﻿WEBVTT

00:00:00.000 --> 00:00:42.880
<b><c.color00abfd> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.org ::..</c></b>
  <b><c.colorFFC947> ..:: ZedMovie.com ::..</c></b>

00:00:50.560 --> 00:00:58.200
یه روز «پله» خواب بود
واقعا تاریک بود

00:00:58.760 --> 00:01:05.280
اما پدر اونجا نبود
پس رفت سمت تخت مادر

00:01:08.800 --> 00:01:15.440
اما مادر هم اونجا نبود
پدر و مادر کجان؟

00:01:28.600 --> 00:01:33.320
- مامی
- بیا اینجا

00:01:43.960 --> 00:01:47.960
اینطور میتونی متقاعد کنی یورن، اینطوری

00:01:49.960 --> 00:01:54.320
میتونی بگی مامی؟ بگو مامی

00:01:56.120 --> 00:01:58.600
نه داری گل رو خراب میکنی

00:02:11.400 --> 00:02:14.280
نه نه قرار نیست باهاش بازی کنی

00:02:25.720 --> 00:02:28.120
خداحافظ، برو بخواب الان

00:02:39.840 --> 00:02:43.640
شانزده نوابر 1962 است

00:02:43.680 --> 00:02:46.280
- الو؟
- سلام یورن

00:02:46.520 --> 00:02:48.640
چطوری عزیزم؟

00:02:48.680 --> 00:02:53.280
- خیلی خوب نیستم
- نه؟

00:02:54.400 --> 00:02:57.400
- مامان خونه‌ست؟
- نه

00:03:27.680 --> 00:03:31.960
یه روز تلخ و افسرده در فوریه‌ی 1970 است

00:03:33.240 --> 00:03:36.840
لوکینو ویسکونتی کارگردان
در مسیرش به استاکهلم بود

00:03:37.120 --> 00:03:40.120
یکی از بزرگ‌ترین اشخاص سینمایی

00:03:40.400 --> 00:03:43.680
او هم به خاطر هنرش و هم
خاندانش شناخته شده است

00:03:44.000 --> 00:03:49.680
او از خانواده سلطنتی شمال ایتالیاست
او کومونیسته اما با این حال پیش‌خدمت دارد

00:03:49.720 --> 00:03:52.680
و به طور علنی همجنسگراست

00:03:53.120 --> 00:03:57.680
ویسکونتی آن بیرون در جستجوی زیبایی ناب است

00:03:58.960 --> 00:04:05.240
زیبایی بی‌نقص در پسری که نقش
اصلی فیلم جدیدش رو بازی کند

00:04:08.240 --> 00:04:12.640
نمیتونم چشمانش رو ببینم
چه رنگی‌اند؟

00:04:12.680 --> 00:04:14.920
اینجا رو نگاه کن

00:04:14.960 --> 00:04:16.600
سبز

00:04:16.640 --> 00:04:20.120
دوست داشتنیه، یه چهره‌ی زیبا

00:04:21.360 --> 00:04:23.720
بهش بگو چندتا عکس بگیره

00:04:24.360 --> 00:04:30.360
چندین ساله او به مجارستان، لهستان، فنلاند
و روسیه برای جستجو رفت

00:04:36.160 --> 00:04:39.680
در آپارتمان بزرگی کنار گرند هتل استاکهلم

00:04:39.720 --> 00:04:43.200
گروهی از پسران با حسی سرشار
از انتظار جمع شده بودند

00:04:43.240 --> 00:04:46.920
- او یه بازیگر خردساله
- یه بازیگر خردساله؟

00:04:50.400 --> 00:04:53.680
کسی رو دیدی که فکر کنی ممکنه جواب باشه؟

00:04:53.720 --> 00:05:00.000
نه هنوز، بعضیاشون خیلی دوست‌داشتنی‌اند
اما هنوز کسی رو ندیدم که تک خال باشه

00:05:00.040 --> 00:05:02.920
در قراره باز بشه

00:05:02.960 --> 00:05:07.360
پسری پشت در ایستاده و هنوز نمیدونه

00:05:07.400 --> 00:05:11.560
تمام زندگیش قراره عوض بشه

00:05:11.600 --> 00:05:17.480
اینکه چهره‌اش قراره در تمام دنیا
بدل به یه سمبل بشه

00:05:42.280 --> 00:05:45.880
چند سالشه؟ بزرگ‌تره؟

00:05:45.920 --> 00:05:52.240
- آره یکم، 15 سالشه
- بزرگه، 15؟ خیلی زیباست، گردنت رو بچرخون

00:05:52.280 --> 00:05:53.920
به نیمرخ

00:05:54.920 --> 00:05:59.760
- در این نما خیلی زیباست
- عکسی آوردی؟

00:05:59.800 --> 00:06:01.520
نه

00:06:01.560 --> 00:06:04.480
میتونی تو اتاق یه دایره بزنی؟

00:06:07.120 --> 00:06:10.400
خیلی قدش بلنده

00:06:11.920 --> 00:06:15.880
- زیباست، ازش بخواه لباسش رو دربیاره
- میتونی بالا تنه لخت بشی؟

00:06:15.920 --> 00:06:18.120
- چی؟
- میتونی بالا تنه لخت بشی؟

00:06:18.160 --> 00:06:21.360
- تا نیمه برهنه بشی
- نیمه برهنه؟

00:06:21.400 --> 00:06:25.880
- به دوربین هم نگاه کن
- به دوربین نگاه کن و لبخندی بزن

00:06:25.920 --> 00:06:29.600
- بسیار زیبا
- یه کم قدم بزن

00:06:32.040 --> 00:06:36.880
بهش بگو وایسته
یه کلوزآپ خیلی بسته ازش بگیر

00:06:36.920 --> 00:06:38.760
به دوربین برگرد

00:06:38.800 --> 00:06:42.840
خیلی خیلی نزدیک یه شات
سه‌ربع - نی شات - ازش بگیر، فول فیس نباشه

00:06:46.680 --> 00:06:50.600
- به دوربین بخند
- به دوربین نگاه کن و لبخند بزن

00:06:51.800 --> 00:06:56.560
- لبخند دوست داشتنی داری
- ممنون، باید عکس بگیریم

00:06:56.600 --> 00:07:01.760
ماریو، بیا کلوزآپ هم بگیریم

00:07:01.800 --> 00:07:06.600
نیمرخ راست و چپ، چهره‌اش
و کامل، با بالاتنه لخت

00:07:08.800 --> 00:07:11.840
چهره‌ی زیبایی داره

00:08:04.400 --> 00:08:09.120
به انجمن مستاجرین خوش اومدید
بهتون سه گزینه میدن

00:08:09.160 --> 00:08:11.920
اونی که بیش از همه به
کارتون میاد رو انتخاب کنید

00:08:11.960 --> 00:08:16.240
نیاز به مشاوره حقوقی دارم

00:08:16.280 --> 00:08:19.800
چیکار کنم؟
هیچی در این مورد نمیدونم

00:08:19.840 --> 00:08:24.120
هرچی اتفاق افتاد رو توضیح بده
و اینکه به چه کمکی نیاز داری

00:08:24.160 --> 00:08:27.320
بعد میبینم چه کمکی میتونیم بکنیم

00:08:27.360 --> 00:08:31.720
میشه گفت که در تهدید اخراج و خالی کردن هستم

00:08:33.160 --> 00:08:36.880
- با فسخ قرارداد
- درسته

00:08:39.800 --> 00:08:42.120
توی نامه‌ی صاحب‌خونه، یورن

00:08:42.160 --> 00:08:46.840
میگه که برای دیگر مستاجرین خطرناکی، از موقعی
که گاز اجاق رو باز گذاشته بودی

00:08:46.880 --> 00:08:50.600
- چرنده
- ...آره، اما اینجا رو ببین

00:08:50.640 --> 00:08:56.120
- من سر به هوا نیستم، همیشه چک میکنم
- اما اما این بخشی از کلیت مسئله‌ست

00:08:56.160 --> 00:08:59.360
بخاطر اینکه یه اجاق آشپزخانه‌ی کثیف

00:08:59.400 --> 00:09:04.280
- و آغشته به روغن میتونه به راحتی آتش به پا کنه
- متوجه‌ام

00:09:04.520 --> 00:09:08.520
برای همین خطرناکی، باید تمیز نگهش داری

00:09:09.280 --> 00:09:13.240
حالا مسئله توضیح چرایی این هست
که چرا روی تخت دراز کشیده بودی

00:09:13.280 --> 00:09:15.840
اونم وقتی گاز روشن بوده
چون این رو میدونه

00:09:15.880 --> 00:09:21.240
و چرا روشنه وقتی که تو خونه نیستی

00:09:21.280 --> 00:09:25.040
لحاف‌ات...من بلندش کردم

00:09:25.080 --> 00:09:29.520
و وقتی نگهش داشتم، متلاشی شد

00:09:29.560 --> 00:09:34.840
با کلی تکه‌های لاستیکی تکه تکه شد و افتاد

00:09:34.880 --> 00:09:39.080
تکه‌های کپک زده و چندش، نمیدونم چی بودن

00:09:39.880 --> 00:09:43.520
صبر کن اینجا یه بالشت دیگه دارم، ببین

00:09:43.560 --> 00:09:45.680
زیر اینجا، ببین

00:09:46.800 --> 00:09:52.640
حشرات ازش تغذیه کردن
خیلی منقلب‌کننده و وحشتناکه

00:09:52.680 --> 00:09:55.880
و زیرش لایه‌ای به این حجم

00:09:57.080 --> 00:09:59.880
که نمیدونم چیه، کثافت خالص

00:10:00.920 --> 00:10:03.280
شبیه گهه

00:10:04.920 --> 00:10:08.200
از سوسک فرش تا حشره‌های نفرت‌انگیز

00:10:10.200 --> 00:10:11.800
خیلی چندشه

00:10:17.560 --> 00:10:21.640
- خونه‌ی من یه محیط خطرناکه
- درسته

00:10:21.680 --> 00:10:23.680
درسته

00:10:55.440 --> 00:10:59.040
چه منظوری از عنوان «گردباد» داشتم؟

00:11:14.400 --> 00:11:19.400
از مدرسه‌ی شبانه‌روزی مخوفی
در دانمارک فرار کرده بودم

00:11:19.440 --> 00:11:23.640
و به استاکهلم رفتم، پیش مادربزرگ
و پدربزرگ مادریم رفتم

00:11:26.160 --> 00:11:29.520
من در واقع هیچ والدینی ندارم

00:11:29.560 --> 00:11:33.680
این مادربزرگ بود که من رو در این چیزها دید

00:11:34.680 --> 00:11:38.400
اون اسمم رو برای همه نوع کاری نوشت

00:11:38.440 --> 00:11:41.560
نمیدونم فکر کنم من هم صرفا
با همه چیز اوکی بودم

00:11:45.400 --> 00:11:49.520
اون میخواست که نوه‌اش یه سلبریتی بشه

00:11:52.680 --> 00:11:56.560
و من تنها چیزی که ازش مطمئن بودم این
بود که میخواستم موسیقی بزنم

00:12:02.160 --> 00:12:07.640
من هیچ ایده‌ای از اینکه همه‌ی این
مسائل چقدر بزرگ خواهند بود نداشتم

00:12:09.920 --> 00:12:13.760
مشخصا خارج رفتن عالی بود

00:12:13.800 --> 00:12:15.960
رفتن به کشوری که تا حالا نبودم

00:12:16.000 --> 00:12:20.000
اینکه یه سری کارای خفن و اضافه
بر مدرسه در دوران تعطیلی بکنی

00:12:20.640 --> 00:12:23.160
...اکو یه کم بیشتر

00:12:23.200 --> 00:12:24.880
سکوت لطفا

00:12:33.760 --> 00:12:37.000
تازیو
- اون مجسمه‌ی زیبای یه پسر

00:12:37.040 --> 00:12:40.680
توسط یورن اندرسن بازی شده
یه پسر سوئدی 15 ساله

00:12:41.760 --> 00:12:45.760
وقتی داشتی جستجو میکردی
میدونستی دقیقا دنبال چی هستی؟

00:12:45.800 --> 00:12:48.600
آره دقیقا اون، درست مثل اون

00:12:48.640 --> 00:12:53.520
- طوری که انگار یه عکس داشته باشی؟
- آره، اون ششمین پسری بود که من امتحان کردم

00:12:53.560 --> 00:12:55.880
سریعا فهمیدم

00:12:55.920 --> 00:13:01.880
اون بلونده، با چشمای بی‌نقص خاکستری
میتونی چشمای خاکستریش رو ببینی؟

00:13:01.920 --> 00:13:06.440
اونطور که آقای توماس مان نوشته «چشمانی
به رنگ آب» درست مانند رنگ این چشم‌ها

00:13:08.160 --> 00:13:12.760
اون باید همچون یه مجسمه سرد بشه
نقش رو فهمیده، اون بی‌نقصه

00:13:12.800 --> 00:13:18.160
خطری برای منحرف شدن به سکشوالیته نیست
اون اشتباه جدی‌ای میشد

00:13:19.400 --> 00:13:25.280
وقتی که این پسر بلوند اومد
من کنار ویسکونتی وایستاده بودم

00:13:26.160 --> 00:13:28.360
من قرار بود ببینم

00:13:28.400 --> 00:13:33.920
که تمام بدنه‌ی کار ویسکونتی جان گرفته بود

00:13:37.040 --> 00:13:42.920
پسر به طرز بی‌نظیری زیبا بود
با یه چهره‌ی به واقع فوتوژنیک

00:13:44.040 --> 00:13:47.400
یه کشف واقعی بود

00:13:47.440 --> 00:13:51.880
پسری با یه کاریزمای خیلی خاص بود

00:13:53.400 --> 00:13:55.280
به نظر شکننده میومد

00:13:57.040 --> 00:14:00.160
و این در یه فیلم بسیار زیباست

00:14:05.160 --> 00:14:09.040
باید وقتی با چنین بچه‌هایی سروکار
داری بسیار مراقب باشی

00:14:11.680 --> 00:14:18.040
مرگ در ونیز در هتلی ساحلی در
جزیره‌ای خارج از ونیز می‌گذرد

00:14:18.080 --> 00:14:20.400
گرند هتل بینس

00:14:20.440 --> 00:14:25.880
داستان که توسط توماس مان نوشته شده، چندین سال
بود که توجه ویسکونتی رو به خودش جلب کرده بود

00:14:26.280 --> 00:14:31.160
با هتل قدیمی،او صحنه‌ای
از قرن دیگر رو خلق میکنه

00:14:32.000 --> 00:14:37.800
برای ویسکونتی این فیلم
روایتی عمیقا شخصی است

00:14:44.600 --> 00:14:53.200
نه فقط مرگ، بلکه این نوع مرگ که «مرگ روشنفکرانه» هست
اون ستاره‌‌ی روشنفکر است که به درون  زیبایی سقوط میکنه

00:14:54.200 --> 00:15:08.520
به زیبایی مطلق در دنیا که وقتی در یک پسر جوان در هتل پیدا میکنه
و میدونه که وقتی خیره به زیبایی بشی، خیره به مرگ شدی

00:15:18.880 --> 00:15:22.000
مادربزرگ باهام به ونیز آمد

00:15:22.040 --> 00:15:26.280
با خودش یه دوربین سوپر هشت آورد
و البته که از همه چیز فیلم گرفت

00:15:27.280 --> 00:15:30.800
ویسکونتی به مادربزرگ یه نقش کوچک
داد، نقشی که خیلی راضیش کرد

00:15:33.680 --> 00:15:36.920
من یه معلم خصوصی هم داشتم، میریام

00:15:38.920 --> 00:15:41.920
قرار بود که بهم در کارای مدرسه کمک کنه

00:15:45.200 --> 00:15:47.400
مثل یه برادر کوچکتر بودی

00:15:47.440 --> 00:15:52.520
کسی که قرار بود من ازش در برابر این جهان
جدید محافظت کنم، جهانی که برای من هم جدید بود

00:15:52.560 --> 00:15:55.960
این کار من بود همینطور که در قراردادم بود

00:15:56.000 --> 00:15:58.880
برام خیلی سخت بود که برم

00:16:06.880 --> 00:16:10.960
یکی اشاره کرده بود که ویسکونتی
دستوری داده بوده

00:16:11.000 --> 00:16:15.280
به یاد بیارید که تمام گروه ساخت
فیلم همجنسگرا بودن

00:16:15.520 --> 00:16:20.880
دستوری که میگفت هیچکس حق نداره
زیاد به تازیوی کوچک نگاه کنه

00:16:22.400 --> 00:16:29.080
بدون اینکه ازش آگاه باشم، به نحوی
توسط خود ویسکونتی مراقبت میشدم

00:16:35.680 --> 00:16:38.360
این یه داستان عاشقانه‌ست، از
آن عشق‌های خالص

00:16:38.400 --> 00:16:41.160
نه سکشوال هست نه اروتیک

00:16:41.200 --> 00:16:44.800
شکل والاتری از عشق است

00:16:45.440 --> 00:16:49.880
- بذارید بگیم که کمال درون عشق است
- ...تصور میکنم که پیدا کردن تهیه‌کننده

00:16:49.920 --> 00:16:54.640
برای ساخت داستان عشق بین یه
آهنگساز سال‌خورده و یه پسر در بلوغ

00:16:54.680 --> 00:16:58.240
- میتونه مشکلات مشخصی رو ایجاد بکنه
- ایجاد کرد

00:16:58.280 --> 00:17:03.760
یه تهیه کننده مثلا میخواست که
به جای تازیو یه دختر رو انتحاب کنه

00:17:03.800 --> 00:17:05.960
گفتم نه

00:17:06.000 --> 00:17:10.440
من یه دختر نمیارم، این با پیام
کارگردان هماهنگ نیست، درسته؟

00:17:12.040 --> 00:17:19.960
تو قرار بود برای تصویرسازی داستانی استفاده
بشی که هیچ جوره داستان تو نیست

00:17:20.000 --> 00:17:25.600
...آدما یه کمی از ویسکونتی ترسیده بودند، اون خیلی

00:17:26.120 --> 00:17:29.240
اون شخصیت قدرتمندی داشت

00:17:29.280 --> 00:17:35.200
با نگاهی جدی و با تون صدایی
ترشرو وقتی صحبت میکرد

00:17:35.240 --> 00:17:37.440
و اینکه سنگدل بود

00:17:43.840 --> 00:17:49.600
کارگردانی ویسکونتی تا جایی که
به من اصلا فرمولی میداد

00:17:49.640 --> 00:17:56.960
میشد در چهار کارگردانی خلاصه کرد
برو، وایستا، برگرد و لبخند بزن

00:18:10.240 --> 00:18:14.680
توماس مان تازیو رو با موهای
عسلی توصیف میکنه

00:18:14.720 --> 00:18:17.600
مانند خدایی در اساطیر یونانی

00:18:20.640 --> 00:18:27.280
و پسر آنچنان انسان نیست، بیشتر
فرشته‌ی مرگ است

00:18:42.480 --> 00:18:48.760
یک مارس 1971، مرگ در ونیز پخش
جهانی خودش رو در لندن داشت

00:18:48.800 --> 00:18:52.760
در حضور ملکه و پرنسس ان

00:18:55.040 --> 00:18:58.480
اینجا بود که ویسکونتی برای اولین‌بار

00:18:58.520 --> 00:19:03.640
اعلام میکنه که یورن زیباترین پسر دنیاست

00:19:04.280 --> 00:19:07.000
این توصیف هنوز با یورن مانده

00:19:07.040 --> 00:19:09.760
تا آخر عمرش

00:19:11.240 --> 00:19:14.160
او زیباترین پسر دنیاست

00:19:14.200 --> 00:19:19.240
اما دو ماه بعد مرگ در ونیز در
جشنواره کن نمایش داده شد

00:19:19.280 --> 00:19:22.040
و همه چیز شروع شد

00:19:25.640 --> 00:19:29.960
کن 1971
مراسمی که 25 ساله شده بود

00:19:30.000 --> 00:19:34.800
کراوات مشکی، لبخندهای مناسب
خوش‌آمدگویی عکاسان به ستارگان

00:19:34.840 --> 00:19:39.600
داوران 25مین دوره
جشنواره، همراه با ویسکونتی

00:19:39.640 --> 00:19:43.000
جمعیتی عظیم در تالار فستیوال است

00:19:43.040 --> 00:19:46.080
امشب شب افتتاحیه فیلم است

00:19:51.760 --> 00:19:56.440
میشه گفت یه طوفان واقعی

00:19:56.480 --> 00:20:00.520
ریتم جشنواره کن رو بالا برد

00:20:00.560 --> 00:20:03.080
این موقع بود که سیرک واقعی شروع شد

00:20:07.440 --> 00:20:11.680
ویسکونتی مثل همیشه یکی از محبوب‌هاست

00:20:11.720 --> 00:20:14.200
.و این بار با مرگ در ونیزش

00:20:17.960 --> 00:20:22.160
سمت چشمام یه لامپ هست، نمیتونم
ببینم، حالا بهتره مرسی

00:20:22.200 --> 00:20:25.000
نور بک لایت بهتره...سوال؟

00:20:25.040 --> 00:20:30.320
- میتونم ازتون سوالی بپرسم آقای ویسکونتی؟
- حتما

00:20:30.360 --> 00:20:34.480
سخته که کسی به درک بوگارد
فوق‌العاده اشاره نکنه

00:20:34.520 --> 00:20:39.440
- اما یورن اندرسن برای ما ناشناخته بود
- ...براتون داستان یورن اندرسن رو میگم

00:20:39.480 --> 00:20:43.720
با جازه‌ی خودش البته. اون خیلی فرانسوی‌اش
:خوب نیست، اما تمام این رو میدونه

00:20:43.760 --> 00:20:45.960
من استاکهلم رفتم

00:20:46.000 --> 00:20:50.680
و همان روز اولی که از پسرای
سوئدی تست تصویر میگرفتم

00:20:50.720 --> 00:20:56.760
پنجمین پسری که وارد شد
آقای یورن اندرسن بود

00:20:56.800 --> 00:21:01.000
من کاملا مطمئن بودم که برای نقش مناسبه
هیچ شکی نداشتم

00:21:01.040 --> 00:21:06.760
من از هر اینچش عکس گرفتم، از
بالا تا شصت پا...یادت میاد

00:21:07.120 --> 00:21:08.920
تازیو رو یافته بودیم

00:21:08.960 --> 00:21:12.880
اون موقع حتی زیباتر هم
بود، الان سنش بالاتر رفته

00:21:13.560 --> 00:21:18.200
الان خیلی قدش بلند شده، موهاش خیلی بلند شده
اون موقع پسر زیباتری بود

00:21:18.240 --> 00:21:21.960
نکه بهش آگاه باشه اما داره تغییر میکنه
ممکنه مرد خوشتیپی بشه

00:21:22.000 --> 00:21:24.720
...اما برای لحظه‌ای، خب

00:21:25.280 --> 00:21:27.760
در سن ناجوریه

00:21:27.800 --> 00:21:30.200
الان 15 سالشه

00:21:30.240 --> 00:21:33.480
.نه، 16، الان خیلی بزرگ شده

00:21:34.280 --> 00:21:36.040
!ادامه بده

00:21:40.880 --> 00:21:43.880
من خیلی ترسیده بودم

00:21:45.360 --> 00:21:53.480
احساس میکنم تقریبا همیشه
دسته‌ای خفاش دورم هستن

00:21:57.200 --> 00:21:59.960
یه کابوس واقعی بود

00:22:04.360 --> 00:22:08.640
ناگهان احساس کردم آدما دارن بهم نگاه میکنن

00:22:11.040 --> 00:22:13.400
و متوجه حضورم میشن

00:22:13.440 --> 00:22:15.840
و حتی جلوم تظاهر میکنن

00:22:17.960 --> 00:22:22.560
این چه مزخرفیه؟ چطوره که یهو
همه ازم خوششون میاد؟

00:22:23.040 --> 00:22:28.520
این بیس خوبی برای اعتماد به‌نفس قوی نیست

00:22:28.560 --> 00:22:34.000
از اون جایی که میدونی نمیتونی به کسی
که بهت علاقه زیادی داری اعتماد کنی

00:22:34.040 --> 00:22:39.840
مضاف براینکه ویسکونتی اعلام کرده بود

00:22:39.880 --> 00:22:44.880
من زیباترین پسر دنیا هستم

00:22:54.840 --> 00:22:58.960
من تصمیم گرفته بودم آرایش خیلی خوبی
داشته باشم اما حالا همه چیز به نظر چرند میاد

00:23:00.040 --> 00:23:05.000
لعنت، خیلی خب، هیچکس متوجه نخواهد شد

00:23:05.040 --> 00:23:07.240
اوناها

00:23:07.280 --> 00:23:09.760
درسته، خیلی خب

00:23:09.800 --> 00:23:13.440
- خوب به نظر میام؟
- عالی

00:23:13.480 --> 00:23:16.760
باید جورابای مشکی میپوشیدی
نمیتونی اونا رو بپوشی

00:23:16.800 --> 00:23:19.040
میتونم پوتین‌هام رو پام کنم

00:23:19.080 --> 00:23:22.800
- نه نمیتونی اینجوری بپوشی
- نه خیلی خب

00:23:24.440 --> 00:23:26.560
- یورن
- خیلی خب بازش میکنم

00:23:29.560 --> 00:23:30.960
- سلام
- سلام

00:23:31.000 --> 00:23:33.080
- خوب به نظر میای
- آره؟

00:23:33.120 --> 00:23:36.440
- سلام
- سلام من جسیکام

00:23:36.480 --> 00:23:38.320
- منم اوا هستم
- سلام اوا

00:23:38.360 --> 00:23:41.520
در آخرین ملاقاتم این شکلی نبود
اجاق گاز روشن بود

00:23:41.560 --> 00:23:44.680
- آره متوجه‌ام
- و کاملا...میدونی

00:23:44.720 --> 00:23:46.760
بله

00:23:46.800 --> 00:23:53.720
من همیشه عادت داشتم که اجاق گاز روشن باشه

00:23:54.560 --> 00:23:56.680
در ماه‌های فصل زمستان

00:23:56.720 --> 00:24:00.040
- وقتی در آشپزخونه میشینی
- البته

00:24:00.080 --> 00:24:05.560
اما غیر از اون هم آره
وقتی بیرون خیلی سرده

00:24:05.600 --> 00:24:08.440
اما این خیلی عادی نیست

00:24:08.480 --> 00:24:11.800
میبینی که اینجا به طور منطقی گرمایش داره

00:24:11.840 --> 00:24:14.800
- شیر میخوای اوا؟
- نه ممنون

00:24:14.840 --> 00:24:16.600
- شکر؟
- نه همینجوری

00:24:16.640 --> 00:24:19.200
- خوبه؟
- بله ممنون

00:24:20.000 --> 00:24:23.240
- راستی شما کی هستی؟
- من جسیکا دوست‌دختر یورن هستم

00:24:23.280 --> 00:24:27.560
آها خیلی خب، پس شما بودی
که دیروز باهام تماس گرفتی

00:24:29.840 --> 00:24:33.240
...خب مهمتر از همه...دوشنبه‌ی پیش

00:24:35.280 --> 00:24:39.000
نمیدونم دقیقا چطور توضیح بدم که چی شد

00:24:39.040 --> 00:24:42.800
نمیتونی توضیح بدی طوری که
هیچوقت اتفاق نیفتاده، همین

00:24:42.840 --> 00:24:49.320
دقیقا همینه، من در قدرت قضاوت مشکلی ندارم

00:24:49.360 --> 00:24:54.240
البته، گاز رو موقعی که از آپارتمان خارج
بشم یا برم بخوابم خاموش میکنم

00:24:54.280 --> 00:24:58.600
...یا این حال وضعیت آپارتمان
مرز مشخصی وجود داره

00:24:58.640 --> 00:25:04.240
داشتن آپارتمان مدلی که میخواید
و تعهدات‌تون به عنوان یه مستاجر

00:25:04.280 --> 00:25:06.800
این ممکته آروم‌تون کنه
:به عنوان یه صاحب خونه

00:25:06.840 --> 00:25:11.160
هیچ حیوونی نیست که در این
آپارتمان باشه، این چطوره یورن

00:25:11.200 --> 00:25:15.440
هیچ حشره و جونوری

00:25:15.480 --> 00:25:19.240
- ...عالی، توجه کن
- خوشحال میشم که بهش توجه کنم

00:25:19.280 --> 00:25:23.920
- من تا حد مرگ بهشون دود دادم
- اما الان در بالکن سیگار میکشیم

00:25:23.960 --> 00:25:27.200
یورن واقعا یه شخص منظم هستش

00:25:27.240 --> 00:25:30.600
شخص مطمئنی هست، همه چیز خوب پیش میره

00:25:30.640 --> 00:25:33.960
اون هیچ همسایه‌ای رو این سال‌ها اذیت نکرده

00:25:34.000 --> 00:25:38.560
تو از این لحاظ رفتار مناسبی داری

00:25:38.600 --> 00:25:41.080
خوب پیش میره

00:25:41.120 --> 00:25:44.200
باید این در رو هم تمیز کنیم

00:25:52.840 --> 00:25:55.240
باورت میشه

00:25:55.280 --> 00:25:59.560
اوه یورن، خدای من، راحت شدیم

00:26:03.520 --> 00:26:06.480
- آره، مست کنیم
- آره مست

00:26:06.520 --> 00:26:08.480
مستی لعنتی

00:26:10.000 --> 00:26:15.000
- با ده روز شست‌وشو تونستیم موفق بشیم
- یه سیگار میخوام

00:26:15.040 --> 00:26:17.120
آره

00:26:18.120 --> 00:26:21.200
واقعا نیاز به یه تخت جدید داری

00:26:21.840 --> 00:26:27.000
هیچکس نباید اونطوری که تو مجبوری بخوابه

00:26:27.040 --> 00:26:29.240
- نه
- عزیزدلم

00:26:29.280 --> 00:26:32.920
وقتی احساس انسان نبودن بکنی همین میشه

00:26:32.960 --> 00:26:34.720
عزیزم

00:26:44.520 --> 00:26:47.440
حالا دوباره احساس انسان بودن میکنم

00:26:53.200 --> 00:26:56.800
- این اشک‌ها چه طعمی دارن؟
- نمیدونم

00:27:15.760 --> 00:27:18.440
شام شب نمایش

00:27:19.480 --> 00:27:22.760
تو برای هدفت تلاش کردی»، همونطور که بود»

00:27:23.960 --> 00:27:29.440
حالا فیلم‌مون رو داریم، پس میتونی کاری
که میخوای رو با این پسر بکنی

00:27:32.360 --> 00:27:35.080
مادربزرگ رفته بخوابه

00:27:35.120 --> 00:27:38.880
اون من رو بهشون سپرده بود تا حرف بزنم

00:27:43.280 --> 00:27:46.000
نمیدونم آخرش به کجا رسیدیم

00:27:46.040 --> 00:27:52.160
من تا حالا به نایت‌کلابی نرفتم
و قطعا گی کلابی نبودم

00:27:52.200 --> 00:27:54.440
بااین حال لوکینو اونجا بود

00:27:56.560 --> 00:27:59.520
...چیزی که یادم میاد اینه که

00:27:59.560 --> 00:28:03.560
لعنتی...دیوارهای قرمز مخملی، رنگ مشکی براق

00:28:05.840 --> 00:28:09.240
هیچوقت چنین چیزی رو تجربه نکرده بودم

00:28:09.280 --> 00:28:13.080
نگاه‌های حریصانه

00:28:13.120 --> 00:28:18.440
لب‌های خیس و زبون‌هایی که میچرخید

00:28:21.080 --> 00:28:25.040
این احساس رو داشتم که انگار دارن
تو ذهنشون برام ساک میزنن

00:28:27.760 --> 00:28:32.520
پس من مست کردم و هی خوردم و خوردم

00:28:32.560 --> 00:28:36.960
دست به دامن هرچیزی میشدم
تا حواسم رو پرت کنم

00:28:41.040 --> 00:28:43.640
یادم نمیاد چطور رسیدم خونه

00:28:55.240 --> 00:29:01.840
بازیش در نقش تازیو یه شبه معروفش
کرد، کل دنیا اون رو میخواست

00:29:05.280 --> 00:29:08.920
اما قرارداد ویسکونتی با یورن

00:29:08.960 --> 00:29:12.840
اون رو به «زیباترین پسر دنیا» محدود کرد

00:29:12.880 --> 00:29:18.600
برای سه سال، ویسکونتی «صاحب» چهره
و شهرت یورن بود

00:29:23.520 --> 00:29:28.520
من از روزنامه‌های مختلف، مقاله‌‌های
در مورد یورن رو قیچی کردم

00:29:28.760 --> 00:29:31.760
در بعضی عکس‌ها، به نظر خیلی ناخوش میاد

00:29:31.800 --> 00:29:35.200
آره من خیلی تنها بودم

00:29:35.240 --> 00:29:40.720
دسته‌هایی از ژورنالیست‌ها بودن
باید بعد از نمایش بوده باشه

00:29:40.760 --> 00:29:42.960
بیرون از در اتاقت

00:29:43.000 --> 00:29:47.040
کیسه‌هایی از نامه رسیده بود

00:29:47.080 --> 00:29:49.440
- از ژاپن
- بیشتر ژاپن

00:29:49.480 --> 00:29:52.840
نامه‌هایی از مردهایی هم
که بود جذبت شده بودن

00:29:53.640 --> 00:29:56.440
چیزی که از این روزها به یاد میارم

00:29:56.480 --> 00:30:02.360
تفاوت هیجان زیاد مادربزرگ در مورد کل کار

00:30:02.840 --> 00:30:06.760
- بله؟
- و کمبود هیجان در تو بود

00:30:06.800 --> 00:30:09.400
اون تبدیل شده بود به مادربزرگ یورن اندرسن

00:30:09.440 --> 00:30:11.640
بله کاملا درسته

00:30:15.120 --> 00:30:18.000
تو عادت داشتی که از خونه مادربزرگ فرار کنی

00:30:18.040 --> 00:30:21.240
جدل‌های زیادی در خانه بود

00:30:22.640 --> 00:30:26.800
طوری که انگار فیلم مرکزیت شده بود

00:30:26.840 --> 00:30:32.560
طوری که انگار وارد یه طوفانی شده بودی
که نمیتونستی از خودت دفاع کنی

00:30:32.600 --> 00:30:34.720
دقیقا

00:30:34.760 --> 00:30:40.160
بعد به ژاپن رفتی و من دقیق
نمیدونم اونجا چی شد

00:30:40.200 --> 00:30:45.080
و بعد از اون ما هیچوقت همدیگه رو ندیدیم

00:30:55.760 --> 00:31:02.280
بعد از دیدن فیلم ویسکونتی، مرگ در ونیز

00:31:02.520 --> 00:31:08.520
همه‌ی آدمای اطراف من هوادار یورن شدن

00:31:08.560 --> 00:31:14.520
«همه شروع کردن به گفتن از «یورن، یورن

00:31:15.880 --> 00:31:20.520
اون تقریبا برای 50 سال پیشه، نیم قرن پیش

00:31:20.560 --> 00:31:25.000
شاید برای اینکه غربی‌ها
هنوز اینجا غیرمعمول بودن

00:31:25.040 --> 00:31:28.240
اما مردم دیوونه شدن

00:31:31.560 --> 00:31:36.840
اون به عنوان اولین آیدل از غرب
به ژاپن وارد میشه

00:31:38.000 --> 00:31:42.720
همه چیز آماده شده
لباس‌های استایل مرگ در ونیز پوشیده شده

00:31:42.760 --> 00:31:46.040
تهیه‌کننده اصلی سونی از قبل
گروه ضبط رو آماده کرده بود

00:31:46.080 --> 00:31:50.320
برای آهنگ‌های پاپی که یورن بخونه و
یه گروه فیلمبرداری که وایستاده بودن

00:31:50.360 --> 00:31:54.800
منتظرن تا از چهره‌اش برای
یه تبلیغ استفاده کنند

00:31:58.200 --> 00:32:01.000
با خودم فکر میکردم ممکن نیست همچین چیزی

00:32:01.040 --> 00:32:05.280
مثل یه میان‌پرده‌ی سوررئال میمونه

00:32:05.520 --> 00:32:08.800
که تو رو از باقی دنیا جدا میکنه؟

00:32:12.040 --> 00:32:17.960
اونا با نورافکن‌ها و پوسترها روی سقف
«بودن و میگفتن «خوش‌اومدی یورن

00:32:18.000 --> 00:32:21.600
قیچی داشتن و
موهام رو آماده میکردن

00:32:23.840 --> 00:32:26.480
مثل یه رویای سورئال بود

00:32:51.800 --> 00:32:54.600
من کاملا مطمئنم که این آسانسور بود

00:32:54.640 --> 00:32:57.080
من دکمه‌های فشار رو یادم میاد

00:32:57.120 --> 00:33:01.920
در 1971، دکمه‌های لمسی خیلی
در استفاده معمول نبودن

00:33:01.960 --> 00:33:05.480
قطعا همین آسانسور بوده

00:33:08.280 --> 00:33:10.800
شماره اتاق 716 بود؟

00:33:27.480 --> 00:33:31.480
- صبح بخیر
- صبح بخیر

00:35:03.560 --> 00:35:10.760
قبل از فیلمبرداری هیچ اطلاعی
نداده بود که شروع شده

00:35:13.040 --> 00:35:17.600
انتخابی نداشت مگر کاری که باید رو میکرد

00:35:18.440 --> 00:35:22.600
احساس میکنم براش سخت بوده

00:35:22.640 --> 00:35:29.160
اما فضا بهمون اجازه نداد که
احساسش رو متوجه بشیم

00:36:04.720 --> 00:36:08.840
بهم دو یا سه قرص قرمز دادن

00:36:10.440 --> 00:36:13.160
که قرار بود حالم رو بهتر بکنه

00:36:19.920 --> 00:36:26.200
تو این شرایط رو دوست نداشتی
که در این موقعیت قرار بگیری

00:36:28.720 --> 00:36:35.880
در مرگ در ونیز، یورن
کانسپت «زیبایی جوانی» رو تجسم بخشید

00:36:38.120 --> 00:36:44.000
وجهی از همجنسگرایی در آن وجود دارد

00:36:55.080 --> 00:36:58.680
- بعدش کنسرت اومد
- چندتا انجام دادی؟

00:36:58.720 --> 00:37:01.880
نمیدونم، قرص‌های قرمز مصرف میکردم

00:37:04.120 --> 00:37:08.160
- شوکه‌ام
- اوه آره این مال 1971 هست

00:37:08.200 --> 00:37:11.120
برام مهم نیست، این سواستفاده از کودکانه

00:37:11.160 --> 00:37:13.960
«در گیجی‌ام فقط گفتم «باشه

00:37:14.000 --> 00:37:17.080
- چی بود؟ آمفتامین؟
- نه گیچ‌کننده بود

00:37:17.120 --> 00:37:19.240
- دیزپام؟
- ایده‌ای ندارم

00:37:20.080 --> 00:37:24.920
خب بگذریم، تو اون بالا روی استیجی
..و دارن بهت میگن

00:37:24.960 --> 00:37:28.800
صبر کن اول باید این رو هضم کنم، صبر کن

00:37:28.840 --> 00:37:31.840
- دارم خیلی سریع میگم؟
- ...نه خیلی ناراحت‌کننده‌ست، صبر کن

00:37:32.560 --> 00:37:37.000
- هی این مال 50 سال پیشه
- اما من رو ناراحت میکنه

00:37:40.880 --> 00:37:44.600
- لازم نیست احساس بدی داشته باشی
- اما دارم من رو ناراحت میکنه

00:37:44.640 --> 00:37:48.000
فکر میکنم خیلی وحشتناکه

00:37:56.560 --> 00:38:02.800
اولین‌باری که ملاقات کردیم من مبهوت شدم
نمیتونستم باور کنم چنین شخصی وجود داره

00:38:02.840 --> 00:38:07.400
چیزی مرموز در بیانش وجود داشت

00:38:07.440 --> 00:38:10.360
در خودش روشنی‌ای داشت

00:38:10.400 --> 00:38:14.880
بااین‌که فقط یه نوجوان بود، اما میتونستم
بعد تاریکی رو در او حس کنم

00:38:15.600 --> 00:38:20.520
بهش یه جذابیت سه بعدی داد
یادم میاد چطور برام جذاب شد

00:38:20.560 --> 00:38:24.520
اون آیدلی اورجینال بود
اون به کلی فرهنگ آیدل رو شروع کرد

00:38:27.440 --> 00:38:34.480
بااینکه توسط ویسکونتی تشخیص داده شده بود
بعد تاریکی نیز داشت

00:38:34.520 --> 00:38:37.920
برای یورن یه مزیت بود و در عین‌حال
یه باری که به دوش بکشه

00:38:38.520 --> 00:38:42.800
بازیگرانی این‌چنینی در ژاپن هستند
کسانی که کوروساوا تشخیص داد

00:38:42.840 --> 00:38:46.640
و به خاطرش، حرفه‌ی اون‌ها دچار رنجیدن شد

00:38:47.880 --> 00:38:54.720
ممکنه اغراق‌آمیز باشه
اما ممکنه بهش سرنوشت بگیم

00:38:56.440 --> 00:39:01.440
پس بهش گفتیم خیلی خوشحال میشیم
که یه آهنگ باهاش داشته باشیم

00:39:03.200 --> 00:39:10.360
من برای عشق متولد شدم

00:39:10.400 --> 00:39:15.200
تا آن روز
اینجام

00:39:15.240 --> 00:39:18.480
زبان ژاپنی ساده نیست

00:39:18.520 --> 00:39:23.520
بازم اون یه گوش عالی داشت و یاد
گرفت خیلی راحت ژاپنی بخونه

00:39:26.520 --> 00:39:31.200
چرا گل‌های جهان شکوفا
میشون، وقتی که باهمیم؟

00:39:31.680 --> 00:39:37.560
سونی میخواست که یکی از آهنگ‌ها رو
برای یه تبلیغ ژاپنی استفاده کنه

00:39:40.080 --> 00:39:45.080
...برای تو که گریستی

00:39:50.400 --> 00:39:52.920
ضربان قلب

00:39:52.960 --> 00:39:55.880
عشق بیدار میشود

00:39:56.840 --> 00:40:00.240
شکلات مجی، برتری

00:40:06.840 --> 00:40:11.840
شوری در قلبم

00:40:13.080 --> 00:40:19.440
به من احساس این عشق رو داد

00:40:19.480 --> 00:40:25.000
بااین حال خالص بود

00:40:26.000 --> 00:40:31.000
برای تویی که اشک‌های شیرین‌ات رو گریستی

00:40:53.200 --> 00:40:55.400
جسیکا

00:41:02.000 --> 00:41:03.680
- جسیکا؟
- بله؟

00:41:04.680 --> 00:41:06.520
ساعت چنده؟

00:41:07.320 --> 00:41:11.200
- باید بیدار بشی
- جس

00:41:12.560 --> 00:41:14.520
جسیکا

00:41:16.880 --> 00:41:18.680
جسیکا

00:41:18.720 --> 00:41:23.880
- یازده بود یا دوازده؟
- یازده

00:41:25.480 --> 00:41:27.640
یازده و ربع

00:41:44.480 --> 00:41:49.520
وقتی بحث به شایجو مانگا
میرسه، کامیک‌های برای دختران

00:41:49.560 --> 00:41:53.960
یه چهره‌ی زیبا مهمترین چیزه

00:41:54.000 --> 00:41:58.160
وقتی فیلم پخش شد

00:41:58.400 --> 00:42:04.080
برام عجیب بود که بدونم چنین شخصی وجود داره

00:42:04.120 --> 00:42:09.960
نمیتونستم باور کنم که کسی
میتونه اینجور زیبا باشه

00:42:10.200 --> 00:42:15.080
یه انسان متولد میشه، بزرگ میشه و
لحظه‌ای که در زندگیش هست

00:42:15.120 --> 00:42:17.920
وقتی که زیبایی‌اش در شکوفایی کامله

00:42:17.960 --> 00:42:22.880
فیلم تونست این زیبایی رو جذب کنه

00:42:22.920 --> 00:42:27.640
در لحظه‌ی دقیقی که در زیباترین حالت‌اش بود

00:42:34.640 --> 00:42:37.560
بعدازظهر بخیر، از دیدنتون خوش‌وقتم

00:42:40.720 --> 00:42:46.160
چهره‌ی یورن قرار بود نسلی از
کارتون‌های مانگا رو الهام ببخشه

00:42:46.200 --> 00:42:51.040
در 1971، ریوکو ایکدا، یه فمنیست رادیکال و جوان بود

00:42:51.080 --> 00:42:55.320
اون تبدیل به یکی از بزرگ‌ترین هنرمندای مانگا شد

00:42:58.320 --> 00:43:02.480
فکر میکنم تمام هنرمندای مانگا در
سطح عمیقی تحت‌تاثیرش قرار گرفتن

00:43:02.520 --> 00:43:07.080
هرکدوم از ما، به روش متفاوتی

00:43:07.760 --> 00:43:12.160
لیدی اسکار در مانگای من
"The Rose of Versailles"

00:43:12.400 --> 00:43:16.520
دختری‌ست که لباس‌های پسرونه میپوشه

00:43:16.560 --> 00:43:23.520
شخصیت کاملا براساس یورن هست، اون مدل بود

00:43:23.560 --> 00:43:30.200
من 40-45 ساله که نقاشی میکشم

00:43:30.240 --> 00:43:34.080
اینکارو بکن آندره
نمیخوام اتفاقی برات بیفته

00:43:35.360 --> 00:43:37.840
من دارم میرم اسکار

00:43:38.400 --> 00:43:43.720
اگر عاشق بودن یعنی رنجیدن
بذار رنج بکشم

00:43:43.760 --> 00:43:49.360
تا روزی که بفهمی

00:43:49.400 --> 00:43:54.040
و درک کنی چه احساسی دارم

00:43:55.320 --> 00:44:00.120
تو نوری و من سایه

00:44:00.160 --> 00:44:06.480
نوعی غم در چهره‌اش هست

00:44:06.520 --> 00:44:11.480
تمام چیزی که دیدیم، ظاهر یورن اندرسن بود

00:44:11.520 --> 00:44:16.960
پس من همیشه برام سواله اگر برداشت ما از او

00:44:17.000 --> 00:44:22.000
در واقع اذیتش کرده باشه

00:44:22.040 --> 00:44:27.840
اما الان احساس میکنم که
ما همچنین درونش رو دیدیم

00:47:44.640 --> 00:47:48.280
من هیچوقت خودم رو به عنوان یه بازیگر ندیدم

00:47:48.320 --> 00:47:52.160
مسائل صرفا تغییر کرده بودن

00:48:00.720 --> 00:48:04.600
من به مدرسه دراماتیک رفتم
وقتی که از اونجا رفتم، کلی کستینگ داشتم

00:48:04.640 --> 00:48:07.560
نقش خوب‌ سینمایی، کار تلویزیونی، کار تئاتر

00:48:09.360 --> 00:48:16.560
بر اساس حرفه‌ام همه چیز خوب
پیش رفت اما به من کمکی نکرد

00:48:17.480 --> 00:48:20.200
کمکی به احساسات تاریک درونم نکرد

00:49:14.600 --> 00:49:18.040
فکر نمیکنم کسی این رو تا حالا دیده باشه

00:49:30.360 --> 00:49:33.080
آخرین باری که دیدمش رو یادم میاد

00:49:37.760 --> 00:49:40.760
حتما با واگن شماره 10 رفته بود

00:49:43.320 --> 00:49:47.200
یه روز تو راه مدرسه بودیم و اونجا
وایستاد، دست تکون میداد

00:49:47.440 --> 00:49:50.960
ما دست تکون دادیم و اون دست تکون داد

00:49:51.000 --> 00:49:54.560
و ما جواب دادیم
حتی در اون لحظه فکر کردم

00:49:54.600 --> 00:49:57.920
این آخرین‌باری خواهد بود که میبینمش

00:50:02.560 --> 00:50:05.680
مردم براشون سوال بود که باربرو کجا رفته بود

00:50:05.720 --> 00:50:09.200
یکی گفت که راهبه شده

00:50:09.240 --> 00:50:14.760
یا اینکه رفته یه کشور دیگه، همچین چیزایی

00:50:17.720 --> 00:50:21.040
هرچیزی به جز حقیقت

00:50:29.920 --> 00:50:33.720
اینجا مادر ناپدید شده، هنوز پیدا نشده

00:50:35.240 --> 00:50:42.840
معلم‌مون، لیزبث اکسلسون بود، در مدرسه
:موسیقی آدولف فردریک که نوشت

00:50:44.120 --> 00:50:50.040
یورن اندرسن خیلی در تمرکز
مشکل داره و بسیار حرافه

00:50:50.080 --> 00:50:54.440
در ابعادی، در مورد آنیکه هم صدق میکنه،
ممنون برای کمک

00:50:55.720 --> 00:50:57.920
فکر میکنم برای این بود که

00:50:59.080 --> 00:51:04.320
ما مشخصا عمیقا متاثر بودیم

00:51:05.520 --> 00:51:10.560
از ناپدید شدن مادر
و نمیدونستیم چی شده

00:51:18.480 --> 00:51:23.000
هر دومون در 1955 متولد شدیم

00:51:23.040 --> 00:51:26.520
تو در ژانویه و من در دسامبر

00:51:26.560 --> 00:51:29.960
مادرمون یکی بود اما از پدرای متفاوت

00:51:30.000 --> 00:51:33.720
در دانمارک بهش «دوقلوهای نصف شده» میگن

00:51:33.760 --> 00:51:39.040
دوران کودکی من و تو بهم نزدیک‌تر بودیم

00:51:39.080 --> 00:51:43.400
نزدیک‌تر از هر دوست به من و همینطور برای تو

00:51:43.440 --> 00:51:45.920
ما خیلی نزدیک بودیم

00:51:45.960 --> 00:51:50.000
یادم نمیاد بدون تو بوده باشم
همیشه فقط من و تو بودیم

00:52:05.680 --> 00:52:10.040
یادمه یه بار زنگ خونه
مامان‌بزرگ و بابابزرگ زده شد

00:52:10.080 --> 00:52:15.320
رفتم بیرون، فکر میکنم تو هم اونجا بودی
دو پلیس وایستاده بودن

00:52:15.360 --> 00:52:17.600
...و بهمون گفتن

00:52:18.600 --> 00:52:21.520
مامان رو مرده در جنگل پیدا کردن

00:52:29.040 --> 00:52:34.600
و از اون موقع، از اون روز و ساعت

00:52:34.640 --> 00:52:40.040
هیچکس دیگه به مادر اشاره نکرد
هیچ کلمه‌ای در موردش گفته نشد

00:52:40.960 --> 00:52:46.920
هیچکس با من حرف نزد و تا جایی که یادم
میاد کسی در مورد مامان با ما حرف نزد

00:52:46.960 --> 00:52:51.480
در مورد اینکه مرده، اینکه اصلا زمانی
زنده بوده یا ما چه احساسی داریم

00:52:51.520 --> 00:52:54.960
هیچوقت هیچ حرفی زده نشد

00:53:07.920 --> 00:53:10.320
اون یه جستجوگر بود

00:53:12.240 --> 00:53:15.560
یه کولی
«اونطور که میگن، «یه روح هنری

00:53:16.200 --> 00:53:22.640
یه عکاس بود، شعر نوشت، نقاشی
کرد، یه روزنامه‌نگار بود

00:53:22.680 --> 00:53:25.880
یه گالری هنر داشت

00:53:25.920 --> 00:53:30.240
و مضاف بر همه این‌ها، برای
دیور» هم مدلینگ کرد»

00:53:32.720 --> 00:53:38.480
اون من و خواهرم رو برای
یه سفر یه ساله به اروپا برد

00:53:38.520 --> 00:53:41.640
قبل از اینکه اصلا بریم مدرسه

00:53:41.680 --> 00:53:45.560
و دوست زن‌اش وارد شد، سیلوا

00:53:51.400 --> 00:53:57.280
بزرگ‌ترین راز مادر این بود که پدر یورن کیه

00:53:57.320 --> 00:54:00.720
چیزی بود که به عنوان راز نگه داشت

00:54:05.080 --> 00:54:09.880
...مادر هیچوقت اشاره‌ای کرد

00:54:09.920 --> 00:54:14.640
چه کسی میتونه پدر من باشه؟
چون من هنوز نمیدونم

00:54:14.680 --> 00:54:18.640
- هنوز نمیدونی؟ اوه عزیزم
- اوه عزیزم؟

00:54:18.680 --> 00:54:21.680
- فراموشش کن
- ...متوجهم

00:54:21.720 --> 00:54:25.000
- قراره فقط فراموشش کنم؟
- آره اینطور فکر میکنم

00:54:25.040 --> 00:54:29.000
- اما موضوع جالبیه
- درسته

00:54:29.040 --> 00:54:35.360
- بازم بهت هیچ چیز در موردش نگفت؟
- نه متاسفانه در مورد اینکه کیه چیزی نگفت

00:54:36.760 --> 00:54:38.000
متوجهم

00:54:40.960 --> 00:54:42.920
...درسته

00:54:51.920 --> 00:54:54.320
- سلام یورن
- سلام

00:54:54.360 --> 00:54:57.040
صبر کن، الان قهوه‌ام رو میذارم مایکرویو

00:54:57.760 --> 00:55:03.440
- دیشب چطور پیش رفت؟
- خوب، خودم بودم

00:55:03.480 --> 00:55:06.680
و پیتر چی؟

00:55:07.560 --> 00:55:09.840
- جان؟
- پیتر چی؟

00:55:09.880 --> 00:55:14.960
- پیتر کیه؟
- در مورد کسی به اسم پیتر نوشتی

00:55:16.640 --> 00:55:18.800
- پیتر؟
- آره

00:55:18.840 --> 00:55:21.840
کسی که از همراهی‌ات خرسنده

00:55:22.600 --> 00:55:25.600
- اوه منظورت پیتر دیکسونه
- خیلی خب

00:55:25.640 --> 00:55:30.080
در رستوران کارمن بودیم چند روز
پیش، حداقل از حضورم قدردانه

00:55:30.120 --> 00:55:34.480
تو نمیخوای با من وقت بگذرونی پس
به جاش میرم پیش دوستام

00:55:34.520 --> 00:55:37.160
نباید برم؟

00:55:38.560 --> 00:55:42.240
مطمئن نیستم، نوشتی که مرد جدیدی در زندگیته

00:55:42.480 --> 00:55:49.000
درسته، نمیدونم باید جدیش بگیرم یا نه، یا
شایدم ما باید این کار رو بکنیم؟

00:55:49.040 --> 00:55:52.200
کس دیگه‌ای هست و در مورد من جدیه

00:55:52.440 --> 00:55:58.240
پس باید بذارم اون موقعیت پیش بره و
تو هم به رفتار پارانوئیدت ادامه بدی؟

00:55:58.480 --> 00:56:04.200
تو کد ورود رو سپر کردی تا من نتونم
وقتی که بخش دور سیاره‌ایم ببینمش

00:56:04.440 --> 00:56:09.280
و در یه وان حمام میکنیم، ناخنت رو سوهان
میکشم و باهم روی تخت میخوابیم

00:56:09.320 --> 00:56:13.320
بدن همدیگه رو لمس میکنیم، اما هنوز
کد ورود رو یه راز نگه داشتی

00:56:13.360 --> 00:56:16.040
پس برام سواله که تو مرد
درستی برام هستی یا نه

00:56:16.080 --> 00:56:20.200
اونم وقتی یه مرد دیگه‌ای
هست که من رو واقعا میخواد

00:56:20.440 --> 00:56:23.720
پس باید برات وقت بذارم؟ سوال بزرگم اینه

00:56:23.760 --> 00:56:26.880
اونم وقتی که مثل یه خوک لعنتی رفتار میکنی

00:56:26.920 --> 00:56:32.040
- چجوری من مثل یه خوک رفتار کردم؟
- چطور؟ تو یه خوکی یورن

00:56:32.080 --> 00:56:37.440
تو ژاپن یه خوک بودی، همیشه از تلفنم بدون
اینکه پولش رو بدی استفاده کردی

00:56:37.480 --> 00:56:41.400
من رو برای دو روز تو اتاق هتل
حبس خانگی کردی

00:56:41.440 --> 00:56:46.440
- ...صبر کن هیچکدوم اینا
- بعد حتی به من کد ورودت رو نمیدی

00:56:46.480 --> 00:56:52.320
من برات خیلی کارها کردم
حرومزاده‌ی نمک‌نشناس

00:56:53.080 --> 00:56:55.240
...خیلی خب

00:57:08.240 --> 00:57:11.000
خیلی خب چطور باید این رو بفهمم چیکار کنم

00:57:40.560 --> 00:57:45.920
تمام بچه‌هایی که از وصلت‌های
بعد از 1917 به دنیا اومدن

00:57:45.960 --> 00:57:50.920
مامور امنیت کودکان براشون اختصاص داده شد
که معمولا هم زن بودن

00:57:50.960 --> 00:57:55.240
این مامورها قرار بود از
مادرای مطلقه حمایت کنن

00:57:55.480 --> 00:58:00.000
و کمک کنن مشخص بشه پدر کیه

00:58:00.040 --> 00:58:03.200
این فایل توست

00:58:03.240 --> 00:58:08.200
از گزارش‌های پلیس اون موقع
یه فایل دیگه هم داریم

00:58:08.440 --> 00:58:13.200
در مورد ناپدید شدن مادرته

00:58:13.240 --> 00:58:16.080
- خیلی خب
- آره

00:58:17.200 --> 00:58:21.120
طبیعتا خوندنش میتونه سخت باشه

00:58:21.160 --> 00:58:25.200
پس به خودت بستگی داره که الان بخوای بخونیش

00:58:25.240 --> 00:58:29.280
یا اینکه ازش کپی داشته باشی و در
آرامش و سکوت خونه‌ات بخونی

00:58:29.320 --> 00:58:33.200
گزارش‌های پی‌گردی این چنینی در اداره پلیس

00:58:33.440 --> 00:58:36.880
معمولا عکسن

00:58:36.920 --> 00:58:40.240
مثلا اینجا، عکس‌هایی از صحنه‌ای
که مادرت پیدا شده بود

00:58:40.480 --> 00:58:43.520
من حذفشون کردم

00:58:43.560 --> 00:58:47.040
از اونجایی که نمیخوام یهو باهات مواجه بشن

00:58:47.080 --> 00:58:50.320
ممنون از درکت

00:58:50.360 --> 00:58:53.280
وجود دارن، اما جدا نگهشون داشتم

00:58:53.320 --> 00:58:56.160
پس این متن توصیفی هست

00:59:14.040 --> 00:59:16.600
«بعد از واقعه»

00:59:19.560 --> 00:59:22.240
«شناسه‌ی مرگ»

01:00:05.080 --> 01:00:09.800
من همه این‌ها رو از همون روز تو ذهنم دیده‌ام

01:00:09.840 --> 01:00:12.520
اما این خیلی شفاف و پرجزئیاته

01:00:36.200 --> 01:00:40.520
- میتونی بیرون رو بهم نشون بدی؟
- البته

01:01:19.520 --> 01:01:25.920
در دوشنبه، 2 مه 1966، ساعت 19:30 گزارش شده

01:01:25.960 --> 01:01:32.680
که بدن یک زن در جنگل‌های
نزدیک مزرعه استن پیدا شده

01:01:35.760 --> 01:01:38.640
بدنش توسط درخت سرده پنهان شده بوده

01:01:38.680 --> 01:01:42.680
روی قسمت راستش دراز کشیده و
سرش روی یه پایه درخت بوده

01:01:43.560 --> 01:01:45.240
سرش لخت بوده

01:01:45.480 --> 01:01:50.920
بااین‌حال برای محافظت، کتش
رو کشیده بوده روی سرش

01:01:50.960 --> 01:01:55.200
مدارک در کیف، زن رو شناسایی کردن

01:01:55.240 --> 01:01:59.280
خانم باربرو الیزابت اندرسن

01:01:59.320 --> 01:02:03.080
که از اکتبر سال قبل گم شده گزارش شده بود

01:02:03.960 --> 01:02:06.800
17 October, 1962.

01:02:06.840 --> 01:02:08.720
«راز»

01:02:08.760 --> 01:02:11.040
- عمه اینجاست
- بله؟

01:02:11.080 --> 01:02:14.400
آنیکه شنبه میاد من رو ببینه؟

01:02:19.680 --> 01:02:23.160
فکر نمیکنی باید بیان؟

01:02:24.080 --> 01:02:27.200
زنگ زدی و پرسیدی چطوری؟

01:02:27.240 --> 01:02:31.200
و اینکه آیا بچه‌ها خوابن یا شاید بیرونن؟

01:02:31.240 --> 01:02:34.120
- «و «میتونم باهاشون حرف بزنم؟
- بله؟

01:02:35.240 --> 01:02:39.880
میتونستی با من هم حرف بزنی درسته؟

01:02:39.920 --> 01:02:44.040
در مورد همه چیز زیاد فکر میکنی
همه چیز رو پیچیده نکن

01:02:44.080 --> 01:02:48.640
- حرف مسخره‌ایه
- چی؟

01:02:48.680 --> 01:02:53.520
اینطوری عمل نمیکنه
من فقط میتونم مدل خودم باشم

01:02:53.560 --> 01:02:57.200
و وقتی آدما نمیذارن خودم باشم

01:02:57.240 --> 01:03:02.720
- من رو «عجیب» یا «اشتباه» میکنه
- کی نمیذاره؟

01:03:02.760 --> 01:03:05.520
خودت مثلا
نمیذاری خودم باشم

01:03:05.560 --> 01:03:10.920
- میخوای به شکل مشخصی باشم
- اصلا نمیفهمم منظورت چیه

01:03:12.920 --> 01:03:17.520
امروز اصلا درکت نمیکنم

01:03:22.160 --> 01:03:25.000
- پس قطع کنیم؟
- احتمالا

01:03:25.040 --> 01:03:27.440
خیلی خب خداحافظ

01:03:48.640 --> 01:03:53.040
ثابت بمون، حرف تندی نزن

01:03:53.080 --> 01:03:57.480
خیلی چیزی ازم نمونده
برام گریه نکن

01:03:57.520 --> 01:04:02.960
دیگه آتشی برای روشن کردن نمونده
بهم نگاه نکن

01:04:03.000 --> 01:04:07.880
قراره فروبریزم
هر لحظه تکه‌تکه میشم

01:04:07.920 --> 01:04:11.240
نمیخوام فروریختنم رو ببینی

01:04:11.760 --> 01:04:17.240
برام گریه نکن آتشی برای روشن کردن نمانده

01:04:18.160 --> 01:04:22.040
تمام چیزی که داشتم رو دادم

01:04:22.080 --> 01:04:25.000
چیزی رو برای زندگی نگه نداشتم

01:04:25.040 --> 01:04:29.640
برای همین دارم محوتر میشم

01:04:29.680 --> 01:04:36.040
اما قرار نیست بمیرم
آنچه میماند: یه در

01:04:36.080 --> 01:04:41.280
چه کار میتونم بکنم جز اینکه
از اتاق درونم بیام بیرون

01:04:41.320 --> 01:04:45.600
من نمیمیرم فقط ناپدید میشم

01:04:45.640 --> 01:04:51.880
شاید، نگرانی‌ام، به قطعیت و
شک دوباره بیدار میشم

01:04:51.920 --> 01:04:56.000
بعد بازمی‌گردم تا دنبالت بگردم

01:05:07.480 --> 01:05:14.040
این احتمالا نامه خداحافظی‌اش بوده

01:05:53.880 --> 01:05:55.880
در اتاقش نشسته

01:05:55.920 --> 01:06:00.840
با یه بطری شراب ارزون و یه پاکت
سیگار چسترفیلد جلوش

01:06:00.880 --> 01:06:03.000
اون خیلی سیگار میکشید

01:06:03.040 --> 01:06:07.560
اون فقط مینشست در سکوت، به پنجره
نگاه میکرد، به شب

01:06:10.040 --> 01:06:14.560
میتونم یادم بیارم که پشتش می‌ایستادم

01:06:14.600 --> 01:06:17.880
یادم میاد که فکر میکردم

01:06:17.920 --> 01:06:20.600
وقتی بزرگ بشم مامان رو نجات میدم

01:06:37.520 --> 01:06:41.080
...ما همدیگه رو نمیبینیم وقتی اون

01:06:42.920 --> 01:06:44.960
در حالت روحی بدیه

01:06:46.960 --> 01:06:49.520
وقتی بچه بودم

01:06:49.560 --> 01:06:54.160
زمان‌های طولانی بود که تلفن رو جواب نمیداد

01:06:54.200 --> 01:06:59.040
بااین‌حال الان که بزرگ‌تر شدم، ممکنه برداره

01:06:59.080 --> 01:07:02.680
اما قراره بگه الان وقت مناسبی
برای حرف زدن نیست

01:07:03.880 --> 01:07:09.200
جزئیاتی از زندگی یه پدر هست
که یه بچه نباید بدونه

01:07:09.440 --> 01:07:14.640
و وقتی 14 سالم اینا بود

01:07:14.680 --> 01:07:21.960
پدر شروع کرد به یکم باز کردن
این در و بهم چیزهایی رو میگفت

01:07:22.000 --> 01:07:25.520
فکر میکنم این موقع‌ها بود

01:07:25.560 --> 01:07:29.000
که بیشتر در مورد مرگ در ونیز فهمیدم

01:07:29.440 --> 01:07:36.360
فکر میکنم بیشترش با مرگ مادرش ارتباط داره

01:07:39.360 --> 01:07:44.000
برات سوال میشه که اگه مادرش
زنده بود و به طور نرمال فعال بود

01:07:44.040 --> 01:07:45.720
چطور میشد؟

01:07:46.720 --> 01:07:52.320
کل تجربه‌ی مرگ در ونیز احتمالا
به این سختی اذیتش نمیکرد

01:07:52.360 --> 01:07:58.760
اگه پدر و مادری که بتونه
بهش اعتماد کنه اونجا میبود

01:08:00.000 --> 01:08:07.000
در تئوری اون یه پدر عالیه، اما در عمل جواب نمیده

01:08:07.040 --> 01:08:10.160
من میخواستم اونجا باشه

01:08:10.200 --> 01:08:15.480
من رو دوست داشته باشه
و همیشه باهام بازی کنه

01:08:15.520 --> 01:08:19.240
مثل هر دختری که میخواد پدرش اینطوری باشه

01:08:22.600 --> 01:08:27.560
راستش، در برهه‌ای تو به نظر
رسید که ناپدید شدی

01:08:27.600 --> 01:08:30.600
تو حتی فکر کردی که ممکنه روزی پدر بشی

01:08:34.240 --> 01:08:38.360
امروز، ما بسیار خرسند هستیم که
به یورن اندرسن خوش‌آمد بگیم

01:08:38.400 --> 01:08:41.720
خوش‌آمد برای مصاحبه‌ای اختصاصی
برای مخاطبین فرانسوی‌مان

01:08:41.760 --> 01:08:47.680
ممکنه اون رو به عنوان کسی که به
تازیو تجسم بخشید به یاد بیارید

01:08:47.720 --> 01:08:51.200
در فیلم معروف لوکینو ویسکونتی، مرگ در ونیز

01:08:51.240 --> 01:08:55.240
برای ما اون تقریبا یه شخصیت اسطوره‌ای بود

01:08:55.280 --> 01:09:00.560
در حافظه‌مان، تصویر این پسر نوجوان
شگفت‌انگیز رو یاد میاریم

01:09:01.320 --> 01:09:08.640
و در اون نقطه، به رابطه‌ای متفاوت
با مردان ختم شد؟

01:09:09.680 --> 01:09:12.480
- از دید من؟
- بله

01:09:12.520 --> 01:09:17.240
مثلا احساس میکنی، جامعه‌ی
همجنسگرا بهت علاقه داشتن؟

01:09:17.280 --> 01:09:20.520
- ...اینکه بهت طور خاصی نگاه
- اوه بله

01:09:20.560 --> 01:09:26.400
اینکه تو تبدیل به این اسطوره
و نماد زیبایی مردانه شدی

01:09:26.440 --> 01:09:29.200
...خب بذار شروع کنم

01:09:30.800 --> 01:09:34.720
سوال چیه؟
قبل یا بعد تغییری بود؟

01:09:34.760 --> 01:09:37.600
...چون اجتماع همجنسگرا

01:09:37.960 --> 01:09:41.880
از اونجا شروع میشه
...منظورم اینه من

01:09:44.720 --> 01:09:50.360
من 1976 اومدم اینجا تا یه فیلم بازی کنم

01:09:50.400 --> 01:09:53.320
به جایی نرسید اما من یه سالی موندم

01:09:53.360 --> 01:09:58.600
یه آقای شکیبا که
برای همه چیز پول پرداخت کرد

01:09:59.640 --> 01:10:04.240
برام یه آپارتمان پیدا کرد
در رود سن، همه چیز آماده شد

01:10:04.280 --> 01:10:06.560
پول همه چیز رو داد

01:10:07.240 --> 01:10:09.560
باید خیلی ساده‌لوحانه بوده باشه

01:10:09.600 --> 01:10:13.720
«چون همه چیز طوری بود که «واو همه چه خوبن

01:10:20.960 --> 01:10:27.240
من شعرهای خیلی خیلی طولانی دریافت کردم

01:10:27.280 --> 01:10:29.960
«مثل «یورن عاشقتم

01:10:31.480 --> 01:10:35.560
ناهارهای گران
شام‌های گران و هدایا

01:10:35.600 --> 01:10:38.760
همشون کیف‌پولشون پر بود

01:10:40.840 --> 01:10:45.920
فکر نمیکنم از سر خوش قلبی و
مهربونی باهام رفتار کرده باشن

01:10:45.960 --> 01:10:48.480
بیشتر یه حسی داشت که

01:10:50.000 --> 01:10:54.320
احساس یه جام سرگردان رو داشتم

01:10:55.800 --> 01:11:00.840
داشتم فکر میکردم که اگه برای یه مدت
...طولانی پاریس هستی و دارن حمایتت میکنن

01:11:00.880 --> 01:11:06.400
پولی هم میگرفتی؟
چندبار هم رو میدیدید؟

01:11:06.440 --> 01:11:10.960
- پول؟ من پول هفتگی میگرفتم
- !نه داری شوخی میکنی

01:11:11.000 --> 01:11:14.240
- 500 فرانک.
- !نه

01:11:14.280 --> 01:11:17.680
هفته‌ای 500 فرانک در 1976؟

01:11:18.240 --> 01:11:22.320
- همین حدودا آره
- متوجهی چقدر پول بوده؟

01:11:23.200 --> 01:11:27.280
شاید تو شگون‌آور بودی، یه شخص
باحال که باهاش دیده بشی

01:11:27.320 --> 01:11:29.720
در رستوران ماکسیم و لیدو

01:11:29.760 --> 01:11:34.080
- زیباترین پسر دنیا
- بله، پسر کوچولوی مرگ در ونیز

01:11:34.120 --> 01:11:38.960
من یه ابژه جنسی بودم
یا هر نوع ابژه‌ای

01:11:39.880 --> 01:11:43.080
برای همنشینی‌ات پول میدادن، همونطور که بود

01:11:43.120 --> 01:11:46.800
محض رضای خدا، من هیچوقت پولی
از خودم همراهم نداشتم

01:11:46.840 --> 01:11:50.320
حداقل وقتی که داشتم دور دنیا سفر میکردم

01:11:51.320 --> 01:11:54.200
خیلی غرق خودم بودم

01:11:54.240 --> 01:11:59.560
اگر چیزی رو که الان میدونم رو اونموقع
میدونستم به پاریس نه میگفتم

01:12:09.160 --> 01:12:13.000
اما نکته‌ی مهمیه یورن

01:12:15.120 --> 01:12:19.920
در راستای اینکه امروز کی هستی
و خودت رو چطور میبینی

01:12:19.960 --> 01:12:22.800
و از اون رویاهای شکسته

01:12:22.840 --> 01:12:26.920
و چیزایی که شد و نشد تو ساخته شدی

01:12:28.000 --> 01:12:31.480
تو شخص ساده‌ای نیستی یورن

01:12:34.880 --> 01:12:38.080
تو خیلی پیچیده‌ای

01:12:45.320 --> 01:12:47.680
یورن دوست‌داشتنی

01:12:51.160 --> 01:12:55.920
- عشق زندگیم
- لایقش هستم؟

01:12:56.360 --> 01:12:58.520
آره

01:14:00.080 --> 01:14:02.840
- سلام
- سلام عزیزم

01:14:04.760 --> 01:14:07.840
- اوضاع چطوره؟
- مثل همیشه

01:14:07.880 --> 01:14:11.200
مثل همیشه؟ خوب یا بد؟

01:14:11.240 --> 01:14:15.320
نیاز دارم جیش کنم، از قطارها
میترسم، کمبود قدرت

01:14:15.360 --> 01:14:18.040
- ...یه کم
- به نظر آشنا میاد

01:14:18.080 --> 01:14:22.840
میدونی که این دسامبر یازده سالی
میشه از آخرین‌باری که اینجا بودم؟

01:14:22.880 --> 01:14:25.360
نگو

01:14:26.800 --> 01:14:31.840
واقعا انقدر طول کشیده؟
...منظورم اینه اینجا به نظر

01:14:31.880 --> 01:14:34.920
کسی رو نداشتم سر بزنه

01:14:34.960 --> 01:14:37.920
نه تا یه سال پیش

01:14:37.960 --> 01:14:42.320
وقتی جسیکا کمکم کرد اینجا رو تمیز کنم

01:14:48.960 --> 01:14:51.480
همه چیز قاطی شد

01:14:55.120 --> 01:15:00.200
- درسته، زشت‌ترین بچه‌ی دنیا
- همش اینجاست با عنوان تولد؟

01:15:02.520 --> 01:15:04.560
- ایناهاش
- آره

01:15:05.560 --> 01:15:09.360
زشت‌ترین بچه‌ی دنیا، دختر فوق‌العاده‌مون

01:15:10.600 --> 01:15:12.120
ممنون

01:15:14.880 --> 01:15:17.280
محتوی‌ات اونجاست

01:15:20.680 --> 01:15:26.480
پدر شدن ترسناک‌ترین چیز
بود، پدرها باید چیکار کنن؟

01:15:27.960 --> 01:15:34.680
چند ماه قبلش به مدرسه دراماتیک رفتم

01:15:38.360 --> 01:15:41.520
احساس کردم باید بهترین کار ممکن رو بکنم

01:15:41.560 --> 01:15:44.840
و بزرگ‌ترین خواسته‌ام این بود که

01:15:44.880 --> 01:15:51.240
تو اون چیزی که تو بچگی تجربه کردم رو نکنی

01:15:52.680 --> 01:15:57.120
برای اینکه یه خانواده جواب
بده، باید دو نفر باشی

01:15:57.640 --> 01:16:02.040
اینجا بود که از هم پاشید
...الکل زیاد و

01:16:02.080 --> 01:16:06.840
اما فکر میکنم به خاطر جدا زندگی کردن

01:16:06.880 --> 01:16:10.320
بزرگ‌سال سالم‌تری هستم
تا اینکه قرار بود باهم زندگی کنید

01:16:15.200 --> 01:16:18.120
- الوین اینجا وارد شد
- آره

01:16:18.160 --> 01:16:21.040
اینجا بود که ما «خانواده‌ی ‌خوب» شدیم

01:16:21.080 --> 01:16:23.560
- ما «خانواده‌ی ‌خوب» شدیم؟
- آره

01:16:25.960 --> 01:16:32.240
وقتی من بچه بودم، حتی در دوران
:نوجوانیم، تو خیلی وقتا میگفتی

01:16:32.280 --> 01:16:37.640
اگر چیزی هست که میخوای بدونی، فقط ازم بپرس

01:16:37.680 --> 01:16:41.280
...حتی وقتی مست بودی
خیلی مرموز بود

01:16:41.320 --> 01:16:44.760
هیچوقت نفهمیدم منظورت چه سوالی بود

01:16:45.240 --> 01:16:49.760
اینکه میخواستی من بدونم چه اتفاقی افتاده؟

01:16:50.680 --> 01:16:53.560
نمیخواستم تنها باشی

01:16:54.800 --> 01:16:58.920
...همینطور، هرچیزی که میخواستی بدونی

01:17:01.120 --> 01:17:08.560
بهت میگفتم، حتی اگرم واقعیت
نمیبود، نگاه من به داستان بود

01:17:10.720 --> 01:17:13.320
تو خیلی زیبایی

01:17:18.920 --> 01:17:21.400
ببخشید، پسرای گنده گریه نمیکنن

01:17:21.440 --> 01:17:26.520
تو تقریبا هر بار میبینمت گریه میکنی
چیزی همیشه متاثرت میکنه

01:17:26.560 --> 01:17:31.000
- آره من یه مردک رومخم
- آره همین باش

01:17:34.440 --> 01:17:36.880
- چی گفتم؟
- چی گفتم؟

01:17:38.560 --> 01:17:41.200
یه چیز رو میدونی مامی؟

01:17:41.920 --> 01:17:47.880
الوین مرد، اون در گل‌هاست، در آسمان

01:17:47.920 --> 01:17:50.520
در تصویر

01:17:50.560 --> 01:17:53.920
در نشانه

01:17:56.080 --> 01:17:58.560
و همه‌اش یه جا اتفاق افتاد

01:18:00.920 --> 01:18:03.920
- برات سخت بود؟
- همم

01:18:05.000 --> 01:18:08.960
- چاقوت رو گرفتم
- آره

01:18:11.080 --> 01:18:13.880
«و همه‌اش یه جا اتفاق افتاد»

01:18:16.680 --> 01:18:23.320
روز 11 آگست 1987 بود، روز سه سالگی رابین

01:18:24.200 --> 01:18:27.240
تقریبا سه ماه بعد از مرگ الوین

01:18:37.360 --> 01:18:40.680
من بیرون بودم

01:18:40.720 --> 01:18:43.080
هفده مه بود

01:18:45.080 --> 01:18:50.520
شب بیرون بودم دیروقت
اومدم خونه و خوابیدم

01:18:53.600 --> 01:18:59.400
داره رابین رو میبره مهدکودک

01:18:59.440 --> 01:19:03.440
و میذارتش کنار من روی تخت

01:19:04.920 --> 01:19:10.040
من خواب‌های خیلی خیلی کمی داشته‌ام

01:19:10.080 --> 01:19:13.160
و مثل سگ مستم

01:19:21.920 --> 01:19:26.480
کنار من دراز میکشه و من خوابم میبره

01:19:28.920 --> 01:19:31.520
از هوش میرم

01:19:32.720 --> 01:19:38.240
با یه جیغ بیدار میشم و صدای اونه

01:19:47.360 --> 01:19:51.160
میتونم ببینم که اونجا دراز کشیده
لباش آبی شده

01:19:53.560 --> 01:19:59.000
بعد ما ناامیدانه و در تلاشی بیهوده

01:20:03.360 --> 01:20:05.200
سعی کردیم زنده‌اش کنیم

01:20:13.640 --> 01:20:18.960
تشخیص‍شون سندروم مرگ ناگهانی کودک بود

01:20:20.000 --> 01:20:23.320
اما تشخیص من کمبود عشقه

01:20:28.360 --> 01:20:32.320
من به اندازه کافی قدرت نداشتم و
اون باید کلی مسئولیت میپذیرفت

01:20:32.360 --> 01:20:38.560
روی شونه‌های کوچکش، اون کل
بار خوشبختی خانواده رو حمل کرد

01:20:41.880 --> 01:20:44.520
اما برای اون مسائل بهم ریخت

01:21:00.280 --> 01:21:07.120
رابین نه تنها برادر کوچکش رو از دست
داد بلکه پدرش رو هم از دست داد

01:21:08.200 --> 01:21:12.800
من درگیر افسردگی و الکل شدم

01:21:14.520 --> 01:21:16.240
خودتخریبی

01:21:17.560 --> 01:21:20.440
هر طور که بتونی بهش فکر کنی

01:21:20.480 --> 01:21:25.680
سفری به درون خود بود
من بیچاره، من، من، خود، مال من

01:21:28.640 --> 01:21:31.480
و بعد به یه کودک بودن برمیگردی

01:21:36.560 --> 01:21:38.800
بچه‌ای که نمیتونه از یه بچه نگهداری کنه

01:21:44.760 --> 01:21:48.360
هشت ماه رو باهم بودیم

01:22:01.680 --> 01:22:04.480
میشد...چند سالش؟

01:22:04.520 --> 01:22:07.480
امروز میشد 32 سالش

01:22:11.200 --> 01:22:13.560
برام سواله که چطور به نظر میرسید

01:22:16.560 --> 01:22:19.880
چه نوعی صدایی رو میداشت

01:22:24.080 --> 01:22:26.520
بیانش چطور؟

01:22:30.720 --> 01:22:36.000
و همه‌اش به این بستگی داشت که
به عنوان یه پدر چطور رفتار میکردم

01:22:39.600 --> 01:22:42.520
برای اینکه پسر من بود

01:22:48.600 --> 01:22:51.480
اما واقعیت اینه که من اونجا نبودم

01:22:51.520 --> 01:22:57.520
اگه نمیرفتم و به جاش مثل
به آدم بالغ رفتار میکردم الان زنده بود

01:22:57.560 --> 01:23:02.880
اگر مسئولیتم رو جدی میگرفتم، امروز زنده میبود

01:23:06.480 --> 01:23:09.840
اما همه چیز از همون شروعش اشتباه بود

01:23:09.880 --> 01:23:13.720
زندگی من، زندگی اون

01:23:15.920 --> 01:23:18.800
چیزی که دیوانه‌واره اینه که بهش عادت میکنی

01:23:20.560 --> 01:23:23.280
...انتظار زیادی

01:23:24.480 --> 01:23:27.280
از زندگی نداری

01:23:28.200 --> 01:23:32.560
نمیدونم چطور عنوانش کنم، وقتی
خیلی چیزا رو از دست میدی

01:23:32.600 --> 01:23:39.360
یجورایی به روش خاص خودش کاری
میکنه زندگی کردن ساده‌تر بشه

01:23:42.680 --> 01:23:46.560
خیلی خب، این رو از دست دادم، اون رو باختم، باشه

01:23:47.960 --> 01:23:49.920
من خیلی چیزای دیگه هم از دست دادم

01:24:12.920 --> 01:24:17.520
الوین: سه ماه
رابین: دو سال، چهار ماه

01:24:17.560 --> 01:24:22.720
سانا: 24 سال و 9 ماه
یورن: 31 سال و 11 ماه

01:24:44.920 --> 01:24:47.240
تا حالا شدی روی چمن دراز بکشی

01:24:47.280 --> 01:24:51.440
و تصور کنی به فضا نیست که نگاه میکنی

01:24:51.480 --> 01:24:55.880
بلکه داری کشف میکنی که اون پایین چیه؟

01:25:00.960 --> 01:25:04.080
احساس خیلی اعجاب‌انگیزیه

01:25:04.120 --> 01:25:09.680
منظورم اینه وقتی به ستاره‌ها نگاه میکنیم
به چه مسیری داریم نگاه میکنیم؟

01:25:09.720 --> 01:25:16.120
به بیرون، درون، بالا یا پایین نگاه میکنیم؟

01:25:26.880 --> 01:25:30.560
منظورم اینه من هنوز هستم، اینجا نشستم

01:25:30.600 --> 01:25:36.160
و همه چیز به طور جهانی بسیار بی‌ثباته

01:25:36.200 --> 01:25:38.640
مگر اینکه کسی ایمانی داشته باشه

01:25:52.360 --> 01:25:57.880
وقتی به صفحه نگاه میکنم

01:25:57.920 --> 01:26:01.080
تصویر تست بازیگری‌اش برای مرگ در ونیز

01:26:01.600 --> 01:26:04.320
برام دردناکه

01:26:04.360 --> 01:26:10.280
میتونم با تمام نتایجی که داشت کنار بیام
و کسی که امروز بهش تبدیل شده

01:26:10.320 --> 01:26:18.320
اما اینکه فیلمش رو داشته باشی و شاهد
اون تغییر مسیر اساسی باشی

01:26:18.360 --> 01:26:23.320
اینکه میبینم در حالت بیخیالی
چه احساس بدی داشته نمیتونم کنار بیام

01:26:23.360 --> 01:26:27.120
و دونستن چیزهایی که کسایی
که این رو میبینن نمیدونن

01:26:27.160 --> 01:26:29.600
در مورد اینکه چه شخصیه نمیدونن

01:26:29.640 --> 01:26:34.040
داریم در مورد یه پسر خیلی
حساس و خجالتی حرف میزنیم

01:26:34.080 --> 01:26:36.720
کسی که حتی نمیخواد اونجا باشه

01:26:36.760 --> 01:26:41.840
بعد باید یهویی بدون بلوز براشون ژست بگیره

01:26:41.880 --> 01:26:44.480
...برهنگی برای اون

01:26:46.600 --> 01:26:49.880
نمیخواد که برهنه باشه
نمیخواد لباس‌هاش رو دربیاره

01:26:49.920 --> 01:26:52.640
دیدنش دردناک بود

01:26:52.680 --> 01:26:57.800
اینجاست که به عقب برمیگردم و از
مادربزرگش میخوام که بدونه چیکار میکنه

01:26:57.840 --> 01:27:01.080
تمومش کن، پسره رو راحت بذار

01:27:02.640 --> 01:27:05.880
این اشتباهه، تو این کار رو با بچه نمیکنی

01:27:33.080 --> 01:27:35.760
تازیو؟ تازیو

01:28:09.600 --> 01:28:13.680
تکون نخور، حرفای تند نزن

01:28:14.840 --> 01:28:17.640
زیاد چیزی ازم نمونده

01:28:21.000 --> 01:28:24.200
برام گریه نکن

01:28:24.240 --> 01:28:27.720
دیگه آتشی برای روشن کردن نمونده

01:28:29.560 --> 01:28:35.280
دیگه درکی از چیزی که هستم و نیستم ندارم

01:28:38.600 --> 01:28:43.200
نگاه میکنم و میگم این منم؟

01:28:44.120 --> 01:28:45.640
یا اینکه...؟

01:28:45.680 --> 01:28:47.440
تازیو

01:28:53.960 --> 01:28:57.640
دارم محوتر میشم

01:28:57.680 --> 01:29:00.520
هرچی داشتم رو دادم رفت

01:29:03.360 --> 01:29:05.560
اما قرار نیست بمیرم

01:29:08.440 --> 01:29:11.240
آنچه میماند: یه در

01:29:12.720 --> 01:29:16.680
نمیمیرم، فقط ناپدید میشم

01:29:17.960 --> 01:29:26.000
شاید دوباره بیدار بشم
بعد برمیگردم و دنبالت میگردم

01:29:57.200 --> 01:30:56.960
 جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.