WEBVTT

Chapter 1
00:00:01.794 --> 00:00:07.910
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده
..:: MiraMovie.org ::..</font></b>
<b><font color="#FFC947"> ..:: ZedMovie.com ::..</font></b>

Chapter 2
00:00:15.850 --> 00:00:17.978
‫گارد سلطنتی علیاحضرت ملکه! باز کن!

Chapter 3
00:00:35.369 --> 00:00:36.787
‫خبری نشده؟

Chapter 4
00:00:36.871 --> 00:00:40.125
‫کاملا از سگ‌هامون
‫صدایاب‌ها و بویاب‌ها اجتناب کرده.

Chapter 5
00:00:40.149 --> 00:00:42.945
‫،یا تونسته از شهر فرار کنه
‫یا به خوبی مخفی شده.

Chapter 6
00:00:42.969 --> 00:00:43.971
‫کی دیگه خبر داره؟

Chapter 7
00:00:44.036 --> 00:00:46.622
‫،فقط گارد سلطنتی
‫اما سوگند محرمانگی خوردن.

Chapter 8
00:00:46.648 --> 00:00:49.540
‫که یعنی اشرافی‌ها به‌زودی خبردار می‌شن
‫اگر تا الان ندونسته باشن.

Chapter 9
00:00:49.566 --> 00:00:51.636
‫و وقتی اشرافی‌ها بفهمن
‫خدمتکارهاشون هم می‌فهمن.

Chapter 10
00:00:51.719 --> 00:00:52.804
‫خبرش پخش می‌شه.

Chapter 11
00:00:55.055 --> 00:00:59.101
‫،اگه تروور از این ماجرا خبردار بشه
‫هیچ جوره نمی‌شه از جنگ دوری کرد.

Chapter 12
00:00:59.185 --> 00:01:01.938
‫باید قبل از اینکه خبر
‫به دربار برسه از شهر خارجش کنیم.

Chapter 13
00:01:01.963 --> 00:01:03.673
‫سیبث امروز بهش وعده داده شده.

Chapter 14
00:01:04.552 --> 00:01:06.365
‫اصلا چطور کار به اینجا کشید؟

Chapter 15
00:01:06.418 --> 00:01:08.361
‫پیمان صلح بین دو کشور...

Chapter 16
00:01:08.385 --> 00:01:11.013
‫به انتقام از یک زن دیوانه وابسته‌ست؟

Chapter 17
00:01:14.248 --> 00:01:19.518
‫تاماکتی
‫،این سلاح‌های خدای تندر که بابا می‌گه

Chapter 18
00:01:19.543 --> 00:01:20.960
‫نظرت راجع بهشون چیه؟

Chapter 19
00:01:21.722 --> 00:01:23.349
‫نمی‌دونم چه نظری بهش داشته باشم.

Chapter 20
00:01:24.379 --> 00:01:28.340
‫،بابا واس جنگجوی بزرگیه
‫اما خیلی سختی کشیده.

Chapter 21
00:01:29.174 --> 00:01:30.466
‫شاید گیج شده.

Chapter 22
00:01:31.218 --> 00:01:33.135
‫مهم نیست. یه نفر بهش حمله کرده.

Chapter 23
00:01:34.387 --> 00:01:36.263
‫بهش اصرار می‌کنم
‫به وطنش برگرده تا اطمینان حاصل کنه...

Chapter 24
00:01:36.289 --> 00:01:39.292
‫،که این حمله، این سلاح‌ها
‫از طرف تریوانتیس نبوده.

Chapter 25
00:01:39.433 --> 00:01:41.811
‫ماگرا تروور احمق نیست.
‫می‌فهمه که داری دست به سرش می‌کنی.

Chapter 26
00:01:41.894 --> 00:01:45.397
‫باید دست به سرش کنیم تا خواهرم پیدا بشه!

Chapter 27
00:01:46.816 --> 00:01:51.085
‫مگر اینکه بتونی متقاعدش کنی
‫در عوض چیز دیگه‌ای رو قبول کنه.

Chapter 28
00:01:52.171 --> 00:01:54.882
‫نه، به‌نظرم برای گرفتنش تصمیمی قاطع گرفتن.

Chapter 29
00:01:56.117 --> 00:01:57.117
‫خب پس چی؟

Chapter 30
00:01:59.203 --> 00:02:02.081
‫سفیر هنوز خیلی از حمله بابا خشمگینه.

Chapter 31
00:02:02.790 --> 00:02:05.168
‫،بهش وقت می‌دم تا آروم شه
‫بعد می‌رم سراغش.

Chapter 32
00:02:05.668 --> 00:02:06.753
‫چی بهش می‌گی؟

Chapter 33
00:02:07.218 --> 00:02:09.094
‫نمی‌دونم.

Chapter 34
00:02:09.548 --> 00:02:12.258
‫اما فکر کنم همه می‌دونیم
‫که بهتره حرفی زیرکانه باشه.

Chapter 35
00:02:15.872 --> 00:02:19.872
‫می‌خواید سرنوشت همه‌ی ما رو
‫بسپارید به دست اون احمق؟

Chapter 36
00:02:21.141 --> 00:02:23.895
‫،لرد هارلن خصوصیات زیادی داره
‫اما احمق نیست.

Chapter 37
00:02:25.396 --> 00:02:27.524
‫،اگه به‌خاطر نفوذش پیش تروور نبود

Chapter 38
00:02:27.606 --> 00:02:29.401
‫ماه‌ها پیش وارد جنگ می‌شدیم.

Chapter 39
00:02:34.663 --> 00:02:36.497
‫باید کیر حسابی‌ای داشته باشه.

Chapter 40
00:02:37.324 --> 00:02:38.867
‫خب، من که نمی‌دونم.

Chapter 41
00:03:46.230 --> 00:03:51.027


Chapter 42
00:04:02.201 --> 00:04:03.912
‫من باید اونجا می‌بودم.

Chapter 43
00:04:06.080 --> 00:04:08.207
‫حتی تو هم نمی‌تونستی پاریس رو نجات بدی.

Chapter 44
00:04:10.252 --> 00:04:13.629
‫اجازه نمی‌دادم
‫که از اون زن شیطانی مراقبت کنه.

Chapter 45
00:04:15.465 --> 00:04:19.261
‫اون مراقب بچه بود، نه سیبث.

Chapter 46
00:04:21.971 --> 00:04:24.098
‫می‌دونم که به‌خاطر پاریس ناراحتی.

Chapter 47
00:04:25.600 --> 00:04:27.519
‫ما همه برای سوگواری مرگش وقت داشتیم.

Chapter 48
00:04:34.526 --> 00:04:36.110
‫مسئله فقط پاریس نیست.

Chapter 49
00:04:38.153 --> 00:04:39.238
‫منظورت چیه؟

Chapter 50
00:04:42.951 --> 00:04:44.201
‫بو لاین رو کشتن.

Chapter 51
00:04:46.620 --> 00:04:47.831
‫بو لاین؟

Chapter 52
00:04:47.913 --> 00:04:49.331
‫خدای تندر.

Chapter 53
00:04:50.500 --> 00:04:53.043
‫حتی فرصت نکرد موقع جنگ بمیره.

Chapter 54
00:04:54.218 --> 00:04:55.822
‫بدون جنگ، مرگ خالی.

Chapter 55
00:04:55.848 --> 00:04:56.891
‫پیش تو بود؟

Chapter 56
00:05:00.759 --> 00:05:01.802
‫بله.

Chapter 57
00:05:08.350 --> 00:05:09.476
‫متأسفم.

Chapter 58
00:05:10.644 --> 00:05:11.646
‫منم همینطور.

Chapter 59
00:05:20.738 --> 00:05:21.740
‫مامان؟

Chapter 60
00:05:23.783 --> 00:05:25.576
‫فرض رو بر این می‌گیرم
‫که اومدی آزادش کنی.

Chapter 61
00:05:26.127 --> 00:05:27.764
‫یه لحظه تنهامون بذار تا حرف بزنیم.

Chapter 62
00:05:27.790 --> 00:05:30.500
‫- من با پدرم می‌رم.
‫- حنیوا، الان وقتش نیست.

Chapter 63
00:05:30.524 --> 00:05:33.918
‫،خواهر تو پاریس رو گشت
‫و تو توی اتاق خواب زندانیش کردی.

Chapter 64
00:05:33.944 --> 00:05:35.237
‫بعد اون رو انداختی تو سیاهچال!

Chapter 65
00:05:35.262 --> 00:05:37.932
‫،اگه آزادش کنم
‫دوباره می‌ره سر وقت سفیر.

Chapter 66
00:05:37.956 --> 00:05:39.250
‫نخیر نمی‌ره.

Chapter 67
00:05:39.274 --> 00:05:41.475
‫- چرا می‌رم.
‫- پاپا!

Chapter 68
00:05:41.509 --> 00:05:43.677
‫حنیوا، تنهامون بذار، لطفا.

Chapter 69
00:05:50.427 --> 00:05:51.720
‫چیزی نیست عشقم.

Chapter 70
00:06:04.449 --> 00:06:05.449
‫نه کجاست؟

Chapter 71
00:06:06.730 --> 00:06:07.814
‫نه؟

Chapter 72
00:06:08.077 --> 00:06:09.079
‫سگه.

Chapter 73
00:06:10.454 --> 00:06:11.538
‫سگ؟

Chapter 74
00:06:12.958 --> 00:06:16.711
‫،جاش از تو خیلی راحت‌تره
‫و به احتمال قوی شکمش سیرتره.

Chapter 75
00:06:17.295 --> 00:06:18.295
‫خوبه.

Chapter 76
00:06:22.091 --> 00:06:23.093
‫سیبث چی؟

Chapter 77
00:06:24.343 --> 00:06:25.845
‫هنوز خبری ازش نشده.

Chapter 78
00:06:28.639 --> 00:06:31.642
‫نمی‌فهمم چرا زنده نگه‌ش داشتی.

Chapter 79
00:06:32.269 --> 00:06:34.228
‫کشتن برادرت برای خودت راحت بود؟

Chapter 80
00:06:38.899 --> 00:06:39.901
‫ببخشید.

Chapter 81
00:06:41.278 --> 00:06:42.987
‫ببخشید، حق با توئه.

Chapter 82
00:06:44.488 --> 00:06:47.449
‫کارم اشتباه بود.
‫باید می‌کشتمش.

Chapter 83
00:06:49.956 --> 00:06:52.413
‫با تریوانتی‌ها یه اشتباه دیگه نکن.

Chapter 84
00:06:55.165 --> 00:06:59.211
‫من مدت زیادی رو صرف مذاکره باهاشون کردم.

Chapter 85
00:06:59.302 --> 00:07:04.415
‫و نمی‌تونم به‌خاطر نتیجه‌ای
‫که بدون مدرک گرفتی راحت بندازمش دور.

Chapter 86
00:07:04.440 --> 00:07:06.567
‫،با این سلاح‌ها میان اینجا

Chapter 87
00:07:06.596 --> 00:07:08.555
‫و قلمروت رو با خاک یکسان می‌کنن!

Chapter 88
00:07:08.579 --> 00:07:11.583
‫من شکی ندارم
‫که با این سلاح‌ها بهت حمله شده.

Chapter 89
00:07:11.608 --> 00:07:14.319
‫- تو مثل حیوون انداختیم تو قفس.
‫- خودت مجبورم کردی!

Chapter 90
00:07:17.396 --> 00:07:19.189
‫فکر کردی می‌خوام این پایین باشی؟

Chapter 91
00:07:23.110 --> 00:07:26.781
‫،من فصل‌ها خبر نداشتم که کجایی

Chapter 92
00:07:26.865 --> 00:07:28.533
‫خواب برگشتت رو می‌دیدم.

Chapter 93
00:07:28.617 --> 00:07:31.076
‫و حالا مجبورم زندانیت کنم؟

Chapter 94
00:07:32.829 --> 00:07:39.377
‫من فقط سعی دارم اونقدری اوضاع رو
‫،تحت کنترل نگه دارم تا سیبث رو گیر بندازیم

Chapter 95
00:07:39.461 --> 00:07:42.254
‫در غیراینصورت اگر ذره‌ای فرصت
‫برای صلح داشته باشیم از دست می‌ره.

Chapter 96
00:07:44.507 --> 00:07:49.846
‫اما اگه تو انقدر مصمم باشی
‫اوضاع رو به‌هم بریزی نمی‌تونم کنترلش کنم.

Chapter 97
00:07:52.973 --> 00:07:57.144
‫،ازت می‌خوام بهم اعتماد کنی
‫فقط یه مدت کوتاه.

Chapter 98
00:07:58.625 --> 00:08:00.064
‫می‌تونی این کار رو بکنی؟

Chapter 99
00:08:05.394 --> 00:08:06.394
‫بله.

Chapter 100
00:08:08.113 --> 00:08:11.576
‫خوبه، چون یه کار دیگه‌ای هست که ازت می‌خوام.

Chapter 101
00:08:12.451 --> 00:08:13.452
‫چیه؟

Chapter 102
00:08:14.536 --> 00:08:15.788
‫با کفون حرف بزن.

Chapter 103
00:08:19.291 --> 00:08:20.377
‫کفون؟

Chapter 104
00:08:21.252 --> 00:08:23.254
‫الان بیشتر از همیشه به پدرش نیاز داره.

Chapter 105
00:08:30.437 --> 00:08:31.822
‫کلید داری؟

Chapter 106
00:08:32.708 --> 00:08:33.710
‫نه.

Chapter 107
00:08:35.495 --> 00:08:38.875
‫پس برو کنار لطفا.

Chapter 108
00:08:52.866 --> 00:08:54.285
‫ببخشید که در سیاهچالت رو شکستم.

Chapter 109
00:08:57.264 --> 00:08:59.667
‫این همه چیز
‫برای درست کردن هستم اینم روش.

Chapter 110
00:09:04.754 --> 00:09:07.381
‫،پایا زمانی قلمرویی بزرگ و روحانی بود

Chapter 111
00:09:08.549 --> 00:09:10.594
‫جایی که حتی
‫اشاره به بینایی گناه محسوب می‌شد.

Chapter 112
00:09:13.846 --> 00:09:16.807
‫اما حال، قلمروی مقدس ما توسط...

Chapter 113
00:09:17.342 --> 00:09:20.011
‫حاندان سلطنتی‌ای
‫که اون رو ساخته به فساد کشیده شده.

Chapter 114
00:09:22.885 --> 00:09:25.681
‫اون‌ها خودشون رو
‫نسبت به مردمشون در اولویت قرار دادن.

Chapter 115
00:09:25.984 --> 00:09:30.322
‫،و با انجام این کار
‫از میراث خودشون دست کشیدن.

Chapter 116
00:09:36.336 --> 00:09:42.634
‫من به وولف کین خدمت کرده بودم،.
‫پادشاهی بزرگ، که بی‌شک تنش توی گور می‌لرزه.

Chapter 117
00:09:43.951 --> 00:09:48.562
‫،دخترانش بهش خیانت کردن
‫و به ما خیانت کردن.

Chapter 118
00:09:49.633 --> 00:09:53.177
‫و چون اینجا نیست
‫،تا اشتباه دخترانش رو درست کنه

Chapter 119
00:09:53.565 --> 00:09:55.067
‫ما براش این کار رو می‌کنیم.

Chapter 120
00:09:57.599 --> 00:10:02.854
‫وقتش رسیده تا به‌عنوان مردم
‫،به عنوان مومنین حقیقی قیام کرده

Chapter 121
00:10:03.562 --> 00:10:05.893
‫و پنسا رو از شر این جادوگرها خلاص کنیم.

Chapter 122
00:10:07.085 --> 00:10:08.168
‫ممنون.

Chapter 123
00:10:09.751 --> 00:10:13.990
‫باید فرزندان حرامزاده‌ی ماگرا
‫و سیبث کین رو از بین ببریم!

Chapter 124
00:11:34.729 --> 00:11:35.730
‫چت چت.

Chapter 125
00:11:40.995 --> 00:11:43.078
‫- جادوگر کیری!
‫- گرفتمش!

Chapter 126
00:11:43.163 --> 00:11:44.331
‫نگه‌ش دار.

Chapter 127
00:11:50.503 --> 00:11:51.962
‫کفون!

Chapter 128
00:11:56.426 --> 00:11:57.844
‫دیگه بسه!

Chapter 129
00:12:00.971 --> 00:12:01.972
‫کفون!

Chapter 130
00:12:03.557 --> 00:12:04.558
‫بابا؟

Chapter 131
00:12:05.601 --> 00:12:07.895
‫کفون. زخمی شدی؟

Chapter 132
00:12:07.979 --> 00:12:11.399
‫نه. یه برش سطحیه. خوبم.

Chapter 133
00:12:11.482 --> 00:12:13.067
‫- بذار حسش کنم.
‫نه، گفتم خوبم!

Chapter 134
00:12:14.692 --> 00:12:15.775
‫چرا اینجایی؟

Chapter 135
00:12:19.032 --> 00:12:20.825
‫شنیدم اینجا می‌تونم پیدات کنم.

Chapter 136
00:12:21.591 --> 00:12:23.802
‫نه یعنی، اصلا چرا برگشتی؟

Chapter 137
00:12:28.563 --> 00:12:29.833
‫باید صحبت کنیم.

Chapter 138
00:12:31.043 --> 00:12:32.879
‫مادرت همه چی رو برام تعریف کرده.

Chapter 139
00:12:35.966 --> 00:12:37.299
‫پس نیازی نیست صحبت کنیم.

Chapter 140
00:12:40.720 --> 00:12:43.431
‫کفون! به من گوش کن. خواهش می‌کنم.

Chapter 141
00:12:44.224 --> 00:12:46.976
‫بابا واس! سگ داری.

Chapter 142
00:12:51.605 --> 00:12:52.606
‫برو پی کارت.

Chapter 143
00:12:54.359 --> 00:12:57.611
‫کفون؟

Chapter 144
00:12:58.321 --> 00:13:00.782
‫بله مامان. اینجام. حالم خوبه.

Chapter 145
00:13:03.368 --> 00:13:05.287
‫باید بهم می‌گفتی برگشته.

Chapter 146
00:13:06.245 --> 00:13:08.664
‫- چند نفر اونجا بودن؟
‫- چهار نفرشون رو دستگیر کردیم.

Chapter 147
00:13:08.748 --> 00:13:09.832
‫گفتم حالم خوبه.

Chapter 148
00:13:11.835 --> 00:13:14.712
‫،اگر اون تیغه عمیق‌تر می‌برید
‫الان می‌مرد.

Chapter 149
00:13:16.339 --> 00:13:20.467
‫،این؟ بعد از اینکه حنیوا رو گرفتن
‫و نزدیک بود تو خیابون بسوزه؟

Chapter 150
00:13:21.383 --> 00:13:23.177
‫جادوگریاب‌ها بیش از حد جسور شدن.

Chapter 151
00:13:23.346 --> 00:13:25.432
‫،اگر جادوگریاب‌ها بهش حمله کرده بودن

Chapter 152
00:13:25.514 --> 00:13:26.765
‫پسره می‌مرد.

Chapter 153
00:13:26.791 --> 00:13:29.168
‫- زر مفت نزن.
‫- این بازم کار اوناست.

Chapter 154
00:13:29.192 --> 00:13:33.322
‫یاغیگری اون‌ها داره به بقیه مردم
‫جرئت می‌ده تا به بچه‌های من حمله کنن.

Chapter 155
00:13:33.374 --> 00:13:36.543
‫- می‌خوام تا نفر آخرشون بازداشت بشه.
‫- به چه منظور؟

Chapter 156
00:13:38.028 --> 00:13:40.572
‫به جرم خیانت اعدامشون می‌کنم.

Chapter 157
00:13:43.517 --> 00:13:44.726
‫تنهامون بذارید.

Chapter 158
00:13:46.201 --> 00:13:47.202
‫همین حالا!

Chapter 159
00:13:51.033 --> 00:13:52.333
‫برو.

Chapter 160
00:14:01.176 --> 00:14:04.803
‫عصبانی هستید می‌فهمم. خانواده‌تون تهدید شده.

Chapter 161
00:14:04.888 --> 00:14:08.725
‫اما نمی‌تونید بدون طی کردن روند قانونی
‫راه بیفتید و شهروندها رو اعدام کنید.

Chapter 162
00:14:08.807 --> 00:14:12.116
‫مثل والد فکر نکنید
‫مثل ملکه‌ای فکر کنید که هستید.

Chapter 163
00:14:12.187 --> 00:14:14.898
‫گاهی اوقات ملکه باید
‫برای مصلحت قلمروش کارهای وحشتناکی بکنه.

Chapter 164
00:14:14.980 --> 00:14:16.066
‫مثل خواهرتون حرف می‌زنید.

Chapter 165
00:14:16.149 --> 00:14:21.111
‫خب، شاید حق با اون بود!
‫هیچکس جرئت نداشت مثل من از اون تمرد کنه.

Chapter 166
00:14:22.072 --> 00:14:26.618
‫من ۲۰ سال عمرم
‫بی چون و چرا نوک شمشیر سیبث بودم.

Chapter 167
00:14:26.701 --> 00:14:27.994
‫دوباره این کار رو نمی‌کنم.

Chapter 168
00:14:29.143 --> 00:14:33.480
‫،اگر چنین دستوری بهم بدید
‫پستم رو ترک می‌کنم.

Chapter 169
00:14:37.522 --> 00:14:39.594
‫پس چنین دستوری بهت نمی‌دم.

Chapter 170
00:14:40.698 --> 00:14:41.826
‫سروان گاست!

Chapter 171
00:14:42.049 --> 00:14:43.051
‫ملکه‌ی من.

Chapter 172
00:14:43.288 --> 00:14:46.291
‫افردات رو ببر و تک تکشون رو برام زندانی کن.

Chapter 173
00:14:46.674 --> 00:14:50.666
‫من در قلمروی خودم
‫ترس جون بچه‌هام رو نمی‌کنم.

Chapter 174
00:14:51.302 --> 00:14:52.476
‫اطاعت ملکه‌ی من.

Chapter 175
00:15:15.667 --> 00:15:19.879
‫منتظر موندن برای
‫بازگشت سفیر تروور چه فایده‌ای داره؟

Chapter 176
00:15:20.395 --> 00:15:23.231
‫دیر کردنش مشخصا نشون می‌ده...

Chapter 177
00:15:23.841 --> 00:15:27.386
‫که پنسا اصلا قصد نداره
‫شروط آتش بس ما رو ادا کنه.

Chapter 178
00:15:27.470 --> 00:15:29.889
‫تروور سیاستمدار سرد و گرم چشیده‌ایه.

Chapter 179
00:15:29.914 --> 00:15:33.000
‫،اگر مقاومت کرده باشن
‫با مذاکره به شروط‌مون می‌رسه.

Chapter 180
00:15:33.025 --> 00:15:37.864
‫شروط ما بیشتر به نفع پایاست تا ما.

Chapter 181
00:15:37.889 --> 00:15:42.101
‫در نتیجه‌ی گرین‌هیل گپ بیش از حد نترس شدن.

Chapter 182
00:15:42.778 --> 00:15:46.239
‫تریوانتیس قدرت ارتشی بسیار بالاتری داره.

Chapter 183
00:15:46.447 --> 00:15:50.534
‫تنها کاری که لازمه بکنیم اینه که
‫،مزه شکست رو بهشون بچشونیم

Chapter 184
00:15:50.619 --> 00:15:53.197
‫اون موقع شروط به‌طرز چشمگیری عوض می‌شن.

Chapter 185
00:15:53.227 --> 00:15:55.600
‫،ژنرال واس هم چنین نظری داشتن

Chapter 186
00:15:55.945 --> 00:15:58.655
‫که اصلا همون منجر به گرین‌هیل گپ شد.

Chapter 187
00:15:58.681 --> 00:16:04.206
‫،ایدو نیروهای پایا رو دست کم گرفته بود
‫اما دلیل نمی‌شه اشتباه می‌کرده.

Chapter 188
00:16:05.384 --> 00:16:08.061
‫،ما قبایل گنایت رو شکست دادیم
‫،در اوج قدرت خودمون هستیم

Chapter 189
00:16:08.086 --> 00:16:10.456
‫و باید از اون موقعیت مذاکره کنیم.

Chapter 190
00:16:10.481 --> 00:16:12.149
‫نظر خزانه چیه؟

Chapter 191
00:16:14.215 --> 00:16:17.927
‫از من خیلی بعیده
‫که به راه حل نظامی روی بیارم.

Chapter 192
00:16:18.120 --> 00:16:22.081
‫،اما فعلا
‫ساده بگم از خیلی چیزها بی‌خبریم.

Chapter 193
00:16:22.826 --> 00:16:26.120
‫تروور یا با ملکه برمی‌گرده یا برنمی‌گرده.

Chapter 194
00:16:26.321 --> 00:16:28.280
‫در هر صورت، اون موقع می‌دونیم که چه باید بکنیم.

Chapter 195
00:16:28.306 --> 00:16:31.395
‫و تا اون موقع، اون‌ها برای حمله‌مون آماده شدن.

Chapter 196
00:16:31.421 --> 00:16:35.091
‫اگه اگر طبق گفته‌ی شما در اوج قدرت
‫خودمون هستیم، نباید اهمیتی داشته باشه.

Chapter 197
00:16:35.966 --> 00:16:37.456
‫من که می‌گم منتظر بمونیم.

Chapter 198
00:16:39.793 --> 00:16:41.379
‫مردم با خزانه موافقت می‌کنه.

Chapter 199
00:16:44.173 --> 00:16:47.427
‫ارتش نظر جمع رو می‌پذیره.

Chapter 200
00:16:51.138 --> 00:16:54.515
‫به این نتیجه رسیدم که تو و کفون
‫فعلا نباید قصر رو ترک کنید.

Chapter 201
00:16:54.541 --> 00:16:55.892
‫بیش از حد خطرناکه.

Chapter 202
00:16:56.850 --> 00:16:57.851
‫باشه.

Chapter 203
00:16:59.457 --> 00:17:00.897
‫باشه، داخل قصر می‌مونید؟

Chapter 204
00:17:01.546 --> 00:17:02.547
‫نه.

Chapter 205
00:17:02.874 --> 00:17:05.484
‫حنیوا، اون بیرون امنیت نداره.

Chapter 206
00:17:05.509 --> 00:17:06.593
‫هیچوقت امن نبوده.

Chapter 207
00:17:06.617 --> 00:17:08.118
‫آخ! شارلوت!

Chapter 208
00:17:09.854 --> 00:17:11.146
‫کسی داخل اتاقته؟

Chapter 209
00:17:12.659 --> 00:17:13.660
‫نه.

Chapter 210
00:17:14.368 --> 00:17:17.247
‫اشتباهه. جلو نیا.

Chapter 211
00:17:29.425 --> 00:17:30.426
‫وایسا!

Chapter 212
00:17:32.053 --> 00:17:33.262
‫ورنه.

Chapter 213
00:17:42.521 --> 00:17:44.231
‫اصلا فکر نمی‌کردم دوباره ببینمت.

Chapter 214
00:17:45.232 --> 00:17:46.233
‫می‌دونم.

Chapter 215
00:17:53.230 --> 00:17:57.942
‫خب، فکر کنم احتمالا الان بهتره برم، درسته؟

Chapter 216
00:18:00.123 --> 00:18:01.124
‫آره، می‌رم.

Chapter 217
00:18:16.431 --> 00:18:19.893
‫چی به سرت اومده؟ چرا اینجایی؟

Chapter 218
00:18:21.519 --> 00:18:22.561
‫باید حرف بزنیم.

Chapter 219
00:18:24.439 --> 00:18:25.440
‫باشه.

Chapter 220
00:18:28.359 --> 00:18:32.905
‫چیزی نیست. همه چی مرتبه.

Chapter 221
00:18:33.003 --> 00:18:35.923
‫صدای این رو گوش کن. آره.

Chapter 222
00:18:37.088 --> 00:18:39.814
‫هی، چیزی نیست.

Chapter 223
00:18:40.674 --> 00:18:43.469
‫هی، چیزی نیست.

Chapter 224
00:18:43.597 --> 00:18:46.111
‫بله، مرتبه. بله مرتبه.

Chapter 225
00:18:48.210 --> 00:18:49.211
‫چیه؟

Chapter 226
00:18:51.132 --> 00:18:55.053
‫صدای گریه‌ی بچه رو شنیدم.
‫گفتم شاید کمک بخواید.

Chapter 227
00:18:55.663 --> 00:18:57.498
‫هیچی می‌خوام آرومش کنم.

Chapter 228
00:18:58.576 --> 00:19:00.349
‫بیشتر انگار دارید شکنجه‌ش می‌کنید.

Chapter 229
00:19:00.929 --> 00:19:02.954
‫می‌دونی که من قبلا این کار رو کردم دیگه؟

Chapter 230
00:19:03.013 --> 00:19:04.015
‫بله.

Chapter 231
00:19:04.938 --> 00:19:07.941
‫و اونا هنوز دست از نق زدن برنداشتن.

Chapter 232
00:19:12.171 --> 00:19:14.990
‫بدیدش. بدیدش به من.

Chapter 233
00:19:18.742 --> 00:19:22.830
‫سلام وولفی. سلام.

Chapter 234
00:19:23.748 --> 00:19:27.501
‫من شارلوتم. سلام کوچولو.

Chapter 235
00:19:29.253 --> 00:19:33.884
‫نمی‌دونم چی داره اذیتش می‌کنه.
‫انگار می‌دونه که من مادرش نیستم.

Chapter 236
00:19:34.239 --> 00:19:39.326
‫نه. تنها چیزی که می‌دونه
‫اینه که باد شکمش گیر کرده.

Chapter 237
00:19:41.348 --> 00:19:43.018
‫بفرما.

Chapter 238
00:19:45.848 --> 00:19:47.188
‫گوز بده مرد کوچک.

Chapter 239
00:19:47.509 --> 00:19:48.731
‫خوب بلدی آرومش کنی.

Chapter 240
00:19:49.604 --> 00:19:51.442
‫تا وقتی که نتونن صحبت کنن ازشون خوشم میاد.

Chapter 241
00:19:51.755 --> 00:19:52.964
‫می‌خواید پسش بدم؟

Chapter 242
00:19:52.998 --> 00:19:54.040
‫نه.

Chapter 243
00:19:55.614 --> 00:19:59.534
‫خواهش می‌کنم پیش تو خوشحاله. بمون.

Chapter 244
00:20:00.576 --> 00:20:01.577
‫باشه.

Chapter 245
00:20:05.123 --> 00:20:06.124
‫سلام.

Chapter 246
00:20:08.876 --> 00:20:10.670
‫خودت بچه‌ای داری؟

Chapter 247
00:20:11.438 --> 00:20:12.439
‫،اگه داشتم

Chapter 248
00:20:12.463 --> 00:20:15.799
‫اینجا سرگردون نبودم
‫که نذارم بچه‌های شما تو دردسر بیفتن.

Chapter 249
00:20:18.233 --> 00:20:20.586
‫همیشه فکر می‌کردم دختر دار می‌شم.

Chapter 250
00:20:23.599 --> 00:20:25.268
‫شاید اسم یه گل رو بذارم روش.

Chapter 251
00:20:27.229 --> 00:20:30.731
‫سوسن. رز.

Chapter 252
00:20:35.362 --> 00:20:39.531
‫…اما تو این زندگی، راهنما شدن

Chapter 253
00:20:41.508 --> 00:20:43.009
‫تنها کاریه که بلدم.

Chapter 254
00:20:45.595 --> 00:20:47.707
‫تنها چیزیه که می‌تونم به بچه‌م بدم.

Chapter 255
00:20:49.814 --> 00:20:54.798
‫اگر بخوام به خودم زحمت بدم
‫و یکی رو به این دنیا بیارم...

Chapter 256
00:20:57.473 --> 00:21:02.019
‫می‌خوام که چیزهای
‫بیشتری رو در اختیارش بذارم.

Chapter 257
00:21:02.459 --> 00:21:04.627
‫به‌نظرم داشته‌‌هات
‫از چیزی که فکر می‌کنی بیشترن.

Chapter 258
00:21:18.599 --> 00:21:24.146
‫شارلوت فکر نکنم تاحالا ازت
‫برای محافظت از بچه‌هام تشکر کرده باشم.

Chapter 259
00:21:24.686 --> 00:21:26.896
‫من می‌دونم. تشکر نکردید.

Chapter 260
00:21:28.198 --> 00:21:31.576
‫خب، لطفا بدون که من خیلی قدردانت هستم.

Chapter 261
00:21:34.546 --> 00:21:38.299
‫نیازی نیست. این مأموریت مقدس منه.

Chapter 262
00:21:41.928 --> 00:21:43.888
‫- مامان.
‫چیه؟ چی شده؟

Chapter 263
00:21:43.971 --> 00:21:46.266
‫ازت می‌خوام باهام بیای. همین الان.

Chapter 264
00:21:47.851 --> 00:21:49.184
‫چیزیمون نمی‌شه. شما برید.

Chapter 265
00:22:14.251 --> 00:22:15.878
‫پس سلاح‌ها واقعی‌ان.

Chapter 266
00:22:16.462 --> 00:22:17.923
‫بابا، حق با تو بوده.

Chapter 267
00:22:18.648 --> 00:22:20.567
‫،از یک طرف شورای مثلث صحبت صلح رو می‌کنه

Chapter 268
00:22:20.592 --> 00:22:22.969
‫از طرف دیگه نقشه‌ی نابودی ما رو در سر داره.

Chapter 269
00:22:23.387 --> 00:22:24.972
‫نه، این حقیقت نداره.

Chapter 270
00:22:25.346 --> 00:22:27.473
‫خب، نه کاملا.

Chapter 271
00:22:28.057 --> 00:22:29.851
‫این کار شورای مثلث نیست.

Chapter 272
00:22:29.950 --> 00:22:32.661
‫کار یه دانشمند ارتشی یاغی به اسم تروماداست.

Chapter 273
00:22:33.563 --> 00:22:34.564
‫ترومادا؟

Chapter 274
00:22:35.809 --> 00:22:36.853
‫می‌شناسیش؟

Chapter 275
00:22:38.401 --> 00:22:42.321
‫مردیه که هیچ روحی نداره.
‫حاضره هزاران نفر رو هم بکشه.

Chapter 276
00:22:46.617 --> 00:22:48.452
‫…صداش رو نشناختم

Chapter 277
00:22:50.454 --> 00:22:52.249
‫اما همونیه که بو لاین رو کشته.

Chapter 278
00:22:54.166 --> 00:22:57.671
‫اگر این سلاح‌ها اونقدری که می‌گی
‫قدرتمندن چطور می‌تونیم باهاش بجنگیم؟

Chapter 279
00:22:57.753 --> 00:23:01.674
‫بهش می‌گن بمب. باید قبل از اینکه بتونن
‫ازشون استفاده کنن نابودشون کنیم.

Chapter 280
00:23:01.700 --> 00:23:03.993
‫باید به سرای روشنگری برگردیم.

Chapter 281
00:23:05.470 --> 00:23:08.181
‫پس جرلامارل داره
‫برای تریوانتی‌ها اسلحه می‌سازه.

Chapter 282
00:23:08.893 --> 00:23:10.144
‫جرلامارل مرده.

Chapter 283
00:23:10.808 --> 00:23:11.809
‫چی؟

Chapter 284
00:23:12.727 --> 00:23:15.355
‫،ایدو کشتش
‫بعد بچه‌هاش رو مجبور کرد...

Chapter 285
00:23:15.380 --> 00:23:18.049
‫تحت نظارت ترومادا بمب بسازن.

Chapter 286
00:23:21.611 --> 00:23:22.612
‫مامان.

Chapter 287
00:23:25.490 --> 00:23:26.782
‫باید بریم.

Chapter 288
00:23:27.325 --> 00:23:31.413
‫می‌تونیم بمب‌ها رو نابود کنیم.
‫می‌تونیم برادر خواهرهامون رو نجات بدیم.

Chapter 289
00:23:31.864 --> 00:23:34.157
‫منظورت همون‌هاییه که دادنت به ایدو؟

Chapter 290
00:23:34.855 --> 00:23:38.401
‫،اولومان مجبور شده بود اون کار رو بکنه
‫و مجبور شده بود بمب بسازه.

Chapter 291
00:23:39.003 --> 00:23:41.131
‫مرد تا بتونم فرار کنم و بیام بهتون هشدار بدم.

Chapter 292
00:23:41.213 --> 00:23:44.259
‫این تروماداهه، بازم بمب می‌سازه.

Chapter 293
00:23:44.317 --> 00:23:45.778
‫بدون بچه‌ها نمی‌تونه.

Chapter 294
00:23:45.885 --> 00:23:48.471
‫روند پالایش زغال سنگ نیازمند بیناییه.

Chapter 295
00:23:48.555 --> 00:23:50.557
‫برای ساخت سلاح‌ها بهشون نیاز داره.

Chapter 296
00:23:50.582 --> 00:23:52.500
‫بعد می‌پرسی چرا ازمون می‌ترسن.

Chapter 297
00:23:53.268 --> 00:23:55.311
‫گفتی سلاح‌ها رو از زغال سنگ ساختن؟

Chapter 298
00:23:56.028 --> 00:23:57.029
‫بله.

Chapter 299
00:23:58.486 --> 00:24:01.272
‫به تاماکتی جون دستور می‌دم
‫یه گردان ببره و سرا رو تصرف کنه.

Chapter 300
00:24:01.916 --> 00:24:05.113
‫از هزاران ضربان قلب اون‌طرف‌تر
‫صدای اومدنشون رو می‌شنون.

Chapter 301
00:24:06.698 --> 00:24:08.700
‫من با حنیوا و کفون می‌رم.

Chapter 302
00:24:08.782 --> 00:24:10.993
‫اونا با سرا و زمین‌هاش آشنان.

Chapter 303
00:24:11.577 --> 00:24:13.496
‫،و بچه‌های جرلامارل رو آزاد می‌کنیم

Chapter 304
00:24:13.520 --> 00:24:15.522
‫و اونا بهمون می‌گن چطور این سلاح‌ها رو نابود کنیم.

Chapter 305
00:24:15.614 --> 00:24:18.450
‫می‌خوای بچه‌هامون رو برگردونی اونجا؟

Chapter 306
00:24:20.785 --> 00:24:24.122
‫اون‌ها اون بچه‌هایی نیستن
‫که بار اول رفتن اونجا.

Chapter 307
00:24:24.689 --> 00:24:26.148
‫الان دیگه بالغ شدن.

Chapter 308
00:24:27.844 --> 00:24:30.471
‫- جنگجو شدن.
‫- خب، تو زخمی شدی.

Chapter 309
00:24:31.306 --> 00:24:32.641
‫من همیشه زخمی‌ام.

Chapter 310
00:24:36.102 --> 00:24:40.690
‫اول پاریس، حالا هم بو لاین.

Chapter 311
00:24:43.317 --> 00:24:45.403
‫تحمل ندارم یکی از شماها رو از دست بدم.

Chapter 312
00:24:47.739 --> 00:24:50.491
‫اما نمی‌تونیم بذاریم مرگشون بی‌ثمر باشه.

Chapter 313
00:24:52.993 --> 00:24:56.957
‫،همه‌تون امشب رو استراحت می‌کنید
‫و فردا صبح اول وقت راه می‌افتید

Chapter 314
00:24:59.416 --> 00:25:00.417
‫ممنون مامان.

Chapter 315
00:25:01.169 --> 00:25:02.170
‫بیا بریم.

Chapter 316
00:25:08.969 --> 00:25:10.220
‫باید حرفت رو باور می‌کردم.

Chapter 317
00:25:13.722 --> 00:25:17.477
‫حق با جفتمون بوده.
‫و جفتمون هم اشتباه می‌کردیم.

Chapter 318
00:25:21.189 --> 00:25:23.275
‫خب، نظرت چیه؟

Chapter 319
00:25:25.026 --> 00:25:26.027
‫راجع به چی؟

Chapter 320
00:25:27.319 --> 00:25:30.406
‫حنیوا. و زنش.

Chapter 321
00:25:32.701 --> 00:25:34.528
‫حالا باید عاشق یه تریوانتی می‌شد؟

Chapter 322
00:25:36.871 --> 00:25:38.123
‫به مادرش رفته.

Chapter 323
00:25:39.082 --> 00:25:41.835
‫آره، همه می‌دونیم
‫چقدر هم که رابطه‌ی خوبی بوده.

Chapter 324
00:25:47.673 --> 00:25:49.759
‫- جناب سفیر؟
‫- بله.

Chapter 325
00:25:49.784 --> 00:25:51.803
‫لرد هارلن خواستن شرف یاب بشن.

Chapter 326
00:25:53.346 --> 00:25:54.556
‫می‌بینمشون.

Chapter 327
00:25:56.057 --> 00:25:57.057
‫داخل شید.

Chapter 328
00:26:00.233 --> 00:26:01.718
‫اومدی خداحافظی کنی؟

Chapter 329
00:26:07.777 --> 00:26:08.862
‫بهم دروغ گفتی.

Chapter 330
00:26:08.886 --> 00:26:11.088
‫- هارلن.
‫- اون سلاح‌هایی که بابا واس گفته بود واقعی‌ان.

Chapter 331
00:26:11.114 --> 00:26:12.699
‫تریوانتی‌ها نقشه حمله تو سر دارن.

Chapter 332
00:26:12.723 --> 00:26:13.976
‫عقلت رو از دست دادی؟

Chapter 333
00:26:14.000 --> 00:26:17.253
‫ترومادا. مردی به اسم ترومادا اینا رو ساخته.

Chapter 334
00:26:17.871 --> 00:26:20.332
‫اگه بهم دروغ بگی، گلوت رو می‌برم.

Chapter 335
00:26:22.826 --> 00:26:24.202
‫من تو رو خوب می‌شناسم.

Chapter 336
00:26:24.228 --> 00:26:25.586
‫نه اونقدری که فکر می‌کنی.

Chapter 337
00:26:25.670 --> 00:26:29.007
‫،چرا می‌شناسمت، و تو هم من رو می‌شناسی

Chapter 338
00:26:29.089 --> 00:26:31.593
‫اونقدری که بدونی بهت خیانت نمی‌کنم.

Chapter 339
00:26:36.056 --> 00:26:38.974
‫،خب یا بکشم یا ببوسم
‫ولی خیر سرت یه کاری بکن دیگه.

Chapter 340
00:26:47.781 --> 00:26:49.277
‫باید مطمئن می‌شدم.

Chapter 341
00:26:51.112 --> 00:26:52.113
‫و مطمئن شدی؟

Chapter 342
00:26:53.366 --> 00:26:54.367
‫آره.

Chapter 343
00:27:01.330 --> 00:27:02.790
‫آوازه ترومادا رو شنیدم.

Chapter 344
00:27:04.084 --> 00:27:05.919
‫یکی از دانشمندهای نمونه‌‌ی ارتشه.

Chapter 345
00:27:05.986 --> 00:27:09.823
‫تندروئه، اما چند وقتی
‫می‌شد سروصدا نکرده بود.

Chapter 346
00:27:09.923 --> 00:27:13.509
‫خب، ظاهرا مشغول ساخت سلاحی بوده
‫که می‌تونه شهرها رو با خاک یکسان کنه.

Chapter 347
00:27:13.615 --> 00:27:14.741
‫اصلا چطور همچین چیزی ممکنه؟

Chapter 348
00:27:14.803 --> 00:27:16.596
‫نمی‌دونم.

Chapter 349
00:27:16.680 --> 00:27:19.848
‫این سلاح‌ها
‫با مقدار زیادی زغال سنگ ساخته شدن.

Chapter 350
00:27:22.016 --> 00:27:24.144
‫پس برای همینه که چاقوت رو گذاشتی بیخ گلوم.

Chapter 351
00:27:24.170 --> 00:27:25.171
‫بله.

Chapter 352
00:27:26.265 --> 00:27:29.233
‫تقریبا تموم زغال سنگی
‫،که به تریوانتیس قاچاق می‌شه از طرف منه

Chapter 353
00:27:29.259 --> 00:27:31.385
‫که یعنی از طرف توئه.

Chapter 354
00:27:31.542 --> 00:27:34.336
‫خب بخشی از محموله‌هام می‌ره برای ارتش.

Chapter 355
00:27:34.405 --> 00:27:35.824
‫اینجوریه که مسیرها رو باز نگه داشتم.

Chapter 356
00:27:35.906 --> 00:27:40.161
‫ارتش؟
‫- به‌نظرت اون با ترومادا همدسته؟

Chapter 357
00:27:43.539 --> 00:27:47.294
‫احتمالش هست.
‫گرین‌هیل گپ مایه آبروریزی بود.

Chapter 358
00:27:47.376 --> 00:27:50.547
‫ارتش خواسته‌ش برای ابراز قدرت رو پنهان نکرده.

Chapter 359
00:27:52.715 --> 00:27:56.303
‫اگه یه فرقه‌ی شورشی از دولتم
‫،نقشه‌ی حمله به پایا رو داشته باشه

Chapter 360
00:27:56.362 --> 00:27:59.789
‫،نه تنها به معنی جنگ با کشور شماست
‫بلکه به معنی جنگ داخلی کشور خودم هم هست.

Chapter 361
00:28:00.926 --> 00:28:01.928
‫عالی شد.

Chapter 362
00:28:03.768 --> 00:28:05.228
‫خب چطور جلوش رو بگیریم؟

Chapter 363
00:28:10.275 --> 00:28:11.776
‫من امروز با سیبث می‌رم.

Chapter 364
00:28:13.494 --> 00:28:15.505
‫،وقتی آخرین شرط صلح رو تأمین کنم

Chapter 365
00:28:15.529 --> 00:28:17.865
‫طبق توافق‌مون پیمان صلح رو امضا می‌کنن.

Chapter 366
00:28:17.949 --> 00:28:21.912
‫،اگر ارتش اعتراض کنه
‫می‌فهمیم چه موضعی داره.

Chapter 367
00:28:22.953 --> 00:28:24.788
‫- نه.
‫- نه؟

Chapter 368
00:28:26.207 --> 00:28:28.667
‫ملکه خواهرش رو ول نمی‌کنه...

Chapter 369
00:28:29.169 --> 00:28:32.963
‫تا اینکه تو بهش اطمینان خاطر
‫بدی که این فتنه خفه شده.

Chapter 370
00:28:33.055 --> 00:28:35.348
‫ملکه در جایگاهی نیست
‫که چنین خواسته‌ای داشته باشه.

Chapter 371
00:28:35.424 --> 00:28:37.301
‫به‌هرحال خواسته.

Chapter 372
00:28:38.201 --> 00:28:40.787
‫اگر بدون سیبث اینجا برم ناگریز جنگ می‌شه.

Chapter 373
00:28:42.663 --> 00:28:45.416
‫نه اگه فرقه شورشی رو افشا کنی.

Chapter 374
00:28:45.852 --> 00:28:48.813
‫از جنگ داخلی جلوگیری کن.
‫به‌عنوان قهرمان ستایش می‌شی.

Chapter 375
00:28:49.361 --> 00:28:50.647
‫یا به عنوان قهرمان خاک می‌شم.

Chapter 376
00:28:52.483 --> 00:28:53.484
‫همراهم بیا.

Chapter 377
00:28:54.236 --> 00:28:55.444
‫به تریوانتیس؟

Chapter 378
00:28:55.862 --> 00:28:57.990
‫ممکنه برای اثبات حرفم بهت نیاز داشته باشم.

Chapter 379
00:28:58.323 --> 00:29:00.115
‫باشه، آخه کی میاد به حرف من گوش بده؟

Chapter 380
00:29:00.141 --> 00:29:03.144
‫شماها حتی بیشتر از ماها به این صلح نیاز دارید.
‫این رو می‌دونن.

Chapter 381
00:29:03.169 --> 00:29:04.671
‫باعث اعتبارت می‌شه.

Chapter 382
00:29:04.755 --> 00:29:08.008
‫تازه، تو شبکه جاسوسی خودت رو داری.
‫می‌تونن کمکمون کنن رد زغال سنگ رو بزنیم.

Chapter 383
00:29:08.791 --> 00:29:11.086
‫می‌تونم به عنوان یه فرستاده‌ی رسمی ببرمت.

Chapter 384
00:29:12.273 --> 00:29:13.731
‫خطرش زیاده.

Chapter 385
00:29:14.038 --> 00:29:16.507
‫،ممکنه گروگان گرفته بشم
‫ازم به عنوان اهرم فشار استفاده شه.

Chapter 386
00:29:21.762 --> 00:29:24.473
‫نمی‌خوام کسی
‫از حضوم خبردار بشه مگر بالاجبار.

Chapter 387
00:29:26.977 --> 00:29:28.644
‫چطور؟ نمی‌فهمم.

Chapter 388
00:29:29.479 --> 00:29:32.398
‫من از بچگی مخفیانه به تریوانتیس رفتم.

Chapter 389
00:29:33.441 --> 00:29:36.819
‫،اگه پیدات کنن
‫به جای جاسوس اعدامت می‌کنن.

Chapter 390
00:29:36.903 --> 00:29:38.863
‫خب، پس بهتره صداش رو درنیارم.

Chapter 391
00:29:41.532 --> 00:29:42.992
‫این فکر خیلی بدیه.

Chapter 392
00:29:44.577 --> 00:29:45.744
‫قبول دارم.

Chapter 393
00:29:46.997 --> 00:29:48.498
‫باید همین الان بریم.

Chapter 394
00:30:01.709 --> 00:30:04.336
‫نیازی نیست ساکت باشی.
‫بیداره.

Chapter 395
00:30:09.769 --> 00:30:11.020
‫چرا اینجاست؟

Chapter 396
00:30:12.105 --> 00:30:14.106
‫بوی گند اون زنیکه همه جا رو برداشته.

Chapter 397
00:30:14.564 --> 00:30:18.236
‫،بوشه که آرومش می‌کنه
‫حالا خوب یا بد.

Chapter 398
00:30:20.279 --> 00:30:22.824
‫بله. آفرین پسر.

Chapter 399
00:30:23.866 --> 00:30:25.660
‫بیا پیش پاپا بابا.

Chapter 400
00:30:26.786 --> 00:30:27.953
‫پاپا بابا.

Chapter 401
00:30:32.125 --> 00:30:34.627
‫- جریان این بمب‌ها رو شنیدی؟
‫- بله.

Chapter 402
00:30:36.046 --> 00:30:37.547
‫فردا می‌ریم نابودشون کنیم.

Chapter 403
00:30:39.507 --> 00:30:42.676
‫اگه این دعوته که قبول می‌کنم.

Chapter 404
00:30:48.131 --> 00:30:49.965
‫ممنون شارلوت.

Chapter 405
00:30:50.393 --> 00:30:52.061
‫خواهش می‌کنم بابا واس.

Chapter 406
00:30:52.645 --> 00:30:55.397
‫بدون تو می‌باختیم شارلوت.

Chapter 407
00:30:55.481 --> 00:30:58.567
‫بابا، اختیار داری.

Chapter 408
00:31:12.012 --> 00:31:13.640
‫چرا پیش اونی؟

Chapter 409
00:31:15.751 --> 00:31:16.752
‫کفون.

Chapter 410
00:31:18.380 --> 00:31:20.089
‫اون نوه‌ی منه، غیر از اینه؟

Chapter 411
00:31:26.596 --> 00:31:27.806
‫اینم از پاپات.

Chapter 412
00:31:31.101 --> 00:31:32.102
‫بله.

Chapter 413
00:31:34.153 --> 00:31:35.403
‫بیا پیشم.

Chapter 414
00:31:36.851 --> 00:31:40.442
‫،می‌دونی، روزی که تو و خواهرت به‌دنیا اومدید

Chapter 415
00:31:41.298 --> 00:31:43.195
‫جادوگریاب‌ها به دهکده‌مون حمله کردن.

Chapter 416
00:31:44.364 --> 00:31:46.865
‫خیلی‌ها مردن و فرار کردیم.

Chapter 417
00:31:48.159 --> 00:31:51.788
‫،شب اولتون رو تو جنگل گذروندید

Chapter 418
00:31:52.872 --> 00:31:55.083
‫و من تو شب سرد نگهبانی دادم.

Chapter 419
00:31:56.710 --> 00:32:01.131
‫و هر وزش بادی بین درخت‌ها
‫صداش مثل نفس یه جادوگریاب بود.

Chapter 420
00:32:05.384 --> 00:32:08.096
‫،کمتر از یه روز بود که پدر شده بودم

Chapter 421
00:32:09.660 --> 00:32:11.787
‫و به همون زودی
‫فکر می‌کردم سرافکنده‌تون کردم.

Chapter 422
00:32:12.722 --> 00:32:14.810
‫که نتونستم از بچه‌هام محافظت کنم.

Chapter 423
00:32:17.814 --> 00:32:19.231
‫اون ترس هیچوقت از بین نمی‌ره.

Chapter 424
00:32:21.942 --> 00:32:23.569
‫اما یاد گرفتم قبولش کنم.

Chapter 425
00:32:25.195 --> 00:32:27.324
‫این همون چیزیه که ما رو پدر می‌کنه.

Chapter 426
00:32:29.190 --> 00:32:31.619
‫مطمئن نیستم که باید پدر باشم یا نه.

Chapter 427
00:32:33.288 --> 00:32:34.330
‫نه اینجوری.

Chapter 428
00:32:36.708 --> 00:32:37.709
‫پسرم.

Chapter 429
00:32:42.380 --> 00:32:45.634
‫تو هم مثل همه پدرها یه راهی پیدا می‌کنی.

Chapter 430
00:32:47.384 --> 00:32:48.385
‫چطور؟

Chapter 431
00:32:52.028 --> 00:32:53.599
‫راز بزرگی در کار نیست.

Chapter 432
00:32:55.101 --> 00:32:58.939
‫می‌ترسی... اغلب اوقات.

Chapter 433
00:33:00.190 --> 00:33:01.316
‫این بخشی ازشه.

Chapter 434
00:33:04.861 --> 00:33:07.905
‫،پدر بودن مثل یه جور نبرده

Chapter 435
00:33:08.906 --> 00:33:10.407
‫نبردی که با دلت درش می‌جنگی.

Chapter 436
00:33:12.278 --> 00:33:14.222
‫،و تو کفون

Chapter 437
00:33:15.211 --> 00:33:17.588
‫تو بین تموم مردهایی
‫که دیدم قوی‌ترین دل‌ رو داری.

Chapter 438
00:33:19.625 --> 00:33:20.626
‫حالا بگیرش.

Chapter 439
00:33:31.698 --> 00:33:34.015
‫نبردت از امروز شروع می‌شه پسرم.

Chapter 440
00:34:02.751 --> 00:34:05.087
‫…اون همه وقت رو صخره گرگ‌ها

Chapter 441
00:34:06.854 --> 00:34:08.300
‫چی‌کار کردی؟

Chapter 442
00:34:13.012 --> 00:34:14.472
‫،شکار کردم

Chapter 443
00:34:15.599 --> 00:34:16.806
‫،از کوه رفتم بالا

Chapter 444
00:34:18.393 --> 00:34:19.811
‫رویای تو رو دیدم.

Chapter 445
00:34:20.978 --> 00:34:24.398
‫لازم نبود رویای من رو ببینی.
‫می‌دونستی کجام.

Chapter 446
00:34:27.277 --> 00:34:31.947
‫توی رویاهام تو اینجا نیستی.
‫از اینجا دور دوریم.

Chapter 447
00:34:38.871 --> 00:34:40.706
‫،می‌دونم که اینجا خوشحال نیستی

Chapter 448
00:34:42.291 --> 00:34:44.293
‫،اما شاید یه روزی بتونی خوشحال باشی

Chapter 449
00:34:45.253 --> 00:34:47.505
‫وقتی که زیر سایه‌ی تهدید جنگ زندگی نکنیم.

Chapter 450
00:34:52.173 --> 00:34:55.512
‫قلمروها و کشورها
‫همیشه تهدید می‌شن عشقم.

Chapter 451
00:35:00.481 --> 00:35:04.954
‫اصلا یادت میاد زندگی
‫به دور از این اوضاع چه حسی داشت؟

Chapter 452
00:35:07.983 --> 00:35:10.903
‫…سکوت، آرامش

Chapter 453
00:35:13.239 --> 00:35:14.365
‫همه در کنار هم.

Chapter 454
00:35:16.367 --> 00:35:18.119
‫بچه‌هامون فقط یه فریاد باهامون فاصله داشتن.

Chapter 455
00:35:20.610 --> 00:35:21.873
‫دنیا تغییر کرده.

Chapter 456
00:35:24.757 --> 00:35:25.759
‫نه.

Chapter 457
00:35:26.253 --> 00:35:30.673
‫دنیا هنوز سر جاشه.
‫فقط نمی‌تونیم از اینجا حسش کنیم.

Chapter 458
00:35:51.277 --> 00:35:52.278
‫ورن؟

Chapter 459
00:35:56.365 --> 00:35:57.449
‫چی شده؟

Chapter 460
00:36:10.255 --> 00:36:14.842
‫مدام سربازها موقع انفجار بمب‌ها
‫میان جلوی چشم‌هام.

Chapter 461
00:36:17.469 --> 00:36:19.972
‫،یه لحظه اونجا ایستاده بودن
‫…و بعدش

Chapter 462
00:36:22.099 --> 00:36:23.309
‫…اصلا

Chapter 463
00:36:25.769 --> 00:36:27.063
‫…تیکه تیکه شدن

Chapter 464
00:36:30.065 --> 00:36:31.150
‫خاکستر شدن.

Chapter 465
00:36:35.280 --> 00:36:36.989
‫نمی‌تونم از سرم بیرونش کنم.

Chapter 466
00:36:43.079 --> 00:36:45.373
‫توانایی دیدن همیشه موهبت نیست.

Chapter 467
00:36:48.043 --> 00:36:49.501
‫اصلا فکر نکنم تا الان موهبت بوده باشه.

Chapter 468
00:36:56.327 --> 00:36:57.327
‫ورن؟

Chapter 469
00:37:09.396 --> 00:37:10.731
‫من یه فراری‌ام.

Chapter 470
00:37:12.900 --> 00:37:13.902
‫چی؟

Chapter 471
00:37:15.320 --> 00:37:18.931
‫گردانم رو ترک کردم و مجازات این مرگه.

Chapter 472
00:37:22.297 --> 00:37:23.994
‫هیچوقت نمی‌تونم برگردم.

Chapter 473
00:37:26.641 --> 00:37:28.791
‫دیگه هیچوقت نمی‌تونم خانواده‌م رو ببینم.

Chapter 474
00:37:32.253 --> 00:37:33.922
‫بهشون می‌گن که من یه بزدلم.

Chapter 475
00:37:36.550 --> 00:37:37.925
‫و شرمنده می‌شن.

Chapter 476
00:37:38.677 --> 00:37:42.389
‫،اگر پدر مادرت بشناسنت
‫می‌فهمن که حقیقت نداره.

Chapter 477
00:37:50.771 --> 00:37:51.856
‫…هر بار

Chapter 478
00:37:53.233 --> 00:37:55.150
‫…که صدای صحبت بابات رو می‌شنوم

Chapter 479
00:37:59.322 --> 00:38:01.240
‫انگار صدای ایدو رو شنیدم.

Chapter 480
00:38:12.878 --> 00:38:13.878
‫دلتنگشی.

Chapter 481
00:38:17.132 --> 00:38:18.592
‫اون مثل پدرم بود.

Chapter 482
00:38:25.681 --> 00:38:27.182
‫اون این بمب‌ها رو ساخته.

Chapter 483
00:38:32.230 --> 00:38:33.231
‫می‌دونم.

Chapter 484
00:38:39.237 --> 00:38:40.447
‫بازم دوستش دارم.

Chapter 485
00:38:44.451 --> 00:38:45.534
‫این از من چی می‌سازه؟

Chapter 486
00:38:46.494 --> 00:38:47.661
‫عشق من رو.

Chapter 487
00:38:53.271 --> 00:38:54.273
‫بیا.

Chapter 488
00:39:03.427 --> 00:39:08.266
‫،این یعنی تو انسانی
‫درست مثل بقیه‌ی ماها.

Chapter 489
00:40:22.884 --> 00:40:24.800
‫نگران بودم که نکنه نیای.

Chapter 490
00:40:25.922 --> 00:40:27.215
‫باید احتیاط به‌خرج می‌دادم.

Chapter 491
00:40:36.771 --> 00:40:38.106
‫جای امنی پیدا کردی؟

Chapter 492
00:40:39.489 --> 00:40:43.409
‫هنوز نه. یه مشکلی پیش اومد.
‫اما برای چند روز غذای کافی آوردم.

Chapter 493
00:40:43.596 --> 00:40:47.132
‫چند روز؟ نه. قول داده بودی.

Chapter 494
00:40:47.157 --> 00:40:48.460
‫آزادم کن برم دیگه!

Chapter 495
00:40:49.284 --> 00:40:52.202
‫آزادت می‌کنم. به‌محض اینکه برگردم.

Chapter 496
00:40:52.992 --> 00:40:57.016
‫برگردی؟ کجا داری می‌ری؟
‫چی از این مهمتره؟

Chapter 497
00:40:57.041 --> 00:40:58.418
‫زنده نگه داشتن وولفی.

Chapter 498
00:41:01.588 --> 00:41:03.882
‫تریوانتی‌ها یه سلاح‌های جدیدی ساختن.

Chapter 499
00:41:04.882 --> 00:41:06.635
‫تندر و آتش.

Chapter 500
00:41:06.717 --> 00:41:09.094
‫می‌تونن کل شهر و تموم پایا رو نابود کنن.

Chapter 501
00:41:10.608 --> 00:41:13.759
‫چی؟ منظورت چیه؟

Chapter 502
00:41:13.784 --> 00:41:15.577
‫سیبث وقت ندارم توضیح بدم.

Chapter 503
00:41:16.596 --> 00:41:18.128
‫من بچه‌م رو می‌خوام.

Chapter 504
00:41:19.063 --> 00:41:21.356
‫برام مهم نیست چی می‌خوای.

Chapter 505
00:41:22.373 --> 00:41:25.710
‫من به‌خاطر تو این کار رو نکردم.
‫این کار به‌خاطر وولفیه.

Chapter 506
00:41:28.739 --> 00:41:32.744
‫،نمی‌تونم بذارم مادرش رو بکشن
‫حتی اگه مستحقش باشه.

Chapter 507
00:41:37.637 --> 00:41:40.168
‫- کفون.
‫- فقط خفه شو و منتظر بمون.

Chapter 508
00:41:41.503 --> 00:41:42.878
‫چند روز دیگه برمی‌گردم.

Chapter 509
00:41:45.172 --> 00:41:46.590
‫اگه برنگردی چی؟

Chapter 510
00:41:48.592 --> 00:41:50.010
‫اون موقع دیگه به‌هرحال می‌میری.

Chapter 511
00:41:56.184 --> 00:41:57.184
‫شنیدی؟

Chapter 512
00:42:02.856 --> 00:42:03.858
‫بله.

Chapter 513
00:42:05.025 --> 00:42:06.764
‫ممکنه مجبور شیم یه نقشه‌ی دیگه بکشیم.

Chapter 514
00:42:06.960 --> 00:42:09.239
‫همین الان در دست انجامه ملکه‌ی من.

Chapter 515
00:42:11.347 --> 00:42:12.659
‫هدیه‌ای از برای شما.

Chapter 516
00:42:32.137 --> 00:42:33.471
‫قشنگ اندازمه.

Chapter 517
00:42:35.806 --> 00:42:37.182
‫ممنون هارمونی.

Chapter 518
00:42:41.813 --> 00:42:45.483
‫،اون سلاح‌های تریوانتی‌ای که گفت
‫آتش و تندر.

Chapter 519
00:42:46.038 --> 00:42:47.706
‫در قصر شایعاتی شنیدم.

Chapter 520
00:42:48.231 --> 00:42:51.739
‫هر اطلاعاتی که می‌تونی رو جمع کن.
‫شاید جالب باشه.

Chapter 521
00:42:52.543 --> 00:42:53.949
‫اطاعت ملکه‌ی من.

Chapter 522
00:43:13.329 --> 00:43:14.329
‫دروازه!

Chapter 523
00:43:24.663 --> 00:43:25.981
‫لوشن بری.

Chapter 524
00:43:27.692 --> 00:43:28.860
‫تاماکتی جون.

Chapter 525
00:43:30.215 --> 00:43:32.092
‫امیدوارم راضی شده باشی.

Chapter 526
00:43:32.489 --> 00:43:33.489
‫خیلی مونده.

Chapter 527
00:43:34.373 --> 00:43:35.791
‫طرف اشتباه رو انتخاب کردی.

Chapter 528
00:43:36.326 --> 00:43:38.411
‫تویی که آماده‌ی شمشیر کشیدنی.

Chapter 529
00:43:39.266 --> 00:43:41.976
‫،و تو برای مرگ من جواب پس می‌دی

Chapter 530
00:43:42.231 --> 00:43:43.458
‫برای مرگ همه‌مون.

Chapter 531
00:43:45.632 --> 00:43:47.891
‫به‌قدر کافی باید جواب پس بدم. همه همینیم.

Chapter 532
00:43:47.916 --> 00:43:49.172
‫تنهامون بذارید.

Chapter 533
00:43:57.722 --> 00:44:00.559
‫،از موضع‌تون کوتاه بیاید، همه‌تون

Chapter 534
00:44:02.059 --> 00:44:04.980
‫مطمئنم که می‌تونم
‫ملکه رو متقاعد کنم از جونتون بگذره.

Chapter 535
00:44:06.918 --> 00:44:08.275
‫نمی‌تونم این کار رو بکنم.

Chapter 536
00:44:09.108 --> 00:44:10.235
‫دارید برای هیچی می‌میرد.

Chapter 537
00:44:10.260 --> 00:44:13.398
‫من دارم برای سوگندم به ایزد خورشید می‌میرم.

Chapter 538
00:44:13.423 --> 00:44:18.262
‫اینکه هیچی خطابش می‌کنی
‫بهم می‌گه که حقیقتا چقدر گمراه شدی،.

Chapter 539
00:44:20.344 --> 00:44:24.681
‫دورانی بود که با افتخار کنار من می‌مردی.

Chapter 540
00:44:24.748 --> 00:44:27.043
‫ما رو فریب دادن لوشن.

Chapter 541
00:44:28.503 --> 00:44:33.215
‫برای زنی سوگند وفاداری خوردیم
‫که ایزد خورشید رو بهانه‌ی قتل می‌کرد.

Chapter 542
00:44:33.300 --> 00:44:35.635
‫اون وقت این یکی چی رو بهونه‌ی قتل می‌کنه؟

Chapter 543
00:44:35.719 --> 00:44:37.052
‫من می‌خوام کمکتون کنم.

Chapter 544
00:44:37.077 --> 00:44:38.079
‫کمکم کنی؟

Chapter 545
00:44:39.431 --> 00:44:40.931
‫تو حتی به خودت هم نمی‌تونی کمک کنی.

Chapter 546
00:44:42.726 --> 00:44:44.811
‫…خب، اگه حرف دیگه‌ای نداری

Chapter 547
00:44:47.063 --> 00:44:48.690
‫باید برم برسم به دار زدن.

Chapter 548
00:44:55.237 --> 00:44:56.239
‫دروازه!

Chapter 549
00:44:58.574 --> 00:44:59.576
‫برو ببینم!

Chapter 550
00:45:02.244 --> 00:45:05.373
‫این سرزمین سرزمین منه.

Chapter 551
00:45:06.365 --> 00:45:09.202
‫این سرزمین سرزمین توئه.

Chapter 552
00:45:10.711 --> 00:45:13.882
‫از اعماق دره‌ها.

Chapter 553
00:45:14.757 --> 00:45:17.635
‫تا ارتفاعات کوهستان.

Chapter 554
00:45:19.596 --> 00:45:21.431
‫از جنگل‌های پنهان

Chapter 555
00:45:23.307 --> 00:45:25.476
‫تا آب‌های شور

Chapter 556
00:45:27.896 --> 00:45:31.565
‫این سرزمین برای من و تو ساخته شده

Chapter 557
00:45:34.235 --> 00:45:37.072
‫این سرزمین برای...

Chapter 558
00:45:43.577 --> 00:45:46.121
‫باید برم.
‫یه کم دیگه برمی‌گردم.

Chapter 559
00:46:26.329 --> 00:46:28.664
‫،این سه جادوگریاب سابق

Chapter 560
00:46:29.456 --> 00:46:32.418
‫،نلیکوت، وارن، یارنز

Chapter 561
00:46:33.831 --> 00:46:35.463
‫،پیش روی شما ایستادن

Chapter 562
00:46:36.715 --> 00:46:41.635
‫و به جرم قتل یک شهروند بی‌گناه پایا
‫به اسم رو وونو گناهکار شناخته شدن.

Chapter 563
00:46:42.253 --> 00:46:46.340
‫زنده سوزوندنش
‫چون مظنون بودن که شاید بینا باشه.

Chapter 564
00:46:48.184 --> 00:46:52.813
‫مجازات قتل، مرگ توسط چوبه‌ی داره.

Chapter 565
00:47:59.297 --> 00:48:02.592
‫حال، بقیه‌تون بایستید.

Chapter 566
00:48:05.893 --> 00:48:09.313
‫قلمروی پایا دیگه
‫وجود جادوگرها رو تأیید نمی‌کنه.

Chapter 567
00:48:10.322 --> 00:48:12.492
‫شما از فتوای سلطنتی تمرد کردید...

Chapter 568
00:48:12.978 --> 00:48:15.981
‫و در روز روشن برای
‫کسانی که بینان خواهان مرگ شدید.

Chapter 569
00:48:17.648 --> 00:48:21.277
‫تمرد از فتوای ملکه‌تون مجازات مرگ داره.

Chapter 570
00:48:24.780 --> 00:48:25.782
‫…اما

Chapter 571
00:48:27.791 --> 00:48:32.922
‫همه اخیرا بیش از حد مرگ رو تجربه کردیم.

Chapter 572
00:48:34.583 --> 00:48:39.336
‫و شما هنوز همون سربازهایی هستید
‫که دلاورانه در گرین هیل گپ جنگیدید.

Chapter 573
00:48:41.463 --> 00:48:42.465
‫،زنده خواهید موند

Chapter 574
00:48:43.340 --> 00:48:46.594
‫نه با هشدار، بلکه با یک قول.

Chapter 575
00:48:49.014 --> 00:48:51.432
‫،اگر دوباره فتوای سلطنتی رو زیر پا بذارید

Chapter 576
00:48:51.516 --> 00:48:54.302
‫،اگر به برانگیختن و ایجاد انقلاب ادامه بدید

Chapter 577
00:48:54.327 --> 00:48:58.748
‫خودتون و خانواده‌تون بیشتر از چیزی
‫که این مردها امروز تجربه کردن زجر خواهید کشید.

Chapter 578
00:49:02.793 --> 00:49:03.795
‫برید خونه.

Chapter 579
00:49:13.621 --> 00:49:14.623
‫تصمیم خردمندانه‌‌ای بود.

Chapter 580
00:49:15.748 --> 00:49:16.750
‫با گذشت زمان مشخص می‌شه.

Chapter 581
00:49:53.077 --> 00:49:54.996
‫مثل یه عنکبوت ساکت باش.

Chapter 582
00:49:55.775 --> 00:49:56.775
‫کفون؟

Chapter 583
00:50:03.463 --> 00:50:05.340
‫خوش برگشتی بابا واس.

Chapter 584
00:50:06.882 --> 00:50:07.884
‫سیبث!

Chapter 585
00:50:09.719 --> 00:50:11.471
‫بچه رو بیدار کردی.

Chapter 586
00:50:12.764 --> 00:50:13.764
‫آروم باش.

Chapter 587
00:50:13.847 --> 00:50:15.349
‫بابابزرگته، کسی نیست.

Chapter 588
00:50:15.432 --> 00:50:18.728
‫اومده قبل از اینکه مامان ببردت
‫سفر باهات خداحافظی کنه.

Chapter 589
00:50:20.938 --> 00:50:25.193
‫- پسره رو بذار زمین.
‫- جلو نیا وگرنه سریع و محکم می‌برمش.

Chapter 590
00:50:25.277 --> 00:50:26.735
‫چاقوم روی گردنشه.

Chapter 591
00:50:31.949 --> 00:50:33.034
‫اون بچه‌ی توئه.

Chapter 592
00:50:33.432 --> 00:50:37.726
‫بله بچه‌ی منه.
‫حاضرم قبل از اینکه از دستش بدم بکشمش.

Chapter 593
00:50:38.664 --> 00:50:40.625
‫حاضری بچه‌ی خودت رو بکشی؟

Chapter 594
00:50:41.726 --> 00:50:45.797
‫قراره یه برده‌دار تریوانتینی بهم درس اخلاق بده.

Chapter 595
00:50:45.880 --> 00:50:50.844
‫تو چند نفر رو اسیر کردی، فروختی و کشتی؟

Chapter 596
00:50:51.344 --> 00:50:54.306
‫باید سر ده تا روستای کنزوا رو
‫بکنم زیر آب شهر تا به پات برسم.

Chapter 597
00:50:54.389 --> 00:50:55.639
‫حالا بذار برم.

Chapter 598
00:51:03.188 --> 00:51:06.108
‫تو پدر خودت رو کشتی.

Chapter 599
00:51:06.172 --> 00:51:08.427
‫تو هم برادر خودت رو کشتی.

Chapter 600
00:51:09.278 --> 00:51:11.822
‫حاضری نوه‌ت رو هم بکشی؟

Chapter 601
00:51:15.101 --> 00:51:19.398
‫هیچ جا نمی‌تونی بری که پیدات نکنم.

Chapter 602
00:51:20.440 --> 00:51:22.735
‫تو حتی نتونستی تو خونه‌ی خودت پیدام کنی.

Chapter 603
00:51:24.460 --> 00:51:26.755
‫چه گهی دارید می‌خورید؟

Chapter 604
00:51:27.755 --> 00:51:28.757
‫کفون.

Chapter 605
00:51:31.217 --> 00:51:32.427
‫برنامه عوض شده.

Chapter 606
00:51:32.510 --> 00:51:33.811
‫،از کمکت ممنونم

Chapter 607
00:51:33.835 --> 00:51:37.246
‫اما دیگه نمی‌تونم
‫مثل یه روح در عذاب تو دیوارها مخفی بشم.

Chapter 608
00:51:37.271 --> 00:51:38.481
‫وقت رفتنه.

Chapter 609
00:51:38.505 --> 00:51:40.139
‫- تو آزادش کردی؟
‫- بابا.

Chapter 610
00:51:40.164 --> 00:51:41.998
‫وایسا سیبث، لطفا بدش به من.

Chapter 611
00:51:42.023 --> 00:51:44.318
‫نمی‌تونم یه بحث رو دو بار بکنم.

Chapter 612
00:51:44.563 --> 00:51:46.440
‫می‌بینی که چاقوم رو گردنشه. بذار رد شم.

Chapter 613
00:51:46.465 --> 00:51:47.759
‫نمی‌ذارم پسر من رو ببری.

Chapter 614
00:51:47.784 --> 00:51:48.867
‫اون پسر منه.

Chapter 615
00:51:50.277 --> 00:51:52.989
‫من ساختمش. من حملش کردم.

Chapter 616
00:51:53.458 --> 00:51:56.335
‫،اما نگران نباش، وولفی برمی‌گرده

Chapter 617
00:51:56.576 --> 00:51:59.204
‫البته وقتی قلمروم رو پس بگیرم
‫و بذارمش روی تخت پادشاهی.

Chapter 618
00:51:59.244 --> 00:52:01.380
‫پاک دیوونه شدی.
‫از این خبرها نیست.

Chapter 619
00:52:01.431 --> 00:52:02.681
‫اون بچه‌ی موعوده.

Chapter 620
00:52:02.706 --> 00:52:04.083
‫نمی‌تونه ببینه!

Chapter 621
00:52:07.461 --> 00:52:09.130
‫پیشگویی‌ای در کار نیست.

Chapter 622
00:52:10.715 --> 00:52:12.550
‫چشم‌هاش به من نرفته، به تو رفته.

Chapter 623
00:52:13.592 --> 00:52:17.556
‫،که یعنی اون ناجی مقدس نیست
‫که یعنی خدا تو رو انتخاب نکرده.

Chapter 624
00:52:18.514 --> 00:52:19.516
‫داری دروغ می‌گی.

Chapter 625
00:52:21.184 --> 00:52:24.061
‫قول دادیم که همیشه به هم حقیقت رو بگیم.

Chapter 626
00:52:24.144 --> 00:52:25.146
‫می‌دونی که دروغ نمی‌گم.

Chapter 627
00:52:30.818 --> 00:52:35.322
‫خب، پس می‌دونی که بچه‌ی کورت رو می‌کشم.

Chapter 628
00:52:35.407 --> 00:52:36.992
‫- بذار برم.
‫- نه.

Chapter 629
00:52:38.117 --> 00:52:39.202
‫کفون!

Chapter 630
00:52:44.456 --> 00:52:46.543
‫کفون، بذار حسش کنم.

Chapter 631
00:52:47.418 --> 00:52:48.711
‫خون ریزی بدی داری.

Chapter 632
00:52:57.344 --> 00:52:58.346
‫کفون.

Chapter 633
00:53:02.000 --> 00:53:09.782
جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
.:: @ZedMoviecom ::.
.:: @MiraMovieSite ::.

