﻿WEBVTT

00:01:19.997 --> 00:01:22.446
« درِ ورودی »

00:01:23.246 --> 00:01:27.546
‫« اسمت روی فریمنه »
‫« توی خیابون مونسون 213 زندگی می‌کنم »
‫« 23 آوریل 1964 متولد شدم »

00:01:27.570 --> 00:01:29.870
« الکل نخور »
« چهارشنبه‌شب‌ها آشغال‌ها رو ببر بیرون »

00:01:29.894 --> 00:01:31.894
«‌ گوشیت رو با خودت ببر »
« اشکال نداره »

00:01:34.845 --> 00:01:39.046
« پلیس شهرستان واشنگتن »
« تقدیر از مامور پلیس - روی فریمن »

00:01:40.246 --> 00:01:44.046
« آشپزخانه، حمام و توالت »

00:01:44.070 --> 00:01:54.070
<b><c.color00abfd> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده
  ..:: MiraMovie.Top ::..</c></b>
  <b><c.colorFFC947> ..:: MyZed.Top ::..</c></b>

00:01:54.094 --> 00:02:04.094
<b><c.color00abfd> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده
  ..:: MiraMovie.Top ::..</c></b>
  <b><c.colorFFC947> ..:: MyZed.Top ::..</c></b>

00:02:27.898 --> 00:02:29.046
« غذاهای منجمد اینجان »

00:02:33.046 --> 00:02:37.046
‫« از بسته در بیار، سینی رو بذار توی مایکروویو »
‫« روی 4.5 دقیقه تنظیم کن، درش رو بردار - داغه! »

00:03:06.247 --> 00:03:08.277
‫گندش بزنن!

00:03:15.646 --> 00:03:18.946
« تو آلزایمر داری »
« اسم دکترت میتاـست »

00:03:34.007 --> 00:03:36.277
سه شیء که تو این اتاق هست نام ببرین

00:03:36.377 --> 00:03:39.107
‫صندلی، لامپ، ساعت

00:03:42.377 --> 00:03:43.947
‫سه شیء که تو این اتاق نیست

00:03:44.047 --> 00:03:46.147
‫بطری ویسکی، هواپیما، اسب مسابقه

00:03:46.247 --> 00:03:48.417
‫لعنتی

00:03:48.517 --> 00:03:50.887
‫- امروز چه روزیه؟
‫- پنجشنبه

00:03:50.987 --> 00:03:52.927
‫منظورم تاریخه،
‫نه روز هفته

00:03:54.087 --> 00:03:55.457
‫اوم...

00:03:58.227 --> 00:04:00.267
‫سپتامبر...

00:04:02.227 --> 00:04:03.937
‫چه سالیه؟

00:04:07.867 --> 00:04:09.907
‫شهر محل تولدتون؟

00:04:12.637 --> 00:04:15.247
‫اسم مادرتون رو یادتون میاد؟

00:04:22.517 --> 00:04:24.557
‫پدرتون چی؟

00:04:40.026 --> 00:04:46.926
« سگ‌های خفته »

00:04:46.950 --> 00:04:57.931
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

00:05:08.627 --> 00:05:10.497
‫این یه درمان آزمایشیه

00:05:10.597 --> 00:05:11.997
‫الکترودها امواجی رو

00:05:11.997 --> 00:05:14.847
‫به نواحی موردنظر توی مغزتون وارد می‌کنن

00:05:16.107 --> 00:05:18.207
‫اینطوری مسیرهای عصبی جدیدی ایجاد میشن

00:05:18.737 --> 00:05:21.077
‫اما نتایج ممکنه یکم غیرقابل‌پیشبینی‌تر باشه

00:05:21.177 --> 00:05:23.917
‫خصوصاً با توجه به سابقه‌ی مصرف موادتون

00:05:24.017 --> 00:05:26.287
که محرک رایجی برای آلزایمره

00:05:37.066 --> 00:05:39.266
« شماره‌ ناشناس »

00:05:45.037 --> 00:05:46.267
‫الو

00:05:46.367 --> 00:05:48.537
‫با روی فریمن تماس گرفتم؟

00:05:51.066 --> 00:05:53.766
« اسمت روی فریمن‌ـه »

00:05:54.307 --> 00:05:55.407
‫الو؟

00:05:56.047 --> 00:05:58.577
‫- بله
‫- من امیلی دیتز هستم

00:05:58.677 --> 00:06:00.717
‫بنده با پروژه «دستان پاک» همکاری دارم

00:06:02.147 --> 00:06:03.817
‫پروژه دستان پاک؟

00:06:03.917 --> 00:06:04.917
‫بله!

00:06:04.917 --> 00:06:06.617
‫ما یه موسسه‌ی حقوقی مردم‌نهادیم

00:06:06.717 --> 00:06:08.027
و از زندانی‌هایی حمایت می‌کنیم

00:06:08.127 --> 00:06:09.957
که توسط نظام از حقوقشون محروم شدن

00:06:10.057 --> 00:06:11.057
‫خیلی‌خب

00:06:11.157 --> 00:06:13.097
‫چند دقیقه وقت برای صحبت دارین؟

00:06:14.897 --> 00:06:16.067
‫بله

00:06:16.667 --> 00:06:17.897
‫قضیه چیه؟

00:06:17.997 --> 00:06:20.937
‫در رابطه با یکی از پرونده‌های قدیمی‌تونه

00:06:38.356 --> 00:06:40.556
« امیلی دیتز »
« پروژه دستان پاک »

00:06:40.857 --> 00:06:43.027
‫امیلی دیتز

00:06:44.397 --> 00:06:46.497
‫- آقای فریمن؟
‫- خانم دیتز

00:06:46.597 --> 00:06:48.597
‫سلام

00:06:48.697 --> 00:06:50.167
‫- امیلی
‫- امیلی

00:06:50.267 --> 00:06:52.297
‫خیلی ممنون که به این ملاقات اومدین

00:06:52.397 --> 00:06:53.867
‫خواهش می‌کنم

00:06:53.967 --> 00:06:56.437
‫گفتین که درمورد یه پرونده‌ی قدیمیه؟

00:06:56.537 --> 00:06:59.147
‫بله آقا.
‫آیزاک ساموئل

00:07:03.147 --> 00:07:04.717
‫آیزاک ساموئل؟

00:07:04.817 --> 00:07:07.647
‫می‌بخشید...
‫خیلی...

00:07:07.747 --> 00:07:08.817
‫بله البته

00:07:08.817 --> 00:07:10.257
‫مطمئنم اونقدری پرونده داشتین

00:07:10.357 --> 00:07:11.557
‫که براتون سخته به یاد بیارین

00:07:11.557 --> 00:07:14.027
‫بله.
‫یه همچین چیزی

00:07:15.457 --> 00:07:17.757
‫ده‌سال پیش
‫به‌خاطر قتل جوزف ویدر

00:07:15.788 --> 00:07:20.188 line:20%
« اعدام قاتل با تزریق مواد کُشنده »

00:07:17.857 --> 00:07:19.867
‫توی دانشگاه واترفورد گناه‌کار شناخته شده

00:07:19.967 --> 00:07:21.367
‫و حکم اعدامش،
‫انتهای ماه آینده

00:07:21.467 --> 00:07:22.737
‫اجرا میشه

00:07:22.837 --> 00:07:24.567
‫سعی کردیم از فرماندار
‫برای حکمش تعویق بگیریم

00:07:24.567 --> 00:07:26.007
‫اما فایده‌ای نداشته

00:07:26.107 --> 00:07:27.307
‫خیلی‌خب

00:07:28.407 --> 00:07:29.977
‫نمی‌شناسمش

00:07:30.437 --> 00:07:31.807
‫چه ربطی به من داره؟

00:07:31.907 --> 00:07:34.007
‫آقای ساموئل خواستن با کارآگاهایی که

00:07:34.107 --> 00:07:36.617
‫اون شب ازش بازجویی کردن
‫و اعتراف گرفتن حرف بزنه

00:07:36.707 --> 00:07:38.017
‫من ازش بازجویی کردم؟

00:07:38.117 --> 00:07:41.187
‫هنوز نتونستم همکار سابقتون رو پیدا کنم

00:07:42.687 --> 00:07:44.287
‫حالا چی‌کار داره؟

00:07:44.387 --> 00:07:45.987
‫متاسفانه چیزی نگفتن

00:07:46.387 --> 00:07:49.357
‫خودتون باید ازش بپرسین

00:08:10.609 --> 00:08:11.709
« اداره‌ی پلیس شهرستان واشنگتن »

00:09:30.977 --> 00:09:34.077
« مقتول دچار خون‌ریزی مغزی شدید شده »

00:09:35.594 --> 00:09:37.594
« بر اثر ضربات شدید »

00:09:37.601 --> 00:09:38.701
« ضربه‌های پی‌درپی »

00:09:38.948 --> 00:09:41.098
« آلت قتاله‌ای پیدا نشد »

00:10:15.967 --> 00:10:17.277
‫آیزاک ساموئل؟

00:10:21.377 --> 00:10:22.477
‫بله

00:10:27.017 --> 00:10:29.657
‫من روی فریمن‌ـم.
‫قبلاً‌ کارآگاه بودم

00:10:30.457 --> 00:10:32.357
بهم گفتن که می‌خواستین من رو ببینین

00:10:32.457 --> 00:10:34.887
‫- درسته؟
‫- درسته

00:10:36.657 --> 00:10:37.997
‫خیلی‌خب

00:10:38.997 --> 00:10:41.027
‫اومدم دیگه

00:10:42.897 --> 00:10:44.037
‫حال‌تون چطوره؟

00:10:44.137 --> 00:10:48.237
‫خدا رو شکر روی

00:10:48.937 --> 00:10:50.837
‫ده سال،
‫سه تا وعده غذا و یه جا خواب،

00:10:50.937 --> 00:10:52.777
‫عضو باشگاه کتاب‌خونیِ محکومین به اعدام

00:10:52.877 --> 00:10:55.607
‫زندان بدنم رو ازم گرفته،
‫اما روحم با خداس

00:10:55.707 --> 00:10:58.277
‫انگار به تخمته که حالم چطوره

00:10:59.347 --> 00:11:00.517
‫که اینطور

00:11:02.087 --> 00:11:05.887
‫این خانمه،
‫امیلی دیتز

00:11:05.987 --> 00:11:07.757
‫از پروژه دستان پاک

00:11:07.857 --> 00:11:09.527
‫گفت کارم داشتی

00:11:09.627 --> 00:11:10.927
‫اینا رو می‌خواستی بگی؟

00:11:11.027 --> 00:11:13.067
‫نه، اومدی اینجا
‫چون می‌خوام بدونم چه حسی داره

00:11:13.167 --> 00:11:15.627
‫که بدونی یه مرد بی‌گناه
‫قراره اعدام شه

00:11:15.737 --> 00:11:17.237
‫درسته

00:11:18.137 --> 00:11:21.907
‫اون‌وقت اون مرد بی‌گناه تویی؟

00:11:22.007 --> 00:11:23.407
‫آره

00:11:23.507 --> 00:11:24.837
‫اشتباه برداشت نکن روی

00:11:24.937 --> 00:11:27.347
‫گندکاری زیاد کردم،
‫تصمیمای بدی گرفتم

00:11:27.447 --> 00:11:30.217
‫اما کشتن جو ویدر جزوشون نبوده

00:11:30.777 --> 00:11:32.547
‫آیزاک...

00:11:32.647 --> 00:11:33.887
‫تو اعتراف کردی

00:11:33.987 --> 00:11:35.947
‫واسه بازجویی برده بودنت

00:11:36.047 --> 00:11:37.517
‫تو هم اعتراف کردی

00:11:37.617 --> 00:11:40.727
‫حالا هم داری میگی
‫که بعد این همه سال،

00:11:40.827 --> 00:11:42.527
‫یهو یادت اومده
‫که اتفاق دیگه‌ای افتاده؟

00:11:42.627 --> 00:11:44.197
‫هیچی‌ـش یهویی نیست

00:11:44.297 --> 00:11:47.297
‫من ده ساله که اینجام.
‫ده سال آزگار

00:11:47.397 --> 00:11:50.297
‫هیچ‌کاری نمی‌تونم بکنم
جز این که اون شب رو تو سرم تکرار کنم.

00:11:50.397 --> 00:11:52.067
‫- که چطور به این روز افتادم
‫- درسته

00:11:52.167 --> 00:11:53.837
‫منم واسه همین اینجام

00:11:54.467 --> 00:11:56.807
‫تا بتونی بهم بگی
که چطور به این روز افتادی

00:11:56.907 --> 00:11:58.677
‫ببین، می‌دونم که دیگه پلیس نیستی

00:11:58.777 --> 00:12:01.607
جوری که سر اون قضیه‌ی ‫تصادف
به خاطر مستی ‫اخراجت کردن

00:12:01.631 --> 00:12:04.347
‫اما شاید بخوای وجدانت رو راحت کنی

00:12:05.077 --> 00:12:08.117
‫حداقل این دفعه به حرفم گوش کنی

00:12:10.617 --> 00:12:12.187
‫گوش می‌کنم

00:12:13.027 --> 00:12:14.327
شبِ قتل

00:12:14.427 --> 00:12:17.397
انقدر نشئه بودم که هیچی یادم نمیاد

00:12:18.027 --> 00:12:20.127
‫شماها هم کل شب رو
‫رفته بودین رو مخم

00:12:20.227 --> 00:12:22.667
‫اون عکسا رو که دیدم،
‫حالم خیلی بد شد،

00:12:22.767 --> 00:12:24.367
‫فکر می‌کردم حتماً کار خودمه دیگه

00:12:24.467 --> 00:12:26.437
‫به زور رفتی تو خونه،
‫تا حد مرگ کتکش زدی

00:12:26.537 --> 00:12:28.567
‫تو کل خونه اثر انگشتت رو پیدا کردیم!

00:12:29.407 --> 00:12:30.437
‫بیخیال!

00:12:30.437 --> 00:12:33.647
.اقرار کن پسر
!اقرار کن

00:12:34.247 --> 00:12:37.677
‫این کار تو بوده. این کار تو بوده!
‫تو این کار رو کردی! خود تو!

00:12:37.777 --> 00:12:40.187
‫همه‌‌ش کارای تو بوده!

00:12:40.287 --> 00:12:42.987
!اقرار کن

00:12:43.087 --> 00:12:44.287
‫آره

00:12:46.987 --> 00:12:49.327
‫واسه چی رفتی خونه‌‌ش؟

00:12:51.257 --> 00:12:52.767
‫یه سال قبل این که ویدر کشته شه،

00:12:52.867 --> 00:12:54.597
،به اتهام دزدی به دادگاه احضار شدم

00:12:55.697 --> 00:12:57.297
دزدی شیرخشک واسه بچه‌م

00:12:57.397 --> 00:13:00.437
‫ویدر هم به‌عنوان شاهد متخصص
‫برای دادستان ناحیه شهادت داد

00:13:00.537 --> 00:13:02.937
‫به قاضی گفتم اون شب
‫اینقدر نشئه بودم

00:13:03.037 --> 00:13:04.337
که کله‌م درست کار نمی‌کرد

00:13:04.437 --> 00:13:07.077
‫اما ویدر گفت عقلم کاملاً‌ سر جاش بوده

00:13:07.177 --> 00:13:08.877
پس به عنوان آدم بزرگسال محاکمه‌ام کردن

00:13:08.977 --> 00:13:12.787
می‌دونی چه حسی داره که 18 سالت باشه
و زیرخوابِ یه کچل باشی؟

00:13:14.017 --> 00:13:15.687
‫بیا یه بار دیگه مرور کنیم

00:13:15.787 --> 00:13:18.317
ویدر علیهت شهادت میده
‫واست حکم زندان می‌بره

00:13:18.417 --> 00:13:20.927
‫تو هم نصفه‌شب میری خونه‌ش.
‫عصبانی هستی

00:13:21.027 --> 00:13:24.297
‫- نمی‌خوای...
‫- من قاتل نیستم!

00:13:26.127 --> 00:13:27.827
من فقط پسرم رو می‌خواستم

00:13:28.397 --> 00:13:30.367
‫و با خودم گفتم
‫شاید ویدر بتونه کمک کنه

00:13:33.007 --> 00:13:35.537
‫آره، رفتم تو خونه‌ش

00:13:36.037 --> 00:13:37.677
‫منتظر موندم که سرایدارش بره

00:13:37.777 --> 00:13:39.137
‫و رفتم سمت در عقبی خونه

00:13:48.187 --> 00:13:50.687
‫حتی تونستم وارد خونه‌ هم بشم

00:13:51.557 --> 00:13:52.657
‫سلام شدو

00:13:54.687 --> 00:13:57.627
‫اما بعدش یکی دیگه اومد تو

00:13:57.727 --> 00:14:01.067
‫اوه!
‫به همین زودی برگشتی؟

00:14:04.737 --> 00:14:06.367
بعدش هم اوضاع خیلی بی‌ریخت شد

00:14:06.467 --> 00:14:08.807
‫ببخشید

00:14:12.207 --> 00:14:15.147
‫ترسیدم و قبل این که ببینم
‫کی بود از اونجا رفتم

00:14:15.247 --> 00:14:16.817
‫نه!

00:14:16.917 --> 00:14:21.117
‫خیلی‌خب.
‫پس یعنی بهش دست نزدی

00:14:21.217 --> 00:14:24.617
‫- اما تو...
‫- دارم راستش رو میگم!

00:14:29.657 --> 00:14:31.227
‫باشه آیزاک

00:14:36.127 --> 00:14:37.737
‫فکر می‌کنی دروغ میگم

00:14:41.537 --> 00:14:45.747
‫خب از ریچارد فین بپرس.
‫اون بهت میگه

00:14:48.207 --> 00:14:49.847
‫باید یادم بیاری

00:14:49.947 --> 00:14:53.317
‫این ریچارد فین کیه؟

00:14:53.417 --> 00:14:55.447
‫چندماه پیش اومد ملاقاتم

00:14:55.547 --> 00:14:58.187
‫داره یه کتاب درمورد اون قتل می‌نویسه

00:14:58.827 --> 00:15:00.827
‫- کتاب؟
‫- آره

00:15:02.387 --> 00:15:04.727
‫ببین آیزاک.
‫فکر نمی‌کنم که

00:15:04.827 --> 00:15:07.167
‫لازم باشه خودم رو درگیر این قضایا بکنم

00:15:07.267 --> 00:15:10.137
‫همین حالاش هم درگیری روی!
‫همش گردن توئه.

00:15:10.237 --> 00:15:13.167
‫وقتی اون اعتراف‌نامه‌ی کوفتی رو
‫امضا کردم اونجا بودی!

00:15:14.607 --> 00:15:15.977
‫درستش کن!

00:15:16.077 --> 00:15:18.237
‫به‌خاطر کاری که تو هجده سالگی
‫کردم تقاصم رو دادم

00:15:18.677 --> 00:15:21.577
‫این گه‌کاری رو درست کن
‫وگرنه می‌میرم!

00:15:25.076 --> 00:15:27.276
« نون رو 4 دقیقه بذار اینجا »
« این رو بکش پایین تا بپزه »
« تنظیمات توستر »

00:15:27.276 --> 00:15:29.762
« آب گرم »

00:15:37.006 --> 00:15:38.106
‫« 10 میلی‌گرم ممانتین - 15 میلی‌گرم میرتازاپین »
‫« 10 میلی‌گرم آتورواستاتین - 16 میلی‌گرم کاندسارتان »

00:15:48.067 --> 00:15:51.237
‫داروها می‌تونن
‫به بازسازی سیناپس‌ها کمک کنن

00:15:51.337 --> 00:15:53.407
‫اما باید ذهن‌تون رو فعال نگه دارین...

00:15:53.507 --> 00:15:57.517
‫کتاب، پازل، هرچیزی که
‫ذهن‌تون رو تحریک کنه

00:16:09.327 --> 00:16:11.757
‫کار تو بود!
‫کار تو بود! قبول کن!

00:16:11.857 --> 00:16:13.697
‫کار تو بود!
‫تو این کار رو کردی!

00:16:13.797 --> 00:16:15.897
‫خب از ریچارد فین بپرس

00:16:17.896 --> 00:16:20.296
« ریچارد فین »

00:16:41.196 --> 00:16:42.696
« نام: ریچارد فین »
« آدرس: خیابان ویندال 6461، واترفورد »

00:16:44.921 --> 00:16:46.376
« بازرس جی. رمیس »

00:16:46.396 --> 00:16:49.996
« امضای افسر جی. رمیس »

00:16:54.680 --> 00:17:00.478
« جیمی رمیس »

00:17:16.097 --> 00:17:17.527
‫هی!

00:17:22.237 --> 00:17:23.367
‫روی؟

00:17:24.197 --> 00:17:25.597
‫بله

00:17:26.437 --> 00:17:28.777
‫تو اینجا چه غلطی می‌کنی؟

00:17:30.807 --> 00:17:32.677
‫همین اطراف بودم

00:17:32.777 --> 00:17:34.347
‫بیا تو

00:17:37.777 --> 00:17:38.947
‫سلام

00:17:41.687 --> 00:17:43.617
بیا تو، بیا تو

00:17:44.387 --> 00:17:45.757
‫بیا تو،
‫بیا تو.

00:17:47.557 --> 00:17:51.027
‫راستش آخرین باری که
صورتت رو دیدم رو یادم نمیاد

00:17:52.997 --> 00:17:54.027
‫بیا روی

00:17:55.567 --> 00:17:57.997
‫می‌دونی کِی بود؟

00:17:58.437 --> 00:18:00.037
‫حتماً ده سال پیش بود که

00:18:00.137 --> 00:18:03.477
‫که اون حروم‌زاده‌ها نِشانت رو گرفتن

00:18:04.207 --> 00:18:05.577
آره به گمونم

00:18:10.077 --> 00:18:13.747
‫گوش کن، امیدوارم که دیگه
‫به اون اتفاقا فکر نکنی

00:18:14.287 --> 00:18:17.257
‫آخه اون روزا همه‌مون سر کار
‫مست می‌کردیم

00:18:17.357 --> 00:18:18.757
‫توی اون تصادف

00:18:18.857 --> 00:18:20.987
‫ممکن بود هرکدوم‌مون پشت فرمون باشیم

00:18:22.657 --> 00:18:24.097
‫به سلامتی

00:18:24.197 --> 00:18:25.557
‫به سلامتی

00:18:30.037 --> 00:18:32.597
‫چه‌خبر؟
‫دیگه مشروب نمی‌خوری؟

00:18:32.697 --> 00:18:34.867
‫آره خب...

00:18:34.967 --> 00:18:38.337
...دکترم گفته با داروهام تداخل داره، پس

00:18:38.437 --> 00:18:40.007
‫مریض شدی روی؟

00:18:40.677 --> 00:18:43.477
‫نه، من...
‫یه درمان آزمایشی دارم انجام میدم

00:18:43.577 --> 00:18:45.477
‫آلزایمر گرفتم

00:18:45.577 --> 00:18:50.217
‫یه چیزایی گذاشتن تو سرم
‫و به کله‌ی کوفتیم موج وارد می‌کنن

00:18:50.317 --> 00:18:51.987
‫باید حافظه رو تحریک کنه

00:18:52.087 --> 00:18:53.657
‫یا خدا روی

00:18:53.757 --> 00:18:56.527
‫اگه جلوی در اسمم رو صدا نمی‌زدی

00:18:56.627 --> 00:18:58.497
‫نمی‌شناختمت

00:18:59.127 --> 00:19:00.667
‫یعنی تو...

00:19:01.397 --> 00:19:03.967
‫هیچی از سر کارمون یادت نمیاد؟

00:19:04.467 --> 00:19:06.207
‫- نه
‫- پشمام

00:19:06.307 --> 00:19:07.937
‫نه، پرونده‌های قدیمی رو می‌خونم

00:19:08.037 --> 00:19:10.977
‫و انگار همش یه چیزای جدیده

00:19:11.407 --> 00:19:13.077
نه فقط موقع کار کردن

00:19:13.077 --> 00:19:15.407
کل زندگیم عین یه سیاه‌چاله شده

00:19:15.947 --> 00:19:17.117
‫پشمام پسر

00:19:22.047 --> 00:19:23.417
‫کت رو یادت میاد؟

00:19:24.857 --> 00:19:26.127
‫زنم

00:19:31.227 --> 00:19:32.997
‫خلاصه که...

00:19:34.267 --> 00:19:35.797
پارسال فوت شد

00:19:36.197 --> 00:19:37.267
‫به‌خاطر سرطان

00:19:37.267 --> 00:19:38.767
‫- تسلیت میگم
‫- ممنون

00:19:38.867 --> 00:19:40.667
‫سرطان کوفتی

00:19:42.337 --> 00:19:44.137
صندوقِ سلامت اداره

00:19:44.777 --> 00:19:47.047
‫هزینه‌های بیمارستان رو نمی‌داد

00:19:47.477 --> 00:19:48.947
‫باید خودم حلش می‌کردم

00:19:49.677 --> 00:19:51.947
‫واسه این چیزا نیومدی اینجا

00:19:53.287 --> 00:19:54.787
‫واسه چی اومدی روی؟

00:19:55.617 --> 00:20:00.287
‫خب... تو کسی به اسم
‫آیزاک ساموئل رو یادت میاد؟

00:20:00.387 --> 00:20:02.557
‫به‌خاطر قتل زندانه

00:20:02.657 --> 00:20:04.857
‫همون که تو دانشگاه واترفورد

00:20:04.957 --> 00:20:06.197
‫یه استاده کشته شد؟

00:20:06.297 --> 00:20:08.067
‫نکنه با اون زنه

00:20:08.167 --> 00:20:09.867
‫از اون گروه حمایتیه حرف زدی؟

00:20:11.167 --> 00:20:12.537
‫من بهش زنگ نزدم

00:20:12.637 --> 00:20:15.207
‫خب من جوابش رو دادم

00:20:15.307 --> 00:20:20.447
‫گفتش آیزاک می‌خواسته باهام حرف بزنه...

00:20:21.747 --> 00:20:23.847
‫با آیزاک ساموئل حرف زدی؟

00:20:23.947 --> 00:20:27.317
‫آره.
‫رفتم زندان ایالتی

00:20:27.417 --> 00:20:29.517
‫با هم حرف زدیم...

00:20:31.517 --> 00:20:32.827
گفتش این کار رو نکرده

00:20:32.927 --> 00:20:36.327
‫بیخیال روی.
‫همه‌ی محکوم‌های به اعدام همین رو میگن

00:20:36.427 --> 00:20:37.697
‫آره، می‌دونم.
‫می‌دونم

00:20:37.797 --> 00:20:42.937
‫اما راستش جیمی،
‫حرفاش... قانع‌کننده‌ بود

00:20:43.037 --> 00:20:47.167
‫اسم یکی دیگه رو گفت
‫که اومده به دیدنش

00:20:51.877 --> 00:20:53.107
‫فین

00:20:53.207 --> 00:20:54.707
‫ریچارد فین

00:20:55.277 --> 00:20:58.047
‫این اسم تو رو یاد چیزی نمی‌ندازه؟

00:21:00.047 --> 00:21:03.057
‫مال خیلی وقت پیش میشه.
‫یادم نمیاد...

00:21:03.157 --> 00:21:05.057
‫خب من پرونده‌ش رو خودندم

00:21:05.617 --> 00:21:07.887
‫وقتی داشتیم اون خونه رو می‌گشتیم

00:21:08.997 --> 00:21:12.197
‫اثرانگشت‌های فین همه‌جا بودن

00:21:12.297 --> 00:21:13.497
‫تو کل خونه

00:21:13.927 --> 00:21:14.927
‫خب؟

00:21:15.797 --> 00:21:17.867
‫اونا اونجا بودن.
‫که چی؟

00:21:17.967 --> 00:21:19.967
‫ریچارد فین گفته بود
‫که شب قتل

00:21:20.067 --> 00:21:21.137
‫تو اون خونه نبوده

00:21:21.237 --> 00:21:23.107
‫توی اظهارنامه‌اش گفته، خب؟

00:21:23.207 --> 00:21:24.777
‫اما ما هیچوقت پیگیریش نکردیم

00:21:24.877 --> 00:21:27.047
‫هیچوقت پیگیری نکردیم اون موقع کجا بوده

00:21:27.147 --> 00:21:29.577
‫و به‌نظرم این یکم عجیبه

00:21:29.677 --> 00:21:31.517
‫عجیب نیست؟

00:21:33.247 --> 00:21:34.787
‫منظورت چیه؟

00:21:35.317 --> 00:21:36.417
‫نمی‌دونم

00:21:36.517 --> 00:21:38.117
‫گفتم شاید با همدیگه

00:21:38.217 --> 00:21:39.587
‫بریم و باهاش حرف بزنیم

00:21:39.687 --> 00:21:41.927
‫ببینیم چه دفاعی از خودش داره

00:21:43.197 --> 00:21:45.157
‫- واسه چی؟
‫- نمی‌دونم

00:21:45.257 --> 00:21:46.427
‫فقط حسم بهم میگه

00:21:46.527 --> 00:21:48.197
‫این روزا فقط همین حس‌ها واسم مونده

00:21:48.297 --> 00:21:51.597
‫بعدش هم، دکترم گفته که
‫باید ذهنم رو فعال نگه دارم،

00:21:51.697 --> 00:21:53.707
‫پس دیگه چی می‌خوام؟

00:21:55.907 --> 00:21:57.137
‫حتماً روی

00:21:58.277 --> 00:21:59.877
‫بررسیش می‌کنم

00:21:59.977 --> 00:22:02.147
‫هنوز یه چندتا رفیق سر کار دارم

00:22:05.277 --> 00:22:06.677
‫خیلی‌خب

00:22:08.617 --> 00:22:10.117
‫باهات تماس می‌گیرم روی

00:23:35.607 --> 00:23:37.677
‫- آره
‫- رفیقت رو پیدا کردم

00:23:37.777 --> 00:23:39.847
‫ریچارد فین رو میگم

00:23:42.007 --> 00:23:45.047
‫صاحب‌خونه وقتی در رو واسه
 مامور گاز باز کرده بود جسدس رو پیدا کرد

00:23:45.147 --> 00:23:46.887
‫چطوری مُرده؟

00:23:49.887 --> 00:23:52.117
‫اوردوز کرده.
‫با فنتانیل.

00:23:56.357 --> 00:23:58.027
فقط جای یه سوراخ سوزن رو دستشه

00:23:58.597 --> 00:23:59.897
‫چی؟

00:23:59.997 --> 00:24:01.527
‫معتاد نبوده

00:24:01.627 --> 00:24:02.937
‫جا سوزن رو دستش نیست

00:24:03.037 --> 00:24:05.667
‫خب تازه‌کار بوده.
‫نمی‌دونسته داشته چی‌کار می‌کرده

00:24:17.277 --> 00:24:20.047
‫- حالت خوبه روی؟
‫- اونجا بود

00:24:20.817 --> 00:24:21.987
‫تو صحنه‌ی جرم

00:24:22.087 --> 00:24:24.417
‫- آره. یه بار گفتی
‫- نه

00:24:24.517 --> 00:24:25.857
‫نه،
‫اثرانگشت‌هاش رو نمیگم

00:24:25.957 --> 00:24:29.557
‫صبح روز بعد که رفتیم اونجا،
‫اون هم بود

00:24:29.657 --> 00:24:30.957
...یعنی الان یادت اومد

00:24:31.057 --> 00:24:32.567
‫که سرِ صحنه‌ی جرم دیدیش؟

00:24:33.497 --> 00:24:37.137
‫اثرانگشت‌های طرف همه‌جای خونه بوده.
‫همه‌جاش

00:24:37.237 --> 00:24:39.867
‫صبح روز بعد هم به صحنه‌ی جرم اومد

00:24:40.437 --> 00:24:41.707
‫باهاش حرف زدیم

00:24:41.807 --> 00:24:44.207
‫وقتی ازش پرسیدیم که
‫ موقع قتل کجا بوده

00:24:44.307 --> 00:24:45.807
‫گفته تنها خونه بوده

00:24:45.907 --> 00:24:46.977
‫ما هم پیگیری نکردیم

00:24:47.077 --> 00:24:48.477
‫با دوستاش حرف نزدیم

00:24:48.577 --> 00:24:49.847
‫با همسایه‌هاش حرف نزدیم

00:24:49.947 --> 00:24:53.017
‫اثرانگشت‌های آیزاک ساموئل
‫تو کل خونه بود

00:24:53.117 --> 00:24:56.617
‫انگیزه‌ش رو داشته
‫و اعتراف هم کرده

00:24:56.717 --> 00:24:58.357
‫با عقل جور در نمیاد

00:24:58.457 --> 00:25:02.027
‫خب حالا دیگه مهم نیست.
‫مُرد‌ه‌ها که حرف نمی‌زنن

00:25:02.597 --> 00:25:03.597
‫شاید

00:25:04.497 --> 00:25:06.227
‫اما گه‌کاری‌های پشت‌سرشون رو هم پاک نمی‌کنن

00:25:07.167 --> 00:25:10.537
‫از خاک آمده‌ایم و به خاک باز می‌گردیم

00:25:10.637 --> 00:25:12.097
‫زیرا سرنوشت ما این‌چنین است

00:25:12.767 --> 00:25:15.407
‫خدایا،
‫ای رمق تمام شادی‌های‌مان،

00:25:15.507 --> 00:25:17.207
‫دلیل خوشی‌های‌مان،

00:25:17.307 --> 00:25:21.007
‫شکوه تاریک‌ترین شب‌های‌مان

00:25:23.447 --> 00:25:25.047
‫خانم فین؟

00:25:25.677 --> 00:25:27.147
‫اسم من روی فریمنه

00:25:27.247 --> 00:25:28.287
‫من...

00:25:28.647 --> 00:25:30.187
‫متوجهم که اصلاً زمان خوبی نیست

00:25:30.287 --> 00:25:32.417
‫اما می‌تونم یه چندتا سوال

00:25:32.517 --> 00:25:34.027
‫درمورد شوهرتون بپرسم؟

00:25:34.127 --> 00:25:37.197
‫من شوهرشون ادی هستم

00:25:37.897 --> 00:25:39.267
‫اوه، شرمنده ادی

00:25:39.367 --> 00:25:42.737
اون یکی خانم فین این دور و برن؟

00:25:42.837 --> 00:25:44.197
‫نه

00:25:44.297 --> 00:25:46.637
‫اون و ریچارد
‫ خیلی رابطه‌ی خوبی با هم نداشتن

00:25:46.737 --> 00:25:48.607
‫کمکی از دستم برمیاد؟

00:25:48.707 --> 00:25:50.907
‫اون برادرم بود

00:25:51.607 --> 00:25:53.007
‫دارم یه پرونده‌ای رو بررسی می‌کنم

00:25:53.007 --> 00:25:55.577
‫که کمی به برادرتون مربوط می‌شده

00:25:55.977 --> 00:25:58.217
‫به تازگی یه زندانیِ محکوم
‫ به مرگ رو ملاقات کرده

00:25:58.317 --> 00:26:01.887
و اشاره کرده که در واقع داشته
در مورد اون موضوع کتابی می‌نوشته

00:26:01.987 --> 00:26:03.717
‫می‌خواستم بدونم شما اطلاعی داشتین؟

00:26:03.817 --> 00:26:05.517
‫من با عمه جود میرم خونه

00:26:05.617 --> 00:26:06.657
‫- باشه
‫- طوری نیست؟

00:26:06.657 --> 00:26:08.487
‫- نه
‫- باشه

00:26:12.427 --> 00:26:14.967
‫بریم اونجا وایسیم

00:26:20.137 --> 00:26:20.967
‫بفرمایین

00:26:20.967 --> 00:26:23.137
‫تو خونه‌ش پیدا کردم

00:26:23.637 --> 00:26:25.077
‫اسمش رو گذاشته «کتاب آینه‌ها»

00:26:25.177 --> 00:26:27.307
‫از اسمش اصلاً سر در نمیارم

00:26:27.407 --> 00:26:28.777
‫کتاب آینه‌ها...

00:26:29.447 --> 00:26:32.747
‫آیزاک ساموئل،
‫همون زندانی محکوم به مرگ،

00:26:32.847 --> 00:26:34.987
‫گفته بود که درمورد قتل ویدر نامیه

00:26:35.087 --> 00:26:36.857
‫آره خب،
‫اگه ریچارد اینجا بود

00:26:36.957 --> 00:26:39.527
‫احتمالاً می‌گفت که یه شرح‌حال جنایی
‫یا همچین چیزیه

00:26:39.627 --> 00:26:41.527
‫خوندینش؟

00:26:41.627 --> 00:26:42.797
‫تا جایی که تونستم تحمل کنم

00:26:42.897 --> 00:26:46.227
‫نظر من رو بخواین،
‫یه مشت اراجیف خودستایانه بود

00:26:46.327 --> 00:26:48.267
‫درمورد دختری که تو دانشگاه ‫عاشقش بوده

00:26:48.867 --> 00:26:50.797
‫شماها خیلی نزدیک نبودین؟

00:26:50.897 --> 00:26:52.707
ببین، نمی‌خوام از مُرده بدگویی کنم

00:26:52.807 --> 00:26:54.067
‫اما ریچارد از اوناش نبود

00:26:54.167 --> 00:26:56.407
‫که آدم دلش بخواد بهش نزدیک شه

00:26:57.637 --> 00:26:59.377
‫چندوقت بود که مصرف می‌کرد؟

00:26:59.477 --> 00:27:00.507
‫مواد؟

00:27:00.607 --> 00:27:02.147
‫نه، نه

00:27:02.247 --> 00:27:03.947
به نظرم اصلاً آدمی نبود
که سمتِ مواد بره

00:27:04.047 --> 00:27:07.047
‫اصلاً بهش نمی‌خورد،
‫البته میگم که

00:27:07.147 --> 00:27:09.657
‫ریچارد اصلاً کارهاش
با خودش جور در نمی‌اومد

00:27:10.257 --> 00:27:12.357
‫آخه هیچوقت آدم نرمالی نبود

00:27:12.457 --> 00:27:13.627
‫حتی موقع بچگی

00:27:14.057 --> 00:27:16.857
‫اما پارسال و چندسال گذشته

00:27:16.957 --> 00:27:18.827
‫انگار یه چیزی درست نبود

00:27:18.927 --> 00:27:20.027
‫چی عوض شده بود؟

00:27:20.127 --> 00:27:22.027
‫نمی‌دونم،
‫اون...

00:27:23.397 --> 00:27:25.237
‫خیلی پریشون و خیالاتی شده بود

00:27:26.167 --> 00:27:28.437
همونطور که توی اون کتاب به نظر میاد

00:27:29.137 --> 00:27:30.207
‫گوش کنین،
‫اگه جای شما بودم

00:27:30.307 --> 00:27:32.207
‫خیلی وقتم رو واسش تلف نمی‌کردم

00:27:34.147 --> 00:27:35.777
‫خیلی‌خب.
‫میشه این رو نگه دارم؟

00:27:35.877 --> 00:27:37.477
‫هرطور راحتین

00:28:04.377 --> 00:28:06.247
‫«خاطره چیز بی‌ثباتیه

00:28:06.347 --> 00:28:08.907
چیزهایی که به یاد میاریم
و چیزهایی که یادمون نمیاد

00:28:09.517 --> 00:28:11.815
،لحظاتِ نادری که تا ابد در ذهنمون حک میشن

00:28:11.839 --> 00:28:12.893
« ریچارد فین »

00:28:12.917 --> 00:28:15.587
اتفاقات پیش‌پا افتاده‌ای
‫که فراموش می‌کنیم

00:28:17.057 --> 00:28:21.457
رنج‌هایی چنان دردناک که در گوشه‌های
عمیق و پنهان ذهنمون دفن میشن

00:28:21.557 --> 00:28:24.127
فراموش میشن تا زمان دوباره
اونا رو به یادمون بیاره

00:28:26.327 --> 00:28:30.167
‫خاطره هرچند خوب،
‫ بد یا غیرقابل‌توجه باشه،

00:28:30.267 --> 00:28:32.467
‫هیچوقت یک‌جا برنمی‌گرده

00:28:33.007 --> 00:28:34.737
‫همیشه به تیکه‌هایی تقسیم میشه

00:28:34.837 --> 00:28:38.577
‫عین تیکه‌های یه پازل
‫که برای کامل‌ کردنش باید منتظر بمونی»

00:28:41.247 --> 00:28:44.717
‫«وقتی یه تیکه دیگه از پازل رو برمی‌داری...

00:28:44.817 --> 00:28:46.417
‫ممکنه هرچیزی باشه

00:28:48.417 --> 00:28:51.927
‫می‌تونه ماه‌ها، سال‌ها
‫یا حتی یک دهه باشه

00:28:52.017 --> 00:28:53.527
‫ریچارد فین

00:28:53.627 --> 00:28:56.557
‫«مثل مورد قتل جوزف ویدر

00:29:00.067 --> 00:29:02.937
‫ده سال گذشت
‫و هیچوقت نفهمیدمش»

00:29:07.407 --> 00:29:10.477
‫«یا اونطور که الان می‌دونم
‫اشتباه متوجهش شدم»

00:29:10.577 --> 00:29:13.047
‫نه

00:29:16.217 --> 00:29:18.377
‫«همش هم به‌خاطر اون دختر

00:29:20.017 --> 00:29:21.747
‫لورا بینز

00:29:23.457 --> 00:29:25.487
‫از اون آدم‌های نادری بود

00:29:25.587 --> 00:29:28.057
‫که درمورد همه‌چیز می‌دونست»

00:29:28.157 --> 00:29:31.127
‫هیشکی به اندازه راخمانینف
‫نتونسته از کنترپوان کروماتیک استفاده کنه

00:29:31.127 --> 00:29:32.297
‫«فارغ‌التحصیل هردو رشته‌ی

00:29:32.397 --> 00:29:34.127
‫تاریخ هنر و علوم اعصاب بود»

00:29:34.227 --> 00:29:37.297
‫...بین سطوح پایین‌تر کورتیزول
‫و زمینه‌شون...

00:29:37.397 --> 00:29:38.967
‫«و کارشناسی ارشد ریاضیات داشت»

00:29:39.067 --> 00:29:41.637
‫قشنگیِ چیزی که اودلیشکو نشون داد

00:29:41.737 --> 00:29:42.907
‫توزیعی بود که...

00:29:43.007 --> 00:29:44.077
‫«به ۵ زبان مسلط بود»

00:29:51.247 --> 00:29:54.017
‫«می‌دونست که دقیقاً چه آدمیه

00:29:55.957 --> 00:29:58.117
‫کاش من هم می‌دونستم»

00:30:07.067 --> 00:30:08.697
مشروب پانچت چطوره؟

00:30:10.437 --> 00:30:12.667
،جوری که یواشکی دور و برم می‌پلکیدی

00:30:12.767 --> 00:30:14.707
‫منتظر لحظه‌ی مناسب بودی
‫تا باهام حرف بزنی

00:30:14.807 --> 00:30:18.777
فکر کردم حداقل جمله‌ای بهتر از
مشروب پانچت» چطوره پیدا کنی؟»

00:30:19.237 --> 00:30:20.807
‫کجا یواشکی می‌پلکیدم؟

00:30:20.907 --> 00:30:23.017
‫نه فقط بپلکی،
‫دزدکی هم نگاه می‌کردی

00:30:23.117 --> 00:30:24.547
‫پس شد یواشکی پلکیدن،
‫دزدکی نگاه کردن

00:30:24.547 --> 00:30:26.817
‫یه جوری میگی انگار قاتل سریالی‌‌ـم

00:30:26.917 --> 00:30:28.887
‫خب اگه باشی
‫می‌تونم تشخیص بدم

00:30:32.257 --> 00:30:34.427
‫- من ریچاردم
‫- می‌دونم

00:30:35.627 --> 00:30:36.727
‫رو سینه‌‌ـت نوشته

00:30:37.527 --> 00:30:38.827
‫درسته

00:30:39.327 --> 00:30:41.027
‫اما تو اومدی اینجا

00:30:41.127 --> 00:30:43.197
بی‌نام و پر از رمز و راز. نامردیه

00:30:43.297 --> 00:30:44.667
‫«مگه این اسم چی داره؟

00:30:44.767 --> 00:30:47.067
‫رُز با هر اسمی خوش‌بوئه»

00:30:47.167 --> 00:30:48.207
‫عالی شد

00:30:48.207 --> 00:30:49.807
‫می‌بینم که عشق شکسپیر هم هستی

00:30:51.207 --> 00:30:52.747
‫خب، موضوع پایان‌نامه‌‌ت چیه؟

00:30:52.847 --> 00:30:54.407
‫- اوم...
‫- نه! نگو

00:30:54.507 --> 00:30:56.077
‫- بذار خودم حدس بدم. خب...
‫- باشه

00:30:56.177 --> 00:30:58.917
‫احتمالاً یه موضوع جنجالی باشه

00:30:59.017 --> 00:31:00.117
‫- احتمالاً
‫- آره

00:31:00.217 --> 00:31:03.217
‫خب،
‫«تداخل بازی جنس مخالف

00:31:03.317 --> 00:31:04.887
‫توی نمایشنامه‌ی «رؤیای شب نیمه تابستان»

00:31:04.887 --> 00:31:05.957
‫بوم

00:31:05.957 --> 00:31:06.987
‫نزدیک بود

00:31:07.087 --> 00:31:08.427
‫«بازتثبیت حافظه

00:31:08.527 --> 00:31:10.657
‫از طریق راه‌حل‌های درمانی تسریع‌یافته»

00:31:10.757 --> 00:31:13.427
‫اوه. جزو کارهای کمتر شناخته‌شده‌ی بارده

00:31:17.167 --> 00:31:18.267
‫اوم...

00:31:18.367 --> 00:31:20.907
‫من لورام.
‫از دانشکده‌ی روانشناسی

00:31:21.907 --> 00:31:25.507
‫پس میای تو مهمونیِ
‫ بقیه‌ی دانشکده‌ها پلاس میشی؟

00:31:25.607 --> 00:31:27.377
‫نه، نه.
‫با یکی از دوستام اومدم

00:31:27.477 --> 00:31:29.877
‫در واقع یکی از همکارام.
استاد ویدر

00:31:31.447 --> 00:31:33.517
من توی یه تحقیقی بهش کمک می‌کنم

00:31:33.617 --> 00:31:35.435
ایشون هم استاد راهنمای پایان‌نامه‌امه

00:31:35.459 --> 00:31:36.217
‫درسته

00:31:36.217 --> 00:31:37.387
‫برای همین موضوع بازسازی حافظه

00:31:37.487 --> 00:31:39.387
‫از طریق مصالحه‌ی تسریع‌یافته؟

00:31:39.487 --> 00:31:41.557
‫«بازتثبیت حافظه از طریق...»

00:31:41.657 --> 00:31:42.727
‫آره

00:31:42.827 --> 00:31:44.957
‫نه شرمنده.
‫دارم اذیتت می‌کنم

00:31:45.057 --> 00:31:46.597
‫یکم تلفظش سخته

00:31:50.167 --> 00:31:51.637
‫انگار به همه‌ی آرزوهات رسیدی...

00:31:52.937 --> 00:31:54.367
‫اوه

00:31:54.467 --> 00:31:56.677
‫مال مادربزرگم بوده

00:31:56.777 --> 00:31:58.177
‫یه جایی خوندم

00:31:58.277 --> 00:32:00.577
‫وقتی یه زن با جواهراتش بازی می‌کنه

00:32:00.677 --> 00:32:02.247
‫یعنی داره باهات لاس می‌زنه

00:32:02.347 --> 00:32:04.717
‫جداً؟
‫همم

00:32:05.177 --> 00:32:07.647
‫بهتره هرچی که می‌خونی رو باو نکنی

00:32:08.917 --> 00:32:10.017
‫خیلی‌خب

00:32:32.747 --> 00:32:33.747
‫خفم کن!

00:32:34.577 --> 00:32:35.577
‫چی؟

00:32:35.677 --> 00:32:36.947
‫بکن!

00:32:38.747 --> 00:32:39.887
‫محکم‌تر!

00:33:06.477 --> 00:33:08.377
‫«از اون لحظه به بعد،

00:33:08.477 --> 00:33:10.217
‫انگار هیچ‌چیزی نمی‌تونست جدامون کنه»

00:33:12.717 --> 00:33:14.947
‫«تا چندماه بعدش،

00:33:15.047 --> 00:33:16.757
‫کلی کار با هم کردیم

00:33:19.417 --> 00:33:22.727
‫احساسی بهم می‌داد
‫که انگار بهترین روزهای زندگیمه»

00:33:27.097 --> 00:33:29.867
‫خب...
‫نظرت چیه؟

00:33:32.167 --> 00:33:33.367
‫نظرم چیه؟

00:33:33.467 --> 00:33:36.537
‫به‌نظر من تو یه نابغه‌ای ریچارد

00:33:36.637 --> 00:33:38.807
‫منظورم اینه که بقیه
‫باید کارت رو بخونن

00:33:38.907 --> 00:33:41.707
‫باید بفرستیش به...
‫مجله‌ی هارپر یا آتلاتنیک،

00:33:41.807 --> 00:33:43.977
واسه همه تخیلی‌خون‌ها

00:33:44.077 --> 00:33:45.847
‫«انگار داشتم واسه اولین بار

00:33:45.947 --> 00:33:48.287
‫از چشمای اون به دنیا نگاه می‌کردم»

00:33:48.647 --> 00:33:50.887
‫- خیلی بااستعدادی
‫- ممنون

00:33:52.227 --> 00:33:54.327
‫یه لحظه.
‫ببخشید

00:33:59.397 --> 00:34:00.597
‫سلام مامان

00:34:00.697 --> 00:34:02.837
‫«اما همه‌چیز هم گل و بلبل نبود»

00:34:03.667 --> 00:34:04.737
‫خب

00:34:04.737 --> 00:34:06.137
‫«چندماه بعد از آشنایی‌مون،

00:34:06.237 --> 00:34:07.967
‫پدرم بر اثر سکته‌ی قلبی فوت کرد

00:34:08.067 --> 00:34:10.937
‫مادرم نمی‌تونست هزینه‌ی خوابگاه
‫و شهریه‌م رو بده

00:34:11.937 --> 00:34:13.747
‫لورا می‌خواست کمک کنه

00:34:13.847 --> 00:34:17.717
‫و اون‌موقع بود که
‫ با استاد جوزف ویدر آشنا شدم

00:34:21.447 --> 00:34:23.787
‫لورا.
‫خوش اومدین!

00:34:23.887 --> 00:34:25.117
‫شرمنده دیر شد

00:34:25.217 --> 00:34:27.257
‫- اشکال نداره
‫- سلام

00:34:27.357 --> 00:34:28.357
‫سلام!

00:34:30.657 --> 00:34:33.027
‫عوضش با یکی از دوست‌هامون
‫ تو واشینگتن حرف زدم

00:34:35.897 --> 00:34:37.137
‫شما باید ریچارد باشین

00:34:37.237 --> 00:34:38.697
‫لورا خیلی تعریف‌تون رو کرده

00:34:39.367 --> 00:34:40.507
‫مطمئنم همش دروغ بوده

00:34:40.607 --> 00:34:42.367
‫اغراق و حرفای نصفه‌ونیمه درست

00:34:42.467 --> 00:34:44.037
‫می‌تونم باهاشون کنار بیام

00:34:44.137 --> 00:34:45.707
‫نظرتون چیه دور هم یه مارتینی بخوریم؟

00:34:45.807 --> 00:34:47.447
‫- حتماً
‫- آره

00:34:51.117 --> 00:34:54.587
‫خب ریچارد،
‫لورا گفته می‌خوای رمان‌نویس بشی

00:34:54.687 --> 00:34:56.887
‫درواقع شرح‌حال‌های ادبی می‌نویسم

00:34:56.987 --> 00:34:58.457
‫جدی؟

00:34:59.157 --> 00:35:00.157
‫آشنایی ندارم

00:35:00.257 --> 00:35:01.487
‫خب...

00:35:01.587 --> 00:35:03.127
‫شرح‌حال‌های سنتی شامل همون
داستان زندگی یه فرده

00:35:03.127 --> 00:35:05.627
‫و موضوعش کاری با مفاهیم حقیقت

00:35:05.727 --> 00:35:08.427
‫تخیل، خاطره و سبک نوشتار نداره

00:35:08.527 --> 00:35:10.897
‫یعنی شرح‌حال ادبی عنصر تخیلی هم داره؟

00:35:10.997 --> 00:35:13.137
‫نه، نه،
‫نمیشه گفت تخیلی

00:35:13.237 --> 00:35:14.907
‫- نه
‫- شرمنده

00:35:16.037 --> 00:35:17.407
‫اینطوریه که نویسنده

00:35:17.507 --> 00:35:18.947
‫حقیقت داستان رو

00:35:19.047 --> 00:35:20.277
‫جوری که خودش باور داره میگه

00:35:20.377 --> 00:35:22.217
‫طوری که خودشون باور دارن

00:35:22.317 --> 00:35:24.447
‫خود ادراکی و تجربه‌ی شخصی

00:35:24.547 --> 00:35:26.017
‫توش نقش دارن

00:35:26.117 --> 00:35:27.417
‫خیلی‌خب

00:35:32.057 --> 00:35:33.127
‫باز هم شراب بیارم؟

00:35:33.127 --> 00:35:34.627
‫- لطفاً
‫- بله!

00:35:38.527 --> 00:35:40.897
‫راستش...

00:35:40.997 --> 00:35:42.427
‫ده سال که بگذره...

00:35:42.527 --> 00:35:43.897
‫به این شام که فکر می‌کنیم

00:35:43.997 --> 00:35:45.267
‫تنها چیزی که یادمون میاد

00:35:45.367 --> 00:35:47.067
‫این شاتو لوویل بارتونه

00:35:47.167 --> 00:35:49.367
‫بعید می‌دونم

00:35:49.467 --> 00:35:52.077
‫ذهن همیشه خاطرات رو جایگزین می‌کنه

00:35:52.177 --> 00:35:53.807
‫این توی ذات ساختارشه

00:35:54.407 --> 00:35:56.477
‫خصوصاً وقتایی که مست می‌کنیم

00:36:03.957 --> 00:36:04.957
‫اون کارت رو بکن

00:36:05.057 --> 00:36:06.987
‫- همم؟
‫- یالا دیگه!

00:36:07.666 --> 00:36:09.125
‫مگه تردستیه؟

00:36:09.149 --> 00:36:11.057
‫منظورش چیه؟

00:36:11.157 --> 00:36:13.497
‫واسه این که نشون بدیم
‫رو چی داریم تحقیق می‌کنیم هم خوبه

00:36:15.897 --> 00:36:18.697
‫باشه پس.
یه خاطره انتخاب کن

00:36:18.797 --> 00:36:20.507
‫از دوران بچگیت.
‫هرچی

00:36:20.607 --> 00:36:23.137
‫اشیاء، لحظات، آدم‌ها

00:36:23.237 --> 00:36:25.677
‫هرچیزی که راحت یادت بیاد

00:36:26.207 --> 00:36:27.777
‫اوم...

00:36:28.747 --> 00:36:31.077
‫خیلی‌خب

00:36:31.617 --> 00:36:35.247
‫یادمه یه قالیچه‌ی سبزرنگ داشتیم

00:36:35.347 --> 00:36:37.087
‫و...

00:36:37.187 --> 00:36:39.387
‫...چهارتا ماهی قرمز داشتیم

00:36:39.487 --> 00:36:41.327
‫که اسم اعضای گروه «کیس» رو
‫ روشون گذاشته بودیم

00:36:42.357 --> 00:36:43.657
‫خاطره‌ی خوبیه

00:36:43.757 --> 00:36:47.197
‫خاطره‌ای که دلت می‌خواد
‫می‌تونستی فراموشش کنی چی؟

00:36:48.367 --> 00:36:49.497
‫اوم...

00:36:49.597 --> 00:36:51.437
‫تاحالا پدرمادرت کتکت زدن؟

00:36:55.137 --> 00:36:56.277
‫نه

00:36:56.377 --> 00:36:57.577
‫تاحالا شده تو یه فروشگاه

00:36:57.677 --> 00:37:01.107
‫یا یه سوپرمارکت بزرگ گم بشی

00:37:02.207 --> 00:37:05.717
‫حالا که بهش فکر می‌کنم،
‫یه بار بود

00:37:05.817 --> 00:37:08.817
‫که رفتیم اسباب‌بازی فروشی...

00:37:09.787 --> 00:37:12.517
‫و نمی‌تونستم مامانم رو پیدا کنم

00:37:12.617 --> 00:37:14.227
‫ترسیده بودی؟

00:37:15.857 --> 00:37:17.457
‫آخه از وقتی اون اتفاق افتاده

00:37:17.557 --> 00:37:19.167
‫بهش فکر نکرده بودم ولی...

00:37:19.897 --> 00:37:20.697
‫آره

00:37:20.697 --> 00:37:22.267
‫همه‌جا رو دنبالش گشتم

00:37:22.367 --> 00:37:24.467
‫آخرش پیداش کردی؟

00:37:26.037 --> 00:37:28.707
‫اوم...
‫بیرون داشت سیگار می‌کشید

00:37:31.407 --> 00:37:33.777
‫مسخرس...

00:37:34.447 --> 00:37:36.847
‫اصلاً یادم رفته بود

00:37:40.047 --> 00:37:43.257
‫موضوع اصلی تحقیقات‌مون...

00:37:44.187 --> 00:37:45.827
‫یعنی تحقیقات جو...

00:37:45.927 --> 00:37:49.527
این فرضیه‌ست که بیشتر آدم‌ها
،آسیبِ روانی تجربه می‌کنن

00:37:49.627 --> 00:37:53.927
اما ذهن به اون خاطرات اجازه نمیده
که خودشون رو نشون بدن

00:37:54.027 --> 00:37:55.897
‫آسیبی که اون روز بهت وارد شد

00:37:55.997 --> 00:37:58.137
‫این بود که مادرت ترکت کرده

00:37:58.237 --> 00:38:00.207
‫تو بچه بودی.
‫آسیب‌پذیر بودی

00:38:00.307 --> 00:38:04.207
‫و هضم این موضوع که مادرت
‫می‌تونه واقعاً بهت آسیب بزنه

00:38:04.307 --> 00:38:06.347
‫خیلی ناراحت‌کنند‌ه بوده

00:38:06.447 --> 00:38:09.377
‫برای همین از حافظه‌ت حذفش کردی

00:38:09.477 --> 00:38:11.917
‫اما اثرات اون آسیب

00:38:12.017 --> 00:38:13.917
‫از ناخودآگاهت پاک نشده

00:38:14.017 --> 00:38:17.157
‫و تبدیل شده به بخشی
از تار و پود هویتت

00:38:19.927 --> 00:38:20.857
‫وای.
‫خیلی‌خب

00:38:20.857 --> 00:38:22.157
‫به این میگن...

00:38:22.257 --> 00:38:23.627
‫درمان به همراه شام

00:38:23.727 --> 00:38:25.527
‫به‌سلامتی

00:38:33.207 --> 00:38:34.267
‫ریچارد

00:38:34.767 --> 00:38:36.007
‫باهام میای؟

00:38:36.107 --> 00:38:39.007
‫می‌خوام یه چیزی رو نشونت بدم

00:38:39.777 --> 00:38:41.577
‫حتماً

00:38:55.127 --> 00:38:59.027
‫چقدر کتاب اینجا هست

00:38:59.127 --> 00:39:02.697
‫می‌تونم هفته‌ای ۵۰۰ دلار بدم
‫تا مرتب‌شون کنی

00:39:03.097 --> 00:39:05.397
‫تا به‌طور الکترونیکی طبقه‌بندی‌شون کنی

00:39:05.497 --> 00:39:07.767
‫از وقتی که می‌تونی
‫تا وقتی که کارت تموم میشه

00:39:07.867 --> 00:39:10.637
‫که البته به گمونم
‫حالا حالاها تموم‌بشو نیست

00:39:11.137 --> 00:39:15.247
‫راستش...
‫نمی‌دونم چی بگم...

00:39:15.347 --> 00:39:17.917
‫لورا بهم گفته که
‫چه اتفاقی برای پدرت افتاده

00:39:18.017 --> 00:39:20.047
‫و تو چه وضعیتی هستی

00:39:22.047 --> 00:39:24.887
پس شاید بهتره قبول کنی

00:39:26.527 --> 00:39:28.087
‫ممنونم

00:39:31.057 --> 00:39:33.727
‫«کار کردن برای ویدر
‫مثل یه رویا بود

00:39:35.967 --> 00:39:37.897
‫جهان‌های جدیدی به روم باز شد

00:39:38.997 --> 00:39:42.067
یه مجموعه‌ی برگزیده
از آثارِ بهترین متفکرانِ جهان

00:39:42.130 --> 00:39:43.130
« هنر »

00:39:44.891 --> 00:39:45.891
« فلسفه »

00:39:46.284 --> 00:39:47.484
« مذهب »

00:39:48.407 --> 00:39:50.347
‫هر دو تا کتابی که دسته‌بندی می‌کردم

00:39:52.017 --> 00:39:54.217
‫یهو می‌دیدم که دارم
‫یه کتاب دیگه می‌خونم

00:39:57.487 --> 00:40:01.027
‫در آخر ولی به‌خاطر اون همه زمانی
‫که تو خونه‌ی ویلدر گذروندم

00:40:01.127 --> 00:40:03.857
‫یه چیزی رو کشف کردم
‫که انتظارش رو نداشتم»

00:40:07.467 --> 00:40:09.737
‫- باز هم کتاب؟
‫- آره

00:40:09.837 --> 00:40:11.597
‫استاد گفته اهداشون کنم

00:40:11.697 --> 00:40:13.707
‫اما یه سری کتاب‌هاش خیلی خفنن

00:40:17.437 --> 00:40:19.747
‫این چوب‌های بیسبال دیگه چی‌ان؟

00:40:20.477 --> 00:40:21.547
‫مال باباشن

00:40:21.547 --> 00:40:23.147
‫به گمونم خودش جمع کرده

00:40:24.577 --> 00:40:26.147
‫امضا هم شدن

00:40:26.247 --> 00:40:28.987
‫ویلی مک‌کاوی.
‫ال کالین

00:40:29.087 --> 00:40:30.357
‫تد ویلیامز

00:40:30.717 --> 00:40:32.687
‫می‌خوای این رو تموم کنی؟
‫من کار دارم

00:40:33.457 --> 00:40:34.457
‫آره.
‫حتماً

00:40:34.557 --> 00:40:36.197
‫ممنون

00:40:51.577 --> 00:40:52.777
‫«خنده»

00:40:52.877 --> 00:40:54.207
‫«عاشقانه دست همدیگه رو گرفتن»

00:40:56.277 --> 00:40:58.047
‫«یه چیزی مشخص شده بود»

00:41:03.857 --> 00:41:05.217
‫سلام، منم

00:41:05.317 --> 00:41:07.548
شرمنده، ولی باید شام امشب رو کنسل کنم

00:41:07.572 --> 00:41:08.927
‫تو دفتر کلی کار سرم ریخته
‫و به جو کمک می‌کنم

00:41:08.927 --> 00:41:11.097
‫اما هروقت رسیدم خونه
‫هم رو می‌بینیم

00:41:12.720 --> 00:41:17.067
‫«لورا بینز فقط همکار تحقیقاتی جوزف ویدر نبود»

00:41:35.287 --> 00:41:37.287
‫مثلاً الان باید مشغول کار باشم

00:41:39.587 --> 00:41:41.687
‫مگه فردا مهلت تحویل مقاله‌ت نیست؟

00:41:41.787 --> 00:41:43.357
آره

00:41:43.457 --> 00:41:46.427
باید کلی شرح حال بیمار رونویسی کنم

00:41:51.467 --> 00:41:52.497
‫بس کن!

00:41:54.967 --> 00:41:57.677
‫وای خدا.
‫دوست داری؟

00:41:57.777 --> 00:41:59.207
‫می‌دونی که دوست دارم

00:41:59.307 --> 00:42:01.507
‫می‌دونی که دارم

00:42:06.087 --> 00:42:08.317
‫«با وجود زمان زیادی که با هم بودیم

00:42:08.417 --> 00:42:10.517
‫اصلاً لورا بینز رو نمی‌شناختم»

00:42:23.467 --> 00:42:25.497
‫«و وقتی اون پیش‌نویسِ مقاله رو پیدا کردم

00:42:26.733 --> 00:42:29.695 line:20%
« اثر آینه‌ای نوشته دکتر جوزف ویدر »
« و لورا بینز »

00:42:27.207 --> 00:42:29.437
‫فهمیدم که تنها نیستم»

00:42:29.537 --> 00:42:31.037
‫گرسنته؟

00:42:31.137 --> 00:42:34.447
‫سلام. نمی‌دونستم خونه‌ای

00:42:35.277 --> 00:42:38.377
‫- چی دستته؟
‫- نمی‌دونم

00:42:38.477 --> 00:42:39.787
‫وقتی پیداش کردم...

00:42:39.887 --> 00:42:41.757
‫رفته بود پشت چندتا کتاب

00:42:41.847 --> 00:42:43.787
‫آهان

00:42:43.887 --> 00:42:46.857
‫لورا واقعاً مشتاقه

00:42:49.557 --> 00:42:52.497
‫بدو تا ناهار سرد نشده

00:43:03.507 --> 00:43:05.807
‫از آشپزی خوشت میاد ریچارد؟

00:43:06.947 --> 00:43:08.177
‫راستش اصلاً بلد نیستم

00:43:08.277 --> 00:43:10.747
‫خب بهتره یاد بگیری

00:43:10.847 --> 00:43:13.847
‫شاید استعداد داشته باشی
‫شاید هم نداشته باشی

00:43:14.817 --> 00:43:16.217
‫آزمایشه دیگه

00:43:16.317 --> 00:43:17.757
‫اوهوم

00:43:17.857 --> 00:43:20.557
‫لورا از مردایی خوشش میاد
‫که آشپزی بلد باشن

00:43:22.857 --> 00:43:25.227
‫اوضاع بین‌تون چطوره؟

00:43:26.927 --> 00:43:28.297
‫فقط دوستیم

00:43:28.397 --> 00:43:29.837
‫دست بردار

00:43:30.337 --> 00:43:32.737
‫از اول حس کردم که
‫رابطه‌ی بین‌تون جدی‌تر باشه

00:43:32.837 --> 00:43:34.437
‫خودش بهتون گفته؟

00:43:34.537 --> 00:43:36.737
‫برای فهمیدن چیزی
‫لازم نیست لورا بهم بگه

00:43:36.837 --> 00:43:38.207
‫می‌تونم جریانات رو حس کنم

00:43:38.307 --> 00:43:40.377
‫چندوقتی شده که می‌شناسمش

00:43:41.177 --> 00:43:43.317
‫آره خب،
‫هیچوقت فکر و خیالی به سرم نزده...

00:43:43.417 --> 00:43:46.487
‫اما ریچارد، اون تو رو بهم معرفی کرد
‫تا بهم کمک کنی

00:43:46.587 --> 00:43:48.387
‫نه این که اوضاع رو پیچیده کنی

00:43:48.487 --> 00:43:51.257
‫من هم برای همین کار اینجام،
‫تا کمک کنم

00:43:51.357 --> 00:43:52.687
‫خیلی‌خب

00:43:53.127 --> 00:43:55.057
‫برای همین هم به‌نظرم...

00:43:55.797 --> 00:43:59.257
‫البته فقط نظر منه‌ها...

00:44:00.297 --> 00:44:04.237
‫اما به‌نظرم بهتره دیگه هم رو نبینین

00:44:05.237 --> 00:44:06.537
‫چی؟

00:44:08.007 --> 00:44:09.737
‫هیشکی خوشش نمیاد

00:44:09.837 --> 00:44:12.037
‫که اوضاع خیلی پیچیده شه

00:44:15.177 --> 00:44:18.617
‫باید واسه کتاب جدیدم برم بیرون‌شهر
‫و تو چندتا جلسه شرکت کنم

00:44:19.147 --> 00:44:21.347
‫پس امیدوارم وقتی که برگشتم

00:44:21.447 --> 00:44:24.517
ببینم با هم توافق‌‌هاش رو کرده باشین

00:44:26.727 --> 00:44:28.227
‫نوش جان

00:44:31.197 --> 00:44:32.827
‫«از یه خط قرمزهایی رد شده بود

00:44:32.927 --> 00:44:35.227
‫اما من با کسی توافق نکردم

00:44:36.667 --> 00:44:37.967
‫لورا یه طرفه
«‫این کار رو کرده بود

00:44:37.967 --> 00:44:40.037
‫عزیزم؟

00:44:40.807 --> 00:44:42.137
‫خونه‌ای؟

00:44:43.737 --> 00:44:45.007
‫هی...

00:44:46.107 --> 00:44:48.477
‫از بامبو هاوس واست خوراکی خریدم

00:44:49.307 --> 00:44:51.577
‫از همون کوفته‌هایی که دوست داری

00:44:54.917 --> 00:44:56.287
‫عزیزم؟

00:44:59.987 --> 00:45:01.427
‫«اون رفته بود

00:45:02.157 --> 00:45:05.597
‫روز بعدش هم،
‫اون اتفاق افتاد»

00:45:08.567 --> 00:45:11.497
‫جسد استاد جوزف ویدر پیدا شده بود

00:45:11.907 --> 00:45:13.667
‫که به قصد کشت کتک خورده‌ بود

00:45:14.107 --> 00:45:16.977
‫یه مُفنگی به قتلش
‫اعتراف کرده بود

00:45:25.177 --> 00:45:27.517
جامعه‌ی دانشگاهی واترفورد»
با این فاجعه کنار اومد

00:45:27.617 --> 00:45:31.117
و منم یه رمان‌نویسِ بی‌نام و نشون شدم

00:45:31.887 --> 00:45:33.727
‫که به دور از چشم بقیه
‫ دست و پا می‌زد»

00:45:39.667 --> 00:45:41.097
و لورا بینز؟»

00:45:41.317 --> 00:45:43.252
بعدها فهمیدم که یک هفته قبل از قتل

00:45:43.352 --> 00:45:44.720
به دیدن سوزان ایوری رفته

00:45:44.820 --> 00:45:47.057
که رابط ویدر توی وزارتِ دفاع بود

00:45:47.156 --> 00:45:49.059
و روی کارِ ویور ادعای مالکیت کرده

00:45:49.158 --> 00:45:50.693
نه، روالش به این شکل نیست

00:45:50.793 --> 00:45:52.394
دولتِ آمریکا سفارش این تحقیق رو داده

00:45:52.494 --> 00:45:53.897
حق امتیاز برای استاد ویدره

00:45:53.997 --> 00:45:55.531
!ولی من نوشتمش

00:45:56.665 --> 00:45:57.934
،ببینید، خانم بینز

00:45:58.034 --> 00:46:01.025
،نمی‌دونم چه توافقی با دکتر ویدر کردید

00:46:01.049 --> 00:46:04.306
ولی توصیه می‌کنم با مقامات دانشگاه
یا مستقیم با خودش مطرحش کنید

00:46:04.330 --> 00:46:05.825
اوه، بیخیال! این کارِ منه

00:46:06.241 --> 00:46:08.110
!و اون فقط اسمش رو روش گذاشته

00:46:08.210 --> 00:46:10.112
متأسفم -
فقط همین رو می‌تونید بگید؟ -

00:46:10.212 --> 00:46:11.380
!این کُس‌شعره

00:46:11.480 --> 00:46:14.283
!نمی‌تونه همین‌جوری از زیرش در بره

00:46:15.150 --> 00:46:17.887
اون بعد از قتل ناپدید شد»

00:46:18.721 --> 00:46:21.992
«انگار آب شده بود رفته بود زیر زمین

00:46:23.592 --> 00:46:25.828
«تا روزی که دوباره دیدمش»

00:46:26.462 --> 00:46:29.298
«تا دوباره دیدمش»

00:46:33.836 --> 00:46:35.671
تا این که دوباره کجا دیدیش؟

00:46:37.139 --> 00:46:38.507
!ای حروم‌زاده

00:46:40.705 --> 00:46:47.005
« لورا بینز »

00:46:54.256 --> 00:46:56.659
می‌دونی چیه؟ -
اون احتمالاً مُرده -

00:46:56.759 --> 00:46:59.863
شماره تأمین اجتماعیش هنوز فعاله

00:46:59.963 --> 00:47:03.332
،هیچ آدرس و حضوری در فضای مجازی نداره

00:47:03.432 --> 00:47:05.001
هیچ دفترِ کاری نداره، هیچی

00:47:05.101 --> 00:47:06.936
فقط یه عکسِ قدیمی از دبیرستان ازش هست

00:47:07.037 --> 00:47:08.905
که چی؟ اون آدمِ توداریه

00:47:09.005 --> 00:47:10.806
،وین دِورو هم همینطوره

00:47:10.907 --> 00:47:12.274
سرایدارِ ویدر

00:47:12.374 --> 00:47:14.576
هیچ شماره تلفن و سابقه کاری ازش نیست

00:47:14.677 --> 00:47:17.413
،یه جستجوی معکوس آدرس انجام دادم
.هیچی نیست

00:47:17.513 --> 00:47:21.885
انگار هرکسی که اون موقع توی زندگیِ ویدر بوده
حالا مثل شبح ناپدید شده

00:47:22.618 --> 00:47:23.552
می‌دونی چیه؟

00:47:24.054 --> 00:47:27.023
باعث میشی احساس کنم
منم می‌خوام شبح باشم

00:47:27.523 --> 00:47:31.293
تنها کسی که تونستم ردش رو بزنم
همسرِ سابق فینـه

00:47:31.393 --> 00:47:33.395
میرم باهاش حرف می‌زنم

00:47:34.229 --> 00:47:36.066
و اون مثلاً قراره چه کوفتی بهت بگه؟

00:47:36.166 --> 00:47:37.466
نمی‌دونم

00:47:37.901 --> 00:47:39.268
شاید یه چیزی بدونه

00:47:39.635 --> 00:47:41.938
می‌دونی؟ شاید فین از یه چیزی بو برده بوده

00:47:42.038 --> 00:47:44.606
تو کلی یه چیزی و شاید و اما و اگر میاری

00:47:44.707 --> 00:47:48.044
ببین مرد، اگه آیزاک ساموئل بی‌گناهه

00:47:48.144 --> 00:47:50.512
،و ما آدمِ اشتباهی رو زندانی کردیم

00:47:50.612 --> 00:47:51.680
بیخیال

00:47:51.780 --> 00:47:53.749
یه شانسی داریم که درستش کنیم

00:47:53.850 --> 00:47:56.819
!یارو اعتراف کرده -
می‌دونم اعتراف کرده، خب؟ -

00:47:56.920 --> 00:47:59.822
.اقرار می‌کنه اون شب توی خونه بوده
.این رو میگه

00:47:59.923 --> 00:48:03.292
ولی اینم میگه که قبل از این که
،بتونه کاری بکنه

00:48:03.392 --> 00:48:05.895
یه نفر دیگه اومده توی خونه

00:48:05.995 --> 00:48:07.197
کی؟

00:48:07.296 --> 00:48:08.865
کی اومده تو، روی؟

00:48:10.733 --> 00:48:11.935
نمی‌دونم

00:48:12.035 --> 00:48:13.268
،خب، اگه تو نمی‌دونی

00:48:13.368 --> 00:48:15.738
پس منم نمی‌دونم لعنتی

00:48:19.175 --> 00:48:20.910
میرم بشاشم

00:48:29.384 --> 00:48:31.054
!و یکی دیگه میندازه

00:48:31.154 --> 00:48:32.721
!این بچه فوق‌العاده‌ست

00:48:52.075 --> 00:48:53.475
!هی

00:48:54.978 --> 00:48:55.979
چه غلطی می‌کنی، مرد؟

00:48:57.679 --> 00:48:59.015
شرمنده

00:49:03.519 --> 00:49:09.291
توهمات اغلب عوارض جانبی عادی عمل هستن

00:49:09.391 --> 00:49:11.995
ولی من فقط تصاویری از اون دیدم

00:49:12.095 --> 00:49:15.265
،آره، خب این یادآوری رو نشون میده

00:49:15.364 --> 00:49:17.332
حتی اگه واقعاً اون نبوده باشه

00:49:17.432 --> 00:49:20.170
تکه‌های خاطره‌ای که گزارش کردی هم همینطورن

00:49:20.736 --> 00:49:25.141
یعنی مسیرهای عصبیت
دارن دوباره فعال میشن

00:49:25.774 --> 00:49:28.178
پس من کاملاً دیوونه نشدم؟

00:49:28.278 --> 00:49:30.146
به هیچ وجه

00:49:30.246 --> 00:49:32.916
تو در واقع موردی هستی که
بهش می‌گیم نتیجه‌ی خوب

00:49:33.415 --> 00:49:34.951
درمان داره جواب میده

00:49:39.810 --> 00:49:42.505
« تو روی فریمن هستی »

00:49:42.813 --> 00:49:45.950
« لباس‌ها - کت‌شلوارها »
« شلوارها - کت‌ها »
« کفش‌ها »

00:49:52.701 --> 00:49:56.805
!بذارش زمین

00:50:19.428 --> 00:50:20.762
خانم فین؟

00:50:20.864 --> 00:50:22.165
...شرمنده که مزاحم شدم. من

00:50:22.265 --> 00:50:23.699
تو همون پلیسه‌ای

00:50:24.566 --> 00:50:27.303
روی فریمن، آره. زنگ زده بودم

00:50:27.402 --> 00:50:29.038
...بله، البته من در واقع

00:50:29.138 --> 00:50:30.806
بازنشسته شدم

00:50:30.907 --> 00:50:33.343
و بنابراین دیگه عضو نیروی پلیس نیستم

00:50:33.442 --> 00:50:36.112
خوبه. هیچوقت از پلیس‌ها خوشم نمی‌اومده

00:50:44.954 --> 00:50:46.356
با عقل جور در نمیاد

00:50:46.455 --> 00:50:48.423
...ریچارد چیزهای زیادی بود

00:50:48.523 --> 00:50:50.826
،کج‌خیال، متوهّم

00:50:51.361 --> 00:50:53.495
یه آدم‌گریزِ واقعی

00:50:54.230 --> 00:50:55.965
ولی معتاد نبود

00:50:56.732 --> 00:51:01.403
پس فکر می‌کنید احتمالاً مرگش حادثه بوده؟

00:51:01.503 --> 00:51:05.607
مطمئنم اون زنیکه‌ی هرزه الیزابت وست‌لیک
یه دخالتی توش داشته

00:51:10.313 --> 00:51:12.514
شرمنده. نمی‌دونم اون کیه

00:51:12.614 --> 00:51:15.550
آره. منم تا همین اواخر نمی‌دونستم

00:51:16.618 --> 00:51:18.154
جنده‌ی روانی

00:51:20.123 --> 00:51:24.493
چند هفته قبل از این که ریچارد بره بیرون
چند بار به شدت باهم جر و بحث کردن

00:51:26.396 --> 00:51:29.498
الیزابت... وست‌لیک؟

00:51:29.598 --> 00:51:31.968
آره -
آره. باشه -

00:51:33.468 --> 00:51:35.305
ریچارد دوباره شروع کرد به مشروب خوردن

00:51:36.072 --> 00:51:40.809
و یه شب با عصبانیت و داد و بیداد
پشت تلفن اومد خونه

00:51:40.910 --> 00:51:42.178
نه، نه، نه

00:51:42.278 --> 00:51:43.947
نه، نه، نه

00:51:44.047 --> 00:51:46.515
نه، نه، تو به من گوش کن، خب؟

00:51:46.615 --> 00:51:47.850
!به من دروغ نگو لعنتی

00:51:47.951 --> 00:51:49.651
حتماً فکر می‌کرد من خوابم

00:51:49.751 --> 00:51:52.688
خیلی خب، می‌دونم چیکار کردی. آره

00:51:52.788 --> 00:51:55.091
و نمی‌تونی از زیرش قسر در بری

00:51:56.491 --> 00:51:59.494
اصلاً ازش نپرسیدی
سرِ چی جر و بحث می‌کردن؟

00:52:00.829 --> 00:52:04.968
سعی می‌کردم وقتی ریچارد اونجوری بود
باهاش حرف نزنم

00:52:05.969 --> 00:52:07.003
صحیح

00:52:10.974 --> 00:52:13.809
پس منتظر موندم تا خوابید

00:52:18.281 --> 00:52:20.216
،روز بعد، به اون شماره زنگ زدم

00:52:20.316 --> 00:52:22.118
و رفت روی پیام‌گیر صوتیِ اون زنه

00:52:22.986 --> 00:52:24.519
دیگه چی در مورد اون زنه می‌دونی؟

00:52:24.619 --> 00:52:27.123
می‌دونی کارش چیه؟
می‌دونی چطور ارتباط برقرار می‌کنن؟

00:52:27.223 --> 00:52:29.125
نه -
هیچی؟ -

00:52:29.658 --> 00:52:31.327
تو الان بهش گفتی جنده‌ی روانی

00:52:31.427 --> 00:52:35.597
ببین، من فقط می‌دونم هیچوقت نشنیده بودم
با هیچکس اونجوری حرف بزنه

00:52:36.565 --> 00:52:38.101
حتی با من

00:52:39.168 --> 00:52:40.169
...اگه از من بپرسی

00:52:41.636 --> 00:52:43.139
اون زنیکه کشتتش

00:52:53.254 --> 00:52:55.181
« الیزابت وست‌لیک »

00:53:17.361 --> 00:53:19.288
« لورا بینز - پرونده 2008 »

00:53:25.327 --> 00:53:27.813
« دکتر الیزابت وست‌لیک »

00:53:45.234 --> 00:53:46.903
خانم وست‌لیک

00:53:47.669 --> 00:53:50.273
اوه. آقای فریمن

00:53:54.477 --> 00:53:55.945
ما قبلاً همدیگه رو دیدیم؟

00:53:56.678 --> 00:53:58.981
ببخشید. من یه بیماری دارم

00:53:59.549 --> 00:54:00.850
چیزهای زیادی رو فراموش می‌کنم

00:54:01.350 --> 00:54:02.919
خب، متأسفم

00:54:03.019 --> 00:54:04.786
ما خیلی وقت پیش به طور گذرا همدیگه رو دیدیم

00:54:04.887 --> 00:54:07.823
و من ماجرای تصادفتون رو توی روزنامه خوندم

00:54:09.691 --> 00:54:11.961
میشه ازتون بپرسم کجا؟

00:54:12.694 --> 00:54:14.530
کجا همدیگه رو دیدیم؟ -
ای کاش می‌تونستم حرف بزنم -

00:54:14.629 --> 00:54:16.032
ولی باید برم دفترم

00:54:16.132 --> 00:54:17.066
اشکالی نداره

00:54:17.166 --> 00:54:20.169
راستش می‌خواستم باهاتون
در مورد ریچارد فین حرف بزنم

00:54:25.575 --> 00:54:27.642
حالا این آدمیه که دوست دارم فراموش کنم

00:54:28.077 --> 00:54:28.945
علتش چیه؟

00:54:29.045 --> 00:54:31.848
،گمونم هیچوقت کسی شما رو نپاییده

00:54:32.448 --> 00:54:34.917
باعث نشده احساس کنید همیشه
باید مواظب پشت سرتون باشید

00:54:35.017 --> 00:54:38.254
...آره، خب، می‌دونید

00:54:39.222 --> 00:54:41.390
...اون توی ذهنش این ایده رو داشت

00:54:41.958 --> 00:54:45.328
که شما یه دخالتی توی قتل جوزف ویدر داشتید

00:54:48.331 --> 00:54:49.831
پس شما باهاش حرف زدید؟

00:54:51.234 --> 00:54:52.801
...نه، باهاش حرف نزدم

00:54:53.503 --> 00:54:55.271
سعی کردم ولی اون فوت شد

00:54:58.508 --> 00:55:00.476
متوجهم -
آره -

00:55:00.576 --> 00:55:02.044
ولی یه چیزی به جا گذاشته

00:55:02.578 --> 00:55:03.812
یه شرح حال

00:55:04.247 --> 00:55:06.215
و می‌خواستم بدونم دوست دارید
یه نگاهی بهش بندازید

00:55:06.315 --> 00:55:08.050
و بهم بگید نظرتون در موردش چیه

00:55:08.151 --> 00:55:11.705
من سخت تلاش کردم اون دوره از زندگی‌ام
و مرگِ استاد ویدر رو فراموش کنم

00:55:11.729 --> 00:55:13.545
و ترجیح میدم دوباره مرورش نکنم

00:55:13.589 --> 00:55:15.824
کاملاً درک می‌کنم. آره

00:55:16.392 --> 00:55:18.060
...ولی می‌دونید

00:55:18.594 --> 00:55:22.165
یه مردی هست که به جرم قتل جوزف ویدر
محکوم به اعدامه

00:55:22.265 --> 00:55:24.267
و تاریخ اعدامش به زودی می‌رسه

00:55:26.435 --> 00:55:31.307
پس شاید بتونید فقط یه نگاهی بندازید

00:55:34.443 --> 00:55:36.479
اگه وقتِ آزاد داشته باشم

00:55:37.046 --> 00:55:39.415
عالیه. ممنون. خیلی ممنون

00:55:39.515 --> 00:55:41.250
بسیار خب -
بسیار خب -

00:55:41.350 --> 00:55:42.451
روز خوبی داشته باشید

00:55:43.119 --> 00:55:45.354
مراقب خودت باش، روی

00:56:32.825 --> 00:56:35.225
« نتایج جستجوت رسیدن »

00:56:35.249 --> 00:56:37.905
« آدرس وین دِورو »

00:56:44.276 --> 00:56:49.740
« وین دِورو »

00:57:17.713 --> 00:57:19.482
همین‌جاست، مرد

00:58:37.960 --> 00:58:39.962
آقای دِورو؟

00:58:49.071 --> 00:58:50.506
آقای دِورو؟

00:59:03.619 --> 00:59:05.020
خیلی وقته ندیدمت

00:59:05.121 --> 00:59:06.455
،یکم طول کشید به جا بیارمت

00:59:06.555 --> 00:59:07.990
ولی داستانم همونه که اون موقع بود

00:59:08.090 --> 00:59:10.226
...فقط هیچوقت نتونستم بهتون بگم چون

00:59:11.227 --> 00:59:12.632
قبلاً قاتل رو دستگیر کرده بودید

00:59:12.661 --> 00:59:15.464
،خب، اگه از نظرت اشکالی نداره
.الان دوست دارم بشنومش

00:59:15.564 --> 00:59:17.733
آره؟ علتش چیه؟

00:59:17.833 --> 00:59:19.835
فقط دارم یه چیزهایی رو مرور می‌کنم

00:59:20.236 --> 00:59:22.471
مطمئن میشم تمام کارها
،به درستی انجام شدن

00:59:22.571 --> 00:59:24.039
می‌دونی؟

00:59:25.674 --> 00:59:27.209
باشه

00:59:27.676 --> 00:59:29.178
...خب

00:59:29.779 --> 00:59:31.180
...استاد ویدر وقتی پیدام کرد

00:59:31.280 --> 00:59:33.215
که من خودم رو گُم کرده بودم

00:59:33.315 --> 00:59:35.484
اون کمکم کرد دوباره سر پا بشم

00:59:35.584 --> 00:59:37.920
یه شغل سرایداری بهم داد

00:59:38.020 --> 00:59:41.056
یعنی، کاملاً واضح یادمه، مرد

00:59:41.157 --> 00:59:43.058
اون مثل یه سلبریتی بود

00:59:43.159 --> 00:59:44.493
همه دوستش داشتن

00:59:49.198 --> 00:59:51.200
اون همه جور کاری می‌کرد

00:59:51.767 --> 00:59:53.068
،نمی‌دونم دقیقاً کارش چی بود

00:59:53.169 --> 00:59:54.703
ولی همیشه آدم‌هایی به خونه می‌اومدن

00:59:54.804 --> 00:59:56.907
خیلی ممنون

00:59:57.006 --> 00:59:58.741
آدم‌های مهم

00:59:58.841 --> 01:00:02.244
آدم‌هایی از دولت و وزارت دفاع

01:00:02.344 --> 01:00:05.281
اون از دانشکده‌اش توی دانشگاه
یه کارآزمایی براشون انجام می‌داد

01:00:05.381 --> 01:00:06.749
بیمارهایی که آسیب روانی دیدن

01:00:06.850 --> 01:00:09.285
دارویی رو که خودش ساخته بود آزمایش می‌کرد

01:00:09.752 --> 01:00:11.220
گمونم من یه نامزد عالی بودم

01:00:12.856 --> 01:00:14.523
من از اولین نیروهای اعزامی به عراق بودم

01:00:14.623 --> 01:00:17.026
قبل از گلوله خوردن سهمم از جنگ رو دیدم

01:00:17.126 --> 01:00:19.728
از آسیبِ واقعی که دیدم خبر نداشتم
تا این که برگشتم خونه

01:00:19.829 --> 01:00:21.630
نمی‌تونستم با خودم کنار بیام

01:00:21.730 --> 01:00:25.034
ویدر من رو توی مرکز کهنه‌سربازان پیدا کرد
و گفت به شرح تحقیقش می‌خورم

01:00:26.268 --> 01:00:27.703
چجور تحقیقی؟

01:00:27.803 --> 01:00:31.507
وین، چی میشه اگه بهت بگم

01:00:31.607 --> 01:00:34.276
که از طریق دارو و تلقین

01:00:34.376 --> 01:00:38.047
می‌تونی خاطره‌ی آسیب روانی‌ات از عراق رو

01:00:38.147 --> 01:00:40.483
با خاطراتِ بهتر جایگزین کنی

01:00:40.583 --> 01:00:46.222
یا شاید کلاً خاطره‌ی آسیب روانی رو پاک کنی؟

01:00:49.592 --> 01:00:51.494
میگم اسمم رو بنویس

01:00:52.228 --> 01:00:55.331
،با فعال کردن طرف‌های مخالف مغز

01:00:55.899 --> 01:01:01.003
می‌تونیم تجربه‌های احساسی گیر افتاده
توی سیستم عصبی‌مون رو رها کنیم

01:01:01.103 --> 01:01:05.074
ولی قبل از این که کاری کنیم
،اون خاطره‌ی بد از بین بره

01:01:05.708 --> 01:01:08.744
باید به طور کامل باهاش روبرو شیم

01:01:09.378 --> 01:01:11.213
نفس بکش

01:01:15.417 --> 01:01:18.187
اون گفت برای کنار اومدن
،با اختلال استرس پس از سانحه مؤثره

01:01:18.287 --> 01:01:20.756
ولی این فقط بخشی از درمان بود

01:01:22.691 --> 01:01:24.393
یه قرص صبح بخور

01:01:25.862 --> 01:01:27.730
و یه قرص قبل از خواب

01:01:28.330 --> 01:01:31.100
بقیه‌ی درمان با دارویی بود
که خودش ساخته بود

01:01:31.968 --> 01:01:34.403
گفت می‌تونه خاطراتِ بد رو پاک کنه

01:01:35.538 --> 01:01:37.339
ولی تو الان ماجرای عراق رو برام تعریف کردی

01:01:37.439 --> 01:01:39.508
این یعنی درمان جواب نداد؟

01:01:40.175 --> 01:01:42.012
برای یه مدت جواب داد

01:01:42.111 --> 01:01:44.848
.جزئیات محو شدن
.دیگه حمله‌ی پانیک نداشتم

01:01:44.948 --> 01:01:46.448
...ولی اون قرص‌ها، مرد

01:01:47.683 --> 01:01:50.686
اونا عوارضِ جانبی خیلی ناجوری داشتن

01:01:52.621 --> 01:01:54.490
دیگه خودم رو نمی‌شناختم

01:01:54.590 --> 01:01:55.824
هُشیاری‌ام رو از دست می‌دادم

01:01:55.926 --> 01:01:58.260
نمی‌دونستم کجام و چطور به اونجا رسیدم

01:01:58.360 --> 01:02:01.263
پس مصرفِ دارو رو قطع کردی؟

01:02:01.363 --> 01:02:02.431
اوهوم

01:02:03.432 --> 01:02:05.568
آره، برخلافِ میل استاد

01:02:06.870 --> 01:02:08.270
ماشینت کجاست؟

01:02:08.370 --> 01:02:10.673
با تاکسی اومدم اینجا

01:02:11.740 --> 01:02:13.142
می‌خوای برسونمت؟

01:02:13.242 --> 01:02:15.077
سازمان حمایت از حیوانات
دورریزهام رو برای سگ‌ها می‌خره

01:02:15.946 --> 01:02:19.114
مطمئنی؟ -
آره، مرد. صندلی خالیه -

01:02:26.388 --> 01:02:28.557
تو چیزی در مورد لورا بینز می‌دونی؟

01:02:28.657 --> 01:02:32.528
ای بابا. فکر نکنم کسی
واقعاً لورا بینز رو می‌شناخت

01:02:32.628 --> 01:02:34.096
اون و ویدر رابطه داشتن، آره؟

01:02:34.196 --> 01:02:35.698
این رو نمی‌دونم

01:02:35.798 --> 01:02:38.133
،خودش که می‌گفت دختره فقط دستیارِ آزمایشگاهه
.نه چیز دیگه

01:02:38.233 --> 01:02:39.835
یعنی، شاید دوست داشت باشه

01:02:39.936 --> 01:02:41.604
،ولی اگه هم رابطه داشتن
.من هیچوقت ندیدمش

01:02:42.237 --> 01:02:44.373
نه که کس‌های دیگه‌ای ندیده بودم

01:02:45.207 --> 01:02:47.142
،هر از گاهی می‌اومدم خونه

01:02:47.242 --> 01:02:48.711
تا یه چیزهایی رو تعمیر کنم

01:02:58.354 --> 01:03:00.356
زن‌های زیادی می‌آورد خونه

01:03:00.924 --> 01:03:02.725
سوابقشون رو هم نگه می‌داشت

01:03:03.792 --> 01:03:05.160
چجور سوابقی؟

01:03:06.241 --> 01:03:10.265
« دایان »
یکی از اون دوربین‌های هندی‌کم قدیمی داشت

01:03:12.902 --> 01:03:16.338
گمونم دوست داشت
شاهکارهای گذشته‌اش رو مرور کنه

01:03:17.473 --> 01:03:19.808
لورا بینز هیچوقت سرِ این کارش
بهش گیر نمی‌داد؟

01:03:19.909 --> 01:03:22.478
نه، مرد. تنها باری که حرف‌هاشون رو شنیدم

01:03:22.578 --> 01:03:25.314
در مورد یه مقاله‌ی تحقیقاتی بود
که داشتن می‌نوشتن

01:03:25.414 --> 01:03:28.384
،ولی شبی که کشته شد
،لورا و فین

01:03:28.484 --> 01:03:32.187
اومدن خونه و یه جورایی باهم دعوا کردن

01:03:32.287 --> 01:03:34.490
ما باید یه گفتگوی منطقی داشته باشیم

01:03:34.590 --> 01:03:35.959
بدون این تهمت‌ها

01:03:36.059 --> 01:03:38.360
!مثل سگ دروغ میگی -
!اون دروغ نمیگه -

01:03:38.460 --> 01:03:40.496
الان می‌خوای از اون دفاع کنی -
من نیازی به دفاع ندارم -

01:03:40.596 --> 01:03:41.764
سرِ چی دعوا می‌کردن؟

01:03:41.865 --> 01:03:44.433
چه می‌دونم، ولی فین بدجوری عصبانی شده بود

01:03:44.533 --> 01:03:45.902
!می‌دونید چیه؟ کونِ لق جفتتون

01:03:46.002 --> 01:03:47.871
شما لایق همدیگه‌اید -
شوخیت گرفته لعنتی؟ -

01:03:47.971 --> 01:03:49.638
اون زد بیرون و من رفتم جلوی خونه

01:03:49.738 --> 01:03:51.640
که باهاش حرف بزنم و ببینم چی به چیه

01:03:51.740 --> 01:03:54.810
ولی اون رفته بود

01:03:54.911 --> 01:03:57.013
یا هیچوقت نرفته بوده

01:03:59.348 --> 01:04:02.919
فین توی اظهاراتش گفته
،در زمان وقوع قتل

01:04:03.019 --> 01:04:04.620
توی خونه تنها بوده

01:04:04.720 --> 01:04:07.256
خب، من فقط می‌تونم
چیزی رو که دیدم بهت بگم

01:04:07.356 --> 01:04:09.893
لورا چی؟ رفتنِ اون رو دیدی؟

01:04:09.993 --> 01:04:11.627
آره، بعداً با تاکسی رفت

01:04:13.328 --> 01:04:14.430
خب تو کجا رفتی؟

01:04:14.530 --> 01:04:17.433
پاتوق همیشگی‌ام. میخونه‌ی اولد وارن

01:04:18.333 --> 01:04:21.403
،متصدی بار اونجا، دایان

01:04:21.837 --> 01:04:24.473
حتی اونم یکی از دخترهایی بود که
استاد باهاشون رابطه داشت

01:04:26.742 --> 01:04:27.843
اون مرد خوبی بود

01:04:28.277 --> 01:04:30.479
فقط گمراه شده بود

01:04:31.547 --> 01:04:33.917
می‌تونه برای هر کدوم از ما اتفاق بیفته

01:04:34.017 --> 01:04:35.818
ولی همونطوره که توی انجیل نوشته

01:04:37.120 --> 01:04:39.455
«قضاوت نکن تا مبادا خودت نیز قضاوت شوی»

01:04:42.992 --> 01:04:44.593
ممنون که رسوندیم

01:05:12.688 --> 01:05:14.389
آره. منم

01:05:15.691 --> 01:05:17.093
اون خونه‌ست

01:05:17.580 --> 01:05:20.250
« ساموئل آیزاک اروینگ »
« سوابق گذشته: سرقت، حمل مواد »
« بر هم زدن آرامش، تخریب اموال »

01:05:21.543 --> 01:05:23.876
« گزارش تحقیقات قتل آیزاک ویدر »

01:05:27.290 --> 01:05:29.292
« اظهاراتِ شاهد »
« نام: وین دِورو »

01:05:31.678 --> 01:05:34.625
« اظهاراتِ شاهد »
« نام: دایان لینچ »

01:05:36.600 --> 01:05:38.801
« اون شب توی شیفتِ همیشگی‌ام »
« توی مِیخونه‌ی اُلد وارن کار می‌کردم»

01:05:38.825 --> 01:05:41.725
«.یادم میاد وین دِورو کمی بعد از 9 شب اومد »
« ...چون پرسید »

01:05:53.283 --> 01:05:56.870
« دایان لینچ »

01:06:01.770 --> 01:06:03.605
دایان لینچ

01:06:10.967 --> 01:06:13.265
« مأمور مسئول: کارآگاه جی. رمیس »

01:06:15.745 --> 01:06:17.649
« مأمور مسئول: کارآگاه جی. رمیس »

01:06:22.785 --> 01:06:25.305
« مأمور مسئول: کارآگاه آر. فریمن »
« مأمور مسئول: کارآگاه جی. رمیس »

01:06:26.705 --> 01:06:30.278
« مأمور مسئول: کارآگاه آر. فریمن »
« مأمور مسئول: کارآگاه جی. رمیس »

01:06:37.265 --> 01:06:39.662
« مأمور مسئول: کارآگاه آر. فریمن »
« مأمور مسئول: کارآگاه جی. رمیس »

01:06:39.985 --> 01:06:42.999
« مأمور مسئول: کارآگاه آر. فریمن »
« مأمور مسئول: کارآگاه جی. رمیس »

01:06:48.105 --> 01:06:51.174
« مأمور مسئول: کارآگاه جی. رمیس »

01:07:08.804 --> 01:07:12.441
شرح حال خیلی خیلی جالبی بود

01:07:14.776 --> 01:07:16.678
نمی‌خوای دعوتم کنی داخل؟

01:07:27.522 --> 01:07:28.992
می‌تونم برات یه لیوان آب بیارم؟

01:07:29.092 --> 01:07:30.726
شاید یکم ویسکی

01:07:31.327 --> 01:07:33.595
من... توی خونه ویسکی ندارم

01:07:33.695 --> 01:07:35.064
دکترها ممنوعش کردن

01:07:35.164 --> 01:07:37.466
حتی آخرین باری رو که مشروب خوردم
یادم نمیاد

01:07:37.566 --> 01:07:40.469
گمونم یکی از معدود مزایای بیماریته

01:07:40.569 --> 01:07:42.171
نمی‌تونی دورانِ بد رو به یاد بیاری

01:07:42.671 --> 01:07:44.941
نمی‌تونم دورانِ خوب رو هم به یاد بیارم

01:07:45.041 --> 01:07:46.276
این خیلی بده

01:07:50.213 --> 01:07:51.881
باید سخت باشه

01:07:51.981 --> 01:07:55.351
،این که هیچ خاطره‌ای از دوستان
.خانواده و تجربه‌های گذشته نداری

01:07:55.985 --> 01:07:59.188
هیچ پس‌زمینه‌ای از هویتت
و جایگاهت توی دنیا نداری

01:07:59.212 --> 01:08:00.299
« لورا بینز »

01:08:00.323 --> 01:08:02.325
نمی‌تونم تصور کنم چجوریه

01:08:02.424 --> 01:08:08.664
که تا این حد احساس سردرگمی و تنهایی کنی

01:08:09.498 --> 01:08:11.901
خب نظرت در مورد کتاب فین چی بود؟

01:08:15.338 --> 01:08:16.940
...کتابش

01:08:17.307 --> 01:08:19.574
یه مشت کُس‌شعر بود

01:08:24.981 --> 01:08:29.252
پس، شما دوتا هیچوقت
عاشق و معشوق نبودید؟

01:08:29.618 --> 01:08:32.155
نه. اون فقط فانتزی کوچولش بود

01:08:33.622 --> 01:08:35.691
آدم‌ها همیشه یه چیزهایی
از خودشون در میارن

01:08:35.791 --> 01:08:37.626
برای محافظت از خودشون دروغ میگن

01:08:37.726 --> 01:08:41.364
تاریخ‌سازی می‌کنن
تا بیشتر از اونی که هستن به نظر بیان

01:08:41.830 --> 01:08:44.200
چون واقعیت بیش از حد دردناکه

01:08:46.802 --> 01:08:48.938
من با وین دِورو حرف زدم

01:08:49.038 --> 01:08:51.040
انگار خیلی از محتوای کتاب رو تأیید کرد

01:08:51.140 --> 01:08:54.609
.عجب. یه شاهد قابل اطمینان دیگه
.ولی منطقیه

01:08:54.710 --> 01:08:56.545
خیلی از کهنه‌سربازهایی که
دچار آسیب روانی شدن

01:08:56.645 --> 01:09:00.649
،به دروغ‌پردازیِ واقعیت‌گریزانه
.بازی‌های ویدیویی و پورن رو میارن

01:09:00.749 --> 01:09:04.486
خب، اون مطالعه‌ی تحقیقاتی که ویدر
روش کار می‌کرد هم از خودش در آورده؟

01:09:04.586 --> 01:09:06.688
نه. وین توی اون مطالعه شرکت داشت

01:09:06.788 --> 01:09:08.523
،ولی اگه درست یادم بیاد

01:09:08.623 --> 01:09:12.128
اون پاسخ مطلوبی به پروتکل نداد

01:09:12.728 --> 01:09:14.696
از کاری که دارو باهاش می‌کرد متنفر بود

01:09:14.796 --> 01:09:17.799
اون مستعد حملاتِ خشم و پرخاشگری بود

01:09:17.900 --> 01:09:19.701
انگار چیزهای زیادی در موردش می‌دونی

01:09:19.801 --> 01:09:23.439
خب، من شرح حال بیمارهای ویدر رو
.رونویسی می‌کردم. همه‌شون رو

01:09:23.873 --> 01:09:26.876
گاهی یه چیزهایی یاد می‌گیری
که ترجیح می‌دادی یاد نگیری

01:09:27.542 --> 01:09:28.911
اون گفت که ویدر قصد داشت

01:09:29.012 --> 01:09:30.779
...یافته‌هاش رو چاپ کنه، پس

01:09:30.880 --> 01:09:32.849
.روالش همینه دیگه
...سال‌ها کار می‌کنی

01:09:32.949 --> 01:09:34.450
و بعدش یافته‌هات رو چاپ می‌کنی

01:09:34.549 --> 01:09:37.619
ولی اون قبل از تکمیل شدنش مُرد

01:09:40.423 --> 01:09:43.525
احساس می‌کنی اون اعتباری رو
که لایقش بودی بهت می‌داد؟

01:09:44.293 --> 01:09:46.963
قبل از این که بتونیم
سرِ اونم به توافق برسیم مُرد

01:09:50.699 --> 01:09:54.803
دارویی که می‌تونه به مردم کمک کنه
ضربه‌های روحی گذشته رو فراموش کنن

01:09:56.538 --> 01:09:59.876
به نظر میاد یه نفر می‌تونست
پولِ زیادی ازش در بیاره

01:10:00.609 --> 01:10:03.212
حالا فکر می‌کنی یکی اون رو به خاطر پول کشته

01:10:04.480 --> 01:10:06.482
،شما شاید حافظه نداشته باشی، آقای فریمن

01:10:06.581 --> 01:10:09.285
ولی قوّه‌ی تخیل خیلی قدرتمندی داری

01:10:11.787 --> 01:10:15.590
مردم به دلایل خیلی متفاوتی آدم می‌کشن

01:10:18.327 --> 01:10:20.629
،من با سوزان ایوری تماس گرفتم

01:10:20.729 --> 01:10:22.298
رابط ویدر توی وزارت دفاع

01:10:22.398 --> 01:10:23.933
می‌دونم سوزان ایوری کیه

01:10:24.033 --> 01:10:26.235
اون دهه‌ها با ویدر همکاری داشت

01:10:26.335 --> 01:10:27.636
پس اینم می‌دونی

01:10:27.736 --> 01:10:30.705
که اون ریاستِ دانشکده‌اش
توی واترفورد رو به عهده گرفته

01:10:34.143 --> 01:10:40.183
می‌دونی، این گفتگو با ویسکی خیلی بهتر می‌شد

01:10:44.686 --> 01:10:46.755
تو قبلاً عاشق نوشیدنی خوب بودی، روی

01:10:53.062 --> 01:10:54.596
حالا تصمیم بگیرید

01:10:54.696 --> 01:10:57.666
بهتون پنج ثانیه وقت میدم
تفنگ‌هاتون رو باز کنید

01:10:59.469 --> 01:11:00.802
یک

01:11:01.370 --> 01:11:02.371
دو

01:11:03.272 --> 01:11:04.540
سه

01:11:04.639 --> 01:11:06.008
خوش‌گذرونی بسه. بازشون کنید

01:11:06.109 --> 01:11:08.044
هری، جکسون، لوازم رو بیارید

01:11:08.144 --> 01:11:09.045
!دکتر

01:11:11.214 --> 01:11:13.748
کسِ دیگه‌ای نمی‌خواد شانسش رو امتحان کنه؟

01:11:14.683 --> 01:11:15.952
!راه بیفتید

01:11:16.052 --> 01:11:17.987
!یالا، حرکت کنید، همه‌تون

01:12:47.643 --> 01:12:49.345
!لعنتی

01:12:53.316 --> 01:12:55.484
‏911. مورد اضطراری‌تون چیه؟

01:12:55.585 --> 01:12:58.120
بله. می‌خوام یه تیراندازی رو گزارش کنم

01:12:59.088 --> 01:13:01.357
آقای فریمن، من حقوقتون رو براتون می‌خونم

01:13:01.891 --> 01:13:03.859
شما حق دارید سکوت کنید

01:13:03.960 --> 01:13:05.394
،اگه از این حق صرف نظر کنید

01:13:05.494 --> 01:13:08.664
هرچی که بگید می‌تونه
در دادگاه علیه شما استفاده شه

01:13:08.763 --> 01:13:10.700
شما حق دارید وکیل بگیرید

01:13:10.799 --> 01:13:13.970
،اگه توانِ مالی استخدام وکیل ندارید
.دادگاه وکیلی براتون تعیین می‌کنه

01:13:25.581 --> 01:13:27.250
کارمون تموم شد؟

01:13:28.217 --> 01:13:29.619
پرونده بسته شد

01:13:30.086 --> 01:13:31.921
یکی دیگه از دفاتر خط خورد

01:13:32.021 --> 01:13:35.224
.بیا بریم جشن بگیریم
.مهمونِ من

01:13:36.758 --> 01:13:39.929
آره. تو برو منم میام

01:13:41.564 --> 01:13:43.232
توی ماشین منتظرتم

01:13:48.237 --> 01:13:52.108
،اگه توانِ مالی استخدام وکیل ندارید
.دادگاه وکیلی براتون تعیین می‌کنه

01:13:52.208 --> 01:13:54.910
حقوقی رو که الان براتون خوندم می‌فهمید، آقا؟

01:14:05.688 --> 01:14:08.324
می‌دونی، توی پدرسگ خیلی خوش‌شانسی

01:14:09.292 --> 01:14:12.928
دوربین‌های امنیتی فیلمش رو گرفتن
که سعی داشته تو رو زیر بگیره

01:14:13.029 --> 01:14:14.630
،قراره تشریفاتِ اداری زیادی داشته باشه

01:14:14.730 --> 01:14:18.901
ولی ثابت می‌کنه دفاع از خود بوده

01:14:21.070 --> 01:14:22.538
ممنون که اومدی

01:14:22.638 --> 01:14:24.173
این چه حرفیه

01:14:24.806 --> 01:14:27.443
تو هم بودی همین کارو برای من می‌کردی

01:14:29.612 --> 01:14:34.083
واحد بررسی صحنه‌ی جرم دو شیشه فنتانیل
توی ماشین دِورو پیدا کرده

01:14:34.183 --> 01:14:36.452
همون چیزی که فین رو کشت

01:14:37.920 --> 01:14:39.355
مرگِ اونم قتل به حساب میارن

01:14:40.790 --> 01:14:41.991
چی؟

01:14:43.459 --> 01:14:45.761
دِورو فین رو کشته؟

01:14:45.861 --> 01:14:47.396
برای چی؟

01:14:49.031 --> 01:14:51.367
تا نذاره برای قتل ویدر شناساییش کنه؟

01:14:51.467 --> 01:14:53.903
البته. منطقیه

01:14:54.003 --> 01:14:57.006
نه. نه، اصلاً منطقی نیست

01:14:58.074 --> 01:14:59.475
،توی کتابِ لامصب خودش

01:14:59.575 --> 01:15:03.512
فین 100 درصد
،به الیزابت وست‌لیک اشاره می‌کنه

01:15:03.612 --> 01:15:04.613
نه به دِورو

01:15:08.117 --> 01:15:09.852
یه مشکلی هست

01:15:10.619 --> 01:15:12.221
آره، یه مشکلی هست

01:15:12.755 --> 01:15:14.890
تو یه مشکلی داری، روی

01:15:17.059 --> 01:15:20.429
آیزاک ساموئل این کارو کرده

01:15:21.063 --> 01:15:23.899
آیزاک ساموئل بهش اعتراف کرده

01:15:24.767 --> 01:15:26.369
،یک ماه بعد

01:15:27.069 --> 01:15:30.306
عدالت اجرا میشه و اون می‌میره

01:15:31.073 --> 01:15:34.910
و تو می‌تونی بیخیال شی
و این قضایا رو فراموش کنی

01:15:48.457 --> 01:15:50.059
من پلیسِ خوبی بودم؟

01:15:51.894 --> 01:15:54.096
تو پلیسِ خوبی بودی؟ چی؟

01:15:54.196 --> 01:15:56.465
از چی حرف می‌زنی لعنتی؟

01:15:57.800 --> 01:15:59.335
من کارم رو خوب بلد بودم؟

01:15:59.435 --> 01:16:01.771
یا یه پلیس بد بودم؟
یه پلیس افتضاح بودم؟

01:16:01.872 --> 01:16:05.941
من یه عوضیِ تنبل بودم که
فقط می‌اومد و حاضری می‌زد؟

01:16:06.041 --> 01:16:09.512
روی، تو یکی از بهترین‌ها بودی

01:16:09.612 --> 01:16:11.447
تو پلیس خیلی خوبی بودی

01:16:15.484 --> 01:16:18.687
اسمم روی هیچکدوم از تأییدیه‌ها نیست

01:16:19.321 --> 01:16:20.089
چی؟

01:16:20.189 --> 01:16:21.892
توی پرونده‌ی ویدر

01:16:21.991 --> 01:16:25.461
اسمم روی هیچکدوم از اسناد رسمی نیست

01:16:26.162 --> 01:16:28.230
...نه توی گزارش حادثه

01:16:29.231 --> 01:16:30.433
،نه توی برگه‌ی اظهارات شاهد

01:16:30.533 --> 01:16:33.904
یافته‌های جرم‌شناسی، اعترافِ ساموئل

01:16:34.003 --> 01:16:35.504
توی هیچکدوم نیست

01:16:36.972 --> 01:16:41.277
توی همه‌شون فقط اسم تو هست

01:16:42.344 --> 01:16:45.714
سعی داری چی بگی، روی؟

01:16:47.283 --> 01:16:49.886
من پرونده‌های سی سال رو مرور کردم

01:16:49.985 --> 01:16:51.153
سی سال

01:16:51.620 --> 01:16:55.157
...همه‌شون، هر سند، تک تکشون رو

01:16:56.058 --> 01:16:57.827
باهم امضاشون کردیم

01:16:57.928 --> 01:17:00.162
اسمم کنارِ اسمت

01:17:00.864 --> 01:17:02.531
به جز این یکی

01:17:03.867 --> 01:17:05.601
علتش چیه؟

01:17:09.205 --> 01:17:11.740
می‌فهمم داری چی میگی، روی

01:17:13.409 --> 01:17:15.711
تو همه رو بازجویی کردی

01:17:16.779 --> 01:17:19.014
حالا می‌خوای من رو متهم کنی

01:17:20.749 --> 01:17:21.852
،جل‌الخالق، روی

01:17:21.952 --> 01:17:24.286
واقعاً نوبرش رو آوردی

01:17:24.855 --> 01:17:28.591
،یهویی میای خونه‌ام

01:17:28.691 --> 01:17:30.493
،ازم کمک می‌خوای

01:17:31.594 --> 01:17:33.062
و حالا من رو متهم می‌کنی؟

01:17:37.466 --> 01:17:39.068
کونِ لقت، روی

01:17:40.102 --> 01:17:41.704
!کونِ لقت

01:19:28.744 --> 01:19:30.579
من قاتل نیستم

01:19:50.934 --> 01:19:52.735
امشب حالِ غریبی داری

01:19:54.236 --> 01:19:55.437
اون کجاست؟

01:19:55.537 --> 01:19:58.240
اون یه مدت نمیاد، روی

01:21:12.685 --> 01:21:15.645
« دایان لینچ »
« اُلد وارن »

01:21:45.514 --> 01:21:47.649
خیلی خب -
آهان -

01:21:49.284 --> 01:21:50.486
من دیگه میرم

01:21:50.586 --> 01:21:52.588
ماشینِ من رو نبر، روی

01:21:52.688 --> 01:21:55.091
هی، فردا برش می‌گردونم

01:21:57.359 --> 01:22:01.663
هرگز کاری رو که کردی فراموش نمی‌کنم

01:22:05.935 --> 01:22:06.903
فردا

01:22:14.610 --> 01:22:16.779
هنوز باز نکردیم

01:22:21.717 --> 01:22:25.255
قبلاً یه پیرمرد موسفید
اینجا رو اداره می‌کرد؟

01:22:25.354 --> 01:22:27.523
اریک؟ اریک اوتول؟

01:22:27.623 --> 01:22:30.392
.آره، اون بازنشسته شده
کمکی از من برمیاد؟

01:22:30.492 --> 01:22:31.895
الان اینجا مالِ بابامه

01:22:31.995 --> 01:22:34.730
آره، من دنبال یه زنی هم می‌گردم
که قبلاً اینجا کار می‌کرد

01:22:34.830 --> 01:22:37.833
اسمش دایانه -
اوه، منظورت دایان لینچه؟ -

01:22:37.934 --> 01:22:40.569
آره، درسته. می‌دونی کجا می‌تونم پیداش کنم؟

01:22:40.669 --> 01:22:43.338
آره، اونجا توی قبرستون کالواری کاتولیک

01:22:44.274 --> 01:22:47.376
اون حدود پنج سال پیش مُرد

01:22:48.477 --> 01:22:50.113
!نه بابا؟

01:22:50.512 --> 01:22:52.347
!لعنتی

01:22:52.447 --> 01:22:54.050
اون دوستت بود یا چی؟

01:22:54.150 --> 01:22:58.687
توی پرونده‌ای که روش کار می‌کردم
شهادت داده بود

01:22:58.787 --> 01:23:01.090
فقط داشتم پیگیریش می‌کردم -
پس تو پلیسی؟ -

01:23:01.191 --> 01:23:02.724
یه زمانی بودم

01:23:03.826 --> 01:23:04.961
...خب

01:23:06.129 --> 01:23:07.629
مهمونِ من

01:23:08.530 --> 01:23:10.465
پدربزرگم هم پلیس بود

01:23:15.804 --> 01:23:18.975
...تازه یادم اومد که در واقع

01:23:19.075 --> 01:23:21.077
از این کار خوشم میاد

01:23:21.177 --> 01:23:22.644
مگه همه‌مون خوشمون نمیاد؟

01:23:24.013 --> 01:23:25.714
به سلامتی دایان

01:23:31.855 --> 01:23:34.090
هی. میشه از دستشویی استفاده کنم؟

01:23:34.190 --> 01:23:36.860
،آره، اون گوشه‌ست
.اون طرفِ جوک‌باکس

01:23:36.960 --> 01:23:37.994
مرسی

01:23:57.813 --> 01:23:59.514
الو؟ -
آقای فریمن؟ -

01:23:59.615 --> 01:24:02.051
.سوزان ایوری هستم
تماس گرفته بودید؟

01:24:02.151 --> 01:24:04.486
برخورد جسمِ کُند به سر

01:24:04.586 --> 01:24:08.091
سوزان؟ -
از کالج واترفورد -

01:24:08.191 --> 01:24:10.459
من یه چیزی براتون دارم

01:24:16.698 --> 01:24:19.168
مطمئنید نمی‌خواید یه لیوان آب براتون بیارم؟

01:24:19.269 --> 01:24:20.870
نه، نه، خوبم

01:24:21.803 --> 01:24:23.940
گفتید یه چیزی برام دارید؟

01:24:28.278 --> 01:24:29.645
نمی‌دونم نسخه‌ی اصلی کجاست

01:24:29.745 --> 01:24:31.685
،اگه بخوام حدس بزنم
،احتمالاً توی انبار وزارت دفاعه

01:24:31.709 --> 01:24:34.416
ولی اون تنها نسخه‌ایه که
از زمانی که اونجا بودم دارم

01:24:34.516 --> 01:24:35.852
اثرِ آینه‌ای
« نوشته‌ی جوزف ویدر »

01:24:35.952 --> 01:24:38.187
ویدر خیلی به کارش افتخار می‌کرد

01:24:38.288 --> 01:24:40.990
فکر می‌کرد به کسایی که
آسیب روانی دیدن کمک می‌کنه

01:24:41.090 --> 01:24:42.992
یه تحقیق شایسته‌ی جایزه‌ست -
هرگز چاپ نشد؟ -

01:24:43.092 --> 01:24:44.693
حداقل نه به نامِ خودش

01:24:44.793 --> 01:24:47.063
نمی‌فهمم

01:24:48.031 --> 01:24:51.134
گمونم کتابِ این خانم رو نخوندی

01:24:52.601 --> 01:24:54.469
اون تحقیق ویدر رو با یافته‌های اضافه‌ای

01:24:54.569 --> 01:24:57.173
که در سال‌هایی که دکتراش رو می‌گرفت
جمع کرده بود به روز کرد

01:24:57.273 --> 01:24:58.674
پس در واقع کارِ ویدر رو دزدید؟

01:24:58.774 --> 01:25:01.210
توی مطالعاتِ آکادمیک همیشه اتفاق می‌افته

01:25:01.311 --> 01:25:03.346
در ضمن، کیه که اعتراض کنه؟

01:25:03.445 --> 01:25:06.115
ویدر مُرده -
ولی شما باهاش قرارداد بستید؟ -

01:25:06.215 --> 01:25:08.483
به این سادگی نیست

01:25:08.583 --> 01:25:09.852
،قبل از مرگِ ویدر

01:25:09.953 --> 01:25:11.720
لورا بینز با اون پیش‌نویسِ مقاله اومد پیشم

01:25:11.820 --> 01:25:13.990
آره، شنیدم خوشحال نبود

01:25:14.090 --> 01:25:15.624
اون ادعا می‌کرد کار مالِ خودشه

01:25:15.724 --> 01:25:17.726
ویدر اعتباری رو که لایقش بود بهش نمی‌داد

01:25:17.826 --> 01:25:21.197
!این کُس‌شعره
!نمی‌تونه همین‌جوری از زیرش در بره

01:25:21.763 --> 01:25:23.266
خب، چطوری منتشرش کرد؟

01:25:23.366 --> 01:25:26.269
ما توی چندتا از بیمارستان‌های
کهنه‌سربازان آزمایشش کردیم

01:25:26.369 --> 01:25:28.537
ولی اولویت‌های دانشکده عوض شد

01:25:28.637 --> 01:25:31.140
،چند سال بعدش که اینجا مشغول به کار شدم

01:25:31.240 --> 01:25:32.641
نقد کتابش رو پیدا کردم

01:25:32.741 --> 01:25:36.778
خب... چرا تحت پیگرد قرارش ندادید؟

01:25:36.879 --> 01:25:39.148
چیزی نبود که به خاطرش
تحت پیگرد قرارش بدیم

01:25:39.248 --> 01:25:41.084
پروژه تعطیل شده بود

01:25:44.820 --> 01:25:46.688
ویدر یه زمانی اینجا زندگی می‌کرد، درسته؟

01:25:46.788 --> 01:25:50.159
توی چستنات. ظاهراً خونه‌اش هنوز خالیه

01:26:26.295 --> 01:26:28.231
برخورد جسمِ کُند به سرش

01:26:32.101 --> 01:26:33.602
اثری ازش نیست؟

01:26:33.702 --> 01:26:36.973
نه. ولی چندتا چوبِ بیس‌بال توی گاراژه

01:27:04.733 --> 01:27:06.235
یکی نیست، درسته؟

01:27:06.335 --> 01:27:09.005
سرایدار گفت همه‌شون
،توسط بازیکن‌های مشهور امضا شده بودن

01:27:09.105 --> 01:27:11.974
پس احتمالاً ارزشِ خیلی زیادی دارن

01:27:14.210 --> 01:27:15.545
می‌خوای بری باهاش حرف بزنی؟

01:27:15.644 --> 01:27:19.248
آره. بیا بریم -
بله، قربان -

01:29:19.701 --> 01:29:21.770
اونجا چی داری، روی؟

01:29:25.575 --> 01:29:29.844
هیچوقت آلت قتاله‌ی پرونده‌ی ویدر رو
پیدا نکردید، مگه نه؟

01:29:31.547 --> 01:29:33.049
تو این رو گذاشتی اینجا؟

01:29:34.283 --> 01:29:36.152
برش گردون توی چاله، روی

01:29:46.095 --> 01:29:48.965
هردوتون برید تو

01:29:51.968 --> 01:29:54.971
چرا نمی‌تونستی به حرفم گوش کنی؟

01:29:55.071 --> 01:29:57.506
!نمی‌تونستی ولش کنی، نه؟

01:29:59.008 --> 01:30:00.309
تو چیکار کردی، جیم؟

01:30:00.409 --> 01:30:01.843
من چیکار کردم؟

01:30:02.578 --> 01:30:04.680
من این گندکاری رو تمیز کردم

01:30:04.779 --> 01:30:08.317
.ده سال پیش
هیچکدوم از اینا رو یادت نمیاد؟

01:30:08.417 --> 01:30:11.120
کاری که دایان کرد؟ -
دایان؟ -

01:30:11.687 --> 01:30:13.155
اون بهم گفت چی می‌دونستی

01:30:14.390 --> 01:30:15.491
دایان لینچ؟

01:30:15.591 --> 01:30:17.260
!ازم دور شو

01:30:17.360 --> 01:30:18.995
از مِیخونه‌ی مورد علاقه‌ات

01:30:19.095 --> 01:30:21.264
اون یکی از بیمارهای ویدر بود

01:30:21.364 --> 01:30:22.632
کافیه، لورا

01:30:22.732 --> 01:30:25.401
بهت گفتم خودم حلش می‌کنم

01:30:29.393 --> 01:30:30.699
!اوه

01:30:33.342 --> 01:30:34.977
شما همدیگه رو می‌شناسید؟

01:30:38.281 --> 01:30:39.582
متوجه شدم

01:30:39.682 --> 01:30:41.317
پس شما دوتا همدستید؟

01:30:42.718 --> 01:30:44.654
!آقا رو باش -
نه، می‌فهمم -

01:30:44.754 --> 01:30:46.422
می‌فهمم، جیمی

01:30:47.156 --> 01:30:48.924
زنت بدجوری مریض شده بود

01:30:49.025 --> 01:30:50.192
تا خرخره رفتی توی بدهی

01:30:50.293 --> 01:30:52.495
،اون از راه رسید
بهت پول داد ویدر رو بکشی

01:30:52.595 --> 01:30:54.163
،تا اون بتونه کتابش رو چاپ کنه

01:30:54.263 --> 01:30:58.301
و تو آیزاک ساموئل رو به ناحق محکوم
و همه چی رو لاپوشونی کردی

01:30:58.401 --> 01:31:01.771
.نه، نه، نه
.من بهش پول ندادم ویدر رو بکشه

01:31:02.505 --> 01:31:05.474
ما تا بعد از تصادفت همدیگه رو ندیدیم

01:31:07.443 --> 01:31:09.245
زندگی‌ام نابود شده بود

01:31:10.046 --> 01:31:13.316
من در معرض از دست دادن
سال‌ها تحقیق بالینی بودم

01:31:13.416 --> 01:31:17.053
اسمِ «لورا بینز» همیشه اتفاقی رو
که افتاده بود تداعی می‌کرد

01:31:17.153 --> 01:31:21.190
بعدش سر و کله‌ی همکارت پیدا شد
که همه جور سؤالی ازم می‌پرسید

01:31:21.290 --> 01:31:23.292
،نمی‌دونستم چی می‌خواد
ولی بیخیال نمی‌شد

01:31:23.392 --> 01:31:24.760
و من خیلی ترسیده بودم

01:31:24.860 --> 01:31:26.429
!کونِ لقت، لورا

01:31:27.997 --> 01:31:31.267
پس، من... گذاشتم رفتم

01:31:31.367 --> 01:31:34.303
،نقل مکان کردم، اسمم رو عوض کردم
،از نو شروع کردم

01:31:34.403 --> 01:31:37.306
،تحقیق رو تکمیل و کتابِ خودم رو چاپ کردم

01:31:37.406 --> 01:31:39.875
و امیدوار بودم دیگه هرگز نبینمش

01:31:39.975 --> 01:31:41.210
،ولی بعدش چند سال پیش

01:31:41.310 --> 01:31:43.245
ریچارد فین شروع کرد به سرک کشیدن

01:31:43.346 --> 01:31:46.749
.اون یه نویسنده‌ست
.الیزابت وست‌لیک

01:31:47.216 --> 01:31:49.418
.ولی عوضش کرده
.قبلاً اسمش لورا بینز بود

01:31:49.518 --> 01:31:51.554
حتماً بعد از مرگِ ویدر
کارهاش رو به اسمِ خودش زده

01:31:51.654 --> 01:31:54.457
اگه از من بپرسی میگم اون ویدر رو کشته

01:31:56.659 --> 01:31:58.327
بعدش همکارت یه جوری پیدام کرد

01:31:58.427 --> 01:32:00.529
،و با قصد اخاذی اومد سراغم

01:32:00.629 --> 01:32:02.431
و این دفعه به خاطر پول بود

01:32:02.531 --> 01:32:06.202
همه‌ی اینا کُس‌شعراتِ محضه، روی

01:32:06.302 --> 01:32:09.205
.من دروغ نمیگم
.اون ازم اخاذی کرد

01:32:09.305 --> 01:32:12.408
اون گفت مدارکی رو افشا می‌کنه که
ثابت می‌کنن کتابم کارِ خودم نبوده

01:32:12.508 --> 01:32:13.976
مگر این که بهش پول بدم

01:32:15.244 --> 01:32:19.081
پس ریچارد فین رو هم کشتی
که یهو هوا برش نداره؟

01:32:19.181 --> 01:32:21.317
من هیچکس رو نکشتم

01:32:21.417 --> 01:32:24.887
اون فین رو هم مثل ویدر کشت

01:32:24.987 --> 01:32:27.590
فین داره یه کتاب در مورد قتل می‌نویسه

01:32:27.690 --> 01:32:29.925
و فکر می‌کنه تو ویدر رو کشتی

01:32:30.025 --> 01:32:31.293
باید باهاش حرف بزنی

01:32:31.394 --> 01:32:33.729
به دستِ آدم‌های دیگه

01:32:33.829 --> 01:32:34.897
خیلی خب

01:32:34.997 --> 01:32:36.565
،دارم بهت میگم، لورا

01:32:36.665 --> 01:32:39.001
،می‌تونی هر چقدر می‌خوای بازی در بیاری
...ولی من نمی

01:32:39.101 --> 01:32:41.670
دِورو خودش یه آدمکشِ آموزش دیده بود

01:32:41.771 --> 01:32:44.607
،وقتی فین رو از سرِ راه برداشت
وادارش کرد سراغ تو بیاد

01:32:44.707 --> 01:32:45.876
اون خونه‌ست

01:32:46.475 --> 01:32:49.745
صبر کن تا بیاد بیرون
و بعد ترتیبش رو بده

01:32:52.615 --> 01:32:54.216
اون فریبکاره، روی

01:32:54.316 --> 01:32:57.420
الانم داره فریبت میده

01:32:57.520 --> 01:33:00.656
آدم‌ها رو وادار می‌کنه
بیان کارهای کثیفش رو انجام بدن

01:33:00.756 --> 01:33:02.491
و بعد خودش قسر در میره

01:33:03.359 --> 01:33:05.528
اون باید مجازات شه

01:33:14.170 --> 01:33:19.141
،ذهن چیزِ خیلی جالبیه

01:33:19.241 --> 01:33:21.878
چیزهایی که می‌تونه باهاشون کنار بیاد

01:33:21.977 --> 01:33:24.713
و چیزهایی که نمی‌تونه تحمل کنه

01:33:25.448 --> 01:33:26.982
،این که بتونی بی‌خبر از هردوشون بمیری

01:33:27.082 --> 01:33:28.417
...این

01:33:28.517 --> 01:33:32.121
این یه نعمتِ خیلی خاصه

01:34:06.021 --> 01:34:08.624
...کاری که کردم

01:34:11.460 --> 01:34:13.629
به خاطر تو بود

01:34:46.805 --> 01:34:52.965
« روی فریمن »

01:34:53.870 --> 01:34:57.540
خبرِ فوری از پرونده‌ی قتلی مربوط
به ده سال قبل در کالج واترفورد

01:34:57.640 --> 01:35:01.677
کشف مدارکِ جدید در پرونده قتل بی‌رحمانه‌ی
استاد روانشناسی جوزف ویدر

01:35:01.777 --> 01:35:04.881
مردی را که محکوم به اعدام بود تبرئه کرد

01:35:06.582 --> 01:35:10.319
آیزاک ساموئل 29 ساله
محکوم به قتلِ انتقامی بود

01:35:10.419 --> 01:35:14.790
و قرار بود یک ماه بعد
با تزریقِ مواد کُشنده بمیرد

01:35:18.494 --> 01:35:21.263
اما اطلاعاتِ آشکار شده
در پی قتل دو شخص که

01:35:21.363 --> 01:35:23.934
سه‌شنبه‌ی قبل در خانه‌ی متروکه‌ی ویدر رخ داده

01:35:24.034 --> 01:35:26.101
داستانِ متفاوتی روایت می‌کند

01:35:26.201 --> 01:35:28.737
سه شیء که توی این اتاق هست نام ببرین

01:35:28.837 --> 01:35:33.309
صندلی، لامپ... ساعت

01:35:33.409 --> 01:35:36.412
و سه شیء که توی این اتاق نیست

01:35:37.813 --> 01:35:41.350
شیشه‌ی شراب، روزنامه، تفنگ

01:35:43.485 --> 01:35:44.988
تاریخ امروز؟

01:35:45.087 --> 01:35:47.323
‏21 اکتبر

01:35:48.757 --> 01:35:50.659
محل تولدت؟

01:35:50.759 --> 01:35:52.595
لارکسویل، پنسیلوانیا

01:35:53.997 --> 01:35:55.497
اسمِ مادرتون؟

01:35:55.598 --> 01:35:56.832
فلورانس

01:35:57.968 --> 01:35:59.069
اسمِ پدرتون؟

01:35:59.168 --> 01:36:00.669
جرج

01:36:02.438 --> 01:36:04.206
مدرسه‌ی راهنمایی‌تون؟

01:36:04.640 --> 01:36:05.741
ساوث ساید

01:36:09.511 --> 01:36:10.512
خیلی خوبه

01:36:10.613 --> 01:36:13.215
به نظر میاد درمان خیلی مؤثر بوده

01:36:13.315 --> 01:36:16.352
حتماً خیلی لذت‌بخشه که
دوباره می‌تونید به یاد بیارید

01:36:19.521 --> 01:36:20.589
آره

01:36:20.689 --> 01:36:23.893
کارآگاه سابقی که ده سال قبل
،روی پرونده تحقیق کرده بود

01:36:23.994 --> 01:36:29.164
روی فریمن، در به دادگاه کشاندنِ
افراد مسئول نقش کلیدی داشت

01:36:29.264 --> 01:36:31.133
او از یک توطئه‌ی اجیر کردن قاتل پرده برداشت

01:36:31.233 --> 01:36:35.304
که در اداره‌ی پلیس شهرستان واشنگتن
و جامعه‌ی آکادمیک واترفورد ریشه داشت

01:36:35.404 --> 01:36:38.173
،آقای فریمن که کارآگاه پرافتخاری است

01:36:38.273 --> 01:36:41.777
چند سال قبل پس از یک تصادفِ رانندگی
...از نیروی پلیس کنار رفت

01:38:17.673 --> 01:38:20.709
.استاد ویدر دکتره
.اون سوگند خورده

01:38:20.809 --> 01:38:23.545
تا اونا رو از آسیب و بی‌عدالتی حفظ کنه

01:38:23.645 --> 01:38:26.883
خب، اونم سوگند خورده

01:38:26.983 --> 01:38:28.250
هردومون سوگند خوردیم

01:38:28.350 --> 01:38:31.054
تا در بیماری و سلامتی کنارِ هم باشیم

01:38:31.787 --> 01:38:33.990
اون شش ماه پیش به دیدن ویدر اومد

01:38:34.090 --> 01:38:36.358
در مورد یه آسیب روانی حل نشده

01:38:36.458 --> 01:38:39.195
می‌دونی، من حرفت رو باور نمی‌کنم

01:38:39.294 --> 01:38:41.563
...پدرِ الکلیش، اون

01:38:41.663 --> 01:38:44.833
اون نگران بود که داره همون الگوها رو
توی زندگیِ مشترکتون تکرار می‌کنه

01:38:45.300 --> 01:38:48.637
زنت آسیب‌پذیر بود
و ویدر ازش سوءاستفاده کرد

01:38:49.671 --> 01:38:51.640
متأسفم که مجبور شدم این رو بهت بگم

01:38:51.740 --> 01:38:55.912
خب، چرا میگی؟ هان؟
بدون هیچ دلیل خاصی؟

01:38:56.745 --> 01:38:59.715
می‌خوای باور کنم که تو یه آدمِ خیرخواهی

01:38:59.815 --> 01:39:02.886
که فقط فکر کرده باید بدونم
زنم با روانپزشکش می‌خوابه؟

01:39:02.986 --> 01:39:03.920
همینه؟

01:39:10.392 --> 01:39:12.028
در صورتی که مدرک می‌خوای

01:39:12.052 --> 01:39:14.705
« دایان »

01:39:16.933 --> 01:39:18.667
و چی توی این ویدیوئه؟

01:39:20.036 --> 01:39:21.537
زنت

01:39:54.369 --> 01:39:57.941
فقط بذار برم

01:39:58.373 --> 01:39:59.775
!ازم دور شو لعنتی

01:39:59.876 --> 01:40:01.978
.درو باز کن، دایان
!درو باز کن

01:40:02.078 --> 01:40:03.545
!دست از سرم بردار

01:40:03.645 --> 01:40:06.115
فقط بذار برم

01:40:27.603 --> 01:40:30.706
اوه! به همین زودی برگشتی؟

01:40:41.251 --> 01:40:44.187
!مـ...معذرت می‌خوام

01:40:57.766 --> 01:40:58.700
نه

01:41:22.724 --> 01:41:24.961
!پناه بر خدا

01:41:25.061 --> 01:41:26.262
!روی

01:42:11.707 --> 01:42:13.775
بیا انجامش بدیم

01:44:05.114 --> 01:44:15.374
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

01:44:15.398 --> 01:44:25.134
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

01:44:25.158 --> 01:44:35.158
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.