﻿WEBVTT

00:00:04.081 --> 00:00:37.863
<b><c.color00abfd> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده
  ..:: MiraMovie ::..</c></b>
  <b><c.colorFFC947> ..:: ZedMovie ::..</c></b>

00:00:39.789 --> 00:00:43.001
‫من طحالت رو می‌کشم بیرون
‫و میدم شوهرت بخورتش!

00:00:43.001 --> 00:00:44.586
‫ای وای، نکنی‌مون

00:00:44.586 --> 00:00:48.089
‫وای مورتی، بهتره زودتر فرار کنیم
‫تا این نفهمیده شوهر یعنی چی

00:00:48.089 --> 00:00:50.842
‫این کارناوال کابوس‌ها قبلنا ترسناک بود، نه؟

00:00:50.842 --> 00:00:53.178
‫- ما خیلی گرگ بارون‌دیده شدیم
‫- حس گوهیه، می‌دونی؟

00:00:53.178 --> 00:00:55.555
‫چون حال میده هرازگاهی آدم وحشت کنه

00:00:55.555 --> 00:00:59.267
‫درست شنیدم که رفیق‌های من
‫دنبال یه ترس باحال و سنتی هستن؟

00:00:59.267 --> 00:01:01.144
‫خب بهتر می‌بود که فال‌گوش واینستی

00:01:01.144 --> 00:01:03.938
‫آره تو اصلاً کی هستی؟
‫این کت‌شلوارت یعنی اینجا کار می‌کنی

00:01:03.938 --> 00:01:05.565
‫یا یعنی اصلاً اینجا کار نمی‌کنی؟

00:01:05.565 --> 00:01:08.318
‫بنده هم مثل شما
‫از خبرگانِ ترس هستم

00:01:08.318 --> 00:01:11.112
‫و همچنین اهل زمین‌ام.
‫و شما می‌دونستید که زمین

00:01:11.112 --> 00:01:14.228
‫خانۀ وحشتناک‌ترین مکان در کهکشانـه؟

00:01:14.491 --> 00:01:15.761
‫اگه بخواین می‌تونم نشون‌تون بدم

00:01:16.117 --> 00:01:17.410
‫والا مسیرمون همون‌طرفی بود

00:01:18.953 --> 00:01:21.414
‫- اینجا رو بپیچ چپ. نزدیکیم
‫- ما خودمون آدرس زمین رو بلدیم

00:01:21.414 --> 00:01:23.583
‫برای امثال شما عزیزان که
‫همه‌چیز رو دیدن،

00:01:23.917 --> 00:01:26.795
‫فقط چندتا ترس واقعی محدود مونده
‫که بهشون غلبه نکردید

00:01:26.795 --> 00:01:30.215
‫و یکی از اون ترس‌ها همین بغلـه

00:01:31.798 --> 00:01:33.305
‫[ رستوران دنی ]

00:01:33.718 --> 00:01:36.137
‫- باشه، جریان چیه؟
‫- این بی‌انصافیـه

00:01:36.137 --> 00:01:38.515
‫دنی یه رستوران زنجیره‌ای باحاله که
‫به آدمایی که تا نصفه‌شب بیدارن

00:01:38.515 --> 00:01:40.016
‫- غذای پُر از نشاسته میده
‫- جوک ضایعی بود، رفیق

00:01:40.016 --> 00:01:41.643
‫نه، جاش همین‌جاست

00:01:42.477 --> 00:01:44.546
‫براتون آرزوی موفقیت می‌کنم
‫من برم یه صبحونه انگلیسی بگیرم

00:01:45.146 --> 00:01:48.233
‫- طرف فقط می‌خواست برسونیمش، نه؟
‫- والا خوب ایستگاه‌مون کرد

00:01:49.234 --> 00:01:50.944
‫خب حالا که تا اینجا اومدیم...

00:01:51.778 --> 00:01:53.738
‫خب! صبحونه انگلیسی،
‫اسلم‌ساندویچ بزرگ،

00:01:53.738 --> 00:01:56.032
‫پنکیک پاپی، اسلم‌برگر،
‫دوتا میلک‌شیک...

00:01:56.032 --> 00:01:57.575
‫و یک چدار تات.

00:01:57.575 --> 00:01:59.744
‫صورت‌حساب رو خواستید بهم بگید،
‫و اگه برای «حفره» اومدید،

00:01:59.744 --> 00:02:01.621
‫- داخل دستشویی مردونه‌ست
‫- چی چی؟

00:02:01.621 --> 00:02:03.998
‫- حفره؟
‫- «حفرۀ ترس». سرویس مردونه

00:02:04.024 --> 00:02:04.631
‫[ سرویس بهداشتی ]

00:02:15.134 --> 00:02:17.595
‫خب این قطعاً یه حفره‌ست،
‫در این مورد دروغ نگفت

00:02:17.595 --> 00:02:19.639
‫اون موئه؟ جلبک دریایی؟

00:02:19.906 --> 00:02:22.559
‫پسر، قشنگ دور تا دورش رو گرفته

00:02:22.559 --> 00:02:24.936
‫فکر کنم بدون برخورد به لبه‌هاش
‫باید بپری داخل؟

00:02:24.936 --> 00:02:26.896
‫بنظرت تهش میخک کار گذاشتن؟

00:02:26.896 --> 00:02:28.982
‫فکر نکنم بخوان فقط بری اون‌تو و بمیری

00:02:28.982 --> 00:02:30.233
‫این دیگه چه‌جور کاسبی‌کردنـه؟

00:02:30.233 --> 00:02:33.403
‫خب، مشخصه که پول پارو نمی‌کنن.
‫هنوز تلویزیون «وی‌سی‌آر»دار دارن

00:02:33.942 --> 00:02:34.455
‫[ چگونه وارد حفره شویم ]

00:02:34.487 --> 00:02:37.073
‫- عه، همون یارو که تو کارناوال دیدیم
‫- آها پس به این پول میدن

00:02:37.073 --> 00:02:40.410
‫سلام. به حفره خوش آمدید.
‫سیستمش این‌طوریه: می‌پرید داخل

00:02:40.410 --> 00:02:43.997
‫حفره بزرگ‌ترین ترس‌تون رو به شما نشون میده.
‫به اون ترس غلبه می‌کنید و وقتی میاید بیرون...

00:02:43.997 --> 00:02:47.041
‫خب، نترس شدید.
‫و عکس‌تون هم روی دیوار نصب میشه

00:02:47.298 --> 00:02:48.418
‫حالا چی عایدِ حفره میشه؟

00:02:48.591 --> 00:02:51.678
‫خب، اون ماهی‌هایی که پوست مُردۀ
‫پاهاتونـو می‌خورن رو دیدین؟

00:02:51.838 --> 00:02:55.758
‫حفره هم یه همچین چیزیـه.
‫ترس می‌خوره. دو سر برده

00:02:55.758 --> 00:02:57.554
‫امیدوارم بهتون خوش بگذره
‫و از حفره لذت ببر...

00:02:58.506 --> 00:03:01.467
‫هی، قذافی، با این «ماونتین دو»
‫جیگرت رو حال بیار

00:03:02.140 --> 00:03:05.476
‫این حفره از دوران نوارهای وی‌اچ‌اس اینجا بوده
‫و فقط ۳ تا عکس رو دیواره؟

00:03:05.476 --> 00:03:08.396
‫- آره، چدار تات‌ام داره سرد می‌شه
‫- یعنی نمی‌خوای بریم توش؟

00:03:08.396 --> 00:03:09.814
‫- تو می‌خوای؟
‫- خب...

00:03:09.814 --> 00:03:12.066
‫گفتش که بزرگ‌ترین ترست رو از بین می‌بره

00:03:12.066 --> 00:03:14.402
‫مورتی، بزرگ‌ترین ترس من اینه که
‫برای غلبه به ترسم

00:03:14.402 --> 00:03:17.655
‫به یه سوراخ چندش اعتماد کنم،
‫و با رد شدن از کنارش به این ترسم غلبه می‌کنم

00:03:17.655 --> 00:03:19.209
‫آهان، باشه

00:03:21.409 --> 00:03:22.327
‫ای توله‌سگ!

00:03:25.288 --> 00:03:28.583
‫- وای خدا!
‫- وای خدا!

00:03:30.627 --> 00:03:33.713
‫ثابت وایسا تا این کرم‌ها رو بریزم توت!

00:03:33.713 --> 00:03:36.174
‫ریک!

00:03:37.133 --> 00:03:39.719
‫باشه! حفره فکر کرده
‫من از تفنگ‌نداشتن می‌ترسم؟

00:03:42.685 --> 00:03:43.812
‫به ترسم غلبه کردم!

00:03:45.286 --> 00:03:49.540
‫زور بازو رو دریاب! مورتی!
‫کجایی مورتی؟ بیا بریم!

00:03:50.188 --> 00:03:52.815
‫- وای خدا! خدای من، ای وای!
‫- پسر! جفت‌مون ریدیم به خودمون!

00:03:52.815 --> 00:03:54.817
‫- وای ریک! دکمه‌ام
‫- عجب ماجرایی بود!

00:03:54.817 --> 00:03:58.404
‫- کرم رفته زیر پیرهنم!
‫- آره جونم، رفتیم رو دیوار چاقالا!

00:03:58.404 --> 00:04:00.281
‫ارزششو نداشت! ارزش نداره!

00:04:03.467 --> 00:04:05.720
‫وای خدا، چقدر بو می‌دین
‫این بوی چیه؟

00:04:05.745 --> 00:04:06.996
‫من و مورتی شلوارمونـو گوهی کردیم

00:04:07.021 --> 00:04:09.356
‫الان دارید به دو عضو جدید
‫باشگاه حفره‌ای‌ها نگاه می‌کنید

00:04:09.381 --> 00:04:11.091
‫آم.. باشه هرزه‌ها

00:04:12.585 --> 00:04:13.503
‫چه اتفاقی افتاد؟

00:04:13.769 --> 00:04:19.150
‫بمب نزدیک بود اونو بُکشه.
‫از زن‌مون مواظبت کن

00:04:20.927 --> 00:04:24.180
‫ریک؟ نه!
‫وای خدایا! نه نه!

00:04:24.462 --> 00:04:27.340
‫- مامان؟
‫- اینجا کجاست؟ شماها کی هستید؟

00:04:27.365 --> 00:04:29.784
‫تو مامان منی، ولی چقدر جوونی؟

00:04:29.809 --> 00:04:33.271
‫- ریک، جریان چیه؟
‫- وایسا ببینم. ریک؟

00:04:34.324 --> 00:04:36.075
‫قضیه چیه، بابابزرگ؟
‫یه حرفی بزن!

00:04:36.659 --> 00:04:39.037
‫- خب، ما مسلماً هنوز توی حفره‌ایم
‫- منم همین تو فکرم بود

00:04:39.037 --> 00:04:40.121
‫ما اصلاً از حفره خارج نشدیم و...

00:04:40.121 --> 00:04:41.998
‫و بخشی از وجودت فکر می‌کنه
‫که حفره رو ترک کردی و بعد

00:04:41.998 --> 00:04:43.291
‫بعد می‌تونه بیشتر بره تو مخت.

00:04:43.291 --> 00:04:46.169
‫چون در واقع از چیزی نمی‌ترسی
‫وقتی که بدونی

00:04:46.169 --> 00:04:47.796
‫- هنوز توی حفره‌ای!
‫- هنوز توی حفره‌ای!

00:04:47.796 --> 00:04:49.255
‫شما اسکل‌ها دارید چی پرت و پلا می‌گید؟

00:04:49.255 --> 00:04:51.382
‫چرا مامان‌بزرگ مُرده‌مون
‫زنده شده و وسط پذیراییـه؟

00:04:51.382 --> 00:04:53.051
‫ریک، تو چرا پیر شدی؟

00:04:53.051 --> 00:04:54.093
‫همه سؤال‌های خیلی خوبی‌ان.

00:04:54.093 --> 00:04:56.221
‫شما با هم آشنا شین
‫تا ما بریم چندتا ابزار بیاریم

00:04:56.268 --> 00:04:57.041
‫[ نوشتۀ روی جعبه: وسایل سفر در زمان ]
(مـیـــ.ــرامـــــو.وی را در گ.ـوگـل ســ.ــرچ کنـیـد)

00:04:57.138 --> 00:04:59.682
‫صبر کن، الان مطمئنیم که این
‫یه طلسم گمراه‌کننده نیست؟

00:04:59.682 --> 00:05:01.935
‫آخه طلسم وقتی که
‫رفتیم توی یه حفره ترس عادی

00:05:01.935 --> 00:05:04.562
‫و بعد خیلی تصادفی برگشتیم خونه
‫و با این مواجه شدیم؟ این...

00:05:04.927 --> 00:05:07.513
‫اون زنمـه.
‫از روزی که از دستش دادم

00:05:07.613 --> 00:05:09.323
‫خب ربطش به من چیه؟

00:05:10.969 --> 00:05:11.761
‫- ریک؟
‫- آهان!

00:05:11.761 --> 00:05:13.972
‫فکر کنم کشف کردم، مورتی.
‫بزرگ‌ترین ترس تو

00:05:13.972 --> 00:05:16.099
‫اینه که من برگردم پیش دایان
‫و دوباره احساس خوشبختی کنم

00:05:16.099 --> 00:05:17.183
‫چی؟! آخه چرا؟

00:05:17.183 --> 00:05:19.018
‫چون اون‌موقع دیگه به تو نیازی ندارم.
‫ببین الان فقط کردن بهش

00:05:19.018 --> 00:05:21.896
‫- چقدر زهره‌ترکت کرده
‫- من زهره‌ترک نشدم، بهم برخورده!

00:05:21.896 --> 00:05:24.023
‫این دیگه چه تئوریِ دوپهلو و کسشعری بود؟

00:05:24.023 --> 00:05:25.900
‫بزرگ‌ترین ترس من اینه که
‫جناب‌عالی بری تو رابطه؟

00:05:25.900 --> 00:05:28.739
‫درست میگی، تا اطلاعات بیشتری به‌دست نیارم
‫نمی‌تونم با اطمینان بگم

00:05:28.862 --> 00:05:31.573
‫خب خانوادۀ عزیزم!
‫دوست دارید بریم بستنی بخوریم و گپ بزنیم؟

00:05:32.323 --> 00:05:35.034
‫می‌دونستم که داشت روی
‫تله‌پورت کار می‌کرد، ولی...

00:05:35.034 --> 00:05:36.870
‫این سفر در زمان محسوب نمی‌شه؟

00:05:36.870 --> 00:05:39.122
‫راستش، بابا هیچ‌وقت طرفِ سفر در زمان نمیره

00:05:39.122 --> 00:05:40.206
‫میگه که اون آیس‌تی...

00:05:40.206 --> 00:05:42.292
‫آیس‌تیِ لانگ‌آیلندیِ ژانر علمی‌تخیلی‌ـه

00:05:42.292 --> 00:05:44.627
‫آره، ولی پس قضیه چیه؟

00:05:44.627 --> 00:05:46.546
‫نگران نباش، واقعیت نداره.
‫خیله‌خب!

00:05:46.546 --> 00:05:48.339
‫گمونم بهتره جلوی خودت این‌کارو بکنم،

00:05:48.339 --> 00:05:51.634
‫نمی‌خواستم یهو با سن کمتر وارد بشم.
‫نظرت چیه، دی؟ ۴۵ یا جوون‌تر؟

00:05:51.634 --> 00:05:54.763
‫سن‌ت واسه من مهم نیست، ریک
‫اصلاً نمی‌خوام به این اسم صدات کنم،

00:05:54.763 --> 00:05:57.807
‫اون اسم شوهرم بود که به تازگی مُرده

00:05:57.807 --> 00:05:58.808
‫می‌دونم

00:05:59.142 --> 00:06:00.268
‫خب، ۲۷ خوبه؟

00:06:00.268 --> 00:06:03.480
‫- بابا! داری شوکه‌اش می‌کنی!
‫- چیه خب؟ صورتم هم شد

00:06:03.480 --> 00:06:06.858
‫و حالا دایان متوجه می‌شه که
‫من هنوزم نابغه و جذاب‌ام.

00:06:06.858 --> 00:06:08.026
‫محبت کردی واقعاً

00:06:08.026 --> 00:06:10.779
‫حق با تو بود، ریک
‫من الان واقعاً وحشت کردم

00:06:10.779 --> 00:06:13.031
‫از چی؟ اگر اوکیه،

00:06:13.031 --> 00:06:15.825
‫دوست دارم با نسخۀ بالغ...

00:06:16.201 --> 00:06:17.285
‫خدای من!

00:06:17.285 --> 00:06:19.204
‫دختر واقعیم کجاست؟

00:06:19.204 --> 00:06:20.455
‫عزیزم، جای نگرانی نیست

00:06:20.580 --> 00:06:23.583
‫ایشون فرقی با دختر واقعی‌مون نداره،
‫چون هرچقدر تو واقعی‌ای، اونم هست

00:06:23.583 --> 00:06:24.709
‫- چی؟
‫- بذارید این‌طور بگم

00:06:24.709 --> 00:06:26.377
‫شماها عملاً کاراکترهای «ان‌پی‌سی» هستین
‫[ شخصیت غیرقابل‌بازی در گیم‌ها ]

00:06:26.377 --> 00:06:29.159
‫فقط من و مورتی واقعی‌ایم،
‫پس مأموریت‌های فرعی شما مهم نیست

00:06:29.255 --> 00:06:31.841
‫- مأموریت اصلی... ما هستیم
‫- خیلی چندش‌آوری

00:06:31.841 --> 00:06:34.803
‫یه‌جوری داری درمورد دختر کوچولومون
‫حرف می‌زنی انگار فرضیـه؟

00:06:34.803 --> 00:06:37.263
‫- به خانوادۀ ما خوش‌اومدی
‫- نه متوجه نیستی، عزیزم

00:06:37.263 --> 00:06:39.265
‫این دنیا حتی اگه واقعی هم بود،
‫اون فقط یه نسخه‌ای از

00:06:39.265 --> 00:06:41.267
‫دخترت بود که حتی ممکن بود
‫کلونِ دخترت باشه

00:06:41.267 --> 00:06:44.562
‫صورت شوهرمـو از رو خودت بردار!
‫تو هیچ شباهتی به اون نداری!

00:06:44.562 --> 00:06:47.857
‫- چون تو رو از دست دادم!
‫- خب شاید لیاقتمـو نداشتی!

00:06:53.446 --> 00:06:54.656
‫می‌خوای تئوری جدیدم رو بشنوی؟

00:06:55.156 --> 00:06:59.619
‫شاید بزرگ‌ترین ترست اینه که یه فرصت دوباره
‫با اون به‌دست بیاری و خرابش کنی

00:06:59.619 --> 00:07:01.746
‫بعد فکر نمی‌کنی تا الان
‫با این ترس مواجه شدم؟

00:07:01.746 --> 00:07:05.917
‫پس هنوز بهش غلبه نکردی.
‫یا نپذیرفتیش، یا همچین چیزی

00:07:05.917 --> 00:07:07.627
‫- یا همچین چیزی؟
‫- من که متخصص ترس‌شناسی نیستم!

00:07:07.627 --> 00:07:09.420
‫مورتی، همه‌ی فیلمای رمانتیک‌کمدی
‫یه آرکِ داستانی دارن

00:07:09.420 --> 00:07:11.965
‫حتی تو فیلم «ایمیل داری»
‫تام هنکس اول فیلم یه پلیس رو می‌کُشه

00:07:11.965 --> 00:07:12.966
‫- واقعاً؟
‫- من چمیدونم!

00:07:12.966 --> 00:07:14.592
‫قرار نیست بشینم ایمیل داریِ مسخره رو ببینم

00:07:14.592 --> 00:07:17.262
‫من دارم این‌کارو واسه تو می‌کنم، مورتی
‫من هرچی زودتر با اون آشتی کنم،

00:07:17.262 --> 00:07:20.431
‫تو زودتر می‌تونی به ترسی که از
‫آشغالِ بی‌کس و تنها شدن داری غلبه کنی

00:07:20.893 --> 00:07:22.995
‫اون‌وقت بنظرت منم با این ترسم مواجه نشدم؟

00:07:27.826 --> 00:07:30.191
‫♪ سلام دایان، این آهنگیه برات تمرین کردم ♪

00:07:30.525 --> 00:07:32.777
‫♪ تو داشتی روز بدی رو می‌گذروندی ♪
‫♪ و ریک بدترش کرد ♪

00:07:33.194 --> 00:07:38.032
‫♪ بعد عذاب‌وجدان گرفت و منو ساخت. ♪
‫♪ من وافل میارم و معذرت‌خواهی می‌کنم ♪

00:07:38.491 --> 00:07:40.785
‫♪ چرا این خاطره رو دارم که ♪
‫♪ قبلاً یه بچۀ انسان بودم؟ ♪

00:07:40.785 --> 00:07:42.078
‫- ♪ برای چی باید... ♪
‫- دهنتو!

00:07:42.579 --> 00:07:43.288
‫تو روحش!

00:07:43.288 --> 00:07:46.124
‫تو بخش دوم آهنگ قرار بود
‫دعوتت کنه با بچه‌ها بریم باغ وحش

00:07:46.124 --> 00:07:48.835
‫من قبلاً یه جایی دستای این رباتـه رو دیدم

00:07:48.835 --> 00:07:52.005
‫آره، از اینا توی پهباد پلیسی که
‫اف‌بی‌آی گفت بسازم استفاده کردم

00:07:52.005 --> 00:07:53.006
‫ما همین‌طوری...

00:07:53.743 --> 00:07:54.971
‫من این‌طوری با زنم آشنا شدم

00:07:55.992 --> 00:07:57.410
‫باغ وحش بدک نیست

00:07:58.328 --> 00:07:59.997
‫بعد یه بار هم،
‫ما روی جوشی که رو صورتم زده بود

00:08:00.022 --> 00:08:03.233
‫یه تمدن زنده درست کردیم،
‫و بابابزرگ کمکم کرد ملکه‌شون بشم

00:08:03.349 --> 00:08:05.560
‫بنظر شما یه خانوادۀ واقعی شدین

00:08:06.060 --> 00:08:08.030
‫کاش تو هم می‌تونستی
‫جزوی از این خانواده باشی‌، مامان

00:08:09.397 --> 00:08:10.982
‫- وای عزیز دلم!
‫- ریک!

00:08:10.982 --> 00:08:13.199
‫این تئوری‌ای که داری بررسیش می‌کنی
‫ضرب‌العجل هم داره؟

00:08:13.359 --> 00:08:17.196
‫آره باشه!
‫فکر خوبی بود مورتی. همین کارو بکن

00:08:19.219 --> 00:08:21.722
‫همیشه دوست داشتم بدونم
‫اونا به هم چی می‌گن

00:08:21.747 --> 00:08:23.957
‫تز پایان‌نامۀ ارشدت، هوش غیرانسانی

00:08:23.986 --> 00:08:25.529
‫اونو کِی خوندی؟

00:08:25.897 --> 00:08:26.815
‫بعد از فوتت

00:08:27.308 --> 00:08:28.974
‫بهم کمک کرد اینو بسازم

00:08:30.501 --> 00:08:31.753
‫گورت بابات! درتو بذار، گِرگ!

00:08:31.753 --> 00:08:33.212
‫- گور بابای خودت، لیسا! نون!
‫- نه!

00:08:33.212 --> 00:08:34.672
‫- درتو بذار!
‫- سیکتیر بابا! نون اینجاست!

00:08:34.672 --> 00:08:37.303
‫- فکر کنم توقع بیشتری هم نداشتم؟
‫- ناامیدکننده‌س نه؟

00:08:37.328 --> 00:08:39.479
‫آره، اونا یه‌جورایی خیلی آشغالن

00:08:42.443 --> 00:08:43.923
‫میگم.. دوست داری بریم یه پیکی بزنیم؟

00:08:46.059 --> 00:08:47.226
‫آره همینه!

00:08:49.616 --> 00:08:52.624
‫سه... دو... برو بالا!

00:08:58.696 --> 00:09:01.282
‫تو از کِی جنبه‌ت انقدر رفته بالا؟

00:09:01.282 --> 00:09:03.451
‫از وقتی سعی کردم مرگ زنمـو
‫با شیشه‌های مشروب تسکین بدم

00:09:03.785 --> 00:09:04.786
‫خیلی بیچاره‌ای

00:09:05.203 --> 00:09:07.495
‫هی! به سلامتی بیچارگی!

00:09:12.672 --> 00:09:13.589
‫آماده‌ست!

00:09:15.672 --> 00:09:18.988
‫ازتون خواهش می‌کنم، پولشو تقسیم کنید!
‫زندگی رو انتخاب کنید

00:09:19.012 --> 00:09:21.012
‫داریم همین‌کارو می‌کنیم، تخم جن

00:09:23.545 --> 00:09:25.209
‫حالا نوبت منه، نوبت منه

00:09:29.763 --> 00:09:33.914
‫بذار یه‌چیزی رو بهت بگم، پیرمرد
‫بنظر از دست دادن من باعث شد آدم خفن‌تری بشی

00:09:34.386 --> 00:09:36.109
‫باید بیشتر بمیرم

00:09:36.995 --> 00:09:37.912
‫همین‌طور هم شد

00:09:38.660 --> 00:09:40.924
‫تو همه‌جا و برای همیشه مُردی

00:09:41.526 --> 00:09:43.208
‫تو تنها چیزی هستی که
‫نمی‌تونم جایگزینی براش پیدا کنم

00:09:43.208 --> 00:09:47.545
‫باشه حالا، باشه. آقای احساساتی
‫من که اصلاً واقعی نیستم، یادت رفته؟

00:09:47.879 --> 00:09:50.340
‫هیچی واقعی نیست،
‫عشق تو همینه دیگه، نه؟

00:09:50.340 --> 00:09:52.884
‫نوه‌ام... نوۀ ما...

00:09:52.884 --> 00:09:55.887
‫فکر می‌کنه علت این اتفاقا اینه که
‫بزرگ‌ترین ترس من فراموش‌کردن توئه

00:09:55.887 --> 00:09:57.722
‫- پس نکن
‫- دلم هم نمی‌خواد

00:09:57.722 --> 00:10:00.350
‫- پس بوسم کن
‫- من پیرم و ما تازه استفراغ کردیم

00:10:00.350 --> 00:10:03.020
‫خب، من واقعاً اینجا نیستم
‫و اینم استفراغ واقعی نیست

00:10:11.236 --> 00:10:12.904
‫خب، ریک!
‫اوه پسر...

00:10:12.904 --> 00:10:14.364
‫خفه شو مورتی، کُت تک‌ـه دیگه

00:10:14.364 --> 00:10:16.032
‫منظورم اون نبود. انگار خیلی مریضی

00:10:16.353 --> 00:10:19.315
‫- حفره داره ازت تغذیه می‌کنه
‫- فکر می‌کردم ترسم رو می‌خوره

00:10:19.369 --> 00:10:20.912
‫یعنی این حفرۀ وامونده یه‌سری قانون نداره؟

00:10:20.912 --> 00:10:22.914
‫من چمیدونم قانوناش رو!
‫شاید مثلاً داری می‌میری

00:10:22.914 --> 00:10:24.332
‫چون مدت زیادیـه که اینجایی!

00:10:24.332 --> 00:10:27.210
‫تئوری جالبی بود.
‫حالا موندم تو چطور انقدر سرحالی

00:10:27.210 --> 00:10:28.127
‫منظورت چیه؟

00:10:28.127 --> 00:10:30.421
‫شاید نسخۀ واقعیت یه جایی
‫داره از دست عنکبوت‌ها فرار می‌کنه

00:10:30.421 --> 00:10:31.756
‫آها، حالا ما هم خیالی شدیم؟

00:10:31.756 --> 00:10:34.759
‫آره شاید بزرگ‌ترین ترس من اینه که
‫بخوام به تو بگم سیکتیرتـو بزنی

00:10:34.759 --> 00:10:36.553
‫- پس با ترست روبه‌رو شو!
‫- سیکتیر کن!

00:10:36.553 --> 00:10:40.515
‫- سلام، آماده‌ای بریم رستوران شوبیز؟
‫- بدو بریم نوازندگیِ اون خرسـه رو ببینیم!

00:10:40.515 --> 00:10:43.476
‫بذار منم یه ترسم رو بهت بگم.
‫از این می‌ترسم که مرگت رو ببینم.

00:10:43.476 --> 00:10:46.127
‫از این تئوریت خوشم اومد، مورتی
‫پس دیگه منو نگاه نکن

00:10:49.765 --> 00:10:52.986
‫خب، همینه دیگه. زدی تو خال
‫این وحشتناک‌ترین کابوسمـه

00:10:53.348 --> 00:10:54.808
‫دوست دارم حالا از حفره خارج بشم

00:10:55.851 --> 00:10:58.228
‫هی. هی، حفره، دارم با تو حرف می‌زنم

00:10:58.312 --> 00:10:59.396
‫گوش میکنی؟

00:11:08.824 --> 00:11:10.618
‫پس، تو چی‌ای،
‫مثلاً، خودِ حفره؟

00:11:10.701 --> 00:11:12.912
‫واسه حفره تبلیغ میکنی؟
‫دستیارِ حفره هستی؟

00:11:12.996 --> 00:11:14.039
‫اینجا حفره‌ای هست اصلاً؟

00:11:14.122 --> 00:11:15.999
‫صحیح، من.. باید برم اون تو

00:11:16.083 --> 00:11:17.960
‫و شوکه بشم که حفره‌ای در کار نیست

00:11:18.043 --> 00:11:19.211
‫یا از اینکه حفره‌ای هست شوکه بشم؟

00:11:19.295 --> 00:11:20.546
‫چه فرقی میکنه؟

00:11:21.256 --> 00:11:22.674
‫واقعاً سخت میشه ترسوندت

00:11:22.757 --> 00:11:23.925
‫و ریک اینطوری نیست، درسته؟

00:11:24.009 --> 00:11:26.261
‫حفره قراره تا ابد تخلیه‌ش کنه

00:11:26.345 --> 00:11:28.973
‫به خاطر اینکه رازِ بزرگش
‫اینه که اون بیشترین ترس رو داره؟

00:11:29.056 --> 00:11:31.434
‫خب، مطمئن میتونیم بگیم
‫که ترسی از کوچیک کردن ماجرا نداری

00:11:31.851 --> 00:11:33.770
‫شک دارم بابا بزرگت نسبت به...

00:11:33.854 --> 00:11:35.230
‫عوضی‌های معمولیِ
‫ناهارخوری‌های «دنی» ترس داشته باشه

00:11:35.314 --> 00:11:36.357
‫- هی
‫- شرمنده

00:11:36.440 --> 00:11:38.276
‫اگه چیزی باشه، به نظر خیلی شجاع میاد

00:11:38.359 --> 00:11:39.861
‫مسلماً ترسی از مُردن نداره

00:11:39.944 --> 00:11:43.031
‫شاید همین باعث میشه
‫ترسش بیشتر... خوشمزه باشه

00:11:45.826 --> 00:11:47.704
‫پس، چیه، اون از عشق می‌ترسه؟

00:11:47.787 --> 00:11:49.497
‫همه از عشق می‌ترسن، مشنگ

00:11:49.581 --> 00:11:50.665
‫تو بیست سالگیت یادش می‌گیری

00:11:50.749 --> 00:11:53.377
‫یه موجودِ خیلی کمیاب و خیلی قدرتمند لازمه

00:11:53.460 --> 00:11:55.713
‫که از خوشحالی ترس داشته باشه

00:11:55.796 --> 00:11:56.964
‫- احمقانه‌ست
‫- تو احمقی

00:11:57.048 --> 00:11:58.425
‫واسه همین از خوشحال بودن نمی‌ترسی

00:11:58.508 --> 00:12:00.177
‫هرچی باهوش‌تر باشی،
‫بیشتر میدونی

00:12:00.260 --> 00:12:02.805
‫خوشحالی یه تله‌ست.
‫نمی‌تونه تا ابد باقی بمونه

00:12:02.888 --> 00:12:04.432
‫بذار بگیم عشقِ زندگیت رو دیدی

00:12:04.515 --> 00:12:06.225
‫خب، همچنان قراره تموم بشه

00:12:06.309 --> 00:12:09.354
‫اجتناب‌ناپذیرـه،
‫چه با کِششِ آهسته‌ی بیماری باشه

00:12:09.438 --> 00:12:11.523
‫یا شوکِ لغزیدنِ پا روی مسیر دوی کوهستانی

00:12:11.607 --> 00:12:13.985
‫چه فرسایش دو حالت شخصیتی باشه

00:12:14.068 --> 00:12:16.112
‫که اونقدر شکل همدیگه
‫رو تغییر میدن تا ناسازگار بشن

00:12:16.196 --> 00:12:18.615
‫یا مُدل قدیمیِ غریبه‌ای تو رستوران که...

00:12:18.699 --> 00:12:21.660
‫چیزهایی که لازمه در اون شب
‫به اون شخص گفته بشه رو میگه.

00:12:21.744 --> 00:12:25.457
‫منظور اینه،
‫خوشحالی همیشه تموم میشه

00:12:25.540 --> 00:12:26.750
‫بهترین حالتِ ممکن، بهش فکر کن

00:12:26.833 --> 00:12:30.921
‫بهترین حالت اینه که همزمان بمیرین.

00:12:31.380 --> 00:12:32.423
‫ایش

00:12:32.507 --> 00:12:34.926
‫پس نمیشه حفره منو ول کنه برم؟
‫به نظر اهمیتی ندارم

00:12:35.009 --> 00:12:37.179
‫نداری. ولی اگه بری، اونو با خودت می‌بری

00:12:37.262 --> 00:12:40.099
‫نگران نباش.
‫ریک می‌میره ولی خوشحالی رو نمی‌پذیره

00:12:40.182 --> 00:12:42.351
‫بعد از اون،
‫با یه سری دلقک تعقیبت می‌کنیم

00:12:42.435 --> 00:12:43.812
‫یا یه چیز مسخره‌ای این شکلی.

00:12:43.895 --> 00:12:44.938
‫ولی بابا بزرگ...

00:12:45.522 --> 00:12:47.816
‫خوشمزه، خوش‌مزه،
‫بابا بزرگ قراره بمیره

00:12:48.067 --> 00:12:50.570
‫درست مثل دایان

00:12:56.994 --> 00:12:59.580
‫جناب، خیلی وقتِ که نشستی اونجا

00:12:59.664 --> 00:13:00.915
‫یه قهوه جواب نمیده

00:13:00.999 --> 00:13:03.001
‫منصفانه‌ست.
‫میخوای یه مقدار پنکیکِ توپی تقسیم کنیم؟

00:13:03.084 --> 00:13:04.127
‫نه!

00:13:05.921 --> 00:13:07.715
‫بث! سامر! هرکی!

00:13:07.798 --> 00:13:09.717
‫بابا، واقعی نیست.
‫تو هم نیستی

00:13:09.801 --> 00:13:11.803
‫اگه راست میگی، پس تو درستش کن!

00:13:12.304 --> 00:13:14.223
‫میدونی چیه، تو.. راست میگی

00:13:17.017 --> 00:13:19.395
‫- این چطوره؟
‫- مورتی! چی کار میکنی؟

00:13:19.479 --> 00:13:20.605
‫می‌ترسم!

00:13:25.152 --> 00:13:27.154
‫چطور اون ترس کافی نیست؟

00:13:27.238 --> 00:13:28.865
‫تویی که داری منو می‌ترسونی، مورتی!

00:13:28.948 --> 00:13:31.326
‫- نه، نه، بابا، چیزی نیست.
‫- چیزی هست!

00:13:31.410 --> 00:13:32.661
‫اون طبیعی نبود!

00:13:34.496 --> 00:13:37.709
‫بزرگ‌ترین ترس من پذیرفته نشدن‌ـه

00:13:37.792 --> 00:13:39.002
‫باید هم باشه!

00:13:39.085 --> 00:13:41.213
‫و لازمه که خیلی بیشتر از اینا ازش بترسی!

00:13:42.339 --> 00:13:43.382
‫اونو میتونم

00:13:43.966 --> 00:13:46.094
‫خوشت اومد؟ میخوای بمیری؟

00:13:46.177 --> 00:13:49.347
‫اونقدر ضربه‌ی روحیِ
‫رسیدگی نشده دارم تا این راهرو رو غرق کنم

00:13:50.974 --> 00:13:53.644
‫ای کصخلِ کودن،
‫این لیست نوشته «پنج مورد برتر»

00:13:53.728 --> 00:13:55.021
‫و تو فقط چهار تا نوشتی!

00:14:01.236 --> 00:14:02.279
‫منو بگیرین!
‫(بهتون اعتماد دارم که نگهم دارین)

00:14:03.281 --> 00:14:05.742
‫هیچکدوم از ما هیچوقت به
‫این بچه دست نمی‌زنه یا باهاش حرف نمی‌زنه

00:14:06.326 --> 00:14:09.288
‫شاید... یه عکسی بندازی،
‫بفرستیش واسه دوست‌هات؟

00:14:09.538 --> 00:14:10.581
‫فکر بدی نیست

00:14:11.248 --> 00:14:14.085
‫اگه جانی گلو درد گرفته
‫نمایش مدرسه رو چطوری میخوایم انجام بدیم؟

00:14:14.168 --> 00:14:15.378
‫کسی رو جاش در نظر نگرفتیم!

00:14:15.462 --> 00:14:16.546
‫منو بذارین تو نمایش

00:14:16.630 --> 00:14:17.839
‫خط‌هاش رو بلد نیستی

00:14:17.923 --> 00:14:20.342
‫چرا، بلدم. سه روز بارون؟

00:14:20.426 --> 00:14:21.552
‫من.. حفظش کردم

00:14:21.636 --> 00:14:23.555
‫و تا وقتی به نمایش
‫راهم ندین حاضر نیستم اثباتش کنم

00:14:23.638 --> 00:14:26.266
‫هرچی تو بگی،
‫ولی روزنامه‌ی «نیویورک تایمز» داره میاد

00:14:26.349 --> 00:14:27.518
‫و میخوان یه مقاله درمورد

00:14:27.601 --> 00:14:29.562
‫وضعیتِ فعلی «تئاتر آمریکایی جوان» چاپ کنن

00:14:31.564 --> 00:14:32.607
‫عالی

00:14:32.690 --> 00:14:34.943
‫داخل یه کلیسا تموم شد؟

00:14:35.026 --> 00:14:37.196
‫- چی؟
‫- آره، از قبل مُرده بودن

00:14:37.279 --> 00:14:38.697
‫یه چیزی مثل برزخ بود

00:14:38.781 --> 00:14:40.241
‫ورژنِ دنیای شما چطوری تموم شد؟

00:14:40.533 --> 00:14:42.744
‫جک، لاک و سویر یه تیم
‫تشکیل دادن تا یه هیولای مِه شکل رو بُکشن

00:14:42.827 --> 00:14:43.954
‫و همه نجات پیدا کردن.

00:14:44.037 --> 00:14:46.623
‫کلاً یک فصل بود و سریال تلویزیونیِ معرکه‌ای بود

00:14:46.707 --> 00:14:49.001
‫یا میتونی عالی باشی
‫یا میتونی تا همیشه باشی، درسته؟

00:14:49.085 --> 00:14:51.296
‫درسته...

00:14:51.880 --> 00:14:53.632
‫درسته. درسته

00:14:53.715 --> 00:14:55.092
‫- این کجا میره؟
‫- درسته...

00:14:55.175 --> 00:14:56.468
‫- داریم نقش رُبات بازی می‌کنیم؟
‫- درسته...

00:14:56.552 --> 00:14:57.887
‫- تو خونه روغن دارم
‫- درسته. درسته

00:14:57.970 --> 00:14:59.722
‫- اون چی بود؟ دایان!
‫- درسته...

00:14:59.806 --> 00:15:01.307
‫دایان. دایان

00:15:01.391 --> 00:15:02.809
‫- هی. باهام بمون
‫- دایان. دایان

00:15:02.893 --> 00:15:04.937
‫- دایان
‫- ریک؟ چه اتفاقی داره می‌اُفته؟

00:15:05.020 --> 00:15:07.064
‫مورتیِ کیری،
‫سعی میکنه حفره رو تصاحب کنه

00:15:07.148 --> 00:15:08.191
‫یالا!

00:15:14.949 --> 00:15:18.494
‫متأسفانه، پدرمون مُرده

00:15:19.245 --> 00:15:21.415
‫واکر، اینجایی؟

00:15:23.626 --> 00:15:25.461
‫من.. من واکرم...

00:15:27.505 --> 00:15:31.260
‫مطمئناً روزهای زیادیِ که بارون میاد

00:15:32.720 --> 00:15:33.971
‫داره چه گوهی می‌خوره؟

00:15:34.639 --> 00:15:35.932
‫مشکلش چیه؟

00:15:36.015 --> 00:15:37.225
‫اون لُخته

00:15:37.308 --> 00:15:39.102
‫و چرا مریض به نظر میاد؟

00:15:40.395 --> 00:15:41.647
‫چون داره می‌میره

00:15:42.857 --> 00:15:45.234
‫لعنت. باید از اینجا ببرمش

00:15:45.318 --> 00:15:47.404
‫ولی اگه این کار رو بکنم،
‫ممکنه مجبور بشم باهاش برم

00:15:48.113 --> 00:15:49.448
‫دلم نمی‌خواد

00:15:49.531 --> 00:15:50.824
‫من.. نمیخوام، دایان

00:15:50.908 --> 00:15:52.743
‫من.. فکر کنم
‫بزرگ‌ترین ترسم رها کردن تو باشه

00:15:52.827 --> 00:15:55.580
‫اون ترسِ خوبیه، ریک.
‫اون ترس رو نگه دار

00:15:55.663 --> 00:15:57.207
‫اگه نگهش نداری، منو می‌کُشی

00:15:57.290 --> 00:15:58.458
‫دوباره

00:15:58.542 --> 00:16:01.337
‫میدونم. ولی مجبور نیستم
‫مورتی رو هم به کُشتن بدم

00:16:01.420 --> 00:16:02.922
‫اصلاً از کجا میدونی که واقعیه؟

00:16:03.005 --> 00:16:04.758
‫تخم‌های عجیبِ کوچولوش رو نگاه کن

00:16:06.259 --> 00:16:07.427
‫خداحافظ، دایان

00:16:10.932 --> 00:16:12.308
‫- ریک
‫- خفه شو، مورتی

00:16:12.392 --> 00:16:15.187
‫دی‌جی، آهنگ رو شروع کن،
‫باید به یه ترس غلبه کنیم!

00:16:17.689 --> 00:16:18.732
‫این نوه‌ی منه

00:16:18.816 --> 00:16:20.067
‫به اونجاش نگاه نکنید

00:16:20.151 --> 00:16:21.277
‫به جای زُل زدن به مورتی

00:16:21.361 --> 00:16:22.695
‫چشم‌هاتون به من باشه، من

00:16:22.779 --> 00:16:23.905
‫من یه عجیب غریبم که انداختم بیرون

00:16:23.989 --> 00:16:25.282
‫سگِ ول تو کیونمه

00:16:25.365 --> 00:16:26.533
‫ماکارونی توی جیبمه

00:16:26.617 --> 00:16:28.077
‫اَبَر کلاسِ ریکی

00:16:28.160 --> 00:16:29.412
‫بلد نیستم رپ بخونم

00:16:29.495 --> 00:16:30.747
‫بلد نیستم قافیه بیارم

00:16:30.830 --> 00:16:32.165
‫بلد نیستم رپ بخونم

00:16:32.248 --> 00:16:33.583
‫حالا عَنم رو بخورین!

00:16:34.584 --> 00:16:35.836
‫فوق‌العاده‌ست

00:16:35.919 --> 00:16:38.422
‫حالا دست‌هاتون رو بندازین بالا
‫و دست‌هاتون رو بندازین پائین

00:16:38.547 --> 00:16:41.092
‫دست‌هاتون رو بندازین بالا
‫حالا دوباره بندازین پائین

00:16:41.926 --> 00:16:44.638
‫سه روز بارون

00:16:44.888 --> 00:16:47.016
‫- آفرین!
‫- آره!

00:16:47.099 --> 00:16:49.394
‫اون یه شاهکارِ شگفت‌انگیز از شجاعتِ فردی بود

00:16:49.686 --> 00:16:52.481
‫برهنگی همیشه تئاتر رو جدی و خوب میکنه

00:16:52.898 --> 00:16:53.941
‫چه احساسی داری؟

00:16:54.024 --> 00:16:55.568
‫پذیرفته شده. تو؟

00:16:55.651 --> 00:16:57.528
‫اسفناک. ولی...

00:16:57.945 --> 00:16:58.988
‫خوشحال؟

00:17:12.379 --> 00:17:14.507
‫تونستیم! به ترس‌هامون غلبه کردیم

00:17:14.882 --> 00:17:15.925
‫درسته؟

00:17:19.262 --> 00:17:20.305
‫هی، ریک

00:17:20.389 --> 00:17:23.893
‫الان خیلی ناراحت به نظر اومدی،
‫که ازش می‌ترسم

00:17:23.976 --> 00:17:26.729
‫میدونی، از اینکه دلیلِ ناراحتیِ تو باشم

00:17:26.813 --> 00:17:29.858
‫که یعنی، فکر کنم،
‫ممکنه هنوز داخل حفره باشیم

00:17:30.567 --> 00:17:33.905
‫خب، من که مطمئناً می‌ترسم
‫تو یه وقت یه چیزی رو قبل از من بدونی

00:17:33.988 --> 00:17:35.949
‫پس، آره، میتونم بگم 100 درصد احتمالش هست

00:17:36.032 --> 00:17:37.075
‫که هنوز...

00:17:38.535 --> 00:17:40.871
‫لعنت به این.
‫قراره کُلِ داستان بشه همین؟

00:17:40.955 --> 00:17:41.998
‫با کلمات بازی نکن، مورتی

00:17:42.081 --> 00:17:43.416
‫اگه میخوایم از اینجا بیایم بیرون

00:17:43.499 --> 00:17:44.542
‫باید بفهمیم ترس‌های واقعی‌مون چیه

00:17:44.626 --> 00:17:45.669
‫ترس‌های واقعی؟

00:17:45.752 --> 00:17:47.629
‫آره. ترسِ کیریت رو بگو تا بتونیم بهش غلبه کنیم

00:17:47.713 --> 00:17:49.298
‫من مجبور شدم خودم رو به صلیب بکشم

00:17:49.381 --> 00:17:51.342
‫تا تو رو از دستِ زنِ حفره‌ایت نجات بدم

00:17:51.425 --> 00:17:53.970
‫بعد فکر میکنی کسی که ترسِ حل نشده داره منم؟

00:17:54.053 --> 00:17:55.722
‫باید از این بترسم که هیچوقت
‫نمی‌تونیم از اینجا خارج بشیم

00:17:55.806 --> 00:17:57.558
‫چون تو هرگز اعتراف نمیکنی که ترسیدی!

00:18:00.895 --> 00:18:02.146
‫باشه. کارت خوب بود

00:18:02.230 --> 00:18:03.273
‫بهش غلبه کردی، درسته؟

00:18:03.565 --> 00:18:04.608
‫فکر کنم؟

00:18:04.691 --> 00:18:05.776
‫از کجا باید بدونیم؟

00:18:05.859 --> 00:18:07.611
‫نه، نه، این واقعیه، مشخصه

00:18:07.695 --> 00:18:09.989
‫از این نمی‌ترسی که ممکنه
‫درمورد یه چیزی مطمئن باشی

00:18:10.072 --> 00:18:11.616
‫و همچنان مشخص بشه که اشتباه‌ست؟

00:18:12.951 --> 00:18:14.119
‫ای عوضیِ ترسو!

00:18:14.202 --> 00:18:15.537
‫از کجا باید میدونستم؟

00:18:18.332 --> 00:18:20.209
‫هشت دلار واسه یه شقه گوشت؟

00:18:21.085 --> 00:18:22.295
‫کیر کردی ما رو؟

00:18:22.379 --> 00:18:25.424
‫نشونه‌ی یه نگرانیِ بزرگ‌تره،
‫مورتی، اگه سرمایه داری فرو بپاشه...

00:18:25.507 --> 00:18:27.009
‫- اینجا کارمون تمومه؟
‫- نمیدونم

00:18:27.093 --> 00:18:29.262
‫تو این نقطه یه کوچولو
‫از خودِ حفره نمی‌ترسی؟

00:18:29.345 --> 00:18:30.388
‫چی؟

00:18:30.805 --> 00:18:32.724
‫به خدا قسم اگه همچنان بعد از دو فصل

00:18:32.808 --> 00:18:34.476
‫درحال بالا اومدن
‫از این حفره کیری باشیم قاطی میکنم

00:18:34.560 --> 00:18:36.020
‫- شاید همین بوده
‫- چی؟

00:18:36.103 --> 00:18:38.856
‫شاید لازم بوده
‫ترسمون از بلاتکلیفی رو رها کنیم

00:18:38.940 --> 00:18:40.275
‫- میدونی؟
‫- درسته

00:18:40.775 --> 00:18:42.986
‫من.. میتونم بگم تو این نقطه
‫دیگه درونمون نهادینه شده

00:18:43.070 --> 00:18:45.030
‫- باشه، ممنون، حفره
‫- ممنون، حفره

00:18:45.114 --> 00:18:46.991
‫ما.. دیگه لازم نیست
‫بدونیم که داخلت هستیم یا نه

00:18:47.075 --> 00:18:48.493
‫پس، بای!

00:18:56.502 --> 00:18:57.921
‫می‌ترسی که هنوز داخلش باشیم؟

00:18:58.004 --> 00:18:59.506
‫یعنی، امیدوارم نباشیم

00:18:59.589 --> 00:19:01.550
‫- ولی اگه هستیم...
‫- در نهایت متوجه میشیم

00:19:01.633 --> 00:19:03.260
‫- که دیگه منو نمی‌ترسونه
‫- منم

00:19:03.886 --> 00:19:05.179
‫باشه. من میخوام برم مَست کنم

00:20:18.474 --> 00:20:20.894
‫خدای من، شدم مثل بابام!

00:20:22.896 --> 00:20:24.481
‫شاید راهِ خروجی نیست

00:20:24.565 --> 00:20:25.858
‫شاید اینجا به دنیا اومدیم

00:20:26.567 --> 00:20:28.069
‫بیخیال. از اینم میگذریم

00:20:28.152 --> 00:20:29.404
‫من.. اینجا می‌مونم

00:20:29.487 --> 00:20:30.906
‫نه. ما ریک و مورتی هستیم

00:20:30.989 --> 00:20:32.199
‫بدون تو جایی نمیرم

00:20:32.908 --> 00:20:34.034
‫چی.. چی گفتی؟

00:20:34.118 --> 00:20:35.369
‫من تو رو اینجا تنها نمیذارم

00:20:35.453 --> 00:20:39.207
‫دست بردار. نمیشه جایگزینت کرد

00:20:39.291 --> 00:20:41.043
‫- چی؟
‫- خدای من

00:20:41.126 --> 00:20:42.836
‫من.. میدونم از چی می‌ترسم

00:20:42.920 --> 00:20:45.214
‫از این می‌ترسم که توی
‫دنیای واقعی هیچوقت اینو نگی

00:20:45.298 --> 00:20:47.383
‫می‌ترسم اگه یه وقت پریدم توی یه حفره

00:20:47.467 --> 00:20:49.344
‫حتی حاضر نشی به خودت
‫زحمت بدی دنبالم بپری پائین

00:20:49.428 --> 00:20:51.180
‫همینطوری اونجا وایسی و نگاه کنی

00:20:51.263 --> 00:20:53.307
‫تمام این ماجرا به خاطر من بوده

00:20:53.724 --> 00:20:56.811
‫تو حتی داخل حفره هم نیستی، هستی؟

00:20:57.938 --> 00:20:59.898
‫ممنون که از حفره‌ی ترس دیدن کردی، مورتی

00:20:59.982 --> 00:21:03.361
‫ترست از تکیه کردن به ریک خوشمزه بود

00:21:03.444 --> 00:21:05.822
‫خدای عزیز!

00:21:07.699 --> 00:21:09.159
‫مورتی!! چطور بود؟

00:21:09.243 --> 00:21:10.494
‫عنکبوت بود؟

00:21:11.662 --> 00:21:13.706
‫اُه، خدایا. خدای من، نه

00:21:13.790 --> 00:21:16.251
‫تو.. اصلاً داخل نرفتی؟

00:21:16.334 --> 00:21:17.669
‫نه، یه سواریِ تک نفره‌ست

00:21:17.753 --> 00:21:19.672
‫نمیشه همزمان با دو تا ترس رو به رو شد

00:21:19.755 --> 00:21:21.883
‫اگه ترس من آتیش می‌بود و تو آب...

00:21:21.966 --> 00:21:23.468
‫گرفتم. اشکال نداره

00:21:26.054 --> 00:21:27.181
‫واقعاً عیب نداره

00:21:27.556 --> 00:21:29.642
‫به نظر میاد یه کوچولو نگرانیِ کمتری داری

00:21:29.725 --> 00:21:32.604
‫ریک، من غیر قابل جایگزینی هستم؟

00:21:32.687 --> 00:21:34.773
‫یعنی، «غیر قابل جایگزینی» رو تعریف کن

00:21:34.856 --> 00:21:36.358
‫خوبه. خوب

00:21:37.776 --> 00:21:38.819
‫من برگشتم

00:21:39.654 --> 00:21:41.698
‫نکن!
‫وگرنه.. نمی‌فهمم خارج شدم یا نه!

00:21:41.781 --> 00:21:43.950
‫- اونقدر خوبه؟ باید برم داخل؟
‫- نه

00:21:44.284 --> 00:21:45.327
‫چیزی هست که بهم نمیگی؟

00:21:45.911 --> 00:21:47.580
‫نمیخوای باهاش سر و کله بزنی، ریک

00:21:47.663 --> 00:21:49.665
‫چیزهای افتضاحِ روانی کننده‌ای اون تو بود

00:21:49.749 --> 00:21:51.126
‫مثلاً، دایان اونجا بود

00:21:51.209 --> 00:21:52.419
‫- چی؟
‫- مُدلِ خوبی نبودش

00:21:52.669 --> 00:21:53.920
‫فقط بهم اعتماد کن

00:21:54.254 --> 00:21:56.507
‫باشه، رفیق.
‫بریم یه مقدار پنکیک بزنیم

00:22:07.009 --> 00:22:14.028
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

00:22:14.053 --> 00:22:16.245
« پـایـان فصل هفتم »

00:22:46.942 --> 00:22:48.110
‫چطور بود؟

00:22:48.193 --> 00:22:49.820
‫فصل هفت!

00:22:49.903 --> 00:22:52.031
‫واسه یه لحظه ممکن بود قطعی نباشه

00:22:52.114 --> 00:22:54.617
‫اون موقع که بچه‌م رو دزدیم یادتونه؟

00:22:54.701 --> 00:22:56.870
‫یکی از اینا هم دزدیدم

00:23:00.332 --> 00:23:02.668
‫همه‌ش درمورد اینه که یه هدف داشته باشی

00:23:02.752 --> 00:23:05.297
‫و برای به دست آوردنش همه کار بکنی

00:23:05.380 --> 00:23:08.258
‫اونطوری احساس رضایت پیدا میکنی

00:23:10.386 --> 00:23:18.840
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.