﻿WEBVTT

00:00:01.314 --> 00:01:24.760
<b><c.color00abfd> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده
  ..:: MiraMovie.org ::..</c></b>
  <b><c.colorFFC947> ..:: ZedMovie.com ::..</c></b>

00:01:34.146 --> 00:01:39.146
‫[ خاندان اژدها ]

00:01:45.647 --> 00:01:48.107
‫دیوار بلک‌هیون

00:01:48.191 --> 00:01:51.194
‫از سنگ مرمری ساخته شده
‫که انسان قادر به نوردنش نیست

00:01:52.654 --> 00:01:58.284
‫و سرتاسر قلعه
‫خندقی عمیق و خالی کشیده شده

00:01:58.368 --> 00:02:02.914
‫در مقابل هریک از تهاجمات آینده‌ی دورنی‌ها
‫کاملاً آسیب‌ناپذیر است

00:02:04.374 --> 00:02:08.253
‫و هرچند که جایگاه من از نظر اندازه
‫کوچک باشد

00:02:08.336 --> 00:02:12.257
‫اما دلپذیرترین موقعیت را دارد

00:02:36.447 --> 00:02:40.827
‫منظره‌ی سرتاسر دشت‌ها
‫الهام‌بخش است

00:02:40.910 --> 00:02:44.789
‫همان‌طور که شهبانو آلیسان شخصاً
‫با گفتن این حرف من و پدرم را مفتخر...

00:02:44.873 --> 00:02:47.167
‫بگو ببینم، لرد دانداریون

00:02:47.250 --> 00:02:49.794
‫به نظرت مادرِمادربزرگ من
‫به همون زیبایی بود که همه می‌گن؟

00:02:51.254 --> 00:02:56.009
‫نیم‌قرن پیش بوده، شاهدخت

00:02:56.593 --> 00:02:57.969
‫بله، همین‌طوره

00:03:00.305 --> 00:03:02.557
‫بدمنظر بود، شاهدخت

00:03:02.640 --> 00:03:05.435
‫طرف از پدرم هم مسن‌تره

00:03:05.518 --> 00:03:07.854
‫بدمنظر اینه که اون بیاد

00:03:07.937 --> 00:03:09.856
‫از من خاستگاری کنه

00:03:11.608 --> 00:03:12.608
‫بعدی!

00:03:23.786 --> 00:03:25.330
‫و حالا یه بچه اومده

00:03:26.080 --> 00:03:29.292
‫بلک‌وود خاندانی کهنه
‫که لشکر قدرتمندی داره

00:03:30.460 --> 00:03:34.631
‫روزگاری در ریورلنز
‫پادشاه بودن و حکم‌رانی کردن

00:03:34.714 --> 00:03:38.134
‫خون مردان نخستین
‫هنوز توی رگ‌‌هاشون جریان داره

00:03:40.303 --> 00:03:41.303
‫بفرما

00:03:43.389 --> 00:03:45.350
‫شاهدخت...

00:03:45.433 --> 00:03:47.310
‫ارتباط خاندان ما مدت‌هاست که پابرجاست

00:03:47.393 --> 00:03:50.021
‫از زمانی که لوکاس بلک‌وود
‫پدربزرگِ پدربزرگم

00:03:50.104 --> 00:03:51.940
‫خاندان اژدها را در نبرد برای فتح یاری...

00:03:52.023 --> 00:03:55.902
‫آره بابا، چه تأثیری که بلک‌وودها
‫توی اون جنگ نداشتن

00:03:58.529 --> 00:04:00.323
‫با بهره‌مندی از خون مردان نخستین

00:04:00.406 --> 00:04:03.493
‫تاریخ ما در سرزمینی
‫که خاندان شما به عنوان خانه برگزیده

00:04:03.576 --> 00:04:06.537
‫ریشه‌های عمیقی دارد

00:04:06.621 --> 00:04:08.164
‫اگر به عنوان همسرتون برگزیده شوم، شاهدخت

00:04:08.790 --> 00:04:10.583
‫روزهای‌تان آسوده

00:04:10.667 --> 00:04:13.920
‫و شب‌های‌تان تحت حفاظت من
‫ایمن خواهد شد

00:04:14.003 --> 00:04:17.507
‫«حفاظت؟» شاهدخت اژدها دارن
‫احمق ترسو

00:04:19.550 --> 00:04:21.052
‫برکن!

00:04:21.135 --> 00:04:22.679
‫شاید از این خوشم بیاد

00:04:23.805 --> 00:04:26.140
‫بریم سراغ بعدی

00:04:26.224 --> 00:04:28.434
‫تا بتونیم بریم به شام برسیم

00:04:29.769 --> 00:04:30.770
‫بزدل

00:04:33.856 --> 00:04:35.024
‫بریم

00:04:37.568 --> 00:04:40.113
‫شمشیر رو غلاف کنید، ابله‌ها!

00:04:40.196 --> 00:04:42.991
‫به بندرگاه خبر بده
‫که ناخدا آسوین کشتی رو آماده کنه

00:04:43.074 --> 00:04:44.760
‫شاهدخت، سه روز دیگه
‫باید بیتربریج باشیم

00:04:44.784 --> 00:04:46.679
‫حاضرم شخصاً تا قدم‌گاه پادشاه
‫پارو بزنم

00:04:46.703 --> 00:04:48.788
‫اگه باعث پایان دادن به این مراسمات
‫احمقانه بشه

00:04:54.335 --> 00:04:55.878
‫نگاه نکنین، شاهدخت

00:05:17.400 --> 00:05:20.319
‫کمتر از یک ساعت
‫تا خشکی فاصله داریم، شاهدخت

00:05:23.489 --> 00:05:25.158
‫به نظرت چطور برخورد می‌کنه؟

00:05:25.241 --> 00:05:27.410
‫منظورتون رد کردن
‫تمام خاستگارهایی هست

00:05:27.493 --> 00:05:29.638
‫که عالی‌جناب براتون ترتیب دیدن
‫یا پایان دادن ناگهانی سیاحت

00:05:29.662 --> 00:05:30.830
‫در حالی که دو ماه ازش باقی مونده؟

00:05:47.263 --> 00:05:49.098
‫پناه بگیرید!

00:05:53.770 --> 00:05:54.770
‫شاهدخت!

00:05:55.938 --> 00:05:58.524
‫حال‌تون خوبه؟ نه؟

00:05:58.608 --> 00:06:00.526
‫- استاد رو صدا کنید!
‫- خوبم

00:06:52.578 --> 00:06:54.038
‫دیمونه

00:07:58.644 --> 00:08:01.189
‫به صندلی اضافه‌ش کن

00:08:16.412 --> 00:08:17.955
‫تاج سرت گذاشتی

00:08:19.081 --> 00:08:20.833
‫نکنه خودت رو «پادشاه» هم خطاب می‌کنی؟

00:08:21.834 --> 00:08:23.544
‫با نابودی سه‌تن سالاری

00:08:23.628 --> 00:08:26.380
‫به من لقب «پادشاه دریای باریکه» دادن

00:08:30.927 --> 00:08:34.514
‫اما من می‌دونم
‫که فقط یک پادشاه حقیقی وجود داره، عالی‌جناب

00:08:42.980 --> 00:08:47.026
‫تاجم و است‌استونز...
‫به شما تعلق دارن

00:08:51.280 --> 00:08:53.199
‫لرد کورلیس کجاست؟

00:08:53.282 --> 00:08:55.368
‫به خانه‌ش در دریفت‌مارک برگشت

00:08:55.451 --> 00:08:58.663
‫- است‌استونز دست کیه؟
‫- تایدها

00:08:58.746 --> 00:09:04.210
‫خرچنگ‌ها
‫و دوهزار کشتی سه‌تن سالارهای به گل نشسته

00:09:04.293 --> 00:09:07.463
‫که درس عبرتی باشه
‫واسه هرکی که بخواد راه‌شون رو پیش بگیره

00:09:44.667 --> 00:09:46.002
‫برخیز

00:10:09.317 --> 00:10:12.695
‫قلمرو بسیار مدیون توئه
‫برادر

00:10:15.990 --> 00:10:16.990
‫بیا

00:10:22.246 --> 00:10:24.540
‫این فرصت ماست...

00:10:24.623 --> 00:10:27.960
‫دیمون، یهو غیبش می‌زد
‫می‌رفت خارج

00:10:28.044 --> 00:10:29.962
‫مسابقات برنده می‌شد...

00:10:31.922 --> 00:10:33.299
‫نه، نه

00:10:33.382 --> 00:10:35.551
‫دوباره برنمی‌گردم سر این بحث

00:10:35.634 --> 00:10:37.803
‫مامان همیشه تو رو بیشتر دوست داشت

00:10:37.887 --> 00:10:40.056
‫از کسی هم مخفی نبود

00:10:40.139 --> 00:10:41.265
‫دوست داشت

00:10:42.767 --> 00:10:47.146
‫مادرمون هیچ احترامی
‫واسه آداب و رسوم و قوانین قائل نبود

00:10:47.229 --> 00:10:50.566
‫بدبختانه من هم جنگجوی بزرگی نبودم

00:10:51.233 --> 00:10:53.611
‫پیروزیت مبارک

00:10:59.075 --> 00:11:00.409
‫ممنون، شاهدخت

00:11:06.040 --> 00:11:08.626
‫شاهزاده دیمون علاقه داره
‫گشتی توی نگارخونه بزنه؟

00:11:08.709 --> 00:11:10.461
‫فرشینه‌های جدیدی
‫که از کوهور و نورووس

00:11:10.544 --> 00:11:13.506
‫براتون رسیده رو ندیده

00:11:13.589 --> 00:11:17.343
‫دست داری فرشینه‌ها رو ببینی؟

00:11:20.805 --> 00:11:23.349
‫اون اصلاً به این چیزها علاقه نداره

00:11:24.767 --> 00:11:25.893
‫من دوست دارم ببینم‌شون

00:11:27.269 --> 00:11:30.106
‫پس نباید خودت رو از این لذت
‫محروم کنی

00:11:32.066 --> 00:11:33.984
‫تنهایی ازشون لذت می‌برم

00:11:37.405 --> 00:11:38.948
‫بازم شراب

00:11:42.701 --> 00:11:45.413
‫داشتم می‌گفتم
‫تو رو بیشتر دوست داشتن

00:11:45.496 --> 00:11:48.666
‫نه، تو رو بیشتر دوست داشتن.
‫شک نکن

00:12:04.098 --> 00:12:06.016
‫حدس می‌زنم
‫سیاحت به خوبی پیش نرفت

00:12:06.642 --> 00:12:08.561
‫تا حدی که تونستم
‫تحملش کردم

00:12:10.020 --> 00:12:14.692
‫این‌که هر شوالیه و اربابی
‫در هفت پادشاهی تملقت رو کنن...

00:12:14.775 --> 00:12:15.775
‫چه مکافاتیه

00:12:19.655 --> 00:12:23.409
‫اکثر دخترهای این قلمرو
‫حتی دو خاستگار هم ندارن

00:12:23.492 --> 00:12:25.411
‫چه برسه به این‌که
‫همه خاطرخواه‌شون باشن

00:12:26.328 --> 00:12:29.540
‫اون مردها و پسرها تملق من رو نمی‌کنن

00:12:29.623 --> 00:12:32.293
‫فقط می‌خوان اسم و خون والریایی من
‫به نسل‌شون برسه

00:12:35.337 --> 00:12:37.173
‫به نظرم عاشقانه‌ست

00:12:39.049 --> 00:12:42.219
‫چه‌قدر عاشقانه‌ست
‫که توی یه قلعه زندانی باشی

00:12:42.303 --> 00:12:44.847
‫و وارث‌ها رو از دور خارج کنی

00:12:49.768 --> 00:12:50.853
‫ببخشید

00:13:00.154 --> 00:13:02.490
‫چقدر عصبانیه؟

00:13:05.701 --> 00:13:08.537
‫پادشاه زحمت زیادی
‫واسه‌ی سیاحتت کشید

00:13:09.163 --> 00:13:11.290
‫اون... ناامید شده

00:13:11.957 --> 00:13:14.376
‫اما خوشحالم برگشتی خونه

00:13:18.631 --> 00:13:21.550
‫اخیراً متوجه شدم
‫که دوستان زیادی ندارم

00:13:22.927 --> 00:13:25.846
‫دوست دارم باور کنم که هنوز بانو آلیسنتم
‫اما...

00:13:28.140 --> 00:13:31.977
‫همه من رو صرفاً به چشم
‫ملکه می‌بینن

00:13:34.230 --> 00:13:36.148
‫من هم دلم واسه‌ت تنگ شده بود

00:13:45.378 --> 00:13:48.378
‫توی دراگون‌استون
‫به نظر خیلی خرسند بودی

00:13:51.539 --> 00:13:52.539
‫چرا برگشتی؟

00:13:55.793 --> 00:13:59.793
‫برگشتنت حتماً دلایلی دیگه‌ای
‫به جز مچل کردن پدرم داره

00:14:11.183 --> 00:14:12.184
‫خب...

00:14:13.727 --> 00:14:14.937
‫چی می‌خوای؟

00:14:16.313 --> 00:14:18.482
‫فقط آرامش خونه رو

00:14:25.489 --> 00:14:29.410
‫فکر نمی‌کردم
‫تو چندان توی این خونه آرامش داشته باشی

00:14:32.454 --> 00:14:36.000
‫گرچه به نظر میاد
‫در ماجراجویی‌هات تغییر کردی

00:14:38.252 --> 00:14:39.795
‫شاید بالغ‌تر شده باشی

00:14:41.547 --> 00:14:44.216
‫خودت هم این چهار سال گذشته
‫خوب بالغ شدی، شاهدخت

00:14:46.802 --> 00:14:48.846
‫به توجه عادت می‌کنی

00:14:48.929 --> 00:14:50.431
‫توجه رو می‌تونم تحمل کنم

00:14:50.514 --> 00:14:52.224
‫باقی چیزهاست
‫که ترجیح می‌دم نباشن

00:14:52.308 --> 00:14:54.268
‫انگار پدرم خیلی میل داره
‫که من رو

00:14:54.351 --> 00:14:56.895
‫به هر اربابی که قلعه‌ش بزرگ‌تره
‫بفروشه

00:14:57.938 --> 00:15:00.938
‫قلعه که خوبه
‫واسه چیزهای بدتری هم بعضی‌ها فروخته شدن

00:15:05.487 --> 00:15:08.487
‫ازدواج چیزی نیست
‫جز قراردادی سیاسی

00:15:08.541 --> 00:15:11.075
‫ازدواج که کردی
‫هرکاری بخوای می‌تونی کنی

00:15:11.468 --> 00:15:14.668
‫شاید واسه مردها ازدواج قراردادی سیاسی باشه

00:15:15.113 --> 00:15:17.113
‫واسه زن‌ها مثل حکم مرگ می‌مونه

00:15:17.289 --> 00:15:22.289
‫ای کاش چنین بود.
‫خیلی وقت پیش از جنده‌ی برنزه‌ام راحت می‌شدم

00:15:26.846 --> 00:15:28.846
‫همسرت خوش‌شانس بوده

00:15:30.165 --> 00:15:31.285
‫بچه‌دارش نکردی

00:15:33.402 --> 00:15:37.902
‫بعید می‌دونم توی چنین محیط ناسازگاری
‫ بچه بتونه رشد کنه

00:15:43.857 --> 00:15:49.857
‫مادرم ساخته شده بود تا وارث تولید کنه
‫تا اینکه به کشتنش داد

00:15:49.981 --> 00:15:52.581
‫من خودم رو به چنین سرنوشتی
‫محکوم نمی‌کنم

00:15:52.789 --> 00:15:55.789
‫بلایی که سر مادرت اومد
‫یه مصیبت بود

00:15:57.222 --> 00:15:59.089
‫اما دنیا،‌ دنیای مصیبت‌باریه

00:15:59.961 --> 00:16:06.961
‫نباید عمرت رو در ترس بگذرونی
‫وگرنه بهترین بخش‌هاش رو از دست می‌دی

00:16:09.784 --> 00:16:12.251
‫تمایلی ندارم
‫که عمرم رو در ترس بگذرونم

00:16:13.666 --> 00:16:15.599
‫فقط می‌خوام در تنهایی بگذرونم

00:16:18.394 --> 00:16:20.813
‫چه چشم‌انداز خلوتی

00:16:22.815 --> 00:16:25.025
‫استپ‌استونز قرار بود
‫واسه‌ی قلمرو پس گرفته شود

00:16:25.109 --> 00:16:27.319
‫اما گویا در چند روز اخیر

00:16:27.403 --> 00:16:29.780
‫جای خرچنگ‌سیر‌کن
‫با مار‌آبی برای‌مان عوض شده

00:16:29.863 --> 00:16:34.451
‫مسلماً دلیلش کینه‌ی رد کردن بانو لینا
‫و برگزیدن ملکه آلیسنت است

00:16:34.535 --> 00:16:37.413
‫سال‌ها از قضیه‌ی دخترش گذشته

00:16:37.496 --> 00:16:39.540
‫واقعاً هنوز ممکنه شاکی باشه؟

00:16:39.623 --> 00:16:43.669
‫تکبر مار آبی سر به فلک می‌کشاند، اعلی‌حضرت

00:16:43.752 --> 00:16:45.754
‫تکبری که خدشه‌دار شده است

00:16:45.838 --> 00:16:48.632
‫ممکن است خدشه را برطرف کنیم؟

00:16:48.716 --> 00:16:51.844
‫متأسفانه تکبر لرد کورلیس
‫کم‌ترین نگرانی ماست

00:16:51.927 --> 00:16:53.804
‫نمی‌خواهم باعث درگیری ذهنی بیشترتان

00:16:53.887 --> 00:16:57.307
‫شوم، اعلی حضرت، اما برادرم از اولدتان
‫خبر ناخوشایندی آورده است

00:16:58.183 --> 00:17:01.311
‫گفته می‌شود که لرد کورلیس
‫با اربابان دریای براووس

00:17:01.395 --> 00:17:03.063
‫وارد مذاکره شده است

00:17:03.147 --> 00:17:06.900
‫او برنامه دارد تا دخترش لینا
‫را به همسری پسر ارباب دریا دربیاورد

00:17:09.069 --> 00:17:12.239
‫اگر خاندان ولاریون
‫با شهرهای آزاد

00:17:12.322 --> 00:17:15.367
‫وارد اتحادی شود

00:17:15.451 --> 00:17:16.577
‫سپس...

00:17:17.369 --> 00:17:21.290
‫باید دنبال پیمان ازدواجی
‫برای خودمان باشیم

00:18:10.422 --> 00:18:13.342
‫- شب‌خوش، سر کریستون
‫- خوب‌بخوابین، شاهدخت

00:20:33.482 --> 00:20:35.400
‫کجا می‌ریم؟

00:21:00.342 --> 00:21:02.260
‫گمشو، پسر

00:21:04.262 --> 00:21:05.514
‫بهم گفت پسر

00:21:25.575 --> 00:21:27.911
‫می‌خوای از مرگت باخبر شی، بچه جان؟

00:21:45.971 --> 00:21:47.514
‫بده به من

00:22:01.987 --> 00:22:04.322
‫همه‌تون تنهامون بذارین

00:22:23.258 --> 00:22:26.178
‫دست تو از اونا خیلی مهربون‌تره

00:22:26.261 --> 00:22:27.596
‫مرسی همسرم

00:22:30.682 --> 00:22:36.021
‫حالا رسیدیم به مسئله‌ی
‫صندلی آهنین بزرگ...

00:22:36.938 --> 00:22:40.150
‫و اینکه باسن چه کسی
‫روی آن قرار بگیرد

00:22:40.233 --> 00:22:42.152
‫پادشاه خردمند ما...

00:22:42.235 --> 00:22:44.613
‫دخترش را

00:22:44.696 --> 00:22:46.823
‫به عنوان وارث برمی‌گزیند

00:22:51.870 --> 00:22:54.623
‫اما سپس دوباره فرزنددار می‌شود

00:23:03.423 --> 00:23:05.884
‫صاحب یک پسر!

00:23:05.967 --> 00:23:10.013
‫صندلی جایگاه کدام‌یک‌شان است؟

00:23:10.430 --> 00:23:11.681
‫جای کدام‌شونه؟

00:23:11.765 --> 00:23:14.059
‫برادر؟
‫خواهر؟

00:23:14.142 --> 00:23:16.436
‫یا شاهزاده کوچولوی سه ساله؟

00:23:28.198 --> 00:23:32.369
‫رنیرا...
‫دلخوشی قلمرو

00:23:32.452 --> 00:23:35.330
‫دختری چنان جوان
‫و نحیف...

00:23:36.331 --> 00:23:39.501
‫که همه‌ی مردمش دوستش دارند

00:23:39.584 --> 00:23:43.380
‫اما آیا ملکه‌ای قدرتمند خواهد شد

00:23:43.463 --> 00:23:46.174
‫- یا ملکه‌ای ناتوان؟
‫- ناتوان!

00:23:46.258 --> 00:23:49.845
‫از طرفی، ایگان شاهزاده
‫که ممکن است ادعایی داشته باشد

00:23:49.928 --> 00:23:53.098
‫از دو چیز برخوردار است
‫که رنریا بی‌بهره است:

00:23:53.181 --> 00:23:55.142
‫نامی فاتحانه...

00:23:55.934 --> 00:23:57.060
‫و یک دستگاه کیر

00:24:00.814 --> 00:24:03.358
‫دروغه، تهمته!
‫اه!

00:24:03.442 --> 00:24:05.110
‫می‌خوای مسخره کن

00:24:05.193 --> 00:24:07.112
‫اما بسیاری از مردم رعیت
‫دوست دارن باور کنن

00:24:07.195 --> 00:24:10.031
‫که باید وارث مردی، ایگان
‫وارث باشه

00:24:11.908 --> 00:24:13.577
‫خواسته‌هاشون اهمیتی نداره

00:24:16.663 --> 00:24:20.041
‫اگه بخوای روزی بهشون حکمرانی کنی
‫خیلی هم اهمیت داره

00:24:21.751 --> 00:24:25.255
‫واسه یه شب هم که شده
‫می‌خوام از قضیه‌ی وراثتم در آرامش باشم

00:24:31.845 --> 00:24:33.013
‫چهار سکه‌ی مسی
‫موش خیابونی

00:24:33.096 --> 00:24:35.223
‫توی قدم‌گاه پادشاه
‫خوش‌گذرانی هزینه داره

00:24:36.725 --> 00:24:38.101
‫- آهای!
‫- وایسا پسر!

00:24:38.185 --> 00:24:39.394
‫صبر کن، پیداش می‌کنم

00:25:18.016 --> 00:25:21.186
‫از دست کی داری در می‌ری، هان؟

00:25:21.269 --> 00:25:22.395
‫سر هاروین

00:25:23.063 --> 00:25:24.272
‫شاهدخت

00:25:29.110 --> 00:25:30.320
‫صداش رو در نیار

00:25:31.321 --> 00:25:32.948
‫حواست باشه، پسر

00:25:33.031 --> 00:25:35.408
‫دفعه بعد شاید شانس نیاری

00:25:39.704 --> 00:25:41.248
‫حال کردی، نه؟

00:25:43.166 --> 00:25:46.711
‫کسی چه می‌دونه دفعه بعدی که طعم آزادی
‫رو بچشم، چند وقت دیگه‌ست

00:25:58.932 --> 00:26:00.850
‫بیا تو

00:26:05.605 --> 00:26:06.773
‫عذرخواهی می‌کنم، سرورم

00:26:07.691 --> 00:26:09.609
‫پادشاه درخواست حضورتون رو دارن

00:26:15.490 --> 00:26:16.616
‫خیلی دیروقته

00:26:17.158 --> 00:26:18.702
‫بله، سرورم

00:28:24.494 --> 00:28:26.413
‫اینجا کجاست؟

00:28:27.497 --> 00:28:30.041
‫اینجا جاییه
‫که ملت میان دنبال چیزی که می‌خوان

00:28:52.188 --> 00:28:54.732
‫می‌بینی که سکس کردن
‫لذته

00:28:56.192 --> 00:28:58.736
‫چه واسه زن
‫چه واسه مرد

00:29:12.584 --> 00:29:15.503
‫ازدواج وظیفه‌ست...
‫درسته

00:29:19.924 --> 00:29:22.844
‫اما جلودارمون نمی‌شه
‫که کاری که می‌خوایم رو انجام ندیم

00:29:26.806 --> 00:29:28.725
‫که با هرکی که می‌خوایم
‫سکس نکنیم

00:30:49.806 --> 00:30:50.932
‫دیمون؟

00:31:30.221 --> 00:31:31.389
‫شاهدخت؟

00:31:39.939 --> 00:31:41.858
‫شاهدخت
‫آسیبی دیدین؟

00:31:44.861 --> 00:31:47.989
‫- به لرد فرمانده اطلاع می‌دم
‫- نه

00:31:53.578 --> 00:31:56.122
‫کلاه‌خودم

00:32:03.755 --> 00:32:04.964
‫تموم شد؟

00:32:08.217 --> 00:32:09.510
‫ممنون

00:32:40.750 --> 00:32:41.876
‫بس کنین

00:36:42.700 --> 00:36:44.180
‫ببخشید دیروقت خدمت رسیدم
‫سرورم

00:36:44.243 --> 00:36:45.328
‫موضوع چیه؟

00:36:45.411 --> 00:36:47.914
‫یک پیک پیغامی از کرم سفید آورده

00:37:13.397 --> 00:37:15.775
‫من الان زندانیتم؟

00:37:15.858 --> 00:37:18.027
‫همون‌طور که من زندانیت بودم؟

00:37:22.907 --> 00:37:25.826
‫خوش به حالت
‫که محافظتم

00:37:33.751 --> 00:37:35.002
‫این خماری رو می‌پرونه

00:37:37.880 --> 00:37:40.508
‫من از یه فاحشه‌ی رعیت
‫محافظت نمی‌خوام

00:37:40.591 --> 00:37:42.051
‫من چندان رعیت نیستم

00:37:44.011 --> 00:37:46.389
‫یه فاحشه‌ی نه‌چندان رعیت

00:37:46.472 --> 00:37:49.016
‫من اون زندگی رو پشت سر گذاشتم

00:37:49.100 --> 00:37:53.229
‫یاد گرفتم که هم‌بستری فقط تا جایی
‫من رو در این زندگی جلو می‌بره

00:37:54.230 --> 00:37:56.357
‫هیچ‌وقت اهل بیکار موندن نبودی

00:37:57.358 --> 00:38:00.611
‫درس‌های سخت راحت بدست نمیان
‫و عذاب آورن

00:38:16.752 --> 00:38:19.297
‫موقع رفتن پول اتاق رو هم بده

00:38:45.239 --> 00:38:46.407
‫بیا تو

00:38:56.000 --> 00:38:57.168
‫موضوع چیه؟

00:38:58.878 --> 00:39:01.547
‫ببخشید صبح زود مزاحم شدم، سرورم

00:39:02.381 --> 00:39:03.716
‫خبر...

00:39:05.051 --> 00:39:06.260
‫ناگواری دارم

00:39:06.344 --> 00:39:09.638
‫گفتم بهتره قبل از تشکیل شورا
‫شخصا باهاتون در میون بذارم

00:39:09.722 --> 00:39:11.640
‫مار آبی

00:39:14.810 --> 00:39:17.730
‫متأسفانه درباره‌ی شاهدخته، پادشاه من

00:39:19.440 --> 00:39:20.983
‫بلایی سرش اومده؟

00:39:26.197 --> 00:39:27.573
‫گفتن ناهنجاری‌های

00:39:27.656 --> 00:39:30.576
‫یک دختر به پدرش
‫کار دشواریه

00:39:31.827 --> 00:39:33.871
‫درنظر داشتم که حرفی نزنم
‫اما...

00:39:33.954 --> 00:39:35.623
‫چی کار کرده؟

00:39:39.043 --> 00:39:41.587
‫شاهدخت شب گذشته...

00:39:43.005 --> 00:39:45.549
‫بیرون دیوارهای آرامگاه...

00:39:47.259 --> 00:39:48.677
‫در یک خانه‌ی عفاف دیده شدن

00:39:49.428 --> 00:39:50.554
‫که چی؟

00:39:51.305 --> 00:39:54.225
‫ایشون همراه با عموشون بودن

00:39:55.851 --> 00:40:00.439
‫مرتکب رفتارهایی شدن
‫که برای یک دوشیزه

00:40:02.108 --> 00:40:03.776
‫ناشایسته‌ست

00:40:06.946 --> 00:40:08.489
‫چه رفتارهایی؟

00:40:14.703 --> 00:40:16.664
‫باید به زبون بیارم، سرورم؟

00:40:16.747 --> 00:40:20.084
‫وارد اتاق خواب من شدی
‫و به دخترم تهمت زدی

00:40:20.167 --> 00:40:22.545
‫حالا رک بگو

00:40:26.507 --> 00:40:29.051
‫دیمون و رنیرا در اندرون
‫خانه‌ی عفاف

00:40:30.845 --> 00:40:32.847
‫با هم دیده شدن

00:40:44.233 --> 00:40:45.401
‫در حال هم‌بستری

00:40:53.576 --> 00:40:55.119
دروغه

00:40:56.203 --> 00:40:57.746
بهت دروغ گفتن

00:40:58.831 --> 00:41:00.958
ای‌کاش این‌گونه بود، سرورم

00:41:03.043 --> 00:41:05.171
کی مسئول این شایعه‌ست؟

00:41:06.213 --> 00:41:08.674
این خاله زنکی که شایعه پخش کرده رو
فوراً بیار پیشم

00:41:08.757 --> 00:41:10.759
تا چشم‌هاش رو از کاسه دربیارم

00:41:10.843 --> 00:41:14.430
به عنوان دست (مشاور)ـتون
باید گمنامی منبعم رو حفظ کنم

00:41:14.513 --> 00:41:17.183
و این خبرچینم، تاکنون
اخبار اشتباه بهم نداده

00:41:17.975 --> 00:41:21.312
و چندین خدمتکار
اعتراف کردن که شاهدخت رو

00:41:21.395 --> 00:41:22.938
...در لباس مبدل

00:41:23.522 --> 00:41:25.691
درحالی که قایمکی
از دروازه‌های قدم‌گاه پادشاه

00:41:25.774 --> 00:41:27.651
عبور می‌کرده، دیدن

00:41:27.735 --> 00:41:29.862
اون هم در ساعات جغد
[ کمی قبل از طلوع ]

00:41:31.322 --> 00:41:33.490
یعنی این‌قدر جاه طلبی
مغزت رو آلوده کرده

00:41:33.574 --> 00:41:35.492
که بپا می‌فرستی دنبال دخترم؟

00:41:36.076 --> 00:41:37.620
تا جاسوسیش رو بکنن؟

00:41:38.287 --> 00:41:41.373
منتظر بهترین موقعیت می‌گردی
تا توی چشم من، خرابش کنی؟

00:41:42.333 --> 00:41:45.127
اصلا و ابدا چنین قصدی ندارم، سرورم

00:41:45.211 --> 00:41:47.129
فکرمی‌کنی خیلی زرنگی

00:41:48.339 --> 00:41:49.757
مشخصه چه نقشه‌ای درسر داری

00:41:51.509 --> 00:41:53.844
این‌قدر دلت می‌خواد
 نوه‌ت بشینه روی تخت

00:41:53.928 --> 00:41:56.263
که حاضری دخترم رو
به‌خاطرش نابود کنی؟

00:41:58.766 --> 00:41:59.892
برو بیرون

00:42:04.021 --> 00:42:06.565
فوراً تنهام بذار

00:42:11.946 --> 00:42:13.405
سرورم

00:42:53.737 --> 00:42:56.073
.لباس تنمه، آنورا
بیا

00:43:05.958 --> 00:43:07.084
شاهدخت

00:43:12.923 --> 00:43:13.966
بیا

00:43:23.767 --> 00:43:26.395
شاهدخت، پیغامی از ملکه آورده‌ام

00:43:51.045 --> 00:43:52.629
دیشب چی شد؟

00:43:54.506 --> 00:43:56.467
منظورت چیه؟

00:43:56.550 --> 00:43:59.178
پدرم یک سری اتهامات نگران کننده
بهت زده

00:44:02.181 --> 00:44:03.724
با عموت بودی؟

00:44:05.934 --> 00:44:07.936
...من

00:44:08.020 --> 00:44:09.730
سال‌هاست که ندیده بودمش

00:44:09.813 --> 00:44:11.333
من رو برد به شهر
تا یه‌کم خوش بگذرونیم

00:44:11.357 --> 00:44:13.609
کامل برام تعریفش کن، رنیرا

00:44:13.692 --> 00:44:15.611
پس پدرت بهم اتهام زده

00:44:16.737 --> 00:44:18.739
گفته مثلا شراب خوردم؟

00:44:18.822 --> 00:44:21.241
شب هنگام از قلعه خارج شدم؟

00:44:21.325 --> 00:44:23.202
گفت که با دیمون، توی خانه عفاف
هم‌بستر شدی

00:44:32.002 --> 00:44:36.256
این دیگه خیلی اتهام شرم آوریه

00:44:36.340 --> 00:44:37.383
جدی؟

00:44:37.466 --> 00:44:40.386
شما تارگرین‌ها، عادات عجیبی دارید

00:44:40.469 --> 00:44:43.639
و دیمون هم که مشخصاً حد و حدود سرش نمی‌شه -
آلیسنت -

00:44:43.722 --> 00:44:46.308
سرورم، خواهرم
باید بهتر از هرکسی بدونی

00:44:46.392 --> 00:44:47.726
که من هیچ‌وقت، این کار رو نمی‌کنم

00:44:47.810 --> 00:44:49.269
نباید چنین شایعه‌ای رو باور کنی

00:44:49.353 --> 00:44:50.562
شایعه توی کار پدرم نیست

00:44:50.646 --> 00:44:51.873
خب پس قطعا
اشتباه به اطلاعش رسوندن

00:44:51.897 --> 00:44:53.249
چون عمراً چنین چیزی
دیده باشه

00:44:53.273 --> 00:44:54.942
چرا نبینه؟ -
چون اتفاق نیفتاده -

00:44:55.025 --> 00:44:56.944
...بهش گفته بودن که تو -
گفته بودن؟ -

00:44:59.488 --> 00:45:01.407
کی چنین حرف‌هایی
به پدرت زده؟

00:45:05.369 --> 00:45:07.287
من شاهدختم

00:45:08.080 --> 00:45:10.999
زیرسوال بردن عفتِ من
امری خیانت‌آمیز محسوب می‌شه

00:45:13.419 --> 00:45:16.088
...دقیقا نمی‌دونم که -
پدرت بهت نگفت؟ -

00:45:16.839 --> 00:45:18.757
مستقیماً به پادشاه
گزارش داد

00:45:21.635 --> 00:45:22.761
اتفاقی شنیدم

00:45:26.849 --> 00:45:29.393
پس داری با توجه به چیزی
...که اتفاقی شنیدی

00:45:30.269 --> 00:45:31.812
بهم تهمت ناروا می‌زنی؟

00:45:32.688 --> 00:45:34.731
فقط می‌خوام کمکت کنم، رنیرا

00:45:43.449 --> 00:45:45.242
توی میخونه شراب خوردیم

00:45:46.910 --> 00:45:49.455
به چندین میخونه رفتیم

00:45:50.622 --> 00:45:52.416
...داشت دیر می‌شد

00:45:53.167 --> 00:45:54.710
گفتم ببرتم خونه

00:45:55.794 --> 00:45:57.713
ولی دیمون می‌خواست ادامه بده

00:46:00.507 --> 00:46:02.968
از اونجایی که تنها همراهم بود
و محافظی باهام نبود، چاره‌ای نداشتم

00:46:03.051 --> 00:46:04.261
...« ادامه »

00:46:07.055 --> 00:46:08.182
آخه توی روسپی خونه؟

00:46:09.016 --> 00:46:11.268
من رو برده بود نمایش‌شون رو ببینم

00:46:13.145 --> 00:46:16.064
.صرفاً نظاره‌گر بودم
کاری که نکردم

00:46:21.695 --> 00:46:24.573
بعدش دیمون، مست و پاتیل شد

00:46:26.200 --> 00:46:29.745
و من رو به خاطر یه فاحشه‌ای
ول کرد

00:46:34.333 --> 00:46:36.251
باید فکر اینجاش رو می‌کردم

00:46:42.424 --> 00:46:43.759
پس یعنی باهاش...؟

00:46:46.887 --> 00:46:49.431
واقعاً باید تکذیبش کنم؟

00:46:53.393 --> 00:46:55.854
دیمون بهم دست نزد اصلاً

00:46:57.606 --> 00:47:01.693
به یاد و خاطره‌ی مادرم قسم

00:47:05.239 --> 00:47:07.300
کارت احمقانه بود
که خودت رو در موقعیتی قرار دادی

00:47:07.324 --> 00:47:09.493
تا الان عفت و پاکدامنیت
زیر سوال بره

00:47:13.539 --> 00:47:15.499
پادشاه داره به سختی تلاش می‌کنه
تا فرد مناسبی رو برات پیدا کنه

00:47:15.582 --> 00:47:16.917
من هم همین‌طور

00:47:17.876 --> 00:47:20.003
...اگه اون لرد فکرکنه که

00:47:21.880 --> 00:47:23.006
...دست خوردی...

00:47:24.758 --> 00:47:27.094
همه‌چیز نابود می‌شه -
می‌دونم -

00:47:27.970 --> 00:47:28.971
سرورم

00:47:30.973 --> 00:47:32.057
پشیمونم

00:47:46.697 --> 00:47:49.908
پادشاه می‌خوان ببینن‌تون، شاهزاده‌ام

00:47:49.992 --> 00:47:52.578
دست‌های نجس‌تون رو بهم نزنید

00:48:40.500 --> 00:48:41.543
دخترم

00:48:49.176 --> 00:48:51.762
یعنی حتی تکذیبش هم نمی‌کنی؟

00:48:51.845 --> 00:48:55.641
اول باید اتهامم رو بدونم
تا تکذیبش کنم

00:48:57.017 --> 00:48:58.268
بی عفتش کردی

00:49:07.110 --> 00:49:08.612
همچنان نمی‌خوای چیزی بگی

00:49:08.695 --> 00:49:10.989
چه اهمیتی داره برادر؟

00:49:11.073 --> 00:49:12.324
وقتی هم‌سن و سال رنیرا بودیم

00:49:12.407 --> 00:49:14.284
توی تک تک فاحشه‌خانه‌های خیابان ابریشم

00:49:14.368 --> 00:49:15.827
آلت مبارک رو در آورده بودیم

00:49:15.911 --> 00:49:17.454
ما مرد بودیم و جوون

00:49:17.954 --> 00:49:19.873
اون یه دختر بچه‌ست

00:49:19.956 --> 00:49:22.167
برادرزاده‌ته -
رنیرا دیگه زن بالغی شده -

00:49:22.250 --> 00:49:24.670
بهتره تجربه‌ی اولش با من باشه
تا یه مرتیکه‌ی هرزه

00:49:24.753 --> 00:49:25.753
بی‌ناموس

00:49:27.464 --> 00:49:29.716
نابودش کردی

00:49:29.800 --> 00:49:31.968
دیگه کدوم لردی با این شرایطش
اون رو به ازدواج درمیاره؟

00:49:32.052 --> 00:49:34.596
افکار لردها چه اهمیتی داره؟

00:49:34.680 --> 00:49:38.767
.تو اژدهایی
کلامت حق و قانونه

00:49:38.850 --> 00:49:41.311
یک عمر از تو دفاع کردم

00:49:41.937 --> 00:49:44.398
ولی قلبت از اون چیزی
که فکرش رو می‌کردم، سیاه‌تره

00:49:44.481 --> 00:49:48.985
باید مثل تو، اون رو هم
از تخت محروم کنم و قال قضیه رو بکنم

00:49:49.986 --> 00:49:51.530
به ازدواج من درش بیار

00:49:53.115 --> 00:49:56.326
وقتی تاجم رو فدات کردم
گفتی هرچی بخوای بهت می‌دم

00:49:56.410 --> 00:49:58.704
.رنیرا رو می‌خوام
همون‌طور که هست می‌پذیرمش

00:49:58.787 --> 00:50:00.747
و طبق سنت خاندان‌مون
باهاش ازدواج می‌کنم

00:50:00.831 --> 00:50:03.125
تو همین الانش هم متاهلی

00:50:03.208 --> 00:50:05.836
مگه ایگان فاتح نبود
که دوتا زن گرفت؟

00:50:06.628 --> 00:50:08.255
تو که فاتح نیستی

00:50:08.338 --> 00:50:11.800
بلایی هستی که برای نابودی من
نازل شده

00:50:11.883 --> 00:50:14.803
رنیرا رو به ازدواج من دربیار

00:50:14.886 --> 00:50:18.640
تا به خاندان اژدهایان
شکوه عزتمندانه‌ش رو برگردونیم

00:50:18.724 --> 00:50:19.975
البته

00:50:20.058 --> 00:50:22.602
این دخترم نیست
که طالبشی، مگه نه؟

00:50:23.603 --> 00:50:24.771
تاج و تختم رو می‌خوای

00:50:27.441 --> 00:50:29.943
برگرد به ویل، دیمون

00:50:30.026 --> 00:50:31.945
پیش زن شرعیت

00:50:32.946 --> 00:50:37.909
سعی کن اون یه چُسه شرفی
که درونته رو بازیابی کنی

00:50:37.993 --> 00:50:40.829
نکنی هم برام مهم نیست

00:50:41.538 --> 00:50:43.790
فقط دیگه نبینمت

00:50:51.339 --> 00:50:53.258
هرطور میلته برادر

00:51:23.497 --> 00:51:25.165
باهاش حرف زدی؟

00:51:27.834 --> 00:51:28.835
نه

00:51:34.174 --> 00:51:36.718
رنیرا ذات مکاری نداره

00:51:38.053 --> 00:51:39.971
برعکسش برای برادرت صدق می‌کنه

00:51:40.972 --> 00:51:42.307
معتقدی که دیمون دروغ گفته؟

00:51:43.558 --> 00:51:45.685
مگه این آقا، کی حقیقت رو گفته
که الان بار دومش باشه؟

00:51:47.103 --> 00:51:50.023
چنین ادعایی
چه سودی براش داره؟

00:51:52.984 --> 00:51:54.736
پایین آوردن شأن‌تون

00:52:00.992 --> 00:52:04.538
خروجی این ماجرا هرچی بوده باشه
رنیرا معصوم نیست

00:52:05.413 --> 00:52:07.833
چون دیمون خواسته
که خرابش کنه

00:52:07.916 --> 00:52:11.169
دیمون و رنیرا
خون اژدها در رگ دارن

00:52:11.253 --> 00:52:13.046
ناآرام و آشوب‌گرن

00:52:13.129 --> 00:52:15.882
قسم خورد که همچنان باکره‌ست

00:52:17.592 --> 00:52:19.135
و من هم حرفش رو
باور می‌کنم

00:53:23.408 --> 00:53:26.995
این خنجر، یک زمانی
مال ایگان فاتح بود

00:53:28.622 --> 00:53:30.540
قبلش مال اینار بود

00:53:31.458 --> 00:53:33.001
...و قبل‌ترش

00:53:33.919 --> 00:53:35.837
تشخیص مالک قبلش سخته

00:53:41.593 --> 00:53:45.555
ایگان، قبل از مرگش
به آخرین کیمیاگران والریایی سپرد

00:53:45.639 --> 00:53:47.182
تا نغمه‌ش رو توی خنجرش
ثبت کنن

00:53:54.856 --> 00:53:56.858
...از خونِ من

00:53:57.609 --> 00:54:00.820
...شاهزاده‌ی موعود حاصل خواهد شد...

00:54:02.948 --> 00:54:06.493
 که نغمه‌اش، نغمه‌ی آتش و یخ خواهد بود

00:54:10.956 --> 00:54:14.417
اهمیت مسئولیت و آگاهی‌ای

00:54:14.501 --> 00:54:16.628
که الان بهت سپردم

00:54:17.879 --> 00:54:21.383
از تخت، پادشاهی، تو

00:54:21.466 --> 00:54:23.009
و امیالت

00:54:23.093 --> 00:54:25.178
بیش‌تره

00:54:29.808 --> 00:54:32.268
اگه جاهاریس بود
از همه‌چیز محرومت می‌کرد

00:54:32.352 --> 00:54:33.478
بابت یک دروغ؟

00:54:34.938 --> 00:54:37.607
هنوز حقیقت رو ازم جویا نشدی

00:54:37.691 --> 00:54:40.193
حقیقت اهمیتی نداره، رنیرا

00:54:40.276 --> 00:54:42.153
طرز دیدها مهمن

00:54:42.237 --> 00:54:43.989
خودت رو در معرض دید مردم قرار دادی

00:54:44.072 --> 00:54:46.074
حالا باید جفت‌مون
از عواقبش رنج بکشیم

00:54:46.658 --> 00:54:49.869
اگه مرد بودم، می‌تونستم
با هرکس که بخوام هم‌بستر بشم

00:54:50.620 --> 00:54:52.288
می‌تونستم نطفه‌ی 12 حرومزاده رو بندازم

00:54:52.372 --> 00:54:55.083
و هیچ‌کس هم توی دربارت
براش مهم نباشه

00:54:55.166 --> 00:54:58.378
درسته، ولی مرد نیستی و زنی

00:54:59.421 --> 00:55:02.132
پس می‌خوای وراثت رو ازم بگیری
و بدیش به ایگان

00:55:02.215 --> 00:55:03.341
درسته

00:55:04.426 --> 00:55:08.555
وظیفه‌ی من اینه که قلمرو رو
سرپا نگه دارم، نه که متلاشی‌اش کنم

00:55:10.432 --> 00:55:13.059
دوران شیطنت‌هات دیگه تموم شده

00:55:13.143 --> 00:55:15.353
به ازدواج «سر لینور والریون» درمیای

00:55:15.437 --> 00:55:17.731
و اعتراضی هم نشنونم ازت

00:55:18.898 --> 00:55:20.859
با پسر مار آبی

00:55:20.942 --> 00:55:23.445
تا بتونم مرهمی
برای سردردهای سیاسیت باشم

00:55:23.528 --> 00:55:26.322
بابا تو خودت سردرد سیاسی‌امی

00:55:30.618 --> 00:55:32.871
ازدواجت با سر لینور والریون

00:55:32.954 --> 00:55:35.790
دو خاندان قدرتمند قلمرو رو
متحد می‌کنه

00:55:35.874 --> 00:55:39.878
با قدرتی که از ترکیب اژدهایان
و ارتش ناوگان‌مون، حاصل می‌شه

00:55:39.961 --> 00:55:42.630
هیچ‌کس جرأت نمی‌کنه
در برابرمون حرفی بزنه

00:55:42.714 --> 00:55:44.049
خاندان اژدها

00:55:44.132 --> 00:55:46.593
برای یک نسل دیگه
در یگانگی، متحد خواهد بود

00:55:46.676 --> 00:55:50.472
اون لاش‌خورهایی که دنبال سلطنت هستن رو
می‌خوای چی کار کنی؟

00:55:51.014 --> 00:55:52.348
کدوم لاش‌خور؟

00:55:52.974 --> 00:55:54.184
دست‌ات
[ مشاور اعظم ]

00:55:55.894 --> 00:55:59.981
آتو در کمال وفاداری
به دو پادشاه، خدمت کرده

00:56:01.274 --> 00:56:03.193
می‌خواد ایگان، وارث تاج و تخت باشه

00:56:03.902 --> 00:56:06.488
و هرکاری می‌کنه
تا این امر حاصل بشه

00:56:06.571 --> 00:56:09.532
از جمله جاسوسیِ من رو کردن
برای خراب کردنم

00:56:10.992 --> 00:56:13.578
از شهود و بینش «فاتح» دم می‌زنی

00:56:13.661 --> 00:56:16.915
می‌گی باید توی قلمرو، قوامون حفظ
و اتحاد برقرار بشه

00:56:16.998 --> 00:56:18.625
و چنین چیزی چطور عملی می‌شه

00:56:18.708 --> 00:56:21.252
وقتی معتمدترین مشاورت
این‌قدر پیِ منافع شخصیشه

00:56:21.336 --> 00:56:23.797
هر لرد و بانویی
که به دیدارم میاد

00:56:23.880 --> 00:56:25.715
تمام اعضای شورای کوچکم

00:56:25.799 --> 00:56:28.760
و شوراهای دیگه و قبل‌ترش
پی منافع شخصیشون بودن و هستن

00:56:28.843 --> 00:56:31.304
اجتناب ناپذیره -
مخالفم -

00:56:31.387 --> 00:56:35.558
به عنوان وارث، به وظیفه‌م عمل
و با سر والینور ازدواج می‌کنم

00:56:37.894 --> 00:56:40.605
ولی قبلش باید وظیفه‌ی خودت رو
به عنوان پادشاه به جا بیاری

00:56:51.157 --> 00:56:53.076
سرورم

00:56:55.870 --> 00:56:56.996
پنج روز

00:57:00.416 --> 00:57:02.377
ببخشید؟

00:57:02.460 --> 00:57:04.796
با اینکه مال همین چند مدت پیشه

00:57:04.879 --> 00:57:07.757
ولی جزئیاتش از یاد می‌ره

00:57:08.925 --> 00:57:12.303
ارجح‌ترین قابلیت پدرم
این بود که جنگجویی خوش بنیه

00:57:12.387 --> 00:57:14.305
و اژدهاسوار سرحالی بود

00:57:15.098 --> 00:57:16.808
جاهاریس، شکار سلطنتی بزرگی به پا کرد

00:57:16.891 --> 00:57:19.060
تا دست پادشاه شدنش رو
جشن بگیره

00:57:21.271 --> 00:57:24.816
پنج روز بعدش، پدرم مُرد

00:57:26.693 --> 00:57:28.111
از زمان مسابقات هم کم‌تر

00:57:29.904 --> 00:57:32.198
بیلون دلیر

00:57:32.282 --> 00:57:34.367
سوارکار وگار

00:57:34.450 --> 00:57:36.369
وارث تخت آهنین

00:57:37.871 --> 00:57:39.789
براثر ضربه به شکمش، مُرد

00:57:41.749 --> 00:57:43.168
خدایان حس شوخ‌طبیعی سیاهی دارن

00:57:44.377 --> 00:57:46.296
روز شومی بود

00:57:47.589 --> 00:57:50.133
به خوبی یادمه -
آره -

00:57:51.217 --> 00:57:53.136
واسه تو که روز خوبی بود

00:57:54.554 --> 00:57:57.098
جاهاریس، تو رو جایگزین بیلون کرد

00:58:00.518 --> 00:58:03.438
من که از این دید
بهش نگاه نکردم، سرورم

00:58:04.355 --> 00:58:05.899
وظیفه‌ای بود

00:58:08.735 --> 00:58:12.488
به خوبی به پدربزرگم
در روزهای آخرعمرش، خدمت کردی

00:58:13.907 --> 00:58:16.117
تو همونی هستی
که پادشاه بودن رو بهم آموخت

00:58:18.119 --> 00:58:21.664
بهم لطف دارید، سرورم

00:58:22.290 --> 00:58:23.833
در عرض 5 روز

00:58:25.627 --> 00:58:28.922
از یه مرد عادی در دربار جاهاریس

00:58:29.005 --> 00:58:31.007
به دومین مرد قدرتمند
در قلمرو، تبدیل شدی

00:58:32.342 --> 00:58:33.468
...کنجکاوم بدونم

00:58:34.969 --> 00:58:37.722
چه‌قدر طول کشید
تا خودت رو بر پادشاهت، ارجحیت بدی

00:58:40.808 --> 00:58:41.935
سرورم؟

00:58:43.228 --> 00:58:45.772
هیچ‌وقت از مرگ اما
بهبود نمی‌یابم

00:58:46.773 --> 00:58:47.899
...ولی آلیسنت

00:58:48.983 --> 00:58:50.944
در بدترین لحظات سوگواریم
کنارم بود

00:58:53.488 --> 00:58:56.032
حواس‌پرتیِ حساب‌شده‌ای بود

00:58:57.367 --> 00:59:00.495
الان می‌فهمم
چه‌قدر خوب برنامه‌ریزی کرده بودی

00:59:00.578 --> 00:59:02.997
این حقیقت نداره

00:59:03.623 --> 00:59:05.541
ملکه عاشق شماست

00:59:06.834 --> 00:59:08.836
همون‌طور که مطمئنم
شما هم عاشقشید

00:59:08.920 --> 00:59:12.298
منافع جنابعالی
دیگه در توازن با منافع سران حکومت نیست

00:59:12.382 --> 00:59:14.759
قضاوتت خدشه‌دار شده

00:59:14.842 --> 00:59:17.345
یک دست (مشاور) باوفا

00:59:17.428 --> 00:59:20.556
باید هر از چندگاهی
حقیقت تلخ رو به پادشاهش بگه

00:59:20.640 --> 00:59:22.183
...اگه نگه

00:59:23.643 --> 00:59:25.603
به عنوان خادم، ضعیف عمل کرده

00:59:26.688 --> 00:59:29.023
خادم وفاداری بودی، آتو

00:59:38.700 --> 00:59:40.576
سلطنت و قلمرو

00:59:40.660 --> 00:59:43.579
بهت دینی غیرقابل پرداخت
بدهکارن

00:59:44.831 --> 00:59:47.333
ولی دیگه نمی‌تونم
به قضاوتت اعتماد کنم

01:00:11.858 --> 01:00:12.900
بیا

01:00:17.780 --> 01:00:20.700
ببخشید دیروقت مزاحم شدم، شاهدخت

01:00:25.663 --> 01:00:28.583
زمان زیادی رو صرف تعبیه‌اش کردم

01:00:31.336 --> 01:00:34.213
اگر به خوبی دم نکشه
یا خوب عمل نمی‌کنه

01:00:34.297 --> 01:00:38.301
...یا ناخوشآیند خواهد بود -
دم بکشه؟ -

01:00:40.219 --> 01:00:41.763
ببخشید، این چی هست اصلاً؟

01:00:42.555 --> 01:00:44.474
یه نوع چاییه، شاهدخت

01:00:45.266 --> 01:00:46.768
از طرف پادشاه‌ست

01:00:47.894 --> 01:00:53.024
شما رو عاری از هرگونه
عواقب غیرقابل انتظار، می‌سازه

01:01:02.011 --> 01:01:33.235
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.