﻿WEBVTT

00:00:00.000 --> 00:00:10.000
<b><c.color00abfd> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.org ::..</c></b>
  <b><c.colorFFC947> ..:: ZedMovie.com ::..</c></b>

00:00:31.979 --> 00:00:34.979
‫[مرزهای جداکنندۀ مرگ و زندگی،
‫در بهترین حالت تیره و مبهم‌اند]

00:00:35.004 --> 00:00:38.004
‫[چه کس می‌داند از کجا شروع
‫و به کجا ختم می‌شوند؟]

00:00:38.029 --> 00:00:40.651
[ادگار الن پو]

00:01:03.187 --> 00:01:17.271
«چشم آبی روشن»

00:01:58.083 --> 00:01:59.625
.صبح بخیر، آقایون

00:02:02.250 --> 00:02:04.333
تو آگوستینز لندور هستی؟ -
.آره -

00:02:05.125 --> 00:02:06.250
شما چطور؟

00:02:06.333 --> 00:02:09.375
.سروان هیچکاک هستم، در خدمتم
.جانشین فرمانده پادگان آموزشی هستم

00:02:10.333 --> 00:02:11.833
...اومدم بهتون بگم که

00:02:11.916 --> 00:02:14.791
افسر جانشین ثیر می‌خوان
.سریع شما رو ببینن

00:02:14.875 --> 00:02:17.916
و دلیل این دیدار چیه؟ -
.این رو به جناب سرهنگ می‌سپارم -

00:02:18.708 --> 00:02:21.791
کِی این اتفاق می‌افته؟ -
.هر چه زودتر بتونید، بهتره -

00:02:25.708 --> 00:02:28.416
و اگه تصمیم گرفتم نیام چی؟

00:02:31.458 --> 00:02:34.291
.به خودتون مربوط میشه
.شما شهروند عادی هستید

00:02:42.250 --> 00:02:44.208
.خب، روز خوبی برای اسب سواریه

00:02:49.437 --> 00:02:52.937
«دره هادسن، نیویورک»
«سال 1830»

00:02:53.250 --> 00:02:55.625
جناب فرماندار میگن که شما
...مردی افسانه‌ای

00:02:55.708 --> 00:02:57.458
.بین پاسبان‌های شهر نیویورک هستید

00:02:59.333 --> 00:03:03.291
و وقتی از خدمات شما رو پیشنهاد دادن، از
...دستاوردهای بزرگتون هم صحبت کردن

00:03:03.375 --> 00:03:06.666
از جمله دستگیری رهبرهای گروه
...پسران بامداد

00:03:06.750 --> 00:03:08.958
...از هم پاشوندن گروه خلافکار دُم لباس

00:03:09.041 --> 00:03:14.208
و حل کردن پرونده قتل وحشتناک
.یک فاحشه در الیژیان فیلد

00:03:14.312 --> 00:03:16.771
«پادگان آموزشی ارتش ایالات متحده»

00:03:16.958 --> 00:03:20.250
استعدادهای شما شامل
...رمزگشایی، کنترل شورش

00:03:20.333 --> 00:03:22.416
.و بازجویی بدون محدودیته

00:03:23.166 --> 00:03:25.000
شما پسر یک ویزر
...از گلاستر هستید

00:03:25.083 --> 00:03:27.416
که وقتی نوجوون بودید
.به نیویورک اومدید

00:03:28.333 --> 00:03:32.375
.و همسرتون فوت کرده، آقای لاندور

00:03:32.458 --> 00:03:33.833
.الان سه سالی شده

00:03:35.916 --> 00:03:39.125
بگم براتون قهوه بیارن؟ -
.آبجو اگه باشه، عالیه -

00:03:46.791 --> 00:03:48.166
...شما

00:03:49.166 --> 00:03:54.666
این نکات رو جایی مخفی می‌کنید، درسته؟

00:03:54.750 --> 00:03:55.666
دیگه چی نوشته؟

00:03:55.750 --> 00:03:58.958
ننوشته که من خیلی وقته که
...به کلیسا

00:04:00.625 --> 00:04:01.625
نرفتم؟

00:04:03.083 --> 00:04:07.000
نوشته که دخترم چند وقت پیش فرار کرد؟

00:04:08.125 --> 00:04:11.916
ما از ناپدید شدن
.دخترتون باخبر هستیم

00:04:12.791 --> 00:04:14.416
.و باهاتون ابراز همدردی می‌کنیم

00:04:16.041 --> 00:04:18.500
،با کمال احترام
.امیدوارم بهتون توهین نکرده باشم

00:04:18.583 --> 00:04:21.166
.نه، نه، نه، نه

00:04:21.875 --> 00:04:24.583
.نه، ببخشید
.باید معذرت خواهی کنم

00:04:24.666 --> 00:04:27.375
.و معذرت می‌خوام
.لطفاً ادامه بدید

00:04:28.250 --> 00:04:33.083
آقای لندور، به ما دستور داده شده که
.با احتیاط زیادی کار رو ادامه بدیم

00:04:33.166 --> 00:04:34.708
.ما دنبال یه نفر می‌گردیم

00:04:34.791 --> 00:04:38.375
شهروندی عادی که از صنعتی
...معتبر و درست

00:04:38.458 --> 00:04:41.958
که از طرف پادگان آموزشی استعلام‌هایی
.انجام میده

00:04:43.291 --> 00:04:44.125
.آه

00:04:44.208 --> 00:04:46.625
اون‌ها به شدت پیچیده و
...مهم هستن

00:04:46.708 --> 00:04:49.333
و درمورد یکی از
.سربازهای آموزشی ما هست

00:04:50.250 --> 00:04:53.458
مردی سال دومی از کنتاکی
.به اسم فرای

00:04:54.250 --> 00:04:56.916
.لیروی فرای -
.فایده‌ای نداره که اصل مطلب رو نگی -

00:04:58.041 --> 00:05:01.041
.فرای دیشب... خودش رو دار زد

00:05:04.916 --> 00:05:06.541
.خب، از شنیدنش متأسفم

00:05:07.291 --> 00:05:12.458
.این شغل خیلی ترسناکه
.ولی شما باید موقعیت ما رو درک کنید

00:05:12.541 --> 00:05:16.541
ما وظیفه داریم که از این
...مردهای جوون مراقبت کنیم

00:05:16.625 --> 00:05:20.708
،که ازشون مرد و سرباز بسازیم
.و برای همین بهشون سخت می‌گیریم

00:05:21.875 --> 00:05:26.000
ولی دوست داریم فکر کنیم که می‌دونیم
.کی... نباید بهشون فشار بیاریم

00:05:27.291 --> 00:05:28.750
...یه پسر خودش رو دار زده

00:05:29.700 --> 00:05:31.660
پزشک قانونی باید
.به این موضوع رسیدگی کنه

00:05:31.750 --> 00:05:33.750
.متأسفانه، پایان ماجرا این نیست

00:05:35.166 --> 00:05:41.500
به جسد سرباز فرای دیشب توی
.بخش بیمارستان تعرض شده

00:05:42.916 --> 00:05:45.541
تعرض شده؟ کی؟

00:05:45.625 --> 00:05:48.958
خب، اگه می‌دونستیم، شما
.رو احضار نمی‌کردیم

00:05:49.041 --> 00:05:51.833
مطمئنم پادگان شما
.فضول‌های زیادی داره

00:05:51.916 --> 00:05:54.500
.این شیطنت نبوده، آقای لندور

00:05:56.375 --> 00:06:00.125
قلب لیروی فرای رو
.از سینه‌اش در آوردن

00:06:04.208 --> 00:06:07.291
دکتر مارکیز، چطور یه نفر
چنین کاری رو ممکنه بکنه؟

00:06:08.541 --> 00:06:13.708
چاقوی جراحی یا هر خنجر
.خوبی می‌تونه این کار رو بکنه

00:06:14.541 --> 00:06:18.458
،ولی رسیدن به قلب
.این بخشش خیلی سخته

00:06:20.125 --> 00:06:24.416
...این زخم‌های روی ریه و کبد

00:06:24.500 --> 00:06:27.625
به خاطر زاویه دادن به چاقو
.برای سالم نگه داشتن قلبه

00:06:28.791 --> 00:06:31.541
و چطور یکی قلب رو حفظ می‌کنه؟

00:06:32.500 --> 00:06:34.375
.یه‌جور محفظه لازمه

00:06:35.166 --> 00:06:38.541
که توی پارچه یا شاید
.روزنامه پیچیده بشه

00:06:39.541 --> 00:06:41.666
.احتمالاً دورش یخ بوده

00:06:43.208 --> 00:06:44.916
چه آدمی چنین کاری می‌کنه؟

00:06:46.458 --> 00:06:47.708
.آدمی قوی

00:06:48.291 --> 00:06:49.500
پس کار یه زن نیست؟

00:06:49.583 --> 00:06:53.083
زنی که من افتخار دیدنش
.رو داشته باشم نبوده، نه

00:06:53.166 --> 00:06:55.708
سابقه پزشکیش چی؟

00:06:55.791 --> 00:07:00.708
لازمه که تحصیل کرده یا
تعلیم دیده باشه، مثل شما؟

00:07:02.250 --> 00:07:03.416
.لزوماً نه

00:07:04.583 --> 00:07:07.083
،نور زیاد لازم داشته
...و اینکه بدونه کجا رو ببّره

00:07:07.166 --> 00:07:11.500
ولی لازم نیست که دکتر
.یا جراح باشه

00:07:11.583 --> 00:07:13.166
...باید -
!روانی باشه -

00:07:14.541 --> 00:07:15.833
.و هنوزم آزاد می‌چرخه

00:07:18.041 --> 00:07:20.000
!پیش فنگ

00:07:20.083 --> 00:07:22.541
،باید من رو ببخشید
.آقای لندور

00:07:22.625 --> 00:07:24.791
توی لحظه حساسی
.پیش ما اومدید

00:07:24.875 --> 00:07:26.083
!به چپ، چپ

00:07:26.166 --> 00:07:28.500
سناتورهای قوی
...توی واشنگتن هستن که

00:07:28.583 --> 00:07:32.375
،دوست دارن ما شکست بخوریم
.تا در اینجا رو تخته کنن

00:07:34.458 --> 00:07:40.541
ازتون می‌خوام که کمکمون کنید تا
.شرافت پادگان آموزشی ارتش ایالات متحده رو نجات بدیم

00:07:41.625 --> 00:07:43.041
.و برای نجاتش تلاش می‌کنم

00:07:47.125 --> 00:07:51.333
آقای هانتون، شما دیشب
.وظیفه نگهبانی رو داشتید

00:07:51.416 --> 00:07:52.458
.بله، قربان

00:07:53.083 --> 00:07:56.375
ساعت 9:30 به سر پست رفتم و
.نیمه شب به اتاق نگهبان‌ها برگشتم

00:07:56.458 --> 00:07:57.625
اون کجاست؟

00:07:58.208 --> 00:08:00.333
.اتاق شماره 4، قربان
.کنار سنگر کلینتون

00:08:00.416 --> 00:08:03.125
باید اعتراف کنم، زیاد
...با اینجا آشنا نیستم

00:08:03.208 --> 00:08:05.916
ولی به نظر اینجایی که الان
...ایستادیم توی مسیر

00:08:06.000 --> 00:08:10.583
.سنگر کلینتون به سربازخونه شمالی نیست

00:08:10.666 --> 00:08:12.708
.نیست، قربان -
خب، چی باعث شد از مسیرت دور بشی؟ -

00:08:12.791 --> 00:08:15.500
،خب، قربان، توی مسیر بازگشتم
.صدایی رو شنیدم

00:08:16.333 --> 00:08:17.875
.فکر کردم صدای یک حیوونه

00:08:17.958 --> 00:08:21.375
به نظر می‌اومده داره می‌میره یا
.توی تله افتاده، برای همین اومدم کمک کنم

00:08:21.458 --> 00:08:23.541
.من خیلی به حیوون‌ها اهمیت میدم

00:08:24.958 --> 00:08:29.416
داشتم به این مسیر می‌اومدم که
.ناگهان با سرباز فرای برخوردم، قربان

00:08:29.500 --> 00:08:31.833
چطور به نظر می‌اومد؟ -
.خوب نبود، قربان -

00:08:32.875 --> 00:08:34.250
.صاف آویزون نبود

00:08:35.291 --> 00:08:37.916
تقریباً به نظر می‌اومد که
.روی صندلی نشسته

00:08:39.125 --> 00:08:40.666
.متوجه نشدم

00:08:41.333 --> 00:08:43.458
.خب، پاهاش روی زمین بود، قربان

00:08:45.083 --> 00:08:47.875
پاهاش به زمین می‌خورد؟ -
.بله، قربان -

00:08:50.333 --> 00:08:53.625
خیلی خب، بعدش چیکار کردی؟

00:08:54.333 --> 00:08:57.541
دوئیدم. مستقیم دوئیدم
.به سربازخونه شمالی

00:09:00.541 --> 00:09:03.875
سوال آخر و بعدش دیگه
.مزاحمت نمیشم

00:09:04.541 --> 00:09:06.333
این اطراف کس دیگه‌ای رو دیدی؟

00:09:07.208 --> 00:09:08.208
.نه، قربان

00:09:11.125 --> 00:09:12.125
.آقای هانتون

00:09:19.000 --> 00:09:20.000
...گردنش

00:09:20.750 --> 00:09:23.583
اولین چیزی بود که نظرم
.رو جلب کرد

00:09:24.375 --> 00:09:25.375
می‌بینید؟

00:09:26.041 --> 00:09:29.000
.اصلاً محکم بسته نشده
...طناب دور گردنش بوده

00:09:29.083 --> 00:09:33.083
و دور گردنش حرکت کرده و
.دنبال جایی برای گرفتنش بوده

00:09:33.166 --> 00:09:34.583
...انگار

00:09:34.666 --> 00:09:37.416
...انگار داشته
.تقلا می‌کرده

00:09:40.791 --> 00:09:42.583
اگه میشه انگشت‌هاش
.رو ببینید

00:09:42.666 --> 00:09:45.458
گوشتش تاول زده چون
...طناب رو گرفته

00:09:46.916 --> 00:09:50.125
می‌خواسته از روی...
.بدنش بازش کنه

00:09:50.208 --> 00:09:52.416
میشه بپرسم اینجا چه خبره؟

00:09:53.458 --> 00:09:55.875
.این کار خیلی غیرعادیه

00:09:57.125 --> 00:10:01.500
می‌خواستم بدونم که میشه پشت گردن
آقای فرای رو بررسی کنید؟

00:10:01.583 --> 00:10:03.833
شما آقای فرای رو بررسی کردید؟

00:10:03.916 --> 00:10:06.916
،معلومه که بررسیش کردم
.شغل من همینه

00:10:11.541 --> 00:10:14.125
این کار رو انجام ندادیم؟

00:10:28.750 --> 00:10:32.250
.یه کوفتگی هست

00:10:33.291 --> 00:10:34.625
.استخون اهانیه

00:10:35.375 --> 00:10:37.875
.تقریباً 7 سانتیمتر

00:10:43.291 --> 00:10:44.791
.حتماً متوجه‌اش نشدم

00:10:46.416 --> 00:10:48.791
.یکی آقای فرای رو کشته

00:10:49.583 --> 00:10:52.000
منظورتون همینه، آقای لندور؟

00:10:52.083 --> 00:10:55.166
.ممکنه حق با شما باشه، سروان هیچکاک

00:11:28.000 --> 00:11:30.166
.خب، هر کسی ممکن بود متوجه نشه، دکتر

00:11:35.583 --> 00:11:36.666
.آقای لندور

00:11:40.083 --> 00:11:41.500
...حالا که شما اینجا هستید

00:11:42.416 --> 00:11:45.083
فکر می‌کنم مهم باشه که
.یه سری از قوانین پایه رو مشخص کنیم

00:11:46.708 --> 00:11:49.750
شما روزانه به من گزارش میدید
.و من به جناب سرهنگ گزارش میدم

00:11:50.333 --> 00:11:54.666
و هیچ حرفی نباید از این موضوع
.به کسی از داخل پادگان یا خارج اون بزنید

00:11:56.166 --> 00:11:58.666
تموم شد؟ -
.یک شرط نهایی -

00:12:00.375 --> 00:12:03.875
توی دوره این تحقیقات
.از نوشیدنی الکلی خبری نیست

00:12:06.291 --> 00:12:08.250
.شهرت شما درخورتون هست

00:12:35.041 --> 00:12:36.041
.ببخشید

00:12:36.750 --> 00:12:39.416
شما آگوستوس لندور هستید؟ -
.بله -

00:12:39.500 --> 00:12:44.104
اگه اشتباه نکنم، وظیفه شما حل کردن
.راز لیروی فرای هست

00:12:44.208 --> 00:12:46.416
.درسته
وگرنه اینجا چیکار دارم؟

00:12:46.500 --> 00:12:50.250
به خاطر خودم و شرف
...این موسسه لازم دونستم

00:12:50.333 --> 00:12:53.583
که نتیجه‌هایی که بهشون رسیدم
.رو با شما در میون بذارم

00:12:53.666 --> 00:12:54.666
نتیجه؟

00:12:54.708 --> 00:12:57.000
.در مورد مرحوم آقای فرای

00:12:58.000 --> 00:12:59.625
.برام خیلی جالبه

00:13:00.791 --> 00:13:02.333
...کسی که دنبالش هستید

00:13:04.250 --> 00:13:05.250
.یه شاعره...

00:13:15.291 --> 00:13:16.583
.سرباز کاکرن

00:13:17.208 --> 00:13:20.666
وقتی جسد لیروی فرای به
...بیمارستان برده شد

00:13:20.750 --> 00:13:23.333
به شما دستور محافظت ازش رو دادن؟

00:13:23.416 --> 00:13:24.625
.بله، قربان

00:13:25.250 --> 00:13:29.291
وقتی نگهبانی می‌دادید، اتفاقی افتاد؟ -
.تا ساعت 9:30 اتفاقی نیفتاد -

00:13:29.875 --> 00:13:32.708
.همون موقع من از وظیفه‌ام مرخص شدم -
کی مرخصت کرد؟ -

00:13:34.541 --> 00:13:38.333
سرباز، کی مرخصت کرد؟ -
.نمی‌دونم، قربان -

00:13:39.416 --> 00:13:40.916
.فقط می‌دونم که یه افسر بود

00:13:42.208 --> 00:13:44.541
اسمش رو نگفت؟ -
.نه، قربان -

00:13:45.208 --> 00:13:48.146
ولی من نباید از یه افسر
.چنین انتظاری داشته باشم

00:13:49.666 --> 00:13:51.333
این افسر بهت چی گفت؟

00:13:51.958 --> 00:13:56.541
.گفت، «ممنونم، سرباز
«.کار دیگه‌ای نیست. مرخصی

00:13:56.625 --> 00:14:00.291
درخواست عجیبیه، مگه نه؟ -
.بله، قربان. خیلی عجیبه -

00:14:02.500 --> 00:14:05.666
صورت این افسر رو دیدی؟ -
.نه، قربان -

00:14:05.750 --> 00:14:07.875
.من فقط یه شمع داشتم
.اونجا خیلی تاریک بود

00:14:07.958 --> 00:14:10.750
درسته، پس چطور فهمیدی
که طرف افسره؟

00:14:10.833 --> 00:14:15.416
،از سردوشیش، قربان
.ولی باید اعتراف کنم، خیلی عجیب بود

00:14:15.500 --> 00:14:17.375
چطور؟ -
.سردوشی -

00:14:18.166 --> 00:14:20.625
.سردوشی روی شونه چپ رو نداشت

00:14:38.833 --> 00:14:40.916
.آه، مردمون اومد

00:14:42.000 --> 00:14:44.958
من، بنی، خوب کسایی که
.نوشیدنی لازم دارن رو می‌شناسم

00:14:45.041 --> 00:14:49.125
همین دیدنش خونم
.رو گرم می‌کنه

00:14:49.916 --> 00:14:51.375
!بنی -
.آقا -

00:14:51.458 --> 00:14:54.708
.به سلامتی... قوانین -
.گور پدرشون -

00:15:01.625 --> 00:15:02.625
.پتسی

00:15:03.541 --> 00:15:04.458
!پتسی

00:15:04.541 --> 00:15:05.541
از چی ناراحتی؟

00:15:08.208 --> 00:15:09.958
درمورد اون سرباز بی‌چاره شنیدی؟

00:15:11.500 --> 00:15:14.583
.میگن چندین ساعت طول کشیده تا بمیره -
کیا میگن؟ -

00:15:16.833 --> 00:15:17.833
.اون

00:15:31.291 --> 00:15:34.083
تو الان نباید توی سرشماری باشی؟

00:15:34.166 --> 00:15:35.750
.آه... عصر بخیر
سرشماری؟

00:15:35.833 --> 00:15:37.291
.نه، دلشون برام تنگ نمیشه

00:15:37.375 --> 00:15:39.791
.اصلاً نمی‌دونن که من توی پادگان هستم

00:15:39.875 --> 00:15:45.000
و از اون گذشته، من توی اتاق‌هایی
.مثل این بیشتر از هر کلاسی چیز یاد گرفتم

00:15:46.166 --> 00:15:47.250
.شکی ندارم

00:15:47.333 --> 00:15:50.875
.بشینید. لطفاً، لطفاً، بشینید
...بیاید... بیاید

00:15:50.958 --> 00:15:53.541
بشینید؟ -
.بشینید. ممنونم -

00:15:54.583 --> 00:15:56.708
.سرباز سال چهارم، پو هستم
.ای. اِی پو

00:15:57.625 --> 00:15:59.208
.ادگار اَ. پو

00:16:00.000 --> 00:16:02.333
می‌بینم که تشنه
.مشروب هستی

00:16:02.416 --> 00:16:05.041
کمک می‌کنه افسردگی
.رو از بین ببره

00:16:12.541 --> 00:16:17.833
خب، بگو ببینم، چطور درمورد
لیروی فرای با خبر شدی؟

00:16:18.625 --> 00:16:21.333
.خب، البته، از هانتون

00:16:21.416 --> 00:16:25.625
اون مثل جارچی شهر
.اخبار رو می‌گفت

00:16:25.708 --> 00:16:27.916
شاید تا دیر نشده یکی
.اون رو دار بزنه

00:16:29.875 --> 00:16:32.916
نکنه می‌خوای بگی که یکی
آقای فرای رو دار زده؟

00:16:33.000 --> 00:16:34.916
.قصد ندارم چیزی رو بگم، مطمئنم

00:16:37.291 --> 00:16:43.458
چرا فکر می‌کنی کسی که
...قلب لیروی فرای رو در آورده

00:16:44.166 --> 00:16:45.166
یه شاعره؟

00:16:45.958 --> 00:16:46.958
...خب

00:16:48.583 --> 00:16:51.750
.قلب یک نماده یا هیچ چیزی نیست

00:16:52.333 --> 00:16:54.583
،حالا اگه نماد رو برداری
چی برات می‌مونه؟

00:16:56.291 --> 00:17:00.791
یه مشت ماهیچه‌ست که از نظر زیبایی
.هیچ فرقی با مثانه نداره

00:17:01.500 --> 00:17:05.083
در آوردن قلب یک انسان
.یعنی درگیر نمادها شدن

00:17:05.166 --> 00:17:07.250
و کی از پس چنین کاری
...بهتر از یک

00:17:09.041 --> 00:17:10.041
شاعر بر میاد؟...

00:17:10.583 --> 00:17:13.750
...به نظر شاعری با ذهنی با سواد بوده

00:17:13.833 --> 00:17:16.333
آه، نمی‌تونید وانمود کنید
...که این اقدام وحشیانه

00:17:16.416 --> 00:17:21.958
واقعاً طنینی در شکاف‌های ذهنتون
.به وجود نیاورد

00:17:24.583 --> 00:17:27.041
...آهنگ‌های زیبای لرد ساکلینگ

00:17:27.125 --> 00:17:31.125
،از آنجا که قلب شما را نمی‌توانم داشته باشم»
«.خواهشمند است قلب من را پس دهید

00:17:31.208 --> 00:17:33.333
...یا... یا حتی انجیل

00:17:33.416 --> 00:17:35.291
خدایا، قلبی طاهر»
«.در من بیافرین

00:17:35.375 --> 00:17:39.416
قلبی شکسته و توبه‌کار»
«.که آن را خوار نخواهی شمرد

00:17:40.166 --> 00:17:44.500
پس به سادگی باید بگیم که
.دنبال یه روانی مذهبی هستیم

00:17:44.583 --> 00:17:49.208
نه، می‌دونید، من بهتون نگفتم
...که من، خودم یک شاعر هستم

00:17:49.291 --> 00:17:50.916
.برای همین مثل یه شاعر فکر می‌کنم

00:17:51.000 --> 00:17:54.333
.من زیاد اهل شعر نیستم

00:17:55.083 --> 00:17:56.875
چرا اهلش باشید؟
.شما آمریکایی هستید

00:17:58.541 --> 00:17:59.541
شما چی؟

00:17:59.625 --> 00:18:03.708
.هنرمند هستم
.این یعنی بدون یک کشور

00:18:03.791 --> 00:18:07.333
...آه -
چیه، آقای لندور؟

00:18:08.458 --> 00:18:09.708
.کمک زیادی کردی

00:18:13.458 --> 00:18:16.916
بهتره یه نگاه دیگه‌ای به سربازی
.به اسم لافبورو بندازید

00:18:17.958 --> 00:18:22.833
قبلاً هم‌اتاقی لیروی فرای بود
.تا اینکه با‌هم به مشکل خوردن

00:18:23.833 --> 00:18:27.375
که دلیلش هنوز
.نامشخصه

00:18:47.416 --> 00:18:48.708
.آقای لافبورو

00:18:48.791 --> 00:18:53.208
به آقای لندور بگید که چطور
.با آقای فرای آشنا شدید

00:18:53.291 --> 00:18:56.000
.بله، قربان
.ما هم اتاقی بودیم

00:18:58.375 --> 00:19:00.750
هیچوقت به مشکل خوردید؟

00:19:02.041 --> 00:19:04.833
...نمیگم به مشکل خوردیم، فقط

00:19:07.125 --> 00:19:09.625
.راه‌هامون از هم جدا شد، قربان

00:19:10.500 --> 00:19:11.958
چی باعث شد از هم جدا بشن؟ -
...خب -

00:19:12.875 --> 00:19:14.208
...چیزی نبود

00:19:16.041 --> 00:19:17.416
.موضوع مسیرمون بود

00:19:17.500 --> 00:19:19.916
اگه چیزی
...درمورد آقای فرای می‌دونی

00:19:20.000 --> 00:19:21.833
.باید سریعاً اون رو بگی

00:19:22.875 --> 00:19:25.666
.خب، موضوع از این قراره، قربان

00:19:27.583 --> 00:19:29.958
...به نظر من ایشون با

00:19:31.416 --> 00:19:32.833
.گروه بدی افتاد

00:19:34.208 --> 00:19:36.166
حداقل خودش اینجور
.خطابشون می‌کرد

00:19:38.041 --> 00:19:41.083
«...خب، منظورش از «گروه بد

00:19:41.166 --> 00:19:43.041
سربازهای دیگه بود؟

00:19:43.125 --> 00:19:46.333
،هیچوقت چیزی نگفت
.ولی اینطور فرض می‌کردم

00:19:46.416 --> 00:19:48.750
و چرا زودتر چیزی نگفتی؟

00:19:48.833 --> 00:19:52.041
فکر نمی‌کردم که
.فایده‌ای داشته باشه

00:19:53.250 --> 00:19:55.291
.چون این اتفاق خیلی وقت پیش افتاد

00:19:58.500 --> 00:19:59.500
.مرخصی

00:20:02.541 --> 00:20:03.750
.آقای استودارد

00:20:05.125 --> 00:20:08.625
شما آخرین کسی بودید که
.آقای فرای رو زنده دیدید

00:20:10.000 --> 00:20:11.166
.بله، قربان

00:20:11.250 --> 00:20:13.583
.بلند صحبت کن -
.فقط یه‌کم مریضم، قربان -

00:20:14.625 --> 00:20:18.125
من لیروی رو توی شبی
.که میگید دیدم

00:20:18.875 --> 00:20:21.500
وقتی وارد می‌شدم، توی مسیر
.سربازخونه دیدمش

00:20:23.083 --> 00:20:24.208
باهاش حرف زدی؟

00:20:24.791 --> 00:20:27.625
وایستاد و ازم پرسید که
.افسرها بیرون هستن یا نه

00:20:28.708 --> 00:20:29.791
حال آقای فرای چطور بود؟

00:20:31.708 --> 00:20:34.875
.خیلی تاریک بود
.نمی‌تونم به چیزی که به خاطر دارم اعتماد کنم

00:20:35.583 --> 00:20:39.083
دیدیش چیزی همراهش باشه؟
مثلاً طناب؟

00:20:39.791 --> 00:20:41.666
.من چیزی ندیدم

00:20:43.791 --> 00:20:45.541
.یه چیزی بود
...آه

00:20:46.208 --> 00:20:49.875
وقتی فرای می‌رفت، ازش پرسیدم
.اون موقع شب کجا میره

00:20:50.500 --> 00:20:51.500
خب؟

00:20:52.541 --> 00:20:54.500
«.گفت، «کار واجب

00:20:55.875 --> 00:20:57.458
فکر می‌کنی این حرف یعنی چی؟

00:20:59.083 --> 00:21:00.166
.نمی‌دونم

00:21:04.125 --> 00:21:06.625
.مرخصی

00:21:17.833 --> 00:21:19.750
.من رو ببخشید، جناب سروان -
.بله -

00:21:30.291 --> 00:21:31.875
.خدای من

00:21:33.208 --> 00:21:37.416
یک گاو و یک گوسفند در کولد اسپرینگ»
...کشته شدند و بدنشان باز شده

00:21:37.500 --> 00:21:41.000
سینه آن‌ها با خشونت باز شده
«.و قلبشان برداشته شده

00:21:42.583 --> 00:21:45.583
هیچکدوم از مخلوقات خدا از دست
این مرد در امان نیست؟

00:21:45.666 --> 00:21:48.208
.نمی‌دونیم که این همون آدمه یا نه

00:21:49.000 --> 00:21:50.125
چی؟

00:21:50.958 --> 00:21:52.416
میگی تصادفیه؟

00:21:55.625 --> 00:21:58.000
دستور اجرایی
...از فردا صبح ساعت 0600

00:21:58.791 --> 00:22:03.291
،تمامی افراد فقط برای کلاس‌ها
.صرف غذا و دعا خواندن بیرون بیان

00:22:04.125 --> 00:22:05.125
!همین و بس

00:22:15.541 --> 00:22:17.583
...اگه هم‌کلاسی‌هات پرسیدن

00:22:17.666 --> 00:22:20.583
باید بگی ما از چیزی جز آشنایی
.تو با لیروی فروی صحبت نکردیم

00:22:20.666 --> 00:22:23.166
.هیچ آشنایی در کار نبود
.هیچوقت نمی‌شناختمش

00:22:23.250 --> 00:22:25.041
چی؟ -
.طرف رو نمی‌شناختم -

00:22:25.583 --> 00:22:28.708
.پس من درست متوجه نشدم -
.آه، شما اولین نفر نیستید -

00:22:29.458 --> 00:22:31.708
پس اگه این یک بحث نیست، پس چیه؟

00:22:32.916 --> 00:22:34.125
.پیشنهاد استخدام

00:22:35.250 --> 00:22:36.250
.پولی در کار نیست

00:22:37.208 --> 00:22:40.458
هیچکدوم از هم‌کلاسی‌هات
...نباید بدونن چیکار می‌کردی

00:22:40.541 --> 00:22:43.750
.تا اینکه کاریمون تموم بشه

00:22:43.833 --> 00:22:47.583
اگه فهمیدن، احتمالاً
.اسمت رو باهات بد میشن

00:22:48.521 --> 00:22:51.458
.سخت میشه این پیشنهاد رو رد کرد

00:22:51.541 --> 00:22:53.875
.نه، لطفاً بیشتر بهم بگید

00:22:54.583 --> 00:22:59.500
...عالیه، می‌خوام این رو تحلیل کنی
.این بخشی از نوشته بزرگتره

00:22:59.583 --> 00:23:04.000
باید تا جای ممکن دقیق
.و مخفیانه کار کنی

00:24:02.708 --> 00:24:06.791
خوشحالم که گزارش کنم که من
.با موفقیت پیامتون رو رمزگشایی کردم

00:24:07.833 --> 00:24:11.166
،دست‌نویسه
.چون ذاتش شخصیه

00:24:11.250 --> 00:24:13.583
فرای در زمان مرگش
.این رو همراهش داشته

00:24:13.666 --> 00:24:15.833
از همین، می‌تونیم فرض کنیم
...که کافی بوده

00:24:15.916 --> 00:24:19.083
که اون رو از سربازخونه‌اش
.در شب کذایی بیرون بکشه

00:24:19.166 --> 00:24:22.208
از اونجایی که این متن
...از دستش پاره شده

00:24:22.291 --> 00:24:25.875
،باید فرض کنیم که این متن
.به شکلی، فرستنده‌اش رو شناسایی کرده

00:24:25.958 --> 00:24:28.833
...استفاده از حروف بزرگ بدوی مشکی

00:24:28.916 --> 00:24:32.750
نشون میده که فرستنده می‌خواسته
.هویتش رو مخفی کنه

00:24:32.833 --> 00:24:38.666
یکجور دعوته یا میشه حتی
.بهش گفت یک تله

00:24:39.291 --> 00:24:40.416
تله؟

00:24:43.166 --> 00:24:45.916
با در نظر گرفتن این... میشه برش دارم؟ -
.اوهوم -

00:24:46.625 --> 00:24:49.708
بیاید روی خط سوم
...تمرکز کنیم

00:24:49.791 --> 00:24:51.833
که مطئنیم که
.کامل هست

00:24:51.916 --> 00:24:53.416
«کن»
ولی چی «کن»؟

00:24:54.000 --> 00:24:56.541
.چیزی که با «ال» شروع میشه

00:24:58.000 --> 00:24:59.458
کوچیک؟ خوش شانس؟

00:25:00.375 --> 00:25:04.125
نه، هیچکدوم با دعوت
.هم‌خونی نداره

00:25:04.208 --> 00:25:09.000
گم شو؟
.نه، برای ساختار خیلی زشته

00:25:09.083 --> 00:25:13.125
در واقع، رفتن لیروی فرای نیازمند
...زمان و مکان خاصی بوده

00:25:13.208 --> 00:25:15.958
«.پس یه کلمه می‌مونه «دیر کردن

00:25:16.583 --> 00:25:18.958
«.دیر کن»

00:25:19.666 --> 00:25:21.208
...و وقتی جمله سوم رو می‌خونیم

00:25:21.291 --> 00:25:26.041
اولین کلمه به شکل توهین‌آمیز
...و ساده‌ای حرف منفی‌ساز میشه

00:25:26.125 --> 00:25:29.625
«.پس «دیر نکن

00:25:31.541 --> 00:25:33.791
...خوب ببینید، آقای لندور

00:25:33.875 --> 00:25:36.687
چون برای پیدا کردن
.کاندید مناسب نباید زیاد بگردید

00:25:37.125 --> 00:25:40.333
اگه فرای قراره به محلی که
...از قبل مشخص شده بره

00:25:40.416 --> 00:25:43.916
.از نقطه نظر نویسنده، داشته می‌اومده

00:25:44.000 --> 00:25:47.041
«.پس «بیا، آقای فرای

00:25:47.125 --> 00:25:50.125
،خب، با در نظر گرفتن این
...به شدت ساده‌ست که

00:25:50.208 --> 00:25:53.625
فرض کنیم کلمه بعدی
چیزی نیست جز «سریع»؟

00:25:53.708 --> 00:25:56.125
!و کلمه رو وارد می‌کنی و بفرما

00:25:56.208 --> 00:25:58.541
«.دیر نکن، زود بیاد»

00:25:58.625 --> 00:26:02.083
...و این هم از راه‌حل مشکل کوچکی که داشتیم

00:26:02.166 --> 00:26:05.083
.که در کمال احترام تقدیم میشه -
.اوهوم -

00:26:10.875 --> 00:26:13.625
.کارت درجه یک بود
.ممنونم

00:26:14.708 --> 00:26:16.333
.فقط یک چیز -
بله؟ -

00:26:16.416 --> 00:26:18.750
درمورد دو خط اول
موفق شدی؟

00:26:18.833 --> 00:26:21.416
.خب، به اجبار اعلام کردم که شکست خوردم

00:26:22.416 --> 00:26:23.583
املای خوبی داری؟

00:26:23.666 --> 00:26:26.000
.آه، بی‌نقص هستم
...کسی مثل

00:26:26.083 --> 00:26:29.250
کشیش جان برنزبی از استوک نیوینگتون
.درموردم قضاوت کرده

00:26:29.333 --> 00:26:35.875
پس فرض می‌کنم که زیاد از
.کاری که ما زیاد می‌کنیم... انجام ندادی

00:26:35.958 --> 00:26:39.791
.ما کلماتی که شبیه به هم هستن رو اشتباه می‌نویسیم

00:26:41.375 --> 00:26:46.916
برای مثال، کلمه‌های
."There" و "Their" ،"They're"

00:26:48.416 --> 00:26:50.000
.غلطی شایع هست

00:26:50.083 --> 00:26:52.625
.در واقع دعوته
.من رو اونجا ببین

00:26:52.708 --> 00:26:57.125
البته، هنوز نمی‌دونیم که کجا
باید همدیگه رو ببینیم؟

00:26:58.208 --> 00:27:02.041
«چیزی با حروف «اِن» و «جی
.جامونده

00:27:04.041 --> 00:27:05.041
!کرانه

00:27:06.291 --> 00:27:09.750
.و باید «دامنه کنار کرانه» رو اضافه کنم -
.انتخاب خیلی خوبیه -

00:27:09.833 --> 00:27:14.958
«.خب، «من در دامنه کنار کرانه هستم

00:27:15.041 --> 00:27:17.125
«.اونجا حدوداً ساعت 11 بیا دیدنم»

00:27:17.208 --> 00:27:21.541
«.پس، «دیر نکنی. بیا دیدنم
.این باید نزدیک‌تر باشه

00:27:21.625 --> 00:27:23.041
.آره -
...آه -

00:27:23.125 --> 00:27:25.166
این چیزی رو به ذهنت نمیاره؟

00:27:25.666 --> 00:27:28.083
چرا یه سرباز رو توی
...کرانه ببینه

00:27:28.958 --> 00:27:31.437
در حالی که می‌تونه هر جایی
اون رو ببینه؟

00:27:32.958 --> 00:27:37.500
،چون اون سرباز نیست
.بلکه یک زنه

00:27:39.708 --> 00:27:43.500
تو تمام این مدت راه‌حل
.رو می‌دونستی، آقای لندور

00:27:43.583 --> 00:27:44.708
.یه فکری دارم

00:27:45.583 --> 00:27:49.125
.خب، اگه واقعاً دنبال یک زن هستیم

00:27:50.791 --> 00:27:54.083
باور دارم که من باید
.اون رو دیده باشم

00:27:56.083 --> 00:28:00.625
،روز بعد از مرگ لیروی
...قبل از اینکه بفهمم اون مُرده

00:28:02.541 --> 00:28:07.250
بیدار شدم و شروع کردم
...به خوندن بیت‌های اول یک شعر

00:28:09.125 --> 00:28:14.041
بیت‌هایی که از زنی مرموز و در اضطرابی
.عمیق سخن میگن

00:28:14.875 --> 00:28:20.625
،بعدش، درست بیرون غذاخوری
...زیباترین موجودی

00:28:20.708 --> 00:28:23.041
که افتخار دیدنش رو داشتم
.رو دیدم

00:28:28.541 --> 00:28:29.750
اون کی بود؟

00:28:31.125 --> 00:28:32.958
.هیچ ایده‌ای نداشتم

00:28:33.041 --> 00:28:37.791
ولی چرا فکر می‌کنی این شعر
یا این زن ارتباطی با آقای فرای داشتن؟

00:28:37.875 --> 00:28:39.916
.هوای خشونت بود

00:28:41.541 --> 00:28:43.625
.فشاری که نمیشه به زبونش آورد

00:28:45.208 --> 00:28:46.750
.زنی ناشناس

00:28:48.625 --> 00:28:51.291
می‌تونستی هر صبحی بیدار بشی
.و این متن رو بنویسی

00:28:52.041 --> 00:28:55.166
.ولی من ننوشتمش
.بهم دیکته شد

00:28:55.791 --> 00:28:57.458
دیکته شد؟ -
.آره -

00:28:59.291 --> 00:29:00.291
توسط کی؟

00:29:02.666 --> 00:29:03.666
.مادرم

00:29:07.041 --> 00:29:08.041
.اون مُرده

00:29:09.833 --> 00:29:12.083
.تقریباً 20 سالی هست که مُرده

00:29:19.416 --> 00:29:21.750
.درمورد این یارو، پو بهم بگو

00:29:24.583 --> 00:29:26.000
...آه، پو، اون

00:29:28.500 --> 00:29:29.541
.پسر دوست داشتنی هست

00:29:31.416 --> 00:29:35.583
.رفتار زیبایی داره
.خیلی حرف می‌زنه

00:29:35.666 --> 00:29:40.583
قطعاً. و قطعاً چیزی
.درموردش خیلی خاصه

00:29:41.250 --> 00:29:42.791
چون زیاد حرف می‌زنه؟

00:29:42.875 --> 00:29:45.291
.نه، چون پُر شده از فانتزی‌های غیرمنطقی

00:29:46.375 --> 00:29:48.000
...درمورد شعری بهم می‌گفت

00:29:48.083 --> 00:29:51.916
.و می‌گفت ارتباطی با مرگ لیروی فرای داره

00:29:52.000 --> 00:29:58.958
می‌گفت که توی خوابش، مادرش که مُرده
.اون رو بهش دیکته کرده

00:30:05.541 --> 00:30:10.375
تو بهتر از هر کسی
...می‌دونی کسایی که از دستشون دادیم

00:30:12.541 --> 00:30:14.125
.همیشه با ما هستن

00:30:19.541 --> 00:30:23.625
انسان‌ها هر کاری می‌کنن تا
سر مرگ رو کلاه بذارن، مگه نه؟

00:31:21.458 --> 00:31:23.166
.یه جور محفظه

00:31:23.916 --> 00:31:27.708
.توی پارچه یا شاید روزنامه پیچیده شده

00:31:28.291 --> 00:31:30.375
.احتمالاً دورش یخ بوده

00:31:43.396 --> 00:31:47.812
،در انبار یخ به پیشم بیا»
«دل داشته باش

00:34:51.875 --> 00:34:55.000
.خوبه
.پیغامم به دستت رسید

00:34:55.083 --> 00:34:56.791
کسی دنبالت کرد؟ -
دنبالم کرد؟ -

00:34:57.375 --> 00:34:59.708
.غیرحرفه‌ای نیستم
.قطعاً نه

00:35:02.541 --> 00:35:05.791
این چیه؟ -
.صحنه جرم -

00:35:06.541 --> 00:35:08.833
.جرم... دوم

00:35:10.708 --> 00:35:12.750
.جایی که قلب فرای رو آوردن

00:35:13.416 --> 00:35:16.500
گفتی که بیرون کشیدن قلب فرای
.تو رو به انجیل رسوند

00:35:16.583 --> 00:35:19.208
.باید اعتراف کنم
.من توی همین مسیر بودم

00:35:19.291 --> 00:35:21.916
.به انجیل نه

00:35:22.000 --> 00:35:24.333
.بلکه به دین

00:35:25.833 --> 00:35:30.291
این... به نظر نشون دهنده
.یک جور مراسم هست

00:35:30.375 --> 00:35:33.875
خون و شمع‌ها به شکلی
.عمدی قرار گرفتن

00:35:38.166 --> 00:35:41.291
.یه دایره -
.همم و یه مثلث -

00:35:42.916 --> 00:35:47.833
و احتمالاً قلب فرای
.وسطش قرار گرفته

00:35:53.541 --> 00:35:56.708
من یه دوست صمیمی دارم
.که ممکنه به درد بخوره

00:36:04.625 --> 00:36:09.000
پروفسور ژان پپه، اون
...متخصص نمادها

00:36:09.083 --> 00:36:10.791
!پپه -
...مراسم... -

00:36:12.083 --> 00:36:14.083
.و موارد مرموزه...
!پروفسور -

00:36:14.166 --> 00:36:15.083
...شاید پپه

00:36:15.166 --> 00:36:17.541
...خاص‌ترین آدمی باشه -
.اومدم داخل. برگشتم -

00:36:17.625 --> 00:36:20.583
.ببخشید که بی‌اجازه میاد
.که توی عمرم دیدم -

00:36:20.666 --> 00:36:24.625
چیز جالبی آوردم و دوست دارم
.اون رو ببینی

00:36:27.291 --> 00:36:30.041
.این فقط می‌تونه دایره جادویی باشه

00:36:31.083 --> 00:36:34.208
.یادمه توی کتاب جادوی «اژدهای حقیقی قرمز» دیدمش

00:36:34.291 --> 00:36:37.708
،و اگه درست خاطرم باشه
...یک جادوگر باید اینجا وایسته

00:36:39.041 --> 00:36:40.333
.داخل مثلث

00:36:41.166 --> 00:36:42.083
تنها؟

00:36:42.166 --> 00:36:44.833
خب، ممکنه گروهی از
.دستیارها داشته باشه

00:36:44.916 --> 00:36:47.875
و شمع‌ها و مشعل‌های اطراف
...همه جا رو روشن می‌کنن

00:36:47.958 --> 00:36:49.916
در واقع میشه
.فستیوالی از نور

00:36:51.208 --> 00:36:55.416
خب، گاس، اگه بری سراغ
...قفسه سوم

00:36:56.375 --> 00:36:58.125
.روی دومین قفسه

00:36:59.166 --> 00:37:01.125
.اون جلد که بالاست

00:37:02.916 --> 00:37:05.375
.آره
.آره

00:37:08.583 --> 00:37:11.583
،پیِر دی لانکره
.شکارچی ساحره ترسناک

00:37:13.833 --> 00:37:17.375
فرانسوی بلدی، آقای پو؟ -
.خب، بله -

00:37:17.458 --> 00:37:20.208
.لطفاً در سکوت بخونش
.وسط صفحه‌ست

00:37:22.708 --> 00:37:25.875
دی لانکره 600 ساحره
...از بَسک رو کشت

00:37:26.000 --> 00:37:29.666
و کتاب بی‌نظیری که الان دستت داری
.رو از خودش به جا گذاشت

00:37:29.750 --> 00:37:34.291
،ولی کتابی که بهتون میدم
...مقال شیطان از آنری لوکره

00:37:34.958 --> 00:37:38.125
که تا قبل از مرگش هفتصد ساحره
...رو اعدام کرد

00:37:38.208 --> 00:37:39.958
.و میگن کارهاش نابود شده

00:37:40.041 --> 00:37:44.541
شایعات میگن که اون دو-سه جلد
...مشابه با اونی که از بین رفت

00:37:44.625 --> 00:37:46.875
.رو به جا گذاشته

00:37:47.958 --> 00:37:53.000
پیدا کردن یکیشون فکری هست که همیشه
.توی ذهن کلکسیونرهای موارد عجیبه

00:37:53.583 --> 00:37:57.333
چرا؟ -
...چرا؟ اوه -

00:37:57.416 --> 00:38:01.958
لا کلرک دستورالعمل
...به دست آوردن

00:38:03.250 --> 00:38:04.937
.فناناپذیری رو به جا گذاشت

00:38:05.666 --> 00:38:06.875
.خدای من

00:38:08.750 --> 00:38:13.125
در بین گروه‌های برادری فرشته‌های»
...پلید همه می‌دانند

00:38:13.791 --> 00:38:16.833
...که محتوای غذای روز مقدس ساحره‌ها

00:38:16.916 --> 00:38:20.041
«.به موارد زیر محدود هست

00:38:20.125 --> 00:38:24.458
حیوانات ناپاک که انسان‌های»
...مسیحی هرگز آن‌ها را نمی‌خورد

00:38:25.500 --> 00:38:28.291
قلب فرزندانی که
...غسل تعمید داده نشده‌اند

00:38:30.166 --> 00:38:33.333
«.و قلب افرادی که به دار کشیده شده‌اند

00:38:47.250 --> 00:38:49.958
می‌خوام بی‌سروصدا وارد
...نیروهای سربازها بشی

00:38:50.041 --> 00:38:53.500
و ببینی کدومشون ممکنه ارتباطی
.با موارد خرافه داشته باشه

00:38:54.625 --> 00:38:55.708
.توضیح بده

00:38:55.791 --> 00:38:59.125
...چند موردی به من گفته شده

00:38:59.208 --> 00:39:01.958
که میشه گفت تیره
.و غیرمسیحی هستند

00:39:02.041 --> 00:39:03.041
غیرمسیحی؟ -
.آره -

00:39:03.083 --> 00:39:06.000
.من حتی به ذات ایمان خودم هم شک کردم

00:39:06.083 --> 00:39:09.833
و وارد آموزه‌های مرموز و محرمانه
.از دنیای باستان شدم

00:39:09.916 --> 00:39:12.791
آموزه‌های محرمانه؟ -
منظورش جادوی سیاهه. کی بود؟ -

00:39:12.875 --> 00:39:14.375
.می‌خوام بدونم

00:39:14.458 --> 00:39:16.218
من قسم خوردم که
.اسمش رو نگم

00:39:16.291 --> 00:39:17.125
کی بود؟

00:39:17.208 --> 00:39:18.416
...نمی‌تونید اسمش رو از من بگیرید

00:39:18.500 --> 00:39:21.666
مگه اینکه خود خدا بخواد
.با رعدی من رو از آسمون بکوبه

00:39:21.750 --> 00:39:24.333
...اگه می‌خوای وارد مراسم دعای ما بشی -
.نه، من قول دادم -

00:39:24.416 --> 00:39:27.166
...یکی ازت خواسته ایمانت رو زیر سوال ببری -
...باید محرمانه بمونه -

00:39:27.250 --> 00:39:28.333
مارکیز بود؟

00:39:29.166 --> 00:39:30.458
.هامیلتون، مراقب خودت باش

00:39:31.916 --> 00:39:34.791
،آره، یه اسم دارم
.ولی چهره‌اش رو هم لازم دارم

00:39:44.000 --> 00:39:46.083
سرگیجه، آره؟

00:39:47.333 --> 00:39:49.666
.خب، همه چیز یه‌کم تکون می‌خوره

00:39:49.750 --> 00:39:52.625
.ضربان قلبت خیلی سریعه

00:39:54.875 --> 00:39:58.375
،خیلی خب، آقای پو
...امروز رو خونه بمون

00:39:58.458 --> 00:40:00.125
.و مراقب خودت باش

00:40:01.125 --> 00:40:05.791
این رو به ستوان لاک و
...فرمانده سرباز وظیفه‌اش بده

00:40:05.875 --> 00:40:08.041
.آرتموس، پسرم

00:40:09.166 --> 00:40:12.333
اون حواسش هست که
.وظیفه‌ای بهت داده نشه

00:40:14.250 --> 00:40:18.250
می‌خوای امروز به کلاس نیای
...چون حس می‌کنی

00:40:19.166 --> 00:40:20.333
سرگیجه داری؟

00:40:20.916 --> 00:40:23.375
.و یک ناراحتی بدتر که ذکر نشده

00:40:24.083 --> 00:40:25.458
.صرعی بسیار بزرگ

00:40:26.791 --> 00:40:27.958
بسیار بزرگ»؟»

00:40:28.041 --> 00:40:30.416
.به بدترین شکل

00:40:30.500 --> 00:40:32.000
.مراقب خودت باش، پو

00:40:32.083 --> 00:40:33.875
می‌تونید خودتون
.از دکتر بپرسید

00:40:37.375 --> 00:40:38.500
.حقیقت داره، جناب ستوان

00:40:39.166 --> 00:40:41.791
پدرم گفتن که به عمرشون
.چنین چیزی ندیده بودن

00:40:41.875 --> 00:40:42.875
.خیلی خب

00:40:44.083 --> 00:40:47.166
ولی من تو رو متهم
.به بی‌شرمی ناشایسته می‌کنم

00:40:47.750 --> 00:40:48.750
.سه نمره منفی

00:40:49.291 --> 00:40:51.666
.سریع به اقامتگاهت برگرد

00:40:51.750 --> 00:40:54.833
و بهتره وقتی که افسرها برای بررسی میان
.اونجا باشی

00:41:08.708 --> 00:41:10.916
پو هستی، درسته؟ -
.بله -

00:41:11.000 --> 00:41:12.375
.آرتموس مارکیز هستم

00:41:13.208 --> 00:41:16.000
.باید بگم که بی‌شرمیت قابل ستایشه

00:41:17.875 --> 00:41:21.083
.امشب، ساعت 11
.سربازخونه شمالی شماره 18

00:41:25.625 --> 00:41:28.916
.بابت تأخیرم پوزش می‌خوام
.امیدوارم زیاد معطل نمونده باشی

00:41:30.041 --> 00:41:31.708
.اینجا دوست داشتنیه

00:41:34.146 --> 00:41:35.208
!کتاب‌ها

00:41:40.583 --> 00:41:42.458
هیچوقت بیشتر از این
.باعث علاقه من نشده بودی

00:41:43.208 --> 00:41:45.625
...از کجا شروع کنم؟ اوه

00:41:47.375 --> 00:41:51.958
.فنیمور کوپر سوگناک
.گمونم هر کتابخونه‌ای باید یکی داشته باشه

00:41:52.833 --> 00:41:54.416
.اوه، عجب کلکسیونی

00:41:55.208 --> 00:41:58.041
،تاریخ مصر
.همه چیز هست

00:42:05.041 --> 00:42:06.416
.مچت رو گرفتم

00:42:07.500 --> 00:42:08.500
اوه؟

00:42:08.916 --> 00:42:11.312
جوری خودت رو نشون دادی که
.انگار شعر نمی‌خونی

00:42:11.583 --> 00:42:12.791
.نمی‌خونم

00:42:14.916 --> 00:42:15.916
!بایرون

00:42:16.791 --> 00:42:19.916
...شخصاً موردعلاقه منه، آقای لندور -
.راحت باش -

00:42:20.000 --> 00:42:22.000
.و باید بگم خیلی خونده شده

00:42:22.083 --> 00:42:23.708
.اون مال دخترمه

00:42:35.166 --> 00:42:37.375
و دخترت دیگه اینجا نیست؟

00:42:37.458 --> 00:42:40.958
.نه، نه، با یکی فرار کرد

00:42:42.666 --> 00:42:43.666
کسی که می‌شناختی؟

00:42:44.916 --> 00:42:45.916
.گذرا

00:42:46.916 --> 00:42:48.291
و هرگز برنمی‌گرده؟

00:42:50.791 --> 00:42:51.791
.بعید می‌دونم

00:42:53.208 --> 00:42:55.416
.پس جفتمون توی این جهان تنها هستیم

00:42:57.125 --> 00:42:58.541
.ولی تو مادرت رو داری

00:43:00.375 --> 00:43:01.833
.هنوز باهات صحبت می‌کنه

00:43:02.750 --> 00:43:05.208
.در هر صورت -
.آره -

00:43:05.291 --> 00:43:06.541
.آره، هر از گاهی

00:43:07.375 --> 00:43:12.541
،و باید بگم که هر خصوصیت خوبی که دارم
.هم از شخصیت و هم از ادب، از طرف اونه

00:43:15.125 --> 00:43:19.250
دخترت، اسمش چیه؟
.اگه اشکالی نداره

00:43:21.541 --> 00:43:22.583
.ماتیلدا

00:43:25.875 --> 00:43:26.875
.متی

00:43:30.333 --> 00:43:32.333
.بیشتر از این لازم نیست بگی، آقای لندور

00:43:36.208 --> 00:43:40.583
.خب، گفتی یه چیزی پیدا کردی -
.خب، نه. بهتر از اونه -

00:43:40.666 --> 00:43:43.916
.یکی که اسمش مارکیزه

00:43:44.000 --> 00:43:45.416
.دکتر

00:43:45.500 --> 00:43:48.000
.نه. پسرش، آرتموس

00:43:48.541 --> 00:43:53.000
و من به خودم این وظیفه رو دادم که وارد
.گروه همکاران غیرقابل نفوذش بشم

00:43:55.208 --> 00:43:57.541
.اینم یک موجود خوب دیگه‌ی خدا

00:43:59.083 --> 00:44:01.250
.به لطف پتسی خوبمون

00:44:02.416 --> 00:44:05.750
می‌خوای برای سرپیچی از ساعت خاموشی
گزارش ما رو بدی، پو؟

00:44:07.041 --> 00:44:11.375
خطاهای کوچیک ما باعث
توهین بهت میشه؟

00:44:11.458 --> 00:44:17.833
،نه تنها بهم توهین نشده
...آقای بالینجر، بلکه

00:44:19.666 --> 00:44:21.625
.یک نوشیدنی دیگه می‌خوام

00:44:27.708 --> 00:44:28.708
.بخور

00:44:30.416 --> 00:44:31.833
.همش رو بخور، زن

00:44:31.916 --> 00:44:34.541
بالینجر، امشب چقدر
.قلدر شدی

00:44:37.833 --> 00:44:39.083
.یکی دیگه، لطفاً

00:44:43.250 --> 00:44:44.375
.اوه، ممنونم

00:44:47.500 --> 00:44:49.458
.کل شب می‌تونم بخورم -
.بسه -

00:44:50.708 --> 00:44:51.708
.آروم باش، بالینجر

00:44:52.708 --> 00:44:55.041
برای به دست آوردن این مشروب
.خیلی زحمت کشیدم

00:44:56.125 --> 00:44:57.125
.پو

00:44:58.125 --> 00:45:00.521
متوجه شدم که تو شاعری هستی
.که کتاب هم چاپ کرده

00:45:00.833 --> 00:45:03.541
بهم میگن که من
.استعدادی فروتن دارم

00:45:04.083 --> 00:45:06.791
خب، منم درخواست
.خوندن در جمع رو دارم

00:45:07.666 --> 00:45:09.750
.بهمون افتخار بده -
.اوه -

00:45:13.833 --> 00:45:16.791
...با لختی هوس‌باز در برمودا آشنا شدم

00:45:17.458 --> 00:45:19.208
...که گمان می‌کرد زیرک است

00:45:20.250 --> 00:45:21.250
...اما من زیرک‌تر بودم

00:45:22.000 --> 00:45:25.791
او فکر می‌کرد زشت است
...که بر لختی نگریست

00:45:25.875 --> 00:45:28.416
...او را اغوا کردم و مطیع کردم و کردم

00:45:29.458 --> 00:45:31.125
.ایول، پو

00:45:31.875 --> 00:45:32.875
.آفرین

00:45:36.291 --> 00:45:39.083
.کارت بازنده... شماره هفته

00:45:40.083 --> 00:45:42.333
.کارت برنده... سربازه

00:45:43.458 --> 00:45:44.333
!اوه

00:45:44.416 --> 00:45:46.541
.خب، خب، خب
.روز شانس توئه، پو

00:45:47.208 --> 00:45:48.208
.ممنونم

00:45:49.000 --> 00:45:53.000
حقیقت داره که کاراگاه لندور درمورد
فرای ازت بازجویی کرده؟

00:45:54.458 --> 00:45:59.208
اون به اشتباه فکر می‌کرد که من
.با فرای صمیمی بودم

00:46:00.500 --> 00:46:01.500
بودی؟

00:46:03.291 --> 00:46:04.291
.نه خیر

00:46:04.833 --> 00:46:08.041
درخور فرای بود که تنها روشی که می‌تونست
...توجه به خودش جلب کنه

00:46:09.250 --> 00:46:10.541
.دار زدن خودش بود

00:46:11.833 --> 00:46:15.708
فکر می‌کنم اون از ناراحتی رد شدنش توسط
.یک خانم خودش رو دار زده

00:46:15.791 --> 00:46:17.791
و منظورت کدوم خانمه، استودارد؟

00:46:17.875 --> 00:46:19.708
خواهرت چطور، آرتموس؟

00:46:20.791 --> 00:46:23.000
اون با فرای نبوده؟

00:46:25.875 --> 00:46:27.333
.بی‌خیال، رندی

00:46:28.041 --> 00:46:30.500
تو بیشتر از هر کسی توی این اتاق
.با فرای صمیمی بودی

00:46:30.583 --> 00:46:33.750
...باور ندارم که به اندازه تو

00:46:33.833 --> 00:46:34.833
.بهش نزدیک بودم...

00:46:49.541 --> 00:46:52.166
خیلی خب. کجا بودیم؟

00:47:21.083 --> 00:47:22.291
!ایست

00:47:23.958 --> 00:47:26.250
ساعت خاموشی برای شما نیست، آقای پو؟

00:47:27.375 --> 00:47:28.541
.توضیح بده

00:47:28.625 --> 00:47:32.000
شمع‌ها باید سه ساعت پیش
.خاموش می‌شدند

00:47:32.083 --> 00:47:33.750
.معذرت می‌خوام، قربان

00:47:35.125 --> 00:47:37.958
معذرت خواهی‌های تو همیشه
.برای من حس پوچی داشتند

00:47:38.875 --> 00:47:42.375
لیروی فرای هم وقتی که بعد از
.خاموشی بیرون رفت کشته شد

00:47:44.541 --> 00:47:46.750
.همین الان به سربازخونه برگرد

00:47:48.583 --> 00:47:50.916
شانس آوردی که الان
.گور خودت رو نمی‌کنی

00:47:53.500 --> 00:47:54.500
.ممنونم، قربان

00:47:54.541 --> 00:47:55.666
.زود باش

00:48:34.541 --> 00:48:35.541
متی؟

00:49:50.083 --> 00:49:55.000
،برحسب محبت خود مرا یاد کن»
.برحسب نیکویی خود، ای‌پروردگارا

00:49:55.833 --> 00:49:59.333
...زیرا مردگان، تو را یاد نتوانند کرد

00:49:59.916 --> 00:50:03.500
«کیست که در قبر تو را بستاید؟

00:50:04.791 --> 00:50:06.375
...برحسب محبتت»

00:50:06.916 --> 00:50:11.041
«.به خاطر نیکویی خود مرا یاد کان، ای پروردگارا

00:50:12.000 --> 00:50:16.250
«.دیدگانم از اندوه کم‌سو شده‌اند»

00:50:18.875 --> 00:50:21.708
شما آقای لندور هستید، درسته؟

00:50:22.375 --> 00:50:23.375
.بله

00:50:23.750 --> 00:50:26.125
.من مادر لیروی هستم

00:50:29.541 --> 00:50:31.666
.دوست دارم این پیش شما باشه

00:50:32.291 --> 00:50:33.979
.دفترچه خاطرات لیرویه

00:50:34.625 --> 00:50:36.875
.مال حداقل سه سال قبله

00:50:37.541 --> 00:50:39.166
...یادم نمیاد

00:50:40.291 --> 00:50:41.375
.متأسفم

00:50:43.083 --> 00:50:44.166
.مرگ خیلی بدیه

00:50:46.791 --> 00:50:50.916
یادم نمیاد که هیچ دفترچه خاطراتی
.توی وسایل شخصیش بوده

00:50:51.000 --> 00:50:53.875
.آقای بالینجر برای من فرستادنش

00:50:53.958 --> 00:50:55.250
آقای بالینجر؟ -
.بله -

00:50:55.916 --> 00:50:58.000
...وقتی شنیدن چه اتفاقی افتاده

00:50:58.083 --> 00:51:01.625
سریع به اقامتگاه لیروی رفت
.تا ببینه چه کاری میشه انجام داد

00:51:01.708 --> 00:51:03.458
اون پسر عزیز
.این رو برام فرستاد

00:51:03.541 --> 00:51:04.541
.که اینطور

00:51:04.875 --> 00:51:08.750
...و الان... همین که من رو دید

00:51:09.875 --> 00:51:14.583
اون گفت، «فکر می‌کنم بهتر باشه که
«.دفترچه خاطرات لیروی رو با خودتون به کنتاکی ببرید

00:51:15.416 --> 00:51:18.521
،و اگه فکر می‌کنید بهتره بسوزونیدش»
«.این کار رو بکنید

00:51:19.291 --> 00:51:20.583
.چقدر آدم باملاحظه‌ایه

00:51:21.500 --> 00:51:23.291
.ولی برای من منطقی نیست

00:51:24.208 --> 00:51:25.750
...تمام این اعداد و حروف

00:51:26.875 --> 00:51:30.875
ولی... همین که می‌بینم
...ارتش به شما تکیه کرده

00:51:30.958 --> 00:51:33.625
به نظرم کار درستیه که
.این دست شما باشه

00:52:05.583 --> 00:52:08.875
.همیشه میام بهت سر می‌زنم

00:52:08.958 --> 00:52:10.934
...برای رسیدگی به نیازهاش -
.درک می‌کنم -

00:52:10.958 --> 00:52:12.875
.شما همه توی این موضوع اذیت شدیم...

00:52:14.041 --> 00:52:15.083
!دکتر

00:52:15.875 --> 00:52:19.541
آقای لندور، از دیدن دوباره شما
.خوشحالم

00:52:20.125 --> 00:52:23.875
،لطفاً بذارید شما رو به همسرم
.جولیا معرفی کنم

00:52:25.333 --> 00:52:27.625
.تعریف‌های زیادی درموردتون شنیدم

00:52:27.708 --> 00:52:29.125
.باعث افتخاره

00:52:29.208 --> 00:52:32.958
شما کسی هستید که به دنبال
جریان مرگ آقای فرایه؟

00:52:33.833 --> 00:52:34.666
.بله

00:52:34.750 --> 00:52:36.833
.خب، داشتیم درمورد همین موضوع صحبت می‌کردیم

00:52:37.458 --> 00:52:43.666
در واقع، همسرم بهم گفتن که
...باوجود تمام تلاش‌هاشون

00:52:43.750 --> 00:52:49.625
باز هم جسد آقای فرای برای دیده شدن
.توسط عموم خیلی تجزیه شده بود

00:52:52.083 --> 00:52:54.208
.والدین بی‌چاره‌اش

00:52:54.708 --> 00:52:55.708
.درسته

00:52:55.791 --> 00:52:58.916
خب، این موضوع خیلی
.روی ما تأثیر گذاشته

00:53:00.916 --> 00:53:04.604
خیالتون راحت باشه، تا زمانی که
.دستگیرش نکنیم، آروم نمی‌گیرم

00:53:08.708 --> 00:53:10.708
.از آشنایتون خوشحال شدم

00:53:11.416 --> 00:53:12.500
.عزیزم

00:53:12.583 --> 00:53:15.833
،اینطور که متوجه شدم
.همسر شما فوت کرده، آقای لندور

00:53:17.708 --> 00:53:18.916
.درسته

00:53:19.000 --> 00:53:20.708
...خب، با کمال حس هم‌دردی

00:53:22.333 --> 00:53:25.833
اخیراً این اتفاق افتاد؟
.منظورم فوت همسرتونه

00:53:26.500 --> 00:53:27.541
.دو سال پیش بود

00:53:28.291 --> 00:53:33.041
فقط چند ماه بعد از جابه‌جایی ما
.به هایلندز بود

00:53:33.750 --> 00:53:35.916
بیماری ناگهانی بود؟

00:53:38.458 --> 00:53:39.458
...چندان

00:53:40.833 --> 00:53:41.833
.ناگهانی نبود

00:53:42.750 --> 00:53:46.375
.خب، من قدر فداکاری‌هاتون رو می‌دونم

00:53:47.583 --> 00:53:50.000
.تسلیت میگم -
.ممنونم

00:54:27.416 --> 00:54:28.416
.آفرین

00:54:29.375 --> 00:54:32.166
ادگار، بهت نگفتم که خواهرم
یه نابغه‌ست؟

00:54:32.250 --> 00:54:35.500
.عالی بود، عزیزم
.اشک تو چشم‌هام حلقه زد

00:54:35.583 --> 00:54:36.583
.آره

00:54:37.041 --> 00:54:39.125
.قشنگ بود، خانم مارکیز

00:54:39.208 --> 00:54:40.666
.درسته -
.بله -

00:54:41.333 --> 00:54:43.375
.فناناپذیری شما تضمین شده‌ست

00:54:44.000 --> 00:54:46.958
هیچ زنمی رو نمی‌شناسم که
.بخواد فناناپذیر بشه، رندی

00:54:47.041 --> 00:54:50.375
...من ناگهان سِر توماس گِری به ذهنم اومد

00:54:51.000 --> 00:54:53.750
گل‌های بسیاری زاده شده‌اند»
«.تا نادیده خجل شوند

00:54:53.833 --> 00:54:56.583
و شیرینیشان را در هوای بیابان»
«.حرام کردند

00:54:58.000 --> 00:54:59.646
.شاعر موردعلاقه منه، آقای پو

00:55:02.083 --> 00:55:05.250
نظرت درمورد نابغه کوچولوی من چیه؟

00:55:06.166 --> 00:55:08.791
فکر می‌کنم آقای پو فرای
.این هستن که نابغه کسی باشن

00:55:09.625 --> 00:55:12.000
قطعاً کسایی مثل تو نباید
.اون رو فاسد کنن

00:55:14.833 --> 00:55:15.833
.خیلی خب، لیا

00:55:15.916 --> 00:55:19.333
.دیگه کافیه
.باید قبل از شام استراحت کنی

00:55:20.000 --> 00:55:22.875
.من رو ببخشید، آقایون -
.ممنونم، لیا

00:55:24.668 --> 00:55:25.918
‫رندی، صندلی‌ها رو بیار.

00:55:26.626 --> 00:55:28.251
‫استودارد، زودباش دیگه.
‫برو سراغ صفحه شطرنج.

00:55:30.001 --> 00:55:31.251
‫خیلی‌خب. دیگه حوصله‌ام سر رفت.

00:55:31.334 --> 00:55:33.584
‫واسه‌ام مهم نیست! مریضه.

00:55:33.668 --> 00:55:36.168
‫وقتی چنین شرایطی داره
‫نمی‌تونه چیزی اجرا کنه.

00:55:36.793 --> 00:55:37.751
‫خانم مارکیز.

00:55:38.293 --> 00:55:40.793
‫عه... معذرت می‌خوام.

00:55:44.876 --> 00:55:49.959
‫به شدت مشتاقم روز شنبه
‫با شما دیداری داشته باشم.

00:55:51.834 --> 00:55:56.334
‫اشتیاق شما رو درک می‌کنم آقای پو.
‫ولی متأسفانه شنبه سرم شلوغه.

00:55:57.043 --> 00:55:58.251
‫آها، که این‌طور.

00:55:58.793 --> 00:56:01.418
‫اینم کت و کلاهتون جناب.

00:56:01.501 --> 00:56:04.293
‫ممنونم یوجنیا. لازم نبود.

00:56:04.376 --> 00:56:06.876
‫خودم می‌تونستم کتم رو بردارم.

00:56:06.959 --> 00:56:08.876
‫- شبتون بخیر.
‫- شب بخیر.

00:56:11.251 --> 00:56:13.043
‫فرانسوی‌تون خیلی خوبه آقای پو.

00:56:14.084 --> 00:56:16.709
‫لهجۀ جذابی هم دارید.

00:56:22.334 --> 00:56:24.126
‫پس گفتید همین جمعه؟

00:56:25.293 --> 00:56:28.084
‫اگه شما ترجیح می‌دید
‫می‌تونیم بندازیم یک‌شنبه.

00:56:29.959 --> 00:56:30.959
‫یا حتی دوشنبه.

00:56:31.043 --> 00:56:33.293
‫کجا مایلید همدیگه رو ببینیم؟

00:56:33.376 --> 00:56:35.959
‫بذارید حدس بزنم، منطقۀ غربی؟
‫گردشگاه معشوقان؟

00:56:36.043 --> 00:56:37.043
‫عه، نه، نه، نه.

00:56:37.584 --> 00:56:38.918
‫متأسفانه هیچ‌کدوم. نه.

00:56:39.751 --> 00:56:41.501
‫راستش آرامستان مد نظرم بود.

00:56:42.376 --> 00:56:43.876
‫- آرامستان؟
‫- اوهوم.

00:56:46.043 --> 00:56:47.376
‫چه جالب.

00:56:47.459 --> 00:56:48.793
‫بله، مسلماً به نظرم جالبه.

00:56:51.709 --> 00:56:53.584
‫خب، امیدوارم شب خوبی داشته باشید.

00:57:52.293 --> 00:57:53.751
‫درختان کاملاً برهنه از برگ شده‌ان.

00:57:54.668 --> 00:57:57.793
‫ولی برای سیاحت کامل از هایلندز
‫که در شأن شکوهش باشه،

00:57:58.334 --> 00:58:01.584
‫باید درست در زمان ریزش
‫برگ درختانش دیده بشه.

00:58:02.626 --> 00:58:03.459
‫اون‌وقت چرا؟

00:58:04.168 --> 00:58:06.126
‫پوشش گیاهی بهبود پیدا نمی‌کنه،

00:58:06.209 --> 00:58:09.584
‫بلکه مانع طرح اولیۀ پروردگار می‌شه.

00:58:10.293 --> 00:58:11.501
‫چه شاعرانه.

00:58:12.959 --> 00:58:16.043
‫از صحبت درمورد پروردگار و مرگ
‫لذت می‌برید، درست می‌گم؟

00:58:16.668 --> 00:58:20.334
‫از نظر من مرگ والاترین مضمون شعره.

00:58:28.251 --> 00:58:29.251
‫افتخار می‌دید؟

00:58:33.751 --> 00:58:36.084
‫- جای محشریه.
‫- آره، جای مورد علاقمه.

00:58:41.376 --> 00:58:44.376
‫مرگ‌اندیشی خیلی بهتون میاد.

00:58:46.168 --> 00:58:47.918
‫حتی از یونیفرم بیشتر بهتون میاد.

00:58:50.626 --> 00:58:52.709
‫فقط آرتموس در این زمینه
‫می‌تونه باهاتون رقابت کنه.

00:58:54.084 --> 00:58:57.376
‫تا به حال ندیده‌ام فکرش رو
‫درگیر مسائل دلگیر زندگی کنه.

00:58:58.918 --> 00:59:02.084
‫دوست داره مدتی طولانی با این
‫جهان‌بینی ما به زندگی نگاه کنه.

00:59:13.959 --> 00:59:16.584
‫راستش به عقیدۀ من آدم می‌تونه...

00:59:16.668 --> 00:59:18.293
‫مدتی روی خرده شیشه‌ها رقص کنه.

00:59:18.959 --> 00:59:20.168
‫ولی نه برای همیشه.

00:59:25.001 --> 00:59:27.626
‫بله، ظاهراً خیلی با همدیگه
‫نقاط مشترک دارید.

00:59:35.668 --> 00:59:37.209
‫امیدوارم سردتون نباشه.

00:59:40.251 --> 00:59:42.501
‫ظاهراً آب و هوای اینجا
‫حالا حالاها قراره سرد باشه.

00:59:42.584 --> 00:59:43.584
‫لطفاً بحثش رو پیش نکشید.

00:59:44.209 --> 00:59:47.209
‫فکر نکنید برای صحبت درمورد مسائل
‫عامی مثل آب و هوا اومده‌ام اینجا.

00:59:48.043 --> 00:59:50.709
‫معذرت می‌خوام. صرفاً نگران سلامتی‌تون بودم.

00:59:50.793 --> 00:59:52.043
‫پس اگه می‌خواید ادامه بدید.

00:59:52.126 --> 00:59:55.793
‫عشق بی‌پایانتون رو اعلام کنید که جفتمون
‫با حالی که از این بدتر نمی‌شه برگردیم خونه.

00:59:55.876 --> 00:59:58.501
‫- صرفاً داشتم می‌گفتم...
‫- معذرت می‌خوام.

00:59:59.751 --> 01:00:02.209
‫ببخشید، رفتارم خیلی ناجوره.
‫حتی نمی‌دونم علتش چیه.

01:00:05.251 --> 01:00:06.376
‫سردتونه.

01:00:06.459 --> 01:00:08.834
‫خانم مارکیز، مایلید شنلم رو بهتون قرض بدم؟

01:00:09.834 --> 01:00:11.793
‫- سردم نیست.
‫- جدی می‌گم...

01:00:11.876 --> 01:00:12.709
‫من...

01:00:14.834 --> 01:00:16.043
‫- چی شد؟
‫- خانم مارکیز.

01:00:16.126 --> 01:00:18.584
‫لیا! لیا!

01:00:22.126 --> 01:00:25.584
‫لیا! لیا! چی شده؟

01:00:25.668 --> 01:00:26.501
‫لیا!

01:00:28.918 --> 01:00:29.751
‫لیا.

01:00:37.959 --> 01:00:39.126
‫خدایا لیا.

01:00:40.709 --> 01:00:41.876
‫حالت خوبه؟

01:00:44.418 --> 01:00:46.126
‫- لیا؟
‫- حالم خوبه.

01:00:56.709 --> 01:01:00.501
‫مطمئنی حالت خوبه؟ خیلی ترسوندیم‌ها.

01:01:01.126 --> 01:01:03.668
‫چیز خاصی نبود.
‫لازم نیست نگران بشی.

01:01:05.126 --> 01:01:06.168
‫این...

01:01:07.543 --> 01:01:12.959
‫روحیات شما انقدری به من جسارت می‌ده
‫که پیشتون اعتراف کنم...

01:01:14.501 --> 01:01:19.501
‫که مادرم به نوعی در زندگی من حضور داره.

01:01:20.834 --> 01:01:23.626
‫چه در خواب و چه در بیداری‌ام حضور داره.

01:01:24.543 --> 01:01:25.876
‫بله. بله.

01:01:25.959 --> 01:01:31.126
‫از نظرم گاهی اوقات روح مردگان
‫بابت علاقۀ اندک ما بهشون، سراغ ما میان.

01:01:32.459 --> 01:01:36.293
‫چون فراموششون می‌کنیم، متوجهید؟
‫از عمد نیست، ولی فراموش می‌کنیم.

01:01:37.334 --> 01:01:42.876
‫گمونم احساس می‌کنند به طرز ظالمانه‌ای
‫از یاد رفته‌ان و به سمت ما فریاد می‌زنند.

01:01:44.084 --> 01:01:47.126
‫شاید بهتر باشه زیاد درموردش فکر نکنیم.

01:01:58.334 --> 01:02:00.251
‫دوست دارم بدونید چقدر سپاسگزارم...

01:02:02.876 --> 01:02:04.668
‫که وقتی چشم باز کردم دیدم کنارم موندید.

01:02:05.959 --> 01:02:07.334
‫که به عمق وجودتون نگاه کردم،

01:02:08.293 --> 01:02:10.626
‫و چیزی پیدا کردم که انتظارش رو نداشتم.

01:02:12.168 --> 01:02:13.709
‫اصلاً انتظارش رو نداشتم.

01:02:15.709 --> 01:02:16.709
‫متشکرم.

01:03:12.376 --> 01:03:14.543
‫وایستا!

01:03:23.251 --> 01:03:26.084
‫حرام‌زاده‌جماعت باید حدش رو بدونه.

01:03:28.668 --> 01:03:31.126
‫نبینم سمت لیا بری.

01:03:33.918 --> 01:03:34.751
‫بکش کنار!

01:03:38.334 --> 01:03:39.543
‫بکش کنار بالینجر!

01:03:39.626 --> 01:03:43.001
‫وگرنه توی دادگاه نظامی محاکمه می‌شی!

01:03:55.376 --> 01:03:56.543
‫مردک بدقواره.

01:04:01.209 --> 01:04:02.209
‫حالت خوبه؟

01:04:02.293 --> 01:04:06.043
‫مشخصه این حیوان وحشی می‌دونه
‫لیا من رو بهش ترجیح می‌ده.

01:04:06.126 --> 01:04:08.459
‫- و اگه می‌خواد من رو بترسونه...
‫- بترسونه؟

01:04:08.543 --> 01:04:11.584
‫- مشخص بود می‌خواد بکشتت.
‫- من رو بکشه؟

01:04:12.209 --> 01:04:16.334
‫نه. قبل اینکه بتونه بین من و عشق زندگی‌ام
‫مانعی ایجاد کنه،

01:04:16.418 --> 01:04:18.084
‫خودم می‌کشمش.

01:04:20.709 --> 01:04:24.126
‫تا بوده همین بوده.
‫همیشه مردم من رو دست کم می‌گرفتند.

01:04:24.209 --> 01:04:27.293
‫دوستانم، هم‌کلاسی‌هام،
‫حتی حامیان مالی اشعارم.

01:04:27.376 --> 01:04:28.793
‫- ممنون پتسی.
‫- همه‌شون.

01:04:29.418 --> 01:04:30.459
‫همه‌شون...

01:04:33.668 --> 01:04:34.668
‫به جز مادر عزیزم.

01:04:37.084 --> 01:04:40.376
‫و ممنون که اونجا کمکم کردی.

01:04:41.168 --> 01:04:43.293
‫کم پیش میاد از چیزی تعجب کنم.

01:04:43.376 --> 01:04:47.376
‫خودتم تعجب کردی، درست نمی‌گم لندور؟

01:04:48.501 --> 01:04:50.793
‫قصد بی‌احترامی ندارم،

01:04:50.876 --> 01:04:54.793
‫ولی بیشتر از چیزی که ظاهرت نشون می‌ده،
‫آدم فرهیخته‌ای هستی.

01:04:55.584 --> 01:04:59.751
‫حالا بگو ببینم، راست می‌گن که
‫یک‌بار فقط با نگاه نافذت،

01:04:59.834 --> 01:05:02.293
‫خواستی از کسی اعتراف بگیری؟

01:05:09.668 --> 01:05:11.376
‫اگر بازجو صبوری کنه،

01:05:12.543 --> 01:05:16.334
‫خود مظنون معمولاً از خودش بازجویی می‌کنه.

01:05:20.584 --> 01:05:23.626
‫حقا که هم‌نشین خوش‌مشربی هستی لندور.

01:05:26.793 --> 01:05:28.709
‫حتماً باید شعری از این دیدارها بنویسم.

01:05:29.834 --> 01:05:33.251
‫شعری که نامت رو در طی
‫دوران مختلف زنده نگه داره.

01:05:51.251 --> 01:05:55.293
‫حتی بعد حمله‌ای که صورت گرفت،
‫به رندی بالینجر مظنون نشدی؟

01:05:57.584 --> 01:05:59.168
‫پس به چه نتیجه‌ای می‌رسی؟

01:06:00.084 --> 01:06:01.418
‫منظورم توی تحقیقاتته.

01:06:02.418 --> 01:06:05.501
‫بیشتر نظرم روی آرتموس مارکیزه.

01:06:06.918 --> 01:06:08.084
‫احیاناً می‌شناسیش؟

01:06:10.584 --> 01:06:11.751
‫کیه که نشناسه؟

01:06:13.834 --> 01:06:15.459
‫ظاهر باشکوهی داره.

01:06:16.918 --> 01:06:20.251
‫تقریباً نزدیک بود جوان‌مرگ بشه، درسته؟

01:06:23.001 --> 01:06:26.293
‫ولی به نظرم عمل خشونت‌آمیزی
‫از پس اون بر نمیاد.

01:06:27.584 --> 01:06:29.584
‫همیشه آدم... خون‌سردیه.

01:06:32.084 --> 01:06:33.459
‫شاید کسی نیست که دنبالشیم.

01:06:35.376 --> 01:06:39.251
‫ویژگی خاصی توی رفتارش می‌بینم.
‫توی کل خانواده‌اش.

01:06:39.334 --> 01:06:42.168
‫رفتارش شبیه کساییه که جرمی مرتکب شده‌ان.

01:06:45.918 --> 01:06:48.334
‫مگه خانواده‌ای هست که جرمی
‫مرتکب نشده باشه؟

01:06:55.751 --> 01:06:58.209
‫- سلام جناب سروان.
‫- مسئله آقای بالینجره.

01:06:59.251 --> 01:07:01.126
‫متأسفانه ناپدید شده.

01:07:14.751 --> 01:07:16.334
‫کنار اون سنگ‌ها رو ببین.

01:07:17.751 --> 01:07:19.209
‫این طرف هم ببین.

01:07:22.668 --> 01:07:23.959
‫برو بالای قله.

01:07:24.751 --> 01:07:28.168
‫سرباز، سمت راست رو ببین.
‫پشت اون درخت‌ها.

01:07:28.918 --> 01:07:30.001
‫اینجا چیزی نیست.

01:07:41.459 --> 01:07:43.709
‫جناب سروان! بیاید این بالا!

01:07:55.876 --> 01:07:56.876
‫پناه بر خدا.

01:08:19.584 --> 01:08:25.876
‫کالبدشکافی آقای بالینجر
‫به ظرافت فرای نبود.

01:08:26.543 --> 01:08:29.751
‫که نشون می‌ده به دست فرد دیگری اجرا شده.

01:08:32.001 --> 01:08:34.626
‫در خصوص اخته کردن بگم...

01:08:36.834 --> 01:08:38.793
‫راستش من...

01:08:38.876 --> 01:08:39.918
‫اخته کردن؟

01:08:40.751 --> 01:08:42.251
‫پناه بر خدا لندور.

01:08:43.209 --> 01:08:47.334
‫حتی به اندازۀ ماه گذشته دیگه به
‫دستگیری این جانی نزدیک نیستیم!

01:08:47.918 --> 01:08:48.918
‫اتفاقاً نزدیکتر شدیم.

01:08:49.584 --> 01:08:51.251
‫- دیر یا زود پیداش می‌کنیم.
‫- پس بگو ببینم!

01:08:52.959 --> 01:08:55.626
‫شواهد بیشتری از این
‫عملیات‌های شیطانی پیدا کردی؟

01:08:57.293 --> 01:09:00.584
‫تکلیف اون به‌ظاهر افسری که
‫سرباز کاکرین رو متقاعد کرد،

01:09:00.668 --> 01:09:02.334
‫تا پیکر لیروی فرای رو رها کنه چی می‌شه؟

01:09:03.709 --> 01:09:04.668
‫یا دفتر خاطرات فرای؟

01:09:04.751 --> 01:09:07.876
‫حتی سرنخی پیدا کردی که بتونه کمک کنه؟

01:09:08.793 --> 01:09:13.918
‫دیوانه‌ای آزادانه توی این رشته‌کوه می‌چرخه
‫و شکم افراد من رو می‌دره.

01:09:14.001 --> 01:09:18.459
‫سربازانی که با مشقت وظایفشون رو انجام می‌دن
‫جرأت خوابیدن و خروج از سربازخانه رو ندارند!

01:09:18.543 --> 01:09:21.293
‫و اگرم بخوابن با اسلحه زیر بالش می‌خوابن!

01:09:26.793 --> 01:09:29.709
‫کم‌کم دارم فکر می‌کنم دیگه به نظر شما،

01:09:30.334 --> 01:09:31.959
‫من صلاحیت این تحقیقات رو ندارم.

01:09:33.209 --> 01:09:34.209
‫ممنونم دکتر.

01:09:41.584 --> 01:09:45.251
‫صلاحیت شما زیر سوال نرفته،
‫بلکه بحث وفاداری شما مطرحه.

01:09:45.793 --> 01:09:50.209
‫احتمالی می‌دید که چنین اقداماتی
‫از جانب آقای پو باشه؟

01:09:51.251 --> 01:09:52.084
‫پو؟

01:09:52.168 --> 01:09:54.834
‫همین دیروز که رفقانش
‫توی مهمانسرا پذیرایی می‌کرد،

01:09:54.918 --> 01:09:58.543
‫از گلاویز شدن حماسی‌اش
‫با آقای بالینجر دم می‌زد،

01:09:58.626 --> 01:10:02.126
‫و اذعان می‌کرد اگر دوباره
‫چنین درگیری پیش بیاد،

01:10:02.209 --> 01:10:04.543
‫به طور جد مصممه که بکشش.

01:10:04.626 --> 01:10:06.251
‫خودت که پو رو دیدی.

01:10:07.209 --> 01:10:11.334
‫واقعاً فکر می‌کنی می‌تونه
‫بالینجر رو از پا در بیاره؟

01:10:11.418 --> 01:10:15.126
‫نه، نیازی به نبرد تن به تن نیست.
‫با یک سلاح گرم می‌تونه کارش رو بسازه.

01:10:15.209 --> 01:10:17.626
‫رابطه‌اش با بالینجر هر چی که باشه،

01:10:17.709 --> 01:10:22.001
‫هیچ پل ارتباطی‌ای بین پو
‫و لیروی فرای وجود نداره.

01:10:22.084 --> 01:10:25.168
‫- حتی همدیگه رو نمی‌شناختند.
‫- اتفاقاً می‌شناختند.

01:10:26.001 --> 01:10:28.834
‫اون‌ها هم تابستان سال گذشته
‫با همدیگه درگیری داشتند.

01:10:30.501 --> 01:10:34.001
‫ولی گمون نکنم داوطلبانه بهتون
‫چنین اطلاعاتی رو داده باشه، درسته؟

01:10:39.043 --> 01:10:40.168
‫پس بازداشتش کنید.

01:10:40.959 --> 01:10:44.001
‫اگر انقدر مطمئنید که کار خودشه،
‫بازداشتش کنید.

01:10:44.084 --> 01:10:46.001
‫ما صرفاً انگیزۀ قتل رو داریم.

01:10:46.626 --> 01:10:49.209
‫برای جمع‌آوری مدارک
‫پشتمون به جنابعالی گرمه!

01:10:50.584 --> 01:10:55.001
‫آقای لندور، احیاناً خصومت پنهانی
‫نسبت به این پادگان دارید؟

01:10:55.584 --> 01:10:56.584
‫قضیه همینه؟

01:10:59.584 --> 01:11:05.251
‫من از جانب مؤسسۀ گران‌بهای شما،
‫دارم جانم رو به خطر می‌ندازم.

01:11:08.459 --> 01:11:09.293
‫ولی آره.

01:11:11.209 --> 01:11:16.918
‫معتقدم که پادگان شما،
‫ارادۀ مردان جوان رو می‌گیره.

01:11:17.501 --> 01:11:21.168
‫اون‌ها رو در بند قوانین
‫و مقررات قرار می‌ده.

01:11:22.584 --> 01:11:27.334
‫عقل سلیم رو ازشون سلب می‌کنه.
‫باعث می‌شه کمتر انسان باشند.

01:11:27.418 --> 01:11:32.168
‫دارید می‌گید مقصر این کشتار پادگانه؟

01:11:32.251 --> 01:11:36.543
‫کار کسیه که با پادگان در ارتباطه، پس بله.
‫می‌شه گفت مقصر خود پادگانه.

01:11:36.626 --> 01:11:38.043
‫نظرتون مضحکه.

01:11:38.126 --> 01:11:39.334
‫با این منطق شما،

01:11:40.084 --> 01:11:44.043
‫اگر یک مسیحی جرمی مرتکب بشه،
‫باید به پای عیسی نوشته بشه.

01:11:45.543 --> 01:11:46.584
‫بایدم نوشته بشه.

01:12:02.501 --> 01:12:07.626
‫اول که ازت خواستم این کار رو قبول کنی،

01:12:09.293 --> 01:12:16.209
‫بهم گفتی هیچ مراوده‌ای
‫با لیروی فرای نداشتی، پس...

01:12:17.793 --> 01:12:20.376
‫از همین‌جاش شروع کنیم. خب؟

01:12:23.834 --> 01:12:26.584
‫- خب، واقعیت محض این نبود که...
‫- خب، خب، خب...

01:12:26.668 --> 01:12:29.209
‫چرا هیچ مسئله‌ای رو نمی‌تونی
‫ساده مطرح کنی پو؟

01:12:29.293 --> 01:12:31.709
‫حقایق کجاست؟ حقایق ساده کجاست؟

01:12:31.793 --> 01:12:34.126
‫یا بگو آره! یا بگو نه!

01:12:35.668 --> 01:12:36.668
‫حقیقت رو بگو!

01:12:38.501 --> 01:12:43.126
‫- لیروی فرای رو می‌شناختی؟
‫- بله.

01:12:44.168 --> 01:12:47.376
‫با لیروی فرای صحبت کرده بودی؟

01:12:48.668 --> 01:12:50.251
‫بله. بله.

01:12:55.168 --> 01:12:57.334
‫خودت لیروی فرای رو کشتی؟

01:13:00.001 --> 01:13:02.959
‫راندولف بالینجر رو تو کشتی؟

01:13:03.043 --> 01:13:03.876
‫نه.

01:13:10.126 --> 01:13:15.418
‫هیچ ارتباطی به کالبدشکافی
‫پیکر این دو نفر داشتی؟

01:13:15.501 --> 01:13:18.959
‫- نه، نه، نه. اگه چنین کاری...
‫- ولی رد نمی‌کنی که...

01:13:19.043 --> 01:13:21.834
‫جفت این افراد رو تهدید کرده بودی؟

01:13:21.918 --> 01:13:25.168
‫در رابطه با تهدید بالینجر...

01:13:29.793 --> 01:13:30.876
‫از صمیم قلب نگفتم.

01:13:32.418 --> 01:13:35.793
‫- فرای چطور؟
‫- من هیچ‌وقت تهدیدش نکردم. صرفاً...

01:13:35.876 --> 01:13:41.043
‫من توی این مسئله الگوی
‫اذیت‌کننده‌ای می‌بینم پو.

01:13:41.126 --> 01:13:46.834
‫مردانی که گذرشون به تو افتاده،
‫جنازۀ به دار آویخته‌شون پیدا می‌شه،

01:13:46.918 --> 01:13:52.001
‫اونم درحالی که اعضای حیاتی
‫بخصوصی از سینه‌شون جدا شده.

01:13:52.834 --> 01:13:54.084
‫آقای لندور...

01:13:57.834 --> 01:14:00.001
‫اگر قرار بود هر سرباز پادویی...

01:14:00.084 --> 01:14:03.001
‫که در مدت کوتاه حضورم در اینجا
‫از من سوء استفاده کرده‌اند رو بکشم،

01:14:04.876 --> 01:14:08.084
‫مجبور می‌شدید جنازۀ کل
‫سپاه سربازان رو پیدا کنید،

01:14:08.168 --> 01:14:09.834
‫به جای جنازۀ دو سرباز.

01:14:14.084 --> 01:14:17.293
‫اگر لازمه بدونید باید بگم
‫از روزهای اول حضورم در اینجا،

01:14:18.251 --> 01:14:19.876
‫مضحکۀ خاص و عام شده‌ام.

01:14:21.501 --> 01:14:26.418
‫رفتارم، سنم، شخصیتم،

01:14:28.918 --> 01:14:30.334
‫ظواهرم رو مسخره کرده‌ان.

01:14:32.334 --> 01:14:36.709
‫حتی اگر هزاران عمر داشته باشم،

01:14:36.793 --> 01:14:39.209
‫بازم نمی‌تونم به تمام آسیب‌هایی که...

01:14:39.293 --> 01:14:40.626
‫بهم وارد شده اشاره کنم.

01:14:42.418 --> 01:14:48.293
‫بله، من گناهان بزرگی مرتکب شده‌ام،
‫ولی نه این گناه.

01:14:50.959 --> 01:14:52.251
‫هیچ‌وقت قتل نکرده‌ام.

01:14:55.501 --> 01:14:56.918
‫حالا حرفم رو باور می‌کنید؟

01:14:59.876 --> 01:15:06.209
‫به نظرم باید بیشتر حواست
‫به رفتار و گفتارت باشه.

01:15:09.709 --> 01:15:14.459
‫فعلاً شاید بتونم هیچکاک رو کنترل کنم.

01:15:15.876 --> 01:15:21.876
‫ولی اگر بخوای دوباره بهم دروغ تحویل بدی،

01:15:21.959 --> 01:15:27.293
‫می‌ندازمت پشت میله‌های زندان
‫و هیچ ترحم و کمکی بهت نمی‌کنم.

01:15:27.376 --> 01:15:30.501
‫متوجه شدی چی گفتم؟

01:15:39.543 --> 01:15:43.376
‫الآنم اگه اجازه بدی
‫باید برای شام جایی باشم.

01:16:09.001 --> 01:16:15.959
‫ممنونم که در سوگ نابهنگام راندولف
‫به ما ملحق شدی.

01:16:17.251 --> 01:16:19.584
‫پسرک جزوی از خانواده‌مون بود.

01:16:24.376 --> 01:16:28.918
‫قبول دارید پسر من به طور منحصر به فردی
‫آقای خوش‌تیپیه جناب لندور؟

01:16:32.501 --> 01:16:33.376
‫اِم...

01:16:34.751 --> 01:16:41.126
‫از نظر من جفت پسران شما
‫به یک اندازه در این زمینه جذاب‌اند.

01:16:42.209 --> 01:16:44.626
‫بله، جذابیت در خانوادۀ ما ارثیه.

01:16:45.209 --> 01:16:50.043
‫هرچند از نظرم شما جذابیت نادری دارید.

01:16:51.168 --> 01:16:54.501
‫هوش استثنایی دارید.

01:16:55.043 --> 01:16:59.334
‫می‌شه گفت هوشی که شما دارید
‫بین مردم این حوالی تقریباً نایابه.

01:17:00.959 --> 01:17:03.709
‫آقای لندور، به واسطۀ همین هوشتون،

01:17:04.543 --> 01:17:07.209
‫امیدوارم وقتی امورات رسمی شما
‫در اینجا به پایان رسید،

01:17:07.293 --> 01:17:10.584
‫توی معمایی که ذهنم رو درگیر کرده، کمک کنید.

01:17:11.126 --> 01:17:13.959
‫- گفتید معما؟
‫- مسئلۀ عجیبیه.

01:17:14.043 --> 01:17:16.001
‫حین مراسم تلاوت روز دوشنبه،

01:17:16.584 --> 01:17:20.459
‫ظاهراً یکی به صورت مخفیانه
‫متعلقات شخصی من رو گشته.

01:17:21.584 --> 01:17:23.293
‫- آها.
‫- خب...

01:17:23.959 --> 01:17:27.168
‫- این حوالی افراد وحشتناکی هستند.
‫- جدی می‌گید پدر؟

01:17:27.543 --> 01:17:30.459
‫به عقیدۀ من این فرد صرفاً آدم بی‌ادبیه،

01:17:30.543 --> 01:17:33.209
‫که البته خودمم نمی‌دونم کیه.

01:17:35.376 --> 01:17:39.084
‫به هر حال باید مواظب باشی آرتموس.

01:17:39.876 --> 01:17:41.668
‫- خیلیم باید مواظب باشی.
‫- ای مادر.

01:17:42.543 --> 01:17:45.668
‫احتمالاً کار آدم مزاحمی بوده،

01:17:45.751 --> 01:17:50.251
‫که کار درست و حسابی نداره و
‫حتی زندگی‌ای نداره.

01:17:50.834 --> 01:17:54.001
‫احتمالاً یک روستایی کلبه‌نشین باشه.

01:17:55.043 --> 01:17:56.459
‫موافقید جناب لندور؟

01:17:58.668 --> 01:18:00.084
‫عه.

01:18:00.168 --> 01:18:02.168
‫- شما هم کلبه دارید، درست نمی‌گم.
‫- بسه آرتموس.

01:18:03.001 --> 01:18:06.251
‫حتی ممکنه روابط نزدیکی با کسی
‫که با این الگو مطابقت داره، داشته باشید.

01:18:06.334 --> 01:18:09.584
‫شاید یکی از دوستانتون باشه که
‫اهل عیش و نوش توی میخانه‌ست.

01:18:10.584 --> 01:18:13.126
‫بس کن! خواهش کردم!
‫از این کارت بدم میاد!

01:18:13.668 --> 01:18:16.043
‫این رفتارت به شدت زننده‌ست.

01:18:16.126 --> 01:18:18.793
‫- متوجه منظورت نمی‌شم مادر.
‫- نه، نبایدم بشی.

01:18:18.876 --> 01:18:21.918
‫من حتی اگه تا اون‌طرف رود هادسون برم
‫همچنان کسی واسه‌اش مهم نیست.

01:18:22.001 --> 01:18:23.626
‫چون کسی متوجه من نمی‌شه!

01:18:24.126 --> 01:18:26.501
‫- درست نمی‌گم دنیل؟
‫- پسرم، خواهشاً بس کن.

01:18:36.459 --> 01:18:40.459
‫بابت... رفتار همسرم معذرت می‌خوام.

01:18:42.418 --> 01:18:45.293
‫مرگ آقای بالینجر...

01:18:46.793 --> 01:18:50.334
‫سایۀ اندوهی روی خانوادۀ ما انداخته.

01:18:58.084 --> 01:19:02.501
‫مایلید توی اتاق مطالعه
‫بیاید پیشم آقای لندور؟

01:19:02.584 --> 01:19:03.584
‫با کمال میل.

01:19:11.918 --> 01:19:14.293
‫معذرت می‌خوام جناب پاسبان.

01:19:16.501 --> 01:19:20.834
‫زندگی تحت فشار و اضطراب
‫روی همه‌مون تأثیر گذاشته.

01:19:20.918 --> 01:19:23.084
‫- نیازی به عذرخواهی نیست.
‫- بله.

01:19:23.876 --> 01:19:28.418
‫اونم در این موقع از سال
‫با وجود تمام محدودیت‌ها...

01:19:28.501 --> 01:19:31.834
‫هوم. کاملاً درک می‌کنم.

01:19:36.376 --> 01:19:39.584
‫متوجه مسئله‌ای شدم دکتر.

01:19:42.209 --> 01:19:44.251
‫احیاناً دخترتون ناخوش‌احواله؟

01:19:45.876 --> 01:19:47.251
‫خیلی تیزبین هستید.

01:19:48.501 --> 01:19:49.501
‫بله.

01:19:51.209 --> 01:19:52.751
‫بله، دخترم...

01:19:54.793 --> 01:19:57.834
‫دخترم رنجش زیادی متحمل شد.

01:19:58.543 --> 01:20:00.584
‫از زمان خردسالی مورد رنجش بوده.

01:20:01.543 --> 01:20:06.626
‫بیماری بدخیمیه که موجب
‫تشنج‌های ناگهانی‌اش می‌شه،

01:20:06.709 --> 01:20:11.793
‫هوشیاری‌اش رو مختل می‌کنه
‫و باعث می‌شه لرزه به اندامش بیفته.

01:20:12.584 --> 01:20:14.334
‫دخترک نازنینم.

01:20:15.501 --> 01:20:20.168
‫خودش رو برای ازدواج، جایگاه اجتماعی
‫و فرزندآوری آماده می‌کنه،

01:20:21.793 --> 01:20:25.626
‫و در عین حال درگیر بیماری بدخیمیه.

01:20:29.168 --> 01:20:30.168
‫آزاردهنده‌ست.

01:20:33.459 --> 01:20:37.043
‫آقایون، اگه بهمون ملحق بشید
‫لیا آماده‌ست.

01:20:38.251 --> 01:20:39.251
‫ممنونم پسر.

01:20:42.584 --> 01:20:43.584
‫افتخار می‌دید؟

01:20:44.376 --> 01:20:48.293
‫اشکالی نداره برم بیرون و هوایی تازه کنم؟

01:20:48.376 --> 01:20:49.334
‫نفرمایید.

01:20:55.334 --> 01:20:58.334
‫پدر، بیا بازی کنیم.

01:21:01.043 --> 01:21:03.209
‫می‌خوای دوباره مات ناپلئونی‌ات کنم؟

01:21:04.001 --> 01:21:07.043
‫یا این‌بار بیشتر قراره باهام رقابت کنی؟

01:22:14.493 --> 01:22:16.603
‫[آیین رومانوم]

01:23:05.418 --> 01:23:08.209
‫- اجرای محشری بود.
‫- نفرمایید.

01:23:09.251 --> 01:23:10.251
‫شاید بشه گفت قابل قبول.

01:23:10.918 --> 01:23:14.459
‫شما متوجه تأثیر نوازندگی‌تون روی من نیستید.

01:23:16.209 --> 01:23:18.209
‫درواقع روی همه‌مون...

01:23:20.418 --> 01:23:23.251
‫- خب؟
‫- راستش من...

01:23:26.626 --> 01:23:33.376
‫درست نمی‌دونم چطور بیان کنم،
‫ولی متوجه این مسئله شدم،

01:23:35.334 --> 01:23:37.751
‫که از هیچ زحمتی برای شما دریغ نمی‌کنم.

01:23:44.876 --> 01:23:46.001
‫ای ادگار.

01:24:10.501 --> 01:24:13.543
‫کمکتون کنم چیزی که می‌خواید رو
‫پیدا کنید جناب لندور؟

01:24:14.959 --> 01:24:17.543
‫حالتون خوب شد. چه سریع.

01:24:18.501 --> 01:24:19.834
‫معذرت می‌خوام.

01:24:19.918 --> 01:24:23.834
‫نگران بودم دچار میگرن وحشتناکی بشم،

01:24:23.918 --> 01:24:28.376
‫ولی مثل اینکه صرفاً
‫استراحت کوتاهی احتیاج داشتم.

01:24:28.459 --> 01:24:31.418
‫و حس می‌کنم کاملاً بهبود پیدا کرده‌م.

01:24:34.876 --> 01:24:37.751
‫اجازه می‌دید این لباس قدیمی
‫و کهنه رو بذارم کنار؟

01:24:37.834 --> 01:24:40.168
‫مطمئنم به قامت شما نمیاد.

01:24:42.251 --> 01:24:44.376
‫من و دکتر دنبالش می‌گشتیم.

01:24:45.168 --> 01:24:46.251
‫اینجا پیداش کردم.

01:24:47.334 --> 01:24:52.126
‫عزیزم، ببین جناب پاسبان
‫چی توی کمد لباسمون پیدا کرده.

01:24:52.709 --> 01:24:58.126
‫یادته آرتموس وقتی خردسال بود
‫این لباس رو توی خونه تن می‌کرد؟

01:24:58.959 --> 01:25:00.251
‫یادته عزیزدلم؟

01:25:00.334 --> 01:25:02.543
‫- یادمه مادر.
‫- کت برادرمه.

01:25:02.626 --> 01:25:03.876
‫برادرتون؟

01:25:03.959 --> 01:25:06.543
‫تنها یادگاری که ازش مونده همینه.

01:25:07.209 --> 01:25:08.834
‫چرا دست شماست؟

01:25:08.918 --> 01:25:10.543
‫شاید آرتموس باید جواب این سوال رو بده.

01:25:17.459 --> 01:25:19.084
‫همه توی پذیرایی هستند.

01:25:21.626 --> 01:25:22.959
‫ایتان.

01:25:24.959 --> 01:25:26.209
‫چرا اومدی اینجا؟

01:25:27.626 --> 01:25:28.918
‫یک سرباز دیگه گم شده.

01:25:31.918 --> 01:25:35.293
‫گروه تجسسی تشکیل دادم
‫که تا یک ساعت دیگه جست‌جو رو شروع کنند.

01:25:35.376 --> 01:25:37.501
‫زیر هر سنگی رو می‌گردند.

01:25:37.584 --> 01:25:39.626
‫خدا به خیر کنه. حتی از فکر...

01:25:39.709 --> 01:25:40.543
‫آقایون!

01:25:40.626 --> 01:25:43.418
‫الآن توی خوابگاه آقای استودارد بودم.

01:25:43.501 --> 01:25:48.209
‫کاملاً خالی بود. هیچ لباس
‫غیرنظامی‌ای اونجا پیدا نکردم.

01:25:48.293 --> 01:25:50.418
‫گمون می‌کنم فرار کرده باشه.

01:25:51.543 --> 01:25:52.543
‫فرار کرده؟

01:25:52.626 --> 01:25:54.793
‫طبق دفتر خاطرات فرای،

01:25:54.876 --> 01:25:58.834
‫استودارد و بالینجر جفتشون
‫از رفقای نزدیک لیروی فرای بوده‌ان.

01:25:58.918 --> 01:26:01.001
‫گمونم از ترس اینکه
‫قربانی بعدی باشه فرار کرده.

01:26:01.084 --> 01:26:04.751
‫پس آرتموس و کت افسر چی می‌شه؟

01:26:04.834 --> 01:26:08.293
‫اگه توی این قضیه دستی داره،
‫چرا دستگیری‌اش رو به تأخیر بندازیم؟

01:26:08.376 --> 01:26:13.251
‫برای چنین امری... خونسردی زیادی داره.
‫فقط کافیه اتهامات رو منکر بشه.

01:26:14.084 --> 01:26:17.334
‫البته آخرین راه تحقیقاتی‌ای
‫باقی مونده که می‌خوام امتحان کنم.

01:26:17.834 --> 01:26:19.793
‫دو تن از رفقای نزدیکش مرده‌ان،

01:26:19.876 --> 01:26:23.126
‫و فورأ باید به رئیس پادگان
‫گزارش بدم که طرف رو پیدا کرده‌ایم.

01:26:24.834 --> 01:26:27.376
‫پیداش کرده‌ایم لندور. درست نمی‌گم؟

01:26:44.876 --> 01:26:45.876
‫دوشیزه.

01:26:47.709 --> 01:26:48.709
‫ادگار.

01:26:53.293 --> 01:26:55.001
‫- من...
‫- پروفسور؟

01:26:58.043 --> 01:26:59.043
‫پپه؟

01:27:01.376 --> 01:27:05.918
‫آخرین باری که اینجا بودم به یک
‫شکارچی ساحره و کتابی اشاره کردی.

01:27:06.001 --> 01:27:08.834
‫آره. کتاب مقال شیطان.

01:27:08.918 --> 01:27:10.834
‫کتاب آنری لوکر.

01:27:11.376 --> 01:27:13.209
‫لوکر کشیش بود؟

01:27:14.084 --> 01:27:15.459
‫کشیشی که در آتش سوخت.

01:27:19.501 --> 01:27:21.251
‫هنگام خواب به سراغم آمد،

01:27:23.834 --> 01:27:25.834
‫در ژرفای وجودم،

01:27:26.834 --> 01:27:30.043
‫تپشی به مثابۀ خرمن‌کوبی آمد،

01:27:32.376 --> 01:27:34.834
‫با قلبی مغموم تقاضای تعجل کردم.

01:27:36.834 --> 01:27:38.001
‫نامش «لینور» بود.

01:27:40.209 --> 01:27:42.418
‫تقاضایم را اجابتی نکرد.

01:27:44.084 --> 01:27:46.459
‫شب بی‌پایان او را در دوغابش گرفتار کرد،

01:27:46.543 --> 01:27:48.709
‫همه جزء را کفن‌پیچ کرد، جز چشم آبی روشنش.

01:27:48.793 --> 01:27:51.876
‫در شبی تیره و تار همچون ظلمات دوزخ،

01:27:51.959 --> 01:27:53.543
‫با گدازه‌هایی سوزان،

01:27:55.418 --> 01:27:56.751
‫که در میانشان چیزی عیان نبود،

01:27:58.084 --> 01:27:59.501
‫جز آن چشم آبی مهلکش.

01:28:06.459 --> 01:28:07.459
‫می‌بینی؟

01:28:10.293 --> 01:28:11.334
‫لینور.

01:28:12.793 --> 01:28:13.876
‫لیا.

01:28:15.334 --> 01:28:18.668
‫گویای ناراحتی وصف‌ناپذیر توئه.

01:28:20.209 --> 01:28:24.209
‫نتیجه‌ای از ظلمی که بهت شده.

01:28:24.793 --> 01:28:25.709
‫این شعر...

01:28:29.001 --> 01:28:30.584
‫مستقیم با ما صحبت می‌کنه.

01:28:41.418 --> 01:28:44.543
‫یادته گفتی از هیچ کاری
‫واسه‌ام دریغ نمی‌کنی؟

01:28:47.501 --> 01:28:48.834
‫اینم شیطان‌پرستی که می‌خواستی.

01:28:54.459 --> 01:28:56.293
‫- لطف کردی پپه.
‫- قابلی نداشت.

01:29:09.584 --> 01:29:10.626
‫سلام جناب لندور.

01:29:12.543 --> 01:29:13.626
‫خانوادۀ شما.

01:29:16.834 --> 01:29:20.376
‫خانوادۀ شما برای خودش...

01:29:21.876 --> 01:29:22.876
‫معماهای جالبی داره.

01:29:24.084 --> 01:29:29.084
‫هیچ‌وقت نمی‌تونستم به نتیجه برسم
‫که چه کسی مهرۀ اصلی‌شه.

01:29:29.876 --> 01:29:32.668
‫برهه‌ای بود که به تک‌تکتون
‫شک و ظن داشتم.

01:29:32.751 --> 01:29:34.793
‫ولی هیچ‌وقت به ذهنم نرسیده بود،

01:29:36.626 --> 01:29:40.293
‫که می‌تونه کار شخص مرده‌ای باشه.

01:29:41.918 --> 01:29:43.001
‫چی فرمودید؟

01:29:43.084 --> 01:29:46.918
‫پدر آنری لوکر.

01:29:47.709 --> 01:29:51.543
‫برجسته‌ترین شکارچی ساحره،

01:29:52.376 --> 01:29:55.126
‫تا اینکه خودش شکار شد.

01:29:56.501 --> 01:29:58.293
‫این حرف‌ها یعنی چی؟

01:29:59.209 --> 01:30:04.293
‫دخترتون بیماری صرع داره، درست نمی‌گم؟

01:30:04.793 --> 01:30:08.334
‫با این بیماری کنار میاد،
‫چون با کسی در ارتباطه.

01:30:08.418 --> 01:30:10.834
‫کسی که به ایشون خط می‌ده:

01:30:13.084 --> 01:30:14.084
‫شخص آنری لوکر.

01:30:14.959 --> 01:30:19.418
‫حرفی نزنید که عقلانیت
‫شما رو زیر سوال ببرم آقای لندور.

01:30:19.501 --> 01:30:21.709
‫دقیقاً منظورتون چیه؟

01:30:27.084 --> 01:30:33.876
‫کتاب نایاب مقال شیطان اثر لوکر.

01:30:37.959 --> 01:30:42.543
‫خب، گفتمان با شیطان...

01:30:43.293 --> 01:30:47.126
‫تفریحی نیست که بنده باهاش
‫آشنایی داشته باشم آقای لندور.

01:30:47.668 --> 01:30:51.001
‫تا به حال یک صفحه هم
‫از این کتاب نخونده‌ام.

01:30:51.084 --> 01:30:55.584
‫آیا دختر شما با مردگان ارتباط داره؟

01:31:12.126 --> 01:31:16.043
‫طی این سالیان، تشنج‌هاش
‫وخیم و وخیم‌تر شده بود.

01:31:17.626 --> 01:31:18.459
‫من...

01:31:19.168 --> 01:31:25.126
‫هر نوع پرهیز پزشکی که به ذهنم
‫خطور می‌کرد رو امتحان کردم.

01:31:26.001 --> 01:31:28.876
‫قرار بود سه ماه زنده بمونه.

01:31:29.626 --> 01:31:32.168
‫می‌دونی چه حسی داره که موقع خواب،

01:31:32.251 --> 01:31:35.251
‫مدام ذهنت درگیر این باشه که
‫آیا دخترم تا فردا زنده می‌مونه یا نه؟

01:31:36.126 --> 01:31:39.668
‫بعدش، یک روز اومد پیشم،

01:31:41.084 --> 01:31:44.626
‫و بهم گفت با کسی ملاقات کرده.

01:31:44.709 --> 01:31:46.918
‫با پدرِ پدرِ پدربزرگش.

01:31:47.584 --> 01:31:48.459
‫لوکر؟

01:31:49.376 --> 01:31:51.084
‫آنری لوکر آدم شروری نبود.

01:31:53.334 --> 01:31:55.376
‫اشتباه شناختنش.

01:32:48.626 --> 01:32:52.959
‫قسم خوردند که آقای فرای از قبل مرده بود.

01:32:53.043 --> 01:32:55.126
‫قسم خوردند که هیچ‌وقت کسی رو نکشته‌ان.

01:32:55.209 --> 01:32:57.168
‫بعد تو هم باورشون کردی.

01:32:57.251 --> 01:32:58.834
‫چارۀ دیگه‌ای نداشتم.

01:32:58.918 --> 01:33:01.834
‫ناسلامتی پزشک هستی!
‫خیر سرت دانشمندی!

01:33:01.918 --> 01:33:05.168
‫چطور به این خرافات دامن زدی؟

01:33:05.251 --> 01:33:06.084
‫چون...

01:33:07.126 --> 01:33:11.043
‫چون خودم... نمی‌تونستم نجاتش بدم.

01:33:11.793 --> 01:33:14.251
‫دانش خودم من رو ناکام گذاشته بود.

01:33:16.501 --> 01:33:19.543
‫از هر چیزی که فکرش رو بکنی برای لیا گذشتم.

01:33:20.168 --> 01:33:23.293
‫پس چرا باید مشکلی با اینکه درمانش رو
‫در چیز دیگه‌ای پیدا کنه داشته باشم؟

01:33:23.376 --> 01:33:24.334
‫دکتر.

01:33:25.959 --> 01:33:27.793
‫گفتمان با مردگان...

01:33:30.001 --> 01:33:32.376
‫امر عادی‌ای نیست. ولی قتل...

01:33:34.668 --> 01:33:36.376
‫تباه کردن زندگی افراد بی‌گناه،

01:33:39.543 --> 01:33:40.793
‫کار غیرانسانی‌ایه.

01:33:43.043 --> 01:33:46.418
‫یک نفر باید بابت این جرائم اعدام بشه.

01:33:48.584 --> 01:33:54.126
‫من صرفاً تشویقش کردم ادامه بده،
‫چون به طرز معجزه‌آسایی...

01:33:55.376 --> 01:33:57.084
‫حالش داشت بهتر می‌شد.

01:33:58.293 --> 01:34:00.709
‫دکتر، خانواده‌ات کجاست؟

01:34:02.293 --> 01:34:03.918
‫بچه‌هات کجان؟

01:34:05.126 --> 01:34:07.376
‫آقای پو اینجا بود.

01:34:09.001 --> 01:34:12.334
‫با آرتموس... رفتن.

01:34:13.168 --> 01:34:15.918
‫پس چرا هنوز شنلش توی مهمانسراست؟

01:34:17.543 --> 01:34:18.834
‫دکتر، لیا کجاست؟

01:34:20.668 --> 01:34:22.668
‫دکتر، پرسیدم خانواده‌ات کجاست؟

01:34:28.584 --> 01:34:31.168
‫داره اثرش از بین می‌ره.

01:34:32.418 --> 01:34:33.376
‫لیا.

01:34:36.876 --> 01:34:38.084
‫ادامه بده.

01:35:05.293 --> 01:35:06.293
‫چی کار می‌کنید؟

01:35:09.626 --> 01:35:11.043
‫زیاد طول نمی‌کشه.

01:35:11.126 --> 01:35:14.251
‫حالم خیلی خوب نیست.

01:35:16.918 --> 01:35:19.918
‫- مگه...
‫- نه.

01:35:22.126 --> 01:35:25.668
‫چند دقیقۀ دیگه صبر کن،
‫تا من آزاد بشم.

01:35:29.418 --> 01:35:30.584
‫آزاد؟

01:35:30.668 --> 01:35:31.668
‫آره.

01:35:33.334 --> 01:35:35.543
‫خواهش می‌کنم لیا...

01:35:37.751 --> 01:35:39.084
‫باید چنین کاری بکنم.

01:35:40.709 --> 01:35:41.959
‫تو متوجه نیستی.

01:35:42.876 --> 01:35:46.418
‫فدا شدن والاترین ابراز علاقه‌ست.

01:35:47.626 --> 01:35:51.876
‫از لحظه‌ای که باهات آشنا شدم،
‫می‌دونستم عشق زندگی‌ام خودتی.

01:35:53.834 --> 01:35:54.834
‫لیا.

01:35:55.376 --> 01:35:57.834
‫- بله؟
‫- واقعاً دوستت دارم.

01:36:27.209 --> 01:36:28.709
‫آرتموس...

01:36:30.668 --> 01:36:31.834
‫بس کنید!

01:36:37.626 --> 01:36:39.584
‫- برو بیرون!
‫- واسه این کارت اعدام می‌شی.

01:36:39.668 --> 01:36:41.751
‫- اجازه نداری بیای اینجا!
‫- لیا، تمومش کن!

01:36:41.834 --> 01:36:44.793
‫خانم مارکیز، می‌خواید بچه‌هاتون رو
‫پای چوبۀ دار ببینید؟

01:36:44.876 --> 01:36:47.251
‫- مادر، گوش نکن. داره دروغ می‌گه.
‫- ادامه بده.

01:36:47.334 --> 01:36:49.793
‫- لیا!
‫- قلب فرایه، درسته؟

01:36:49.876 --> 01:36:51.751
‫- لندور.
‫- لیا، ادامه بده!

01:36:51.834 --> 01:36:54.834
‫بالینجر واسه‌ات هرکاری می‌کرد،
‫حتی آدم می‌کشت.

01:36:54.918 --> 01:36:56.376
‫و آرتموس، خودت کشتیش.

01:36:56.459 --> 01:36:58.709
‫خواهشاً از اینجا برید، آخرشه.

01:36:58.793 --> 01:37:01.001
‫لیا، دیگه تموم شده!

01:37:01.834 --> 01:37:02.834
‫کار خودت بود.

01:37:03.543 --> 01:37:06.418
‫تو بودی که فرای رو با متنی فریب دادی...

01:37:06.501 --> 01:37:08.126
‫نقشۀ اون نبود! نقشۀ من بود!

01:37:08.209 --> 01:37:09.834
‫- کار من بود!
‫- نه! آرتموس!

01:37:09.918 --> 01:37:11.376
‫نه!

01:37:11.459 --> 01:37:12.834
‫بسه!

01:37:16.793 --> 01:37:17.793
‫بسه!

01:37:19.376 --> 01:37:20.376
‫لیا!

01:37:46.251 --> 01:37:47.084
‫لیا!

01:37:47.168 --> 01:37:49.209
‫- لیا! لیا!
‫- لیا!

01:37:50.793 --> 01:37:55.001
‫آرتموس. آرتموس، کمکش کن.
‫کمکش کن!

01:37:59.751 --> 01:38:01.168
‫مادر، برگرد عقب!

01:38:01.251 --> 01:38:02.418
‫آرتموس.

01:38:02.501 --> 01:38:05.084
‫لیا. لیا! لیا!

01:38:06.126 --> 01:38:08.543
‫آرتموس! آرتموس!

01:38:08.626 --> 01:38:11.251
‫- نمی‌تونم ولش کنم!
‫- نه!

01:38:11.334 --> 01:38:15.543
‫نکن آرتموس. آرتموس!

01:38:15.626 --> 01:38:17.209
‫آرتموس! نکن!

01:38:21.459 --> 01:38:24.418
‫ولم کن! نه!

01:38:25.876 --> 01:38:27.293
‫نکن آرتموس!

01:38:41.709 --> 01:38:43.501
‫آرتموس! نکن!

01:38:44.918 --> 01:38:47.501
‫لیا! لیا!

01:38:47.584 --> 01:38:49.418
‫نه!

01:38:49.501 --> 01:38:51.459
‫نه!

01:38:51.543 --> 01:38:52.543
‫بجنبید!

01:39:40.043 --> 01:39:43.334
‫بهم گفته‌ان میزان خونی که از دست داده،
‫بیشتر از چیز میزان خونی نیست،

01:39:43.418 --> 01:39:45.168
‫که یک پزشک در حالت عادی از بیمار می‌گیره.

01:39:46.334 --> 01:39:48.293
‫احتمالاً بهترین اتفاقیه که واسه‌اش افتاده.

01:39:51.668 --> 01:39:54.209
‫لندور، باید اعتراف کنم زندگی
‫پر از غافل‌گیری‌ها عجیبه.

01:39:55.376 --> 01:39:56.668
‫کاملاً موافقم.

01:39:58.126 --> 01:40:01.043
‫خب، حالا خانم مارکیز چی می‌شه؟

01:40:02.126 --> 01:40:04.834
‫یک مادر فقط می‌تونه سوگواری کنه.

01:40:05.751 --> 01:40:08.084
‫از نظر قاضی به اندازۀ کافی زجر کشیده.

01:40:10.043 --> 01:40:11.543
‫ولی خوشحال می‌شی بشنوی،

01:40:11.626 --> 01:40:15.376
‫که دکتر نیکوکار داستان
‫استعفانامه‌اش رو امضاء کرده.

01:40:17.001 --> 01:40:21.584
‫شک نکن از هیچ اتفاقی
‫توی این داستان خوشحال نمی‌شم.

01:40:24.793 --> 01:40:25.793
‫لندور.

01:40:33.251 --> 01:40:38.418
‫از لحاظ جهان‌بینی و کردار
‫من و تو بیشترین تفاوت رو داریم.

01:40:41.501 --> 01:40:43.251
‫ولی می‌خواستم بهت بگم،

01:40:43.334 --> 01:40:46.459
‫که اگر به ناچار از روی شغلی که دارم...

01:40:49.418 --> 01:40:54.793
‫یعنی اگر از سر گستاخی ایرادی به...

01:40:57.293 --> 01:40:58.418
‫صلاحیت تو گرفته‌ام...

01:41:00.959 --> 01:41:02.043
‫ازت معذرت می‌خوام.

01:41:05.209 --> 01:41:06.251
‫متشکرم سروان.

01:41:17.376 --> 01:41:21.168
‫چطور تمام این سالیان با این مرد
‫مراوده و نشست و برخاست داشتم؟

01:41:22.209 --> 01:41:24.668
‫خانواده‌اش رو به خوبی
‫خانوادۀ خودم می‌شناختم،

01:41:24.751 --> 01:41:27.168
‫ولی هیچ‌وقت عمق پریشانی
‫این خانواده رو درک نکردم.

01:41:28.168 --> 01:41:29.834
‫عامدانه بوده سرهنگ.

01:41:31.251 --> 01:41:32.084
‫بله.

01:41:33.501 --> 01:41:36.876
‫بله، گمونم باید شرمسار باشم.

01:41:39.168 --> 01:41:42.543
‫صرفاً می‌تونم تصور کنم که
‫آرتموس آقای بالینجر رو به قتل رسوند،

01:41:42.626 --> 01:41:44.918
‫تا از اطلاع دادنش به مقامات جلوگیری کنه،

01:41:45.001 --> 01:41:48.959
‫و آقای استودارد از ترس اینکه
‫قربانی بعدی باشه، پا به فرار گذاشت.

01:41:49.668 --> 01:41:51.168
‫بله، می‌شه چنین فرضی کرد.

01:41:53.293 --> 01:41:54.709
‫بسیارخب لندور.

01:41:57.459 --> 01:42:01.084
‫وظایف قراردادی‌ات رو
‫تمام و کمال انجام دادی.

01:42:01.918 --> 01:42:04.126
‫بدین‌وسیله از بند قرارداد آزادت می‌کنم.

01:42:05.709 --> 01:42:07.418
‫امیدوارم از ما دلگیر نشده باشی.

01:42:07.501 --> 01:42:11.668
‫یا حداقل امیدوارم بتونی
‫سپاسگزاری ما رو بپذیری.

01:42:14.709 --> 01:42:20.418
‫امیدوارم به زودی رقبای شما در واشنگتن
‫عقب‌نشینی کنند.

01:42:21.168 --> 01:42:24.168
‫گمونم مهلتی برای اتفاقات
‫اجتناب‌ناپذیر به دست آورده‌ایم.

01:42:24.834 --> 01:42:26.793
‫نه. بدرود سرهنگ.

01:42:59.959 --> 01:43:01.876
‫می‌بینم که حالت کاملاً خوب شده.

01:43:10.126 --> 01:43:11.501
‫قضیۀ دخترت رو می‌دونم.

01:43:15.959 --> 01:43:17.293
‫خیلی‌خب.

01:43:18.959 --> 01:43:21.543
‫متی به چیِ این قضیه ربط داره؟

01:43:21.626 --> 01:43:22.584
‫به همه‌اش.

01:43:23.918 --> 01:43:25.376
‫خودتم خوب می‌دونی.

01:44:01.543 --> 01:44:03.043
‫توی خواب بهم الهام شد.

01:44:16.668 --> 01:44:20.793
‫متنی که توی دست لیروی فرای پیدا شد.

01:44:21.418 --> 01:44:25.209
‫متنی که فریبش داد تا از سربازخانه خارج بشه.

01:44:27.251 --> 01:44:29.584
‫انقدر سر به هوا بودی که
‫گذاشتی دست من بمونه.

01:44:37.700 --> 01:44:38.810
‫[در انبار یخ به پیشم بیا،
‫دل داشته باش.]

01:44:38.834 --> 01:44:41.084
‫اینم نامۀ دیگه‌ای که گذاشته بودی.

01:44:43.709 --> 01:44:44.834
‫یادت میاد؟

01:44:49.209 --> 01:44:50.209
‫من بیشتر...

01:44:51.584 --> 01:44:53.793
‫از نوشتار حروف نامه‌ات تعجب کردم.

01:44:54.751 --> 01:44:58.168
‫خودتم می‌دونی حروف بزرگ این متن،
‫به اندازۀ حروف کوچکش گویا هستند.

01:44:58.251 --> 01:45:01.168
‫حروف «د، ل» و «ب، ا، ش»...

01:45:01.251 --> 01:45:05.751
‫تقریباً مشابه حروفیه که توی
‫نامۀ لیروی فرای قابل مشاهده‌ست.

01:45:07.459 --> 01:45:11.668
‫می‌تونی درک کنی چقدر شگفت‌زده شدم!

01:45:13.876 --> 01:45:17.459
‫یعنی ممکن هر دو نامه،
‫دست‌نوشتۀ یک نفر باشه؟

01:45:18.918 --> 01:45:23.834
‫اصلاً به چه دلیلی لندور باید
‫مکاتبه‌ای با لیروی فرای شکل بده؟

01:45:26.459 --> 01:45:30.918
‫که اتفاقی با پتسی فوق‌العاده رو دیدم.

01:45:34.668 --> 01:45:36.084
‫دخترش متی...

01:45:36.168 --> 01:45:37.876
‫کل داستان رو واسه‌ام گفت.

01:45:39.334 --> 01:45:41.876
‫که داشت از آکادمی رقص برمی‌گشت...

01:45:42.543 --> 01:45:44.209
‫بگیرش!

01:45:44.293 --> 01:45:45.501
‫- نگهش دار.
‫- نه!

01:45:45.584 --> 01:45:47.084
‫به متی تو تجاوز کردند...

01:45:47.626 --> 01:45:48.876
‫نه!

01:45:48.959 --> 01:45:51.543
‫و توسط سه گردن‌کلفت وحشی کشته شد.

01:45:51.626 --> 01:45:52.543
‫ساکت باش.

01:45:53.418 --> 01:45:56.001
‫- توروخدا نکنید! نه!
‫- ژولیوس، پاهاش رو بگیر!

01:45:56.084 --> 01:45:58.459
‫- نه! نه، نه، نه!
‫- بگیرش!

01:45:59.626 --> 01:46:01.751
‫- پاهاش! پاهاش! بگیرش پایین!
‫- نه!

01:46:01.834 --> 01:46:03.626
‫- ثابت نگهش دار.
‫- توروخدا!

01:46:03.709 --> 01:46:05.376
‫بدون شک عده‌ای ولگرد بودند.

01:46:05.459 --> 01:46:06.293
‫متی.

01:46:06.834 --> 01:46:08.418
‫درست طبق چیزی که لیروی فرای گفته بود.

01:46:10.293 --> 01:46:11.293
‫متی؟

01:46:12.293 --> 01:46:14.376
‫وای خدا! متی.

01:46:14.459 --> 01:46:16.543
‫وای خدا! بیا بغلم.

01:46:20.709 --> 01:46:22.418
‫متی.

01:46:23.501 --> 01:46:24.959
‫معذرت می‌خوام.

01:46:27.501 --> 01:46:29.084
‫- ببخشید.
‫- چیزی نیست.

01:46:29.834 --> 01:46:32.668
‫همه‌چیز درست می‌شه.

01:46:35.168 --> 01:46:36.168
‫تموم می‌شه.

01:47:11.751 --> 01:47:13.959
‫متی، نمی‌تونه بهت کمک کنه.

01:47:15.668 --> 01:47:18.084
‫عزیزدلم، خواهش می‌کنم.
‫بذار من کمکت کنم.

01:47:25.168 --> 01:47:29.293
‫ولی فرار نکرد، درسته؟

01:47:43.459 --> 01:47:44.334
‫متی؟

01:47:49.751 --> 01:47:50.584
‫متی.

01:47:57.584 --> 01:47:58.584
‫متی.

01:48:06.876 --> 01:48:09.459
‫خواهش می‌کنم متی. بیا اینجا.

01:48:13.293 --> 01:48:16.293
‫عزیزدلم، بیا اینجا. توروخدا بیا.

01:48:16.959 --> 01:48:18.084
‫نکن.

01:48:18.168 --> 01:48:19.834
‫همه‌چیز درست می‌شه.

01:48:21.626 --> 01:48:23.418
‫خواهش کردم متی. برگرد پیشم.

01:48:24.709 --> 01:48:25.959
‫همه‌اش تموم می‌شه.

01:48:29.418 --> 01:48:30.251
‫نکن.

01:48:31.584 --> 01:48:32.584
‫دوستت دارم.

01:48:55.084 --> 01:48:56.501
‫چرا بهم نگفته بودی؟

01:48:58.293 --> 01:48:59.418
‫داستانی نیست که...

01:49:01.293 --> 01:49:02.334
‫از گفتنش لذت ببرم.

01:49:06.084 --> 01:49:07.709
‫ولی می‌تونستم آرومت کنم.

01:49:09.709 --> 01:49:12.959
‫مثل خودت که کمکم کردی، کمکت کنم.

01:49:17.918 --> 01:49:23.001
‫گمونم توی چنین مسئلۀ بخصوصی
‫هیچ‌کس نمی‌تونه آرومم کنه.

01:49:29.459 --> 01:49:32.418
‫خب، بعدش چی کار کردم؟

01:49:34.168 --> 01:49:37.334
‫دقیقاً کاری که اگه خودت بودی می‌کردی.

01:49:37.418 --> 01:49:40.584
‫تمام فرضیات رو بررسی کردم، اول اینکه:

01:49:41.543 --> 01:49:44.126
‫احتمالش چقدره که دو طرف این داستان،

01:49:44.209 --> 01:49:48.793
‫برنامه‌ای برای همون سربازها،
‫توی همون شب داشته باشند؟

01:49:48.876 --> 01:49:49.751
‫کم!

01:49:50.834 --> 01:49:52.084
‫احتمالش کمه!

01:49:53.959 --> 01:49:59.001
‫مگر اینکه اقدام یکی از طرفین،
‫وابسته به اون‌یکی باشه.

01:49:59.084 --> 01:50:02.084
‫یا نکنه یکی از طرفین ماجرا،
‫فرضاً بگیم آرتموس و لیا،

01:50:02.168 --> 01:50:05.918
‫نکنه اون‌ها صرفاً دنبال جنازه‌ای بودند؟

01:50:06.001 --> 01:50:08.168
‫و بعد به طرز معجزه‌آسایی
‫فرصتش فراهم شد،

01:50:08.251 --> 01:50:12.001
‫و واسه‌شون مهم نبود جنازۀ کیه،
‫قلبی که می‌خواستند رو به دست آوردند.

01:50:12.084 --> 01:50:15.251
‫تنها کاری که حاضر نبودند انجام بدن،
‫کشتن یک انسان بود.

01:50:15.334 --> 01:50:19.459
‫نه، اتفاقاً طرف دیگۀ این ماجرا
‫حی و حاضر بود که آدم بکشه.

01:50:21.501 --> 01:50:23.751
‫و اینکه شخص بخصوصی رو کشت.

01:50:23.834 --> 01:50:25.376
‫چرا؟ چرا؟

01:50:32.668 --> 01:50:35.209
‫ممکنه از روی انتقام باشه لندور؟

01:50:50.626 --> 01:50:53.459
‫پتسی؟ پتسی؟

01:51:06.126 --> 01:51:07.626
‫- کمک!
‫- کی باهات بود؟

01:51:34.293 --> 01:51:35.334
‫کسی اونجاست؟

01:51:41.376 --> 01:51:42.209
‫آهای؟

01:52:08.959 --> 01:52:13.209
‫پس... نقشۀ طرف دوم ماجرا مختل شد،

01:52:14.959 --> 01:52:17.584
‫البته به هدفی که می‌خواست، رسید.

01:52:19.501 --> 01:52:22.168
‫یواشکی برگشت به کلبه‌اش
‫نزدیک آبشار باترمیلک،

01:52:23.751 --> 01:52:25.334
‫به دور از چشم کسی فرار کرد.

01:52:27.043 --> 01:52:31.334
‫ولی تعجب کرد که دقیقاً فردای اون روز،
‫به منطقۀ غربی احضار شد،

01:52:32.626 --> 01:52:35.376
‫و متوجه شد که از شب قبلش،

01:52:35.459 --> 01:52:38.959
‫جسد یک نفر به طرز فجیعی قطع عضو شده.

01:52:39.668 --> 01:52:43.584
‫بنابراین سرپوش فوق‌العاده‌ای
‫برای جنایات خودش پیدا کرد.

01:52:43.668 --> 01:52:44.501
‫هوم.

01:52:46.293 --> 01:52:48.876
‫لابد با خودش گفته حتی خدا هم طرف منه.

01:52:50.334 --> 01:52:54.876
‫خودش رو درگیر حل پروندۀ قتلی کرد،
‫که خودش مرتکب شده بود.

01:52:57.251 --> 01:53:03.209
‫که در نتیجه، آرتموس و لیا
‫تا ابد به چشم قاتل دیده بشن.

01:53:03.293 --> 01:53:06.459
‫قرار نیست تا ابد باشه.

01:53:07.251 --> 01:53:10.959
‫مثل همه‌مون قراره فراموش بشن.

01:53:11.584 --> 01:53:14.084
‫من فراموششون نمی‌کنم!

01:53:16.209 --> 01:53:17.918
‫مخصوصاً لیای خودم رو.

01:53:20.584 --> 01:53:23.668
‫قرار بود همسر کسی بشه لندور.
‫قرار بود مادر بشه.

01:53:27.918 --> 01:53:31.209
‫اینم فراموش نمی‌کنم که تو
‫چطوری همه‌مون رو احمق فرض کردی.

01:53:32.834 --> 01:53:33.834
‫احمق بودیم.

01:53:37.626 --> 01:53:39.334
‫ولی من واسه‌ات احمق اصلی بود.

01:53:41.334 --> 01:53:43.334
‫- مگه نه؟
‫- نه.

01:53:49.501 --> 01:53:53.376
‫تو کسی بودی که از اول می‌خواستم
‫خودم رو تحویلش بدم.

01:53:53.459 --> 01:53:57.668
‫از لحظه‌ای که دیدمت،
‫فهمیدم خودت باید من رو تحویل بدی.

01:54:03.834 --> 01:54:05.001
‫من...

01:54:08.668 --> 01:54:11.209
‫اگه می‌خوای بگم ببخشید، می‌گم.

01:54:13.126 --> 01:54:14.626
‫من عذرخواهی تو رو نمی‌خوام.

01:54:16.584 --> 01:54:19.334
‫نه. من جواب می‌خوام.

01:54:21.459 --> 01:54:24.334
‫از کجا فهمیدی فرای به متی تجاوز کرده؟

01:54:33.543 --> 01:54:35.459
‫گاو و گوسفندها کار خودت بود؟

01:54:36.751 --> 01:54:39.084
‫- معلومه.
‫- حتی بالینجر؟

01:54:39.584 --> 01:54:40.751
‫اوهوم.

01:54:43.376 --> 01:54:45.001
‫بالینجر.

01:54:45.793 --> 01:54:47.376
‫مجبور بودم قلبش رو جدا کنم.

01:54:48.584 --> 01:54:50.918
‫مجبور بودم جوری جلوه بدم،
‫انگار کار شیطان‌پرست‌هاست.

01:54:51.001 --> 01:54:53.376
‫واسه آدم پیری مثل من کار ساده‌ای نبود.

01:54:55.168 --> 01:54:57.834
‫از کجا فهمیدی بالینجر دخلی بهش داره؟

01:55:01.084 --> 01:55:02.084
‫از دفتر خاطرات فرای.

01:55:05.209 --> 01:55:07.126
‫بالینجرم اعتراف کرده؟

01:55:07.209 --> 01:55:10.543
‫- آره، تحت فشار زیاد.
‫- نه، خواهش می‌کنم!

01:55:12.126 --> 01:55:14.376
‫دیگه کی باهاتون بود؟

01:55:14.459 --> 01:55:15.668
‫ژولیوس استودارد.

01:55:18.043 --> 01:55:18.876
‫ژولیوس.

01:55:21.084 --> 01:55:22.001
‫ببخشید.

01:55:24.376 --> 01:55:25.376
‫جفتشون...

01:55:28.501 --> 01:55:30.293
‫جفتشون اسم دخترم رو یادشون بود.

01:55:31.584 --> 01:55:36.001
‫و حتی از زیر زبونشون کشیدم
‫که چه لباسی تنش بود.

01:55:36.834 --> 01:55:39.293
‫تمام جزئیات لباسش رو می‌دونستند.

01:55:40.001 --> 01:55:43.501
‫انگار فقط استودارد از تیغ عدالتت گریخته.

01:55:44.126 --> 01:55:50.584
‫من توان و نیروی...
‫پیدا کردنش رو ندارم.

01:55:50.668 --> 01:55:51.793
‫فقط امیدوارم...

01:55:54.876 --> 01:56:00.626
‫تا ابد زندگی‌اش رو با
‫ترس و وحشت از من سپری کنه.

01:56:02.293 --> 01:56:08.376
‫کار که اون‌ها کردن وحشتناک بود،
‫وحشیانه بود.

01:56:09.793 --> 01:56:13.376
‫ولی باید می‌رفتی پیش ثیر،
‫مجبورشون می‌کردی اعتراف کنند.

01:56:13.459 --> 01:56:15.168
‫نمی‌خواستم اعتراف کنند.

01:56:18.793 --> 01:56:21.293
‫فقط می‌خواستم بمیرن.

01:56:31.959 --> 01:56:33.084
‫حالا چی می‌شه؟

01:56:35.834 --> 01:56:36.709
‫چی می‌شه؟

01:56:38.376 --> 01:56:39.626
‫اینش به تو بستگی داره.

01:56:49.709 --> 01:56:51.793
‫من یک جفت یادداشت دارم،

01:56:54.084 --> 01:56:56.001
‫که می‌تونه تو رو راهی چوبۀ دار کنه.

01:57:19.084 --> 01:57:20.126
‫خیلی‌خب.

01:58:17.793 --> 01:58:21.668
‫ادگار، می‌دونی...
‫گاهی اوقات می‌گم:

01:58:22.959 --> 01:58:25.959
‫کاش متی من اون‌شب...
‫بعد رقص...

01:58:27.626 --> 01:58:31.293
‫گذرش به تو میفتاد.

01:58:34.084 --> 01:58:35.084
‫از کجا معلوم؟

01:58:42.751 --> 01:58:44.626
‫شاید حتی با همدیگه یک خانواده می‌شدیم.

01:58:52.376 --> 01:58:53.793
‫شک نکن این...

01:59:01.584 --> 01:59:05.293
‫دوستی ما واسه‌ام...

01:59:17.043 --> 01:59:18.209
‫خداحافظ لندور.

02:00:36.376 --> 02:00:37.834
‫آروم بخواب عشق من.

02:00:40.513 --> 02:01:00.413
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.