﻿WEBVTT

00:00:00.000 --> 00:00:06.000
<b><c.color00abfd> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده
  ..:: MiraMovie.org ::..</c></b>
  <b><c.colorFFC947> ..:: ZedMovie.com ::..</c></b>

00:00:06.030 --> 00:00:12.000
<b><c.color00abfd> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده
  ..:: MiraMovie.org ::..</c></b>
  <b><c.colorFFC947> ..:: ZedMovie.com ::..</c></b>

00:01:10.320 --> 00:01:13.824
‫قرار نبود این‌شکلی تموم بشه

00:01:13.866 --> 00:01:17.953
‫تمام اقامت‌ها در موسسه به خوشی تموم شدن

00:01:17.995 --> 00:01:20.873
‫با اینحال از همون اول گروه های

00:01:20.914 --> 00:01:24.543
‫این ماه نشون دادن که یه مشکلاتی دارن

00:01:58.260 --> 00:02:00.656
‫بازتر

00:02:00.691 --> 00:02:01.855
‫بازتر، لطفا

00:02:01.890 --> 00:02:03.461
‫چرا؟

00:02:03.496 --> 00:02:06.596
‫متاسفم، کارگردان خواسته

00:02:06.631 --> 00:02:08.466
‫و تو به تک‌تک دستوراتش عمل می‌کنی؟

00:02:08.501 --> 00:02:11.766
‫- بیشتر از دستور، یه پیشنهاد بود

00:02:11.801 --> 00:02:14.769
‫ولی اگه خیلی دلت می‌خواد
‫یه چیز متفاوت امتحان کنی راحت باش

00:02:14.804 --> 00:02:16.804
‫جن استیونز

00:02:16.839 --> 00:02:18.971
‫اگه می‌خوای تغییر مثبتی بدی به روش خودت انجامش بده پس

00:02:19.006 --> 00:02:22.480
‫فقط دوست دارم به این‌که چطور
‫به تصویر کشیده می‌شم تسلط داشته باشم

00:02:22.515 --> 00:02:24.482
‫مگه همه همین‌طور نیستیم؟

00:02:24.517 --> 00:02:27.221
‫ولی می‌تونم پیشنهاد بدم
‫یه‌خورده مسالمت‌آمیزانه‌تر برخورد کنی

00:02:27.256 --> 00:02:29.355
‫با مستندگرمون

00:02:29.390 --> 00:02:30.653
‫فقط داره کارشو انجام می‌ده

00:02:36.925 --> 00:02:39.794
‫وای خدا، چه بویی می‌ده دهنت

00:02:39.829 --> 00:02:41.796
‫متاسفم

00:02:41.831 --> 00:02:45.371
‫- و همین‌طور رفلاکس معده‌ی حاد داری
‫(بازگشت اسید معده)

00:02:45.406 --> 00:02:50.244
‫که ممکنه دلیل بوی گند دهن‌ت هم باشه

00:02:50.279 --> 00:02:51.905
‫فقط معده‌ات ترش کرده

00:02:51.940 --> 00:02:54.512
‫یا مشکل دیگه‌ای هم داری؟

00:02:54.547 --> 00:02:56.481
‫- شاید، بی‌اشتهایی، و...
‫(ترجمه‌ی دقیق‌تر احساس پر بودن یا تورم قسمت فوقانی شکم
‫هستش که میتونه به علت نفخ یا غذای زیاد باشه که گاهی با بی‌اشتهایی همراهه)

00:02:59.552 --> 00:03:01.420
‫شاید باد؟

00:03:01.455 --> 00:03:02.982
‫منظورت نفخه؟

00:03:05.019 --> 00:03:07.019
‫بله

00:03:07.054 --> 00:03:09.659
‫جای تاسفه

00:03:09.694 --> 00:03:11.892
‫خب، می‌تونم یه‌چیزی تجویز کنم،

00:03:11.927 --> 00:03:16.831
‫و ببینیم تا چند هفته‌ی
‫دیگه اوضاع چطور پیش می‌ره

00:03:16.866 --> 00:03:19.471
‫ولی شک دارم

00:03:19.506 --> 00:03:23.035
‫که خیلی طبق اصول پزشکی بقراط باشه
‫(اشاره به سوگندنامه‌ی پزشک‌ها
‫و بی تاثیر بودن روش امتحانی‌اش)

00:03:23.070 --> 00:03:24.773
‫تو این مورد

00:03:29.582 --> 00:03:31.516
‫نظرت چیه؟

00:03:31.551 --> 00:03:34.816
‫بقراط‌رو که می‌شناسی؟

00:03:34.851 --> 00:03:36.686
‫اسمش‌رو شنیدم ولی...

00:03:36.721 --> 00:03:40.525
‫یه نویسنده‌ای بعد از بقراط نخوندی؟

00:03:40.560 --> 00:03:42.758
‫- من فقط یه نویسنده‌ی سفارشی‌ام
‫(نویسنده‌هایی که استخدام می‌شن تا در یه
‫مدت کوتاه یه سری مقاله‌ با کیفیت پایین رو بنویسن)

00:03:42.793 --> 00:03:43.957
‫و نویسنده‌های سفارشی کتاب نمی‌خونن؟

00:03:43.992 --> 00:03:45.761
‫خب، شاید یه چیزهایی خونده باشم

00:03:45.796 --> 00:03:49.501
‫ولی الان بخاطر این مشکلات و

00:03:49.536 --> 00:03:53.670
‫اضطرابم یادم نیاد

00:03:54.607 --> 00:03:59.071
‫"بگذار غدای‌ تو، دارویت باشد"
‫(سخنی از بقراط در باب
‫اهمیت وعده‌های روزانه‌ی غذایی)

00:03:59.106 --> 00:04:03.317
‫چشم‌گیره که چطور یه همچین
‫عقیده‌ی ساده و اما در عین حال عمیقی

00:04:03.352 --> 00:04:06.045
‫تونسته در طول قرن‌ها به‌جا بمونه

00:04:06.080 --> 00:04:08.883
‫ولی جدا از یه رژیم غذایی معقول،

00:04:08.918 --> 00:04:13.360
‫شاید برات بهتر باشه که خیلی
‫نزدیکِ ساعت خواب‌ات غذا نخوری

00:04:13.395 --> 00:04:15.560
‫و اگه بالشتو ببری بالاتر شاید جلوی برگشت
‫(دادن زاویه‌ی ۳۵ تا ۴۵ درجه بین بالش و سطح پشتی‌اش)

00:04:15.595 --> 00:04:19.894
‫اسید معده‌‌ی اضافی‌ات رو بگیره و نذاره که

00:04:19.929 --> 00:04:24.096
‫رئیست در گوش‌ات ابراز نارضایتی کنه

00:04:24.131 --> 00:04:25.801
‫ممنون

00:04:25.836 --> 00:04:29.035
‫- و مطمئن باشم که این قبض به دستش می‌رسه؟

00:04:29.070 --> 00:04:30.410
‫بله

00:04:30.445 --> 00:04:32.742
‫زندگی یه نویسنده‌ی سفارشی

00:04:32.777 --> 00:04:34.711
‫چندین نویسنده رو می‌شناسم که چنین کاری رو

00:04:34.746 --> 00:04:36.416
‫پایین تر از ارزش خودشون می‍‌‌دونن

00:04:36.451 --> 00:04:40.013
‫پس باید نویسنده‌های کاردرستی بشناسی.

00:04:40.048 --> 00:04:42.884
‫- نمی‌تونم چیزی‌رو بدتر از شغل تورو تصور کنم

00:04:42.919 --> 00:04:45.051
‫اینکه مجبور باشی هر ماه با یه دسته ادم بی‌خاصیت

00:04:45.086 --> 00:04:49.363
‫اخلالگر و مصنوعی راه بیای و شوخی کنی

00:04:49.398 --> 00:04:52.894
‫البته با اینحال بعضی‌ها شاید معتقد باشن که نمی‌تونه

00:04:52.929 --> 00:04:57.536
‫در قیاس با تحمل بوی گند دهن یه موجود زنده بدتر باشه

00:04:57.571 --> 00:05:00.506
‫متاسفم

00:05:00.541 --> 00:05:02.607
‫و این ماه کی اینجا اقامت داره؟

00:05:16.953 --> 00:05:20.493
‫سکوت یه تماشاچی همیشه باعث ترسم بوده

00:05:23.861 --> 00:05:26.565
‫و هرکاری که می‌تونستم
‫باهاش اون سکوتو بشکنم

00:05:26.600 --> 00:05:30.965
‫از هرچیز دیگه‌ای بیشتر اهمیت پیدا می‌کرد

00:05:31.000 --> 00:05:33.440
‫شنیدن صدای خنده، بند اومدن نفس

00:05:33.475 --> 00:05:36.443
‫گریه، یا حتی شکایت

00:05:36.478 --> 00:05:39.512
‫تصدیق درستی کارم بود

00:05:39.547 --> 00:05:43.076
‫برای چشیدن حیرت‌‌شون باید تحت کنترل اون باشی

00:05:43.111 --> 00:05:45.980
‫و همراه اون نیاز به پیش رفتن و پیش رفتن

00:05:46.015 --> 00:05:47.850
‫تا حد بی‌هوشی و خلا

00:05:47.885 --> 00:05:50.787
‫پختن و اجرا کردن همیشه مخاطره‌آمیره

00:05:50.822 --> 00:05:52.723
‫می‌تونم از افراد دیگه‌ای که اینجا بودن

00:05:52.758 --> 00:05:54.692
‫کلی حادثه مثال بزنم

00:05:54.727 --> 00:05:56.188
‫این یه حادثه نبود

00:05:56.223 --> 00:05:57.794
‫- چرا؟

00:05:57.829 --> 00:06:00.159
‫- چون تشویق، باعث می‌شه به وجد بیای

00:06:00.194 --> 00:06:02.700
‫درد بی‌اهمیت بود

00:06:02.735 --> 00:06:03.866
‫متوجه نمی‌شی؟

00:06:03.901 --> 00:06:05.164
‫من اجراکننده نیستم

00:06:05.199 --> 00:06:08.541
‫آره، ولی تو می‌نویسی

00:06:08.576 --> 00:06:10.510
‫تو هم دنبال تصدیقی

00:06:10.545 --> 00:06:12.677
‫اگه صدای ورق خوردن کتابو بشنوم

00:06:12.712 --> 00:06:14.712
‫خوش‌حال‌ می‌شم

00:06:14.747 --> 00:06:17.451
‫شاید اگه کار خودت بود حس متفاوتی داشتی

00:06:17.486 --> 00:06:18.914
‫چرا امتحان نمی‌کنی؟

00:06:18.949 --> 00:06:21.719
‫بعضی‌ها شاید مخالف این حرفت باشن حتی تو یه دفترچه

00:06:21.754 --> 00:06:24.821
‫راهنما هم یه ردی از نویسنده‌اش داخلش هست

00:06:24.856 --> 00:06:28.022
‫پس واقعا یه بخشی ازت داخل
‫متنی که درباره ی من می‌نویسی هست؟

00:06:30.026 --> 00:06:32.730
‫و چه مقدار از تو در این ماجرا دخیله؟

00:06:32.765 --> 00:06:35.700
‫- منظورت اجراست؟

00:06:35.735 --> 00:06:36.833
‫همه چیزم

00:06:36.868 --> 00:06:38.604
‫و بیلی و لمینا؟

00:06:38.639 --> 00:06:42.069
‫- اون‌ها این‌جان تا بفهمن تو ذات من چیه

00:06:42.104 --> 00:06:44.236
‫و خودشون‌هم این‌طور فکر می‌کنن؟

00:06:44.271 --> 00:06:45.842
‫- نه کاملا

00:06:45.877 --> 00:06:48.977
‫گاهی‌اوقات سعی می‌کنن
‫رد خودشونو روی کارها به جا بذارن

00:06:49.012 --> 00:06:50.880
‫مخصوصا لمینا

00:06:50.915 --> 00:06:52.783
‫- ولی شما یه گروه‌اید؟

00:06:52.818 --> 00:06:55.885
‫هر گروهی یه رهبر نیاز داره

00:06:55.920 --> 00:06:58.184
‫و علاوه‌بر اون می‌تونم جایگزین‌شون کنم

00:06:58.219 --> 00:07:00.252
‫و آب از آب تکون نخوره

00:07:00.287 --> 00:07:05.092
‫و می‌خوای جایگزین‌شون کنی؟

00:07:05.127 --> 00:07:07.864
‫ببینیم چی می‌شه

00:07:07.899 --> 00:07:09.602
‫دوست‌شون دارم...

00:07:09.637 --> 00:07:14.739
‫ولی گاهی اوقات عشق می‌تونه با
‫ترک کردن یه نفر معنی بیشتری پیدا کنه

00:07:14.774 --> 00:07:17.104
‫- کنار اومدن باهاشون راحت‌تر نیست؟

00:07:19.647 --> 00:07:21.141
‫نه

00:07:21.176 --> 00:07:24.551
‫این چیزیه که همه‌شون
‫وقتی می‌ان این‌جا می‌گن

00:07:24.586 --> 00:07:27.048
‫فکر می‌کردم به آزادی ابتکار معتقدی

00:07:27.083 --> 00:07:28.951
‫تا یه حدی

00:07:28.986 --> 00:07:31.052
‫ولی به هرکسی تو هرچیزی بیش از حد آزادی بدی

00:07:31.087 --> 00:07:33.593
‫نتیجه اغلب‌اوقات زیان‌آوره

00:07:33.628 --> 00:07:35.221
‫برات آرزوی موفقیت می‌کنم، کارگردان

00:07:35.256 --> 00:07:37.564
‫قرار نیست سرکوبش کنم،

00:07:37.599 --> 00:07:38.829
‫و از نظر این‌که فقط نکته بدم

00:07:38.864 --> 00:07:40.930
‫قرار نیست بهش نکته‌ای گوشزد کنم

00:07:40.965 --> 00:07:43.097
‫ولی اگه حس کنم چیزی
‫از مسیر درستش پیش نمی‌ره

00:07:43.132 --> 00:07:45.066
‫باید ضبطش کنم

00:07:45.101 --> 00:07:46.936
‫این‌طوری نیست که به بقیه‌ی آشپرهای صوتی

00:07:46.971 --> 00:07:50.071
‫قدرت کنترل نداده باشم

00:07:50.106 --> 00:07:52.942
‫تصمیم گرفت اسم چی باشه؟

00:07:52.977 --> 00:07:55.208
‫ال و اسیدهای چرب

00:07:55.243 --> 00:07:57.749
‫ولی باز می‌خواد روش بیشتر فکرکنه

00:07:57.784 --> 00:08:00.081
‫دیگه قبل چاپ کردن جدی باید تصمیم‌شو بگیره

00:08:01.722 --> 00:08:04.690
‫نمی‌تونه همین‌جوری هی نظرشو عوض کنه

00:08:04.725 --> 00:08:05.955
‫جن استیونز

00:08:05.990 --> 00:08:08.221
‫- خوشمون نمی‌اد که نادیده گرفته بشیم

00:08:10.324 --> 00:08:12.929
‫هنوزهم تنهات نمی‌ذارن؟

00:08:21.710 --> 00:08:27.925
‫فاصله گرفتنم از اعضای گروه
‫بیشتر بخاطر ناراحتی معده‌ام بود

00:08:27.966 --> 00:08:31.178
‫تا هرجور تظاهر به رعایت
‫ادب و احترام روزنامه‌نگاری

00:08:31.220 --> 00:08:36.265
‫عقب وایستادنم تا جای
‫ممکن صرفا بخاطر این بود که

00:08:36.308 --> 00:08:38.769
‫بدون عواقب باد معده‌امو خالی کنم

00:08:38.809 --> 00:08:44.066
‫دستیار فنی ویم هم با
‫تحقیر کردن‌هاش کارو برای من و

00:08:44.107 --> 00:08:47.986
‫هرکسی که پاشو تو موسسه
‫می‌ذاشت سخت‌تر می‌کرد

00:08:49.363 --> 00:08:54.910
‫برای هربار دفع مدفوع‌م مجبور
‫بودم هم‌زمان سیفون هم بکشم

00:08:55.369 --> 00:08:57.955
‫به امید اینکه اعضای گروه صداشو نشنون

00:08:58.247 --> 00:09:00.999
‫تو اتاق‌مهمان‌های موسسه
‫روبه‌روی هم می‌خوابیم

00:09:02.084 --> 00:09:06.880
‫نفخ بی‌امان سراغم میومد ولی به ندرت بد بو بود

00:09:07.297 --> 00:09:11.760
‫تلاش دائمی‌ام برای اینکه یه‌جوری
‫بگوزم که کسی نفهمه یا نگه دارمش

00:09:12.386 --> 00:09:16.515
‫کم‌کم به‌نوعی خودش
‫حس نقش بازی کردنو پیدا کرد

00:10:00.976 --> 00:10:04.688
‫قدم زدن برای فکر کردن تو
‫محوطه‌ی موسسه‌ی سونیک کیترینگ
‫(تهیه‌غذای صوتی)

00:10:04.730 --> 00:10:07.024
‫فقط کمتر از یه ساعت طول می‌کشه

00:10:07.274 --> 00:10:13.155
‫یه بخش حیاتی از فرایند
‫کاری‌شون که خواستن مستندش کنم

00:10:13.655 --> 00:10:16.533
‫هرگز حرفی زده نمی‌شد

00:10:16.909 --> 00:10:20.329
‫و این سکوت باعث بروز شک‌ها و ترس‌هاشون می‌شد

00:10:20.579 --> 00:10:23.957
‫که وقتی باهاشون مصاحبه
‫می‌کردم نمی‌شد ضبطشون کرد

00:10:25.000 --> 00:10:28.003
‫داروی دکتر گلاک تاثیری نداشت

00:10:28.337 --> 00:10:31.757
‫و رنج شدید بخاطر نگه‌داشتن باد معده

00:10:32.466 --> 00:10:35.260
‫تبدیل به یه کابوس تو جمع‌های مختلف شد

00:10:36.011 --> 00:10:37.471
‫بشدت به‌ خلوت نیاز داشتم

00:10:37.971 --> 00:10:41.266
‫و اگه نمی‌تونستم خلوتی
‫پیدا کنم، نیاز به یه صدا داشتم

00:10:42.267 --> 00:10:47.147
‫صدای پختن غذا از هر گروهی تو اقامتگاه

00:10:47.773 --> 00:10:50.609
‫صدایی که بتونه پاکش کنه،
‫که بتونه آلودگی‌اشو تصفیه‌اش کنه

00:10:50.984 --> 00:10:52.778
‫و هم باعث بشه من فراموشش کنم

00:10:52.819 --> 00:10:55.322
‫هم باعث بشه دیگران نتونن صدای گوزمو بشنون

00:10:56.406 --> 00:10:59.326
‫هرچند که بزرگترین چالش برای شکم مزاحم من

00:10:59.618 --> 00:11:01.745
‫زمانی بود که میخواستم با اعضای

00:11:01.787 --> 00:11:03.997
‫هیئت مدیره‌ی موسسه نشست و برخاست کنم

00:11:04.331 --> 00:11:07.709
‫که با به‌قول معروف سخنرانی‌ بعد شام همراه بود

00:11:46.045 --> 00:11:47.506
‫جن استیونز

00:11:47.541 --> 00:11:50.047
‫- تا حالا نشده کسی مارو نادیده بگیره و زنده بمونه

00:12:00.862 --> 00:12:03.962
‫"مطمئن شو که میز غذا به
‫طرز خوش‌قریحه‌ای چیده شده باشه

00:12:03.997 --> 00:12:07.262
‫و ادویه‌ها..."

00:12:07.297 --> 00:12:08.461
‫چیه؟

00:12:08.496 --> 00:12:10.100
‫منتظرت‌ان

00:12:10.135 --> 00:12:11.937
‫بگو آماده نیستم

00:12:11.972 --> 00:12:13.367
‫فقط یه سخنرانیه

00:12:13.402 --> 00:12:15.171
‫مسئله‌ی خاصی نیست

00:12:15.206 --> 00:12:16.843
‫عه جدی؟

00:12:16.878 --> 00:12:18.845
‫وقتی نوبت خودت شد بهت می‌گم

00:12:18.880 --> 00:12:21.441
‫باشه. حالاهرچی

00:12:21.476 --> 00:12:23.850
‫و، بیلی...

00:12:23.885 --> 00:12:26.820
‫این‌دفعه با اشتیاق تشویق کن

00:12:26.855 --> 00:12:28.382
‫باشه؟

00:12:32.058 --> 00:12:34.190
‫"همیشه یادت باشه یه آبجو تو یخچال بذاری"

00:12:39.395 --> 00:12:42.935
‫بعنوان یه روزنامه‌نگار، خیلی حرف نمی‌زنی

00:12:42.970 --> 00:12:45.036
‫راستش روزنامه‌نگار نیستم

00:12:45.071 --> 00:12:49.271
‫فقط استخدام شدم تا
‫یه‌سری چیزهارو این‌جا مستند کنم

00:12:49.306 --> 00:12:51.537
‫در اون‌صورت، چی باید صدات کنم پس؟

00:12:51.572 --> 00:12:53.847
‫جن استیونز بهم می‌گه "مستندگر"

00:12:53.882 --> 00:12:56.509
‫و خودت به خودت چی می‌گی؟

00:12:56.544 --> 00:12:58.951
‫نمی‌دونم

00:12:58.986 --> 00:13:01.184
‫من می‌نویسم

00:13:01.219 --> 00:13:04.055
‫- چی می‌نویسی؟

00:13:04.090 --> 00:13:07.388
‫افکار، احساسات...

00:13:07.423 --> 00:13:08.928
‫سوالات

00:13:08.963 --> 00:13:11.062
‫منظورت داستانه؟

00:13:11.097 --> 00:13:13.592
‫نمی‌دونم بشه بهشون داستان گفت یا نه

00:13:13.627 --> 00:13:15.594
‫و کجا می‌تونم اون "افکار،

00:13:15.629 --> 00:13:17.266
‫احساسات و سوالات" رو بخونم؟

00:13:17.301 --> 00:13:19.906
‫باید به خونه‌ام دستبرد بزنی تا بتونی بخونیشون

00:13:19.941 --> 00:13:21.402
‫- چرا منتشرشون نمی‌کنی؟

00:13:21.437 --> 00:13:23.437
‫تلاش کردم، ولی راحت نیست

00:13:23.472 --> 00:13:25.538
‫و در همین حال باید پول در می‌اوردم، پس...

00:13:28.246 --> 00:13:32.182
‫خانم‌ها و آقایون می‌تونم توجهتون‌رو داشته باشم؟

00:13:32.217 --> 00:13:34.888
‫مایه‌ی مباهاتمه که بهتون
‫کسی که اولین سخنرانی

00:13:34.923 --> 00:13:39.057
‫بعد شام در اقامتگاه رو انجام می‌ده معرفی کنم.

00:13:39.092 --> 00:13:41.994
‫درحالیکه بیشتر اوقات به پیگیری بعد هنری

00:13:42.029 --> 00:13:44.161
‫موضوعات غذایی و رهایی بوسیله اشپزی

00:13:44.196 --> 00:13:46.900
‫در جمع های عمومی ترغیب می‌کنیم

00:13:46.935 --> 00:13:50.398
‫سخنرانی بعد شام فضای آرامش‌بخش‌تر و صمیمانه‌تری

00:13:50.433 --> 00:13:52.268
‫رو عرضه می‌کنه

00:13:52.303 --> 00:13:55.007
‫که در اون به تحقیق و بررسی گروه‌ها از نظر انضباط

00:13:55.042 --> 00:13:58.043
‫مربوط به اشپزی ادامه می‌دیم

00:13:58.078 --> 00:14:01.607
‫و ماجراهایی رو با هم تجربه
‫می‌کنیم یا صرفا ایده های ساده‌ای

00:14:01.642 --> 00:14:05.380
‫بازگو می‌کنیم که در محیطی با
‫صمیمیت کمتر ممکنه کارایی نداشته باشن

00:14:05.415 --> 00:14:07.349
‫سخنرانی ال دی ال به من...

00:14:07.384 --> 00:14:08.922
‫- "سخنرانی" شاید خیلی اصطلاح ساده‌ای

00:14:08.957 --> 00:14:13.025
‫برای کاری که قراره بکنم باشه

00:14:13.060 --> 00:14:16.127
‫چیزی که قراره بخونم متنیه از

00:14:16.162 --> 00:14:20.494
‫کتاب راهنمای خانه‌داری که متعلق به مادرمه

00:14:20.529 --> 00:14:22.265
‫"کلاس شام ادنا می"

00:14:24.236 --> 00:14:28.403
‫"دستورپخت‌های نشاط‌بخش و نکات
‫باحال برای حفظ کردن عشق‌وعلاقه‌ی مردتون"

00:14:28.438 --> 00:14:31.945
‫بعنوان یه بچه دلم می‌خواست
‫که یه خانه‌دار نمونه باشم

00:14:31.980 --> 00:14:33.540
‫و این کتاب حکم انجیل من رو داشت

00:14:33.575 --> 00:14:36.576
‫تا اینکه چیزی که می‌خوندم رو زیر سوال بردم

00:14:36.611 --> 00:14:39.612
‫یه بار مادرمو دیدم که تو اشپزخونه اشکشو پاک می‌کرد

00:14:39.647 --> 00:14:41.614
‫و سعی کرد تا تظاهر کنه که بخاطر پیازهاست

00:14:41.649 --> 00:14:44.584
‫ولی من می‌تونستم ببینم
‫که در مقایسه با پدرم چقدر خسته‌ست

00:14:44.619 --> 00:14:47.026
‫پدری که اغلب تظاهر می‌کرد
‫که داره طبقه بالا کار می‌کنه

00:14:47.061 --> 00:14:51.162
‫ولی فقط با سالنامه تنیس زنان خودارضایی می‌کرده

00:14:51.197 --> 00:14:53.428
‫ادنا می اون چیزی بود که هر زنی می‌دونست

00:14:53.463 --> 00:14:55.969
‫شوهرش ازش می‌خواد که باشه

00:14:56.004 --> 00:14:58.565
‫اگرچه مشخص نبود که زن روی جلد

00:14:58.600 --> 00:15:00.468
‫همون ادنا می افسانه‌ای بوده یا نه

00:15:00.503 --> 00:15:03.240
‫یا اصلا حتی ادنا می‌ای وجود داشه یا نه

00:15:03.275 --> 00:15:04.978
‫از اونجایی که دیدگاه کتاب خیلی

00:15:05.013 --> 00:15:08.113
‫به نفع آسایش مردها بوده

00:15:08.148 --> 00:15:11.248
‫که باعث شد به فکر بیفتم که کی نوشته‌تش

00:15:11.283 --> 00:15:17.023
‫و اگه خود این ادنا می از
‫ته دل از اشپزی لذت میبرد چی؟

00:15:17.058 --> 00:15:19.322
‫این بنظرت یه لبخند واقعیه؟

00:15:19.357 --> 00:15:22.127
‫شخصا فکر می‌کنم داری
‫تفسیر ناموجهی به کار می‌بری

00:15:22.162 --> 00:15:24.723
‫شاید اون لبخند روش
‫زیرکانه‌اش برای برانداختن فرمان های

00:15:24.758 --> 00:15:27.297
‫مردسالارانه‌ی کتاب باشه

00:15:27.332 --> 00:15:28.430
‫یه تَرَک توی لبخندش

00:15:28.465 --> 00:15:29.695
‫اون که ترک نیست

00:15:29.730 --> 00:15:32.269
‫یه لبخند صمیمانه و از ته دله

00:15:32.304 --> 00:15:34.568
‫تو فقط داری طرزتفکر سرخورده‌ی خودتو به صورت

00:15:34.603 --> 00:15:36.438
‫اون زن بیچاره نسبت می‌دی

00:15:36.473 --> 00:15:38.143
‫درست همنطور که هزاران مرد تن‌پروری

00:15:38.178 --> 00:15:40.112
‫و طرزتفکر خودپسندانه ی خودشونو به صورت

00:15:40.147 --> 00:15:41.773
‫اون زن بیچاره نسبت دادن

00:15:41.808 --> 00:15:45.744
‫در تلاش اینکه
‫زن‌هاشونو تبدیل به یه ادنا می کنن

00:15:45.779 --> 00:15:50.386
‫دکتر گلاک نسل ها از ما توسط
‫همچین مردهایی، این فکر تو کله‌مون فرو شد

00:15:50.421 --> 00:15:53.092
‫که نقش ما فقط تو کارهای آشپزخونه‌ست

00:15:53.127 --> 00:15:54.423
‫مادر من هیچوقت آشپزی نکرد

00:15:54.458 --> 00:15:56.029
‫مشخصه

00:15:56.064 --> 00:15:57.789
‫دیدی، فقط با همین حرفت

00:15:57.824 --> 00:16:01.298
‫این منظورو می‌رسونی که
‫همچین کارهایی فقط وظیفه‌ی زن‌هاست

00:16:01.333 --> 00:16:04.070
‫فکر کنم هیچوقت درباره‌ی
‫تمدن مینوسی‌ها چیزی نخوندی؟
‫(تمدن مینوسی نخستین تمدن بزرگ اژه‌ای بود که در جزیره کِرِت یونان
‫به شکوفایی رسید زن‌ها نقش کلیدی‌ای در این تمدن ایفا می‌کردن
‫از مسائل دینی گرفته تا اجتماعی. درنهایت توسط اتشفشان نابود شدند)

00:16:04.105 --> 00:16:06.204
‫پس باید یه جوراب بکنم تو دهنم وخفه خون بگیرم

00:16:06.239 --> 00:16:08.371
‫فقط چون هزاران سال پیش
‫یه تمدنی بوده که کارهارو به روش

00:16:08.406 --> 00:16:10.142
‫زن‌سالارانه انجام می‌داده؟

00:16:10.177 --> 00:16:12.474
‫جفت پذرومادر من آشپزی می‌کردن و هیچوقت...

00:16:12.509 --> 00:16:15.708
‫این یه سخنرانی بعد شامه نه مناظره

00:16:15.743 --> 00:16:18.249
‫اگه اجازه بدید براتون بخونمش

00:16:18.284 --> 00:16:20.449
‫"ده فرمان آشپزخانه‌ی ادنا می"
‫(قرابت با ده فرمان موسی)

00:16:20.484 --> 00:16:21.714
‫تو صفحه‌ی نه

00:16:21.749 --> 00:16:24.354
‫بعد خودتون تصمیم بگیرید

00:16:24.389 --> 00:16:27.192
‫که این کتاب توسط یه
‫زن نوشته شده یا یه زن

00:16:27.227 --> 00:16:28.556
‫و اگه یه زن نوشته

00:16:28.591 --> 00:16:30.690
‫واقعا چیزی بوده که بهش
‫اعتقاد داشته باشه یا نه؟

00:16:32.628 --> 00:16:35.200
‫چرا می‌خندی؟

00:16:35.235 --> 00:16:37.334
‫من؟

00:16:37.369 --> 00:16:38.764
‫خنده به نشانه‌ی قدردانیه

00:16:38.799 --> 00:16:41.734
‫نذار معطلت کنم

00:16:41.769 --> 00:16:45.507
‫یه لطفی می‌کنی، سس نعناع رو بدی لطفا؟

00:16:45.542 --> 00:16:47.542
‫- "یک.

00:16:47.577 --> 00:16:49.148
‫یک دفترچه‌یادداشت کوچک

00:16:49.183 --> 00:16:51.612
‫برای لیست خرید،‌ کارهای روزانه و تذکراتِ

00:16:51.647 --> 00:16:54.615
‫صمیمانه‌ی شوهرتان در ساک خود به‌همراه داشته باشید

00:16:54.650 --> 00:16:57.354
‫دو.
‫با بقال محله‌تان خوب آشنا شوید

00:16:57.389 --> 00:17:00.291
‫تا برای موادغذایی با کیفیت بالا شما در اولویت باشید

00:17:00.326 --> 00:17:01.688
‫سه.

00:17:01.723 --> 00:17:03.657
‫به‌خاطر داشته باشید تا برای
‫شوهرتان که خسته از سرکار

00:17:03.692 --> 00:17:06.561
‫بر می‌گردد لباس چسبان به تن کنید

00:17:06.596 --> 00:17:08.233
‫چهار

00:17:08.268 --> 00:17:10.598
‫مطمئن شو که میز غذا به
‫طرز خوش‌قریحه‌ای چیده شده باشه

00:17:10.633 --> 00:17:14.602
‫و دسترسی به ادویه‌ها سر
‫میز برای شوهرتان آسان باشد

00:17:14.637 --> 00:17:16.208
‫پنج

00:17:16.243 --> 00:17:18.342
‫همیشه یادت باشه یه آبجو تو یخچال بذاری

00:17:18.377 --> 00:17:19.706
‫برای مواقعی که شوهرت تشنه می‌شه

00:17:19.741 --> 00:17:22.247
‫بعد رانندگی‌اش تا خونه

00:17:22.282 --> 00:17:25.514
‫شش. با پیاده‌روی در محله کمی هوای تازه بگیرید

00:17:25.549 --> 00:17:29.254
‫یا به همسایه‌تان زنگ بزنید و
‫درباره‌ی محله یک کلاغ و چهل کلاغ کنید

00:17:29.289 --> 00:17:30.849
‫هفت

00:17:30.884 --> 00:17:34.292
‫حالت مناسب هنگام سرو غذا
‫باعث می‌شود جذاب‌تر بنظر برسید

00:17:34.327 --> 00:17:37.196
‫و همچنین خطر درد کمر را کاهش می‌دهد

00:17:37.231 --> 00:17:38.263
‫هشت

00:17:38.298 --> 00:17:40.166
‫در زمانی که صرف غذا پختن می‌کنید

00:17:40.201 --> 00:17:43.334
‫می‌توانید درباره چیزهایی که
‫خارج از زندگی‌تان می‌خواهید خیال‌بافی کنید

00:17:43.369 --> 00:17:46.403
‫حتی اگر شاید غیرممکن باشند

00:17:46.438 --> 00:17:48.141
‫نه

00:17:48.176 --> 00:17:51.276
‫حواستان به اتفاقات سرگرم‌کننده
‫و لذت‌بخشی که در طول روز می‌افتد باشد

00:17:51.311 --> 00:17:54.279
‫و هنگام شام آن‌هارا برای شوهرتان بازگو کنید

00:17:54.314 --> 00:17:56.512
‫قدردان شما خواهد بود

00:17:56.547 --> 00:17:58.349
‫ده

00:17:58.384 --> 00:18:01.682
‫اگر با پیروی این دستورالعمل‌های مربوط به آشپزخانه

00:18:01.717 --> 00:18:05.224
‫موفق به خشنود کردن همسر خود نشدید

00:18:05.259 --> 00:18:07.226
‫به‌دنبال توصیه‌های دارویی از پزشک خود باشید

00:18:07.261 --> 00:18:10.295
‫و خودتان از قرص‌های تجویزی استفاده کنید."

00:18:10.330 --> 00:18:11.560
‫ممنون برای گوش دادن

00:18:11.595 --> 00:18:13.562
‫به سخنرانی بعد شام فوق‌العاده‌ام

00:18:13.597 --> 00:18:14.728
‫هوو!

00:18:20.736 --> 00:18:22.439
‫متاسفم

00:18:29.745 --> 00:18:31.349
‫هوف

00:18:38.622 --> 00:18:40.490
‫متاسفم

00:18:43.231 --> 00:18:44.725
‫دیگه نمی‌تونستم تحمل کنم

00:18:47.895 --> 00:18:50.731
‫چرا؟

00:18:50.766 --> 00:18:53.800
‫سعی کن چندین روز پشت هم
‫باهاش زندگی کنی خودت متوجه می‌شی

00:19:01.777 --> 00:19:03.513
‫آه،‌ بفرما اومد

00:19:03.548 --> 00:19:04.778
‫نقدوبررسی رو از دست دادی

00:19:04.813 --> 00:19:06.483
‫وقتی نبودی همه‌جوره

00:19:06.518 --> 00:19:09.948
‫درباره‌ی ضدمردسالاری و پسامردسالاری بحث شد

00:19:09.983 --> 00:19:12.225
‫مستندگر قبلی‌ای که جن استخدام کرده

00:19:12.260 --> 00:19:14.260
‫بود هرگز اینقدر گستاخانه رفتار نمی‌کرد

00:19:14.295 --> 00:19:16.790
‫متاسفم. یه‌کم هوا نیاز داشتم

00:19:16.825 --> 00:19:19.364
‫قرص‌ها جواب نمی‌دن؟

00:19:19.399 --> 00:19:20.893
‫ببینیم چی می‌شه

00:19:29.673 --> 00:19:30.837
‫خب...

00:19:30.872 --> 00:19:32.707
‫هنوزهم معده‌ات نفخ داره، رفیق؟

00:19:32.742 --> 00:19:35.776
‫نفخ؟ کی نفخ داره؟

00:19:35.811 --> 00:19:37.745
‫هیچ‌کس

00:19:37.780 --> 00:19:39.945
‫فقط کمی سوء هاضمه‌ست

00:19:39.980 --> 00:19:41.419
‫اصلا به غذات دست نزدی

00:19:41.454 --> 00:19:43.256
‫تو که خوب می‌دونی

00:19:47.790 --> 00:19:50.263
‫نکنه روزه‌ایم؟

00:19:50.298 --> 00:19:52.826
‫متوجه شدم الان سه روزه که به‌زور لب به غذا زدی

00:19:52.861 --> 00:19:57.897
‫"می‌گویند اکنون سه روز
‫است که لبانش روزه است،

00:19:57.932 --> 00:20:03.408
‫که وی جسمش را از بذر
‫دیمیتر منزه نگه داشته است."
‫(الهه‌ی باروری و کشاورزی یونان باستان)

00:20:03.443 --> 00:20:05.575
‫می‌شه نون رو لطفا بدی

00:20:05.610 --> 00:20:08.611
‫چیزی به‌خاطرت نیومد؟

00:20:08.646 --> 00:20:10.811
‫- ببخشید؟
‫- روزه‌ی فدرا
‫(از اساطیر یونان)

00:20:10.846 --> 00:20:13.011
‫"نمایش‌نامه‌ی هیپولوتوس" از یوریپیدس
‫(اوریپید از بزرگرترین نمایشنامه‌نویس‌های یونانی
‫ماجرای هیپولوتوس است که فدرای متاهل عشق خود را
‫به او ابراز میکند اما از جانب او رد می‌شود و در پی اون
‫فدرا خودکشی می‌کنه و در نامه‌ای به شوهرش، می‌گه
‫که بعلت تجاوز هیپوتولوس خودکشی کرده است)

00:20:15.048 --> 00:20:17.653
‫از یوریپیدس چیزی نخوندی؟

00:20:17.801 --> 00:20:19.094
‫اِوریپیویس
‫(درواقع تلفظ صحیح اسمش به یونانی همین‌طوره)

00:20:19.624 --> 00:20:20.920
‫الان چی گفت؟

00:20:30.470 --> 00:20:31.832
‫- چی شد؟

00:20:31.867 --> 00:20:33.702
‫- گروه مانگرو اسنک
‫(ترجمه: تنقلات کرنایی، کرنا: نوعی گیاه همچنین بازی با
‫کلمات گونه‌ای از مار که به مانگرو اسنیک شناخته
‫می‌شن و سیاه‌رنگ هستن با خط‌های نازک زردرنگ
‫درست مثل لباس‌شون)

00:20:33.737 --> 00:20:35.869
‫مانگرو اسنک دیگه کی هست؟

00:20:35.904 --> 00:20:38.410
‫برای اقامت درخواست دادن

00:20:38.445 --> 00:20:40.038
‫اما پذیرفته نشدن

00:20:40.073 --> 00:20:41.809
‫و این‌طوری جواب میدن؟

00:20:41.844 --> 00:20:43.943
‫- از این‌ اتفاقات همیشه می‌افته

00:20:43.978 --> 00:20:46.847
‫به ازای هر گروه آشپزی‌ای
‫که پیشنهاد اقامت می‌دم

00:20:46.882 --> 00:20:49.817
‫دو جین گروه دیگه بخاطر
‫نپذیرفتنشون روزگارمو سیاه می‌کنن

00:20:49.852 --> 00:20:52.985
‫یه پوشه‌ی کامل پر از نامه‌هایی
‫که با قلم سمی نوشته شدن دارم

00:20:53.020 --> 00:20:54.987
‫متاسفم

00:20:55.022 --> 00:20:56.857
‫متاسفانه دیگه بهش عادت کردم

00:20:56.892 --> 00:20:58.496
‫چرا قبولشون نکردی؟

00:20:58.531 --> 00:21:01.598
‫از کاری که با تراپین انجام می‌دادن خوشم نمی‌اومد
‫(گونه‌ای لاک‌پشت)

00:21:01.633 --> 00:21:04.436
‫پس منو فقط چون گیاه‌خوار بودم انتخاب کردی؟

00:21:04.471 --> 00:21:07.472
‫خودمو درگیر توضیح دادن فرایند انتخابم نمی‌کنم

00:21:07.507 --> 00:21:09.001
‫تنها چیزی که می‌گم اینه که

00:21:09.036 --> 00:21:12.774
‫با مقدار زیادی تامل و
‫مسئولیت‌پذیری همراه بوده

00:21:12.809 --> 00:21:14.545
‫از اون‌جایی که به اندازه‌ی
‫گیاه‌خوارها از گوشت‌خوارها

00:21:14.580 --> 00:21:18.010
‫هم استقبال می‌کنیم از اظهار‌نظر
‫ساده‌انگارانه‌ی شما چشم پوشی می‌کنم

00:21:18.045 --> 00:21:20.386
‫دست آخر اگر واقعا حتی ذره‌ای استعداد داشتن

00:21:20.421 --> 00:21:21.717
‫حضورشون رو مدنظر قرار می‌گرفتم

00:21:21.752 --> 00:21:23.554
‫و صرفا جهت اطلاع خودتون

00:21:23.589 --> 00:21:25.721
‫حتی درست بلد نیستن از قوانین تخطی کنن

00:21:25.756 --> 00:21:28.460
‫اگه به من بود مانگرو اسنک‌هارو از

00:21:28.495 --> 00:21:30.660
‫تخم‌های چروکیده‌‌ی کوچیک‌شون می‌گرفتم و...

00:21:30.695 --> 00:21:32.365
‫می‌شه از این مسئله بگذریم لطفا؟

00:21:32.400 --> 00:21:33.993
‫ترجیح می‌دم روی گردش‌مون به فروشگاه‌ها تمرکز کنم

00:21:34.028 --> 00:21:35.764
‫درسته ولی این‌جا داریم با اراذل سروکله می‌زنیم

00:21:35.799 --> 00:21:38.437
‫اگه به من بود از این نکبت‌ها تاس کباب...

00:21:38.472 --> 00:21:40.098
‫گفتم بسه!

00:21:50.110 --> 00:21:53.419
‫شما در فروشگاه‌ها هستید

00:21:53.454 --> 00:21:56.422
‫به اطراف نگاه می‌کنید

00:21:56.457 --> 00:21:59.986
‫اجناس همه دوروبرتون هستند

00:22:00.021 --> 00:22:03.891
‫شاید برای اون سوپ‌تون
‫به گوجه نیاز داشته باشید

00:22:03.926 --> 00:22:06.498
‫فشارشون بدید تا مطمئن شید رسیده‌ان

00:22:10.504 --> 00:22:12.570
‫به‌همراه سبد خریدتون حرکت می‌کنید

00:22:12.605 --> 00:22:13.670
‫اطراف‌رو نگاه می‌ندازید

00:22:13.705 --> 00:22:16.541
‫و خانم چیورلی‌رو می‌بینید

00:22:16.576 --> 00:22:18.103
‫خیلی ازش خوشتون نمی‌اد

00:22:18.138 --> 00:22:20.479
‫اما یه تکون دادن جزئی سر کفایت می‌کنه

00:22:20.514 --> 00:22:24.417
‫و همین بهت اجازه می‌ده تا به ادامه‌ی
‫خریدت به سمت پیشخوان مواد لبنی بپردازی

00:22:24.452 --> 00:22:26.650
‫شاید بتونی از پسرک پنیری بخوای تا برات

00:22:26.685 --> 00:22:29.851
‫یه چندصد گرمی از پنیر
‫تلاژیو برش بده و برات بپیچدش

00:22:29.886 --> 00:22:32.524
‫قبل بسته‌بندی انگشتشو لیس می‌زنه

00:22:32.559 --> 00:22:34.086
‫و تو خیلی از این کارش خوشت نمی‌اد

00:22:34.121 --> 00:22:37.661
‫ولی زیادی مودبی که بخوای چیزی بگی

00:22:37.696 --> 00:22:40.565
‫پنیر رو می‌ذاری توی سبد خریدت

00:22:40.600 --> 00:22:43.062
‫و به سمت کابینت ادویه‌ها پیش می‌ری

00:22:43.097 --> 00:22:46.637
‫و ترکیب ادویه‌های پرونس برای پاشیدن روی سوپت می‌گیری
‫(بخش از جنوب فرانسه، این ترکیب
‫می‌تونه شامل آویشن، رزماری، نعنا و... باشه)

00:22:46.672 --> 00:22:52.104
‫ولی وایسا، همچین چیزی این‌جا ندارن

00:22:52.139 --> 00:22:56.515
‫غافلگیر بنظر می‌ای، مایوس بنظر می‌ای

00:22:56.550 --> 00:22:58.748
‫یه‌خورده مایوس‌تر

00:22:58.783 --> 00:23:00.882
‫خودشه

00:23:00.917 --> 00:23:02.983
‫ولی دیگه وقتشه که بگذری و ادامه بدی

00:23:03.018 --> 00:23:07.152
‫یه غرفه به‌همراه یه‌سری نمونه‌ غذا می‌بینید

00:23:07.187 --> 00:23:10.089
‫پوره‌ی آواکادو روی لایه‌ی ترد گندم‌سیاه

00:23:10.124 --> 00:23:13.026
‫با چاشنی فلفل اسپلت روش
‫(نوعی فلفل فرانسوی با تندی نسبتا کم)

00:23:13.061 --> 00:23:14.995
‫می‌تونید یکی امتحان کنید

00:23:15.030 --> 00:23:18.031
‫همم، خوشمزه‌ست

00:23:18.066 --> 00:23:20.165
‫و شانس خودتونو امتحان
‫می‌کنید و یه نمونه دیگه برمی‌دارید

00:23:20.200 --> 00:23:22.970
‫به امید اینکه فروشنده گیر نده

00:23:23.005 --> 00:23:25.742
‫ولی احساس گناه باعث
‫می‌شه غذا تو گلوتون گیر کنه

00:23:25.777 --> 00:23:27.744
‫اوه،‌ نه...

00:23:27.779 --> 00:23:30.043
‫وقتِ مانور هایملیشه

00:23:30.078 --> 00:23:32.716
‫همینه. محمکم‌تر

00:23:32.751 --> 00:23:34.520
‫محکم‌تر

00:23:34.555 --> 00:23:35.950
‫محکم‌تر

00:23:42.695 --> 00:23:44.728
‫تبریک می‌گم

00:23:44.763 --> 00:23:46.191
‫حالا پول اجناس‌تون رو بدید

00:23:52.067 --> 00:23:53.605
‫چند سالتون بود که تصمیم گرفتید

00:23:53.640 --> 00:23:55.772
‫می‌خواید عضو یه گروه آشپزی باشید

00:23:55.807 --> 00:23:58.038
‫تمام عمرم

00:23:58.073 --> 00:24:01.041
‫برای آدم ضعیفی مثل من
‫بنظر غیرقابل‌دسترس می‌اومد

00:24:01.076 --> 00:24:03.208
‫ولی باید یه راهی پیدا می‌کردم

00:24:03.243 --> 00:24:05.716
‫یادمه وقتی بچه بودم و
‫همراه پدرومادرم می‌نشستم

00:24:05.751 --> 00:24:08.554
‫تهیه‌غذای صوتی رو تو تلوزیون می‌دیدم

00:24:08.589 --> 00:24:10.523
‫مبهوت شدت و ژرفای

00:24:10.558 --> 00:24:13.790
‫صدا شدم

00:24:13.825 --> 00:24:16.595
‫ولی حس مسخره‌ای داشت
‫که رویای چیزی رو داشته باشی

00:24:16.630 --> 00:24:18.795
‫که همه می‌خوان انجام بدن

00:24:18.830 --> 00:24:22.535
‫از کودکی به ما تلقین شده بوده
‫که یه سری تصمیمات مشخص

00:24:22.570 --> 00:24:25.263
‫در زندگی هستن که ورای دسترسی‌ ما ان

00:24:25.298 --> 00:24:30.774
‫مخصوصا اگه مثل من به یه
‫مدرسه‌ی مخروبه می‌رفتی

00:24:30.809 --> 00:24:32.875
‫و چی مجابت کرد؟

00:24:32.910 --> 00:24:35.779
‫- فقط یک چیز

00:24:35.814 --> 00:24:39.948
‫خاطره‌ی جون دادن خانم لیندنسن تو جشن تولدم

00:24:41.721 --> 00:24:44.953
‫معلم مهدکودکم بود و به آجیل حساسیت داشت

00:24:44.988 --> 00:24:49.562
‫و کارکن‌های آشپزخونه موقع
‫درست کردن کیک حواسشون نبود

00:24:49.597 --> 00:24:53.698
‫یه واندرکیک‌ شکلاتی بزرگ
‫(کیکی که معمولا با سوراخی در وسطش
‫سرو می‌شه و بافت بسیار نرمی داره)

00:24:53.733 --> 00:24:58.736
‫به‌محض این‌که برش کیک‌شو خورد
‫بهش حمله‌ی آنافیلاکتیک دست داد
‫(یا حمله‌ی بیش‌دفاعی که همراه با تورم و کاهش فشارخون است)

00:24:58.771 --> 00:25:00.804
‫صورتش شروع متورم شدن کرد

00:25:00.839 --> 00:25:03.576
‫و بچه‌های دیگه شروع به خندیدن کردن

00:25:03.611 --> 00:25:06.645
‫چون فکر می‌کردن صورتش خنده‌دار شده

00:25:06.680 --> 00:25:09.978
‫داد زدم که بهش کمک برسه
‫و خودش‌هم نفس‌نفس می‌زد

00:25:10.013 --> 00:25:11.848
‫اون‌یکی معلم با آمبولانس تماس گرفت

00:25:11.883 --> 00:25:13.916
‫ولی هیچ‌چی نتونست به موقع نجاتش بده

00:25:17.020 --> 00:25:19.317
‫این‌که چطور چیزی که برای من این‌قدر خوش‌مزه بود

00:25:19.352 --> 00:25:22.320
‫می‌تونست برای یه نفر دیگه مرگ‌بار باشه

00:25:22.355 --> 00:25:27.127
‫به‌کل دید من نسبت به غذا رو تغییر داد

00:25:27.162 --> 00:25:29.129
‫متاسفم

00:25:29.164 --> 00:25:32.198
‫همه‌ی این‌ها به افتخار اونه

00:25:32.805 --> 00:25:34.706
‫بله

00:28:17.365 --> 00:28:22.104
‫تاحالا تو عمرم این‌قدر خجالت‌زده نشده بودم

00:28:22.139 --> 00:28:24.238
‫الان فکر می‌کنن ما تازه‌کاریم

00:28:24.273 --> 00:28:26.944
‫خیلی به خودت سخت نگیر

00:28:26.979 --> 00:28:28.781
‫اجرای اولته

00:28:28.816 --> 00:28:30.849
‫اگه تمرین بود حق داشت اشتباه کنه

00:28:30.884 --> 00:28:32.048
‫پس همه‌اش تقصیر منه، نه؟

00:28:32.083 --> 00:28:33.786
‫کار من که اشتباه پیش نرفت

00:28:33.821 --> 00:28:35.282
‫- آره ادای یه خوک مرده‌رو در آوردن...

00:28:35.317 --> 00:28:37.856
‫حتی یه بچه که تازه راه
‫افتاده‌هم می‌تونه انجامش بده

00:28:37.891 --> 00:28:40.485
‫تو سعی کن جلوی اون همه آدم لخت بری رو صحنه

00:28:40.520 --> 00:28:42.058
‫فکر می‌کنی راحته؟

00:28:42.093 --> 00:28:43.928
‫تبریک می‌گم به همه‌تون

00:28:43.963 --> 00:28:45.391
‫جن استیونز

00:28:45.426 --> 00:28:48.460
‫متاسفم، فقط داریم تلاش می‌کنیم
‫مشکلی که بوجود اومده رو حل کنیم

00:28:48.495 --> 00:28:50.000
‫- چرا "متاسفم"؟

00:28:50.035 --> 00:28:52.200
‫بنظر من که خیلی درگیرکننده بود...

00:28:52.235 --> 00:28:54.565
‫یه کنسرت‌اول نویدبخش

00:28:54.600 --> 00:28:56.809
‫فوق‌العاده بود حقیقتش

00:28:56.844 --> 00:29:00.109
‫می‌تونست خیلی بهتر باشه
‫اگه اون بلد بود چطور دکمه‌هارو فشار بده

00:29:00.144 --> 00:29:02.144
‫شما تو یه اقامت‌گاه هستید
‫(دقیق‌ترش جایی برای کسب
‫تجربه و گذروندن دوره‌های مختلف)

00:29:02.179 --> 00:29:03.409
‫اینو یادت باشه

00:29:03.444 --> 00:29:05.345
‫تمام هدف یه اقامت‌گاه

00:29:05.380 --> 00:29:08.216
‫اینه که فضا برای آزمون و خطا فراهم بشه

00:29:08.251 --> 00:29:10.955
‫کنسرت آخره که به حساب می‌اد

00:29:10.990 --> 00:29:13.419
‫هرچیزی قبل رسیدن به اون صرفا تمرینه

00:29:13.454 --> 00:29:15.960
‫تماشاچی‌ها اینو می‌دونن

00:29:15.995 --> 00:29:17.027
‫خوششون اومد؟

00:29:17.062 --> 00:29:18.523
‫عاشقش شدن

00:29:18.558 --> 00:29:20.525
‫مگه نه، استونز؟

00:29:20.560 --> 00:29:23.462
‫بهشون خوش گذشت، آره

00:29:23.497 --> 00:29:27.136
‫و الان آماده‌ان که ازت قدردانی کن

00:29:27.171 --> 00:29:28.203
‫جدی؟

00:29:28.238 --> 00:29:29.567
‫جدی

00:29:29.602 --> 00:29:31.404
‫بیرون‌ان

00:29:31.439 --> 00:29:33.175
‫باید چی‌کار کنم؟

00:29:35.212 --> 00:29:36.915
‫بفرستشون داخل

00:29:43.534 --> 00:29:46.662
‫بین بخش‌های مختلف اقامت یه گروه آشپزی

00:29:47.120 --> 00:29:51.667
‫کمترین علاقه‌رو به
‫قدردانی تماشاچی‌ها داشتم

00:30:02.427 --> 00:30:09.601
‫شاهد بودن این حجم از صمیمیت
‫بیش از حد چیز سختی بود که درباره‌اش بنویسم

00:30:09.643 --> 00:30:12.563
‫مخصوصا بعد از یه اجرای کشتارگاه

00:30:12.813 --> 00:30:14.940
‫نمایش این شهوت و احساسات پرشور

00:30:14.982 --> 00:30:17.651
‫حداقل یه حواس‌پرتی از ناراحتی‌ام و

00:30:17.693 --> 00:30:21.029
‫ترسم از اینکه شکمم باعث بشه
‫خجالت‌زده بشم، تضعیف بشم

00:30:21.405 --> 00:30:24.032
‫بر علیه‌ام بشه و نابودم کنه، بود

00:30:26.535 --> 00:30:28.871
‫این باد تموم‌نشدنی

00:30:28.912 --> 00:30:31.373
‫که باعث باد شدن شکمم
‫مثل یه بادکنک می‌شه از کجا می‌اد

00:30:31.915 --> 00:30:32.875
‫چرا ولم نمی‌کنه؟

00:30:33.959 --> 00:30:36.420
‫وقتی رهایی و لذت رو می‌بینم

00:30:36.753 --> 00:30:38.797
‫به این فکر می‌افتم که

00:30:39.256 --> 00:30:44.178
‫چرا شکم یه نفر می‌تونه این‌قدر
‫رها باشه و شکم یه نفر دیگه نمی‌تونه

00:31:00.569 --> 00:31:02.821
‫از اونجا که باد محبوس کنترل ذهن و

00:31:02.863 --> 00:31:06.283
‫شکممو بدست می‌گرفت شب‌هام توام با تقلا بود

00:31:06.325 --> 00:31:08.118
‫با هر گوز درگیر داستان درست کردن و نگرانی بودم

00:31:08.160 --> 00:31:12.873
‫یه حرکت که با تنش، ترس و
‫حدس‌وگمان مساوی همراه بود

00:31:13.916 --> 00:31:21.256
‫به‌همراه فشار دادن باسنم به کف مبل

00:31:21.507 --> 00:31:24.593
‫به امید اینکه اینقدری صدارو کم کنه

00:31:24.843 --> 00:31:26.720
‫که کسی بیدار نشه

00:31:27.888 --> 00:31:30.933
‫همانا پروردگار تکیه‌گاه من بوده مرا حفظ می‌کند
‫(به نقل از کتاب مراثی از بخش‌های عهد عتیق انجیل)

00:31:31.183 --> 00:31:34.686
‫لذا امیدم به اوست

00:32:29.584 --> 00:32:31.023
‫- وقتی درگیر هم‌زن بودم

00:32:31.058 --> 00:32:32.585
‫به ذهنم خطور کرد

00:32:32.620 --> 00:32:35.588
‫ولی ال و افزودنی‌های
‫مصنوعی می‌تونه اسم خوبی باشه

00:32:35.623 --> 00:32:37.557
‫- پیشنهاد به پیشنهاد بدتر می‌شه

00:32:37.592 --> 00:32:40.626
‫- خب، ال، لمینا، و بیلی چطوره؟

00:32:42.762 --> 00:32:45.433
‫- پس فقط تو حق داری که اسمت تو گروه باشه؟

00:32:45.468 --> 00:32:47.600
‫من گروهو ساختم و بعدش‌هم تصمیمات...

00:32:50.737 --> 00:32:53.408
‫نه

00:32:53.443 --> 00:32:54.640
‫تقصیر تو بود

00:32:54.675 --> 00:32:56.147
‫- چطور تقصیر منه وقتی...

00:32:56.182 --> 00:32:58.314
‫- بچه‌ها
‫- اتفاق بود

00:32:58.349 --> 00:32:59.546
‫- تا صبح خشک می‌شه

00:32:59.581 --> 00:33:01.449
‫چی می‌گی؟‌ روغنه!

00:33:01.484 --> 00:33:03.220
‫خیلی خطرناکه

00:33:03.255 --> 00:33:05.321
‫هیچ‌کس امشب از پله‌ها استفاده نمی‌کنه

00:33:05.356 --> 00:33:06.652
‫نمی‌تونیم همین‌جوری ولش کنیم

00:33:06.687 --> 00:33:08.291
‫مگه این‌که بخوای جمجمه‌ی ترک‌خورده و

00:33:08.326 --> 00:33:10.491
‫گردن‌های شکسته صبح پیدا کنی

00:33:10.526 --> 00:33:13.197
‫شاید دستیار فنی ویم بتونه راست‌وریس‌اش کنه؟

00:33:13.232 --> 00:33:14.825
‫نه دیروقته. بیاید مزاحم اون نشیم

00:33:14.860 --> 00:33:16.398
‫مزخرف نگو، شغلشه

00:33:16.433 --> 00:33:18.730
‫- ینگستر
‫- نه

00:33:18.765 --> 00:33:21.601
‫- خودت راست‌و‌ریس‌اش می‌کنی
‫- چرا همه‌مون راست‌وریس‌اش نکنیم؟

00:33:21.636 --> 00:33:25.077
‫بیاید یه‌چیزی پیدا کنیم و
‫باهاش این‌جا رو تمیز کنیم

00:33:25.112 --> 00:33:26.606
‫می‌رم یه تی بیارم

00:33:29.413 --> 00:33:30.676
‫حالت خوبه؟

00:33:30.711 --> 00:33:32.117
‫خوب نیستم

00:33:32.152 --> 00:33:34.614
‫کل شب طول می‌کشه تا پاکش کنیم

00:33:34.649 --> 00:33:36.385
‫شاید ماهم چندتا تی دیگه پیدا کنیم

00:33:36.420 --> 00:33:38.222
‫و خیلی طول نکشه

00:33:38.257 --> 00:33:40.224
‫روغنه. روغن رو پله ریخته

00:33:40.259 --> 00:33:44.195
‫تی خالی کافی نیست. آب‌گرم و صابون می‌خوایم

00:33:44.230 --> 00:33:45.658
‫تی فقط بیشتر پخشش...

00:33:45.693 --> 00:33:48.694
‫باشه، باشه. دیگه نیاز ندارم این چیزهارو بشنوم

00:33:48.729 --> 00:33:50.300
‫چی شده؟

00:33:50.335 --> 00:33:52.104
‫حس می‌کنم دارم غش می‌کنم

00:33:52.139 --> 00:33:53.633
‫به‌حرفش گوش نده. استونز

00:33:53.668 --> 00:33:55.272
‫به هر دری می‌زنه تا از زیر یه‌ذره کار در بره

00:33:55.307 --> 00:33:57.637
‫- نگاش کن،‌ حالش...
‫- استونز!

00:33:57.672 --> 00:33:59.639
‫چیزی نیست. چیزی نیست. چیزی نیست

00:33:59.674 --> 00:34:01.641
‫یکی‌مون می‌تونه برگردوندت

00:34:01.676 --> 00:34:03.280
‫و من و بیلی چی؟

00:34:03.315 --> 00:34:06.811
‫اگه ولش کنم، می‌افته زمین

00:34:06.846 --> 00:34:08.813
‫به دنیای ما خوش‌اومدی

00:34:08.848 --> 00:34:12.256
‫- با تمام گروه‌هایی که به این‌جا می‌ان

00:34:12.291 --> 00:34:15.589
‫مهمترین و اولین وظیفه خودم
‫می‌دونم که ازشون حمایت کنم

00:34:15.624 --> 00:34:18.130
‫و الهامات‌اشون رو پرورش بدم

00:34:18.165 --> 00:34:20.792
‫بعد عملی به وقوع پیوستن یه ایده جلوی

00:34:20.827 --> 00:34:24.796
‫تماشاچی می‌تونه برای گروه شوکه‌کننده باشه

00:34:24.831 --> 00:34:27.667
‫شکاف بین افکار تو ذهن با اجرای واقعی روی صحنه

00:34:27.702 --> 00:34:29.240
‫می‌تونه ترسناک باشه

00:34:29.275 --> 00:34:30.670
‫و اغلب به یک شخص نیازه که با مدیریت

00:34:30.705 --> 00:34:32.210
‫بتونه راه رو نشون...

00:34:32.245 --> 00:34:33.838
‫- ما خودمون تندترین انتقادها رو به خودمون می‌کنیم

00:34:33.873 --> 00:34:36.412
‫و این‌جور بحث‌هارو بین خودمون انجام می‌دیم

00:34:36.447 --> 00:34:37.842
‫- بابتش مچکرم

00:34:37.877 --> 00:34:40.185
‫ولی بعنوان حامی‌تون

00:34:40.220 --> 00:34:43.683
‫خیلی دوست دارم که تو
‫این‌جور گفت‌و‌گوها دخیل باشم

00:34:43.718 --> 00:34:45.685
‫چطور؟

00:34:45.720 --> 00:34:48.325
‫- با راهنمایی کردنتون
‫- همم

00:34:48.360 --> 00:34:51.262
‫متوجه مستقل و مصمم بودنتون هستم

00:34:51.297 --> 00:34:54.430
‫و می‌تونم مطابق همون نکاتم رو گوشزد کنم

00:34:54.465 --> 00:34:56.201
‫ما به نکته احتیاج نداریم

00:34:56.236 --> 00:34:57.796
‫- متوجهم که به نکته احتیاج ندارید

00:34:57.831 --> 00:35:00.469
‫ولی پول موسسه روی
‫این مسئله سرمایه‌گذاری شده

00:35:00.504 --> 00:35:03.307
‫و در ازاش انتظاراتی دارم

00:35:03.342 --> 00:35:05.309
‫چیزی که در ازاش تحویل می‌گیری اینه

00:35:05.344 --> 00:35:06.937
‫هرکاری که داریم انجام می‌دیم

00:35:06.972 --> 00:35:09.313
‫فقط ازت می‌خوام که مشارکت کنی

00:35:09.348 --> 00:35:11.678
‫در اون صورت گروه آشپزی خودتو تشکیل بده

00:35:11.713 --> 00:35:13.581
‫برو بیرون و این‌کارو انجام بده و ببین

00:35:13.616 --> 00:35:15.913
‫خودت چه حسی پیدا می‌کنی
‫وقتی یه نفر همراهت میاد

00:35:15.948 --> 00:35:17.486
‫و بهت میگه که چی‌کار کنی

00:35:17.521 --> 00:35:19.323
‫چطوره اگه با شرایطم موافق نیستی

00:35:19.358 --> 00:35:21.457
‫حمایتم رو قبول نکنی؟

00:35:21.492 --> 00:35:23.327
‫این هنوز الهام‌ خودته

00:35:23.362 --> 00:35:27.397
‫فقط ازت می‌خوام که
‫چندتا چیز کوچیکو تغییر بدی

00:35:27.432 --> 00:35:29.432
‫پس می‌شه ایده‌ی تو از الهام من؟

00:35:29.467 --> 00:35:32.336
‫هنوز حتی نمی‌دونی چه نکاتی می‌خوام بگم

00:35:32.371 --> 00:35:34.338
‫شاید اون‌قدرهم غیرقابل‌قبول نباشن

00:35:34.373 --> 00:35:36.934
‫موضوع سر این نیست
‫موضوع اصول این‌جاست

00:35:36.969 --> 00:35:40.839
‫پس حتی اگه با نکات
‫موافق‌هم بودی انجامشون نمی‌دادی؟

00:35:40.874 --> 00:35:42.346
‫درسته

00:35:42.381 --> 00:35:43.809
‫من در مقایسه با اجدادم که همچین نقشی

00:35:43.844 --> 00:35:47.318
‫رو ایفا می‌کردن خیلی
‫آدمی نیستم که نکته و تذکر بدم

00:35:47.353 --> 00:35:48.682
‫من برای هنرمند ارزش قائلم

00:35:48.717 --> 00:35:50.618
‫ولی اگر با چیزی به‌شدت مخالف باشم

00:35:50.653 --> 00:35:53.456
‫حداقل ازت انتظار دارم که مشارکت کنی

00:35:53.491 --> 00:35:54.985
‫ولی تو که دیشب گفتی فوق‌العاده بود

00:35:55.020 --> 00:35:56.492
‫بله فوق‌العاده بود

00:35:56.527 --> 00:35:59.495
‫ولی به این معنی نیست که نتونیم بحث کنیم

00:35:59.530 --> 00:36:01.959
‫فهمیدم مشکل از مدوله‌کننده‌ی حلقوی بوده
‫(مدوله‌کننده دستگاهی‌ست برای
‫هماهنگی تغییرات سیگنال پیام)

00:36:01.994 --> 00:36:04.368
‫مشکل از اون نبود

00:36:04.403 --> 00:36:07.833
‫دارم درباره‌ی نیمه‌ی اول کارِتون که
‫همه‌چیز درست کار می‌کرد حرف می‌زنم

00:36:07.868 --> 00:36:12.541
‫درباره‌ی استفاده‌اتون از فلنجر می‌خوام بحث کنم

00:36:12.576 --> 00:36:13.839
‫فلنجر دیگه چیه؟

00:36:13.874 --> 00:36:15.544
‫یه دستگاه الکتریکیه که

00:36:15.579 --> 00:36:17.612
‫دو تا سیگنال مختلف رو با
‫هم ترکیب می‌کنه و باعث تغییر فاز می‌شه

00:36:17.647 --> 00:36:19.383
‫ازش خوشت نیومد؟

00:36:19.418 --> 00:36:21.319
‫- بنظرم باید روی حد کمتری تنظیم بشه

00:36:21.354 --> 00:36:22.584
‫بطور جزئی

00:36:22.619 --> 00:36:23.948
‫- چرا؟

00:36:23.983 --> 00:36:25.587
‫وقتی تا اون حد صدارو تغییر می‌دید

00:36:25.622 --> 00:36:27.985
‫ارتباط‌شو به کاری که دارید می‌کنید از دست می‌ده

00:36:28.020 --> 00:36:30.856
‫ولی تمام هدف کاری که ما انجام می‌دیم همینه

00:36:30.891 --> 00:36:33.628
‫چرا انجامش بدیم اگه قراره
‫صرفا مفهوم آشپزی‌رو برسونه؟

00:36:33.663 --> 00:36:36.631
‫و چرا انجامش بدیم اگه بطورکل جدا ازش باشه؟

00:36:36.666 --> 00:36:38.798
‫در اون‌صورت فقط صوته بدون تهیه‌ی غذا

00:36:38.833 --> 00:36:41.504
‫پس تو تهیه‌ی غذا می‌خوای بدون صوت؟

00:36:41.539 --> 00:36:44.837
‫بهترین گروه‌های این‌جا تا حدی که می‌تونستن

00:36:44.872 --> 00:36:47.774
‫با بخش اصوات آشپزی انعطاف به خرج دادن

00:36:47.809 --> 00:36:49.347
‫اما همیشه یه ارتباطی با

00:36:49.382 --> 00:36:51.283
‫ماده‌ی اولیه بوده

00:36:51.318 --> 00:36:54.385
‫یکه نسخه‌ی مشابه از چیزی که صدا یه‌زمانی بود

00:36:54.420 --> 00:36:55.683
‫می‌تونیم درش بیاریم، خانم

00:36:55.718 --> 00:36:57.850
‫به‌هرحال کلا چند ثانیه بود

00:36:57.885 --> 00:36:59.687
‫نه

00:36:59.722 --> 00:37:00.853
‫پس بیاریمش پایین؟

00:37:00.888 --> 00:37:03.394
‫نه

00:37:03.429 --> 00:37:04.824
‫واقعا می‌خواید به این راحتی
‫کاری که می‌خواد رو انجام بدید؟

00:37:04.859 --> 00:37:06.463
‫تو که به‌زور متوجه‌اش می‌شدی به‌هرحال

00:37:06.498 --> 00:37:08.058
‫موضوع این نیست

00:37:08.093 --> 00:37:10.500
‫- تا همین یه‌دقیقه پیش
‫حتی نمی‌دونستی فلنجر چی هست

00:37:10.535 --> 00:37:11.963
‫فکر کردم گفت بجر[گورکن]

00:37:11.998 --> 00:37:14.438
‫من فقط دارم تلاش می‌کنم
‫از الهام‌ت محافظت کنم

00:37:14.473 --> 00:37:16.374
‫- می‌شه یه وقت دیگه سرش بحث کنیم؟

00:37:16.409 --> 00:37:19.872
‫داری با این چرت‌وپرت‌های
‫فلنجر طرح گرافیکی‌مو خراب می‌کنی
‫(طرح گرافیکی در موسیقی شامل اشکال و تصاویری هستش که برای نوشتن موسیقی‌ استفاده می‌شه چون با نت‌های مختلف قادر به پیاده‌کردن اون حس موردنظرشون نیستن)

00:37:19.907 --> 00:37:21.841
‫اگه موضوع اینه پس

00:37:21.876 --> 00:37:25.042
‫کاری که داری انجام می‌دی
‫رو متوقف کن و با ما مشارکت کن

00:37:25.077 --> 00:37:27.484
‫یالا، ال

00:37:27.519 --> 00:37:29.046
‫من رئیسم!

00:37:33.987 --> 00:37:38.330
‫- نقشت تو کارهای گروه چقدره؟

00:37:38.365 --> 00:37:39.958
‫نمی‌دونم

00:37:39.993 --> 00:37:41.729
‫منظورم اینه، ال رئیسه

00:37:41.764 --> 00:37:43.731
‫ولی از کارهای فنی سر در نمی‌اره

00:37:43.766 --> 00:37:46.536
‫پس این بخش به‌عهده‌ی ماست

00:37:46.571 --> 00:37:48.868
‫می‌گه از چه‌چیزهایی خوشش
‫می‌اد و از چه‌چیزهایی نمی‌اد

00:37:48.903 --> 00:37:51.574
‫ولی گاهی‌اوقات خیلی خوب
‫توضیح نمی‌ده که چی می‌خواد

00:37:51.609 --> 00:37:54.346
‫که باعث می‌شه اتفاقاتی مثل الان بیفته

00:37:54.381 --> 00:37:55.875
‫بخاطر سوء تعبیر

00:37:55.910 --> 00:37:58.482
‫حقیقتش، بنظر من سوء تعبیر بین‌مون

00:37:58.517 --> 00:38:01.353
‫احتمالا علت به‌وجود اومدن صداهامون هست

00:38:01.388 --> 00:38:04.752
‫و چی باعث شد که
‫بخوای یه آشپز صوتی بشی؟

00:38:04.787 --> 00:38:06.754
‫نمی‌دونم

00:38:06.789 --> 00:38:08.822
‫چیزیه که همین‌جوری برات پیش اومد؟

00:38:08.857 --> 00:38:11.891
‫فقط می‌دونستم چی‌کار نمی‌خوام بکنم

00:38:11.926 --> 00:38:15.026
‫پدرومادرم منو فرستادن یه مدرسه‌ی گرون‌قیمت

00:38:15.061 --> 00:38:16.896
‫تا آداب غذاخوردن رو یاد بگیرم

00:38:16.931 --> 00:38:20.537
‫و واقعا چیزی نبود که من حالیم بشه

00:38:20.572 --> 00:38:22.935
‫من چیز دیگه‌ای می‌خواستم

00:38:22.970 --> 00:38:25.102
‫مثلا؟

00:38:25.137 --> 00:38:27.137
‫نمی‌دونم، مثلا...

00:38:27.172 --> 00:38:30.646
‫از درست کردن چیزمیز خوشم می‌اومد

00:38:30.681 --> 00:38:33.011
‫از لحیم کردن وسایل خوشم می‌اومد

00:38:33.046 --> 00:38:36.047
‫از سروصدا کردن خوشم می‌اد

00:38:36.082 --> 00:38:40.458
‫خیلی هدف خاصی نداشتم
‫تا وقتی که ال پیداش شد

00:38:40.493 --> 00:38:42.823
‫و اون هدف چی بود؟

00:38:42.858 --> 00:38:44.055
‫- اون جاه‌طلب بود

00:38:44.090 --> 00:38:47.465
‫ایده داشت

00:38:47.500 --> 00:38:48.598
‫انگار که می‌تونست به چیز بی‌هدفی

00:38:48.633 --> 00:38:52.701
‫که داخلم بود جهت بده

00:38:52.736 --> 00:38:54.604
‫و اون فقط... می‌تونست ترتیب کارهارو بده

00:38:54.639 --> 00:38:58.740
‫این‌قدر اعتمادبنفس داشت که
‫می‌تونست کارها رو صددر‌صدی انجام بده

00:38:58.775 --> 00:39:01.842
‫و دور... دوروبرش بودن خوش‌ می‌گذشت

00:39:03.945 --> 00:39:06.946
‫از چه جهتی؟

00:39:06.981 --> 00:39:10.081
‫نوک‌سینه‌هامو نیشگون می‌گرفت

00:39:10.116 --> 00:39:14.690
‫و وقتی این‌کارو می‌کرد چی می‌شد؟

00:39:14.725 --> 00:39:17.759
‫چه‌می‌دونم، حس خوبی می‌داد

00:39:17.794 --> 00:39:21.697
‫وقتی یه چیز هیجان‌انگیز می‌گفت با خودم...

00:39:21.732 --> 00:39:23.897
‫با خودم یه‌خورده ور می‌رفتم

00:39:23.932 --> 00:39:26.966
‫یه بازی... یه بازی داشتیم به اسم انگشت بازی

00:39:27.001 --> 00:39:29.639
‫که اون‌هم با خودش ور می‌رفت

00:39:29.674 --> 00:39:33.610
‫و بعد من انگشت‌شو بو می‌کشیدم

00:39:33.645 --> 00:39:35.810
‫ولی هیچ‌وقت بیشتر از اون نبود

00:39:35.845 --> 00:39:39.143
‫تا اصول اخلاقی و آبروی هنری‌اش رو بخطر نندازه

00:39:39.178 --> 00:39:42.784
‫و آبروی هنری تو چطور؟

00:39:45.789 --> 00:39:48.592
‫نمی‌دونم، منظورم اینه...

00:39:48.627 --> 00:39:51.991
‫موقع انجامش به آرامش می‌رسیدیم

00:39:52.026 --> 00:39:53.960
‫فکر کنم تا بعد انجامش به این که کارمون چه

00:39:53.995 --> 00:39:55.731
‫معنایی داره فکر نمی‌کردیم

00:39:55.766 --> 00:39:58.129
‫پس این قضیه با ال دووم نیاورد؟

00:39:58.164 --> 00:40:00.571
‫حوصله‌امون سر رفت

00:40:00.606 --> 00:40:03.475
‫منظورم اینه، وقتی حوصله‌مون
‫سر رفت هم‌دیگه رو دستمالی می‌کردیم

00:40:03.510 --> 00:40:06.236
‫بعد حوصله‌مون از دستمالی کردن هم‌دیگه
‫وقت‌هایی که حوصله‌مون سر رفته بود سر رفت

00:40:06.271 --> 00:40:08.040
‫پس...

00:40:08.075 --> 00:40:09.910
‫اون موقع فقط خودتون دوتا توی گروه بودید؟

00:40:09.945 --> 00:40:13.012
‫نه. یه یاروی دیگه هم بود که
‫کارهای الکترونیکی رو انجام می‌داد

00:40:13.047 --> 00:40:17.885
‫ولی بخاطر اختلافات
‫رژیم غذایی‌شون افتادن بیرون

00:40:17.920 --> 00:40:19.689
‫- گوشت؟
‫- آره

00:40:19.724 --> 00:40:22.593
‫منظورم اینه، هرکی تو گروه موقع
‫خوردن گوشت گیر بیوفته فاتحه‌اش خونده‌ست

00:40:23.959 --> 00:40:27.598
‫- و نفس عمیق

00:40:27.633 --> 00:40:29.633
‫و نگه دار

00:40:31.296 --> 00:40:33.670
‫خوبه

00:40:33.705 --> 00:40:35.639
‫و دوباره

00:40:35.674 --> 00:40:38.510
‫و نگه دار

00:40:38.545 --> 00:40:40.809
‫بخاطر این همه گاز که دم پانکراستو

00:40:40.844 --> 00:40:43.713
‫پنهان کردن حتی نمی‌تونم ببینمش

00:40:43.748 --> 00:40:46.584
‫کی فکرشو می‌کرد که
‫نفخ می‌تونه این‌قدر ظریف بنظر برسه؟

00:40:46.619 --> 00:40:48.179
‫- پس الان چی؟

00:40:48.214 --> 00:40:53.085
‫قرص‌هارو بریز دور و برای
‫یه‌سری معاینات بیشتر بیا این‌جا

00:40:53.120 --> 00:40:54.856
‫این‌قدر دلواپس نباش

00:40:54.891 --> 00:40:57.089
‫اگه می‌خوایم قضیه‌رو حل‌و‌فصل کنیم

00:40:57.124 --> 00:41:00.796
‫فقط به یه‌مقدار لوله نیاز
‫داری که داخلت بالا و پایین بشه

00:41:00.831 --> 00:41:02.666
‫اگه التهاب همین‌طور ادامه پیدا کنه

00:41:02.701 --> 00:41:06.296
‫دیگه برات شکمی نمی‌مونه که ازش بگوزی

00:41:06.331 --> 00:41:08.298
‫قراره بمیرم؟

00:41:08.333 --> 00:41:10.234
‫معلومه که قراره بمیری

00:41:10.269 --> 00:41:13.138
‫یه جونور نام ببر که نمیره

00:41:13.173 --> 00:41:15.206
‫منظورم اینه...

00:41:15.241 --> 00:41:16.878
‫قبل موعدش

00:41:22.622 --> 00:41:24.523
‫حالم خوب می‌شه مگه نه؟

00:41:49.682 --> 00:41:52.342
‫شما در فروشگاه‌ها هستید

00:41:52.377 --> 00:41:54.586
‫بیلی و لمینا

00:41:54.621 --> 00:41:56.984
‫شما یه زوج شاد هستید که
‫تو آخرهفته‌تون سبد خرید رو

00:41:57.019 --> 00:41:59.085
‫در راهرو‌ی فروشگاه هل می‌دید

00:41:59.120 --> 00:42:02.924
‫برای تهیه‌ی فریتاتای بازاری
‫یه‌سری مواد اولیه‌ی خوب گرفتید
‫(نوعی املت ایتالیایی)

00:42:02.959 --> 00:42:05.993
‫ولی بیلی برای صرفه‌جویی در زمان

00:42:06.028 --> 00:42:09.865
‫تو باید بری به سمت پیشخوان تا جا رو نگه‌داری

00:42:09.900 --> 00:42:12.604
‫و بعد لمینا می‌تونه به خرید کردن ادامه بده

00:42:12.639 --> 00:42:13.935
‫تظاهر کنه که چیزی رو یادش رفته بخره

00:42:13.970 --> 00:42:16.839
‫و بعد اجناس‌رو برگردونه به سبد خرید

00:42:16.874 --> 00:42:19.105
‫چه فکر بکری

00:42:19.140 --> 00:42:22.042
‫ال رو می‌بینید که به سمت‌تون می‌اد

00:42:22.077 --> 00:42:24.649
‫و با این‌که فقط یه شیشه پودر زعفرون برای

00:42:24.684 --> 00:42:26.244
‫درست‌ کردن آموس‌بوش‌اش گرفته
‫(نوعی پیش‌غذا که در مقادیر بسیار کم سرو می‌شه)

00:42:26.279 --> 00:42:28.081
‫مطمئن می‌شی که تو صف ازش جلو می‌زنی

00:42:28.116 --> 00:42:31.887
‫با سبدخرید نیمه‌پُرت

00:42:31.922 --> 00:42:33.823
‫لمینا یادت باشه تو می‌تونی تا وقتی که

00:42:33.858 --> 00:42:35.187
‫هربار تظاهر کنی که انگارچیزی یادت رفته

00:42:35.222 --> 00:42:37.959
‫به خریدت ادامه بدی

00:42:37.994 --> 00:42:41.930
‫ال تو الان چشم‌غره می‌ری

00:42:41.965 --> 00:42:43.767
‫اما وقتی با پنیر گرویر برمی‌گرده

00:42:43.802 --> 00:42:46.770
‫با این‌که شک داریم موقتا بهش اعتماد می‌کنیم

00:42:46.805 --> 00:42:50.037
‫لمینا طوری تظاهر کن که انگار
‫از دست خودت شاکی هستی

00:42:50.072 --> 00:42:53.337
‫وقتی که یادت می‌اد هنوز
‫یه چیز دیگه مونده که باید بخری

00:42:53.372 --> 00:42:55.174
‫از صف برو بیرون و پیداش کن

00:42:55.209 --> 00:42:56.879
‫ال وقتی‌که

00:42:56.914 --> 00:43:01.279
‫با ترکیب چهار ادویه برمی‌گرده بهش خیره شو
‫(فرانسوی بوده و شامل میخک، فلفل، جوز هندی و زنجبیل)

00:43:01.314 --> 00:43:04.051
‫دوباره رفت تا یه بسته چوب‌رنگی و

00:43:04.086 --> 00:43:06.218
‫تارت تاتین آماده بگیره

00:43:09.729 --> 00:43:11.663
‫ال دیگه به اون‌جات رسیده

00:43:11.698 --> 00:43:15.029
‫ولی هنوزم تحمل می‌کنی

00:43:15.064 --> 00:43:16.668
‫بیلی و لمینا

00:43:16.703 --> 00:43:19.737
‫پول اجناس‌تون رو دادیدو بسته‌بندی‌شون کردید

00:43:19.772 --> 00:43:21.431
‫می‌تونید از فروشگاه خارج بشید

00:43:21.466 --> 00:43:23.169
‫و سبدخریدتون رو بذارید تو صف

00:43:23.204 --> 00:43:25.875
‫دیگه مشکل کس دیگه‌ست که باهاش سروکله بزنه

00:43:25.910 --> 00:43:27.338
‫ال

00:43:27.373 --> 00:43:30.176
‫سبدخریدی که ول کردن سر
‫راهت دیگه باعث شد از کوره در بری

00:43:30.211 --> 00:43:32.849
‫هلش بده به سمت‌شون

00:43:32.884 --> 00:43:34.917
‫و خودتو خالی کن

00:43:51.265 --> 00:43:52.935
‫- پس...

00:43:52.970 --> 00:43:57.170
‫این قضیه تو اردوی اتفاق مدرسه‌ام افتاد

00:43:57.205 --> 00:44:00.239
‫تازه ۱۴ سالم شده بود

00:44:00.274 --> 00:44:06.212
‫و دیدم نسبت به مسائل
‫شروع به عوض شدن کرده بود

00:44:06.247 --> 00:44:07.884
‫چون به یه مدرسه‌ی پسرونه می‌رفتم

00:44:07.919 --> 00:44:11.151
‫و تو خونه فقط برادرم و پدرم بودم

00:44:11.186 --> 00:44:14.385
‫مادرم همیشه بیرون مشغول
‫کارگردانی و این‌چیزها بود

00:44:14.420 --> 00:44:18.763
‫پس کل قضیه‌ی جنس مونث
‫برام یه‌خورده مثل معما بود

00:44:18.798 --> 00:44:21.425
‫تا وقتی که به این اردو رفتم

00:44:21.460 --> 00:44:23.768
‫و توی هتل رفتیم به

00:44:23.803 --> 00:44:27.464
‫یه غرفه‌ی تخم‌مرغ تو سالن پذیرایی صبحانه

00:44:27.499 --> 00:44:30.005
‫و اگه املت می‌خواستی
‫باید می‌رفتی و تو صف منتظر می‌موندی

00:44:30.040 --> 00:44:31.743
‫و از...

00:44:31.778 --> 00:44:34.845
‫و از یه خانمی باید می‌خواستی که یکی برات بپزه

00:44:34.880 --> 00:44:36.880
‫و...

00:44:36.915 --> 00:44:38.849
‫اون...

00:44:38.884 --> 00:44:43.953
‫اون بلوند و خوش‌هیکل بود، می‌دونید دیگه

00:44:43.988 --> 00:44:49.156
‫و یه یونیفرمی می‌پوشید که باعث می‌شد

00:44:49.191 --> 00:44:51.158
‫هیکل خوبش بیشتر تو چشم باشه

00:44:51.193 --> 00:44:53.831
‫منظورم اینه، احتمالا هم‌سن مادرم بود

00:44:53.866 --> 00:44:56.295
‫و می‌دونستم که عمرا نسبت به من علاقه‌مند باشه

00:44:56.330 --> 00:44:58.264
‫ولی فکر می‌کردم اگه یه املت سفارش بدم

00:44:58.299 --> 00:45:01.333
‫شاید یه‌جوری یه گفت‌وگویی بین‌مون شکل بگیره

00:45:01.368 --> 00:45:05.205
‫راستش... راستش من
‫هیچ‌وقت نتونستم بفهمم اسمش چیه

00:45:05.240 --> 00:45:06.910
‫فقط...

00:45:06.945 --> 00:45:10.045
‫فقط بعنوان خانم تخم‌مرغ‌پز می‌شناختمش

00:45:10.080 --> 00:45:13.180
‫و یادم می‌اد، یادم می‌اد که
‫درباره‌ش خیال‌بافی می‌کردم

00:45:13.215 --> 00:45:16.051
‫روی صورتم می‌شینه

00:45:16.086 --> 00:45:18.823
‫و توی دهنم تخم‌ می‌ذاره

00:45:18.858 --> 00:45:22.354
‫می‌دونید عاشقش شدم

00:45:22.389 --> 00:45:24.059
‫و می‌دونم که همه می‌گن
‫که این نمی‌تونه عشق باشه

00:45:24.094 --> 00:45:26.193
‫وقتی که فقط املت
‫سفارش می‌دادی، ولی عشق بود

00:45:26.228 --> 00:45:29.559
‫و تاالان هیچ‌وقت احساساتی
‫در اون‌حد قدرتمند نداشتم

00:45:29.594 --> 00:45:31.297
‫برای هیچکسی

00:45:32.564 --> 00:45:34.267
‫و...

00:45:34.302 --> 00:45:36.808
‫یه لطفی می‌کنی سس نعناع‌رو بدی لطفا؟

00:45:45.885 --> 00:45:47.181
‫و آره و بعدش

00:45:47.216 --> 00:45:49.447
‫بعد از سومین روز

00:45:49.482 --> 00:45:52.087
‫متوجه شدم اگه ازش بخوای

00:45:52.122 --> 00:45:55.090
‫که پیاز بپاشه رو املتت

00:45:55.125 --> 00:45:57.026
‫باعث می‌شه که به‌جلو خم بشه

00:45:57.061 --> 00:45:58.962
‫و از جاپیازی پیاز برداره

00:45:58.997 --> 00:46:01.965
‫و اون لحظه بود که تام پیترز موقع

00:46:02.000 --> 00:46:03.835
‫دید زدن زیر بلوزش مچ‌امو گرفت
‫(شکاف سینه)

00:46:03.870 --> 00:46:06.398
‫و به آقای رالینسن گفت

00:46:06.433 --> 00:46:08.136
‫و از قبل سر میز یه‌سری بحث‌ بود

00:46:08.171 --> 00:46:11.007
‫که چرا همیشه می‌رم تو صف غرفه‌ی تخم‌مرغ

00:46:11.042 --> 00:46:13.603
‫ولی فکر کنم این مدرک جدید دیگه کلک‌امو کند

00:46:13.638 --> 00:46:15.275
‫آقای رالینسن قاطی کرد

00:46:15.310 --> 00:46:18.212
‫و جلوی همه منو سر میز کتک زد

00:46:18.247 --> 00:46:19.477
‫یادمه که یه‌جورایی سرمو گرفت

00:46:19.512 --> 00:46:21.248
‫و کوبیدش به میز...

00:46:21.283 --> 00:46:24.119
‫پنج یا شش بار، خیلی محکم

00:46:24.154 --> 00:46:28.222
‫و یادمه که مت هورنزلی و گلن راجرز رو دیدم که

00:46:28.257 --> 00:46:29.520
‫که تمام مدت زیرلب می‌خندیدن

00:46:29.555 --> 00:46:31.258
‫و بعد، تو ضربه‌ی آخر

00:46:31.293 --> 00:46:34.591
‫سرم به شیشه‌ی شیر روی میز خورد

00:46:34.626 --> 00:46:37.902
‫و باعث شد گوشم، این یکی، پاره بشه

00:46:37.937 --> 00:46:39.266
‫و تعادلم‌رو از دست دادم

00:46:39.301 --> 00:46:41.301
‫و همیشه چیزهارو از اون گوشم یه‌خورده

00:46:41.336 --> 00:46:43.006
‫متفاوت می‌شنیدم

00:46:43.041 --> 00:46:45.536
‫و ال بهم یاد داد که بهش
‫بعنوان یه نقطه قوت نگاه کنم

00:46:45.571 --> 00:46:47.439
‫- بیخیال گوش‌ات

00:46:47.474 --> 00:46:51.311
‫چیزی که همه برامون سواله
‫اینه که هنوزهم املت می‌خوری؟

00:46:51.346 --> 00:46:53.016
‫نه

00:46:53.051 --> 00:46:56.052
‫چه حیف، جوونک

00:46:56.087 --> 00:46:58.285
‫فقط بخاطر یه ضربه‌ی
‫روحی حاصل از مشکلات روانی‌جنسی

00:46:58.320 --> 00:47:01.651
‫داری یه منبع حیاتی ویتامین دی رو از دست می‌دی

00:47:01.686 --> 00:47:03.961
‫- از خورشید می‌گیرم
‫- خورشید؟

00:47:03.996 --> 00:47:05.523
‫پس زمستون چی؟

00:47:05.558 --> 00:47:07.591
‫مگه این‌که یه پیشگوی دانا که
‫داره از معبد آپولون بازنشسته می‌شه باشی
‫(یعنی مگر اینکه درحال مرگ باشی، چرا که پیشگوهای
‫این معبد یونان مرده و پیشگوی بعد جای اون‌رو میگیره)

00:47:07.626 --> 00:47:10.660
‫تو ماه‌های سرد سال به ویتامین دی نیاز داری

00:47:10.695 --> 00:47:13.905
‫اگه نمی‌خوای دچار نرمی استخوان بشی

00:47:13.940 --> 00:47:16.138
‫درباره‌ی پیشگوها می‌دونی؟

00:47:16.173 --> 00:47:17.909
‫تو یه پیشگوی احمقی
‫(اشتباه گرامری)

00:47:17.944 --> 00:47:19.471
‫کافیه، همگی

00:47:24.313 --> 00:47:28.150
‫پیشگوی حماقت

00:47:28.185 --> 00:47:30.647
‫بهم نگفتی که نوبت توئه که سخنرانی کنی

00:47:30.682 --> 00:47:32.352
‫که چی؟

00:47:32.387 --> 00:47:33.958
‫- فقط بهتره که در جریان این چیزها قرار بگیرم

00:47:33.993 --> 00:47:37.357
‫برای اینکه الهامات‌مون سازگار باشن

00:47:37.392 --> 00:47:38.963
‫- منظورت از سازگاری چیه؟

00:47:38.998 --> 00:47:42.032
‫منظورم از سازگاری چیه؟

00:47:42.067 --> 00:47:45.332
‫منطورم از سازگاری اینه
‫که، سخنرانی منو تضعیف نکنی

00:47:45.367 --> 00:47:48.137
‫که همه‌ش درباره‌ی ظلم خانگی مردها بود

00:47:48.172 --> 00:47:50.370
‫هرچیزی که تو گفتی باعث بی‌اعتبار شدن
‫جروبحث‌های من، حرف‌های کنایه‌آمیز من و...

00:47:50.405 --> 00:47:52.471
‫حداقل حرف‌های من شخصی بودن

00:47:52.506 --> 00:47:55.540
‫پس اینکه با آشپزی کردن زن‌ها برای
‫مردها به چشم کالا بهشون نگاهِ جنسی داشته باشی

00:47:55.575 --> 00:47:57.014
‫تا وقتی که شخصی باشه مشکلی نداره؟

00:47:57.049 --> 00:47:58.477
‫می‌شه بخوابیم؟

00:47:58.512 --> 00:48:00.545
‫پس به اینکه همچین
‫چیزی به اسم ظلم خانگی مردها

00:48:00.580 --> 00:48:03.119
‫وجود داره اعتقاد نداری؟

00:48:03.154 --> 00:48:04.483
‫معلومه که اعتقاد دارم
‫همچین چیزی به اسم ظلم

00:48:04.518 --> 00:48:06.683
‫خانگی مردها وجود داره

00:48:06.718 --> 00:48:08.993
‫ولی علاوه‌براون چیزی
‫که باید درباره‌اش حرف زد

00:48:09.028 --> 00:48:12.161
‫ظلم ال نسبت به خلاقیته

00:48:12.196 --> 00:48:14.097
‫- "پس این چی"، "پس این چی"، "پس این چی"

00:48:14.132 --> 00:48:16.033
‫- "پس ابن چی" نه
‫- داری از موضوع اصلی دور می‌شی

00:48:16.068 --> 00:48:17.562
‫- خیلی‌خب برگردیم سر موضوع اصلی

00:48:17.597 --> 00:48:20.037
‫من یه نکته‌ی خانه‌داری
‫دیگه دارم که می‌تونی تو متن

00:48:20.072 --> 00:48:22.633
‫سخنرانی بعدشام بعدی‌ات اضافه کنی

00:48:22.668 --> 00:48:24.503
‫اینکه تا صبح بیدار بمونی روغن زیتون اعلا

00:48:24.538 --> 00:48:27.077
‫رو از رو راه‌پله تی بکشی درحالی که کسی

00:48:27.112 --> 00:48:29.145
‫که ریخته‌تش می‌تونه راحت
‫از زیرش شونه خالی کنه و بره

00:48:29.180 --> 00:48:32.511
‫و حتی یه تشکر هم نکنه

00:48:32.546 --> 00:48:33.545
‫- ممنونم لمینا

00:48:33.580 --> 00:48:35.085
‫- و بیلی

00:48:35.120 --> 00:48:36.383
‫ممنونم بیلی

00:48:36.418 --> 00:48:38.451
‫و یادت نره از استونز هم تشکر کنی

00:48:42.457 --> 00:48:45.590
‫اون تو داره چی‌کار می‌کنه؟

00:48:45.625 --> 00:48:47.658
‫- عملا تو اون توالت زندگی می‌کنه

00:48:48.793 --> 00:48:52.630
‫همه‌اش انکار می‌کنه که مشکل داره

00:48:52.665 --> 00:48:55.138
‫خب، مطمئنا یه مشکلی داره

00:48:55.173 --> 00:48:57.140
‫صدای گوزیدنشو شب‌ها می‌شنوم

00:48:57.175 --> 00:48:59.142
‫هروقت که فکر می‌کنه ما خواب‌یم

00:48:59.177 --> 00:49:02.541
‫آروم‌آروم پشت هم می‌دتشون بیرون

00:49:02.576 --> 00:49:04.708
‫- و تو خودت هیچ‌وقت نمی‌گوزی؟

00:49:04.743 --> 00:49:06.380
‫- نه در اون حد
‫- می‌شه تمومش کنید؟

00:49:06.415 --> 00:49:09.152
‫دارم سعی می‌کنم بخوابم

00:49:09.187 --> 00:49:11.121
‫خودت چندبار می‌گوزی؟

00:49:11.156 --> 00:49:12.584
‫اصلا. من نمی‌گوزم

00:49:12.619 --> 00:49:14.421
‫- البته که می‌گوزی

00:49:14.456 --> 00:49:16.489
‫تاحالا شنیدی بگوزم؟

00:49:16.524 --> 00:49:18.029
‫- نه

00:49:18.064 --> 00:49:20.460
‫ولی از نظر بیولوژیکی غیرممکنه که کلا نگوزی

00:49:20.495 --> 00:49:22.627
‫- وقتی حرف ال باشه خیلی‌چیزها بیولوژیکی

00:49:22.662 --> 00:49:24.299
‫غیرممکن می‌شن

00:49:24.334 --> 00:49:27.368
‫می‌گن متوسط گوز هر فرد ۱۴/۵ بار...

00:49:27.403 --> 00:49:28.501
‫- داره می‌اد!

00:49:45.355 --> 00:49:47.091
‫حال‌ت خوبه؟

00:49:50.327 --> 00:49:53.163
‫می‌دونی، داشتم درباره‌ی
‫میخک‌ها مطالعه می‌کردم

00:49:53.198 --> 00:49:55.132
‫باعث خارج شدن باد از روده

00:49:55.167 --> 00:49:57.431
‫به‌خوبی و آرومی و بدون صدا می‌شه

00:50:00.271 --> 00:50:04.207
‫- این مدت با دکتر گلاک صحبت می‌کردم

00:50:04.242 --> 00:50:05.769
‫و چی می‌گه؟

00:50:08.246 --> 00:50:10.213
‫می‌خواد یه‌سری آزمایش انجام بده

00:51:07.067 --> 00:51:10.279
‫چرا به گاستروسکوپی عمومی رضایت دادم؟
‫(معاینه‌ی معده)

00:51:10.320 --> 00:51:12.823
‫چرا نمی‌تونم جسورتر باشم؟

00:51:25.210 --> 00:51:29.673
‫دکتر گلاک یه نمونه‌ از روده‌
‫کوچک‌امو برای بیوپسی گرفت
‫(بافت‌برداری و چک کردن اون بافت)

00:51:29.715 --> 00:51:32.176
‫طبیعتا دلشوره داشتم

00:51:32.426 --> 00:51:35.012
‫و در میان لذت‌گرایی جلوی چشم‌هام
‫(هدونیسم مکتبی فلسفیه که یافتن لذت و شادی‌جویی
‫را هدف و ارزش غایی، و مهمترین پیشهٔ انسان می‌دونه.)

00:51:35.262 --> 00:51:37.055
‫فقط می‌تونستم بدبختی رو ببینم

00:51:45.607 --> 00:51:48.476
‫- چطور باهم ملاقات کردید؟

00:51:48.511 --> 00:51:53.382
‫داشت با پدرم سکس می‌کرد

00:51:53.417 --> 00:51:55.615
‫و مادرم از فیلمبرداری یه
‫فیلم تو جنگل برگشت خونه

00:51:55.650 --> 00:51:59.553
‫و وسط نیشگون گرفتن
‫نوک‌سینه‌های بابام مچشو گرفت

00:51:59.588 --> 00:52:01.786
‫تظاهر کرد که مثلا داره
‫نیش یه پشه‌رو می‌خارونه

00:52:01.821 --> 00:52:04.327
‫ولی مادرم تا تهشو رفته بود

00:52:04.362 --> 00:52:06.395
‫منظورم اینه، بعد فیلمبرداری تو جنگل یکی دوتا چیز

00:52:06.430 --> 00:52:08.628
‫درباره‌ی پشه‌ها می‌دونست

00:52:08.663 --> 00:52:12.302
‫درنتیجه مادرم جابجاشد
‫و رفت و ال اسباب‌کشی کرد

00:52:12.337 --> 00:52:13.732
‫یه‌جورایی خیلی برام مهم نبود

00:52:13.767 --> 00:52:15.338
‫چون به‌هرحال که هیچ‌وقت‌هم نمی‌دیدمش

00:52:15.373 --> 00:52:17.835
‫و یه‌جورایی بخاطر همین ازش متنفر بودم

00:52:17.870 --> 00:52:20.409
‫و از جهتی...

00:52:20.444 --> 00:52:21.641
‫از جهتی خوشحال بودم

00:52:21.676 --> 00:52:24.710
‫چون بالاخره یه مامان گیرم اومده بود

00:52:24.745 --> 00:52:26.547
‫که یه‌خورده بیشتر دوروبرم بود

00:52:26.582 --> 00:52:30.452
‫پس تبدیل به مادرت شد؟

00:52:30.487 --> 00:52:32.817
‫بگی‌نگی

00:52:32.852 --> 00:52:37.426
‫منظورم اینه که بازم مثل مادرم
‫غذا پختن‌رو می‌ذاشت به عهده‌ی پدرم

00:52:37.461 --> 00:52:39.758
‫ولی اینکه گاهی‌اوقات باهم ور می‌رفتیم

00:52:39.793 --> 00:52:42.464
‫شاید قضیه‌رو از اون
‫حالت مادروپسری در آورد

00:52:44.534 --> 00:52:48.470
‫از جهتی فکر کنم ال به
‫چیزی شبیه به پدر نیاز داشت

00:52:48.505 --> 00:52:52.001
‫بعد سال‌ها جدا افتادن
‫توی مدرسه‌ی شبانه‌روزی

00:52:52.036 --> 00:52:55.774
‫به من گفت که به یه
‫مدرسه‌ی مخروبه می‌رفته

00:52:55.809 --> 00:52:58.777
‫شاید منظورش رخت‌کن‌های هاکی بودن

00:52:58.812 --> 00:53:02.011
‫یادمه می‌گفت که نیازه به مرمت داره

00:53:02.046 --> 00:53:03.518
‫و لمینا؟

00:53:03.553 --> 00:53:05.850
‫اون فقط یه مدرسه‌ی معمولی می‌رفت، فکر کنم

00:53:05.885 --> 00:53:08.853
‫نه منظورم اینه چطور با اون ملاقات کردی؟

00:53:08.888 --> 00:53:11.592
‫اوه

00:53:11.627 --> 00:53:13.363
‫تو یه رستوران کار می‌کرد

00:53:13.398 --> 00:53:15.926
‫و بعد ال اون‌جا درگیر یه دعوا شد

00:53:15.961 --> 00:53:18.797
‫و درنهایت باهمدیگه آشنا شدن

00:53:18.832 --> 00:53:20.931
‫لمینا نسبت به غذا آدم پنهان‌کاریه

00:53:20.966 --> 00:53:22.372
‫و این بنظر ال جذاب اومد

00:53:22.407 --> 00:53:25.969
‫ولی بعدش زیادی پنهان‌کار شد و

00:53:26.004 --> 00:53:27.938
‫حوصله‌ی ال سررفت

00:53:27.973 --> 00:53:29.709
‫ولی، می‌دونی، تو اون موقعیت

00:53:29.744 --> 00:53:31.414
‫دیگه چیزی نبود که قبلا بین‌شون اتفاق نیفتاده باشه

00:53:31.449 --> 00:53:33.350
‫و تهش از هم متنفر شدن

00:53:33.385 --> 00:53:35.550
‫ولی راستش این چیز جدیدی بین‌مون نیست

00:53:35.585 --> 00:53:38.289
‫همه‌مون به‌هرحال یه‌جورایی از هم متنفریم

00:53:38.324 --> 00:53:40.357
‫اگرچه که به‌هم‌دیگه نیاز داریم

00:53:56.778 --> 00:53:58.572
‫امشب مثل جهنم بود

00:53:59.281 --> 00:54:03.285
‫گرفتگی عضلاتم، نفخ و
‫گاز متان همه در بدترین حالتشون بودن

00:54:05.370 --> 00:54:08.248
‫سکوت گروه موقع پیاده‌روی برای فکر کردن

00:54:08.290 --> 00:54:10.667
‫خیلی‌زود از حالت دوستانه به
‫حالت خصمانه تغییر پیدا کرد

00:54:10.918 --> 00:54:15.172
‫که تحمل مشکلات‌امو حتی سخت‌تر کرد

00:54:15.672 --> 00:54:18.592
‫توی همچین جَوی جایی برای قایم شدن نبود

00:54:19.051 --> 00:54:22.262
‫و سکوت باعث سرکوب تمام
‫افکار یا خیال‌بافی‌ها می‌شد

00:55:03.167 --> 00:55:04.870
‫اشکالی داره بشینم؟

00:55:10.812 --> 00:55:12.911
‫این‌جا خوش می‌گذره بهت؟

00:55:18.424 --> 00:55:20.589
‫بالاخره ال تصمیم گرفت اسم چی باشه؟

00:55:24.694 --> 00:55:26.430
‫و قضیه‌ی فلنجر؟

00:55:32.570 --> 00:55:34.064
‫بنظر خوشحال نمی‌ای

00:55:41.744 --> 00:55:44.074
‫سخته که همزمان هم
‫حرف‌ بزنی هم غذا بخوری

00:55:44.109 --> 00:55:45.416
‫چرا؟

00:55:45.451 --> 00:55:46.978
‫بیشتر آدم‌ها که می‌تونن

00:55:50.181 --> 00:55:51.950
‫شاید دهن کوچیکی دارم

00:55:51.985 --> 00:55:53.688
‫جدی؟

00:55:53.723 --> 00:55:55.459
‫بذار ببینم

00:55:56.759 --> 00:55:58.495
‫الان نه

00:55:58.530 --> 00:56:00.024
‫نشونم بده

00:56:07.638 --> 00:56:10.573
‫بنظر من که کوچیک نمی‌اد

00:56:10.608 --> 00:56:12.168
‫بیا...

00:56:12.203 --> 00:56:14.038
‫بیا اندازه‌هاشونو مقایسه کنیم

00:56:23.082 --> 00:56:24.653
‫می‌بینی؟

00:56:24.688 --> 00:56:25.951
‫تقریبا هم‌اندازه‌ان

00:56:26.921 --> 00:56:28.690
‫خیلی‌خوب به‌هم می‌خورن حتی

00:56:34.159 --> 00:56:37.534
‫به اندازه‌ی کافی اون چیزو نخوندی؟

00:56:37.569 --> 00:56:38.832
‫اشکال داره اگه قرضش بگیرم؟

00:56:38.867 --> 00:56:41.670
‫اوه بدون اون یه‌خورده
‫سردرگم بنظر می‌رسی

00:56:44.510 --> 00:56:47.742
‫فقط یه چیزیه که تو دستم نگه دارم

00:56:47.777 --> 00:56:50.206
‫و اگه یه چیز دیگه بهت
‫بدم که تو دستت نگه داری چی؟

00:56:52.782 --> 00:56:55.112
‫فکر کنم ال بیرون منتظرمه

00:56:55.147 --> 00:56:56.619
‫اوه واقعا؟

00:56:56.654 --> 00:56:58.786
‫و تو هرکاری که ال بگه انجام می‌دی؟

00:56:58.821 --> 00:57:00.183
‫اون رئیسه

00:57:00.218 --> 00:57:02.218
‫و این باعث می‌شه تو چه حسی پیدا کنی؟

00:57:04.530 --> 00:57:06.959
‫من فقط سروصدامو راه می‌ندازم

00:57:06.994 --> 00:57:10.259
‫داشتم درباره‌ی تو و سروصدات می‌خوندم

00:57:10.294 --> 00:57:11.799
‫عه؟

00:57:11.834 --> 00:57:14.868
‫تو یه مصاحبه دادی یادته؟

00:57:14.903 --> 00:57:16.100
‫اوه آره

00:57:16.135 --> 00:57:17.970
‫با علاقه‌ی شدیدی خوندمش

00:57:18.005 --> 00:57:20.775
‫و یه‌جاهایی با خودم می‌گفتم

00:57:20.810 --> 00:57:22.645
‫"این نمی‌تونه حقیقت داشته باشه."

00:57:25.243 --> 00:57:26.979
‫یه‌چیزی رو می‌دونی؟

00:57:32.690 --> 00:57:35.889
‫من همیشه دلم می‌خواست
‫یه خانم تخم‌مرغ‌پز باشم

00:57:35.924 --> 00:57:38.661
‫تو می‌تونی بری تو صف املت...

00:57:38.696 --> 00:57:41.664
‫و من اول به تو برسم

00:57:41.699 --> 00:57:43.226
‫به‌سلامتی

00:58:00.883 --> 00:58:02.751
‫- جن استیونز...
‫- اشکالی نداره

00:58:02.786 --> 00:58:04.852
‫اشکالی نداره

00:58:04.887 --> 00:58:06.755
‫من بهت نیاز دارم، بیلی

00:58:06.790 --> 00:58:09.989
‫از همون لحظه‌ای که دیدمت،
‫تمام مدت به تو فکر می‌کردم

00:58:10.024 --> 00:58:11.287
‫می‌دونم که باید حرفه‌ای باشم

00:58:11.322 --> 00:58:12.794
‫ولی نمی‌تونم جلوی
‫خودم‌رو بگیرم بهت فکر نکنم

00:58:12.829 --> 00:58:14.994
‫و می‌دونم که تو هم همین
‫حس‌رو نسبت به من داری

00:58:27.910 --> 00:58:30.647
‫جن استیونز

00:58:30.682 --> 00:58:32.341
‫چرا این‌کارو می‌کنید؟

00:59:17.355 --> 00:59:20.763
‫گاهی اوقات از خودم می‌پرسم نکنه با این
‫همه رفتارهای آسیب‌زای مربوط به اشپزی

00:59:20.798 --> 00:59:24.602
‫همون مسیر سمی عشرت‌طلبانه‌ی قدیمی رو داری ادامه می‌دی
‫(عشرت گرایی یا اپیکوریسم که خودش به نوعی زیرشاخه ی هدونیسم هست با این تفاوت که برخلاف هدونیسم بیشتر روی نبود رنج تاکید داره تا به دنبال لذت رفتن)

00:59:26.672 --> 00:59:28.166
‫نمی‌خوام عموم اینطور برداشت کنن

00:59:28.201 --> 00:59:31.367
‫که اینجا داریم ازهرگونه طرز تفکر ناکارامد

00:59:31.402 --> 00:59:34.040
‫مربوط به غذا حمایت می‌کنیم

00:59:34.075 --> 00:59:35.844
‫- خب، چی می‌خوای؟

00:59:35.879 --> 00:59:37.307
‫سرآشپزهای خوشحال؟

00:59:37.342 --> 00:59:39.980
‫کاری که بابتش ازت مچکر می‌شم اینه که

00:59:40.015 --> 00:59:42.851
‫که بعضی از ایده‌های من رو هم دخیل کنی

00:59:42.886 --> 00:59:45.656
‫فقط چون توی انجام هنر مقدست مشارکت نمی‌کنم

00:59:45.691 --> 00:59:48.725
‫دلیل نمی‌شه که ایده‌های
‫من اعتبار کافی نداشته باشن

00:59:48.760 --> 00:59:50.694
‫مجبور نیستی با هرچی می‌گم موافقت کنی

00:59:50.729 --> 00:59:53.389
‫ولی اینکه همه‌ی نظراتمو بدون فکر کردن رد کنی

00:59:53.424 --> 00:59:55.897
‫وقتی که من شمارو بالاتر از
‫چندین گروه دیگه  انتخاب کردم و روی شما

00:59:55.932 --> 00:59:57.393
‫سرمایه‌گذاری کردم و مشوق‌تون بودم

00:59:57.428 --> 00:59:59.065
‫به جای درکت از مفهوم صداقت

00:59:59.100 --> 01:00:02.002
‫بوی گند حق‌به‌جانب بودن  تو رو می‌رسونه

01:00:07.944 --> 01:00:11.110
‫خیلی‌خب، سراپا گوشیم

01:00:11.145 --> 01:00:12.881
‫این تمام چیزی بود که می‌خواستم بگم

01:00:12.916 --> 01:00:14.982
‫باور کنی یا نه اون بیرون منتقدهای بزرگتری

01:00:15.017 --> 01:00:16.445
‫نسبت به من هستن

01:00:16.480 --> 01:00:18.821
‫و بخشی از شغلم ایجاب
‫می‌کنه که تورو از اون‌ها اگاه کنم

01:00:18.856 --> 01:00:22.451
‫حتی اگه تصمیم بگیری
‫که قبولشون نداشته باشی

01:00:22.486 --> 01:00:24.728
‫- و اون فلنجر...
‫- فلنجر جایی نمیره

01:00:24.763 --> 01:00:27.192
‫- فقط ازت می‌خوام که یه گام بیاریش پایین

01:00:27.227 --> 01:00:29.832
‫می‌تونی به رفتار سمی
‫عشرت‌طلبانه‌ات ادامه بدی

01:00:29.867 --> 01:00:32.065
‫ولی سر فلنجر با من راه بیا

01:00:37.974 --> 01:00:39.677
‫استونز

01:00:41.813 --> 01:00:43.472
‫استونز

01:00:43.507 --> 01:00:45.309
‫- چیه؟

01:00:45.344 --> 01:00:47.047
‫حالت خوبه؟

01:00:49.348 --> 01:00:51.051
‫- نه

01:00:53.418 --> 01:00:55.825
‫برگرد بخواب

01:00:55.860 --> 01:00:58.388
‫کاری از دست تو برنمی‌اد

01:00:58.423 --> 01:01:01.864
‫خبری از آزمایش‌ها نشد؟

01:01:01.899 --> 01:01:04.262
‫- نه

01:01:04.297 --> 01:01:06.000
‫شاید فردا

01:01:06.035 --> 01:01:09.201
‫قراره یه آزمایش دیگه بگیره

01:01:09.236 --> 01:01:10.939
‫متاسفم

01:01:13.372 --> 01:01:16.879
‫- مشکلی نداره که بگم ترسیدم؟

01:01:16.914 --> 01:01:18.474
‫مشکلی نداره

01:01:18.509 --> 01:01:21.279
‫- می‌دونم

01:01:21.314 --> 01:01:23.149
‫استونز؟

01:01:23.184 --> 01:01:26.020
‫درست می‌شه

01:01:26.055 --> 01:01:27.585
‫مطمئنم

01:01:31.456 --> 01:01:33.192
‫شنیدی؟

01:02:47.499 --> 01:02:49.807
‫- اون فلنجر

01:02:52.108 --> 01:02:55.846
‫چی شده؟

01:02:55.881 --> 01:02:59.344
‫باهاش درباره‌اش صحبت کردی؟

01:02:59.379 --> 01:03:01.918
‫قرار نیست چیزی رو عوض کنه

01:03:01.953 --> 01:03:04.580
‫وقتی یه تصمیمی بگیره
‫دیگه کاری از دستت برنمی‌اد

01:03:04.615 --> 01:03:06.186
‫و اگه سعی کنم یا چیزی بهش بگم

01:03:06.221 --> 01:03:09.255
‫فقط داد می‌زنه و به یه چیزی متهمم می‌کنه

01:03:11.358 --> 01:03:14.095
‫در اون‌صورت شاید باید
‫به سیلی‌زدن بهش فکر کنی

01:03:16.561 --> 01:03:19.199
‫خب نگو که من بهت گفتم

01:03:19.234 --> 01:03:20.970
‫ولی یه سیلی سریع کارو راه می‌ندازه

01:03:22.237 --> 01:03:25.403
‫شاید یهو شوکه کردنش یه تلنگری
‫باشه براش و اون غرور همیشگی‌شو کنار بذاره

01:03:27.638 --> 01:03:31.013
‫و اگه خودت فلنجرو بی‌صدا کنی چی؟

01:03:31.048 --> 01:03:32.509
‫به‌هرحال خودش که احتمالا حالی‌اش نمی‌شه

01:03:32.544 --> 01:03:34.511
‫با اون همه صدای دیگه‌ای که هستن

01:03:38.286 --> 01:03:41.188
‫نمی‌دونی چقدر عصبانی می‌شه

01:03:41.223 --> 01:03:44.323
‫و الان دیگه حالی‌اش
‫می‌شه دیگه می‌دونه فلنجر چیه

01:03:44.358 --> 01:03:46.292
‫فقط امتحانش کن

01:03:51.266 --> 01:03:53.563
‫مطمئن نیستم

01:03:53.598 --> 01:03:56.335
‫نمی‌خوام یه دعوا راه بندازم و...

01:03:58.075 --> 01:04:01.109
‫تو فلنجرو خاموش می‌کنی

01:04:01.144 --> 01:04:02.605
‫من فلنجرو خاموش می‌کنم

01:04:02.640 --> 01:04:04.211
‫و ال رو متقاعد می‌کنی که

01:04:04.246 --> 01:04:07.082
‫از الان هرکاری من بگم انجام بده

01:04:07.117 --> 01:04:11.152
‫و ال رو متقاعد می‌کنم که از الان
‫به بعد هرکاری که تو بگی انجام بده

01:04:11.187 --> 01:04:12.582
‫- خوبه

01:04:23.405 --> 01:04:26.658
‫بحث‌وجدل بین جن استیونز و گروه

01:04:26.950 --> 01:04:28.994
‫همینطور پرتنش‌تر می‌شد

01:04:29.453 --> 01:04:32.831
‫و بیشتر شدن تهدیدات
‫مانگرو اسنک‌ها روز به روز

01:04:33.081 --> 01:04:35.375
‫فقط به این تنش اضافه می‌کرد

01:04:35.918 --> 01:04:38.670
‫انرژی من تابحال در این حد پایین نیومده بود

01:04:40.547 --> 01:04:44.384
‫شکمم به سفتی یه لوله‌ی زنگ‌زده شده بود

01:04:44.927 --> 01:04:47.971
‫و می‌تونستم حس کنم
‫که همه‌چی داره بدتر می‌شه

01:04:56.199 --> 01:04:57.627
‫جن استیونز

01:05:16.500 --> 01:05:19.711
‫فردا،‌ یه لوله‌ی دراز با لوبریکنت
‫(ژل چرب‌کننده معمولا برای همین‌گونه مصارف)

01:05:20.087 --> 01:05:22.089
‫درست وارد مقعدم می‌شه

01:05:22.381 --> 01:05:25.300
‫و شکمم بخاطر گاز باد می‌کنه

01:05:26.218 --> 01:05:28.762
‫دکتر گلاک بهم یه مسهل داد

01:05:29.054 --> 01:05:32.724
‫که باعث می‌شه بیشتر
‫شبو تو توالت حبس باشم

01:05:33.392 --> 01:05:35.394
‫ولی قبل از تسلیم کردن بدنم

01:05:35.686 --> 01:05:37.855
‫باید یه نمونه‌ی مدفوع آماده می‌کردم

01:05:38.313 --> 01:05:41.149
‫"بنگر پروردگارا:
‫چرا که من در تنگنا هستم
‫(نقل از کتاب مراثی یکی از
‫بخش‌های عهد عتیق در انجیل)

01:05:41.441 --> 01:05:42.985
‫همانا که شکمم آشوب‌زده است

01:05:43.235 --> 01:05:44.987
‫قلبم دچار تغییر شده و به من پشت کرده

01:05:45.320 --> 01:05:46.905
‫دیگر چیزی باقی نمانده که مرا تسلی دهد"

01:05:47.781 --> 01:05:48.866
‫یک

01:05:49.449 --> 01:05:50.742
‫دو

01:05:51.451 --> 01:05:52.452
‫سه

01:07:52.936 --> 01:07:54.804
‫قابلیتش تو تحریک کردن

01:07:54.839 --> 01:07:58.280
‫برای جوسازی شروع به کم شدن کرد

01:07:58.315 --> 01:08:01.844
‫وقتی مزه‌ی آبروریزی رفت
‫زیر زبونش دیگه بهش عادت کرد

01:08:01.879 --> 01:08:04.649
‫و خیلی‌زود تبدیل شد به یه حواس‌پرتی

01:08:04.684 --> 01:08:07.157
‫از کاری که من و بیلی انجام می‌دادیم

01:08:07.192 --> 01:08:09.522
‫با این‌حال از ارزش ترسوندن خبر داشت

01:08:09.557 --> 01:08:12.657
‫و جروبحث‌هایی که می‌کردیم صداش
‫از صدایی که می‌تونستیم بسازیم هم بیشتر بود

01:08:12.692 --> 01:08:14.758
‫بدون اون دووم می‌ارید؟

01:08:16.861 --> 01:08:20.467
‫آره

01:08:20.502 --> 01:08:25.670
‫من و بیلی همیشه
‫کارهامونو غریزی انجام می‌دادیم

01:08:25.705 --> 01:08:28.277
‫همیشه ال برای سرمایه‌گذاری درخواست می‌داد

01:08:28.312 --> 01:08:30.213
‫و همیشه می‌دونست چطوری
‫با حرف زدن کارشو در بیاره

01:08:30.248 --> 01:08:32.281
‫که همیشه بخاطرش بهش حسودیم می‌شد

01:08:32.316 --> 01:08:35.614
‫همیشه این فکرو تو
‫کله‌ام می‌کرد که اشتیاق غریزی‌ای

01:08:35.649 --> 01:08:37.748
‫که برای پختن غذای صوتی داشتم موثر نبود

01:08:37.783 --> 01:08:39.354
‫مگه اینکه یه نگرشی پشتش باشه

01:08:39.389 --> 01:08:42.225
‫یا حداقل همراه پشتیبانی ادراکی‌ای

01:08:42.260 --> 01:08:44.722
‫که ال فراهم می‌کرد باشه

01:08:44.757 --> 01:08:48.627
‫صدا همیشه منو به وجد
‫می‌اورد و...  از خود بی‌خودم می‌کرد

01:08:48.662 --> 01:08:51.465
‫ولی هیچ‌وقت نتونستم توضیح بدم که چرا

01:08:51.500 --> 01:08:56.239
‫چی باعث شد که بیای تو کار تهیه‌غذای صوتی؟

01:08:56.274 --> 01:08:58.769
‫شاید مادرم

01:08:58.804 --> 01:09:02.344
‫پدرم فقط برای خوردن
‫غذا پا تو آشپزخونه می‌ذاشت

01:09:02.379 --> 01:09:04.247
‫و دیدم که این کارش
‫چه بلایی سر مادرم آورد

01:09:04.282 --> 01:09:07.745
‫در سکوت آشپزی می‌کرد و ظرف‌هارو می‌شست

01:09:07.780 --> 01:09:11.749
‫و تظاهر به این می‌کرد که راه دیگه‌ای نیست

01:09:11.784 --> 01:09:13.454
‫و پدرم نادیده‌اش می‌گرفت

01:09:13.489 --> 01:09:16.490
‫هیچ‌وقت حتی یه‌بار در نظر
‫نگرفت که خودش می‌تونه اون راه دیگه باشه

01:09:16.525 --> 01:09:18.558
‫و بعلاوه، پدرم پول در می‌اورد

01:09:18.593 --> 01:09:20.395
‫حتی با اینکه مجبور بود آرزوها و

01:09:20.430 --> 01:09:22.892
‫بلندپروازی‌های خودشو نادیده
‫بگیره تا تو پول در آوردن پدرم همراهی کنه

01:09:22.927 --> 01:09:25.433
‫بعدها مدعی شد که
‫هیچ‌کس نباید این‌جوری زندگی کنه

01:09:25.468 --> 01:09:27.270
‫ولی...

01:09:27.305 --> 01:09:31.373
‫ولی وقتی... وقتی
‫دوست‌دختر برادرم جابجا شد خونه‌اش

01:09:31.408 --> 01:09:33.771
‫و سهم خودش از غذا پختنو انجام نمی‌داد

01:09:33.806 --> 01:09:36.510
‫مادرم ازش متنفر شد

01:09:36.545 --> 01:09:38.512
‫حسادتش بر طرزتفکرش چیره شد

01:09:38.547 --> 01:09:41.614
‫و مشخص بود مادرم انتظار داشت که

01:09:41.649 --> 01:09:44.254
‫زن‌های‌ دیگه‌هم به اندازه‌ی
‫خودش تو آشپزخونه جون بکنن

01:09:44.289 --> 01:09:46.553
‫حتی با این‌که می‌دونست این راه درستش نیست

01:09:46.588 --> 01:09:47.983
‫این کشمکش تو سرش

01:09:48.018 --> 01:09:50.359
‫بین اینکه باید خواستار
‫آزادی از اشپزخونه باشه

01:09:50.394 --> 01:09:52.328
‫یا اینکه تاییدش کنه

01:09:52.363 --> 01:09:54.891
‫به رابطه‌ی... به رابطه‌ی بردارم‌هم سرایت کرد

01:09:54.926 --> 01:09:58.334
‫و نتیجه‌اش این شد
‫که دوست‌دخترشو ول کرد

01:10:00.965 --> 01:10:03.372
‫و بعدش... بعدش مادرم
‫دوست‌دختر منو انتخاب کرد

01:10:03.407 --> 01:10:06.441
‫که از قضا ال در اومد

01:10:06.476 --> 01:10:08.641
‫و حتی از پدرم‌هم تنبل‌تر بود

01:10:11.448 --> 01:10:14.746
‫آره، من کسی بودم که تو
‫رابطه آشپزی رو انجام می‌داد

01:10:14.781 --> 01:10:16.748
‫چطور باهاش ملاقات کردی؟

01:10:16.783 --> 01:10:21.687
‫تو رستورانی که من کار
‫می‌کردم درگیر یه دعوا شد

01:10:21.722 --> 01:10:23.689
‫یه یارو چندش هی یکی
‫از همکارهامو دست‌مالی می‌کرد

01:10:23.724 --> 01:10:25.757
‫و اون پشتش در اومد

01:10:25.792 --> 01:10:30.333
‫من حس گندی داشتم که
‫نتونستم کمکی بکنم ولی... اله دیگه

01:10:30.368 --> 01:10:32.027
‫برعکس من اون... اون نترس بود

01:10:32.062 --> 01:10:33.963
‫و پشت افراد

01:10:33.998 --> 01:10:37.439
‫آسیب‌پذیر در می‌اومد
‫حتی اگه شکست می‌خورد

01:10:37.474 --> 01:10:39.375
‫پس به یارو گفت که همکارمو تنها بذاره

01:10:39.410 --> 01:10:41.839
‫و یارو مشت زد تو رحمش

01:10:41.874 --> 01:10:44.072
‫ولی اون باهاش مقابله کرد

01:10:44.107 --> 01:10:46.580
‫حتی اگه نتیجه‌اش این
‫می‌شد که این یارو و رفقای

01:10:46.615 --> 01:10:48.648
‫اراذلش رو زمین لگدمال بشه

01:10:48.683 --> 01:10:50.419
‫و بعد اون قضیه ما رفیق شدیم

01:10:50.454 --> 01:10:53.587
‫و بعد هم‌گروهی و بعدش‌هم عشاق

01:10:53.622 --> 01:10:58.724
‫فقط من... من برای یه‌نفر دیگه
‫که باهاش سکس می‌کردم ولش کردم...

01:10:58.759 --> 01:11:03.333
‫از اون به‌بعد، فقط و فقط
‫تنبیه‌های کوچیکش نصیبم شده

01:11:03.368 --> 01:11:06.402
‫- ال بهم گفت که درباره‌ی غذا پنهان‌کار هستی

01:11:08.373 --> 01:11:11.000
‫ببخشید؟

01:11:11.035 --> 01:11:15.873
‫فقط اینکه، کنجکاو بود

01:11:15.908 --> 01:11:16.973
‫منظورت چیه؟

01:11:17.008 --> 01:11:18.612
‫هیچی

01:11:18.647 --> 01:11:21.076
‫فقط...

01:11:21.111 --> 01:11:23.353
‫مهم نیست

01:11:32.751 --> 01:11:35.629
‫سالی دوبار به دیدنم می‌اومد

01:11:35.671 --> 01:11:39.383
‫حقوقش بیشتر از این کفاف همچین تنبیهات

01:11:39.424 --> 01:11:42.094
‫نامتعارفی‌رو نمی‌داد

01:11:43.637 --> 01:11:47.975
‫از اون‌جایی که مراسم ما به
‫میزان زمانی که داشتیم بستگی داشت

01:11:48.016 --> 01:11:51.478
‫روزی که برنامه می‌ریخت
‫تا منو ببینه‌رو از سرکار مرخصی می‌گرفت

01:11:52.104 --> 01:11:57.401
‫بعد از گپ‌وگفت‌های لازم، بهش
‫دستور می‌دادم که بره تو اتاق

01:11:57.442 --> 01:12:01.071
‫جایی که باید منتظر بمونه
‫تا من با لباس رسمی سر برسم

01:12:02.322 --> 01:12:05.951
‫رفتارم تغییر می‌کرد

01:12:05.993 --> 01:12:13.458
‫و به شخص متفاوتی تبدیل
‫می‌شدم که پول داده بود تا باشم

01:12:15.335 --> 01:12:20.132
‫بعد اینکه مجبورش کردم تا
‫وقتی که دلم می‌خواد پاهامو بماله

01:12:20.174 --> 01:12:22.134
‫بهش قلاده می‌بندم

01:12:22.176 --> 01:12:26.513
‫و تا یه توالت مخصوص می‌بردمش

01:12:26.555 --> 01:12:29.641
‫جایی که می‌شد سرشو لای دوتا

01:12:29.683 --> 01:12:35.272
‫دست دستبندزده شده گذاشت

01:12:36.106 --> 01:12:39.026
‫اینجوری دیگه تو مشتم بود

01:12:39.067 --> 01:12:42.196
‫و تا هروقت که دلم می‌خواست همونطور می‌موند

01:12:44.031 --> 01:12:48.202
‫صدای نزدیک شدن قدم‌هام
‫باعث می‌شد ذوق‌زده بشه

01:12:48.243 --> 01:12:53.790
‫با یه ترکیب متناقض از هیجان و ترس

01:12:53.832 --> 01:12:59.630
‫و اغلب بهم می‌گفت که اون انتظار کشیدن و تهدید

01:12:59.671 --> 01:13:03.759
‫از خود تنبیه نهایی خیلی موثرتر بود

01:13:06.178 --> 01:13:12.309
‫ادعا می‌کرد که تنها گذاشتنش تو اون جعبه

01:13:12.351 --> 01:13:17.022
‫باعث شد از شر همه‌ی استرسی که بخاطر
‫مراقبت از مادر مریضش داشت خلاص بشه

01:13:17.064 --> 01:13:19.441
‫و باعث درمان ناتوانی
‫جنسی‌ای که ازش رنج می‌برد شد

01:13:19.483 --> 01:13:22.653
‫که بخاطر مشتری‌های بی‌ادب و تحقیرآمیزی که به

01:13:22.694 --> 01:13:27.115
‫رستوران باکلاسی که توش کار
‫می‌کرد می‌اومدن اینطوری شده بود

01:13:27.991 --> 01:13:33.997
‫وقتی که درمانده تحت کنترل
‫من بود به یه آرامش درونی دست پیدا کرد

01:13:34.039 --> 01:13:38.252
‫و وقتی که بالاخره بعد چندین ساعت انتظار در

01:13:38.293 --> 01:13:42.548
‫سکوت زمان تنبیه‌اش سر می‌رسید

01:13:42.589 --> 01:13:46.510
‫متحمل عمیق‌ترین تخلیه های روانی می‌شد
‫(تخلیه‌ کردن و تصفیه هیجانات و احساسات که با صحبت
‫کردن در روانشناسی یا گاه حتی با تخلیه مدفوع فیزیکی همراهه

01:13:47.469 --> 01:13:51.223
‫معمولا اینجور چیزهارو چندش‌آور می‌دونست

01:13:51.265 --> 01:13:55.602
‫ولی وقتی روش می‌نشستم و
‫ازش بعنوان توالتم استفاده می‌کردم

01:13:55.644 --> 01:14:01.108
‫تمامیت وجودش از خودبی‌خود
‫می‌شد و پا به جایی ورای خلسه می‌ذاشت

01:14:02.150 --> 01:14:06.488
‫اون همچین مراسماتی
‫رو نزدیک با دین می‌دونست

01:14:06.530 --> 01:14:10.367
‫انگار که چیزی که از بدن من بیرون می‌اد

01:14:10.409 --> 01:14:13.704
‫نوعی عشای ربانیه

01:14:14.746 --> 01:14:18.625
‫لحظاتی بعد از ارگاسم خودکرده‌اش

01:14:18.667 --> 01:14:21.503
‫کار کوچکی بود که باید از پسش برمی‌اومد

01:14:21.545 --> 01:14:25.966
‫اون‌هم زمانی بود که می‌فهمید چقدر
‫بهش کثافت مالیده شده که باید پاکش کنه

01:14:26.008 --> 01:14:30.053
‫ولی اینجور مراسمات همیشه با یه نوشته‌ی مهرآمیز

01:14:30.095 --> 01:14:35.100
‫و چند جمله درباره‌ی وضعیت گل های
‫داودی روی بالکن موقع رفتنش، تموم می‌شد

01:14:37.060 --> 01:14:39.605
‫خیلی ترسیده بودم که کولونوسکوپی رو انجام بدم

01:14:39.855 --> 01:14:43.650
‫ولی با اجرای ال و اون مدفوع انجامش برام راحت‌تر شد

01:14:43.942 --> 01:14:46.361
‫که خیلی از تماشاچی‌هارو شوکه کرد

01:14:46.403 --> 01:14:50.449
‫و هیچکدوم از تماشاچی‌ها جرات نکردن
‫برای فعالیت‌های جنسی برن پشت‌صحنه

01:14:51.742 --> 01:14:55.495
‫دیگه زیر بار فرایند درمانی رفتن جلوی تماشاچی

01:14:55.537 --> 01:14:57.748
‫روی همچین صحنه‌ای فرقی نمی‌کرد

01:14:58.373 --> 01:15:01.627
‫همه چیز کم‌کم تار می‌شد

01:16:06.066 --> 01:16:09.194
‫دستیار فنی ویم گزارش ال رو به جن استیونز داد

01:16:09.236 --> 01:16:10.445
‫بخاطر فریب دادن تماشاچی‌ها

01:16:10.487 --> 01:16:12.614
‫چون به جای مدفوع من از
‫خامه شکلاتی استفاده کرده بود

01:16:12.656 --> 01:16:16.493
‫که بعدتر اعتماد بین‌شون رو خدشه دار کرد

01:16:16.535 --> 01:16:18.662
‫اگرچه، مهم‌تر از اون

01:16:18.704 --> 01:16:21.373
‫اعضای گروه داشتن برعلیه خودشون می‌شدن

01:16:21.623 --> 01:16:26.295
‫و تمام کاری که از دست من بر می‌اومد مستند
‫کردن وقایع بود، کاری که براش استخدام شدم

01:16:27.462 --> 01:16:30.174
‫دومین اقدام به کولونسکوپی حتمی بود

01:16:30.215 --> 01:16:34.303
‫که طبیعتا ال می‌خواست
‫تبدیلش کنه به یه نمایش

01:16:34.761 --> 01:16:38.640
‫اینکه چرا با نقشه‌هاش
‫همراه شدم خودم‌هم نمی‌دونم

01:16:39.141 --> 01:16:41.185
‫اون قانعم کرد؟

01:16:41.226 --> 01:16:43.312
‫بالاخره فرصت مشارکت تو خلق یه اثر

01:16:43.353 --> 01:16:45.314
‫هنری ماندگار داشتم؟

01:16:45.898 --> 01:16:49.401
‫یا فقط بخاطر بیچارگی و ناتوانی‌ام

01:16:49.776 --> 01:16:51.361
‫تو نه گفتن به بقیه‌ست؟

01:17:11.329 --> 01:17:13.065
‫چی شده؟

01:17:13.100 --> 01:17:15.738
‫مانگرو اسنک‌ها

01:17:15.773 --> 01:17:17.168
‫شبیه یکی از سازه‌های توئه

01:17:17.203 --> 01:17:18.741
‫بایدهم اینو بگی

01:17:18.776 --> 01:17:20.072
‫- ولی جدی، می‌تونیم از این استفاده کنیم

01:17:20.107 --> 01:17:21.403
‫ولی این یه تراپینه

01:17:21.438 --> 01:17:23.471
‫از کی تاحالا با گوشت کار می‌کنیم؟

01:17:23.506 --> 01:17:26.980
‫همیشه با میوه، سبزیجات،
‫آجیل و دونه‌ها کار می‌کردیم

01:17:27.015 --> 01:17:29.279
‫تخم‌مرغو یادت نره بیلی

01:17:29.314 --> 01:17:31.182
‫هیچ‌وقت نمی‌ذاری بیخیال اون بشم نه؟

01:17:31.217 --> 01:17:32.755
‫خودت پیش همه اعلام کردی

01:17:32.790 --> 01:17:35.219
‫که درگیر با فتیش تخم‌مرغ هستی

01:17:35.254 --> 01:17:37.386
‫فتیش نیست!

01:17:37.421 --> 01:17:40.829
‫پس رویابافی درباره‌ی تخم گذاشتن کارکن هتل
‫(ترجمه‌ی دقیق‌تر می‌شه داشتن رویاها یا خواب‌هایی که بعد دیدن فراموش می‌شن که کنایه به زودگذر بودن احساساتش داره)

01:17:40.864 --> 01:17:42.193
‫فتیش نیست؟

01:17:42.228 --> 01:17:44.129
‫از نگاه جنسی به یونیفورم دختر بیچاره

01:17:44.164 --> 01:17:46.164
‫هم که چیزی نگم

01:17:50.104 --> 01:17:51.136
‫این دیگه واسه چی بود؟

01:17:51.171 --> 01:17:52.775
‫تمومش کنید، همه‌اتون!

01:17:52.810 --> 01:17:54.337
‫جن استیونز

01:17:54.372 --> 01:17:57.076
‫مانگرو اسنک‌ها دوباره بهمون یه سری زدن

01:17:57.111 --> 01:17:58.440
‫به نیروی انتظامی زنگ زدم

01:17:58.475 --> 01:18:00.013
‫به‌زودی می‌ان و اثرانگشت‌ می‌گیرین

01:18:00.048 --> 01:18:02.884
‫کسی به چیزی دست نزنه

01:18:02.919 --> 01:18:06.382
‫و هر تجهیزاتی که اینجا باقی
‫گذاشته شده باید بازرسی بشه

01:18:06.417 --> 01:18:08.923
‫چرا ینگستر وسایلو جمع نکرد؟

01:18:08.958 --> 01:18:10.760
‫شغلشه

01:18:10.795 --> 01:18:13.290
‫دستیار فنی ویم خدمتکار تو نیست

01:18:13.325 --> 01:18:15.424
‫کاری از دستش برمی‌اد انجام می‌ده

01:18:15.459 --> 01:18:19.461
‫ولی هرچی که اینجا باقی‌
‫مونده باید ازش اثرانگشت گرفته بشه...

01:18:19.496 --> 01:18:22.838
‫شامل...

01:18:22.873 --> 01:18:24.367
‫این

01:18:26.371 --> 01:18:27.876
‫این‌ها زیر سر توئه

01:18:27.911 --> 01:18:29.438
‫مزخرف نگو

01:18:29.473 --> 01:18:31.242
‫چه فرصت خوبی گیر تو اومد

01:18:31.277 --> 01:18:33.442
‫بدون فلنجر هم می‌تونیم کارو پیش ببریم

01:18:33.477 --> 01:18:35.279
‫با هم هم‌دستید

01:18:35.314 --> 01:18:37.248
‫این یه دسیسه‌ست

01:18:37.283 --> 01:18:39.019
‫مجبوریم روند کارهارو متوقف کنیم

01:18:39.054 --> 01:18:41.318
‫تا وقتی که مقامات دستور ادامه بدن

01:18:41.353 --> 01:18:43.826
‫یه‌خورده استراحت کن
‫حالت بهتر می‌شه

01:18:43.861 --> 01:18:45.355
‫شاید بهتر باشه این نکته که

01:18:45.390 --> 01:18:48.259
‫ما هنوز منتظریم که یه اسم
‫برای گروه انتخاب کنی هم درنظر بگیری

01:18:48.294 --> 01:18:50.393
‫ال و زخم‌های معده

01:18:52.232 --> 01:18:55.134
‫می‌بینی همیشه منو دست کم می‌گیرن

01:18:55.169 --> 01:18:57.807
‫انتخاب آخرته؟

01:18:57.842 --> 01:18:59.567
‫آره

01:18:59.602 --> 01:19:02.009
‫نمی‌دونم، شاید

01:19:02.044 --> 01:19:05.243
‫خیلی‌خب، بیشتر روش فکر کن پس

01:19:05.278 --> 01:19:07.146
‫ولی عجله کن...

01:19:07.181 --> 01:19:09.786
‫مگه اینکه بخوای خودم یه اسم براتون بذارم

01:20:12.576 --> 01:20:14.312
‫می‌دونی

01:20:14.347 --> 01:20:16.446
‫وقتی این اقامت تموم بشه...

01:20:18.450 --> 01:20:21.957
‫تو هنوز اون کاتالوگ‌تو داری

01:20:21.992 --> 01:20:23.486
‫آره

01:20:26.095 --> 01:20:28.326
‫منطقی‌تر نیست که قدر چیزایی رو بدونی

01:20:28.361 --> 01:20:30.427
‫که شاید دیگه نداشته باشی؟

01:20:36.303 --> 01:20:38.105
‫چیه؟

01:20:38.140 --> 01:20:41.042
‫عشق‌و‌حال‌اتو کردی و
‫حالا برگشتی سراغ کاتالوگ مسخره‌ات!

01:20:43.211 --> 01:20:44.639
‫نمی‌دونستم رابطه‌امون جدیه

01:20:44.674 --> 01:20:46.509
‫جدی نیست

01:20:46.544 --> 01:20:48.148
‫ولی یه چیزی‌هم بین جدی

01:20:48.183 --> 01:20:51.085
‫و به‌کل نادیده گرفته شدن وجود داره

01:20:51.120 --> 01:20:54.385
‫فقط دنبال یه‌خورده
‫مهربونی‌ام، یا خواسته‌ی زیادیه؟

01:20:59.656 --> 01:21:02.327
‫چرا تو...

01:21:02.362 --> 01:21:05.066
‫می‌دونی...

01:21:05.101 --> 01:21:07.068
‫چرا من چی؟

01:21:07.103 --> 01:21:09.972
‫چرا دنبال من افتادی؟

01:21:10.007 --> 01:21:12.667
‫خودت فکر می‌کنی چرا؟

01:21:12.702 --> 01:21:14.405
‫چون ازت خوشم می‌اومد

01:21:17.113 --> 01:21:18.607
‫بخاطر این قضیه‌ی فلنجر بود؟

01:21:18.642 --> 01:21:20.983
‫قضیه‌ای نیست

01:21:21.018 --> 01:21:22.281
‫پس حتی اگه فلنجرو نگه داریم

01:21:22.316 --> 01:21:24.085
‫بازم می‌ذاری باهات هم‌خواب بشم؟

01:21:24.120 --> 01:21:26.252
‫البته

01:21:26.287 --> 01:21:27.453
‫حتی دوتا فلنجر

01:21:29.290 --> 01:21:32.995
‫بعد اینکه اقامت تموم شد
‫می‌ذاری باهات هم‌خواب بشم؟

01:21:33.030 --> 01:21:36.493
‫آره

01:21:36.528 --> 01:21:38.231
‫مشکل چیه؟

01:21:41.269 --> 01:21:43.500
‫اگه بخوای می‌تونیم حلش کنیم

01:21:45.735 --> 01:21:48.505
‫نمی‌دونم

01:21:48.540 --> 01:21:51.541
‫فقط دارم حس

01:21:51.576 --> 01:21:54.379
‫سنگینی پیدا می‌کنم... می‌دونی؟

01:21:54.414 --> 01:21:55.611
‫ببین اگه درباره‌ی فلنجره

01:21:55.646 --> 01:21:57.250
‫می‌تونیم بحثشو بذاریم یه گوشه

01:21:57.285 --> 01:21:59.648
‫درباره‌ی فلنجر نیست

01:21:59.683 --> 01:22:02.684
‫خب، نمی‌دونم، فلنجر باعث شد تو فکر برم

01:22:02.719 --> 01:22:04.653
‫چه فکری؟

01:22:04.688 --> 01:22:07.062
‫قراره یه تور داشته باشیم و...

01:22:07.097 --> 01:22:10.626
‫کشورهای دیگه هم بری می‌تونم عاشقت باشم

01:22:10.661 --> 01:22:15.169
‫ببین من ازت خوشم میاد جن...

01:22:15.204 --> 01:22:18.238
‫اما...

01:22:18.273 --> 01:22:21.571
‫خب، تمومه پس؟

01:22:21.606 --> 01:22:24.409
‫می‌تونیم تو یکی از
‫سکس‌های گروهی باهم بخوابیم

01:22:26.743 --> 01:22:30.514
‫واقعا پیشنهاد مفیدی بود بیلی

01:22:34.124 --> 01:22:35.288
‫خب، دیگه احتمالا بهتره برم

01:22:35.323 --> 01:22:37.191
‫اون‌ها همین الانش‌هم سوال‌پیچم می‌کنن

01:22:37.226 --> 01:22:39.556
‫یه چیزیو می‌دونی بیلی؟

01:22:39.591 --> 01:22:41.492
‫تو تمام سال‌های کارم

01:22:41.527 --> 01:22:45.166
‫همیشه فاصله‌امو حفظ کردم

01:22:45.201 --> 01:22:47.168
‫اهمیتی نداشت که
‫چقدر مجذوب یه نفر شدن

01:22:47.203 --> 01:22:49.170
‫یا تو این اتاق چقدر تنها می‌شدم

01:22:49.205 --> 01:22:52.470
‫همیشه حرفه‌ای باقی می‌موندم

01:22:52.505 --> 01:22:54.802
‫تو اولین کسی بودی که تا این حد

01:22:54.837 --> 01:22:59.081
‫تحریکم کردی که نتونستم جلوی خودمو بگیرم

01:22:59.116 --> 01:23:00.775
‫واقعا دلم نمی‌خواست
‫از اون آدم‌هایی باشم که از

01:23:00.810 --> 01:23:02.678
‫جایگاه‌شون برای
‫اغفال یه نفر استفاده می‌کنن

01:23:02.713 --> 01:23:05.054
‫و متاسفم

01:23:05.089 --> 01:23:06.616
‫واقعا متاسفم

01:23:10.358 --> 01:23:13.128
‫نمی‌تونیم یه‌جوری باهم حلش کنیم؟

01:23:18.498 --> 01:23:22.368
‫گاهی اوقات عشق می‌تونه با ترک کردن...

01:23:22.403 --> 01:23:23.699
‫یه نفر معنی بیشتری پیدا کنه

01:23:26.374 --> 01:23:28.143
‫کاتالوگو نه!

01:23:28.178 --> 01:23:30.673
‫نه! نرو، بیلی! نه!

01:23:30.708 --> 01:23:34.149
‫بیلی من بهت نیاز دارم! بمون!

01:23:34.184 --> 01:23:35.381
‫نه نرو بیلی!

01:23:35.416 --> 01:23:37.647
‫خواهش می‌کنم بمون!
‫من بهت نیاز دارم!

01:23:37.682 --> 01:23:39.451
‫خواهش می‌کنم، بیلی!

01:23:39.486 --> 01:23:43.158
‫بخاطر فلنجر نبود قسم می‌خورم!

01:23:43.193 --> 01:23:45.325
‫بخاطر فلنجر نبود

01:24:29.778 --> 01:24:33.907
‫دوباره پودر مسهلو خوردم
‫و ایندفعه دیگه راه برگشتی

01:24:33.949 --> 01:24:35.367
‫از معاینه‌ی روده‌ی بزرگ نبود

01:24:36.118 --> 01:24:38.120
‫از اونجایی که دکتر گلاک اجراکننده بود

01:24:38.412 --> 01:24:41.623
‫لمینا و بیلی به ال اجازه
‫دادن تا بهشون اضافه بشه

01:24:41.665 --> 01:24:43.417
‫و تا وقتی که دستگاه اکولایزر گرافیکی
‫(بطور کلی اکولایزر دستگاهیه که فرکانس خاصی رو در
‫سیگنال صوتی کاهش یا افزایش میده و نوع گرافیکیش انعطاف پذیری و کنترل بیشتری داره)

01:24:43.458 --> 01:24:45.085
‫به برق وصل نیست باهاش بازی کنه

01:24:45.794 --> 01:24:48.297
‫ال هم مجذوب پتانسیل صوتی

01:24:48.338 --> 01:24:52.801
‫و هم پتانسیل اجرایی شکمم شده بود

01:24:53.552 --> 01:24:57.347
‫ولی لخت شدن جلوی
‫تماشاچی‌ یه اشتباه بود

01:24:57.890 --> 01:25:01.476
‫چیزی تا این حد خصوصی قربانی هنر شد

01:26:07.502 --> 01:26:09.205
‫استونز...

01:26:11.033 --> 01:26:14.001
‫استونز... حالت خوبه؟

01:26:14.036 --> 01:26:15.739
‫- تنهام بذار

01:26:34.397 --> 01:26:37.827
‫خبری از فلنجر نشد؟

01:26:37.862 --> 01:26:39.829
‫نمی‌دونم

01:26:39.864 --> 01:26:43.305
‫این چیزها زمان می‌برن

01:26:43.340 --> 01:26:45.934
‫از قصد انجامش داد

01:26:45.969 --> 01:26:49.003
‫بیخیال، جدی فکر می‌کنی کل
‫ماجرارو خودش ترتیب داده بود؟

01:26:51.447 --> 01:26:53.381
‫برای منفعت خودش انجامش داد

01:26:56.320 --> 01:26:59.717
‫صفحه اجاق گازو برای
‫شناسایی اثرانگشت نبرد

01:26:59.752 --> 01:27:02.522
‫اما فلنجرو برد

01:27:02.557 --> 01:27:04.018
‫خب تو می‌گی چیکار کنیم؟

01:27:18.001 --> 01:27:19.671
‫- تمومش کن. هیش

01:27:19.706 --> 01:27:21.409
‫- باشه خیلی‌خب

01:27:45.732 --> 01:27:47.402
‫- هیش

01:30:52.721 --> 01:30:54.248
‫جن استیونز

01:31:05.668 --> 01:31:07.800
‫- پس همنطور که کنترل بیلی رو

01:31:07.835 --> 01:31:10.968
‫داره کنترل پلیس هم داره

01:31:11.003 --> 01:31:12.805
‫می‌تونستم بهت بگم که

01:31:12.840 --> 01:31:14.972
‫یه آلت عمرا برای همچین آدمی کفایت کنه

01:31:15.007 --> 01:31:17.711
‫- ناراحتی که خودت دعوت نشدی؟
‫- نه

01:31:17.746 --> 01:31:19.581
‫- هرشب باید خود واقعی‌تو نشون بدی

01:31:19.616 --> 01:31:21.649
‫هرجایی که باشه

01:31:21.684 --> 01:31:25.851
‫ولی انجام دادنش با یه
‫کارفرما بدترین روسیاهی‌ته

01:31:25.886 --> 01:31:28.821
‫تو درست‌بشو نیستی بیلی روبین
‫(تشابه اسمی شخصیت با ماده‌ی دفعی از صفرا
‫که حاصل نابودی گلبول‌های قرمزه و علت رنگ زرد ادراره

01:31:28.856 --> 01:31:31.725
‫اقامتمونو با اون دودول
‫مسخره‌ات به خطر انداختی
‫(به معنای کسی که نمی‌تونه راست کنه هم هست)

01:31:31.760 --> 01:31:34.563
‫خودت به خطرش انداختی با از اونای مسخره‌ات...

01:31:34.598 --> 01:31:36.961
‫- از اونای چی؟

01:31:36.996 --> 01:31:39.667
‫می‌بینی؟ حتی نمی‌تونی بگی حق بامنه

01:31:39.702 --> 01:31:40.998
‫صبر کن تا خاطرات‌امو بنویسم

01:31:41.033 --> 01:31:43.902
‫دوباره منو تهدید می‌کنی

01:31:43.937 --> 01:31:45.871
‫حتما بنویسشون

01:31:45.906 --> 01:31:47.939
‫- می‌نویسم
‫-- باشه. خوبه

01:31:47.974 --> 01:31:49.270
‫فقط یادت نره که درباره‌ی

01:31:49.305 --> 01:31:51.008
‫اون کالباس گوشت گاو مسخره‌ای
‫که زیر تختت قایم کردی هم بنویسی

01:31:51.043 --> 01:31:53.274
‫- تمومش کنین

01:31:53.309 --> 01:31:55.980
‫با وجود تمام بحث‌هایی که بعنوان یه گروه داریم

01:31:56.015 --> 01:31:57.652
‫تنها چیزی که مارو متحد نگه می‌داره

01:31:57.687 --> 01:32:00.281
‫جست‌و‌حو برای تخلیه‌‌ی روانی بود
‫(پاکسازی روان ، تصفیه و تطهیر)

01:32:00.316 --> 01:32:04.186
‫شاید سر تعریفمون از
‫تخلیه‌ی روانی اختلاف داشتیم

01:32:04.221 --> 01:32:09.257
‫ولی همه‌مون یه چیز مخفی
‫داشتیم که نیاز به پاکسازی داشته باشه

01:32:09.292 --> 01:32:12.667
‫- و می‌شه بپرسم تو چی رو پنهان می‌کردی؟

01:32:14.869 --> 01:32:16.605
‫فقط یه‌سری ‌چیزها

01:32:16.640 --> 01:32:17.870
‫می‌شه بازش کنی؟

01:32:17.905 --> 01:32:19.234
‫دونستن پلیدی‌های ما

01:32:19.269 --> 01:32:22.237
‫توی چیزهایی که می‌شنوی تغییری ایجاد می‌کنه؟

01:32:22.272 --> 01:32:25.009
‫فقط اینکه ال خیلی راحت
‫درباره‌ی واسه خودش صحبت کرد

01:32:27.849 --> 01:32:31.246
‫نه اونقدری راحت که دوست
‫داری پیش خودت فکر کنی

01:32:31.281 --> 01:32:32.885
‫من خانم لیندنسن رو می‌شناسم

01:32:32.920 --> 01:32:34.656
‫می‌دونم که واقعا چه اتفاقی افتاد

01:32:36.660 --> 01:32:39.892
‫تنها کسی که موقع دست
‫دادن شوک انافیلاکتیک بهش خندید

01:32:39.927 --> 01:32:41.993
‫خود ال بود

01:32:42.028 --> 01:32:45.898
‫یه قیافه‌ی خنده‌دار و صورت
‫پف‌کرده، درست مثل فیلم‌ها

01:32:45.933 --> 01:32:50.001
‫ولی مطمئنا نمی‌دونست که اون قراره بمیره نه؟

01:32:50.036 --> 01:32:52.905
‫با اینحال بازم خندید
‫تا اینکه دیگه زیادی دیر شد

01:32:52.940 --> 01:32:54.203
‫ولی یه دختر کوچولو بود

01:32:54.238 --> 01:32:56.040
‫ولی الان بزرگ شده

01:32:56.075 --> 01:32:59.747
‫و هنوزهم نمی‌تونه با خودش مواجه بشه

01:32:59.782 --> 01:33:02.145
‫واسه‌ی ال بازسازی گذشته ترای اینکه

01:33:02.180 --> 01:33:05.148
‫مردم باهاش همدردی کنن راحت‌تر از اینه که

01:33:05.183 --> 01:33:09.317
‫با عذاب وجدانش روبه رو بشه
‫و خطر عصبانیت مردم رو به جون بخره

01:33:09.352 --> 01:33:11.352
‫پدر ال توی جشن بود

01:33:11.387 --> 01:33:14.795
‫به‌خاطر خندیدنش محکم زد تو گوشش

01:33:14.830 --> 01:33:18.359
‫پس بله این تراژدی روش تاثیر گذاشت

01:33:18.394 --> 01:33:20.801
‫اما نه اونطوری که دوست داره تو باور کنی

01:33:36.313 --> 01:33:39.985
‫شما در فروشگاه‌ها هستید

01:33:40.020 --> 01:33:43.318
‫توی راهروها گم شدید

01:33:43.353 --> 01:33:45.155
‫هی این‌ور و اون‌ور

01:33:45.190 --> 01:33:47.960
‫هی این‌ور و اون‌ور

01:33:47.995 --> 01:33:51.359
‫یه فکری ذهنتونو مشغول کرده

01:33:51.394 --> 01:33:54.131
‫می‌تونه بخاطر نبود گتا د مناژ باشه
‫(نوعی کیک خانگی و ساده‌ی فرانسوی)

01:33:54.166 --> 01:33:58.036
‫که نمی‌ذاره درست فکر کنید؟

01:33:58.071 --> 01:33:59.939
‫یا دیدن دن

01:33:59.974 --> 01:34:01.842
‫کارگر شیفت صبح پر کردن اجناس فروشگاه

01:34:01.877 --> 01:34:03.943
‫که داره از شیفتش برمی‌گرده و به دنبال

01:34:03.978 --> 01:34:06.814
‫یه مشروب شارتغز گیاهی مرموزه
‫(مشروبی که در قرن 18 ساخته
‫شده و نقل هست که اکسیر حیاته)

01:34:10.347 --> 01:34:13.887
‫یا بخاطر چیز دیگه‌ایه؟

01:34:13.922 --> 01:34:16.252
‫یه کیک از گذشته‌تون
‫که هیچوقت تنهاتون نمی‌ذاره

01:34:16.287 --> 01:34:20.091
‫و به دنبال شما در فروشگاه‌ها می‌اد

01:34:20.126 --> 01:34:22.192
‫واقعا امیدوارم این یکی نباشه

01:34:50.387 --> 01:34:52.926
‫احساس خستگی می‌کنید ولی تا وقتی

01:34:52.961 --> 01:34:54.455
‫خرید نکردید نمی‌تونید بیرون برید

01:34:54.490 --> 01:34:57.997
‫مشتری‌های دیگه دوروبرت
‫شروع به غش کردن می‌کنن

01:34:58.032 --> 01:35:01.066
‫دونه... به دونه

01:35:01.101 --> 01:35:03.904
‫بهش می‌گن بیماری اختلال خرده‌فروشی

01:35:03.939 --> 01:35:06.038
‫و دونه به دونه

01:35:06.073 --> 01:35:08.810
‫همگی در برابرش سر فرود می‌ارید

01:35:52.961 --> 01:35:56.590
‫آخرین گشت‌شون تو فروشگاه
‫بود و شاید برای من‌هم همینطور

01:35:59.676 --> 01:36:03.055
‫قرارملاقاتم با دکتر گلاک ساعت 9 صبح بود

01:36:03.305 --> 01:36:08.310
‫تشخیصی که ازش
‫می‌ترسیدم از ذهنم بیرون نمی‌رفت

01:36:09.311 --> 01:36:13.982
‫شاید باید از همچین شب هایی لذت برد

01:36:14.024 --> 01:36:16.401
‫محض اینکه شاید آخرین شب‌هام باشن

01:36:17.408 --> 01:36:19.078
‫- خب...

01:36:19.113 --> 01:36:20.816
‫نتایج آزمایشت اومد

01:36:23.249 --> 01:36:24.952
‫و...

01:36:27.484 --> 01:36:29.484
‫چطوری بگم؟

01:36:35.393 --> 01:36:38.130
‫تو بیماری...

01:36:47.009 --> 01:36:48.536
‫صیر کن

01:36:48.571 --> 01:36:50.043
‫فکر کنم یه چیزی خونه جا گذاشتم

01:36:50.078 --> 01:36:51.572
‫مطمئن بودم اور...

01:36:51.607 --> 01:36:54.542
‫مطمئنم کنار در ورودی که بودم...

01:36:54.577 --> 01:36:57.446
‫من چی دارم؟

01:36:57.481 --> 01:37:01.153
‫می‌خواستم بهت بگم

01:37:01.188 --> 01:37:02.957
‫بهم بگو چی دارم؟

01:37:02.992 --> 01:37:04.552
‫بیماری سلیاک

01:37:04.587 --> 01:37:07.863
‫- چی؟
‫- بیماری سلیاک

01:37:08.624 --> 01:37:10.030
‫چیز خاضی نیست

01:37:10.065 --> 01:37:13.033
‫وضع پرزهای روده‌ات داغونه ولی زنده می‌مونی

01:37:13.068 --> 01:37:14.628
‫چی هست؟

01:37:14.663 --> 01:37:18.170
‫یه بیماری خودایمنی...
‫(زمانی اتفاق می‌افتد که سیستم
‫ایمنی بدن به سلول‌های خودی حمله می‌کنند)

01:37:18.205 --> 01:37:19.270
‫ولم کن

01:37:19.305 --> 01:37:20.568
‫حرف بزن

01:37:20.603 --> 01:37:22.944
‫چی باید بخورم؟

01:37:22.979 --> 01:37:26.112
‫لازم نیست چیزی بخوری

01:37:26.147 --> 01:37:27.476
‫گلوتن نخور

01:37:27.511 --> 01:37:30.083
‫گلوتن نخوری مشکلی برات پیش نمی‌اد

01:37:30.118 --> 01:37:31.645
‫بیشتر بگو

01:37:31.680 --> 01:37:33.383
‫تو گندمه

01:37:33.418 --> 01:37:36.188
‫نون، پاستا

01:37:36.223 --> 01:37:39.026
‫آبجو، شیرینی نخور

01:37:39.061 --> 01:37:40.929
‫و همینطور پودینگ کریسمس

01:37:40.964 --> 01:37:42.656
‫چی؟

01:37:42.691 --> 01:37:44.526
‫پودینگ کریسمس

01:37:47.743 --> 01:37:50.370
‫رژیم غذایی‌ام تغییر وحشتناکی کرد

01:37:50.412 --> 01:37:54.875
‫حتی تو غذاهایی که نباید باشه هم

01:37:55.250 --> 01:37:57.878
‫گلوتن بود، بخاطر دگرآلودگی
‫(آلوده شدن غیرعمدی چیز
‫دیگه‌ای توسط مادۀ آلودۀ اصلی)

01:37:58.253 --> 01:38:04.760
‫و بعد جنبه‌ی اجتماعی رژیم
‫بود که هیچکس بهم درباره‌اش هشدار نداده بود

01:38:05.719 --> 01:38:08.514
‫یه‌جوری نگاه کردن و چشم‌غره رفتن

01:38:08.555 --> 01:38:13.477
‫از مردمی که فکر می‌کردن
‫دارم زیادی بزرگش می‌کنم یا مدپرستم

01:38:14.436 --> 01:38:19.358
‫همچنین باید با گارسون هایی که
‫حس می‌کردن یه جای کارشونو درست

01:38:19.399 --> 01:38:21.652
‫انجام ندادنو جبهه می‌گرفتن سروکله می‌زدم

01:38:21.693 --> 01:38:24.988
‫وقتی که ازشون درباره‌ی دگرآلودگی می‌پرسیدم

01:38:26.406 --> 01:38:33.539
‫اگرچه تغییر رژیم غذایی‌ام
‫زندگی‌امو به حالت عادی برگردوند

01:38:34.540 --> 01:38:38.710
‫و بالاخره تو مسیر برگشتن
‫دوباره‌ی حس تندرستی‌م بودم

01:38:39.253 --> 01:38:41.255
‫برای افتتاح تشخیص داده شدن بیماری‌ام

01:38:41.588 --> 01:38:45.008
‫جن استیونز اعلام کرد که در
‫این روز لباس‌های خودمانی‌تری بپوشین

01:38:46.635 --> 01:38:47.928
‫- جین

01:39:09.679 --> 01:39:11.987
‫گور بابای این

01:39:14.288 --> 01:39:18.026
‫دیگه زیادی خسته‌ای که اسممو بگی؟

01:39:18.061 --> 01:39:20.556
‫چی می‌خوای؟

01:39:20.591 --> 01:39:23.163
‫یه پیشنهاد صلح

01:39:23.198 --> 01:39:26.562
‫پس رفقای پلیس‌ت
‫اثرانگشتی پیدا نکردن

01:39:26.597 --> 01:39:28.366
‫- اینطور که پیداست نه

01:39:28.401 --> 01:39:33.173
‫و فکر کردم که دوست
‫داری برای اجرای آخر پسش بگیری

01:39:33.208 --> 01:39:36.176
‫پس داری به ما اجازه می‌دی
‫که از فلنجر خودمون استفاده کنیم؟

01:39:36.211 --> 01:39:37.705
‫فقط همینجا می‌ذارمش

01:39:40.116 --> 01:39:42.281
‫تصمیمش با خودت که ازش استفاده می‌کنی یا نه

01:39:44.780 --> 01:39:47.418
‫نظر من درباره‌ی پیشنهاد صلحت اینه
‫(استفاده از تشابه آوایی کلمات صلح و شاش در انگلیسی)

01:39:56.759 --> 01:39:58.495
‫به چی می‌خندید؟

01:40:06.241 --> 01:40:08.241
‫چشم‌انداز انجام دادن سخنرانی بعدشام

01:40:08.276 --> 01:40:10.078
‫تا حدی اضطراب‌آوره

01:40:10.113 --> 01:40:13.444
‫بعضی از افراد از این ایده لذت
‫می‌برن که تماشاچی تحت نفوذ

01:40:13.479 --> 01:40:16.810
‫حتی ناچیزترین فرایندهای فکریشون قرار داشته باشن

01:40:16.845 --> 01:40:18.746
‫ولی باقی ما علاقه ی
‫زیادی به ارتباط برقرار کردن

01:40:18.781 --> 01:40:20.418
‫با دنیا نداریم

01:40:20.453 --> 01:40:23.322
‫و به زحمت این‌کارو می‌کنیم

01:40:23.357 --> 01:40:26.424
‫اعتراف می‌کنم که
‫انجام این‌کار اجباریه

01:40:26.459 --> 01:40:28.624
‫ولی نمی‌تونم تظاهر
‫کنم که انجامش برام راحته

01:40:28.659 --> 01:40:30.098
‫راستشو بگم

01:40:30.133 --> 01:40:32.232
‫ازش بشدت متنفرم

01:40:32.267 --> 01:40:33.563
‫متاسفم

01:40:33.598 --> 01:40:35.268
‫لمینا اگه تا این حد حس می‌کنی معذبی

01:40:35.303 --> 01:40:36.566
‫می‌تونیم از کل ماجرا صرف‌نظر کنیم

01:40:36.601 --> 01:40:39.503
‫- هر بهونه‌ای می‌اره که شونه خالی کنه
‫- نه، نه

01:40:39.538 --> 01:40:41.406
‫می‌تونم انجامش بدم

01:40:41.441 --> 01:40:43.474
‫و ادامه می‌دم

01:40:43.509 --> 01:40:47.247
‫با راهنماهای مختلفی درباره‌ی
‫سخنرانی بعدشام مشورت کردم

01:40:47.282 --> 01:40:51.119
‫و الان آماده‌ام تا این خبر هیجان‌انگیزو بدم که

01:40:51.154 --> 01:40:55.156
‫بعد از تموم شدن این دوره اقامت قراره

01:40:55.191 --> 01:40:56.718
‫از گروه جدا بشم

01:40:57.490 --> 01:40:59.556
‫- چی؟

01:41:01.824 --> 01:41:03.164
‫حرفمو باور نمی‌کنی؟

01:41:03.199 --> 01:41:04.594
‫می‌خوای چی‌کار کنی؟

01:41:04.629 --> 01:41:06.695
‫وقتی هفاستئوس از المپ سقوط...
‫(خدای آتش و آهنگری و فلز)

01:41:06.730 --> 01:41:08.433
‫تو حرف نزن، تو حرف نزن

01:41:08.468 --> 01:41:11.502
‫الان دیگه بین این همه چیز
‫حوصله‌ی اشاره‌های فرامتنی و چاخانت

01:41:11.537 --> 01:41:15.176
‫به یونان باستان و حرف‌های
‫روشنفکرانه و خودبرتربینانه‌ی تو‌ رو ندارم

01:41:15.211 --> 01:41:17.409
‫کلی کار هست که می‌تونم انجام بدم ال عزیزم

01:41:17.444 --> 01:41:19.774
‫تا وقتی که لازم نباشه نزدیک تو باشم

01:41:19.809 --> 01:41:23.283
‫اصلا راستش می‌خوام تکی کار کنم

01:41:23.318 --> 01:41:24.911
‫- بدون من جواب نمی‌ده

01:41:24.946 --> 01:41:26.319
‫خودت‌هم اینو می‌دونی

01:41:26.354 --> 01:41:29.157
‫نه صدایی، نه ایده‌ای، نه الهامی

01:41:29.192 --> 01:41:31.291
‫تکنیک بدون الهام؟ نه

01:41:31.326 --> 01:41:32.787
‫چون تو فکر کردی کار تو بدون من جواب می‌ده؟

01:41:32.822 --> 01:41:34.360
‫- مم-همم
‫- تو حتی تا همین

01:41:34.395 --> 01:41:36.230
‫چند روز پیش نمی‌دونستی یه فلنجر چیه

01:41:36.265 --> 01:41:39.332
‫فقط بمون. می‌تونیم...
‫می‌تونیم با همدیگه حلش کنیم.

01:41:39.367 --> 01:41:41.169
‫اگه بخوای تو هم می‌تونی با من بیای

01:41:41.204 --> 01:41:42.698
‫بیلی نه

01:41:42.733 --> 01:41:45.305
‫خب اگه لمینا بره که دیگه نمی‌مونم من

01:41:50.213 --> 01:41:51.839
‫- این‌ها همه‌اش زیر سر توئه
‫- من اصلا خبر...

01:42:00.685 --> 01:42:01.915
‫پس حالا شد تقصیر من؟

01:42:01.950 --> 01:42:03.488
‫من همچین چیزی نگفتم

01:42:03.523 --> 01:42:05.325
‫لازم نیستی بگی

01:42:05.360 --> 01:42:08.196
‫تو با دقت ترتیب همه‌ی این‌هارو دادی

01:42:08.231 --> 01:42:09.494
‫روز احمقانه‌ای داشته باشی
‫[خر خودتی]

01:42:18.373 --> 01:42:19.702
‫- ال!
‫- نه، نه، نه

01:42:19.737 --> 01:42:21.341
‫- نه!
‫-- ال بسه!

01:42:30.715 --> 01:42:32.286
‫-- ال
‫-- ال

01:42:32.321 --> 01:42:34.255
‫-- دووم بیار ال
‫- متاسفم

01:42:34.290 --> 01:42:35.322
‫- برات کمک می‌اریم

01:42:35.357 --> 01:42:36.521
‫- دکتر گلاک کو؟

01:42:36.556 --> 01:42:38.391
‫- رفته، نمی‌تونی ببینی؟

01:42:38.426 --> 01:42:39.689
‫چی انتظار داشتی؟

01:42:39.724 --> 01:42:42.758
‫بالاخره اسم گروهو انتخاب کردم

01:42:42.793 --> 01:42:43.792
‫- بهمون بگو ال

01:42:43.827 --> 01:42:44.958
‫لطفا بهمون بگو

01:42:44.993 --> 01:42:46.663
‫ال و...

01:42:49.470 --> 01:42:50.733
‫- چی گفت؟

01:42:50.768 --> 01:42:52.339
‫چی گفت؟

01:42:52.374 --> 01:42:54.000
‫- دوباره بگو ال
‫- ال!

01:42:54.035 --> 01:42:56.442
‫- ال

01:45:19.736 --> 01:45:23.532
‫با ال همه چیز درباره‌ی اجرا بود

01:45:24.032 --> 01:45:25.409
‫و این هم تفاوتی نداشت

01:45:26.660 --> 01:45:27.953
‫اگر هم چیزی باشه

01:45:27.995 --> 01:45:30.873
‫این چیزیه که کل زندگی‌شو صرف دستیابی بهش کرد

01:45:30.914 --> 01:45:35.419
‫و  بیشتر از این‌ها باهاشون درگیر
‫شده بودم که بخوام یه قاشق غذارو رد کنم

01:46:04.072 --> 01:46:09.870
‫و در رابطه با من
‫من بالاخره عضوی از یه چیزی بودم

01:46:57.000 --> 01:47:02.000
:  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

01:47:02.030 --> 01:47:07.000
:  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.