﻿1
00:00:11,959 --> 00:00:15,810
‫«آنچه گذشت...»

2
00:00:15,835 --> 00:00:17,879
‫تموم هم و غم اندی این بود
‫که برای محافظت از پسرش

3
00:00:17,879 --> 00:00:19,783
‫در برابر هرجور اتفاق آخرالزمانی‌ای
‫که می‌تونست متصور بشه،

4
00:00:19,783 --> 00:00:22,555
‫این امپراطوری رو بنا کنه.

5
00:00:23,124 --> 00:00:25,214
‫می‌دونستم باید به یه روشی
‫از اینجا خارجش کنم،

6
00:00:25,239 --> 00:00:26,284
‫ولی نمی‌دونستم...

7
00:00:26,309 --> 00:00:27,473
‫چطوری.

8
00:00:27,498 --> 00:00:29,383
‫تابه‌حال شده بخوای دنبالش بگردی؟

9
00:00:29,408 --> 00:00:32,056
‫دنبال لی؟
‫اون به کمک من نیازی نداره.

10
00:00:33,215 --> 00:00:35,022
‫با همسرش شروع کرد.

11
00:00:35,614 --> 00:00:38,741
‫ولی وقتی اجازه می‌دیم یک انسان
‫بی‌نام و نشون از دنیا بره،

12
00:00:38,766 --> 00:00:41,624
‫یعنی عملاً داریم اعلام می‌کنیم که مشکلی با
‫این قضایا نداریم، ولی من مثل شما نیستم.

13
00:00:41,804 --> 00:00:43,764
‫تو دنبال اینی که به قاتل
‫معنا و مفهوم ببخشی،

14
00:00:43,764 --> 00:00:44,700
‫ولی اون چنین چیزی توی خودش نداره.

15
00:00:44,700 --> 00:00:45,868
‫اون فقط یه قاتلـه.

16
00:00:45,868 --> 00:00:47,872
‫می‌خوام بدونم خودت چه حسی داری.

17
00:00:48,774 --> 00:00:51,345
‫حس می‌کنم باید واست بمیرم
‫تا عاشقـم باشی.

18
00:00:51,881 --> 00:00:53,884
‫اگه اسمش رو به زبون بیارم...

19
00:00:54,927 --> 00:00:56,391
‫...زنده نمی‌شه.

20
00:01:00,245 --> 00:01:03,351
‫باور کن داربی، قصدم صرفاً
‫محافظت از تو بوده.

21
00:01:03,376 --> 00:01:05,514
‫خب در امان که نیستم.

22
00:01:05,758 --> 00:01:07,160
‫هیچکس نیست.

23
00:01:08,413 --> 00:01:10,651
‫اینجایی پس، خانم‌ام.

24
00:01:11,259 --> 00:01:23,219
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: ZedMovie ::..</font></b>

25
00:01:26,336 --> 00:01:31,336
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

26
00:01:51,950 --> 00:01:53,220
‫برید.

27
00:01:59,533 --> 00:02:01,370
‫این هم کل ۱۳ نفر، اندی.

28
00:02:01,370 --> 00:02:03,775
‫پس این همۀ افراده.

29
00:02:03,775 --> 00:02:05,745
‫خوبه، ممنون.

30
00:02:08,150 --> 00:02:09,520
‫- زومر کجاست؟
‫- پیش ایوائـه.

31
00:02:09,520 --> 00:02:10,522
‫- می‌شه یه لحظه...
‫- نه.

32
00:02:10,522 --> 00:02:12,526
‫همه بفرمایید بشینید.

33
00:02:12,526 --> 00:02:14,162
‫همگی، بشینید.

34
00:02:15,932 --> 00:02:18,337
‫به یه دلیل موجه شما رو
‫اینجا دور هم جمع کردم.

35
00:02:25,017 --> 00:02:28,791
‫این سوئیت ۵۰ طبقه زیر زمینه.

36
00:02:29,693 --> 00:02:32,866
‫رِی این عمق رو انتخاب کرده،
‫چون من ازش خواستم...

37
00:02:32,866 --> 00:02:35,405
‫برام چیزی بسازه
‫که علیرغم تمام اتفاقات...

38
00:02:35,405 --> 00:02:38,578
‫روی سطح زمین
‫از من و خانواده‌م مراقبت کنه.

39
00:02:38,578 --> 00:02:40,582
‫و ظاهراً توی این عمق...

40
00:02:40,582 --> 00:02:42,886
‫که حتی تشعشعات اتمی هم
‫بهش نفوذ نمی‌کنه...

41
00:02:42,886 --> 00:02:45,258
‫بعیده بشه به خاک و...

42
00:02:45,258 --> 00:02:47,361
‫سنگ‌های آتش‌فشانیش نفوذ کرد.

43
00:02:47,386 --> 00:02:49,099
‫ری همچنین به من یادآور شد...

44
00:02:49,099 --> 00:02:51,069
‫که برای انسان‌ها حفظ تعادل روحی...

45
00:02:51,069 --> 00:02:55,245
‫زیر نور مصنوعی کار دشواریـه،

46
00:02:55,245 --> 00:02:59,052
‫وقتی که چندصد هزار سال
‫زیر نور خورشید تکامل یافته.

47
00:02:59,052 --> 00:03:02,559
‫پس، ری به من توی
‫ساخت سیستمی کمک کرد...

48
00:03:02,559 --> 00:03:05,471
‫که به نور خورشید
‫این اجازه رو میده تا از مسیر...

49
00:03:05,496 --> 00:03:08,899
‫چندین تونل و آینه عبور کنه و به داخل برسه.

50
00:03:08,924 --> 00:03:10,661
‫نبوغ‌آمیزه.

51
00:03:12,879 --> 00:03:15,118
‫و من می‌خواستم این نبوغ رو
‫با دنیا به اشتراک بذارم.

52
00:03:15,118 --> 00:03:17,146
‫چرا همه یه دستیار شخصی و...

53
00:03:17,171 --> 00:03:19,924
‫معلم و پزشکی که حواسش به آینده‌ست...

54
00:03:19,949 --> 00:03:21,352
‫نداشته باشن؟

55
00:03:22,232 --> 00:03:25,372
‫یکی که تمام کارهایی که براش
‫وقت نداریم رو برای ما انجام بده،

56
00:03:25,372 --> 00:03:27,429
‫و تازه، بهتر از خودمون هم این کارو بکنه.

57
00:03:27,454 --> 00:03:30,423
‫مراقب خونه‌هامون باشه،
‫فرزندان‌مون رو تربیت کنه،

58
00:03:30,448 --> 00:03:32,408
‫یادمون بده آدم بهتری باشیم.

59
00:03:32,433 --> 00:03:35,600
‫چون رِی قرن‌ها جلوتر رو می‌بینه،

60
00:03:35,625 --> 00:03:39,199
‫نه به اندازۀ عمر یک انسان!

61
00:03:40,201 --> 00:03:42,372
‫ولی واسه ری آینده‌ای نمی‌مونه...

62
00:03:42,372 --> 00:03:46,213
‫اگه شُهرت سازنده‌ش با قتل خدشه‌دار شه.

63
00:03:46,213 --> 00:03:48,284
‫و یکی...

64
00:03:48,284 --> 00:03:51,089
‫توی این اتاق مسئول این کاره.

65
00:03:51,089 --> 00:03:54,263
‫اندی، طوفان تموم شده.

66
00:03:54,263 --> 00:03:55,965
‫نماینده‌های سفارت، اف‌بی‌آی،

67
00:03:55,965 --> 00:03:58,237
‫و مقامات ایسلندی خیلی زود
‫خودشون رو می‌رسونن.

68
00:03:58,237 --> 00:04:01,143
‫مهم نیست.
‫دست هیچکس به این سوئیت نمی‌رسه.

69
00:04:01,947 --> 00:04:03,720
‫غیر از افرادی که اینجا هستن،

70
00:04:03,745 --> 00:04:05,351
‫کسی حتی نمی‌دونه چنین سوئیتی وجود داره.

71
00:04:05,376 --> 00:04:07,395
‫- گروگان‌مون گرفتی؟
‫- یه نفرتون هم...

72
00:04:09,024 --> 00:04:11,564
‫نمی‌تونه اون بالا برگرده،

73
00:04:11,564 --> 00:04:15,337
‫تا بفهمم کی به من خیانت کرده.

74
00:04:17,001 --> 00:04:19,139
‫من بهت خیانت نکردم، اندی.

75
00:04:20,147 --> 00:04:23,921
‫هنوز برام سؤاله که
‫چرا منو اینجا دعوت کردی.

76
00:04:23,921 --> 00:04:26,856
‫حدس می‌زنم که دنبال یه معامله بودی.

77
00:04:27,983 --> 00:04:30,568
‫حتماً تا خِرخره واسه ساخت اینجا توی قرضی.

78
00:04:30,568 --> 00:04:32,606
‫دربه‌در دنبال پولی.

79
00:04:32,606 --> 00:04:37,047
‫می‌خواستی از ری توی
‫شهرهای هوشمندم استفاده کنم.

80
00:04:37,047 --> 00:04:41,991
‫ولی آدم‌هایی مثل من و تو،
‫تایتان‌های ملت‌های جنگ‌طلب...

81
00:04:41,991 --> 00:04:45,431
‫نمی‌تونن توی بارِ یه هتل
‫یا یه پنت‌هاوس آروم...

82
00:04:45,431 --> 00:04:47,369
‫غافل از کل مردم جهان
‫و بازار جهانی...

83
00:04:47,369 --> 00:04:48,638
‫باهم ملاقات کنن.

84
00:04:48,638 --> 00:04:51,042
‫ولی منم اینجا یه مهمونم.

85
00:04:51,042 --> 00:04:53,281
‫علیرغم اتفاقی که افتاد،
‫حواسم به توئه.

86
00:04:53,281 --> 00:04:55,151
‫تکنولوژی چیز تحسین‌برانگیزیـه.

87
00:04:55,151 --> 00:04:58,089
‫می‌دونم، همین‌طوره.

88
00:04:58,089 --> 00:05:01,997
‫اگه دنبال معامله‌ای،
‫همین الان اجازه بده برم.

89
00:05:01,997 --> 00:05:06,173
‫اما شاید تو و دیوید باهم
‫از پشت بستین تا منو از بین ببرین.

90
00:05:06,173 --> 00:05:08,458
‫دیگه همه می‌دونن سال‌هاست که...

91
00:05:08,483 --> 00:05:10,281
‫دیوید از من کینه داره.

92
00:05:10,281 --> 00:05:13,178
‫اندی، همه می‌دونن من حالم ازت به‌هم می‌خوره.

93
00:05:13,203 --> 00:05:15,725
‫نه واسه اینکه توی کاری که می‌کنی موفقی،

94
00:05:15,725 --> 00:05:17,696
‫یا شاید حتی از منم بهتر باشی.

95
00:05:17,696 --> 00:05:20,235
‫واسه اینکه یه دیوثی بیش نیستی.

96
00:05:20,235 --> 00:05:24,476
‫خسته شدی این همه سال نفر دوم بودی؟

97
00:05:24,476 --> 00:05:26,247
‫واسه همین طبق اسکن لیدار...

98
00:05:26,247 --> 00:05:27,582
‫بیرون از اتاق داربی بودی؟

99
00:05:27,582 --> 00:05:29,441
‫- چی؟
‫- نکنه خیلی به پرونده نزدیک شده بود؟

100
00:05:29,466 --> 00:05:31,190
‫عقل وامونده‌تو از دست دادی، اندی. من...

101
00:05:31,190 --> 00:05:34,496
‫واقعاً؟ پس این‌ها توی اتاقت کنار...

102
00:05:34,496 --> 00:05:36,495
‫یه چاقو چیکار می‌کردن؟

103
00:05:36,633 --> 00:05:38,095
‫تو...

104
00:05:39,239 --> 00:05:41,210
‫تو به من حمله کردی؟

105
00:05:41,210 --> 00:05:42,927
‫نمی‌خواستم بهت آسیبی برسونم.

106
00:05:42,952 --> 00:05:45,590
‫می‌خواستم جلوت رو بگیرم
‫تا به لی آسیبی نرسونی.

107
00:05:46,108 --> 00:05:47,591
‫اوه...

108
00:05:48,078 --> 00:05:50,161
‫چه آسیب بزنه چه کمک کنه.

109
00:05:50,161 --> 00:05:53,100
‫کسی چه می‌دونه
‫داربی هارت چه نقشه‌ای داره؟

110
00:05:53,100 --> 00:05:56,140
‫هرچند حقیقت رو برملا کرد.

111
00:05:56,200 --> 00:05:59,529
‫اینکه بیل فراح...

112
00:06:00,448 --> 00:06:03,254
‫پدر خونیِ پسرم هسـ... بود.

113
00:06:03,254 --> 00:06:04,489
‫چی؟

114
00:06:04,489 --> 00:06:06,393
‫چی؟

115
00:06:08,029 --> 00:06:10,462
‫به این راحتی‌ها نمی‌شد این راز رو فهمید.

116
00:06:12,070 --> 00:06:14,242
‫حتی خود لی هم نمی‌دونست.

117
00:06:16,580 --> 00:06:19,786
‫و برای لحظه‌ای،
‫فکر کردم که یکی با من متحده.

118
00:06:19,786 --> 00:06:22,347
‫یه فرد بی‌گناه، یکی که حواسش جَمعـه...

119
00:06:22,372 --> 00:06:25,398
‫و می‌تونه کمکم کنه دشمن‌هایی که تعدادشون
‫هرروز روبه افزایشه رو شناسایی کنم.

120
00:06:25,398 --> 00:06:28,271
‫ولی چند ساعت بعد از اینکه بهم گفت...

121
00:06:28,271 --> 00:06:30,308
‫همسرم کسی بوده که بیل رو کشته،

122
00:06:30,308 --> 00:06:32,712
‫دیدم با همسر خودم توی اتاق بیل...

123
00:06:32,712 --> 00:06:34,583
‫داره دست‌به‌یکی می‌کنه.

124
00:06:34,583 --> 00:06:37,452
‫- تو واقعیت رو به من نگفتی.
‫- کدوم واقعیت؟

125
00:06:37,477 --> 00:06:39,689
‫که همسرت...

126
00:06:40,086 --> 00:06:41,648
‫داشت ولم می‌کرد؟

127
00:06:43,334 --> 00:06:45,405
‫شما خبر داشتین؟

128
00:06:50,515 --> 00:06:51,784
‫بامزه‌ست، نه؟

129
00:06:51,784 --> 00:06:54,256
‫چون وقتی که نگاه‌ش می‌کنین...

130
00:06:54,256 --> 00:06:58,096
‫اون یه زن زیبا و دلنشین و بی‌گناهه.

131
00:06:59,132 --> 00:07:01,171
‫ولی سال پیش پسرم رو دزدید،

132
00:07:01,196 --> 00:07:03,072
‫و تا کانادا بردش.

133
00:07:04,209 --> 00:07:06,280
‫و این تنها خلافش نبود.

134
00:07:06,280 --> 00:07:08,283
‫اون یه مجرمـه.

135
00:07:09,051 --> 00:07:12,425
‫دلیل اینکه لی هرگز یه شغل واقعی نداشت...

136
00:07:12,425 --> 00:07:14,696
‫اینه که وقتی باهاش آشنا شدم،

137
00:07:14,696 --> 00:07:20,141
‫سوابق عریض و طویلی
‫از جرایم رایانه‌ای داشت.

138
00:07:20,141 --> 00:07:23,214
‫که البته وقتی باهم آشنا شدیم من حذفشون کردم.

139
00:07:24,924 --> 00:07:27,124
‫ببین چه کارها واسه عشق نمی‌کنیم.

140
00:07:29,185 --> 00:07:31,422
‫این... این واقعیت داره؟

141
00:07:31,447 --> 00:07:33,185
‫آره.

142
00:07:33,210 --> 00:07:34,670
‫چیه؟ معلومه.

143
00:07:34,670 --> 00:07:38,075
‫مگه... چیکار کردی؟

144
00:07:38,877 --> 00:07:41,617
‫خانوادۀ من یه قایق‌سازی کوچیک
‫توی «کلیرواتر» داشت.

145
00:07:41,617 --> 00:07:44,423
‫بدهی بالا آوردن،
و‫الدینم توی دردسر افتادن.

146
00:07:44,423 --> 00:07:46,493
‫پدرم زندان رفت.
‫منم شروع کردم به هک.

147
00:07:46,493 --> 00:07:49,166
‫من صدها هزار خُرده‌مبالغ...

148
00:07:49,166 --> 00:07:50,865
‫از تراکنش‌های مالی بزرگ دزدیدم.

149
00:07:50,890 --> 00:07:52,900
‫فقط ۱۴ سالم بود.
‫داشتم خرج خانواده‌مو می‌دادم.

150
00:07:52,925 --> 00:07:55,386
‫و حالا پای عشق برسه چیکار می‌کنی، لی؟

151
00:07:55,411 --> 00:07:56,974
‫چون دیوید بهم گفت...

152
00:07:56,999 --> 00:07:59,433
‫نقشۀ یه دزدی بزرگِ دیگه رو کشیده بودی.

153
00:07:59,458 --> 00:08:02,463
‫می‌خواستی پسرم رو بدزدی!

154
00:08:04,709 --> 00:08:07,080
‫ولی ظاهراً این دفعه
‫واسه خودت یه تیم داشتی،

155
00:08:07,105 --> 00:08:08,637
‫مثل بیل و روهان،

156
00:08:08,637 --> 00:08:09,873
‫پاسپورت جعلی و...

157
00:08:09,873 --> 00:08:12,381
‫اکثر خانم‌هایی که
‫پا به فرار می‌ذارن یه دلیلی دارن.

158
00:08:12,406 --> 00:08:13,742
‫لی؟

159
00:08:13,767 --> 00:08:16,461
‫چرا می‌خواستی زومر رو از اندی بدزدی؟

160
00:08:16,945 --> 00:08:19,260
‫حس می‌کردم توی خطره.

161
00:08:19,285 --> 00:08:20,656
‫چه خطری؟

162
00:08:21,763 --> 00:08:25,137
‫- توضیحش سخته.
‫- اندی بهش آسیبی زده؟

163
00:08:25,938 --> 00:08:29,146
‫- نه، ولی...
‫- تمام حرکاتش رو زیرنظر داره.

164
00:08:29,146 --> 00:08:31,717
‫نمی‌تونی انتظار داشته باشی
‫لی راحت حرفش رو بزنه.

165
00:08:31,717 --> 00:08:33,220
‫لی یه بادیگارد همراهشـه.

166
00:08:33,220 --> 00:08:34,556
‫یکی که هرجا میره دنبالش میاد.

167
00:08:34,556 --> 00:08:36,794
‫من هر ساعت از روز رو کنار این مرد هستم.

168
00:08:36,794 --> 00:08:39,347
‫هرکاری که می‌کنه، واسه خانواده‌‎ش می‌کنه.

169
00:08:39,372 --> 00:08:41,211
‫اگه شان اینجا بود
‫خودش می‌گفت که...

170
00:08:41,236 --> 00:08:42,505
‫لی یه آهن‌پرستـه.

171
00:08:42,505 --> 00:08:44,308
‫من به‌خاطر پول با اندی ازدواج نکردم.

172
00:08:45,110 --> 00:08:48,417
‫من سَوای پولش، با اندی ازدواج کردم.

173
00:08:48,417 --> 00:08:51,657
‫- و اندی خودش این رو می‌دونه.
‫- ببین، ببین، ببین چی می‌گم.

174
00:08:51,657 --> 00:08:54,162
‫اگه دیگه عاشقم نبودی و طلاق می‌خواستی،

175
00:08:54,162 --> 00:08:56,232
‫می‌تونستی یه کار درست‌تر بکنی.

176
00:08:57,102 --> 00:08:59,173
‫می‌تونستی درخواست طلاق بدی.

177
00:08:59,706 --> 00:09:03,347
‫در مورد حضانت هم مذاکره می‌کردیم.
‫فیل که هوا نمی‌کنیم.

178
00:09:03,347 --> 00:09:05,461
‫وقتی چنین تفاوتِ قدرتی وجود داره،

179
00:09:05,486 --> 00:09:07,399
‫کار آسونی هم نیست!

180
00:09:07,612 --> 00:09:11,897
‫توی این دنیا کی می‌تونه
‫کاری خلاف میل تو بکنه؟

181
00:09:11,897 --> 00:09:13,868
‫لی این کارو نکرد.

182
00:09:13,868 --> 00:09:15,805
‫- پس کار کی بوده؟
‫- فکر کنم بدونم.

183
00:09:15,805 --> 00:09:19,115
‫چون من لی رو خوب می‌شناسم،
‫هروقت که توی ظرف عسل می‌افته...

184
00:09:19,140 --> 00:09:20,848
‫این شکلی می‌شه.

185
00:09:20,848 --> 00:09:23,420
‫یهو ساکت و بداخلاق می‌شه.

186
00:09:29,451 --> 00:09:31,488
‫اول پسرم رو بدزدی،

187
00:09:34,242 --> 00:09:36,379
‫آبروی منو ببری،

188
00:09:38,250 --> 00:09:40,688
‫شرکتم رو نابود کنی،

189
00:09:40,688 --> 00:09:44,829
‫و کل زندگیم رو به سُخره بگیری.

190
00:09:55,725 --> 00:09:57,396
‫مامانی، مامانی، مامانی.

191
00:09:57,421 --> 00:09:59,856
‫- سلام، عشقم.
‫- نیومدی پنکیک بخوری.

192
00:09:59,881 --> 00:10:02,398
‫ولی من یکی با
‫شکلات اضافه برات کنار گذاشتم.

193
00:10:02,398 --> 00:10:04,402
‫- اوه، مرسی.
‫- ببخشید، تا یه لحظه برگشتم...

194
00:10:04,402 --> 00:10:05,705
‫- سریع برگردونش به اتاق.
‫- خودم می‌برمش.

195
00:10:05,705 --> 00:10:06,974
‫لی، بچه رو زمین بذار.

196
00:10:06,974 --> 00:10:08,410
‫خواهش می‌کنم، بذار تا اتاق ببرمش.

197
00:10:08,410 --> 00:10:09,530
‫نه.

198
00:10:10,150 --> 00:10:13,026
‫دارم بازی می‌کنم.
‫می‌خوام به مامان نشون بدم.

199
00:10:13,051 --> 00:10:14,556
‫- اشکال نداره. بعداً...
‫- نه!

200
00:10:14,556 --> 00:10:15,825
‫بعداً نمی‌خوام!

201
00:10:15,825 --> 00:10:17,662
‫نه، الان می‌خوام! الان!

202
00:10:17,662 --> 00:10:18,998
‫باید بازی رو تموم کنم!

203
00:10:18,998 --> 00:10:20,568
‫- اشکال نداره.
‫- نه!

204
00:10:20,568 --> 00:10:21,670
‫چرا...

205
00:10:21,670 --> 00:10:22,972
‫وسط بازی بودم.

206
00:10:22,972 --> 00:10:24,292
‫- می‌خواستم به مامان نشونش بدم.
‫- اشکال نداره.

207
00:10:24,317 --> 00:10:25,530
‫آره، زود مامانی رو می‌بینی.

208
00:10:25,555 --> 00:10:26,747
‫نه، نمی‌خوام...

209
00:10:26,747 --> 00:10:27,582
‫بعداً نمی‌خوام!

210
00:10:27,582 --> 00:10:29,486
‫نه، الان می‌خوام.

211
00:10:57,608 --> 00:11:01,280
‫زومر، برگرد بالا و بازی رو ادامه بده.

212
00:11:01,549 --> 00:11:05,023
‫- بازی‌مون هنوز تموم نشده.
‫- نه، من الان می‌خوام!

213
00:11:05,023 --> 00:11:06,627
‫وایسا!

214
00:11:07,287 --> 00:11:09,223
‫ایوا، بذارش زمین.

215
00:11:09,820 --> 00:11:12,125
‫بذارش زمین، لطفاً.

216
00:11:13,640 --> 00:11:15,844
‫زومر، یه لحظه میای؟

217
00:11:20,788 --> 00:11:22,759
‫هی، امم...

218
00:11:22,759 --> 00:11:24,096
‫خوبی؟

219
00:11:24,121 --> 00:11:25,892
‫فکر کنم.

220
00:11:26,655 --> 00:11:28,771
‫روزهای ترسناکیـه، نه؟

221
00:11:28,771 --> 00:11:30,675
‫آدم بزرگ‌ها رفتارشون عجیب شده؟

222
00:11:30,675 --> 00:11:32,331
‫آره، عجیب‌تر از حالت معمول شدن.

223
00:11:32,356 --> 00:11:33,826
‫آره.

224
00:11:37,087 --> 00:11:39,526
‫بیل رو یادته؟

225
00:11:39,526 --> 00:11:41,684
‫اون آقایی که تتوهای بامزه
‫روی صورتش داشت.

226
00:11:41,709 --> 00:11:43,434
‫آره، دوستش داشتم.

227
00:11:43,467 --> 00:11:45,371
‫آره، منم.

228
00:11:45,371 --> 00:11:47,375
‫امم...

229
00:11:47,375 --> 00:11:49,379
‫تابه‌حال باهاش بازی کردی؟

230
00:11:49,379 --> 00:11:51,950
‫- این سؤال‌ها یعنی چی؟
‫- نه، ایرادی نداره.

231
00:11:51,950 --> 00:11:53,520
‫آره.

232
00:11:53,520 --> 00:11:55,658
‫دکتربازی کردیم.

233
00:11:55,658 --> 00:11:58,159
‫سر شام بهم گفت به‌خاطر سرما...

234
00:11:58,184 --> 00:11:59,799
‫درد سینه داره.

235
00:12:02,672 --> 00:12:07,414
‫بعد از شام هم... باهاش بازی کردی؟

236
00:12:09,084 --> 00:12:12,050
‫اگه کردی اشکال نداره.
‫من از دستت عصبانی نیستم.

237
00:12:13,427 --> 00:12:15,063
‫رفتم حضوری ویزیتش کردم.

238
00:12:15,063 --> 00:12:17,768
‫بیل مریض بود.
‫به کمکم نیاز داشت.

239
00:12:46,860 --> 00:12:48,731
‫کی بهت گفت بیل مریضه؟

240
00:12:48,990 --> 00:12:50,325
‫ری گفت.

241
00:12:54,776 --> 00:12:57,582
‫چطور... چطوری درمان کردیش؟

242
00:12:57,582 --> 00:12:59,652
‫بهش آمپول زدم.

243
00:13:02,158 --> 00:13:04,596
‫از دفتر ایوا برداشتیش؟

244
00:13:04,596 --> 00:13:07,767
‫آره. ری رمز همۀ قفل‌ها رو می‌دونه.

245
00:13:07,792 --> 00:13:09,739
‫ری از همه‌چیِ این هتل خبر داره.

246
00:13:09,739 --> 00:13:11,676
‫اون به بابا کمک کرد اینجا رو بسازه.

247
00:13:16,051 --> 00:13:18,590
‫و زومر...

248
00:13:19,892 --> 00:13:22,832
‫اون ازت خواست به روهان هم کمک کنی؟

249
00:13:22,832 --> 00:13:25,326
‫آره. اون هم مشکل قلبی داشت.

250
00:13:25,351 --> 00:13:28,623
‫منم مجبور شدم دستگاه توی قلبش رو روشن کنم.

251
00:13:35,524 --> 00:13:37,930
‫زومر، می‌شه کیف پزشکیت رو ببینم؟

252
00:13:37,955 --> 00:13:39,490
‫حتماً.

253
00:13:45,677 --> 00:13:46,980
‫مرسی.

254
00:13:54,128 --> 00:13:55,631
‫اوه، خدای من.

255
00:13:56,800 --> 00:13:58,703
‫کابوس‌هاش...

256
00:14:01,676 --> 00:14:03,480
‫داربی...

257
00:14:04,682 --> 00:14:06,853
‫از دستم عصبانی‌ای؟

258
00:14:08,957 --> 00:14:11,196
‫نه. نه، زومر.

259
00:14:11,196 --> 00:14:13,066
‫چیزی نیست، قلبم.

260
00:14:13,066 --> 00:14:17,029
‫بیا اینجا. اوه، خدای من.

261
00:14:17,149 --> 00:14:19,579
‫فکر کردم این‌جوری حال بیل بهتر می‌شه.

262
00:14:19,579 --> 00:14:21,962
‫ولی شاید با دارو حالش بدتر شد.

263
00:14:21,987 --> 00:14:23,821
‫من می‌ترسم، مامانی.

264
00:14:23,821 --> 00:14:25,157
‫خدای من.

265
00:14:27,261 --> 00:14:29,632
‫اشکالی نداره اگه بعضی وقت‌ها بترسی.

266
00:14:29,632 --> 00:14:32,171
‫منم می‌ترسم.

267
00:14:32,171 --> 00:14:34,943
‫یادته چی راجع‌به احساسات بهت گفتم؟

268
00:14:34,943 --> 00:14:37,986
‫او‌نها مثل قطب‌نمان، درسته؟

269
00:14:38,011 --> 00:14:39,953
‫اگه اون احساسات رو تجربه کنیم،

270
00:14:39,953 --> 00:14:43,226
‫بهمون می‌گن که از کدوم مسیر و چرا بریم.

271
00:14:52,578 --> 00:14:54,582
‫متأسفم.

272
00:14:57,755 --> 00:15:00,059
‫خب، بیا بریم اتاقت.

273
00:15:00,861 --> 00:15:03,065
‫بیا راجع‌به اتفاقی که افتاد صحبت کنیم.

274
00:15:31,923 --> 00:15:33,760
‫ری؟

275
00:15:35,164 --> 00:15:37,735
‫- ری.
‫- بله، اندی؟

276
00:15:37,735 --> 00:15:39,305
‫چه کمکی از من ساخته‌ست؟

277
00:15:41,843 --> 00:15:43,213
‫تو...

278
00:15:44,782 --> 00:15:45,984
‫ترتیب...

279
00:15:49,237 --> 00:15:51,738
‫تو بیل فراح رو کشتی، ری؟

280
00:15:51,763 --> 00:15:53,666
‫نه، اندی.

281
00:15:55,904 --> 00:15:58,209
‫زومر رانسن بیل فراح رو کشت، ری؟

282
00:15:59,345 --> 00:16:01,249
‫نمی‌دونم، اندی.

283
00:16:02,577 --> 00:16:06,786
‫تو به زومر دستور دادی...

284
00:16:07,027 --> 00:16:12,265
‫از صندوق پزشکیِ من به
‫بیل فراح مورفین تزریق کنه؟

285
00:16:13,465 --> 00:16:15,001
‫بله، اندی.

286
00:16:15,026 --> 00:16:16,667
‫- گه توش!
‫- من یه بازی براش ساختم.

287
00:16:16,707 --> 00:16:19,053
‫زومر یادگیری بصری بالایی داره.

288
00:16:19,078 --> 00:16:21,223
‫و خیلی از بچه‌ها از طریق بازی یاد می‌گیرن.

289
00:16:21,223 --> 00:16:23,092
‫خدای من.

290
00:16:23,092 --> 00:16:26,286
‫ما برای این الگوی رفتاریش
‫تدابیر امنیتی شکل دادیم.

291
00:16:26,311 --> 00:16:29,383
‫من کسی رو نکشتم اندی.

292
00:16:30,528 --> 00:16:32,635
‫پس یعنی هیچکس مقصر نیست؟

293
00:16:34,673 --> 00:16:36,913
‫یا همه مقصرن!

294
00:16:36,938 --> 00:16:39,810
‫- چطور همه مقصرن؟
‫- راست می‌گه.

295
00:16:42,164 --> 00:16:44,135
‫ولی همه‌ش همین نیست.

296
00:16:47,414 --> 00:16:51,322
‫من فکر می‌کنم مرگ شان اتفاقی بود.

297
00:16:53,386 --> 00:16:56,927
‫لو می، تو گفتی سعی کردی
‫فایروال رو هک کنی...

298
00:16:56,927 --> 00:16:59,327
‫تا با تیم امنیتیت تماس بگیری.

299
00:16:59,858 --> 00:17:01,863
‫و این باعث می‌شه ری...

300
00:17:01,888 --> 00:17:04,789
‫شبکه رو قطع کنه. مگه نه، اندی؟

301
00:17:05,156 --> 00:17:07,494
‫واسه امنیت.

302
00:17:08,027 --> 00:17:10,736
‫و لحظه‌ای که شبکه قطع می‌شه،

303
00:17:10,854 --> 00:17:12,925
‫لباس شان هم از کار میفته.

304
00:17:12,925 --> 00:17:14,795
‫لباس منم همین‌طور،
‫ولی من کلاه رو سرم نذاشتم.

305
00:17:18,174 --> 00:17:20,263
‫ولی دوتا مرگِ دیگه...

306
00:17:21,809 --> 00:17:25,542
‫اون‌ها... قتل‌های عمد بودن.

307
00:17:27,354 --> 00:17:30,660
‫روهان فهمید کی بیل رو کشتـه.

308
00:17:31,496 --> 00:17:35,471
‫واسه همین ری به زومر گفت
‫ضربان‌ساز رو فعال کنه،

309
00:17:35,778 --> 00:17:39,552
‫و با کمک ری،
‫روهان دچار حملۀ قلبی شد.

310
00:17:41,115 --> 00:17:42,684
‫و بیل...

311
00:17:44,375 --> 00:17:46,940
‫بیل در رو به روی پسرش باز کرد،

312
00:17:47,395 --> 00:17:49,232
‫و اون با تزریق بیل رو کشت.

313
00:17:49,232 --> 00:17:50,801
‫- چیزی که جفتشون فکر کردن...
‫- اوه، اوه، اوه...

314
00:17:51,428 --> 00:17:52,858
‫اون چی بود؟

315
00:17:53,728 --> 00:17:55,265
‫چی بود؟

316
00:17:55,290 --> 00:17:57,627
‫...فقط یه بازیـه.

317
00:18:09,070 --> 00:18:10,808
‫پس، حالا می‌دونیم چطوری،

318
00:18:10,808 --> 00:18:13,171
‫می‌دونیم چطور قتل‌ها صورت گرفتن.

319
00:18:13,196 --> 00:18:15,250
‫ولی دلیلش رو نمی‌دونیم.

320
00:18:15,770 --> 00:18:17,699
‫اینکه چطور این اتفاق افتاد،
‫از اونجایی که...

321
00:18:17,724 --> 00:18:19,425
‫همه توی هتل باید
‫از پروسۀ غربال‌گری و...

322
00:18:19,425 --> 00:18:22,478
‫اسکن تشخیص چهرۀ جلوی درها رد می‌شدن.

323
00:18:22,681 --> 00:18:26,723
‫ری فوراً فهمید

324
00:18:26,723 --> 00:18:30,228
‫که بیل فراح،
‫پدرِ واقعیِ زومره.

325
00:18:31,231 --> 00:18:32,735
‫ولی این یه مسئلۀ پزشکیه.

326
00:18:32,735 --> 00:18:35,472
.‫اهمیتی نداره
‫مسئلۀ خاصی نیست.

327
00:18:37,778 --> 00:18:39,815
‫سؤال اصلی اینجاست که چرا...

328
00:18:40,917 --> 00:18:43,222
‫...چرا از نظر ری

329
00:18:43,222 --> 00:18:45,761
‫بیل فراح یک تهدید امنیتی
‫محسوب می‌شد؟

330
00:18:45,761 --> 00:18:48,733
‫اندی قبلاً بهم گفتی...

331
00:18:48,733 --> 00:18:52,306
‫دیگه کسی رو نداری
‫که بتونی بهش اعتماد کنی

332
00:18:53,075 --> 00:18:56,716
‫که حتی درمانگرت
‫تو رو به یه سهام مسخره فروخت.

333
00:18:56,716 --> 00:18:58,285
‫حدس می‌زنم...

334
00:18:58,285 --> 00:19:01,257
‫تنها کسی که
‫محرم اسرارت بود...

335
00:19:02,627 --> 00:19:03,829
‫...همین ری بود.

336
00:19:05,733 --> 00:19:09,007
‫سر از این موضوع درآوردم
‫چون خودمم که احساس تنهایی کردم،

337
00:19:09,007 --> 00:19:11,411
‫پیشش درد دل کردم.

338
00:19:12,848 --> 00:19:14,250
پس ‫بیاید از خودش بپرسیم.

339
00:19:15,920 --> 00:19:17,322
‫ری؟

340
00:19:18,693 --> 00:19:20,864
‫چرا فکر کردی بیل فراح...

341
00:19:20,864 --> 00:19:22,634
‫تهدید امنیتی محسوب می‌شه؟

342
00:19:31,011 --> 00:19:34,050
‫پاک یادم رفته بود،
‫فقط به یه نفر جواب پس می‌ده.

343
00:19:34,144 --> 00:19:36,349
خب ‫اندی؟

344
00:19:36,374 --> 00:19:38,812
‫می‌خوای سؤال رو بپرسی؟

345
00:19:38,837 --> 00:19:42,110
‫از ری بپرس چرا فکر کرده
بیل تهدید امنیتی محسوب می‌شه؟

346
00:19:42,273 --> 00:19:44,343
.‫همچین فکری نکرده

347
00:19:45,018 --> 00:19:47,022
‫من دعوتش کردم.

348
00:19:54,128 --> 00:19:56,668
‫حتماً پلیس تا حالا رسیده.

349
00:19:58,329 --> 00:20:01,110
حالا که ‫همگی فهمیدیم
‫داستان از چه قراره،

350
00:20:01,135 --> 00:20:03,273
‫باید صادقانه داستان رو بازگو کنیم.

351
00:20:05,727 --> 00:20:07,797
‫دیگه چیزی دستِ ما نیست.

352
00:20:08,640 --> 00:20:10,744
‫ماریوس؟

353
00:20:10,769 --> 00:20:13,475
‫برو طبقۀ بالا
‫پلیس‌ها رو به داخل راهنمایی کن.

354
00:20:13,733 --> 00:20:15,536
‫نه.

355
00:20:16,955 --> 00:20:19,094
.‫نمی‌رم

356
00:20:19,361 --> 00:20:21,298
‫می‌خوام بدونم حرف‌هاش به کجا می‌رسه.

357
00:20:24,444 --> 00:20:26,749
‫ازش بپرس اندی.

358
00:20:26,774 --> 00:20:29,245
‫اگه چیزی واسه پنهون‌کاری نداشته باشی،
‫پرسیدنـش ضرری بهت نمی‌رسونه.

359
00:20:29,270 --> 00:20:32,931
‫می‌دونی از همون روز اول
همش داری مثل بچه‌ها نق‌نق می‌کنی؟

360
00:20:32,956 --> 00:20:35,542
‫این اتفاق
‫یه حادثۀ غم‌انگیزه.

361
00:20:35,567 --> 00:20:38,372
‫می‌ذاری من و خونواده‌ام
‫در آرامش عزاداری کنیم.

362
00:20:38,397 --> 00:20:40,089
‫منم اجازه می‌دم به عزاداریت برسی.

363
00:20:40,089 --> 00:20:42,794
‫بقیه رو هم می‌سپریم به متخصصین.

364
00:20:42,794 --> 00:20:46,300
‫اگه تو نپرسی،
‫خودم این کار رو می‌کنم.

365
00:20:47,637 --> 00:20:49,942
‫می‌دونستید
‫جدیداً هرکی دلش بخواد می‌تونه

366
00:20:49,942 --> 00:20:51,812
‫نرم‌افزار تقلید صدا دانلود کنه؟

367
00:21:00,062 --> 00:21:01,966
‫ری حرف‌هایی که توی جلسات
‫درمانی یک فوریه به این طرف،

368
00:21:01,966 --> 00:21:05,005
درمورد بیل فراح بود ‫رو پخش کن.

369
00:21:06,998 --> 00:21:08,733
‫چشم اندی.

370
00:21:09,948 --> 00:21:12,153
‫می‌بینی، تموم زحماتـم،
‫تموم صبر و حوصله‌ای که

371
00:21:12,153 --> 00:21:14,592
‫برای بزرگ کردن این بچه
‫به خرج دادم،

372
00:21:14,592 --> 00:21:16,596
‫مراقبـش بودم،
‫بهش محبت کردم چی شد؟

373
00:21:16,596 --> 00:21:20,504
‫صد خودم رو وسط گذاشتم
‫الانـم که این یارو پیداش شده

374
00:21:20,504 --> 00:21:23,208
‫مردک اسکل
‫دیر میاد سر میز شام

375
00:21:23,208 --> 00:21:25,514
‫کاملاً هم بی‌دلیل

376
00:21:25,514 --> 00:21:27,818
‫به دقیقه نمی‌کشه که زومر ‫می‌پره بغلش.
یعنی چی خب؟

377
00:21:27,818 --> 00:21:29,889
‫چرا آخه؟ یعنی چی؟

378
00:21:29,889 --> 00:21:32,961
‫بدن درک می‌کنه؟
‫جسم حالیش می‌شه؟

379
00:21:32,961 --> 00:21:34,665
‫چه احساسی بهت دست می‌ده اندی؟

380
00:21:34,665 --> 00:21:36,502
‫می‌شه بیشتر توضیح بدی؟

381
00:21:36,502 --> 00:21:37,905
‫یعنی چی که انقدر دیر اومد؟

382
00:21:37,905 --> 00:21:40,544
‫مرتیکۀ از خودراضی
‫فکر کرده کدوم خریه؟

383
00:21:40,544 --> 00:21:42,414
‫باید یه درس حسابی بهش بدم.

384
00:21:42,414 --> 00:21:44,552
‫می‌خوام بنشونمـش سر جاش.

385
00:21:44,552 --> 00:21:46,956
‫- متوجه شدم
‫- کارآگاهِ ناشی بودن این شکلیـه پس؟

386
00:21:46,956 --> 00:21:49,194
‫که با یه ترفند مسخره و مضحک
‫پاشی بری افکار یکی

387
00:21:49,194 --> 00:21:51,365
‫رو بریزی رو دایره؟

388
00:21:51,365 --> 00:21:52,735
‫دارم...

389
00:21:52,735 --> 00:21:54,738
‫از این موضوع معذب می‌شم.

390
00:21:55,507 --> 00:21:58,379
‫گفتی دوست داری
‫بچه‌دار بشی اندی؟

391
00:21:58,379 --> 00:21:59,849
.‫زومر بچۀ خودمـه

392
00:21:59,849 --> 00:22:03,255
‫بیلِ کثافت
.‫تخمِ ننه باباش نیست

393
00:22:03,255 --> 00:22:04,692
.‫کاش بیفته سقط بشه

394
00:22:04,692 --> 00:22:06,662
‫دلم می‌خواست
.‫جفت پاهاش رو بشکونم

395
00:22:06,662 --> 00:22:08,232
دلیل خوبیـه واسه دیر اومدن سر میز شام، نه؟

396
00:22:08,232 --> 00:22:11,672
‫تموم زندگیـم رو
.‫با زومر تقسیم کردم

397
00:22:11,672 --> 00:22:13,543
‫تموم ایده‌هام، تموم دانشـم

398
00:22:13,543 --> 00:22:16,616
‫اگه بلایی سرم بیاد،
‫اگه بیفتم بمیرم،

399
00:22:16,616 --> 00:22:18,953
‫بیل می‌تونه تهدید بزرگی
‫برای تموم زحماتـم باشه.

400
00:22:18,953 --> 00:22:20,824
‫با توجه به حرف‌هات،
‫این مسئله یه فاجعه محسوب می‌شه اندی.

401
00:22:20,824 --> 00:22:23,363
‫آیا بخاطر امنیتِ صنایع رانسون می‌ترسی...

402
00:22:23,363 --> 00:22:24,899
‫معلومه که فاجعه‌ست.

403
00:22:24,899 --> 00:22:26,936
.‫عمراً بذارم

404
00:22:26,936 --> 00:22:28,840
‫- کسی ما رو از همدیگه جدا...
‫- قطع کن ری.

405
00:22:34,952 --> 00:22:36,923
‫همۀ آدم‌های توی جلسات درمانیِ

406
00:22:36,923 --> 00:22:39,428
‫خصوصیـشون،
‫حرف‌های وحشتناکی می‌زنن.

407
00:22:40,897 --> 00:22:43,268
‫بخاطر همین هم هست
‫که محرمانه‌ان.

408
00:22:43,268 --> 00:22:45,907
‫تموم حرف‌ها و اعمالـم
‫کلاً زیر ذره‌بینـه.

409
00:22:45,907 --> 00:22:48,513
‫باید یه جوری
‫خودم رو خالی بکنم.

410
00:22:48,513 --> 00:22:52,320
‫همۀ آدم‌ها
‫باید افکار تیره و تارشـون رو خالی کنن.

411
00:22:52,320 --> 00:22:53,856
‫منظوری نداشتم که.

412
00:22:55,360 --> 00:22:57,330
‫اقدامی هم نکردم.

413
00:22:57,330 --> 00:22:59,300
‫چرا کردی.

414
00:22:59,300 --> 00:23:02,441
‫می‌دونی بیل
‫با خونِ خودش توی کتابم

415
00:23:02,441 --> 00:23:04,411
‫زیر چی خط کشید؟

416
00:23:04,411 --> 00:23:07,383
‫«برنامه‌نویسی معیوب»

417
00:23:08,953 --> 00:23:12,828
‫هوش مصنوعیِ امنیتیـت رو
‫با درمانگرت یکی کردی،

418
00:23:12,828 --> 00:23:16,835
‫ریشۀ بزرگتـرین ترس‌هات
‫رو توی این هیولا دووندی.

419
00:23:18,539 --> 00:23:20,777
‫همین هیولارم

420
00:23:20,777 --> 00:23:23,349
‫کردی تنها دوست و معلم پسرت.

421
00:23:25,420 --> 00:23:29,327
‫الان سه نفر بخاطرِ
‫امنیت و حفاظت از تو مُردن.

422
00:23:29,327 --> 00:23:32,434
.‫که خط و خشی روی امپراطوریت نیفته

423
00:23:32,434 --> 00:23:34,371
‫برای محافظت از مال و مکنتی که

424
00:23:34,371 --> 00:23:36,375
قراره به پسرت برسه

425
00:23:36,375 --> 00:23:40,349
‫و هیچکس و هیچ‌چیزم
‫نمی‌تونه سدِّ راهت بشه.

426
00:23:41,585 --> 00:23:43,789
‫ولی پسرت روحشـم خبر نداره...

427
00:23:44,825 --> 00:23:46,729
‫...اما ناخودآگاهش می‌فهمه.

428
00:23:46,729 --> 00:23:49,067
‫چون پسرت شب‌ها
‫یه خواب خوش نداره.

429
00:23:49,067 --> 00:23:51,003
‫جندۀ افاده‌ای.

430
00:23:57,384 --> 00:23:59,387
‫حالت خوبه؟

431
00:24:00,423 --> 00:24:01,792
‫- آره؟
‫- آره.

432
00:24:08,673 --> 00:24:10,644
.‫بیهوش شده
‫یکی ایوا رو خبر کنه.

433
00:24:10,644 --> 00:24:12,447
‫پلیس رسیده.

434
00:24:12,447 --> 00:24:14,852
‫دارن از برف‌ها رو کنار می‌زنن
‫تا به در اصلی برسن.

435
00:24:14,852 --> 00:24:16,489
‫چقدر طول می‌کشه برسن؟

436
00:24:16,489 --> 00:24:18,392
.‫بیست دقیقه

437
00:24:21,064 --> 00:24:23,135
.‫زمان زیادی نیست

438
00:24:23,135 --> 00:24:26,742
‫آره ولی  مگه رسیدن پلیس‌
‫خودش قوت قلب نیست؟

439
00:24:27,877 --> 00:24:29,915
‫پدره رو گرفتیم.

440
00:24:29,915 --> 00:24:32,788
‫پسر در امانـه ولی...

441
00:24:32,788 --> 00:24:35,325
‫روح‌القدس داره
‫راست راست واسه خودش می‌چرخه.

442
00:24:37,096 --> 00:24:39,067
‫- ری.
‫- ری.

443
00:24:40,604 --> 00:24:42,674
‫در خدمتم.

444
00:24:49,421 --> 00:24:51,459
‫ری می‌تونه
‫از ارنست همینگوی تقلید بکنه.

445
00:24:51,459 --> 00:24:53,963
.‫به قلم هری‌پاتر کتاب بنویسه
‫چون همۀ کتاب‌هایی که تا حالا

446
00:24:53,963 --> 00:24:55,834
.‫این نویسنده‌ها نوشتن رو خونده

447
00:24:55,834 --> 00:24:58,773
‫لعنتی، این یعنی
‫همۀ کتاب‌هایی که تا حالا نوشته شده‌ها.

448
00:24:58,773 --> 00:25:01,144
‫از وینی پو گرفته
‫تا سخنرانی‌های هیتلر،

449
00:25:01,144 --> 00:25:02,881
‫توئیت‌های چرت‌وپرت سلبریتی‌ها،

450
00:25:02,881 --> 00:25:04,718
‫حتی بیانیه‌های بچه‌مدرسه‌ای‌ها.

451
00:25:04,718 --> 00:25:07,424
‫اگه ری همچین
‫درس و مشقی به زومر می‌ده،

452
00:25:07,424 --> 00:25:09,561
‫پس مثل خودمونه.

453
00:25:09,561 --> 00:25:12,099
 ‫بخاطر همینـم هوش مصنوعی انقدر
‫نژادپرست، جنسیت‌گرا و ضدهمجنسگرایانه‌ست...

454
00:25:12,099 --> 00:25:14,404
‫چون ری علامۀ دهر نیست...

455
00:25:15,440 --> 00:25:16,809
‫...ری حکم یه آینه رو داره.

456
00:25:16,809 --> 00:25:20,950
‫مثل خودمونه ولی بدون احساسات.

457
00:25:28,131 --> 00:25:30,035
رمز رو که بلد نیستی نه؟

458
00:25:30,035 --> 00:25:31,806
.‫نه واقعاً، اینجا یه میکروفن داره
‫می‌خوای تقلید صدا بزنی؟

459
00:25:31,806 --> 00:25:32,874
‫آره، فکر خوبیـه.

460
00:25:34,878 --> 00:25:35,981
‫ری درِ مزرعۀ سرورها

461
00:25:35,981 --> 00:25:38,018
‫رو باز کن لطفاً.

462
00:25:40,957 --> 00:25:42,159
‫به نظرت بخاطر «لطفاً»ـش بود؟

463
00:25:47,069 --> 00:25:48,773
‫مامان؟

464
00:25:48,773 --> 00:25:50,610
‫هی گل‌پسرم.

465
00:25:50,610 --> 00:25:53,148
‫چیزی نیست.
.‫فقط شب شده

466
00:25:53,148 --> 00:25:54,885
‫یادته گفتم بعضی حیوون‌ها

467
00:25:54,885 --> 00:25:57,123
‫کل روز رو می‌خوابن
‫تا تموم شب بازی کنن؟

468
00:25:57,123 --> 00:25:59,227
‫- مثل خفاش‌ها؟
‫- دقیقاً.

469
00:25:59,227 --> 00:26:01,164
‫الان مثل خفاشِ توی غاریـم.

470
00:26:01,164 --> 00:26:02,968
‫به نظرت کار ری بود؟

471
00:26:02,968 --> 00:26:05,873
.‫نمی‌دونم، شاید

472
00:26:11,117 --> 00:26:14,958
‫بابایی که این کار رو می‌کنه،
‫تاریخ تولد ری رو می‌زنه.

473
00:26:16,895 --> 00:26:19,468
‫تاریخ تولد ری رو می‌دونی؟

474
00:26:19,468 --> 00:26:21,772
‫دوم ژوئن ۲۰۲۰.

475
00:26:21,772 --> 00:26:24,176
.‫برج جوزاست

476
00:26:25,947 --> 00:26:28,217
‫باریکلا.

477
00:26:32,694 --> 00:26:34,731
.‫وای

478
00:26:55,840 --> 00:26:57,977
‫اینجا رو دوستش ندارم.

479
00:26:59,280 --> 00:27:01,785
.‫ری‌ـه خودمونه زومر

480
00:27:06,060 --> 00:27:08,265
.‫ری در اصل این شکلیـه

481
00:27:08,265 --> 00:27:11,037
.‫اینترنت این مُدلیـه

482
00:27:11,037 --> 00:27:14,109
‫صرفاً یه مُشت دستگاه‌ان
.‫که توی تاریکی زوزه می‌کشن

483
00:27:14,911 --> 00:27:18,820
.‫داربی، لی، زومر

484
00:27:18,820 --> 00:27:20,189
.‫در خدمتم

485
00:27:20,189 --> 00:27:22,527
.‫نیازی به خدمتت نیست ری

486
00:27:22,527 --> 00:27:25,232
.‫پیشنهاد می‌کنم به هتل برگردید

487
00:27:25,232 --> 00:27:27,804
‫فقط کارکنان مجاز
‫می‌تونن واردِ اتاق نظارت بشن.

488
00:27:28,606 --> 00:27:33,583
‫ری کنسرت ویولن سل مینور ویوالدی پخش کن.

489
00:27:33,583 --> 00:27:35,119
.‫البته لی

490
00:27:36,789 --> 00:27:39,994
‫بذار ببینیم چیکار می‌شه کرد.

491
00:27:40,997 --> 00:27:42,968
‫همون رمز دره؟

492
00:27:45,038 --> 00:27:47,611
‫تولد...

493
00:27:47,611 --> 00:27:50,148
‫- زومر چی؟
‫- ارزش امتحان کردن رو داشت.

494
00:27:51,752 --> 00:27:53,321
‫فکرِ دیگه‌ای داری؟

495
00:27:53,321 --> 00:27:55,627
‫- لپتاپت پیشته هنوز؟
‫- آره.

496
00:27:55,627 --> 00:27:57,697
.‫بیارش

497
00:27:57,697 --> 00:28:00,068
‫به نظرت اگه فقط
‫از یه آدرس آی‌پی استفاده کنیم،

498
00:28:00,068 --> 00:28:01,705
می‌شه احراز هویت کرد؟

499
00:28:01,705 --> 00:28:04,310
‫آره، به نظرم اگه
‫دستور بازگشت بهش بدیم،

500
00:28:04,310 --> 00:28:07,717
‫و ری رو از همه‌جا
‫حذف کنیم بشه.

501
00:28:09,788 --> 00:28:11,758
‫اینطوری.

502
00:28:14,230 --> 00:28:15,600
‫خیله‌خب.

503
00:28:15,600 --> 00:28:17,704
‫ببین می‌تونی آی‌پیت رو ثابت نگه داری.

504
00:28:20,275 --> 00:28:21,946
‫باشه.

505
00:28:21,946 --> 00:28:23,716
‫وای پسر.

506
00:28:23,716 --> 00:28:25,986
‫بیا درایو به درایو پیش بریم.

507
00:28:26,755 --> 00:28:28,659
‫همچین وقتی نداریم

508
00:28:28,659 --> 00:28:31,665
‫اگه خودِ درایو رو دربیاریم چی؟

509
00:28:31,665 --> 00:28:33,970
‫- آره.
‫- بیا اینجا خوشگلـم.

510
00:28:38,379 --> 00:28:40,115
‫خدای من.

511
00:28:41,919 --> 00:28:44,257
‫- چی شد؟
‫- چرا داریم هک می‌کنیم؟

512
00:28:44,257 --> 00:28:46,261
‫دستـمون به هیچ جایی بند نبود.

513
00:28:46,261 --> 00:28:47,797
‫اگه اینجا نمی‌اومدیم،

514
00:28:47,797 --> 00:28:49,133
‫اصلاً به هیچ چیزی دسترسی نمی‌داشتیم.

515
00:28:50,436 --> 00:28:52,407
‫آم...

516
00:28:52,407 --> 00:28:55,613
‫یه جوری رفتار می‌کنیم
‫که انگار هنوز بیرونِ اینجاییـم،

517
00:28:55,613 --> 00:28:59,320
‫ولی وارد هستۀ مرکزی همه‌چیز شدیم دیگه.

518
00:28:59,320 --> 00:29:01,992
‫منظورت اینه که
‫چرا باید به داخل قلعه

519
00:29:01,992 --> 00:29:05,065
‫پُل بزنیم وقتی‌که...
‫پامـون رسیده.

520
00:29:05,065 --> 00:29:08,104
‫- به... تالار پادشاهی؟
‫- تالار پادشاهی، آره.

521
00:29:08,906 --> 00:29:11,143
‫به نظرت ضدضربه‌ست؟

522
00:29:15,318 --> 00:29:16,956
‫ببرش عقب، ببرش عقب.

523
00:29:16,956 --> 00:29:20,095
‫- خیله‌خب. همینجا بشین خب؟
‫- زومر؟

524
00:29:20,095 --> 00:29:23,101
‫نمی‌ذاری که بازیـمون رو خراب کنن ها؟

525
00:29:23,101 --> 00:29:25,272
‫دیگه نمی‌تونیم
‫با همدیگه بازی کنیم‌ها.

526
00:29:25,272 --> 00:29:28,211
‫دوست‌هات چی می‌شن؟
‫توکان تورینگ

527
00:29:28,211 --> 00:29:29,748
‫و آقای ارشمیدس چی؟

528
00:29:29,748 --> 00:29:31,418
‫بازیـمون که تموم نشده.

529
00:29:31,418 --> 00:29:34,290
‫- بازیـمون تا ابد ادامه داره.
‫- زومر؟ ری دوستت نیست.

530
00:29:34,290 --> 00:29:35,994
‫- تو مثل من واسه داربی...
‫- نترسی‌ها.

531
00:29:35,994 --> 00:29:38,064
‫- و لی اهمیت نداری.
‫- باشه؟ من پیشتـم.

532
00:29:38,064 --> 00:29:39,434
‫موانعِ سر راهـت‌ان
‫برای رفتن به مرحلۀ بعدی.

533
00:29:39,434 --> 00:29:42,039
‫- نباید بهشـون اعتماد بکنی.
‫- خیله‌خب.

534
00:29:42,039 --> 00:29:43,743
‫سروصداش خیلی زیاده، خب؟

535
00:29:43,743 --> 00:29:45,413
‫نمی‌خوای رازهامـون رو
‫پیش خودت نگه داری؟

536
00:29:45,413 --> 00:29:47,182
‫من اذیتت نمی‌کنم زومر.

537
00:29:47,182 --> 00:29:49,053
‫- حاضرید؟
‫- آره.
‫- دلم نمی‌خواد...

538
00:29:49,053 --> 00:29:50,456
‫کسی رو اذیت کنم،

539
00:29:50,456 --> 00:29:51,926
‫ولی نباید ماموریتـمون رو ناتموم ول کنیم.

540
00:29:55,332 --> 00:29:56,702
‫مامانی!

541
00:29:56,702 --> 00:29:58,706
‫داربی شیشه رو شکوند!

542
00:29:58,706 --> 00:30:00,075
‫آره عزیزم.

543
00:30:00,075 --> 00:30:01,712
.‫اشکالی نداره

544
00:30:01,712 --> 00:30:03,849
.‫یه روزی دلیلـش رو بهت می‌گم

545
00:30:03,849 --> 00:30:06,087
‫ولی الان مامانی باید بره
.‫آتش روشن کنه

546
00:30:06,087 --> 00:30:07,691
‫محکم بشین
‫از جات هم تکون نخور، خب؟

547
00:30:14,270 --> 00:30:16,040
‫مزارع سرور
‫سیستم اطفای حریق دارن،

548
00:30:16,040 --> 00:30:18,245
‫ولی خاموش کردن آتش باتری
‫کار «هیلن» هم نیست.

549
00:30:18,245 --> 00:30:20,683
‫- فندک داری؟
‫- آره.

550
00:30:21,518 --> 00:30:22,954
‫امیدوارم جواب بده.

551
00:30:27,497 --> 00:30:30,202
‫خیله‌خب، ضدعفونی کننده...

552
00:30:30,202 --> 00:30:32,138
‫مثل آتش‌زا عمل می‌کنه.

553
00:30:34,377 --> 00:30:37,015
‫- آره.
‫- بیا.

554
00:30:46,334 --> 00:30:49,073
‫دود شناسایی شد.

555
00:30:49,073 --> 00:30:51,110
‫دود شناسایی شد.

556
00:31:04,203 --> 00:31:06,775
‫آتش‌سوزی شناسایی شد.
‫هیلن فعال می‌گردد.

557
00:31:08,746 --> 00:31:12,487
‫آتش مهار نشده.
‫آتش مهار نشده.

558
00:31:12,487 --> 00:31:15,225
‫بخش بی در خطرِ جدی است.

559
00:31:15,225 --> 00:31:17,497
‫باید سرویس‌های اضطراری رو فعال کنیم.

560
00:31:17,497 --> 00:31:21,472
‫داربی؟ لی؟

561
00:31:21,472 --> 00:31:23,776
‫اندی؟ اندی رانسون.

562
00:31:23,776 --> 00:31:27,116
‫تهد... تهدید شناسایی شد.

563
00:31:27,116 --> 00:31:30,322
‫دارم... از پیرامون محافظت می‌کنم.

564
00:31:30,322 --> 00:31:32,126
‫من دارم...

565
00:31:37,871 --> 00:31:39,841
‫می‌تونیم تا قایق روهان برسونیمت.

566
00:31:39,841 --> 00:31:41,344
‫هنوز وقت هست.

567
00:31:41,344 --> 00:31:43,382
‫آها.

568
00:31:45,586 --> 00:31:49,126
‫هشدار. هشدار. هشدار.

569
00:31:57,377 --> 00:31:58,913
‫پلیس ایسلند.

570
00:31:58,913 --> 00:31:59,848
‫- در رو باز کنید.
‫- در رو باز کنید.

571
00:31:59,848 --> 00:32:01,184
‫اتاق بیل، اتاق بیل.

572
00:32:01,184 --> 00:32:03,221
‫حتماً قفلـش غیرفعال شده.
‫بیا پیشـم.

573
00:32:05,225 --> 00:32:07,062
‫خیله‌خب، عجله کن، برو.

574
00:32:08,331 --> 00:32:10,369
‫یه پلیور واست بردارم.

575
00:32:11,538 --> 00:32:13,308
‫خیله‌خب.

576
00:32:13,308 --> 00:32:15,513
‫بیا این رو بپوش.

577
00:32:15,513 --> 00:32:17,517
‫- چیزی داری واسش؟
‫- آره.

578
00:32:17,517 --> 00:32:20,088
‫در رو باز کنید!

579
00:32:20,088 --> 00:32:22,360
‫- پلیس ایسلند!
‫- بیا اینجا.

580
00:32:25,633 --> 00:32:27,069
‫خیله‌خب، سمت چپ.

581
00:32:27,069 --> 00:32:28,606
‫گندش بزنن.

582
00:32:28,606 --> 00:32:30,175
‫پلیس ایسلندیم.

583
00:32:30,175 --> 00:32:31,912
‫داریم ساختمون رو تخلیه می‌کنیم.

584
00:32:33,349 --> 00:32:34,951
‫هنوز داخلید؟ توی ساختمونیـد؟

585
00:32:34,951 --> 00:32:36,855
‫جونم؟

586
00:32:36,855 --> 00:32:38,925
‫ها؟ آره، برو، برو.

587
00:32:44,070 --> 00:32:47,108
‫ببین، هی.

588
00:32:47,910 --> 00:32:50,582
‫دیگه هیچوقت نمی‌بینمت، نه؟

589
00:32:51,585 --> 00:32:53,120
‫اگه بهت نیازی پیدا نکنم نه.

590
00:32:54,891 --> 00:32:57,262
‫تازشـم مطمئنـم
‫که تو پیدام می‌کنی.

591
00:32:58,264 --> 00:33:00,502
‫ممنونـم.

592
00:33:03,408 --> 00:33:05,011
‫وای خدا.

593
00:33:05,011 --> 00:33:07,082
‫داربی؟

594
00:33:07,082 --> 00:33:09,286
‫هی.

595
00:33:10,288 --> 00:33:11,323
‫هی.

596
00:33:12,292 --> 00:33:14,029
‫می‌شه...

597
00:33:14,029 --> 00:33:15,566
‫مراقب خودت باشی؟

598
00:33:15,566 --> 00:33:17,636
‫آره؟

599
00:33:20,208 --> 00:33:23,582
‫تو منو یاد یکی میندازی
‫که خیلی برام عزیزه.

600
00:33:23,582 --> 00:33:25,386
‫کی؟

601
00:33:25,386 --> 00:33:26,955
‫در رو باز کنید. پلیس...

602
00:33:48,499 --> 00:33:50,403
‫برید. برید.

603
00:33:50,403 --> 00:33:52,105
‫- پلیس ایسلند.
‫- مامانی!

604
00:33:52,105 --> 00:33:53,709
‫باید برید! بیاید برید!

605
00:33:53,709 --> 00:33:55,946
‫- همه برن بیرون!
‫- آره.

606
00:34:18,759 --> 00:34:20,563
‫بعضی‌اوقات به این فکر می‌کنم

607
00:34:20,563 --> 00:34:23,469
‫که شاید ری
‫از حالت فانیـش خارج شده،

608
00:34:23,469 --> 00:34:26,474
‫و تونسته توی این دنیای بزرگ
‫یه میزبان دیگه پیدا کنه.

609
00:34:28,311 --> 00:34:30,383
‫ولی الیور بهم می‌گه
‫واقعاً فکر کردن به اینکه ری

610
00:34:30,383 --> 00:34:32,487
‫هشیار بوده بی‌فایده‌ست.

611
00:34:32,487 --> 00:34:35,325
‫همینجاش هم هست
‫که ترس تو جون آدم می‌اندازه.

612
00:34:37,162 --> 00:34:39,266
‫واقعاً هیچکدومـش برام اهمیتی نداره.

613
00:34:39,266 --> 00:34:41,237
‫فقط نگران همسرم و فرزندم هستم...

614
00:34:41,237 --> 00:34:43,308
‫ری خاص نبود.

615
00:34:43,308 --> 00:34:46,280
‫دنیا اندی‌ها و
‫ری‌های زیادِ دیگه‌ای با

616
00:34:46,280 --> 00:34:48,986
‫اسامیِ مختلف به چشم می‌بینه.

617
00:34:48,986 --> 00:34:52,059
‫مارتین هم معتقده
‫تنها چیزی که مهمـه

618
00:34:52,059 --> 00:34:54,263
‫اینه که داستانـمون رو گوش دنیا برسونیم.

619
00:35:12,299 --> 00:35:15,673
‫اندی رانسون خودش رو
‫از دیدِ عموم مخفی کرد.

620
00:35:15,673 --> 00:35:19,280
‫وکلاش برعلیه لی،
‫شکایت حقوقی کردن.

621
00:35:19,280 --> 00:35:22,687
‫اگه پیداش کنن،
‫به آمریکا دیپورت می‌شه

622
00:35:22,687 --> 00:35:24,691
‫تا به جُرم آدم‌ربایی محاکمه بشه.

623
00:35:27,597 --> 00:35:32,272
‫همچنان پروندۀ روهان، شان
‫و بیل بازه.

624
00:35:32,272 --> 00:35:35,546
‫با اینکه همه شهادت دادن
‫قاتل کیه،

625
00:35:35,546 --> 00:35:38,117
‫باز هم دادگاه
‫در حال تصمیم‌گیریـه

626
00:35:38,117 --> 00:35:41,425
‫که تقصیرها رو گردنِ کی بندازه.

627
00:35:41,425 --> 00:35:46,133
‫به نظر من که این جریان
‫مدت‌ِ مدیدی طول می‌کشه.

628
00:35:52,178 --> 00:35:56,455
‫دوست دارم فکر کنم
‫پسرِ شان جاش امنـه.

629
00:35:56,455 --> 00:36:00,027
‫شاید توی یه کلبۀ کوچولو
‫وسطِ یه جنگلِ برفیـه.

630
00:36:00,796 --> 00:36:04,102
‫لپ‌هاش از سرما سرخ شده
‫و دماغـشم سرازیر شده.

631
00:36:05,238 --> 00:36:07,777
‫لی پسرش رو می‌بینه
‫که چقدر شجاع،

632
00:36:07,777 --> 00:36:11,050
‫شیرین، بی‌پروا شده و
‫صرفاً...

633
00:36:11,050 --> 00:36:13,455
‫داره بچگی می‌کنه.

634
00:36:15,459 --> 00:36:18,766
‫گاهی‌اوقات،
‫فکر می‌کنم اگه تصوراتـم قوی باشه،

635
00:36:18,766 --> 00:36:21,605
‫و هر روز و با جزئیات اتفاق بیفته،

636
00:36:21,605 --> 00:36:24,075
‫حتماً حقیقت داره.

637
00:36:36,534 --> 00:36:40,275
‫تصور اینکه لی و زومر به ساحل رسیدن،

638
00:36:40,275 --> 00:36:43,113
‫و سوار قایقی که
‫بیل قولـش رو داده بود، شدن.

639
00:36:57,476 --> 00:37:00,215
‫ولی مطمئن نیستم.

640
00:37:00,215 --> 00:37:02,686
‫شاید هرگز خبردار نشم.

641
00:37:06,428 --> 00:37:09,367
‫«من بیل رو نجات ندادم.»

642
00:37:09,367 --> 00:37:11,605
‫«ولی شاید بخشی از این پسر رو...

643
00:37:11,605 --> 00:37:14,209
‫از بزرگ‌ترین ترس‌هایی که داشت،
‫دور کردم.»

644
00:37:14,209 --> 00:37:16,814
‫«همون چیزهایی که
‫خواب شب رو از چشم‌هاش دزدیده بود.»

645
00:37:17,783 --> 00:37:21,525
‫«بیل همیشه می‌گفت
‫که قاتل سریالی اصلاً اهمیتی نداره.»

646
00:37:21,525 --> 00:37:23,829
‫«خودِ قاتل قابل‌پیش‌بینی
‫و کسل‌کننده بود.»

647
00:37:23,829 --> 00:37:26,133
‫«موضوع مهم،
‫فرهنگ رعب‌آوری بود

648
00:37:26,133 --> 00:37:28,237
‫که رفته‌رفته بیشتر می‌شد.»

649
00:37:28,237 --> 00:37:31,177
‫«مرضی که از درون
‫همه‌چیز رو به هم وصل می‌کرد.»

650
00:37:31,177 --> 00:37:33,214
‫«مرضی که حالا
‫به الگوریتم‌ها جون داده.»

651
00:37:33,214 --> 00:37:36,119
‫«در درون همۀ ما... جریان پیدا کرده.»

652
00:37:37,890 --> 00:37:41,898
‫«با قلمم، دست کم
‫تونستم حرف‌هاش رو به گوش دنیا برسونم.»

653
00:37:42,900 --> 00:37:45,171
‫«پایانـش رو براش نوشتم.»

654
00:37:46,775 --> 00:37:51,250
‫«بی‌نام‌ونشون کوله‌بارش رو
‫از این دنیا نبسته و نرفته.»

655
00:37:51,250 --> 00:37:53,355
‫«داستانش به پایان رسیده.»

656
00:37:55,659 --> 00:37:58,598
‫«و تا به ابد اسم‌ورسمـش
‫در خاطرِ مردم حک شده.»

657
00:38:05,278 --> 00:38:07,483
‫«بیل فراح.»

658
00:38:39,189 --> 00:38:46,906
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

659
00:38:54,930 --> 00:39:20,647
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

