
.ممنون. عه، اینکه هفت‌تاست

Chapter 121
00:12:09.879 --> 00:12:11.966
دقیقا. هفت‌تا از بهترین‌ها
.رو آوردیم خدمتتون، قربان

Chapter 122
00:12:11.990 --> 00:12:13.667
.من هفت‌تا نمیخوام
.شیش‌تا میخوام

Chapter 123
00:12:13.692 --> 00:12:16.336
.اعداد فرد رو نمیتونم تحمل کنم

Chapter 124
00:12:16.360 --> 00:12:18.379
.حالا عددش زوج شد
.این بهتره

Chapter 125
00:12:18.404 --> 00:12:19.865
کدومشو بیخیال شم؟

Chapter 126
00:12:20.109 --> 00:12:22.216
.نه، این دوست کوچولوم رو ولش کن، لطفا
.خیلی ممنون

Chapter 127
00:12:22.241 --> 00:12:23.509
.خیلی خیلی، ممنونم

Chapter 128
00:12:23.534 --> 00:12:25.999
...دوست کوچولوم بمونه، بهتره

Chapter 129
00:12:27.914 --> 00:12:29.541
.لینت

Chapter 130
00:12:31.009 --> 00:12:34.062
.هم خوشگلی، هم خوش‌لباسی، هم معروفی
.خدا بده شانس

Chapter 131
00:12:34.086 --> 00:12:37.466
خب، از «لوئیز» خواستم، که یه لباس مخصوص
.واسه دیدن «جکز» عزیز، واسم آماده کنه

Chapter 132
00:12:37.633 --> 00:12:38.799
.خیلی وقته همو ندیدیم

Chapter 133
00:12:41.260 --> 00:12:43.263
نامزد کردی؟

Chapter 134
00:12:45.139 --> 00:12:47.246
.دقیقا -
با کی؟ -

Chapter 135
00:12:47.272 --> 00:12:51.746
هم هیکلی‌ـه، هم سنتی‌، و درحالی که بالغ‌ـه
.کودک درونش هم زنده است و به‌طرز زیبایی، ساده است

Chapter 136
00:12:51.772 --> 00:12:54.441
.همین دیگه
.اسم شریفش هم «سایمون» ـه

Chapter 137
00:12:54.982 --> 00:12:56.168
.«سایمون دویل»

Chapter 138
00:12:56.192 --> 00:12:57.919
به‌شدت مشتاقیم، که هرچه زودتر
.ازدواج کنیم

Chapter 139
00:12:57.945 --> 00:12:59.462
.واسه‌ی همین، میخواستم ببینمت

Chapter 140
00:12:59.488 --> 00:13:00.989
یه‌موقع... چیز که نیستی؟
[ حامله ]

Chapter 141
00:13:01.490 --> 00:13:03.325
.چی؟ نه بابا

Chapter 142
00:13:03.491 --> 00:13:05.409
.ولی زیاد سکس میکنیم -
...هیس -

Chapter 143
00:13:05.434 --> 00:13:06.552
.مدام هم سکس میکنیم -
!عه، جکی -

Chapter 144
00:13:06.577 --> 00:13:08.087
.ببخشید، ولی خب واقعیته دیگه

Chapter 145
00:13:08.580 --> 00:13:11.173
،بخدا اگه اسمم نره تو شناسنامه‌ـش
.دق میکنم

Chapter 146
00:13:11.198 --> 00:13:12.558
.چیزی که بینمونه، عشق‌ـه

Chapter 147
00:13:12.583 --> 00:13:14.352
،اگه پول لازم‌ـین

Chapter 148
00:13:14.378 --> 00:13:15.729
.واسه‌ی هدیه‌‌ی پاتختی، بهتون پول میدم

Chapter 149
00:13:15.761 --> 00:13:19.192
.نه، پول لازممون نیست
.ببرش سر یه کاری

Chapter 150
00:13:19.591 --> 00:13:20.926
.یه عمارت خریدی، جدیدا

Chapter 151
00:13:21.092 --> 00:13:23.552
به یکی واسه تعمیرات و انجام امورش
.نیاز داری

Chapter 152
00:13:24.428 --> 00:13:25.764
.میتونی شغلشو بدی به سایمون

Chapter 153
00:13:25.931 --> 00:13:27.724
.درسته الان بیکاره
.ولی خدایی، اهل کاره

Chapter 154
00:13:27.890 --> 00:13:29.850
.بخدا، از همه چی عمارت‌ها سر در میاره

Chapter 155
00:13:30.018 --> 00:13:32.437
،اگه کارش خوب نبود
.کارو ازش بگیر، بندازش بیرون

Chapter 156
00:13:32.461 --> 00:13:35.171
.ولی بخدا کارش حرف نداره
.اونقدر آدم محشری ـه، که شکست تو کارش نیست

Chapter 157
00:13:35.196 --> 00:13:36.625
.ای قربونت برم من، عزیزم

Chapter 158
00:13:36.649 --> 00:13:40.111
.بدجور دل‌باختیا
.حواست باشه

Chapter 159
00:13:40.278 --> 00:13:41.421
.دیگه واسه این حرفا دیره

Chapter 160
00:13:41.446 --> 00:13:42.755
.جک، عزیزم

Chapter 161
00:13:42.780 --> 00:13:44.240
.اومدش

Chapter 162
00:13:49.495 --> 00:13:52.201
.اینقدر خوشگلی، آدم به گناه میفته

Chapter 163
00:13:53.000 --> 00:13:54.000
.سلام

Chapter 164
00:13:54.918 --> 00:13:57.321
.شرمنده، یادم رفت تعارف کنم

Chapter 165
00:13:57.586 --> 00:14:01.924
.سایمون عزیزم، با دختر طلایی آشنا شو
.همونطوری‌ـه که تعریفشو شنیدی

Chapter 166
00:14:02.299 --> 00:14:04.885
.لینت ریج‌وی الهی

Chapter 167
00:14:06.013 --> 00:14:09.140
.از دیدنت خوشوقتم، پیمانکار جدیدم

Chapter 168
00:14:09.890 --> 00:14:11.620
جدی میگی؟

Chapter 169
00:14:15.522 --> 00:14:18.024
.البته که جدی میگه

Chapter 170
00:14:18.191 --> 00:14:19.860
.ببرش باهاش برقص، خنگول

Chapter 171
00:14:20.360 --> 00:14:23.181
.ببرش و درست‌حسابی، ازش تشکر کن

Chapter 172
00:14:39.921 --> 00:14:44.592
مگه آوازخوندنم رو نمیشنوی؟

Chapter 173
00:14:44.759 --> 00:14:48.096
کلماتی که میگم رو بشنو

Chapter 174
00:14:48.638 --> 00:14:53.350
با آب بهشتی، روحم رو طهارت بده

Chapter 175
00:14:55.729 --> 00:14:57.813
مادامی که دنیای عشق

Chapter 176
00:14:57.898 --> 00:15:00.067
احاطه‌ـم کرده

Chapter 177
00:15:00.817 --> 00:15:04.196
شیطان، میخواد منو به دام بندازه

Chapter 178
00:15:04.361 --> 00:15:07.573
اما اگه ترکم کنی

Chapter 179
00:15:07.948 --> 00:15:10.243
من میمیرم

Chapter 180
00:15:12.037 --> 00:15:16.207
منو تو آغوشت بگیر

Chapter 181
00:15:16.374 --> 00:15:20.754
تا توفان های زندگی فروکش کنن

Chapter 182
00:15:20.921 --> 00:15:22.839
منو توی گهواره‌ی عشقت

Chapter 183
00:15:23.005 --> 00:15:26.467
تکون بده

Chapter 184
00:15:28.970 --> 00:15:30.639
منو با عشقت، سیر کن

Chapter 185
00:15:37.229 --> 00:15:39.272
بعدش منو ببر

Chapter 186
00:15:39.438 --> 00:15:43.442
.به خونه‌ی آسمونیت

Chapter 187
00:15:53.620 --> 00:15:57.916
دستا شُل‌ـه. به افتخار سالومه آدربورن
.محکم تر دست بزنین

Chapter 188
00:16:11.514 --> 00:16:14.404
[ رودخونه نیل ]

Chapter 189
00:16:14.429 --> 00:16:18.052
[ رود نیل ]
[ شش هفته بعد ]

Chapter 190
00:17:07.402 --> 00:17:08.528
!آقا

Chapter 191
00:17:11.239 --> 00:17:13.325
!آقا، با شماـم! آقا

Chapter 192
00:17:14.159 --> 00:17:17.453
دارید به یکی از عجایب دنیا
.صدمه میزنید

Chapter 193
00:17:17.953 --> 00:17:20.373
همچنین، دارین کیک "جاف" ـم
.رو بیات میکنید

Chapter 194
00:17:20.539 --> 00:17:21.708
!آقا

Chapter 195
00:17:26.421 --> 00:17:30.217
!بادبادک خوشگل من

Chapter 196
00:17:39.726 --> 00:17:41.853
!عه، پوآرو ـه

Chapter 197
00:17:42.019 --> 00:17:43.063
!بوک

Chapter 198
00:17:43.230 --> 00:17:45.190
اینجا چیکار میکنی؟

Chapter 199
00:17:45.356 --> 00:17:48.151
نظرت درباره‌ی بادبادکم، چیه؟

Chapter 200
00:17:49.736 --> 00:17:51.198
.همونجا وایسا، الان میام پایین

Chapter 201
00:17:51.222 --> 00:17:52.196
.مواظب باش

Chapter 202
00:17:52.364 --> 00:17:55.241
،از بین این همه هرم‌های دنیا

Chapter 203
00:17:55.407 --> 00:17:58.577
.تو باید جلوی هرم من، سبز میشدی

Chapter 204
00:17:58.662 --> 00:18:00.247
.عجب دنیای کوچیکیه

Chapter 205
00:18:01.498 --> 00:18:03.849
!رفیق شفیقم، بوک

Chapter 206
00:18:03.875 --> 00:18:06.126
چرا باید روی اهرام ثلاثه
بادبادک هوا کنی، آخه؟

Chapter 207
00:18:06.152 --> 00:18:07.604
!چون هیچکی تا حالا، اینکارو نکرده

Chapter 208
00:18:07.628 --> 00:18:10.190
،این اهرام، هزاران ساله که اینجاـن
!و من اولین بادبادک هواکنش‌ـم

Chapter 209
00:18:10.214 --> 00:18:11.900
.آره، اولیش تویی

Chapter 210
00:18:11.924 --> 00:18:14.469
.پوآرو، خیلی از دیدنت خوشحالم

Chapter 211
00:18:14.635 --> 00:18:17.029
،واسه تعطیلات اومدی خارج از کشور
یا واسه یه پرونده اومدی؟

Chapter 212
00:18:17.055 --> 00:18:19.140
پرونده؟ نه بابا اومدم که
.از دست این پرونده‌ها، مخفی بشم

Chapter 213
00:18:19.307 --> 00:18:21.785
،خب اگه میخوای مخفی شی
.بیا با ما مخفی شو

Chapter 214
00:18:21.809 --> 00:18:23.936
توی "آسوان" یه تور گردشی
.سریع‌السیر داریم

Chapter 215
00:18:24.104 --> 00:18:26.314
.هنوزم مدام، سفر میکنی

Chapter 216
00:18:26.397 --> 00:18:27.856
.متاسفانه، اینطور نیست

Chapter 217
00:18:28.023 --> 00:18:30.943
عموی گرامی، وقتی که فهمید
.هیچ کار خاصی نکردم، جیره رو قطع نمود

Chapter 218
00:18:31.111 --> 00:18:32.862
.سرکار و شغلای دفتری هم رفتم

Chapter 219
00:18:33.028 --> 00:18:35.531
،از پس کارش برمیومدم
.ولی صبح‌زود بیدار شدن، واسم مشکل بود

Chapter 220
00:18:35.699 --> 00:18:37.842
.ولی خرجمو، یه خانومی داره میده

Chapter 221
00:18:37.866 --> 00:18:39.493
!بیاد

Chapter 222
00:18:39.576 --> 00:18:41.328
.بیا. باید با «یوفیمیا» آشنات کنم

Chapter 223
00:18:41.496 --> 00:18:42.497
یوفیمیا کیه؟

Chapter 224
00:18:42.663 --> 00:18:43.748
.بیا، خودت میفهمی

Chapter 225
00:18:43.914 --> 00:18:45.666
یه خانوم جوون وارد زندگی
بوک شده؟

Chapter 226
00:18:45.750 --> 00:18:46.750
.اسمش که واسم تازگی داره

Chapter 227
00:18:46.917 --> 00:18:50.280
،خب، پشت هر مرد بادبادک هواکنی
.یه زن موفق هست

Chapter 228
00:18:54.342 --> 00:18:55.527
.ایناهاش

Chapter 229
00:18:55.551 --> 00:18:58.346
...تنها زنی که عاشقش بودم
.رفیق بی‌کلک، مادر

Chapter 230
00:18:58.512 --> 00:19:00.432
.مادر، باید با «هرکول پوآرو» آشنا شی

Chapter 231
00:19:00.597 --> 00:19:03.143
اونوقت چرا؟ -
.چون بزرگترین کارآگاه دنیاست -

Chapter 232
00:19:03.167 --> 00:19:05.561
.نه بابا، داره زیادی گنده‌ـم میکنه

Chapter 233
00:19:05.586 --> 00:19:07.247
.نه، راستش درست میگه

Chapter 234
00:19:07.271 --> 00:19:10.025
.مضحک ترین مردی هستی که دیدم

Chapter 235
00:19:10.049 --> 00:19:11.375
.اولین باری نیست، که اینو بهم میگن

Chapter 236
00:19:11.401 --> 00:19:13.193
.جلوی منظره رو گرفتی -
.الان میرم اونور -

Chapter 237
00:19:13.361 --> 00:19:17.198
.با لطافت رفتارکن، مادر
.پوآرو رفیقم‌ـه و خیلی ـم معروفه

Chapter 238
00:19:17.365 --> 00:19:18.532
.و امشب باهامون، شام میخوره

Chapter 239
00:19:18.700 --> 00:19:20.451
جدی؟ -
.نه بابا، مزاحم نمیشم -

Chapter 240
00:19:20.535 --> 00:19:22.886
.مزاحم چیه، مراحمی
.تو باشی، من بیشتر لذت میبرم

Chapter 241
00:19:22.912 --> 00:19:25.457
،فقط من و مادرم نیومدیم مسافرت
.دوستامونم واسه جشن هستن

Chapter 242
00:19:25.623 --> 00:19:27.416
.جشن عروسیه

Chapter 243
00:19:28.335 --> 00:19:30.002
این منم؟

Chapter 244
00:19:30.586 --> 00:19:32.255
.ممکنه

Chapter 245
00:19:32.380 --> 00:19:33.548
.خوب رفتار کنیا

Chapter 246
00:19:35.424 --> 00:19:37.051
.ببخشید

Chapter 247
00:20:03.915 --> 00:20:07.742
[ اولین هتل ساحلی ]
[ آسوان ]

Chapter 248
00:20:09.959 --> 00:20:13.046
،باید این وضعیت، تماما مدیریت بشه

Chapter 249
00:20:13.212 --> 00:20:16.298
.تا مثل قبل برگشت به کار و کاسبی

Chapter 250
00:20:17.384 --> 00:20:19.760
همش موجوده؟
.خوبه

Chapter 251
00:20:19.928 --> 00:20:23.556
این تلگراف رو هرچه زودتر
.ارسال کن

Chapter 252
00:20:24.182 --> 00:20:28.144
.و شتر دیدی، ندیدی

Chapter 253
00:20:30.188 --> 00:20:31.730
!نه! خودم میبرم

Chapter 254
00:20:31.897 --> 00:20:36.111
درسته همین که توی این هتل مسخره‌اییم
،خودش به اندازه کافی بد هست

Chapter 255
00:20:36.653 --> 00:20:41.074
ولی دیگه باعث فشار و زحمت
.طبقه‌ی کارگر که نمیشم

Chapter 256
00:20:41.240 --> 00:20:45.452
،البته اگه حمالی‌ـش رو دوش من باشه
.هیچ مشکلی با قضیه نداره

Chapter 257
00:20:45.619 --> 00:20:48.163
من هم خونسردم، هم توانام
.هم از پس مشکلات برمیام

Chapter 258
00:20:52.961 --> 00:20:53.961
.وقار

Chapter 259
00:20:58.133 --> 00:21:00.801
.مری ون اسکایلر
.و نخیر، سوییت نمیخوام

Chapter 260
00:21:00.969 --> 00:21:02.804
.فقط من و پرستارم «بورز» ـیم

Chapter 261
00:21:02.971 --> 00:21:04.806
.من مادرخونده‌ی خانوم «دویل» هستم

Chapter 262
00:21:04.888 --> 00:21:06.641
.آره، رزرو کردیم

Chapter 263
00:21:06.807 --> 00:21:09.102
و میشه این ناحیه، واسه‌ی مهمونی
خالی بشه کلا؟

Chapter 264
00:21:09.269 --> 00:21:12.855
دوست‌نداریم هرکس و ناکسی بیاد
.و شامپاین مفتی بخوره

Chapter 265
00:21:15.650 --> 00:21:17.359
خیلی گرونه؟

Chapter 266
00:21:18.778 --> 00:21:20.028
.ممنون

Chapter 267
00:21:34.961 --> 00:21:35.961
،خانوم‌ها و آقایان

Chapter 268
00:21:36.045 --> 00:21:38.088
این ناحیه‌ی پذیرش رو واسه‌ی
.یه مراسم عروسی، تعطیل میکنیم

Chapter 269
00:21:38.256 --> 00:21:39.757
همه‌چیز مرتبه، خانوم؟

Chapter 270
00:21:40.467 --> 00:21:41.425
.عالیه

Chapter 271
00:21:45.305 --> 00:21:47.640
هزینه‌ی این مراسم، اهالی یه روستارو
.کامل سیر میکنه

Chapter 272
00:21:47.723 --> 00:21:48.807
.خرج اضافیه بخدا

Chapter 273
00:21:48.974 --> 00:21:51.102
میدونم. فوق‌العاده است، نه؟

Chapter 274
00:21:51.269 --> 00:21:55.606
راسته که میگن، تمام ثروتت
رو به حزب سوسیالیست، بخشیدی؟

Chapter 275
00:21:55.632 --> 00:21:56.958
.کمونیست

Chapter 276
00:21:56.982 --> 00:22:00.737
پول، نیرویی ـه که بین زحمت انسان
.و وجودیتش، فاصله میندازه

Chapter 277
00:22:00.903 --> 00:22:03.280
پول، تنها دوستیه که یه زن
.میتونه بهش اتکا کنه

Chapter 278
00:22:03.364 --> 00:22:04.740
!اینو ببین

Chapter 279
00:22:04.907 --> 00:22:07.451
.خانم‌ها و آقایان
.و همینطور مادر گرامی

Chapter 280
00:22:08.076 --> 00:22:10.622
.باعث افتخاره که میهمانانمون رو معرفی کنم

Chapter 281
00:22:10.788 --> 00:22:12.080
،لطفا به تازه عروس و دومادمون، خوش آمد بگید

Chapter 282
00:22:12.449 --> 00:22:15.785
.آقای سایمون دویل و همسر گرامیش

Chapter 283
00:22:16.461 --> 00:22:18.880
!به افتخارشون

Chapter 284
00:22:21.673 --> 00:22:23.550
!چه خانوم خوشگلی

Chapter 285
00:22:24.760 --> 00:22:27.137
!چقدر زیبا، لینی -
!چقدر خوشگل -

Chapter 286
00:22:29.891 --> 00:22:31.688
...عشق

Chapter 287
00:22:32.809 --> 00:22:34.269
.امن نیست

Chapter 288
00:22:35.395 --> 00:22:37.773
چندهفته پیش، شاهد
.یه نمایش کوچو بودم

Chapter 289
00:22:37.941 --> 00:22:40.108
.که ظاهرا فقط شاهد پرده‌ی اولش بودم

Chapter 290
00:22:40.276 --> 00:22:42.069
!شبیه فرشته‌ها شدی، لینی

Chapter 291
00:22:42.528 --> 00:22:43.796
.شیطان خوش‌شانس

Chapter 292
00:22:43.820 --> 00:22:47.049
خرشانس، یه دختریو پیدا کرده که
.نه مشکل لوزوی داره و نه کف پای صاف

Chapter 293
00:22:47.075 --> 00:22:48.492
.خیلی سریع، مقدمات عروسی رو چیدن

Chapter 294
00:22:48.660 --> 00:22:49.786
.گوش شیطون کر

Chapter 295
00:22:49.952 --> 00:22:51.996
،با عشق ازدواج کرد و شانسی ثروتمند شد

Chapter 296
00:22:52.079 --> 00:22:53.330
.به این میگن خوش‌شانسی

Chapter 297
00:22:53.413 --> 00:22:55.165
!دعا میکنم به‌پای هم پیر شن

Chapter 298
00:22:56.334 --> 00:22:57.376
خوشگل شدم؟

Chapter 299
00:22:57.544 --> 00:22:59.253
.به خوشگلی یه‌میلیون دلار پول

Chapter 300
00:22:59.420 --> 00:23:00.646
.نه بابا، بکنش دو میلیون دلار

Chapter 301
00:23:00.672 --> 00:23:02.548
.اینو سایمون، واسه کادوی عروسی خریده

Chapter 302
00:23:02.574 --> 00:23:05.026
،آره، با پول خودش خریدم
.پس دراصل خودش خریده

Chapter 303
00:23:05.050 --> 00:23:07.536
.هدیه‌ی خودش، به خودش، از طریق من

Chapter 304
00:23:09.346 --> 00:23:13.305
وقتی بوک گفت که هرکول پوآرو رو دیده
.فکرمیکردم، داره لاف میزنه

Chapter 305
00:23:13.643 --> 00:23:15.036
.از دیدنتون، خوشوقتم

Chapter 306
00:23:15.060 --> 00:23:17.247
.تبریک میگم، بانو
.به‌پای هم پیر شید

Chapter 307
00:23:17.271 --> 00:23:19.566
.ممنون
.خانوم‌ها، مادرخونده

Chapter 308
00:23:20.066 --> 00:23:22.609
!پسرعمو اندرو

Chapter 309
00:23:24.570 --> 00:23:25.738
.سایمون

Chapter 310
00:23:25.904 --> 00:23:29.032
پسرعمو اندرو، امین من
.برای تموم امورات ریج ـه

Chapter 311
00:23:29.116 --> 00:23:30.117
.چه داخلی، چه خارجی

Chapter 312
00:23:30.285 --> 00:23:32.178
.عملا جزوی از خانواده ـم ـه

Chapter 313
00:23:32.202 --> 00:23:35.265
بهش سپردم که بیاد، تا واسه یه بارم شده
.یه مسافرت تعطیلاتی داشته باشه

Chapter 314
00:23:35.289 --> 00:23:38.125
،من فقط برای شامپاین اینجام
.افتخار مقدس

Chapter 315
00:23:38.209 --> 00:23:40.920
...و برای این

Chapter 316
00:23:43.548 --> 00:23:44.548
.اوه

Chapter 317
00:23:45.717 --> 00:23:46.843
.اوه، این خیلی شیرین و نازه

Chapter 318
00:23:49.345 --> 00:23:50.762
دوست داشتنی نیست؟

Chapter 319
00:23:51.806 --> 00:23:56.310
دوستان، میدونم که همه‌ـتون دارین فکر میکنین
.یه راز توی نمایش اینجا هست

Chapter 320
00:23:56.477 --> 00:24:01.398
"در مورد این قضیه که " چرا آخه باید لینت ریج‌وی با اون ازدواج کنه؟

Chapter 321
00:24:01.481 --> 00:24:03.401
.و راستش نمیتونم بگم چرا

Chapter 322
00:24:04.152 --> 00:24:06.403
من باهوش یا رومانتیک نیستم

Chapter 323
00:24:06.945 --> 00:24:10.115
من کلمات ، یا پول
یا اصل و نصبش رو ندارم

Chapter 324
00:24:10.991 --> 00:24:12.160
.ولی عاشقتم

Chapter 325
00:24:13.286 --> 00:24:14.996
...و حالا

Chapter 326
00:24:16.247 --> 00:24:20.667
،خب، حتی نمیخوام بگمش که نکنه
که نکنه دزدا بیان و بدزدنت

Chapter 327
00:24:21.376 --> 00:24:22.377
.سلامتی عروس و داماد

Chapter 328
00:24:22.753 --> 00:24:24.297
.سلامتی عروس و داماد

Chapter 329
00:24:27.549 --> 00:24:29.676
!سه تا سلامتی -
!سه تا سلامتی -

Chapter 330
00:24:29.844 --> 00:24:32.638
سالومه آدبورن شبی که
ما همو دیدیم آواز خوند

Chapter 331
00:24:32.805 --> 00:24:34.766
.پس، به رفیق قدیمیت التماس کرد، روزالی

Chapter 332
00:24:35.141 --> 00:24:37.352
.تا بهش التماس کنه با سفر کنه

Chapter 333
00:24:37.518 --> 00:24:38.728
.از دستش نمیدادم

Chapter 334
00:24:38.894 --> 00:24:41.521
.ده ساله که خاویار نخوردم

Chapter 335
00:24:41.689 --> 00:24:43.775
.په نمایش مفسدانه ای از ثروت

Chapter 336
00:24:45.359 --> 00:24:47.153
.بیخیال، لینی، بیا برقصیم

Chapter 337
00:24:48.738 --> 00:24:50.198
.اه، محروم از عشق(عشقش رو از دست داده)

Chapter 338
00:24:50.365 --> 00:24:51.740
.یکی توی هر عروسی هست

Chapter 339
00:24:51.907 --> 00:24:53.826
دکتر ویندلسم از خانوم ریج‌وی

Chapter 340
00:24:53.992 --> 00:24:55.702
.زمانی که هنوز خانوم ریج‌وی بود خواستگاری کرد

Chapter 341
00:24:55.869 --> 00:24:58.373
اون و ورق ها تقریبا هردو تقریبا به توافق رسیده بودن

Chapter 342
00:24:58.705 --> 00:25:02.335
بعدش بریم سراغ معشوقه غرق شده
.الان خانوم دویل‌ شده

Chapter 343
00:25:02.501 --> 00:25:06.005
اگه من جای اون بودم، فقط به این خاطر
.اینجا میومدم تا یه تیر به داماد بزنم

Chapter 344
00:25:06.172 --> 00:25:10.425
مهمونای دیگه‌ـمون، مادرخونده ی لینت
که از ثروت لینت متنفره

Chapter 345
00:25:10.593 --> 00:25:12.970
،و پرستار مادربزرگ، بورز

Chapter 346
00:25:13.136 --> 00:25:14.806
که مثل خدمتکار خود لینت
.بهش طمع داره

Chapter 347
00:25:14.888 --> 00:25:16.057
.لوییز پیر بیچاره

Chapter 348
00:25:16.223 --> 00:25:18.934
اوه، و پسر عمو آندرو هم هست
. آدم دو دره بازیه

Chapter 349
00:25:19.102 --> 00:25:20.769
هیچ کس انتظار نداره لینت بهش اعتماد کنه

Chapter 350
00:25:21.229 --> 00:25:23.897
ما فهمیدیم من و مادر
تنها کسایی هستیم که اینجا عقل سلیم دارن

Chapter 351
00:25:25.316 --> 00:25:27.402
تنها کسی که بنظر میرسه از لینت خوشش میاد

Chapter 352
00:25:27.484 --> 00:25:28.944
.همکلاسی قدیمیش، روزالیه

Chapter 353
00:25:29.112 --> 00:25:31.239
و اون برادر زاده ی سالومه آتربورنه

Chapter 354
00:25:31.321 --> 00:25:32.990
.تربیبی داده که بیاد براشون اجرا کنه

Chapter 355
00:25:33.074 --> 00:25:34.282
.موسیو پوآرو بیا برقصیم

Chapter 356
00:25:34.366 --> 00:25:35.367
اوه، موفق باشی

Chapter 357
00:25:35.535 --> 00:25:37.202
تکونم بده

Chapter 358
00:25:37.369 --> 00:25:40.414
در گهواره ای از عشق تو

Chapter 359
00:25:40.498 --> 00:25:42.916
!سایمون خوب بنظر میای -
!همه بیاین، بریم -

Chapter 360
00:25:43.000 --> 00:25:44.000
.بیاین

Chapter 361
00:25:44.167 --> 00:25:48.506
بهم عشق بده

Chapter 362
00:25:48.673 --> 00:25:51.259
تا جایی که دیگه دلم نخواد

Chapter 363
00:25:51.425 --> 00:25:53.301
بعدش ببرم

Chapter 364
00:25:53.469 --> 00:25:57.347
به خونه ی  متبارکت توی آسمون

Chapter 365
00:26:18.243 --> 00:26:19.996
اون دوباره دنبالمون اومده

Chapter 366
00:26:22.330 --> 00:26:23.790
.متاسفم

Chapter 367
00:26:32.090 --> 00:26:34.426
.افسوس. پرده ی سوم
( اشاره به زمانی توی داستان به مرحله ی پایانی وارد میشه و نزاع حل میشه)

Chapter 368
00:26:34.594 --> 00:26:36.887
معلوم شد تو هر مهمونی دوتا آدم
که عشقشون رو از دست دادن هست

Chapter 369
00:26:43.728 --> 00:26:44.729
لینت چطوری؟

Chapter 370
00:27:21.557 --> 00:27:23.726
نه، نه، خیلی ممنون
.خیلی ممنون، آره، خیلی خوبه

Chapter 371
00:27:24.477 --> 00:27:25.478
.یه تیکه رو امتحان کن

Chapter 372
00:27:34.694 --> 00:27:35.946
.اوه، خیلی قشنگه

Chapter 373
00:27:37.114 --> 00:27:38.324
.اوه، جعبه های این تو رو ببین

Chapter 374
00:27:38.490 --> 00:27:39.491
.اون اینجاست -
کی؟ -

Chapter 375
00:27:39.659 --> 00:27:40.742
.پوآرو

Chapter 376
00:27:41.117 --> 00:27:42.286
.خب، پس بیا باهاش حرف بزنیم

Chapter 377
00:27:42.452 --> 00:27:44.497
.ببخشید. ببخشید

Chapter 378
00:27:44.663 --> 00:27:45.998
مار دوستته؟

Chapter 379
00:27:46.164 --> 00:27:48.084
.بهترین دوستمه

Chapter 380
00:27:48.166 --> 00:27:49.376
.موسیو پوآرو

Chapter 381
00:27:49.544 --> 00:27:51.295
.واسه ماجرایی که تو مراسم دیشب پیش اومد، متاسفم

Chapter 382
00:27:51.461 --> 00:27:53.088
نظرتون چیه امشب یه فرصت دیگه بهم بدین

Chapter 383
00:27:53.256 --> 00:27:54.757
.شما خیلی با غریبه ها مهربونین

Chapter 384
00:27:56.467 --> 00:27:57.926
!مواظب باش
!مواظب باش

Chapter 385
00:27:59.470 --> 00:28:00.471
ممنون

Chapter 386
00:28:00.555 --> 00:28:01.763
.مادام -
.خیلی متاسفم -

Chapter 387
00:28:01.847 --> 00:28:02.932
.من میرم. من میرم

Chapter 388
00:28:03.015 --> 00:28:04.976
خوبی؟

Chapter 389
00:28:06.102 --> 00:28:07.936
.خانوم و آقای دویل. خیلی متاسفم

Chapter 390
00:28:08.104 --> 00:28:10.397
.راستش، پوآرو ما میخواستیم ازت کمک بخوایم

Chapter 391
00:28:11.065 --> 00:28:12.692
.مربوط به جکی دو بلفور‌‌ـه

Chapter 392
00:28:12.858 --> 00:28:15.068
.اون تو تموم ماه عسلمون دنبالمون اومده

Chapter 393
00:28:15.819 --> 00:28:19.531
...اون و من
.میدونی، قبلا نامزد بودیم

Chapter 394
00:28:21.450 --> 00:28:23.536
تهدید خاصی نکرده؟

Chapter 395
00:28:23.702 --> 00:28:27.707
.نه، هیچ حرفی نمیزنه
.اون فقط پیداش میشه، و میشنه زُل میزنه

Chapter 396
00:28:27.789 --> 00:28:28.875
.عذر میخوام ، نه

Chapter 397
00:28:29.040 --> 00:28:31.669
.هیچ پرونده ای برای من وجود نداره تا قبول کنم
.اون هیچ جرمی مرتکب نشده

Chapter 398
00:28:33.421 --> 00:28:36.715
.کاری که داره میکنه ناشایسته
.و بیش از حد و عجیبه

Chapter 399
00:28:36.798 --> 00:28:39.343
.چیزی که هست خودش رو مضحکه کرده

Chapter 400
00:28:40.510 --> 00:28:43.306
میدونی، وقتی که با جکی بودم
.ازش خوشم میومد، واقعا

Chapter 401
00:28:43.931 --> 00:28:47.852
.بعدش که لینت رو دیدم
.جکی دیگه برام وجود خارجی نداشت

Chapter 402
00:28:49.353 --> 00:28:53.648
از همون اولش نمیتونستم مسیری (اینده)
.رو که اون توش نباشه رو تصور کنم

Chapter 403
00:28:54.232 --> 00:28:55.651
.و خوشبختانه اونم همین احساس رو داشت

Chapter 404
00:28:56.943 --> 00:28:58.194
.میتونستم به خورشید مشت بزنم

Chapter 405
00:28:58.278 --> 00:29:00.823
.هومم. به جاش نامزدیت رو بهم زدی

Chapter 406
00:29:02.741 --> 00:29:05.577
اون باید بقیه ی عمرش رو باکسی
که دوست نداره بگذرونه؟

Chapter 407
00:29:05.661 --> 00:29:07.371
تا به احساسات اون آسیب نزنه؟

Chapter 408
00:29:07.663 --> 00:29:09.664
.عشقه

Chapter 409
00:29:10.165 --> 00:29:12.960
.یه بازی جوانمردانه نیست
.هیچ قانونی نداره

Chapter 410
00:29:14.252 --> 00:29:16.547
.حالا، شاید هنوز جرمی مرتکب نشده باشه

Chapter 411
00:29:16.713 --> 00:29:18.840
.ولی من جکی رو میشناسم، مرتکب میشه

Chapter 412
00:29:19.674 --> 00:29:21.719
.اون همیشه حسابای گذشته رو صاف میکنه

Chapter 413
00:29:24.763 --> 00:29:26.097
.درموردش فکر کن

Chapter 414
00:29:42.155 --> 00:29:43.281
.مادمازل

Chapter 415
00:29:43.449 --> 00:29:44.450
میشناسمتون؟

Chapter 416
00:29:44.532 --> 00:29:47.577
.اگه بذاری یکم باهات حرف بزنم

Chapter 417
00:29:49.121 --> 00:29:50.247
.البته

Chapter 418
00:29:50.748 --> 00:29:52.124
.باز شروع شد

Chapter 419
00:29:53.625 --> 00:29:56.127
لینت پول زیادی به یه کارآگاه داده
.تا منو دست به سر کنه

Chapter 420
00:29:56.211 --> 00:29:58.588
.اون مهربانانه پیشنهاد داد، منم محترمانه رد کردم

Chapter 421
00:29:59.339 --> 00:30:00.548
.یوهو

Chapter 422
00:30:00.715 --> 00:30:02.218
.مادام عادت داره به هرچی میخواد برسه

Chapter 423
00:30:03.301 --> 00:30:04.886
.پدرشه یه تبهکار نصفه نیمه بود

Chapter 424
00:30:05.054 --> 00:30:06.681
شما مادام دویل رو چند وقتی میشه میشناسین؟

Chapter 425
00:30:08.098 --> 00:30:09.767
.ما توی نمایش تئاتر مدرسه باهم آشنا شدیم

Chapter 426
00:30:11.018 --> 00:30:12.853
.آنتونی و کلئوپاترا

Chapter 427
00:30:14.896 --> 00:30:15.981
،من کلئوپاترا بودم

Chapter 428
00:30:16.147 --> 00:30:17.732
تا اینکه معلم یه هفته قبل از اجرای اول اومد

Chapter 429
00:30:17.817 --> 00:30:19.693
.و تصمیم گرفت نقش منو به لینت بده

Chapter 430
00:30:20.236 --> 00:30:22.238
.من چارمیان خدمتکار گیرم اومد

Chapter 431
00:30:22.738 --> 00:30:25.449
.تازه عروس و داماد رو ناراحتشون کردی

Chapter 432
00:30:28.868 --> 00:30:30.413
.اولش اینکار رو مردم تا نزدیک اون (ضمیر مزکر) باشم

Chapter 433
00:30:30.829 --> 00:30:34.500
.بعدش باشهامت شدم، و گذاشتم منو ببینن

Chapter 434
00:30:35.000 --> 00:30:36.751
دیدم که لبخندش محو شد

Chapter 435
00:30:37.294 --> 00:30:38.878
.و توی پیشونیش چین و چروک ظاهر شد
(عصبانی و ناراحت شد)

Chapter 436
00:30:39.046 --> 00:30:41.173
مادمازل دو بلفور
.باید بیخیال این بشی

Chapter 437
00:30:42.008 --> 00:30:44.801
.چیزی که شده دیگه شد
.نفرت و دشمنی باطلش نمیکنه

Chapter 438
00:30:44.969 --> 00:30:46.971
.اون ازدواج کرده
.و عاشق زنشه

Chapter 439
00:30:47.137 --> 00:30:48.513
.سایمون عاشق منه

Chapter 440
00:30:49.807 --> 00:30:51.057
.سایمون عاشق منه

Chapter 441
00:30:51.808 --> 00:30:52.809
.میدونم

Chapter 442
00:30:53.728 --> 00:30:56.439
.حتی اگه یادش رفته باشه، اون کورش کرده باشه

Chapter 443
00:30:57.440 --> 00:30:59.900
.عشق به این بزرگی ناپدید نمیشه

Chapter 444
00:31:02.819 --> 00:31:03.820
.من عاشقشم

Chapter 445
00:31:04.779 --> 00:31:07.657
،دیوانه وار عاشقشم
.بدجوری، هر لحظه عاشقشم

Chapter 446
00:31:08.159 --> 00:31:10.577
.چیزی نیست که بتونم خاموشش کنم

Chapter 447
00:31:15.665 --> 00:31:18.586
یه دلیلی داره که قلب عضویه که به عشق داده شده

Chapter 448
00:31:20.796 --> 00:31:23.007
.اگه وایسته، ما میمیریم

Chapter 449
00:31:25.425 --> 00:31:27.094
،و من تنها نمیمیرم

Chapter 450
00:31:28.011 --> 00:31:29.971
.میتونی از این مطمئنم باشی

Chapter 451
00:31:33.517 --> 00:31:35.644
.کالیبر 22‌ـست

Chapter 452
00:31:39.815 --> 00:31:41.650
.عملا یه اسباب بازیه

Chapter 453
00:31:43.277 --> 00:31:45.904
.شاید، بدرد ترمیم یه قلب شکسته‌ـست

Chapter 454
00:31:46.071 --> 00:31:48.490
.تنها چیزی که نیازه یه گلوله‌ـست

Chapter 455
00:31:54.079 --> 00:31:55.080
.لعنت بهش

Chapter 456
00:31:55.748 --> 00:31:58.000
خیلی خب، میخوای ما چیکار کنیم؟
پلیس رو با خبر کنیم؟

Chapter 457
00:31:58.166 --> 00:32:00.376
خب، اگه بخوام فروتنانه توصیه کنم

Chapter 458
00:32:01.295 --> 00:32:03.631
.مطمئنم خانوم، دویل یه خونه ی خوب داره

Chapter 459
00:32:03.798 --> 00:32:05.633
.همین الان برین اونجا

Chapter 460
00:32:05.799 --> 00:32:09.135
لونه‌ـتون رو بسازین
.زندگیتون رو باه هم شروع کنید

Chapter 461
00:32:10.346 --> 00:32:12.263
.میتونیم، سایمون

Chapter 462
00:32:12.890 --> 00:32:15.183
.میتونیم بریم خونه و در ها رو ببندیم

Chapter 463
00:32:16.059 --> 00:32:17.519
.میتونیم خوشحال باشیم

Chapter 464
00:32:18.061 --> 00:32:19.646
چی، همینطوری جمع کنیم بریم؟

Chapter 465
00:32:20.146 --> 00:32:21.648
پس ماه عسلمون چی؟

Chapter 466
00:32:21.816 --> 00:32:24.609
هزینه ی عشق درنظرش بگیر

Chapter 467
00:32:25.819 --> 00:32:28.279
و یه تخفیف براش، باشه؟

Chapter 468
00:32:29.198 --> 00:32:30.532
.شب خوش

Chapter 469
00:32:30.699 --> 00:32:31.951
.ممنون

Chapter 470
00:32:49.425 --> 00:32:50.928
.از این طرف. فس فس نکنین

Chapter 471
00:32:51.095 --> 00:32:52.762
په کلکی داری سوار میکنی، سایمون؟ -
.عجله کنین -

Chapter 472
00:32:52.930 --> 00:32:54.472
فکر کردم امروز میریم دیدن مناظر؟

Chapter 473
00:32:54.640 --> 00:32:57.518
اره، میدونم واسه یه 10 روز دیگه دعوتتون کرده بودم

Chapter 474
00:32:57.601 --> 00:32:59.019
.دیدن مناظر و گردش از آسوان به فیلای

Chapter 475
00:32:59.185 --> 00:33:02.064
ولی شرایط الهام بخشمون شد

Chapter 476
00:33:02.230 --> 00:33:05.067
پس، مثل موسی، نزدیک اینجا

Chapter 477
00:33:05.233 --> 00:33:07.944
.به سمت آب تغییر مسیر دادیم

Chapter 478
00:33:08.444 --> 00:33:11.281
....بلاخره، من نتونستم  -
چی؟ -

Chapter 479
00:33:11.740 --> 00:33:14.367
.دست رد به ملکه ی نیل بزنم

Chapter 480
00:33:29.592 --> 00:33:33.761
"من خواسته های ابدی درونم دارم"

Chapter 481
00:33:33.929 --> 00:33:35.431
.افرین

Chapter 482
00:33:40.894 --> 00:33:43.189
.خیلی خوشگله

Chapter 483
00:33:43.355 --> 00:33:45.191
مادر، چرا ما یه قایق مثل این نداریم؟

Chapter 484
00:33:45.356 --> 00:33:47.776
.تو خیلی پول داری ، لینت
.ولی درایت نداری

Chapter 485
00:33:47.859 --> 00:33:49.737
.و سلیقه‌ـت تو قایق عالیه

Chapter 486
00:33:53.781 --> 00:33:54.782
میبینی؟

Chapter 487
00:33:55.201 --> 00:33:56.911
بهت گفتم همه چی درست میشه؟

Chapter 488
00:33:57.368 --> 00:34:00.705
.جکی دیگه نمیتونه ما رو دنبال کنه

Chapter 489
00:34:01.664 --> 00:34:02.790
.بیا بریم

Chapter 490
00:34:03.917 --> 00:34:04.919
.خیلی خب، همه سوار شن

Chapter 491
00:34:25.260 --> 00:34:27.260
<font color="#ffff00">کارناک</font>

Chapter 492
00:34:45.251 --> 00:34:46.793
.اجازه برای سوار کشتی شدن

Chapter 493
00:34:57.804 --> 00:35:00.014
.اوه، واا خوشگله

Chapter 494
00:35:00.181 --> 00:35:02.268
تو خیلی خوشحال بنظر میرسی
.لیاقتش رو داری

Chapter 495
00:35:12.987 --> 00:35:16.322
ما کارناک رو تا ابو سمبل در اختیار خودمون داریم

Chapter 496
00:35:16.489 --> 00:35:19.534
نگران وسایلتون نباشین
لوییز عزیز برمیگرده

Chapter 497
00:35:19.702 --> 00:35:22.746
و اتاقتون رو براتون جمع میکنه و ما رو توی شلال میبینه

Chapter 498
00:35:22.829 --> 00:35:23.831
.خوشحال میشم کمک کنم، خانوم

Chapter 499
00:35:23.914 --> 00:35:25.164
.ممنون

Chapter 500
00:35:25.248 --> 00:35:26.875
ما یه پیانو ی کوک شده داریم

Chapter 501
00:35:27.041 --> 00:35:29.585
.یه آشپز که از رستوران «شپرد قاهره» دزدیدیم

Chapter 502
00:35:29.753 --> 00:35:33.090
.و اینقدر شامپاین داریم که میتونیم رود نیل رو پر کنیم

Chapter 503
00:35:36.260 --> 00:35:37.302
!شامپاین

Chapter 504
00:35:37.385 --> 00:35:38.971
.هنوز ساعت ده و نیم‌ـم نشده

Chapter 505
00:35:39.137 --> 00:35:41.222
.پس ما عقبیم
( باید شروع به مشروب خوردن کنیم)

Chapter 506
00:35:41.306 --> 00:35:42.974
پس یه طبقه بالای اینم هست، آره؟

Chapter 507
00:35:43.141 --> 00:35:45.059
.سلام، مصر

Chapter 508
00:36:11.045 --> 00:36:14.340
.تموم چمدون های هتل میره به کارناک

Chapter 509
00:36:14.505 --> 00:36:15.507
.موسیو دویل

Chapter 510
00:36:15.590 --> 00:36:18.635
از موسیو دویل رو نیاز دارم
.میخوام اون سه تا صندوق بیاد اونجا

Chapter 511
00:36:24.016 --> 00:36:26.059
.باید به مثل «جو دی‌ماگیو» به این ضربه بزنم

Chapter 512
00:36:27.393 --> 00:36:29.730
.اوه، هیچ فایده ای نداشت -
.پنج امتیاز، افسر -

Chapter 513
00:36:29.813 --> 00:36:31.690
.صفرش کن -
.پنج امتیاز -

Chapter 514
00:36:31.773 --> 00:36:32.983
.بورز، عشقم

Chapter 515
00:36:33.067 --> 00:36:34.818
.دارم با اختلاف میبرم

Chapter 516
00:36:36.820 --> 00:36:37.945
.آفرین

Chapter 517
00:36:38.030 --> 00:36:39.947
.خب، این مطمئنا رو خطه

Chapter 518
00:36:40.032 --> 00:36:41.449
اون چیه اونجا؟

Chapter 519
00:36:41.617 --> 00:36:44.327
من میگم «مرغابی شابه بسر»‌ـه، مگه نه؟
خیلی زیباست

Chapter 520
00:37:10.853 --> 00:37:13.148
.تو الان توپ هاکیم رو جا به جا کردی -
. ضربه ی آزاد (جریمه ی ضربه ی خطا)  -

Chapter 521
00:37:13.231 --> 00:37:16.068
بوک، این یه ضربه ازاد بود
خودتم میدونی، دوباره بزن

Chapter 522
00:37:16.150 --> 00:37:17.735
.تقلب کار، دغل

Chapter 523
00:37:17.902 --> 00:37:19.822
.لینت، تو متقلب توی کشی داری

Chapter 524
00:37:19.987 --> 00:37:22.782
بورز و ون اسکایلر تقلب کارن
.مثل این دوتا

Chapter 525
00:37:25.577 --> 00:37:27.246
.کاترین، عشقم

Chapter 526
00:37:29.956 --> 00:37:31.458
.موسیو پوآرو

Chapter 527
00:37:31.625 --> 00:37:33.918
.امیدوارم منو به خاطر دزدین تعطیلات‌ـتون ببخشین

Chapter 528
00:37:35.461 --> 00:37:37.505
.نمیتونستم بذارم خوشگذرونی رو از دست بدی

Chapter 529
00:37:38.423 --> 00:37:39.757
.باعث افتخاره

Chapter 530
00:37:40.092 --> 00:37:42.302
.و مناسب با برنامه های شخصیم هم هست

Chapter 531
00:37:42.469 --> 00:37:45.139
البته، سفر دریایی زیاد بهم نمیسازه

Chapter 532
00:37:45.304 --> 00:37:46.306
....اوه، میتونم برات بگم

Chapter 533
00:37:46.389 --> 00:37:47.932
خب، راستش، نباید برات بگم

Chapter 534
00:37:48.559 --> 00:37:50.686
ولی خب فکر کنم تو منو به خاطر

Chapter 535
00:37:50.768 --> 00:37:53.063
.دلایلی غیر از خوش گذرونی اینجا اوردی

Chapter 536
00:37:59.027 --> 00:38:00.945
ای کاش همینطور که تو میگفتی میرفتیم خونه

Chapter 537
00:38:01.362 --> 00:38:03.699
.اینجا احساس امنیت نمیکنم

Chapter 538
00:38:04.365 --> 00:38:07.077
.نه من، نه سایمون، حتی با رفتن جکی

Chapter 539
00:38:07.244 --> 00:38:08.871
.ولی شما پیش دوستاتونین

Chapter 540
00:38:09.036 --> 00:38:10.539
وقتی که پولدار باشی

Chapter 541
00:38:11.498 --> 00:38:13.458
هیچ کسی، هیچوقت دوست واقعیت نیست

Chapter 542
00:38:14.333 --> 00:38:19.672
.الان حسادت ها و دعوا های قدیمی رو یادم میاد

Chapter 543
00:38:20.798 --> 00:38:22.925
.یه قرص لازمه تا خوابم ببره

Chapter 544
00:38:26.929 --> 00:38:29.266
.پیش هیچکدومشون احساس امنیت نمیکنم

Chapter 545
00:38:36.190 --> 00:38:38.317
امیدوار بودم بتونی مراقبمون باشی

Chapter 546
00:38:44.614 --> 00:38:46.115
.هوممم

Chapter 547
00:38:46.199 --> 00:38:47.284
.ممنون

Chapter 548
00:39:11.432 --> 00:39:13.309
اومم... حالا؟

Chapter 549
00:39:13.476 --> 00:39:14.561
.و حالا

Chapter 550
00:39:15.686 --> 00:39:17.773
.میبینی؟ کاملا طبیعیه

Chapter 551
00:39:18.440 --> 00:39:19.483
.خیلی داغم

Chapter 552
00:39:19.650 --> 00:39:21.443
.آره، خب تو توی مصری

Chapter 553
00:39:21.527 --> 00:39:22.527
.مالاریاست

Chapter 554
00:39:22.610 --> 00:39:23.737
.مالاریا نداری

Chapter 555
00:39:23.903 --> 00:39:26.072
.میدونی که تب دارم
.اون تب سنج خرابه

Chapter 556
00:39:26.155 --> 00:39:27.324
.کاملا عادیه

Chapter 557
00:39:27.407 --> 00:39:29.409
.نه، نه، خرابه -
.نه، خراب نیست -

Chapter 558
00:39:29.492 --> 00:39:31.202
.من خیلی داغم  -
.همینطوری باید باشه -

Chapter 559
00:39:32.829 --> 00:39:33.996
.میدونم. میدونم

Chapter 560
00:39:34.164 --> 00:39:37.166
وقت نشناسیه که توی ماه عسل
با عروس درمورد کار حرف بزنی

Chapter 561
00:39:37.333 --> 00:39:39.585
.وکیل بد، تو قول داده بودی

Chapter 562
00:39:39.753 --> 00:39:41.838
.فقط یه چندتا امضای کوچیک‌ـه

Chapter 563
00:39:42.005 --> 00:39:44.757
عادلانه‌ـست. ازدواجم
.تفاوت ایجاد کرده، مطمئنا

Chapter 564
00:39:44.925 --> 00:39:47.469
.دفعه ی بعد بهمون از قبل خبر بده

Chapter 565
00:39:52.139 --> 00:39:54.434
.همش کاملا واضح و ساده‌ـست

Chapter 566
00:39:54.601 --> 00:39:56.519
امتیاز انحصاری سیلون

Chapter 567
00:39:56.686 --> 00:39:58.771
.و تغییرات واضح توی وصیت نامه

Chapter 568
00:39:59.523 --> 00:40:02.775
.اجاره ی ملک لندن

Chapter 569
00:40:05.070 --> 00:40:06.947
.همه واضحه

Chapter 570
00:40:07.864 --> 00:40:09.782
ببخشید، پسر عمو، منو میشناسی

Chapter 571
00:40:09.949 --> 00:40:13.327
تا حالا قردادی نبستم که نتونم ازش
.چندتا غلط برای تصحیح کردن پیدا کنم

Chapter 572
00:40:13.996 --> 00:40:15.289
.بابا خوب یادت داده

Chapter 573
00:40:15.454 --> 00:40:17.373
من نه. راه و روش من اینطوری نیست

Chapter 574
00:40:17.708 --> 00:40:19.501
.تا حالا تو عمرم نگاهم به یه قرارداد نیوفتاده

Chapter 575
00:40:19.668 --> 00:40:21.335
هر قراری که نشه با
دست دادن بست

Chapter 576
00:40:21.420 --> 00:40:22.628
.بدرد من نمیخوره

Chapter 577
00:40:23.338 --> 00:40:25.257
.ادامه بده، لینی، امضاش کن

Chapter 578
00:40:25.423 --> 00:40:27.050
،هرچی زودتر امضاش کنی
.زودتر میتونیم بریم بخوابیم

Chapter 579
00:40:30.469 --> 00:40:32.179
تو اولین دختری بودی که بهم گفتی

Chapter 580
00:40:32.347 --> 00:40:35.809
که یه زن میتونه به خوبی یه مرد
. یا حتی بهتر امورش رو اداره کنه

Chapter 581
00:40:36.476 --> 00:40:39.271
نگو که این امتیاز با یه شوهر کوچولو عوض شده

Chapter 582
00:40:44.318 --> 00:40:45.902
.برو برای مهمونی آماده شو، سایمون

Chapter 583
00:40:46.068 --> 00:40:47.945
قول میدم خیلی طولش نمیدم

Chapter 584
00:40:48.112 --> 00:40:49.655
.من دارم بی ادبی میکنم

Chapter 585
00:40:51.574 --> 00:40:52.576
.عجله ای نیست

Chapter 586
00:40:53.284 --> 00:40:54.411
.بندازش برای فردا

Chapter 587
00:40:59.875 --> 00:41:01.543
بالای سرم

Chapter 588
00:41:01.626 --> 00:41:03.003
بالای سرم

Chapter 589
00:41:03.085 --> 00:41:05.713
.توی هوا صدای موسیقی رو میشنوم -
.توی هوا صدای موسیقی رو میشنوم -

Chapter 590
00:41:05.797 --> 00:41:08.507
.حالا بالای سرم -
.بالای سرم -

Chapter 591
00:41:08.592 --> 00:41:11.719
.میدونی که توی هوا صدای موسیقی رو میشنوم  -
.توی هوا صدای موسیقی رو میشنوم  -

Chapter 592
00:41:11.802 --> 00:41:13.096
بالای سرم

Chapter 593
00:41:13.179 --> 00:41:14.181
بالای سرم

Chapter 594
00:41:14.264 --> 00:41:17.351
.توی هوا صدای موسیقی رو میشنوم -
.توی هوا صدای موسیقی رو میشنوم -

Chapter 595
00:41:17.434 --> 00:41:20.144
.و من واقعا اعتقاد دارم -
.آره، من واقعا اعتقاد دارم -

Chapter 596
00:41:20.228 --> 00:41:21.563
یه بهشت جدید یه جایی هست

Chapter 597
00:41:21.646 --> 00:41:22.648
.بهشت یه جایی هست

Chapter 598
00:41:22.731 --> 00:41:24.565
بالای سرم

Chapter 599
00:41:24.650 --> 00:41:26.360
.بالای سرم -
.بیا پایین پوآرو -

Chapter 600
00:41:27.110 --> 00:41:29.070
توی هوا دردسر میبینم

Chapter 601
00:41:29.237 --> 00:41:31.907
و واقعا اعتقاد دارم
که یه بهشتی یه جایی هست

Chapter 602
00:41:32.074 --> 00:41:34.742
.یه بهشت یه جایی هست

Chapter 603
00:41:37.496 --> 00:41:38.996
.کوفتی خیلی حال میده

Chapter 604
00:41:39.581 --> 00:41:41.666
!آفرین

Chapter 605
00:41:42.458 --> 00:41:43.876
.مثل همیشه، حیرت انگیز بودی

Chapter 606
00:41:44.043 --> 00:41:45.170
.ممنون

Chapter 607
00:41:48.465 --> 00:41:50.467
.مادام، خیلی تحت تاثیر قرار گرفتم

Chapter 608
00:41:50.634 --> 00:41:52.594
موسیقی بلوز توی اون شادی برای رقصیدن داره

Chapter 609
00:41:52.760 --> 00:41:54.554
.و با اینحال توش غم هم داره

Chapter 610
00:41:54.721 --> 00:41:56.889
.نوشتن درباره غم و مصیبت آسونه

Chapter 611
00:41:57.056 --> 00:41:59.809
.فقط کسی رو که میخوام مجازات کنم توی ذهنم تصور میکنم

Chapter 612
00:41:59.976 --> 00:42:02.186
.بعدش تصور میکنم اونا عاشق همن

Chapter 613
00:42:06.858 --> 00:42:08.735
،تو

Chapter 614
00:42:08.818 --> 00:42:12.072
علاقه ی نسبتا شدیدی به سالومه  آدبورن پیدا کردی

Chapter 615
00:42:12.239 --> 00:42:15.659
.من فکر میکردم پوآرو نسبت به تبِ عشق نفوذناپذیر‌ـه

Chapter 616
00:42:15.826 --> 00:42:18.286
.یه دفعه بدجوری درگیرش شدم

Chapter 617
00:42:19.204 --> 00:42:22.164
به اندازه ی کافی واسه ی تموم عمرم برام پشیمونی به بار اورد

Chapter 618
00:42:24.751 --> 00:42:26.293
.کارآگاه های خوبی زیاد هیست

Chapter 619
00:42:26.378 --> 00:42:28.797
.خب، این درست نیست
.تعداد زیادی کارآگاه متوسط هست

Chapter 620
00:42:28.963 --> 00:42:30.715
،ولی برای اینکه مثل من باشی

Chapter 621
00:42:30.882 --> 00:42:33.092
.باید ذهن خلاقی داشته باشی

Chapter 622
00:42:33.260 --> 00:42:36.137
سلول‌های خاکستری، توپر قو بزرگ شدن
نیازمند توجه و درگیر شدن‌ان

Chapter 623
00:42:36.304 --> 00:42:38.264
نیازمند تمامی اکسیژن جاری در خون

Chapter 624
00:42:38.431 --> 00:42:40.766
.و تمام وقت من هستن

Chapter 625
00:42:40.934 --> 00:42:44.563
نه، من هیاهوی عشق و عاشقی‌رو
.دو دستی میدم مال خودت

Chapter 626
00:42:45.605 --> 00:42:47.023
اما برادرزاده چی؟

Chapter 627
00:42:48.150 --> 00:42:49.818
خانومی گمراه‌کنندس، نه؟

Chapter 628
00:42:49.900 --> 00:42:51.068
واقعا؟

Chapter 629
00:42:51.235 --> 00:42:53.780
.ذهن آروم و هوشمند در بالاترین سطح

Chapter 630
00:42:53.947 --> 00:42:55.657
.خواننده خوبی‌هم هست

Chapter 631
00:42:55.949 --> 00:42:57.659
همم؟ -
.متوجه نشده بودم -

Chapter 632
00:42:57.742 --> 00:43:00.786
هم‌مدرسه‌ای لینته، درسته؟

Chapter 633
00:43:00.954 --> 00:43:02.748
داری پیش من پنهون کاری میکنی؟

Chapter 634
00:43:02.914 --> 00:43:04.708
من؟ آخه مردحسابی پیش من؟ -
چیه؟ -

Chapter 635
00:43:04.875 --> 00:43:07.878
رزالی آدبورن، یه خانوم زیباست

Chapter 636
00:43:08.043 --> 00:43:11.255
و بوک، یکبار هم باهاش حرف نزده؟

Chapter 637
00:43:13.842 --> 00:43:16.010
!چیزی از یه عشق دیوونه‌کننده کم نداره

Chapter 638
00:43:16.177 --> 00:43:17.219
.باور کن داشتم جلز و ولز میکردم که بهت بگم

Chapter 639
00:43:17.387 --> 00:43:18.764
لینت، چندماه پیش مارو معرفی کرد

Chapter 640
00:43:18.929 --> 00:43:21.474
و از اونموقع، دلم نمیخواد به هیچ
خانوم دیگه‌ای

Chapter 641
00:43:21.557 --> 00:43:23.934
.به چشم چیزی جز پرستار بچه‌هامون نگاه کنم

Chapter 642
00:43:24.101 --> 00:43:27.146
،باهوش ترین، حیرت انگیزترین

Chapter 643
00:43:27.313 --> 00:43:29.190
.و سرزنده‌ترین خانومیه که تاحالا دیدم

Chapter 644
00:43:29.356 --> 00:43:31.525
در لحظه مقابلش کم میارم
.و بازم عاشقمه

Chapter 645
00:43:31.693 --> 00:43:33.695
.یعنی، تنها عیب وارده بهش همینه

Chapter 646
00:43:33.862 --> 00:43:36.197
،دوست عاشق من، بوک

Chapter 647
00:43:36.364 --> 00:43:38.032
از روی پشت‌بوم فریاد میزنی، نه؟

Chapter 648
00:43:38.115 --> 00:43:41.244
.نه خب، جایی که مامان بشنوه نه

Chapter 649
00:43:41.619 --> 00:43:45.039
مادام بوک از این رابطه حمایت نمیکنه؟

Chapter 650
00:43:45.206 --> 00:43:47.958
هیچوقت براش مهم نبوده کی همراهمه

Chapter 651
00:43:48.126 --> 00:43:51.003
مگه اینکه معلوم باشه طرفو فقط
.واسه یه شب میخوام

Chapter 652
00:43:51.170 --> 00:43:53.215
.آمریکایی بودنش هم نورعلی‌نوره

Chapter 653
00:43:53.297 --> 00:43:56.467
مامان کلا کسایی که متولد جایی به جز
.می‌فئر باشن رو تایید نمیکنه

Chapter 654
00:43:56.635 --> 00:43:58.512
تازه از لینت هم عصبانیه
.که من و دختره رو جور کرد

Chapter 655
00:43:58.677 --> 00:44:00.262
و آیا نظرش، مهمه؟

Chapter 656
00:44:00.429 --> 00:44:01.556
،پول مهمه

Chapter 657
00:44:01.722 --> 00:44:04.226
و پول من، ماهیانه از سمت
.یوفیمیا بوک میاد

Chapter 658
00:44:04.391 --> 00:44:05.643
سعی کردم اونقدری پس‌انداز کنم

Chapter 659
00:44:05.811 --> 00:44:07.521
که نیازمند اجازه‌ش واسه
،ازدواج نباشم

Chapter 660
00:44:07.603 --> 00:44:09.188
،فقط دعای خیرش

Chapter 661
00:44:09.356 --> 00:44:10.481
.اما گند زدم

Chapter 662
00:44:12.108 --> 00:44:13.400
،همه زندگیم

Chapter 663
00:44:13.568 --> 00:44:16.822
هیچوقت نمیخواستم جز سرگرمی
.برای کسی چیزی باشم

Chapter 664
00:44:16.987 --> 00:44:18.489
...اما برای رزالی، من

Chapter 665
00:44:19.240 --> 00:44:20.826
.میخوام خوب باشم

Chapter 666
00:44:31.545 --> 00:44:33.672
.بیا، خدمه کشتی آماده حرکتن

Chapter 667
00:44:33.755 --> 00:44:34.840
.بازگشت 5 صبح

Chapter 668
00:44:35.005 --> 00:44:37.675
و یادتون باشه که در ابو سمبل
.مهمون‌های جدیدی داریم

Chapter 669
00:44:37.842 --> 00:44:38.927
.شب خوش -
.شب به خیر -

Chapter 670
00:45:08.873 --> 00:45:10.416
.تقریبا رسیدیم

Chapter 671
00:45:14.295 --> 00:45:16.047
،خانوم‌ها و آقایون

Chapter 672
00:45:16.130 --> 00:45:17.840
.داریم به ابو سمبل نزدیک میشیم

Chapter 673
00:45:45.702 --> 00:45:47.494
.همه‌مون میریم

Chapter 674
00:45:47.661 --> 00:45:50.123
جا نمونین
.تو هم همینطور لوییز! با ما میایی

Chapter 675
00:45:50.289 --> 00:45:51.333
.باید لباس اتو کنم

Chapter 676
00:45:51.498 --> 00:45:53.043
.ما در مصر باستان هستیم

Chapter 677
00:45:53.208 --> 00:45:54.753
وقتی نامزد کردی

Chapter 678
00:45:54.920 --> 00:45:56.503
.اینجا پیشنهاد تو برای ماه‌عسل بود

Chapter 679
00:45:56.922 --> 00:45:58.422
قهوه میخورین خانوم دویل؟ -
.ممنونم کلر -

Chapter 680
00:46:00.842 --> 00:46:01.842
اون چیه؟

Chapter 681
00:46:02.010 --> 00:46:03.594
.مادام، طوفان‌شن مایل‌ها فاصله داره

Chapter 682
00:46:04.219 --> 00:46:05.679
.نیازی به نگرانی نیست

Chapter 683
00:46:06.597 --> 00:46:09.099
.قوطی کارمین‌سرخ رو پیدا نمیکنم

Chapter 684
00:46:09.266 --> 00:46:12.311
بدون قرمز، نمیتونم حق مطلب
.غروب رو ادا کنم

Chapter 685
00:46:12.478 --> 00:46:15.106
مامان، قلم‌موهاتو بذار زمین
.اینجا معبد ابو سمبله

Chapter 686
00:46:15.273 --> 00:46:17.608
.رامسس کبیر منتظره

Chapter 687
00:46:24.199 --> 00:46:25.617
،رامسس دوم

Chapter 688
00:46:25.784 --> 00:46:29.496
با عزیزترین و اولین همسرش از بین
.هشت نفر، یعنی نفرتاری، ازدواج کرد

Chapter 689
00:46:29.704 --> 00:46:32.164
بر روی دیوارهای آرامگاه ملکه

Chapter 690
00:46:32.331 --> 00:46:33.070
...شعری خارق‌العاده برای همسرش نوشت

Chapter 691
00:46:33.791 --> 00:46:35.335
اوه آقا، میشه ببینم؟ -
.بله -

Chapter 692
00:46:36.126 --> 00:46:38.170
"عشق من، مانند ندارد

Chapter 693
00:46:38.338 --> 00:46:41.048
"با تنها عبورش، قلب مرا به چنگ آورده‌ست

Chapter 694
00:46:41.215 --> 00:46:43.927
"خورشید که میدرخشد، از برای اوست"

Chapter 695
00:46:44.677 --> 00:46:46.012
.چقدر عاشق‌پیشه

Chapter 696
00:46:46.096 --> 00:46:49.556
.نصف اهالی نوبیا رو به قتل رسوند
مقادیر زیاد و بی‌فایده‌ای از سنگتراشی

Chapter 697
00:46:49.724 --> 00:46:53.894
صرف خدمت به یه پادشاه
.پف کرده ظالم خودمحور شد

Chapter 698
00:46:53.978 --> 00:46:56.563
.همم، از کلاه‌هاشون خوشم میاد

Chapter 699
00:46:56.731 --> 00:46:57.983
.چه داستان قشنگی

Chapter 700
00:47:05.072 --> 00:47:07.492
یه ازدواج اونم تو همین زندگی
.به قدرکافی بد هست

Chapter 701
00:47:07.659 --> 00:47:11.204
دیگه باهم‌بودن تا ابدیت
.ظلمه علیه بشریت

Chapter 702
00:47:11.286 --> 00:47:13.581
وای مامان! چرا اینقدر بدبینی؟

Chapter 703
00:47:13.748 --> 00:47:16.835
برج و معبد میسازن تا عشق
رو در آهنگ و سنگ ثبت کنن

Chapter 704
00:47:17.251 --> 00:47:20.922
که حالا انگار قربون‌صدقه یه جفت
.چشم تیره رفتن، دردی ازش دوا میکنه

Chapter 705
00:47:21.088 --> 00:47:23.007
.تازه درد رو بدتر هم میکنه

Chapter 706
00:47:23.090 --> 00:47:24.759
.اونجاست؟ ممنون

Chapter 707
00:47:26.594 --> 00:47:27.594
.راحت باش، بگو

Chapter 708
00:47:27.887 --> 00:47:31.181
فکر میکنی تو و اون دختر زیبا
استثنا خواهید بود؟

Chapter 709
00:47:31.724 --> 00:47:33.893
.سرانجام هر عشقی که فلاکت نیست

Chapter 710
00:47:34.059 --> 00:47:37.146
.نه، خوش‌شانس‌هاش، موقع زایمان میمیرن

Chapter 711
00:47:37.896 --> 00:47:39.858
.حفاظت از تو وظیفه منه

Chapter 712
00:47:40.025 --> 00:47:42.318
فکر میکنی نمیدونم دنبال چی هستی؟

Chapter 713
00:47:42.485 --> 00:47:46.530
تو... دنبال اجازه من برای
.ازدواج با اون دختری

Chapter 714
00:47:46.697 --> 00:47:48.157
.خب، اجازه نمیدم

Chapter 715
00:47:57.751 --> 00:47:58.918
!رُزالی

Chapter 716
00:48:00.545 --> 00:48:02.005
اوضاع مرتبه؟

Chapter 717
00:48:02.088 --> 00:48:03.088
.بله

Chapter 718
00:48:03.422 --> 00:48:05.467
.دیگه خبری از پنهون‌کاری نیست

Chapter 719
00:48:05.842 --> 00:48:08.969
.خودمون یه کاریش میکنیم -
.آره -

Chapter 720
00:48:09.429 --> 00:48:10.554


Chapter 721
00:48:12.014 --> 00:48:14.476
.درحال سوار کردن مسافر جدید

Chapter 722
00:48:42.586 --> 00:48:44.088
.خیلی شن تو کفشمه

Chapter 723
00:48:44.172 --> 00:48:45.465
!رسیدیم
چطور بود؟

Chapter 724
00:48:48.384 --> 00:48:49.927
تاییدشون میکنی؟

Chapter 725
00:48:51.346 --> 00:48:53.347
،اولین مردی که ما معرفیش کرد

Chapter 726
00:48:53.514 --> 00:48:54.766
.یه وکیل ثروتمند

Chapter 727
00:48:54.932 --> 00:48:56.226
،بی شیله‌پیله و مستقل

Chapter 728
00:48:56.391 --> 00:48:58.811
.در راه تبدیل شدن به سناتور میسوری

Chapter 729
00:48:59.269 --> 00:49:01.231
،بعدش یه بارون بود که کلی جزیره داشت

Chapter 730
00:49:01.313 --> 00:49:02.648
.با اخلاق مثل پادشاه‌ها

Chapter 731
00:49:02.815 --> 00:49:05.443
و الان هم یه بوک فقیر

Chapter 732
00:49:05.610 --> 00:49:08.112
که هی نوشیدنی میخوره
و زیادی بلند میخنده

Chapter 733
00:49:08.278 --> 00:49:10.030
.و همیشه هم داره خرابکاری میکنه

Chapter 734
00:49:11.407 --> 00:49:14.577
.ازش بیشتر از اون دوتای دیگه خوشم میاد

Chapter 735
00:49:16.913 --> 00:49:18.331
مادام، شما شوهر دارین؟

Chapter 736
00:49:18.498 --> 00:49:20.541
.چندتایی داشتم

Chapter 737
00:49:21.166 --> 00:49:22.460
.هرکدامشون، یه جور دردسر

Chapter 738
00:49:23.043 --> 00:49:24.378
.همم

Chapter 739
00:49:24.461 --> 00:49:26.047
شما چی، آقای پوآرو؟

Chapter 740
00:49:26.213 --> 00:49:27.382
.نه. سعادتش رو نداشتم

Chapter 741
00:49:27.548 --> 00:49:28.967
چه سعادتی رو دارین؟

Chapter 742
00:49:33.887 --> 00:49:35.431
.پرونده‌هام

Chapter 743
00:49:35.889 --> 00:49:37.766
.کتاب‌هام

Chapter 744
00:49:39.853 --> 00:49:41.603
...من، آه

Chapter 745
00:49:41.688 --> 00:49:45.858
راستش، یه کلبه چشمم رو گرفته

Chapter 746
00:49:46.608 --> 00:49:49.237
...برای وقتی که بازنشسته بشم

Chapter 747
00:49:49.945 --> 00:49:51.072
.باغچه هم داره

Chapter 748
00:49:53.699 --> 00:49:57.036
امید دارم که بتونم یه

Chapter 749
00:49:57.202 --> 00:49:59.706
،گونه اصلاح شده از مغزمغز گیاهی
.ایجاد کنم

Chapter 750
00:50:02.833 --> 00:50:04.335
سبزیجات عالی هستن

Chapter 751
00:50:04.501 --> 00:50:05.836
...اما یه مزه‌ای رو کم دارن

Chapter 752
00:50:06.003 --> 00:50:09.465
.من سبزیجات پُر مزه‌تری رو ترجیح میدم

Chapter 753
00:50:14.219 --> 00:50:15.304
.مادام

Chapter 754
00:50:16.639 --> 00:50:19.851
آقای پوآرو، اینجا واقعا چیکار میکنین؟

Chapter 755
00:50:22.353 --> 00:50:23.771
.مادام

Chapter 756
00:50:27.065 --> 00:50:30.652
متوجه‌ای که از قاهره به بعد
.حتی دست همو هم به زور گرفتیم

Chapter 757
00:50:31.528 --> 00:50:33.614
.من خودم نبودم

Chapter 758
00:50:34.324 --> 00:50:36.074
خب پس، باید کی باشی؟

Chapter 759
00:50:38.327 --> 00:50:40.413
.معلومه، کلوئه‌پاترا

Chapter 760
00:50:43.916 --> 00:50:45.168
.با من بیا

Chapter 761
00:50:45.335 --> 00:50:46.376
.بیا

Chapter 762
00:50:46.543 --> 00:50:48.463
.حکمران دو سرزمین

Chapter 763
00:50:59.349 --> 00:51:02.059
کلوئه‌پاترا چی میگفت؟

Chapter 764
00:51:02.143 --> 00:51:04.269
"اوه، شارمین

Chapter 765
00:51:04.646 --> 00:51:07.481
"بنظرت اون الان کجاست؟

Chapter 766
00:51:08.315 --> 00:51:10.525
"ایستاده‌است

Chapter 767
00:51:11.027 --> 00:51:12.402
"یا نشسته؟

Chapter 768
00:51:13.820 --> 00:51:15.489
"آیا گام برمیداره؟

Chapter 769
00:51:16.949 --> 00:51:18.617
"آیا سوار بر اسبه؟

Chapter 770
00:51:21.119 --> 00:51:23.206
"، اوه، چه خوشبخت است اسبی

Chapter 771
00:51:23.373 --> 00:51:25.708
"!که حامل وزن آنتونی باشد"

Chapter 772
00:51:27.460 --> 00:51:29.336
".او اکنون سخن میگوید

Chapter 773
00:51:30.255 --> 00:51:31.588
"...یا زمزمه میکند"

Chapter 774
00:51:31.755 --> 00:51:33.090
.اوه، خدای من

Chapter 775
00:51:37.719 --> 00:51:42.224
"افعیِ نیلِ کهن من کجاست؟"

Chapter 776
00:51:48.063 --> 00:51:49.315
!بوک! مراقب باش

Chapter 777
00:52:03.161 --> 00:52:04.831
!همه سریعا برن داخل

Chapter 778
00:52:12.963 --> 00:52:14.340
!بوک، برو داخل

Chapter 779
00:52:15.215 --> 00:52:16.509
!برو تو

Chapter 780
00:52:20.054 --> 00:52:22.681
یه بالکن بالای صخره بود
،یه ایستگاه برای کارگرا

Chapter 781
00:52:22.849 --> 00:52:24.057
.اما نشونه‌ای از کسی توش نبود

Chapter 782
00:52:24.766 --> 00:52:26.393
یعنی کسی عمداً اینکارو کرد؟

Chapter 783
00:52:30.188 --> 00:52:31.523
.بیا ببرمت یه جای امن

Chapter 784
00:53:30.248 --> 00:53:31.583
.چه دنیای کوچیکی

Chapter 785
00:53:33.335 --> 00:53:34.711
کاپیتان قسم خورد که

Chapter 786
00:53:34.795 --> 00:53:36.338
.وقتی رفتیم به معبد، جکی رسیده اینجا

Chapter 787
00:53:36.505 --> 00:53:37.507
.نمیشه خودش بوده باشه

Chapter 788
00:53:37.672 --> 00:53:39.967
.میدونم سعی کرد مارو بکشه
‌.میخوام فورا از کشتی پیاده شه

Chapter 789
00:53:40.134 --> 00:53:43.096
یه بلیط خریده که اینجا سوار کشتی بشه
.تازه پیش‌خرید کرده

Chapter 790
00:53:43.262 --> 00:53:44.429
.کاری از دست ما بر نمیاد

Chapter 791
00:53:44.597 --> 00:53:46.516
!برام مهم نیست! همیشه اینکارو میکنه

Chapter 792
00:53:46.681 --> 00:53:49.101
فقط بگو چقدر بدم تا از من دور بمونه؟

Chapter 793
00:53:49.268 --> 00:53:50.311
!بگو چقدر پول بدم

Chapter 794
00:53:50.394 --> 00:53:52.563
!مجبور بشم کل این کشتی‌رو میخرم

Chapter 795
00:53:52.730 --> 00:53:54.773
!همه این کشور صاب‌مرده رو میخرم

Chapter 796
00:54:26.972 --> 00:54:29.182
.مادام -
.ممنون -

Chapter 797
00:54:29.349 --> 00:54:30.851
.ممنونم

Chapter 798
00:54:31.018 --> 00:54:32.061
.لوییز

Chapter 799
00:54:32.561 --> 00:54:35.313
شال من رو دیدی؟
.مطمئنم پیش‌تر همراهم بود

Chapter 800
00:54:35.481 --> 00:54:37.817
نه خانوم ماری. ولی دنبالش
‌.میگردم تا مطمئن بشم

Chapter 801
00:54:37.983 --> 00:54:39.110
...باشه، تو

Chapter 802
00:54:39.277 --> 00:54:41.278
تو با ما غذا نمیخوری؟

Chapter 803
00:54:41.445 --> 00:54:42.864
.خانوم لینت ترجیح میدن اینکارو نکنم

Chapter 804
00:54:43.280 --> 00:54:44.782
.اوه

Chapter 805
00:54:45.657 --> 00:54:47.284
.اوه، لینت رو خیلی دوست دارم

Chapter 806
00:54:47.452 --> 00:54:49.829
.اما وقتی انقلاب بشه، اولین نفر خودشه

Chapter 807
00:54:50.246 --> 00:54:52.623
چشم‌بند میزنن، آخرین سیگارشو بهش میدن
...به دیوار تکیه میکنه و بعد

Chapter 808
00:54:52.706 --> 00:54:53.708
!بنگ
(اشاره به اعدام)

Chapter 809
00:54:58.295 --> 00:55:00.715
یه کاراگاه، کتابم؟

Chapter 810
00:55:00.882 --> 00:55:02.340
.شما کتاب من رو بُردین

Chapter 811
00:55:04.677 --> 00:55:07.554
.اشتباه احمقانه‌ای کردم... ببخشید

Chapter 812
00:55:07.722 --> 00:55:10.349
،آه، تو رو با ادوین درود

Chapter 813
00:55:10.516 --> 00:55:12.851
.در رستوران اشتباه گرفتم

Chapter 814
00:55:12.934 --> 00:55:14.978
.اوه -
،با توجه به دست خط قشنگتون -

Chapter 815
00:55:15.146 --> 00:55:17.106
.رقیب دیکنز در زیباسازی محسوب میشین

Chapter 816
00:55:17.190 --> 00:55:18.398


Chapter 817
00:55:22.402 --> 00:55:23.737
.موسیو پوآرو

Chapter 818
00:55:24.947 --> 00:55:25.947
میخواستم بگم که

Chapter 819
00:55:26.032 --> 00:55:28.159
.دیگه نیازی نیست مراقب ما باشین

Chapter 820
00:55:29.869 --> 00:55:32.538
،جکی شاید نتونه متوجه علتش بشه

Chapter 821
00:55:32.621 --> 00:55:33.623
.اما ما میتونیم

Chapter 822
00:55:34.081 --> 00:55:35.248
.داریم میریم خونه

Chapter 823
00:55:35.625 --> 00:55:37.626
فردا صبح اول وقت با ماشین
.میریم به خرطوم
(پایتخت سودان)

Chapter 824
00:55:37.793 --> 00:55:40.253
و بعد با کشتی میریم
به وود هال

Chapter 825
00:55:40.420 --> 00:55:42.088
.و بعدش، تا ابد خونه خودمون میمونیم

Chapter 826
00:55:42.255 --> 00:55:43.632
.گور بابای جکی و بلفورت

Chapter 827
00:55:52.349 --> 00:55:53.351
.اوه، عزیزم

Chapter 828
00:55:53.434 --> 00:55:55.519
پس یه نوشیدنی واسه بار آخر بخوریم؟

Chapter 829
00:55:55.686 --> 00:55:57.271
...معمولا الکل نمیخورم

Chapter 830
00:55:59.648 --> 00:56:00.858
...اما برای این

Chapter 831
00:56:01.025 --> 00:56:02.025
.داو

Chapter 832
00:56:02.985 --> 00:56:03.985
.موسیو

Chapter 833
00:56:04.110 --> 00:56:05.195
.بله -
.بله -

Chapter 834
00:56:06.155 --> 00:56:07.989
.به سلامتی خونه

Chapter 835
00:56:08.157 --> 00:56:09.199
.ممنون

Chapter 836
00:56:27.385 --> 00:56:28.510
.تورو واسه کشتی‌سواری نساختن

Chapter 837
00:56:28.677 --> 00:56:30.429
.یا شامپاین

Chapter 838
00:56:39.896 --> 00:56:41.731
میدونستی وقتی فرعون میمرده

Chapter 839
00:56:41.815 --> 00:56:43.525
همسرهاشو باهاش زنده دفن میکردن؟

Chapter 840
00:56:44.318 --> 00:56:46.152
.حتما با جیغ و فریاد دفن میشدن

Chapter 841
00:56:47.862 --> 00:56:50.282
اما مطمئنم یکیشون بوده که واقعا میخواسته

Chapter 842
00:56:50.449 --> 00:56:52.117
.تا ابد همراهش باشه و درد جدایی نکشه

Chapter 843
00:56:53.661 --> 00:56:55.204
.از دیدن من متاسفی

Chapter 844
00:56:57.539 --> 00:56:59.583
.چه خوشت بیاد چه نیاد، من تو همه افکارشم

Chapter 845
00:57:01.085 --> 00:57:02.378
.سایمون از من میترسه

Chapter 846
00:57:02.545 --> 00:57:05.088
.مادموازل، هنوزم فرصت تصمیم‌گیری هست

Chapter 847
00:57:05.255 --> 00:57:08.300
یا میتونی زندگیشو نابود کنی و یا
.یه زندگی جدید بسازی

Chapter 848
00:57:08.467 --> 00:57:10.719
،شاید زندگی نباشه که تصورشو میکردی

Chapter 849
00:57:10.885 --> 00:57:13.889
اما شاید همون زندگی که خدا برات
.پیش‌چشم داشته

Chapter 850
00:57:15.349 --> 00:57:17.434
عشق خیلی مهم‌تر از اونه که
.به خدا اعتماد کنیم

Chapter 851
00:57:18.436 --> 00:57:21.230
از لحظه‌ای که سایمون رو دیدم
،از یه چیز مطمئن شدم

Chapter 852
00:57:21.396 --> 00:57:23.773
.بدونِ اون، میمیرم

Chapter 853
00:57:24.025 --> 00:57:26.110
.یکبار این حس رو داشتم

Chapter 854
00:57:27.485 --> 00:57:29.155
.خیلی عاشق بودم

Chapter 855
00:57:29.989 --> 00:57:32.657
،فکر میکردم اگه اونو از دست بدم
.حتما میمیرم

Chapter 856
00:57:33.617 --> 00:57:34.784
.و اونو از دست دادم

Chapter 857
00:57:34.952 --> 00:57:36.579
عاشق مرد دیگه‌ای شد؟

Chapter 858
00:57:37.621 --> 00:57:39.373
.به یه توپ جنگی

Chapter 859
00:57:40.625 --> 00:57:42.168
.در بیمارستان به دیدنم اومد

Chapter 860
00:57:42.335 --> 00:57:45.003
،قرار بود یکماه بعدش مرخص بشم

Chapter 861
00:57:45.170 --> 00:57:49.842
اما التماسش کردم تا کریسمس رو
.باهم باشیم

Chapter 862
00:57:50.009 --> 00:57:52.802
...اومد، اما قطار

Chapter 863
00:58:02.938 --> 00:58:04.356
،بعد از مرگ کاترین

Chapter 864
00:58:05.523 --> 00:58:07.108
من به این چیزی که الان هستم

Chapter 865
00:58:08.527 --> 00:58:10.820
.تبدیل شدم

Chapter 866
00:58:17.202 --> 00:58:19.371
.برنامه‌م این بود که کشاورز بشم

Chapter 867
00:58:27.922 --> 00:58:29.715
...عذرخواهم، بخاطر شامپاینه

Chapter 868
00:58:30.965 --> 00:58:35.054
.خاطرات رو یادآوری میکنه و آدمو پرحرف

Chapter 869
00:58:36.889 --> 00:58:39.474
.خدمه کشتی آماده حرکت هستن

Chapter 870
00:58:49.318 --> 00:58:50.985
.ساعت از12 گذشته

Chapter 871
00:58:51.152 --> 00:58:52.570
.خدمه از کشتی رفتن

Chapter 872
00:58:52.655 --> 00:58:54.657
.خب، من یه کوکتل دیگه میخوام

Chapter 873
00:58:55.824 --> 00:58:58.159
.امروز دیگه بسمه -
.نه، نه -

Chapter 874
00:58:58.244 --> 00:58:59.536
.عزیزدلم، وقت خوابه

Chapter 875
00:58:59.704 --> 00:59:00.829
.آره

Chapter 876
00:59:00.996 --> 00:59:03.748
قرص میخورم، زحمت بیدار کردنم رو
.‌به خودت نده

Chapter 877
00:59:08.378 --> 00:59:09.672
سایمون، همراهش نمیری؟

Chapter 878
00:59:09.838 --> 00:59:11.923
.نه، امروز سکس داشتیم

Chapter 879
00:59:12.757 --> 00:59:14.719
.دوبار -
‌.سه بار -

Chapter 880
00:59:16.387 --> 00:59:18.806
.خوب بخوابی، ملکه لینت

Chapter 881
00:59:24.686 --> 00:59:27.188
.جکی، برات بهترین‌هارو میخوام

Chapter 882
00:59:27.356 --> 00:59:28.565
.واقعا میگم

Chapter 883
00:59:28.733 --> 00:59:30.108
،و شرمنده کاری که کردیم نیستم

Chapter 884
00:59:30.275 --> 00:59:33.528
.اما از بابت کاری که با تو کرد، متاسفم

Chapter 885
00:59:36.072 --> 00:59:37.782
.کاش میتونستم دوست باقی بمونیم

Chapter 886
00:59:39.409 --> 00:59:41.911
.تو تنها کسی بودی که ثروت براش مهم نبود

Chapter 887
00:59:46.751 --> 00:59:48.335
.شب به خیر، جکی

Chapter 888
01:00:14.027 --> 01:00:16.112
.آخرین باریه که ما دوتا رو میبینی

Chapter 889
01:00:18.114 --> 01:00:19.157
.نمیتونین ناپدید شین

Chapter 890
01:00:19.240 --> 01:00:20.992
.دیگه برای امشب کافیه جکی -
.آره -

Chapter 891
01:00:21.159 --> 01:00:24.329
نه، یکم بمونین
.برای یه صحنه تمرین میکرده

Chapter 892
01:00:24.954 --> 01:00:27.373
خدایا، خیلی احساس راحتی میکنم

Chapter 893
01:00:27.916 --> 01:00:31.336
و احساس حماقت میکنم که زودتر
.ترکت نکردم

Chapter 894
01:00:31.503 --> 01:00:33.713
به این آسونیا نمیتونی از شرم
.خلاص بشی سایمون

Chapter 895
01:00:34.798 --> 01:00:36.175
.ما به هم پیوند خوردیم

Chapter 896
01:00:36.800 --> 01:00:38.802
.قلب و بدن... همه خودم رو بهت دادم

Chapter 897
01:00:38.969 --> 01:00:41.429
یه چند ماه خوش‌گذرونی؟هوم؟

Chapter 898
01:00:41.764 --> 01:00:42.847
اصلا اینقدری که میگی، خوب بود؟

Chapter 899
01:00:43.264 --> 01:00:46.936
باور کن، نگاهت که میکنم، خاطرات
.شیرینم، ترش میشن

Chapter 900
01:00:47.101 --> 01:00:49.521
انگار بعد اینکه بالاآوردی بخوای
.مهمونی رو به یاد بیاری

Chapter 901
01:00:49.688 --> 01:00:50.940
.سایمون، بی‌رحم نباش

Chapter 902
01:00:51.273 --> 01:00:53.818
.دیگه هم‌دردی نمیکنم

Chapter 903
01:00:53.983 --> 01:00:56.445
فکر کردی این صحنه‌سازی کوچیکت
من رو به تو برمیگردونه؟

Chapter 904
01:00:57.112 --> 01:01:00.990
اگه فکر کردی میتونم دوباره عاشقت باشم
.پس جداً که احمقی

Chapter 905
01:01:01.534 --> 01:01:02.992
.فکر کنم هیچوقت عاشقت نبودم

Chapter 906
01:01:03.077 --> 01:01:04.661
.سایمون، دیگه کافیه

Chapter 907
01:01:06.996 --> 01:01:08.414
.از ته دلت نمیگی

Chapter 908
01:01:09.875 --> 01:01:11.876
.منظورت این نیست

Chapter 909
01:01:17.925 --> 01:01:19.092
!بگو که از ته دل نگفتی

Chapter 910
01:01:21.219 --> 01:01:22.304
سایمون؟

Chapter 911
01:01:22.471 --> 01:01:23.639
.سایمون

Chapter 912
01:01:28.853 --> 01:01:30.688
.متاسفم -
.نه، نه، نه -

Chapter 913
01:01:32.981 --> 01:01:34.817
.رزالی، ببرش پیش بورز

Chapter 914
01:01:34.983 --> 01:01:36.150
.الان -
.سایمون -

Chapter 915
01:01:37.277 --> 01:01:39.612
.سایمون -
.نه... نه، نه -

Chapter 916
01:01:39.780 --> 01:01:40.905
.میرم دکتر خبر کنم

Chapter 917
01:01:41.072 --> 01:01:42.115
!رزالی -
ها؟ -

Chapter 918
01:01:46.244 --> 01:01:48.246
!بورز! پرستار بورز

Chapter 919
01:01:48.621 --> 01:01:50.206
.سایمون

Chapter 920
01:01:50.748 --> 01:01:51.750
بورز؟

Chapter 921
01:01:52.668 --> 01:01:55.336
.نه، نه...هی! چیزی نیست -
!متاسفم... خیلی متاسفم -

Chapter 922
01:01:55.503 --> 01:01:56.672
!واقعا متاسفم

Chapter 923
01:01:56.838 --> 01:01:58.007
!دکتر ویندلشمن

Chapter 924
01:02:01.677 --> 01:02:02.677
چه اتفاقی افتاده؟

Chapter 925
01:02:02.760 --> 01:02:05.389
.سایمون در غذاخوری...بنظر خیلی بده

Chapter 926
01:02:06.264 --> 01:02:08.391
.رزالی، همینجا بمون
.میرم پرستار بورز رو پیدا کنم

Chapter 927
01:02:08.559 --> 01:02:09.726
.باشه -
.خوبه -

Chapter 928
01:02:12.813 --> 01:02:13.813
بورز؟

Chapter 929
01:02:14.898 --> 01:02:16.317
!بورز -
بوک؟ -

Chapter 930
01:02:16.400 --> 01:02:18.777
اون بیرون چه‌خبره؟ -
چی شده؟ -

Chapter 931
01:02:18.943 --> 01:02:20.403
.موضوع جکیه. کیفت رو بیار

Chapter 932
01:02:20.570 --> 01:02:22.072
چه اتفاقی افتاده، هان؟

Chapter 933
01:02:22.239 --> 01:02:23.824
.از این طرف -
.نمیدونم -

Chapter 934
01:02:24.657 --> 01:02:26.827
.جکی

Chapter 935
01:02:26.911 --> 01:02:28.621
.بیا داخل

Chapter 936
01:02:34.208 --> 01:02:35.418
ردیفه؟ -
!آره، برو -

Chapter 937
01:02:36.295 --> 01:02:38.005
!بهم شلیک کرد

Chapter 938
01:02:38.213 --> 01:02:40.090
.نه، نه نمیتونم
.نمیتونم پام رو تکون بدم

Chapter 939
01:02:40.257 --> 01:02:41.550
.بوک، کمکم کن

Chapter 940
01:02:41.717 --> 01:02:42.967
.کمکم کن تکونش بدم -
.باشه -

Chapter 941
01:02:44.260 --> 01:02:45.262
.با من

Chapter 942
01:02:45.346 --> 01:02:46.429
!بلندش کن -
.اوکی -

Chapter 943
01:02:47.264 --> 01:02:48.514
.حله

Chapter 944
01:02:48.599 --> 01:02:49.724
.یه چیزی میدم بهت که دردت کمتر شه

Chapter 945
01:02:49.807 --> 01:02:51.601
دکتر، مطمئنی که کاری نمیکنی دردم بدتر شه ؟

Chapter 946
01:02:51.768 --> 01:02:53.103
.که باهام تسویه کنی

Chapter 947
01:02:53.269 --> 01:02:55.940
.استخونت شکسته
.باید بریم بیمارستان

Chapter 948
01:02:59.275 --> 01:03:01.903
خیلی احمق بودم که جک رو اونجوری
.عصبانی کردم

Chapter 949
01:03:02.070 --> 01:03:05.199
.حالا سر عقل اومدی
.شاید اون گلوله حقت بود

Chapter 950
01:03:06.574 --> 01:03:07.909
.تنهاش نذار

Chapter 951
01:03:08.077 --> 01:03:10.079
...اون
...اون

Chapter 952
01:03:10.244 --> 01:03:11.246
به خودش آسیب میزنه

Chapter 953
01:03:11.413 --> 01:03:12.623
.نمیزنه

Chapter 954
01:03:13.123 --> 01:03:14.958
.یه چیزی بهش دادم که آروم شه

Chapter 955
01:03:15.125 --> 01:03:16.335
.پیشش میمونم

Chapter 956
01:03:16.501 --> 01:03:17.961
.خوبه. بریم

Chapter 957
01:03:18.045 --> 01:03:19.588
.ببریمش رو تخت

Chapter 958
01:03:19.755 --> 01:03:20.880
.مراقب باش

Chapter 959
01:03:21.047 --> 01:03:22.757
.حله، تقریبا رسیدیم

Chapter 960
01:03:22.925 --> 01:03:24.050
.بفرما

Chapter 961
01:03:24.760 --> 01:03:27.804
.ثابت نگهش دار. ثابت، ثابت، ثابت

Chapter 962
01:03:28.137 --> 01:03:29.306
.خوبه -
.رسیدیم -

Chapter 963
01:03:29.472 --> 01:03:30.766
.این بهت کمک میکنه که بخوابی

Chapter 964
01:03:35.061 --> 01:03:37.021
.اوه، خدایا

Chapter 965
01:05:21.168 --> 01:05:22.168
...اوه، خدایا

Chapter 966
01:05:22.960 --> 01:05:25.088
زمان مرگ؟

Chapter 967
01:05:25.630 --> 01:05:28.925
.شش ساعت پیش
.حداکثر هشت ساعت پیش

Chapter 968
01:05:29.092 --> 01:05:31.677
.حدود نیمه شب تا ساعت 2

Chapter 969
01:05:32.971 --> 01:05:36.349
.درگیری اتفاق نیوفتاده
.تو خواب مرده

Chapter 970
01:05:37.184 --> 01:05:38.476
.کمش اینو میدونیم

Chapter 971
01:05:39.061 --> 01:05:43.398
.تفنگ رو شقیقه گذاشته شده
.جای گلوله اونجاست

Chapter 972
01:05:46.360 --> 01:05:47.735
...خدایا

Chapter 973
01:05:50.530 --> 01:05:51.697
.با یه گلوله کار تموم شده

Chapter 974
01:05:51.864 --> 01:05:53.574
.کالیبرشم کوچیک بوده

Chapter 975
01:05:54.576 --> 01:05:56.077
.احتمالا 22

Chapter 976
01:05:58.496 --> 01:06:01.250
.عملا یه اسباب بازیه -
.عملا یه اسباب بازیه -

Chapter 977
01:06:01.416 --> 01:06:03.918
.آه، خوبه
.امیدوارم بودم شیفت صبح باشی

Chapter 978
01:06:04.085 --> 01:06:05.295
کسی مریض شده؟

Chapter 979
01:06:05.461 --> 01:06:06.963
.یکی مرده

Chapter 980
01:06:07.130 --> 01:06:09.132
.لینت دویل -
لینت؟ -

Chapter 981
01:06:09.298 --> 01:06:10.634
وایسا. منظورت چیه؟
چه طوری این اتفاق افتاد؟

Chapter 982
01:06:10.800 --> 01:06:14.346
متاسفانه جکلین دو بلفور
.تهدیدش رو عملی کرده

Chapter 983
01:06:14.512 --> 01:06:16.264
.نه، غیر ممکنه
.کل شب باهاش بودم

Chapter 984
01:06:16.431 --> 01:06:18.349
.همینجا خوابیده بود

Chapter 985
01:06:18.516 --> 01:06:19.768
.خوابشم عمیق بود

Chapter 986
01:06:20.268 --> 01:06:22.478
یه لحظه هم اینجا رو ترک نکرد؟

Chapter 987
01:06:22.646 --> 01:06:24.606
خودت اینجا رو ترک کردی یا خوابت برده؟

Chapter 988
01:06:24.773 --> 01:06:26.942
.نه، حتی یه دیقه، حتی یکم

Chapter 989
01:06:27.108 --> 01:06:29.695
حتی اگه این کارو کرده باشم هم
از اونجایی که میترسیدم به خودش صدمه بزنه

Chapter 990
01:06:29.862 --> 01:06:32.905
اونقدر بهش مورفین تزریق کردم
.که یه فیل رو میخوابونه

Chapter 991
01:06:32.989 --> 01:06:34.115
یه لحظه هم مادمازل دو بلفور

Chapter 992
01:06:34.199 --> 01:06:35.492
از دیدت خارج نشد؟

Chapter 993
01:06:35.576 --> 01:06:36.577
.اصلا، نه

Chapter 994
01:06:36.659 --> 01:06:37.911
.پس جکی نمیتونه لینت رو کشته باشه

Chapter 995
01:06:37.994 --> 01:06:40.121
همون جوری که نمیتونست اون تخته سنگ رو
.هل بده رو سر سایمون دویل

Chapter 996
01:06:40.204 --> 01:06:41.748
بعد از این که آوردیش پیش
دوشیزه بورز چیکار کردی؟

Chapter 997
01:06:41.831 --> 01:06:44.126
برگرشتیم اینجا تا
.اسلحه رو ورداریم و بندازیمش کنار

Chapter 998
01:06:44.208 --> 01:06:45.293
،سُرش دادم زیر مبل

Chapter 999
01:06:45.376 --> 01:06:46.753
.اما وقتی برگشتیم پیداش نکردم

Chapter 1000
01:06:46.836 --> 01:06:48.588
.میخواستم بیدارت کنم -
.گفته بودم که نکن -

Chapter 1001
01:06:48.672 --> 01:06:49.797
.کمکم رو نمیخواستی

Chapter 1002
01:06:49.882 --> 01:06:51.717
.نه، تمومش کن
.دوست لینت بود

Chapter 1003
01:06:51.800 --> 01:06:54.427
.اوکیه
.کاراگاهه بذار کارش رو کنه

Chapter 1004
01:06:54.594 --> 01:06:57.306
.سایمون پیش دختر بودو جکی پیش پرستار

Chapter 1005
01:06:57.806 --> 01:06:59.307
فکر کردم یه اختلاف زن و شوهریه

Chapter 1006
01:06:59.474 --> 01:07:00.934
.و موردی واسه کاراگاه بازی نداره

Chapter 1007
01:07:01.101 --> 01:07:04.646
اما مورد عجیب اسلحه گم شده، چی؟

Chapter 1008
01:07:04.813 --> 01:07:06.063
یکی وقتی شما

Chapter 1009
01:07:06.231 --> 01:07:10.235
آقای دویل رو میبردین پیش دکتر و قبل این که
برگردین اسلحه رو ورداشته

Chapter 1010
01:07:10.735 --> 01:07:14.614
و احتمالا از اون برای
قتل لینت دویل استفاده کرده

Chapter 1011
01:07:14.780 --> 01:07:17.201
.و دوتا عاشق رو از هم برای همیشه جدا کرده

Chapter 1012
01:07:20.871 --> 01:07:24.123
بوک، به کاپیتان بگو داخل آب اطراف کشتی
.رو بگرده

Chapter 1013
01:07:24.498 --> 01:07:26.918
.احتمالا به سایمون دویل خبر دادن

Chapter 1014
01:07:33.884 --> 01:07:34.885
.لینت

Chapter 1015
01:07:36.010 --> 01:07:37.137
!نه

Chapter 1016
01:07:40.097 --> 01:07:41.391
!نه

Chapter 1017
01:07:44.603 --> 01:07:48.106
.اوه، خدایا
!کار جکیه

Chapter 1018
01:07:48.273 --> 01:07:51.485
!خدا لعنتش کنه! میخوام بکشمش

Chapter 1019
01:07:52.443 --> 01:07:55.112
.جکلین دو بلفور قاتل نیست

Chapter 1020
01:07:55.947 --> 01:07:57.282
!بهم شلیک کرد

Chapter 1021
01:07:57.449 --> 01:07:59.909
کل شب از لحظه‌ای که به تو شلیک کرد

Chapter 1022
01:08:00.077 --> 01:08:02.246
،جای دیگه‌ای بود و تحت نظر بود
نمیتونه کار اون باشه

Chapter 1023
01:08:03.038 --> 01:08:04.039
.نه

Chapter 1024
01:08:05.373 --> 01:08:06.375
.اوه، خدایا

Chapter 1025
01:08:18.552 --> 01:08:20.012
.لینت

Chapter 1026
01:08:20.389 --> 01:08:21.722
.بایدبهم کمک کنی

Chapter 1027
01:08:21.890 --> 01:08:25.519
لطفا. باید بهم کمک کنی
.که قاتل زنت رو پیدا کنم

Chapter 1028
01:09:07.894 --> 01:09:09.270
به کسی مشکوکی؟

Chapter 1029
01:09:11.064 --> 01:09:12.149
.همه لینت رو دوست داشتن

Chapter 1030
01:09:12.315 --> 01:09:15.402
با این وجود، زنت اعتراف کرد که کنارشون
.احساس امنیت نداره

Chapter 1031
01:09:18.738 --> 01:09:21.574
.اتفاقای خیلی زیادی افتاد

Chapter 1032
01:09:23.868 --> 01:09:26.829
الکی نمیگفتم که معشوقه قبلیش داخل کشتی

Chapter 1033
01:09:26.997 --> 01:09:28.497
.اونو زیر نظر داشته

Chapter 1034
01:09:29.332 --> 01:09:31.417
.یه چیزی راجع به سالومه گفت

Chapter 1035
01:09:32.586 --> 01:09:34.587
.یه اتفاقی که سال ها پیش افتاده

Chapter 1036
01:09:34.921 --> 01:09:35.921
.حرفش رو کامل نگفت

Chapter 1037
01:09:36.088 --> 01:09:38.591
خدمتکارتون، لوییز برژه،  چی؟

Chapter 1038
01:09:38.759 --> 01:09:40.260
یه اختلافی اتفاق افتاده بود، نه؟

Chapter 1039
01:09:40.426 --> 01:09:43.220
.انگار یه چیزی رو تو هتل جا گذاشته بود

Chapter 1040
01:09:43.387 --> 01:09:45.265
.چیزای احمقانه. لاک ناخن یا همچین چیزی

Chapter 1041
01:09:45.431 --> 01:09:48.185
.نه. سال‌هاست کنار لینت هستش

Chapter 1042
01:09:48.685 --> 01:09:50.186
.حتی مسئول گردنبند لینت هم بود

Chapter 1043
01:09:50.479 --> 01:09:52.439
.گردنبند رو چک کن -
.کنار تخته -

Chapter 1044
01:09:52.605 --> 01:09:53.814
.ممنون، بوک

Chapter 1045
01:09:58.612 --> 01:09:59.820
.اینجا نیست

Chapter 1046
01:10:01.864 --> 01:10:03.783
پس، وقتی که امرزو صبح اومدین گردنبند
سرجاش نبود؟

Chapter 1047
01:10:04.576 --> 01:10:07.328
.من دوشیزه لینت رو اونجا دیدم

Chapter 1048
01:10:07.496 --> 01:10:08.537
.مرده بودن

Chapter 1049
01:10:09.706 --> 01:10:11.248
.سینی رو انداختم و دوییدم بیرون

Chapter 1050
01:10:11.416 --> 01:10:13.251
وقتی تو راه ابو سمبل بهت گفت

Chapter 1051
01:10:13.417 --> 01:10:16.003
سفر به مصر ایده تو بود، منظورش چی بود؟

Chapter 1052
01:10:16.171 --> 01:10:17.631
.برای ماه عسل خودتون

Chapter 1053
01:10:18.215 --> 01:10:19.341
...ام

Chapter 1054
01:10:20.091 --> 01:10:23.345
شاید دوشیزه برژه واسه حرف زدن نیاز دارن
.باهام تنها باشن

Chapter 1055
01:10:23.511 --> 01:10:24.595
...پس لطفا اگه میشه آقای دویل رو

Chapter 1056
01:10:24.762 --> 01:10:26.806
نه، اگه ممکنه میخوام که آقای دویل
،حرفامو بشنون

Chapter 1057
01:10:26.972 --> 01:10:28.725
.تا بعدا بهم اتهام مخفی‌کار نزنن

Chapter 1058
01:10:28.891 --> 01:10:30.519
اتهام مخفی کاری؟ -
.بله -

Chapter 1059
01:10:30.685 --> 01:10:32.436
.نامزدی منو بهم زد

Chapter 1060
01:10:32.979 --> 01:10:35.481
.دوشیزه لینت سال پیش یه مهمونی گرفتن

Chapter 1061
01:10:35.649 --> 01:10:37.149
،یه مرد با من حرف زد

Chapter 1062
01:10:38.402 --> 01:10:40.319
.و بعدش باهام ملاقات کرد

Chapter 1063
01:10:40.487 --> 01:10:42.655
.وقتی بهم پیشنهاد داد، من استعفا دادم

Chapter 1064
01:10:44.448 --> 01:10:47.284
.دوشیزه لینت به قصد و نیت این مرد شک کرد

Chapter 1065
01:10:47.368 --> 01:10:48.369
.این که فقط یه خدمتگزاره

Chapter 1066
01:10:48.537 --> 01:10:50.122
.در موردش تحقیق کرد

Chapter 1067
01:10:50.497 --> 01:10:52.164
.مردِ بدهی‌هایی داشت

Chapter 1068
01:10:52.541 --> 01:10:55.335
بهش پیشنهاد داد
.همش رو پرداخت میکنه اگه بیخیال من بشه

Chapter 1069
01:10:55.502 --> 01:10:59.463
.تا علاقش رو نسبت به من بسنجه

Chapter 1070
01:11:03.467 --> 01:11:04.802
.ولم کرد

Chapter 1071
01:11:07.139 --> 01:11:09.224
.گفتش واسه صلاح خودت بود

Chapter 1072
01:11:12.435 --> 01:11:16.480
اگه همون پول به عنوان شیر بها بهم داده میشد
.میتونست زندگیم رو عوض کنه

Chapter 1073
01:11:18.108 --> 01:11:20.193
دیشب وقتی از پیش
دوشیزه لینت رفتی چیکار کردی؟

Chapter 1074
01:11:21.694 --> 01:11:23.363
.رفتم به کابین خودم تو عرشه پایینی

Chapter 1075
01:11:23.529 --> 01:11:24.948
جای دیگه هم رفتی؟

Chapter 1076
01:11:25.114 --> 01:11:26.992
چیزی دیدی یا شنیدی؟

Chapter 1077
01:11:27.451 --> 01:11:28.659
.شرمنده، قربان

Chapter 1078
01:11:29.493 --> 01:11:31.579
،اگه واسه سیگار کشیدن از کابنم خارج میشدم

Chapter 1079
01:11:31.746 --> 01:11:34.123
.ممکن بود قاتلشون رو ببینم

Chapter 1080
01:11:34.291 --> 01:11:36.208
اما ندیدی یا دیدی؟
همه اینا یعنی چی؟

Chapter 1081
01:11:36.376 --> 01:11:40.421
.اوه،نه
.من داخل کابین سیگارم رو کشیدم

Chapter 1082
01:11:41.715 --> 01:11:43.966
.همتون به من زل زدین
....این کار منو

Chapter 1083
01:11:44.134 --> 01:11:46.845
.لطفا. میدونی که راز هامونو حفظ کردیم

Chapter 1084
01:11:47.011 --> 01:11:49.346
.بعضی وقتا رفتارم بچه‌گونه بوده، همین

Chapter 1085
01:11:49.514 --> 01:11:51.891
بهشون بگو که من هیچ‌وقت
.به دوشیزه لینت آسیب نمیزنم

Chapter 1086
01:11:52.057 --> 01:11:54.144
.بله، حتما. آروم باش، آروم باش

Chapter 1087
01:11:54.226 --> 01:11:56.313
.اینجا کسی بهت اتهامی نمیزنه

Chapter 1088
01:11:56.688 --> 01:11:58.856
،میدونم که همیشه مراقب لینت بودی

Chapter 1089
01:11:59.024 --> 01:12:01.775
.و منم همیشه مراقب تو خواهم بود

Chapter 1090
01:12:03.360 --> 01:12:06.530
کافیه، نه؟
.میتونیم بذاریم دختره بیچاره بره

Chapter 1091
01:12:06.698 --> 01:12:09.283
فکر نمیکنی که کسی واسه دزدیدن گردنبند لینت
اونو کشته باشه؟

Chapter 1092
01:12:09.451 --> 01:12:11.077
.واسه کمتر از این هم این کارو میکنن

Chapter 1093
01:12:11.243 --> 01:12:12.453
.رودخونه رو بگردین

Chapter 1094
01:12:19.711 --> 01:12:21.587
.لطفا مراقب اونا باشین

Chapter 1095
01:12:28.761 --> 01:12:29.930
.اوه، بیخیال

Chapter 1096
01:12:31.765 --> 01:12:34.184
.اینا لوازم شخصی هستن که من دارم

Chapter 1097
01:12:34.350 --> 01:12:35.976
بهتون اعتماد دارم که
.باهاشون با احتیاط برخورد میکنین

Chapter 1098
01:12:46.320 --> 01:12:47.488
این همه پول داره

Chapter 1099
01:12:48.448 --> 01:12:50.574
.و با خوکا تو فریزره

Chapter 1100
01:12:51.534 --> 01:12:54.912
این حداکثر کاریه که میتونیم واسه مرده تو

Chapter 1101
01:12:55.079 --> 01:12:57.082
.این شرایط انجام بدیم

Chapter 1102
01:13:04.631 --> 01:13:06.257
.اوه، دکتر، قبل این که برین

Chapter 1103
01:13:07.676 --> 01:13:12.137
شما علی رغم علاقتون به ایشون
.تو عروسیشون شرکت کردی

Chapter 1104
01:13:12.305 --> 01:13:14.849
هیچ مشکلی نداشتی که اونو با یکی دیگه ببینی؟

Chapter 1105
01:13:15.015 --> 01:13:17.435
.به بعضی از آدما نمیشه "نه" گقت
.خودش ازم خواست که بیام

Chapter 1106
01:13:17.601 --> 01:13:20.354
.یه سوال هم میتونم در مورد پاسپورتت بپرسم

Chapter 1107
01:13:20.980 --> 01:13:24.650
،اسمت دکتر ویندلشن درج شده
.اما این عنوان واقعیت نیست

Chapter 1108
01:13:25.484 --> 01:13:27.945
.نه -
.لرد ویندلشن -

Chapter 1109
01:13:28.279 --> 01:13:30.782
.با این عنوان زاده شدم به دستش نیاوردم

Chapter 1110
01:13:31.240 --> 01:13:34.994
کاری که به عنوان لرد ویندلشن انجام میدم
.رسم و رسومات بیخوده

Chapter 1111
01:13:35.161 --> 01:13:37.247
،اما کاری که به عنوان دکتر انجام میدم
.خود واقعیمه

Chapter 1112
01:13:37.413 --> 01:13:39.748
و دکتر ویندلشن خیلی سفر میکنه، نه؟

Chapter 1113
01:13:39.916 --> 01:13:41.001
.هند، آفریقا

Chapter 1114
01:13:41.167 --> 01:13:45.796
پوآرو، بیشتر دنیا
.از علوم پزشکی پیشرفته محرومن

Chapter 1115
01:13:45.963 --> 01:13:49.134
بیشتر اشراف زاده ها
.با مقامشون بیشتر حال میکنن

Chapter 1116
01:13:49.301 --> 01:13:51.511
.لینت هم به خاطر همین اذیتم میکرد

Chapter 1117
01:13:52.177 --> 01:13:55.765
میگفت که نباید انتظار داشته باشم تو یه کلبه
.کاهی باهاش برم ماه عسل

Chapter 1118
01:13:59.435 --> 01:14:02.521
.همیشه حسی که بهش داشتی بی ریا بوده
شوهرش چی؟

Chapter 1119
01:14:03.064 --> 01:14:04.649
.خیلی خوب نمیشناسمش

Chapter 1120
01:14:05.317 --> 01:14:06.734
.چیزی که میدونم اینه که زیاد آدم جالبی نیست

Chapter 1121
01:14:07.109 --> 01:14:08.110
.حرفت صحیحه

Chapter 1122
01:14:08.194 --> 01:14:10.529
.آقای دویل به ما گفته به تو مشکوک باشیم

Chapter 1123
01:14:10.613 --> 01:14:11.655
به من؟

Chapter 1124
01:14:12.157 --> 01:14:13.699
.کل شب پیشش بودم

Chapter 1125
01:14:13.867 --> 01:14:15.743
.بله. و بهش یه مسکن خیلی قوی دادی

Chapter 1126
01:14:15.827 --> 01:14:16.828
.خواب بود

Chapter 1127
01:14:16.911 --> 01:14:19.456
ممکن بود هر وقتی از پیشش رفته باشی و
.کسی هم ندیده باشدت

Chapter 1128
01:14:19.913 --> 01:14:21.750
خودش دارو رو خواست؟ -
.درد داشت -

Chapter 1129
01:14:21.916 --> 01:14:24.961
دارو های ضعیف تری هم
.داشتی که دردش رو تسکین بدی

Chapter 1130
01:14:25.127 --> 01:14:27.046
.واسه خودت یه فرصت جور کردی

Chapter 1131
01:14:27.212 --> 01:14:29.716
.واسه خودم فرصت جور نکردم -
مهربون نبود، نه؟ -

Chapter 1132
01:14:29.798 --> 01:14:32.551
،اون عشق جدیدش رو نشون میداد
.با این وجود با تو مثل سگ رفتار میکرد

Chapter 1133
01:14:32.719 --> 01:14:33.886
،دیدن اونا باهم عذابت میداد

Chapter 1134
01:14:34.054 --> 01:14:37.056
و مثل مسکن میتونستی دردت رو با
.یه گلوله تمومش کنی

Chapter 1135
01:14:37.222 --> 01:14:38.725
لرد ها دوست دارن
چیزی رو که میخوان بدست بیارن

Chapter 1136
01:14:38.807 --> 01:14:39.850
.و تو همچنان یه لردی

Chapter 1137
01:14:39.934 --> 01:14:41.478
میخوای بهت چی بگم؟

Chapter 1138
01:14:41.645 --> 01:14:43.229
میخوای بهت چی بگم؟

Chapter 1139
01:14:43.395 --> 01:14:44.939
این که اعتراف کنم احمقم؟

Chapter 1140
01:14:52.655 --> 01:14:54.032
.من احمق نیستم

Chapter 1141
01:14:54.990 --> 01:14:57.993
.میدونستم که منو گذاشته بود تو آب نمک

Chapter 1142
01:14:58.912 --> 01:15:00.246
.توجه نکردم

Chapter 1143
01:15:03.123 --> 01:15:04.917
،وقتی با سایمون ازدواج کرد

Chapter 1144
01:15:05.668 --> 01:15:08.505
.میخواستم خود کشی کنم

Chapter 1145
01:15:10.172 --> 01:15:12.801
همه فکر میکردن که نامزدی ما واسه
،خانواده ها

Chapter 1146
01:15:12.966 --> 01:15:16.179
واسه قرارداد ها، واسه یه نمایش اشراف زادگی
.بود

Chapter 1147
01:15:19.140 --> 01:15:20.891
...اما متاسفانه

Chapter 1148
01:15:23.019 --> 01:15:24.436
.من عاشقش بودم

Chapter 1149
01:15:28.983 --> 01:15:31.694
.لینی کوچولو و پسرعمو اندرو

Chapter 1150
01:15:32.362 --> 01:15:35.198
.از وقتی بچه بودیم میشناختمش

Chapter 1151
01:15:35.614 --> 01:15:37.951
کینه‌ای بین خانواده ها بود؟

Chapter 1152
01:15:38.118 --> 01:15:39.703
.خیلی

Chapter 1153
01:15:39.868 --> 01:15:42.162
،باباش با فقیر کردن آدمای ثروتمند
.ثروتمند شد

Chapter 1154
01:15:42.329 --> 01:15:44.039
.لینی هم راه اونو ادامه داد

Chapter 1155
01:15:44.207 --> 01:15:45.958
چیزی از هیاهو دیشب شنیدی؟

Chapter 1156
01:15:46.126 --> 01:15:47.292
.ساعت 11 کاملا خواب بودم

Chapter 1157
01:15:47.460 --> 01:15:49.962
،و قرارداد هایی که میخواستی امضاش کنه
خیلی مهم بودن؟

Chapter 1158
01:15:50.380 --> 01:15:52.716
.بله. هستن. بودن

Chapter 1159
01:15:53.382 --> 01:15:56.094
با مرگ لینی
.برای عمارت مجدد وصیت نامه نوشته میشه

Chapter 1160
01:15:56.176 --> 01:15:57.177
میتونم ببینمشون؟

Chapter 1161
01:15:57.261 --> 01:15:59.389
.شرمنده. محرمانه هستن

Chapter 1162
01:16:00.431 --> 01:16:01.975
.باید اصرار کنم

Chapter 1163
01:16:02.141 --> 01:16:03.935
.به احترام متوفی -
.مهم نیست، میدونم که ممکنه چی توشون باشه -

Chapter 1164
01:16:04.101 --> 01:16:05.103
.شک دارم

Chapter 1165
01:16:05.228 --> 01:16:08.648
علی رغم ازدواج بانو دویل
سرپرستی بر عمارت ایشون رو

Chapter 1166
01:16:08.814 --> 01:16:10.315
واست تمدید کردن، نه؟

Chapter 1167
01:16:10.399 --> 01:16:11.525
کی بهت گفته؟

Chapter 1168
01:16:11.693 --> 01:16:13.485
.من هرکول پوآرو هستم

Chapter 1169
01:16:13.653 --> 01:16:15.572
.لازم نیست کسی بهم بگه
.چشم دارم و میبینم

Chapter 1170
01:16:15.654 --> 01:16:18.365
.و مغزی دارم که فکر میکنه
.و فکرای جالبی راجع به تو نمیکنه

Chapter 1171
01:16:21.077 --> 01:16:23.162
فکر میکنی من کشتمش؟ -
تو کشتیش؟ -

Chapter 1172
01:16:23.328 --> 01:16:26.291
.با مرگش پشیزی هم گیرم نمیاد، آقای پوآرو

Chapter 1173
01:16:26.457 --> 01:16:28.042
میتونین به وصیت نامه که عوضش کردم نگاه کنید

Chapter 1174
01:16:28.208 --> 01:16:30.336
.یه مادر خونده صاحب همه چیز میشه

Chapter 1175
01:16:30.502 --> 01:16:32.796
.بقیشم شوهرش به ارث میبره

Chapter 1176
01:16:32.963 --> 01:16:34.591
.اسمم هیج جایی نیست

Chapter 1177
01:16:34.757 --> 01:16:39.095
.شاید قصدت پنهان کاری بوده، نه وراثت

Chapter 1178
01:16:39.345 --> 01:16:42.724
.تو کنترل ثروتش رو بدست گرفتی

Chapter 1179
01:16:42.890 --> 01:16:45.894
،تا وقتی بی‌گدار به آب نزنی

Chapter 1180
01:16:46.603 --> 01:16:49.898
،پسر عموی وفادارش، اندرو بویی نمیبره

Chapter 1181
01:16:50.189 --> 01:16:51.858
.در زمان رکود اقتصادی

Chapter 1182
01:16:52.024 --> 01:16:54.027
.چیزی نیست که بتونی رو یه کشتی ثابتش کنی

Chapter 1183
01:16:54.194 --> 01:16:57.488
تو تلاش کردی که با حیله امضای

Chapter 1184
01:16:57.654 --> 01:17:02.202
.لینی کوچولو رو بگیری، اما شکست خوردی

Chapter 1185
01:17:03.328 --> 01:17:05.121
میدونستی که دیر یا زود چشماش

Chapter 1186
01:17:05.287 --> 01:17:08.582
،رو به حقیقت باز میشه

Chapter 1187
01:17:08.750 --> 01:17:12.628
.مگر این که چشماش واسه همیشه بسته شه

Chapter 1188
01:17:15.256 --> 01:17:19.176
،آقای پوآرو، میدونین، تو جایگاه من

Chapter 1189
01:17:19.344 --> 01:17:23.640
معمولا چیز هایی رو جابجا میکنم مثل نقاشی ها
.که میلیون ها دلار ارزش دارن

Chapter 1190
01:17:23.806 --> 01:17:26.016
.و اونا به امنیت نیاز دارن

Chapter 1191
01:17:26.184 --> 01:17:28.645
،پس، اگه میخواستم بکشمش

Chapter 1192
01:17:28.811 --> 01:17:30.604
.از این استفاده میکردم

Chapter 1193
01:17:35.275 --> 01:17:36.903
اسلحه کالیبر 45

Chapter 1194
01:17:37.069 --> 01:17:38.279
.بله

Chapter 1195
01:17:38.445 --> 01:17:39.488
.میتونی بری

Chapter 1196
01:17:46.621 --> 01:17:47.872
اسلحه کالیبر 45

Chapter 1197
01:17:48.038 --> 01:17:49.998
چرا باید ریسک کنه و برگرده سراغ تفنگ جکی؟

Chapter 1198
01:17:50.166 --> 01:17:51.292
.نمیکنه نه

Chapter 1199
01:17:52.793 --> 01:17:55.171
.خانوم باورز، یه لحظه ممکنه تشریف بیارین

Chapter 1200
01:17:55.337 --> 01:17:58.507
میخواد با من صحبت کنه؟
.من که کاری نکردم

Chapter 1201
01:17:58.591 --> 01:18:00.760
.چیزی واسه ترسیدن نیست
.فقط شما ممکن چیزای با ارزشی بدونین

Chapter 1202
01:18:00.844 --> 01:18:02.554
.شدیدا پیچیده شد

Chapter 1203
01:18:02.720 --> 01:18:04.180
.اگه ممکنه ایشون تنها بیان

Chapter 1204
01:18:04.346 --> 01:18:06.224
.باشه، حله

Chapter 1205
01:18:10.603 --> 01:18:12.188
میخوام تو مراسم تدفینم
.اینا سرو شن

Chapter 1206
01:18:12.271 --> 01:18:13.355
.اوهوم

Chapter 1207
01:18:13.439 --> 01:18:15.859
،وقتی با مادمازل دو بلفور شب بیدار بودین

Chapter 1208
01:18:16.024 --> 01:18:19.362
لینت دویل رو تهدید کرد؟

Chapter 1209
01:18:19.529 --> 01:18:21.405
.نه، خودش رو تهدید میکرد

Chapter 1210
01:18:22.030 --> 01:18:24.617
.میخواست خودشو با نوشیدنی خفه کنه

Chapter 1211
01:18:24.783 --> 01:18:26.661
.واسه همین اون همه بهش مورفین دادم

Chapter 1212
01:18:26.828 --> 01:18:29.122
.چقدر خوبه که شما رو داریم

Chapter 1213
01:18:29.288 --> 01:18:31.291
چه مدته که پرستارید؟

Chapter 1214
01:18:31.748 --> 01:18:35.127
.امم. فکر کنم یه ده سالی میشه

Chapter 1215
01:18:35.461 --> 01:18:39.673
.الته کنار ون اسکایلر انگار 20 سال بود

Chapter 1216
01:18:42.260 --> 01:18:44.136
.خیلی دیر به سراغ این کار رفتم

Chapter 1217
01:18:44.304 --> 01:18:46.972
.آه، بعد از این که ثروتتون رو از دست دادین

Chapter 1218
01:18:47.806 --> 01:18:49.684
ثروت؟

Chapter 1219
01:18:49.766 --> 01:18:51.728
،سلیقتون، تحصیلاتتون

Chapter 1220
01:18:51.895 --> 01:18:55.606
.اینجا هم همیشه دنبال ترافل و خرچنگ بودین

Chapter 1221
01:18:55.773 --> 01:18:57.399
،همچنین به خاطر لباس بلندتون

Chapter 1222
01:18:57.567 --> 01:19:00.069
،چمدونتون، کیفتون
کفشاتون که ایتالیاین

Chapter 1223
01:19:00.235 --> 01:19:04.364
که ده سال پیش
.بهترین خودشون بودن رو پوشیدین و دارین

Chapter 1224
01:19:04.532 --> 01:19:07.784
گفتین چند ساله که خاویار نخوردین؟

Chapter 1225
01:19:10.913 --> 01:19:13.582
.خیلیا تو حادثه ها ثروتشون رو از دست میدن

Chapter 1226
01:19:13.750 --> 01:19:17.753
خیلیا هم به خاطر پاپا
.ریدج و نامردی های اون

Chapter 1227
01:19:17.921 --> 01:19:19.838
و این واکنش شما نسبت به اجاره

Chapter 1228
01:19:19.922 --> 01:19:23.467
ملک لینت تو لندن رو توجیه میکنه. آره؟

Chapter 1229
01:19:27.512 --> 01:19:30.515
.یه زمانی بهش ساختمان بورز میگفتن

Chapter 1230
01:19:31.016 --> 01:19:32.100
...اوه

Chapter 1231
01:19:32.476 --> 01:19:36.564
با بیشتر از 1000 نفر با دستمزد های خوب
.استخدام کردیم

Chapter 1232
01:19:37.649 --> 01:19:40.150
.ثروتی که داشتیم رو به اشتراک گذاشتیم

Chapter 1233
01:19:41.903 --> 01:19:45.530
.بیشتر اونا مثل خانواده بودن

Chapter 1234
01:19:47.283 --> 01:19:49.159
.بعضیا دیگه کاری پیدا نکردن

Chapter 1235
01:19:50.036 --> 01:19:52.704
.واسه همین، بله دلم واسه خاویار تنگ شده

Chapter 1236
01:19:54.247 --> 01:19:55.625
.ولی دلم برای اونا بیشتر تنگ شده

Chapter 1237
01:19:55.792 --> 01:19:58.418
و مطمئنا با همین احساس

Chapter 1238
01:19:58.586 --> 01:20:00.921
مادمازل دو بلفور رو چیز خورد کردید

Chapter 1239
01:20:01.088 --> 01:20:02.715
و میتونستید خیلی راحت توی قایق
بگردید و تفنگ رو پیدا کنید

Chapter 1240
01:20:02.798 --> 01:20:04.300
...و لینت دویل رو بکشید -
!نه -

Chapter 1241
01:20:04.466 --> 01:20:05.510
.میخواست شما رو ببینه

Chapter 1242
01:20:05.592 --> 01:20:06.719
.وقتی که خوابه

Chapter 1243
01:20:06.802 --> 01:20:08.387
!انقدر دخالت نکن -
.اه! ببین کی اینجاست -

Chapter 1244
01:20:08.554 --> 01:20:11.807
.اون نمیتونه یه دیقه هم بدون خانوم بورز باشه

Chapter 1245
01:20:11.975 --> 01:20:13.393
.لطفا، یه چای صرف کنید

Chapter 1246
01:20:13.559 --> 01:20:16.186
.اون داره به من تهمت کشتن لینت رو میزنه

Chapter 1247
01:20:16.270 --> 01:20:17.270
.نه، نه، نه

Chapter 1248
01:20:17.354 --> 01:20:21.149
.من فقط گفتم، ممکنه اینطور باشه

Chapter 1249
01:20:21.693 --> 01:20:24.028
.بنده از این بازجویی خیلی ناخوشایندم

Chapter 1250
01:20:24.194 --> 01:20:26.279
اصلا شما کی باشی که بخوای
ما رو سوال پیچ کنی؟

Chapter 1251
01:20:26.447 --> 01:20:28.240
.من مرد کارم

Chapter 1252
01:20:28.408 --> 01:20:32.912
یه مرد ماهر، و قهرمان
.افسانه های اقتصادی خودتون

Chapter 1253
01:20:33.078 --> 01:20:36.373
.تو و حرفات برام مهم نیستید

Chapter 1254
01:20:37.125 --> 01:20:39.877
شما قراره قاتل

Chapter 1255
01:20:40.043 --> 01:20:41.796
.دخترخونده ی منو پیدا کنی

Chapter 1256
01:20:43.672 --> 01:20:47.217
.خودم هیجوقت بچه نداشتم

Chapter 1257
01:20:49.136 --> 01:20:50.846
.فقط لینت رو داشتم

Chapter 1258
01:20:51.722 --> 01:20:53.557
ببینم، خبر دارید که

Chapter 1259
01:20:53.725 --> 01:20:57.436
شما ذینفع مهمی توی وصیت‌نامه
.لینت بودید

Chapter 1260
01:20:59.104 --> 01:21:00.939
حالا به منم تهمت قتل میزنی؟

Chapter 1261
01:21:01.106 --> 01:21:02.567
.اوه، نه، اون به تهمت قتل میزنه

Chapter 1262
01:21:02.734 --> 01:21:04.027
.مشکل خیلی اساسی‌ایه

Chapter 1263
01:21:04.819 --> 01:21:10.240
دخترخونده ی خودم رو بخاطر
پول بکشم؟

Chapter 1264
01:21:11.826 --> 01:21:14.287
.من قبلا کلی ثروت بخشیدم

Chapter 1265
01:21:14.453 --> 01:21:16.372
.پول برای من ارزشی نداره

Chapter 1266
01:21:17.122 --> 01:21:19.833
.این مکالمه همینجا تموم، بیا بریم، بورز

Chapter 1267
01:21:20.001 --> 01:21:23.337
کارکنای این قایق یه اتاق خیلی
عالی دارن، متوجهش شدید؟

Chapter 1268
01:21:23.546 --> 01:21:27.007
.الحق کارکنان درجه یکی دارن

Chapter 1269
01:21:27.175 --> 01:21:28.384
.عقلشو از دست داده

Chapter 1270
01:21:28.551 --> 01:21:29.719
،تخت ها هر روز مرتب میشن

Chapter 1271
01:21:29.886 --> 01:21:33.847
به طور خیلی شگفت‌انگیزی مرتب
.تا شدن

Chapter 1272
01:21:34.015 --> 01:21:37.100
.برعکس روزی که ما از هم جدا شدیم

Chapter 1273
01:21:37.268 --> 01:21:42.939
.چون اون روز روتختی ها خیلی بهم ریخته بودن

Chapter 1274
01:21:43.858 --> 01:21:45.943
ولی وقتی مادمازل دو بلفور

Chapter 1275
01:21:46.109 --> 01:21:49.654
رو تو روز سوم روی ارشه
توی اتاق خانوم بورز دیدم

Chapter 1276
01:21:50.280 --> 01:21:54.452
.تخت مثل همون روز اول بود

Chapter 1277
01:21:54.618 --> 01:21:57.204
.انگار که کسی روش نخوابیده بود

Chapter 1278
01:21:58.456 --> 01:21:59.748
،بوک

Chapter 1279
01:21:59.916 --> 01:22:03.711
خانوم بورز رو کجا پیدا کردی؟

Chapter 1280
01:22:03.877 --> 01:22:05.921
.تو اتاق خانوم ون اسکایلر

Chapter 1281
01:22:08.091 --> 01:22:09.300
...جای سواله

Chapter 1282
01:22:10.134 --> 01:22:15.222
زنی که اینقدر از مال دنیا و مادیات
متنفره

Chapter 1283
01:22:15.389 --> 01:22:17.682
چرا یه خدمتکار داره؟

Chapter 1284
01:22:18.434 --> 01:22:19.560
.نه

Chapter 1285
01:22:21.354 --> 01:22:23.146
...خدمتکار ایشون، خدمتکار نیست

Chapter 1286
01:22:24.314 --> 01:22:27.652
.پرستار هم نیست، یه هم‌سفره

Chapter 1287
01:22:28.528 --> 01:22:30.488
.دلیلش رو میدونم

Chapter 1288
01:22:30.654 --> 01:22:31.823
.عشق

Chapter 1289
01:22:34.951 --> 01:22:36.284
.نگران نباشید

Chapter 1290
01:22:38.662 --> 01:22:39.831
.و من این رو میدونم

Chapter 1291
01:22:39.997 --> 01:22:41.457
.اشکالی نداره

Chapter 1292
01:22:42.125 --> 01:22:46.878
.مردم بخاطر عشق حاضرن بقیه رو بکشن

Chapter 1293
01:22:47.046 --> 01:22:48.213
!یچیزی پیدا کردن

Chapter 1294
01:22:50.132 --> 01:22:51.134
چی؟

Chapter 1295
01:22:51.216 --> 01:22:53.136
!یچیزی پیدا کردن

Chapter 1296
01:22:53.552 --> 01:22:54.804
.آقای پوآرو

Chapter 1297
01:22:56.471 --> 01:22:58.431
.آفرین، مرد جوان
.حالا برو خودتو تمیز کن

Chapter 1298
01:22:58.515 --> 01:22:59.516
.بله، قربان

Chapter 1299
01:22:59.600 --> 01:23:00.725
.شال توئه

Chapter 1300
01:23:01.476 --> 01:23:04.188
ولی از وقتی که رفتیم معبد
.گمش کرده بودم، داشتم دنبالش میگشتم

Chapter 1301
01:23:04.354 --> 01:23:06.649
.راست میگه
.نمیتونستیم پیداش کنیم

Chapter 1302
01:23:11.069 --> 01:23:14.364
.مثل اینکه در نبودتون، جاهای زیادی رفته

Chapter 1303
01:23:14.532 --> 01:23:17.493
...شالتون پر از جای گلوله‌ست

Chapter 1304
01:23:20.246 --> 01:23:22.289
.به عنوان صدا خفه کن ازش صدا شده

Chapter 1305
01:23:22.456 --> 01:23:23.875
یه دستمال خونی

Chapter 1306
01:23:24.041 --> 01:23:27.587
.و یه درینگر ۲۲ متعلق به جکلین بلفور
(اسم تفنگ)

Chapter 1307
01:23:29.421 --> 01:23:30.965
.دو گلوله شلیک شده

Chapter 1308
01:23:31.047 --> 01:23:33.717
.سریعا به ازوان برمیگردیم

Chapter 1309
01:23:37.680 --> 01:23:39.265
.اوه، خوشم اومد

Chapter 1310
01:23:39.431 --> 01:23:42.018
کل تمرکز آقای عقل کل

Chapter 1311
01:23:42.185 --> 01:23:44.520
.روی منه

Chapter 1312
01:23:44.936 --> 01:23:47.230
هر چند لاس زدن لذت‌بخشه ولی
.تاثیری نداره

Chapter 1313
01:23:47.939 --> 01:23:50.067
وقتی یه زن بهتون علاقه نشون میده

Chapter 1314
01:23:50.234 --> 01:23:52.444
فکر میکنید به خاطر اینه که جرم رو
.پنهون کنه

Chapter 1315
01:23:54.197 --> 01:23:56.990
نمیدونم از کی ضربه خوردی

Chapter 1316
01:23:57.158 --> 01:24:00.744
ولی مثل اینکه بدجور زمین زدتت، مگه‌نه؟

Chapter 1317
01:24:04.497 --> 01:24:07.251
قبل از اینکه برای سرگرمی ما به اینجا بیاید
لینت دویل رو میشناختی، درسته؟

Chapter 1318
01:24:07.417 --> 01:24:09.420
.قبل دیده‌بودیم همو -
ازش خوشت نمیومد؟ -

Chapter 1319
01:24:09.502 --> 01:24:10.503
.من آدم مؤدبیم

Chapter 1320
01:24:10.587 --> 01:24:14.132
.آقای دویل به یک درگیری اشاره کردن

Chapter 1321
01:24:14.425 --> 01:24:17.220
.دلیلی که ممکنه باهاش دشمنی داشته باشید

Chapter 1322
01:24:19.680 --> 01:24:21.681
.توی یه استخر، توی کنبونکپورت

Chapter 1323
01:24:21.849 --> 01:24:24.518
.تابستون سال ۲۴، قبل از اینکه کسی باشم

Chapter 1324
01:24:24.685 --> 01:24:26.354
من یه نمایش توی یه هتل داشتم

Chapter 1325
01:24:26.436 --> 01:24:29.564
و گفتم بذار روزی رو ببرم یه شنایی
.بکنه قبل از اینکه، بریم

Chapter 1326
01:24:30.190 --> 01:24:32.359
یه دختر جوون به باباش غر میزد که

Chapter 1327
01:24:32.443 --> 01:24:34.819
دوست نداره با یه سیاه‌پوست تو
.یه استخر باشه

Chapter 1328
01:24:34.987 --> 01:24:38.114
،بهمون گفتن بریم
،و وقتی قبول نکردم

Chapter 1329
01:24:38.198 --> 01:24:39.699
.مجبورمون کردن

Chapter 1330
01:24:40.576 --> 01:24:44.372
.مطمئن نیستم حتی یادش بوده‌ باشه
.ولی من یادم بود

Chapter 1331
01:24:44.537 --> 01:24:45.706
.سال ۲۵ بود

Chapter 1332
01:24:47.291 --> 01:24:48.626
.اونم یادشه

Chapter 1333
01:24:50.168 --> 01:24:51.170
.مادمازل

Chapter 1334
01:24:53.838 --> 01:24:56.050
.شما رو جلوی دخترتون شرمنده کرد

Chapter 1335
01:24:56.216 --> 01:24:57.217
،آقای پوآرو

Chapter 1336
01:24:57.385 --> 01:24:59.929
اگه قرار بود هر کی بهم توهین میکنه
رو بکشم

Chapter 1337
01:25:00.095 --> 01:25:01.889
که کل دنیا پر میشد از

Chapter 1338
01:25:02.055 --> 01:25:05.434
.جنازه های زنای سفیدپوست

Chapter 1339
01:25:05.600 --> 01:25:07.728
.لینت فقط یه بچه بود

Chapter 1340
01:25:09.020 --> 01:25:10.855
.باباش بد تربیتش کرده بود

Chapter 1341
01:25:11.564 --> 01:25:13.859
اون تو مدرسه شبانه روزی
.دوست من بود

Chapter 1342
01:25:14.859 --> 01:25:16.988
.به بقیه دخترام این اجازه رو میداد

Chapter 1343
01:25:18.322 --> 01:25:19.573
...راستشو بخواید

Chapter 1344
01:25:20.740 --> 01:25:23.577
لینت همونقدر که دوست
داشتنش راحت بود، تنفر ازش هم راحت بود

Chapter 1345
01:25:24.996 --> 01:25:26.497
.منم هر دو حس رو بهش داشتم

Chapter 1346
01:25:27.789 --> 01:25:29.875
.چه جواب صادقانه‌ای

Chapter 1347
01:25:31.127 --> 01:25:32.877
از شما خانوم به خاطر وقتی که
.گذاشتید، ممنونم

Chapter 1348
01:25:33.045 --> 01:25:36.172
راستی یه سوال دیگه مونده که از روی
.کنجکاوی خودم میپرسم

Chapter 1349
01:25:36.381 --> 01:25:38.842
کلاهتون مدل دستاریه

Chapter 1350
01:25:39.010 --> 01:25:41.636
.هر وقت هم دیدمتون، سرتون بوده

Chapter 1351
01:25:41.804 --> 01:25:43.096
یکم از مد افتاده نیست؟

Chapter 1352
01:25:43.930 --> 01:25:45.932
.نه وقتی که من میپوشمش

Chapter 1353
01:25:46.684 --> 01:25:51.104
میشه لطفا خواهش کنم، یک بحظه درش بیارید؟

Chapter 1354
01:25:51.188 --> 01:25:53.858
.اوه، اشکال نداره. روزی

Chapter 1355
01:25:54.024 --> 01:25:56.819
داره سوالیو میپرسه که جوابشو میدونه

Chapter 1356
01:26:03.242 --> 01:26:06.537
کالیبر بیست و دوئه، درست مثل اونی که
.لینت دویل رو باهاش کشتن

Chapter 1357
01:26:06.703 --> 01:26:08.663
قبل اینکه بپرسی، بذار
.خودم بهت بگم

Chapter 1358
01:26:08.831 --> 01:26:11.375
دو بار در دفاع از خود و یک بار از روی
.عصبانیت ازش استفاده کردم

Chapter 1359
01:26:11.542 --> 01:26:13.918
.ولی هیچ کدوم از اون دفعات، دیشب نبود

Chapter 1360
01:26:14.337 --> 01:26:15.796
.اگه دروغ بود، خودتون میدونستید

Chapter 1361
01:26:15.962 --> 01:26:17.506
.آقای پوآرو

Chapter 1362
01:26:17.715 --> 01:26:18.716
.موسیو

Chapter 1363
01:26:18.798 --> 01:26:20.467
.خانوم، واقعا موقع بدی مزاحم شدید

Chapter 1364
01:26:20.676 --> 01:26:21.844
،خیر سرتون شما کارآگاهید

Chapter 1365
01:26:22.011 --> 01:26:25.014
.اون وقت من اینو پیدا کردم

Chapter 1366
01:26:28.350 --> 01:26:31.686
.اونجا بود، تو کشوی روشویی من

Chapter 1367
01:26:31.854 --> 01:26:33.605
.همینطور رو به بالا

Chapter 1368
01:26:36.399 --> 01:26:37.734
.خودتون میدونید که من برش نداشتم

Chapter 1369
01:26:37.902 --> 01:26:39.737
نه. برای همینم قاتل

Chapter 1370
01:26:39.819 --> 01:26:41.029
.اینو پیشتون امانت گذاشته

Chapter 1371
01:26:41.197 --> 01:26:42.238
.ممنون -
...مگه اینکه -

Chapter 1372
01:26:42.405 --> 01:26:43.615
.پوآرو -
مگه اینکه چی؟ -

Chapter 1373
01:26:43.783 --> 01:26:46.827
مگه اینکه خودتون گردنبند رو برداشتید
.تا شک ها رو از روی خودتون بردارید

Chapter 1374
01:26:46.952 --> 01:26:49.704
مدارک به راحتی روی نرده کشتی
.از بین میرن

Chapter 1375
01:26:49.872 --> 01:26:53.376
.کار هر کی هست، خواسته خودی نشون بده

Chapter 1376
01:26:53.542 --> 01:26:55.293
چرا باید مادرم لینت رو بکشه؟

Chapter 1377
01:26:55.461 --> 01:26:58.171
بوک، خودت گفتی مادرت از دست لینت بخاطر
جفت کردن شما عصبی بوده

Chapter 1378
01:26:58.338 --> 01:27:00.548
خانوم، لینت بود که پسر شما رو با

Chapter 1379
01:27:00.632 --> 01:27:03.051
زنی که بهش اعتماد ندارید، آشنا کرد، درسته؟

Chapter 1380
01:27:03.135 --> 01:27:06.305
مطمئن باشید اگه گلوله داشتم تا باهاش بتونم
سلیقه ی بد پسرم رو درست کنم

Chapter 1381
01:27:06.471 --> 01:27:08.140
.روی خانوم دویل حرومش نمیکردم

Chapter 1382
01:27:08.306 --> 01:27:09.682
.مادر، لطفا، این حرفا اصلا کمک کننده نیست

Chapter 1383
01:27:09.850 --> 01:27:12.269
شما از منظره های زیبا خوشتون میاد
و با شناختی که از شما دارم

Chapter 1384
01:27:12.435 --> 01:27:16.314
میتونم بگم که شما زن صبوری هستید که به مرور
.زمان، آهسته به هدف هاش میرسه

Chapter 1385
01:27:16.481 --> 01:27:20.444
خیلی مشتاقانه من رو سوار کشتی کردید و

Chapter 1386
01:27:20.610 --> 01:27:25.198
.توجه من رو به سمت بقیه هدایت کردید

Chapter 1387
01:27:25.365 --> 01:27:26.533
.این قضیه خصوصیه

Chapter 1388
01:27:26.699 --> 01:27:28.284
.اون قضیه تموم شدست، خانوم

Chapter 1389
01:27:28.452 --> 01:27:30.287
.بسته -
.الحق که بسته -

Chapter 1390
01:27:30.453 --> 01:27:32.456
من آمادگی اعلام نتیجه

Chapter 1391
01:27:32.622 --> 01:27:35.876
.سوژه ی مخفیم رو ندارم

Chapter 1392
01:27:36.292 --> 01:27:37.795
سوژه ی مخفی؟
چی؟

Chapter 1393
01:27:38.671 --> 01:27:39.880
منظورش چیه؟

Chapter 1394
01:27:39.963 --> 01:27:41.506
مادر؟

Chapter 1395
01:27:45.636 --> 01:27:47.470
.موسیو -
.مادمازل -

Chapter 1396
01:27:52.309 --> 01:27:54.353
.خانوما، ممنون که به ما ملحق شدید

Chapter 1397
01:27:54.520 --> 01:27:55.729
.بوک

Chapter 1398
01:27:57.439 --> 01:27:58.983
.من باید چیزی رو اعتراف کنم

Chapter 1399
01:27:59.567 --> 01:28:03.194
وقتی هم رو تو گیزا دیدیم، من گفتم که از
کارآگاهی موقتا مرخصی گرفتم

Chapter 1400
01:28:03.362 --> 01:28:07.574
در حالی که مشغول کار روی یه
.سوژه بودم

Chapter 1401
01:28:07.740 --> 01:28:08.951
چه سوژه ای؟

Chapter 1402
01:28:09.784 --> 01:28:10.786
.تو

Chapter 1403
01:28:11.453 --> 01:28:13.329
به درخواست مادرت

Chapter 1404
01:28:13.413 --> 01:28:16.041
که هفته ها پیش با ناراحتی به من
.زنگ زد

Chapter 1405
01:28:16.207 --> 01:28:17.877
مادر من، از ناراحتی؟

Chapter 1406
01:28:18.042 --> 01:28:19.545
قرار شد آدبورن ها رو دنبال کنم و

Chapter 1407
01:28:19.712 --> 01:28:23.381
از قصد و قرض و شخصیت زنی که

Chapter 1408
01:28:23.548 --> 01:28:24.716
.عاشقشی رو مشخص کنم

Chapter 1409
01:28:25.967 --> 01:28:26.969
واقعا این کا رو کردی؟

Chapter 1410
01:28:27.136 --> 01:28:28.929
.من مادرتم، بدترشم سرت اوردم

Chapter 1411
01:28:29.095 --> 01:28:30.180
،برای اینکار

Chapter 1412
01:28:30.346 --> 01:28:33.057
،مجبور شدم کلی موزیک بلوز گوش بدم

Chapter 1413
01:28:33.225 --> 01:28:35.478
،که اتفاقا برخلاف انتظارم

Chapter 1414
01:28:35.560 --> 01:28:36.895
،خیلی هم دوست داشتم

Chapter 1415
01:28:37.061 --> 01:28:38.396
.با اجرای خانوم آدبورن

Chapter 1416
01:28:38.480 --> 01:28:40.983
.خیلی غیرمنتظره و قشنگ بود

Chapter 1417
01:28:41.149 --> 01:28:42.693
.پس برای همین تو گیزایی

Chapter 1418
01:28:42.859 --> 01:28:44.819
.پس اینطوری "اتفاقی" همو دیدیم

Chapter 1419
01:28:44.987 --> 01:28:45.988
.متاسفم

Chapter 1420
01:28:46.154 --> 01:28:47.823
.باید بهت نشون میدادم طرف چیکارست

Chapter 1421
01:28:47.989 --> 01:28:49.199
.بهش بگو، کارآگاه

Chapter 1422
01:28:49.783 --> 01:28:50.993
.بهت میگم، بوک

Chapter 1423
01:28:53.453 --> 01:28:55.122
.با زیر نظر گرفتن رزالی آدبورن

Chapter 1424
01:28:55.288 --> 01:28:56.998
...با توجه به حساب و کتاب هاش

Chapter 1425
01:28:57.207 --> 01:28:59.167
...لطفا ببخشید، مادمازل

Chapter 1426
01:28:59.335 --> 01:29:00.336
چی؟

Chapter 1427
01:29:00.502 --> 01:29:02.421
میتونم بگم که ایشون قمار زیاد میکنن

Chapter 1428
01:29:02.505 --> 01:29:04.006
.ولی بیشتر مواقع میبرن

Chapter 1429
01:29:04.172 --> 01:29:07.551
مشروب میخوره، انعام میده و
خیلی به موقع به

Chapter 1430
01:29:07.717 --> 01:29:10.762
.کارمند هاش حقوق میده

Chapter 1431
01:29:10.930 --> 01:29:13.599
ایشون سخت کوش و رک هستن

Chapter 1432
01:29:13.765 --> 01:29:16.143
توی کسب و کار حرفه ای ولی

Chapter 1433
01:29:16.310 --> 01:29:18.061
.متاسفانه در پیانو زدن، آماتور هستن

Chapter 1434
01:29:19.939 --> 01:29:23.024
.و اما میرسیم به مادر خوندش
ایشون مشروب زیاد میخوره

Chapter 1435
01:29:23.192 --> 01:29:26.110
سیگار های متشکل از مواد مختلف میکشه و

Chapter 1436
01:29:26.278 --> 01:29:28.655
فکر میکنم دو تا از ازدواج هاشون به طور
قانونی

Chapter 1437
01:29:28.738 --> 01:29:30.157
.به ثمر نرسیده

Chapter 1438
01:29:30.323 --> 01:29:33.536
.ولی ایشون شخصیت خیلی فوق‌العاده‌ای دارن

Chapter 1439
01:29:33.911 --> 01:29:34.912
.هوم

Chapter 1440
01:29:34.994 --> 01:29:38.541
.نمیدونم کی لینت دویل رو کشته

Chapter 1441
01:29:39.625 --> 01:29:41.001
...اما این رو میدونم

Chapter 1442
01:29:41.585 --> 01:29:45.922
روزالی آدبورن عاشق پسر شماست و
.از نظر اخلاقی ازش سر تره

Chapter 1443
01:29:46.090 --> 01:29:48.841
.ایشون شخص و همسر خیلی خوبی هستن

Chapter 1444
01:29:52.887 --> 01:29:54.806
.شاد بودن ما برات کافی نبود

Chapter 1445
01:29:54.974 --> 01:29:58.810
.من بهش اعتماد نداشتم
.حتی با حرف های کارآگاه، هنوز هم ندارم

Chapter 1446
01:29:58.978 --> 01:30:01.564
.من عاشقشم
.یعنی این هیچی محسوب نمیشه

Chapter 1447
01:30:01.729 --> 01:30:02.814
چراب باید بشه؟

Chapter 1448
01:30:03.314 --> 01:30:05.234
.قرنتی ها اشتباه میگفتن

Chapter 1449
01:30:05.400 --> 01:30:06.902
.عشق نه صبوره، نه مهربون

Chapter 1450
01:30:07.069 --> 01:30:09.822
حسود و خونه خراب کنه، و براش مهم نیست
.کی رو زیر پاش له میکنه
(عشق رو میگه)

Chapter 1451
01:30:09.988 --> 01:30:12.323
عصبانی و داغونت میکنه

Chapter 1452
01:30:12.408 --> 01:30:13.742
و خدا میدونه که همیشه هم

Chapter 1453
01:30:13.908 --> 01:30:15.868
.تهش شکسته

Chapter 1454
01:30:16.036 --> 01:30:18.706
.عشق تهش شکسته، مثل صورت که تهش پیر میشه

Chapter 1455
01:30:18.872 --> 01:30:21.833
اون خیلی رضایت شما رو میخواد حتی با اینکه
.نیازی بهش نداره

Chapter 1456
01:30:22.333 --> 01:30:24.587
.درست مثل من که لازم نیست باب میلتون باشم

Chapter 1457
01:30:24.752 --> 01:30:26.005
.یا تو

Chapter 1458
01:30:27.131 --> 01:30:28.966
.منم تو رو زیر نظر داشتم

Chapter 1459
01:30:30.967 --> 01:30:32.927
میخوای نظر منو بدونی؟

Chapter 1460
01:30:34.805 --> 01:30:39.601
وسواسیه، از خود راضیه

Chapter 1461
01:30:39.768 --> 01:30:42.061
.تنها بودنش بی دلیل نیست

Chapter 1462
01:30:42.229 --> 01:30:46.024
یه آدم دیوونه ی خود محور

Chapter 1463
01:30:46.190 --> 01:30:48.152
.خسته‌کننده ی منفور

Chapter 1464
01:30:49.987 --> 01:30:51.447
چطور تونستی؟

Chapter 1465
01:30:53.407 --> 01:30:54.742
.برو کنار

Chapter 1466
01:30:55.242 --> 01:30:56.409
.مادمازل، لطفا

Chapter 1467
01:30:57.328 --> 01:30:59.829
.خانوم آدبورن

Chapter 1468
01:31:01.039 --> 01:31:03.417
.لطفا بذارید معذرت خواهی کنم

Chapter 1469
01:31:03.583 --> 01:31:04.752
تا حالا مردی رو دیدی که

Chapter 1470
01:31:04.835 --> 01:31:06.670
اسم خودش رو به اندازه هرکول پوآرو

Chapter 1471
01:31:06.753 --> 01:31:07.962
...به زبون بیاره

Chapter 1472
01:31:29.025 --> 01:31:30.319
.تایید شد

Chapter 1473
01:31:31.444 --> 01:31:33.863
.لوییز برژست

Chapter 1474
01:31:34.405 --> 01:31:35.783
.نشونه ای از غرق شدن نیست

Chapter 1475
01:31:35.948 --> 01:31:37.283
.بعد از قتل جسدو انداختن تو آب

Chapter 1476
01:31:37.451 --> 01:31:39.828
.مطئنا داشته دست و پا میزده

Chapter 1477
01:31:40.662 --> 01:31:42.247
.اون روی عرشه به قتل رسیده

Chapter 1478
01:31:42.706 --> 01:31:44.541
.طی یک ساعت اخیر

Chapter 1479
01:31:47.211 --> 01:31:48.337
.پول

Chapter 1480
01:31:49.171 --> 01:31:50.588
.خونیه

Chapter 1481
01:31:52.173 --> 01:31:55.260
لوییز برژه گفته بود که

Chapter 1482
01:31:55.426 --> 01:31:59.430
.قاتل رو موقع فرار دیده

Chapter 1483
01:32:00.765 --> 01:32:06.563
اگه واقعا دیده باشه، ممکنه این پول
.یه حق‌السکوت بوده باشه

Chapter 1484
01:32:06.729 --> 01:32:08.399
.تا دهنش رو بسته نگه‌دارن

Chapter 1485
01:32:10.567 --> 01:32:13.695
،مثل اینکه قاتل میخواسته مطمئن بشه
.اون حرفی از زیر زبونش در نمیره

Chapter 1486
01:32:15.780 --> 01:32:18.283
...گردنش بریده شده

Chapter 1487
01:32:20.243 --> 01:32:21.244
.با چاقوی کوتاه

Chapter 1488
01:32:21.953 --> 01:32:24.622
...خیلی تیز مثل

Chapter 1489
01:32:27.626 --> 01:32:28.793
.چاقوی جراحی

Chapter 1490
01:32:33.090 --> 01:32:34.091
!تو

Chapter 1491
01:32:34.632 --> 01:32:35.717
!تو کشتیشون

Chapter 1492
01:32:36.635 --> 01:32:38.679
!اون... اون چاقوی جراحی توئه

Chapter 1493
01:32:39.387 --> 01:32:41.180
!اون لوییز رو کشته

Chapter 1494
01:32:41.347 --> 01:32:43.225
.و اون موقع فرار از کابین لیلی دیده بودش

Chapter 1495
01:32:44.016 --> 01:32:46.103
.از همون موقع داری دروغ میگی

Chapter 1496
01:32:46.270 --> 01:32:49.021
اونی که لینت نباید بهش
.اعتماد میکرد، تو بودی

Chapter 1497
01:32:49.189 --> 01:32:52.443
هزار بار گفتم بهش که
.بهت اعتماد نکنه

Chapter 1498
01:32:52.609 --> 01:32:53.694
!ای قاتل

Chapter 1499
01:32:54.944 --> 01:32:56.279
!میکشمت

Chapter 1500
01:32:56.363 --> 01:32:58.323
!هی، بسته

Chapter 1501
01:33:00.283 --> 01:33:01.326
!برو اونطرف

Chapter 1502
01:33:42.533 --> 01:33:44.536
!هی! هی! هی

Chapter 1503
01:33:44.703 --> 01:33:46.497
!یکم احترام قائل بشید

Chapter 1504
01:33:49.248 --> 01:33:51.667
چند نفر دیگه باید بمیرن
تا یه کاری بکنی؟

Chapter 1505
01:33:51.835 --> 01:33:54.378
یه نفر مرد تا تو به
.ضایع کردن من مشغول بودی

Chapter 1506
01:33:54.546 --> 01:33:55.838
.داره سعی خودشو میکنه

Chapter 1507
01:33:56.006 --> 01:33:57.548
خب، بهتره بیشتر سعی کنه

Chapter 1508
01:33:57.716 --> 01:34:00.219
.وگرنه هممون سر از زندان های مصر در میاریم

Chapter 1509
01:34:02.179 --> 01:34:05.140
.اگه نمیتونی قاتل رو پیدا کنی، خودم میکنم

Chapter 1510
01:34:05.849 --> 01:34:06.850
.نه

Chapter 1511
01:34:08.143 --> 01:34:09.811
.اون لینت رو خیلی دوست داشت

Chapter 1512
01:34:10.520 --> 01:34:11.771
.اینم یه دلیل دیگه

Chapter 1513
01:34:11.939 --> 01:34:15.192
میشه همتون ساکت بشید تا
پوآرو کار خودشو بکنه؟

Chapter 1514
01:34:15.943 --> 01:34:17.944
.به هر حال، فردا به اسکله میرسیم

Chapter 1515
01:34:18.694 --> 01:34:20.613
تا اون موقع بهتره
هر کی بره داخل کابین خودش و

Chapter 1516
01:34:20.780 --> 01:34:22.407
.در رو قفل کنه

Chapter 1517
01:34:50.435 --> 01:34:52.395
.اون قبلا نامزد کرده بود

Chapter 1518
01:34:52.895 --> 01:34:54.146
باید یه نامه بنویسم

Chapter 1519
01:34:54.314 --> 01:34:56.984
.خبر بدم که... مرده

Chapter 1520
01:34:57.859 --> 01:35:00.279
.اونا بهم زدن، ولی اون باید بدونه

Chapter 1521
01:35:01.822 --> 01:35:02.864
.ممنونت میشیم

Chapter 1522
01:35:08.912 --> 01:35:11.582
.وحشتناکه، خیلی وحشتناکه

Chapter 1523
01:35:12.707 --> 01:35:14.458
اخه کی یه همچین کاری میکنه؟

Chapter 1524
01:35:15.418 --> 01:35:19.213
شما تا الان باید یه
.ایده هایی داشته باشید،نه؟ آقای پوآرو

Chapter 1525
01:35:22.384 --> 01:35:23.635
مگه‌نه؟

Chapter 1526
01:35:23.801 --> 01:35:26.512
.یه بازجویی دیگه مونده که باید بهش برسم

Chapter 1527
01:35:32.351 --> 01:35:33.561
!با تمام سرعت

Chapter 1528
01:35:39.902 --> 01:35:41.653
از اونجایی که ممکنه

Chapter 1529
01:35:41.819 --> 01:35:43.947
محبت من نسبت به سوژه باعث
جانبداری من بشه، باید

Chapter 1530
01:35:44.113 --> 01:35:46.867
ازتون خواهش کنم
.به عنوان شاهد در این بازجویی باشید

Chapter 1531
01:35:50.119 --> 01:35:52.079
چند وقت بود که لینت دویل رو میشناختی؟

Chapter 1532
01:35:53.206 --> 01:35:54.207
حالا من شدم مظنون؟

Chapter 1533
01:35:54.373 --> 01:35:55.583
چند وقت بود که لینت دویل رو میشناختی؟

Chapter 1534
01:35:55.751 --> 01:35:57.461
.من همه ترفند هات رو میدونم

Chapter 1535
01:35:57.627 --> 01:36:00.421
من خودم یه عمر اون طرف میز میشستم و
.بقیه رو بازجویی میکردم

Chapter 1536
01:36:04.216 --> 01:36:05.636
.خیلی وقته که میشناختمش

Chapter 1537
01:36:07.595 --> 01:36:10.349
.خیلی صمیمی نبودیم، فقط آشنا بودیم

Chapter 1538
01:36:10.515 --> 01:36:12.768
خانواده هامون با هم دوست بودن

Chapter 1539
01:36:12.935 --> 01:36:17.898
.ما هم رفیق دوران بچگی هم بودیم

Chapter 1540
01:36:18.064 --> 01:36:20.692
نمیتونی چیزی ازم پیدا کنی، چون
.اصلا کاری نکردم

Chapter 1541
01:36:20.859 --> 01:36:22.735
.پس، هر چی دلت میخواد بپرس

Chapter 1542
01:36:25.572 --> 01:36:27.157
کتت کجاست؟

Chapter 1543
01:36:35.666 --> 01:36:38.542
چرا وقتی سایمون تیر خورد
لینت رو بیدار نکردی؟

Chapter 1544
01:36:38.710 --> 01:36:39.795
.پوآرو

Chapter 1545
01:36:41.587 --> 01:36:42.588
.اینکارو نکن

Chapter 1546
01:36:42.756 --> 01:36:44.006
.شوهرش تیر خورده بود

Chapter 1547
01:36:44.632 --> 01:36:46.467
تو خیلی دلسوز
،نامزد سابق

Chapter 1548
01:36:46.551 --> 01:36:47.551
.لوییز برژه هستی

Chapter 1549
01:36:47.719 --> 01:36:49.554
پس شتاب داری که خبر مرگش
.رو به اون بدی

Chapter 1550
01:36:49.720 --> 01:36:52.056
ولی همین دلسوزی رو نسبت به
.لینت نداری

Chapter 1551
01:36:52.224 --> 01:36:53.516
.فکر کردم احتمالا خوابه

Chapter 1552
01:36:53.684 --> 01:36:55.810
.اون گفت که قرص خواب آور خورده

Chapter 1553
01:36:55.978 --> 01:36:57.436
!چرندیاته

Chapter 1554
01:36:57.604 --> 01:37:00.899
.خدایا، چقدر من از دیدنت خوشحال بودم، بوک

Chapter 1555
01:37:02.442 --> 01:37:04.610
.ولی تو بهم دروغ گفتی

Chapter 1556
01:37:04.778 --> 01:37:06.779
!تو روم وایسادی و بهم دروغ گفتی

Chapter 1557
01:37:11.076 --> 01:37:13.328
.و حالا خودت رو برام تبدیل به یه طعمه کردی

Chapter 1558
01:37:14.371 --> 01:37:16.664
چه اتفاقی افتاد؟
اون لینت رو کشت؟

Chapter 1559
01:37:16.832 --> 01:37:18.542
تو و رزالی با همدستی هم کشتینش؟

Chapter 1560
01:37:18.708 --> 01:37:21.502
.اون هم زن راستگویی ـه
.شرافتش اجازه نمیده دست به دزدی بزنه

Chapter 1561
01:37:21.670 --> 01:37:23.671
.تو به تنهایی اینکارو کردی -
.نه، نکردم -

Chapter 1562
01:37:23.838 --> 01:37:26.841
،تنهایی برگشتی به سالن غذاخوری
.تا تفنگ رو پیدا کنی و پیداشم کردی

Chapter 1563
01:37:27.009 --> 01:37:30.177
بعدش برگشتی به کابین دویل
.تا خبر تیر خوردن سایمون رو به لینت بدی

Chapter 1564
01:37:30.804 --> 01:37:33.849
.اون خواب بود. تو گردنبند رو دیدی
.وسوسه وجودت رو گرفت

Chapter 1565
01:37:34.015 --> 01:37:35.307
،ولی اون بیدار شد و مچت رو گرفت
.پس تو بهش شلیک کردی

Chapter 1566
01:37:35.391 --> 01:37:36.393
... نه نکردم. این حرف

Chapter 1567
01:37:36.560 --> 01:37:40.646
،فقط لوییز برژه دیدت که از کابین بیرون اومدی
.و ازت طلب پول کرد

Chapter 1568
01:37:40.814 --> 01:37:42.064
.ولی در عوض تو از دم تیغ گذروندیش

Chapter 1569
01:37:42.231 --> 01:37:43.899
...  نه من اون رو نکش -
!دو تا قتل -

Chapter 1570
01:37:43.984 --> 01:37:47.988
،همه ش بخاطر اینکه بتونی ثروتی دزدی رو به دست بیاری
،تا نیاز به اجازه اش برای ازدواج نداشته باشی

Chapter 1571
01:37:48.154 --> 01:37:49.322
.و فقط تاییدش رو بگیری

Chapter 1572
01:37:50.698 --> 01:37:52.158
.من هیچکس رو نکشتم

Chapter 1573
01:37:52.324 --> 01:37:54.744
.من اصلا تفنگی پیدا نکردم
.این اتفاقی نبود که افتاد

Chapter 1574
01:37:56.328 --> 01:37:59.041
.نه، تو هیچکس رو نکشتی

Chapter 1575
01:37:59.207 --> 01:38:01.001
.قتل لینت دویل با قصد قبلی بوده

Chapter 1576
01:38:01.167 --> 01:38:03.462
،قتلش نیاز به زمان بندی دقیق داشته
.نیاز به یه شالِ دزدی داشته

Chapter 1577
01:38:03.627 --> 01:38:07.173
،تو دویل رو نکشتی
،ولی به کابینش رفتی

Chapter 1578
01:38:07.757 --> 01:38:10.676
.و جسد بی جونش رو پیدا کردی

Chapter 1579
01:38:11.302 --> 01:38:14.264
تو قبل از همه ی ما میدونستی
.که اون کشته شده

Chapter 1580
01:38:14.430 --> 01:38:16.600
... ولی بجای اینکه بری دنبال کمک

Chapter 1581
01:38:18.935 --> 01:38:20.228
.گردنبند رو برداشتی

Chapter 1582
01:38:25.024 --> 01:38:27.819
،بعد از اینکه قضیه ی تجسس کابین رو بهت گفتم
.سعی کردی گردنبند رو برگردونی سر جاش

Chapter 1583
01:38:27.985 --> 01:38:32.698
،ولی سر راهت به لوییز برژه برخورد کردی
.که داشت با یکی بحث و طلب پول میکرد

Chapter 1584
01:38:32.865 --> 01:38:34.658
.دیدی که گلوش بریده شد

Chapter 1585
01:38:36.161 --> 01:38:38.454
.به قتل رسیدنش رو دیدی

Chapter 1586
01:38:39.288 --> 01:38:40.498
میدونی کی لوییز رو کشته؟

Chapter 1587
01:38:40.582 --> 01:38:42.917
،ولی نمیتونستی به کسی بگی
،چون مجبور میشدی به دزدی اعتراف کنی

Chapter 1588
01:38:43.085 --> 01:38:46.837
.پس گردنبند رو توی اتاق مادرت قایم کردی
.با این خیال که کسی به اون شک نمیبره

Chapter 1589
01:38:47.588 --> 01:38:49.341
.تو این مدت ساکت و آروم باقی موندی

Chapter 1590
01:38:51.134 --> 01:38:53.427
تنها مشکل این بود که خون لوییز برژه
.روی پالتوت بود

Chapter 1591
01:39:00.976 --> 01:39:01.978
... اگه

Chapter 1592
01:39:03.646 --> 01:39:06.315
... اگه اعتراف کنم، اگه بگم که

Chapter 1593
01:39:06.483 --> 01:39:08.318
.به جرم دزدی مجازات میشی

Chapter 1594
01:39:08.400 --> 01:39:09.485
.به زندان میافتی

Chapter 1595
01:39:10.529 --> 01:39:12.238
من...من رزالی رو از دست میدم

Chapter 1596
01:39:12.404 --> 01:39:14.032
.اون دوستت داره

Chapter 1597
01:39:15.242 --> 01:39:16.451
... نمیتونم

Chapter 1598
01:39:16.618 --> 01:39:19.912
نمیتونی بخاطر محافظت از خودت
.بذاری یه قاتل آزاد بگرده

Chapter 1599
01:39:23.625 --> 01:39:25.167
.من میخواستم بهت بگم

Chapter 1600
01:39:29.088 --> 01:39:30.881
... کل فکرم این بود

Chapter 1601
01:39:33.801 --> 01:39:35.636
کل فکرم این بود که چقدر
.با هم خوشبخت میشیم

Chapter 1602
01:39:37.305 --> 01:39:39.181
.میتونستیم فرار کنیم و باهم ازدواج کنیم

Chapter 1603
01:39:40.057 --> 01:39:42.185
.بدون هیچ تعهدی
.آزاد و رها می بودیم

Chapter 1604
01:39:43.936 --> 01:39:45.146
!احمقانه بود

Chapter 1605
01:39:45.313 --> 01:39:47.690
.میدونم، خیلی احمقانه بود

Chapter 1606
01:39:48.692 --> 01:39:50.152
لوییز رو با کی دیدی؟

Chapter 1607
01:39:54.405 --> 01:39:56.283
.تو دوست بدی هستی، پوآرو

Chapter 1608
01:39:57.492 --> 01:39:59.869
چرا بهم یاد دادی که خوب باشم؟

Chapter 1609
01:40:00.036 --> 01:40:01.037
کی؟

Chapter 1610
01:40:01.203 --> 01:40:02.913
... هیچوقت نمیتونی درک کنی

Chapter 1611
01:40:04.166 --> 01:40:07.085
که مردم بخاطر عشق
.حاضرن چکار بکنن

Chapter 1612
01:40:07.252 --> 01:40:08.252
!بجنب

Chapter 1613
01:40:11.590 --> 01:40:12.716
.نه

Chapter 1614
01:40:13.048 --> 01:40:15.467
<font color="#ff0000">.دوست من، بوک</font>

Chapter 1615
01:40:15.551 --> 01:40:17.470
بوک؟

Chapter 1616
01:40:56.885 --> 01:40:58.094
.صدای شلیک گلوله شنیدم

Chapter 1617
01:40:59.095 --> 01:41:01.222
.صدای تیر شنیدم -
جریان چیه؟ -

Chapter 1618
01:41:02.306 --> 01:41:03.557
گرفتیش؟

Chapter 1619
01:41:03.975 --> 01:41:05.894
پوآرو، هر کی که بود، گرفتیش؟

Chapter 1620
01:41:32.503 --> 01:41:33.755
چی شده؟

Chapter 1621
01:41:34.296 --> 01:41:35.840
کسی صدمه دیده؟

Chapter 1622
01:41:48.353 --> 01:41:53.108
... هرگز کسی رو به خوشحالی اون

Chapter 1623
01:41:54.984 --> 01:41:56.694
.وقتی با تو بود، ندیده بودم

Chapter 1624
01:42:01.658 --> 01:42:05.161
،اون بهم گفت چقدر آرزو داره
.که تو هم همینجوری یه روز خوشحال باشی

Chapter 1625
01:42:07.162 --> 01:42:11.167
که از یه کارآگاه سرد و بی روح
.بودن خسته بشی

Chapter 1626
01:42:13.127 --> 01:42:14.837
.و به جاش انسان باشی

Chapter 1627
01:42:22.011 --> 01:42:23.762
.من نمیخوام خوشحال باشی

Chapter 1628
01:42:30.770 --> 01:42:33.023
.میخوام کسی که این جنایت رو کرده، پیدا کنی

Chapter 1629
01:43:23.405 --> 01:43:24.865
.تفنگ تو بود که شلیک شد

Chapter 1630
01:43:25.074 --> 01:43:26.368
!تفنگ اون بود

Chapter 1631
01:43:26.533 --> 01:43:28.286
!من اینجا بودم -
!تفنگ اون بود -

Chapter 1632
01:43:28.578 --> 01:43:30.704
.من اینجا بودم

Chapter 1633
01:43:30.788 --> 01:43:32.748
.خب تو هم اینجا بودی
.منو دیدی. بهش بگو

Chapter 1634
01:43:32.916 --> 01:43:34.417
.درسته. اون اینجا بود

Chapter 1635
01:43:34.501 --> 01:43:35.502
.نه

Chapter 1636
01:43:35.585 --> 01:43:38.253
هفت تیر من توی چمدونم
... داخل کابینم بود

Chapter 1637
01:43:38.421 --> 01:43:40.840
چرا وقتی یه قاتل تو کشتیه
تفنگت رو همینجوری ول میکنی؟

Chapter 1638
01:43:41.006 --> 01:43:42.175
... چون

Chapter 1639
01:43:43.176 --> 01:43:45.345
.تا طلوع آفتاب به بندرگاه میرسیم

Chapter 1640
01:43:45.511 --> 01:43:48.515
اگه پلیس محلی یه مرد رنگین پوست
،رو با تفنگ میدید

Chapter 1641
01:43:48.680 --> 01:43:51.059
قبل از اینکه پام به حلقه ی دار برسه
.همونجا بهم شلیک میکردن

Chapter 1642
01:44:01.110 --> 01:44:03.363
... تو در انجام تمام وظایفت

Chapter 1643
01:44:05.448 --> 01:44:07.199
.ناکام بودی

Chapter 1644
01:44:08.993 --> 01:44:10.537
.مثلا دوستش بودی

Chapter 1645
01:44:11.703 --> 01:44:13.122
.من واقعاً همه رو ناامید کردم

Chapter 1646
01:44:14.207 --> 01:44:15.417
.لینت دویل رو

Chapter 1647
01:44:16.458 --> 01:44:17.793
.لوییز برژه رو

Chapter 1648
01:44:18.627 --> 01:44:19.671
.بوک رو

Chapter 1649
01:44:20.755 --> 01:44:23.048
.ولی الان دیگه ناامیدش نمیکنم

Chapter 1650
01:44:38.064 --> 01:44:39.774
.قاتل اینجاست

Chapter 1651
01:44:43.194 --> 01:44:44.945
.و همینجا میمونه

Chapter 1652
01:45:02.546 --> 01:45:04.798
.خانم ادبورن درست میگه
.من عاشق حرف زدنم

Chapter 1653
01:45:04.966 --> 01:45:06.091
.عاشق یه گوش شنوام

Chapter 1654
01:45:06.259 --> 01:45:07.342
.میدونین، من آدم خودبینی هستم

Chapter 1655
01:45:08.261 --> 01:45:10.971
عاشق اینم که وقتی یه معمای جنایی رو
.حل میکنم، مردم به حرفهام گوش کنن

Chapter 1656
01:45:11.139 --> 01:45:13.475
،و بگن
«.نگاه کنین، هرکول پوآرو چقدر باهوشه»

Chapter 1657
01:45:14.225 --> 01:45:18.729
،ولی تنها چیزی که الان میخوام
... و حاضرم بخاطرش دنیا رو بدم

Chapter 1658
01:45:20.523 --> 01:45:23.109
... یه گفتگوئه

Chapter 1659
01:45:23.275 --> 01:45:24.610
.با بوک

Chapter 1660
01:45:25.444 --> 01:45:28.405
،اگه بود، بالا و پایین میپریدم و میگفتم
«،خیلی ها به آدمی مثل لینت دویل»

Chapter 1661
01:45:28.573 --> 01:45:31.283
«.حسادت و نفرت می ورزن»

Chapter 1662
01:45:31.451 --> 01:45:33.578
مثل گله ای از مگس»
«.که هی وز وز میکنن و وز وز میکنن

Chapter 1663
01:45:33.744 --> 01:45:35.121
.اونم بهم میخندید

Chapter 1664
01:45:35.287 --> 01:45:38.082
،و میگفت
«.پس اون بازی های زیرکانه ی خودت رو بکن»

Chapter 1665
01:45:38.248 --> 01:45:40.918
هی سوال بپرس»
«.تا برسی به سوال درست

Chapter 1666
01:45:41.836 --> 01:45:44.922
«کیه که بخواد اونو بکشه؟»

Chapter 1667
01:45:45.088 --> 01:45:46.173
«کی میتونسته بکشتش؟»

Chapter 1668
01:45:46.341 --> 01:45:47.591
.و بعدش سوال میپرسیدم و متوجه میشم

Chapter 1669
01:45:47.759 --> 01:45:51.011
.آره، بوک خیلی دیر بهم نشون داد

Chapter 1670
01:45:51.762 --> 01:45:54.140
.آدم عاشق دست به هر کاری میزنه

Chapter 1671
01:45:55.307 --> 01:45:57.685
.عشق باعث میشه دست به کارهای بی پروا بزنیم
.کارهای عجولانه

Chapter 1672
01:45:57.851 --> 01:45:58.978
.یه تخته سنگ عجولانه میافته

Chapter 1673
01:45:59.145 --> 01:46:00.939
.لوییز وحشیانه به قتل میرسه
.بوک تیر میخوره

Chapter 1674
01:46:03.315 --> 01:46:06.360
باور داشتم که هویت قاتلِ
.مادام دویل مشخصه

Chapter 1675
01:46:12.199 --> 01:46:13.868
.پسر عمو اندرو کاچادوریان

Chapter 1676
01:46:17.788 --> 01:46:20.416
،کاری که اون در معبد ابو سمبل کرد

Chapter 1677
01:46:20.582 --> 01:46:22.585
،جایی که تنها و درمونده پرسه میزد

Chapter 1678
01:46:22.752 --> 01:46:25.421
.و بعد فرصتی پیدا کرد
... و به امید اینکه گناهانش رو زیر تخته سنگ پنهون کنه

Chapter 1679
01:46:29.341 --> 01:46:30.342
... یه تخته سنگ رو هل داد

Chapter 1680
01:46:32.302 --> 01:46:33.387
... من

Chapter 1681
01:46:33.470 --> 01:46:36.474
.نمیدونم چه فکری با خودم کردم

Chapter 1682
01:46:37.100 --> 01:46:38.184
... من

Chapter 1683
01:46:41.895 --> 01:46:44.439
.من ... من عقلم کار نمیکرد

Chapter 1684
01:46:46.525 --> 01:46:48.403
.اونها رو زیر تخته سنگ دیدم

Chapter 1685
01:46:50.404 --> 01:46:53.408
.و...و خدا رو شکر که تخته سنگ روشون نیافتاد

Chapter 1686
01:46:54.242 --> 01:46:56.077
... و همه تون باید بدونین

Chapter 1687
01:46:57.744 --> 01:47:00.622
.من اونو نکشتم
.هیچوقت همچین کاری نمیکردم

Chapter 1688
01:47:01.498 --> 01:47:02.500
.من ... من دوستش داشتم

Chapter 1689
01:47:05.043 --> 01:47:06.421
!من اونو نکشتم

Chapter 1690
01:47:06.587 --> 01:47:07.671
.نه، اون نکشته

Chapter 1691
01:47:08.922 --> 01:47:11.842
.قتل لینت دویل یه کار عجولانه نبود
.از قبل خیلی دقیق برنامه ریزی شده بود

Chapter 1692
01:47:12.010 --> 01:47:14.095
،جزئیاتش، زمانش، گلوله ها و عذر و بهونه ها
.همه برنامه ریزی شده بودن

Chapter 1693
01:47:14.261 --> 01:47:16.221
اما کی برنامه ریزی کرده بود؟

Chapter 1694
01:47:17.140 --> 01:47:19.850
.یه بار دیگه از بوک کمک میگیرم

Chapter 1695
01:47:20.310 --> 01:47:22.520
چرا اون رو با یه پالتوی سبز نقاشی کردی؟

Chapter 1696
01:47:22.686 --> 01:47:24.605
.اون در اهرام پالتوی قرمز به تن داشت

Chapter 1697
01:47:25.606 --> 01:47:27.524
.رنگ قرمزم گم شده بود

Chapter 1698
01:47:28.025 --> 01:47:29.652
.دزدیده شده بود

Chapter 1699
01:47:30.360 --> 01:47:33.155
.توسط قاتل لینت دویل

Chapter 1700
01:47:33.780 --> 01:47:37.577
.توسط همسرش، سایمون دویل

Chapter 1701
01:47:39.871 --> 01:47:40.872
من؟

Chapter 1702
01:47:41.456 --> 01:47:42.707
.این اتهام مضحکه

Chapter 1703
01:47:42.873 --> 01:47:44.042
اون چطور میتونسته؟
.اون تیر خورده بود

Chapter 1704
01:47:44.207 --> 01:47:45.501
.بله، تیر خورده بود
.اینو با قطعیت میدونیم

Chapter 1705
01:47:45.667 --> 01:47:47.795
ولی چیزی که با قطعیت نمیدونیم
.اینه که کی تیر خورده بود

Chapter 1706
01:47:47.962 --> 01:47:50.715
یا توی اون لحظاتی که فکر میکردیم
.تیر خورده، چیکار کرد

Chapter 1707
01:47:51.716 --> 01:47:52.800
... به این موضوع توجه کنین

Chapter 1708
01:47:52.966 --> 01:47:55.345
مادام دویل گزارش داد که شوهرش
،بخاطر یه لاک ناخن که تو هتل جا مونده

Chapter 1709
01:47:55.511 --> 01:47:57.262
.از دست لوییز عصبانیه
اما این قضیه چه اهمیتی برای اون داره؟

Chapter 1710
01:47:57.430 --> 01:47:59.849
چون مادام دویل لاک
،قرمز خونی میزد

Chapter 1711
01:48:00.015 --> 01:48:01.809
.که برای سایمون کاربرد از قبل مشخصی داشت

Chapter 1712
01:48:01.975 --> 01:48:03.895
،حالا که لاک جا مونده بود
.رنگ نقاشی مادام بوک کارش رو راه مینداخت

Chapter 1713
01:48:04.061 --> 01:48:06.648
همچنین اون انتظار نداشت که همسرش
.یه کارآگاه به مهمونی دعوت کنه

Chapter 1714
01:48:06.814 --> 01:48:09.775
.پس محض اطمینان، من رو به خواب فرو میبره
،یه گیلاس شامپاین

Chapter 1715
01:48:09.942 --> 01:48:12.612
،با اصرار اون، منو در حالی که سرم گیج میره
.ناچارا وارد تخت خواب میکنه

Chapter 1716
01:48:12.779 --> 01:48:14.529
.بخاطر نقشه اش به من دارو میخورونه

Chapter 1717
01:48:14.697 --> 01:48:16.407
.خانم اوتبورن شما شاهد شلیک یه تفنگ بودین

Chapter 1718
01:48:17.783 --> 01:48:18.784
.سایمون رو دیدین که از حال رفته

Chapter 1719
01:48:18.909 --> 01:48:21.621
.در حالی که یه دستمال خونی رو روی پاش گرفته
.در همین لحظه شما اونو ترک کردین

Chapter 1720
01:48:21.787 --> 01:48:23.413
اون لحظه حواستون به جکی بود
.و دنبال یه دکتر بودین

Chapter 1721
01:48:23.581 --> 01:48:25.166
همین مساله به قاتل
.لحظاتی برای خلوت و تنهایی میده

Chapter 1722
01:48:25.332 --> 01:48:28.211
،تنها چیزی که اون نیاز داره همین
.لحظه ها هستن. اون هفت تیر رو برمیداره

Chapter 1723
01:48:30.296 --> 01:48:32.172
.و میدوئه به سمت کابین همسرش

Chapter 1724
01:48:36.010 --> 01:48:37.345
... سایمون

Chapter 1725
01:48:38.304 --> 01:48:39.346
،و به اون شلیک میکنه

Chapter 1726
01:48:39.430 --> 01:48:40.430
.درست توی شقیقه اش

Chapter 1727
01:48:41.932 --> 01:48:44.060
.روی سر لینت دویل اثر سوختگی و تاول بود

Chapter 1728
01:48:44.226 --> 01:48:46.020
با اون شال گمشده
،میتونست جلوی تاول و سوختگی رو بگیره

Chapter 1729
01:48:46.104 --> 01:48:47.188
.اما از شال برای اون استفاده نکرد

Chapter 1730
01:48:47.354 --> 01:48:50.274
در عوض از شال اینجا استفاده کرد
.تا صدای یه شلیک دیگه رو خفه کنه

Chapter 1731
01:48:50.440 --> 01:48:52.109
چی شده بوک؟ -
.یه حادثه ای رخ داده -

Chapter 1732
01:48:52.275 --> 01:48:53.485
،اون برمیگرده اینجا

Chapter 1733
01:48:53.653 --> 01:48:56.613
تا شالی که قبلا قایم کرده بود
.رو برداره

Chapter 1734
01:48:57.239 --> 01:49:00.033
،در اون لحظه یه بار دیگه اسلحه رو
.به دست گرفت و به پای خودش شلیک کرد

Chapter 1735
01:49:03.412 --> 01:49:04.872
،بعد از اون
دوباره یه گلوله

Chapter 1736
01:49:04.956 --> 01:49:06.332
،تو تفنگ جاگذاری کرد
،تا اگه تفنگ پیدا شد

Chapter 1737
01:49:06.498 --> 01:49:07.625
،نتونیم سه تیر رو بشمریم

Chapter 1738
01:49:07.708 --> 01:49:09.836
بلکه دو تیری رو بشمریم
.که فکر میکردیم شلیک شده

Chapter 1739
01:49:10.336 --> 01:49:13.296
بعدش دستمال، شال و تفنگ
،رو میپیچه

Chapter 1740
01:49:13.463 --> 01:49:16.259
.اونها رو پرت میکنه داخل رود نیل

Chapter 1741
01:49:17.342 --> 01:49:19.929
و بعدش خودش رو برای
.سر رسیدن دکتر ویندل‌شم آماده میکنه

Chapter 1742
01:49:20.095 --> 01:49:21.471
!اون بهم شلیک کرد

Chapter 1743
01:49:21.639 --> 01:49:23.515
.نمیتونم پام رو تکون بدم

Chapter 1744
01:49:24.516 --> 01:49:27.395
حالا که یهونه ت جور شده بود
.کسی بهت شک نمیبرد

Chapter 1745
01:49:27.478 --> 01:49:29.439
در واقع مطمئن شدی که
.چندین مظنون وجود داشته باشن

Chapter 1746
01:49:29.604 --> 01:49:31.858
و زنت رو ترغیب کردی که فهرست مهمون ها
،نه تنها شامل دوست و فامیل بشه

Chapter 1747
01:49:31.940 --> 01:49:34.985
بلکه به طور خاص کسانی که از زنت
.کینه یا دلخوری داشتن هم تو مهمونی باشن

Chapter 1748
01:49:35.153 --> 01:49:36.154
.حتی سرگرم کردن ما

Chapter 1749
01:49:36.319 --> 01:49:38.573
همه این کارها به اسم ملاحظه گری و
.درایت یه شوهر جدید انجام شدن

Chapter 1750
01:49:38.739 --> 01:49:41.826
تهمت و افترا به هر کسی زده شد
.به جز به شما

Chapter 1751
01:49:44.287 --> 01:49:46.329
.تو دیوانه ای

Chapter 1752
01:49:46.913 --> 01:49:52.670
،که فکر میکنی به خودم تیر میزنم
.و بعدش یه جوری لوییز و بوک رو میکشم

Chapter 1753
01:49:54.005 --> 01:49:57.132
.اون درست میگه
.اون نمیتونسته اونها رو بکشه

Chapter 1754
01:49:57.632 --> 01:49:59.135
.اون اونها رو نکشته

Chapter 1755
01:49:59.969 --> 01:50:03.221
،قتل های دوم و سوم توسط

Chapter 1756
01:50:03.305 --> 01:50:04.515
،شریک جرم اون در قتل اول انجام شدن

Chapter 1757
01:50:04.724 --> 01:50:09.979
و به عقیده ی من کسی که عقل کل
.پشت تمام این نقشه ی نبوغ آمیز بوده

Chapter 1758
01:50:12.939 --> 01:50:14.442
.جکلین دو بلفور

Chapter 1759
01:50:18.820 --> 01:50:21.157
.کسی که قبلا معشوقه اش بوده
.و هنوزم هست

Chapter 1760
01:50:21.908 --> 01:50:24.952
.کسی که این زوج رو باهم آشنا کرد. تعقیبشون کرد
.و سوار بر این کشتی پیداشون کرد

Chapter 1761
01:50:25.118 --> 01:50:27.287
.کسی که با تیر مشقی به سایمون شلیک کرد

Chapter 1762
01:50:27.454 --> 01:50:30.082
.تا به دو هدف رسوخ ناپذیر برسن

Chapter 1763
01:50:30.248 --> 01:50:31.833
شوهر داغدیده ثروت همسرش
،رو به ارث ببره

Chapter 1764
01:50:32.001 --> 01:50:34.545
و بعد در زمان مناسب
.با زنی که دوستش داره، ازدواج کنه

Chapter 1765
01:50:35.462 --> 01:50:37.465
.زنی که همیشه دوست داشته

Chapter 1766
01:50:38.131 --> 01:50:41.761
وقتی از لوییز برژه پرسیدم چیزی دیده یا نه
.جواب جالبی بهم داد

Chapter 1767
01:50:41.927 --> 01:50:45.139
اگه از کابینم بیرون میومدم»
«.شاید میتونستم قاتل رو ببینم

Chapter 1768
01:50:45.305 --> 01:50:49.393
،نه جواب آره نه جواب نه
،ولی تهدیدی ضمنی علیه قاتل لینت

Chapter 1769
01:50:49.560 --> 01:50:51.395
.که توی اتاق حاضر بود

Chapter 1770
01:50:51.938 --> 01:50:53.355
.سایمون دویل

Chapter 1771
01:50:53.523 --> 01:50:56.525
که بعدش بهش اطمینان داد که
.حساب لوییز رو میرسن

Chapter 1772
01:50:56.692 --> 01:50:57.902
.و واقعا هم به حسابش رسیدن

Chapter 1773
01:50:58.069 --> 01:51:01.530
شکی نیست به محض اینکه شرایطش مهیا شد
،سایمون پیامی برای جکلین فرستاد

Chapter 1774
01:51:01.697 --> 01:51:04.242
.و درباره ی خطر جدید بهش هشدار داد

Chapter 1775
01:51:04.408 --> 01:51:06.409
.و بهش گفت کجا میتونه یه اسلحه پیدا کنه

Chapter 1776
01:51:08.412 --> 01:51:09.747
... و بعد، وقتی بوک

Chapter 1777
01:51:23.176 --> 01:51:28.640
،و وقتی بوک قاتل لوییز رو شناسایی کرد
... سایمون فریاد زد

Chapter 1778
01:51:28.807 --> 01:51:29.809
!یالا

Chapter 1779
01:51:30.393 --> 01:51:34.104
... هشداری به همدستش

Chapter 1780
01:51:37.692 --> 01:51:40.444
.که به گلوی بوک شلیک کرد

Chapter 1781
01:51:42.947 --> 01:51:47.868
قبل از اینکه بتونه
.اسم جکلین دو بلفور رو لو بده

Chapter 1782
01:51:48.411 --> 01:51:51.329
تو پسر منو کشتی؟

Chapter 1783
01:51:52.582 --> 01:51:53.748
.مرگت رو بخاطر اینکار میبینم

Chapter 1784
01:51:53.832 --> 01:51:54.876
.رزی، خواهش میکنم

Chapter 1785
01:51:55.251 --> 01:51:56.668
.قسم میخورم

Chapter 1786
01:51:58.045 --> 01:51:59.546
.قسم میخورم

Chapter 1787
01:52:02.382 --> 01:52:03.967
.چجوری میتونین حرف هاش رو باور کنین

Chapter 1788
01:52:05.344 --> 01:52:06.761
.اون هیچ مدرکی نداره

Chapter 1789
01:52:06.929 --> 01:52:11.182
،درسته. تنها چیزی که من دارم یه تفنگ غرق شده ست
.که اثر انگشت از روش پاک شده

Chapter 1790
01:52:11.350 --> 01:52:13.185
.ولی همراه این تفنگ یه هدیه بود

Chapter 1791
01:52:13.351 --> 01:52:14.895
.دستمال جیبی

Chapter 1792
01:52:15.938 --> 01:52:18.024
،آب گرم نیل در طول بهار

Chapter 1793
01:52:18.106 --> 01:52:20.775
.خون رو به رنگ قهوه ای کدر درمیاره

Chapter 1794
01:52:21.402 --> 01:52:26.364
،ولی در همین آب های سحرآمیز
... رنگ قرمزدانه ی نقاشی به شکل

Chapter 1795
01:52:27.365 --> 01:52:28.951
.صورتی درمیاد

Chapter 1796
01:52:46.719 --> 01:52:49.095
.اوه، چقدر هرکول پوآرو باهوشه

Chapter 1797
01:52:50.389 --> 01:52:52.934
این جاه طلبی از طرف تو بود یا اون؟

Chapter 1798
01:53:01.734 --> 01:53:03.277
.اون به یه سری چیزها نیاز داشت

Chapter 1799
01:53:07.739 --> 01:53:08.740
.من به اون نیاز داشتم

Chapter 1800
01:53:09.324 --> 01:53:11.284
.تو هیچوقت به پول اهمیت نمیدادی

Chapter 1801
01:53:11.452 --> 01:53:12.453
.ولی نمیتونستی چیزی رو ازش دریغ کنی

Chapter 1802
01:53:12.619 --> 01:53:15.997
،حتی یه نقشه رو
.وقتی که خودش نمیتونست نقشه ای طراحی کنه

Chapter 1803
01:53:23.005 --> 01:53:24.090
چیکار کنیم، سامون؟

Chapter 1804
01:53:24.256 --> 01:53:25.298
.بیا بریم

Chapter 1805
01:53:25.466 --> 01:53:26.550
.اونها ما رو دستگیر میکنن
.ما از هم جدا میافتیم

Chapter 1806
01:53:26.716 --> 01:53:28.802
همین الان از کشتی پیاده میشم
.و فرار میکنیم

Chapter 1807
01:53:29.220 --> 01:53:30.345
.بجنب

Chapter 1808
01:53:31.805 --> 01:53:34.225
.عیبی نداره، سایمون
.بدش به من

Chapter 1809
01:53:35.475 --> 01:53:36.560
.آخ

Chapter 1810
01:53:42.774 --> 01:53:45.319
.به حرفم گوش کن

Chapter 1811
01:53:45.485 --> 01:53:46.529
.موفق میشیم

Chapter 1812
01:53:46.695 --> 01:53:49.407
،باید همین الان بریم
.و باید قوی باشیم

Chapter 1813
01:53:50.490 --> 01:53:51.867
.ما میتونیم قوی باشیم

Chapter 1814
01:53:52.326 --> 01:53:53.661
.ما میتونیم قوی باشیم

Chapter 1815
01:54:18.601 --> 01:54:20.854
.دوستت دارم

Chapter 1816
01:55:27.421 --> 01:55:29.840
.متاسفم که انقدر ثروتمند شدین

Chapter 1817
01:55:29.923 --> 01:55:31.509
.چیزی نیست که نتونم درستش کنم

Chapter 1818
01:55:31.675 --> 01:55:33.426
.ممکنه یه مقداریش رو نگه داریم

Chapter 1819
01:55:34.095 --> 01:55:35.095
.بیا

Chapter 1820
01:55:38.932 --> 01:55:40.643
اونها الان منو بازداشت میکنن؟

Chapter 1821
01:55:41.185 --> 01:55:42.185
.نه

Chapter 1822
01:55:43.561 --> 01:55:46.106
،به شرطی که صادقانه به اموراتش رسیدگی کنی

Chapter 1823
01:55:46.731 --> 01:55:48.859
.و بدهیت رو تسویه کنی

Chapter 1824
01:55:57.534 --> 01:55:59.078
شما برمیگردین لندن، دکتر؟

Chapter 1825
01:55:59.494 --> 01:56:01.956
.من دیگه کاری تو لندن ندارم

Chapter 1826
01:56:02.664 --> 01:56:04.082
.آفریقای جنوبی

Chapter 1827
01:56:04.250 --> 01:56:05.876
.شاید اونجا بتونم کار خیری بکنم

Chapter 1828
01:56:45.248 --> 01:56:47.585
.کاش هیچوقت معما حل کردنتون رو نمیدیدم

Chapter 1829
01:56:54.300 --> 01:56:55.509
...ام

Chapter 1830
01:56:58.220 --> 01:56:59.512
...شاید

Chapter 1831
01:57:41.533 --> 01:57:44.533
[ لندن ]
[ شش ماه بعد ]

Chapter 1832
01:57:53.359 --> 01:57:54.652
.به زودی میبینمت، سید -
.بخاطر امشب خیلی ممنون -

Chapter 1833
01:57:54.818 --> 01:57:55.903
.چند روز دیگه میبینمت

Chapter 1834
01:57:57.154 --> 01:57:59.989
،به گروه بگو میتونن یه آهنگ دیگه اجرا کنن
.بعدش باید تمرینشون رو تموم کنن

Chapter 1835
01:58:01.199 --> 01:58:02.201
.حواستون کجاست، آقا

Chapter 1836
01:58:09.207 --> 01:58:11.877
«وقتی که طوفان زندگی»

Chapter 1837
01:58:18.132 --> 01:58:23.264
«می وزد»

Chapter 1838
01:58:27.016 --> 01:58:30.395
«دوشادوش من بایست»

Chapter 1839
01:58:39.445 --> 01:58:44.743
«وقتی که طوفان زندگی»

Chapter 1840
01:58:44.909 --> 01:58:46.328
.تعطیل کردیم، رفیق

Chapter 1841
01:58:47.453 --> 01:58:51.750
«می وزد»

Chapter 1842
01:58:56.380 --> 01:59:00.341
«دوشادوش من بایست»

Chapter 1843
01:59:05.221 --> 01:59:09.393
«وقتی که این دنیا»

Chapter 1844
01:59:12.979 --> 01:59:16.233
«مرا همانند یک کشتی»

Chapter 1845
01:59:19.903 --> 01:59:21.822
«وووه»

Chapter 1846
01:59:22.030 --> 01:59:26.827
«هی، هی، هی»
«به این سو و آن سو پرت می کند»

Chapter 1847
01:59:26.993 --> 01:59:28.662
«اوه، آره»

Chapter 1848
01:59:28.871 --> 01:59:33.207
«در دل دریا»

Chapter 1849
01:59:38.171 --> 01:59:41.925
«دوشادوش من»

Chapter 1850
01:59:42.091 --> 01:59:43.793
«بایست»

Chapter 1851
01:59:43.850 --> 01:59:46.792
جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و اینستاگرام سايت زدمووی :
.:: @ZedMoviecom ::.
.:: ZedMovie.com ::.

