﻿WEBVTT

00:00:06.416 --> 00:00:09.791
‫ببینین، من نمی‌خواستم دو رگه باشم.

00:00:12.208 --> 00:00:15.833
‫دو رگه بودن خطرناکه.
‫ترسناکه.

00:00:17.166 --> 00:00:22.708
‫اکثر اوقات آدم رو به اشکال دردناک
‫و وحشتناکی به کشتن می‌ده.

00:00:25.333 --> 00:00:29.041
‫اگه خیال می‌کنین ممکنه از ما باشین،
‫بهتون نصیحت می‌کنم...

00:00:29.291 --> 00:00:30.958
‫تا دیر نشده فرار کنین،

00:00:32.000 --> 00:00:33.458
‫آخه وقتی بدونین چی هستین،

00:00:35.166 --> 00:00:38.500
‫اون‌ها هم وجودتون رو حس کرده
‫و سراغتون میان.

00:00:40.625 --> 00:00:42.750
‫نگین بهتون هشدار ندادم‌ها.

00:00:47.567 --> 00:00:54.100
‫«پرسی جکسون و المپ‌نشینان»
‫«فصل یکم، قسمت یکم»

00:00:54.125 --> 00:00:57.250
‫بنده پرسی جکسون هستم.
‫دوازده ساله‌ام.

00:00:58.541 --> 00:01:00.125
‫آیا بچه پردردسری‌ام؟

00:01:02.250 --> 00:01:04.041
‫آره، می‌شه گفت هستم.

00:01:05.166 --> 00:01:08.291
‫نمرات بدی می‌گیرم، قلدرها اذیت می‌کنن،
‫کل عذاب‌های عادی شامل حالم می‌شن.

00:01:10.541 --> 00:01:12.375
‫ولی مسائل دیگه‌ای هم شامل حالم می‌شه.

00:01:13.958 --> 00:01:16.791
‫اتفاقاتی برام رخ می‌ده...
‫که احتمالا چندان عادی نیست.

00:01:20.044 --> 00:01:22.463
‫[منطقه ممنوعه]

00:01:27.916 --> 00:01:32.458
‫خودمم، اون موقع کلاس دوم بودم.
‫واسه چی رفته بودم اون بالا؟

00:01:33.833 --> 00:01:35.041
‫آخه چیزی دیده بودم.

00:01:36.500 --> 00:01:40.458
‫حداقل... حاضر بودم قسم بخورم
‫چیزی دیده بودم.

00:01:43.519 --> 00:01:44.766
‫[همیشه می‌تونین مراجعه کنین]

00:01:44.791 --> 00:01:46.375
‫وقتی آدم بگه چنین چیزی دیده،

00:01:46.375 --> 00:01:48.333
‫از مطب این بابا سر در میاره.

00:01:48.958 --> 00:01:52.375
‫خبر خوب از این قراره
‫که می‌گه اصلا جای نگرانی نیست.

00:01:53.166 --> 00:01:55.125
‫همه‌اش تصورات خودمه،

00:01:55.791 --> 00:01:58.291
‫ولی اگه دوباره رخ داد،
‫حتما باید به کسی اطلاع بدم.

00:02:02.125 --> 00:02:03.250
‫دوباره هم رخ داد.

00:02:04.875 --> 00:02:07.625
‫موجودات خارق‌العاده‌ای رو می‌دیدم
‫که انگار یه راست...

00:02:07.750 --> 00:02:09.791
‫از داستان‌هایی که مامانم همیشه
‫برام تعریف می‌کرد، بیرون اومده بودن.

00:02:10.833 --> 00:02:14.458
‫اولش خیلی واقعی جلوه می‌کردن،
‫ولی بعدش یهو...

00:02:16.125 --> 00:02:17.416
‫چه بدبختی.

00:02:18.458 --> 00:02:19.663
‫سلام بچه‌ها، می‌خواین بیاین...

00:02:19.687 --> 00:02:21.500
‫تا از موجودات تخیلی‌ای
‫که می‌بینم براتون بگم؟

00:02:22.166 --> 00:02:25.250
‫به نفع آدمه چنین حرفی رو
‫به هیچ‌کس نزنه،

00:02:25.875 --> 00:02:26.916
‫واسه همین نزدم.

00:02:28.291 --> 00:02:31.000
‫ولی بعدش... تغییری حاصل شد.

00:02:34.000 --> 00:02:35.208
‫با گروور آشنا شدم.

00:02:36.125 --> 00:02:37.791
‫وجه اشتراکات زیادی داشتیم.

00:02:37.916 --> 00:02:39.500
‫ولی اون...

00:02:39.625 --> 00:02:40.833
‫اوهوم.

00:02:43.083 --> 00:02:45.119
‫البته، صرفا چون ضعیف‌ترین
‫بچه‌های مدرسه بودیم،

00:02:45.143 --> 00:02:46.041
‫وجه اشتراک نداشتیم.

00:02:47.041 --> 00:02:48.125
‫اصلا می‌دونین چیه؟

00:02:48.125 --> 00:02:50.666
‫حرف زدن راجع به این موجودات
‫با گروور حس خوبی داشت.

00:02:50.958 --> 00:02:53.166
‫تا حد زیادی می‌تونستم باور کنم تخیلی‌ان.

00:02:53.791 --> 00:02:56.208
‫عجیب و غریبن، ولی بی‌خطرن.

00:02:58.708 --> 00:03:00.458
‫ولی روزی در همین مسئله هم
‫تغییری حاصل شد.

00:03:03.666 --> 00:03:06.125
‫آخه یکیشون یه روز تصمیم گرفت سراغم بیاد.

00:03:07.627 --> 00:03:14.535
‫[آب] [نوشیدنی خنک]
‫[موزه متروپولیتن هنر]

00:03:15.791 --> 00:03:19.666
‫چیزهایی که اینجا می‌بینین، تخیلی نیستن.

00:03:20.750 --> 00:03:22.916
‫وهم و خیال نیستن.

00:03:24.000 --> 00:03:30.833
‫شما اینجا شاهد حقیقی‌ترین
‫و عمیق‌ترین ابعاد وجودی خودتون هستین.

00:03:32.208 --> 00:03:33.208
‫دوستان...

00:03:34.416 --> 00:03:35.666
‫خدایان...

00:03:36.625 --> 00:03:39.541
‫هیولاها و قهرمانانی...

00:03:39.958 --> 00:03:41.833
‫که در این سرا می‌بینین،

00:03:42.833 --> 00:03:46.541
‫یادبودی از توانایی‌های خودمونن.

00:03:47.875 --> 00:03:49.708
‫خب، حالا ازتون می‌خوام...

00:03:49.833 --> 00:03:53.750
‫یکی از چیزهایی که می‌بینین رو
‫واسه گزارش کارتون انتخاب کرده...

00:03:53.775 --> 00:03:54.266
‫[آکادمی یانسی]
‫[اردوی موزه متروپولیتن هنر]

00:03:54.291 --> 00:03:56.000
‫و توصیفش کنین.

00:03:56.025 --> 00:03:56.683
‫[نام: پرسی جکسون]

00:03:56.708 --> 00:03:58.833
‫صرفا ظاهرش رو توصیف نکن،

00:04:01.041 --> 00:04:02.666
‫بلکه حس خودتون نسبت بهش رو توضیح بدین.

00:04:03.750 --> 00:04:05.500
‫هوم؟ خیلی‌خب، بیاین.

00:04:06.405 --> 00:04:14.599
<b><c.color00abfd> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده
  ..:: MiraMovie ::..</c></b>
  <b><c.colorFFC947> ..:: ZedMovie ::..</c></b>

00:04:15.708 --> 00:04:16.750
‫چی می‌بینی؟

00:04:21.125 --> 00:04:22.333
‫پرسئوس...

00:04:24.041 --> 00:04:25.125
‫خودمم.

00:04:25.500 --> 00:04:27.875
‫اوهوم، اسمت رو به یاد خودش گذاشتیم.

00:04:30.083 --> 00:04:31.708
‫واسه همین اسمش رو
‫روی من گذاشتی؟

00:04:33.125 --> 00:04:34.541
‫به خاطر قهرمان بودنشه؟

00:04:35.166 --> 00:04:37.083
‫واسه چی خیال می‌کنی قهرمان بوده؟

00:04:38.625 --> 00:04:40.250
‫آخه هیولا می‌کشت.

00:04:41.416 --> 00:04:43.958
‫واسه چی خیال می‌کنی
‫طرف هیولا بوده؟

00:04:44.583 --> 00:04:45.583
‫مامان...

00:04:47.250 --> 00:04:49.958
‫هر کسی که قهرمان جلوه کنه
‫واقعا قهرمان نیست...

00:04:50.500 --> 00:04:53.666
‫و هر کسی که هیولا جلوه کنه،
‫هیولا نیست.

00:04:54.416 --> 00:04:59.166
‫اسمت رو به یاد اون گذاشتم،
‫چون وقتی بچه بود،

00:04:59.625 --> 00:05:02.166
‫پادشاهی به شدت عصبانی
‫خودش و مادرش رو...

00:05:02.291 --> 00:05:06.125
‫تو صندوقی چوبی انداخت
‫و تو دریا ولشون کرد.

00:05:06.583 --> 00:05:12.500
‫تک و تنها بودن و ترسیده بودن.
‫مادرش هم شب‌ها دم گوشش زمزمه می‌کرد:

00:05:13.250 --> 00:05:15.583
‫«محکم بشین پرسئوس.»

00:05:16.041 --> 00:05:21.291
‫«طوفانی که واسه شکست ما ایجاد شده رو
‫با شجاعت پشت سر بذار، آخه تا وقتی...»

00:05:21.416 --> 00:05:23.166
‫«همدیگه رو داشته باشیم، شکست‌ناپذیریم.»

00:05:24.708 --> 00:05:27.583
‫اون هم در کمال ناباوری،

00:05:27.583 --> 00:05:31.500
‫تونست پایان خوشی واسه خودش رقم بزنه.

00:05:36.916 --> 00:05:38.291
‫- پرسی؟
‫- [پرسئوس...]

00:05:38.416 --> 00:05:39.708
‫مامان؟

00:05:40.083 --> 00:05:44.708
‫همین‌جام عزیز دلم! مامان جونت همین‌جاست!

00:05:45.125 --> 00:05:46.333
‫آقای جکسون،

00:05:47.000 --> 00:05:49.458
‫باید یاد بگیری خودت رو کنترل کنی،
‫متوجه شدی؟

00:05:49.583 --> 00:05:51.750
‫- با منین؟
‫- متوجه شدی؟

00:05:51.875 --> 00:05:55.583
‫دست خودش نیست خانم دادز.
‫پرسی خیلی خاصه.

00:05:55.708 --> 00:05:58.083
‫بسه دیگه.

00:06:01.250 --> 00:06:02.750
‫اصلا بهشون توجه نکن.

00:06:05.083 --> 00:06:06.291
‫وقتی خودت آمادگیش رو داشته باشی،

00:06:06.541 --> 00:06:09.833
‫خدایان بهت می‌گن باهات چیکار دارن.

00:06:11.041 --> 00:06:12.041
‫من قبولت دارم.

00:06:13.000 --> 00:06:16.208
‫ضمنا، گمون کنم این لازمت می‌شه.

00:06:16.458 --> 00:06:18.333
‫هوم؟

00:06:19.083 --> 00:06:20.166
‫گمش نکن.

00:06:20.958 --> 00:06:22.458
‫ابزار قدرتمندیه.

00:06:23.520 --> 00:06:32.492
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

00:06:33.916 --> 00:06:36.750
‫مکاتب فکری متعددی در راستای منشأ
‫این نوع قلدری ایجاد شده.

00:06:36.875 --> 00:06:39.041
‫از آسیب‌های روانی کودکی گرفته
‫تا احساس بی‌کفایتی...

00:06:39.208 --> 00:06:41.083
‫ببین، خودم متوجهم نانسی مشکلاتی داره.

00:06:41.083 --> 00:06:43.291
‫ولی دیگه دارم خسته می‌شم
‫از بس مشکلاتش رو سر من خالی می‌کنه.

00:06:44.083 --> 00:06:47.625
‫حس می‌کنم... شاید وقتشه
‫خودم کاری کنم.

00:06:48.041 --> 00:06:49.958
‫می‌تونی از آقای کین وقت جلسه بگیری.

00:06:49.958 --> 00:06:50.789
‫واقعا استاد صحبت کردن...

00:06:50.813 --> 00:06:52.416
‫در واقع، داشتم با خودم می‌گفتم
‫نانسی رو...

00:06:52.541 --> 00:06:53.666
‫تو یکی از همین سطل‌های زباله بندازم.

00:06:54.791 --> 00:06:55.791
‫آها.

00:06:55.791 --> 00:06:59.083
‫نه بابا. نه، نه، نه، نه، نه، نه.

00:06:59.208 --> 00:07:01.208
‫نه، تنها درس مهمی
‫که در قبال قلدرها گرفتم...

00:07:01.375 --> 00:07:03.625
‫از این قراره که آدم اصلا نباید
‫جلوشون وایسته.

00:07:04.708 --> 00:07:06.041
‫گمون نکنم درس درستی باشه.

00:07:07.541 --> 00:07:08.541
‫ببین...

00:07:09.250 --> 00:07:11.208
‫خودم می‌دونم شرایط اینجا
‫واسه امثال ما دشواره؛

00:07:11.833 --> 00:07:13.375
‫ولی قرار نیست تا ابد همین‌جا باشیم.

00:07:13.833 --> 00:07:15.208
‫جاهای بهتری هم تو دنیا هست.

00:07:16.791 --> 00:07:18.625
‫ای وای.

00:07:20.750 --> 00:07:21.750
‫پرسی...

00:07:22.916 --> 00:07:23.916
‫نه، نرو!

00:07:25.393 --> 00:07:27.553
‫[آب]
‫[نوشابه]

00:07:28.916 --> 00:07:30.583
‫پرسی هلم داد!

00:07:30.708 --> 00:07:32.916
‫- نانسی، حالت خوبه؟
‫- همین الان نانسی رو هل داد!

00:07:40.416 --> 00:07:43.291
‫پس اینجایی.

00:07:44.250 --> 00:07:47.833
‫ما احمق نیستیم پرسی جکسون.

00:07:48.416 --> 00:07:50.916
‫خانم دادز، حالتون خوبه؟

00:07:51.875 --> 00:07:55.375
‫بالاخره دیر یا زود پیدات می‌کردیم.

00:08:03.125 --> 00:08:06.708
‫کجاست دو رگه؟

00:08:07.458 --> 00:08:09.583
‫کجاست؟

00:08:14.259 --> 00:08:18.336
(مـیـــــرامـــــووی را در گـوگـل ســــرچ کنـیـد)

00:08:31.125 --> 00:08:32.833
‫- حالش خوبه؟
‫- مرده؟

00:08:35.166 --> 00:08:37.708
‫خواهش می‌کنم دورش رو خلوت کنین.

00:08:41.041 --> 00:08:42.208
‫چی شد؟

00:08:43.708 --> 00:08:44.958
‫خانم دادز کجاست؟

00:08:45.208 --> 00:08:47.041
‫من اصلا کاریش نداشتم!

00:08:47.416 --> 00:08:49.500
‫- خودش هلم داد.
‫- همه برین ناهارتون رو بخورین.

00:08:49.833 --> 00:08:52.083
‫چیزی نیست.
‫کافیه پرسی چند لحظه تنها باشه، همین و بس.

00:08:53.416 --> 00:08:55.958
‫متوجه نمی‌شم.
‫کسی ندید چی شد؟

00:08:55.958 --> 00:08:58.375
‫خانم دادز کجاست؟

00:09:01.166 --> 00:09:04.916
‫پرسی، چنین شخصی اصلا اینجا نیست.

00:09:07.458 --> 00:09:11.291
‫خیلی‌خب بچه‌ها، مشغول باشین.
‫بجنبین. ناهارتون رو بخورین.

00:09:16.375 --> 00:09:20.541
‫گاهی اوقات تشخیص حقیقت خیلی دشواره،

00:09:21.958 --> 00:09:25.500
‫ولی به نظرم این دفعه
‫حقیقت انکارناپذیره.

00:09:27.375 --> 00:09:28.666
‫آقای جکسون،

00:09:29.000 --> 00:09:32.208
‫تعداد قابل توجهی از همکلاسی‌هاتون
‫شاهد بحث خودت و آقای آندروود...

00:09:32.416 --> 00:09:34.250
‫با خانم بوبوفیت بودن،

00:09:34.625 --> 00:09:38.625
‫ولی جناب‌عالی اصلا توضیح ندادی
‫چی شد که تو اون فواره افتاد،

00:09:39.208 --> 00:09:40.541
‫اِم، فقط گفتی...

00:09:42.916 --> 00:09:44.750
‫«من به نانسی دست نزدم.»

00:09:46.666 --> 00:09:51.250
‫خب، نمی‌خوای حرف دیگه‌ای
‫در دفاع از خودت بزنی؟

00:09:53.833 --> 00:09:55.416
‫من به نانسی دست نزدم.

00:09:57.583 --> 00:09:58.916
‫خیلی‌خب.

00:10:00.208 --> 00:10:03.500
‫آقای آندروود؟
‫شما حرف دیگه‌ای نداری؟

00:10:08.916 --> 00:10:10.000
‫چرا.

00:10:11.708 --> 00:10:12.708
‫دارم.

00:10:13.083 --> 00:10:15.333
‫بگو.

00:10:17.958 --> 00:10:21.541
‫پرسی همون روز بهم گفته بود
‫می‌خواد بلاهایی رو که نانسی...

00:10:21.541 --> 00:10:23.541
‫- سرمون آورده، تلافی کنه.
‫- گروور؟

00:10:24.000 --> 00:10:26.375
‫ضمنا، واقعه دم فواره رو
‫هم درست تعریف نمی‌کنه.

00:10:26.375 --> 00:10:27.875
‫- گروور!
‫- عذر می‌خوام.

00:10:28.125 --> 00:10:32.416
‫منظورت اینه که شاهد حمله
‫آقای جکسون به خانم بوبوفیت بودی؟

00:10:40.291 --> 00:10:41.291
‫آره،

00:10:42.000 --> 00:10:43.000
‫شاهد بودم.

00:10:52.375 --> 00:10:53.791
‫این مسائل اصلا راحت نیست.

00:10:55.708 --> 00:10:56.708
‫نه واسه خودت راحته،

00:10:57.500 --> 00:10:58.583
‫نه واسه ما راحته.

00:10:59.541 --> 00:11:01.416
‫من خیلی نگرانتم پرسی.

00:11:02.000 --> 00:11:03.750
‫خودم شاهد واقعه موزه بودم.

00:11:03.875 --> 00:11:05.916
‫من به نانسی دست نزدم.

00:11:06.083 --> 00:11:07.958
‫خودم می‌دونم دست نزدی.

00:11:09.833 --> 00:11:13.666
‫حداقل می‌دونم به خیال خودت
‫دست نزدی.

00:11:16.250 --> 00:11:19.166
‫نمی‌خوای بهم بگی
‫به نظر خودت چی شده بود؟

00:11:19.958 --> 00:11:23.333
‫می‌تونی بهم بگی.
‫ممکنه واقعا درک کنم.

00:11:23.666 --> 00:11:24.791
‫می‌خواین شرط ببندیم؟

00:11:25.416 --> 00:11:27.208
‫پرسی...

00:11:28.625 --> 00:11:32.791
‫من در جوانی خودم شاهد وقوع این مشکلات
‫واسه جوانان زیادی بودم،

00:11:33.875 --> 00:11:36.250
‫ولی گمون کنم مسیر زندگی تو...

00:11:37.458 --> 00:11:39.791
‫از همه‌شون دشوارتر باشه.

00:11:40.625 --> 00:11:43.875
‫گمون کنم تو فرد خاصی هستی.

00:11:44.500 --> 00:11:48.541
‫- خودت هم خبر نداری چقدر خاصی.
‫- ای بابا... بس کنین.

00:11:49.125 --> 00:11:51.833
‫خب؟ لازم نیست باز هم
‫برام داستان‌سرایی کنن...

00:11:51.958 --> 00:11:54.541
‫که خودم خبر ندارم چقدر خاصم.

00:11:54.875 --> 00:11:55.916
‫به دردم نمی‌خوره.

00:11:56.500 --> 00:11:58.208
‫اومدن دنبالم. می‌رم خونه.

00:12:00.367 --> 00:12:02.313
‫[آکادمی یانسی]

00:12:18.625 --> 00:12:21.083
‫لوله‌کشی این ساختمون هیچ مشکلی نداره.

00:12:21.458 --> 00:12:22.750
‫شاید بهتر باشه بری دکتر.

00:12:22.916 --> 00:12:24.458
‫از کجا می‌دونی خودم دکتر نیستم، ها؟

00:12:24.458 --> 00:12:26.333
‫به نظرت بهتر نیست بیشتر میوه بخوری؟

00:12:26.458 --> 00:12:30.541
‫آهای! من کلی میوه می‌خورم.
‫بهتر نیست خودت بیشتر میوه بخوری؟

00:12:33.833 --> 00:12:35.750
‫عه! سلام پرسی.

00:12:36.583 --> 00:12:38.333
‫سلام ادی، شرمنده‌ام.

00:12:38.916 --> 00:12:43.083
‫من دارم میام بیرون، تو داری می‌ری تو.
‫خودم باید شرمنده‌ات باشم.

00:12:53.958 --> 00:12:56.791
‫خـ... ای وای، سلام.

00:12:57.668 --> 00:12:57.975
‫[ویلسون]
‫[شماره ۲]

00:12:58.000 --> 00:13:00.333
‫به خونه خوش اومدی نابغه خان.

00:13:01.583 --> 00:13:02.791
‫مامانم از سر کار اومده؟

00:13:02.791 --> 00:13:04.958
‫عه، حرف دیگه‌ای نداری؟ ها؟

00:13:05.583 --> 00:13:08.708
‫- خیر سرت رفوزه شدی و اخراجت کردن!
‫- رفوزه نشدم.

00:13:08.833 --> 00:13:10.958
‫مدیرتون زنگ زده بود
‫و همین رو می‌گفت.

00:13:11.125 --> 00:13:12.375
‫گفت اخراجت کردن.

00:13:13.333 --> 00:13:14.666
‫اون‌ها که به گوشی مامان زنگ زده بودن.

00:13:15.458 --> 00:13:18.333
‫- گوشی مامان رو جواب داده بودی؟
‫- هرچی زنگ بخوره جواب می‌دم.

00:13:19.791 --> 00:13:21.791
‫خب، واسه چی اخراجت کردن، هوم؟

00:13:22.583 --> 00:13:24.750
‫گفت تو اردو به بچه‌ای حمله کرده بودم.

00:13:27.125 --> 00:13:28.125
‫خیلی‌خب.

00:13:28.750 --> 00:13:32.000
‫خیلی‌خب، اگه... ولی اگه همچنان
‫قراره تو خونه من زندگی کنی،

00:13:32.833 --> 00:13:34.833
‫- باید از قوانین خودم پیروی کنی.
‫- تو خونه تو؟

00:13:34.958 --> 00:13:37.791
‫- اینجا که فقط مامان خودم شاغله.
‫- جانم؟

00:13:38.500 --> 00:13:41.500
‫من هم شاغلم. خیال کردی
‫الان دارم چیکار می‌کنم؟

00:13:42.041 --> 00:13:43.958
‫داری پوکر خیالی رو می‌بازی.

00:13:44.333 --> 00:13:46.375
‫بچه‌ای، واسه همین چنین خیالی می‌کنی...

00:13:46.500 --> 00:13:48.916
‫- و مسائلی رو درک نمی‌کنی که...
‫- مامانم کجاست؟

00:13:49.125 --> 00:13:50.125
‫نمی‌دونم.

00:13:50.250 --> 00:13:52.875
‫نمی‌دونم مامانت کجاست.
‫من که نوستراداموس نیستم.

00:13:53.250 --> 00:13:56.041
‫این دیگه چه وضعشه پرسی؟
‫وضعمون همیشه همینه‌ها!

00:13:57.083 --> 00:13:59.333
‫عجب! عجب!

00:14:07.500 --> 00:14:09.875
‫♪ ولی الان موج محکم‌تر شده ♪

00:14:10.333 --> 00:14:15.666
‫♪ نه، هرچقدر هم که زور بزنم، خلاص نمی‌شم، ♪
‫♪ ولی تو قانعم کردی... ♪

00:14:15.791 --> 00:14:18.041
‫♪ کلا خیالاتی شدم عزیز دلم ♪

00:14:18.333 --> 00:14:19.666
‫مامان...

00:14:22.791 --> 00:14:24.339
‫خیلی عذر می‌خوام.
‫این دفعه واقعا سعی کرده بودم.

00:14:24.363 --> 00:14:25.708
‫خودت که می‌دونی اخیرا
‫چقدر زحمت کشیدم،

00:14:25.708 --> 00:14:29.250
‫ولی این دفعه واقعا تقصیر خودم نبود.
‫واقعا تقصیر خودم نبود.

00:14:29.750 --> 00:14:30.833
‫♪ آخه اگه باران نباره... ♪

00:14:30.833 --> 00:14:32.041
‫دیگه خیس شدم.

00:14:32.583 --> 00:14:35.041
‫ببخشید.
‫آخه خیلی از دیدنت خوشحالم.

00:14:35.791 --> 00:14:38.083
‫دیدم گیب داره تلفنی
‫با مدیرتون صحبت می‌کنه،

00:14:38.250 --> 00:14:40.625
‫بهم گفت به خیال خودش
‫با نانسی بوبوفیت چیکار کردی.

00:14:41.250 --> 00:14:44.041
‫من بهش گفتم حرف بچه خودم رو باور می‌کنم.
‫صحبتمون خیلی زود تموم شد.

00:14:45.791 --> 00:14:48.750
‫ببین، فقط همین مهمه
‫که الان اینجایی، خب؟

00:14:49.666 --> 00:14:52.291
‫من هم فرصت داشتم...

00:14:53.458 --> 00:14:55.250
‫هدیه خوش‌آمدگوییت رو تحویل بگیرم.

00:15:04.666 --> 00:15:08.125
‫آقای برونر هم باهام تماس گرفت.
‫جریان گروور رو برام تعریف کرد.

00:15:09.791 --> 00:15:10.958
‫می‌خوای صحبت کنیم؟

00:15:15.333 --> 00:15:17.833
‫نمی‌خوای راجع به مسئله دیگه‌ای صحبت کنیم؟

00:15:21.500 --> 00:15:28.125
‫اتفاقی برام افتاد.
‫چند وقته که اتفاقی داره برام می‌افته.

00:15:29.041 --> 00:15:33.291
‫فراتر از خیال‌بافیمه،
‫بدتر شد و بعدش...

00:15:36.166 --> 00:15:37.250
‫می‌ترسم.

00:15:40.958 --> 00:15:42.791
‫- گیب؟
‫- مامان؟

00:15:45.000 --> 00:15:47.458
‫نمی‌دونم چطور ازم انتظار دارین...

00:15:47.583 --> 00:15:50.625
‫- کاری از پیش ببرم...
‫- من و پرسی می‌ریم مونتاوک.

00:15:50.750 --> 00:15:52.416
‫مـ... ماشین رو تا یکشنبه صبح برمی‌گردونم.

00:15:52.416 --> 00:15:54.708
‫عه، عه، عه، عه، عه.
‫از کی تا حالا می‌رین مونتاوک؟

00:15:54.708 --> 00:15:58.166
‫همین که تماسم با یانسی قطع شد،
‫زنگ زدم و جا رزرو کردم.

00:15:58.583 --> 00:15:59.583
‫یانسی دیگه کیه؟

00:16:00.500 --> 00:16:01.500
‫اسم مدرسه‌شونه.

00:16:02.833 --> 00:16:03.833
‫خیلی‌خب.

00:16:05.041 --> 00:16:10.625
‫- خب، دقیقا چرا نباید مشکلی داشته باشم؟
‫- چون یکشنبه که دارم برمی‌گردم،

00:16:10.625 --> 00:16:13.416
‫یه سر می‌رم ساندویچی «دی‌آنجلو»
‫که قبل بازی ساندویچ بگیرم،

00:16:13.583 --> 00:16:16.333
‫ولی اگه اذیتم کنی،
‫در هر صورت می‌رم...

00:16:16.333 --> 00:16:19.750
‫و بعدش بازی رو از رادیو گوش می‌کنم
‫و ساندویچ جفتمون رو...

00:16:19.750 --> 00:16:21.416
‫- تنهایی می‌خورم.
‫- خودت که می‌دونی اصلا خوشم نمیاد...

00:16:21.416 --> 00:16:22.958
‫- بازی تیم «نیکس» رو تنهایی تماشا کنم.
‫- خودم هم اصلا خوشم نمیاد!

00:16:22.958 --> 00:16:25.666
‫چـ... لطفا حواست باشه حتما تو ساندویچم
‫فلفل تند بزنن، خب؟

00:16:25.875 --> 00:16:28.375
‫- اگه این‌جوری بگی گوش نمی‌دم.
‫- گفتم «لطفا» دیگه.

00:16:33.375 --> 00:16:36.000
‫می‌شه لطفا بهشون بگی...

00:16:36.250 --> 00:16:38.750
‫- تو ساندویچم فلفل تند بریزن؟
‫- قبوله.

00:16:42.166 --> 00:16:44.458
‫با کفش سوار ماشینم نمی‌شی‌ها.

00:16:44.625 --> 00:16:45.666
‫فهمیدی چی گفتم؟

00:16:47.791 --> 00:16:50.500
‫کلی حرف داریم،
‫اِم، ولی طوفان داره...

00:16:50.500 --> 00:16:52.708
‫شدیدتر می‌شه،
‫پس بیا زودتر راه بیفتیم.

00:16:52.708 --> 00:16:56.458
‫دم ساحل صحبت می‌کنیم، خب؟
‫وسایلت رو جمع کن. باید راه بیفتیم.

00:17:23.333 --> 00:17:26.250
‫تو کی هستی؟

00:17:28.958 --> 00:17:33.583
‫خیلی ضعیفی. خیلی ترسیدی.

00:17:33.958 --> 00:17:36.250
‫خیلی غمگینی.

00:17:37.166 --> 00:17:42.958
‫تا بلایی سرت نیومده
‫فرار کن قهرمان کوچولو.

00:17:51.833 --> 00:17:52.833
‫رسیدیم.

00:17:55.041 --> 00:17:56.041
‫با شماره سه پیاده بشیم؟

00:17:57.791 --> 00:17:58.791
‫آماده‌ای؟

00:17:59.416 --> 00:18:03.125
‫یک، دو... سه!

00:18:33.041 --> 00:18:35.791
‫مارشمالوی خوب پیدا کردم.
‫زود نمی‌سوزه.

00:18:37.583 --> 00:18:39.541
‫گمون نکنم مارشمالوها
‫مشکلی داشته بوده باشن،

00:18:39.541 --> 00:18:41.000
‫حواس خودم نبود.

00:18:53.958 --> 00:18:54.958
‫مامان...

00:18:56.416 --> 00:18:58.083
‫باید راجع به مسئله‌ای باهات صحبت کنم.

00:19:06.083 --> 00:19:10.291
‫به حس و حال عجیب و غریب عادت دارم.
‫عادت دارم کل دنیا باهام غریبه باشن.

00:19:11.000 --> 00:19:13.958
‫انگار پازلی‌ام که نصف تکه‌هام رو
‫اشتباه چیدن.

00:19:16.166 --> 00:19:19.750
‫سعی می‌کنم حواسم رو جمع کنم.
‫واقعا سعی می‌کنم، ولی...

00:19:21.125 --> 00:19:24.166
‫یهو خیال‌بافی می‌کنم.
‫دست خودم نیست؛

00:19:27.250 --> 00:19:28.250
‫اما اخیرا...

00:19:29.291 --> 00:19:33.500
‫انگار خیال‌بافی نمی‌کنم.
‫انگار...

00:19:34.750 --> 00:19:38.708
‫چه بدونم.
‫گمون کنم واقعی‌تر شدن؟

00:19:41.875 --> 00:19:43.458
‫بعدش هم که رفته بودیم موزه...

00:19:45.041 --> 00:19:46.166
‫چیزی دیدی.

00:19:50.625 --> 00:19:55.500
‫چیزی دیدی که به نظرت واقعی بود،
‫ولی بقیه نمی‌دیدنش؟

00:20:08.458 --> 00:20:09.916
‫خانمه بهت چی گفت؟

00:20:13.875 --> 00:20:17.583
‫خانمه؟ از کجا می‌دونستی خانم بود؟

00:20:22.083 --> 00:20:24.500
‫می‌دونی چرا هر سال به این کلبه میایم؟

00:20:24.708 --> 00:20:27.000
‫آخه نزدیک انبار فاضلاب خانگیه،
‫واسه همین ارزونه.

00:20:27.000 --> 00:20:29.458
‫مامان، از کجا می‌دونستی چی دیدم؟

00:20:29.458 --> 00:20:31.541
‫هر سال میایم اینجا،
‫چون همین‌جا...

00:20:31.541 --> 00:20:32.958
‫با پدرت آشنا شده بودم.

00:20:36.166 --> 00:20:39.458
‫بابام؟ این اتفاقات به بابام چه ربطی داره؟

00:20:47.791 --> 00:20:50.833
‫من خیلی وقت پیش...

00:20:52.250 --> 00:20:55.291
‫دم همین ساحل
‫با مردی آشنا شدم.

00:20:55.291 --> 00:21:01.375
‫خیلی عاقل، شجاع، مهربون... و شریف بود.

00:21:02.333 --> 00:21:05.750
‫همین که دیدمش،
‫می‌دونستم...

00:21:07.958 --> 00:21:11.958
‫به عمرم چنین آدمی ندیده بودم.

00:21:13.125 --> 00:21:19.958
‫لعدش متوجه شدم با کل افرادی
‫که به عمرم دیده بودم فرق داشت...

00:21:22.833 --> 00:21:28.583
‫آخه... اصلا آدم نبود.
‫از خدایان بود.

00:21:35.375 --> 00:21:38.375
‫عاشق خدا شدی؟ یعنی...

00:21:39.666 --> 00:21:41.041
‫یعنی... عاشق حضرت مسیح شدی؟

00:21:42.250 --> 00:21:47.250
‫خدا نبود. از خدایان بود. پرسی...

00:21:49.125 --> 00:21:50.208
‫داستان‌هایی...

00:21:51.208 --> 00:21:56.333
‫که از خدایان، قهرمانان و هیولاهای یونان
‫برات تعریف کردم واقعی‌ان.

00:21:56.458 --> 00:21:58.791
‫- مامان...
‫- داستان‌هایی تعریف کرده بودم...

00:21:58.916 --> 00:22:00.625
‫که خدایان و انسان‌های عادی...

00:22:00.750 --> 00:22:02.750
‫- گاهی اوقات با هم بچه‌دار می‌شن...
‫- مامان، خواهش می‌کنم بس کن.

00:22:02.750 --> 00:22:03.958
‫- و بچه‌هاشون نیمه‌خدا محسوب می‌شن...
‫- مامان!

00:22:03.958 --> 00:22:07.000
‫و گاهی اوقات دو رگه خطاب می‌شن.

00:22:09.791 --> 00:22:13.166
‫هیولائه همین‌جوری خطابم کرده بود.
‫مامان، جریان چیه؟

00:22:13.166 --> 00:22:14.625
‫تو دو رگه‌ای.

00:22:16.708 --> 00:22:19.916
‫دو رگه‌ها هم تو دنیا در امان نیستن.

00:22:21.416 --> 00:22:24.708
‫وقتی به سن خاصی برسن
‫و کم‌کم...

00:22:26.125 --> 00:22:31.375
‫هویتشون رو کشف کنن،
‫نیروهای وحشتناکی رو به خودشون جلب می‌کنن...

00:22:31.500 --> 00:22:35.291
‫که می‌خوان تا طرف قدرتمند نشده
‫و توان مبارزه نداره، کارش رو تموم کنن.

00:22:35.708 --> 00:22:39.541
‫حست به همین خاطر بوده.

00:22:39.875 --> 00:22:43.625
‫از اولش همین‌طور بودی، از اولش قرار بود
‫همین‌طوری بشه، ولی من...

00:22:43.750 --> 00:22:44.916
‫چرا داری چنین حرفی بهم می‌زنی؟

00:22:44.916 --> 00:22:47.708
‫پرسی، خودم می‌دونم درکش دشواره،

00:22:47.708 --> 00:22:49.666
‫ولی باید حرفم رو باور کنی،
‫راست می‌گم.

00:22:49.666 --> 00:22:55.875
‫نه‌خیر، خیلی مسخره است. خب؟ من خدا نیستم.
‫مغزم مشکل داره.

00:22:56.000 --> 00:22:59.291
‫خودم می‌فهمم عجیب و غریبم،
‫باور کن، می‌فهمم،

00:22:59.708 --> 00:23:02.083
‫ولی الان دیگه می‌ترسم
‫مشکل خیلی جدی شده باشه.

00:23:02.083 --> 00:23:02.863
‫وای عزیز دلم، نه...

00:23:02.887 --> 00:23:04.875
‫تو... تو هم داری برام
‫داستان تعریف می‌کنی...

00:23:05.000 --> 00:23:06.750
‫که حالم بهتر بشه؟

00:23:06.958 --> 00:23:10.166
‫خب، من که بچه نیستم!
‫خودم می‌دونم هیولایی وجود نداره،

00:23:10.166 --> 00:23:13.583
‫خودم می‌دونم خدایان وجود ندارن
‫و کاملا مطمئنم...

00:23:13.833 --> 00:23:16.500
‫نیمه‌خدایان وجود ندارن.

00:23:16.625 --> 00:23:18.500
‫کیه؟

00:23:19.333 --> 00:23:21.416
‫- خانم جکسون؟ منم، گروور.
‫- گرووره؟

00:23:21.416 --> 00:23:24.291
‫می‌شه گفت مسئله خیلی مهمیه.
‫می‌شه یکی در رو باز کنه؟

00:23:24.291 --> 00:23:27.708
‫واسه چی اومده اینجا؟
‫نمی‌خوام ببینمش. وایستا مامان...

00:23:28.458 --> 00:23:30.791
‫گفته بودم شب اینجا می‌مونیم،
‫خودت گفته بودی می‌تونیم صبح بریم.

00:23:30.916 --> 00:23:32.875
‫شرمنده، زود اومدم،
‫ولی چاره‌ای نداشتم.

00:23:33.333 --> 00:23:35.416
‫شرایط عوض شده،
‫اصلا انتظار نداشتیم همه‌چی...

00:23:35.541 --> 00:23:37.291
‫- به این زودی رخ بده؟
‫- به این زودی؟

00:23:38.291 --> 00:23:40.916
‫بهتر بود اول از خودم می‌پرسیدی و بعدش...
‫نمی‌دونم می‌خوای چی بگی...

00:23:40.916 --> 00:23:43.041
‫ولی نمی‌خوام... گوش بدم. گروور؟

00:23:43.291 --> 00:23:44.291
‫پرسی.

00:23:44.541 --> 00:23:46.500
‫- خیلی‌خب، قراره اتفاقی رخ بده...
‫- گروور.

00:23:46.500 --> 00:23:48.166
‫- خودم می‌دونم خبر ناخوش‌آیندیه،
‫- گروور؟

00:23:48.166 --> 00:23:49.625
‫ولی خیلی مهمه که وحشت نکنیم.

00:23:49.791 --> 00:23:50.833
‫من که وحشت نکردم.

00:23:50.958 --> 00:23:53.583
‫- گروور!
‫- چه عالی! من هم اصلا وحشت نکردم.

00:23:53.583 --> 00:23:55.333
‫به نظرم فعلا خیلی خوب پیش رفتیم...

00:23:55.333 --> 00:23:56.666
‫- گروور!
‫- چیه؟

00:23:56.958 --> 00:23:59.250
‫گروور، چرا یه بز نصفه تو شلوارته؟

00:23:59.375 --> 00:24:00.375
‫آها، اِم...

00:24:02.166 --> 00:24:05.166
‫آها! ای وای، بهت نگفته...

00:24:06.458 --> 00:24:09.000
‫- جریان من رو بهش نگفتی؟
‫- زود اومدی دیگه.

00:24:13.083 --> 00:24:14.750
‫خب، خیلی مهمه که وحشت نکنیم.

00:24:15.208 --> 00:24:17.333
‫بقیه‌اش رو تو ماشین می‌گیم.
‫بیاین بریم.

00:24:24.375 --> 00:24:27.000
‫من وظیفه داشتم تا این لحظه راهنماییت کنم.

00:24:27.333 --> 00:24:29.875
‫نیمه‌خدایان جوان همیشه خیلی احساساتی می‌شن،

00:24:30.000 --> 00:24:32.500
‫- واسه همین حتما باید ازشون حمایت کرد...
‫- تو کی هستی؟

00:24:33.791 --> 00:24:37.416
‫- گروور هستم. بهترین دوستتم و...
‫- چی هستی؟

00:24:40.875 --> 00:24:45.875
‫- ساتیرم. محافظت هم هستم.
‫- محافظمی؟

00:24:46.333 --> 00:24:47.958
‫اگه کاری نمی‌کردم
‫از مدرسه اخراجت کنن،

00:24:47.958 --> 00:24:49.541
‫اصلا تا صبح زنده نمی‌موندی.

00:24:49.750 --> 00:24:52.125
‫ضمنا، موجودی که الان دنبالمونه،
‫خیلی راحت اونجا پیدات می‌کرد.

00:24:56.125 --> 00:24:57.125
‫عذر می‌خوام.

00:24:58.958 --> 00:25:02.000
‫معمولا خیلی زود خطر رو حس می‌کنم،
‫ولی این دفعه...

00:25:02.666 --> 00:25:04.291
‫خب، هیچ‌کدوممون نفهمیدیم دادز داره میاد.

00:25:06.125 --> 00:25:07.125
‫پس خبر داشتی.

00:25:07.958 --> 00:25:10.791
‫تو هم دیدی دادز به اون موجود تبدیل شد؟

00:25:11.416 --> 00:25:13.583
‫- چرا چیزی نگفته بودی؟
‫- برخی وقایع رو دیدم.

00:25:14.458 --> 00:25:17.500
‫مه حتی از ما هم پنهانش کرده بود
‫و بعدش دیگه کار از کار گذشت.

00:25:17.666 --> 00:25:19.416
‫مه؟ مه دیگه چیه؟

00:25:20.250 --> 00:25:24.541
‫مه اصلی رو می‌گم. پرده بین
‫دنیای جادویی و دنیای انسان‌ها محسوب می‌شه.

00:25:24.750 --> 00:25:27.235
‫پای من رو مخفی می‌کنه.
‫بال دادز رو مخفی می‌کنه.

00:25:27.259 --> 00:25:28.875
‫حتی غیاب دادز رو مخفی می‌کنه،

00:25:29.166 --> 00:25:32.500
‫ولی نباید چیزی رو از خودم مخفی کنه.
‫چنین اتفاقی بی‌سابقه است.

00:25:32.791 --> 00:25:34.291
‫پای موجود قدرتمندی در میونه.

00:25:34.500 --> 00:25:36.666
‫بهتره زودتر به کمپ برسیم تا...

00:25:38.041 --> 00:25:41.416
‫- جریان کمپ رو بهش گفتی دیگه، مگه نه؟
‫- نه، هنوز نگفتم.

00:25:42.041 --> 00:25:44.875
‫کمپ پناهگاه دو رگه‌ها محسوب می‌شه.

00:25:44.875 --> 00:25:46.375
‫مکان امنیه که اونجا فرصت می‌کنی...

00:25:46.375 --> 00:25:49.208
‫با هویتت و شرای دنیای آن سوی مه آشنا بشی.

00:25:49.500 --> 00:25:52.000
‫اِم، راستش، خیلی نمونده،
‫کمی جلوتر از همون پیچه.

00:25:53.125 --> 00:25:55.041
‫مامان، دیگه چی رو بهم نگفتی؟

00:25:57.333 --> 00:25:58.708
‫دیگه چی رو بهم نگفتی؟

00:26:03.708 --> 00:26:04.750
‫مینوتوره؟

00:26:05.125 --> 00:26:08.875
‫وقتی به کسی حمله کنه، اصلا دست نمی‌کشه.
‫خب؟ دادز تازه اولش بود.

00:26:09.166 --> 00:26:11.833
‫الان نوبت اونه. خـ... خیلی خشنه.
‫خیلی بی‌رحمه.

00:26:11.833 --> 00:26:13.583
‫هنوز زیرشلواری پاشه.

00:26:18.250 --> 00:26:20.250
‫داشتم با کارت‌های «جادوی اساطیری»
‫بهت آموزش می‌دادم.

00:26:20.375 --> 00:26:22.541
‫داشتم همه‌جوره بهت آموزش می‌دادم
‫که واسه وقایع بعدی آماده باشی.

00:26:22.541 --> 00:26:23.875
‫وقایع بعدی از چه قراره؟

00:26:23.875 --> 00:26:25.166
‫- بچه‌ها.
‫- چیه؟

00:26:25.291 --> 00:26:27.458
‫- راستش، من ۲۴ساله‌ام.
‫- لطفا محکم بشینین.

00:27:46.208 --> 00:27:47.500
‫همه خوبین؟

00:27:47.708 --> 00:27:50.958
‫- آره، خوبم.
‫- خیلی‌خب.

00:27:56.041 --> 00:27:57.041
‫از این طرف!

00:28:09.041 --> 00:28:14.041
‫رسیدیم. مرزش همون‌جاست.
‫هیچ هیولایی نمی‌تونه ازش رد بشه.

00:28:15.625 --> 00:28:17.458
‫پرسی اون طرفش در امانه.

00:28:18.541 --> 00:28:21.375
‫«پرسی در امانه...»
‫ولی مگه همه‌مون در امان نیستیم؟

00:28:26.208 --> 00:28:32.041
‫گروور، بهت اعتماد می‌کنم
‫که از پسرم، تک‌فرزندم، محافظت کنی.

00:28:32.041 --> 00:28:35.500
‫نگران نباش خانم حکسون،
‫پرسی تو کمپ کاملا در امانه...

00:28:35.500 --> 00:28:36.583
‫سوگند بخور.

00:28:37.666 --> 00:28:40.250
‫- جریان چیه؟
‫- سوگند بخور گروور!

00:28:40.708 --> 00:28:43.208
‫سوگند بخور مقابل هر کسی
‫که بخواد بلایی سرش بیاره...

00:28:43.208 --> 00:28:46.666
‫و چپ‌چپ نگاهش می‌کنهف
‫ازش محافظت کنی.

00:28:46.666 --> 00:28:49.208
‫- فهمیدی چی گفتم؟
‫- سوگند می‌خورم!

00:29:00.583 --> 00:29:04.000
‫- من باید برم عزیز دلم.
‫- بری؟ یعنی چی که بری؟

00:29:04.000 --> 00:29:05.500
‫نمی‌تونم باهات بیام.

00:29:06.583 --> 00:29:09.208
‫- چرا نمی‌تونی؟
‫- آخه انسانه.

00:29:15.916 --> 00:29:17.458
‫الان دیگه باید شجاع باشی.

00:29:18.625 --> 00:29:19.845
‫آموزه‌هام رو به خاطر بیار.

00:29:19.869 --> 00:29:22.083
‫داستان‌هایی که برات
‫تعریف کردم رو به خاطر بیار.

00:29:22.083 --> 00:29:23.384
‫داستان‌ها رو حتما به خاطر بیار،
‫از داستان‌ها می‌فهمی...

00:29:23.408 --> 00:29:23.833
‫نه.

00:29:23.833 --> 00:29:25.875
‫- همه‌چی...
‫- امکان نداره! مامان، من تنهات نمی‌ذارم!

00:29:25.875 --> 00:29:27.958
‫پرسئوس! ببین چی می‌گم.

00:29:29.666 --> 00:29:30.666
‫تو...

00:29:31.875 --> 00:29:33.875
‫مشکلی نداری.

00:29:36.083 --> 00:29:37.500
‫تو منحصر به فردی.

00:29:39.333 --> 00:29:40.625
‫تو معجزه‌ای.

00:29:43.041 --> 00:29:44.500
‫ضمنا، پسر منی.

00:29:48.833 --> 00:29:50.333
‫محکم باش.

00:29:52.583 --> 00:29:54.000
‫طوفان رو با شجاعت پشت سر بذار.

00:29:56.958 --> 00:29:58.041
‫خیلی دوستت دارم.

00:30:04.208 --> 00:30:05.958
‫باید بریم.

00:30:05.958 --> 00:30:08.750
‫- کاپشنت رو بده من.
‫- واسه چی؟ می‌خوای چیکار کنی؟

00:30:08.875 --> 00:30:10.958
‫بوی دو رگه رو گرفته،
‫رد بوش رو گرفته، مگه نه؟

00:30:11.375 --> 00:30:13.125
‫- درسته.
‫- خب، پس شاید اگه...

00:30:13.250 --> 00:30:14.958
‫بوت رو از دو جهت حس کنه،
‫بتونم گیجش کنم...

00:30:15.083 --> 00:30:16.625
‫و فرصت جور کنم
‫که فرار کنیم.

00:30:16.750 --> 00:30:18.458
‫- مامان، خواهش می‌کنم نرو...
‫- ببین!

00:30:19.708 --> 00:30:20.875
‫چیزی نمی‌شه.

00:30:41.458 --> 00:30:43.583
‫برو! زود باش!

00:31:01.000 --> 00:31:03.041
‫آهای! اینجا رو!

00:31:06.041 --> 00:31:08.041
‫بیا ببینم. بیا ببینم.

00:31:15.666 --> 00:31:18.666
‫نه، نه، نه، نه، نه، نه، نه، نه...

00:31:21.250 --> 00:31:22.458
‫مامان!

00:31:24.166 --> 00:31:27.291
‫مامان!

00:31:52.375 --> 00:31:56.750
‫پـ... پرسی! پرسی، نه!

00:33:15.000 --> 00:33:17.041
‫حالش خوبه؟

00:33:17.250 --> 00:33:18.958
‫- تنهاست؟
‫- چطور ممکنه؟

00:33:18.958 --> 00:33:20.541
‫- آره.
‫- آره، چیزیش نیست.

00:33:20.666 --> 00:33:21.916
‫حتما خودشه.

00:33:22.708 --> 00:33:24.083
‫ساکت باش آنابث.

00:33:25.208 --> 00:33:28.958
‫داره بیدار می‌شه. لطفا همگی
‫دورش رو خلوت کنین.

00:33:31.083 --> 00:33:33.958
‫به کمپ خوش اومدی پرسی جکسون.

00:33:35.625 --> 00:33:37.250
‫منتظرت بودیم.

00:33:37.275 --> 00:33:40.109
‫«پس از تیتراژ رو از دست ندین.»

00:33:40.134 --> 00:33:50.672
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

00:35:11.711 --> 00:35:19.023
‫«پرسی جکسون و المپ‌نشینان»

00:35:27.375 --> 00:35:29.125
‫مسابقات رو آغاز می‌کنیم!

00:35:34.875 --> 00:35:37.375
‫خیلی مهم بود بیام اینجا،
‫آخه پدرم از خدایانه.

00:35:38.333 --> 00:35:39.625
‫واسه همین می‌رم پیداش کنم.