﻿WEBVTT

00:00:00.000 --> 00:00:06.000
<b><c.color00abfd> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده
  ..:: MiraMovie.org ::..</c></b>
  <b><c.colorFFC947> ..:: ZedMovie.com ::..</c></b>

00:00:06.030 --> 00:00:12.000
<b><c.color00abfd> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده
  ..:: MiraMovie.org ::..</c></b>
  <b><c.colorFFC947> ..:: ZedMovie.com ::..</c></b>

00:00:20.764 --> 00:00:23.812
‫دارم روی یک ایده‌ای کار می‌کنم

00:00:23.850 --> 00:00:30.455
‫یک‌جور کلاژه که توش نقش‌های
‫مختلفی رو بازی می‌کنم

00:00:30.494 --> 00:00:34.506
‫تو مایه‌های "اورلاندو". اون فیلمه که
‫تیلدا سْوینتِن توش بازی کرده دیدی؟

00:00:34.545 --> 00:00:38.296
‫درباره راحت شدن از شر
‫نقش‌هاییه که می‌ریم توشون

00:00:38.320 --> 00:00:42.071
‫و خودمون رو اسیرشون می‌کنیم

00:00:42.110 --> 00:00:44.030
‫مخصوصا به عنوان یک زن

00:00:45.911 --> 00:00:49.905
‫یک‌جور آیینه. می‌ری توی نقش‌های مختلف،
‫خودت رو ازشون پالوده می‌کنی،

00:00:49.943 --> 00:00:53.802
‫و  به یک مرحله والاتر با
‫آزادی بیشتر پا می‌گذاری

00:00:53.841 --> 00:00:58.679
‫طوری که دیگه گرفتار
‫این کلیشه‌ها نیستی

00:00:58.718 --> 00:01:02.385
‫دارم روی یک موزیکالش کار می‌کنم

00:01:02.423 --> 00:01:05.188
‫- یادت می‌آد؟
‫- همم

00:01:07.070 --> 00:01:10.199
‫آره، خودت گفته بودی.
‫داره ساخته می‌شه؟

00:01:10.238 --> 00:01:12.868
‫- نه، هنوز تو مرحله ایده‌پردازیه
‫- آهان

00:01:12.906 --> 00:01:20.394
‫ایده یک فیلم موزیکال
‫درباره معد‌ن‌چی‌های اسوالبارده

00:01:20.433 --> 00:01:26.442
‫- فیلم موزیکال درباره معدنچی‌های اسوالبارد؟
‫- آره. خیلی باحاله

00:01:26.481 --> 00:01:30.167
‫آره. خیلی جالبه.
‫تا حالا همچین چیزی نشنیدم

00:01:30.206 --> 00:01:35.198
‫بهرحال، برای فیلم‌برداری از
‫سیاهی لشگر هم استفاده می‌کنم

00:01:35.735 --> 00:01:43.396
‫اصل فیلم روی دوش سیاهی لشگره و
‫نقش معدن‌چی‌ها رو هم بازیگرها بازی می‌کنن

00:01:43.434 --> 00:01:45.450
‫تو این مایه‌هاست

00:01:45.489 --> 00:01:50.558
‫یعنی تو فیلمت سیاهی لشگر
‫از معدنچی‌های بازیگر فیلم می‌گیرن؟

00:01:51.076 --> 00:01:54.954
‫آره، و خود معدن‌چی‌ها

00:01:54.993 --> 00:01:58.948
‫- یعنی یک‌جور [فیلم] مِتا؟
‫- ساده بگم، آره

00:01:58.986 --> 00:02:04.727
‫اما دست‌آخر، معدن‌چی‌ها

00:02:04.766 --> 00:02:09.354
‫شروع می‌کنن به حرف زدن با سیاهی لشگر

00:02:09.393 --> 00:02:13.194
‫تا بفهمن که واقعا توی
‫کدوم دنیا زندگی می‌کنن

00:02:13.233 --> 00:02:16.305
‫و کار باید به کجا برسه که اعتصاب کنن

00:02:16.343 --> 00:02:22.026
‫چونکه دلشون می‌خواد با کارگردان واقعی
‫حرف بزنن، که نقشش رو من بازی می‌کنم

00:02:22.065 --> 00:02:24.004
‫خب، البته!

00:02:24.042 --> 00:02:29.572
‫وقتی من میام تو، جا می‌خورن

00:02:29.610 --> 00:02:34.545
‫چون من سندروم دان دارم،
‫و اون هم با یک هدف سیاسی...

00:02:37.214 --> 00:02:40.420
‫- بهرحال، ایده این‌جوریه
‫- از چه نظر سیاسیه؟

00:02:40.458 --> 00:02:46.103
‫از این نظر که یکی مثل من، با سندروم دان،
‫می‌تونه فیلمی به این خوبی بسازه

00:02:48.772 --> 00:02:49.866
‫خوبه

00:02:49.905 --> 00:02:57.316
‫آخر سر، سکانس [تو] جکوزی هست که
‫من وارد می‌شم، دست تو دست با این...

00:02:57.354 --> 00:03:00.407
‫آخرش دست در دست با بازیگرها
‫از جکوزی سر درمی‌آری؟

00:03:00.446 --> 00:03:06.954
‫آخرش فیلم رو تموم می‌کنیم،
‫اما بعدش بازیگرها می‌خوان...

00:03:06.993 --> 00:03:10.871
‫اون‌ها یک دسیسه می‌چینن
‫چونکه دارن شیفته من می‌شن

00:03:10.910 --> 00:03:16.689
‫- شیفته تو می‌شن؟
‫- آره، که کلی دسیسه درست می‌کنه

00:03:16.727 --> 00:03:22.487
‫فقط حواست باشه به جای سیاسی،
‫خودخواهانه‌ تمومش نکنی

00:03:22.526 --> 00:03:27.383
‫- آره، بیشتر می‌خوام سیاسی باشه
‫- موافقم

00:03:30.378 --> 00:03:32.990
‫ببخشید

00:03:33.028 --> 00:03:35.121
‫من از یک گربه نگهداری می‌کنم

00:03:35.159 --> 00:03:39.018
‫یک‌کمی حساسیت گرفتم

00:03:45.470 --> 00:03:48.522
‫مثل اون‌موقع که اون پناهنده‌های
‫سوری اومده بودن نروژ

00:03:48.561 --> 00:03:52.343
‫اون هم برای دو هفته،
‫کل فیسبوک [از اخبارش] پر شده

00:03:52.382 --> 00:03:57.201
‫مردم جلیقه‌های زرد پوشیدن و سلبریتی‌ها براشون
‫آشپزی می‌کردن. دو هفته بعد، تموم شد و رفت

00:03:57.239 --> 00:03:59.716
‫- آره. آماده ایم؟
‫- آره

00:03:59.754 --> 00:04:01.866
‫توروالد! توروالد!

00:04:01.905 --> 00:04:04.785
‫- دیگه بریم
‫- جمعیت زیاده؟

00:04:04.823 --> 00:04:09.662
‫بد نیست. می‌تونست بیشتر هم باشه.
‫تماشاچی‌های درست‌حسابی‌ای ان

00:04:09.700 --> 00:04:11.486
‫- همه نروژی ان؟
‫- نه، نه

00:04:11.524 --> 00:04:15.210
‫- به گمونم خوب از آب دربیاد، نه؟
‫- امیدوارم

00:04:18.186 --> 00:04:21.854
‫خیلی خوب. دیگه رفتی بالا

00:04:23.178 --> 00:04:27.940
‫- باید تمومش کنم
‫- بسیار خوب

00:04:27.978 --> 00:04:33.758
‫به دومین روز از جشنواره
‫فرهنگی نروژی آمریکایی خوش آمدید

00:04:34.295 --> 00:04:39.268
‫مفتخرم به معرفیِ
‫"سه رنگ ایبسِن".

00:04:39.306 --> 00:04:41.663
‫همچنین از سفارت نروژ

00:04:41.687 --> 00:04:44.068
‫ویزیت نروژ و وزارت امور خارجه
‫تشکر می‌کنم

00:04:49.847 --> 00:04:52.535
‫پییر، داری دروغ می‌گی

00:04:52.746 --> 00:04:56.490
‫نه، نمی‌گم

00:05:15.767 --> 00:05:23.255
‫تغییرات سیاسی به واسطه مو،
‫مایعات، پوست، وزن، بو، سوراخ‌ها

00:05:23.294 --> 00:05:28.209
‫و برآمدگی‌ها،
‫دیگه به روابط دهانی اشاره نکنم

00:05:28.247 --> 00:05:30.359
‫لب‌هامون لرزش دارن

00:05:30.398 --> 00:05:37.674
‫یک طرز فکر انتزاعی شفاف که مثل
‫یک آتش بزرگ دامن بشریت رو می‌گیره

00:05:37.713 --> 00:05:39.594
‫و راستی که آتشی هم در کاره

00:05:39.633 --> 00:05:44.548
‫و یک چیزی در جریانه که حاکی از دگرگونی،
‫بیداری، یا آرماگِدون* هست
‫نبرد نهایی خیر و شر

00:05:51.383 --> 00:05:54.033
‫یک حالت مُرده‌ای داره

00:05:54.071 --> 00:05:56.822
‫من رو به یاد گل‌های
‫توپی روز بعدش می‌اندازه

00:05:58.469 --> 00:06:00.906
‫- سلام، لارس
‫- گریت

00:06:00.945 --> 00:06:04.535
‫تو هم تو برنامه هستی؟

00:06:04.574 --> 00:06:08.721
‫با چند تا از بچه‌های
‫روی صحنه رفتم مدرسه

00:06:08.759 --> 00:06:13.406
‫- که این‌طور. بازیگری؟
‫- نه اون‌جوری

00:06:14.423 --> 00:06:16.247
‫که این‌طور

00:06:18.148 --> 00:06:21.066
‫- تو چه می‌کنی؟
‫- من رو نمی‌شناسی؟

00:06:21.105 --> 00:06:24.917
‫شوخی کردم. من رپر ام

00:06:24.941 --> 00:06:28.650
‫- موسیقی می‌سازم
‫- آهان

00:06:28.689 --> 00:06:31.473
‫بعضی وقت‌ها هم متن‌هام رو بلند بلند می‌خونم

00:06:31.511 --> 00:06:36.369
‫یک مدتی خارج زندگی می‌کردم،
‫گمونم برای همینه که...

00:06:36.407 --> 00:06:39.518
‫طوری نیست. این‌جا زندگی می‌کنی؟

00:06:40.055 --> 00:06:42.302
‫نه. الان تو اسلو زندگی می‌کنم

00:06:42.340 --> 00:06:48.926
‫اومدم این‌جا که
‫حامی ناشناس او باشم

00:06:48.983 --> 00:06:51.556
‫نباید بخندی

00:06:51.594 --> 00:06:55.550
‫یعنی، البته، وقتی تورولد دیگه اون‌قدری
‫کشته-مرده من نیست که او الان هست

00:06:55.588 --> 00:06:58.545
‫وقتی که رقصیدنم دیگه لطفی براش نداره

00:06:58.602 --> 00:07:02.212
‫الان تبادل فرهنگی،
‫ملاک‌های تازه‌ای تو بحث گونه‌گونی داره

00:07:02.250 --> 00:07:06.167
‫برای همین او رو به عنوان یک
‫به اصطلاح بهونه، به تئاتر آوردن

00:07:06.206 --> 00:07:11.159
‫یک "حامی ناشناس"
‫دقیقا چه‌کار می‌کنه؟

00:07:11.198 --> 00:07:15.748
‫او، یعنی مارتا، اسمش مارتاست،
‫چند تا کتاب منتشر کرده، دو تا

00:07:15.786 --> 00:07:18.590
‫که ناشرش، ناشر کارهای کارل اوه کناسگوره*
‫نویسندهٔ نروژی*

00:07:18.628 --> 00:07:23.466
‫خیلی جربزه داره،
‫زیر بار حامی داشتن نمی‌ره

00:07:23.505 --> 00:07:27.172
‫تئاتر برعکس فکر می‌کنه،
‫ولی نمی‌تونن به شکل رسمی ملزمش کنن

00:07:27.210 --> 00:07:30.033
‫باید فضا رو برای مهمون بعدی خالی کنیم

00:07:30.071 --> 00:07:32.260
‫- ببخشید...
‫- آندرس، یک قهوه برات بیارم؟

00:07:32.298 --> 00:07:35.966
‫- عالی می‌شه. سلام آندرس
‫- لارس. خوشوقتم

00:07:36.023 --> 00:07:38.039
‫مجموعه‌ت روی یوتیوب رو نگاه کردم

00:07:38.078 --> 00:07:40.919
‫- عالی بود!
‫- سلام، آندرس

00:07:40.958 --> 00:07:44.433
‫- خوشحالم می‌بینمت
‫- من هم. دسخوش

00:07:44.471 --> 00:07:46.718
‫- سلام!
‫- شما کجا این‌جا کجا!

00:07:50.193 --> 00:07:51.268
‫چیزی برات بیارم؟

00:07:51.306 --> 00:07:53.956
‫- تو فیلم ساختی؟
‫- اقتباسی از بهار

00:07:53.994 --> 00:07:56.894
‫- مارته رو دیدی؟
‫- سلام! آندرس تی. آندرسن. خوشوقتم

00:07:56.932 --> 00:08:00.042
‫- مارته همین الان روی صحنه بود
‫- سلام عرض شد

00:08:00.081 --> 00:08:03.940
‫- ماتیس هرمان نیکوْیست
‫- حال شما؟

00:08:03.978 --> 00:08:08.586
‫- پترونلا! چه جور هم!
‫- مستقیم از لس آنجلس؟

00:08:08.625 --> 00:08:15.383
‫خب راستش ما لوس آنجلس بودیم.
‫یک رویکرد مشارکتی داریم، برای همین...

00:08:15.422 --> 00:08:18.069
‫باحاله که می‌خواد نقش
‫اصلی رو بده به خودش

00:08:18.093 --> 00:08:20.951
‫آیا این یک ویژگی
‫شخصیتیه که اون‌قدرها...

00:08:20.990 --> 00:08:25.828
‫اون روزها برداشت‌های آزمایشی زیادی
‫داشتم: صحبت‌هامون رو یادمه، گفتی که:

00:08:25.866 --> 00:08:32.414
‫"بیخیال حرف مدیر انتخاب بازیگران
‫شو. کار خودت رو بکن"

00:08:32.452 --> 00:08:34.526
‫من گفتم؟

00:08:34.564 --> 00:08:37.559
‫دیگه پیر شده. اما هنوز خوشتیپه

00:08:37.598 --> 00:08:41.438
‫- بد شد که تو هتل ما نمی‌مونه
‫- خبر داری کجا می‌مونه؟&gt;

00:08:41.975 --> 00:08:47.966
‫خودم به شخصه "یو نسبو" (نویسنده)
‫رو ترجیح می‌دم. خیلی خشن و سنگینه

00:08:48.004 --> 00:08:51.652
‫- کتاب‌هاش هم خیلی باحاله
‫- آره

00:08:51.690 --> 00:08:55.511
‫به نظرم "کارل او" مرد امروزی می‌آد

00:08:55.550 --> 00:09:00.311
‫لارس والار یک کار سفارشی
‫نوشته به اسم: "ملازمین خداوند"

00:09:00.350 --> 00:09:05.054
‫به خود درونی‌تون نگاه
‫کنید. نگردید. فقط پیدا کنید

00:09:05.092 --> 00:09:11.025
‫بگذارید حق وارد بشه.  حالا هرچی که باشه،
‫نتیجه می‌ده

00:09:11.063 --> 00:09:13.770
‫ما آدم‌های بَد-دِلی شدیم

00:09:13.809 --> 00:09:17.918
‫- دیگه تافت نزن
‫- یک کوچولو. این هم از کرو کات‌ت (مدل مو)

00:09:18.436 --> 00:09:22.718
‫- نمی‌ری بیرون؟
‫- همین‌جوری که خودم هستم خوبه

00:09:23.236 --> 00:09:29.150
‫گمونم امشب دوباره می‌خواهی
‫با ماتیس و اون رفقا بری بیرون؟

00:09:29.188 --> 00:09:33.930
‫گفتم یک‌کم مرخصی به‌ت بدم،
‫و تا با بازیگرها بیرونی

00:09:33.969 --> 00:09:36.646
‫یک گشت و گذاری بکنم

00:09:36.670 --> 00:09:38.634
‫خوبه. بعدا پیام‌کاری می‌کنیم

00:09:38.673 --> 00:09:42.436
‫پس داری می‌گی که،
‫پول داشتن خوبه. چرا فیلم؟

00:09:42.474 --> 00:09:45.476
‫یک مقاله جدید از کناسگور* خوندم

00:09:45.500 --> 00:09:48.388
‫که می‌گفت ادبیات تنها بستریه که

00:09:48.426 --> 00:09:54.244
‫ظرفیت توصیف دقیق
‫کارکرد روح رو داره

00:09:54.282 --> 00:09:56.318
‫و من می‌خواستم این
‫صحبت رو به چالش بکشم

00:09:56.836 --> 00:10:03.575
‫همین‌طور باید مواظب باشیم
‫که خیلی مغروق در خود نشیم

00:10:03.614 --> 00:10:07.799
‫[و] به عنوان آفریننده
‫خیلی خودمحورانه عمل نکنیم

00:10:35.255 --> 00:10:38.442
‫- قبلا فال گرفتی؟
‫- نه

00:10:38.481 --> 00:10:41.246
‫نترس

00:10:49.828 --> 00:10:53.630
‫این‌ ظاهر خوشی نداره

00:10:53.668 --> 00:10:57.662
‫این هست، و این نیست.
‫ اساسا [کارت] برج...

00:10:57.700 --> 00:11:02.308
‫اون‌جور که من دوست دارم برداشت کنم،
‫به این معناست که

00:11:02.346 --> 00:11:07.089
‫تو باید یک تصمیم بزرگ تو زندگی‌ت
‫می‌گرفتی که داری پشت گوش می‌اندازی‌ش

00:11:07.127 --> 00:11:11.946
‫که یعنی، می‌دونی... اگه برج آتش گرفته باشه،
‫آدم‌ها باید ازش بپرن بیرون

00:11:11.985 --> 00:11:14.770
‫دیگه حق انتخابی نداری

00:11:14.794 --> 00:11:17.668
‫باید بری جلو،
‫حالا خوشت بیاد یا نیاد

00:11:17.706 --> 00:11:22.372
‫قشنگ یک همچین احساسی داری،
‫احساس به دام‌افتادگی

00:11:22.410 --> 00:11:24.254
‫راه دررو رو هم پیدا نمی‌کنی

00:11:24.292 --> 00:11:27.917
‫باید درست نگاه کنی ببینی

00:11:27.941 --> 00:11:31.185
‫چی می‌خواهی، کی هستی،
‫تا از پسش بربیایی

00:11:31.223 --> 00:11:36.849
‫چون خوشت بیاد یا نیاد اتفاق
‫می‌افته. همین الان هم در حال رخ دادنه

00:11:36.887 --> 00:11:41.591
‫سه تا تکه از این‌جا دربیار

00:11:44.567 --> 00:11:50.500
‫پای کلاغه. این به نشانه‌ها مربوطه،
‫به توجه برای دریافت پیام

00:11:50.538 --> 00:11:56.894
‫یعنی نیای مادری‌ت داره تلاش می‌کنه
‫پیامی رو به‌ت برسونه، اما تو حواست نیست

00:11:58.007 --> 00:12:02.001
‫این‌جا واستا و دست‌هات رو باز کن

00:12:02.039 --> 00:12:05.008
‫این مریم‌گُلیه. برای زدودن شَر

00:12:05.032 --> 00:12:07.492
‫از محیط و آدم‌ها استفاده می‌شه

00:12:30.570 --> 00:12:34.698
‫برای اون‌هایی‌تون که انجامش ندادید،
‫جفت‌هایی رو نگاه کنید که انجامش دادن

00:12:35.236 --> 00:12:41.226
‫این‌طرفی به صف شید...
‫حواس‌تون جمع باشه... فعلا تماشا کنید

00:12:45.892 --> 00:12:51.844
‫- می‌شه این‌طرفی بشی، فابیان؟
‫- آره

00:12:53.668 --> 00:12:57.642
‫حالا تیراندازی تویی جِی.پی. تَق!

00:12:59.505 --> 00:13:01.463
‫تا آخر دنباله‌روش باشید

00:13:08.298 --> 00:13:10.833
‫بیا این‌جا

00:13:11.985 --> 00:13:15.038
‫کمکم می‌کنی تمومش کنم؟

00:13:15.575 --> 00:13:17.649
‫حتما

00:13:18.724 --> 00:13:20.663
‫جابجا کنید

00:13:27.172 --> 00:13:29.438
‫دست مقدس

00:13:29.975 --> 00:13:32.990
‫قلب مقدس

00:13:33.028 --> 00:13:35.754
‫چهره مقدس

00:13:52.190 --> 00:13:56.126
‫- خب، خوبه. ممنون!
‫- سلام

00:13:56.164 --> 00:13:59.850
‫- ممنون که یک‌هو این‌جا سبز شدی
‫- ممنون

00:13:59.889 --> 00:14:05.406
‫همین‌طور که می‌بینید، ما امیدوارم یکی
‫کمک‌مون کنه که چرخه خشونت رو متوقف کنیم

00:14:05.431 --> 00:14:07.480
‫- کل هدف این اجرا همینه.
‫- آره. درسته

00:14:07.505 --> 00:14:10.487
‫که یک دنیا معنی داره

00:14:10.526 --> 00:14:17.226
‫از خوش‌اقبالی ما بود که این‌جا پیدات شد.
‫باید با مشارکت‌کننده‌های واقعی تمرین کنیمش

00:14:17.265 --> 00:14:18.414
‫آهان، خیلی خوبه

00:14:18.438 --> 00:14:21.278
‫اسم گروه ما، "تئاتر زنده" هست

00:14:21.796 --> 00:14:25.118
‫- جدی؟
‫- آره. ما یک گروه قدیمی هستیم

00:14:25.655 --> 00:14:31.473
‫- همون تئاتر زنده قدیمی؟ اون شمایید؟
‫- خودمونیم. [گروه] هنوز هم زنده‌ست!

00:14:31.665 --> 00:14:35.639
‫این نمایشی که این‌جا داریم
‫اسمش "آپوکاتاستاسیس" هست

00:14:35.678 --> 00:14:38.446
‫داریم تمرین می‌کنیم تا برای
‫جشنواره تابستونی امسال آماده بشیم

00:14:38.470 --> 00:14:41.073
‫اسم جشنواره "مرد سوزان" هست،
‫توی کویر

00:14:41.111 --> 00:14:45.066
‫جدی! مرد سوزان؟ خوبه

00:14:45.105 --> 00:14:49.041
‫بیست و یک سالم که بود داشتم بخش
‫[آگهی] صنعت سرگرمی رو نگاه می‌کردم

00:14:49.079 --> 00:14:51.675
‫من هم این‌کار رو می‌کردم

00:14:51.699 --> 00:14:54.647
‫بیشتر [آگهی‌ها] برای آزمون هنرپیشگی
‫فیلم‌های بزرگ‌سال و پورن بود،

00:14:54.686 --> 00:14:59.524
‫همین‌جوری داشتم تاب می‌خوردم که
‫چشم خورد به یک‌چیزی، "تئاتر زنده"

00:14:59.562 --> 00:15:05.111
‫برای شرکت تولیدات پورن اسم خیلی مزخرفی بود،
‫پس گفتم حتما باید یک تئاتر راستکی باشه

00:15:05.150 --> 00:15:08.364
‫من رو یاد اون حرف جودیت انداخت

00:15:08.388 --> 00:15:11.774
‫با حروف سرخ روی
‫پس‌زمینه مشکی نوشته بود:

00:15:11.812 --> 00:15:19.454
‫"چارچوب‌های مغز ما هستند که
‫سیستم‌های اجتماعی رو می‌سازند"

00:15:19.492 --> 00:15:22.545
‫و وظیفه ما هنرمندان ایجاب می‌کنه
‫که این چارچوب‌های ذهنی رو بشکنیم

00:15:22.602 --> 00:15:26.462
‫- تا سیستم‌های اجتماعی هم شکسته بشه"
‫- عجب. چقدر عمیق

00:15:26.500 --> 00:15:29.380
‫التهاب سفید

00:16:00.791 --> 00:16:03.767
‫حالا در چه حالی،
‫گری-جَنت؟ یا گریت؟

00:16:03.806 --> 00:16:07.511
‫فعلا دارم روی یک اثر آئینی کار می‌کنم

00:16:07.550 --> 00:16:11.562
‫هدف کار، دامن زدن به سنت‌شکنی‌ایه
‫که داریم باهاش روبرو می‌شیم

00:16:11.601 --> 00:16:16.266
‫برای دفن کردن سرمایه‌داری و
‫پدرسالاری. آخرش هم با یک زنجیره انسانی

00:16:16.305 --> 00:16:21.815
‫دورتا دور آب‌دره اسلو تموم می‌شه.
‫همه لباس سفید می‌پوشن، دست در دست

00:16:21.854 --> 00:16:25.866
‫می‌خوام التهاب جامعه‌مون
‫رو به شکل بصری دربیارم

00:16:25.905 --> 00:16:29.726
‫شورای هنرها داره
‫درخواستم رو بررسی می‌کنه...

00:16:29.764 --> 00:16:31.761
‫خوبه

00:17:04.996 --> 00:17:10.007
‫آن دم که سرازیر
‫شدم در رودهای سرد

00:17:10.046 --> 00:17:14.078
‫دریافتم که دریانوردان
‫دیگر راهبرم نیستند

00:17:14.615 --> 00:17:17.802
‫چرا که سرخ‌پوستان پرهیاهو آماج تیرشان کردند

00:17:17.841 --> 00:17:22.410
‫و برهنه بر تیرک‌های رنگین میخکوبشان کردند

00:17:22.449 --> 00:17:26.366
‫من برای آن پاروزنان چیزی نبودم

00:17:26.404 --> 00:17:30.033
‫جز حامل گندم فلاندری و کتان انگلیسی

00:17:30.398 --> 00:17:34.775
‫و زمانی که سرانجام آن هیاهو و
‫همهمه بر سر پاروزنان پایان یافت

00:17:34.814 --> 00:17:38.596
‫آبها مرا به خود وانهادند تا روان
‫شوم به هر سو که می خواستم

00:17:38.903 --> 00:17:45.450
‫برای رامبو، هنر فقط  وسیله‌ای بود و بس: او
‫می‌خواست به چیزی برسه بَس سهمگین‌تر

00:17:45.489 --> 00:17:47.678
‫شعری که خودش زندگی باشه

00:17:48.196 --> 00:17:50.914
‫خیلی‌ها به هنرمند بودن و

00:17:50.938 --> 00:17:54.090
‫کارگر فرهنگی بودن راضی
‫ان - به زندگی توی دایره امن

00:17:54.129 --> 00:17:59.889
‫اما به نظرم رامبو می‌خواست بیرون بزنه، و به
‫سوی ‌چیزی به مراتب خطرناک‌تر بره: خود زندگی

00:18:04.881 --> 00:18:09.316
‫به به!
‫سلام، پیچِز!

00:18:17.956 --> 00:18:21.143
‫- سلام!
‫- تو هتل می‌مونه

00:18:21.182 --> 00:18:24.042
‫- این‌یکی خوشگله
‫- آره، خیلی قشنگه

00:18:24.081 --> 00:18:28.574
‫خیلی‌ها حرفش رو شنیدن، ولی برای
‫بیشتری‌ها خیلی کوچکه. بالاتنه‌ش خیلی کوتاهه

00:18:33.316 --> 00:18:36.561
‫می‌خواهی بری تو بالکن؟

00:19:45.412 --> 00:19:50.423
‫وقتی بسیاری از تخیلات باهم تلاقی
‫کنن و چیز بزرگ‌تری رو متبادر کنن

00:19:50.462 --> 00:19:53.150
‫محتوای ناشناخته‌ای به بیرون درز پیدا می‌کنه

00:19:53.188 --> 00:19:57.278
‫یک صدا یا بدن سومین

00:19:57.815 --> 00:20:01.339
‫در عجبم که آیا کسی،
‫یعنی فرد به تنهایی،

00:20:01.363 --> 00:20:04.670
‫تنها از طریق شهود به امر
‫ناشناخته دست پیدا می‌کنه [یا نه]

00:20:04.708 --> 00:20:07.434
‫که تازه، همون‌جوری که می‌دونیم، [شهود]
‫این روزها به ندرت مورد استفاده قرار می‌گیره

00:20:07.473 --> 00:20:11.447
‫به این خاطر هم هست که کسی نمی‌دونه
‫چطور باید با یک پنداره سیال سر و کله بزنه

00:20:11.486 --> 00:20:15.422
‫از اون آلبالو‌ها...
‫دیگه تولید نمی‌شه؟

00:20:15.460 --> 00:20:18.340
‫آره گمونم، بگذار ببینم این‌جا نداریم

00:20:27.998 --> 00:20:32.798
‫- حس می‌کنم که زندگیم مثل داستانه
‫- یعنی توی داستان هستی؟

00:20:33.316 --> 00:20:36.599
‫به گمونم توی یک داستانم.
‫تنها، تو دل ترس و لرزم

00:20:36.638 --> 00:20:40.382
‫تنهایی آسیب می‌بینم. خوب نیست

00:20:40.420 --> 00:20:42.321
‫- می‌خواهی؟
‫- نه، خودت بزن

00:20:42.378 --> 00:20:45.124
‫اما می‌دونی، راستش من نمی‌تونم...

00:20:53.890 --> 00:20:57.634
‫فهرست کمک‌هزینه وزارت فرهنگ

00:21:15.912 --> 00:21:20.463
‫- شورای هنری، بفرمایید
‫- سلام. اسم من گریت دال هست

00:21:20.501 --> 00:21:23.277
‫یک درخواست برای یک
‫کار نمایشی فرستاده بودم

00:21:23.301 --> 00:21:25.416
‫به اسم، "التهاب سفید"

00:21:25.474 --> 00:21:28.508
‫ممکنه دلایل رد شدنش رو بگید؟

00:21:29.045 --> 00:21:32.962
‫- می‌خواهید شکواییه بنویسید؟
‫- نه. فقط دلایلش رو می‌خوام

00:21:33.000 --> 00:21:35.551
‫امکانش هست،
‫اما اول باید یک درخواست پر کنید

00:21:35.575 --> 00:21:37.916
‫لطفا اسم‌تون رو بگید

00:21:37.973 --> 00:21:41.564
‫گری-جَنت دال.- دال...

00:21:42.773 --> 00:21:45.519
‫- آه، درخواست مورد شما رد نشده
‫- چی؟

00:21:45.557 --> 00:21:49.378
‫- درخواست شما اصلا قبول نشده [تا رد شه]
‫- چی؟

00:21:49.416 --> 00:21:55.215
‫اجازه بدید. دارم به سوابق‌تون نگاه
‫می‌کنم. تحصیلات رسمی ملاک نیست،

00:21:55.253 --> 00:21:59.055
‫اما [عدم تحصیل] باید با تجربه قابل
‫قبول امر تولید جبران شده باشه

00:21:59.093 --> 00:22:01.839
‫اما...

00:22:04.008 --> 00:22:06.562
‫ببخشید، من باید...

00:22:26.108 --> 00:22:29.621
‫من برای عضلات
‫درشت برنامه‌ای ندارم

00:22:29.660 --> 00:22:33.653
‫فقط استقامت، به طور کلی

00:22:33.692 --> 00:22:36.591
‫جای درستی اومدی

00:22:41.352 --> 00:22:43.311
‫استقامت...

00:22:44.252 --> 00:22:48.725
‫بالایی پا بزن. یک، دو...

00:22:51.740 --> 00:22:53.525
‫خیلی آسونه

00:22:53.564 --> 00:22:55.868
‫فشارشون بده به هم

00:22:58.364 --> 00:23:01.320
‫- چند کیلو؟
‫- چهار

00:23:01.359 --> 00:23:05.237
‫بخش بزرگی‌ش به سلامت روان برمی‌گرده

00:23:05.276 --> 00:23:10.882
‫تو تمام کسایی که این سال‌ها
‫تمرین‌شون دادم این رو دیدم

00:23:10.920 --> 00:23:15.740
‫- از نظر ذهنی رشد کردن رو؟
‫- بگذار نشونت بدم

00:23:15.778 --> 00:23:17.660
‫این همون بخشه

00:23:19.503 --> 00:23:21.788
‫تو چه‌کاره ای؟

00:23:22.306 --> 00:23:27.202
‫من هنرمندم. روی آیین‌های
‫درحال توسعه کار می‌کنم

00:23:29.295 --> 00:23:32.148
‫همین حالا هم یک پروژه
‫گنده دارم

00:23:32.172 --> 00:23:34.920
‫یک مناسک دسته‌جمعی که
‫کل شهر رو در بر می‌گیره

00:23:34.959 --> 00:23:39.816
‫اگه از این کار لذت می‌بری، عالیه

00:23:39.855 --> 00:23:41.871
‫خوب پیش می‌ره؟

00:23:41.909 --> 00:23:46.748
‫شبکه پشتیبانی‌م ضعف داره

00:23:47.285 --> 00:23:54.293
‫باید یک درخواست برای
‫شورای هنری بفرستی

00:23:54.332 --> 00:23:58.824
‫موضوع اینه که،
‫درخواستم رو قبول نکردن

00:23:58.863 --> 00:24:02.664
‫به‌م گفتن که صلاحیت لازم
‫رو برای متقاضی شدن ندارم

00:24:02.703 --> 00:24:07.676
‫- پس درخواستت رد شد؟
‫- بفهمی نفهمی، آره

00:24:07.714 --> 00:24:11.439
‫اما، عزیزم... باز هم...

00:24:11.477 --> 00:24:15.413
‫نصیب و قسمت از این بدتر هم خیلی داریم

00:24:15.452 --> 00:24:19.004
‫حالا یک بار رد شدی دیگه. که چی؟

00:24:19.042 --> 00:24:21.810
‫ما تو بهترین کشور دنیا زندگی می‌کنیم

00:24:21.834 --> 00:24:23.016
‫آره

00:24:23.055 --> 00:24:27.797
‫حرف من نیست ها. حرف
‫سازمان ملله. تسلیم نشو!

00:24:27.836 --> 00:24:33.461
‫اون‌ها خیلی سفت و سخت می‌گیرن.
‫همه‌ش به‌خاطر طبقه‌بازی و پارتی‌بازیه

00:24:33.500 --> 00:24:36.514
‫- وزارت فرهنگ...
‫- عجب اداره گهی هم هست

00:24:36.552 --> 00:24:38.511
‫باید در اون‌جا رو از پاشنه دربیاری

00:24:38.549 --> 00:24:44.252
‫شاید کمی بلندپروازانه
‫بود. اما پروژه عظیمی بود

00:24:44.290 --> 00:24:47.842
‫با یک بودجه کَلون.
‫شاید اون‌ها...

00:24:47.880 --> 00:24:52.565
‫این بخش الان تموم می‌شه.
‫بیا تمرین کنیم و قوی‌ت بکنیم

00:24:52.604 --> 00:24:56.655
‫- هم روانی و هم جسمی
‫- خیلی خوب

00:24:56.693 --> 00:25:00.591
‫گوش کن، زندگی فانیه

00:25:00.629 --> 00:25:05.218
‫یک‌جایی به آخر برسه.
‫از زانوی غم بغل گرفتن چه سود؟

00:25:05.256 --> 00:25:09.308
‫آره، و چیزی که او می‌خونه دقیقا
‫درباره همون اتفاقیه که برای تو افتاد

00:25:48.380 --> 00:25:52.508
‫سلام. من اومدم لارس اوینو رو ببینم،
‫توی تئاترِ شقاوت

00:25:55.176 --> 00:25:57.231
‫سلام! من تازگی‌ها نیویورک بودم

00:25:57.269 --> 00:26:00.898
‫تئاتر زنده رو اون‌جا
‫دیدم. بِرد سلام می‌رسونه

00:26:00.936 --> 00:26:06.620
‫- بِرد برژس. یک لحظه وقت دارید؟
‫- البته

00:26:06.658 --> 00:26:08.655
‫خیلی ممنونم

00:26:08.770 --> 00:26:14.588
‫چند روز پیش آمازوناس رو این‌جا دیدم،
‫باید بگم که خیلی الهام‌بخش بود

00:26:15.106 --> 00:26:18.159
‫مخصوصا از اون کیسه پلاستیکی
‫که تا شده بود خیلی خوشم اومد

00:26:18.197 --> 00:26:21.999
‫- درسته. اون خانم، توی صحنه افتتاحیه
‫- آره

00:26:23.016 --> 00:26:30.562
‫جوری اون صحنه به درازا کشید. این‌که
‫یک‌چیز پیش‌پا افتاده این‌قدر عجیب شد...

00:26:30.600 --> 00:26:32.540
‫مال لهستانه

00:26:33.480 --> 00:26:38.319
‫نمایشنامه‌ش مال لهستانه،
‫بعد از ریزش دیوار برلین

00:26:38.357 --> 00:26:41.218
‫یعنی قبل از 1990،
‫قبل از سقوط دیوار

00:26:41.256 --> 00:26:48.168
‫خانم‌های مسن کیسه‌-پلاستیک‌هایی رو که
‫از غرب می‌اومد تو بازار سیاه می‌فروختن‌

00:26:48.706 --> 00:26:52.028
‫می‌نشستن اون‌جا و کیسه‌ها رو تا
‫می‌کردن تا برای فروش قشنگ‌تر بشن

00:26:52.565 --> 00:26:54.773
‫ما کیسه‌های پلاستیک رو می‌اندازیم
‫دور. برای ما ارزشی ندارن

00:26:54.812 --> 00:26:58.575
‫اما اون گذاشتش تو مرکز توجه، و به
‫چیزی که ما می‌اندازیم دور کلی اهمیت می‌داد

00:26:58.613 --> 00:27:01.271
‫یک‌هویی یک کیسه پلاستیک
‫به چیزی تبدیل شد که...

00:27:01.295 --> 00:27:03.490
‫مردم تازه تونستن بفهمن چیه.

00:27:03.528 --> 00:27:05.986
‫- یا این‌که چی نیست
‫- جدی؟

00:27:06.024 --> 00:27:08.981
‫مثل کیمیاگریه

00:27:09.922 --> 00:27:13.858
‫یکی از دلایلی که
‫به‌خاطرش اومدم این‌جا همینه

00:27:13.896 --> 00:27:16.642
‫من خودم کارهای نمایشی می‌کنم

00:27:16.680 --> 00:27:20.712
‫ولی مثل خیلی‌ها، هیچوقت آکادمی هنر نرفتم

00:27:20.751 --> 00:27:27.279
‫از هنرستان رومریک رفتم لوس آنجلس،
‫مدتی هم اون‌جا موندم

00:27:27.317 --> 00:27:31.272
‫بعد چند تا آشنا تو برلین جور کردم،
‫یک مدت رفتم و اومدم

00:27:31.311 --> 00:27:37.685
‫اما بیشتر از همه با یک گروه
‫تئاتر مستقل تو آلابورگ کار می‌کردم

00:27:37.724 --> 00:27:41.621
‫- بیشتر، خودشون کارها رو طراحی می‌کردن
‫- صحیح

00:27:41.660 --> 00:27:44.828
‫و کاری که الان می‌کنم، خلاصه بگم

00:27:45.365 --> 00:27:52.200
‫یک پروژه‌ست که بیشتر شبیه
‫یک مناسک آیینیه. به عبارتی..

00:27:52.239 --> 00:27:57.308
‫یک عبارتی براش ساختم،
‫"التهاب سفید"

00:27:57.826 --> 00:28:01.032
‫که به گمونم اسکاندیناوی
‫رو مثل یک چادر می‌پوشونه

00:28:01.071 --> 00:28:05.640
‫مثل یک‌جور
‫خواب‌رفتگی. مثل یک افیون

00:28:05.679 --> 00:28:10.536
‫یک بی‌حسی، ناتوانی از اقدام،
‫یک عافیتی که...

00:28:10.575 --> 00:28:14.549
‫آرتو توی کتابش،
‫"تئاتر و همزادش" می‌گه

00:28:14.588 --> 00:28:19.330
‫برای آسیایی‌ها،
‫رنگ سفید با پوسیدگی هم‌معناست

00:28:19.368 --> 00:28:21.192
‫- درسته!
‫- طاعون

00:28:21.231 --> 00:28:24.015
‫طاعون.
‫خب، خیلی هم جور در می‌آد

00:28:24.053 --> 00:28:31.695
‫سنت‌شکنی‌ای که درحال حاضر باهاش
‫روبرو هستیم، تغییر ناگزیر، می‌تونه...

00:28:31.733 --> 00:28:37.263
‫شاید ترس و بیزاری ناخودآگاهی رو تجربه کنیم،
‫اما چی می‌شه اگه ترجیح بدیم...

00:28:37.301 --> 00:28:40.014
‫من خواستم یک آیینی
‫بسازم که به کمکش

00:28:40.038 --> 00:28:42.965
‫این تغییرات رو بپذیریم،
‫و باهم واردش بشیم

00:28:43.004 --> 00:28:46.037
‫و برای همین هم اومدم این‌جا

00:28:46.076 --> 00:28:52.661
‫احیانا این چیزی نیست که
‫شما مشتاق تهیه‌کنندگی‌ش باشید؟

00:28:52.700 --> 00:28:59.535
‫ببخشید، ولی من برای دیگران تهیه‌کنندگی
‫نمی‌کنم. کارهای خودم به قدر کافی وقت‌گیر هستن

00:28:59.573 --> 00:29:03.548
‫کاملا متوجه ام،
‫ولی بیشتر کار انجام شده

00:29:04.085 --> 00:29:08.271
‫شورای هنری کلی
‫تشریفات اداری داره

00:29:08.309 --> 00:29:15.068
‫من ترتیب همه کارها رو می‌دم، اما با این
‫فرمالیته‌های اداری یک‌کمی گرفتاری دارم

00:29:20.770 --> 00:29:25.205
‫تازه، خیلی برای من ارزشمنده که

00:29:25.263 --> 00:29:30.216
‫تا به درک عمیقی از روند کار شما برسم،
‫و این‌که چطور...

00:29:30.255 --> 00:29:37.148
‫پس اگه نیازی به کمک داشتید،
‫من می‌تونم...

00:29:52.124 --> 00:29:58.018
‫بچه‌ها، ایشون گریته. هنرمند نمایشیه
‫و با بچه‌های [تئاتر] زنده هم در ارتباطه

00:29:58.056 --> 00:30:00.764
‫طی مدت نمایش به ما کمک می‌کنه

00:30:00.802 --> 00:30:02.799
‫شقاوت

00:30:09.404 --> 00:30:15.221
‫- حالا جا افتاد
‫- شراب؟ چیز کمیابیه

00:30:15.260 --> 00:30:19.925
‫- این‌قدر خوب بود؟
‫- نه که این‌قدر خوب بوده باشه

00:30:19.964 --> 00:30:22.997
‫- آه، دستت درد نکنه
‫- سرت درد نکنه

00:30:23.036 --> 00:30:24.936
‫خیلی محبت کردی

00:30:24.975 --> 00:30:27.778
‫کیسه پلاستیک نباید
‫ما رو خیلی ساکت بکنه

00:30:27.816 --> 00:30:32.482
‫انگار اینجوریه که بازیگر
‫تحت تاثیر سکوت قرار می‌گیره

00:30:32.540 --> 00:30:35.708
‫انگار احساس نیاز می‌کنن
‫که به آرومی با کیسه کار کنن

00:30:36.226 --> 00:30:41.256
‫نیازی نیست. می‌شه سکوت رو
‫با محکم تا کردن کیسه خنثی کرد

00:30:41.295 --> 00:30:44.309
‫می‌شه برهم زدش. اول بادقت،
‫اما بعد...

00:30:44.348 --> 00:30:48.840
‫این کار بی نام و نشونه.
‫هیچ بازیگری در معرض نمایش نیست

00:30:48.879 --> 00:30:53.813
‫باید نگاه کنیم ببینیم
‫بازیگری این‌جا هست یا نه

00:30:53.852 --> 00:30:57.365
‫و این خیلی جالبه،
‫همچین نمایش‌هایی کمیابه

00:30:57.404 --> 00:31:03.164
‫یعنی باید مجدانه نگاه کنی
‫ببینی این یک نمایش راستکیه یا نه

00:31:03.202 --> 00:31:07.925
‫تو حالت عادی، بازیگرها خودشون رو
‫نشون می‌دن. اما این‌جا قضیه چیز دیگه‌ست

00:31:07.964 --> 00:31:12.168
‫مردم جا می‌خورن که "چطور
‫هنوز دارن همچین کاری می‌کنن؟"

00:31:12.706 --> 00:31:16.584
‫این بچه‌گانگی محض،
‫تماشاچی‌ها رو خسته می‌کنه

00:31:16.623 --> 00:31:20.655
‫خیلی ضایع‌ست که تبدیل
‫بشه به یک‌چیزی مثل...

00:31:20.693 --> 00:31:24.514
‫ولی بعد که به مرز جنون برسه،
‫شاید جذاب بشه

00:31:24.552 --> 00:31:27.509
‫چون همچون کارهایی
‫از آدم‌بزرگ‌ها بعیده

00:31:54.965 --> 00:31:57.020
‫آه خدایا

00:31:58.133 --> 00:32:00.744
‫سلام

00:32:03.989 --> 00:32:05.736
‫آه

00:32:13.378 --> 00:32:16.066
‫- سلام
‫- سلام

00:32:17.084 --> 00:32:22.248
‫- کل شب مشغول سفر بودی؟
‫- کلا 21 ساعت طول کشید

00:32:23.208 --> 00:32:28.776
‫همه‌چی خوب پیش رفت.
‫گذاشتم همین‌جا

00:32:31.772 --> 00:32:37.493
‫- سلام، پیچز!
‫- ببین کی برگشته

00:32:40.085 --> 00:32:43.906
‫- تو به پیچز حساسیت داری
‫- نه، نه. فقط...

00:32:43.944 --> 00:32:47.823
‫- آره. یک‌کم قرمز شدی
‫- دارم سرما می‌خورم

00:32:47.861 --> 00:32:51.010
‫اگه همه‌چیز طبق نقشه پیش بره

00:32:51.068 --> 00:32:54.543
‫تا سال دیگه یک مدرسه
‫رودلوف* تو سنگال دایر می‌شه
‫آموزش والدوروف*

00:32:54.581 --> 00:32:58.383
‫- پس دایر می‌شه
‫- آره. معرکه‌ست

00:32:58.421 --> 00:33:03.221
‫آره! ماجرای تو و تئاترِ
‫شقاوت هم معرکه‌ست

00:33:03.260 --> 00:33:06.140
‫جدی؟ این فقط یکی از داستان‌هامه

00:33:06.178 --> 00:33:09.116
‫اما به گمونم لارس حرف نداره

00:33:09.154 --> 00:33:14.837
‫با هم تبادل زیاد داریم... خب،
‫کاری که او می‌کنه به خیلی سازش‌ناپذیرتره

00:33:14.876 --> 00:33:21.557
‫- اما من یک آشناییتی با این دست...
‫- آه، درسته. یک‌چیزی تو کیفم دارم

00:33:21.596 --> 00:33:23.708
‫- چی؟
‫- بفرما

00:33:24.226 --> 00:33:30.082
‫یک پسر هشت-ساله درستش کرده.
‫گوش کن، ببین چه صدای ریگ‌مانندی داره

00:33:30.120 --> 00:33:32.348
‫- آره. می‌شنوم
‫- خیلی صدای دل‌انگیزی نمی‌ده

00:33:32.885 --> 00:33:38.626
‫مثل سنگ‌ریزه توی کفش می‌مونه

00:33:39.778 --> 00:33:43.791
‫گمونم بهتره برم

00:33:43.848 --> 00:33:46.728
‫این رو جمعش می‌کنم

00:33:53.237 --> 00:33:58.114
‫- دستت درد نکنه
‫- نه، دست خودت درد نکنه. بُرد-بُرده دیگه

00:33:58.152 --> 00:34:05.621
‫- حالا می‌خواهی برگردی بری...
‫- می‌دونی، هفته 50 یا همچین چیزی

00:34:05.660 --> 00:34:11.554
‫اگه می‌خواهی یک نفسی بگیری،
‫کابین هنوز سرجاشه

00:34:11.592 --> 00:34:13.589
‫درسته!

00:34:13.628 --> 00:34:15.548
‫فقط بگذار...

00:34:16.066 --> 00:34:17.525
‫پس، خداحافظ

00:34:17.549 --> 00:34:21.999
‫به امید دیدار،
‫امتحان نهایی‌ت رو بترکونی!

00:34:48.783 --> 00:34:52.661
‫- سلام! خوشحال شدم دیدمت
‫- آره

00:34:52.700 --> 00:34:54.754
‫- خیلی خوبه
‫- تو از کجا...

00:34:54.792 --> 00:34:59.420
‫- هم گیتار و هم...؟
‫- یوکه‌لیلی و گیتار

00:34:59.458 --> 00:35:04.104
‫بارت زیاده؟
‫کمک می‌خواهی؟

00:35:04.143 --> 00:35:08.060
‫نه چیزی نیست.
‫همه‌ش یک چند دست لباسه و...

00:35:08.098 --> 00:35:11.074
‫- می‌خواهی ببینی خونه من چه شکلیه؟
‫- آره

00:35:24.399 --> 00:35:27.356
‫کدوم بازیگرها رو تو ذهنت؟

00:35:27.394 --> 00:35:33.922
‫میکل گاپ تو ذهنم
‫بود. از مورد علاقه‌هامه

00:35:33.960 --> 00:35:38.722
‫هنریک مِستاد. توربیورن
‫هار. کریستوفر هیویو

00:35:38.760 --> 00:35:43.580
‫بهتر نیست یکی رو بیاری که
‫بیشتر طرفِ [جنبش] زنانگی رو می‌گیره؟

00:35:43.618 --> 00:35:45.557
‫مثلا لارس والار

00:35:45.596 --> 00:35:49.512
‫- خب قراره نقش معدن‌چی رو بازی کنن
‫- ترین ویگن چطور؟

00:35:49.551 --> 00:35:54.351
‫با ترین ویگن تو یکی دیگه
‫از پروژه‌هام کار می‌کنم

00:35:54.408 --> 00:35:57.903
‫از دیدی که جامعه به
‫نسبت به سندروم من داره

00:35:59.151 --> 00:36:04.796
‫خسته شدم، و اینکه توانایی‌هام رو نمی‌بینه.
‫باید برم پیش روان‌شناس

00:36:04.834 --> 00:36:07.637
‫تا حالا نرفتم پیش روان‌شناس

00:36:07.676 --> 00:36:14.338
‫خب چرا روی صحنه روانشناست رو نمی‌بینی،
‫تا جامعه رو بازتاب بدی؟

00:36:14.376 --> 00:36:20.175
‫داشتم به همین فکر می‌کردم.  تموم
‫درموندگی‌م رو بریزم بیرون بره

00:36:20.213 --> 00:36:24.764
‫بعد این‌جوری به نظر می‌رسه
‫که رفتی پیش روان‌شناس چون...

00:36:24.802 --> 00:36:27.951
‫به هرحال که یک‌جوری
‫به‌م برچسب می‌زنن

00:36:27.989 --> 00:36:31.676
‫درست عین کاری که با گاوها می‌کنن

00:36:31.714 --> 00:36:34.556
‫اون‌ها گوش‌شون برچسب داره،
‫من هم برچسب مادرزادی دارم

00:36:34.594 --> 00:36:37.436
‫بدجوری باهات موافقم

00:36:37.474 --> 00:36:43.292
‫اما چرا باید مسئولیت،
‫یا سرزنشی متوجه شخص باشه؟

00:36:43.330 --> 00:36:46.920
‫- جامعه ترسیده
‫- درسته!

00:36:46.959 --> 00:36:51.874
‫"التهاب سفید" من هم
‫درست درباره همینه

00:36:56.597 --> 00:36:57.768
‫الو؟

00:36:59.324 --> 00:37:01.244
‫سلام

00:37:02.434 --> 00:37:05.045
‫خوبه! من که خیلی موافقم

00:37:07.004 --> 00:37:10.978
‫باشه، ردیفش می‌کنیم. تا بعد

00:37:11.784 --> 00:37:14.108
‫خیال کردم زنگ هشدار آتشه

00:37:14.626 --> 00:37:19.522
‫دوست دارم ترسم از هشدار آتش بریزه.
‫برای همین دارم با گوشی‌م تمرین می‌کنم

00:37:19.560 --> 00:37:22.498
‫چه فکر بکری! کی بود حالا؟

00:37:22.536 --> 00:37:27.279
‫آندرس تی. آندرسن بود.
‫می‌خواد سر اجرای معدن کمکم کنه

00:37:27.317 --> 00:37:31.234
‫اما... او رو از کجا می‌شناسی؟

00:37:31.272 --> 00:37:34.152
‫تو نیویورک باهاش آشنا شدم،
‫وقتی باهم اون‌جا بودیم

00:37:34.191 --> 00:37:37.743
‫این‌جوری بگم که،
‫می‌دونه چه کارهایی ازم برمی‌آد

00:37:37.781 --> 00:37:41.813
‫- که در مورد همه صدق نمی‌کنه
‫- اون‌قدری به‌ش اعتماد داری که...

00:37:41.852 --> 00:37:46.325
‫آره، دارم

00:37:46.364 --> 00:37:51.413
‫خیلی مهمه که کسی رو انتخاب
‫کنی که نگرش درستی به بشریت داره

00:37:51.452 --> 00:37:56.060
‫- که آدم خونگرمی باشه، وقتی که...
‫- می‌فهمم

00:37:56.098 --> 00:38:01.052
‫- حق امتیاز چی می‌شه؟
‫- یعنی چی؟

00:38:02.664 --> 00:38:05.621
‫یعنی همون... حق و حقوق [اثر]

00:38:20.328 --> 00:38:22.959
‫نگرش خیلی خوبی
‫نسبت به خانم‌ها نداره...

00:38:22.997 --> 00:38:27.068
‫منظورت چیه؟

00:38:28.028 --> 00:38:34.364
‫- مثلا، هیچ راننده زنی در کار نیست
‫- یک فیلمه دیگه حالا

00:38:34.402 --> 00:38:38.338
‫طوری نیست، برای سرگرمیه،
‫ولی این دیگه خیلی...

00:38:41.372 --> 00:38:46.268
‫پشمام! تو که
‫از نظر سیاسی آدم روشنی هستی، مارته

00:38:46.786 --> 00:38:49.973
‫من فقط  می‌خوام از این فیلم لذت ببرم.

00:38:50.012 --> 00:38:51.836
‫باشه...

00:38:52.949 --> 00:38:54.908
‫ببخشید

00:39:02.453 --> 00:39:07.004
‫- منظورم این نبود
‫- خوبه

00:39:14.031 --> 00:39:15.797
‫برم دندون‌هام رو مسواک کنم

00:39:20.520 --> 00:39:23.708
‫اراده‌ای برای جایگزینی یا
‫بازتعریف نقش بدن و هنر

00:39:24.226 --> 00:39:29.122
‫در زندگی اجتماعی، فرهنگی و سیاسی

00:39:29.160 --> 00:39:34.191
‫و اراده‌ای برای انگاشتن و پایش
‫دگرگونی به مثابه یک ظرفیت عمیق

00:39:34.229 --> 00:39:37.685
‫بر پایه چشم‌انداز جسمانی

00:39:38.031 --> 00:39:44.444
‫ما به صداهای خارق‌العاده‌ای نیازی داریم
‫تا شگفتی زنده بودن رو به ما یادآور بشن

00:39:45.538 --> 00:39:48.629
‫ژرف، زیبا و مخوف

00:39:48.668 --> 00:39:53.986
‫و خوراک و زمینی که یا تحت نفوذ خود
‫نگه‌شان می‌داریم، یا بر آن چیره می‌شویم

00:39:54.024 --> 00:39:58.056
‫چرا که پرسش‌هایی وجود دارند که ما به
‫دنیا آمدیم تا با آن‌ها دست و پنجه نرم کنیم

00:39:58.095 --> 00:40:04.642
‫پرسش‌هایی از قبیل
‫"چرا" و "برای چه"

00:40:05.871 --> 00:40:07.868
‫آن‌جا کنار گودال آبگیر،
‫پیکری می‌ایستد

00:40:08.386 --> 00:40:12.418
‫و چیز دیگری می‌بیند،
‫همچون پیامد آتش [شهاب‌سنگی] گذشته

00:40:12.456 --> 00:40:16.488
‫شگفت است یکی کردن همه این‌ها باهم

00:40:34.709 --> 00:40:39.548
‫- می‌خواهی یک کمکی به‌ت بدم؟
‫- بلیت می‌خواهی؟

00:40:40.085 --> 00:40:43.176
‫- برای داخل رفتن؟ آره
‫- باشه

00:41:59.036 --> 00:42:01.032
‫آه، ببخشید

00:42:02.012 --> 00:42:03.874
‫خوب پیش رفت؟

00:42:28.988 --> 00:42:32.520
‫گریت؟ بیا یک قهوه بزنیم

00:42:33.711 --> 00:42:36.591
‫باشه

00:42:38.511 --> 00:42:41.084
‫تو تو تئاتر زندگی می‌کنی، گریت؟

00:42:41.122 --> 00:42:44.117
‫چی؟ این‌جا زندگی می‌کنم؟

00:42:46.210 --> 00:42:49.858
‫خاله‌م که سنگال بود تو
‫خونه اون زندگی می‌کردم

00:42:49.896 --> 00:42:55.522
‫تازگی‌ها برگشته،
‫هنوز وقت نکردم که...

00:42:55.580 --> 00:42:59.439
‫هنوز جایی دست و پا نکردم،
‫وقت نکردم که...

00:42:59.477 --> 00:43:02.319
‫داره برمی‌گرده، برای همین

00:43:02.357 --> 00:43:06.332
‫گزینه‌های دیگه هم دارم.
‫این‌یکی از همه راحت‌تر بود

00:43:06.370 --> 00:43:10.805
‫خیلی خوب،
‫گریت. اما باید به‌م بگی

00:43:10.844 --> 00:43:14.684
‫البته. متاسف ام

00:43:15.010 --> 00:43:16.988
‫من یک پیشنهادی دارم

00:43:17.506 --> 00:43:24.514
‫تو همین‌جا بمون، من یک‌کم کار برات جور
‫می‌کنم، تا کمکت کنم دوباره رو پات وایستی

00:43:27.221 --> 00:43:30.965
‫پروژه بعدیم درباره مطروده

00:43:31.119 --> 00:43:36.072
‫که فعلا گذاشتمش کنار. برای تحقیق
‫با یک مرکز پناهندگان در تماس ام

00:43:36.111 --> 00:43:40.968
‫اگه کمک‌شون کنی از زندگی
‫روزمره‌شون فیلم بگیرن، کمک بزرگیه

00:43:51.471 --> 00:43:54.063
‫از هنر خوشت می‌آد؟

00:43:54.101 --> 00:43:57.960
‫می‌خوام یک گروه آدم از این‌جا جمع کنم

00:43:57.999 --> 00:43:59.996
‫- مثلا، ما؟
‫- آره مثلا

00:44:00.034 --> 00:44:02.664
‫و...

00:44:03.740 --> 00:44:08.616
‫سلام، راینهیلد!
‫راینهیلد یک هنرمند و داوطلبه

00:44:08.655 --> 00:44:10.613
‫- گریت دال. سلام
‫- سلام

00:44:10.652 --> 00:44:17.045
‫من از تئاتر شقاوت می‌آم.
‫یک پروژه درباره پناه‌جویان داریم

00:44:17.084 --> 00:44:21.077
‫برای یک چنین جایی چه
‫کمکی مد نظر دارید؟

00:44:21.116 --> 00:44:25.820
‫خب، این بیشتر حکم پژوهش
‫برای یک نمایشنامه رو داره

00:44:25.858 --> 00:44:32.444
‫طرحم این بود که یک گروه جمع کنم،
‫و بگذارم

00:44:32.482 --> 00:44:35.612
‫- از زندگی روزمره‌شون فیلم بگیرن
‫- عجب! شنیدین؟

00:44:35.650 --> 00:44:39.356
‫- خیلی از بچه‌های این‌جا آرزوی بازیگری دارن
‫- جدی؟

00:44:40.373 --> 00:44:45.999
‫هدف اصلی ما رسیدن به فهم بصریه

00:44:46.037 --> 00:44:49.858
‫بعدش هالیوود!

00:44:52.968 --> 00:44:57.365
‫- چه پروژه خوبی!
‫- آره خیلی خوبه

00:44:58.556 --> 00:45:01.493
‫مطمئن نیستی؟ کی
‫این‌جا زندگی می‌کنه؟

00:45:01.532 --> 00:45:05.026
‫هیچکس؟ آه، اون پنجره‌ست؟

00:45:05.064 --> 00:45:07.964
‫حالا می‌تونی بری تو خونه. خوبه

00:45:08.002 --> 00:45:11.938
‫- نگاه کن! تو هم که مشغولی!
‫- آره...

00:45:14.972 --> 00:45:17.775
‫تا قبل اینکه تو کپنهانگ
‫لاب به پست هم بخوریم

00:45:17.813 --> 00:45:21.346
‫من و جرو یون هیچوقت
‫اسمی از هم نشنیده بودیم

00:45:21.384 --> 00:45:25.282
‫با توجه به سوابق‌مون
‫اون‌جا با هم افتاده بودیم

00:45:25.320 --> 00:45:31.388
‫توافق داشتیم که دلمون نمی‌خواد
‫بین داستان و مستند حد وسط رو بگیریم

00:45:31.925 --> 00:45:34.248
‫اون از صبحونه خودش فیلم برمی‌داشت،
‫من هم از مال خودم

00:45:34.786 --> 00:45:37.653
‫تا قبل از اینکه شروع کنیم از نظر
‫موضوعی باهم اشتراک آن‌چنانی نداشتیم

00:45:37.677 --> 00:45:40.700
‫همه‌چی از محتوا شروع شد

00:46:16.522 --> 00:46:18.255
‫پیچز عزیزم دیشب مرد

00:46:18.293 --> 00:46:19.293
‫پیچز...

00:46:26.818 --> 00:46:31.464
‫برای فروش آپارتمانم سراغ کی برم؟
‫آفریکالا، دارم می‌آم!

00:46:31.503 --> 00:46:35.592
‫خاله راکل... چخبر شده؟

00:46:36.476 --> 00:46:37.532
‫آه... نه

00:46:43.349 --> 00:46:47.036
‫بار هستی در طول تاریخ

00:46:48.015 --> 00:46:53.564
‫شاید در سرتاسر ابدیت،
‫و عشق به زمین به‌خاطر خود زمین

00:46:53.602 --> 00:46:58.344
‫شاید چسبیدن به چیزی که ما به
‫عنوان واقعیت درکش می‌کنیم، سخت باشه

00:46:58.383 --> 00:47:02.300
‫میزها و صندلی‌ها
‫همراه با دوستان و آشنایان

00:47:02.338 --> 00:47:05.064
‫سخته که به جای ناپدید شدن

00:47:05.103 --> 00:47:09.192
‫موند توی دنیایی پر از
‫برداشت‌های مختلف و ماتم‌زدگی

00:47:09.231 --> 00:47:12.188
‫بی اینکه به ورطه
‫پوچی یا ملال افتاد

00:47:12.706 --> 00:47:14.818
‫درسته، بیایید...

00:47:14.856 --> 00:47:17.775
‫بقیه هم می‌آن؟

00:47:22.498 --> 00:47:26.074
‫نور* رفته اداره مهاجرت
‫(اسمشه)*

00:47:26.098 --> 00:47:27.298
‫خب؟

00:47:27.336 --> 00:47:32.021
‫و از سِروان خبر نداره

00:47:32.060 --> 00:47:35.957
‫چند نفر دیگه رو هم
‫دارن برمی‌گردونن آلمان

00:47:39.778 --> 00:47:44.808
‫- می‌گه من خیلی فیلم می‌گیرم
‫- آره. عالیه

00:47:45.788 --> 00:47:48.264
‫"چگونگی اتصال به..."

00:47:50.511 --> 00:47:53.314
‫- داره کار می‌کنه
‫- آره

00:48:02.088 --> 00:48:04.565
‫- چوب... نه
‫- گُل؟

00:48:04.604 --> 00:48:07.541
‫گل چوبی؟

00:48:07.580 --> 00:48:08.789
‫نه، شقایق نعمان آمریکایی

00:48:08.828 --> 00:48:11.708
‫پس من نمی‌دونم امکانات و
‫زندگی عالی کجا پیدا می‌شه

00:48:12.245 --> 00:48:14.660
‫این تصدیقی بر "بابت کاری که
‫می‌تونم بکنم مزد می‌گیرم" حساب می‌شه

00:48:14.684 --> 00:48:17.122
‫یا کسب احترام؟

00:48:17.160 --> 00:48:21.903
‫شاید زندگی درست به معنی هماهنگی
‫کامل بین همه‌چیزه. این در مرکزیته

00:48:21.941 --> 00:48:26.626
‫مثل امر خود-پیشبری که به
‫اندیشه‌های من و شخص خودم مربوطه

00:48:26.664 --> 00:48:29.602
‫عین همین در مورد احساسات
‫و تجربه زیسته‌م هم صدق می‌کنه

00:48:29.640 --> 00:48:31.791
‫شاید تجربه زیسته
‫یک‌جایی در این بین باشه

00:48:51.644 --> 00:48:54.716
‫- کجا می‌ری؟
‫- دوچرخه‌م کجاست؟

00:49:10.037 --> 00:49:13.877
‫- گفتش: "این زندگی ماست"
‫- آره

00:49:13.935 --> 00:49:15.874
‫چجوری گفتی‌ش؟

00:49:33.308 --> 00:49:37.403
‫این لحظات جایی به تجربه ما
‫درمی‌آن که به واسطه حوادث غیرمعمول

00:49:37.427 --> 00:49:41.948
‫الهامی رو باهم به شریک می‌شیم

00:49:43.695 --> 00:49:47.708
‫یک‌چیزی یک‌باره روشن می‌شه.
‫تقریبا مثل یک احساس جسمانی می‌مونه.

00:49:48.226 --> 00:49:49.570
‫این صرفا یک استعاره نیست

00:49:49.608 --> 00:49:54.984
‫یک احساس واقعیه،
‫مثل سقطوط از پله‌ها یا انداختن یک ماگ

00:49:55.023 --> 00:49:57.000
‫اینکه به نحوی سر
‫باز می‌زنیم از...

00:49:57.039 --> 00:49:59.842
‫هی! ببخشید!

00:49:59.919 --> 00:50:02.799
‫پس‌ماند غذایی می‌ره
‫تو اون‌یکی سطل

00:50:02.856 --> 00:50:06.716
‫- آه، این نه... بیخیالش
‫- این؟

00:50:06.754 --> 00:50:10.652
‫معمولا میگذاریمش تو اون‌یکی
‫سطل. اما الان نمی‌بینمش

00:50:10.690 --> 00:50:15.125
‫- آه، باشه
‫- گمونم بتونی بندازی‌ش همون‌جا

00:50:15.164 --> 00:50:18.159
‫آره، گمونم

00:50:21.135 --> 00:50:24.725
‫ترکیبی از موهبت‌های طبیعته...

00:50:24.749 --> 00:50:25.954
‫باران

00:50:25.992 --> 00:50:28.584
‫باران، باد...

00:50:28.623 --> 00:50:30.600
‫طبیعت، و چیزی که...

00:50:30.792 --> 00:50:34.077
‫یک صدا یا موجودیت سومین

00:50:34.104 --> 00:50:38.580
‫جایی که دو آدم بازیگوش و شاد،
‫به واسطه گوش دادن عمیق

00:50:38.605 --> 00:50:42.135
‫اون‌قدری از وجود خودشون مایه می‌گذارن
‫تا برای ساختن یک چیز جدید کفایت کنه

00:50:42.778 --> 00:50:48.719
‫یک ساختمون رو برپا می‌کنی. مصالح در هم
‫تنیده‌ست و همزمان اون‌قدری گشوده

00:50:48.958 --> 00:50:51.175
‫که یک جایگاه کمابیش جدید
‫دَرِش جای بگیره

00:50:51.200 --> 00:50:53.533
‫مطرود
‫که کنار گذاشته شده بود

00:50:53.698 --> 00:50:57.423
‫بده‌شون به گریت،
‫که او هم برسوندشون دست توماس

00:50:57.461 --> 00:51:02.204
‫تا توماس کنار میز
‫گریم داشته باشدشون

00:51:03.336 --> 00:51:07.349
‫دو ساعت قبل از پرواز باید
‫اون‌جا باشی. چی فکر می‌کنی؟

00:51:07.388 --> 00:51:11.208
‫- بیشتر از 20 تا نیست
‫- بیشتر از 22؟

00:51:11.746 --> 00:51:16.796
‫- نه 16-18. پوسترها رو نمی‌آری؟
‫- می‌گذاریم‌شون همین‌جا

00:51:16.834 --> 00:51:19.752
‫- تو توکیو باز هم دارید؟
‫- می‌دیم درستش کنن

00:51:19.791 --> 00:51:23.535
‫- پس تو همین‌جا می‌مونی؟
‫- آره

00:51:23.592 --> 00:51:28.066
‫واس موندن جای خوبیه

00:52:13.436 --> 00:52:19.119
‫گمونم این جا برای به اشتراک گذاشته
‫شدن قصه‌های ما حال و هوای درستی داره

00:52:21.231 --> 00:52:24.706
‫لارس اوینو، البته که،
‫پروژه خودش رو داره

00:52:25.992 --> 00:52:28.796
‫اما این یک‌چیز دیگه‌ست

00:52:29.679 --> 00:52:33.634
‫ما این نمایش رو به سرعت آماده می‌کنیم

00:52:35.458 --> 00:52:39.298
‫و نتیجه هم نباید شبیه هیچ‌کدوم از نمایش‌های
‫کلاسیکی باشه

00:52:39.336 --> 00:52:44.098
‫که توی تئاتر ملی روی صحنه می‌ره

00:52:54.869 --> 00:52:59.266
‫این کار قراره اصیل
‫باشه و مستند...

00:52:59.304 --> 00:53:00.304
‫این، قراره خود شما باشه

00:53:02.184 --> 00:53:08.117
‫که تمرکز لارس هم روی همینه،
‫که جستار اون "مطرود"

00:53:09.116 --> 00:53:11.784
‫به نوبه خودش اساس این کار شد

00:53:11.823 --> 00:53:18.543
‫چیزی که به گمان من باید روش تمرکز کنیم،
‫این احساسه که

00:53:18.581 --> 00:53:23.631
‫بودن توی چنین شرایطی
‫چه به روز آدم می‌آره

00:53:23.669 --> 00:53:27.548
‫حضور توی کشوری که
‫در حقیقت به‌ش تعلق نداری

00:53:31.330 --> 00:53:35.765
‫من اهل یک روستا تو شمال سوریه ام

00:53:37.032 --> 00:53:39.893
‫خانواده‌م عاشق فوتبال هستن

00:53:39.932 --> 00:53:43.522
‫تو روستامون یک توپ فوتبال داشتیم

00:53:46.306 --> 00:53:47.343
‫توپ فوتبال من

00:53:47.381 --> 00:53:53.084
‫چرا به همون فوتبال بازی کردن
‫و ادامه زندگی مشغول نموندی؟

00:53:53.122 --> 00:53:55.292
‫من تیر خوردم

00:54:05.506 --> 00:54:09.423
‫- داعش
‫- کل روستا رو به آتش بستن؟

00:54:09.461 --> 00:54:11.592
‫آره

00:54:12.456 --> 00:54:15.317
‫رویای من رو دزدیدن

00:54:16.162 --> 00:54:18.274
‫دوست‌دخترم...

00:54:24.860 --> 00:54:28.796
‫نمی‌خواستم برم ارتش

00:54:28.834 --> 00:54:31.522
‫کم مونده بود...

00:54:32.751 --> 00:54:35.612
‫از مرز که رد شدم خیلی ترسیده بودم

00:54:35.650 --> 00:54:40.143
‫اگه نمی‌ایستادیم سربازهای
‫ترکیه شلیک می‌کردن

00:54:40.181 --> 00:54:44.866
‫به دلخواه خودشون می‌زدن، هرجا که می‌خواستن

00:54:46.018 --> 00:54:50.722
‫باید می‌دویدم اون‌طرف

00:54:51.970 --> 00:54:55.810
‫همه شما صداهای خوبی دارید

00:54:55.848 --> 00:55:03.528
‫توی تئاتر،
‫مهم اینه که صداتون به ردیف‌های عقبی برسه

00:55:17.909 --> 00:55:20.828
‫تازه دوره معلمی رو گذرونده بود

00:55:21.346 --> 00:55:25.282
‫چیزی نمونده بود که معلمی رو شروع کنه،
‫اما چی شد؟

00:55:29.084 --> 00:55:34.018
‫از اون‌جا که نمی‌خواست بره ارتش،
‫باید فرار می‌کرد به ترکیه

00:55:38.799 --> 00:55:40.949
‫و حالا هم که این‌جاییم

00:55:42.812 --> 00:55:45.346
‫خیلی خوب

00:55:46.690 --> 00:55:53.180
‫من یک اصطلاحی رو به کار بستم،
‫"التهاب سفید"

00:55:53.218 --> 00:55:57.039
‫که به یک نوع مسمومیت می‌پردازه

00:55:57.077 --> 00:56:01.896
‫که کل اسکاندیناوی رو گرفت،
‫شاید حتی کل غرب رو

00:56:01.935 --> 00:56:06.831
‫اون "تونل‌ها" - شغل، خانواده...

00:56:10.479 --> 00:56:14.204
‫حس می‌کنم که باید...
‫و این هم هست که...

00:56:14.242 --> 00:56:17.295
‫با نمایش‌مون به چنین جایی وارد می‌شیم

00:56:40.124 --> 00:56:43.388
‫- لطفا کفش‌هات رو دربیار
‫- آه، ببخشید

00:56:43.925 --> 00:56:46.959
‫- طوری نیست
‫- حالا بازیگر شدید؟

00:56:46.997 --> 00:56:48.783
‫تقریبا

00:56:51.010 --> 00:56:53.660
‫چند تا کلمه به‌تون
‫می‌دم برای تمرین

00:56:53.698 --> 00:56:56.559
‫که پایه‌ای بشه برای
‫تمرین‌های جسمی‌تون

00:56:57.653 --> 00:57:02.396
‫و به این کلمه فکر کردم:
‫"overwhelmed" (از-پا-افتاده)

00:57:02.434 --> 00:57:07.349
‫و جمله‌ای که می‌خوام به‌تون بدم:
‫"I'm overwhelmed by what I have to carry."
‫"باری که باید به دوش بکشم از پایم انداخته"

00:57:07.388 --> 00:57:11.996
‫- یعنی زمانی که خیلی طاقت‌فرسا می‌شه
‫- پس باید چیزهای زیادی رو به دوش بکشم؟

00:57:12.034 --> 00:57:15.836
‫می‌تونید به عنوان یک تمثال هم نگاهش کنید

00:57:15.874 --> 00:57:18.869
‫مثلا: "به عنوان یک انسان،
‫باید چیزهای زیادی رو به دوش بکشی"

00:57:19.426 --> 00:57:25.263
‫بار مسئولیت و غم و فقدان
‫به دوشت سنگینی می‌کنه

00:57:26.184 --> 00:57:29.045
‫چنان از پا افتاده ام که نقش زمین می‌شم

00:57:31.330 --> 00:57:33.269
‫و...

00:57:35.036 --> 00:57:37.820
‫می‌میرم

00:57:38.799 --> 00:57:43.848
‫من نهنگ هستم که شکار شده

00:57:45.615 --> 00:57:50.338
‫- می‌دونی نهنگ چیه؟
‫- یک ماهی بزرگ و غول‌پیکر

00:57:50.376 --> 00:57:54.984
‫- در حقیقت ماهی نیست...
‫- یک ماهی گُنده‌ست!

00:57:55.023 --> 00:57:59.016
‫خیلی خوب؟ من یک نهنگم که شکار شده

00:57:59.055 --> 00:58:03.068
‫به نظرم نوشتن یک شرح کار فکر خوبی باشه

00:58:03.605 --> 00:58:05.756
‫- اینکه درباره چیه
‫- حتما

00:58:05.794 --> 00:58:11.439
‫و شرح چیزی چی از این کار به دست می‌آرن،
‫با توجه به نقشی که توی این قضیه دارن

00:58:11.477 --> 00:58:16.508
‫حتما که نفس قضیه براشون ارزنده‌ست،
‫ولی خب از منظر تماشاچی‌ها هم خیلی مهمه

00:58:17.045 --> 00:58:19.138
‫شنیدن قصه‌هاشون، آره

00:58:19.176 --> 00:58:22.916
‫مرکز دغدغه این
‫رو هم داره که ببینه

00:58:22.940 --> 00:58:26.972
‫سهیم بودن توی این پروژه
‫چه سودی برای بچه‌ها داره

00:58:27.010 --> 00:58:30.677
‫گمونم این قضیه رو هم
‫در نظر بگیریم خوب باشه

00:58:30.716 --> 00:58:33.634
‫در کنار اهمیت گفته شدن
‫قصه‌هاشون

00:58:36.418 --> 00:58:38.261
‫- لباس قشنگی داری!
‫- ممنون

00:58:38.300 --> 00:58:41.391
‫تا همین تابستون ارتباط بین

00:58:41.429 --> 00:58:47.170
‫"تناسب اندام" و
‫"جادوگر" رو نمی‌دونستم

00:58:47.208 --> 00:58:48.263
‫آره، می‌فهمم

00:58:48.288 --> 00:58:52.872
‫- چطور این‌همه مدت نفهمیده بودم؟
‫- یک‌هو یک شعله‌ای [برات] روشن شده

00:58:52.911 --> 00:58:54.677
‫آره. شعله می‌سوزه

00:58:54.716 --> 00:58:57.768
‫رفتیم مرکز پناهندگان

00:58:58.306 --> 00:59:03.356
‫فقط دارم نگاه می‌کنم ببینم کارها رو
‫همون‌طور که یادت دادم انجام می‌دی یا نه

00:59:03.413 --> 00:59:08.962
‫وگرنه مربی بی‌ارزشی می‌شم. یا تو
‫شاگرد بی‌ارزشی می‌شی. یکی از این دو تا

00:59:09.000 --> 00:59:14.991
‫تا من یک‌کم با زیگرید
‫کار کنم بالا نگه‌ش دار

00:59:15.029 --> 00:59:18.716
‫- سومی بود، آره؟
‫- شوکت؟

00:59:18.754 --> 00:59:23.343
‫بعدش یک‌هو شروع کرد به زیاد شدن.  تو زمینه
‫کمک‌هزینه پناهندگان کفگیرمون به ته دیگ خورده

00:59:23.381 --> 00:59:29.352
‫کمک‌هزینه‌ فعالیت،
‫اسمش اینه. من به یک تماشاخونه دسترسی دارم

00:59:29.391 --> 00:59:35.842
‫برو تمرین بعدی. برو
‫سِت بعد. بعدا حرف می‌زنیم

00:59:35.880 --> 00:59:40.815
‫- نمی‌شه که هی حرف بزنیم
‫- حرف زدن این‌جا اکیدا ممنوعه

00:59:42.696 --> 00:59:45.672
‫حالا می‌تونم خودم رو به چالش بکشم

00:59:45.711 --> 00:59:51.260
‫یا تمرینات دیگه رو امتحان کنم،
‫تا همیشه تو یک سطح نمونم

00:59:52.431 --> 00:59:55.042
‫- بفرما
‫- خیلی ممنون

00:59:55.080 --> 00:59:58.863
‫- پس‌فردا می‌بینمت
‫- آره

01:00:16.354 --> 01:00:20.194
‫- چی؟
‫- این به درد می‌خوره؟

01:00:20.232 --> 01:00:23.976
‫نمی‌دونم دقیقا چی، ،
‫اما یک حسی می‌گه

01:00:24.015 --> 01:00:27.068
‫- چیز بدردبخوریه
‫- هم نمادینه هم کاربردی

01:00:27.605 --> 01:00:31.656
‫- برای بی‌رُخ‌ها
‫- آره، برای بی‌رخ‌ها

01:00:31.695 --> 01:00:34.594
‫- دقیقا پاک‌کُننده‌ی....
‫- هویت

01:00:34.632 --> 01:00:37.455
‫احساس می‌کنم قضیه خیلی ریشه‌ایه

01:00:37.493 --> 01:00:43.176
‫توی دنیا هنر خیلی سر و صدا هست

01:00:43.215 --> 01:00:48.149
‫"کی کمک‌هزینه گرفته،
‫چه جایزه‌ای بردی" و این حرف‌ها

01:00:48.188 --> 01:00:53.717
‫خیلی افاده‌ای شده (هنر)، این چیزها
‫روی چیزی که قراره ارائه کنیم سایه انداخته

01:00:55.503 --> 01:00:59.669
‫خیلی مسخره‌ست که اینهمه
‫چیز از آسمون می‌افته پایین

01:01:00.226 --> 01:01:07.176
‫یک برنامه‌ای داشتم که برای آزاد کردن
‫وجد تفننی ازش استفاده می‌کردم

01:01:07.215 --> 01:01:09.154
‫- "وجد تفننی؟"
‫- آره

01:01:09.192 --> 01:01:15.836
‫وقتی وارد یک فضای جدید می‌شدم امتحانش
‫می‌کردم، برای دریافت کردن اون فضا

01:01:15.874 --> 01:01:21.365
‫هدف از این کار، [تجربه] بیشتر حضور
‫داشتن [در لحظه] و  حساسیت بیشتره

01:01:22.306 --> 01:01:25.512
‫یک ویدیوی یوتیوبی این‌جا دارم

01:01:28.220 --> 01:01:30.370
‫این یک همزاد درخودمانده‌ست

01:01:31.964 --> 01:01:37.954
‫با چیزهایی که تو طبیعت هست از طرق حرکت،
‫لمس، و صداها ارتباط برقرار می‌کنه

01:01:37.992 --> 01:01:42.888
‫زبونش این‌جوریه.
‫این‌جوری ارتباط برقرار می‌کنه

01:02:19.100 --> 01:02:24.149
‫مشاهده این‌جوری پیش می‌ره: به
‫عنوان دست‌آورد خواست و اراده

01:02:24.188 --> 01:02:28.988
‫یا آتش و شعله‌هایی که به
‫سادگی به رقص درمی‌آن

01:02:29.525 --> 01:02:34.460
‫یا تَن، به عنوان تمثالی از ساختارهایی
‫که می‌بینیم، و همزمان نمی‌بینیم

01:02:34.498 --> 01:02:37.628
‫کاری از تن ساخته نیست،
‫جز احساس اندکی فریب‌خوردگی

01:02:38.146 --> 01:02:41.199
‫فریب‌خوردگی توسط سلطه گریزناپذیر هوش

01:02:45.096 --> 01:02:48.072
‫تو تنها نیستی

01:03:18.850 --> 01:03:20.655
‫اَسل؟

01:03:21.596 --> 01:03:25.263
‫- این چیه؟
‫- دوش

01:03:25.301 --> 01:03:27.490
‫مطمئن نیستم خیلی واضح باشه

01:03:27.528 --> 01:03:33.999
‫اون چیزی نیست که تو ذهنم بود،
‫ولی همون‌جور که گفتی...

01:03:34.037 --> 01:03:38.933
‫می‌تونیم یک صحنه داشته باشیم که مثلا،
‫سِروان...

01:03:38.972 --> 01:03:46.364
‫مشغول زندگی‌ش باشه،
‫یا تو پس‌زمینه باشه...

01:03:46.402 --> 01:03:49.903
‫تو این‌جا زندگی‌ت رو
‫می‌کنی. دوش می‌گیری

01:03:49.927 --> 01:03:53.372
‫می‌ری دست‌شویی،
‫لباس می‌پوشی، می‌خوابی...

01:03:55.138 --> 01:03:58.268
‫- بگذار ببینم. این برای...
‫- برای نمایشه؟

01:03:59.112 --> 01:04:03.874
‫عالیه! خیلی خوبه

01:04:03.912 --> 01:04:07.868
‫عالیه. تو مشغول باش.
‫این‌جا اوضاع چطوره؟

01:04:08.405 --> 01:04:14.357
‫خوبه! می‌تونم یک کار خیلی باحالی
‫این‌جا بکنم.  واسا کلیپ رو پیدا کنم

01:04:14.396 --> 01:04:19.292
‫- خیلی کوچک به نظر می‌آد
‫- می‌بینی صداش چه باحال دراومده؟

01:04:22.901 --> 01:04:28.700
‫می‌شه ازت عکس بگیرم؟
‫لبخند بزن، چون این آخر خنده‌ست

01:04:28.738 --> 01:04:30.850
‫اسل؟

01:04:30.888 --> 01:04:36.591
‫- بله؟
‫- نمی‌تونیم از اون استفاده کنیم

01:04:36.629 --> 01:04:40.143
‫- رانهیلد می‌خواستش.
‫- به درد نمی‌خوره. نمی‌تونیم...

01:04:40.181 --> 01:04:44.252
‫باید شفاف‌تر می‌بودم، ولی نمی‌شه که
‫هرچی این‌جا دست‌مون رسید استفاده کنیم

01:04:44.290 --> 01:04:47.996
‫ما فقط داشتیم از پشتش استفاده می‌کردیم

01:04:48.034 --> 01:04:52.776
‫نمی‌شه. مال لارسه، صاحب این‌جا

01:04:52.815 --> 01:04:55.599
‫- خیلی خوب.
‫- مال [تئاتر] شقاوته

01:04:55.637 --> 01:05:00.380
‫به چیزهایی که خودمون
‫نیاوردیم این‌جا دست نزنید

01:05:00.418 --> 01:05:05.122
‫مال تئاتر شقاوته،
‫و باید به این موضوع احترام بگذاریم

01:05:05.180 --> 01:05:08.156
‫خیلی خوب؟ خوبه
‫وگرنه - عالیه!

01:05:08.194 --> 01:05:11.132
‫بیایید امتحان کنیم. اما بعدا باید
‫سفت و سخت‌تر بگیرید

01:05:13.685 --> 01:05:16.815
‫آه، نگاهش کن!

01:06:06.773 --> 01:06:13.282
‫چیز خاصی نیست. یعنی یک‌جورهایی
‫خوب هم هست. توی اون عبارت حقیقتی هست

01:06:14.357 --> 01:06:17.045
‫- اون‌یکی هم!
‫- خیلی خوب

01:06:17.429 --> 01:06:21.192
‫- اون‌جا
‫- خیلی خوب

01:06:21.231 --> 01:06:26.722
‫- می‌خواهی به‌جای سُس ازش استفاده کنی؟
‫- روی سالاد. با گوجه و خیار

01:06:26.760 --> 01:06:28.661
‫خیلی خوب

01:06:30.504 --> 01:06:32.770
‫گمونم کافیه

01:06:38.453 --> 01:06:41.314
‫سلام، لارس، سلام!

01:06:43.906 --> 01:06:46.037
‫آره! آره. فقط...

01:06:46.076 --> 01:06:48.975
‫از مرکز پناهندگان شروع شد

01:06:49.013 --> 01:06:54.908
‫با چند تا آدم فوق‌العاده آشنا شدم.
‫داستان‌های تکون‌دهنده‌ا ی داشتن

01:06:55.445 --> 01:07:01.436
‫بعدش دیگه یکم شلوغ پلوغ شد.
‫به نظرشون ایده خیلی خوبی اومد

01:07:01.474 --> 01:07:07.157
‫به نظر کارمندهای مرکز پناهندگان فعالیت
‫خیلی خوبی برای پناه‌جوها به حساب می‌آد

01:07:07.196 --> 01:07:09.288
‫راستش من هیچوقت

01:07:09.826 --> 01:07:12.168
‫نه! نه، نه، نه

01:07:12.706 --> 01:07:18.677
‫آره، خیلی خوب. اشتباه شد،
‫و دیگه هم نباید تکرار بشه

01:07:18.716 --> 01:07:23.612
‫به‌ت قول می‌دم که دیگه همچین
‫چیزی پیش نمی‌آد. همین یک‌بار بود

01:07:23.650 --> 01:07:29.026
‫خیلی شفاف گفتم که هرچیزی
‫مال تئاتر باشه خارج از دسترسه

01:07:29.064 --> 01:07:30.965
‫نه، کسی ن...

01:07:32.213 --> 01:07:34.959
‫نه! این‌جوری نبود که

01:07:34.997 --> 01:07:39.874
‫نه، تو باید... اگه این آدم‌ها رو می‌دیدی،
‫می‌فهمیدی چی می‌گم

01:07:39.912 --> 01:07:44.655
‫قصه‌هاشون باورنکردنیه

01:07:44.693 --> 01:07:47.669
‫به اشتراک گذاشتن‌شون خیلی مهمه

01:07:48.226 --> 01:07:51.452
‫اما... لارس، گوش کن به من

01:07:51.490 --> 01:07:56.866
‫ازشون خوشت می‌آد،
‫اگه قصه‌هاشون رو بشنوی، موافقت می...

01:07:56.904 --> 01:07:59.189
‫معلومه، باید به‌ت زنگ می‌زدم!

01:07:59.746 --> 01:08:03.701
‫خواستم به‌ت زنگ بزنم، خب؟
‫گوشی‌ت خاموش بود

01:08:05.621 --> 01:08:09.461
‫ببخشید. آره، درسته

01:08:10.306 --> 01:08:15.298
‫در رابطه با آرتو
‫و [گروه] شقاوت...

01:08:15.336 --> 01:08:22.152
‫به تمام ایده‌های تئاتر شقاوت،
‫یا آرتو جامه عمل می‌پوشونه...

01:08:22.191 --> 01:08:27.068
‫منظورم رو نمی‌فهمی؟ کل این کار با
‫تمام اهداف تو بروی گروه هم‌خونی داره

01:08:27.605 --> 01:08:31.676
‫نه... نه! خواهش می‌کنم

01:08:54.543 --> 01:08:56.828
‫- باشه... سلام
‫- سلام

01:08:57.346 --> 01:09:01.301
‫- کمک می‌خواهی؟
‫- نه، مشکلی نیست

01:09:01.340 --> 01:09:05.429
‫یک پیغام مهمی دارم

01:09:05.468 --> 01:09:09.058
‫تازه با لارس حرف زدم

01:09:09.096 --> 01:09:13.109
‫ظاهرا،
‫شورای شهر به یک توافقی با اوربانیوم رسیده

01:09:13.148 --> 01:09:18.524
‫راجع به اینکه وِگا سین، تئاتر شقاوت رو صاحب
‫بشه. لارس هیچ نقشی تو تصمیم‌گیری نداشته

01:09:18.562 --> 01:09:22.325
‫- چی؟
‫- آره. وحشتناکه

01:09:22.364 --> 01:09:28.066
‫آره، خب... ترس همه هم از همین بود

01:09:28.104 --> 01:09:31.311
‫- نظرت راجع به...
‫- هاسمینا* نه
‫یک مرکز فرهنگی خودگران در اسلو*

01:09:31.349 --> 01:09:34.997
‫- یعنی دارن ملک رو غصب می‌کنن؟
‫- اون‌جور که لارس گفت

01:09:35.036 --> 01:09:40.642
‫به‌خاطر یک‌سری
‫جابجایی‌ها مجبور به تخلیه ان

01:09:40.700 --> 01:09:46.460
‫- کِی؟
‫- حالا. باید تا فردا تخلیه کنیم

01:09:46.498 --> 01:09:52.392
‫- چی؟ نمی‌شه که گریت!
‫- مسخره‌ست! چطور می‌تونن همچین کاری کنن؟

01:09:52.431 --> 01:09:56.252
‫آروم باشید. یک راهی پیدا می‌کنم

01:09:57.231 --> 01:10:00.168
‫مجبوریم فعلا به تعویق بندازیمش

01:10:01.973 --> 01:10:05.698
‫حتی تعویق هم نمی‌خواد.
‫یک راهی پیدا می‌کنیم

01:10:05.736 --> 01:10:11.612
‫کار رو تموم می‌کنیم، فقط شاید یک‌کمی
‫با اون‌چیزی که تو سرمون بود فرق کنه

01:10:11.650 --> 01:10:17.256
‫فعلا، بیایید غذا بخوریم

01:10:17.295 --> 01:10:23.804
‫بعدش باید جمع و جور کنیم،
‫اما درستش می‌کنم

01:10:23.842 --> 01:10:27.740
‫کمک‌هزینه رو که دارید،
‫فقط باید یک‌جای دیگه پیدا کنیم

01:10:27.778 --> 01:10:35.381
‫عالیه. قشنگه.
‫دعوت‌نامه‌ها رو فرستادی، رانهیلد؟

01:10:49.800 --> 01:10:53.621
‫آن‌جا کنار گودال آبگیر،
‫پیکری می‌ایستد

01:10:53.679 --> 01:10:57.500
‫و چیز دیگری می‌بیند،
‫همچون پیامد آتش [شهاب‌سنگی] گذشته

01:10:57.538 --> 01:10:59.477
‫شگفت است یکی کردن همه این‌ها باهم

01:10:59.516 --> 01:11:03.125
‫- حالت خوبه؟
‫- آره.

01:11:03.164 --> 01:11:09.135
‫این بدن یک جادوگره، چونکه راه فراری از
‫این واقعیت که همه ما جادوگر هستیم، نیست

01:11:29.141 --> 01:11:31.004
‫کایروس
‫(نوعی واحد زمانی در اساطیر
‫یونانی که مقابل خرونوس قرار می‌گیرد)

01:11:31.042 --> 01:11:34.152
‫و من، جادوگر،در مقابل جریانی که

01:11:34.191 --> 01:11:40.930
‫حرکت رو به عنوان یک هنر نادیده می‌گیره
‫سینه سپر می‌کنم

01:11:40.968 --> 01:11:43.637
‫به عنوان یک کُنش جان‌فرسا و زمان‌بر

01:11:43.661 --> 01:11:46.479
‫کنشی که به واسطه اهداف تولید در بند نیفتاده

01:11:46.517 --> 01:11:50.588
‫تمام وجوه تبه‌کارانه
‫من راه را روشن می‌کنند

01:11:51.106 --> 01:11:57.269
‫چرا که جنگل‌ها و دشت‌ها

01:11:58.901 --> 01:12:05.525
‫از گرد هم آمدن سگ‌های وحشی

01:12:05.564 --> 01:12:11.381
‫و دیوهای بیابان، شادمان میشن

01:12:12.245 --> 01:12:16.469
‫جایی که پیکان‌کِرم لانه‌ش رو
‫می‌سازه و رقصان تخم می‌گذاره

01:12:16.508 --> 01:12:21.941
‫جایی که جغد نقشه‌هاش رو طرح‌ریزی می‌کنه،
‫چشمک می‌زنه

01:12:21.980 --> 01:12:26.703
‫لیلیت، لیلیت

01:12:26.741 --> 01:12:34.556
‫چه کسی خیال من رو با کلمات شیطنت‌آمیز مکدر
‫می‌کنه؟ وقتی که روی می‌گردانم کی من رو می‌بینه؟

01:12:34.613 --> 01:12:39.125
‫آلوهای بنفش! الماس‌های سرد

01:12:39.164 --> 01:12:42.120
‫مرواریدها؟ و گرفتگی در تمثال من!

01:12:42.159 --> 01:12:47.151
‫شیطان‌بانو در یک بازی چرخشی
‫خونین زمزمه می‌کند و به نابودی می‌کشاند

01:12:57.519 --> 01:12:59.708
‫- لیلیت؟
‫- چیزی از لیلیت نشنیدی؟

01:13:08.156 --> 01:13:09.250
‫سه، دو، یک

01:13:09.922 --> 01:13:11.861
‫هی

01:13:11.900 --> 01:13:15.663
‫من قدرت حیوانی تو ام

01:13:15.701 --> 01:13:20.559
‫کروکودیل پاستیلی با
‫بازخوانی سوئیت هارمونی می‌آد

01:13:20.597 --> 01:13:24.418
‫من مثل یک منظره درندشت اون‌جا دراز می‌کشم،
‫و شب رو روشن می‌کنم

01:13:24.456 --> 01:13:27.548
‫آیا من ناجی تو هستم در
‫مقابل تمام شیاطین کوچک؟‌

01:13:28.066 --> 01:13:31.004
‫می‌گذارم در رودهای
‫شیر مادر غوطه‌ور بشی

01:13:31.042 --> 01:13:33.922
‫از این بی‌رغبتی حقیرِ
‫نروژی بیرونت می‌آرمت

01:13:33.960 --> 01:13:36.092
‫پلک می‌زنی تا چشم‌هات رو پاک کنی

01:13:36.130 --> 01:13:40.546
‫سرانجام با خودت زیر لب حرف می‌زنی،
‫توی حالت خلسه

01:13:40.584 --> 01:13:43.580
‫نمی‌شه که تنها باشی.
‫شاهد می‌خواهی!

01:13:43.618 --> 01:13:47.573
‫می‌گی "پدر". "فکر می‌کنم
‫یک مکاشفه داشتم!"

01:13:47.612 --> 01:13:52.124
‫بیایید از اول شروع کنیم.
‫هیچ‌کدوم از این‌ها اتفاق نیفتاده

01:13:52.162 --> 01:13:57.039
‫پدر-جَدت به‌ت افتخار
‫می‌کنه. مادرت دوستت داره

01:13:57.077 --> 01:13:59.823
‫به "همزاد به دنبالِ پوسته‌ش" گوش می‌کنی

01:13:59.861 --> 01:14:06.466
‫- من گریت ام... دال
‫- کسی که هیچی از لیلیت نشنیده

01:14:06.504 --> 01:14:11.458
‫تو سفر پیدایش، خدا مرد و زن رو می‌آفرینه،
‫به شکل مذکر و مونث خلق‌شون می‌کنه

01:14:11.496 --> 01:14:14.185
‫در اسطوره‌شناسی یهودی،
‫لیلیت اولین زن بوده

01:14:14.209 --> 01:14:17.180
‫و با همون اندازه گلی که آدم ازش ساخته شد،
‫ساخته می‌شه

01:14:17.218 --> 01:14:19.891
‫او فرار کرد، برای آزادی و سرکشی
‫قید مامَنِش رو زد

01:14:19.915 --> 01:14:22.805
‫و بعد هم این داستان دنده*
‫*آفرینش حوا از دنده آدم

01:14:22.844 --> 01:14:24.840
‫[لیلیت] تو یهودیت
‫شیطانی نشون داده شده

01:14:24.879 --> 01:14:28.834
‫بنا به متون یهودی،
‫وقتی مردها مُحتَلم می‌شن

01:14:28.872 --> 01:14:32.444
‫لیلیث انگولکشون می‌کنه
‫تا مَنی‌شون رو بدزده

01:14:32.482 --> 01:14:38.588
‫خدایی شد که الان اومدم این‌جا. من
‫با [هنر] اجرا و مناسک سر و کار دارم

01:14:39.106 --> 01:14:43.138
‫- خدایی شد؟
‫- یعنی دست تقدیر بود

01:14:43.176 --> 01:14:45.980
‫همزمانیِ مُقَدر

01:14:46.018 --> 01:14:51.586
‫مثل کایروس،
‫"لحظه درست برای یک چیز"

01:14:51.624 --> 01:14:54.459
‫خرونوس زمان معمولیه،
‫اما کایروس...

01:14:54.483 --> 01:14:55.522
‫کایروس، آره

01:14:55.580 --> 01:14:59.516
‫.کل قضیه راجع به تشخیص محل تلاقی تقاطع‌هاست

01:14:59.554 --> 01:15:02.376
‫پس این یک تقاطعه

01:15:02.415 --> 01:15:07.368
‫داشتم فکر می‌کردم،
‫آخه اول یک همچین خوابی دیده بودم

01:15:07.906 --> 01:15:10.268
‫- بعد شروع کردم به شکافتنش
‫- چه خوابی دیدی؟

01:15:10.805 --> 01:15:14.012
‫یک خوابی درباره التهاب سفید.
‫می‌شه این‌جوری نگاهش کرد که...

01:15:14.050 --> 01:15:16.651
‫درست مثل دوران بعد از مرگ
‫سیاه (طاعون). با خودت می‌گی

01:15:16.675 --> 01:15:19.695
‫حتما می‌خواستن دنیا رو نجات بدن،
‫یا خودشون رو

01:15:19.733 --> 01:15:23.669
‫ولی اون‌ها به چشم روز قیامت نگاهش می‌کردن

01:15:23.708 --> 01:15:27.509
‫"آب دستته بگذار زمین،
‫برو به شهر، بنوش و زنا کن"

01:15:27.548 --> 01:15:31.906
‫کشیش شدن [و موعظه کردن]  مثل آب خوردن شده
‫بود، چون مثل مگس می‌افتادن [و می‌مردن]

01:15:31.944 --> 01:15:36.725
‫حالا حس می‌کنم دارم به گره‌ی
‫کلاف [این داستان] نزدیک‌تر می‌شم

01:15:39.586 --> 01:15:46.325
‫- همین الان؟ همچین احساسی داری؟
‫- آره، منظورم از دست تقدیر همین بود

01:16:48.130 --> 01:16:50.933
‫بالاترین طبقه مال اون‌هاییه که
‫بیشترین مدت رو این‌جا زندگی کردن

01:16:50.972 --> 01:16:57.538
‫من الان کمی قاطی کردم.
‫بیرون می‌مونم

01:18:44.271 --> 01:18:50.031
‫همزمان به دنبال یک همزیستی
‫مسالمت‌آمیز و جَدلی برای خودم می‌گردم

01:18:50.069 --> 01:18:56.808
‫جایی بین نظری و عملی.
‫مجادله در باب اینکه با کدوم نظریه

01:18:57.346 --> 01:19:01.628
‫و با چه فرمول‌بندی‌ای می‌شه جادوگرها،
‫غول‌ها و لاشه‌ها رو

01:19:02.146 --> 01:19:08.194
‫با رویای دگرگونی‌های
‫محسوس و ملموس احاطه کرد

01:19:14.895 --> 01:19:19.714
‫- سلام
‫- سلام. ببخشید...

01:19:19.752 --> 01:19:24.284
‫اون‌موقعی که جوامع رو
‫ساختیم و تمدن رو گسترش دادیم

01:19:24.322 --> 01:19:30.255
‫به‌خاطر این بود که استدلال و زبان رو توسعه
‫دادیم تا قادر به ارتباط برقرار کردن باشیم

01:19:33.269 --> 01:19:34.863
‫سلام

01:19:40.584 --> 01:19:43.733
‫دیشب از یک جا به بعد غیبت زد؟

01:19:43.772 --> 01:19:48.399
‫- آره. این‌جا آب هست؟
‫- آب؟ معلومه

01:19:48.437 --> 01:19:50.588
‫چه ضعف اعصابی گرفتم

01:20:15.183 --> 01:20:17.372
‫سلام، کی هم رو ببینیم؟

01:20:28.623 --> 01:20:31.810
‫- سلام!
‫- سلام

01:20:31.848 --> 01:20:35.458
‫- خوشحالم می‌بینمت، چطوری؟
‫- خوبم

01:20:35.496 --> 01:20:41.045
‫- همین‌ حوالی زندگی می‌کنی؟
‫- نه، رفته بودم اون بالا مهمونی

01:20:41.084 --> 01:20:47.976
‫تو همون جای اشتراکی خانم‌ها؟
‫دوست دارم بعضی وقت‌ها برم اون‌جا

01:20:48.015 --> 01:20:51.816
‫دیشب برای بار هزارم
‫پیتر گینت* رو بازی کردم
‫نمایش‌نامه‌ای از هنریک ایبسن*

01:20:51.855 --> 01:20:54.888
‫گمونم فقط خانم‌ها اون‌جا بودن

01:20:55.426 --> 01:20:58.748
‫این روزها با چی مشغولی؟

01:20:59.285 --> 01:21:02.204
‫- به‌ش چی می‌گن؟ پژوهش
‫- پژوهش؟ خوبه

01:21:02.242 --> 01:21:06.082
‫دارم روی یک‌چیز جدید کار می‌کنم

01:21:06.120 --> 01:21:10.940
‫- التهاب سف... کارهای کنار گذاشته شده...
‫- التهاب سف... ؟

01:21:10.978 --> 01:21:14.108
‫روی التهاب سفید،
‫همین‌طور روی اسکاندیناوی

01:21:22.383 --> 01:21:27.432
‫- نحوه پذیرش این‌جا چجوریه؟
‫- شماره تامین اجتماعی‌تون رو می‌دید؟

01:21:30.120 --> 01:21:36.744
‫شما می‌خواهید یک کاری کنید...
‫نقشی ایفا بکنید!

01:21:36.783 --> 01:21:43.752
‫عوضش من دارم دور خودم می‌چرخم،
‫به طلا دست می‌زنم خاکستر می‌شه!

01:21:45.346 --> 01:21:48.629
‫قرار نبود این‌جوری بشه، فقط...

01:21:52.488 --> 01:21:55.388
‫باید دست بکشم و
‫یک کار جدید بکنم!

01:21:55.925 --> 01:21:59.804
‫اما آخه چه کاری؟
‫من که تحصیلاتی ندارم...

01:22:00.860 --> 01:22:04.949
‫پس کلی کار ریخته سرت

01:22:04.988 --> 01:22:08.828
‫وضع زندگی‌ت پیچیده شده.
‫دور و اطرافت چخبره؟

01:22:09.346 --> 01:22:13.416
‫کسی رو داری که توی
‫مشکلات باهاش حرف بزنی؟

01:22:13.455 --> 01:22:17.986
‫- مامانم که گران کاناریاست
‫- چی؟

01:22:18.024 --> 01:22:22.095
‫- مامانم تو گران کاناریاست
‫- جدی؟

01:22:22.152 --> 01:22:24.783
‫اون‌جا زندگی می‌کنه؟

01:22:24.821 --> 01:22:26.972
‫آره

01:22:27.663 --> 01:22:33.538
‫- پدرت چی؟
‫- ارتباط نداریم

01:22:34.402 --> 01:22:39.490
‫اما تا حالا تجربه شنیدن صداهایی
‫رو داشتی که اطرافیانت نمی‌شنون؟

01:22:39.528 --> 01:22:42.389
‫یا دیدن چیزهایی که اطرافیانت نمی‌بینن؟

01:22:42.428 --> 01:22:45.173
‫هم آره هم نه

01:22:46.152 --> 01:22:49.839
‫آره، چون انگار همیشه
‫همین اتفاق داره برام می‌افته

01:22:49.877 --> 01:22:54.677
‫یعنی شاید صداها رو متفاوت بشنوم،
‫یا یک‌جور دیگه به‌شون واکنش نشون بدم؟

01:22:54.716 --> 01:22:58.383
‫در غیر این صورت،
‫رفتار مردم این‌جوری که الان هست نبود

01:22:58.421 --> 01:23:01.493
‫تا حالا به تموم کردن
‫زندگی خودت فکر کردی؟

01:23:01.532 --> 01:23:06.255
‫آره، معلومه.
‫اما همیشه همین‌جوری بوده

01:23:06.312 --> 01:23:10.076
‫چیزی جدیدی که نیست. فقط

01:23:10.133 --> 01:23:12.944
‫رها کردنش حکم
‫تسکین رو داره. اما من

01:23:12.968 --> 01:23:15.740
‫مطئنم که گاهی اوقات برای همه پیش می‌آد

01:23:15.778 --> 01:23:17.871
‫چی جلوت رو می‌گیره؟

01:23:19.829 --> 01:23:23.343
‫که خودم رو نکشم؟

01:23:26.242 --> 01:23:29.026
‫برای چی زندگی می‌کنی؟

01:23:36.053 --> 01:23:39.912
‫گمونم کار ما تموم شده،
‫مگه این‌که بخواهی چیز دیگری اضافه کنی؟

01:23:39.951 --> 01:23:41.909
‫- از فهرست؟
‫- نه

01:23:41.948 --> 01:23:46.364
‫احساس ما به موقعیت تو

01:23:46.402 --> 01:23:50.588
‫اینه که مشخصا داری یک
‫بحران رو پشت سر می‌گذاری

01:23:51.125 --> 01:23:54.428
‫این تصدیق...

01:23:54.965 --> 01:23:59.804
‫احتمالا بهترین
‫گزینه امروز ما نباشه

01:23:59.842 --> 01:24:01.781
‫منظورت چیه؟

01:24:01.820 --> 01:24:07.484
‫گمونم بتونی مشکلاتت رو حل بکنی

01:24:09.442 --> 01:24:12.264
‫اون بیرون، توی زندگی‌ت

01:24:12.303 --> 01:24:17.333
‫تو با سیستم آشنایی،
‫در ارتباط با کمکی که می‌تونی بگیری؟

01:24:17.372 --> 01:24:21.135
‫الان چند تا گزینه همیاری
‫اجتماعی در اختیارت هست

01:24:21.173 --> 01:24:25.052
‫مهم اینه که به خودت یادآوریی
‫کنی که تو این مسیر تنها نیستی

01:24:27.720 --> 01:24:32.405
‫گذاشتن مهدکودک بین دو تا
‫خیابون تصمیم ابلهانه سیاسیونه

01:24:39.150 --> 01:24:42.456
‫کارگاه مهیج تئاتر در تئاتر شقاوت
‫به همراهی مرکز پناهجویان رِفستاد

01:24:46.844 --> 01:24:48.860
‫برداشتن تَگِ عکس

01:24:52.642 --> 01:24:55.192
‫بدون اجازه از [تئاتر] شقاوت
‫استفاده کردی؟

01:24:55.216 --> 01:24:57.672
‫لارس خیلی عصبانی با مرکز تماس گرفت

01:24:57.711 --> 01:25:01.570
‫با توجه به کمک‌هزینه‌ها،
‫امیدوارم توضیح قابل قبولی داشته باشی

01:25:17.832 --> 01:25:20.111
‫سلام، گری-جنت.
‫پس داخل کشوری؟

01:25:20.135 --> 01:25:22.039
‫خیلی خوب می‌شه اگه همزمان با HÆLMIS ببینمت

01:25:23.718 --> 01:25:27.375
‫جشنواره برداشت [محصول]

01:26:42.428 --> 01:26:45.308
‫- خدای بزرگ، خیلی وقت شده!
‫- 20 سال!

01:26:45.826 --> 01:26:49.973
‫- مطمئن نبودم که بیایی
‫- نوشتم که می‌آم

01:26:50.012 --> 01:26:52.930
‫- آه، آره
‫- یک‌کمی سخت بود که

01:26:52.968 --> 01:26:55.426
‫آره. احساسات پیچاپیچ

01:26:55.676 --> 01:26:59.362
‫- دالی! گری-جنته
‫- گریت!

01:26:59.400 --> 01:27:03.183
‫بگذار یک‌کم لازانیا برات بکشم.
‫نوشیدنی؟

01:27:03.221 --> 01:27:05.333
‫آب‌جو یا شراب می‌خوای؟

01:27:05.372 --> 01:27:08.213
‫شاید خوشت نیاد

01:27:08.252 --> 01:27:12.764
‫- خودم آب‌جو انداختم!
‫- نه بابا! ایول!

01:27:12.802 --> 01:27:16.796
‫ببخشید که بدون تو شروع کردیم.
‫بچه‌ها خیلی گرسنه بودن

01:27:16.834 --> 01:27:19.088
‫ببخشید که این‌قدر دیر شد

01:27:19.112 --> 01:27:23.304
‫تقصیر تو نیست. ما به
‫شام سرد عادت کردیم

01:27:23.343 --> 01:27:29.237
‫تا این‌جا با دوچرخه اومدی؟
‫از جاده موس اومدی؟

01:27:29.276 --> 01:27:33.845
‫می‌خواستم، اما امروز با قطار اومدم. یعنی،
‫اتوبوس کمکی

01:27:40.680 --> 01:27:43.714
‫عجب فروشگاهی این‌جا ساختن

01:27:43.752 --> 01:27:50.165
‫مثل یک اختاپوس بود که
‫شاخک‌هاش رو باز کرده

01:27:50.204 --> 01:27:54.351
‫آره همچین چیزی
‫این‌جا خیلی به‌دردبخوره

01:27:57.826 --> 01:28:03.644
‫خیلی که خوبه می‌شه صاف رفت
‫توش. چون ما اغلب وقت‌ها عجله داریم

01:28:03.682 --> 01:28:05.640
‫آره، اغلب عجله داریم

01:28:05.679 --> 01:28:08.712
‫گریت بازیگره ها

01:28:08.751 --> 01:28:11.708
‫سلبریتی هستی؟

01:28:12.245 --> 01:28:16.085
‫مصاحبه و این‌ها زیاد می‌ری؟

01:28:16.124 --> 01:28:21.058
‫نه. فقط اون اوایل این‌جوری بود،
‫قبل از اینکه جایگاه خودم رو پیدا کنم

01:28:21.096 --> 01:28:24.168
‫پس بیخیال رویای بزرگت شدی؟

01:28:24.706 --> 01:28:28.028
‫دیگه دلت نمی‌خواد
‫بازیگر مشهوری بشی؟

01:28:28.546 --> 01:28:30.562
‫چی باعث می‌شه همچین حرفی بزنی؟

01:28:30.600 --> 01:28:36.476
‫واقعیت یقه بیشتر آدم‌ها رو می‌گیره،
‫و تو هم باید باهاش بسازی

01:28:36.514 --> 01:28:40.085
‫من کار نمایشی می‌کنم.
‫دو تا دنیای کاملا متفاوته

01:28:40.124 --> 01:28:41.468
‫یعنی پرفورمنس؟ آهان

01:28:42.005 --> 01:28:46.882
‫- این یعنی صحنه‌پردازی یک رویداد...
‫- آهان، آهان

01:28:46.920 --> 01:28:51.855
‫- با این کارها می‌تونی زندگی رو بچرخونی؟
‫- گریت کارهای محشر زیادی کرده

01:28:51.893 --> 01:28:56.655
‫- خارج از کشور کار کرده، و...
‫- اما این قضیه...

01:28:56.693 --> 01:29:00.303
‫سبک زندگی مناسب‌تری رو می‌طلبه

01:29:00.341 --> 01:29:06.332
‫از نظر مالی می‌گم. یعنی
‫باید کم‌تر مادی-گرا باشه

01:29:06.370 --> 01:29:08.885
‫باید حواست به...

01:29:08.924 --> 01:29:12.879
‫- بچه داری؟
‫- نه

01:29:12.917 --> 01:29:15.663
‫از خودم بچه ندارم

01:29:15.701 --> 01:29:23.439
‫یعنی جرئت نمی‌کنم.
‫با توجه به چیزی که داریم واردش می‌شیم

01:29:23.477 --> 01:29:26.680
‫همین آشوب، مصیبت قریب‌الوقوع...

01:29:26.704 --> 01:29:28.066
‫کدوم مصیبت؟

01:29:29.199 --> 01:29:34.114
‫مصیبت تغییرات اقلیمی.
‫مصیبت زیست‌محیطی. آخرالزمان

01:29:34.152 --> 01:29:36.975
‫هنوز که به اون‌جا نرسیدیم

01:29:37.013 --> 01:29:41.832
‫- منظورت رو می‌فهمم
‫- باید دیدمون رو وسیع‌تر کنیم

01:29:41.871 --> 01:29:46.536
‫آره، وقتی همه‌چی داره به قهقرا می‌ره
‫آوردن بچه به این دنیا کار احمقانه‌ایه

01:29:46.575 --> 01:29:53.045
‫- ببخشید که آوردمتون این‌جا، بچه‌ها
‫- کلی تحقیقات راجع به‌ش شده

01:29:53.084 --> 01:29:57.058
‫بیا تورجه رو بگیر

01:29:58.133 --> 01:30:02.108
‫- خب حالا یک‌کمی...
‫- بگذار لباست رو عوض کنم

01:30:03.816 --> 01:30:06.773
‫به دل نگیر، گری-جنت

01:30:06.812 --> 01:30:08.751
‫گریت

01:30:08.789 --> 01:30:13.301
‫اگه اهل این‌جایی چرا با
‫اون لهجه حرف می‌زنی؟

01:30:13.340 --> 01:30:19.119
‫سوال خوبیه. من یک‌جایی
‫زندگی می‌کردم به اسم دره سارون

01:30:19.157 --> 01:30:22.805
‫- اسم دره سارون به گوشت خورده؟
‫- نه

01:30:22.844 --> 01:30:27.740
‫یک دره‌ایه که همه توش مسیحی
‫هستن و به خدا و عیسی معتقد

01:30:27.778 --> 01:30:31.733
‫من و شش تا خواهر ناتنی‌م یک گروه
‫راه انداختیم به اسم "هفت خواهر"

01:30:31.772 --> 01:30:37.320
‫یکشنبه‌ها توی نیایش جمعی سرود می‌خوندیم.
‫پدرمون کشیش بود

01:30:37.359 --> 01:30:41.333
‫خیلی پراحساس بود

01:30:41.372 --> 01:30:45.308
‫12 سال‌م که بود،
‫مامانم از بابام جدا شد

01:30:45.826 --> 01:30:49.090
‫بعد اومدیم این‌جا. اسم
‫ساختمون‌مون "گوشِبلوکا" بود

01:31:05.199 --> 01:31:09.077
‫هوشمندانه‌ست و خلاقانه،
‫و از جایگاه رفیعی برخورداره

01:31:09.116 --> 01:31:16.757
‫درباره 5 تا مَرده که به این زن ابراز عشق
‫می‌کنن، و بعد یکی‌شون رو انتخاب می‌کنه

01:31:19.426 --> 01:31:22.690
‫بدون من بحث‌های مهیج نکنید!

01:31:22.728 --> 01:31:26.184
‫و همین که کارم تموم شد

01:31:26.223 --> 01:31:30.255
‫فهمیدم که با یک هیتلر کوچولو
‫رو روی ماتیاس آب‌پاشی کردم

01:31:30.293 --> 01:31:31.388
‫اون یارو

01:31:31.944 --> 01:31:34.133
‫خندوندن‌شون کار ساده‌ای نبود

01:31:34.172 --> 01:31:38.933
‫- اون چطور؟
‫- او رو یک‌کم می‌شناسم

01:31:38.972 --> 01:31:41.794
‫آه! معلومه که
‫بعضی‌هاشون رو می‌شناسی

01:31:41.832 --> 01:31:44.789
‫اسپرم او رو تو فریزرم دارم

01:31:46.498 --> 01:31:49.205
‫اسپرمش رو تو فریزرم دارم

01:31:49.244 --> 01:31:53.218
‫معمولا...
‫باید این‌یکی رو هم گوش کنی، ویلجا

01:31:54.140 --> 01:31:58.882
‫آدم و حوا رو که می‌شناسی؟
‫قبل از حوا یک زن دیگه بوده

01:31:58.940 --> 01:32:01.685
‫اسمش هم لیلیت بوده

01:32:01.724 --> 01:32:05.948
‫اسطوره‌شناسی
‫یهودی می‌گه که لیلیت...

01:32:06.485 --> 01:32:10.383
‫موقع محتلم شدن شبونه مردها،
‫مَنی‌شون رو می‌دزده

01:32:10.421 --> 01:32:15.298
‫صبر کن ببینم، دزدی؟
‫که با مطلب آرتو هم همخونی داره...

01:32:22.805 --> 01:32:24.764
‫حالت خوبه؟

01:32:24.802 --> 01:32:26.972
‫آره

01:32:27.586 --> 01:32:33.365
‫- زندگی عاطفی‌ت چطوره؟ خبری هست؟
‫- فاتحه‌ش رو خوندم

01:32:33.404 --> 01:32:36.456
‫نمی‌شه که فاتحه‌ش رو خونده باشی!
‫الکی می‌گی، نه؟

01:32:36.514 --> 01:32:40.277
‫زوج بودن، توی رابطه بودن،
‫برای همه نیست

01:32:40.316 --> 01:32:47.112
‫داری همه‌چی رو برای خودت سخت
‫می‌کنی. همیشه همه‌چی رو پیچیده می‌کنی

01:32:47.151 --> 01:32:53.525
‫اما همین قید عشق رو زدنه که جای تو
‫زندگی کردن رو سخت‌ترین کار ممکن می‌کنه!

01:32:53.564 --> 01:32:56.463
‫قشنگ معلومه که اوضاعت روبراه نیست

01:32:56.501 --> 01:33:00.226
‫می‌دونم که آدم خوبی هستی،
‫و دل نرمی داری

01:33:00.264 --> 01:33:06.140
‫اما وقتی به کسی دل نمی‌دی،
‫اون‌وقت خاطرت رو خواستن کار سختی می‌شه

01:33:06.178 --> 01:33:09.805
‫چرا همیشه همچین می‌کنی؟

01:33:09.829 --> 01:33:13.148
‫انتخاب سخت‌ترین راه، عوض اینکه

01:33:13.666 --> 01:33:18.677
‫یک‌کمی خودت رو به بیخیالی بزنی.
‫این‌همه مته به خشخاش گذاشتن تو...

01:35:47.669 --> 01:35:51.260
‫تارک دنیا

01:36:22.959 --> 01:36:26.108
‫سوت می‌زند

01:36:26.664 --> 01:36:32.520
‫آیا [خواب و] رویاد پدری دارد؟

01:36:32.559 --> 01:36:39.317
‫آدم گفت که او خیلی وحشی‌ست

01:36:42.255 --> 01:36:47.919
‫تمام وجوه تبه‌کارانه
‫من راه را روشن می‌کنند

01:36:47.957 --> 01:36:52.757
‫چرا که جنگل‌ها و دشت‌ها

01:44:11.612 --> 01:44:16.239
‫و وقتی زندگی امر غیرمنتظره
‫رو متوجه ما می‌کنه...

01:44:16.277 --> 01:44:22.172
‫تا متعلق به جامعه شدیدا شخصی‌سازی‌شده‌ای
‫باشیم که مال ما داره به‌ش تبدیل می‌شه

01:44:22.229 --> 01:44:26.012
‫غرور خود ما،
‫و چیزی که دوست داریم پشت سر بگذاریمش

01:44:26.069 --> 01:44:29.775
‫مربوط به این واقعیته که، زندگی تغییر می‌کنه

01:44:29.813 --> 01:44:36.245
‫هم نور هست و هم تاریکی،
‫درد و لذت. محبت...

01:44:55.599 --> 01:44:59.535
‫بعدی: بحران گرسنگی
‫دنیا در حال افزایشه

01:44:59.573 --> 01:45:06.044
‫هدف برانداختن فقر گسترده تا قبل
‫از سال 2030، قدری دشوار شده

01:45:08.981 --> 01:45:12.104
‫جستجو برای آخرین فرد گمشده

01:45:12.128 --> 01:45:15.759
‫پس از بهمنِ ترومس،
‫امروز ادامه پیدا می‌کنه

01:45:15.797 --> 01:45:21.615
‫در ژانویه امسال، بهمن چهار
‫اسکی‌باز را در بلوبری هیل مدفون کرد

01:45:21.653 --> 01:45:24.970
‫سه تن یافت شدند،
‫اما علیرغم جستجوی بی‌وقفه چهار هفته گذشته

01:45:24.994 --> 01:45:28.412
‫آخرین قربانی هنوز پیدا نشده

01:45:28.450 --> 01:45:30.965
‫حالا، تابستان رسیده و...

01:45:56.117 --> 01:45:58.172
‫نوش

01:47:07.042 --> 01:47:12.783
‫این یک اکسیره.  معجونی
‫که داشتم باهاش تجربیاتی می‌کردم

01:47:12.821 --> 01:47:18.696
‫- جذابه. سبز و زیبا
‫- آره، رنگش خیلی خوبه

01:47:18.735 --> 01:47:21.634
‫بگی نگی یک‌کمی هم زهرآلود به نظر می‌آد.
‫جالبه

01:47:21.672 --> 01:47:24.303
‫- خیلی ممنون
‫- خواهش می‌کنم

01:47:24.341 --> 01:47:29.064
‫و بابت همه کمک‌هات هم... ممنون

01:47:29.103 --> 01:47:31.042
‫خواهش می‌کنم

01:48:15.144 --> 01:48:18.082
‫Hello. Guten Tag.
‫(سلام)

01:48:18.120 --> 01:48:20.962
‫Bonjour. Hola.
‫(سلام)

01:48:21.000 --> 01:48:24.149
‫Salaam aleikum. Konnichi wa.

01:48:24.188 --> 01:48:26.856
‫Tjänare. Hei.
‫(سلام)

01:49:03.548 --> 01:49:09.192
‫وقتی تمام حیاتی رو که به شکل زیست‌شناختی
‫می‌شناسیم نابود کنیم، من جمله خودمون رو

01:49:09.231 --> 01:49:13.973
‫یک‌چیز دیگه تشنه‌ی زندگی
‫می‌شه و قد علم می‌کنه

01:49:19.733 --> 01:49:24.648
‫دوست دارم این‌جوری فکر کنم
‫که خود زندگی یک موجود اندیشمنده

01:49:26.568 --> 01:49:32.962
‫موجودی که تُخم مفاهیم رو به
‫عنوان ساز و کاری برای بقا می‌پاشه

01:49:33.000 --> 01:49:37.013
‫تا از ادامه حیات
‫اطمینان پیدا کنه

01:49:39.068 --> 01:49:44.405
‫و زندگی به خودی خود
‫یادواره‌ای از گذشته داره

01:49:44.444 --> 01:49:49.589
‫و آشوب هم این‌جوری شکل پیدا می‌کنه،
‫با یادآوری گذشته‌ای که درون ما نهفته‌ست

01:49:51.183 --> 01:49:55.119
‫درون سلول‌هامون. درون عادت‌هامون

01:49:56.000 --> 01:50:01.000
:  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

01:50:01.030 --> 01:50:07.000
:  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.