﻿WEBVTT

00:00:02.511 --> 00:00:05.911
<b><c.color00abfd> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده
  ..:: MiraMovie ::..</c></b>
  <b><c.colorFFC947> ..:: ZedMovie ::..</c></b>

00:00:06.035 --> 00:00:07.326
<i>...ازم پرسیدن که</i>

00:00:07.768 --> 00:00:10.662
<i>...می‌شه در سال‌های آتی</i>

00:00:10.884 --> 00:00:13.282
<i>...یه شب‌ـه با بمب‌های ‌اتمی</i>

00:00:13.774 --> 00:00:17.195
40میلیون آمریکایی رو کُشت؟

00:00:20.038 --> 00:00:22.832
متأسفانه جواب دادم
.بله

00:00:25.209 --> 00:00:28.092
<i>.رابرت اوپنهایمر ، پدر بمب اتمی بود</i>

00:00:29.205 --> 00:00:33.051
<i>.ذهن‌ش پُر از تناقض‌ بود</i>

00:00:34.218 --> 00:00:36.346
<i>...بمب‌های اتمی ، عامل جنگ</i>

00:00:36.387 --> 00:00:38.181
<i>.غافلگیری و هراس‌افکنی هستن</i>

00:00:39.482 --> 00:00:42.076
<i>.اوپنهایمر می‌خواست بمب به‌کار گرفته بشه</i>

00:00:42.868 --> 00:00:45.163
<i>.تا مردم دنیا ببینن</i>

00:00:45.605 --> 00:00:47.190
<i>...دکتر اوپنهایمر</i>

00:00:47.332 --> 00:00:52.497
آیا قرار بر این است چیزی بسازیم که
قادر به کنترل آن نباشیم؟

00:00:54.322 --> 00:00:58.810
<i>،در دنیای اتمی
.خبری از جنگ نخواهد بود</i>

00:01:00.612 --> 00:01:02.622
<i>...یک‌ روز مانده به آزمایش</i>

00:01:02.664 --> 00:01:04.549
<i>.اولین سلاح اتمی جهان</i>

00:01:05.917 --> 00:01:08.920
<i>...این انسان فرهیخته و صلح‌طلب</i>

00:01:08.961 --> 00:01:11.047
<i>...مسئول اختراع</i>

00:01:11.089 --> 00:01:13.542
<i>.نامتعارف‌ترین سلاح تاریخ بشر بود</i>

00:01:14.484 --> 00:01:16.969
<i>بقیه عمرش رو هم
...صرف تلاش برای رام‌کردن</i>

00:01:17.011 --> 00:01:19.430
<i>.هیولایی کرد که خودش آزاد کرده بود</i>

00:01:20.764 --> 00:01:22.975
<i>...اگه پای جنگ جهانی دیگه‌ای وسط باشه</i>

00:01:26.479 --> 00:01:29.721
.مردم دنیان که آسیب می‌بینن

00:01:32.618 --> 00:01:34.438
<i>.منفور سیاسی شد</i>

00:01:35.279 --> 00:01:36.906
<i>...درسته که انسان</i>

00:01:36.948 --> 00:01:39.310
شیوه‌ای برای نابودی بشریت پیدا کرده؟

00:01:43.621 --> 00:01:46.082
.در نهایت ، این کار باعث شد به زمین بخوره

00:01:47.650 --> 00:01:49.120
<i>.حالا خدای مرگ شدم</i>

00:01:50.861 --> 00:01:52.797
.نابودگر دنیا شدم

00:01:57.543 --> 00:01:59.629
<i>چیزی رو اختراع کردیم که
...به لحاظ معیارهایِ</i>

00:01:59.670 --> 00:02:03.375
<i>،دنیای خودمون
.مصیبت‌ـه</i>

00:02:01.390 --> 00:02:06.090
[خاتمه‌دادن به جنگ: اوپنهایمر و بمب اتمی]

00:02:08.314 --> 00:02:10.714
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

00:02:11.138 --> 00:02:12.649
[خانه‌ی اوپنهایمر]
[نیومکزیکو ، لس آلاموس]

00:02:12.650 --> 00:02:14.777
<i>...وقتی 15ساله‌م بود</i>

00:02:14.819 --> 00:02:17.542
<i>.تونستم تنها با اوپنهایمر صحبت کنم</i>

00:02:19.407 --> 00:02:20.734
<i>.تو مهمونی مشروب‌خوری بود</i>

00:02:22.236 --> 00:02:24.662
<i>.منم داشتم نوشیدنی سرو می‌کردم</i>

00:02:27.165 --> 00:02:29.393
<i>.که دیدم اوپنهایمر تنها وایساده</i>

00:02:30.335 --> 00:02:33.580
گفتم
«.به‌نظرم ، یه‌جور فرشته هستی»

00:02:32.104 --> 00:02:36.521
[اِلن بِرادبِری]
[دختر دانشمند لس آلاموس]

00:02:34.622 --> 00:02:37.076
.یه‌دفعه ، جا خورد

00:02:38.860 --> 00:02:41.972
گفت
«چ...چرا بهم این رو میگی؟»

00:02:43.114 --> 00:02:46.443
گفتم
«.چون مردد بودین»

00:02:47.185 --> 00:02:49.620
روش رو برگردوند و
.کلاهش رو برداشت

00:02:49.662 --> 00:02:51.048
.و از در بیرون رفت

00:02:52.689 --> 00:02:55.985
...مشخص بود یه جوری جا خورده بود

00:02:56.027 --> 00:02:58.663
.که فکرش هم نمی‌کردم

00:02:59.697 --> 00:03:01.741
<i>.اوپنهایمر در کنار کِرونکِیت
.ضبط اول</i>

00:03:03.117 --> 00:03:04.827
...دکتر اوپنهایمر

00:03:04.869 --> 00:03:07.538
...علی‌رغم ضرورت این تصمیمِ

00:03:07.580 --> 00:03:10.667
...پیش‌روی تاریخ‌

00:03:10.708 --> 00:03:13.336
.ظاهراً نگران هستین
...یا بهتره بگم

00:03:13.378 --> 00:03:16.297
.عذاب‌وجدان دارین

00:03:16.339 --> 00:03:17.465
درسته جناب؟

00:03:17.507 --> 00:03:19.843
...به‌نظرم وقتی

00:03:19.885 --> 00:03:24.246
...نقش مهمی در رقم‌زدن مرگِ

00:03:24.788 --> 00:03:26.683
...صدها هزار نفر داشته باشی

00:03:28.267 --> 00:03:31.289
...طبیعتاً

00:03:33.730 --> 00:03:36.565
.نمیشه بهش فکر نکرد

00:03:38.528 --> 00:03:41.565
<i>...وقتی به زندگی اوپنهایمر نگاه می‌کنین</i>

00:03:42.607 --> 00:03:45.868
...خیلی سخت میشه کسی رو پیدا کرد

00:03:43.452 --> 00:03:47.909
[کریستوفر نولان]
[نویسنده و کارگردان فیلم اوپنهایمر]

00:03:45.910 --> 00:03:49.437
...که تو چنین شرایط سختی قرار گرفته باشه

00:03:50.088 --> 00:03:53.468
...و به سوال‌های سخت

00:03:53.710 --> 00:03:55.687
.جواب مختصری بده

00:03:58.846 --> 00:04:00.591
...هر کس ، تعریف‌ش

00:04:00.633 --> 00:04:02.836
.از رابرت اوپنهایمر فرق داره

00:04:03.557 --> 00:04:05.772
خب حقیقت امر اینه که
...سلاحی رو اختراع کرده

00:04:05.814 --> 00:04:07.949
.که می‌تونه دنیا رو با خاک یکسان کنه

00:04:09.442 --> 00:04:11.227
.حرفم اینه
...سلاحی که

00:04:11.669 --> 00:04:14.564
...می‌تونه دنیا رو با خاک یکسان کنه

00:04:15.188 --> 00:04:18.784
[جان الس]
[کارگردان مستند فردای تثلیث]

00:04:14.605 --> 00:04:18.730
.تبدیل به ابزاری برای توسعه دنیای‌غرب شد

00:04:22.954 --> 00:04:27.534
[به سینما می‌رویم تا به تماشای اخبار جهان بنیشنیم]

00:04:36.986 --> 00:04:39.288
<i>...در دهه‌ی 30 میلادی ، میلیون‌ها آمریکایی</i>

00:04:39.329 --> 00:04:41.557
<i>...اخبار سراسر اروپا رو</i>

00:04:41.599 --> 00:04:44.720
<i>در سینماهای کشور ، دنبال و
.مستند خبری رو تماشا می‌کردن</i>

00:04:45.762 --> 00:04:47.764
<i>...اون زمان ، اوپنهایمر</i>

00:04:47.805 --> 00:04:49.791
.از روی کار آمدن هیتلر ، هراس داشت

00:04:51.225 --> 00:04:55.104
<i>.احساس یهودی‌ش ، زود شصت‌ش رو خبردار کرد</i>

00:04:55.146 --> 00:04:58.316
.به‌شدت هم خطر فاشیسم رو حس می‌کرد

00:04:59.942 --> 00:05:02.395
...وقتی در سال 39 میلادی ، جنگ شروع شد

00:05:02.737 --> 00:05:04.781
.استاد دانشگاه برکلی بود

00:05:04.822 --> 00:05:06.975
...همون سال

00:05:07.649 --> 00:05:10.745
[کای بِرد]
[دستیار نویسنده‌ی کتاب آتشبان آمریکایی]

00:05:07.216 --> 00:05:10.536
،یکی از دانشجوهاش
...با دو به سمت اتاق‌ش اومد

00:05:10.578 --> 00:05:14.135
.تا بگه هسته‌ی اتم شکافته شده

00:05:14.356 --> 00:05:16.635
<i>...از آلمان خبر رسیده</i>

00:05:14.955 --> 00:05:17.512
[نشست فیزیک نظری]

00:05:17.617 --> 00:05:20.622
،که به‌خاطر بمباران نوترونی
...اتم اورانیوم

00:05:20.963 --> 00:05:23.100
.به دو نیم قسمت شده

00:05:26.010 --> 00:05:28.130
<i>.اوپنهایمر ، همون اول باورش نشد</i>

00:05:29.021 --> 00:05:31.983
<i>سمت تخته‌سیاه رفت و
.محاسبه کرد</i>

00:05:32.525 --> 00:05:34.528
<i>...به این نتیجه رسید</i>

00:05:35.869 --> 00:05:39.341
<i>که می‌شه از شکافت هسته‌ای
.انرژی تولید کرد</i>

00:05:40.183 --> 00:05:42.088
...انیشتین به وضوح ثابت کرد

00:05:42.360 --> 00:05:46.590
که اگه بتونین ماده رو
...به انرژی خالص تبدیل کنین

00:05:47.031 --> 00:05:49.458
.انرژی چشمگیری تولید می‌شه

00:05:49.800 --> 00:05:52.870
.ناسلامتی ، مجذور سرعت نور می‌شه

00:05:49.824 --> 00:05:52.920
[بیل نای]
[استاد شیمی]

00:05:54.939 --> 00:05:57.979
به این نتیجه رسیدن که
...با کوچکترین ذره‌ی اتم

00:05:58.081 --> 00:06:01.421
...می‌شه سوخت کشتی و هواپیما

00:05:59.145 --> 00:06:02.461
[ریچارد رودز]
[نویسنده‌ی مستند ساخت بمب اتمی]

00:06:01.662 --> 00:06:04.861 line:20%
و قطار و هر وسیله‌ی برقی دیگه‌ای رو
.تأمین کنه

00:06:05.982 --> 00:06:07.877
...در ضمن ، خیلی زود به این نتیجه رسیدن

00:06:08.219 --> 00:06:09.887
...که شاید بشه

00:06:09.929 --> 00:06:12.557
.سلاحی برای به بار آوردن ویرانی ساخت

00:06:12.581 --> 00:06:14.181
[حزب ناسیونال سوسیالیست کارگران آلمان]

00:06:14.205 --> 00:06:14.876
[آلمان]

00:06:16.377 --> 00:06:18.288
.دل تو دل‌مون نبود

00:06:18.530 --> 00:06:22.157
،هر چی نباشه
.اتم توسط نازی‌های آلمان شکافته شد

00:06:24.361 --> 00:06:27.830
<i>،آلمان نازی
...قادر به ساختِ</i>

00:06:27.972 --> 00:06:28.966
<i>.بمب هسته‌ای بود</i>

00:06:30.508 --> 00:06:33.127
.نگرانی همه ، همین بود
.کاملاً مشخص بود

00:06:30.821 --> 00:06:34.058
[دکتر مارینا رابینسون اسنودِن]
[کارشناس امنیت هسته‌ای]

00:06:33.169 --> 00:06:34.058
.کاملاً مبرهن بود

00:06:41.526 --> 00:06:44.606
<i>...هفتم دسامبر سال 41 میلادی</i>

00:06:45.548 --> 00:06:48.710
<i>.روزی‌ست که مایه ننگ خواهد بود</i>

00:06:49.052 --> 00:06:50.618
.توی بندرگاه «پرل هاربور» رخ می‌ده

00:06:51.520 --> 00:06:52.568
...اعلام می‌کنم

00:06:53.380 --> 00:06:55.892
...که این گونه خیانت را

00:06:55.933 --> 00:06:58.628
.به هیچ‌وجه دوباره بر نمی‌تابیم

00:07:01.145 --> 00:07:06.152
[حمله‌ی ژاپن به اقیانوس آرام]

00:07:02.305 --> 00:07:03.391
...حالا دیگه آمریکا

00:07:03.432 --> 00:07:05.519
.یک رزمنده‌ی آماده به خدمت‌ـه

00:07:09.756 --> 00:07:11.358
...نکته اینجاست که

00:07:11.499 --> 00:07:13.910
،باید در کمترین زمان ممکن
.وارد عمل می‌شدیم

00:07:13.951 --> 00:07:15.511
...چون ممکن بود فردا از خواب بیدار بشیم

00:07:16.135 --> 00:07:19.052
[اَلِن کارّ]
[مورخ باسابقه‌ی آزمایشگاه لس آلاموس]

00:07:15.583 --> 00:07:18.102
و هیتلر امتیاز هسته‌ای رو
.به انحصار خودش در بیاره

00:07:18.114 --> 00:07:19.367 line:20%
.مسئله‌ای که کسی دوست نداشت اتفاق بیفته

00:07:21.208 --> 00:07:25.284
بنابراین ، جایی می‌خواستیم که
...نقشه‌ی بمب رو بکشیم و بسازیم‌ش و آزمایشش کنیم

00:07:25.566 --> 00:07:27.649
.و تسلیحات هسته‌ای رو بفرستیم

00:07:29.525 --> 00:07:31.594
...ولی قبل از اینکه جایی رو انتخاب کنیم

00:07:31.636 --> 00:07:34.964
باید کسی رو پیدا می‌کردیم که
.بتونه مدیریت این سازه رو به عهده بگیره

00:07:36.106 --> 00:07:39.714
و راستش ، کسی توقع نداشت
...اوپنهایمر

00:07:39.735 --> 00:07:41.952
.سرپرست آزمایشگاه طراحی تسلیحات هسته‌ای بشه

00:07:43.898 --> 00:07:46.418
.اون فرا زمینی بود

00:07:47.095 --> 00:07:50.237
.هیچ دستاورد بزرگی نداشت

00:07:50.679 --> 00:07:53.074
یکی از دانشمندهایی که
:اوپنهایمر رو می‌شناخت ، گفت

00:07:53.300 --> 00:07:55.720
«.این آدم ، بلد نیست هات‌داگ بساط کنه»

00:07:53.689 --> 00:07:56.006
[گِرِگ هِرکِن]
[نویسنده‌ی کتاب انجمن بمب‌سازان]

00:07:56.977 --> 00:07:58.921
<i>...دوستان اوپنهایمر فکر می‌کردن</i>

00:07:58.963 --> 00:08:03.943
<i>.که تاحدودی ، شخصیت دوگانه داره</i>

00:08:04.585 --> 00:08:08.256
<i>یه‌بار گفت
...از بچگی»</i>

00:08:08.397 --> 00:08:10.341
<i>...نقش مهمی نداشتم»</i>

00:08:10.383 --> 00:08:13.197
.به کار مهمی فکر نمی‌کردم
.به آشنا‌ شدن با شخص مهمی فکر نمی‌کردم

00:08:13.919 --> 00:08:17.749
واسه همین
.از خودم ، زیاد متنفر نبودم

00:08:21.173 --> 00:08:26.473
[سال1904]

00:08:29.727 --> 00:08:32.538
<i>.اوپنهایمر ، سال1904 به دنیا اومد</i>

00:08:32.730 --> 00:08:35.559
<i>و پا به عصری با
.امکانات زیاد علمی گذاشت</i>

00:08:36.901 --> 00:08:39.663
<i>...دو دهه‌ی اول قرن بیستم</i>

00:08:40.204 --> 00:08:43.790
.عصر روشن‌فکری‌ـه بی‌پروا و حیرت‌انگیز بود

00:08:40.757 --> 00:08:43.790
[جِنِت کُنانت]
[نویسنده‌ی کتاب 109 خانه در شرق]

00:08:44.475 --> 00:08:47.703
...برق ، ماشین ، هواپیما

00:08:47.955 --> 00:08:49.923
.همه‌ی این‌ها ، زندگی‌مون رو متحول کردن

00:08:50.795 --> 00:08:53.600
بعد از اون هم
.در علم ، پیشرفت چشمگیری داشتیم

00:08:52.884 --> 00:08:54.101
[اولین کسی که به ماه سفر کرد]
[به نویسندگی ه.ج. وِلز]

00:08:54.592 --> 00:08:56.087
...و ظاهراً

00:08:56.129 --> 00:08:58.022
.تا حدودی می‌شه توی هر کاری موفق شد

00:09:01.487 --> 00:09:02.818
<i>...داستان رابرت اوپنهایمر</i>

00:09:02.830 --> 00:09:04.921
<i>.داستان حقیقی‌ـه مهاجران آمریکاست</i>

00:09:05.263 --> 00:09:07.840
...پدرش ، از اون سر آمریکا میاد

00:09:05.514 --> 00:09:07.840
[دیوید آیزِنباخ]
[استاد دانشگاه درس تاریخ در دانشگاه کلمبیا]

00:09:08.792 --> 00:09:10.630
.تو صنعت پوشاک مشغول به کار می‌شه

00:09:11.136 --> 00:09:13.230
.و کلی درآمد کسب می‌کنه

00:09:14.367 --> 00:09:18.368
سر از محله‌ی بالانشین غربِ
.خیابان ریورساید درایو در میاره

00:09:21.130 --> 00:09:25.623
.یه نقاشی از پیکاسو داشت
.سه‌تا نقاشی از ون‌گوک داشت

00:09:27.903 --> 00:09:29.796
<i>.مادرش ، هنرمند چیره‌دست پاریس بود</i>

00:09:29.838 --> 00:09:32.865
<i>آثارش رو تو موزه‌های مختلف منهتن
.به نمایش گذاشته بود</i>

00:09:34.495 --> 00:09:36.544
<i>.زن نگرانی بود</i>

00:09:37.236 --> 00:09:41.216
<i>اصلاً نمی‌ذاشت پسر کوچولوش
.بیرون بره</i>

00:09:44.775 --> 00:09:46.429
<i>.واسه‌همین ، رابرت لای پر قو بود</i>

00:09:46.771 --> 00:09:48.788
.و تو جامعه ، خیلی معذب بود

00:09:50.239 --> 00:09:53.212
<i>،در نهایت ؛ وقتی یه تابستون به اردو رفت
...نسبت به</i>

00:09:53.223 --> 00:09:57.825
،نسبت بچه‌های دیگه‌ای که اذیت‌ش می‌کردن
.خیلی پرخاشگر بود

00:09:59.485 --> 00:10:03.847
،گفت که بعد از رفتارش
.کل شب رو بدون لباس توی سردخونه انداختن‌ش

00:10:05.409 --> 00:10:06.859
.و بدنش رو رنگ سبز زدن

00:10:08.101 --> 00:10:09.669
.حتی آلت‌ش

00:10:10.391 --> 00:10:13.281
عجیبه که
.اوپنهایمر خُرده نگرفت

00:10:13.673 --> 00:10:16.510
.بی چون و چرا ، زیر بارِ تنبیه‌ش رفت

00:10:19.473 --> 00:10:21.389
...واسه یه پسر جوون تو اون سن

00:10:21.591 --> 00:10:23.938
.واکنش خیلی عجیبی بود

00:10:25.252 --> 00:10:28.658
<i>یه پسر نازک‌نارنجی و
...بسیار باهوش رو تجسم کنین</i>

00:10:28.730 --> 00:10:31.660
<i>.که نمی‌دونه چطور با بقیه رفتار کنه</i>

00:10:32.542 --> 00:10:34.672
.البته منظورم فقط هم‌سن و سال‌های خودش نیست

00:10:34.694 --> 00:10:36.388
.خام و بی‌تجربه‌ بود

00:10:39.312 --> 00:10:44.288
[سال1925]

00:10:38.749 --> 00:10:41.434
<i>...ظاهراً مهم‌ترین دوره‌ی روانیِ</i>

00:10:41.455 --> 00:10:44.637
<i>.اوپنهایمر ، دوره‌ی دانشگاه بود</i>

00:10:46.255 --> 00:10:48.908
<i>،زمانی که برای یادگیری فیزیک
.به کمبریج می‌رفت</i>

00:10:49.550 --> 00:10:51.849
.ولی زیاد پیگیر نبود

00:10:49.603 --> 00:10:51.849
[اَلکس وِلِرِستین]
[مورخ هسته‌ای]

00:10:52.920 --> 00:10:54.545
.سر از آزمایشگاه در می‌آورد

00:10:54.574 --> 00:10:56.382
.اون‌جا ، همه‌چی مرتبط با فیزیک آزمایشگاهی بود

00:10:56.664 --> 00:10:58.577
.ولی از هیچی سر در نمی‌آورد

00:10:59.578 --> 00:11:02.814
اصلاً نمی‌دونست با دست‌هاش
.چه‌جوری آزمایش انجام بده

00:11:05.183 --> 00:11:07.602
.یه جور بحران اعتماد داشت

00:11:08.928 --> 00:11:11.673
<i>...این بحران وقتی به سراغش اومد که</i>

00:11:12.095 --> 00:11:13.816
...فقط می‌تونم اسمش رو

00:11:13.833 --> 00:11:14.998
.بحران روحی» بذارم»

00:11:16.287 --> 00:11:19.946
،یکی از دوست‌هاش
.اون رو تو یه کلاس خالی دید

00:11:19.960 --> 00:11:22.580
.اوپنهایمر ، رو به رو تخته وایساده بود

00:11:23.875 --> 00:11:26.530
<i>:مدام با خودش می‌گفت</i>

00:11:27.342 --> 00:11:30.138
.نکته اینجاست»
«.نکته اینجاست. نکته اینجاست

00:11:31.260 --> 00:11:33.696
<i>.و هیچوقت هم نتونست حرف‌ش رو بزنه</i>

00:11:35.267 --> 00:11:36.839
<i>،بعد از اون
...یکی دیگه از دوست‌هاش</i>

00:11:36.881 --> 00:11:41.220
<i>سمت خوابگاهش رفت و
.صدای ناله شنید</i>

00:11:36.434 --> 00:11:41.251
[مارتین ج. شروین]
[دستیار نویسنده‌ی کتاب آتشبان آمریکایی]
«1937-2021»

00:11:41.252 --> 00:11:42.879
<i>...در رو که باز کرد</i>

00:11:42.920 --> 00:11:45.223
<i>.اوپنهایمر مثل یه جنین شده بود</i>

00:11:45.264 --> 00:11:47.901
<i>چپ و راست غلط می‌خورد و
.ناله می‌کرد</i>

00:11:48.942 --> 00:11:51.312
<i>...واقعاً نزدیک بود</i>

00:11:51.354 --> 00:11:53.515
<i>.تو اون لحظه ، یه کاری دست خودش بده</i>

00:11:55.491 --> 00:11:58.345
<i>.واسه همین ، پیش روانپزشک رفت</i>

00:11:58.987 --> 00:12:00.733
<i>...روانپزشک گفت</i>

00:12:00.755 --> 00:12:03.234
<i>که به نوعی ، توی عالَم خودش
.زندگی می‌کنه</i>

00:12:04.825 --> 00:12:06.794
<i>.دچار بحران هویت شده بود</i>

00:12:06.836 --> 00:12:09.872
مسئله‌ای که این روزها نسبت به قبل
.شایع‌تره

00:12:10.564 --> 00:12:12.216
<i>.پدر و مادرش ، اون رو به پاریس بردن</i>

00:12:12.238 --> 00:12:14.550
<i>.اون‌جا ، پیش یه روانپزشک دیگه رفت</i>

00:12:14.619 --> 00:12:17.147
<i>...به روش اصیل فرانسوی</i>

00:12:17.738 --> 00:12:20.842
.یه زن کاربلد و شراب قرمز تجویز کرد

00:12:21.983 --> 00:12:22.711
...خب

00:12:24.253 --> 00:12:25.817
.ما تا همینجاش رو می‌دونیم

00:12:28.150 --> 00:12:31.769
<i>.همیشه نمره اول کلاس بود</i>

00:12:31.811 --> 00:12:34.397
<i>.باهوش‌ترین دانشجوی کلاس بود</i>

00:12:34.439 --> 00:12:37.767
<i>...به‌خاطر توانایی‌های ذهنی‌ش</i>

00:12:37.808 --> 00:12:39.711
<i>.همکلاسی‌هاش تحسین‌ش می‌کردن</i>

00:12:40.953 --> 00:12:43.497
<i>.که یه‌دفعه ، اُفت کرد</i>

00:12:44.889 --> 00:12:47.794
<i>به هیچ‌وجه نمی‌تونست با
.این موضوع کنار بیاد</i>

00:12:48.736 --> 00:12:50.718
<i>...چیزی که باعث شد به خودش بیاد</i>

00:12:51.929 --> 00:12:56.136
<i>.کشف فیزیک نظری کوانتوم بود</i>

00:12:58.038 --> 00:13:00.840
،اون زمان
.عصر طلایی علم فیزیک بود

00:13:01.958 --> 00:13:03.875
.بهترین زمان واسه نظریه‌پرداز شدن بود

00:13:04.937 --> 00:13:08.497
و اگه جوون و زرنگ باشی و
...مشتاق فکر کردن به

00:13:08.539 --> 00:13:10.934
نظریه‌های عجیب و غریب باشی که
...تا حالا به ذهن کسی خطور نکرده

00:13:11.476 --> 00:13:14.011
...قطعاً می‌تونی خیلی پیشرفت کنی

00:13:14.053 --> 00:13:14.981
.و اسم و رسمی دست و پا کنی

00:13:17.607 --> 00:13:19.505
<i>...وقتی اوپنهایمر تصمیم گرفت تا</i>

00:13:19.526 --> 00:13:22.264
برای تحصیل ، پیش مکس بورن
...فیزیکدان نظری

00:13:22.520 --> 00:13:25.840
...در گوتینگِن آلمان بره

00:13:26.482 --> 00:13:27.384
.پیشرفت کرد

00:13:29.155 --> 00:13:31.629
...با چند تن از فیزیکدان‌های مطرحِ

00:13:31.671 --> 00:13:32.955
.اون زمانِ آلمان دیدار کرد

00:13:33.557 --> 00:13:36.746
...دست بر قضا ، هایزنبرگ

00:13:36.777 --> 00:13:39.264
.مسئول پروژه بمب اتمی آلمان بود

00:13:41.172 --> 00:13:42.402
<i>...زمانی که تو گوتینگن بود</i>

00:13:42.593 --> 00:13:45.377
<i>.شخصیت «اوپی» رو از خودش در آورد</i>

00:13:47.036 --> 00:13:48.334
.از همین‌جا ، این اسم روش موند

00:13:48.346 --> 00:13:50.955
.«بهش می‌گفتن «اوپ جِی
.«که بعد شد «اوپی

00:13:52.675 --> 00:13:56.689
اوپی
...دیگه اون پسر جوون آمریکایی سست عنصرِ

00:13:56.721 --> 00:13:58.182
.بی‌هدف نبود

00:13:59.373 --> 00:14:01.235
...اوپی ، پسر باهوشی بود

00:14:01.385 --> 00:14:03.738
.که همیشه پنج قدم از بقیه جلوتر بود

00:14:03.989 --> 00:14:05.321
.و همه‌چی رو تو ذهن‌ش مرتب حلاجی می‌کرد

00:14:05.823 --> 00:14:08.754
.اوپی ، نابغه‌ای عجیب و خاص بود

00:14:08.776 --> 00:14:12.463
خیلی خوش‌قیافه بود و
.مدام سیگار می‌کشید

00:14:13.955 --> 00:14:17.425
چند تا عکس ازش
.در دهه‌ی 20 میلادی‌ وجود داره

00:14:18.860 --> 00:14:20.137
.با باب‌ دیلن مو نمی‌زد

00:14:22.028 --> 00:14:24.549
<i>.چشم‌هاش به پیامبرهای کتاب انجیل رفته بود</i>

00:14:24.740 --> 00:14:26.968
<i>.بدن نحیفی داشت</i>

00:14:27.270 --> 00:14:29.670
...و کج وامیستاد

00:14:29.712 --> 00:14:31.343
.با اون کلاه تمام‌لبه‌ای که سر داشت

00:14:33.124 --> 00:14:36.319
...اوپی ، یه‌جور تعبیری

00:14:36.721 --> 00:14:39.481
.از کسی که می‌خواست باشه ، بود

00:14:41.695 --> 00:14:44.272
.و این بازآفرینی ، به‌شدت موفق‌آمیز بود

00:14:49.226 --> 00:14:52.820
[سال1942]

00:14:52.854 --> 00:14:54.570
<i>...درحالی که نازی‌ها مثل توده‌های سرطانی</i>

00:14:54.612 --> 00:14:57.332
<i>.همچنان در حال پخش‌شدن هستند
...مردم اروپا</i>

00:14:57.593 --> 00:14:59.952
<i>.و جهان وارد عصر جدیدی می‌شوند</i>

00:15:01.194 --> 00:15:04.380
<i>...قطع به یقین ، نخستین هدف دانشمندان</i>

00:15:04.422 --> 00:15:06.883
.شکست‌دادن بمب‌های آلمانی‌ها بود

00:15:07.084 --> 00:15:09.539
...هیچ‌چیزی مثل

00:15:09.550 --> 00:15:11.054
.بلاتکلیفی نمی‌شه

00:15:11.695 --> 00:15:15.089
،و همونطور که خبر داشتن
...احتمال نابودی دنیا

00:15:15.151 --> 00:15:21.480
اون‌قدری فاحش بود که
...هر شک و تردیدی به لحاظ اخلاقی و وجدانی

00:15:21.512 --> 00:15:22.600
.که ممکن بود داشته باشن رو نقض می‌کرد

00:15:23.919 --> 00:15:27.092
...اساساً هر کس که اول دستش به بمب می‌رسید

00:15:27.403 --> 00:15:28.855
.فقط توی جنگ جهانی دوم پیروز نمی‌شد

00:15:28.896 --> 00:15:30.033
.بر کل دنیا هم حکمرانی می‌کرد

00:15:33.437 --> 00:15:35.220
...تابستان سال 1942

00:15:35.632 --> 00:15:38.882
،نظارت بر پروژه بمب‌ اتم
.به دست ارتش خواهد افتاد

00:15:39.323 --> 00:15:42.460
تحت اسم رمز
.«منطقه‌ی مهندسی منهتن»

00:15:39.244 --> 00:15:43.675
«حوزه‌ی جنگی»

00:15:43.702 --> 00:15:44.971
<i>...پروژه‌ی منهتن</i>

00:15:45.163 --> 00:15:46.590
<i>.چالش خیلی بزرگ بود</i>

00:15:49.032 --> 00:15:51.928
...برای طراحی نقشه در سطح گسترده‌ی

00:15:51.969 --> 00:15:55.957
،عملیات
...ژنرالی پر توان و تنومند

00:15:55.999 --> 00:15:57.463
...با 1.92سانت قد

00:15:57.795 --> 00:16:00.313
...و 109 کیلو وزن

00:15:57.477 --> 00:16:00.603
[سرلشگر ل.ر. گِروِز]

00:16:00.325 --> 00:16:03.240
.به اسم «لزلی ریچارد گروز» انتخاب کردن

00:16:05.243 --> 00:16:07.569
.رابرت از لزلی بدش میومد
.از دیک حرف‌شنوی داشت

00:16:09.405 --> 00:16:11.456
.ژنرال گروز ، یه مشکل داشت

00:16:10.580 --> 00:16:15.097
[دکتر میچیو کاکو]
[فیزیکدان نظری]

00:16:11.758 --> 00:16:14.378
بهش سپرده بودن که
...کسایی رو به کار بگیره

00:16:14.400 --> 00:16:15.660 line:20%
.که بمب اتمی می‌سازن

00:16:15.702 --> 00:16:18.621
ولی خودش هم می‌دونست که
...منظورمون

00:16:18.663 --> 00:16:22.417
.بهترین دانشمندهای جهان هست

00:16:24.168 --> 00:16:25.537
.اون‌ها از خود راضی بودن

00:16:27.314 --> 00:16:29.642
در این صورت ، مجبورین کسی رو
...بنشونین که

00:16:29.984 --> 00:16:30.929
.سختگیره

00:16:31.841 --> 00:16:32.819
...مجبورین کسی رو بنشونین

00:16:32.831 --> 00:16:36.088
.که علم فیزیک رو بلده
...اسم و رسمی داره

00:16:36.255 --> 00:16:38.795
اون وقت ، این از خود راضی‌ها
.ازش حرف‌شنوی دارن

00:16:42.570 --> 00:16:45.189
<i>...پاییز سال 1942 ، اوپنهایمر و ژنرال گروز</i>

00:16:45.231 --> 00:16:46.950
<i>.با همدیگه آشنا شدن</i>

00:16:47.732 --> 00:16:49.994
...هر دوشون

00:16:50.016 --> 00:16:51.796
.زمین تا آسمون با هم فرق داشتن

00:16:53.351 --> 00:16:55.233
ولی انگار ژنرال گروز ، چیزی رو
...توی وجودش می‌دید

00:16:55.425 --> 00:16:57.046
.که کسی تا حالا ندیده بود

00:16:58.943 --> 00:17:00.480
...وقتی اوپنهایمر رو ببینید

00:16:59.304 --> 00:17:02.760
[صدای سپهبد ژنرال لزلی گروز]
[1896-1970]
[مدیر پروژه‌‌ی منهتن]

00:17:00.621 --> 00:17:02.565
.بی‌درنگ ، شیفته‌ش می‌شین 

00:17:02.585 --> 00:17:03.351
.نمی‌تونین جلوی خودتون رو بگیرین

00:17:05.693 --> 00:17:07.137
.لنگه نداشت

00:17:09.472 --> 00:17:12.375
<i>...بر خلاف توصیه</i>

00:17:12.416 --> 00:17:15.250
روءسا ، اوپنهایمر رو
...به عنوان دست راست‌ش

00:17:15.288 --> 00:17:16.563
.در جامعه‌ی بر پایه علم منصوب کرد

00:17:17.344 --> 00:17:20.825
اوپنهایمر ، تا حالا کار مهمی رو
.رهبری نکرده بود

00:17:21.607 --> 00:17:25.104
ولی اوپنهایمر ، خیلی خوب
.همه چی رو توضیح می‌داد

00:17:26.167 --> 00:17:27.690
<i>.به شدت ، تو دل برو بود</i>

00:17:27.932 --> 00:17:30.316
<i>...و می‌تونست</i>

00:17:30.368 --> 00:17:33.484
همه‌چی رو تو یه لحظه
.تو ذهن‌ش حلاجی کنه

00:17:33.526 --> 00:17:37.038
.و ارتباط بین‌شون رو متوجه بشه

00:17:39.590 --> 00:17:40.662
...ظاهراً این همون

00:17:40.703 --> 00:17:42.514
چیزی بود که ژنرال گروز
.توی وجودش فهمیده بود

00:17:46.033 --> 00:17:47.919
<i>...به دلیل اهداف امنیتی</i>

00:17:48.160 --> 00:17:52.090
<i>این پروژه باید
.در خفا صورت می‌گرفت</i>

00:17:53.813 --> 00:17:56.219
<i>...به همین خاطر ، گروز به اوپنهایمر گفت</i>

00:17:56.260 --> 00:18:00.020
جایی رو پیشنهاد کنه که
.بشه این پروژه رو عملی کرد

00:18:00.650 --> 00:18:03.225
...پیشنهاد اوپنهایمر هم

00:18:03.267 --> 00:18:04.753
.صحرای نیومکزیکو بود

00:18:06.085 --> 00:18:08.186
.اون‌ها هم رفتن تا محل‌ش رو بررسی کنن

00:18:08.848 --> 00:18:10.442
.اسمش «لس آلاموس» بود

00:18:13.146 --> 00:18:14.974
<i>.اوپنهایمر ، اون منطقه رو خوب می‌شناخت</i>

00:18:15.086 --> 00:18:16.489
.مدت زیادی رو اون‌جا سپری کرده بود

00:18:18.324 --> 00:18:21.411
<i>...وقتی تو سن جوونی از نیویورک</i>

00:18:22.412 --> 00:18:23.882
<i>...به نیومکزیکو رفت</i>

00:18:25.831 --> 00:18:28.060
.مهم‌ترین اتفاق زندگی‌ش رقم خورد

00:18:29.964 --> 00:18:32.780
به نیومکزیکو رفت و
...با کابوی‌ها و

00:18:32.942 --> 00:18:34.030
.سوارکاری آشنا شد

00:18:34.312 --> 00:18:36.475
.عاشق اون‌جا بود
.عاشق تک‌تک جاهای شهر بود

00:18:34.716 --> 00:18:36.330
[چارلز اوپنهایمر]
[نوه‌ی پسری]

00:18:38.883 --> 00:18:41.511
<i>یه بار گفت که
...آرزوش ، ترکیب‌کردن</i>

00:18:41.542 --> 00:18:43.040
.دو عشق زندگی‌شه

00:18:44.241 --> 00:18:46.328
عشق به علم فیزیک و
.عشق به نیومکزیکو

00:18:49.367 --> 00:18:51.915
.و البته موفق هم شد

00:18:53.932 --> 00:18:55.612
[ملک دولت آمریکا]
[.نزدیک نشوید]

00:18:55.873 --> 00:18:57.530
<i>...یه‌دفعه ، سر و کله‌ی دولت آمریکا</i>

00:18:57.772 --> 00:19:00.057
<i>...با بولدوزرها و نقشه‌کش‌ها و</i>

00:19:00.299 --> 00:19:01.951
<i>...کارگرها و صنعتگرها پیدا شده بود</i>

00:19:01.993 --> 00:19:05.038
<i>...تا یه محله و آزمایشگاهی بسازن</i>

00:19:06.285 --> 00:19:08.800
.چیزی که تا قبل‌ش رو نقشه نبود

00:19:11.160 --> 00:19:12.700
<i>.کارشون رو با خراش‌دادن شروع کنین</i>

00:19:14.768 --> 00:19:16.708
<i>...بیشتر کارهایی که اون زمان می‌کردن</i>

00:19:16.750 --> 00:19:18.618
<i>.عجیب و غریب بود</i>

00:19:17.122 --> 00:19:19.269
[شلیک با مجوز در دست اقدام است]

00:19:19.280 --> 00:19:20.470
...اصلاً از بابت موفقیت این کار

00:19:20.511 --> 00:19:21.637
.مطمعن نبودن

00:19:21.679 --> 00:19:22.812
.همه چی بر پایه نظریه بود

00:19:22.836 --> 00:19:24.640
[درب اصلی پروژه‌ی لس آلاموس]

00:19:24.690 --> 00:19:27.493
می‌دونستن که باید
...بهترین دانشمندها رو به‌کار بگیرن

00:19:27.515 --> 00:19:31.070
اگه می‌خواستن قبل از
.نازی‌ها ، دست‌شون به این سلاح برسه

00:19:36.180 --> 00:19:37.162
<i>...آلبرت انیشتین</i>

00:19:37.183 --> 00:19:38.705
<i>.از آمریکا فرار کرد</i>

00:19:39.116 --> 00:19:41.476
<i>.او ، نخستین دانشمند پناهنده‌ست</i>

00:19:41.720 --> 00:19:43.660
<i>...به نحوی دانشگاه‌های آلمان</i>

00:19:43.701 --> 00:19:44.636
<i>.نابغه‌ها را مال خود می‌کنند</i>

00:19:47.096 --> 00:19:49.228
<i>،هیاهوی سرتاسر اروپا
...باعث خروج اجباری</i>

00:19:49.250 --> 00:19:52.989
.بسیاری از فیزیکدان‌های برجسته شد

00:19:54.944 --> 00:19:55.880
.انریکو فِرمی

00:19:58.082 --> 00:19:59.110
.هانس بِتِه

00:20:01.242 --> 00:20:02.217
.ادوارد تلر

00:20:03.009 --> 00:20:06.469
که به خاطر پیشرفت بمب هیدروژن
.شهرت داشت

00:20:06.951 --> 00:20:09.318
...لیست رو که نگاه بندازیم

00:20:09.380 --> 00:20:12.493
.اشخاص مهم بسیاری رو می‌بینیم

00:20:14.131 --> 00:20:16.167
...اوپنهایمر به

00:20:16.219 --> 00:20:17.627
.جذابیت روشنفکری‌ش معروف بود

00:20:18.469 --> 00:20:19.737
...می‌تونست دور تا دور کشور رو بگرده

00:20:19.879 --> 00:20:22.407
.و به نوعی نبوغ‌ش رو به رخ بقیه بکشه

00:20:22.448 --> 00:20:23.988
.ملّت هم که از خداشون بود

00:20:25.221 --> 00:20:26.152
...می‌گفت

00:20:26.494 --> 00:20:29.073
«.متأسفانه نمی‌تونم اطلاعاتی بهتون بدم»

00:20:30.665 --> 00:20:34.022
...ولی می‌تونم بهتون بگم که اگه موفق بشیم»

00:20:34.494 --> 00:20:36.555
«.ممکنه به این جنگ خاتمه بده»

00:20:37.226 --> 00:20:39.616
«.حتی ممکنه به هرگونه جنگی خاتمه بده»

00:20:40.517 --> 00:20:41.800
...اوپنهایمر ازم خواست

00:20:41.822 --> 00:20:43.762
.که برم پیشش تو لس آلاموس

00:20:45.174 --> 00:20:46.670
.منم گفتم از خدامه

00:20:45.414 --> 00:20:50.031
[صدای رابرت کریستی]
[1916-2012]
[فیزیکدان نظری پروژه‌ی منهتن]

00:20:47.572 --> 00:20:49.400
...مثل بیشتر دانشجوهاش

00:20:49.442 --> 00:20:52.863
.بگی‌نگی تا ته دنیا کنارش وامیسادم

00:20:54.375 --> 00:20:57.108
اگه این فرصت رو داشتین تا
...به خاطر جنگ با نازی‌ها

00:20:57.345 --> 00:20:59.670
...اون سر کوه بی‌نظیر برین

00:20:59.749 --> 00:21:02.447
...و مهم‌ترین کار فیزیکی تاریخ رو انجام بدین

00:21:02.568 --> 00:21:03.574
چی‌کار می‌کردین؟

00:21:04.585 --> 00:21:06.114
.من بودم سریع خودم رو اون‌جا می‌رسوندم

00:21:08.170 --> 00:21:09.187
...فکر نکنم مردم

00:21:09.229 --> 00:21:11.192
.خیلی به تبعات‌ش توجه می‌کردن

00:21:11.213 --> 00:21:12.265
می‌شه سرزنش‌شون کرد؟

00:21:13.707 --> 00:21:14.984
<i>...همه‌‌مون می‌دونستیم</i>

00:21:15.025 --> 00:21:17.418
<i>...که در هر صورت</i>

00:21:17.840 --> 00:21:24.427
،به وضوح و بی‌محابا
.تاریخ بشر رو تحت تأثیر قرار می‌دیم

00:21:30.280 --> 00:21:32.276
<i>...وقتی که آزمایشگاه ساخته شد</i>

00:21:32.318 --> 00:21:33.523
<i>.اوپنهایمر ، پدر خانواده بود</i>

00:21:34.204 --> 00:21:35.900
<i>.عیال‌وار بود
.یه پسر کوچولو داشت</i>

00:21:38.030 --> 00:21:40.360
طی مدتی که مدیریت آزمایشگاه رو
.بر عهده داشت

00:21:41.086 --> 00:21:42.620
.یه دختر کوچولو هم داشت

00:21:44.206 --> 00:21:46.250
...تابستان 1939

00:21:46.270 --> 00:21:48.564
.تو مهمونی مشروب‌خوری برکلی بود

00:21:48.766 --> 00:21:51.672
و خانم جوونی به اسم
...«کیتی پونینگ»

00:21:51.713 --> 00:21:57.502
از اون سر باغ ، زیر نظرش داشت و
.سریع ، تو نخ‌ش رفت

00:21:59.783 --> 00:22:03.308
.آتیش‌پاره‌ای واسه خودش بود

00:22:08.286 --> 00:22:11.307
.عاشق همدیگه شدن
...و سال 1940

00:22:11.329 --> 00:22:12.442
.حامله شد

00:22:16.445 --> 00:22:18.144
<i>.تا ابد با هم زندگی کردن</i>

00:22:18.816 --> 00:22:20.459
<i>حواس‌ت باشه که نگفتم
«.به خوبی و خوشی»</i>

00:22:22.241 --> 00:22:24.488
.همدیگه رو دوست داشتن

00:22:25.110 --> 00:22:28.950
.اما زندگی زناشویی پر دردسری بود
...اون هم به خاطر

00:22:28.972 --> 00:22:34.130
مشکلات زندگی رابرت و
...تفاوت‌های شخصیت‌شون

00:22:34.162 --> 00:22:36.758
.دغدغه‌های محیط پیرامون‌شون

00:22:40.811 --> 00:22:42.091
<i>.استاد دانشگاه بود</i>

00:22:42.113 --> 00:22:43.896
<i>.زیست‌شناس و گیاه‌شناس هم بود</i>

00:22:44.308 --> 00:22:46.501
سرانجام ، ازدواج‌شون
...باعث شد

00:22:46.843 --> 00:22:48.128
،سال‌ها در لس آلاموس
.زندگی به همین شکل تداوم پیدا کنه

00:22:49.280 --> 00:22:49.612
...به نظرم

00:22:49.630 --> 00:22:53.408
...به خاطرِ بودن تنها به عنوانِ

00:22:53.850 --> 00:22:55.890
.همسر و مادر ، خیلی کلافه شده بود

00:22:58.394 --> 00:23:00.541
<i>.آب و هوای لس آلاموس بهش نمی‌ساخت</i>

00:22:58.765 --> 00:23:00.982
[به دلیل قطعی آب ، تا اطلاع ثانوی بسته می‌باشد]

00:23:02.223 --> 00:23:04.252
.آدم تنها و الکلی‌ای بود

00:23:05.785 --> 00:23:08.657
.و به نوعی ، گرفتار الکل شد

00:23:14.238 --> 00:23:17.790
اوپنهایمر به مخلوط‌کردن
.جین مارتینی‌هاش معروف بود

00:23:19.943 --> 00:23:24.481
دانشمندهاش رو وا می‌داشت
...کل هفته رو سخت کار کنن

00:23:25.022 --> 00:23:27.388
.تا آخر هفته‌ها رو حسابی خوش بگذرونن

00:23:29.230 --> 00:23:31.287
<i>.صبح یکشنبه‌ها ، همه مست و پاتیل بودن</i>

00:23:31.449 --> 00:23:33.631
<i>.ولی حسابی کار می‌کردن
.جون می‌کندن</i>

00:23:33.655 --> 00:23:34.574
<i>.و همکاری می‌کردن</i>

00:23:35.176 --> 00:23:37.237
.و بخش بزرگی‌ش به خاطر اوپنهایمر بود

00:23:42.395 --> 00:23:44.576
<i>...پروژه‌ی لس آلاموس واسه‌ی بیشتر این جماعت</i>

00:23:44.600 --> 00:23:46.953
<i>.سرنوشت‌سازترین سال‌های عمرشون بود</i>

00:23:50.753 --> 00:23:52.542
<i>.فکر می‌کردن بخشی از یک اتفاق مهم هستن</i>

00:23:53.194 --> 00:23:55.579
<i>.بخشی از یک اتفاق مهم و تأثیرگذار</i>

00:23:56.881 --> 00:24:00.853
<i>و حرف این این مرد جوون چشم آبیِ
...آب زیرکاه</i>

00:24:00.875 --> 00:24:05.730
<i>و عجیب که همه تعریف‌ش می‌کردن رو
.گوش می‌کردن</i>

00:24:11.954 --> 00:24:12.854
[محل خرید و فروش دام‌های لس‌آلاموس]

00:24:12.869 --> 00:24:14.372
<i>.من توی لس آلاموس بزرگ شدم</i>

00:24:16.743 --> 00:24:20.014
<i>.آخه پدرم در طول پروژه‌ی منهتن اون‌جا بود</i>

00:24:22.160 --> 00:24:27.376
.جای...عجیبی واسه زندگی بود

00:24:27.518 --> 00:24:31.239
،چون سه بار در طول روز
.انفجار رخ می‌داد

00:24:32.824 --> 00:24:35.719
انفجارها در ساعات 10 و 12 و 3
.رخ می‌داد

00:24:35.910 --> 00:24:37.212
...وقتی هم کلاس اول باشی

00:24:37.230 --> 00:24:38.900
.انفجار یعنی مدرسه تعطیله
.وقت نهاره و الفرار

00:24:41.335 --> 00:24:43.042
...راستش به عنوان بچه‌ها‌ی کوچک

00:24:43.084 --> 00:24:44.651
.کُشته‌مُرده‌ی انفجار بودیم

00:24:47.395 --> 00:24:49.113
:یه بار از پدرم پرسیدم

00:24:49.135 --> 00:24:50.085
«کا...کارِتون چیه؟»

00:24:50.847 --> 00:24:53.252
اون هم گفت
...خب. داریم کاری رو می‌کنیم»

00:24:53.294 --> 00:24:54.762
«.که تا حالا کسی نکرده

00:24:55.504 --> 00:24:57.682
پیش خودم گفتم
.حتماً کار خفنی‌ـه»

00:24:57.894 --> 00:24:58.726
«.حالا هر کاری که هست

00:25:04.590 --> 00:25:08.790
[سال 1944]

00:25:10.095 --> 00:25:13.855
<i>حدود یه سال
.درگیر ساخت آزمایشگاه بودیم</i>

00:25:14.327 --> 00:25:15.875
<i>...و به این نتیجه رسیدیم که</i>

00:25:15.897 --> 00:25:17.620
خیلی سخت‌تر از چیزی بود
.که فکر می‌کردیم

00:25:18.522 --> 00:25:20.338
.کوچک‌ترین کار هم سخته

00:25:21.230 --> 00:25:24.342
.چه برسه به این دستگاه‌های خیلی پیشرفته

00:25:25.877 --> 00:25:28.212
.سلاح هسته‌ای ، یه طرح نیست

00:25:28.474 --> 00:25:32.310
سلاح هسته‌ای رو به چشم
...یه عالمه طرح ببینین

00:25:32.336 --> 00:25:35.186
.که به صورت مجموعه در میان
.و با هم به نتیجه می‌رسن

00:25:37.515 --> 00:25:40.536
،واسه ساخت بمب اتمی
.سوخت نیاز دارین

00:25:43.294 --> 00:25:45.847
<i>ما پلوتونیوم و
.اورانیوم غنی‌شده داشتیم</i>

00:25:45.939 --> 00:25:47.620
...دو تا عنصر مختلف داشتیم

00:25:47.642 --> 00:25:49.056
.که می‌خواستیم ازشون استفاده کنیم

00:25:50.008 --> 00:25:53.556
.پلوتونیوم ، عنصر بهتری واسه استفاده بود

00:25:53.737 --> 00:25:55.073
.مقدار زیادی ازش وجود داشت

00:25:55.324 --> 00:25:57.300
،ولی واسه ساختن بمب
.مقدار کم هم کفایت می‌کنه

00:25:57.942 --> 00:26:00.512
ولی به این راحتی نمی‌شد
.منفجرش کرد

00:26:02.674 --> 00:26:07.418
مرحله‌ی اول ساخت بمب
.سوار کردن سلاح‌ـه

00:26:03.912 --> 00:26:07.419
[رابرت اس.نوریس]
[نویسنده‌ی کتاب رقابت بر سر بمب اتم]

00:26:09.243 --> 00:26:10.559
[مواد منفجره‌ی غیر اتمی]
[حلقه‌های اورانیوم]

00:26:10.559 --> 00:26:13.478
[لوله‌ی اورانیوم]
[آغازگر واکنش نوترونی]

00:26:08.610 --> 00:26:12.734
.قرار بود دو قطعه‌ی عنصری داشته باشه

00:26:13.571 --> 00:26:15.111
.و محکم به همدیگه بکوبیم‌شون

00:26:15.435 --> 00:26:16.927
[انفجار هسته‌ای]

00:26:16.958 --> 00:26:19.339
باعث افزایش حاد جرم و
.انفجار می‌شه

00:26:20.031 --> 00:26:22.659
،و اگه از اورانیوم بسیار غنی‌شده استفاده می‌شد
.نتیجه بخش بود

00:26:23.191 --> 00:26:27.264
تا اینکه یه روز متوجه شدن که
.پلوتونیوم به کار نمیاد

00:26:28.366 --> 00:26:31.651
معلوم شد که
...پلوتونیوم انقدری واکنش‌پذیره

00:26:32.213 --> 00:26:34.150
...که نمی‌شد اون رو از لوله

00:26:34.170 --> 00:26:36.072
.حتی با سرعت 900متر بر ثانیه شلیک کرد

00:26:36.604 --> 00:26:37.249
.از بین می‌رفت

00:26:37.361 --> 00:26:39.684
،قبل از اینکه توی لوله بره
.متلاشی می‌شد

00:26:40.556 --> 00:26:41.466
.شوک بزرگی بود

00:26:41.490 --> 00:26:43.610
...آخه این عنصر پلوتونیومی

00:26:43.632 --> 00:26:47.083
.صدها میلیون دلار رو به باد داده بود

00:26:51.370 --> 00:26:52.688
<i>.اوپنهایمر نگران بود</i>

00:26:52.730 --> 00:26:54.606
کارکن‌های لس آلاموس هم
.نگران بودن

00:26:56.160 --> 00:26:59.199
.می‌خواست استعفا بده
.خیلی ناراحت بود

00:26:59.221 --> 00:27:01.784
...ولی دوست‌های آزمایشگاهی‌ش بهش گفتن

00:27:01.806 --> 00:27:02.782
.نمی‌شه رابرت»

00:27:03.244 --> 00:27:05.131
باید بمونی و
.کار رو تموم کنی

00:27:05.153 --> 00:27:07.192
.باید بمونی
«.باید تموم‌ش کنیم

00:27:07.213 --> 00:27:09.131
.در آخر ، به ناچار موندگار شد

00:27:12.617 --> 00:27:14.243
<i>...جنگ ، تحت فرماندهی کامل</i>

00:27:14.285 --> 00:27:15.778
<i>.فرمانده دوآیت د.آیزنهاور است</i>

00:27:15.920 --> 00:27:18.259
<i>نیروهای متفقین
...حدود سه میلیون سرباز را</i>

00:27:18.281 --> 00:27:19.332
<i>.برای جنگ ، آموزش داده‌اند</i>

00:27:20.877 --> 00:27:22.418
<i>...در آن سوی کانال</i>

00:27:24.257 --> 00:27:25.483
<i>...نازی‌ها نیز</i>

00:27:25.505 --> 00:27:27.441
<i>از بسیج‌شدن نیروهای متفقین
.باخبر هستند</i>

00:27:28.833 --> 00:27:30.919
<i>.و خودشان را آماده می‌کنند</i>

00:27:34.955 --> 00:27:36.123
<i>...اوپنهایمر از این می‌ترسید</i>

00:27:36.165 --> 00:27:38.343
<i>.که نکنه آماده‌ی رقابت با آلمانی‌ها باشه</i>

00:27:38.964 --> 00:27:41.115
...حتی اواخر تابستان سال 1944

00:27:41.137 --> 00:27:42.713
...روح‌شون هم خبر نداشت

00:27:42.755 --> 00:27:45.200
.که پروژه بمب آلمانی‌ها تا چه حد پیشرفت کرده

00:27:48.145 --> 00:27:50.504
...و خب اگه مشکل پلوتونیوم رو حل نمی‌کردن

00:27:50.716 --> 00:27:52.323
ممکن بود بمب رو
.به موقع تحویل ندن

00:27:54.003 --> 00:27:56.661
...اوپنهایمر از کارکنان‌های آزمایشگاه

00:27:56.993 --> 00:27:58.580
.بی‌‌گاری می‌کشید

00:28:00.980 --> 00:28:03.709
<i>...واسه ساخت بمب‌های دیگه‌ای</i>

00:28:03.730 --> 00:28:05.394
<i>...که همون اول ردشون کرده بودن</i>

00:28:05.436 --> 00:28:06.604
<i>.کلی فکر به سرشون زد</i>

00:28:06.626 --> 00:28:08.565
<i>.ولی جواب ندادن
.چون خیلی سخت بودن</i>

00:28:09.267 --> 00:28:11.468
،ولی یکی‌‌ از طراحی‌ها
.اسمش «انفجار درونی» بود

00:28:13.764 --> 00:28:16.647
،به طور خلاصه
...طرح انفجار درونی این جوری بود که

00:28:16.859 --> 00:28:19.038
یه توپ توپر پلوتونیومی رو
.استفاده می‌کردن

00:28:19.050 --> 00:28:21.285
...یه گوی توپر پلوتونیومی

00:28:21.327 --> 00:28:23.613
.به اندازه یه توپ بیسبال
.شایدم یه‌کم کوچک‌تر

00:28:24.320 --> 00:28:29.002
و با هزاران کیلوگرم مواد منفجره
.پوشانده می‌شد

00:28:25.126 --> 00:28:27.860
[لایه افزوده]

00:28:27.884 --> 00:28:30.484
[مواد منفجره]

00:28:30.561 --> 00:28:33.306
این مواد منفجره‌ی بسیار قوی
.به طور خیلی خاصی فرآوری شده بود

00:28:33.818 --> 00:28:36.901
تا وقتی منفجر بشن
...به نوعی

00:28:36.943 --> 00:28:40.905
.به کانون موج انفجار این توپ برسن

00:28:41.047 --> 00:28:43.102
.از بالا و پایین فشار بیارن

00:28:43.184 --> 00:28:44.701
.به هر دو سمت فشار بیارن

00:28:44.742 --> 00:28:46.245
...از همه طرف

00:28:46.270 --> 00:28:49.590
نیروی انفجاری بسیار زیادی
.بهش فشار میاورد

00:28:51.032 --> 00:28:54.195
هدف‌ این بود که
...این فشار رو

00:28:54.227 --> 00:28:58.389
به طور مساوی
.درون پلوتونیوم قرار بدیم

00:28:58.791 --> 00:29:01.434
،اگه نامتوازن بود
.ممکن بود جواب نده

00:29:01.976 --> 00:29:05.104
،باید خیلی سریع
...فشار مناسب رو وارد می‌کردیم

00:29:05.326 --> 00:29:08.815
،تا این ذرات بنیادی اتم
.محکم به هم برخورد کنن

00:29:08.840 --> 00:29:12.097
...تا باعث این واکنش
.حیرت انگیز بشن

00:29:13.648 --> 00:29:14.648
<i>.انجام این کار ، خیلی سخت بود</i>

00:29:15.890 --> 00:29:19.110
<i>.به هر صورت ، مشکل دیگه‌ای وجود داشت</i>

00:29:19.602 --> 00:29:21.804
این ، فناوری‌ای بود که
...ده سال پیشرفت فناوری

00:29:21.846 --> 00:29:23.029
.برای دستیابی بهش نیاز بود

00:29:23.040 --> 00:29:24.400
.اون‌ها ده سال وقت نداشتن
.یه سال وقت داشتن

00:29:28.596 --> 00:29:30.913
<i>...ِاوپنهایمر ، شب و روز مشغول</i>

00:29:30.955 --> 00:29:32.089
<i>.ساخت بمب بود</i>

00:29:32.790 --> 00:29:36.940
،و با پیشرفت پروژه
...تیم امنیتی بیشتری هم

00:29:36.962 --> 00:29:39.164
.برای محافظت از پروژه حاضر شدن

00:29:39.905 --> 00:29:40.366
...و با اینکه

00:29:40.380 --> 00:29:43.918
...نزد بیشتر دانشمندهای

00:29:43.960 --> 00:29:46.012
،پروژه لس آلاموس
...محبوب و محترم بود

00:29:46.594 --> 00:29:49.398
.در دام سوء ظن بسیار بدی افتاد

00:29:46.232 --> 00:29:49.269
[پایگاه امنیتی انرژی هسته‌ای ایالات متحده]

00:29:49.810 --> 00:29:52.338
...چون کارهای گذشته‌ش

00:29:52.510 --> 00:29:54.637
...به احتمال

00:29:54.849 --> 00:29:57.055
خطر امنیتی بودن‌ش
.قوت می‌بخشیدن

00:29:57.779 --> 00:30:02.319
[کالیفورنیا ، برکلی]
[دهه‌ی 30 میلادی]

00:30:11.225 --> 00:30:12.914
<i>...زمانی که اوپنهایمر</i>

00:30:12.955 --> 00:30:15.249
توی دانشگاه کالیفورنیای برکلی
...درس می‌داد

00:30:15.321 --> 00:30:19.229
.واقعاً توی یه عالم دیگه بود

00:30:20.111 --> 00:30:21.916
.تمرکزش رو علم بود

00:30:22.298 --> 00:30:24.918
.تا اینکه دوران رکود اقتصادی شروع شد

00:30:27.108 --> 00:30:29.213
...در کمال ناباوری متوجه شد

00:30:29.285 --> 00:30:32.209
.که دانشجوهاش ، بیشتر مواقع غذا نمی‌خورن

00:30:33.121 --> 00:30:35.665
یکی‌ از دانشجوهاش بهم گفت
...با

00:30:37.087 --> 00:30:39.048
غذای گربه و کنسروهای غذای گربه
.خودش رو سیر می‌کنه

00:30:39.090 --> 00:30:40.472
.آخه فقط پول همون رو داشت

00:30:42.473 --> 00:30:47.167
...وقتی اوپنهایمر از این مصیبت باخبر شد

00:30:47.189 --> 00:30:48.685
.به کل تغییر کرد

00:30:52.325 --> 00:30:54.888
<i>...خب طبیعتاً اوپنهایمر</i>

00:30:54.900 --> 00:30:57.531
<i>...مثل بیشتر دوستانش در برکلی</i>

00:30:58.092 --> 00:31:00.475
.چپ‌گرا شد

00:31:03.363 --> 00:31:06.295
[دعوتنامه]
[به حزب کمونیست بپیوندید]

00:31:06.326 --> 00:31:08.836
[حزب کمونیست]

00:31:08.920 --> 00:31:12.991
<i>در دهه‌ی 30 میلادی
.کمونیسم ، موضوع جالبی بود</i>

00:31:14.753 --> 00:31:15.818
<i>.اینترنت نبود</i>

00:31:15.860 --> 00:31:17.737
<i>...ملّت در لحظه از کارِ</i>

00:31:17.765 --> 00:31:19.188
<i>.شوروی خبر نداشتن</i>

00:31:19.230 --> 00:31:21.635
در حالی که جوزف استالین
...داشت

00:31:21.646 --> 00:31:24.421
.20میلیون از مردم خودش رو می‌کُشت

00:31:30.016 --> 00:31:32.625
در مقابل ، چیزی که
...مردم آمریکا می‌دیدن این بود که

00:31:32.877 --> 00:31:35.860
...می‌گم‌ ، تو شوروی

00:31:36.082 --> 00:31:39.218
.همه آزاد و برابرن
.همه شاغل‌ن

00:31:39.230 --> 00:31:41.969
.خونه و زندگی دارن
.آینده دارن

00:31:41.981 --> 00:31:44.648
.نقش مهمی توی جامعه دارن

00:31:46.971 --> 00:31:49.670
...خب وقتی کسی شکم‌ش سیر نباشه

00:31:50.661 --> 00:31:52.791
.این چیزها جالب به نظر میاد

00:31:56.508 --> 00:32:00.229
...اینکه اوپنهایمر واقعاً و رسماً

00:32:00.271 --> 00:32:01.565
،عضو حزب کمونیست شده
.مشخص نیست

00:32:02.627 --> 00:32:04.251
.ولی برادرش عضو کمونیست بود

00:32:04.432 --> 00:32:06.394
فرانک اوپنهایمر
.عضو این حزب بود

00:32:06.876 --> 00:32:09.364
،جکی ، همسر فرانک
.عضو این حزب بود

00:32:10.306 --> 00:32:12.567
...خیلی از دوست‌های صمیمی‌ اوپنهایمر

00:32:12.588 --> 00:32:13.951
.عضو حزب کمونیست بودن

00:32:13.993 --> 00:32:16.232
خیلی از دانشجوهاش تو برکلی و
...شهرهای دیگه

00:32:16.253 --> 00:32:18.538
.عضو حزب کمونیست بودن

00:32:20.217 --> 00:32:21.969
<i>...در اواسط دهه‌ی 30 میلادی</i>

00:32:21.981 --> 00:32:24.587
<i>با خانم جوونی به اسم
...جین تاتلاک» آشنا شد»</i>

00:32:24.829 --> 00:32:28.041
<i>.که روانپزشکی می‌خوند</i>

00:32:28.383 --> 00:32:29.710
<i>.زن جوون بااستعدادی بود</i>

00:32:31.122 --> 00:32:32.340
.عاشق‌ش شد

00:32:34.518 --> 00:32:36.124
<i>.دو بار نامزد کردن</i>

00:32:36.936 --> 00:32:39.767
...به نظرم تعبیر درستیه

00:32:39.790 --> 00:32:41.270
.اگه بگم فکر و ذکرش شده بود

00:32:42.552 --> 00:32:43.793
.یه کمونیست بود

00:32:43.865 --> 00:32:45.982
اوپنهایمر هم
.به موضوع‌های کمونیستی علاقه داشت

00:32:47.268 --> 00:32:48.903
<i>...به مدت چهار سال</i>

00:32:48.945 --> 00:32:51.948
...اوپنهایمر کمک‌مالی هنگفتی

00:32:51.990 --> 00:32:53.350
.به حزب کمونیست کرد

00:32:54.242 --> 00:32:57.963
ولی فعالیت‌های سیاسی‌ش
.کم‌کم مورد توجه قرار گرفتن

00:33:02.593 --> 00:33:04.300
<i>...اون قدیم‌ها ، کار اف.بی.آی این بود که</i>

00:33:04.332 --> 00:33:05.462
<i>.ردّ کمونیست‌ها رو بزنن</i>

00:33:07.666 --> 00:33:08.530
<i>...پرسه می‌زدن و</i>

00:33:08.548 --> 00:33:10.834
<i>...پلاک ماشین‌هایی که</i>

00:33:10.855 --> 00:33:13.461
<i>جلوی خونه یا ساختمونی پارک کرده بودن رو
.می‌کندن تا از روشون پیداشون کنن</i>

00:33:14.403 --> 00:33:15.718
...همین موقع بود که اوپنهایمر

00:33:15.730 --> 00:33:17.734
،برای اولین‌بار
.توجه اف.بی.آی رو به خودش جلب کرد

00:33:15.697 --> 00:33:17.734
[گِرِگ هِرکِن]
[نویسنده‌ی کتاب انجمن بمب‌سازان]

00:33:18.485 --> 00:33:21.320
<i>حتی وقتی که پروژه‌ی بمب سطح اول رو
...رهبری می‌کرد</i>

00:33:19.384 --> 00:33:22.231
[اداره‌ی تحقیقات فدرال]

00:33:21.382 --> 00:33:24.630
<i>اف.بی.آی شنودش می‌کرد و
.ردّش رو دنبال می‌کرد</i>

00:33:24.912 --> 00:33:28.531
،سازمان اطلاعات
.مدام بازجویی‌ش می‌کرد

00:33:29.363 --> 00:33:31.431
<i>...به نظرم خیلی عجیب بود که</i>

00:33:31.462 --> 00:33:32.422
<i>.با این قضیه مشکلی نداشت</i>

00:33:32.454 --> 00:33:35.418
<i>چون پیش خودش فکر می‌کرد که
.کار درستی رو انجام می‌ده</i>

00:33:36.879 --> 00:33:39.168
<i>حتی به دیدنِ
.دوست‌دختر سابق‌ش رفت</i>

00:33:39.180 --> 00:33:41.468
<i>.در حالی که نباید همچین کاری می‌کرد</i>

00:33:44.278 --> 00:33:47.806
<i>،در سال 1943
.با جین تاتلاک در تماس بود</i>

00:33:48.287 --> 00:33:50.491
داشت با بحران عاطفی‌ش
.دست و پنجه نرم می‌کرد

00:33:50.503 --> 00:33:51.507
.و دلش می‌خواست اوپنهایمر رو ببینه

00:33:51.789 --> 00:33:53.568
.با جین در ارتباط بود

00:33:53.669 --> 00:33:55.120
.هنوزم دوست‌ش داشت

00:33:55.862 --> 00:33:58.671
.باهاش به هم زده بود
.اوپنهایمر هم با کیتی ازدواج کرده بود

00:33:58.873 --> 00:34:02.953
ولی می‌دونست که
.جین تاتلاک افسرده شده

00:34:03.484 --> 00:34:04.923
.واسه همین هم رفت ببینت‌ش

00:34:08.347 --> 00:34:09.947
[به ایالت کالیفورنیا خوش آمدید]
[شهرستان سن برناردینو]

00:34:08.731 --> 00:34:11.870
<i>باید از لس آلاموس
.به سن فرانسیسکو می‌رفت</i>

00:34:16.714 --> 00:34:18.410
<i>...و البته برای حزب</i>

00:34:18.711 --> 00:34:21.362
.این‌ کار ، یه...یه خط قرمز بود

00:34:22.642 --> 00:34:25.359
.دو نفر ، بیرون آپارتمان منتظر بودن

00:34:26.720 --> 00:34:29.441
<i>.جین تاتلاک زیر نظر بود</i>

00:34:30.123 --> 00:34:32.475
<i>.هنوزم عضو حزب کمونیست بود</i>

00:34:33.887 --> 00:34:35.385
<i>.اوپنهایمر ، شب رو پیشش موند</i>

00:34:36.046 --> 00:34:36.853
<i>.یه‌بار عاشق همدیگه شدن</i>

00:34:36.875 --> 00:34:39.431
به نظرم ، اون شب
.دوباره این اتفاق رقم خورد

00:34:44.310 --> 00:34:47.779
<i>...به سرهنگ بوریس پاش</i>

00:34:47.805 --> 00:34:49.555
<i>...که رئیس اطلاعات سپاهِ</i>

00:34:49.577 --> 00:34:50.967
<i>،کرانه‌ی باختری بود
.گزارش دادن</i>

00:34:51.389 --> 00:34:54.436
،به عقیده‌ی پاش
...این اتفاق

00:34:54.458 --> 00:34:56.451
.نقض خطیرِ امنیت‌ بود

00:34:56.472 --> 00:35:00.118
ممکن بود اوپنهایمر
...اسرار هسته‌ای

00:35:00.139 --> 00:35:03.430
و اتمی رو
.از طریق تاتلاک برای حزب کمونیست فاش کنه

00:35:05.618 --> 00:35:08.451
.متأسفانه ، تاتلاک به شکل دردناکی فوت کرد

00:35:08.493 --> 00:35:11.105
.درست چند ماه بعد در بهار سال 1944

00:35:13.315 --> 00:35:16.969
،در وضعیتی مشکوک
...پدرش ، اون رو

00:35:17.661 --> 00:35:20.934
بدون لباس توی وان حموم دید که
.سرش زیر آب بود

00:35:21.165 --> 00:35:23.915
و به حالت خمیده‌
.لبه‌ی وان افتاده بود

00:35:25.965 --> 00:35:28.331
روش غیر معمولی
.واسه خودکشی بود

00:35:29.982 --> 00:35:32.482
...یه‌سری فرضیه‌ها می‌گن که

00:35:32.533 --> 00:35:34.466
.ممکنه به قتل رسیده باشه

00:35:36.414 --> 00:35:39.791
اوپنهایمر از این خبر
.خیلی ناراحت و شوکه شد

00:35:41.978 --> 00:35:45.385
مأمور امنیتی که
...این خبر رو به گوشش رسوند

00:35:45.616 --> 00:35:48.091
.«گفت «زد زیر گریه

00:35:48.383 --> 00:35:50.444
گفت که
...خیلی سرخورده شده بود

00:35:51.315 --> 00:35:53.663
...به کسی هم اعتماد نداشت

00:35:53.684 --> 00:35:55.113
.که باهاش درد و دل کنه

00:35:55.844 --> 00:35:58.986
،بنابراین
.تنها سوگواری می‌کرد

00:36:03.312 --> 00:36:04.682
<i>...به دلیل خبری مهم</i>

00:36:04.724 --> 00:36:05.940
<i>.برنامه را چند لحظه متوقف می‌کنیم</i>

00:36:06.052 --> 00:36:08.027
<i>.رئیس جمهور روزولت درگذشت</i>

00:36:08.219 --> 00:36:10.361
<i>رئیس جمهور
.به دلیل خونریزی مغزی درگذشت</i>

00:36:11.289 --> 00:36:14.388
...آپریل سال 1945 ، از ماه‌هایی‌ بود

00:36:14.400 --> 00:36:17.495
که سرنوشت جهان رو
.به یکباره دچار تغییر کرد

00:36:18.848 --> 00:36:20.606
.روزولت درگذشته بود

00:36:20.768 --> 00:36:23.356
.بعدش هم هیتلر خودکشی کرد

00:36:23.877 --> 00:36:26.256
<i>امپراطوری هیتلر
.آتش گرفت و نابود گردید</i>

00:36:27.788 --> 00:36:30.442
<i>برداشتی ضد هیتلری
.از بمب می‌شد</i>

00:36:32.334 --> 00:36:35.237
<i>،بهار سال 1945
.هیتلر از صحنه روزگار محو شده بود</i>

00:36:35.279 --> 00:36:36.756
<i>.نازی‌ها دیگه خطری نداشتن</i>

00:36:37.348 --> 00:36:39.367
<i>.قرار نبود هیتلر ، بمب اتمی بسازه</i>

00:36:39.448 --> 00:36:40.330
<i>.و نیویورک رو منفجر کنه</i>

00:36:40.802 --> 00:36:41.745
.قرار نبود چنین اتفاقی بیفته

00:36:41.190 --> 00:36:41.747
[جان الس]
[کارگردان مستند فردای تثلیث]

00:36:42.297 --> 00:36:45.407
،ولی اون‌ها در هر صورت
.می‌خواستن سلاح رو آماده کنن

00:36:47.726 --> 00:36:49.140
<i>.می‌خواستن بمب بسازن</i>

00:36:49.262 --> 00:36:51.383
<i>.می‌خواستن این جنگ رو تموم کنن</i>

00:36:52.325 --> 00:36:54.845
.اوپنهایمر می‌خواست بمب به‌کار گرفته بشه

00:36:55.317 --> 00:36:58.046
.تا مردم دنیا ببینن

00:36:58.567 --> 00:37:00.038
<i>...هری اس.ترومن سوگند یاد کرد</i>

00:37:00.069 --> 00:37:01.856
<i>.تا رئیس جمهور ایالات متحده باشد</i>

00:37:02.198 --> 00:37:04.637
<i>...وقتی ترومن رئیس جمهور شد</i>

00:37:04.729 --> 00:37:05.840
.روز از نو ، روزی از نو

00:37:05.932 --> 00:37:08.613
.قرار بود بمب ، جایی منفجر بشه

00:37:09.074 --> 00:37:11.966
،با مرگ هیتلر
.هدف ، ژاپن شد

00:37:14.393 --> 00:37:15.920
<i>...حملات بی‌وقفه‌ی هوایی</i>

00:37:15.942 --> 00:37:18.176
<i>علیه امپراتوری غارت‌شده‌ی ژاپن
.ادامه دارد</i>

00:37:18.197 --> 00:37:21.360
<i>«در حالی که هواپیماهای «بی 24
.پایگاه‌های جزایر پرو را با خاک یکسان می‌کنند</i>

00:37:26.314 --> 00:37:28.693
جزیره به جزیره
.پیشروی می‌کردیم

00:37:34.046 --> 00:37:38.192
روی سر ژاپنی‌هایی که
.سنگر گرفته بودن ، خراب می‌شدیم

00:37:40.162 --> 00:37:41.641
...جوون مردهای

00:37:42.465 --> 00:37:43.665
.زیادی کُشته شدن

00:37:44.782 --> 00:37:46.526
...با گذشت هر روزی که

00:37:46.567 --> 00:37:49.437
هنوز آزمایش بمب
...به نتیجه نرسیده بود

00:37:49.989 --> 00:37:52.366
روزی بود که
.هزاران آمریکایی جون‌شون رو از دست می‌دادن

00:37:52.558 --> 00:37:54.267
<i>.هزاران سرباز زخمی شدند</i>

00:37:54.398 --> 00:37:57.103
<i>و هزاران سرباز دیگر
.جان خود را فدا کردند</i>

00:37:57.235 --> 00:37:59.808
<i>تا دشمن متعصب را
...از این پایگاه اصلی</i>

00:37:59.960 --> 00:38:01.866
<i>.پایگاه اصلی خود ژاپن به عقب برانند</i>

00:38:02.884 --> 00:38:04.941
<i>.فکر می‌کردن ژاپنی‌ها رو شکست دادن</i>

00:38:05.423 --> 00:38:08.167
،ولی شکست‌دادن و تسلیم‌شدن
.دو مقوله‌ی متفاوتن

00:38:08.429 --> 00:38:11.025
خب شما باشین
چطور تسلیم‌شون می‌کنین؟

00:38:13.878 --> 00:38:16.740
<i>،در دنیای تسلیحات اتمی
.خبری از جنگ نیست</i>

00:38:17.422 --> 00:38:18.861
<i>.و این مسئله‌ی کمی نیست</i>

00:38:22.288 --> 00:38:24.185
<i>...نگاه اوپنهایمر به بمب</i>

00:38:24.457 --> 00:38:29.218
<i>.به نوعی ، فلسفه‌ی ماورا طبیعی‌ شرقی بود</i>

00:38:29.540 --> 00:38:32.814
<i>.عمل نابودی و خلقت‌ـه</i>

00:38:32.856 --> 00:38:34.013
<i>.که همزمان صورت می‌گیره</i>

00:38:35.235 --> 00:38:37.747
<i>.جنگ و صلح</i>

00:38:38.069 --> 00:38:41.673
<i>،اگه این بمب
...برای اقدام نابجایی صورت بگیره</i>

00:38:41.694 --> 00:38:45.870
.می‌تونه بشریت رو از بین ببره
...ولی اگه بجا استفاده باشه و تحت کنترل باشه

00:38:46.061 --> 00:38:47.959
...می‌تونه باعث ایجاد عصر جدیدی

00:38:47.970 --> 00:38:50.590
.از صلح و رفاه در کل جهان بشه

00:38:58.814 --> 00:39:01.984
[تابستان1945]

00:39:02.029 --> 00:39:03.516
<i>...تابستان سال 45 میلادی</i>

00:39:03.628 --> 00:39:07.503
یک‌ سالی بود که
.روی ساخت «انفجار درونی» کار می‌کردن

00:39:07.585 --> 00:39:12.270
.بهینه‌سازی‌ و وسایل‌ رو تعبیه می‌کردن
.و همچنین ، با مشکلات دست و پنجه نرم می‌کردن

00:39:13.312 --> 00:39:14.312
<i>...برای به نتیجه رسیدن این کار</i>

00:39:14.514 --> 00:39:16.741
<i>...کلی مواد منفجره و چاشنی</i>

00:39:16.761 --> 00:39:18.788
<i>...و تقویت‌کننده و باتری</i>

00:39:18.819 --> 00:39:21.038
<i>.و غیره ، باید به خوبی عمل کنن</i>

00:39:21.579 --> 00:39:23.497
...و اگه قرار بر این بود

00:39:23.539 --> 00:39:24.954
.راه اصلاً مناسبی برای فهمیدن‌ش نبود

00:39:25.066 --> 00:39:27.561
...به جز
.آغاز یه عملیات

00:39:33.157 --> 00:39:34.756
<i>...محلی رو</i>

00:39:34.768 --> 00:39:36.402
<i>.برای آزمایش بمب انتخاب کردن</i>

00:39:36.644 --> 00:39:39.632
...و اوپنهایمر ، اسمش رو

00:39:40.217 --> 00:39:40.890
.تثلیث» گذاشت»

00:39:42.232 --> 00:39:43.142
...اون زمان ، اوپنهایمر

00:39:43.184 --> 00:39:44.627
.اشعار جان دان رو می‌خوند

00:39:44.699 --> 00:39:47.730
،و یکی از اشعارش
.چنین بیتی داشت

00:39:47.772 --> 00:39:49.975
به نام پدر ، پسر و روح‌القدس»
«در هم بشکن قلبم را

00:39:49.997 --> 00:39:52.929
.که اشاره‌ای به تثلیث مقدس مسیحیت داشت

00:39:54.629 --> 00:39:57.757
<i>به نظرم ، این کار
.ادای احترامی به جین تاتلاک بود</i>

00:39:58.089 --> 00:40:00.428
...چون جین و اوپی

00:40:00.450 --> 00:40:03.160
.اشعار جان دان رو توی تخت‌خواب می‌خوندن

00:40:13.384 --> 00:40:18.214
[15جولای سال 1945]
[نیومکزیکو ، الماگوردو]

00:40:13.359 --> 00:40:16.586
<i>...15جولای سال 1945</i>

00:40:16.928 --> 00:40:18.472
<i>.نیومکزیکو ، الماگورودو</i>

00:40:19.303 --> 00:40:21.530
<i>...یک روز مانده به آزمایش</i>

00:40:19.254 --> 00:40:23.311
<i>[صدای مجری شبکه‌ی ان‌بی‌سی]
[ژانویه 1965]</i>

00:40:21.572 --> 00:40:23.394
<i>.اولین سلاح اتمی جهان</i>

00:40:24.909 --> 00:40:27.220
<i>...«ساعات پیش از عملیات «تثلیث</i>

00:40:27.301 --> 00:40:30.066
<i>...یکی از بی‌نظیرترین لحظاتِ</i>

00:40:30.087 --> 00:40:32.300
<i>.سرشار از نگرانی قابل تصور بود</i>

00:40:32.742 --> 00:40:35.244
...میلیاردها دلار سرمایه

00:40:35.416 --> 00:40:37.155
...صدها هزار نفری که

00:40:37.187 --> 00:40:42.001
در ساخت لحظه‌ی آزمایش
.این سلاح جدید مشارکت داشتن

00:40:42.043 --> 00:40:44.295
...بار مسئولیت این آزمایش هم

00:40:44.537 --> 00:40:46.673
.بی‌شک ، روی دوش اوپنهایمر بود

00:40:47.514 --> 00:40:48.700
<i>...در محل آزمایش بمب</i>

00:40:48.741 --> 00:40:50.924
<i>.دانشمندان تحت فشار زیادی ، مشغول کارند</i>

00:40:51.546 --> 00:40:54.022
<i>به آن‌ها گفته شده که
.امکان اتلاف وقت وجود ندارد</i>

00:40:54.893 --> 00:40:57.033
<i>هنگامی که رئیس جمهور
...با استالین دیدار می‌کند</i>

00:40:57.064 --> 00:40:58.302
<i>.باید از نتایج این آزمایش مطلع شود</i>

00:40:59.343 --> 00:41:01.104
<i>...قرار بود رئیس جمهور آمریکا</i>

00:41:01.145 --> 00:41:03.766
<i>.در کنفرانس پوتسدام شرکت کنه</i>
778

00:41:03.797 --> 00:41:05.400
<i>.پوتسدام ، شهری در آلمان‌ـه</i>

00:41:05.491 --> 00:41:06.976
...قرار بود با جوزف استالین

00:41:07.118 --> 00:41:08.319
.و وینستون چرچیل دیدار کنه

00:41:08.621 --> 00:41:10.313
...تا درباره‌ی سرنوشت اروپا

00:41:10.354 --> 00:41:11.848
و سرنوشت جنگ اقیانوس آرام
.پای گفت‌وگو بنشینن

00:41:12.300 --> 00:41:14.298
...رئیس جمهور باید از بابت

00:41:14.340 --> 00:41:16.996
.آماده‌بودن سلاح هسته‌ای مطمعن می‌شد

00:41:27.038 --> 00:41:28.715
<i>.هیچ‌کس آروم و قرار نداشت</i>

00:41:28.756 --> 00:41:31.083
<i>.تازه ، اون‌ها باید اوپنهایمر رو آروم می‌کردن</i>

00:41:31.125 --> 00:41:33.088
<i>.رو پاهاش بند نمی‌شد</i>

00:41:34.627 --> 00:41:35.714
<i>.مدام سیگار می‌کشید</i>

00:41:35.755 --> 00:41:37.844
<i>.کار همیشگی‌ش بود</i>

00:41:39.468 --> 00:41:42.178
<i>...تو اون وضعیت ، اصلاً دلم نمی‌خواست</i>

00:41:41.032 --> 00:41:43.279
[صدای سپهبد ژنرال لزلی گروز]
[1896-1970]
[مدیر پروژه‌‌ی منهتن]

00:41:42.220 --> 00:41:44.105
<i>.دکتر اوپنهایمر دستپاچه باشه</i>

00:41:46.877 --> 00:41:49.018
...یه عکس معروف از اون شب هست

00:41:49.490 --> 00:41:52.894
که اوپنهایمر خودش رو
.چهار دست و پا ، تا بالای دکل می‌رسونه

00:41:53.205 --> 00:41:55.092
.همون‌جایی که بمب کار گذاشته شده بود

00:41:56.360 --> 00:41:58.948
.آخرین درپوش‌ها رو بررسی می‌کرد

00:41:59.019 --> 00:42:01.582
.تا مطمعن بشه که همه‌چیز سرجاشه

00:42:03.023 --> 00:42:04.235
.کاملاً نگرانی‌ش پیدا بود

00:42:04.367 --> 00:42:06.970
.تک‌تک جزئیات رو بررسی می‌کرد

00:42:08.382 --> 00:42:09.869
<i>...اوپنهایمر اصلآً از بابت</i>

00:42:09.890 --> 00:42:10.882
<i>.کار کردن بمب مطمعن نبود</i>

00:42:11.253 --> 00:42:12.416
<i>...در حقیقت ، سر ده دلار</i>

00:42:12.438 --> 00:42:13.551
<i>...با یکی دیگه از دانشمندها</i>

00:42:13.593 --> 00:42:15.548
.شرط بسته بود که کار نکنه

00:42:16.961 --> 00:42:17.989
<i>...صدها قطعه بود</i>

00:42:18.030 --> 00:42:19.356
<i>،که احتمال اشتباه کار گذاشته ‌شدن‌شون
.وجود داشت</i>

00:42:21.458 --> 00:42:24.511
هر کدوم از این قطعه‌ها
.می‌تونست منجر به شکست آزمایش بشه

00:42:25.712 --> 00:42:27.290
<i>.همه دلشوره داشتن</i>

00:42:27.391 --> 00:42:28.939
<i>اصلاً ممکن بود کار کنه؟</i>

00:42:29.430 --> 00:42:32.536
.سوال دیگه هم اینه
.آخه کسی مطمعن نبود

00:42:32.578 --> 00:42:35.155
اگه کل جَو آتش بگیره چی؟

00:42:37.946 --> 00:42:39.735
<i>...اگه بمب رو منفجر کنیم</i>

00:42:39.877 --> 00:42:42.680
...و جَو رو به آتش بکشه

00:42:42.304 --> 00:42:43.812
[دکتر مارینا رابینسون اسنودِن]
[کارشناس امنیت هسته‌ای]

00:42:42.721 --> 00:42:43.812
و گریبان‌گیر همه‌مون بشه چی؟

00:42:45.925 --> 00:42:48.505
<i>.به هر صورت ، جَو از اکسیژن ساخته شده</i>

00:42:49.003 --> 00:42:51.381
<i>...آیا ممکنه اکسیژن جَو</i>

00:42:51.732 --> 00:42:54.444
<i>به خاطر بمب اتمی بسوزه؟</i>

00:42:54.605 --> 00:42:56.661
.کسی جواب این سوال‌ها رو نمی‌دونست

00:42:54.835 --> 00:42:56.705
[دکتر میچیو کاکو]
[فیزیکدان نظری]

00:43:00.929 --> 00:43:06.829
[16جولای 1945]
[ساعت 5:29 صبح]
[یک دقیقه تا شروع عملیات]

00:43:03.240 --> 00:43:06.888
<i>،16جولای 1945
.هوا گرگ و میش بود</i>

00:43:07.690 --> 00:43:08.815
<i>.آسمون تاریک بود</i>

00:43:09.046 --> 00:43:12.235
<i>.بمب در 30متری دکل کار گذاشته شده بود</i>

00:43:12.476 --> 00:43:14.220
<i>.دیگه حاضر بودن</i>

00:43:15.562 --> 00:43:18.617
<i>اوپنهایمر توی یکی از
.پناهگاه‌های ساخته‌شده بود</i>

00:43:23.191 --> 00:43:25.156
<i>.اوپنهایمر خودش رو آماده کرده بود</i>

00:43:25.418 --> 00:43:28.167
<i>،طبق گفته‌ی عده‌ای
...زیر لب می‌گفت</i>

00:43:28.379 --> 00:43:30.862
<i>«.بارالهی ، تحمل‌ این موضوع برام سخته»</i>

00:43:35.082 --> 00:43:36.159
<i>.ده</i>

00:43:37.100 --> 00:43:37.715
<i>.نه</i>

00:43:38.640 --> 00:43:39.220
<i>.هشت</i>

00:43:39.722 --> 00:43:41.814
<i>...اوپنهایمر ، زیر لب می‌گفت</i>

00:43:41.846 --> 00:43:43.283
<i>«.باید به هوش باشم»</i>

00:43:43.795 --> 00:43:44.384
<i>.هفت</i>

00:43:44.776 --> 00:43:46.496
«.باید به هوش باشم»

00:43:47.347 --> 00:43:48.068
<i>.شش</i>

00:43:48.649 --> 00:43:50.332
<i>.ثانیه‌ها نمی‌گذشتن</i>

00:43:50.773 --> 00:43:51.638
<i>.پنج</i>

00:43:52.903 --> 00:43:53.627
<i>.چهار</i>

00:43:54.769 --> 00:43:55.477
<i>.سه</i>

00:43:56.752 --> 00:43:57.890
<i>.دو</i>

00:43:58.231 --> 00:44:00.343
<i>...و یکدفعه</i>

00:44:07.668 --> 00:44:08.967
<i>.همه‌جا روشن شد</i>

00:44:19.844 --> 00:44:21.637
<i>...یکی از دانشمندها بهم گفت</i>

00:44:21.879 --> 00:44:25.133
<i>مثل این می‌مونه که
.یکی در کوره رو باز کنه</i>

00:44:26.717 --> 00:44:28.736
<i>.یکدفعه ، گرمای خیلی شدیدی به وجود اومد</i>

00:44:28.778 --> 00:44:30.271
<i>.گرمای تابشی بود</i>

00:44:30.313 --> 00:44:32.649
<i>.با سرعت نور پیش می‌رفت</i>

00:44:32.990 --> 00:44:35.793
<i>.بعد هم صدای امواج این غرش رو داشتیم</i>

00:44:36.135 --> 00:44:39.922
<i>و در نهایت ، اولین ابر قارچی
.کم‌کم بالا رفت</i>

00:44:40.294 --> 00:44:44.218
<i>.نارنجی و بنفش و آبی و زرد بود</i>

00:44:44.260 --> 00:44:47.597
<i>می‌خروشید و
.هر چی بالاتر می‌رفت ، بیشتر می‌شد</i>

00:44:48.139 --> 00:44:52.001
اوپنهایمر می‌گفت «اتفاق جدیدی
«.در زمین رقم خورده

00:44:52.043 --> 00:44:54.077
«.مسئله‌ای جدید برای بشریت‌ـه»

00:44:58.573 --> 00:45:00.223
<i>.مردم ، انفجار دیده بودن</i>

00:45:00.245 --> 00:45:04.542
<i>.سال‌ها ، آزمایش بمب‌ها رو دیده بودن
...ولی انفجار در این حد</i>

00:45:04.924 --> 00:45:07.799
...خیلی
.خیلی حیرت آور بود

00:45:09.434 --> 00:45:11.459
<i>...تا به حال ، چنین لحظه‌ای</i>

00:45:11.470 --> 00:45:12.763
<i>.در تاریخ دنیا رقم نخورده بود</i>

00:45:13.765 --> 00:45:17.555
<i>،نگاهِ به دنیا
...نگاهِ به اهمیت این موضوع</i>

00:45:17.576 --> 00:45:21.931
،و ماهیت‌ خودمون
.به طور ملموسی تغییر کرد

00:45:22.573 --> 00:45:27.269
مثل آزاد کردن نیرویی
...غیر قابل تصور می‌مونه

00:45:27.361 --> 00:45:30.165
که از حالا به بعد
.مورد توجه قرار می‌گیره

00:45:37.854 --> 00:45:39.866
<i>می‌دونستیم که
.دنیا مثل قبل‌ش نمی‌شه</i>

00:45:42.760 --> 00:45:45.066
.یه سری‌ها می‌خندیدن

00:45:47.015 --> 00:45:48.385
.یه سری‌ها اشک می‌ریختن

00:45:49.267 --> 00:45:51.019
.بیشتری‌ها هم مات و مبهوت بودن

00:45:54.258 --> 00:45:58.109
یاد بندی از
.انجیل هندی افتادم

00:45:58.151 --> 00:45:59.461
.بهاگواد گیتا

00:46:02.739 --> 00:46:03.890
...ویشنو

00:46:05.930 --> 00:46:08.881
...در تلاش برای مجاب‌کردن شاهزاده‌ست تا

00:46:10.413 --> 00:46:12.030
.به وظیفه‌ش عمل کنه

00:46:12.715 --> 00:46:14.951
...و برای تحت تأثیر قرار دادن‌ش

00:46:15.363 --> 00:46:20.053
...چهار دست خودش رو بالا میاره و میگه

00:46:20.915 --> 00:46:24.703
.حالا خدای مرگ شدم
.نابودگر دنیاها شدم

00:46:27.538 --> 00:46:30.375
،به نظرم
.در هر صورت ، برای همه‌مون صدق می‌کنه

00:46:43.496 --> 00:46:47.076
<i>،بعد از اتمام آزمایش
.اوپنهایمر ، باد به غبغب انداخته بود</i>

00:46:47.928 --> 00:46:49.085
<i>.خدا رو بنده نبود</i>

00:46:49.977 --> 00:46:50.954
<i>.موفق شده بود</i>

00:46:52.919 --> 00:46:55.827
<i>اوپنهایمر به این دستاورد
.خیلی می‌بالید</i>

00:46:57.942 --> 00:46:59.636
.وقت تغییر دنیا بود

00:46:59.668 --> 00:47:01.665
برای دانشمندها هم
.مثل روز روشن بود

00:47:06.910 --> 00:47:08.039
...حالا مسئله اینجا بود

00:47:08.060 --> 00:47:09.988
که دولت با این اختراع
.قراره چیکار کنه

00:47:10.062 --> 00:47:13.072
[محل تثلیث]
[جایی که اولین سلاح هسته‌ای در تاریخ 16جولای 1945 منفجر شد]

00:47:13.160 --> 00:47:14.377
<i>...گروز به سرعت</i>

00:47:14.409 --> 00:47:16.684
.به دفتر کارش تو واشینگتن برگشت
.و خبر رو تلگرام کرد

00:47:16.746 --> 00:47:19.916
گفت که
...آزمایش بمب موفق آمیز بوده

00:47:19.957 --> 00:47:23.518
.و حتی قوی‌تر از تصورشون بوده

00:47:25.238 --> 00:47:28.531
.این خبر به گوش ترومن می‌رسه
...و

00:47:28.833 --> 00:47:30.702
.رفتارش در پوتسدام به کل تغییر می‌کنه

00:47:30.743 --> 00:47:34.054
یه دفعه حس می‌کنه که
.پیروزی تو مُشت‌شه

00:47:34.136 --> 00:47:36.235
،یه دفعه
.به استالین امر و نهی می‌کنه

00:47:36.377 --> 00:47:39.144
،تصمیم می‌گیره که به هیچ‌وجه
.ژاپنی‌ها هیچ امتیازی نگیرن

00:47:40.712 --> 00:47:41.329
...ترومن

00:47:41.350 --> 00:47:46.309
.از وقتی رئیس جمهور شد ، از بمب خبر داشت
...ولی با دونستن اینکه بمب کار می‌کنه

00:47:46.330 --> 00:47:48.036
...و حتی قوی تر از تصورمون‌ـه

00:47:48.377 --> 00:47:50.723
.زمین تا آسمون واسش فرق داشت

00:47:52.084 --> 00:47:56.028
...خواسته‌ی ما این بوده و هست

00:47:56.290 --> 00:47:58.415
!بی چون و چرا ، تسلیم شوید

00:48:02.742 --> 00:48:04.143
<i>...پدر و مادرم</i>

00:48:04.185 --> 00:48:05.615
<i>.هر دو ، کهنه سرباز جنگ جهانی دوم بودن</i>

00:48:05.647 --> 00:48:08.565
<i>...مادرم می‌گفت بعدِ</i>

00:48:09.687 --> 00:48:11.498
<i>...بعدِ چهار سال جنگ</i>

00:48:12.960 --> 00:48:15.568
<i>...دیگه کسی
.کسی اعزام نمی‌شد</i>

00:48:15.580 --> 00:48:18.550
،استفاده از سلاح هسته‌ای
کار درستیه؟

00:48:20.126 --> 00:48:21.786
درست نمی‌گم؟
.کافیه دیگه

00:48:23.487 --> 00:48:25.131
...خیلی ناخوشاینده که این‌جوری

00:48:25.283 --> 00:48:27.451
هر کاری از دست‌تون بر میاد ، انجام بدین
.تا جنگ خاتمه پیدا کنه

00:48:28.973 --> 00:48:31.337
.همه ترسیده و خسته بودن

00:48:32.449 --> 00:48:35.842
...هر کس ، آشنایی داشت

00:48:35.884 --> 00:48:38.378
.که به خاطر جنگ از دنیا رفته بود

00:48:40.850 --> 00:48:42.741
<i>...با آماده‌شدن بمب</i>

00:48:43.183 --> 00:48:44.702
<i>،گزینه‌های روی میز
.شوکه‌کننده بودن</i>

00:48:45.843 --> 00:48:48.537
مثل روز واسه‌شون روشن بود که
...اگه چنین بمبی رو

00:48:48.579 --> 00:48:51.541
بر سر مردان و زنان و بچه‌های
...شهرهای ژاپن بندازن

00:48:51.953 --> 00:48:54.347
.چند صد هزار نفر از دنیا می‌رن

00:48:54.709 --> 00:48:59.616
اما اگه با بمب
...جلوی جنگ رو نگیرن

00:49:00.487 --> 00:49:02.415
.میلیون‌ها نفر از دنیا می‌رن

00:49:02.726 --> 00:49:05.630
.با این حساب ، دو تا راهکار وجود داشت

00:49:05.672 --> 00:49:07.749
.ولی یه راهکار سومی هم بود

00:49:08.351 --> 00:49:11.119
،راهکار سوم
.کشیدن خط و نشون بود

00:49:11.460 --> 00:49:15.823
شاید انفجار خلیج توکیو و
...کُشته‌شدن عده‌ی انگشت‌شماری

00:49:16.035 --> 00:49:17.617
.خط و نشون خیلی خوبی باشه

00:49:18.318 --> 00:49:20.361
.و شاید ژاپنی‌ها تسلیم بشن

00:49:21.193 --> 00:49:24.733
اون هم فقط به این خاطر که
.قدرت غیر قابل کنترل این بمب رو دیده بودن

00:49:25.775 --> 00:49:28.311
.اوپنهایمر ، این راهکار رو قبول نکرد

00:49:28.352 --> 00:49:30.664
.نقشه‌کش‌های واشینگتن هم قبول نکردن

00:49:35.942 --> 00:49:38.037
<i>...واسه‌مون سوال بود که</i>

00:49:38.079 --> 00:49:39.832
<i>...ویرانگری‌‌ش</i>

00:49:40.873 --> 00:49:42.325
...خطرش

00:49:42.807 --> 00:49:46.788
.به وضوح خط و نشون می‌کشه

00:49:47.019 --> 00:49:50.663
اون هم با شلیک به
.زمینی بایر و خالی از سکنه

00:49:51.075 --> 00:49:52.946
.حسابی دو به شک بودیم

00:49:56.462 --> 00:50:00.593
تعداد انگشت‌شماری
...نسبت به

00:50:00.604 --> 00:50:04.522
...جی. رابرت اوپنهایمر متوجه اتفاقِ

00:50:04.564 --> 00:50:06.637
.پس از به‌کار گیری این بمب در جنگ بودن

00:50:06.649 --> 00:50:09.236
...اوپنهایمر خیلی خوب این رو می‌دونست

00:50:09.777 --> 00:50:12.147
.که این ویرانگری بی‌فایده‌ست

00:50:19.393 --> 00:50:23.032
،دفتردارش ، اَن ویلسون
...ماجرایی رو واسم تعریف کرد

00:50:23.104 --> 00:50:24.638
.که هنوز هضم‌ش نکردم

00:50:25.109 --> 00:50:27.035
...«بعد از عملیات «تثلیث

00:50:27.547 --> 00:50:30.766
.یه روز ، همراه رابرت سر کار می‌ره

00:50:31.787 --> 00:50:35.832
رابرت چند قدم ازش جلوتره و
...یکدفعه زیر لب می‌گه

00:50:36.563 --> 00:50:39.124
«.طفلکی مردم»
«.طفلکی مردم»

00:50:41.375 --> 00:50:44.455
ان ، میون کلام‌ش می‌پره و می‌گه
«رابرت. چی زیر لب میگی؟»

00:50:46.866 --> 00:50:49.036
...نگاهی بهش می‌کنه و می‌گه

00:50:50.217 --> 00:50:51.778
...راستش ، قراره

00:50:51.819 --> 00:50:54.280
.بمب تو یکی دو شهر ژاپن انداخته بشه

00:50:54.322 --> 00:50:56.492
...قربانیان هم

00:50:58.014 --> 00:51:00.204
.شهروندها باشن
.یه شهر کامل

00:51:01.876 --> 00:51:06.209
.طبیعی بود که بهش فکر کنه
.مثل خوره ، به ذهن‌ش افتاده‌ بود

00:51:07.051 --> 00:51:12.515
،یادمه که همون هفته
...با فرمانده‌هایی

00:51:12.556 --> 00:51:14.620
،که مسئول بمباران بودن
.دیدار کرد

00:51:14.892 --> 00:51:16.644
...و روشن‌شون می‌کرد که

00:51:16.686 --> 00:51:19.439
...دقیقاً چطور بمب انداخته بشه

00:51:19.780 --> 00:51:23.092
...و برای حداکثر قدرت تخریب

00:51:23.134 --> 00:51:25.262
.توی چه ارتفاعی منفجر بشه

00:51:26.984 --> 00:51:29.665
<i>...غم‌خوار بودن‌ و</i>

00:51:29.707 --> 00:51:35.113
<i>محترم‌ و
...بشر دوست بودن‌ش‌</i>

00:51:35.274 --> 00:51:39.826
با موافق‌بودن‌ش
...با انداختن بمب در شهرها

00:51:39.867 --> 00:51:42.573
...و محاسبه‌کردن ارتفاع مناسب

00:51:42.595 --> 00:51:44.213
.برای تخریب‌ خونه‌ها نمی‌خوند
درست نمی‌گم؟

00:51:44.255 --> 00:51:46.124
آخه چه جوری می‌شه این دو تا رو
با هم وفق داد؟

00:51:47.515 --> 00:51:50.870
به نظرم ، از یه لحاظ
...اوپنهایمر امیدوار بود که

00:51:50.912 --> 00:51:55.825
...اولین و آخرین باری باشه

00:51:55.857 --> 00:51:58.511
که این سلاح هسته‌ای
.به کار گرفته می‌شه

00:51:58.543 --> 00:52:00.341
...و در این صورت

00:52:00.463 --> 00:52:03.477
،برای اطمینان خاطر از اینکه همین یه‌ بار
...آخرین کاربرد این سلاح هسته‌ای هست

00:52:03.679 --> 00:52:07.112
باید به بدترین و شدیدترین شکل ممکن
.منفجر بشه

00:52:11.036 --> 00:52:14.736
[5آگوست سال 1945]
[اقیانوس آرام ، جزیره‌ی تینیان]

00:52:17.685 --> 00:52:20.125
<i>...آگوست 1945</i>

00:52:20.526 --> 00:52:23.553
<i>تمام شهرهای ژاپن که جمعیت‌شون
...بیشتر از 50هزار نفر بود</i>

00:52:23.584 --> 00:52:28.516
<i>.کامل سوخته بودن
...به جز سه چهارتا شهر</i>

00:52:28.788 --> 00:52:31.870
.که از قصد ، اهداف بمباران اتمی نبودن

00:52:32.471 --> 00:52:35.514
...به خاطر داشتنِ شرایط طبیعی‌ای

00:52:35.556 --> 00:52:38.978
،که آزمایش بمب رو محقق می‌کردن
.انتخاب شده بودن

00:52:47.224 --> 00:52:49.146
.هیروشیما ، شهر کم ارتفاعی بود

00:52:49.947 --> 00:52:54.262
،و با انتخاب این شهر
...می‌شد

00:52:54.583 --> 00:52:57.388
.امواج بمب رو تا حاشیه و کناره‌ها دید

00:52:58.429 --> 00:53:00.241
برای همین بود که
.هیروشیما انتخاب شد

00:53:10.074 --> 00:53:12.327
...وقتی یه بچه‌ی کوچک بودم

00:53:12.419 --> 00:53:14.794
.هفت رودخونه از شهر می‌گذشت

00:53:15.550 --> 00:53:18.266
.کرانه‌های زیبای رودخونه‌ها

00:53:15.890 --> 00:53:17.907
[دکتر هیدِکو تامورا]
[نجات‌یافته‌ی هیروشیما در ده سالگی]

00:53:18.808 --> 00:53:20.533
.آب ، زلال بود

00:53:21.235 --> 00:53:26.349
توی باغ‌های شگفت‌انگیز و
.لا به لای گل‌ها می‌دویدم

00:53:26.891 --> 00:53:30.369
.دنبال حشرات بسیار زیبا می‌دویدم

00:53:30.511 --> 00:53:32.086
.از هر نوعی بودن

00:53:33.447 --> 00:53:35.033
.پرنده‌ها ، آواز می‌خوندن

00:53:35.224 --> 00:53:37.023
.درکی از جنگ نداشتن

00:53:37.085 --> 00:53:40.790
.یه دفعه ، همه‌جا ساکت شد
.صدای شادی و خوشبختی نمیومد

00:53:42.514 --> 00:53:43.264
[هواپیمای اِنولا گِی]
[همان هواپیمایی که بمب در هیروشیما انداخت]

00:53:46.192 --> 00:53:49.414
.بلکه صدای انفجار میومد

00:53:49.455 --> 00:53:51.333
.انگار زمین ، از کوره در رفته بود

00:53:55.907 --> 00:54:02.547
[6آگوست سال 1945]
[ژاپن ، هیروشیما]

00:54:16.224 --> 00:54:17.710
<i>...در چند روز گذشته</i>

00:54:17.822 --> 00:54:22.311
<i>،یک هواپیمای آمریکایی
.بمبی در خاک هیروشیما انداخت</i>

00:54:24.043 --> 00:54:28.903
قدرت آن بمب ، به بیش از
.20هزار تُن تی‌ان‌تی می‌رسید

00:54:31.983 --> 00:54:33.584
.یک بمب اتمی بود

00:54:34.525 --> 00:54:37.796
.‌وسیله‌ای برای تسلط بر قدرت محضِ جهان

00:54:46.404 --> 00:54:49.669
...بیش از دو میلیارد دلار

00:54:49.690 --> 00:54:52.827
،در بزرگترین قمار علمی تاریخ
.هزینه کردیم

00:54:53.269 --> 00:54:54.416
.و پیروز شدیم

00:54:55.070 --> 00:55:00.170
[سه روز بعد]

00:55:02.194 --> 00:55:06.694
[9آگوست سال 1945]
[ژاپن ، ناگازاکی]

00:55:07.258 --> 00:55:08.826
<i>.ژاپن ، به سرنوشت شومی دچار شده</i>

00:55:09.618 --> 00:55:11.454
<i>.چنین اتفاقی ، از یک بمب ساده بر نمی‌آید</i>

00:55:11.916 --> 00:55:14.117
<i>باعث تَلی از اجساد
.ملّتی متجاوز گردیده</i>

00:55:42.240 --> 00:55:44.671
<i>.هر لحظه‌ش رو یادمه</i>

00:55:47.497 --> 00:55:49.577
.تو عمرم ، انقدر بی‌نوا نبودم

00:55:55.364 --> 00:55:56.966
.زیر آوار بودم

00:55:58.208 --> 00:56:01.745
باید هر جوری بود
.به سمت نور می‌خزیدم و بیرون میومدم

00:56:07.318 --> 00:56:09.659
.باید دنبال مادرم می‌گشتم

00:56:22.500 --> 00:56:26.563
...وقتی مردم بی‌نوایِ در حال مرگ رو می‌بینی

00:56:27.064 --> 00:56:29.439
دلت نمی‌خواد که مادرت هم
.یکی از اون‌ها باشه

00:56:32.493 --> 00:56:34.954
...یه کلمه هم از

00:56:35.296 --> 00:56:40.335
.پسر عموم ، مادرم یا بهترین دوستم نشنیدم

00:56:47.967 --> 00:56:51.554
.از ته دلم می‌خواستم مثل اون‌ها مُرده باشم

00:56:52.096 --> 00:56:55.725
چون بعد از اون اتفاق
...زندگی ، خیلی طاقت ‌فرسا

00:56:55.767 --> 00:56:57.298
.و سخت بود

00:56:57.310 --> 00:57:00.340
.هم از لحاظ جسمی و هم از لحاظ روحی

00:57:00.364 --> 00:57:01.034
[هیروشیما ، 4آوریل سال 1946]

00:57:01.040 --> 00:57:01.258
[برداشت 357 اُم]

00:57:09.182 --> 00:57:11.322
[فیلمبرداری شده توسط دولت آمریکا]

00:57:11.471 --> 00:57:13.969
<i>...چند سال بعد از جنگ</i>

00:57:15.311 --> 00:57:19.174
<i>.فیلم خام هیروشیما و ناگازاکی رو دیدم</i>

00:57:23.898 --> 00:57:24.298
[برداشت 359 اُم]

00:57:25.641 --> 00:57:26.761
<i>.بی‌صدا هم بود</i>

00:57:26.873 --> 00:57:31.018
.فیلمی از پوست مردم‌ بود

00:57:31.030 --> 00:57:34.283
...و طرح‌های واژگون گل کیمونو

00:57:34.315 --> 00:57:35.715
.روی سوختگی‌شون بود

00:57:35.747 --> 00:57:38.560
.اجساد هم تو رودخونه‌ها بودن

00:57:39.602 --> 00:57:41.688
.خیلی شوکه‌کننده بود

00:57:44.712 --> 00:57:47.244
پیش خودم گفتم
«.همه‌شون ، دوست‌های پدرم هستن»

00:57:48.086 --> 00:57:50.147
«از کارشون خبر دارن؟»

00:57:51.789 --> 00:57:54.518
.اصلاً باورم نمی‌شد

00:57:54.560 --> 00:57:55.992
.خیلی وحشتناک بود

00:58:01.057 --> 00:58:03.036
<i>...وقتی خبر ویرانگری</i>

00:58:03.067 --> 00:58:04.711
<i>...به لس آلاموس رسید</i>

00:58:05.453 --> 00:58:08.950
.هضم‌ش برای دانشمندها سخت بود

00:58:10.825 --> 00:58:12.594
.درسته
.جنگ فاجعه‌باری بود

00:58:13.256 --> 00:58:15.338
...به هر صورت ، ده‌ها هزار نفر

00:58:15.379 --> 00:58:16.898
.تو این حملات کُشته شده بودن

00:58:18.391 --> 00:58:19.983
.شهرها ویران شده بودن

00:58:24.832 --> 00:58:28.724
و هضم این موضوع
.برای خیلی از دانشمندها سخت بود

00:58:30.306 --> 00:58:32.113
...شک ندارم که هضم این موضوع

00:58:31.397 --> 00:58:34.454
[اَلِن کارّ]
[مورخ باسابقه‌ی آزمایشگاه لس آلاموس]

00:58:32.145 --> 00:58:33.769
.تا آخر برای اوپنهایمر سخت بوده

00:58:36.826 --> 00:58:41.547
...هیروشیما ، هم هزینه‌ی گزافی

00:58:41.639 --> 00:58:43.851
در این دنیا داشت
...و هم رنج و بی‌رحمیِ

00:58:45.593 --> 00:58:47.178
.گزافی رو به دنبال داشت

00:58:49.185 --> 00:58:51.716
.گفتن‌ش الان راحت به نظر میاد

00:58:58.751 --> 00:59:01.109
...اوپنهایمر ، به هیچ‌وجه

00:59:01.141 --> 00:59:03.253
.به خاطر هیروشیما و ناگازاکی عذرخواهی نکرد

00:59:02.277 --> 00:59:06.793
[کریستوفر نولان]
[نویسنده و کارگردان فیلم اوپنهایمر]

00:59:03.644 --> 00:59:05.389
...بیش از حد

00:59:05.401 --> 00:59:08.891
...توی تمام اظهارات‌‌ش در مورد

00:59:09.233 --> 00:59:11.929
،وجدان‌ش پس از دست‌ داشتن در این بمب‌گذاری
.محتاط و تودار بود

00:59:13.271 --> 00:59:16.032
،به هر صورت
...رفتارش بعد از حادثه‌ی هیروشیما و ناکازاکی

00:59:16.754 --> 00:59:18.268
...رفتارِ

00:59:18.289 --> 00:59:21.529
.کسی بود که مرتکب گناهی شده

00:59:23.067 --> 00:59:24.488
<i>...همگی گرد هم آمدیم</i>

00:59:26.020 --> 00:59:30.126
<i>در حضور نمایندگان هر دو قدرت بزرگِ
.درگیرِ جنگ</i>

00:59:30.638 --> 00:59:33.216
<i>.تا تفاهم‌نامه‌ای رسمی وضع شود</i>

00:59:33.457 --> 00:59:36.252
<i>.و به موجب آن ، صلح برقرار شود</i>

00:59:40.798 --> 00:59:42.775
...بعد از ظهر امروز

00:59:43.117 --> 00:59:45.245
.پیامی از سوی دولت ژاپن دریافت کردم

00:59:47.163 --> 00:59:49.624
من این پاسخ را
...تسلیم کامل

00:59:49.715 --> 00:59:52.377
و بی قید و شرط ژاپن
.قلمداد می‌کنم

00:59:54.586 --> 00:59:56.741
...البته که خیلی‌ها فکر می‌کردن

00:59:56.762 --> 00:59:59.401
.بمب اتمی ، باعث پایان جنگ جهانی دوم شده

00:59:59.595 --> 01:00:00.943
[جنگ خاتمه یافت]
[ژاپن تسلیم شد]

01:00:01.294 --> 01:00:02.154
.شاید هم شده بود

01:00:05.031 --> 01:00:07.551
باعث و بانی‌ این اتفاق هم
.رابرت اوپنهایمر بود

01:00:05.275 --> 01:00:07.989
[جان الس]
[کارگردان مستند فردای تثلیث]

01:00:09.350 --> 01:00:11.254
<i>.اسمش همه‌جا بود</i>

01:00:10.078 --> 01:00:14.435
[صدای: روی گِلابِر]
[1925-2018]
[دانشمند پروژه‌ی منهتن]

01:00:11.296 --> 01:00:14.440
<i>.عکسش روی جلد مجله «فورتایم» بود</i>

01:00:14.522 --> 01:00:16.399
<i>.یه‌بار عکسش روی مجله «فورلایف» بود</i>

01:00:16.550 --> 01:00:18.332
<i>...یه مجله هم نبود</i>

01:00:18.344 --> 01:00:19.663
<i>.که عکسش روش نباشه</i>

01:00:20.544 --> 01:00:23.344
«اولین چاپ مجله‌ی «علم فیزیک امروز
...به وضوح

01:00:23.366 --> 01:00:25.946
یه کلاه تمام‌لبه رو روی
.یک دستگاه کنترل شتاب‌گر گذاشته بود

01:00:27.310 --> 01:00:29.677
[گِرِگ هِرکِن]
[نویسنده‌ی کتاب انجمن بمب‌سازان]

01:00:27.048 --> 01:00:29.602
همه هم می‌دونستن که
.اون ، کلاهِ اوپنهایمره

01:00:32.265 --> 01:00:33.935
<i>.یه اسطوره بود</i>

01:00:34.036 --> 01:00:36.646
<i>.علّامه‌ی دهر آمریکا بود</i>

01:00:37.338 --> 01:00:39.337
<i>.خودش هم این وضعیت رو دوست داشت</i>

01:00:42.316 --> 01:00:46.586
<i>شاید فکر می‌کرد که
...بالأخره موفق شده</i>

01:00:46.917 --> 01:00:50.352
<i>.و دیگه ناشناس نیست</i>

01:00:52.438 --> 01:00:55.681
...حالا ، نه تنها در مرکز توجه بود

01:00:52.605 --> 01:00:56.622
[جِنِت کُنانت]
[نویسنده‌ی کتاب 109 خانه در شرق]

01:00:55.723 --> 01:00:57.483
.بلکه به  قلّه‌ی موفقیت رسیده بود

01:01:02.312 --> 01:01:06.442
،به نظرم این وضعیت
.اون رو از خود بی‌خود کرده بود

01:01:09.830 --> 01:01:13.399
،در ضمن
...خیلی نسبت به

01:01:13.441 --> 01:01:15.777
پدید آوردن این سلاح در دنیا
.احساس مسئولیت می‌کرد

01:01:19.597 --> 01:01:20.707
.ادامه بدین لطفاً

01:01:19.831 --> 01:01:24.458
[بازآفرینی آزمایش تثلیث]
[مستند مارچ آو تایم ، سال 1946]

01:01:23.259 --> 01:01:25.196
.روی کنترل خودکاره

01:01:26.667 --> 01:01:29.299
راب ، این دفعه
.به خطرش نمی‌ارزه

01:01:29.940 --> 01:01:31.593
.رابرت ، مشکلی پیش نمیاد

01:01:32.435 --> 01:01:33.858
<i>...به نظرم فکر می‌کرد</i>

01:01:33.870 --> 01:01:36.731
به عنوان پدر بمب اتمی
...وظیفه‌ی اون‌ـه که

01:01:36.873 --> 01:01:39.209
.بمب اتمی رو کنترل کنه

01:01:39.800 --> 01:01:40.768
.ادامه بدین لطفاً

01:01:41.010 --> 01:01:42.687
.خب ، تا 40ثانیه دیگه می‌فهمیم

01:01:42.929 --> 01:01:43.601
.سر جاتون وایسین

01:01:45.172 --> 01:01:45.732
.کات

01:01:48.298 --> 01:01:50.328
<i>...با گذشت سه ماه از هیروشیما</i>

01:01:50.470 --> 01:01:51.997
<i>...در مورد</i>

01:01:52.438 --> 01:01:56.626
نحوه‌ی تبدیل شدن این سلاح به
...سلاحی برای متجاوزگرها

01:01:54.420 --> 01:01:57.027
[کای بِرد]
[دستیار نویسنده‌ی کتاب آتشبان آمریکایی]

01:01:57.238 --> 01:01:59.230
.و آشوبگری این سلاح سخنرانی می‌کرد

01:02:00.891 --> 01:02:03.775
،خب این‌ها
.حرف‌های در بمب اتمی بود

01:02:07.345 --> 01:02:09.481
<i>...اگه پای جنگ جهانی دیگه‌ای وسط باشه</i>

01:02:12.166 --> 01:02:13.568
<i>...مردم دنیان</i>

01:02:14.610 --> 01:02:15.984
.که آسیب می‌بینن

01:02:22.293 --> 01:02:25.447
...باید از خودمون بپرسیم

01:02:26.479 --> 01:02:29.883
که تمام تلاش‌مون رو می‌کنیم
تا جلوی این اتفاق رو بگیریم؟

01:02:32.272 --> 01:02:33.246
<i>...دوست دارم</i>

01:02:33.287 --> 01:02:34.906
<i>.نوشته‌های پدر بزرگم رو بخونم</i>

01:02:35.748 --> 01:02:38.037
...توی این سخنرانی‌ش گفته

01:02:37.808 --> 01:02:42.275
[چارلز اوپنهایمر]
[نوه‌ی پسری]

01:02:38.045 --> 01:02:39.644
...با در نظر گرفتن همه‌ی جوانب»

01:02:39.986 --> 01:02:41.341
...دلیل انجام این کارمون

01:02:41.352 --> 01:02:43.601
«.سیری‌ناپذیری ذات‌مونه

01:02:45.181 --> 01:02:47.469
،اگه دانشمند باشی»
«.امکان نداره چنین کاری نکنی

01:02:48.711 --> 01:02:50.146
،اگه دانشمند باشی»
...معتقدی که

01:02:50.168 --> 01:02:51.976
«.خوبه زیر و بم دنیا رو بدونی

01:02:52.218 --> 01:02:54.332
«.خوبه که حقایق رو بدونی»

01:02:55.424 --> 01:02:57.655
خوبه که برای به کارگیری»
...قدرتمندترین نیرو

01:02:57.687 --> 01:03:00.122
.به قصد کنترل دنیا ، سبک و سنگین کنی

01:03:00.164 --> 01:03:03.627
و با توجه به دانش‌‌ت نسبت به این مسئله
«.و عواقب‌ش ، به این موضوع بپردازی

01:03:04.469 --> 01:03:07.730
از نقشش در جنگ و
.کارش پشیمون نبود

01:03:08.062 --> 01:03:12.435
،ولی چیزی طول نکشید که به جد
...به جلوگیری از

01:03:12.477 --> 01:03:14.613
.نتیجه‌ی کار علمی‌شون بر اومد

01:03:17.807 --> 01:03:19.742
<i>...تصمیم می‌گیره که</i>

01:03:19.784 --> 01:03:21.911
.دیگه بمبی نسازه

01:03:21.953 --> 01:03:24.989
.از پروژه‌ی لس آلاموس کناره‌گیری می‌کنه
...و مدیرِ

01:03:25.031 --> 01:03:28.718
.موسسه مطالعات پیشرفته‌ی پرینستون شد

01:03:29.590 --> 01:03:32.139
.به تعبیری ، کارفرمای انیشتین بود

01:03:32.881 --> 01:03:35.970
.بی‌شک ، معروف‌ترین دانشمند آمریکا بود

01:03:36.612 --> 01:03:40.249
...اوپنهایمر هم می‌خواست از شهرت‌ خودش

01:03:40.271 --> 01:03:41.907
.برای تحت تأثیر قرار دادن استفاده کنه

01:03:43.966 --> 01:03:47.062
به دیدار هری ترومن
.تو دفتر کارش می‌ره

01:03:48.304 --> 01:03:50.538
...هدف اوپنهایمر ، فهماندنِ

01:03:50.560 --> 01:03:55.080
اهمیت کنترل این فناوری
.به هری ترومن بود

01:03:57.179 --> 01:03:59.431
.شروع به صحبت‌کردن می‌کنه

01:04:00.393 --> 01:04:03.552
...ترومن با یه سوال وسط حرف‌ش می‌پره و میگه

01:04:03.594 --> 01:04:06.419
.خب دکتر اوپنهایمر»
...به‌نظرتون کِی روسیه‌

01:04:06.440 --> 01:04:08.733
«دستش به این سلاح کشتار جمعی می‌رسه؟

01:04:10.394 --> 01:04:13.890
...یه‌دفعه ، اوپنهایمر جا می‌خوره

01:04:14.832 --> 01:04:19.636
.و میگه «راستش نمی‌دونم
«.ولی یه روزی دستش می‌رسه

01:04:20.818 --> 01:04:24.524
ترومن دوباره وسط حرفش می‌پره و ‌میگه
«.ولی من می‌دونم. هیچ‌وقت دستش نمی‌رسه»

01:04:27.552 --> 01:04:30.332
...همون لحظه ، اوپی می‌فهمه که

01:04:30.354 --> 01:04:32.765
...هری ترومن هیچ درکی نسبت به

01:04:32.806 --> 01:04:35.033
.ساز و کار این سلاح نداره

01:04:36.255 --> 01:04:40.977
تو اون لحظه ، اوپنهایمر
.حرف خیلی نابه‌جایی می‌زنه

01:04:42.039 --> 01:04:45.724
...با گفتن این جمله که

01:04:45.736 --> 01:04:48.265
«.جناب رئیس‌جمهور ، دستانم به خون آلوده‌ست»
.رئیس‌جمهور ترومن رو حسابی عصبانی می‌کنه

01:04:52.233 --> 01:04:53.786
<i>...این ، حرف خیلی نابه‌جایی</i>

01:04:53.828 --> 01:04:55.988
<i>به کسی‌ـه که
...مسئول</i>

01:04:56.030 --> 01:04:59.669
<i>.انداختن دو بمب ‌اتمی توی دو شهر ژاپن بود</i>

01:05:01.170 --> 01:05:02.455
.می‌خواست ترومن رو تحت تأثیر قرار بده

01:05:04.026 --> 01:05:06.454
.فکر می‌کرد ترومن از این حرف خوشش میاد

01:05:06.586 --> 01:05:08.118
.ولی سخت در اشتباه بود

01:05:08.760 --> 01:05:11.054
درسته که اوپنهایمر
.واسه خیلی‌ها طناز بود

01:05:11.075 --> 01:05:13.297
...ولی اغلب به مذاق

01:05:13.339 --> 01:05:15.492
روءسا و صاحب‌منصب‌ها
.خوش نمیومد

01:05:16.434 --> 01:05:18.061
<i>...ترومن باورش نمی‌شد که</i>

01:05:18.102 --> 01:05:20.647
<i>.مسئولیت‌ش از همه بیشتره</i>

01:05:21.289 --> 01:05:24.725
ترومن گفت
«.اون مرد رو از دفترم بندازین بیرون»

01:05:21.969 --> 01:05:25.866
[ریچارد رودز]
[نویسنده‌ی مستند ساخت بمب اتمی]

01:05:24.747 --> 01:05:26.431
«.مسئولیت اون کار با من بود»

01:05:28.174 --> 01:05:30.264
<i>.یه‌مرتبه ، جلسه رو متوقف می‌کنه</i>

01:05:30.316 --> 01:05:32.266
<i>...بعد هم به وردست‌هاش میگه که</i>

01:05:32.288 --> 01:05:35.227
«.دیگه نمی‌خوام اون دانشمند نُنُر رو ببینم»

01:05:36.111 --> 01:05:38.211
[زنگ خطر بمب اتمی]
[اخبار روز]

01:05:38.981 --> 01:05:42.752
به‌نظرم ، تنها چاره برای
...ایمن نگه‌داشتن آینده‌مون

01:05:42.794 --> 01:05:44.837
...همکاری‌ـه

01:05:44.879 --> 01:05:47.348
...مبتنی بر اعتماد و حسن نیّت

01:05:47.590 --> 01:05:49.247
.با مردم دنیاست

01:05:50.418 --> 01:05:53.262
<i>،مدتی کوتاه بعد از بمباران
...اوپنهایمر</i>

01:05:53.304 --> 01:05:54.590
...عضو گروهی شد تا

01:05:53.914 --> 01:05:56.720
[دکتر مارینا رابینسون اسنودِن]
[کارشناس امنیت هسته‌ای]

01:05:54.611 --> 01:05:56.971
برای خلع سلاح بین‌المللی
.رایزنی کنه

01:05:58.745 --> 01:06:00.520
.ولی دیگه نوش دارو بعد مرگ سهراب بود

01:06:00.561 --> 01:06:02.355
درست نمی‌گم؟
...کسایی که دانش ساخت بمب رو داشتن

01:06:02.377 --> 01:06:04.797
.می‌تونستن دنیا رو از این رو به اون رو کنن

01:06:05.349 --> 01:06:08.028
چیزی نگذشت که
.توجه شوروی به این موضوع جلب شد

01:06:11.698 --> 01:06:15.035
.شوروی در سال 1949 ، بمبی رو آزمایش کرد

01:06:15.636 --> 01:06:17.856
.که تقریباً همه رو شوکه کرد

01:06:15.597 --> 01:06:17.856
[رابرت اس.نوریس]
[نویسنده‌ی کتاب رقابت بر سر بمب اتم]

01:06:17.880 --> 01:06:20.296
[انفجار بمب روسی ، مجمع عمومی را شوکه کرد]

01:06:20.297 --> 01:06:22.067
<i>...طبق خبر تکان‌دهنده‌ی رئیس‌جمهور</i>

01:06:22.079 --> 01:06:24.474
<i>.روسیه ، یک بمب اتمی ساخته و منفجر کرده</i>

01:06:21.438 --> 01:06:22.785
[ترومن ، انفجار اتمی توسط روسیه را تأیید کرد]

01:06:22.809 --> 01:06:24.109
[ترومن اعلام کرد که روسیه ، بمب اتمی منفجر کرده]

01:06:24.123 --> 01:06:25.225
[روسیه ، بمب اتمی دارد]

01:06:24.716 --> 01:06:26.963
<i>خبرنگارها به سرعت
.به پارک «فلاشینگ میدوز» اعزام شدن</i>

01:06:27.045 --> 01:06:30.098
<i>جایی که قرار است ویشِنسکی ، وزیر امور خارجه
...برای اعضای سازمان ملل سخنرانی</i>

01:06:30.559 --> 01:06:33.542
این اتفاق ، آمریکا رو
.تو شرایط بغرنجی قرار داد

01:06:30.826 --> 01:06:33.563
[اَلکس وِلِرِستین]
[مورخ هسته‌ای]

01:06:34.344 --> 01:06:38.599
چون دیگه تنها کشوری نبود که
.سلاح هسته‌ای داشت

01:06:40.488 --> 01:06:42.083
...ناخودآگاه ، به این فکر فرو می‌رین

01:06:42.104 --> 01:06:45.711
...که اگه بین دو کشوری

01:06:45.743 --> 01:06:47.334
،که تسلیحات هسته‌ای کافی‌ای دارن
...جنگ رخ بده

01:06:48.446 --> 01:06:51.421
،در عرض چند ساعت
.همدیگه رو با خاک یکسان می‌کنن

01:06:52.481 --> 01:06:54.449
<i>.همگی باید به حالت آماده‌باش باشیم</i>

01:06:54.490 --> 01:06:56.659
<i>...همگی می‌دانیم</i>

01:06:56.781 --> 01:06:58.612
<i>در صورت انفجار بمب اتمی نزدیک‌مان
.چه‌کار کنیم</i>

01:07:00.790 --> 01:07:03.070
...یکی از راه‌حل‌هایی که

01:07:03.090 --> 01:07:05.577
،دانشمندها و سیاست‌مدارها
...سر اون به توافق رسیدن

01:07:05.778 --> 01:07:09.844
ساخت بمب هیدروژنی
.به عنوان کار بعدی‌شون بود

01:07:13.462 --> 01:07:15.711
<i>...بمب‌های هیروشیما و ناگازاکی</i>

01:07:15.733 --> 01:07:18.757
<i>.حدود 15کیلوتُن تی‌ان‌تی بودن</i>

01:07:18.231 --> 01:07:19.897
[ناگازاکی: 21کیلوتن]

01:07:19.898 --> 01:07:22.237
[هیروشیما: 15کیلوتن]

01:07:19.358 --> 01:07:21.265
<i>.که به هیچ‌وجه عدد کمی نیست</i>

01:07:23.835 --> 01:07:26.623
<b>...وقتی صحبت از بمب‌ هیدروژنی می‌شه</b>

01:07:27.325 --> 01:07:29.232
<i>.پای یه مگاتن وسط‌‌ میاد</i>

01:07:29.734 --> 01:07:33.211
.پای یه میلیون تن تی‌ان‌تی وسط‌ میاد

01:07:35.024 --> 01:07:36.624
.زمین تا آسمون فرق داره

01:07:35.788 --> 01:07:41.625
[بمب‌هیدروژنی: 15مگاتن]

01:07:37.066 --> 01:07:39.477
...هزاران برابر قوی‌تر از انفجار

01:07:39.488 --> 01:07:41.089
.بمب هیروشیما و ناگازاکی‌ـه

01:07:43.174 --> 01:07:45.908
<i>...با یه بمب هیدروژنی خیلی عظیم</i>

01:07:46.180 --> 01:07:47.610
...می‌شد اندازه‌ی

01:07:47.641 --> 01:07:49.846
کُشته‌های جنگ جهانی دوم
.آدم کُشت

01:07:51.257 --> 01:07:54.242
.اوپنهایمر ، دلیلی واسه این کار نمی‌دید

01:07:54.684 --> 01:07:57.179
.«بهش می‌گفت «سلاح نسل کُشی

01:07:58.143 --> 01:08:00.423
[2000کیلومتر تا تپه]

01:08:00.984 --> 01:08:03.727
،با پایان جنگ
.خیلی‌ها می‌خواستن دست بکشن

01:08:04.578 --> 01:08:05.048
.ولی من نه

01:08:06.729 --> 01:08:08.723
...میون کسایی که

01:08:08.764 --> 01:08:10.971
،با مشکل بزرگ بمب هیدروژنی
...دست و پنجه نرم می‌کردن

01:08:10.902 --> 01:08:13.971
[ادوارد تِلِر]
[1908-2003]
[فیزیکدان نظری پروژه‌ی منهتن]

01:08:11.392 --> 01:08:13.712
.من ، تنها موافق بودم

01:08:15.635 --> 01:08:18.724
.ادوارد تلر ، یهودی مجاری بود

01:08:18.746 --> 01:08:22.387
از مجارستان فرار کرده و
.به آمریکا اومده بود

01:08:23.589 --> 01:08:26.493
،طی جنگ جهانی دوم
.تلر روی پروژه‌ی لس آلاموس کار می‌کرد

01:08:27.425 --> 01:08:30.953
حتی قبل اینکه دست‌شون
...به بمب اتمی برسه

01:08:30.975 --> 01:08:33.573
.فکر و ذکرش بمب هیدروژنی بود

01:08:34.515 --> 01:08:36.792
<i>...تلر ، بمب اتمی رو</i>

01:08:36.834 --> 01:08:38.412
<i>.اختراع اوپنهایمر می‌دونست</i>

01:08:38.983 --> 01:08:41.236
ولی سلاحی رو می‌خواست که
.بهتر و بزرگ‌تر باشه

01:08:42.987 --> 01:08:44.912
<i>...اوپنهایمر هم به تلر گفت که</i>

01:08:46.013 --> 01:08:49.028
<i>.برگرد سرِ کارِت»
«.همچین چیزی هم نساز</i>

01:08:50.089 --> 01:08:51.278
«.نیازی نیست»

01:08:52.240 --> 01:08:54.728
<i>،اوپنهایمر
...رئیس هیئتی بود</i>

01:08:54.769 --> 01:08:57.814
<i>که تو واشینگتن ، گرد هم اومده بودن
...تا به نتیجه برسن که</i>

01:08:57.996 --> 01:08:59.124
.چی‌کار کنن

01:09:00.075 --> 01:09:02.061
.لازمه بمب هیدروژنی بسازن

01:09:03.262 --> 01:09:04.662
<i>...این سوالی‌ست که</i>

01:09:06.626 --> 01:09:11.103
[امروز در کنار خانم روزولت]
[خبرگذاری ان‌بی‌سی]
[فوریه‌ی سال 1950]

01:09:04.704 --> 01:09:07.515
<i>ذهن همه رو درگیر کرده
.جناب دکتر اوپنهایمر</i>

01:09:07.957 --> 01:09:13.504
آیا قرار بر این است چیزی بسازیم که
قادر به کنترل آن نباشیم؟

01:09:14.346 --> 01:09:16.732
...تصمیم به ساختن

01:09:16.764 --> 01:09:18.842
...یا نساختن بمب هیدروژنی

01:09:19.844 --> 01:09:22.125
.بسته به اصول اخلاقی‌مون داره

01:09:22.647 --> 01:09:25.383
...پر واضح بود که جواب کمیته

01:09:25.404 --> 01:09:27.635
.نه» هست»
«.ما نباید بمب هیدروژنی بسازیم»

01:09:27.977 --> 01:09:30.987
...اگه ترس بَرمون داره

01:09:31.389 --> 01:09:33.787
.تو این بُرهه شکست می‌خوریم

01:09:35.059 --> 01:09:39.374
.گاهی وقت‌ها پاسخ ترس ، داشتن شهامت‌ـه

01:09:41.449 --> 01:09:43.568
<i>...مخالفت اوپنهایمر با ساخت بمب هیدروژنی</i>

01:09:43.609 --> 01:09:46.744
.اصلاً به مذاق موافق‌ها خوش نیومد

01:09:49.175 --> 01:09:51.792
<i>...نیروی هوایی ، بمب‌های بیشتر</i>

01:09:51.824 --> 01:09:53.495
<i>.و بزرگ‌تری می‌خواست</i>

01:09:53.836 --> 01:09:56.125
،هر چه قدر بمب به لحاظ قدرت انفجار
...بزرگ‌تر باشه

01:09:56.257 --> 01:09:58.086
<i>.هواپیما هم ویرانی بیشتری به بار میاره</i>

01:09:59.609 --> 01:10:01.686
<i>...هدف فرماندهی هواپیمای جنگی</i>

01:10:01.727 --> 01:10:03.154
<i>.منفجر کردن شوروی بود</i>

01:10:04.749 --> 01:10:07.884
<i>‌‌اوپنهایمر گفت «اقدام هوشمندانه‌تر اینه که
...منابع ، صرفِ</i>

01:10:07.925 --> 01:10:09.831
.شلیک به بمب‌افکن‌های شوروی بشه

01:10:11.445 --> 01:10:13.356
<i>...کارش دقیقاً برخلافِ</i>

01:10:13.398 --> 01:10:14.824
<i>.خواسته‌ی نیروی هوایی بود</i>

01:10:15.176 --> 01:10:17.690
.می‌خواستن از قدرت بندازن‌ش
.می‌خواستن شرّش کم بشه

01:10:20.738 --> 01:10:24.909
<i>سال 1953 ، اوپنهایمر
...به اندازه کافی</i>

01:10:24.951 --> 01:10:27.262
<i>.توی دولت واشینگتن دشمن داشت</i>

01:10:28.294 --> 01:10:30.490
بعد هم که سر و کله‌ی
.لوئیس استراوس پیدا شد

01:10:33.494 --> 01:10:36.089
.رئیس جدید هیئت انرژی اتمی

01:10:37.131 --> 01:10:39.657
.همین الان از آزمایشگاه اقیانوس آرام برگشتم

01:10:39.818 --> 01:10:43.184
جایی که شاهد آزمایش
.تسلیحات گرما هسته‌ای بودم

01:10:43.986 --> 01:10:45.965
.استراوس ، اوپنهایمر رو می‌شناخت

01:10:45.997 --> 01:10:48.561
.حاضر نبود چهره‌ش رو ببینه

01:10:49.583 --> 01:10:52.141
<i>...اوپنهایمر یه‌بار باهاش دعواش شده بود</i>

01:10:52.163 --> 01:10:54.089
<i>.و حسابی عصبانی‌ش کرده بود</i>

01:10:54.731 --> 01:10:58.097
...استراوس هم دسیسه می‌چینه

01:10:59.078 --> 01:11:02.113
.تا اوپنهایمر رو از قدرت بندازه

01:11:03.573 --> 01:11:05.375
<i>خب چطوری این کار رو می‌کنه؟</i>

01:11:05.726 --> 01:11:11.514
<i>لوئیس استراوس ، تمرکزش رو
...روی رابطه اوپنهایمر</i>

01:11:05.938 --> 01:11:10.395
[مارتین ج. شروین]
[دستیار نویسنده‌ی کتاب آتشبان آمریکایی]
«1937-2021»

01:11:11.546 --> 01:11:14.242
<i>...با دوست‌های چپ‌گراش</i>

01:11:13.466 --> 01:11:17.382
[جولیوس رابرت اوپنهایمر]
[ملقب به جروم رابرت اوپنهایمر]

01:11:14.323 --> 01:11:17.312
<i>.تو دهه‌ی 30 میلادی شهر برکلی می‌ذاره</i>

01:11:18.354 --> 01:11:19.394
<i>«کمونیسم»</i>

01:11:19.976 --> 01:11:21.624
...کی طرفدار نظامی‌ست

01:11:21.666 --> 01:11:24.391
که هدف‌ش نابودی سبک‌زندگی آمریکایی‌ست؟

01:11:26.187 --> 01:11:30.035
،طی جنگ جهانی دوم
.شوروی ، متحدمون بود

01:11:28.916 --> 01:11:29.928
[هنری فوربز]
[ضلع شرقی مجمع]

01:11:29.929 --> 01:11:30.668
[حزب کمونیست]
[خیابان فرعی 201]

01:11:26.859 --> 01:11:28.895
[دیوید آیزِنباخ]
[استاد دانشگاه درس تاریخ در دانشگاه کلمبیا]

01:11:31.086 --> 01:11:33.683
...و کمونیست‌بودن

01:11:30.677 --> 01:11:35.033
[مرگ بر استعمارگر]

01:11:33.694 --> 01:11:35.434
...یا همکاری با کمونیست‌ها

01:11:35.040 --> 01:11:36.485
[آمریکا و شوروی ، پیروز جنگ شدن]
[همکاری ، صلح به همراه دارد]

01:11:35.466 --> 01:11:38.509
.مسئله‌ای نداشت

01:11:36.633 --> 01:11:38.350
[رژیم سرمایه‌داری ، خواستار سوسیالیسم است]

01:11:38.374 --> 01:11:39.450
[آزادی بیان]

01:11:39.595 --> 01:11:41.745
.البته تا شروع جنگ سرد

01:11:43.217 --> 01:11:46.029
...باعث شد که یه‌دفعه از حالا به بعد

01:11:46.510 --> 01:11:50.420
...هر کس با هر گذشته‌ی کمونیستی

01:11:50.622 --> 01:11:51.984
.یه تهدید امنیتی به حساب بیاد

01:11:52.995 --> 01:11:55.475
<i>...اگه کمونیستی در بدنه‌ی دولت نبوده</i>

01:11:55.917 --> 01:11:59.762
<i>چرا 18ماه صبر کردیم؟</i>

01:12:00.174 --> 01:12:02.377
<i>و تحقیقات‌ بمب هیدروژنی رو
رو به تعویق انداختیم؟</i>

01:12:03.699 --> 01:12:06.030
<i>...به خاطر این طرز فکرها بود</i>

01:12:06.242 --> 01:12:09.430
<i>...که در نهایت ، دولت تصمیم گرفت</i>

01:12:09.461 --> 01:12:12.103
.مجوز امنیتی اوپنهایمر رو بگیره

01:12:14.823 --> 01:12:15.687
<i>...باید</i>

01:12:15.728 --> 01:12:20.091
<i>.مجوز امنیتی‌ش رو تا 30 روز تحویل می‌داد
.وگرنه محاکمه می‌شد</i>

01:12:23.976 --> 01:12:25.989
می‌دونست که
.نمی‌تونه مجوز امنیتی‌ش رو تحویل بده

01:12:26.030 --> 01:12:27.323
...باهاشون

01:12:27.365 --> 01:12:29.225
،سر مناسب بدنه‌ی دولت نبودن‌ش
.هم‌عقیده نبود

01:12:31.060 --> 01:12:33.052
<i>.باید بهشون می‌گفت گورتون رو گم کنین</i>

01:12:34.245 --> 01:12:36.600
<i>باید می‌گفت
.منم که بمب اتم رو ساختم</i>

01:12:38.132 --> 01:12:39.511
<i>«.به خاطر من بود که جنگ جهانی رو پیروز شدیم»</i>

01:12:40.163 --> 01:12:41.549
«.گم‌شین بابا»

01:12:42.797 --> 01:12:45.561
.به دلیلی دک‌شون نکرد

01:12:45.643 --> 01:12:46.968
.می‌خواست بجنگ‌ـه

01:12:48.811 --> 01:12:50.688
<i>...قبل اینکه به واشینگتن بره</i>

01:12:50.710 --> 01:12:52.482
<i>...رفت انیشتین رو ببینه</i>

01:12:52.994 --> 01:12:55.991
<i>.تا بهش خبر بده که چند هفته نیست</i>

01:12:57.143 --> 01:13:01.291
.واکنش انیشتین خیلی جالب بود

01:13:03.187 --> 01:13:07.981
آلبرت میگه
«.رابرت ، ناسلامتی مرد اتمی هستی»‌

01:13:08.423 --> 01:13:10.541
«.محتاج اون‌ها نیستی»
«.اون‌هان که محتاج توئن»

01:13:10.573 --> 01:13:13.074
«.راهت رو بکش برو»
«چرا خودت رو از این مهلکه خلاص نمی‌کنی؟»

01:13:14.473 --> 01:13:19.116
اوپنهایمر ، سرش رو تکون می‌ده و
...به آلبرت میگه

01:13:19.148 --> 01:13:20.536
«.آخه تو در جریان نیستی»

01:13:22.088 --> 01:13:24.030
.بعد هم پا می‌شه می‌ره

01:13:24.052 --> 01:13:26.758
انیشتین هم رو می‌کنه
...به دفتردارش و میگه

01:13:27.769 --> 01:13:28.982
«.عجب ناری‌ـه‌ها»

01:13:30.284 --> 01:13:31.918
.«به یهودی یعنی «نادون

01:13:37.363 --> 01:13:39.211
<i>...این هفته ، توجه مردم دنیا</i>

01:13:39.253 --> 01:13:41.464
<i>به ساختمان هیئت انرژی اتمی
.در واشینگتن جلب شده</i>

01:13:42.076 --> 01:13:44.378
<i>،جایی که هیئت سه‌نفره
...نشست‌هایی ویژه</i>

01:13:44.400 --> 01:13:47.078
<i>در رابطه با شکایت‌های امنیتی
.دکتر جی.رابرت اوپنهایمر برگزار می‌کنن</i>

01:13:47.530 --> 01:13:49.986
<i>دانشمند هسته‌ای که
.اولین بمب اتمی رو ساخت</i>

01:13:51.552 --> 01:13:55.475
نشست امنیتی شروع می‌شه و
...چیزی نمی‌گذره که معلوم می‌شه

01:13:55.500 --> 01:13:57.555
.نشست امنیتی‌ای در کار نیست

01:13:57.597 --> 01:13:58.540
.محاکمه‌ست

01:13:58.981 --> 01:14:00.383
<i>...اتهام جدیدی در خصوص</i>

01:14:00.425 --> 01:14:02.992
<i>مخالفت این دانشمند با ساخت بمب هیدروژنی
.وجود دارد</i>

01:14:03.604 --> 01:14:06.281
<i>.اوضاع بر وفق مرادش نبود
.و این اصلاً خوب نبود</i>

01:14:06.882 --> 01:14:08.683
...مکالمه‌هاش با

01:14:08.724 --> 01:14:11.297
وکیل‌ش رو به صورت غیر قانونی شنود می‌کردن
.و تحویل دادستان می‌دادن

01:14:11.319 --> 01:14:12.880
.تا از جیک و پوک ماجرا خبردار بشن

01:14:14.181 --> 01:14:16.632
می‌تونستن فایل‌های محرمانه
.اف.بی.آی رو ببینن

01:14:16.734 --> 01:14:18.309
.ولی اون نمی‌تونست
.چون اجازه نداشت

01:14:18.351 --> 01:14:20.961
سر همین هم
.نمی‌تونست فایل اف.بی.آی خودش رو ببینه

01:14:23.114 --> 01:14:26.210
.رابطه‌ی اوپنهایمر با جین تاتلاک

01:14:27.962 --> 01:14:30.797
.ابهام سر کمونیست‌بودن برادرش

01:14:30.838 --> 01:14:31.959
.و اینکه هنوز هم کمونیست‌ـه یا نه

01:14:33.501 --> 01:14:36.103
چیزهایی بودن که
.از تو پرونده بیرون کشیدن

01:14:39.712 --> 01:14:42.273
<i>...یکی از مدارک کوبنده‌ای</i>

01:14:42.305 --> 01:14:43.269
<i>...که بر ملا شد</i>

01:14:44.011 --> 01:14:48.407
<i>،این بود که طی جنگ
...گفت‌وگویی</i>

01:14:48.429 --> 01:14:51.334
<i>با هاکان شوالیه توی خونه‌اش
.تو برکلی داشته</i>

01:14:51.475 --> 01:14:54.462
<i>دوست قدیمی‌ش که
...بهش گفته بود</i>

01:14:54.483 --> 01:14:56.697
<i>...شاید راهی باشه که بتونه</i>

01:14:56.819 --> 01:15:00.184
...اطلاعات پروژه اتمی که روش کار می‌کرد رو

01:15:00.216 --> 01:15:01.399
.برای مقامات شوروی فاش کنه

01:15:02.251 --> 01:15:04.450
.اون زمان ، اوپنهایمر این کار رو نمی‌کنه

01:15:04.572 --> 01:15:06.533
.ولی همچین چیزی رو گزارش نکرد

01:15:07.675 --> 01:15:10.361
...می‌دونست که سر متهم بودن

01:15:10.403 --> 01:15:13.893
،به خاطر روابط کمونیستی‌ش
.آبش با مقامات امنیتی توی جوب نمی‌ره

01:15:14.504 --> 01:15:17.628
واسه همین سعی می‌کرد
.خودش رو تو مخمصه نندازه

01:15:18.729 --> 01:15:21.289
مشکل این‌جا بود که
...طی گفت‌وگوهای مداوم

01:15:21.331 --> 01:15:27.270
،با مقامات امنیتی لس آلاموس
...همه‌ش از توضیحِ

01:15:27.311 --> 01:15:30.587
ماجرای این گفت‌وگو
.طفره می‌رفت و سربسته جواب می‌داد

01:15:32.446 --> 01:15:34.485
...وقتی جواب‌های سربسته‌ اوپنهایمر رو

01:15:34.727 --> 01:15:37.680
.کنار هم قرار دادن
...ازش پرسیدن که

01:15:37.722 --> 01:15:38.987
«چرا طفره می‌رفتی؟»

01:15:39.033 --> 01:15:41.236
«چرا رک و پوست‌کنده جواب نمی‌دادی؟»

01:15:42.328 --> 01:15:44.332
اون هم گفت
«.بی‌عقلی کردم»

01:15:45.524 --> 01:15:48.367
.به نحوی ، تسلیم شده بود

01:15:51.777 --> 01:15:52.872
<i>.فرو پاشیده بود</i>

01:15:54.313 --> 01:15:57.575
.می‌خواست اقرار کنه
.ولی فرو پاشیده بود

01:15:59.567 --> 01:16:02.372
<i>.انگار یه حمله عصبی دیگه بهش دست داده بود</i>

01:16:03.164 --> 01:16:05.287
<i>مثل همون حمله‌ی عصبی‌ای که
.تو نوجوونی بهش دست داده بود</i>

01:16:06.008 --> 01:16:11.397
<i>.عجیب خونسرد بود
...مثل وقتی که تو جوونی‌ش</i>

01:16:11.419 --> 01:16:12.525
<i>...تو سردخونه</i>

01:16:13.346 --> 01:16:16.119
<i>،کسایی که تو اردو باهاش بودن
.اذیت‌ش کردن</i>

01:16:19.216 --> 01:16:23.037
تسلیم شد و
.یه کلمه هم از خودش دفاع نکرد

01:16:24.894 --> 01:16:29.092
...البته کسی که تیر خلاص رو زد

01:16:29.263 --> 01:16:30.290
.ادوارد تلر بود

01:16:33.736 --> 01:16:36.032
<i>.تلر علیه اوپنهایمر شهادت داد</i>

01:16:36.903 --> 01:16:39.117
<i>...گفت که به‌نظرش بهتر بود</i>

01:16:39.158 --> 01:16:40.932
<i>...امنیت ملی</i>

01:16:40.963 --> 01:16:43.414
<i>به دست کس دیگه‌ای
.جز اوپنهایمر سپرده می‌شد</i>

01:16:44.965 --> 01:16:47.838
یکی از
...دانشمندهای صمیمی‌ـه اوپنهایمر گفت که

01:16:48.930 --> 01:16:51.805
این کار ، نه تنها
...از پشت خنجر زدن به اوپنهایمر بود

01:16:52.046 --> 01:16:53.332
.بلکه نمک هم رو زخم‌ش پاشید

01:16:56.113 --> 01:16:57.201
...موقع رفتن‌

01:16:57.220 --> 01:16:59.253
...پا می‌شه به اوپنهایمر دست می‌ده

01:16:59.275 --> 01:17:00.572
و میگه
«.متأسفم»

01:17:03.007 --> 01:17:05.603
اوپنهایمر هم تو چشم‌هاش نگاه می‌کنه
...و میگه

01:17:07.145 --> 01:17:09.956
...ادوارد ، بعد حرفی که الان زدی»

01:17:09.997 --> 01:17:12.530
«معذرت خواهی‌ت واسه چیه؟

01:17:14.415 --> 01:17:17.230
شکی درش نیست که
...آدم به‌شدت باهوشی بود

01:17:17.682 --> 01:17:19.159
...ولی به‌نظرم

01:17:19.840 --> 01:17:24.071
...قدرت تشکیلات و دم و دستگاه دولت

01:17:21.200 --> 01:17:24.871


01:17:25.472 --> 01:17:27.256
...و عدم قدرت آدمی

01:17:27.288 --> 01:17:28.375
که در مقابل‌شون قد علم کنه رو
.دست کم گرفته بود

01:17:30.368 --> 01:17:32.914
<i>.نتیجه مشخص بود</i>

01:17:36.561 --> 01:17:38.483
<i>.دکتر جی.رابرت اوپنهایمر</i>

01:17:38.524 --> 01:17:40.770
<i>دانشمند مشهوری که
...اخراج این هفته‌ش</i>

01:17:40.811 --> 01:17:43.155
<i>،توسط هئیت انرژی اتمی
.همه را شوکه کرد</i>

01:17:44.357 --> 01:17:48.133
هیئت ، رأی به
.گرفتن مجوز امنیتی اوپنهایمر داد

01:17:48.157 --> 01:17:49.177
[مخترع بمب اتمی متهم شد]

01:17:49.191 --> 01:17:50.347
[متهم به همکاری با شوروی]

01:17:50.368 --> 01:17:50.737
[متهم به اخلال در آزمایش بمب هیدروژنی]

01:17:51.998 --> 01:17:55.468
.این خبر ، صفحه‌ی اول روزنامه‌های کشور بود

01:17:55.492 --> 01:17:56.394
[مدیر پروژه‌ی بمب اتمی ، شوروی بود]

01:17:56.425 --> 01:17:58.484
رئیس جمهور دستور داد تا]
[.مانعی میان اوپنهایمر و رازهای دفاعی آمریکا قرار دهند

01:17:57.265 --> 01:17:59.347
...کمونیست‌ها رو

01:17:59.389 --> 01:18:01.591
از پروژه‌های بمب اتمی و هیدروژنی
.مطلع ساخته

01:18:02.292 --> 01:18:04.494
...به گفته‌ی خودش ، همسرش

01:18:04.605 --> 01:18:06.330
.از مقامات حزب کمونیستی بوده

01:18:07.452 --> 01:18:09.350
.برادرش ، عضو بسیار فعال کمونیست بوده

01:18:11.093 --> 01:18:12.990
<i>.منفور سیاسی شد</i>

01:18:14.682 --> 01:18:16.472
...این اتفاق ، لرزه به تنِ

01:18:16.824 --> 01:18:18.350
.جامعه‌ی علمی انداخت

01:18:19.862 --> 01:18:22.825
<i>اگه تونستن مشهورترین 
...دانشمند اتمی زمین رو</i>

01:18:21.219 --> 01:18:25.636
[دکتر میچیو کاکو]
[فیزیکدان نظری]

01:18:22.837 --> 01:18:25.966
<i>،از پا در بیارن
.پس ما رو هم از پا در میارن</i>

01:18:28.319 --> 01:18:31.054
<i>...پیام زشتی</i>

01:18:28.559 --> 01:18:31.354


01:18:31.116 --> 01:18:33.312
.به گوش تمام دانشمندها رسید

01:18:31.396 --> 01:18:33.272


01:18:33.974 --> 01:18:37.945
تحت این عنوان که
«.مراقب روابط سیاسی‌تان باشید»

01:18:34.319 --> 01:18:35.289
[...دانشمندان]

01:18:34.719 --> 01:18:35.419


01:18:36.313 --> 01:18:37.163
[...متهم به]

01:18:38.537 --> 01:18:39.467
[.براندازی شدن]

01:18:39.481 --> 01:18:41.262
[آیزنهاور ، اوپنهایمر را بازداشت کرد]

01:18:41.263 --> 01:18:45.199
.این اصلاً مسئله‌ی خوبی نبود
.چون به تخصص‌شون احتیاج داشتیم

01:18:45.118 --> 01:18:48.830


01:18:46.118 --> 01:18:48.130
...به هر صورت ، محاکمه‌ی اوپنهایمر

01:18:48.811 --> 01:18:51.094
.قوز بالا قوز شده بود

01:18:57.930 --> 01:18:59.245
<i>...بعد از محاکمه‌ی امنیتی</i>

01:18:59.557 --> 01:19:02.076
.اوپنهایمر دیگه اون آدم سابق نبود

01:19:03.502 --> 01:19:05.791
.آدم خشکی شده بود

01:19:07.858 --> 01:19:09.545
<i>...وقتی حرف‌ش بین خونواده وسط میاد می‌گیم</i>

01:19:09.817 --> 01:19:10.919
<i>.احساسات‌ش جریحه دار شد</i>

01:19:15.751 --> 01:19:18.935
<i>.دل ‌خوشی از اون ماجرا نداشت
.با این حال ، یه کلمه هم ازش حرف نزد</i>

01:19:19.277 --> 01:19:21.983
.یه بیانیه علنی هم منتشر نکرد

01:19:24.569 --> 01:19:26.451
.به هیچ‌وجه دنبال معذرت‌خواهی نبود

01:19:27.223 --> 01:19:29.981
.به خونه‌ی اول‌ش برگشت

01:19:31.516 --> 01:19:33.816
.هنوز کارش تو پرینستون رو داشت

01:19:34.188 --> 01:19:36.460
.ولی دیگه سراغ فیزیک نرفت

01:19:37.872 --> 01:19:39.848
.سال‌های غم‌انگیزی بود

01:19:35.492 --> 01:19:42.590
[فرهنگستان فولد]

01:19:40.389 --> 01:19:42.808
.پروفسور انیشتین همچنان اونجاست
درسته؟

01:19:43.760 --> 01:19:46.238
.درسته. البته که هست
.البته که هست

01:19:47.320 --> 01:19:48.740
باهاتون تلفنی هم تماس گرفتن؟

01:19:50.032 --> 01:19:50.808
.گاهی وقتی

01:19:50.830 --> 01:19:52.802
...به‌نظرم وقـ
...وقتی

01:19:52.844 --> 01:19:54.650
...تو روزنامه

01:19:54.832 --> 01:19:56.597
مطلبی در موردم می‌خونه که
...خُلق‌ش رو تلخ کنه

01:19:56.639 --> 01:19:58.620
...بهم زنگ می‌زنه و میگه

01:19:58.653 --> 01:20:00.485
«.اشکالی نداره»
«.اشکالی نداره»

01:20:01.040 --> 01:20:03.880
<i>.روحیه جنگندگی‌ش رو از دست داده بود</i>

01:20:01.829 --> 01:20:04.446
[مارتین ج. شروین]
[دستیار نویسنده‌ی کتاب آتشبان آمریکایی]

01:20:04.647 --> 01:20:09.075
<i>...هیچ نظری</i>

01:20:09.096 --> 01:20:13.620
<i>.در مورد موضوعات هسته‌ای روز نداشت</i>

01:20:14.601 --> 01:20:17.651
.دکتر اوپنهایمر
...می‌شه نظرتون رو

01:20:17.673 --> 01:20:19.838
در مورد روش سیاست اتمی کشور‌ بگین؟

01:20:20.380 --> 01:20:22.832
.نه
.نمیـ...نمیتونم

01:20:22.864 --> 01:20:26.744
.اطلاعـ...اطلاعات کافی ندارم

01:20:26.916 --> 01:20:28.171
...اطلاعات کافی

01:20:28.203 --> 01:20:32.584
.نسبت به فکر و ذکر بقیه ندارم

01:20:35.029 --> 01:20:37.422
...یه بار هانس بته بهم گفت که

01:20:37.664 --> 01:20:40.513
«.اوپنهایمر از همه‌مون باهوش‌تر بود»

01:20:41.575 --> 01:20:43.378
.برنده‌ی جایزه‌ی نوبل نشد

01:20:44.070 --> 01:20:45.614
...آخه چطور ممکنه همچین کسی که

01:20:45.636 --> 01:20:49.410
بهتر از چندین فیزیکدان برجسته‌ی
...قرن بیستم درخشیده بود

01:20:49.432 --> 01:20:54.030
...،بیشتر از این تو حیطه‌ی کاری خودش ، فیزیک

01:20:54.352 --> 01:20:55.324
موفقیت کسب نکرده بود؟

01:20:56.675 --> 01:20:58.165
<i>...وقتی پای دانش اوپنهایمر وسط بیاد</i>

01:20:58.187 --> 01:20:59.770
<i>.نمی‌شه ازش یاد نکرد</i>

01:21:01.182 --> 01:21:02.538
<i>.بخشی از زندگی‌ش بود</i>

01:21:02.630 --> 01:21:04.148
<i>وقتی از چیزی که دوست داشت
...حرف می‌زد</i>

01:21:04.340 --> 01:21:07.510
<i>اون چیز تبدیل به آدمی می‌شد
.که پر از اطلاعات بود</i>

01:21:08.212 --> 01:21:09.512
<i>.این‌ها ذرات منفی هستن</i>

01:21:09.684 --> 01:21:13.133
<i>.این یکی خنثی‌ست
...این هم دو یون‌ش بارداره. مثبت و مثبت</i>

01:21:13.574 --> 01:21:15.435
<i>...فعالیت‌‌ش روی سیاه چاله‌ها</i>

01:21:15.576 --> 01:21:17.803
.شایسته جایزه‌ی نوبل بود

01:21:20.339 --> 01:21:25.141
<i>...سال 1939 ، اوپنهایمر اولین مقاله‌ش رو</i>

01:21:25.182 --> 01:21:29.680
<i>با موضوع آشنایی با فروپاشی ستاره‌ها
.و سیاه‌چاله نوشت</i>

01:21:26.724 --> 01:21:28.941
[مطالعه‌ی فیزیکی در مورد انقباض مداوم گرانشی]

01:21:28.942 --> 01:21:30.541
[دریافت در تاریخ 10جولای 1939]

01:21:31.142 --> 01:21:34.892
<i>،خب
.سیاه‌چاله ، هدف جدیدش بود</i>

01:21:34.904 --> 01:21:36.114
<i>.به‌نظرم فکر خیلی بکری بود</i>

01:21:38.274 --> 01:21:39.909
...و اگه یه سیاه‌چاله

01:21:39.941 --> 01:21:42.287
...قبل از فوت‌ش پیدا می‌شد

01:21:43.963 --> 01:21:46.400
میتونست واسه این کارش
.جایزه‌ی نوبل بگیره

01:21:49.752 --> 01:21:51.255
<i>...سال 1966</i>

01:21:52.426 --> 01:21:54.700
<i>پزشک تشخیص داد که
.سرطان مری داره</i>

01:21:55.901 --> 01:21:58.690
<i>،اون همه سال سیگار کشیدن
.گریبان‌گیرش شده بود</i>

01:22:01.456 --> 01:22:04.626
<i>.اوایل سال 67 میلادی هم درگذشت</i>

01:22:04.950 --> 01:22:07.810
[دکتر جی.رابرت اوپنهایمر در سن 62 سالگی درگذشت]

01:22:07.877 --> 01:22:09.697
<i>...سرگذشت اوپنهایمر</i>

01:22:09.799 --> 01:22:12.049
.سرگذشت قرن بیستم‌ـه

01:22:12.761 --> 01:22:15.717
.سرگذشت عصر هسته‌ای‌مون‌ـه

01:22:16.128 --> 01:22:17.489
.عصری که درش زندگی می‌کنیم

01:22:18.471 --> 01:22:20.958
.و این قصه ، تمومی نداره

01:22:21.100 --> 01:22:22.418
.ته نداره

01:22:27.181 --> 01:22:28.208
<i>.بمب‌ش رو داریم</i>

01:22:29.649 --> 01:22:31.072
.بمب‌ش همراه‌مون‌ـه

01:22:31.093 --> 01:22:33.838
می‌تونیم با اعضای حزب کمونیستی
.مذاکره کنیم

01:22:33.880 --> 01:22:35.865
...یا می‌تونیم سر درست‌بودنِ

01:22:35.907 --> 01:22:38.593
.بمبارون شهروندی هیروشیما بحث و جدل کنیم
.تا یکی کوتاه بیاد

01:22:39.185 --> 01:22:41.164
.به هر جهت ، تسلیحات هسته‌ای داریم

01:22:43.064 --> 01:22:44.500
.این یه یادبودـه

01:22:46.241 --> 01:22:49.783
،و تلاش برای کنترل‌ اون تسلیحات
.تا همیشه ادامه داره

01:22:54.387 --> 01:22:56.777
.ما همین الان تو خطریم

01:22:57.782 --> 01:23:01.174
.بمب‌ معمولی هم خیلی ترسناک بود

01:23:01.876 --> 01:23:05.395
.حالا که دیگه کلی سلاح هسته‌ای کشنده دارن

01:23:08.122 --> 01:23:09.374
<i>...حرف و حدیث‌های زیادی</i>

01:23:09.516 --> 01:23:11.601
<i>.در مورد خلاص‌شدن از شرّ تسلیحات اتمی هست</i>

01:23:12.913 --> 01:23:15.914
<i>.من هم از ته دل باهاشون هم‌عقیده‌م</i>

01:23:18.440 --> 01:23:23.630
<i>.خواهش می‌کنم به تفاهم برسین</i>

01:23:26.599 --> 01:23:30.980
،شک ندارم که اگه اوپی خدابیامرز هم زنده بود
.با حرف من موافق بود

01:23:32.363 --> 01:23:33.473
...دو
...یک

01:23:35.275 --> 01:23:37.185
<i>.به هر جهت ، نباید خودمون رو گول بزنیم</i>

01:23:38.057 --> 01:23:39.854
<i>.دنیا مثل قبلش نمی‌شه</i>

01:23:40.196 --> 01:23:42.599
<i>اهمیتی نداره که
...با بمب اتمی چی‌کار کنیم</i>

01:23:43.941 --> 01:23:48.511
<i>چون دانش ساخت بمب اتمی رو
.نمی‌شه از بین برد</i>

01:23:54.302 --> 01:23:56.688
<i>...فیزیکدان جی.رابرت اوپنهایمر</i>

01:23:54.812 --> 01:23:59.228
[جودی وودروف]
[برنامه تلویزیونی پی.بی.اس. نیوزهَورز]
[دسامبر 2022]

01:23:56.709 --> 01:24:00.184
<i>درسته که بیشتر به عنوانِ
.پدر بمب اتمی شناخته می‌شد</i>

01:24:02.016 --> 01:24:03.353
<i>...ولی به مرور زمان</i>

01:24:03.394 --> 01:24:06.640
<i>حرف و حدیث‌های جدیدی
.از نقش او در تاریخ بر زبان‌ها افتاد</i>

01:24:08.271 --> 01:24:11.370
اواخر سال 2022 بود که
...وزارتخانه‌ی انرژی

01:24:10.914 --> 01:24:16.451
[مهندس بمب اتمی ، رفع اتهام شد]

01:24:16.452 --> 01:24:18.299
[بازجویی هئیت انرژی اتمی اشتباه بود]

01:24:11.742 --> 01:24:15.859
.تصمیم به لغو دادگاه امنیتی گرفت

01:24:18.369 --> 01:24:20.570
در وهله‌ی اول، فاجعه ملی اینه که
...این دادگاه امنیتی

01:24:20.881 --> 01:24:24.439
تو دوران پاپوش‌دوزی مک‌کارتی
.بر پا شد

01:24:26.071 --> 01:24:27.577
...دیگه همچین اتفاقی

01:24:27.618 --> 01:24:28.812
.تو این کشور نخواهد افتاد

01:24:29.953 --> 01:24:33.000
.قدم بزرگ و مهمی برداشته شد

01:24:35.221 --> 01:24:36.983
.ولی یه‌جورایی غم‌انگیز بود

01:24:37.745 --> 01:24:39.972
...چون جی.رابرت اوپنهایمر دیگه نیست

01:24:40.014 --> 01:24:41.942
.تا همچین چیزی رو ببینه

01:24:45.227 --> 01:24:47.291
<i>...علم ، به شدت</i>

01:24:47.313 --> 01:24:49.300
<i>...وضعیت زندگی انسان رو</i>

01:24:50.681 --> 01:24:53.997
<i>هم از نظر مادی و هم معنوی
.دچار تغییر کرده</i>

01:24:57.892 --> 01:24:59.450
به‌نظرم ، هنوز که هنوزه
.حرف اوپنهایمر هست

01:24:59.492 --> 01:25:01.048
.چون شخص مهم و تأثیرگذاری بود

01:25:02.270 --> 01:25:05.356
.ما هم برای علم ارزش قائلیم
.و هم ازش ترس داریم

01:25:07.365 --> 01:25:10.212
و قطع به یقین ، باعث و بانی این اتفاق
.اوپنهایمر بود

01:25:12.163 --> 01:25:14.366
.مسلّمه که دنیا رو تغییر داد

01:25:15.508 --> 01:25:16.966
.دنیا رو واسه همیشه تغییر داد

01:25:17.088 --> 01:25:18.111
.راه برگشتی در کار نیست

01:25:18.983 --> 01:25:22.515
به هر جهت ، مطمعنیم که
...تا وقتی آزادی عمل داره

01:25:22.857 --> 01:25:26.686
.تا وقتی آزادی بیان داره
.و تا وقتی آزادی اندیشه داره

01:25:26.988 --> 01:25:29.032
.به هیچ وجه ، علم پسرفت نخواهد کرد

01:25:29.414 --> 01:25:32.500
و آزادی ، به هیچ‌وجه
.به طور کامل از بین نخواهد رفت

01:25:34.624 --> 01:25:46.814
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.