﻿WEBVTT

00:00:00.183 --> 00:00:20.183
<b><c.color00abfd> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie ::..</c></b>
  <b><c.colorFFC947> ..:: ZedMovie ::..</c></b>

00:00:24.207 --> 00:00:30.123
فيلم داگويل در 9 بخش و يک مقدمه ساخته شده است

00:00:32.208 --> 00:00:39.503
مقدمه
معرفي داگويل و ساکنان آن

00:00:42.942 --> 00:00:47.839
اين داستان غم انگيز سرنوشت اهالي داگويل است

00:00:47.840 --> 00:00:49.925
داگويل در منطقه کوهستاني ايالات متحده آ قرار داشت

00:00:50.713 --> 00:00:57.215
بالاي ده جاده به معدن قديمي نقره ختم ميشه

00:00:57.340 --> 00:01:03.342
اهالي داگويل ادمهاي خوبي بودند و
شهرشون را دوست داشتند

00:01:03.467 --> 00:01:08.719
و از زماني که يک شواليه قديمي اسم خيابان
اصلي ده را خيابان نارون قرمز گذاشته بود

00:01:08.719 --> 00:01:11.845
با اينکه هرگز هيچ نارون قرمزي در داگويل نبود

00:01:11.887 --> 00:01:15.346
اهالي دليلي براي تغيير آن نميديدند

00:01:15.887 --> 00:01:21.348
بيشتر خانه ها کاملا فرسوده شده بودند
صراحتا بايد بگم که مثل لونه بودند تا خونه

00:01:21.556 --> 00:01:24.766
هر چند خانه اي که تام توي اون زندگي ميکرد
بهترين خانه شهر بود

00:01:24.807 --> 00:01:29.642
و توي زمانهايي که مهمان مهمي به ده ميومد
هميشه خانه تام براي پذريرايي انتخاب ميشد

00:01:29.893 --> 00:01:33.977
بعداظهر اون روز راديو آهنگ ارامي را پخش ميکرد

00:01:34.102 --> 00:01:42.230
براي توماس اديسون پير همين اهنگ اروم و سبک مناسب بود

00:01:43.063 --> 00:01:47.857
خانمها و آقايون
رئيس جمهور ايالت متحده

00:01:48.565 --> 00:01:52.316
تام يک لطفي بهم بکن باشه ؟
راديو؟

00:01:52.816 --> 00:01:56.943
فقط به خاطر اينکه موسيقي تموم شده و ممکنه
حالا يک چيزه به درد بخور به گوشت بخوره

00:01:57.943 --> 00:02:00.527
فکر ميکردم دليل اينکه راديو داريم اينه که

00:02:00.902 --> 00:02:03.320
خوب همونطور که ميدوني من بايد استراحت کنم

00:02:04.612 --> 00:02:06.362
اگه بخواي ميتوني مسخره ام کني

00:02:07.113 --> 00:02:11.864
پدر تام پزشک بود و حالا حقوق
بازنشستگي ميگرفت

00:02:11.906 --> 00:02:17.699
براي همين يکي از امتيازات منحصر به فرد تام اين بود
که لازم نبود براي پول در اوردن کار خاصي بکنه

00:02:17.740 --> 00:02:22.493
تام يک نويسنده بود
و توي فکر خودش ميتونست توي هر ژانري بنويسه

00:02:22.493 --> 00:02:29.202
اوه...بيشترين لغاتي که تام هميشه باهاشون کار ميکرد
عالي و کوچک بود

00:02:29.202 --> 00:02:31.328
که به يک علامت سئوال ختم ميشد

00:02:31.370 --> 00:02:37.372
اما با اينحال همه نوشته هاش را با دقت زياد
توي کشوي ميز تحريش ميگذاشت

00:02:38.414 --> 00:02:39.581
خدانگهدار پدر

00:02:44.541 --> 00:02:46.333
عصر به خير اقاي تام

00:02:46.375 --> 00:02:48.418
عصر به خير جناب اليويا

00:02:48.625 --> 00:02:50.251
جلسه فردا يادت نره

00:02:50.293 --> 00:02:51.501
نه

00:02:57.212 --> 00:03:02.380
براي به تاخيز انداختن احساس نياز به يک کشيش
در بين اهالي

00:03:02.422 --> 00:03:07.382
تام خودش جلساتي را براي انها ترتيب ميداد

00:03:07.465 --> 00:03:10.882
و خودش و اهالي را قانع کرده بود که اين به نفعه شهره

00:03:10.966 --> 00:03:12.966
سلام بچه ها
سلام تام

00:03:13.759 --> 00:03:15.134
عصر به خير چاک

00:03:15.509 --> 00:03:18.094
ميتونيم فردا توي جلسه بيينيمت؟

00:03:18.218 --> 00:03:20.594
خوب ، من بدون سخنراني هاي تو هم اموراتم ميگذره

00:03:20.636 --> 00:03:22.219
تو که ورا را ميشناسي

00:03:22.595 --> 00:03:25.721
تا وقتي که نگم ميام يک لحظه راحتم نميگذاره

00:03:27.846 --> 00:03:31.430
که به موسي اون استخون را داده ؟
هنوز گوشت روش داره

00:03:32.223 --> 00:03:33.348
جيسون داده

00:03:33.432 --> 00:03:36.016
جيسون به اين حيوون استخوني داده
که هنوز گوشت روشه ؟

00:03:37.016 --> 00:03:39.266
اخرين باري که گوشت ديديم کي بود ؟

00:03:39.517 --> 00:03:42.892
دفعه ديگه که ببينم غذا را هدر ميدي
چاقوت را ازت ميگيرم

00:03:42.892 --> 00:03:44.852
اگه ببينم دوباره داره گوشت ميخوره ميفهمم کار تو

00:03:44.977 --> 00:03:47.936
موسي بايد گرسنه بمونه
تا نگهباني بده

00:03:48.019 --> 00:03:50.104
توي داگويل نگهباني بده ؟

00:03:50.520 --> 00:03:52.646
چي اينجاست که بخوان بدزدن ؟

00:03:52.688 --> 00:03:55.230
زمانه خيلي بده شده تام اديسون

00:03:55.938 --> 00:03:59.023
بزودي مردمي کمتر از ما وجود خواهند داشت

00:04:05.941 --> 00:04:10.568
در حقيقت تام به اندازه کافي مشغول بود

00:04:10.693 --> 00:04:13.902
اگر چه ، سخنراني با رعايت تشريفات
هنوز با کار نويسندگي اون تداخلي نداشت

00:04:14.319 --> 00:04:18.529
و اگه توي داگويل يک نفر سخت بفهمه که چه کاري براش بهتره

00:04:18.613 --> 00:04:21.571
فقط تکرار ميکنه ، معدن کاري

00:04:21.738 --> 00:04:24.656
اگرچه اون راهشو از ميون صخره ها انتخاب نکرده بود

00:04:24.698 --> 00:04:27.324
اما راهي به مراتب سخت تر را انتخاب کرده بود

00:04:27.990 --> 00:04:32.742
چيزي که بهش ميگن تعالي دادت روح انسان

00:04:33.575 --> 00:04:35.326
سلام مارتا
سلام تام

00:04:35.492 --> 00:04:38.160
ببين همه ميخوان بيان
پس فقط بايد نيمکت ها را اماده کني

00:04:38.243 --> 00:04:39.827
بله ؛ اونها اماده هستند

00:04:39.827 --> 00:04:43.453
تام من تکرار ميکنم
اگه لازمه که از ارگ من استفاده کني

00:04:43.495 --> 00:04:46.413
من بايد از رئيس محلي مجوز ويژه بگيرم

00:04:46.413 --> 00:04:49.539
مارتا ، منم تکرار ميکنم که که ما به ارگ نيازي نداريم

00:04:49.663 --> 00:04:53.040
ما ميتونيم بدون اواز خوندن يا خوندن از روي کتاب مقدس به معنويت برسيم

00:04:53.374 --> 00:04:56.416
تقريبا داره 7 ميشه
زنگ را فراموش نکني

00:04:58.083 --> 00:05:00.292
تصور ميکنم ما موفق ميشيم مادر جينجر

00:05:00.334 --> 00:05:03.918
فکر نکنم اين براي خاک خوب باشه
که اينطوري شيار کشي کني و بيل بزني

00:05:04.919 --> 00:05:07.669
اين خاکه که به همه ما زندگي بخشيده

00:05:08.378 --> 00:05:11.629
نميخواد منو نصيحت کني
توماس اديسون کوچک

00:05:11.795 --> 00:05:14.296
من به همون خوبي که رفو ميکنم
بيل ميزنم

00:05:14.338 --> 00:05:18.798
اره و همه چيز را از بين ميبري
من با تام موافقم

00:05:18.882 --> 00:05:21.215
اما اون کلوچه هاي منو دوست داره
مگه نه ؟

00:05:21.299 --> 00:05:24.050
خوب هيچ شکي نيست
اونها خوشمزه اند

00:05:24.175 --> 00:05:27.134
خوب .وقتي نوبت به بيل زدن ميرسه حق با کيه تام
تو يا من ؟

00:05:27.259 --> 00:05:29.302
فکر نکنم به همين راحتي باشه

00:05:29.343 --> 00:05:31.177
اون مچت را گرفته جينجر

00:05:31.177 --> 00:05:34.303
نميتوني مخالفت کني گلوريا ، ميتوني؟

00:05:34.719 --> 00:05:36.720
هي بن
من درها را باز ميکنم

00:05:36.762 --> 00:05:37.929
ممنونم تام

00:05:38.012 --> 00:05:40.430
خبري از صنعت باربري نداري؟

00:05:40.513 --> 00:05:42.513
اونجا هم همه چيز به هم ريخته و مزخرفه ؟

00:05:42.555 --> 00:05:45.640
صنعت باربري را مسخره نکن

00:05:50.349 --> 00:05:54.726
دقيقا ساعت 7 بود که مارتا زنگ را به صدا در اورد

00:05:54.809 --> 00:05:59.853
و تام به اين دليل با دوست دوران بچگيش
بيل هنسون بازي چکرز را ميکرد

00:06:00.270 --> 00:06:02.687
چون بيل کند ذهن بود و خودشم اينو ميدونست

00:06:03.312 --> 00:06:08.772
خيلي کند ذهن تر از اين بود که صلاحيت
مهندس شدن را داشته باشه

00:06:09.147 --> 00:06:17.233
بعد از گوش دادن به صداي ماشينهاي چوب بري پايين دره
که بن اصرار ميکرد دارند روي يک فونداسيون جديد براي بازداشتگاه کار مي کنند

00:06:17.358 --> 00:06:21.192
تام به سمت خونه هنسون رفت
تا با بيل بازي کنه

00:06:21.276 --> 00:06:24.985
و يک شکست تحقير اميز ديگه
توي بازي چکرز را بهش بچشونه

00:06:25.944 --> 00:06:33.155
برخي مردم ممکنه بگن ملاقات کردن خواهر بزرگتر بيل
بيشتر از بازي چکرز هدف تام بود

00:06:33.196 --> 00:06:35.530
و ممکنه که درست بگن

00:06:36.114 --> 00:06:40.699
اين يک حقيقت بود که توي خانه هنسون
يک مساله کاملا جديد وجود داشت

00:06:41.032 --> 00:06:45.409
مساله اي که به اندازه اون طرف دره فربينده بود

00:06:46.117 --> 00:06:50.369
يک عامل محدود با انحناهاي دلپذير ، ليز هنسون

00:06:50.369 --> 00:06:55.287
کسي اينو نميفهمه ؟
شيرين ، دردناک و عميقا گمراه کننده

00:06:55.287 --> 00:06:57.079
سلام ليز
سلام تام

00:06:57.120 --> 00:07:01.205
تو بايد هر روز بياي اينجا؟

00:07:01.247 --> 00:07:04.415
خيلي سرگرم کننده تر ميشه که براي تغيير
هم که شده روزي يک ادم جديد بياد دم در

00:07:05.290 --> 00:07:08.208
ميدوني من واقعا توي اين شهر خيلي تنها و بي کس هستم

00:07:09.500 --> 00:07:13.418
لحظه اي که نامزدم برام بنويسه که اون شغل
را توي سنگبري به دست اورده من ميرم

00:07:13.501 --> 00:07:16.668
اونوقت بيشتر شماها مجبور ميشيد دخترهاي
ديگه اي را پيدا کنيد که ديد بزنيد

00:07:16.710 --> 00:07:18.795
بيل خونه است ؟

00:07:19.294 --> 00:07:21.503
خوب مگه هميشه نيست ؟

00:07:21.795 --> 00:07:24.546
اون مطالعه ميکنه و منم توي درست کردن
ليوانها کمک ميکنم

00:07:24.588 --> 00:07:27.547
با اينکه همه ميدونن اوني که باهوشه منم

00:07:28.047 --> 00:07:30.756
سلام خانم هنسون
عصر به خير تام

00:07:31.131 --> 00:07:34.049
وقت چکرز شده بيل
رفيق قديمي

00:07:35.799 --> 00:07:37.091
اون ؟؟

00:07:37.508 --> 00:07:39.675
صداي زنگ را نشنيدي؟

00:07:40.884 --> 00:07:45.553
مثل هميشه بيل وانمود ميکرد
که داره واقعا بازي ميکنه

00:07:45.845 --> 00:07:50.554
اون هنوز کاملا معناي اين ملاقات هاي
براي بازي را نفهميده بود

00:07:51.638 --> 00:07:53.389
شايد فقط بايد اجازه بدي همينطور باشن

00:07:53.430 --> 00:07:55.055
من اينطور فکر نميکنم

00:07:55.180 --> 00:07:57.598
اگه اونها همينطور که هستند خوب باشن چي ؟

00:07:57.639 --> 00:08:00.390
تو فکر ميکني اونها خوبن
من اينطور فکر نميکنم

00:08:00.432 --> 00:08:02.558
من فکر ميکنم چيزهاي زيادي هست که مردم اين شهر فراموش کردند

00:08:02.642 --> 00:08:06.560
من فقط دارم سعي ميکنم يکسري چيزها را به يادشون بيارم

00:08:06.767 --> 00:08:08.685
و اين شامل توضيحات جلسه فردا هم ميشه ؟

00:08:08.685 --> 00:08:11.144
نميدونم

00:08:12.978 --> 00:08:16.563
ببين اگه مردم داگويل با پذيرش اين مسائل
مشکلي داشته باشن

00:08:16.646 --> 00:08:20.230
چيزي که واقعا بهش احتياج پيدا ميکنند
اينه که چيزي را براي قبول کردن داشته باشن

00:08:20.813 --> 00:08:24.190
يک چيزه قابل لمس
مثل يک هديه

00:08:25.148 --> 00:08:28.649
چرا يک نفر بايد بياد و يک هديه به ما بده ؟

00:08:28.649 --> 00:08:30.108
نميدونم

00:08:30.233 --> 00:08:32.276
من بايد برم کمي فکر کنم

00:08:32.859 --> 00:08:39.653
صبر کن صبر کن
يک مهره را گم کرديم

00:08:40.278 --> 00:08:42.196
ديگه نيمشه بازي کرد

00:08:50.865 --> 00:08:54.950
ذهن من امشب حسابي فعاله

00:09:05.328 --> 00:09:06.870
شب به خير بيل

00:09:06.871 --> 00:09:07.913
بخش اول
تام صداي تير اندازي ميشنوه و گريس را ميبينه

00:09:22.167 --> 00:09:25.876
علي رغم تلاش قابل ملاحضه اي که
تام انجام ميداد تا بازي را کش بده

00:09:25.918 --> 00:09:29.752
خيلي سريع توي بازي پيروز شد

00:09:30.253 --> 00:09:33.962
باران شروع به باريدن کرد و وزش باد به طور
منظم تندتر شد

00:09:33.962 --> 00:09:37.088
و تام به سمت خونه اش توي خيابان نارون قرمز قدم ميزد

00:09:37.797 --> 00:09:44.215
اگه به تام اثبات ميشد که مردم داگويل در پذيرش
حرفهاي اون توي سخنراني فردا مشکل دارند

00:09:44.341 --> 00:09:48.716
اونوقت اون به شدت نياز به يک تغيير داشت
يک هديه

00:09:49.008 --> 00:09:50.967
ممکن بود حق با بيل باشه

00:09:51.009 --> 00:09:55.677
واقعا هيچوقت به اين شهرستان کوچک
باران نعمت نباريده بود

00:10:33.522 --> 00:10:36.231
هيچ شکي توي ذهن تام نبود

00:10:36.273 --> 00:10:38.524
که اونها صداي شليک گلوله بودند

00:10:38.732 --> 00:10:42.650
دستگاه هاي چوب بري توي دره ابدا چنين صدايي نداشتند

00:10:42.733 --> 00:10:44.943
صداي شليک از پايين جاده ميومد

00:10:44.984 --> 00:10:49.152
يا شايد از جاده باريک دره يک جايي
توي مسير جورج تاون

00:10:51.362 --> 00:10:57.488
اون براي مدتها باز هم گوش داد اما صداها
ديگه تکرار نشدند

00:10:59.864 --> 00:11:05.074
تام با نااميدي روي نيمکت بانوان نشست تا کمي فکر کنه

00:11:05.116 --> 00:11:08.783
تا اندکي به حس کنجکاوي و مخاطره اميز بودن
اين جريان فکر کنه

00:11:09.825 --> 00:11:14.785
اما خيلي طول نکشيد قبل از اينکه افکار اون
دوباره به مطالب مورد علاقه اش برگشت

00:11:14.910 --> 00:11:20.954
و در ميان طوفان
ملاقاتها و افکار توي ذهنش مدام تغيير ميکردند

00:11:20.996 --> 00:11:29.415
اجتماع عظيمي که در سکوت به تام گوش ميکردند
سخنراني که روح انسان را تطهير ميکنه

00:11:29.916 --> 00:11:33.792
و در ميون اون جماعت تام مرداني را ميديد
نويسندگاني بزرگ

00:11:33.834 --> 00:11:40.627
که در مقابل حرفهاي تام کاملا تسليم بودند
و از ميون حرفهاي اون راه جديدي براي زندگي شون ميديدند

00:11:41.336 --> 00:11:43.169
اين آسون نبود

00:11:43.294 --> 00:11:50.255
اما با پشتکار و استفاده از داستان ها و نمايشنامه ها
پيام هاي اون به دل و جان همه نفوذ ميکرد

00:11:50.464 --> 00:11:55.798
و وقتي از اون در مورد فن کارش توضيح ميخواستند
اون پاسخ ميداد

00:11:56.799 --> 00:11:58.841
توضيح دادن با کمک مثال

00:12:17.847 --> 00:12:21.639
تام حدود يکساعتي را روي نيمکت بود

00:12:21.681 --> 00:12:25.474
تا اينکه صدايي غير عادي اونو بيدار کرد

00:12:25.599 --> 00:12:28.142
موسز بود که پارس ميکرد

00:12:28.267 --> 00:12:33.310
پارس کردن اون غير عادي نبود
اما اين طور پارس کردن جديد بود

00:12:33.560 --> 00:12:36.937
پارس اون بلند نبود
بلکه بيشتر حالتي عصبي داشت

00:12:37.019 --> 00:12:43.355
طوري که انگار خطري در نزديکي باشه
و اين حتي مربوط به ديدن روباه يا راکون نبود

00:12:43.646 --> 00:12:50.649
سگ مدام پارس ميکرد تا کسي
را خبردار کنه

00:12:50.858 --> 00:12:56.943
هي خانم
اگه جاي شما بودم اون بالا نميرفتم

00:12:59.068 --> 00:13:04.069
من کوهستان را به خوبي مي شناسم
با اينحال شک دارم بتونم ازش جون سالم به در ببرم

00:13:04.153 --> 00:13:06.071
صخره هاش خيلي ناجورن

00:13:12.197 --> 00:13:14.240
راه ديگه اي هم هست ؟

00:13:15.032 --> 00:13:16.074
اره

00:13:19.866 --> 00:13:21.242
کجا ؟

00:13:22.325 --> 00:13:26.410
از همون راهي که اومدي برگرد
به سمت جورج تاون

00:13:27.285 --> 00:13:29.495
چرا بايد از کوه بري بالا

00:13:29.787 --> 00:13:32.829
تو با اون صداي تير اندازي ها رابطه اي داري؟

00:13:38.830 --> 00:13:41.165
کمکم کن
خواهش ميکنم کمک کن

00:13:41.165 --> 00:13:43.749
ميتوني توي معدن پنهان بشي

00:13:52.877 --> 00:13:54.461
هي ، اين جاده به کجا ميرسه

00:13:54.544 --> 00:13:56.670
هيچ جا
اخرش بسته است

00:13:56.712 --> 00:14:01.088
اگه ميخواي رد بشي دور بزن برو جورج تاون

00:14:01.129 --> 00:14:04.006
اينجا
اينجا اسمش داگويل هست

00:14:04.047 --> 00:14:07.548
داگويل ؟اره
اين احمقانه ترين اسميه که تا حالا شنيدم

00:14:08.465 --> 00:14:10.633
هي ما دنبال کسي ميگرديم

00:14:10.675 --> 00:14:12.633
اوه .واقعا ؟اون کي ميتونه باشه ؟

00:14:14.718 --> 00:14:17.177
رئيسم ميخواد باهات صحبت کنه

00:14:17.593 --> 00:14:19.552
مرد جوان
بله اقا

00:14:19.886 --> 00:14:25.846
من دنبال يک دختر ميگردم.ممکنه اون
به خاطر گيج بودن طرف شهر شما اومده باشه

00:14:25.846 --> 00:14:30.889
نميخوام هيچ آسيبي بهش برسه
اون براي من خيلي باارزشه

00:14:30.931 --> 00:14:34.348
خوب قربان
هيچکس اخيرا از داگويل رد نشده

00:14:34.390 --> 00:14:38.266
موسز پارس ميکرد
اون خيلي به غريبه ها حساسه

00:14:38.349 --> 00:14:42.518
اوه...پس اون موسز حسابي باهوشه

00:14:42.601 --> 00:14:49.686
لطفا کارت منو داشته باش و اگه
احيانا غربيه اي ديدي

00:14:49.770 --> 00:14:51.479
بهم زنگ بزن

00:14:51.771 --> 00:14:55.772
من در جايگاهي هستم که بتونم بهت
جايزه فوق العاده اي بدم

00:14:55.856 --> 00:14:58.772
بله قربان
ممنونم

00:14:59.565 --> 00:15:02.690
هي شماها بوديد که تيراندازي ميکرديد ؟

00:15:14.945 --> 00:15:22.447
خوب اونها رفتند
حالا ميخواي بياي بيرون ؟

00:15:31.867 --> 00:15:35.535
ميخواي قبل از اينکه از کوه بري بالا
يک فنجان قهوه بخوري؟

00:15:38.452 --> 00:15:40.870
عاليه

00:15:43.995 --> 00:15:47.288
اسم اون فراري زيبا گريس بود

00:15:47.621 --> 00:15:52.624
اون داگويل را از روي نقشه انتخاب نکرده بود
و يا از اهالي شهري نبود که براي گردش اومده باشه

00:15:52.665 --> 00:15:56.874
و تام در همون لحظه که اونو ديد
احساس کرد به اون دلبستگي داره

00:15:57.625 --> 00:15:59.625
ميتونم استخوان را بگيرم ؟

00:16:05.378 --> 00:16:08.628
اون خانم ميتونست ترس و نگراني اش را براي بعد بگذاره

00:16:08.712 --> 00:16:12.963
اما اون در ان لحظه تصميم گرفت که خودشو تسليم خواسته اون مرد بکنه

00:16:14.380 --> 00:16:18.465
خوب....مثل يک هديه

00:16:18.589 --> 00:16:22.716
بخشنده...بسيار بخشنده
تام فکر کرد

00:16:22.799 --> 00:16:29.343
ميخواي چيزي بخوري؟
بايد گرسنه باشي

00:16:29.385 --> 00:16:30.844
نميتونم

00:16:32.136 --> 00:16:34.595
من لياقت اين نان را ندارم

00:16:35.470 --> 00:16:40.471
من استخوان را دزديدم
قبل از اين هرگز دزدي نکرده بودم

00:16:41.597 --> 00:16:45.349
پس حالا
بايد خودمو مجازات کنم

00:16:45.390 --> 00:16:52.684
من بعنوان يک ادم گستاخ و متکبر بزرگ شدم
پس بايد خودم اين چيزها را به خودم اموزش بدم

00:16:54.143 --> 00:16:59.811
خوب اين براي اموزشت خيلي بهتره

00:17:00.812 --> 00:17:06.146
گريس توي اين شهر

00:17:07.022 --> 00:17:11.065
خيلي بي ادبيه که چيزي را که بهت تعارف ميکنند
قبول نکني

00:17:13.023 --> 00:17:15.274
من متاسفم

00:17:26.361 --> 00:17:30.363
مرداي توي ماشين کيا بودن ؟
چرا ميخوان بهت اسيب بزنن ؟

00:17:32.655 --> 00:17:37.781
مردي که عقب ماشين نشسته بود رئيسه
من چهر ه اش را ديدم

00:17:38.573 --> 00:17:43.491
اون بهم يک شماره تلفن داد
تا اگه تو را ديدم بهشون زنگ بزنم

00:17:43.616 --> 00:17:48.327
من مطمئنم بهت قول يک جايزه بزرگ را داده
اگه منو بهشون تحويل بدي

00:17:48.410 --> 00:17:49.702
اره

00:17:54.328 --> 00:17:55.829
خانواده ات کجان؟

00:17:55.871 --> 00:17:57.704
من خانواده اي ندارم

00:17:57.746 --> 00:18:00.413
تنها چيزي که داشتم يک پدر بود

00:18:01.914 --> 00:18:06.832
اما اون گنگسترها اونو از من گرفتند

00:18:07.666 --> 00:18:10.417
چي ميشه اگه بگم ميتوني همين جا بموني

00:18:10.541 --> 00:18:11.875
اينجا

00:18:11.917 --> 00:18:15.335
اما حتي اگه جدي هم بگي
اين محاله

00:18:17.461 --> 00:18:22.963
اينجا شهره خيلي کوچکي هست.من بايد پنهان بشم
مردم شروع ميکنند به سئوال کردن

00:18:23.171 --> 00:18:27.672
خوب....اين مساله اي نيست
نه اگه همه اونها بخوان بهت کمک کنند

00:18:29.006 --> 00:18:31.840
ميخواي بگي که همه ادمهاي اين شهر مثل تو هستند؟

00:18:31.840 --> 00:18:36.591
اونها مردم خوبي هستند
ميدوني...اونها مردم صادق و درستکاري هستند

00:18:36.717 --> 00:18:39.134
اونها همه به هم کمک ميکنند

00:18:39.217 --> 00:18:41.927
اونها ممکنه تو را قبول نکنند

00:18:42.968 --> 00:18:45.594
اما فکر کنم ارزش پرسيدن داشته باشه

00:18:45.594 --> 00:18:48.846
اما من هيچي ندارم که در عوض بهشون بدم

00:18:49.138 --> 00:18:52.764
نه....من فکر ميکنم تو چيزهاي زيادي داري
که به داگويل تقديم کني

00:19:00.683 --> 00:19:05.393
براي اينکه مردم بتونند به سخنراني معنوي تام توي کليسا گوش کنند

00:19:05.434 --> 00:19:10.686
بايد راه درازي ميومدند اما اونها مشتاقانه اومدند

00:19:10.686 --> 00:19:16.437
ئ تام خيلي شجاعانه شروع کرد تا در مورد مشکلات انسانها صحبت کنه

00:19:16.521 --> 00:19:18.522
تا اونها قبول کنند

00:19:22.898 --> 00:19:28.525
موضوع کاملا روشن بود
و به راحتي توسط مرد جوان بيان شد

00:19:28.650 --> 00:19:33.359
براي اينکه تام ضعفش در سخنراني کردت را کمتر جلوه بده
از يک روش ويژه بهره گرفت

00:19:33.359 --> 00:19:37.653
اينکه به يک موضوع از تموم جهات بنگره و در موردش بحث کنه

00:19:38.361 --> 00:19:42.279
پدرش هم با دقت به اطرفيانشنگاه ميکرد تا حوصله مردم را ارزيابي کنه

00:19:42.279 --> 00:19:47.405
و فهميد که غالب جماعت با نقدهايي که تام داره از اونها ميکنه احساس
خوبي ندارن

00:19:47.447 --> 00:19:50.490
براي همين تصميم گرفت کمي بحث را اروم کنه

00:19:50.490 --> 00:19:53.574
من مطمئنم که تو اروزي تندرستي ما را داري تام

00:19:53.866 --> 00:19:59.284
اما از بين همه شهرها من اعتقاد دارم که اين شهر
از بالاترين حس شعور جمعي برخورداره

00:19:59.410 --> 00:20:02.161
ما کنار هم زندگي ميکنيم و همو خوب ميشناسيم

00:20:02.202 --> 00:20:04.161
من نسبت به شخصيت خودم قاضي بي طرفي هستم

00:20:04.202 --> 00:20:06.912
خداي من تام
تو دوباره اين کارو کردي

00:20:06.912 --> 00:20:09.454
مجبورمون کردي بيايم به اين چرنديات گوش کنيم

00:20:09.788 --> 00:20:12.706
فکر ميکني کي هستي؟
يک فيلسوف

00:20:12.747 --> 00:20:14.581
دقت کن، من دقيقم هستم

00:20:14.623 --> 00:20:18.540
ليزي من ميگم
ما برفها را با هم پارو ميکنيم

00:20:18.540 --> 00:20:20.333
ما برفها را با هم پارو ميکنيم ؟؟

00:20:20.375 --> 00:20:21.166
آره

00:20:21.250 --> 00:20:24.126
هر خانواده فقط جلوي راه خودشو تميز ميکنه

00:20:24.168 --> 00:20:29.002
اره من بايد بگم که تام در اين مورد حق داره
اگه جاده ها درست تميز نشن

00:20:31.795 --> 00:20:34.546
متاسفم تام.اما به نظر من تو بايد يک چيزه بهتري مطرح کني

00:20:34.588 --> 00:20:40.214
اما به کل کشورمون ميشه اينطوري بيشتر خدمت کرد
با يک گرايش و مسئوليت پذيري بالاتر از سمت همه

00:20:40.297 --> 00:20:43.674
تو ميخواي بگي که وقتي يکي از ما کمک لازم داره
ما کمکش نميکنيم

00:20:43.716 --> 00:20:45.382
نه منظورم اين نيست
منظورم اين نيست

00:20:45.424 --> 00:20:46.716
ما اينجا توجهي به شان و مقام انساني داريم

00:20:46.716 --> 00:20:49.967
که ممکنه ديگه هيچ جا نشه ديد

00:20:54.552 --> 00:20:58.637
تا وقتي که هيچکس نخواد قبول کنه که مشکلي هست

00:20:59.970 --> 00:21:02.221
بگذاريد توضيح بدم

00:21:03.763 --> 00:21:07.681
نميخوام از جيزهايي حرف بزنم که قبلا رخ دادن

00:21:09.057 --> 00:21:12.599
ميخوام در خصوص چيزي بگم
که تاره داره اتفاق مي افته

00:21:16.058 --> 00:21:22.311
و بعد از اينکه تام به سرعت خلاصه اي در مورد اونچه رخ داده بود
براي اهالي داگويل گفت

00:21:22.395 --> 00:21:28.396
به سمت معدن رفت تا فراري را ار مخفيگاهش بيرون بياره

00:21:36.065 --> 00:21:42.317
اجازه بديد گريس را معرفي کنم
گريس ،اينها اهالي داگويل هستند

00:21:43.275 --> 00:21:44.859
سلام
سلام

00:21:48.360 --> 00:21:51.028
تام در مورد وضعيت دشوار تو برامون توضيح داد ، خانم

00:21:51.111 --> 00:21:53.862
من واقعا نميخوام هيچکدوم از شماها را دچار مشکل کنم

00:21:53.946 --> 00:21:55.655
چرا نميري پيش پليس ؟

00:21:55.697 --> 00:21:59.406
اونها ميتونند مراقب گنگسترها باشن
اين شغلشونه

00:21:59.406 --> 00:22:04.366
من، من فکر نکنم اين نظر خوبي باشه
صنعت باربري

00:22:04.407 --> 00:22:04.949
بن

00:22:05.741 --> 00:22:13.910
اين ادمها...ارتباطات زيادي دارند.حتي با پليسها

00:22:13.993 --> 00:22:16.953
فکر ميکني ما بايد يک محل مقدس را به يک فراري بديم تا زندگي کنه ؟

00:22:16.995 --> 00:22:22.121
فراري که گنگسترها دنبالش هستن
ميتونه براي ماها دردسرهايي زيادي درست کنه

00:22:22.163 --> 00:22:23.914
اروم باش کلير
مراقب تنگي نفست باش

00:22:23.914 --> 00:22:26.706
داگويل مطمئنا براي پنهان شدن جاي خوبيه

00:22:26.789 --> 00:22:29.748
دقيقا
تنها راه ورد به اينجا دره کنينون هست

00:22:30.249 --> 00:22:36.918
و ميشه خيلي راحت با کمک مادر جينجر ...ببخشيد ،
عمه فوضول من اونو کنترل کرد.که فقط چند ياردي از اونجا فاصله داره

00:22:37.043 --> 00:22:40.043
اون يک تلفن داره
مارتا هم ميتونه زنگ را بزنه

00:22:40.085 --> 00:22:42.544
و به مردم بگي که غريبه ها دارن ميان

00:22:43.836 --> 00:22:48.796
اما تام...من ساعتها را اعلام ميکنم
اگه مردم با اين زنگ زدنهاي متوالي گيج بشن چي ؟

00:22:48.879 --> 00:22:53.173
بيخيال مارتا
ما ميتونيم از ساعت قديمي مون براي نجات يک زندگي استفاده کنيم.اگه بتونيم

00:22:53.214 --> 00:22:55.590
چرا بايد اينکارو بکنيم ؟

00:22:56.049 --> 00:22:59.174
چون ما اهميت ميديم
ما به يک انسان اهميت ميديم

00:22:59.216 --> 00:23:00.758
نه ، منظورم اين نبود

00:23:01.175 --> 00:23:04.217
از کجا بدونيم که اين زن داره حقيقت را بهمون ميگه

00:23:04.259 --> 00:23:09.137
شايد اون گنگسترها بهش شليک کرده باشن
اما اين نبايد باعث بشه که ما بهش اعتماد کنيم

00:23:09.220 --> 00:23:14.512
جق با اونه
چرا بهم اعتماد ميکنيد ؟

00:23:15.180 --> 00:23:16.680
من بهت اطمنيان دارم

00:23:16.806 --> 00:23:19.681
تام...ما گنگستر نيستيم

00:23:19.722 --> 00:23:25.058
ما سرمون به کار خودمونه
ما کاري به کار کسي نداريم

00:23:26.350 --> 00:23:27.850
پس بالاخره قبول ميکنيد؟

00:23:27.934 --> 00:23:33.185
اگه فقط يک راهي وجود داشت
ما به به حرفاي اين خانم جوان شک نکينم

00:23:33.269 --> 00:23:34.686
يک راهي که اونو بشناسيم

00:23:34.728 --> 00:23:37.062
اونوقت فکر کنم همه نا خطر احتمالي رو ناديده ميگرفتيم

00:23:38.229 --> 00:23:41.063
اما يک راهي وجود داره
خودتون گفتيد

00:23:41.146 --> 00:23:43.981
اينکه باهاش زندگي کنيم

00:23:44.606 --> 00:23:47.190
پدر ، شما که يک قاضي خوب روي شخصيت ادمها هستيد

00:23:47.231 --> 00:23:50.691
چقدر براي ادمي مثل شما طول ميکشه
تا چهره واقعي يک نفر را ببينيد؟

00:23:50.816 --> 00:23:54.525
يک هفته ؟
دو هفته ؟

00:23:54.775 --> 00:23:57.193
مطمئنا ميتونيم 2 هفته بهش وقت بديم

00:23:58.360 --> 00:24:02.111
و اگه بعد از اين مدت فقط يکي گفت اون بايد بره

00:24:02.152 --> 00:24:06.029
من قول ميدم که اونو بفرستيم بره

00:24:13.823 --> 00:24:18.158
خوب..اگه رئيس تام فکر ميکنه اين براي ما و جامعه ما خوبه

00:24:18.158 --> 00:24:24.785
خوب...همين واسه من کافيه
اون جوونه اما قلبش صادقه

00:24:25.035 --> 00:24:28.536
من اين قلب را از زماني که شروع به تپيدن کرد ميشناسم

00:24:37.998 --> 00:24:41.958
هيچ حرفه ديگه اي توي کليسا زده نشد

00:24:42.040 --> 00:24:48.126
اما تصميم بر اين شد که همه اونها به فراري 2 هفته وقت بدن

00:24:48.335 --> 00:24:51.543
و اونها ميتونستند خود واقعي شون را توي آينه ببينند

00:24:51.627 --> 00:24:58.212
که هر کاري ميتونستند کردند ، در واقع ،
شايد بيشتر از اون چيزي که همه مردم انجام ميدن

00:25:00.421 --> 00:25:09.132
پس عصر اونروز تام گريس را به پايين خيابون نارون قرمز برد تا
اهالي شهري را که عاشقش بود به گريس معرفي کنه

00:25:09.215 --> 00:25:13.968
خوب...اينجا اوليويا و جون زندکي ميکنند

00:25:13.968 --> 00:25:19.886
جون فلجه
اونها به عنوان يادگاري از عدم روشن فکري پدرم اينجا زندگي ميکنند

00:25:20.094 --> 00:25:23.929
چاک و ورا 7 تا بچه دارند و از همديگه متنفرن

00:25:24.304 --> 00:25:32.598
خونه کناري مال هنسون هاست
اونها با جلا دادن ليوانهاي کهنه و قديمي امرار معاش ميکنند

00:25:32.640 --> 00:25:38.016
اينجا هم جک مک مکي را داريم
اون کوره و کل شهر هم اينو ميدونه

00:25:38.058 --> 00:25:42.809
اما اون فکر ميکنه اگه از خونه اش بيرون نياد
ميتونه اين موضوع را مخفي کته

00:25:42.893 --> 00:25:45.310
توي اين اصطبل قديمي بن ماشينش را ميگذاره

00:25:45.352 --> 00:25:52.188
اون الکليه و ماهي يک بار ميره به روسپي خونه هاي شهر
و از اين موضوع خجالت ميکشه

00:25:52.229 --> 00:25:59.065
مارتا مراقب کليسا ست
تا زماني که کشيش جديد بياد که اونم هرگز نمياد

00:25:59.940 --> 00:26:06.567
اينجا مادر جينجر و گلوريا هستند
اونها اين فروشگاه گرون قيمت را اداره ميکنند

00:26:06.609 --> 00:26:10.819
و از اين حقيقت که هيچوقت کسي شهر را ترک نميکنه سواستفاده ميکنند

00:26:11.319 --> 00:26:15.654
براي راي دادن ميرفتيم
اما از وقتي براي ثبت نام راي دادن پول ميگيرن

00:26:16.612 --> 00:26:22.614
پولي معادل دستمزد يک روزه اين ادمها
احساس کرديم ديگه به دموکراسي نيازي نداريم

00:26:26.074 --> 00:26:30.575
اين مجسمه هاي ترسناک بيشتر از هر چيزي
درباره مردم اين شهر ميگن

00:26:30.616 --> 00:26:35.118
اگه اين شهريه که تو عاشقشي
پس واقعا روش عجيبي توي نشون دادنش داري

00:26:36.660 --> 00:26:46.288
تنها چيزي که من ميبينم
يک شهر کوچکه توي مه هاي اطراف يک کوهستان زيبا

00:26:46.996 --> 00:26:55.625
جايي که مردم ارزو و اميد دارن
حتي توي سخت ترين شرايط

00:26:57.416 --> 00:27:02.043
و اين 7 تا مجسمه اصلا وحشتناک نيستند

00:27:04.043 --> 00:27:07.795
زيبا ناميدن داگويل ابتکار جديدي بود

00:27:08.295 --> 00:27:15.881
گريس کمي بيشتر به مجسمه ها نگاه کرد و در روزهاي بعد
خودش در مورد اين بي سليقگي که به خرج داده بود در شگفت بود.

00:27:16.173 --> 00:27:25.050
تا زماني که اون به طور ناگهاني فهميد که يک مساله خيلي کوچک
ميتونه چه تغييري در داگويل ايجاد کنه

00:27:46.223 --> 00:27:49.308
اونها مراقب تو هستند

00:27:49.308 --> 00:27:54.435
اگه تا الان از اونها خوشت اومده
اونها فقط به کمي تشويق نياز دارن

00:27:55.977 --> 00:27:59.269
تو دو هفته وقت داري تا خودت را به اونها ثابت کني

00:27:59.686 --> 00:28:02.562
طوري حرف ميزني انگار قراره بازي کنيم

00:28:03.312 --> 00:28:11.232
همينطوره.نجات زندگي ات به يک بازي نمي ارزه ؟

00:28:11.398 --> 00:28:13.191
ميخواي من چي کار کنم ؟

00:28:13.357 --> 00:28:15.316
با کار بدني مشکلي نداري؟

00:28:15.567 --> 00:28:17.525
نه

00:28:18.609 --> 00:28:21.777
داگويل 2 هفته بهت پيشنهاد داده

00:28:23.194 --> 00:28:25.403
حالا تو بهشون پيشنهاد بده

00:28:31.656 --> 00:28:36.866
بخش دوم
گريس از طرح تام پيروي ميکنه و رنج بدني شروع ميشه

00:28:40.449 --> 00:28:44.034
روز بعد ، يک صبح زيبا در داگويل بود

00:28:44.076 --> 00:28:48.243
برگهاي نازک بوته هاي نخود فرنگي باغچه مادر جينجر
به ارامي در باد مي رقصيدند

00:28:48.243 --> 00:28:53.079
با وجود بدگماني هاي تام راجع به روش باغباني اون
اونها به خوبي رشد کرده بودند

00:28:53.411 --> 00:29:02.081
اما بيشتر از اون ،اولين روز بهار اولين روز
کاريه گريس هم محسوب ميشد

00:29:02.164 --> 00:29:09.458
روزي که اون به خانه هاي اطراف داگويل سر ميزد و پيشنهاد
يک ساعت کار براي هر خانواده را مطرح کرد

00:29:09.458 --> 00:29:10.709
ببخشيد

00:29:13.959 --> 00:29:18.919
ميخوام کمکتون کنم.
چيزي هست که لازم داشته باشين

00:29:20.336 --> 00:29:24.963
اره...کاربراتوري که چکه نکنه

00:29:27.089 --> 00:29:30.090
بسيار خوب.اجازه بدين من بگيرمش

00:29:30.340 --> 00:29:32.716
شايد بتونم توي کارهاي خونه کمکتون کنم

00:29:33.883 --> 00:29:40.552
من خونه ندارم
فقط يک گاراژه

00:29:42.927 --> 00:29:45.804
من توي کار حمل و نقلم
جاده خانه منه

00:29:45.845 --> 00:29:47.887
من حاضرم.صبح به خير

00:29:47.929 --> 00:29:49.887
خانم اليويا خونه داره

00:29:50.596 --> 00:29:54.348
اون ميخواد توي خونه يکي کمک کنه

00:29:54.431 --> 00:29:56.890
يک خانم تر و تميز بعنوان يک خانم تميزکار ؟

00:29:57.598 --> 00:30:00.766
داري مزخرف ميگي اقاي بن

00:30:00.975 --> 00:30:02.142
روز خوبي داشته باشي

00:30:02.183 --> 00:30:05.517
بسيار خوب.بعدا مي بينمتون

00:30:06.185 --> 00:30:10.311
و وقتي بن با محموله ليوانها به جورح تاون رفت

00:30:10.311 --> 00:30:17.063
ليوانهايي که اقاي هنسون طي هفته اخير با زحمت جلا داده بود

00:30:21.356 --> 00:30:27.483
گريس به طرف کوچه اي رفت که يک اسم خارجي عجيب داشت
خيابان گلانن

00:30:28.858 --> 00:30:33.651
تا زنگ در خونه مردي را بزنه که در حين کوري
بسيار مغرور بود

00:30:35.485 --> 00:30:36.486
بله ؟

00:30:37.778 --> 00:30:41.154
سلام اقاي مک کي
اسم من گريس هست

00:30:41.362 --> 00:30:45.697
من داشتم فکر ميکردم ايا کاري هست که بتونم کمکتون کنم ؟

00:30:46.447 --> 00:30:49.156
خوب اين لطف تو را ميرسونه گريس اما

00:30:49.240 --> 00:30:53.867
من داشتم فکر ميکردم که شايد به خاطر شرايطي که داريد

00:30:54.491 --> 00:30:56.909
چه شرايطي؟

00:30:58.159 --> 00:31:04.995
شما....شما تنهاييد

00:31:06.871 --> 00:31:11.997
خوب من مدتهاست که تنهام

00:31:12.622 --> 00:31:14.956
چيزي لازم نداريد؟

00:31:16.498 --> 00:31:18.249
متاسفم

00:31:18.291 --> 00:31:24.501
تا حالا دقت کردي سايه اون درخت مخروط چوبي کنار کليسا

00:31:24.501 --> 00:31:31.878
در ساعت 5 بعد ازظهر ميفته روي دستگيره در مغازه جينجر ؟

00:31:31.920 --> 00:31:39.380
درست روي علامت باز است روي پنجره

00:31:40.507 --> 00:31:44.174
شايد ميخواد به مردم بگه که الان وقت خريد براي شامه

00:31:45.383 --> 00:31:47.884
خدانگهدار اقاي مک کي

00:31:49.176 --> 00:31:50.842
خدانگهدار گريس

00:31:51.218 --> 00:31:56.970
ملاقات گريس با اقاي مک کي اونو متوجه
فضاي غمناکي که در داگويل بود کرد

00:31:58.137 --> 00:32:02.596
جوي محتاط اما دوستانه و بدون حس کنجکاوي در زندگي بقيه

00:32:04.222 --> 00:32:08.973
فقط جک بود که به درخواست گريس
به اختصار و يقين نه گفته بود

00:32:09.182 --> 00:32:14.517
مارتا فقط به اين نياز داشت که براي يک ساعت در کنار
يک نفر منکلم وحده باشه

00:32:14.558 --> 00:32:18.184
اوه خداي من...فکر نکنم بتونم کاري براي تو انجام بدم

00:32:18.226 --> 00:32:20.685
چون خودم به حد کافي کار دارم

00:32:21.394 --> 00:32:26.187
چيزي نگذشت که گريس به طرف بوته هاي نخود فرنگي مادر جينجر رفت

00:32:26.229 --> 00:32:29.980
بويژه توي حالتي که زياد خوب نبود

00:32:31.439 --> 00:32:34.524
اون فرق بين نخود فرنگي و کاکتوس را نميدونست

00:32:34.606 --> 00:32:38.275
اما دقت و نظم دقيقي که توي باغچه ديد اونو متوجه کرد

00:32:38.566 --> 00:32:42.859
مثل زنجيرهاي فلزي که اونجا قرار داشت
براي اينکه از بوته ها مراقبت کنه

00:32:42.942 --> 00:32:49.445
تا اگه کسي از روي تنبلي بخواد از راه ميانبر به نيمکت
پيرزنها برسه به بوته ها اسيبي نزنه

00:32:50.194 --> 00:32:55.197
گريس خودشو جمع وجور کرد و به طرف مغازه رفت

00:32:58.322 --> 00:32:59.364
سلام

00:33:00.573 --> 00:33:06.033
سلام.ما اينجا به کمک احتياجي نداريم
من قبلا اينو به تام گفته بودم

00:33:06.033 --> 00:33:10.535
اوه...خوب مهم نيست چون کلا کاري نيست که من بتونم بکنم

00:33:10.701 --> 00:33:13.202
من حتي يک روز هم توي زندگي ام کار نکردم

00:33:16.912 --> 00:33:22.038
ميدوني اگه کمي عود صبح ها روي دستات بگذاري
اونها بهتر ميشن

00:33:22.122 --> 00:33:25.706
ماله تراشه هاي چوبه
من واقعا ازشون متنفرم

00:33:27.123 --> 00:33:29.541
اما نصيحتت را گوش ميکنم

00:33:29.624 --> 00:33:33.041
دستهاي تو مطمئنا سفيد ترين دستهايي هستند که من در همه عمرم ديدم

00:33:33.083 --> 00:33:36.376
اينم از تام ، چقدر ما خوش شانسيم

00:33:37.251 --> 00:33:42.587
سلام به همگي...گريس ، اوضاع چطوره ؟

00:33:42.753 --> 00:33:45.046
زياد خوب نيست.متاسفم
جدا ؟

00:33:45.046 --> 00:33:47.171
نه.هيچکس نيازي به کمک نداره

00:33:47.338 --> 00:33:49.672
خوب ، فکر ميکردم اينطوري بشه

00:33:49.797 --> 00:33:55.049
نقشه اون براي اينکه همه منو دوست داشته باشن
به يکسري مشکلاتي برخورده

00:33:55.132 --> 00:33:57.466
چون هيچکس نميخواد که من کمکش کنم

00:33:57.466 --> 00:34:00.551
من واقعا دلم ميخواد به طريقي محبت شماها را جبران کنم

00:34:01.759 --> 00:34:04.801
شماها واقعا با نگه داشتن من اينجا ريسک بزرگي را مرتکب ميشيد

00:34:06.052 --> 00:34:08.053
منظورم اينه که من دوست دارم ياد بگيرم

00:34:08.136 --> 00:34:12.762
بايد کسي باشه که به کمک نياز داشته باشه
اقاي مک کي بينايي ضعيفي داره

00:34:12.762 --> 00:34:17.348
.بله من رفتم پش اقاي مک کي
پيش مارتا ، چاک و ورا هم رفتم

00:34:17.389 --> 00:34:19.973
اما هيچکدومشون کمکي لازم نداشتند

00:34:20.099 --> 00:34:23.057
همه اونها فکر ميکنند يک نفره ديگه ميتونه به کمک
نياز داشته باشه .نه خودشون

00:34:23.099 --> 00:34:27.142
جالبه.اين دقيقا همون چيزي هست که تام گفته بود
فکر کنم الان از اين وضعيت راضي باشه

00:34:28.684 --> 00:34:34.311
فقط براي اينکه ثابت کنيم اون اشتباه ميکرده
تو ميتوني اينجا به ما کمک کني

00:34:35.061 --> 00:34:38.312
اما جينجر ، ما واقعا اينجا کمکي نياز نداريم

00:34:38.353 --> 00:34:40.647
شايد چيزي باشه که فعلا نخواهيد انجامش بديد

00:34:41.188 --> 00:34:42.897
چيزي که فعلا نخواهيم انجام بديم ؟

00:34:42.939 --> 00:34:48.857
هر چيزي...هر چيزي که دوست داريد انجام بديد
اما فکر ميکنيد فعلا لازم نيست

00:34:49.024 --> 00:34:50.983
چي ميتونه باشه؟

00:34:51.025 --> 00:34:53.359
شايد...شايد بوته هاي نخود فرنگي

00:34:53.401 --> 00:34:55.901
نخود فرنگي ها خوبن
خيلي ممنون

00:34:56.068 --> 00:35:00.194
نه....نه بوته هاي شما.
اون علف هاي هرزي را ميگم که بين بوته ها رشد کردند

00:35:00.861 --> 00:35:02.362
خوب توي اون قسمت ما چيزي نميکاريم

00:35:02.403 --> 00:35:06.113
دقيقا.فقط براي اينکه کيم تر و تميز بشه

00:35:06.447 --> 00:35:10.489
کي ميدونه.شايد يکروزي اون بوته ها ميوه هم دادند

00:35:10.572 --> 00:35:13.615
اره .درسته...کي ميدونه

00:35:13.698 --> 00:35:15.366
بسيار خوب.دختر

00:35:16.533 --> 00:35:23.493
اون دستهاي نرم و مرمري تو قراره حسابي
اون بوته ها را حرس کنند

00:35:24.785 --> 00:35:25.910
ممنونم

00:35:27.452 --> 00:35:30.245
اين اطراف...درست مثل اين

00:35:31.120 --> 00:35:34.413
بهشون ضربه نزن
خيلي دقت کن

00:35:36.247 --> 00:35:40.290
بعد از اينکه چند تا از بوته هاي کوچک انگور وحشي

00:35:40.290 --> 00:35:44.833
روحشون بوسيله دستهاي لطيف
و بي تجربه گريس آزاد شد

00:35:44.875 --> 00:35:49.668
بقيه گياه ها تونستند به آزادي از فضاي باز شده استفاده کنند

00:35:51.668 --> 00:35:59.379
در حقيقت مشخص شد که توي داگويل اونقدرها هم
کار براي انجام دادن کم نيست

00:36:00.297 --> 00:36:06.840
چون بن خانه نداشت
مهارتهاي خانه داري گريس اصلا به دردش نميخوردند

00:36:07.465 --> 00:36:14.176
اما بن با اين مساله کنار ميومد
و به طور حيرت اوري وقت شناس شده بود

00:36:14.218 --> 00:36:19.428
و مهم نبود که چه کارهاي غير متظره اي توي صنعت
حمل و نقل پيش مياد چون در هر صورت اون در زمان لازم خونه بود

00:36:23.095 --> 00:36:27.930
اليويا قبلا به کمک هيچکس نيازي نداشت که تا
وقتي سر کاره جون را به دستشويي ببره

00:36:27.972 --> 00:36:33.974
همونطور که تا قبل از اون با پوشک گذاشتن براي جون
از عهده اينکار بر امده بود

00:36:35.641 --> 00:36:42.894
اگه جک مک کي براي اينکه يک گفت و گوي حسابي با کسي بکنه
به گوش شنوايي نياز داشت صبر ميکرد تا گريس برسه

00:36:43.185 --> 00:36:48.229
پس ديگه نيازي نبود به شهر بره و کسي را پيدا کنه
چون گريس پيش اون مي يومد

00:36:48.270 --> 00:36:56.814
توي اتاق نشيمن تاريک با پرده هاي ضخيم مخملي اش
مي نشست و صحبت ميکردند

00:36:58.565 --> 00:37:04.400
از اونجاييکه مارتا خودشم ميدونست که اصلا نوازنده خوبي نيست

00:37:04.442 --> 00:37:10.443
براي اومدن کشيش هميشه در انتظار بود
و بدون استفاده از پاهاش و حتي نت ها اصوات بي محتوايي از ارگ در مي اورد

00:37:10.485 --> 00:37:14.987
و براي همين اصولا هم لازم نبود صفحات نت
را براش ورق بزنه

00:37:16.112 --> 00:37:22.197
و خدا شاهده که پسر اقا و خانم هنسون براي
مطالعه کتاب هاش به هيچ کمکي نيازمتد نبود

00:37:22.739 --> 00:37:26.908
و اون خانواده گريس را فقط به ميل خودش قبول کرده بودند

00:37:31.701 --> 00:37:36.201
و البته نصيحت گريس باعث بهتر شدن
دستهاي ليز هم شده بود

00:37:36.327 --> 00:37:41.829
توماس اديسون يک پزشک بود و در سلامت کامل
به سر ميبرد و اصلا نيازي به مراقبت

00:37:41.954 --> 00:37:46.122
يا کمک با اون همه دانه هاي گياهان دارويي توي قفسه اش
نداشت

00:37:50.373 --> 00:37:54.916
در حقيقت چاک تنها کسي بود که هنوز
به قلاب نيفتاده بود.همونطور که تام گفته بود

00:37:55.000 --> 00:38:01.293
قلاب؟تو خيلي مغرور و گستاخي
متکبر بودن بدترين چيزه

00:38:01.585 --> 00:38:03.419
اون از من خوشش نمي ياد

00:38:05.169 --> 00:38:07.211
و حق داره اينطوري رفتار کنه

00:38:07.253 --> 00:38:13.380
اره گوش کن
خوشبختانه من يک اسب تروجان تهيه کردم

00:38:14.047 --> 00:38:14.880
يک چي؟

00:38:15.047 --> 00:38:17.757
اسب تروجان
ما ميتونيم بوسيله ويرا سوارش بشيم

00:38:17.882 --> 00:38:26.593
اين کنفرانس فردا توي جورج تاون توسط چندتا
پروفسور ارائه ميشه

00:38:26.718 --> 00:38:30.886
يک جلسه خيلي روشنفکرانه است

00:38:31.511 --> 00:38:35.929
اما در حدي نيست که بشه توي روستا مطرحش کرد
در هر صورت ويرا هر کاري براي رفتن ميکنه

00:38:36.263 --> 00:38:41.639
اما اون کسي را نداره که وقتي ميره از آکليوس نگهداري کنه

00:38:41.847 --> 00:38:47.599
اون به 5 تا دخترهاش براي مهارتشون توي شعر حفظ کردن
اعتماد داره اما نه واسه اينکار

00:38:47.599 --> 00:38:52.976
خوب اينجاست که تو وارد ميشي
من بهش گفتم که تو ميتوني فردا مراقبش باشي

00:38:53.101 --> 00:39:00.020
خوب من اونو ميبرم و بر ميگردونم و با کمي خوش شانسي
قبل از اينکه اون برگرده چاک ميرسه خونه

00:39:00.061 --> 00:39:04.772
و اونوقت تو ميتوني با زماني که داري از قدرت
افسون گري ات استفاده کني و اونو هم راضي کني

00:39:04.813 --> 00:39:08.398
من خوشحال ميشم اگه ورا بخواد از آکليس نگهداري کنم

00:39:08.481 --> 00:39:11.899
اما اگه اون از من خوشش نمي ياد.خوشش نمي ياد

00:39:12.899 --> 00:39:18.025
تام واقعا توسط اين موجود شگفت انگيز و زيبا محسور شده بود

00:39:18.317 --> 00:39:23.778
و با اينکه اون هميشه در خصوص گذشته اش سکوت کرده بود
و بيش از حد حس کنجکاوي تام را نا اميد کرده بود

00:39:23.819 --> 00:39:33.363
تا زماني که کسي را به خطر نينداخته بود،اون همچنان يک مهره عالي براي هدف تام بود،
اموزش به مردم داگويل براي پذيرفتن مثل عادت کردن به يک دستکش

00:39:33.989 --> 00:39:36.073
تام اين را خوب ميفهميد

00:39:36.073 --> 00:39:41.783
گريس از بک لبه اويزون بود و اين وظيفه تام بود که اونو داخل راه بياره

00:39:41.825 --> 00:39:48.077
اين بهش احساس اربابي و سروري ميداد
اين براي اون از طرف جنس مخالفش خيلي موهبت بود

00:39:48.244 --> 00:39:52.995
و احساسات اونو نسبت به بهترين طريق ممکن آزاد ميکرد

00:40:03.999 --> 00:40:15.336
سلام اينها داهيلا ، المپيا ، دايانا ، آتنا ، پاندورا و جيسون و آکليس هستند

00:40:19.878 --> 00:40:21.421
بچه هات خيلي دوست داشتني اند

00:40:21.546 --> 00:40:28.631
اونها بچه هاي خوبي هستند و من عاشقشونم

00:40:34.049 --> 00:40:39.176
لطفا چيزهاي به اين خوبي در مورد بچه هام نگو
من خيلي زود گريه ام ميگيره

00:40:41.094 --> 00:40:43.845
هم توي غم و هم توي شادي

00:40:45.095 --> 00:40:46.762
سلام ورا
اوه...سلام

00:40:47.137 --> 00:40:49.262
بريم؟
من حاضرم

00:40:49.638 --> 00:40:51.930
ممنون که نقشه را برام گذاشتي

00:40:52.013 --> 00:40:56.140
هميشه يادم ميره بيارمش
از کجا ميدونستي من قراره راهي به اين دوري برم ؟

00:40:56.474 --> 00:41:01.141
اخرين باري که فلاسک چايي را ديدم کنار راه پله بود
و نقشه هم درست کنارش بود

00:41:01.141 --> 00:41:06.477
خوب پس فقط فکر کردم که اين بار فلاسک هست اما نقشه نيست پس

00:41:08.518 --> 00:41:11.103
تو دختر شيريني هستي گريس

00:41:11.728 --> 00:41:13.521
شيرين مثل خانم لورا

00:41:13.854 --> 00:41:15.146
خانم لورا کيه ؟

00:41:15.187 --> 00:41:17.646
بن ...تو دوباره خودت را لو دادي؟

00:41:17.688 --> 00:41:22.357
فکر کنم خانم لورا کسي باشه که توي ادبيات يوناني
بهش ميگن زن عياش

00:41:26.900 --> 00:41:29.359
خجالت نکش ، بن

00:41:29.817 --> 00:41:33.110
همه ما اين حق را داريک که زندگي مون را خودمون بسازيم

00:41:33.193 --> 00:41:38.820
من ايمان دارم که خانمهايي که توي اون خونه ها هستند
ميتونند شادي زيادي را نصيب تعداد زيادي مرد بکنند

00:41:40.196 --> 00:41:45.905
اين چيزي نيست که بهش افتخار کنم
واقعا نيست

00:42:03.745 --> 00:42:05.870
ميدونم اينجا چي کار ميکني

00:42:07.621 --> 00:42:08.872
جدا ؟

00:42:10.039 --> 00:42:14.665
تو کاري ميکني که مردم دوستت داشته باشن
اونوقت مجبور نيستي از اينجا بري

00:42:16.290 --> 00:42:18.040
تو خيلي باهوشي

00:42:20.459 --> 00:42:23.209
اره...من دوست دارم توي داگويل بمونم

00:42:23.250 --> 00:42:28.878
ميخواي برات قصه بخونم
در مورد غول يک چشم؟

00:42:29.462 --> 00:42:32.170
من قصه غول يک چشم را دوست ندارم

00:42:33.171 --> 00:42:39.256
دو تا چشم قشنگتره...مثل چشماي تو

00:42:44.049 --> 00:42:50.010
اگه ميخواي مامانم دوستت داشته باشه و بگذاره اينجا بموني
فقط بايد با من خوب باشي

00:42:52.885 --> 00:42:55.261
شايد بهتر باشه به جاي اين حرفها کمي کمکم کني اينجا را تميز کنم

00:42:55.636 --> 00:43:00.554
مامانم گفته مجبور نيستم کار کنم
مگه توي ذهنم

00:43:00.721 --> 00:43:04.722
اوه...اما اگه ازت خواهش کنم چطور؟

00:43:04.931 --> 00:43:05.889
باشه

00:43:20.227 --> 00:43:21.561
تو اينجا چي کار ميکني؟

00:43:21.686 --> 00:43:24.187
بهت نگفته بودم ما اينجا به کمک تو نيازي نداريم؟

00:43:24.228 --> 00:43:26.188
مامان ازش خواسته بود مراقب من و آکيليس باشه

00:43:26.188 --> 00:43:29.397
اروم باشيد...بيرون...همتون

00:43:32.231 --> 00:43:33.981
همون مذخرفات

00:43:34.648 --> 00:43:37.566
اونها توي عهد عتيق خوب کار کردند
شکي توش نيست

00:43:38.691 --> 00:43:42.359
و گرنه چطور همون افکار تا الان دووم اوردند ؟
همشون فريبکارن

00:43:46.152 --> 00:43:48.070
من نميخوام کسي را فريب بدم

00:43:49.528 --> 00:43:52.904
منظورم داگويله
هنوز تو را فريب نداده ؟

00:43:56.155 --> 00:44:00.115
فکر کردم ميخواي بگي که من دارم سعي ميکنم
از مردم شهر سواستفاده کنم

00:44:00.657 --> 00:44:02.699
چه تفکر ارزومندانه اي

00:44:04.700 --> 00:44:08.618
اين شهر از داخل پوسيده و خراب شده است

00:44:09.159 --> 00:44:12.035
و من شکي ندارم که به زودي توي تاريکي سقوط ميکنه

00:44:12.494 --> 00:44:20.080
من هيچ جذابيتي اينجا نميبينم ،

00:44:20.081 --> 00:44:21.123
اما انگار تو ديدي

00:44:20.579 --> 00:44:23.706
قبول کن که تو عاشق داگويل شدي

00:44:24.873 --> 00:44:28.999
درخت ها....کوه ها و مردم ساده اش

00:44:29.582 --> 00:44:32.917
و اگه هيچکدوم اينها هنوز فريبت ندادند
شرط ميبندم عطر دارچين اينجا اينکارو بکنه

00:44:33.417 --> 00:44:37.002
اون دارچين لعنتي توي اون کلوچه هاي انگور

00:44:37.877 --> 00:44:41.503
داگويل همه اون چيزي را که تا حالا در مورد شهرهاي بزرگ
تصور ميکردي را داره

00:44:41.753 --> 00:44:46.880
تو از تام بدتري
از کجا ميدوني من روياي چه چيزي را داشتم ؟

00:44:51.547 --> 00:44:54.340
تو خودت اهل شهري مگه نه؟

00:44:54.465 --> 00:44:56.300
اين مربوط به خيلي وقت قبله

00:44:56.549 --> 00:45:00.176
ديگه اونقدر احمق نيستم
حالا فهميدم که همه ادمهاي دنيا يکسان هستند

00:45:00.176 --> 00:45:01.759
حريص مثل حيوونها

00:45:02.718 --> 00:45:05.468
توي يک شهر کوچک اونها فقط کمتر موفق ميشن

00:45:05.468 --> 00:45:08.344
به حد کافي هم که بهشون غذا بدي باز
هم اونقدر ميخورن که شکشمون بترکن

00:45:08.344 --> 00:45:10.595
براي همينه که ميخواي از شر من خلاص بشي

00:45:11.304 --> 00:45:16.097
چون نميتوني تحمل کني که من همون اهدافي را به يادت بيارم
که روزي خودت براي پيدا کردنشون به اينجا اومدي

00:45:24.141 --> 00:45:26.267
براي اخرين بار بهت ميگم که از خونه من بري بيرون

00:45:26.392 --> 00:45:28.559
موسز دوستت نداره
منم دوستت ندارم

00:45:29.059 --> 00:45:31.685
بچه ها به حد کافي به خاطر تعاليم مادرشون ديوونه شدند

00:45:31.727 --> 00:45:33.394
ممنونم گريس

00:45:42.773 --> 00:45:47.983
بخش سوم
وقتي گريس تا آستانه تحريک مخالفت ميکنه

00:45:51.733 --> 00:45:56.777
اون دو هفته به سرعت سپري ميشدند
و گريس هم اوقات خوشي را ميگذروند

00:45:57.360 --> 00:46:00.819
تنها چيزي که ميتونست بگه اين بود
که اون شيفته مردم اون شهر شده بود

00:46:00.903 --> 00:46:05.488
حتي اون دسته از اهالي که با اون از روي بي ميلي
و گاهي دشمني رفتار ميکردند

00:46:05.904 --> 00:46:11.948
با اينکه ممکن بود اون نتونه موافقت و همه رضايت همه
اهالي را طبق نقشه تام به دست بياره

00:46:12.698 --> 00:46:18.866
اون به داگويل اهميت ميداد و براي همين چهره واقعي خودش را
با صداقت به شهر نشون داده بود

00:46:19.158 --> 00:46:21.327
اما ايا اين کافي بود ؟

00:46:21.868 --> 00:46:28.203
در طول سخنراني طولاني اون روز جک مکي
اون يک ضربان ناهماهنگ را توي قلبش حس ميکرد

00:46:28.620 --> 00:46:32.705
علتش يا يک نگراني بود و يا اهميتي
که اون براي اينده اش قائل بود

00:46:32.788 --> 00:46:41.291
نتيجه اين بود که گريس دوست داشتني حس ميکرد ميخواد
وارد يک مبارزه کوچک براي گرفتن جواب هاش بشه

00:46:41.291 --> 00:46:50.335
پس تو موافقي که پنجره هاي خيابان بريجت
اولين باري که ديديشون اونقدرها جالب نبودند؟

00:46:51.043 --> 00:46:56.796
من فکر نکنم اين به خاطر موقعيت قرارگرفتن خود کليسا باشه

00:46:56.921 --> 00:47:07.757
شايد به خاطر نور در لس آنجلس باشه يا اون کاشيهاي روي ديوار
و تضاد نور موقع برخورد به اونها

00:47:09.758 --> 00:47:12.009
يادم مياد در اون خصوص خيلي فکر کردم

00:47:13.801 --> 00:47:18.469
فکر کنم ما به اندازه کافي در مورد اينکه چه چيزهايي
را از ديدن محيط اطرافمون توي ذهنمون به خاطر داريم حرف زديم

00:47:18.677 --> 00:47:19.886
تو فکر نميکني؟

00:47:21.512 --> 00:47:27.513
چرا در مورد چيزهايي حرف نزنيم که الان داريم ميبينيم

00:47:28.223 --> 00:47:33.807
اينجا چيزه زيادي نيست که بشه ديد
اينجا شهر کوچکيه

00:47:35.141 --> 00:47:37.267
چرا در مورد منظره حرف نزنيم ؟

00:47:41.643 --> 00:47:50.063
اما من زياد بيرون نميرم
به خاطر خوشيد و پوستم

00:47:50.063 --> 00:47:53.355
ديروز داشتم بين درخت هاي سيب جاده
منتهي به کليسا قدم ميزدم

00:47:55.315 --> 00:48:02.191
اگه درست از کنار اونها به لبه صخره ها بريد
ميتونيم به گاراژ بن برسيم

00:48:02.191 --> 00:48:05.859
و از بالاي اون دره ميشه منظره اي از خونه شما ديد

00:48:06.568 --> 00:48:12.319
من نميدونستم که پشت خونه تون هم پينجره هست

00:48:13.153 --> 00:48:19.739
پنجره هاي خيلي بزرگ
بايد منظره بي نظيري داشته باشن

00:48:21.322 --> 00:48:23.739
مشکليه اگه بازشون کنم؟

00:49:05.253 --> 00:49:11.630
تو احمق نيستي خانم گريس
احمق نيستي

00:49:13.297 --> 00:49:17.340
احتمالا ديدي که اون پرده ها به سختي باز ميشن

00:49:17.424 --> 00:49:18.507
متاسفم

00:49:21.383 --> 00:49:27.969
و مطمئنا اين به اين خاطره که اونها استفاده نميشن

00:49:30.219 --> 00:49:36.763
اما منظره خوبه...ميشه گفت بي نظيره

00:49:40.598 --> 00:49:52.393
حالا ازم بپرس چرا مردي که عاشق نوره
چنين پرده هاي ضخيمي توي خونه اش داره

00:49:59.603 --> 00:50:04.022
اره....من کورم

00:50:04.480 --> 00:50:11.607
من نه کم بينم...نه نزديک بين...من کورم

00:50:13.900 --> 00:50:25.320
پس خواهش ميکنم برو

00:50:25.321 --> 00:50:26.363
و منو تنها بگذار

00:50:31.989 --> 00:50:41.200
توي سوئيس به اين موقع از روز ميگن
آلپنگلونن

00:50:42.617 --> 00:50:47.577
و اون نوري هست که از قله هاي بلند تابيده ميشه

00:50:47.993 --> 00:50:53.078
بعد از اينکه خورشيد پشت کوه ها بره

00:50:55.330 --> 00:50:57.163
و حالا ديگه رفته

00:51:21.420 --> 00:51:26.589
جلسه بعدي ساکنين داگويل در سکوت کاملي در کليسا برگزار شد

00:51:26.630 --> 00:51:30.757
دو هفته از روزي که اون فراري زيبا به شهرشون
اومده بود ميگذشت

00:51:33.216 --> 00:51:37.176
گريس کنار تام ايستاده بود و به اونها که حرف ميزدند نگاه ميکرد

00:51:37.259 --> 00:51:44.470
و ميدونست که اين متيونه اخرين باري باشه
که اون داره به چهره هاي اشناي اونها نگاه ميکنه

00:51:44.554 --> 00:51:50.180
اون تقريبا دو تا از اهالي را مخالف با خودش داشت
توي وضعيتي که وجود يکي از اونها هم زياد بود

00:51:51.388 --> 00:51:54.223
مردم خوب شهر داگويل خوش اومديد

00:51:54.265 --> 00:52:01.892
دو هفته...دو هفته گذشته و زمان اين رسيده
که شماها راي گيري کنيد

00:52:02.267 --> 00:52:06.227
اين درسته که موقع راي گيري اون اينجا باشه ؟

00:52:06.269 --> 00:52:10.561
خوب خانم هنسون وقتي گريس براي بار اول به اينجا اومد
هيچي تلاشي براي پوشوندن ضعفها و کمبودهاي خودش نکرد

00:52:10.603 --> 00:52:18.772
پس فکر کنم درست باشه که ما هم با اون به همون صداقت باشيم
اگه ميخوايم اون بره اين را جلوي خودش بهش بگيم

00:52:19.315 --> 00:52:21.440
نه...حق با خانم هنسون هست

00:52:21.857 --> 00:52:26.984
هيچکس نبايد به خاطر حذف ادب مجبور بشه
افکار واقعي خودش را پنهان کنه

00:52:28.067 --> 00:52:29.942
من توي معدن صبر ميکنم

00:52:30.568 --> 00:52:37.528
و اگه طبق ارا قرار شد که برم
تا نور هست از سمت کوهستان ميرم

00:52:38.571 --> 00:52:42.489
و تمام چيزهايي که قرض گرفتم
اگه تونستي بهشون برگردون

00:52:42.613 --> 00:52:43.614
حتما

00:52:43.614 --> 00:52:46.156
هيچکس لازم نيست قبل از اينکه من برم منو ببينه

00:52:46.614 --> 00:52:50.158
مارتا اگه تو فقط زنگ را بزني من ميرم

00:52:50.490 --> 00:52:53.492
من نميدونم....من بايد چطور زنگ را بزنم ؟

00:52:53.992 --> 00:52:57.827
فقط براي هر رايي که موافقه من اينجا بمونم
زنگ را يکبار به صدا در بيار

00:52:58.159 --> 00:53:04.912
من ميشمارم و اگه به 15 تا نرسيد شهر را ترک ميکنم

00:53:13.748 --> 00:53:19.583
تام دوست داره در حمايت از اون باز هم صحبت کنه
اما من فکر ميکنم اون به حد کافي اينکارو کرده

00:53:19.667 --> 00:53:25.084
ما نظر اون را ميدونيم و بهش احترام ميگذاريم
حالا اون بايد به نظر ما احترام بگذاره

00:53:26.127 --> 00:53:30.920
گريس به سمت خونه رفت تا لباسهاش
را عوض کنه و لباسهاي خودش را بپوشه

00:53:30.962 --> 00:53:35.671
و فهميد که يکي سر وسايلش بوده و براش يک قطعه نان گذاشته

00:53:37.673 --> 00:53:40.464
و کنارش هم يک برگه کاغذ بود

00:53:40.589 --> 00:53:43.424
اون نقشه اي بود که تام کشيده بود

00:53:43.424 --> 00:53:47.092
اون ميدونست لوازم گريس کجاست و گذاشته بودش اونجا

00:53:47.133 --> 00:53:49.509
اون راه بين کوه ها را نشون ميداد

00:53:49.551 --> 00:53:54.927
و تمام راه هاي خطرناک توي اون با علامتهاي کوچکي مشخص شده بودند

00:53:56.637 --> 00:53:58.429
اما بيشتر از اين هم بود

00:53:58.512 --> 00:54:05.014
چند تا از اهالي ديگه هم همين کارو کرده بودند
اونها هديه هاي ساده اي را داخل لوازمش گذاشته بودند

00:54:05.055 --> 00:54:09.933
جيسون چاقوي جيبي که عاشقش بود را در حاليکه برق انداخته شده بود
براش داخل لوازمش گذاشته بود

00:54:10.016 --> 00:54:16.143
و مادر جينجر و گلوريا هم براش کلوچه گذاشته بودند
مقداري لباس ، کبريت و يک کتاب مذهبي هم بود

00:54:16.517 --> 00:54:21.936
گريس صفحه 18 جايي که مارتا هميشه با نواختن موزيک
براي اون قسمت مشکل داشت را باز کرد

00:54:23.353 --> 00:54:30.064
و بين صفحات اون يک 1 دلاري پيدا کرد که مطمئنا مارتا
به تنهايي نميتونسته بود چنين پولي تهيه کنه

00:54:30.772 --> 00:54:35.441
گريس دوستاني در داگويل داشت
اون از اين بابت مطمئن بود

00:54:35.482 --> 00:54:39.275
زياد يا کم بودن تعداد اونها مسئله مهمي نبود

00:54:39.484 --> 00:54:44.819
گريس ذات و ماهيت واقعي خودش را به شهر نشون داده بود
و در پاسخ هديه فوق العاده اي گرفته بود

00:54:45.235 --> 00:54:47.195
اون دوستاني پيدا کرده بود

00:54:52.488 --> 00:54:58.490
هيچ گانگستري نمي تونست اين ارتباط را از بين ببره
حتي اگه همه اسلحه هاي دنيا را هم با خودش داشت

00:54:58.990 --> 00:55:04.866
و حتي اگه تعداد ضربه ها به 15 هم نمي رسيد
اون ميدونست که حضورش در شهر

00:55:04.950 --> 00:55:08.117
براي خودش و اهالي مفيد بوده

00:55:08.159 --> 00:55:13.494
زياد نه ، اما بي تاثير هم نبوده در هر صورت اون يادي
از خودش باقي ميگذاشت

00:55:14.412 --> 00:55:18.329
و اين اولين باري بود که اون در زندگي کوتاهش
غرورش را کنار گذاشته بود

00:55:32.417 --> 00:55:36.043
وقتي ضربه ها نواخته شدند عضلات گريس خودش را جمع و جور کرد

00:56:20.348 --> 00:56:23.725
جهارده تا...گريس شمرد

00:56:24.141 --> 00:56:32.102
بنابراين ممکن بود مک کي براي اون راي نداده باشه
و البته ميتونست هم کار چاک باشه

00:57:14.116 --> 00:57:15.574
همه ؟

00:57:17.200 --> 00:57:18.784
چاک
چاک

00:57:19.117 --> 00:57:20.660
همه

00:57:21.993 --> 00:57:24.660
فکر کنم اونها دوست دارند تو اينجا باشي

00:57:38.208 --> 00:57:41.645
بخش چهارم
روزهاي خوش در داگويل

00:57:43.333 --> 00:57:48.210
زمان بهار و بعد از اون تابستان همه براي گريس روزهاي خوشي بودند

00:57:48.752 --> 00:57:52.002
مارتا با زنگهاش ساعت ها را اعلام ميکرد
و اينطوري گريس برنامه اش را تنظيم ميکرد

00:57:52.044 --> 00:57:57.004
اونوقت اون ميتونست بعنوان چشمهاي مک کي
و بعد از اون مادري براي بن

00:57:58.005 --> 00:58:03.172
دوستي براي ورا
و مغزي براي بيل

00:58:12.717 --> 00:58:19.261
و يک روز به ذهن گريس رسيد که پدالها را خودش فشار بده
تا مارتا را قانع کنه که اين روش درسته

00:58:19.261 --> 00:58:22.637
و چند صفحه نت را به همين روش نواخت
تا نشون بده که چقدر تفاوت ميکنه

00:58:22.679 --> 00:58:26.805
اينطوري به کليدها فشار کمتري وارد ميشد
و صداي بهتري ميدادند

00:58:27.556 --> 00:58:33.099
و اونها هر دو موافق بودند که تا زماني که
گريس پدالها را فشار ميده

00:58:33.140 --> 00:58:36.308
مارتا ميتونه بدون احساس گناه از اينکه
موسيقي مناسبي را نمي نوازه ، کار کنه

00:58:40.601 --> 00:58:45.936
براي پدر تام ، دکتر پير که هر روز تصور ميکرد
مبتلا به يک بيماري جديد شده

00:58:45.936 --> 00:58:51.229
اون به طور عجيبي معتاد شده بود که هر روز
تمام تستهاي پزشکي که در دوران تحصيلش انجام ميداد
را روي خودش تست کنه

00:58:51.229 --> 00:58:56.064
اون بايد با قدرت بهش اطمينان ميداد که
همه چيز مرتبه و هيچ چيز اشتباهي وجود نداره

00:58:58.899 --> 00:59:03.733
و بعد از اون همه اهالي موافقت کردند که بايد
متناسب با خدماتي که اون انجام ميده

00:59:03.775 --> 00:59:09.903
حقوقي بگيره ، اين اتفاق افتاد. زياد نبود اما به حدي بود که اون
بتونه با پس انداز يکي از عروسکهاي چيني را بخره

00:59:09.903 --> 00:59:15.320
همون مجسمه هاي 7 تايي که براي مدتهاي مديدي
پشت شيشه مغازه خاک ميخوردند

00:59:16.530 --> 00:59:21.406
و اروزش اين بود که روزي بتونه بالاخره همه اونها را داشته باشه

00:59:24.365 --> 00:59:32.326
ارام ارام اون دست هاي لطيف و مرمرين به دستهايي تيدبل شدند
که به هر کدوم از اهالي خير و برکت ميرسوندند

00:59:33.534 --> 00:59:40.078
و 3 هفته بود اون يه محلي نقل مکان کرد که تام و بيل
براي اون درست کرده بودند

00:59:40.120 --> 00:59:45.163
انبار اسياي قديمي که يک روزي از اون
براي کارهاي معدن استفاده ميشد

00:59:45.205 --> 00:59:49.456
اما از اون الان فقط سنگ سنگين اسياب باقي مونده بود

00:59:56.667 --> 00:59:57.459
ممنونم

00:59:57.751 --> 01:00:00.543
اين همون چيزيه که من توي صنعت باربري بهش اشاره ميکنم

01:00:01.335 --> 01:00:04.669
خانم لورا اينو دور انداخته بود
هيچکسه ديگه اي لازمش نداشت

01:00:05.961 --> 01:00:10.338
چيزه به درد بخوري که توي يک محل بيخود بود
ميدوني با وانتم....ميدوني که

01:00:10.463 --> 01:00:13.048
شماها نبايد به خصوصيات عالي صنعت حمل و نقل بخنديد

01:00:14.423 --> 01:00:17.423
نه...حق با تو هست بن
نبايد بخندند

01:00:23.884 --> 01:00:24.925
گريس؟

01:00:27.010 --> 01:00:27.843
چيه ؟

01:00:28.636 --> 01:00:33.429
من بايد بهت بگم که راي من براي نگه داشتن تو توي داگويل
خيلي خودخواهانه بود

01:00:37.971 --> 01:00:39.138
چي بود ؟

01:00:41.014 --> 01:00:46.391
ميدوني خيلي احساس رهايي برام داشت وقتي تو پيدات شد
حالا چشم همه مردها دنبال تو بود

01:00:46.933 --> 01:00:52.560
ميدوني که ...تام و بقيه
من خيلي وقت بود که تحملشون ميکردم

01:00:53.476 --> 01:00:56.770
خوشبختانه ، ديگه لازم نيست براي اينکار انرژي بگذارم

01:00:57.144 --> 01:00:59.521
جشم اونها هنوزم دنياله تو هست ، ليز

01:01:01.020 --> 01:01:07.439
ميدوني که....اونها دنبالتن
تو زيبايي

01:01:07.522 --> 01:01:08.398
ممنونم

01:01:10.065 --> 01:01:14.233
تغيير عمده بعدي رسيد ، حالا که در اواسط تابستان بودند

01:01:14.358 --> 01:01:18.068
گريس بايد به چاک توي برداشت محصول کمک ميکرد

01:01:18.818 --> 01:01:25.737
و هر روز ساعت 5 وقتي کارشون تموم ميشد اون شاهد
اين بود که حق با مک کي بوده

01:01:25.778 --> 01:01:31.405
مناره کليسا دقيقا روي دستگيره در مغازه مادر جينجر قرار ميگرفت

01:01:35.198 --> 01:01:40.325
اما اون روز زنگهاي ناقوس فقط اين معنا را نداشتند که زمان خريد براي شامه

01:01:40.367 --> 01:01:47.036
اونها خبري را ميدادند که هيچکس به جز مارتا اون را قرار نبود اعلام کنه

01:01:47.243 --> 01:01:52.495
يک اخطار براي اهالي که بدونند کسي داره از جورج تاون به شهرشون مياد

01:01:52.662 --> 01:01:58.456
براي اولين بار در تاريخ زندگي نيروهاي پليس به داگويل اومدند

01:02:07.542 --> 01:02:08.876
عصر به خير اقا

01:02:11.293 --> 01:02:13.543
همه جاي اين شهر همينه ؟

01:02:14.710 --> 01:02:17.295
سالن اجتماعات ندارين
نه

01:02:17.545 --> 01:02:19.421
من يک اعلاميه دارم که بايد نصب کنم

01:02:19.545 --> 01:02:22.505
ما يک کليسا داريم
جدا ؟

01:02:22.963 --> 01:02:24.130
البته

01:02:25.172 --> 01:02:26.381
اون چي کار کرده؟

01:02:26.965 --> 01:02:32.091
گم شده ، اين چيزيه که ميگن
من حدس ميزنم يکي اونو گم کرده

01:02:32.258 --> 01:02:34.842
شنيدم اخرين بار اين هوالي ديده شده

01:02:35.676 --> 01:02:38.010
من داريم اين اعلاميه ها را همه جاي کشور پخش ميکنيم

01:02:39.135 --> 01:02:41.178
و اگه کسي اونو ديده باشه
بايد بره پيش پليس ؟

01:02:41.928 --> 01:02:43.845
فکر کنم بايد همين کارو بکنه

01:03:15.855 --> 01:03:18.398
اين ادمها به همين راحتي تسليم نميشن

01:03:19.356 --> 01:03:23.815
و حالا اين پوسترها را همه جاي کشور نصب کردند

01:03:25.441 --> 01:03:28.317
و اين به اين معنيه که هيچکس مشکوک نيست
که اون اينجا پيش ما باشه

01:03:28.359 --> 01:03:32.277
اما اون يک پليس بود تام
ايا اين وظيفه ما نيست که با پليس همکاري کنيم ؟

01:03:32.277 --> 01:03:40.612
منظورم اينه که اين حرفه قانونه
ببخشيد...من وقتي ناراحت ميشم اين طوري ميشم

01:03:41.238 --> 01:03:45.031
اون فقط يک ادم گم شده است
اون هيچ کاري نکرده ، حتي اون مرد پليس هم همينو گفت

01:03:45.072 --> 01:03:46.698
فکر کنم بايد دوباره راي گيري کنيد

01:03:46.698 --> 01:03:52.283
چرا ؟ ما ميتونيم هر بار دوباره و از نو راي گيري کنيم

01:03:53.533 --> 01:04:00.160
بيخيال.کدوم يکي از شماها واقعا از اينکه عکس
اونو روي يک تکه کاغد ديده ترسيده ؟

01:04:15.791 --> 01:04:19.960
بخش پنجم
فرا رسيدن 4 جولاي

01:04:23.126 --> 01:04:32.504
چهارم جولاي در روزي که شکوفه هاي علفزارهاي مجاور به زيبايي
در هواي گرگ و ميش خيابان نارون قرمز معلق بودند فرا رسيد

01:04:32.713 --> 01:04:38.465
امروز روزي جشن گرفتن بود
هيچکس نگران سختيهاي زندگي نبود

01:04:38.589 --> 01:04:42.174
گريس ميتونست با خوشحالي کنار مغازه مادر جينجر بايسته

01:04:42.549 --> 01:04:48.217
تا ثابت کنه که فقط 2 تا ديگه از اون مجسمه هاي چيني کوچک باقي موندند

01:04:48.217 --> 01:04:51.885
و اونها همون مجسمه هايي بودند که اون هنوز پول کافي
براي خريدنشون به دست نياورده بود

01:04:56.304 --> 01:04:58.179
اين فوق العاده به نظر ميرسه دخترها

01:05:00.388 --> 01:05:04.931
گريس ميتوني امروز دو ساعت بيشتر با من توي باغ باشي؟

01:05:05.306 --> 01:05:08.057
اونجا زير نور خورشيد جدا زيبا شده

01:05:08.223 --> 01:05:13.809
چاک امروز 4 جولاي هست
چرا داري در مورد نور خورشيد حرف ميزني؟

01:05:15.017 --> 01:05:17.977
تو هم مثل من رومانتيک شدي؟

01:05:22.020 --> 01:05:23.562
امروز قراره خوش باشيم

01:05:24.813 --> 01:05:26.855
و توي زمستون گرسنگي بکشيم؟

01:05:27.563 --> 01:05:30.439
حتي بن هم امروز داره استراحت ميکنه

01:05:32.106 --> 01:05:34.065
سلام
سلام تام

01:05:34.315 --> 01:05:36.191
گريس ، يک لحظه وقت داري؟

01:05:38.525 --> 01:05:39.525
الان ؟

01:05:40.692 --> 01:05:44.235
اره .يک چيزه جالب هست که ميخوام بهت بگم

01:05:46.111 --> 01:05:48.111
خوب...بايد خيلي سريع بگي

01:05:55.822 --> 01:05:58.073
ذهنم خيلي مشغوله

01:05:59.490 --> 01:06:02.158
اين بايد به خاطر خستگي زياد باشه

01:06:03.325 --> 01:06:06.659
من اهالي اين شهر را خيلي خوب بررسي کردم

01:06:09.993 --> 01:06:15.995
و فکر کنم اونها را به طور کامل مي شناسم

01:06:18.162 --> 01:06:23.915
اما وقتي به تو ميرسم
دقيقا هيچ شناختي ندارم

01:06:24.206 --> 01:06:28.874
تو ليز را ميشناسي
درک کردن اون خيلي راحته

01:06:31.833 --> 01:06:34.667
و ميدوني قبلا بين ما يک جاذبه اي بود

01:06:37.585 --> 01:06:40.086
اما همونطور که من ميتونم درون اونو کامل ببينم

01:06:40.878 --> 01:06:44.129
عقلاني منظورمه ، من ميتونم کاملا ذات اونو ببينم

01:06:44.379 --> 01:06:52.007
ميل و علاقه من به اون کاملا از روي ميل طبيعي بود

01:06:54.549 --> 01:07:02.385
اما در مورد تو
در مورد تو اين کاملا متفاوته

01:07:02.385 --> 01:07:04.302
ميخواي چي بگي؟

01:07:07.637 --> 01:07:10.263
نه ، من اول بايد بفهمم خودم ميخوام چي بگم

01:07:12.763 --> 01:07:15.348
ميخواي بگي که

01:07:17.473 --> 01:07:19.723
تو عاشق من شدي؟

01:07:21.599 --> 01:07:33.103
نه نيستم...

01:07:33.104 --> 01:07:34.146
عشق...عشق لغت بزرگيه

01:07:33.145 --> 01:07:33.853
اره

01:07:38.396 --> 01:07:39.647
اره

01:07:41.772 --> 01:07:43.106
اين خيلي خوبه

01:07:47.066 --> 01:07:48.358
براي اينکه

01:07:52.401 --> 01:07:55.735
من فکر ميکنم منم عاشق تو هستم

01:07:57.360 --> 01:07:59.402
خيلي جالبه مگه ته ؟

01:08:01.278 --> 01:08:05.363
منظورم اينه که از نظر رواني خيلي جالبه

01:08:11.698 --> 01:08:16.075
اونها صدات نميزنند ؟
من فکر ميکنم دارن صدات ميزنن؟

01:08:19.201 --> 01:08:21.077
من نشنيدم

01:08:24.536 --> 01:08:25.703
نه

01:08:28.871 --> 01:08:32.996
فکر کنم بهتر باشه که تو برگردي

01:08:35.914 --> 01:08:39.332
من توي مراسم عروسي ميبينمت
جشن بعدي

01:09:14.343 --> 01:09:18.303
امسال با خودم هيچ متني براي سخنراني نياوردم

01:09:18.678 --> 01:09:21.763
چون نميخوام وانمود کنم که ميتونم اونها را بخونم

01:09:23.596 --> 01:09:27.472
چيزي که بتونه من نقطه نظرم برسونه
مسئله مهمي را که ميخوام بهتون بگم

01:09:28.431 --> 01:09:32.307
و اون مسئله اصلي تو هستي گريس

01:09:33.266 --> 01:09:39.976
بله.تو داگويل را به محلي زيبا براي زندگي کردن تبديل کردي

01:09:40.727 --> 01:09:47.229
در حقيقت يکي بهم گفته که حالا ديگه اون چاک بداخلاق هم

01:09:47.521 --> 01:09:49.688
با وجود تو لبخند ميزنه

01:09:51.605 --> 01:09:58.482
من هرگز لبخند تو را نديدم اما ميتونم شرط ببندم
که ميتونم به راحتي توصيفش کنم

01:10:00.482 --> 01:10:08.777
چون اون مشخصا بايد همه رنگهايي را که از زيبايي هاي
اين دنيا بوجود ميان توي خودش داشته باشه

01:10:09.610 --> 01:10:13.612
تو مطمئنا چهره اي داري که با اون لبخند زيبا هماهنگه
ايا اون چنين چهره اي داره ، تام ؟

01:10:13.695 --> 01:10:15.863
بله اقا
بله اقا

01:10:15.946 --> 01:10:20.531
شرط ميندم داره
ما از اينکه تو بين مايي به خودمون افتخار ميکنيم

01:10:21.781 --> 01:10:27.991
و از اينکه بهمون نشون دادي که هستي ممنونيم

01:10:28.617 --> 01:10:30.534
به سلامتي تو گريس

01:10:31.367 --> 01:10:33.993
تا هر وقت که ميخواي بين ما بمون

01:10:57.709 --> 01:11:02.128
يک ماشين پليس توي شهر ديده شده و داره به سمت داگويل مياد

01:11:02.794 --> 01:11:03.961
پس ممکنه هر لحظه برسه اينجا

01:11:04.295 --> 01:11:05.712
بايد زنگ را بزتم ؟

01:11:06.670 --> 01:11:09.588
نه مارتا
گريس مطمئنا شنيد چي گفتم

01:11:10.922 --> 01:11:12.464
ما خيلي زود از شرشون خلاص ميشيم

01:11:13.673 --> 01:11:14.756
نگران نباش

01:11:28.427 --> 01:11:31.762
اگه اين ماشين بالاي اين تپه نميرسيد بايد خودم تنهايي جشن ميگرفتم

01:11:32.512 --> 01:11:35.138
بايد اعلاميه مربوط به اون خانوم گمشده را تغيير بدم

01:11:36.472 --> 01:11:38.264
بازم همون خانومه است

01:11:39.805 --> 01:11:41.556
به همين خاطره که ناپديد شده

01:11:43.640 --> 01:11:47.683
اون براي ارتباط با سارقين بانک حوزه غربي تحت تعقيبه

01:11:48.392 --> 01:11:50.768
اين دزديها چه موقع اتفاق افتادند ؟

01:11:51.226 --> 01:11:52.810
چند هفته قبل

01:11:54.185 --> 01:11:56.436
شماها که خبري از اون نداريد
داريد؟

01:11:56.561 --> 01:11:59.103
راديوي پدرم فقط موزيک پخش ميکنه

01:12:01.313 --> 01:12:04.188
خوب....تنها چيزي که ميدونم اينه که ميگن اون خطرناکه

01:12:04.397 --> 01:12:08.815
و هر کس هر اطلاعاتي که در خصوص اون داره
بهتره که خيلي سريع با ما تماس بگيره

01:12:09.231 --> 01:12:10.690
اين قانونه

01:12:26.195 --> 01:12:31.113
دو هفته
اين نميتونه کار دختر ما باشه ، تام

01:12:31.572 --> 01:12:33.573
نه...اون تمام اين مدت را اينجا بوده

01:12:33.573 --> 01:12:34.448
درسته

01:12:34.532 --> 01:12:36.907
اون نميتونه کاري را که اونها دارن به اون
متهمش مي کنند را کرده باشه

01:12:38.116 --> 01:12:39.867
نه....درسته تام
حق با تو هست

01:12:40.116 --> 01:12:43.117
در هر صورت هنوز تمام اين ماجرا مثل اولش
خيلي ناخوشاينده

01:12:50.578 --> 01:12:53.788
گريس تغييري نکرد ، شهر هم همينطور

01:12:54.579 --> 01:13:02.165
اينکه گنگسترها سعي کرده بودند تقصيرها را گردن گريس بندازند
هيچ تعجبي نداشت

01:13:03.415 --> 01:13:06.750
اما از اون زمان همه چيز کمي تغيير کرد

01:13:06.792 --> 01:13:13.627
دارم بهتون ميگم شما دقيقا به همون ميزان که پشت شونه چپ تون
برجستگي داريد پشت شونه راستتون هم داريد

01:13:13.668 --> 01:13:14.461
جدا ؟

01:13:14.461 --> 01:13:25.048
من فکر ميکنم اينها مال خود بدنتون باشن هر چند
دکتر شماييد

01:13:25.422 --> 01:13:31.757
خوب اين خيلي غير معموله اينطور فکر نميکني؟
که تومور سرطاني اينطور به قرينه هر دو طرف رشد کنه

01:13:31.757 --> 01:13:37.593
اقاي اديسون خواهش ميکنم...ما تا حالا چندين بار اين بحث را داشتيم
هر چيزي ممکنه

01:13:37.635 --> 01:13:45.221
من فکر ميکنم شما بايد اين جقيقت را قبول کنيد که شما يک اقاي
بي نهايت سالم و تندرست هستيد

01:13:45.763 --> 01:13:48.180
ميخوام مثل هميشه استراحت کنم

01:13:48.263 --> 01:13:49.721
فردا صبح مي بينمتون

01:13:50.180 --> 01:13:51.514
اميدوارم

01:13:52.098 --> 01:13:54.432
خوب ...اونها چي گفتند ؟

01:13:54.640 --> 01:14:01.726
خوب واقعا نتونستم قانعشون کنم که چيزي عوض نشده

01:14:02.018 --> 01:14:06.936
اما اونها فکر ميکنند با نگفتن به پليس خودشون دارن
جرم مرتکب ميشن

01:14:10.645 --> 01:14:12.521
فکر کنم بايد برم
نه

01:14:12.604 --> 01:14:13.938
ديگه کافيه

01:14:13.980 --> 01:14:15.813
من مخالف اين پيشنهاد دادم

01:14:16.855 --> 01:14:17.981
جدا ؟

01:14:18.481 --> 01:14:21.982
از نظر کاري

01:14:23.399 --> 01:14:29.818
ار نقطه نظر کاري
وجود تو توي داگويل اخيرا خيلي هزينه بر شده

01:14:30.527 --> 01:14:33.986
چون براي اونها خيلي خطرناکه که تو اينجا باشي

01:14:34.153 --> 01:14:36.361
نه اينکه اونها تو را نخوان

01:14:37.070 --> 01:14:42.571
اونها فقط احساس ميکنند که اين بين بايد کمي تعادل وجود داشته باشه

01:14:43.447 --> 01:14:45.489
يک نوعي معاوضه

01:14:45.531 --> 01:14:48.407
اينها همون کلماتي هستند که گنگسترها استفاده ميکنند

01:14:48.616 --> 01:14:53.450
اگه نخواي اينجا بموني مشکلات بيشتري برات وجود داره

01:14:55.492 --> 01:15:02.412
ببين با اون همه پوسترهايي که از تو وجود داره شک دارم بتوني
جايي به خوبي اينجا براي پنهان شدن پيدا کني

01:15:04.495 --> 01:15:07.496
خوب پس اون وزنه تعادلي که تو پيشنهاد کردي چي بود ؟

01:15:11.247 --> 01:15:17.541
اونها ميخوان تودر طول روز بيشتر کار کني
اما چيزي که در عوض من پيشنهاد کردم

01:15:17.541 --> 01:15:23.293
اين بود که تو شيفتهاي کاريت را نصف کني

01:15:23.418 --> 01:15:29.921
با اين روش در حاليکه به نظر ميرسه تو داري همکاري بيشتري ميکني
زيادتر از حد هم نبايد کار کني

01:15:30.046 --> 01:15:33.004
اين تنها راه جلوگيري از زياد شدن نگراني ها است

01:15:38.423 --> 01:15:45.425
اين به نظر يکمي عجيب غريبه
سخته که بخوام انجامش بدم

01:15:45.425 --> 01:15:47.426
منم همين فکر را کردم

01:15:47.843 --> 01:15:51.344
مارتا گفته ميتونه هر نيم ساعت يکبار زنگ را بصدادر بياره

01:15:51.427 --> 01:15:54.553
اونوقت ميتوني برنامه جديد کاريت را تنظيم کني

01:15:57.429 --> 01:15:59.221
اونوقت اونها ميگذارن که من بمونم ؟

01:15:59.263 --> 01:16:07.057
نه ببين...خانم هنسون هنوز هم ميگه که بايد دستمزد تو را کمتر کرد

01:16:07.557 --> 01:16:16.227
ميدوني اون کلمه خطرناک توي اگهي اونو نگران کرده

01:16:18.227 --> 01:16:25.021
من هر کاري بتونم ميکنم
اگه قراره سخت تر کار کنم و دستمزد کمتري هم بگيرم

01:16:25.063 --> 01:16:28.188
اين کارو ميکنم
حتما ميکنم

01:16:29.939 --> 01:16:35.107
فقط ميخوام مطمئن باشم که اونها احساس نکنند
نبودن من بهتر از بودنمه

01:16:35.149 --> 01:16:36.650
البته که اينطور نيست

01:16:39.234 --> 01:16:41.526
فکر ميکني اين بهترين کاره ؟

01:16:42.401 --> 01:16:44.277
من ميدونم همين طوره

01:16:47.736 --> 01:16:55.989
من بايد کمي بخوابم.از امروز کارهاي من خيلي سخت تر ميشن

01:16:56.031 --> 01:16:57.365
متاسفم

01:17:21.914 --> 01:17:28.458
تام...من فقط بايد يک چيزي را بدونم

01:17:31.084 --> 01:17:34.710
ميدوني اون کارتي که اون مرد توي ماشين بهت داد

01:17:34.918 --> 01:17:35.835
خوب

01:17:41.753 --> 01:17:44.005
به کسي نشونش دادي؟

01:17:44.713 --> 01:17:49.422
بيخيال گريس
اولين کاري که کردم سوزوندن اون بود

01:17:49.923 --> 01:17:53.507
خيلي احمق بودم
البته که تو اينکارو کردي

01:17:53.549 --> 01:17:55.008
مهم نيست

01:17:55.758 --> 01:18:00.468
نه...مشکل داره...متنفرم از اينکه منو اينطوري ببيني

01:18:00.510 --> 01:18:02.802
نميتونم تحمل کنم که بهت شک کرده باشم

01:18:03.219 --> 01:18:05.969
ببخشيد
شب به خير

01:18:26.184 --> 01:18:30.977
همه مخالف تغيير برنامه جديد گريس بودند

01:18:31.061 --> 01:18:33.979
وقتي که اين موضوع گاه و بيگاه توي مکالمه هاي روزمره رخ ميداد

01:18:41.940 --> 01:18:46.274
بن از روي دلسوزي گفت که کاري بيش از اونچه که قبلا بود
براي گريس نداره

01:18:46.399 --> 01:18:48.400
و گريس از اين بابت ممنون بود

01:18:49.692 --> 01:18:52.400
اگر چه وقتي مست مشروب بود اين حرفو زده بود

01:18:55.902 --> 01:19:02.363
دقايق پرکار تبديل به ساعات شلوغ و. شاعتهاي شلوغ تبديل به
روزهاي پر کار و شلوغ شدند

01:19:02.612 --> 01:19:09.740
و صرفه نظر از اينکه اونها هرگز فکر نميکردند که ايا
زياد کردن روزهاي کاري گريس عادلانه و منصفانه است يا نه

01:19:09.823 --> 01:19:12.907
هيچکدوم از اين بابت ناراحا يا خوشحال هم به نظر نمي رسيدند

01:19:17.200 --> 01:19:20.826
اوه گريس...بايد بيشتر مراقب باشي

01:19:21.202 --> 01:19:25.036
ليز هم زياد دقت نميکرد اما حداقل هيچوقت
ليوانهاي ما را نميشکوند

01:19:25.412 --> 01:19:31.455
من فکر ميکنم تو بايد درک کني که اقاي هنسون خيلي سخت کار ميکنه
تا اين ليوانهاي کهنه را جلا بده

01:19:31.997 --> 01:19:35.998
و صيقل دادنشون باعث ميشه ليوانها نازکتر بشن
فکر ميکردم اينو ميدوني

01:19:36.081 --> 01:19:40.082
ديگه اين اتفاق نمي افته
البته من حتما پولش را ميدم

01:19:40.833 --> 01:19:44.668
نه البته که نه.تو لازم نيست پولش را بدي
ما خودمون از پسش بر ميايم

01:19:46.709 --> 01:19:52.754
و براي اينکه اون به وقت قرار ملاقاتش با چاک توي باغ برسه
تا اخرين کنده هاي درخت را از روي چمنها برداره

01:19:52.754 --> 01:19:55.963
تا موشهاي مزاحم را دور کنند

01:19:56.754 --> 01:20:00.630
اونقدر عجله داشت که از راه ميانبر بين بوتهاي انگور مادر جينجر بره

01:20:00.672 --> 01:20:02.965
که با صداي اعتراضي متوقف شد

01:20:03.090 --> 01:20:05.007
گريس؟
بله

01:20:07.758 --> 01:20:13.843
اوه...من نديدم که شما مسير را شن کشي کرديد.متاسفم

01:20:13.885 --> 01:20:16.010
فقط به اين خاطر نيست که تازه شن کشي شده

01:20:16.219 --> 01:20:20.929
مشکل نظر مردمه که فکر ميکنند ميتونند از اين بين عبور کنند

01:20:21.013 --> 01:20:23.138
ميدوني که من ترجيح ميدم اينطوري نباشه

01:20:24.388 --> 01:20:29.890
فکر ميکردم اين زنجيرها را زديد که راهي را از بين بوته ها درست کنند

01:20:29.890 --> 01:20:32.182
اونها را زديم که از بوته ها مراقبت کنند

01:20:32.182 --> 01:20:34.058
نه براي اينکه يک راه درست کنند

01:20:34.141 --> 01:20:35.975
اما همه از اينجا رد ميشند

01:20:36.642 --> 01:20:40.269
عزيزم...اين درسته
اما اونها همه عمرشون را اينجا زندگي کردند

01:20:40.310 --> 01:20:41.977
تو به اندازه اونها اينجا زندگي نکردي

01:20:43.561 --> 01:20:49.980
داريد ميگيد که چون من نسبت به بقيه کمتر اينجا زندگي کردم حق ندارم
از بين بوته ها رد شم ؟

01:20:50.063 --> 01:20:50.855
نه...البته که نه

01:20:51.689 --> 01:20:55.440
نه من فقط فکر ميکردم که اين برات خوشاينده که اينجا بتوني زتدگي کني.همين

01:20:56.065 --> 01:20:58.316
برو..برو مشکلي نيست

01:20:58.732 --> 01:21:00.483
امروز بعد از ظهر ميبينمت

01:21:00.566 --> 01:21:05.610
و اين جا را طوري شن کشي ميکنم که خودتون هرگز نکرده باشيد
قول ميدم

01:21:13.028 --> 01:21:17.489
براي اون شاخه معذرت ميخوام
روش خيلي سيب داشت

01:21:19.405 --> 01:21:22.865
خودم بايد اون شاخه را قطع ميکردم
اما طمع کرده بودم

01:21:24.116 --> 01:21:27.074
اين حرص و طمعه که بخواي خانواده ات راسير کني ؟

01:21:32.785 --> 01:21:34.743
خوب تو چرا منو دوست نداري؟

01:21:38.661 --> 01:21:40.871
چرا اينو ازم ميپرسي؟

01:21:41.579 --> 01:21:43.579
وقتي بهت نزديک ميشم
ازم دور ميشي

01:21:45.581 --> 01:21:48.498
نه اينطوري نيست
چرا همينطوره

01:21:49.499 --> 01:21:52.166
وقتي داشتيم اون جوونه ها را توي رديف پشتي درست ميکرديم

01:21:53.333 --> 01:21:56.709
چطور قراره بهت اون کار را ياد بدم
وقتي اجازه ندارم که لمست کنم ؟

01:21:58.793 --> 01:22:00.710
تو ميخواستي منو ببوسي

01:22:09.172 --> 01:22:14.506
ورا هيچ علاقه اي به درختاي سيب نداره
اون از باغ متنفره

01:22:16.215 --> 01:22:21.550
اين اولين باريه که من کسي را ميبينم که به اندازه خودم
درختاي سيب را درک ميکنه

01:22:22.676 --> 01:22:24.843
ببخشيد....اين منو خيلي خوشحال کرد

01:22:29.094 --> 01:22:30.261
نه...طوري نيست

01:22:30.303 --> 01:22:35.304
نه اين درست نيست.من فکر ميکردم اون حرفايي که در مورد درختها
ميزني و اينکه چقدر زيبا هستند واقعي ان

01:22:36.471 --> 01:22:38.764
تو واقعا نميتوني توي اين لذت من سهيم باشي

01:22:39.347 --> 01:22:40.598
هستم

01:22:41.848 --> 01:22:45.933
ورا از من ميخواد سيبهاي درختهايي را بکنم که به سختي روي زمين موندند

01:22:46.850 --> 01:22:49.267
بعضي چيزها وقت ميگيره...اين عشقه

01:22:49.976 --> 01:22:54.519
اينه که ببيني چي لازم دارند
و به خواسته شون احترام بگذاري

01:22:54.644 --> 01:22:57.061
اگه کسي ميتونست اينو بفهمه اون تو بودي
حداقل من اينطور فکر ميکردم

01:22:57.103 --> 01:22:58.478
من اينو ميفهمم

01:22:58.478 --> 01:23:00.730
اما وقتي بهت نزديک ميشم دوري ميکني

01:23:01.229 --> 01:23:05.064
چرا اينقدر منو نفرت انگيز ميدوني؟
من تو را نفرت انگيز نميدونم

01:23:07.190 --> 01:23:08.815
ناراحت نباش

01:23:10.441 --> 01:23:14.609
ببخشيد که بهت شک کردم
اين اتفاق ديگه نمي افته

01:23:16.651 --> 01:23:18.318
قول ميدم

01:23:20.902 --> 01:23:23.695
اگه جاي تو بودم اين قول را نميدادم

01:23:29.864 --> 01:23:32.781
وقتي منو از خودت دور کردي فکري به ذهنم رسيد

01:23:32.990 --> 01:23:37.616
فکري که منو شرمنده کرد
فکري که براي اون از من متنفر ميشي

01:23:38.533 --> 01:23:42.242
من هيچوقت ازت متنفر نيمشم...هيچوقت

01:23:47.285 --> 01:23:48.120
چيه ؟

01:23:50.620 --> 01:23:56.705
چاک من با تو منصفانه رفتار نکردم اين عاديه که
تو در اون لحظه فکرايي از روي عصبانيت در مورد من کرده باشي

01:23:58.665 --> 01:24:01.582
من فکر کردم که تحويلت بدم

01:24:03.541 --> 01:24:06.125
فکر کردم براي اينکه بهم احترام بگذاري
ازت حق السکوت بگيرم

01:24:15.794 --> 01:24:21.130
اين خيلي برات مهمه ؟
برات مهمه...نيست؟

01:24:23.589 --> 01:24:26.548
تو اين بالا خيلي تنها بودي مگه نه ؟

01:24:27.090 --> 01:24:33.884
تو هيچکسي را نداشتي که اينجا باهات همدردي کنه
من بايد ازت عذرخواهي کنم

01:24:41.386 --> 01:24:42.928
هنوز دوستيم ؟

01:25:12.437 --> 01:25:15.564
ببخشيد....خواب بودي؟
نه

01:25:16.564 --> 01:25:20.649
ميخواي برم ؟
نه فقط داشتم استراحت ميکردم

01:25:20.899 --> 01:25:28.318
کار کردن توي داگويل خيلي سخته
وقتي که ميدوني هيچکس نيازي به انجام اون کارها نداره

01:25:30.318 --> 01:25:33.695
جيسون ميخواد هميشه روي دامنم بشينه

01:25:37.529 --> 01:25:40.489
من فکر ميکنم تو داري کار فوق العاده اي اينجا ميکني

01:25:42.239 --> 01:25:46.615
تو به همه ما محبت داشتي
وقتي که اقاي مک کي گفت

01:25:46.657 --> 01:25:50.200
کاملا اماده کار کردني
کاملا اماده کار کردني

01:25:50.742 --> 01:25:53.742
امروز اون ميخواست دستهاشو روي زانوهام بگذاره

01:25:53.784 --> 01:25:57.618
اوه...در هر صورت اون کوره
احتمالا تصادفي بوده

01:26:00.995 --> 01:26:08.122
و مادر جينجر براي اينکه از بين بوته ها رد شدم
از دستم عصباني شد

01:26:10.414 --> 01:26:13.958
خوب خوبه...اون از دست منم عصباني ميشه

01:26:16.041 --> 01:26:18.542
و اين به اين معنا است که تو ديگه يکي از ماها هستي

01:26:18.625 --> 01:26:21.418
تو ميتوني همه اينها را بفهمي مگه نه ؟

01:26:37.422 --> 01:26:40.632
بهت ميگم من فقط ميخوام براي دو دقيقه بخوابم

01:26:40.966 --> 01:26:43.508
چي ميشه اگه نخوام که تو بخوابي؟

01:26:43.841 --> 01:26:46.134
فکر نکنم امشب چاره اي داشته باشي

01:26:57.388 --> 01:26:59.555
من عاشقتم گريس

01:27:00.930 --> 01:27:07.140
خوشحالم که عاشقمي
منم عاشقتم...واقعا عاشقتم

01:27:11.475 --> 01:27:17.393
نه منظورم اينه که وقتي باهات نيستم دلم برات پر ميزنه

01:27:21.687 --> 01:27:25.647
حتي وقتي که مثل الان باهم تنهاييم خيلي مشتاقتم

01:27:27.897 --> 01:27:34.816
مشتاق اينم که بهت نزديکتر بشم...لمست کنم همون کاري که همه ميکنند

01:27:34.858 --> 01:27:37.733
تمام زندگي مون براي اين کار وقت هست

01:27:40.734 --> 01:27:44.944
چيزي که من به خاطرش دوستت دارم اينه که تو هيچوقت چيزي از من نميخواي

01:27:45.069 --> 01:27:49.278
اينکه ما فقط ميتونيم با هم باشيم

01:27:49.487 --> 01:27:50.654
اره

01:27:52.738 --> 01:27:56.156
اشتياق داشتن هم فقط اونو بهتر ميکنه

01:28:03.491 --> 01:28:09.202
به خاطر اين حرفات ممنونم
تموم اين حرفهاي عاقلانه ، عاقلانه عاقلانه ات

01:28:11.244 --> 01:28:12.995
خواهش ميکنم

01:28:16.163 --> 01:28:17.746
ميخواي کفشهات را در بيارم

01:28:34.419 --> 01:28:36.503
بخش ششم
وقتي داگويل دندانهايش را نشان ميدهد

01:28:44.213 --> 01:28:48.631
جيسون داري چي کار ميکني؟
اين اشتباهه

01:28:49.964 --> 01:28:52.757
کلمه ها را بايد متفاوت از هم جدا کني

01:28:55.091 --> 01:28:56.258
اينکارو نکن

01:28:56.633 --> 01:28:59.259
چطوره کلمه ها را اينطوري جدا کنيم

01:29:01.551 --> 01:29:04.010
امروز روز خوبي نيست
بهتره همگي بريد بيرون

01:29:04.052 --> 01:29:07.470
همه به جز جيسون
جيسون من بايد با تو تنها صحبت کنم

01:29:07.804 --> 01:29:11.055
چي شده ؟
چه خبره ؟

01:29:12.347 --> 01:29:16.848
من ميتونم خيلي بد باشم
شرط ميبندم بابام اينو بهت گفته

01:29:16.848 --> 01:29:20.807
من اينطور فکر نميکنم
من فکر ميکنم بايد دليل ديگه اي براي اين رفتارت باشه

01:29:22.266 --> 01:29:27.309
من عاشق اينم که تو هميشه روي دامنم بشيني اما نميتونم
نه وقتي که بقيه هم اينجا هستند

01:29:29.102 --> 01:29:32.811
وقتي يک نفر نميتونه همه کارهايي را که
ديگران ازش انتظار دارند انجام بده

01:29:33.354 --> 01:29:36.646
برخي مواقع اون ادمهايي که بهشون قول داده، حسابي عصباني ميشن

01:29:37.938 --> 01:29:40.355
خانم هنسون اينطور ميگه

01:29:42.357 --> 01:29:43.440
بله اين درسته

01:29:43.482 --> 01:29:46.691
من فکر کنم ميدونم چرا تو نميگذاري من ديگه روي دامنت بشينم

01:29:48.024 --> 01:29:50.276
چرا ؟
چون من اخيرا بدجنس شدم

01:29:50.317 --> 01:29:54.568
اوه...بيخيال.مطمئنم براي اينکار دلايل خودت را داري

01:29:55.069 --> 01:29:59.820
من حتي نسبت به بقيه هم بدجنسي ميکنم
حتي اون بچه آکيليس

01:30:00.112 --> 01:30:03.196
و اون اونقدر کوچکه که نميتونه از خودش دفاع کنه

01:30:04.655 --> 01:30:07.614
اين کارت درست نيست
نه نيست

01:30:07.739 --> 01:30:11.115
من ميفهمم که بايد اين اتفاق بيفته .من ميدونم

01:30:11.824 --> 01:30:13.366
من بايد کتک بخورم

01:30:13.408 --> 01:30:16.784
چي؟بايد تو را بزنم؟
من اينکارو نميکنم

01:30:17.742 --> 01:30:21.161
مادر تو عقيده اي به انظباط با تنبيه بدني نداره
من تو را کتک نميزنم

01:30:21.202 --> 01:30:25.745
ميدونم....اون حسابي عصباني ميشه وقتي بفهمه که تو منو کتک زدي

01:30:26.578 --> 01:30:28.830
اوه...همين حالا گفتم که من اينکارو نميکنم

01:30:28.995 --> 01:30:35.873
اين خوبه که مامانم طرفدار تو هست درسته ؟
اين جدا خيلي خطرناک ميشه اگه اون بر عليه تو بشه

01:30:35.915 --> 01:30:38.874
من هميني هستم که هستم
اگه مردم اين شهر منو دوست ندارند

01:30:38.916 --> 01:30:41.875
خوب اونوقت ديگه کاري نيست که من بتونم بکنم

01:30:42.709 --> 01:30:45.293
من احساس بدي دارم ، من ميخوام تنبيه بشم

01:30:45.418 --> 01:30:48.794
در حقيقت...تو براي من هيچ احترامي نداري اگه تنبيه ام نکني

01:30:48.835 --> 01:30:51.795
برام مهم نيست که ممکنه فکر کني اين چقدر ميتونه برات سرگرم کننده باشه

01:30:51.837 --> 01:30:54.588
من کتکت نميزنم جيسون

01:30:55.588 --> 01:31:02.132
اگه اينطوريه...وقتي مامان برسه خونه شايد
بهش بگم که تو منو کتک زدي

01:31:02.257 --> 01:31:03.756
اما من که گفتم من اينکارو نميکنم

01:31:03.756 --> 01:31:06.382
من مطمئنم که مامان حرف منو قبول ميکنه

01:31:07.716 --> 01:31:11.176
اگه کتکم بزني...هيچکس هيچوقت نميفهمه

01:31:16.969 --> 01:31:19.929
نکن...از آکيليس دور شو...نکن

01:31:20.804 --> 01:31:25.055
من فقط تختش را هل دادم
تقصير من نيست که خوب تاب نميخوره

01:31:25.097 --> 01:31:27.932
بهش دست نزن
ار تخت بچه دور شو

01:31:28.015 --> 01:31:30.391
نکن جيسون...نکن

01:31:30.516 --> 01:31:32.432
خيلي خوب دلت کتک ميخواد....من کتکت ميزنم

01:31:32.474 --> 01:31:34.600
بيا اينجا
بيا اينجا

01:31:37.225 --> 01:31:40.393
بيا...بيا اينم کتک
اينکه محکم نبود

01:31:40.727 --> 01:31:43.562
بايد محکم بزني يا اسمش تنبيه نيست

01:31:43.769 --> 01:31:46.312
خيلي خوب
محکمتر

01:31:48.605 --> 01:31:51.314
اوه...بيا ...خيلي خوب ، کافيه

01:31:51.480 --> 01:31:52.730
به حد کافي تنبيه شدي

01:31:52.814 --> 01:31:56.399
حالا بهتر نيست برم يک گوشه بمونم و خجالت بکشم

01:31:56.441 --> 01:31:59.900
برام مهم نيست...برو يک گوشه وايسا
هر کاري ميخواي بکن

01:32:00.025 --> 01:32:01.609
هي...اينم از بابا

01:32:04.818 --> 01:32:08.028
اون زود اومده...اميدوارم مشکلي پيش نيومده باشه

01:32:08.069 --> 01:32:15.613
چون داگويل در يک محوطه باز در دامنه کوه قرار داشت
در برابر طوفان و بادهاي تند خيلي اسيب پذير بود

01:32:15.738 --> 01:32:18.614
گريس هم به همون ميزان اسيب پذير و بي دفاع بود

01:32:19.531 --> 01:32:24.907
گريس در داگويل مثل سيبي بود که با شاخه اي
نازک به درختي در بهشت وصل شده باشه

01:32:25.283 --> 01:32:29.117
سيبي بسيار آبدار و رسيده

01:32:30.951 --> 01:32:35.036
و يکبار ديگه پليس به داگويل اومده بود

01:32:36.953 --> 01:32:42.580
بهشون گفتم من بهت ميگم.تا مارتا را از دردسر زنگ زدن نجات بدم
اما فراموش کردم

01:32:42.622 --> 01:32:44.539
اونها تا الان از جاده کانيون بالا اومدند

01:32:44.539 --> 01:32:47.832
اون که توي ماشين دومي هست از اداره بازرسي فدرال اومده

01:32:47.874 --> 01:32:49.874
تو يادت رفت
اره

01:32:50.665 --> 01:32:52.666
ميدوني که الان سرمون واسه سيبها خيلي شلوغه

01:32:52.666 --> 01:32:53.667
اف بي آي

01:32:54.542 --> 01:32:58.334
اونها خيلي هيجان زده شدند وقتي که من بهشون گفتم
توي 6 ماهه گذشته چي ديدم

01:32:58.585 --> 01:33:01.169
چيزهايي که ميتونه به اون اعلاميه مربوط بشه

01:33:01.544 --> 01:33:07.130
اونها ازم پرسيدند ايا هيچ نشانه اي مبني بر اينکه کسي
توي جنگل چادر زده باشه هست يا نه

01:33:07.255 --> 01:33:10.046
فقط خدا ميدونه چه کارهايي از اون زن بر مياد

01:33:10.130 --> 01:33:12.214
ميدوني ممکنه هيچکاري از دستش بر نياد

01:33:12.214 --> 01:33:18.216
خوب اين چيزيه که تو ميگي
اما ممطئنا حرف قانون اين نميتونه باشه

01:33:19.925 --> 01:33:22.426
و براي همينه که من فکر ميکنم بايد بهشون بگم که چي ميدونم

01:33:25.135 --> 01:33:26.802
تو بهشون چي گفتي؟

01:33:27.344 --> 01:33:30.262
خوب من بهشون گفتم فکر ميکنم اين اواخر چيزي توي جنگل ديده باشم

01:33:30.720 --> 01:33:33.179
يک تکه از يک لباس شايد

01:33:33.346 --> 01:33:36.430
که البته ميتونم برم و بهشون بگم که اين فقط کلاه کهنه تام بوده

01:33:36.764 --> 01:33:39.639
اما ميتونه اين هم باشه
چاک....اونو بده به من

01:33:39.639 --> 01:33:44.266
ميتونم حس کنم که خيلي گرونه
اسمت هم که روشه

01:33:47.475 --> 01:33:51.143
فکر کنم وقتي اينو ببينن همون نتيجه اي را ميگيرن که بقيه ميتونند

01:33:51.143 --> 01:33:55.895
من بهشون گفتم اصلا وقتي برام نميگيره که بتونم اون تکه پارچه را پيدا کنم

01:33:56.770 --> 01:34:02.105
فکر کنم 10 دقيقه تا 15 دقيقه وقت داريم
قبل از اينکه اونها شروع کنند و تک تک خونه ها را بگردند

01:34:02.355 --> 01:34:06.940
فکر فرار به سرت نزنه
اونها حتما تو را ميبينند

01:34:07.232 --> 01:34:09.066
چرا بايد بخوام که فرار کنم چاک ؟

01:34:09.190 --> 01:34:11.024
بهتره جيغ و داد هم نکني

01:34:11.024 --> 01:34:12.942
چرا بايد اون کارو بکنم

01:34:13.066 --> 01:34:15.109
اين من بودم که نميخواستم به بودن تو اينجا راي بدم

01:34:15.193 --> 01:34:17.818
تو براي اينجا بيش از حد زيبا و شکننده اي

01:34:19.361 --> 01:34:21.945
تو فريبم دادي که من فکر کنم تو بهم ارزش ميدي

01:34:22.028 --> 01:34:24.529
اين اشتباهه خود لعنتي ات بود
من فقط احترام ميخواستم

01:34:25.070 --> 01:34:28.280
من بهت احترام ميگذارم
من احترام تو را ميخوام

01:34:28.405 --> 01:34:29.072
نکن

01:34:43.285 --> 01:34:45.243
اين کار اشتباهه

01:34:46.911 --> 01:34:52.621
اگه ميتونم گلها را مجبور کنم که توي بهار زودتر جوونه بزنند
تو را هم ميتونم مجبور کنم

01:34:53.746 --> 01:34:55.289
خواهش ميکنم

01:35:05.292 --> 01:35:10.335
نکن
خواهش ميکنم........نکن

01:35:10.543 --> 01:35:13.211
خواهش ميکنم.خواهش ميکنم

01:35:13.794 --> 01:35:16.920
خواهش ميکنم بهم نگاه کن.باهام صحبت کن

01:35:17.212 --> 01:35:20.880
ما دوستيم...تو مثل خانواده مني

01:35:24.548 --> 01:35:26.132
نکن

01:36:25.275 --> 01:36:26.984
تو گريس را نديدي؟

01:36:27.651 --> 01:36:29.235
اون تو خونه منه

01:36:29.693 --> 01:36:33.153
سرش شلوغه
ديگه نه...ميتوني بري تو

01:36:58.244 --> 01:37:04.829
يک بار ديگه گريس تونست با کمک اهالي داگويل فرار
معجره اسايي از دست تعقيب کنندگانش داشته باشه

01:37:05.413 --> 01:37:09.956
همه براي اون پنهان کاري کردند
حتي چاک که بايد قبول ميکرد

01:37:09.998 --> 01:37:15.374
احتمالا اون کلاه تام بوده که اون بيخود بهش مضنون شده بوده

01:37:18.501 --> 01:37:26.837
بخش هفتم
وقتي که گريس به حد کافي از داگويل ميبينه ، شهر را ترک ميکنه
و دوباره روشنايي روز را ميبينه

01:37:30.421 --> 01:37:35.339
همون عصر تام فهميد که بايد اتفاقي افتاده باشه

01:37:35.339 --> 01:37:39.841
اما براي زمان طولاني مجبور شد با گريس کلنجار بره
تا اون بالاخره قانع شد موضوع را بگه

01:37:40.049 --> 01:37:42.758
و خودش را کمي راحت کنه

01:37:42.800 --> 01:37:44.967
من بايد باهاش صحبت کنم...جدي ميگم
نه

01:37:45.092 --> 01:37:46.800
هيچ انتخابه ديگه اي ندارم
نه

01:37:46.884 --> 01:37:49.885
هيچکس قبول نميکنه که اون با تو چه کاري کرده.هيچکس
نميخوام اينکارو بکني

01:37:50.010 --> 01:37:56.220
من با همه اين افکار و تعصبهاي احمقانه ام به اينجا اومدم

01:37:59.097 --> 01:38:02.639
اون ادم محکمي نيست تام

01:38:02.639 --> 01:38:05.140
اون قوي به نظر ميرسه اما اينطور نيست

01:38:07.016 --> 01:38:10.475
من دنبال يک راهي ميگردم که بتونم تو را از اينجا بيرون ببرم

01:38:23.229 --> 01:38:25.397
پايان تابستان رسيد

01:38:25.521 --> 01:38:32.857
و توي خيابان نارون قرمز سنجاب هاي کوچک اينور و اونور ميرفتند
و مثل بچه ها بزرگ ميشدند

01:38:32.983 --> 01:38:36.942
و براي نارونهاي خيابان نارون که هرگز وجود نداشتند جست و جو ميکردند

01:38:38.525 --> 01:38:44.861
گرما بوته هاي انگور فرنگي را به سنگ تبديل کرده بود
اما گريس شکايتي نميکرد

01:38:44.902 --> 01:38:47.112
اون حسابي خودش را به کار مشغول کرده بود

01:38:47.154 --> 01:38:51.696
خوشحال بود که حداقل ميتونست چيزي را داشته باشه
که بتونه بين انگشتهاش لمس کنه

01:38:52.655 --> 01:38:54.072
سلام ليز
سلام ورا

01:38:54.155 --> 01:38:57.490
بهتره مراقب باشي گريس
ورا امروز حسابي از دستت ناراحته

01:38:58.449 --> 01:39:00.324
چي داري ميگي؟

01:39:01.824 --> 01:39:04.325
شايد فکر ميکردي که اون بهم نميگه

01:39:07.285 --> 01:39:08.410
کي؟

01:39:09.911 --> 01:39:12.203
تو جيسون را زدي

01:39:14.329 --> 01:39:15.579
درسته

01:39:15.954 --> 01:39:18.371
چطور تونستي چنين کاري بکني

01:39:19.164 --> 01:39:23.498
نامعقول به نظر ميرسه اما اون خودش ازم خواست

01:39:24.040 --> 01:39:27.332
اين درسته ورا...اون هميشه اينو ميخواد

01:39:29.333 --> 01:39:32.168
من بايد خودم خيلي وقته پيش اينکارو ميکردم

01:39:32.709 --> 01:39:35.043
ليز
اين تقصير خودته....تو بدجوري اونو لوس کردي

01:39:35.168 --> 01:39:41.212
ميدونم چقدر اونو دوست داري
وار...منم دوستش دارم

01:39:41.545 --> 01:39:45.505
ديگه اين اتفاق نمي افته
ديگه اينطور نميشه

01:39:45.630 --> 01:39:50.382
نه اين اتفاق نمي افته چون من ديگه اونو با تو تنها نميگذارم

01:39:51.132 --> 01:39:53.841
اين براي همه بچه هاي من خيلي خطرناکه

01:39:53.925 --> 01:39:55.384
من خسته بودم

01:39:55.425 --> 01:40:00.885
خوب شايد بهتره تو هم مثل بقيه اهالي شبها بخوابي

01:40:01.010 --> 01:40:02.385
شبها بخوابه ؟

01:40:04.136 --> 01:40:13.181
مارتا مطمئنه که ديده تام اديسون کوچک صبح امروز
يواشکي از توي خونه اون اومده بيرون

01:40:18.099 --> 01:40:21.474
گريس ، من هيچ شکايتي در مورد اينکه تو اون بچه لوس را زدي ندارم

01:40:21.808 --> 01:40:26.018
و از اينکه چشمهاي اون تام را از دامن من دور کردي ممنونم

01:40:26.726 --> 01:40:29.519
اما از طرف ديگه من خيلي بيشتر از اينها از تو انتظار داشتم

01:40:31.936 --> 01:40:35.313
اما اگه اين چيزيه که تو دنبالشي من مطمئنم
با اون نگاه معصومانه ات

01:40:35.355 --> 01:40:38.146
ميتوني توي جايي مثل داگويل خيلي راحت موفق بشي

01:40:38.230 --> 01:40:40.647
اين چيزي نيست که من دنبالش باشم ليز
اوه...نيست ؟

01:40:40.772 --> 01:40:45.483
همه ديديم که دست اونو توي پيکنيک گرفتي
شايد اين لاس زدن نبوده

01:40:47.608 --> 01:40:51.317
اره...ممکنه خواسته باشم لاس بزنم

01:41:00.362 --> 01:41:06.655
روز بعد هوا تغيير کرد
مه غلت زنان از سمت کوه ها به پايين اومد

01:41:06.864 --> 01:41:13.199
و با اينکه هيچ نوري توي اسمون نبود مک کي فکر ميکرد
زمان خوبيه که گريس کنار اون بشينه

01:41:13.533 --> 01:41:17.034
اون خيلي وقت بود که پيش جک مک کي مي نشست

01:41:17.159 --> 01:41:21.327
اما جک نميتونست بهتر از اين خلا فاصله بين اون دو تا را پر کنه

01:41:21.536 --> 01:41:26.412
بر عکس زماني که قبلا انگشتهاي اون ازادنه پوست جوان اون را لمس ميکردند

01:41:26.495 --> 01:41:31.789
حالا خود دستان مک کي اين کار را در همون محل انجام ميدادند

01:41:34.290 --> 01:41:38.916
مدت زماني که بايد توي باغ ميگذروند بيشتر شده بود
چون زمان درو محصول نزديک شده بود

01:41:39.041 --> 01:41:45.042
و گريس مدتها بود که تسليم چاک شده بود، مبني بر اينکه محبت کردن
ميتونه در کشت وزرع عامل مهمي باشه

01:41:45.084 --> 01:41:50.419
درو و ميوه دهي درخت ها ميتونه در ارتباط مستقيمي
با ميزان شهوتراني باغبان باشه

01:41:51.711 --> 01:41:56.796
با وجود بي ميلي گريس براي تنها رفتن از داگويل

01:41:56.880 --> 01:42:01.382
تام اغلب اوقات سرگرم کارهاي خودش بود و آشفته به نظر ميرسيد
وسعي ميکرد مشکلات موجود براي فراري دادن اونو حل کنه

01:42:02.215 --> 01:42:07.884
و چون حقوق گريس ديگه به پس انداز کردن کفاف نميکرد

01:42:07.925 --> 01:42:14.885
اونها با هم ديگه اخرين مجسمه هاي مادر جينجر را هم خريدند

01:42:24.764 --> 01:42:26.306
موضوع چيه ؟

01:42:27.390 --> 01:42:31.099
هيچي
بازم پليسها اومدند توي جاده کانيون؟

01:42:32.433 --> 01:42:39.310
نه.اين فقط يک صحبت زنونه است

01:42:39.935 --> 01:42:43.978
اين مسخره است که تو نگران جاده کانيون هستي...مگه نه مارتا ؟

01:42:44.062 --> 01:42:46.895
اون همين امروز صبح اونجا بود
اره

01:42:46.937 --> 01:42:50.855
تا از خونه به کليسا بره
ميدوني اون توي مسيرش خيلي چيزها ديده

01:42:50.938 --> 01:42:56.148
مثلا وقتي که توي ماشيني اصلا متوجه يک باغ سيب نميشي

01:42:58.941 --> 01:43:03.360
فقط ميتوني از اون بالا جاده کانيون را ببيني

01:43:03.776 --> 01:43:07.403
اون نقطه را ميشناسي مارتا
بله ميشناسم

01:43:09.069 --> 01:43:13.655
و ايا تو امروز صبح اونجا بودي تا از منظره زيباي باغ لذت ببري؟

01:43:13.780 --> 01:43:17.364
به هر حال الان توي باغ زمان درو محصوله

01:43:17.489 --> 01:43:20.948
اقاي بزرگ ما هميشه زمان درو محصول را خيلي دوست داشته

01:43:20.990 --> 01:43:29.909
معطر بودن و حاصل خيزي
اون زمنيها بدون داشتن حس جنسي و شهوتراني

01:43:33.119 --> 01:43:38.537
اما چقدر احمقم که دارم بازم اينو ازت ميپرسم مارتا
چون تو قبلا بهم گفتي که اين را ديدي

01:43:41.913 --> 01:43:44.206
اون تو را ديده گريس

01:43:48.665 --> 01:43:51.708
اون تو را ديده

01:43:53.958 --> 01:43:57.252
که پشت اون دسته از شاخه هاي شکسته

01:43:58.836 --> 01:44:00.377
با چاک

01:44:04.046 --> 01:44:08.338
اون گفت که اين اولين باري نبوده که تو
به سمت اون ميل و رغبت نشون دادي

01:44:09.964 --> 01:44:14.423
اون قبلا بهم نگفته بوده چون اون نميخواسته احساسات منو جريجه دار کنه

01:44:16.049 --> 01:44:21.259
اون نتونسته عقب بکشه

01:44:21.260 --> 01:44:22.302
اون يک مرد ساده است

01:44:24.010 --> 01:44:29.136
اما توي قلبش اون وفاداره
و اون مرد خوبيه

01:44:29.178 --> 01:44:32.512
تو از شوهر من چي ميخواي؟

01:44:33.929 --> 01:44:43.182
من از شوهر تو يا هيچکس ديگه اي هيچي نميخوام

01:44:43.224 --> 01:44:45.892
در مورد تام و اينکه دستش را توي پيکنيک گرفته بودي چي ؟

01:44:46.517 --> 01:44:48.893
اين فرق ميکنه.من تام را دوست دارم

01:44:50.726 --> 01:44:52.894
اما تو چاک را دوست نداري

01:44:52.978 --> 01:44:58.646
ليز و مارتا پشت من هستند وقتي که من بهشون گفتم
ميخوام درسي بهت بدم که فراموش نکني

01:44:58.646 --> 01:45:01.355
من به اموزش اعتقاد راسخ دارم

01:45:05.315 --> 01:45:05.981
ورا

01:45:06.315 --> 01:45:11.358
نه.من فکر ميکنم خورد کردنشون نسبت به ساختنشون
گناه کمتري داشته باشه

01:45:13.234 --> 01:45:17.235
ورا....به ياد بيار ، من چطور به بچه هات درس ميدادم

01:45:17.360 --> 01:45:21.237
چيه ؟
به ياد بيار چقدر خوشحال بودي وقتي که من

01:45:21.402 --> 01:45:25.155
وقتي تو چي ؟
وقتي به بچه هات درس فلسفه ميدادم

01:45:25.237 --> 01:45:27.447
و اونها بالاخره تونستند ياد بگيرن

01:45:29.363 --> 01:45:31.697
بسيار خوب براي اون ميتونم باهات کمي مدارا کنم

01:45:31.697 --> 01:45:35.366
من ميخوام اول 2تا از مجمسه هات را بشکونم

01:45:38.075 --> 01:45:47.661
و اگه بتوني از اون دانش فلسفي ات به نحوي استفاده کني که گريه نکني

01:45:47.995 --> 01:45:52.829
ديگه نميشکونم
فهميدي؟

01:46:06.167 --> 01:46:11.461
توي کل زندگي اش گريس ياد گرفته بود که چطور احساساتش را کنترل کنه

01:46:11.461 --> 01:46:15.420
و هيچوقت باورش نميشد زماني برسه که کنترل اونها اينقدر سخت باشه

01:46:16.629 --> 01:46:23.923
اما وقتي که جسم اون مسجمه ها به کف زمين خورد و از هم پاشيد
مثل اين بود که اعضا و جوارح گوشتي يک انسان متلاشي بشه

01:46:25.590 --> 01:46:30.341
اون مجسمه ها يادبودهايي از دوران هاي زندگي اون در داگويل بودند

01:46:30.550 --> 01:46:37.261
اونها اثبات اين مطلب بودند که از بين همه رنجهايي که کشيده
تلاشهاي اون ثمره اي هم داشتند

01:46:38.010 --> 01:46:40.678
گريس ديگه نميتونست تحمل کنه

01:46:41.887 --> 01:46:47.430
براي اولين بار بعد از زمان بچه گيش
اون گريه کرد

01:47:16.856 --> 01:47:24.150
گريس همون شب رفت به ديدن تام و بهش گفت که
حاضره براي رفتن از شهر به جرفهاي اون عمل کنه

01:47:25.150 --> 01:47:31.444
و وقتي که تام گفت که بايد نقشه سومي هم براي
تضمين موقعيت فرار محيا باشه

01:47:31.652 --> 01:47:35.487
اونها به توافق رسيدند که بن براي اين کار از همه بهتره

01:47:36.820 --> 01:47:40.738
اما نکته اين بود که اونها به پول هم احتياج داشتند

01:47:40.947 --> 01:47:47.824
و حداقل بايد فکر 10 دلاري را که بن ميخواست تا با کاميونش
محموله را جابه جا کنه ميکردند

01:47:47.908 --> 01:47:51.033
اما ما 10 دلار نداريم
قرض ميکنيم

01:47:52.951 --> 01:47:55.493
از کي؟
از پدرم

01:47:56.368 --> 01:47:58.744
اون بيشتر از اون هم توي جعبه داروها داره

01:47:58.827 --> 01:48:01.412
من صبح باهاش صحبت ميکنم و ازش قرض ميگيرم

01:48:02.162 --> 01:48:03.829
اما تو با بن صحبت کن

01:48:03.954 --> 01:48:06.705
اخر هفته است
اون حسابي بي پوله

01:48:08.164 --> 01:48:10.748
به پدرت بگو که بهش پولشو پس ميدم

01:48:11.165 --> 01:48:12.582
حتما

01:48:17.292 --> 01:48:18.417
ممنونم

01:48:22.001 --> 01:48:25.462
تو هميشه منو نجات دادي

01:48:29.254 --> 01:48:32.380
نميتونم باور کن که همه اين کارها را براي من بکني

01:48:35.172 --> 01:48:36.214
شب به خير

01:48:39.382 --> 01:48:40.925
تو بايد کمي بخوابي

01:48:50.135 --> 01:48:52.970
صبح روز بعد گريس به ديدن بن رفت

01:48:57.263 --> 01:49:01.139
وقتي که گريس اون پول را فقط بعنوان اينکه
يک پاداش بين دو دوست به بن داد

01:49:01.139 --> 01:49:03.557
بن اون را از روي ميل قبول نکرد

01:49:03.598 --> 01:49:09.184
و دليلش اين بود که اون نگران عکس العمل ساير اهالي بود
موقعي که متوجه مشدند چه اتفاقي افتاده

01:49:09.350 --> 01:49:12.684
شايد هم همه اونها از اينکه اون از زندگي اونها بيرون رفته شادمان ميشدند

01:49:13.102 --> 01:49:16.561
اما گريس از اين بابت مطمئن نبود

01:49:17.185 --> 01:49:23.896
بن موافقت کرد اون را ببره و همونطور که خودش گفت بن اصولا
در سود و ضرر اهالي داگويل زياد سهيم نبود

01:49:23.896 --> 01:49:27.939
من نميخوام از ضرر اهالي داگويل سودي ببرم
نه

01:49:28.023 --> 01:49:32.732
حقيقت اين بود که بن بايد براي 10 دلار از دروازه هاي
جهنم رد ميشد و برميگشت

01:49:32.982 --> 01:49:37.109
و ظاهر مجرمانه بودن اين قضيه کمتر از اون
چيزي که گريس تصور ميکرد باعث نگراني بن شده بود

01:49:37.192 --> 01:49:40.610
اون توي زندگي اش همه جور باري حمل کرده بود

01:49:41.027 --> 01:49:44.528
نقشه اين بود که گريس ميون سيبها پنهان بشه

01:49:44.653 --> 01:49:49.654
دونستن بهترين زمان براي دروو داشتن بالاترين هنرهاست
چاک اينو گفته بود

01:49:49.863 --> 01:49:54.823
و زمان براي سيبها و گريس بالاخره رسيد

01:49:54.823 --> 01:49:56.824
گريس کجا بودي؟

01:49:56.948 --> 01:50:00.907
اگه برنامه هاي روزانه من به هم بخوره بايد
اخر روز فقط بشينم و گريه کنم

01:50:00.949 --> 01:50:02.450
حالا تکون بخور

01:50:03.242 --> 01:50:07.035
متاسفم اليويا
من بايد در موردي با بن صحبت ميکردم

01:50:07.119 --> 01:50:08.452
جون داره از شدت ادرار ميترکه

01:50:08.577 --> 01:50:11.244
اون نميتونه خودش از لگن استفاده کنه
اينو خودت خوب ميدوني

01:50:11.244 --> 01:50:15.120
اين اصلا درست نيست که چون فلجه و ناتوانه
باهاش اينطوري برخورد کني

01:50:19.455 --> 01:50:27.625
شب قبل از فرار تام با سختي تصميم گرفت که بهتره
خواسته هاي شهواني خودش را به گريس تحميل نکنه

01:50:27.834 --> 01:50:32.209
و در عوض اون نزديکي صميمانه تري را پذيرفت

01:50:34.127 --> 01:50:40.421
براي کاشتن دونه زمان درست و غلط وجود داره

01:50:41.671 --> 01:50:45.756
اين درسته
اما من دوستت دارم

01:50:46.464 --> 01:50:48.756
ميدونم
و تو هم منو دوست داري

01:50:49.090 --> 01:50:52.091
و ما دوباره همديگه را در عشق و ازادي ميبينيم

01:50:52.175 --> 01:50:53.966
حتما

01:50:55.008 --> 01:50:58.968
من نبايد از اينکه تو را ميخوام شرمنده باشم ، بايد باشم ؟
نه...اين چيزي نيست که بخواي ازش شرمنده باشي

01:50:58.968 --> 01:51:00.218
نه

01:51:01.468 --> 01:51:05.137
نه
نه...نه اين خيلي عاشقانه است که من و تو هم ديگه را ميخوايم

01:51:07.137 --> 01:51:09.471
اما نه اينطوري
نه

01:51:09.805 --> 01:51:11.597
اين درست نيست

01:51:22.600 --> 01:51:27.393
صبح روز بعد وقتي که گريس ميخواست هر چه بيشتر مخفيانه
وارد کاميون بن بشه

01:51:27.518 --> 01:51:32.520
به نظر گريس ميرسيد که تموم شهر بيدارند و اونو تماشا ميکنند

01:51:33.187 --> 01:51:35.563
گريس
بله ورا

01:51:35.813 --> 01:51:41.107
اگه فکر کردي که با کتک زدن بچه ام ميتوني
از زير کار کردن براي من فرار کني ، کور خوندي

01:51:41.232 --> 01:51:43.023
چرا طبق برنامه نمياي خونه ما

01:51:43.023 --> 01:51:48.067
و ما برات يک کاري پيدا ميکنيم که نتوني توش به کسي آسيبي برسوني

01:51:48.192 --> 01:51:51.110
ساعت 12
بله

01:51:51.276 --> 01:51:54.986
چرا داري بقچه لوازمت را با خودت اينور اونور ميبري ؟

01:51:55.194 --> 01:51:57.153
ميترسي گمشون کني؟

01:51:57.361 --> 01:52:00.321
گريس ، بن امروز داره سيبها را ميبره پس امروز لازم نيست
ليوانها را بار بزنيم

01:52:00.654 --> 01:52:04.530
اما معني اش اين نيست که تو کاري نداري
پدر ميخواد که تو کل محموله قبلي مون را بسته بندي کني

01:52:05.239 --> 01:52:07.698
شايد تو بتوني بهتر انجامش بدي
و يک جعبه اضافي هم داريم

01:52:08.240 --> 01:52:12.783
يک جعبه کهنه از ليوان ممکنه به چشم تو ارزشمند نباشه
اما اينجا داگويله

01:52:13.075 --> 01:52:14.908
ما ثروتمند نيستيم

01:52:15.909 --> 01:52:19.993
و اگه دستات قرمز بشند خوب من يک راه حلي براي چيزي
که بتوني روشون بزني دارم

01:52:20.077 --> 01:52:23.120
گريس
اوه...مارتا

01:52:25.453 --> 01:52:28.038
تو بايد دوباره سنگفرش جلويي کليسا را بشوري

01:52:28.121 --> 01:52:30.830
چرک و کثافت از زير در اومده تو
من ديگه نميتونم در را ببندم

01:52:30.872 --> 01:52:36.082
کجا بودي؟
دروو مقدسترين زمانه ساله

01:52:36.665 --> 01:52:38.958
اين شبيه اون حرفي نبايد باشه که تو بهم بگي؟

01:52:39.833 --> 01:52:45.043
تا يک دقيقه ديگه ميام چاک
بايد اول صندوق ليوانها را ببرم

01:52:45.710 --> 01:52:46.586
خوبه

01:52:47.377 --> 01:52:49.586
همانطور که گريس به سرعت به سمت گاراژ ميرفت

01:52:49.711 --> 01:52:55.046
با اين تصميم که قراره زير پتوها پنهان بشه خوشحالتر ميشد

01:52:56.088 --> 01:53:00.423
تقريبا کارهاي زيادي بود که داگويليها لازم نداشتند انجام بدند

01:53:00.465 --> 01:53:04.633
خوب اهالي ميتونستند بعدا خودشون اون کارها را انجام بدند

01:53:05.716 --> 01:53:11.093
اوه گريس دوست ندارم اينو بخوام اما ميشه اول پول را بهم بدي

01:53:11.801 --> 01:53:14.803
ميدوني اين راه رسم هميشگي صنعت حمل و نقله

01:53:14.844 --> 01:53:19.387
وقتي تو کالا را به مقصد ميرسوني بايد از قبل پولش را
گرفته باشي و گرنه طرف ممکنه جا بزنه

01:53:19.470 --> 01:53:21.346
البته...اينم از پول

01:53:21.430 --> 01:53:24.430
البته اين راه و رسم حرفه اي ها نيست

01:53:24.472 --> 01:53:26.265
بيرون نيا
باشه بن

01:53:26.847 --> 01:53:27.974
تا وقتي که من بهت بگم

01:53:49.188 --> 01:53:55.107
جاده کانيون با پيچ و خمهايي که بر ميداشت از داگويل دور ميشد
گريس هم همينطور

01:53:55.440 --> 01:54:02.568
و با هر پيچي که اونها از شهر دورتر ميشدند
شادي بيشتري در وجود گريس جوانه ميزد

01:54:51.833 --> 01:54:53.709
مشکلي پيش اومده ؟
اره

01:54:54.376 --> 01:54:57.752
کلي پليس اون بالاي جاده هستند

01:54:59.419 --> 01:55:01.336
انتظار اينو نداشتم

01:55:02.712 --> 01:55:07.922
خطرناکتر از اونيه که فکر ميکردم
بايد برگرديم

01:55:09.963 --> 01:55:11.881
نه....نميتونيم اينکارو بکنيم

01:55:13.674 --> 01:55:14.716
فقط

01:55:15.048 --> 01:55:22.051
ميدوني اگه ما حرفه اي کار کرده بوديم و دستمزد بهتري داشتم
ميشد کار ديگه اي بکنيم اما

01:55:24.260 --> 01:55:26.178
اما براي اين اندازه دستمزد

01:55:26.635 --> 01:55:34.430
اره...توي صنعت باربري براي چنين محموله خطرناکي
پول بيشتري ميگيرن

01:55:35.431 --> 01:55:37.806
بهش ميگن هزينه اضافه بار

01:55:38.931 --> 01:55:44.891
اگه کار ما حرفه اي بود تو الان اضافه بار
من محسوب ميشدي

01:55:47.392 --> 01:55:50.101
اما بن...من ديگه هيچي پول ندارم

01:55:55.270 --> 01:55:57.896
اوه...اين اصلا خوب نيست

01:56:02.022 --> 01:56:09.232
تو يکبار گفتي ،تو يکبار گفتي
توب زندگب من خوشيهاي زيادي نبوده

01:56:12.192 --> 01:56:15.318
و ميدوني من هفته اي يکبار ميرم به ديدن خانم لورا

01:56:16.735 --> 01:56:23.737
و تو بهم گفتي که اين چيزي نيست که
من بخوام ازش شرمنده باشم

01:56:28.406 --> 01:56:31.198
من ميخواستم امشب برم اونجا

01:56:33.698 --> 01:56:37.575
و مطمئنا اين براي من هزينه داره

01:56:39.409 --> 01:56:43.661
منظورم اينه که به اندازه اون نداره

01:56:45.494 --> 01:56:53.330
نه به اندازه هزينه اضافه باري که تو ميتوني بهم بدي

01:56:56.039 --> 01:56:58.039
براي من هزينه اي نداره...ميفهمي

01:56:58.748 --> 01:57:01.416
نه بن خواهش ميکنم ...نکن

01:57:01.957 --> 01:57:06.251
اين شخصي نيست گريس
شخصي نيست...اين فقط

01:57:08.001 --> 01:57:10.794
من فقط بايد دستمزدم را بگيرم.همين

01:57:11.711 --> 01:57:14.836
من ندارم...من هيچ انتخاب ديگه اي ندارم

01:57:15.712 --> 01:57:18.921
من نميتونم توي صنعت باربري چنين اشتباهي بکنم

01:57:22.465 --> 01:57:28.132
ما توي يک ميدون توي جورج تاون پارک کرديم
درست بيرون از يک کليسا

01:57:29.466 --> 01:57:31.633
بهتره صداتو پايين نگه داري

01:57:35.801 --> 01:57:37.386
نه بن

01:57:37.469 --> 01:57:43.179
اين چيزي نيست که من بهش افتخار کنم گريس
اين فکر را نکن

01:58:15.939 --> 01:58:24.192
گريس در راه طولاني خوابش برد
خوشبختانه به خاطر سلامت جسمش ميتونست

01:58:24.193 --> 01:58:25.235
مصيبتهاي اطرافش را فراموش کنه

01:58:24.234 --> 01:58:29.402
خداي بخشنده اونو از نعمت کميابي بهره مند کرده بود

01:58:29.403 --> 01:58:30.445
فراموش کردن گذشته و

01:58:29.860 --> 01:58:31.861
توانايي ديدن اينده

01:58:33.444 --> 01:58:40.322
و بعد وقتي که سرعت کاميون کمتر شد و به مقصدش نزديک تر شد

01:58:40.323 --> 01:58:41.365
و اون به ارومي بيدار شد

01:58:40.364 --> 01:58:43.990
راهي نبود که بتونه بفهمه چقدر خوابيده

01:58:44.031 --> 01:58:48.908
تمام جيزي که ميدونست اين بود که از ديدن
دوباره روشنايي خورشيد شادمان بود

01:58:51.408 --> 01:58:53.868
و بعد اون صداي سگ را شنيد

01:58:59.661 --> 01:59:03.162
تمام علاقه اي که به سيبها نشون ميدادي
کمتر و کمتر برام قابل قبول ميشن.ببين

01:59:03.997 --> 01:59:05.455
تو اونها را کوبيدي

01:59:18.293 --> 01:59:21.293
ما ديشب توي کليسا يک جلسه داشتيم

01:59:23.669 --> 01:59:27.004
اونها گفتند که ممکنه که تو به فکر فرار باشي

01:59:27.087 --> 01:59:31.671
پس وقتي من فهميدم که تو خودت را توي کاميون من پنهان کردي

01:59:33.089 --> 01:59:36.464
چاره اي نداشتم به جز اينکه تو را دوباره به داگويل برگردونم

01:59:38.215 --> 01:59:41.175
توي صنعت باربري ما نميتونيم از کسي جانبداري کنيم

02:00:25.480 --> 02:00:30.606
اين بدشانسي گريس بود که تنها دزدي که در تاريخ داگويل ثبت شده بود
عصر همون روز رخ داده بود

02:00:30.648 --> 02:00:34.983
وقتي که همه ساکنان شهر براي يک جلسه در کليسا جمع شده بودند

02:00:35.442 --> 02:00:40.818
تام اديسون پير متوجه شده بود که پولهاش از توي صندوق داروهاش دزديده شدند

02:00:40.860 --> 02:00:43.444
و همه ظن ها به سرعت به سمت گريس رفت

02:00:43.444 --> 02:00:48.446
کسي که ظاهرا به فکر فرار بود و مطمئنا اين کارش نياز به پول داشت

02:00:48.821 --> 02:00:53.281
گريس تصميم گرفت در مقابل اين
اتهامات جديد سکوت کنه

02:00:54.656 --> 02:01:00.616
و بعد از اون بيل که تونسته بود اخيرا مهارتهاي مهندسي
خودش را در حد حيرت انگيزي بالا ببره

02:01:00.867 --> 02:01:06.410
تونست يک ماشين با خاصيت بازدارندگي از فرار طراحي کنه

02:01:06.826 --> 02:01:12.787
ممکن بود زيبا نباشه اما کاملا موثر بود
اين را بيل گفت

02:01:23.832 --> 02:01:28.292
گريس ، ما دوست نداريم اين کارو باهات بکنيم

02:01:29.084 --> 02:01:33.835
ما براي حفاظت از جامعه مون چاره اي جز اين نداريم

02:01:34.169 --> 02:01:38.462
ميتوني...ميشه کمي تکون بخوري
سعي کن تکون بخوري

02:01:58.676 --> 02:01:59.802
کار ميکنه

02:02:01.010 --> 02:02:07.345
ما بايد اونو به حدي سنگين بکنيم که بتونه
فقط جايي که زمين مسطحه باهاش بره

02:02:07.512 --> 02:02:10.889
و زمين توي شهر مسطحه

02:02:16.099 --> 02:02:18.058
ميتونم حالا برم ؟

02:02:23.810 --> 02:02:27.311
من بايد بتونم بفهمم که چطوري بايد با اين برم توي خونه ام

02:02:29.478 --> 02:02:33.145
يا نکنه اينم بخشي از تنبيه که بيرون از خونه ام بخوابم ؟

02:02:33.604 --> 02:02:36.230
نه...نه گريس

02:02:36.272 --> 02:02:40.440
به اين مورد مثل تنبيه نگاه نکن
اصلا و ابدا

02:02:41.440 --> 02:02:46.525
بيل ، زنجير را به حدي بلند ساخته که تو بتوني توي تختت بخوابي

02:02:57.528 --> 02:02:59.070
گريس ، ساعت شش

02:03:02.364 --> 02:03:04.656
بله خانم هنسون

02:03:14.035 --> 02:03:20.287
بخش هشتم
وقتي که تام حقيقت را ميگه و ميره
(فقط براي اينکه بعدا برگرده)

02:03:33.332 --> 02:03:35.624
نميتونستم ريسک اينو که پدر از دستم عصباني بشه را بپذيرم

02:03:35.666 --> 02:03:38.417
اما الان همه فکر ميکنند که اين من بودم که پول را دزديدم

02:03:39.333 --> 02:03:41.375
چون من اينطور بهشون گفتم

02:03:45.460 --> 02:03:47.294
تو چي کار کردي؟

02:03:47.961 --> 02:03:51.045
اول همه به من مشکوک شدند اما
بعدا من قانعشون کردم که کار تو بوده

02:03:51.087 --> 02:03:53.838
چون تو کسي بودي که از جعبه داروها استفاده ميکردي

02:03:55.296 --> 02:03:56.214
چرا ؟

02:03:56.755 --> 02:03:58.631
چون اين منم که بايد براي تو فکر کنم

02:03:58.673 --> 02:04:03.007
اگه ما کوچکترين شانسي براي بيرون بردن تو از اينجا داشته باشيم

02:04:04.341 --> 02:04:07.217
اونها هرگز نميتونند بفهمند که ما چقدر به هم نزديکيم

02:04:08.843 --> 02:04:12.427
اونها نميتونن بفهمن که من دارم سعي ميکنم بهت کمک کنم

02:04:14.594 --> 02:04:18.762
اگه اونها ميدونستند که اين من بودم که پولها را برداشتن
الان اينجا نميتونستم بشينم باهات صحبت کنم

02:04:21.763 --> 02:04:24.306
خواهش ميکنم منو ترک نکن تام

02:04:30.307 --> 02:04:32.017
من بهت نياز دارم

02:04:35.101 --> 02:04:38.519
من بالاخره يک راهي براي شکوندن اين به دست ميارم

02:04:48.563 --> 02:04:56.065
اين غرور گريس نبود که تونست اونو تا زمان پاييز وقتي که
برگ درخت ها زرد شدند و ريختند زنده نگه داره

02:04:56.107 --> 02:05:01.484
بلکه بيشتر يک غريزه حيواني بود که باعث ميشد حيوانات در
زمانهاي سخت حيات براي زنده موندند مبارزه کنند

02:05:01.484 --> 02:05:05.861
در حالتي که بدن به طور غريزي و طبيعي براي بقا مبارزه ميکنه

02:05:05.861 --> 02:05:08.903
بدون بازتاب زيادي از درد و رنج

02:05:08.945 --> 02:05:13.613
مثل کسي که اجازه ميده بيماريش براي خودش ارام در بدن اون زندگي کنه

02:05:14.655 --> 02:05:22.116
و حالا که ورا دلايل زيادي داشت که بهش ثابت ميکرد اين چاک بوده
که توجه و علاقه اش را به گريس تحميل ميکرده

02:05:22.157 --> 02:05:24.491
بيشتر از هميشه بدجنسي ميکرد

02:05:27.868 --> 02:05:33.369
اگه گريس توي داگويل دوستاني داشت اونها هم مثل برگ درخت ها ريختند

02:05:34.953 --> 02:05:41.914
بيشتر مردهاي شهر که نيازهاي جنسيشون هنوز بيدار بود
هر شب گريس را براي ارضا نيازشون ملاقات ميکردند

02:05:43.331 --> 02:05:46.206
اين به فکر بچه ها رسيده بود که زنگها را بيخود به صدا در بيارن

02:05:46.290 --> 02:05:51.917
و کل اين ماجرا باعث گيجي و پريشاني مارتا شده بود

02:05:54.042 --> 02:05:59.002
اما از زماني که اون زنجيرها به گريس متصل شده بودند
کارها براي همه اسون تر شده بود

02:06:00.503 --> 02:06:04.337
اذيت و ازارهاي جنسي گريس لازم نبود مخفيانه انجام بشه

02:06:04.337 --> 02:06:07.921
چون خيلي سخت ميشد اون اعمال را با اعمال جنسي مطابقت داد

02:06:08.005 --> 02:06:12.924
ازاردهندگي اونها در حد رفتار نامناسبي بود که يک مرد جنگلي
ميتونست با يک گاو بکنه

02:06:12.965 --> 02:06:14.423
نه چيزي بيشتر از اون

02:06:16.466 --> 02:06:18.341
تام همه چيز را ميديد

02:06:18.383 --> 02:06:23.718
اين اونو ازار ميداد.ملاقاتهاي حنسي از همه بدتر اونو اذيت ميکردند

02:06:30.471 --> 02:06:35.889
اما اون به بهترين نحوي که ميتونست به گريس کمک ميکرد
از همون طريقي که عنکبوتها کمک ميکنند

02:06:35.931 --> 02:06:39.640
وقتي که به خاطر وزش باد توي تور خودشون مي افتند

02:06:40.682 --> 02:06:41.766
تام

02:06:48.643 --> 02:06:51.519
همه تلاشهام بيهوده بودند

02:06:52.645 --> 02:06:55.937
نتونستم راهي براي فراري دادن تو از اينجا پيدا کنم

02:06:55.978 --> 02:07:00.730
بالاخره ميتوني..حالا خودت ميبيني
تو خيلي باهوشي

02:07:02.355 --> 02:07:07.357
ما اونها را عصباني ميکنيم
در اون مورد نگراني ندارم

02:07:12.400 --> 02:07:16.235
ما اونها را عصباني ميکنيم
الان وقته اينه که ما خشم و نارضايتي خودمون را نشون بديم

02:07:16.318 --> 02:07:17.568
منظورت چيه ؟

02:07:17.610 --> 02:07:22.362
منظورم اينه که بايد بهشون حقيقت را نشون بديم

02:07:22.446 --> 02:07:26.822
من همه چيز را با يک جلسه شروع ميکينم تا بتونيم توش حرف بزنيم

02:07:27.072 --> 02:07:31.282
تو حرف ميزني و اونها گوش ميدن
اونها نميتونند گوش نکنند

02:07:33.324 --> 02:07:36.991
چي بايد بگم ؟
همه چيز را...تو همه چيز را بايد بگي

02:07:37.075 --> 02:07:39.993
همه چيز ؟
بله.حقيقت را...حقيقت را

02:07:39.993 --> 02:07:42.660
فقط حقيقت را در مورد هر کدومشون

02:07:42.660 --> 02:07:44.911
فکر نکنم اونها بخوان اينو بشنون

02:07:44.911 --> 02:07:50.954
ميدونم ميدونم.مثل بچه اي که دوست نداره داروش را بخوره

02:07:52.371 --> 02:07:57.915
اول ممکنه خيلي عصباني بشن اما بعدا ميتونند بفهمند
که اين براي خير و صلاح خودشون بوده

02:07:57.957 --> 02:08:01.833
فقط متنفر نباش.سرزنششون نکن

02:08:03.125 --> 02:08:05.751
اگه کسي بتونه اين کارو بکنه
اون شخص فقط تويي گريس

02:08:06.542 --> 02:08:14.087
اونها بايد بفهمند که اين کارها و اين بي عدالتهايي که کردند فقط يک
قرباني واقعي داشته و اون هم تويي

02:08:14.336 --> 02:08:18.129
و از اون جا به بعد فقط يک قدم تا بخشش فاصله ميمونه

02:08:19.296 --> 02:08:24.423
تو خيلي فکر کردي تا به اينجا رسيدي تام اديسون

02:08:25.174 --> 02:08:30.008
من مطمئنم که اين نقشه عالي هست
مطمئنم

02:08:49.389 --> 02:08:54.641
اگه بخشش جايي توي اون کليسا وجود داشت
اونها همگي به خوبي اونو مخفي کرده بودند

02:08:56.100 --> 02:08:58.934
اين براي تام اسون نبود که اونها را اونجا جمع کنه

02:08:59.476 --> 02:09:05.520
بيدار کردن وجدانهايي که صاحبان اونها هر روز و هر روز بيشتر و بيشتر
در تباهي غلتيده بودند ساده نبود

02:09:05.644 --> 02:09:11.980
وجدانهايي که مثل ليوانهاي اقاي هنسون از شدت
صيقل خوردن نازک و شکننده شده بودند

02:09:12.647 --> 02:09:16.606
اما اگه يکي از اونها بيدار ميشد
بقيه هم به دنبال اون بيدار ميشدند

02:09:16.648 --> 02:09:19.483
اونوقت هيچکس نميتونست پشت سر ديگري حرفي بزنه

02:09:21.650 --> 02:09:25.109
تام تونسته بود به خوبي شرايط را محيا کنه

02:09:25.484 --> 02:09:31.028
حالا يا اون بايد شنا ميکرد و يا غرق ميشد
و يا هم با موفقيت به ساحل ميرسيد

02:09:32.778 --> 02:09:37.572
وقتي گريس از اهالي خواست که ساکت باشن تا صحبتش را شروع کنه

02:09:37.613 --> 02:09:41.822
اولين برف زمستونه در داگويل شروع به باريدن کرد

02:09:42.406 --> 02:09:48.742
دانه هاي برف به نرمي روي بام خانه هاي داگويل نشستند
و هر چه بيشتر از قبل نماي کهنه و فرسوده بودن انها را زنده کردند

02:09:49.117 --> 02:09:53.202
دانه هاي برف بين شاخه هاي درختهاي سيب
پيچ و تاب ميخوردند و به زمين مي نشستند

02:09:53.326 --> 02:09:58.078
اما خوشبختانه محصول دروو شده در خانه بود و با کمک
صنعت باربري فروشگاهي براي خريدن اونها اقدام کرده بود

02:09:58.120 --> 02:10:01.287
علي رقم مبلغ کاملا نااميد کننده اي که پيشنهاد داده بود

02:10:01.537 --> 02:10:04.497
گريس داستانش را با شفافيت و صداقت توضيح داد

02:10:04.497 --> 02:10:07.622
اون بيش از حد توضيح اضافي در مورد جزئيات نداد

02:10:07.622 --> 02:10:12.707
و به محض اينکه حرفاش تموم شدند
ريزش برف هم تموم شد

02:10:13.500 --> 02:10:20.918
در حاليکه داگويل را در پوشش بي همتاي سفيد رنگي باقي گذاشتند

02:10:39.425 --> 02:10:41.675
فکر نکنم به خوبي پيش رفته باشه

02:10:41.884 --> 02:10:44.760
خوب بود.تو کارت را خوب انجام دادي

02:10:52.803 --> 02:10:57.389
برف زود باريده بود...شايد بشه گفت خيلي زود

02:10:57.514 --> 02:11:00.848
يک پيشگويي ديرتر از موعد براي آشتي دوباره ؟

02:11:01.889 --> 02:11:04.682
تام به اطراف نگاه کرد ، نگران بود

02:11:04.724 --> 02:11:08.767
دندونهاي ورا به هم کليد شده بودند
اولين نفري که به حرف اومد اون بود

02:11:08.809 --> 02:11:11.435
دروغهاي زياد.فقط دروغ گفت

02:11:11.476 --> 02:11:16.061
بله تام.حرفاي اون با شواهد جور در نميان
من اهالي اين شهر را مدتهاست مي شناسم

02:11:16.895 --> 02:11:20.895
من يک دکترم ، لعنت به اين وضع
من به هيچکس نيازي ندارم که بهم بگه سالم هستم يا نه

02:11:20.895 --> 02:11:22.980
تو چي داري که بخواي در مورد خودت بگي تام ؟

02:11:23.188 --> 02:11:25.481
شايد زمانه اون باشه که تو جهتت را مشخص کني

02:11:26.105 --> 02:11:28.357
تو با مايي يا بر عليه ما ؟

02:11:28.398 --> 02:11:31.274
ليز درست ميگه.ما بيش از حد نسبت به تام بخشنده بوديم

02:11:31.315 --> 02:11:35.025
تام بايد بهت بگم
حتي با اينکه با دفاع کردن از اون دختر مشکل دارم

02:11:35.567 --> 02:11:40.069
با کمک تو که من ترجيح ميدم فکر کنم
تصادفي بوده تام

02:11:40.694 --> 02:11:47.488
اون تونست تلخي و مشکلات زيادي را تو کل اين شهر بوجود بياره

02:11:47.529 --> 02:11:50.155
اون بايد بره
چطوري ميشه از شر اون راحت شد ،تام؟

02:11:50.155 --> 02:11:51.738
چطوري اين کارو بکنيم ، تام ؟

02:11:51.780 --> 02:11:56.157
منم موافقم تام.تو اونو اوردي اينجا حالا هم بايد
يک راهي براي بردنش پيدا کني

02:11:56.198 --> 02:11:58.699
بدون اينکه دروغها و تهمتهاش در مورد اهالي اينجا به بيرون درز کنه

02:12:01.700 --> 02:12:03.909
من ازتون خواستم که گوش کنيد

02:12:06.994 --> 02:12:09.119
شماها فقط اومديد تا از خودتون دفاع کنيد

02:12:09.578 --> 02:12:13.954
متاسفم
اين کاملا براي من يک توهينه

02:12:15.288 --> 02:12:23.165
که ببينم همه دوستانم دارن اين چنين رفتار ميکنند
اين طور بي تمدنانه

02:13:17.933 --> 02:13:21.643
نقشه ات به خوبي اجرا نشد ، درسته ؟

02:13:22.809 --> 02:13:25.435
ميخواي به يکي ديگه فکر کني
نه

02:13:27.602 --> 02:13:30.645
ديگه نقشه اي در کار نيست
قول ميدم

02:13:36.022 --> 02:13:39.106
اونها ازم خواستند بين تو و اونها يکي را انتخاب کنم

02:13:41.315 --> 02:13:44.733
توي روزي مثل امروز اين زياد سخت نيست
من عاشقتم

02:13:45.900 --> 02:13:52.736
تو ميتوني قوي تر باشي...اين درسته
اما نظرها و عقيده هايي که با هم داشتيم ، هم فکرهايي که داشتيم

02:13:53.944 --> 02:13:59.445
تو خيلي خسته اي.بيا يکمي بخواب

02:14:06.490 --> 02:14:12.241
من انتخاب کردم گريس
من تو را انتخاب کردم

02:14:16.785 --> 02:14:21.661
حالا وقتشه
حالا زمانيه که خيلي وقته منتظرشم

02:14:26.704 --> 02:14:29.247
ما خودمون را از داگويل آزاد ميکنيم

02:14:35.665 --> 02:14:42.209
حق با تو تام.حق با تو تام
خيلي راحت ميتونيم الان عشق بازي کنيم

02:14:44.418 --> 02:14:50.295
اون ها هر لحظه ممکنه بيان و ما را بکشن
اين ميتونه يک پايان خيلي رومانتيک باشه

02:14:50.379 --> 02:14:53.046
ميدونم .منم حسش ميکنم.من دوستت دارم

02:14:56.756 --> 02:14:59.465
اين ميتونه خيلي زيبا باشه اما

02:15:00.841 --> 02:15:05.592
اما از يک نقطه نظر داستان عشق ما
کاملا اشتباهه

02:15:09.760 --> 02:15:12.844
ما قرار بود توي ازادي همو ببينيم

02:15:25.556 --> 02:15:27.849
حالا سرد شدي ، گريس؟

02:15:37.560 --> 02:15:42.020
من تموم کساني را که ميشناختم
به خاطر تو از خودم روندم

02:15:44.354 --> 02:15:49.648
ارزش اينو نداشت که اون نظرياتت را کمي ديرتر
بگي تا احساس منو نابود نکني؟

02:15:52.982 --> 02:15:56.233
همه مرداي اين شهر با تو سکس داشتند
به جز من

02:15:57.317 --> 02:15:59.776
مثلا قرار بوده ما يار و رفيق عشقي هم باشيم

02:16:02.735 --> 02:16:05.069
تام عزيزم

02:16:08.778 --> 02:16:11.904
اگه بخواي ميتوني منو داشته باشي

02:16:14.947 --> 02:16:17.406
ميتوني همون کاري را که بقيه هم ميکنند باهام بکني

02:16:18.781 --> 02:16:20.407
تهديدم کن

02:16:20.824 --> 02:16:26.659
بهم بگو که منو تحويل قانون يا گنگسترها ميدي
و من بعدش بهت قول ميدم

02:16:27.993 --> 02:16:31.494
که ميتوني هر چي ميخواي از من بگيري

02:16:33.036 --> 02:16:34.995
من بهت ايمان داشتم

02:16:37.454 --> 02:16:41.122
اما شايد تو به خودت ايمان نداري

02:16:41.747 --> 02:16:48.291
شايد تو هم وسوسه شدي ، وسوسه شدي
که به بقيه بپيوندي و منو مجبور کني

02:16:48.291 --> 02:16:51.417
شايد براي همينه که اينقدر ناراحتي

02:16:51.626 --> 02:16:54.210
همه کاري که من هميشه کردم کمک کردن به تو بود

02:16:54.668 --> 02:16:59.420
من فقط دارم ازت ميپرسم که چقدر از اينکه واقعا انسان باشي ترسيدي؟

02:16:59.544 --> 02:17:02.378
نه من ازش نميترسم
به هيج وجهي نميترسم

02:17:03.712 --> 02:17:05.380
خوبه

02:17:09.839 --> 02:17:12.924
بگذار اينده هر چي ميخواد با خودش بياره

02:17:15.508 --> 02:17:21.177
اين جرم نيست که به خودت شک کني ، تام

02:17:23.594 --> 02:17:25.886
اما اين خارق العاده است که نکني

02:17:28.387 --> 02:17:30.429
نميتونم ارامش داشته باشم

02:17:33.597 --> 02:17:36.306
شايد بهتره براي چند دقيقه اي بيرون برم

02:17:38.473 --> 02:17:40.932
کمي قدم بزنم و يا...نميدونم

02:17:43.433 --> 02:17:45.643
تا خوب بفهمم بايد چي کار کنم

02:17:48.018 --> 02:17:50.018
به ارامي توي خيابونها راه برم

02:17:51.018 --> 02:17:55.020
به صداي باد که از بين درختها و کوچه ها ميوزه گوش بدم

02:17:55.938 --> 02:17:57.479
و خوب فکر کنم

02:18:01.689 --> 02:18:03.356
تو هم بگير بخواب

02:18:07.149 --> 02:18:13.943
تو بگير بخواب و منم خيلي زود برميگردم

02:18:21.863 --> 02:18:24.779
در حقيقت تموم اين حرفها پوچ و بي محتوا بودند

02:18:24.863 --> 02:18:30.115
اگه کسي بود که بتونه مرز بين واقعيت و خيال را
توي ذهن خودش مشخص داشته باشه اون تام بود

02:18:30.240 --> 02:18:35.950
بعد از همه اين حرفها...اين شغلش بود
کارها و امورات اخلاقي حيطه شغلي اون بودند

02:18:36.825 --> 02:18:41.910
فکر کردن به اينکه ممکنه خلوص و پاکي خودش را طي تصميمش
از دست بده اصلا نگراني خاطري براش نبود

02:18:42.785 --> 02:18:45.202
تام عصباني بود

02:18:47.703 --> 02:18:51.288
و بين همه اون افکار
فهميد چرا عصبانيه

02:18:51.955 --> 02:18:55.039
به اين دليل نبود که گريس اشتباها اونو مقصر شناخته بود

02:18:55.081 --> 02:18:57.916
براي اين بود که اتهاماتي که بهش زده بود درست بود

02:18:59.457 --> 02:19:05.167
عصبانيت اون از مجموع تمام احساسات ناخوشايند
وجودش بيشتر و سهمگين تر بود

02:19:08.085 --> 02:19:11.336
اين براي فيلسوف جوان خيلي سخت و توهين اميز بود

02:19:11.336 --> 02:19:18.088
و واقعيت گرا بودن اين به حد کافي بود که اون بدونه اگه
شکي در درونش هست ميتونه بيشتر و بزرگتر بشه

02:19:18.130 --> 02:19:24.465
شايد اونقدر بزرگ بشه که يک روزي بتونه روي
تمام رفتارها و امورات اخلاقي اون تاثير بگذاره

02:19:24.716 --> 02:19:26.924
تام متوقف شد

02:19:26.966 --> 02:19:32.385
اون تقريبا ميلرزيد وقتي که سايه سياه اين تهديد را
در زندگي و اينده نويسندگي خودش ميديد

02:19:32.468 --> 02:19:38.219
زياد طول نکشيد که اون تونست خودش را قانع کنه
که خطر پذيرفتن اين مساله بيش از اونيه که بشه ازش فرار کرد

02:19:38.219 --> 02:19:42.888
خطري که گريس براي شهر داشت
براي خود اون هم داشت

02:19:43.054 --> 02:19:45.222
تام اينو دوست نداشت

02:19:45.264 --> 02:19:49.348
و هنوز اونقدر مرد بود که براي جلوگيري از اين خطر کاري بکنه

02:19:51.807 --> 02:19:58.476
خوشبختانه همونطور که حرفه آينده تام ايجاب ميکرد
اون مرد دورانديشي بود

02:19:58.517 --> 02:20:02.727
اون به قاطع بودن و ايده اليست بودن توي زندگي اش بهاي زيادي داده بود

02:20:02.769 --> 02:20:06.603
و بدون اينکه در اين مورد دچار احساسات بشه
به وظيفه اش عمل ميکرد

02:20:07.479 --> 02:20:16.440
دور انداختن مدرک مهمي که ميتونست شاهدي براي نوشته هاي تام
و براي تمام گروه خوانندگان آثار اون باشه

02:20:16.606 --> 02:20:20.108
کاري نبود که تام بخواد به درجه اي از حماقت برسه که انجالمش بده

02:20:20.108 --> 02:20:25.193
هر چند بايد قبول ميکرد زمانهايي براش گذشت
که واقعا تصميم گرفته بود اين کارو بکنه

02:20:28.694 --> 02:20:35.404
قبل از اينکه به جلسه اون شب توي کليسا برگرده تام در کشويي را باز کرد
که در شب ورود گريس به داگويل باز کرده بود

02:20:36.154 --> 02:20:38.197
و اون را همونجايي که گذاشته بود ، ديد

02:20:38.530 --> 02:20:41.406
کارتي که از گنگستر توي ماشين گرفته بود

02:21:02.663 --> 02:21:06.414
روز بعد خورشيد در اسمان صاف و زيباي پاييزي ميدرخشيد

02:21:06.539 --> 02:21:09.040
و برف هم کاملا از روي زمينها آب شده بود

02:21:11.082 --> 02:21:15.334
براي اولين بار در طول مدتها گريس ميتونست صداي ماشين
چوب بري را در زمينهاي زراعي اطراف بشنوه

02:21:15.375 --> 02:21:21.752
که چوبهايي را که قرار بود يا شايد هم نبود براي ساخت بازداشتگاه به کار بره اره ميکرد

02:21:21.919 --> 02:21:28.129
گريس چشمانش را باز کرد و بعد از يک خواب نسبتا عميق با حالت گيجي بيدار شد

02:21:28.171 --> 02:21:33.256
از روي نوري که از داخل شکافهاي اتاق به دروت ميتابيد
ميتونست حدس بزنه که بايد اواسط روز باشه

02:21:33.339 --> 02:21:38.549
زماني که جک مک کي بنا به دلايلي عادت داشت اونو ظهر داگويل بدونه

02:21:38.716 --> 02:21:45.968
مردي با عقايد و ايده هاي فراوان و بد بين اخرين چيزي بود
که گريس ميخواست در خصوصش در اين لحظه فکري بکنه

02:21:46.885 --> 02:21:49.427
اما چرا هيچکس اونو بيدار نکرده بود ؟

02:21:49.427 --> 02:21:51.804
هيچکس با عصبانيت به در اتاقش نکوبيده بود

02:21:51.845 --> 02:21:57.096
چرا هيچ بچه اي روي تختش گل پرت نکرده بود يا اخرين
پنجره هاي اتاقش را نشکسته بود ؟

02:21:58.097 --> 02:22:00.431
حالا اون به ياد آورد

02:22:00.431 --> 02:22:05.766
اون توي جلسه شب قبل شرکت کرده و حرف زده بود
هر چند حالا هم هنوز همه چيز خيلي عجيب بود

02:22:06.057 --> 02:22:11.643
چرا اونو از نتيجه جلسه اون شب آگاه نکرده بودند؟
و يا چرا حتي اونو نکشته بودند ؟

02:22:12.227 --> 02:22:16.895
اين تقريبا غير ممکن بود که اهالي داگويل بتونند
در هر موردي خشم خودشون را مخفي نگه دارن

02:22:17.103 --> 02:22:20.270
شايد همه چيز بالاخره به خوبي و خوشي تموم شده بود

02:22:20.270 --> 02:22:23.647
صبح به خير خانم هنسون
اوه....صبح به خير

02:22:23.689 --> 02:22:28.690
بايد زودتر ميامدم.خوابم برده بود

02:22:28.857 --> 02:22:32.233
اوه...اصلا مهم نيست
ليز امروز خودش اومد سر کار و کارها را کرد

02:22:33.692 --> 02:22:36.609
ما فکر کرديم چند روزي مرخصي ميتونه برات خوب باشه

02:22:40.110 --> 02:22:42.361
سخنراني کاملي ديروز کردي

02:22:42.653 --> 02:22:45.112
اون باعث شد همه ما کمي فکر کنيم

02:22:49.280 --> 02:22:51.864
سلام ليز
سلام گريس

02:22:59.074 --> 02:23:01.367
من خوابم برده بود

02:23:02.284 --> 02:23:05.702
صبح به خير خانم گريس
صبح به خير

02:23:05.702 --> 02:23:09.786
امروز حالتون چطوره ؟
من خوابم برده بود

02:23:09.786 --> 02:23:11.912
اوه...اشکالي نداره

02:23:17.873 --> 02:23:21.457
تام.تام...فکر کنم اين بايد گريس باشه

02:23:22.040 --> 02:23:27.542
سلام گريس....دو دقيقه
خبرهاي خوبي دارم

02:23:36.128 --> 02:23:38.546
من ديشب به جلسه برگشتم

02:23:40.379 --> 02:23:43.214
نميخواستم بگذارم اينقدر راحت همه چيز را انکار کنند

02:23:45.048 --> 02:23:47.881
و اگه نميتونستم اوضاع را عوض کنم بايد لعنت ميشدم

02:23:49.173 --> 02:23:53.717
نميتونم بگم که ما کاملا برديم.کاملا نه
اما فکر ميکنم نتيجه خيلي خوبي به دست اورديم

02:23:53.842 --> 02:23:56.009
يک نتيجه خيلي خوب
چرا برنگشتي و بهم بگي؟

02:23:56.051 --> 02:23:59.136
برگشتم.اما تو خواب بودي

02:23:59.593 --> 02:24:02.053
و ميدوني
طوري به نظر ميرسيدي که انگار واقعا لازمش داشتي

02:24:03.303 --> 02:24:06.513
و اين باعث شد که من بهشون پيشنهاد کنم که بايد کمي بهت مرخصي بدند

02:24:06.554 --> 02:24:11.514
حتي يکي از اونها هم شکايتي نکرد

02:24:15.724 --> 02:24:17.432
اين خيلي خوب به نظر ميرسه

02:24:17.557 --> 02:24:19.517
ميدونم خوبه...نيست؟

02:24:20.225 --> 02:24:23.643
ميدوني مردم اين شهر منو باز هم منو سوپرايز کردند

02:24:25.019 --> 02:24:28.520
شايد بايد حتي کمي تئوري هام را تغيير بدم

02:24:28.561 --> 02:24:31.062
ميدوني که خودم چقدر از اين وضعيت متنفرم

02:24:33.354 --> 02:24:41.774
گريس ديشب وقتي برگشتم و ديدم که تو اونطور شيرين به خواب رفتي

02:24:42.149 --> 02:24:47.567
ناگهان بهم الهام شد
برگشتم و بخش اول داستانم را نوشتم

02:24:47.692 --> 02:24:50.026
داستاني در مورد يک شهر کوچک

02:24:50.610 --> 02:24:52.652
حدس بزن از کجا موضوع داستانم را پيدا کردم ؟

02:24:53.485 --> 02:24:56.487
اما هنوز نتونستم اسمي براي شهر توي داستانم پيدا کنم

02:24:57.654 --> 02:25:00.697
چرا اسمش را داگويل نميگذاري؟
اينطوري خوب نيست

02:25:01.446 --> 02:25:05.781
نه اينطوري خوب نيست.بايد اسمش جهاني باشه .نويسندگان زيادي
اين اشتباه را کردند...ميدوني

02:25:06.531 --> 02:25:08.699
هي ميخواي برات بخونمش ؟

02:25:09.282 --> 02:25:11.866
اگه هر عشقي توي داستان باشه از جانب تو اومده

02:25:11.908 --> 02:25:14.826
ناراحت ميشي اگه بهت بگم ، نه ؟

02:25:15.910 --> 02:25:20.286
نه
اگه واقعا يک روز را ميتونم براي خودم داشته باشم

02:25:20.619 --> 02:25:23.036
نه...نه

02:25:24.495 --> 02:25:28.830
دو نفر فقط وقتي به همديگه آسيب ميزنند که در خصوص
عشقي که به همديگه دارند شک کنند

02:25:30.623 --> 02:25:32.623
ميتوني يک موقع ديگه اونو بخوني

02:25:34.165 --> 02:25:38.250
ميتوني يک جا بشيني و به کوه ها نگاه کني

02:25:38.583 --> 02:25:40.668
اين کاريه که دختر توي رمانم ميکنه

02:25:44.043 --> 02:25:47.669
بعدا ميبينمت
ميبينمت...با خبرهاي خوب

02:25:53.130 --> 02:25:58.131
مشخصا گريس به اينده اي بهتر به جاي فکر کردن به اينده اي بدتر فکر ميکرد

02:25:58.214 --> 02:26:02.424
و ميخواست تموم اون روز را به نظافت شخصي خودش و شستن لباسهاش برسه

02:26:02.466 --> 02:26:10.093
چيزي که اون مطمئن بود هيچکدوم از شخصيتهاي داستان تام حتي
خواب ديدنش را هم نميکنند

02:26:13.678 --> 02:26:17.721
و بعد...انگار داگويل دز انتظار فرو رفت

02:26:18.804 --> 02:26:24.098
حتي باد هم ديگه نميوزيد
و شهر در ارامشي غير معمول فرو رفت

02:26:24.973 --> 02:26:29.099
انگار که يک نفر يک کاسه بزرگ پنيري روي اون وارونه کرده باشه

02:26:29.892 --> 02:26:34.810
و يک محيط خيلي اروم و ساکت قبل از اينکه ملاقات کننده گاني از
راه برسند توي شهر خلق کرده بود

02:26:37.060 --> 02:26:44.354
بعد از دو روز گريس بايد به کارش برميگشت
اما اون سکوت و پوچي هنوز توي فضا بود

02:26:44.604 --> 02:26:53.565
در حقيقت اون وضعيت ادامه پيدا کرد تا اينکه
در روز پنجم اون خلا و سکوت به داخل چيزي غريب سرازير شد

02:26:53.607 --> 02:26:57.733
و تمام اهالي شهر را به خيابون اصلي کشوند تا فقط گوش کنند

02:27:00.276 --> 02:27:03.944
اونها از همديگه مي پرسيدند که آيا تلفن واقعا زنگي نزده؟

02:27:04.277 --> 02:27:09.195
و يا اينکه ايا بن با کاميونش در حال برگشت از جورج تاون خبري نياورده ؟

02:27:09.237 --> 02:27:13.697
اون روز صبح تنه چندين درخت بزرگ جاده کانيون را مسدود کردند

02:27:14.030 --> 02:27:15.989
اونها نگران نبودند

02:27:16.364 --> 02:27:22.575
نگران بودن کلمه مناسبي نبود
و بعد از اون تام به ماشينها اشاره کرد

02:27:24.617 --> 02:27:26.700
تام دور بيني داره
اما حتي با چشم غير مسلح هم ميشه اونها را ديد

02:27:26.784 --> 02:27:28.368
اونها بايد حداقل هست تايي باشند

02:27:28.368 --> 02:27:30.035
من فکر ميکردم جاده مسدود شده

02:27:30.077 --> 02:27:32.369
اونها احتمالا قبل از اينکه درخت ها افتاده باشن اومدن

02:27:35.454 --> 02:27:39.122
تختخواب جون...روتختي اش بايد عوض بشه
من تا يک دقيقه ديگه بر ميگردم

02:27:40.122 --> 02:27:41.372
سلام جون

02:27:43.706 --> 02:27:47.833
گريس کارش را تازه با تختي شروع کرده بود
که جون طبق معمول روش خرابي کرده بود

02:27:48.166 --> 02:27:52.792
وقتي که يک موج ازار دهنده و سنگين روي مغز گريس
روان شد که ايا اين هدر دادن وقت نيست؟

02:27:54.001 --> 02:27:57.336
و بدون اينکه فکري بکنه اين کلمات را گفت

02:27:57.461 --> 02:27:59.795
هيچکس حاضر نيست اينجا بخوابه

02:28:04.796 --> 02:28:07.422
اون کلمات را بلند نگفت

02:28:07.422 --> 02:28:12.632
اما با اينحال اون از وحشت اينکه چنين حرفي زده به خودش لرزيد

02:28:14.382 --> 02:28:17.675
اين کلمات شوم و بد يمن از کجا امده بودند؟

02:28:26.970 --> 02:28:31.847
تاريکي نسبتا شروع شده بود وقتي که
گريس از کار اون روز به خونه اش بر ميگشت

02:28:32.055 --> 02:28:37.640
ادمهايي که بالاي جاده انتظار ميکشيدند تا ورود ماشينها را ببينند
بالاخره نااميد شدند و به خانه هاشون برگشتند

02:28:37.681 --> 02:28:39.724
و بعد از اون روشنايي کاملا جاش را به تاريکي داد

02:28:39.766 --> 02:28:43.225
اونها با نااميدي از خيابان الم به سمت خانه هاشون رفتند

02:28:47.893 --> 02:28:49.519
تام ؟
سلام گريس

02:28:49.519 --> 02:28:54.437
يکسري ماشين پايين تپه هستند، اما خيلي تاريکه
ما نميتونيم بفهميم چه خبره

02:28:54.562 --> 02:28:57.354
ما اين اواخر خيلي کم همديگه را ميبينيم

02:28:57.938 --> 02:29:00.980
اره ميدونم.ميدوني اخيرا خيلي سرم شلوغ بوده
کتابم را ميگم.ميدوني که

02:29:00.980 --> 02:29:02.773
ميشه چيزي ازت بپرسم ؟

02:29:03.648 --> 02:29:05.274
اره...هر چيزي

02:29:08.816 --> 02:29:11.692
نتونستي خودت را راضي کني که بندازيش دور مگه نه ؟

02:29:13.360 --> 02:29:16.819
شماره اي که اون شب اون بهت داد
نتونستي خودتو راضي که بندازيش دور

02:29:17.111 --> 02:29:22.217
بهت گفته بودم که اون مرد خيلي خطرناکه
کار احمقانه اي کردي

02:29:28.406 --> 02:29:34.700
احمق بود يا نبود ، تام اون شب سخنراني اتشيني را
مبني بر اينکه گريس را توي اتاقش زنداني کنند ارائه داد

02:29:36.242 --> 02:29:40.993
اگه اون ماشينها واقعا نشانه اين بودند
که تلفني که تام 5 روز قبل زده بود

02:29:41.077 --> 02:29:45.786
باعث اوردن اون ماشينها به جاده کانيون شده بالاخره زمانش بود

02:29:45.911 --> 02:29:47.871
تا تصميم جديدي گرفته بشه

02:29:47.912 --> 02:29:51.121
وقت اين بود که گريس به طور کلي از زندگي اونها حذف بشه

02:29:51.163 --> 02:29:55.373
اين ميتونست خيلي منظره خوبي داشته باشه
که اونها گريس را زنداني و دست بسته تحويل بدند

02:29:57.540 --> 02:30:01.541
گريس روي تختش دراز کشيده بود
وقتي که جيسون را با کليد فرستادند

02:30:01.750 --> 02:30:04.292
گريس صداي قفل شدن در را شنيد

02:30:04.334 --> 02:30:12.587
اما اون به حدي از بحثها و دعواها خسته شده بود که نميخواست
در اخرين و شايد بهترين دعواي اون سال مداخله اي داشته باشه

02:30:22.524 --> 02:30:27.675
بخش نهم
وقتي که داگويل ملاقات کنندگاني را که منتظرش بود ،ميپذيره
و فيلم به پايان ميرسه

02:30:31.342 --> 02:30:35.719
از لحظه اي که صداي اون ماشينها را از پايين دره شنيده بود ميدونست همه چيز تمامه

02:30:35.761 --> 02:30:37.845
از انسوي درختان جنگل

02:30:37.886 --> 02:30:40.387
همه چيز خيلي سريع اتفاق افتاد

02:30:40.846 --> 02:30:44.722
تام براي يک استقبال خوب هيات نمايندگي تشکيل داد

02:30:45.472 --> 02:30:50.891
ممکن بود داگويل يک شهر دور افتاده و کهنه باشه
اما بايد نشون ميدادند که کاملا "مهمان نواز" هستند

02:31:03.895 --> 02:31:06.020
خوش امديد اقايون.خوش امديد

02:31:06.145 --> 02:31:08.604
شهر به طور کامل در اختيار شماست

02:31:08.646 --> 02:31:11.856
من بايد کليد بزرگي داشته باشم که بهتون بدم
اما خوب من فقط همين کليد کوچک را دارم

02:31:11.897 --> 02:31:14.148
اون کجاست ؟
توسط اين کليد ، جاش حسابي امنه

02:31:14.190 --> 02:31:15.732
اون کجاست ؟

02:31:16.148 --> 02:31:19.358
خيلي خوب.اگه در مورد اون صدا تعجب کرديد

02:31:19.400 --> 02:31:22.817
بايد بگم ماشينهاي چوب بري براي بازداشتگاه جديد هستند

02:31:22.859 --> 02:31:27.819
بگيد ببينم ، ايا واقعا ميزان جرم و جنايت توي کشور بالا رفته
اخه اينطور به ما اخبارش ميرسه ؟

02:31:27.860 --> 02:31:34.195
شايد مردم خودشون مجرمين را خلق ميکنند
چون به موفقيت اونها حسادت ميکنند

02:31:34.237 --> 02:31:38.030
نظر شما در اين خصوص چيه ؟

02:31:38.656 --> 02:31:43.240
شايد هيچ نظري نداريد
من در را باز ميکنم....متاسفم

02:31:45.908 --> 02:31:48.992
Voila!
همونطور که فرانسوي ها ميگن

02:31:49.201 --> 02:31:50.826
اين ديگه چه کوفتيه ؟

02:31:51.243 --> 02:31:52.743
کي اين کارو کرده ؟

02:31:52.827 --> 02:31:55.494
بيلي دستت را بگير بالا
دستت را بگير بالا

02:32:04.164 --> 02:32:09.248
ما احساس امنيت بيشتري ميکرديم وقتي اون بسته بود
شماها احتمالا با امثال اون سروکار داشتيد

02:32:11.415 --> 02:32:16.792
هيچکدوم از ما انتظار گرفتن پاداشي براي
نجات دادن زندگي بقيه ادمها از دست تبهکارها نداريم

02:32:16.876 --> 02:32:21.503
منظورم اينه که مگه خودتون احساس کنيد
براي جبرانش بخواهيد پولي به ما بدهيد

02:32:21.503 --> 02:32:23.837
خفه خون بگير
مطمئنا

02:32:28.421 --> 02:32:33.090
گريس در شناختن صداي موتور ماشينهاي لوکس خبره نبود

02:32:33.091 --> 02:32:36.216
اما بدوت هيچ مشکلي صداي ماشين را شناخت

02:32:35.173 --> 02:32:40.217
صداي موتور ماشيني که اخرين پيچ جاده کانيون را رد کرد و وارد داگويل شد

02:32:41.467 --> 02:32:49.386
افسوس که صداي زيباي موتور کاديلاک مدل 3553 در ذهن گريس

02:32:49.470 --> 02:32:53.096
با صداي ديگري براي هميشه ميکس شده بود

02:32:53.304 --> 02:32:57.222
صداي گلوله هايي که به سمتش شليک شده بودند

02:33:21.188 --> 02:33:22.396
نکن

02:33:46.779 --> 02:33:50.739
تو بايد قبل از اينکه به کسي شليک کني دلايلت را بگي

02:33:52.114 --> 02:33:54.115
اين کارت جديد بود

02:33:58.157 --> 02:34:02.326
اين ميتونه نشونه ضعف شما در کنترل اعصابتون باشه پدر
من ازتون نااميد شدم

02:34:03.367 --> 02:34:04.660
من نميخوام به کسي شليک کنم

02:34:04.660 --> 02:34:06.828
تو قبلا به من شليک کردي

02:34:07.202 --> 02:34:13.205
اره متاسفم

02:34:13.206 --> 02:34:14.247
از اون بابت خيلي پشيمونم

02:34:13.621 --> 02:34:15.372
تو فرار کردي

02:34:15.747 --> 02:34:20.039
اما شليک کردن به تو مطمئنا چيزي را عوض نکرده

02:34:20.164 --> 02:34:23.333
مطمئنا که نکرده
تو خيلي خيلي مغرور و لجبازي

02:34:26.000 --> 02:34:28.417
اگه نميخواي منو بکشي
پس چرا اومدي اينجا ؟

02:34:28.417 --> 02:34:33.085
اخرين گفتگويي که داشتيم...تو بهم گفتي که چه چيزي توي وجود
من هست که تو دوست نداري

02:34:33.127 --> 02:34:36.629
کاملا تموم نشده بود،وقتي که تو فرار کردي

02:34:36.671 --> 02:34:40.171
من هم بايد اين اجازه را داشته باشم
که بتونم بهت بگم من چه چيزي را در خصوص تو دوست ندارم

02:34:40.171 --> 02:34:46.006
خوب فکر ميکنم اين طريقه مودبانه صحبت کردن باشه

02:34:46.131 --> 02:34:48.299
براي همين اومدي اينجا ؟

02:34:51.174 --> 02:34:53.550
و تو داري بهم ميگي لجباز ؟

02:34:53.800 --> 02:34:57.968
مطمئني نيومدي اينجا تا منو مجبور کني که
برگردم و بشم يکي مثل تو ؟

02:34:58.177 --> 02:35:04.554
اگه فکر ميکردم راهي براي مجبور کردن تو هست مطمئنا انجامش ميدادم
اما ميدونم که اين هرگز اتفاق نمي افته

02:35:04.971 --> 02:35:08.889
تو کاملا و کاملا حضور مجددت توي خونه باعث خوشحاليه

02:35:08.993 --> 02:35:14.099
و ميتوني هر وقت خواستي به خونه ات برگردي و دوباره دختر من باشي

02:35:13.265 --> 02:35:23.309
و من شروع ميکنم تا مسئوليتها و قدرتم را بهت واگذار کنم
البته اگه فقط تو بخواي

02:35:23.518 --> 02:35:26.227
نه اينکه بخواي بهش بي تفاوت باشي

02:35:26.352 --> 02:35:27.853
پس چي ميخواي؟

02:35:28.311 --> 02:35:31.437
اون چيه؟اون چيز چيه
چيزي که در خصوص من دوست نداري چيه ؟

02:35:31.479 --> 02:35:33.938
اين همون لغتي هست که گفتي و منو به شدت عصبي کردي

02:35:33.980 --> 02:35:36.522
تو بهم گفتي متکبر گستاخ

02:35:36.773 --> 02:35:40.690
همونطور که خدا هم گفته کسي که به زور چيزي را بگيره
بهش ميگن متکبر و گستاخ پدر

02:35:40.732 --> 02:35:43.941
اما اين دقيقا همون چيزيه که من در خصوص تو دوست ندارم

02:35:43.983 --> 02:35:45.692
اين تويي که مغرور و خودخواهي

02:35:45.775 --> 02:35:48.026
اين همون چيزيه که اومدي اينجا بهم بگي؟

02:35:51.443 --> 02:35:55.070
من اوني نيستم که روي ادمها قضاوت ميکنه بابا
تويي

02:35:56.154 --> 02:36:00.613
تو نميتوني روي مردم اطرافت قضاوت کني
چون هميشه بهشون ترحم ميکني

02:36:00.655 --> 02:36:07.490
کسي که دوران بچگي سختي داشته لزوما نبايد يک قاتل بشه..درسته؟

02:36:08.033 --> 02:36:10.742
تنها چيزي که تو ميتوني سرزنش کني موقعيت ها و حوادث هستند

02:36:10.783 --> 02:36:15.618
متجاوزين به عنف و قاتلها از ديدگاه تو
ميتونند خودشون قرباني باشند

02:36:15.702 --> 02:36:18.952
اما من...من بهشون ميگم سگ

02:36:18.994 --> 02:36:23.246
و اگه اونها شروع کنند توي کثافت خودشون غلط بزنند
تنها راهي که ميتوني باهاش جلوشون را بگيري مجازات کردنشونه

02:36:23.287 --> 02:36:25.538
اما سگها فقط از ذات خودشون تبعيت ميکنند

02:36:25.579 --> 02:36:28.122
پس چرا نبايد بتونيم اونها را ببخشيم ؟

02:36:28.456 --> 02:36:31.414
به سگها ميشه چيزهاي خيلي خوبي را اموزش داد

02:36:31.539 --> 02:36:36.791
اما نه اينکه هر بار که از ذات خودشون
پيروي کردند اونها را ببخشيم

02:36:48.336 --> 02:36:53.546
پس من خودخواهم.من خودخواهم
چون مردم را ميبخشم ؟

02:36:53.588 --> 02:36:54.838
اوه خداي من

02:36:55.089 --> 02:36:59.007
نميتوني ببيني چقدر وقتي اين حرفو ميزني مهربون به نظر مياي؟

02:36:59.466 --> 02:37:08.051
تو اين تعصب غير منطقي را داري که هيچکس...گوش کن
که هيچکس قادر نيست احتمالا

02:37:08.093 --> 02:37:12.303
به اون استاندارهاي بالاي اخلاقي برسه که تو رسيدي
براي همين تو اونها را ميبخشي

02:37:12.386 --> 02:37:17.513
من نميتونم چيزي را بيش از اين مايه خودخواهي و غرور ببينم

02:37:17.555 --> 02:37:23.765
تو عزيز من...فرزند عزيز من
ديگران را با دلايلي ميبخشي

02:37:23.848 --> 02:37:26.599
که هرگز اون دلايل را توي دنيا براي بخشش خودت مجاز نميدوني

02:37:26.599 --> 02:37:29.307
چرا نميتونم بخشنده باشم؟
چرا ؟

02:37:29.349 --> 02:37:34.684
نه نه نه تو بايد بخشنده باشي
وقتي که زمان بخشندگي داشتن هست

02:37:34.809 --> 02:37:40.270
اما تو بايد استاندارهاي اخلاقي ات را براي خودت داشته باشي
تو اينو بهشون بدهکاري.تو اينو بهشون بدهکاري

02:37:41.061 --> 02:37:47.314
مجازاتي را که تو شايسته دريافت اون براي گناهانت هستي
اونها هم شايسته دريافت اون براي گناهانشون هستند

02:37:47.355 --> 02:37:48.814
اونها انسان هستند

02:37:48.814 --> 02:37:53.274
نه نه نه...ايا هر انساني نبايد نسبت به اعمال خودش
پاسخگو باشه؟

02:37:53.316 --> 02:37:56.150
البته که بايد اينطور باشه
اما تو حتي اين شانس را بهشون نميدي

02:37:56.192 --> 02:37:58.776
و اين خودخواهي بيش از حده

02:37:58.776 --> 02:38:02.152
من عاشقتم.من عاشقتم....من ديوانه وار عاشقتم

02:38:02.527 --> 02:38:06.445
اما تو خودخواه ترين ادمي هستي که
من در تمام طول عمرم ديدم

02:38:06.487 --> 02:38:08.695
و اونوقت تو به من ميگي خودخواه ؟

02:38:12.780 --> 02:38:16.823
ديگه چيزي ندارم که بگم

02:38:19.657 --> 02:38:23.658
تو خودخواهي.من خودخواهم
تو گفتي...حالا ميتوني بري

02:38:23.658 --> 02:38:26.451
و بدون دخترم...درسته ؟

02:38:32.411 --> 02:38:34.829
گفتم بدون دخترم بايد برم ؟
بله

02:38:36.246 --> 02:38:38.913
خيلي خوب
بله

02:38:38.996 --> 02:38:49.208
خوب اين تصميم تو هست.تصميم تو هست
گريس اونها به من گفتند تو اينجا مشکلاتي داشتي

02:38:49.917 --> 02:38:54.585
نه...نه مشکلاتي به اون اندازه که توي خونه داشتم

02:38:54.835 --> 02:38:57.294
من بهت کمي زمان ميدم تا در موردش فکر بکني

02:38:57.336 --> 02:39:00.462
شايد نظرت را تغيير دادي
تغيير نميکنه

02:39:00.753 --> 02:39:05.172
گوش کن عزيز من....قدرت اونقدر هم بد نيست

02:39:05.255 --> 02:39:11.924
من مطمئن هستم که تو ميتوني راهي را پيدا کني که کارها
را به شيوه خودت حل و فصل کني

02:39:14.966 --> 02:39:16.967
برو يکمي قدم بزن و در موردش فکر کن

02:39:17.759 --> 02:39:29.095
ادمهايي که اينجا زندگي ميکنند دارند تحت
بدترين شرايط بهترين تلاششون را ميکنند

02:39:29.179 --> 02:39:31.222
اگه تو اينو ميگي گريس

02:39:33.055 --> 02:39:40.183
اما ايا بهترين تلاش اونها کافي بوده؟

02:39:42.058 --> 02:39:43.266
ايا اونها دوستت دارند ؟

02:39:53.521 --> 02:39:56.855
گريس قبلا خيلي به اين موضوع فکر کرده بود

02:39:56.896 --> 02:40:00.939
اون ميدونست که اگه گانگسترها روزي اونو پيدا کنند و بهش شليک نکنند

02:40:00.939 --> 02:40:04.440
اون بايد با پيشنهاد پدرش که ميخواست
اون برگرده روبه رو بشه

02:40:04.524 --> 02:40:09.442
تا شريک پدرش در رهبري گانگسترها و رفقاشون بشه
اين نيازي به قدم زدن براي فکر کردن

02:40:09.442 --> 02:40:12.109
و جواب دادن به پدرش نداشت

02:40:13.109 --> 02:40:19.112
حتي با وجود تفاوتي که بين ادمهايي که قبلا توي خانه ميشناخت
با ادمهايي که توي داگويل ديده بود ، اين موضوع ثابت ميشد

02:40:19.154 --> 02:40:22.321
که تفاوت خيلي کمي بين اونها وجود داره

02:40:23.529 --> 02:40:28.489
گريس به برگهاي انگورها که توي تاريکي محکم و درخشان
به نظر ميرسيدند نگاه کرد

02:40:28.573 --> 02:40:31.949
اين خيلي خوب بود که بدوني اگه باهاشون بد برخورد نکني

02:40:32.074 --> 02:40:37.492
اونها بلند ميشند دور حلقه هاشون پيچ ميخورند
و توي تابستان دوباره ميوه ميدهند

02:40:37.534 --> 02:40:43.203
اونم به اندازه اي خوب و با کيفيت که ميوه هاي آبدارشون
به کلوچه ها مزه بي نظيري ميداد

02:40:43.286 --> 02:40:45.370
به خصوص وقتي دارچين هم بهش اضافه ميشد

02:40:47.037 --> 02:40:50.329
گريس به چهره هاي وحشت زده اي که از پشت پنجره ها بهش خيره شده بودند نگاه ميکرد

02:40:50.413 --> 02:40:56.374
چشمهايي که هر قدم اونو دنبال ميکردند وخودشون از اينکه
چنين ترسي را در درونشون پنهان کرده بودند شرمنده بودند

02:40:58.124 --> 02:41:02.876
اون چطور ميتوسنت ازشون متنفر باشه وقتي که
ميدونست در انتها اين ضعف اونها بوده که چنين وضعيتي را به وجود اورده؟

02:41:03.250 --> 02:41:06.919
اون هم ممکن بود اگه در موقعيت اونها بود چنين کارهايي را ميکرد

02:41:07.043 --> 02:41:09.544
اگه اون هم توي يکي از همين خونه ها زندگي کرده بود

02:41:09.627 --> 02:41:13.503
براي اينکه همونطور که پدرش گفته بود
اونها را با خط کش خودش محک بزنه

02:41:13.837 --> 02:41:23.715
ايا اون انصافا همون کاري را نميکرد که چاک ،ورا
بن و خانم هنسون و تام

02:41:24.090 --> 02:41:27.050
و تموم ادمهاي ديگه توي اون خونه ها کردند ؟

02:41:30.509 --> 02:41:32.968
گريس مکث کرد

02:41:33.343 --> 02:41:38.220
و وقتي اين کار را کرد ابرها کنار رفتند
و نور مهتاب به راحتي از بين اونها به داگويل تابيد

02:41:45.764 --> 02:41:50.015
و داگويل زير اون نور صاف و شفاف نمايي جديد از خودش نشون داد

02:42:03.270 --> 02:42:06.896
انگار اون نور بينهايت روشن و صاف و بخشنده

02:42:06.896 --> 02:42:11.231
در نهايت دست از پوشاندن چهره واقعي داگويل برداشته بود

02:42:12.314 --> 02:42:17.316
ناگهان تو ديگه نميتونستي براي يک لحظه هم دانه هاي
انگوري را که ممکنه روزي در بين بوته ها ببيني تصور کني

02:42:17.316 --> 02:42:20.691
و فقط تيغهاي سخت اون بوته ها را ميشد در ان لحظه ديد

02:42:21.567 --> 02:42:28.861
حالا نور به راحتي از بين درختان و ساختمونها
و...ادمها عبور ميکرد

02:42:32.112 --> 02:42:37.071
و ناگهان اون تونست پاسخ سئوالش را پيدا کنه

02:42:38.156 --> 02:42:44.324
اگه اون مثل اونها رفتار کرده بود
نميتونست از هيچکدوم از گناهانش بگذره

02:42:44.366 --> 02:42:47.367
و نميتونست اونها را به اندازه کافي
سخت و محکم مجازات کنه

02:42:48.201 --> 02:42:54.119
مثل اين بود که بالاخره درد و رنجهاي اون تونستند مکان حقيقي خودشون را پيدا کنند

02:42:54.369 --> 02:42:59.370
نه...کاري که اونها کردند هرگز به اندازه کافي "خوب" نبود

02:42:59.788 --> 02:43:04.288
و اگه کسي بود که قدرتش را داشت که اونها را به سزاي کاري که کرده بودند برسونه
اين وظيفه اش بود که اينکارو حتما بکنه

02:43:04.330 --> 02:43:08.790
به خاطر بقيه شهرها
به خاطر انسانيت

02:43:09.749 --> 02:43:15.792
و درنهايت براي خاطر يک انسان که خود "گريس" بود

02:43:24.254 --> 02:43:30.547
اگه من برگردم و دوباره دخترت بشم

02:43:31.048 --> 02:43:33.798
کي ميتونم اون قدرتي را که گفتي داشته باشم؟

02:43:38.300 --> 02:43:40.842
حالا ؟
همين حالا

02:43:41.134 --> 02:43:42.176
چرا که نه

02:43:48.303 --> 02:43:54.222
اين به اين معنا است که ميتونم از همين حالا مسئوليت ها را هم داشته باشم؟

02:43:55.055 --> 02:43:57.639
من ميخوام توي جل مشکلات کمک کنم

02:43:59.140 --> 02:44:02.641
مشکلاتي مثل ...مشکل داگويل

02:44:08.517 --> 02:44:13.478
ما ميتونيم سگه را بکشيم و به ديوار ميخش کتيم

02:44:13.603 --> 02:44:20.521
اون بالا زير اون لامپه ، براي مثال
خوب اين ميتونه مفيد باشه.يعضي وقتها مفيده

02:44:20.813 --> 02:44:26.898
اين فقط اهالي را ميترسونه اما باعث نميشه که اينجا جاي بهتري
براي زندگي کردن بشه

02:44:29.107 --> 02:44:30.774
و اين اتقاق ميتونه دوباره بيفته

02:44:31.650 --> 02:44:43.653
ممکنه يک نفر دوباره ضعف اخلاقي خودش را بارز کنه

02:44:47.947 --> 02:44:51.239
اين همون چيزيه که ميخوام براش از قدرتم استفاده کنم
اگه اشکالي نداره

02:44:54.948 --> 02:44:59.075
من ميخوام اين دنيا را يکمي بهتر بکنم

02:45:03.535 --> 02:45:07.161
اون پسر لعنتي خفه نميشه
ميگه ميخواد با شما صحبت کنه خانم

02:45:07.495 --> 02:45:09.370
ميشه همين حالا بکشيمش ؟

02:45:11.037 --> 02:45:12.872
نه بگذاريد باهاش صحبت کنم

02:45:17.456 --> 02:45:19.498
چيه...چي شده ؟

02:45:21.957 --> 02:45:26.250
نميشه الان يک "مرد" را براي اينکه ترسيده سرزنش کرد، ميشه ؟

02:45:26.584 --> 02:45:28.542
نه..درسته
نه

02:45:29.126 --> 02:45:31.001
من ترسيدم گريس

02:45:31.252 --> 02:45:34.128
قبلا هم ميترسيدم.و متاسفم

02:45:34.211 --> 02:45:38.712
من احمق بودم...اره
و حتي شايد برخي مواقع خودخواه بودم

02:45:40.964 --> 02:45:42.423
همينطوره تام

02:45:44.965 --> 02:45:49.341
البته استفاده کردن از ادمها زياد جالب نيست
فکر کنم با اين مورد موافق باشي

02:45:49.424 --> 02:45:54.259
ميدوني اين اتفاق جديد تمام حدسيات ما را به هم زده

02:45:54.301 --> 02:45:56.385
اين مورد که در مورد انسان بودن ميگفتي

02:45:56.718 --> 02:46:01.303
اين خيلي سخته اما ميدوني فکر ميکنم بايد قبول کني
که ميتونه خيلي تفکر ايده اليستيکي باشه

02:46:01.428 --> 02:46:05.305
الان نه تام
الان نه

02:46:09.597 --> 02:46:13.723
اگه شهري توي دنيا باشه که با نبودنش
دنياي بهتري داشته باشيم، اون شهر همين شهره

02:46:20.142 --> 02:46:22.227
همشونو بکشيد و شهر را بسوزونيد

02:46:26.811 --> 02:46:29.812
چيه ؟
چيزه ديگه اي ميخواي عزيزم

02:46:30.771 --> 02:46:33.146
يک خانواده با بچه اينجا هست

02:46:35.981 --> 02:46:39.065
اول بچه ها را بکشيد و مطمئن بشيد که مادرشون ميبينه

02:46:39.482 --> 02:46:43.441
بهش بگيد دست از کشتن برميداريد
اگه اون بتونه جلو اشکهاش را بگيره

02:46:47.443 --> 02:46:49.526
من اينو بهش بدهکارم

02:46:56.028 --> 02:46:59.196
متاسفانه بايد بگم که اون خيلي زود به گريه مي افته

02:47:01.530 --> 02:47:04.240
بهتره تو را از اينجا ببريم

02:47:05.615 --> 02:47:08.700
متاسفم که ميبينم بيش از اندازه اي که بايد ياد گرفتي

02:47:15.077 --> 02:47:18.786
سردته عزيزم؟
يک پتو ميخواي ؟

02:47:19.578 --> 02:47:20.786
من خوبم

02:47:24.038 --> 02:47:27.372
ميخواهيد پرده ها را باز کنم؟
ديگه لازم نيست ببنديمشون

02:47:27.831 --> 02:47:29.414
نظر تو چيه ؟

02:47:35.458 --> 02:47:41.418
من فکر ميکنم بايد بازشون کنيم
فکر ميکنم خوب باشه باز باشن

02:49:38.622 --> 02:49:40.122
"Bingo, Grace!"

02:49:42.790 --> 02:49:43.706
Bingo!

02:49:46.124 --> 02:49:49.917
بايد بگم کاري که امشب کردي منو تا حد مرگ ترسونده

02:49:52.293 --> 02:49:57.044
خيلي ترسناکه درسته...اما خيلي شفاف و واضحه

02:49:58.420 --> 02:50:04.088
فکر ميکني اجازه داشته باشم از اون به عنوان
موضوعي براي کتابم استفاده کنم

02:50:13.383 --> 02:50:14.841
خدانگهدار تام

02:50:41.725 --> 02:50:46.601
بعضي کارها را بايد خودت انجام بدي
واقعا

02:50:50.145 --> 02:50:53.145
توي راه برگشت به خونه بايد برام اين اخري را توضيح بدي

02:50:54.729 --> 02:50:56.605
ناگهان صدايي شنيده شد

02:50:56.729 --> 02:51:01.607
صدا اونقدر واضح و مشخص در اون نيمه شب باراني نبود

02:51:01.732 --> 02:51:07.733
اما اونقدر بلند بود که مشخص کنه داره از بين
خرابه هاي سوخته داگويل بلند ميشه

02:51:08.858 --> 02:51:12.110
صدا باز هم اومد
همه شنيدند

02:51:12.234 --> 02:51:14.319
گريس اولين کسي بود که صدا را شناخت

02:51:14.361 --> 02:51:15.736
اين موسز هست

02:51:16.069 --> 02:51:19.153
اون گفت اين موسزه
و به سرعت از ماشين پياده شد

02:51:19.945 --> 02:51:26.989
اون به سرعت به طرف صدا دويد ، از بين ساختمونهاي نيمه سوخته
و بدنه باقي مونده خانه هايي که ميسوختند و

02:51:27.031 --> 02:51:32.158
مشخصا تنه درختي در خيابان نارون قرمز نبود که بخواد بسوزه

02:51:32.241 --> 02:51:33.909
و خيابان نارون در تنهايي ميسوخت

02:51:34.241 --> 02:51:36.117
اون موسز بود

02:51:36.159 --> 02:51:39.576
نجات اون حيرت انگيز بود
يک معجزه

02:51:40.827 --> 02:51:44.078
نه بگذار زنده بمونه

02:51:44.745 --> 02:51:47.871
تا حالا بايد شعله هاي اين اتش را از جورج تاون ديده باشن

02:51:48.746 --> 02:51:50.997
يکي مياد و پيداش ميکنه

02:51:55.998 --> 02:51:59.500
اون فقط عصبانيه چون من يکبار استخونش را برداشتم

02:52:10.127 --> 02:52:16.547
اين مساله که گريس داگويل را ترک کرد يا داگويل گريس را

02:52:16.588 --> 02:52:21.881
سئوالي است هنري ، که عده کمي اونو مطرح ميکنند

02:52:22.006 --> 02:52:24.841
عده کمتري هم بهش جواب ميدن

02:52:24.924 --> 02:52:28.217
و البته هيچکدوم اينها هم اينجا پاسخ داده نميشن

02:52:28.241 --> 02:52:48.241
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.